برچسب: رکود تورمی

  • جنس تورم در ایران با سایر کشورها متفاوت است

    جنس تورم در ایران با سایر کشورها متفاوت است

    محمد قائدامینی، کارشناس پولی و بانکی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در شرایط امروز کشور، اقتصاد ما همزمان درگیر چند مشکل اساسی است که تورم، نمود ملموس و واضح آنها است. یعنی جدای از اینکه ما سه سال متوالی درگیر یک تورم بالای ۳۰ درصد هستیم، همزمان از یک طرف در بین سال‌های ۹۰ تا ۹۹، درآمد سرانه کشور ۳۷ درصد کاهش پیدا کرده است. و از طرف دیگر با افزایش ضریب جینی از سال ۹۰ تا ۹۹، اختلاف طبقاتی و فشار بر روی طبقات ضعیف‌تر جامعه جهش چشم گیری پیدا کرده است. بنابر این افزایش تورم و ضریب جینی و همچنین کاهش درآمد سرانه، روی هم رفته موجب شدند که فشار تورم به شکل مضاعفی بر زندگی مردم وارد شده و مردم تمام این فشار را صرفاً ناشی از تورم می‌دانند. اگر شرایط ما به گونه‌ای بود که تورم وجود داشت، ولی همزمان با آن درآمد سرانه ما افزایش پیدا می‌کرد و یا بار تورم به نحو مساوی بین همه مردم تقسیم می‌شد، قطعاً تورم موجود در جامعه پیچیدگی حال حاضر را نداشت.

    وی ادامه داد: در باب ماهیت تورم در اقتصاد ایران، این نکته مطرح است که در نقاط دیگر دنیا، به عبارت دیگر در تورم متعارف و کلاسیک، تورم روی دیگر سکه رونق حساب می‌شود. یعنی به واسطه افزایش قدرت خرید مردم، افزایش تقاضا در بازار و ایجاد مازاد تقاضا، با افزایش قیمت‌ها رو به رو هستیم. این نوع تورم اگرچه هزینه‌ها را متأثر می‌کند اما به واسطه رونقی که ایجاد می‌کند، موجب افزایش درآمدها نیز می‌شود. بنابراین افزایش درآمد، فشار افزایش هزینه را خنثی می‌کند. اما در ایران همزمانی که هزینه‌ها از باب تورم زیاد می‌شود، بخش حقیقی اقتصاد با رکود درگیر است و این رکود، مانع افزایش درآمد می‌شود. لذا این رکود تورمی که ما شاهد آن هستیم، نوع خاصی از تورم است که همزمان کشور را درگیر این دو مقوله کرده است.

    چرا دولت‌های گذشته در کنترل تورم موفق نبودند؟

    وی در خصوص علت عدم موفقیت دولت‌های گذشته در کنترل تورم بیان کرد: بخش عمده‌ای از این شکست، به فهم ماهیت تورم در اقتصاد ایران بر می‌گردد. همانطور که بیان شد، چون ماهیت تورم در اقتصاد ایران با سایر نقاط دنیا متفاوت است، به تبع راهکارهای خاص خودش را می‌طلبد. در حالی که به این تفاوت دقت نشده و راهکارهایی که پیگیری می‌شود، راهکارهای متعارف برای تورم‌های کلاسیک بوده است. برای نمونه سیاستی که برای مهار تورم در دولت یازدهم پیگیری شد، این گونه بود که با بستن پایه پولی می‌توانیم تورم را کنترل کنیم. لذا تلاش کردند که استقراض دولت از بانک مرکزی را به حداقل رسانده و پایه پولی را از سمت دولت ببندند.

    تورم در ایران به شدت متأثر از نرخ ارز است. لذا راهکار کوتاه مدت کنترل تورم، مدیریت نرخ ارز است

    وی افزود: چرا که در منظومه فکری آن‌ها، اگر پایه پولی بسته می‌شد و به تبع نقدینگی رشد نمی‌کرد، قطعاً تورم نیز به کنترل در می‌آمد. اما آنچه در عمل شاهد بودیم، این بود که نقدینگی به بدترین نحو رشد کرد. یعنی نقدینگی نه تنها نسبت به دهه‌های قبل تفاوتی نکرد، بلکه دو الی سه درصد نیز نسبت به میانگین‌های قبل بیشتر شد. به این صورت که رشد نقدینگی ما در طی سال‌های قبل حدود ۲۵ درصد بود که در این سال‌ها به ۲۷ درصد رسید. لذا تنها چیزی که برای کشور حاصل شد، این بود که دولت نتوانست به صورت فعالانه از این نقدینگی استفاده کند، در جایگاه انفعال قرار گرفت، نقدینگی در دست شبکه بانکی افتاد و در نهایت بانک‌ها در مورد نحوه تخصیص این نقدینگی تصمیم گیری کردند.

