وزیر اقتصاد: میتوانیم روزانه به یک میلیون کد فعالیت در بورس بدهیم
فرهاد دژپسند وزیر اقتصاد در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما اظهار داشت: اولین برنامه من در حوزه خصوصی سازی، آسیب شناسی در روشهای واگذاری و روشهای قیمت گذاری بود.
وی افزود: بهترین نوع خصوصی سازی، خصوصی سازی است که بر مبنای هدف اصلی تامین مالی نباشد، بلکه برای کارایی بیشتر و تسهیل مردم در حکمرانی اقتصاد است. با این رویکرد دارایی های در اختیار دولت را به عامه مردم و بخش خصوصی واگذار می کنیم.
وزیر اقتصاد گفت: در اولین مرحله از واگذاری، بالغ بر ۲۳ هزار میلیارد تومان از باقیمانده سهام دولت از طریق فروش واحدهای سرمایه گذاری صندوق واسطه گری مالی یکم با اعمال ۲۰ درصد تخفیف به مردم واگذار می شود و میزان سهامی که به هر فرد تعلق می گیرد به میزان مشارکت آنان در این فراخوان بستگی خواهد داشت.لازم می دانم از تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری در موافقت با آزاد سازی سهام عدالت در اختیار مردم قدردانی کنم.
وی با بیان اینکه آزاد سازی سهام عدالت در شرایط حاضر از دو جنبه دارای اهمیت است؛ افزود: یکی از این نظر که در شرایط بحران ناشی از کرونا، آزاد سازی این سهام می تواند گشایشی در کار مردم محسوب شود و از سوی دیگر اینکه در شرایط فعلی بازار سرمایه و صعود شاخص های بورس کشور، این موضوع می تواند موجب تعمیق و رونق هر چه بیشتر این بازار شود.
دژپسند ادامه داد: مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور به دولت اجازه داد، در یک دوره مدت دار، مدیریت صندوق های سرمایه گذاری قابل معامله در بورس را دولت بر عهده گیرد که هدف آن هم مشارکت دادن همزمان عامه مردم و فعالان بازار بورس و هم کاهش ریسک برای خریداران است. در شرایط تحریم و تجربه بودجه بدون نفت به معنای واقعی و همزمان با مضایق ناشی از همه گیری کرونا و در شرایطی که نمی توانیم بودجه را رها کرده و از بانک مرکزی استقراض کنیم، واگذاری سهام دولت در شرکت های بورسی، بهترین اقدام است که ضمن تامین مالی دولت، کوچک سازی دولت، مردمی کردن اقتصاد و ارتقای کارایی را هم محقق می کند.
وزیر اقتصاد خاطرنشان کرد: در حال حاضر روزانه یکصد هزار نفر کد بورسی دریافت می کنند و این رقم طی دو هفته آینده با تقویت زیرساختها که در دست اجرا می باشد به آمار یک میلیون کد بورسی در روز افزایش خواهد یافت.
وی گفت: در خصوص اپلیکیشن احراز هویت غیرحضوری نیز در حال تصمیم گیری نهایی هستیم که با اجرای این برنامه شاهد سرعت بالاتری در پذیرش ها خواهیم بود.
برای کشوری همانند ایران که درگیر تحریمهای بین المللی نیز هست، این موضوع دولتمردان را دچار سردرگمی نموده است. فعالیتهای سوداگرانه تب و تاب خود را در بازار سکه و ارز تا حدودی از دست داده و حالا قرعه خوش شانسی به نام بورس افتاده است.
دلار به عنوان واحد پولی مورد معامله در تجارت ایران در هفته ای که گذشت با محدودیت تقاضا به دلیل کاهش تقاضای فیزیکی مانند کاهش معاملات نقدی و سفرهای خارجی چندان دستخوش نوسان و تغییر نشد. در این هفته پس از چند دوره افزایش با کاهش ۲۵۰ تومانی وارد مسیر سرازیری شد. یکی از شاخص هایی که خلاف جهت بازارهای جهانی در ایران روند رشد و صعودی به خود گرفته است، بازار سهام می باشد. این بازار در هفته گذشته توانست به طور متوسط روزانه سود ۲.۸ درصدی را نصیب سهامداران نماید. تا زمانی که چنین جذابیتی در بازار سهام وجود دارد انتظار برای افزایش قیمت دلار کاهش خواهد یافت؛ مگر آن که نرخ حواله درهم در کانال افزایش قرار گیرد در آن صورت می توان انتظار داشت که نرخ دلار به بالای ۱۶ هزارو ۵۰۰ تومان نیز برسد.