    برخورد دنیا با تورم چگونه است؟

    این کارشناس پولی و بانکی درباره رویکرد دنیا در مواجه با تورم اظهار کرد: هدف گذاری تورمی یا همان رویکرد متعارفی که دنیا برای کنترل تورم در پیش گرفته، این است که یک نرخ تورم هدفی را بانک مرکزی اعلام و سپس از طریق ابزار سیاستی نرخ بهره، که نرخ سقف و کفی تعیین می‌شود، آن تورم را کنترل می‌کنند. مکانیزم کنترل تورم از طریق نرخ بهره به این صورت است که وقتی نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند، یک خاصیت ضد رونق ایجاد می‌شود. به این نحو که، افزایش نرخ بهره یک اثر مستقیم و یک اثر ضمنی دارد. اثر مستقیم و صریح آن بر روی قیمت تمام شده وام است. یعنی زمانی که فردی درخواست وام می‌کند، این افزایش نرخ بهره موجب بالا رفتن قیمت تمام شده وام می‌شود. لذا تقاضای آن کاهش می‌یابد. اثر ضمنی آن نیز اینگونه است که وقتی فرد تصمیم به یک مصرفی می‌کند، وقتی نرخ بهره بالا باشد، مصرف خود را به بعد موکول می‌کند. بنابراین در هر دو صورت نرخ بهره، خاصیت ضد رونق و کاهش تقاضا دارد.

    در ایران همزمانی که هزینه‌ها از باب تورم زیاد می‌شود، بخش حقیقی اقتصاد با رکود درگیر است و این رکود نیز، مانع افزایش درآمد می‌شود

    وی در ادامه بیان کرد: در حالی که تورم در ایران ناشی از فشار هزینه است. یعنی ما با یک صنعتی مواجه هستیم که به موارد متعددی بسیار وابسته است. عمده این وابستگی نیز به واردات کالای واسطه‌ای مربوط می‌شود که به نرخ ارز وابسته است. زمانی که در اثر تنش‌های کلان سیاسی و اقتصادی، نرخ ارز افزایش داشته باشد، کالاهای واسطه‌ای تولید گران شده و در کل هزینه تولید زیاد می‌شود. در این صورت حداقل قیمت در بازار نیز متناسب با آن افزایش پیدا می‌کند. پس در این حالت، نمی‌توانید با سیاست‌های طرف تقاضا، این نوع تورم را کنترل کنید. کارایی سیاست نرخ بهره برای کنترل تورم در اقتصاد ایران، با ابهام مواجه است. یکی از دلایل این است که در ایران دسترسی به وام برای خرید کالاهای با دوام مصرفی مانند ماشین، به دلیل گرانی‌ها بلا موضوع است. اما در کشورهای دیگر برای خرید این کالاها، وام دریافت می‌شود. لذا نرخ بهره در این تقاضا تأثیرگذار نیست. از طرفی، پیشران نرخ بهره در ایران، متأثر از فعالیت‌های نامولد و سفته بازانه است که اگر بخواهیم آن را از بین ببریم باید نرخ بهره تا ۵۰ درصد افزایش پیدا کند. پس با افزایش نرخ بهره در حد ۵ درصد، نمی‌توان کاهش تورم را انتظار داشت.

    کنترل تورم ایران با راهکارهای مخصوص خود

    قائد امینی در خصوص راهکار کنترل تورم در اقتصاد ایران بیان کرد: ابتدا باید این حقیقت را بپذیریم که رساندن تورم به سطوح ۳ تا ۴ درصدی، در کوتاه مدت یا حتی میان مدت برای اقتصاد ایران، حتی اگر امکان پذیر هم باشد، مطلوب نیست. ما اکنون در شرایطی هستیم که اگر بخواهیم تورم را به زیر سطوح ۴ یا ۵ درصد برسانیم، باید یک انقباض شدید ایجاد کنیم که در نتیجه آن اقتصاد به رکود بیشتری فرو می‌رود و اثرات این رکود می‌تواند بسیار بدتر از تورم باشد. البته این نکته به معنای مطلوب بودن تورم نیست اما اینکه کاهش یک باره تورم ممکن است اثرات نامطلوب‌تری از اثرات فعلی بگذارد، نکته مهمی است. لذا پیشنهاد ما برای مدت کوتاه مدت و میان مدت یک تورم با ثبات ۱۲ الی ۱۵ درصدی است.

    رساندن تورم به سطوح ۳ تا ۴ درصدی، در کوتاه مدت یا حتی میان مدت برای اقتصاد ایران، حتی اگر امکان پذیر هم باشد، مطلوب نیست وی ادامه داد: راهکار این امر نیز به نرخ ارز بر می‌گردد. تورم در ایران در کوتاه مدت به شدت متأثر از نرخ ارز است. بدین صورت که هم به نحو حقیقی، تولیدات ما متأثر از نرخ ارز است و هم به نحو انتظاری، تغییر نرخ ارز بر انتظارات تورمی به شدت تأثیر می‌گذارد. بنابراین قطعاً راهکار کوتاه مدت، مدیریت نرخ ارز است. البته مدیریت نرخ از از سرکوب نرخ ارز معنای متفاوتی دارد. مدیریت نرخ ارز با بازی فعالانه دولت و بانک مرکزی صورت می‌گیرد که از جمله سیاست‌های این بخش می‌تواند مدیریت واردات از جمله ممنوعیت واردات کالاهای لوکس و بالا بردن تعرفه کالاهای غیرضروری باشد تا واردات به سمت واردات کالای ضروری برود.

    وی افزود: دومین راهکار برای مدیریت بازار ارز، پیگیری آزادسازی منابع بلوکه شده است که می‌تواند در کوتاه مدت به اقتصاد کشور کمک کند. همچنین نظارت بر مدیریت منابع ارزی راهکار مناسبی برای این امر باشد. البته در کوتاه مدت راهکارهای دیگری چون تسهیل ورود مواد اولیه به کشور و دیپلماسی فعال جهت تعامل‌های منطقه‌ای از جمله مواردی است که می‌تواند پیگیری شود. اما برای میان مدت و بلند مدت، باید شبکه بانکی خود را که در دهه ۹۰ عامل مسلط در خلق پول بود، بتوانیم کنترل کنیم. شبکه بانکی علی الخصوص بانک‌های خصوصی که در غیاب بانک مرکزی خلق پول‌های گسترده انجام دادند، باید مورد نظارت شدید بانک مرکزی قرار بگیرند. اگرچه نقش کسری بودجه هم در تورم مهم است. اما تنها عامل تورم نیست. در بلندمدت نیز چون صنایع ما وابسته هستند، باید از مونتاژ کاری به سمت داخلی سازی زنجیره ارزش حرکت کنیم. تا زمانی که ما مونتاژ کار باشیم، به محض تغییرات نرخ ارز صنعت ما به شدت دچار نوسان خواهد شد. و در پایان باید بهره وری و تکنولوژی خود را متناسب با دنیا کنیم تا بتوانیم در صنعت با آن‌ها رقابت کنیم.

  • بانکها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    بانکها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    عباس دادجوی توکلی در گفتگو با خبرنگار مهر معتقد است بانک‌ها در بازه زمانی سال ۱۳۹۸ و تا خرداد ماه سال جاری، با استفاده از تورم و رونق یک ساله بورس توانستند ناترازی موجود در صورت‌های مالی خود را از طریق بروز رسانی ارزش دارایی‌ها مانند تجدید ارزیابی انواع دارایی، فروش و یا بیش برآورد شرکت‌های زیان‌ده خود تا چند برابر ارزش واقعی و همچنین کاهش ذخیره گیری لازم بدلیل افزایش ارزش وثائق، کاهش داده و حتی به سود دهی برسند.

    عضو اندیشکده سیاست‌گذاری اقتصاد تهران درباره نقش رشد بازار سرمایه در اصلاح ناترازی بانک‌ها اظهار داشت: از سال ۹۱ به بعد بود که ناترازی ترازنامه بانک‌ها برای تحلیلگران و سیاستگذار عیان شد و هر چقدر هم به جلو می‌آمدیم، ناترازی بانک‌ها شکل جدی‌تری به خود می‌گرفت.