با توجه به محدود شدن تجارت بین المللی با وجود ویروس کرونا، هر چند که میزان خرید و فروش ارز در این سامانه تا اندازه ای کاهش یافته است اما نرخ دلار در سامانه نیما، نزدیک به نرخ آزاد قرار گرفته است. قیمت سکه معمولا بیش از آن که تحت تاثیر قیمت جهانی طلا باشد تحت تاثیر قیمت دلار قرار می گیرد. سکه در هفته ای که گذشت با افت ۷۰ هزار تومانی به سمت ابتدای کانال ۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی حرکت کرد. این افت قیمتی سکه در حالی رخ داده است که طلای جهانی در آخرین روز هفته در بالای مرز هزار و ۷۰۰ دلاری در نوسان بوده است. با توجه به اینکه در هفته گذشته سکه رشد ۶.۳ درصدی را ثبت نموده است اما همچنان به نظر می رسد تا زمانی که هیجانات بورس تخلیه نشود، تغییرات قیمت سکه در حوالی ۶۴۰۰ تا ۶۵۰۰ نوسان خواهد شد.
با رفع محدودیت های معاملاتی در بازار بورس و مشارکت عموم مردم در خرید سهام، باعث رشد ۷۱ درصدی این بازار نسبت به آخرین روز در اسفند سال ۹۸ شد. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقد هستند فضای شکل گرفته در بازار سهام حباب است و عمدتا دولت به منظور تامین نقدینگی در شرایطی که ارزش جهانی نفت و درآمدهای ارزی کاهش یافته اند، اقدام به عرضه سهامی مانند شستا و یا واگذاری سهام عدالت نموده است و این حباب بعد از اشباع این بازار، از بین خواهد رفت و پیامد آن افزایش شاخص قیمت کالاهای مصرفی خواهد بود. در هفته ای که گذشت این بازار با ثبت رشد ۱۸ درصدی و با افزایش ۱۳۵ هزار واحدی شاخص کل، رکورد دار شد و انتظار میرود حداقل تا نیمه اول سال جاری با حمایت دولت، سهام مسیر صعودی را طی کند.
همه گیری ویروس کرونا و نبود زیرساختهای لازم برای ذخیرهسازی و مشکلات حمل و نقل، قیمت جهانی طلای سیاه را تحت تاثر قرار داده است. در اوایل هفته ای که گذشت و با سررسید قراردادهای نفتی، به دلیل کاهش تقاضا و موارد ذکر شده، قیمت نفت تا منفی ۴۰ دلار نیز کاهش یافت. عده ای بر این باورند این کاهش قیمت موقتی بوده و تا پایان تابستان قیمت آن به کانال ۳۰ دلار باز می گردد. برخی دیگر معتقدند با کاهش تولید اوپک پلاس از ده روز دیگر و کمبود مخازن ذخیره نفت، ممکن است قیمت نفت همچنان در کانال نزولی قرار بگیرد. نگاهی به بازار فلزات اساسی نشان می دهد که این بازار توانسته تا حدودی اثرات منفی کرونا را خنثی ساخته و دو فلز روی و مس روند مثبت را تجربه کرده اند. بر اساس گزارش سازمان جهانی غذا، شاخص قیمت تمامی انواع مواد غذایی نسبت به ماه قبل کاهش داشته است.
هفته گذشته نرخ سود بانکی برای سپردهها تعیین تکلیف شد. اکنون کاهش نرخ سود سپردههای بانکی از رقمی که در همان حالت چندان برای سپردهگذار جذابیت نداشت، میتواند از دو جهت، دو حوزه فعال در بازار مسکن را تحت تاثیر قرار دهد. در سمت دیگر بازار مسکن، سایه تحولات بورسی وجود دارد که از نگاه برخی کارشناسان اقتصادی در سال جاری ممکن است این سایه بر روند متغیرهای بازار ملک، کارساز شود. سال گذشته و سال قبل از آن، این بازار ارز بود که سکان هدایت بخشی از بازار معاملات مسکن را بهدست گرفت.
رکوردشکنی جدید بورس تهران/ جهش ۳۲ هزار واحدی شاخص کل
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بورس اوراق بهادار تهران، برخلاف بورسهای جهان که روبه سقوط است، این روزها با وجود کرونا و افت قیمت نفت همچنان رکورد میشکند و در پایان معاملات امروز شاخص کل با جهش ۳۲ هزار و ۱۴۱ واحد به رکورد ۸۷۸ هزار و ۹۳ واحد رسید. همچنین ارزش بازار بورس امروز به بیش از ۳ هزار و ۲۹۴ تریلیون تومان بالغ شد.
امروز همچنین با عرضه اولیه سهام پگاه گیلان رکورد مشتریان بورس در یک روز شکسته شده و به ۲ میلیون و ۳۸۶ هزار و ۶۹۷ نفر افزایش یافت.
معاملهگران در بورس تهران بیش از ۵ میلیارد و ۱۵۵ میلیون سهام حق تقدم و سایر اوراق مالی در قالب یک میلیون نوبت معامله و به ارزش ۸ هزار و ۸۴۷ میلیارد تومان داد و ستد کردند.
عمده نمادهای بورسی مانند پتروشیمی خلیج فارس، ملی مس، فولاد مبارکه، شستا، کشتیرانی، مپنا و هلدینگ تاپیکو در تقویت شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران اثر داشتند.
شاخص قیمت با معیار وزنی ارزشی هم ۸ هزار و ۵۵۰ واحد جهش یافته و به رقم ۲۳۳ هزار ۶۰۸ واحد رسید.
شاخص کل با معیار هموزن با افزایش ۹هزار و ۲۲ واحد به رقم ۲۸۵ هزار و ۶۶۷ واحد رسید.
شاخص قیمت با معیار هموزن با افزایش ۵ هزار و ۹۹۲ واحد به رقم ۱۸۹ هزار و ۷۲۹ واحد رسید.
شاخص آزاد شناور با افزایش ۳۹ هزار و ۸۶۹ واحد به رقم یک میلیون و ۱۰۴ هزار و ۶۲۸ واحد رسید.
شاخص بازار اول بورس با افزایش ۲۱ هزار و ۴۶ واحد به رقم ۶۲۲ هزار و ۸۵۳ واحد رسید.
شاخص بازار دوم بورس که معاملات بلوکی و عمده در آن انجام میشود با افزایش ۷۵ هزار و ۲۱۸ واحد به رقم بیسابقه یک میلیون و ۸۵۶ هزار و ۶۲۳ واحد رسید.
نمادهای پربیننده شامل پالایش نفت اصفهان، گلوکوزان، ملی مس، بانک پارسیان، پتروشیمی سرمایه ایرانیان، بانک اقتصاد نوین و سرمایهگذاری غدیر بودند.
امروز در فرابورس ایران نیز شاخص کل ۳۴۵ واحد افزایش یافت و به رقم بیسابقه ۱۰ هزار و ۲۸۶ واحد رسید.
ارزش بازار اول ودوم فرابورس ایران به بیش از ۶۴۷ هزار میلیارد تومان رسید.
امروز نمادهای میدکو، صباتأمین، پتروشیمی تندگویان، ذوبآهن، پتروشیمی زاگرس، فولاد هرمزگان، نیروی برق دماوند همگی در تقویت شاخص فرابورس اثرگذار بودند.
نمادهای پربیننده شامل ذوبآهن اصفهان، مادیران، پتروشیمی زاگرس، سیمان لار سبزوار، بانک دی، نیروی برق دماوند و سرمایهگذاری توسعه و عمران استان کرمان بودهاند.
در روزهای اخیر، شاهد عرضه شتابان سهام شرکتهای بزرگ وابسته به سازمان تأمین اجتماعی چون شستا و … در بورس و فرابورس بودیم که بنا بر اعلام مسئولان دست اندرکار، با استقبال بینظیر از سوی خریداران مواجه شده است و بنا به روایتهایی، این سهامها در همان لحظه اول به فروش رفته است. شاید رونق گرفتن بورس در کشور در شرایط حاضر که اکثر کشورها با بحران بیماری کرونا مواجه هستند و بورس و سایر فعالیتهای اقتصادی آنان متأثر از آن کم رونق و بی رمق گشته برای مسئولان و بخشی از مردم و خریداران شرایط مساعدتر و نوید بخشی را فراهم کرده است.
بنا بر اعلام رسانهها، دولت تصمیم دارد در روزهای آتی سهام بیشتری از شرکتهای وابسته به خود و یا بانکها را برای عموم مردم در بورس عرصه کند، این اقدام دولت حداقل از چند بعد پسندیده است و در ضمن دارای عواقب و پیامدهایی هم هست. اولاً با این اقدام از انباشت سرمایه در دست معدود افرادی که صاحبان این شرکتها هستند جلوگیری خواهد شد و در کنار آن بخش بزرگی از مردم جامعه، سهامدار شرکتها خواهند شد؛ هرچند بخش بزرگی از جامعه که اقشار متوسط و فرودست جامعه هستتد نیز همچنان محروم خواهند ماند، زیرا فرایند عضویت و خرید و فروش سهام برای افراد فرودست جامعه بدلائل مختلف قابل درک و بهره برداری عینی نیست و به همین دلیل از این فرصت پیش آمده برای جهش درآمدی نیز محروم خواهند شد.
هر چند شنیدن این گونه اخبار و اقدامات، خبر مسرت بخش برای کسانی است که در حوزههای مختلف اقتصادی و مالی و بازارها فعالیت دارند، اما پیامدهای ناگوار هم برای بخش قابل توجهی از مردم متصور است که در عرصههای یاد شده فراموش شدهاند و در امورات اقتصادی و سایر عرصههای عمومی به مانند آنها دستی بر آتش ندارند. اگر اسم این گروه از مردم را اقشار آسیب پذیر، محروم و یا طبقه مستضعف بگذاریم از منظر جامعه شناختی، آثار و عواقب این قبیل واگذاریها قابل بررسی و مطالعه علمی است.
نظرسنجیای که توسط ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، وابسته به جهاد دانشگاهی) در مورد نحوه رفتار پس انداز جامعه ایرانی در سال ۹۸ صورت گرفته نشان میدهد که یک سوم مردم ایران (۳۴.۴) درصد مردم ایران هیچ پس اندازی نداشتهاند. سوالی که اینجا پیش میآید این است که عملاً سهم این افراد در بورس چه خواهد شد زیرا خرید سهام در بورس، علاوه بر نیاز به مهارت، نیاز به سرمایه و پس انداز هم دارد که عملاً قشر آسیب پذیر و فقیر جامعه از این نظر در تنگنا هستند. میتوان گفت فقدان پس انداز به وجود شکاف فقر و نابرابریهایی بر میگردد که در طی سالیان گذشته بدلیل تصمیمات اقتصادی مانند همین واگذاریها خیل عظیمی از جمعیت بازنده و در مقابل، عدهای نیز برنده شدهاند و در این فراز و فرودها همواره لطماتی به اقشار فقیر جامعه وارد آمده است.
اگر به رفتار اقتصادی افرادی که پس انداز داشتهاند نگاه کنیم مشاهده میشود عده قابل توجهی از پس اندازهای گروههای برخوردار و یا قشر متوسط به بالای جامعه، بدلیل برگشت سریع و مطمئن سرمایه در حوزههای املاک و مستغلات و یا به صورت سپرده گذاری در بانکهای خصوصی و دولتی بوده است و کمتر دیده شده در حوزههای تولیدی و یا ایجاد اشتغال که مورد نیاز توسعه و پیشرفت جامعه است بکارگرفته شده است. طبق نظرسنجی مذکور، ۴۷ درصد پس اندازها در دو بخش یادشده صورت گرفته است.
اینکه دولت بتواند همزمان با کم کردن سود سپرده گذاریها در بانکها به عرصه سهام شرکتها وابسته به خود روی بیاورد و این حجم از نقدینگیهای سرگردان را به بورس منتقل نماید جای بسی امیدواری است. اما در این میان، بخش عظیمی از مردم پس انداز نداشته و یا حتی قادر به تأمین حداقلهای زندگی خود نبودهاند. اگر آمار اعلام شده توسط ایسپا با درصدی از خطا هم درست باشد، آمار نگران کنندهای است و نشان میدهد که حیات اقتصادی این تعداد از مردم جامعه در وضعیت بغرنجی قرار گرفته و زندگی آنها در برابر نوسانات اقتصادی بسیار آسیب پذیر است. درصد کسانی که پس انداز ندارند منطبق با درصد جمعیت زیر خط فقر هستند که تاکنون نتوانستهاند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همواره در شرایط نامساعدی زندگی کردهاند.
به نظر میرسد واگذاری سهام شرکتهای وابسته به دولت در شرایط فعلی که بخش عظیمی از شاغلان کشور، بدلیل ویروس کرونا بیکار شدهاند و یا بخشی از درآمد خود را از دست دادهاند فرصت مناسبی نباشد اما میتوان گفت فرصت گرانبها برای کسانی است که درآمد مکفی و پس انداز داشتهاند و در گذر زمان نیز سود حاصل از واگذاریها، طبعاً به جیب کسانی سرازیر خواهد شد که همواره از دارائی و پس انداز مکفی برخوردار بودهاند و دود آن به چشم کسانی خواهد رفت که عملاً هیچ گونه پس اندازی در طی سالیان گذشته بدلیل شرایط اقتصادی و نابرابریهای موجود در جامعه نداشتهاند و طبیعی است که در آینده نیز ادامه این روند به فاصله و تبعیض بیشتر منجر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صعودهای پی در پی بازار سهام همچنان ادامه دارد؛ به طوری که در روزهای گذشته شاخصکل بورس توانست وارد کانال ۸۰۰ هزار واحدی شود و حالا نیز در آستانه ورود به کانال ۹۰۰ هزار واحدی است. در آخرین معاملات دیروز، شاخصکل بورس در رقم ۸۷۸ هزار و ۱۰۱ واحد ایستاد و این عدد در حالی در بازار سرمایه دیده میشود که در آخرین روز سال ۹۸ شاخص بورس در ارتفاع ۵۱۲ هزار واحدی به کار خود پایان داد.
گزارشها نشان میدهد که در حال حاضر هیچیک از بازارها قابل مقایسه با بازار سهام نیست؛ به طوری که از ابتدای سال تاکنون بیش از ۷۰ درصد افزایش ارزش را تجربه کرده است. در عین حال، بورس تهران یکهتاز سال گذشته بود. هیچ بازاری توان رقابت با بازدهی بازار سرمایه در این سال را نداشت. قلههایی که یکی پس از دیگری در این سال فتح شدند، باعث شد تا سال ۹۸ برای بورس تهران یک سال تاریخی و ویژه باشد.
در حال حاضر برخی از منتقدان روند فعلی، بر این باورند که جهشهای متوالی و پرسرعت قیمتها، علاوه بر وارد کردن بسیاری از سهمها به محدوده حبابی، پتانسیلهای رشد سهام غیرحبابی را نیز از بین خواهد برد و بورس تهران حتی اگر با خروج سرمایهها همراه نشود، جز تزریق روزافزون نقدینگی دیگر دلیلی برای رشد نخواهد یافت. تزریق نقدینگیای که منجر به حباب خواهد شد.
از سوی دیگر، موافقان روند فعلی، رشد قیمتها و ارزش بازار سهام را همپای افزایش ضریب نفوذ بورس و نقدشوندگی معاملات میدانند و بر این نکته تاکید میکنند که چنین جهشهایی لازمه گذر از دوران بلوغ بازار سهام کشور است و مقایسه معادلات اخیر با متغیرها و مختصات سالهای قبل یک اشتباه کلان در میان تحلیلگران است.
مجید سلیمیبروجنی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: در رونق سهام عوامل متعددی همچون جهش نرخ دلار و رشد قیمتهای جهانی مطرح میشوند، اما در طول یکسال گذشته تقریبا اجماعی نسبی میان تحلیلگران شکل گرفته که محرک اصلی این روزهای بورس، جریان قدرتمند نقدینگی است؛ به گونهای که ارزش روزانه معاملات سهام را به چند هزار میلیارد تومان رسانید که در مقایسه با تاریخ بورس و حتی بازارهای رقیب بیسابقه بود.
وی افزود: در چنین شراییطی محدودیتهای متعددی در بازارهای رقیب دیده میشد که جوابگوی انتظارات نبود؛ از نرخ سود سپردههای بانکی گرفته تا فشارهایی که بر تقضای بازارهای ارز و طلا وارد شد. بازار مسکن نیز به علت نیاز به پولهای درست، قادر به جذب نقدینگی خرد نبود.
این کارشناس اققتصادی تصریح کرد: در کنار این موضوعات، ناآشنایی معاملهگران تازهوارد با روشهای تحلیلی در کنار عمق کم بازار سهام کشور از جمله مهمترین نگرانیهایی بوده که کارشناسان نسبت به لحظه پایان این موجسواری روی پولهای جدید داشتهاند.
سلیمیبروجنی با بیان اینکه رشد بازار سرمایه و خروج سرمایه از بازار طلا، سکه و دلار آرزوی اقتصاد ایران بود، متذکر شد: این آرزو ظاهرا یکسال است که برآورده شده است. بر طبق آمار و ارقام، تنها در فروردین سالجاری شاخص کل بورس تهران ۲۵ درصد رشد کرد و به کانال ۷۰۰ هزار واحد رسید. آمارها حاکی از آن است که روزانه به طور متوسط ۵ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان سرمایه وارد بورس میشود و مردم برای دریافت کد بورسی و ثبتنام از نیمه شب در صف میمانند.
بازارهای سهام حباب دارد؟
افکار سفتهبازانه در بورس ترویج پیدا کرده است؟
وی ادامه داد: بازار سرمایه، بازار احتمالات است. مهم نیست شخصی با دید بنیادی به این بازار نگاه کند یا تکنیکالی یا تابلوخوانی و جریان نقدینگی. همیشه با احتمالات روبهرو است؛ فقط تفاوت در جنس احتمالاتی که با آن مواجه است، نهفته است.
این کارشناس اقتصادی گفت: رخدادهای کلان اقتصادی یا برخی حوادث میتوانند تحلیلهای بنیادین را دچار انحراف کرده، تحلیلهای تکنیکالی و متعارض و نوسان در سوگیری روانی فعالان بازار و جریان نقدینگی میتواند تحلیلهای تکنیکال را باطل کرده و …
سلیمیبروجنی افزود: همه اینها رخدادهایی هستند که بارها اتفاق افتاده و از این روز تخصیص درصدی احتمال برای وقوع هر یک امری طبیعی و عقلانی است. وقتی که تب و تاب سفتهبازی بالا میرود (تقریبا شبیه آنچه در حال حاضر در بازار سهام کشور در حال رخ دادن است) حتی تحلیلگران نیز تحریک میشوند که فکر خوب مبتنی بر تحلیل را کنار بگذارند و افکار سفتهبازانه را ترویج دهند.
وی عنوان کرد: البته این موضوع تا حدودی از روی اجبار و تحلیل بازار است. مشتریان، کارگزاریها، سبدگردانها و شرکتهای مشاوره انتظار دارند که پورتفویشان بازدهی بیشتر یا حداقل معادل بازده شاخص بازار عایدشان کند. از این رو، تحلیلگران مالی به ناچار خودشان را با بازار هماهنگ کرده و اهمیت سودآوری را کمتر در محاسبات خود لحاظ میکنند.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: محرک اصلی رشد بازار سهام کشور، تورم بالای اقتصاد است. بسیاری از فعالان بازار سرمایه معتقدند که نرخ تورم سال ۹۹ به جهت کسری بودجه دولت بیش از تورم ۴۱ درصدی سال ۹۸ خواهد بود. این موضوع در کنار عمق پایین بازار سرمایه کشور و ناکارایی آن موجب شده است که گزارشهای مالی شرکتها چندان مورد توجه قرار نگیرد.
سلیمیبروجنی افزود: سرمایهگذاران به جای تمرکز بر قدرت تولید نقدینگی شرکتها و ایجاد منفعت انحصاری، به شایعات مربوط به افزایش سهام از محل تجدید ارزیابی واکنش فوری نشان میدهند. بنابراین عملا تورم موجب ناپایداری و مخدوش شدن تحلیلها و استقرار نظام شایعهمحور شده است. اگرچه تورم، سوخت اصلی برای رشد بازار سهام را تامین کرده است، اما عطش شدید متقاضیان برای خرید سهام به اندازه کافی از سوی عرضه پاسخ نگرفته است. این موضوع صرفا از جانب دولت و نهادهای عمومی قابل پاسخگویی است.
چرا مردم خاطرهای تلخ از ورود به بورس دارند؟
وی با بیان اینکه با توجه به کسری بودجه دولت، به نظر میرسد میتوان بخشی از آن را از طریق فروش سهام جبران کرد، متذکر شد: اما چرا همیشه تعداد زیادی از مردم خاطرهای تلخ از ورود به بورس و سرمایهگذاری در آن دارند؟ آیا این فرآیند در آیندهای دور یا نزدیک برای این خیل عظیم، مجددا تکرار خواهد شد؟ اگر به هر دلیل از حباب سخن به میان نیاوریم و بر این باور باشیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد، اما بدیهی است که این رشد شتابان جایی کند خواهد شد و پس از مدتی، ملایم و با شیبی اندک و شاید وارد مرحلهای ساکن و خستهکننده شود. در صورت وقوع این اتفاقات نیز عدهای تلخکام خواهند شد.
این کارشناس اقتصادی گفت: بدون تردید دلیل اصلی بسیاری از ضرر و زیانهای ما در زندگی از نظر مادی یا معنوی، عدم آگاهی است. ما در بورس بیشتر علاقهمند هستیم از راه شنیداری و تجربیات دیگران که مشخص نیست، چقدر مبتنی بر واقعیات است و به چه میزان با مفاهیم علمی در این حوزه همخوانی دارد، بیاموزیم. اگر سرمایهگذاران فعلی در بازار بورس شناخت مناسبی از شخصیت خود در مقوله ریسکپذیر یا ریسکگریز بودن ندارند.
سلیمیبروجنی افزود: وقتی که یک بازار به شدت مورد توجه تودههای مردم ناآگاه به علم آن بازار قرار میگیرد و آنها بدون اطلاع از کم و کیف و چگونگی ریسکهای آن، در سودای کسب سرمایههای چند برابری، پای به آن بازار میگذارند، زنگ خطر برای فعالان اصلی بازار به صدا در میآید.
وی عنوان کرد: آیا دولتمردان از این حجم نقدینگی وارد شده بازار بورس برای تامین مالی پروژهها و توسعه کشور استفاده میکنند یا صرفا به افزایش عجیب و غریب سهام شرکتها در بازار ثانویه و انتظارات زیاد سودآوری بالا برای تازهواردان منتهی خواهد شد؟ انتظاری که اگر به هر دلیل محقق نشود، منجر به خروج سریع نقدینگی از این بازار و متورم شدن سایر بازارهای موازی خواهد شد. در نتیجه، دولت و سازمان بورس باید با توسعه بازار اولیه و کاهش محدودیتهای ساختاری در بازار، ظرفیت پذیرش نقدینگی جدید در بازار سرمایه را افزایش دهند و در تصمیمگیریهای خود، در کنار شیرهای هدایت هدفمند نقدینگی به سمت بورس، انتهای قصه را نیز در سناریوهای مختلف ترسیم کنند تا یک پایان تلخ، شیرینی این روزها را نیست و نابود نکند.
این کارشناس اقتصادی عنوان کرد: نکته مهم دیگر این است که اگر سیاستگذاران اقتصادی توان حل معضل نقدینگی افسارگسیخته را ندارند، حداقل تصمیماتی نگیرند که موجب بر هم خورد تعادل بازارها و هدایت بخش عمده نقدینگی به یک بازار خاص شود. حاصل اینگونه سیاستهای غلط و غیرعلمی، همانطور که طی ۴ دهه گذشته بارها تجربه کردهایم، جهشهای سریع و به دنبال آن، سقوطهای ناگهانی قیمتها و از دست رفتن سرمایه مردم شده است.
سلیمیبروجنی متذکر شد: حباب بازار سرمایه میتواند ضربههای جدی و تخریبکننده به پیکره اقتصاد بیمار ایران بزند و با تخلیه حباب، به طور حتم سرمایههای مردم از بین خواهند رفت که این نیز میتواند تبعات اجتماعی سنگینی در ماههای پیش رو برای کشورمان به همراه بیاورد.
گرم شدن بازار بورس باعث افزایش فاصله طبقاتی میشود
در روزهای اخیر، شاهد عرضه شتابان سهام شرکتهای بزرگ وابسته به سازمان تأمین اجتماعی چون شستا و … در بورس و فرابورس بودیم که بنا بر اعلام مسئولان دست اندرکار، با استقبال بینظیر از سوی خریداران مواجه شده است و بنا به روایتهایی، این سهامها در همان لحظه اول به فروش رفته است. شاید رونق گرفتن بورس در کشور در شرایط حاضر که اکثر کشورها با بحران بیماری کرونا مواجه هستند و بورس و سایر فعالیتهای اقتصادی آنان متأثر از آن کم رونق و بی رمق گشته برای مسئولان و بخشی از مردم و خریداران شرایط مساعدتر و نوید بخشی را فراهم کرده است.
بنا بر اعلام رسانهها، دولت تصمیم دارد در روزهای آتی سهام بیشتری از شرکتهای وابسته به خود و یا بانکها را برای عموم مردم در بورس عرصه کند، این اقدام دولت حداقل از چند بعد پسندیده است و در ضمن دارای عواقب و پیامدهایی هم هست. اولاً با این اقدام از انباشت سرمایه در دست معدود افرادی که صاحبان این شرکتها هستند جلوگیری خواهد شد و در کنار آن بخش بزرگی از مردم جامعه، سهامدار شرکتها خواهند شد؛ هرچند بخش بزرگی از جامعه که اقشار متوسط و فرودست جامعه هستتد نیز همچنان محروم خواهند ماند، زیرا فرایند عضویت و خرید و فروش سهام برای افراد فرودست جامعه بدلائل مختلف قابل درک و بهره برداری عینی نیست و به همین دلیل از این فرصت پیش آمده برای جهش درآمدی نیز محروم خواهند شد.
هر چند شنیدن این گونه اخبار و اقدامات، خبر مسرت بخش برای کسانی است که در حوزههای مختلف اقتصادی و مالی و بازارها فعالیت دارند، اما پیامدهای ناگوار هم برای بخش قابل توجهی از مردم متصور است که در عرصههای یاد شده فراموش شدهاند و در امورات اقتصادی و سایر عرصههای عمومی به مانند آنها دستی بر آتش ندارند. اگر اسم این گروه از مردم را اقشار آسیب پذیر، محروم و یا طبقه مستضعف بگذاریم از منظر جامعه شناختی، آثار و عواقب این قبیل واگذاریها قابل بررسی و مطالعه علمی است.
نظرسنجیای که توسط ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، وابسته به جهاد دانشگاهی) در مورد نحوه رفتار پس انداز جامعه ایرانی در سال ۹۸ صورت گرفته نشان میدهد که یک سوم مردم ایران (۳۴.۴) درصد مردم ایران هیچ پس اندازی نداشتهاند. سوالی که اینجا پیش میآید این است که عملاً سهم این افراد در بورس چه خواهد شد زیرا خرید سهام در بورس، علاوه بر نیاز به مهارت، نیاز به سرمایه و پس انداز هم دارد که عملاً قشر آسیب پذیر و فقیر جامعه از این نظر در تنگنا هستند. میتوان گفت فقدان پس انداز به وجود شکاف فقر و نابرابریهایی بر میگردد که در طی سالیان گذشته بدلیل تصمیمات اقتصادی مانند همین واگذاریها خیل عظیمی از جمعیت بازنده و در مقابل، عدهای نیز برنده شدهاند و در این فراز و فرودها همواره لطماتی به اقشار فقیر جامعه وارد آمده است.
اگر به رفتار اقتصادی افرادی که پس انداز داشتهاند نگاه کنیم مشاهده میشود عده قابل توجهی از پس اندازهای گروههای برخوردار و یا قشر متوسط به بالای جامعه، بدلیل برگشت سریع و مطمئن سرمایه در حوزههای املاک و مستغلات و یا به صورت سپرده گذاری در بانکهای خصوصی و دولتی بوده است و کمتر دیده شده در حوزههای تولیدی و یا ایجاد اشتغال که مورد نیاز توسعه و پیشرفت جامعه است بکارگرفته شده است. طبق نظرسنجی مذکور، ۴۷ درصد پس اندازها در دو بخش یادشده صورت گرفته است.
اینکه دولت بتواند همزمان با کم کردن سود سپرده گذاریها در بانکها به عرصه سهام شرکتها وابسته به خود روی بیاورد و این حجم از نقدینگیهای سرگردان را به بورس منتقل نماید جای بسی امیدواری است. اما در این میان، بخش عظیمی از مردم پس انداز نداشته و یا حتی قادر به تأمین حداقلهای زندگی خود نبودهاند. اگر آمار اعلام شده توسط ایسپا با درصدی از خطا هم درست باشد، آمار نگران کنندهای است و نشان میدهد که حیات اقتصادی این تعداد از مردم جامعه در وضعیت بغرنجی قرار گرفته و زندگی آنها در برابر نوسانات اقتصادی بسیار آسیب پذیر است. درصد کسانی که پس انداز ندارند منطبق با درصد جمعیت زیر خط فقر هستند که تاکنون نتوانستهاند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همواره در شرایط نامساعدی زندگی کردهاند.
به نظر میرسد واگذاری سهام شرکتهای وابسته به دولت در شرایط فعلی که بخش عظیمی از شاغلان کشور، بدلیل ویروس کرونا بیکار شدهاند و یا بخشی از درآمد خود را از دست دادهاند فرصت مناسبی نباشد اما میتوان گفت فرصت گرانبها برای کسانی است که درآمد مکفی و پس انداز داشتهاند و در گذر زمان نیز سود حاصل از واگذاریها، طبعاً به جیب کسانی سرازیر خواهد شد که همواره از دارائی و پس انداز مکفی برخوردار بودهاند و دود آن به چشم کسانی خواهد رفت که عملاً هیچ گونه پس اندازی در طی سالیان گذشته بدلیل شرایط اقتصادی و نابرابریهای موجود در جامعه نداشتهاند و طبیعی است که در آینده نیز ادامه این روند به فاصله و تبعیض بیشتر منجر خواهد کرد.