    ناترازی ۹۰۰ هزار میلیاردتومانی بانک‌ها در پایان سال ۹۶

    وی افزود: اگر چه در سال‌های پیش از سال ۹۱ نیز این ناترازی در ترازنامه بانک‌ها وجود داشت اما با توجه به اینکه در بازه زمانی قبل از سال ۱۳۹۱، همزمان با تورم، درصدی از رشد اقتصادی هم در کشور دیده می‌شد و از سوی دیگر نرخ ارز ثابت مانده بود، این موضوع باعث شده بود تا جریان نقدینگی در بانک‌ها سیال‌تر باشد و در نتیجه ناترازی بانک‌ها به چشم نیاید. در آن دوران بسیاری از بانک‌ها با ایجاد شرکت‌های مرتبط در دو حوزه ساختمان و مستغلات و همچنین بازرگانی خارجی، سودآوری مناسبی را در کنار عملیات تسهیلات دهی خود در دستور کار خود قرار دادند. همچنین تا قبل از شروع تحریم‌ها، تمایل به «افزایش سرمایه» مداوم (که البته منشأ بسیاری از آنها وام دهی و خلق پول از هیچ است و یا سودهای شناسایی شده از تسهیلات بعضاً لاوصول) در بانک‌های بخصوص خصوصی، موج میزد. همچنین نظارت بر نحوه شناسایی سودهای موهومی حتی از محل تسهیلات مشکوک الوصول و طبقه بندی تسهیلات به هیچ عنوان در دستور کار مقام پولی قرار نداشت.

    کارشناس اقتصادی تصریح کرد: اما از سال ۹۱ به بعد که تحریم‌ها جدی تر شد، ناترازی بانک‌ها به شکل واضح‌تری میان اقتصاددانان نمایان شد.

    وی خاطرنشان کرد: در انتهای سال ۹۶ ناترازی بانک‌ها به ۹۰۰ هزار میلیارد تومان رسید که رقم قابل توجهی بود.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: جریان ناترازی ترازنامه بانک‌ها از این منظر آشکار شد که از یک سو در سمت تعهدات، با انواع بدهی‌های با بهره، همچون تبدیل پول به شبه پول (همان پول گران قیمت) مواجه بودیم و همین موضوع خود منشأ اصلی خلق پول در کشور گردیده بود. از سویی در بخش حقوق صاحبان سهام نیز پس از آنکه بانک مرکزی به طور جد در سال ۱۳۹۵ خواهان مشخص شدن منبع افزایش سرمایه بانک‌ها شد، با توقف رشد حقوق صاحبان سهام مواجه شدیم و با انباشت زیان انباشته، حتی در مواردی حساب سرمایه بانک‌ها منفی هم شد، بنابراین برای سهامدار عملاً در پایان سال چیزی باقی نمی‌ماند، ولی از سوی دیگر سود سپرده‌ها و خود سپرده‌ها تصاعدی رشد می‌کرد.

    دارایی‌هایی که نقدشونده نبودند

    دادجوی توکلی به موضوع دارایی‌های بانک‌ها نیز در بخش ترازنامه این نهادهای پولی اشاره کرد و گفت: از سال ۱۳۹۱ الی ۱۳۹۷، در سمت دارایی‌ها، انواع و اقسام دارایی‌های کم بازده و یا بدون بازده مشاهده گردید. بطور کل، دارایی‌های بانک‌ها شاهد اقلام متعددی من جمله مطالبات از بانک مرکزی، مطالبات از سایر بانک‌ها، مطالبات از دستگاه‌های دولتی، اشخاص حقیقی و حقوقی غیر دولتی از جمله شرکت‌های وابسته و فرعی، دارایی‌های ثابت و تملیکی می‌باشد که هر یک بازدهی و یا منفعت خاص خود را دارد.

    وی ادامه داد: این در حالی بود که بسیاری از این دارایی‌ها در دوره یاد شده، اولاً آنچنان سیال و نقدشونده نبوده و ثانیاً بازدهی خاصی برای بانک‌ها در پی نداشته‌اند، یعنی اگر جریان حسابداری تعهدی با مکانیزم فعلی را از بانک‌ها حذف کنیم، عملاً بانک‌ها ورشکسته می‌شدند.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برای نمونه مطالبات از بانک مرکزی شامل ذخیره قانونی و ذخیره احتیاطی (مازاد) بود که اولی هم الزام آور بود و تنها بازدهی سالانه یک درصد را به خود اختصاص می‌داد. از سوی دیگر، بانک‌ها ذخیره احتیاطی هم که نداشتند تا برای تسویه‌های بین بانکی در اتاق پایاپای نزد بانک مرکزی قرار دهند یا مانند سیاست فعلی کوریدور نرخ سود، مثلاً بازدهی ۱۳ درصدی از آن اخذ کنند. بنابراین سطح مطالبات بانک‌ها از بانک مرکزی، از منشائی غیر از سپرده قانونی امکان پذیر نبود و اگر هم بود بازدهی در بر نداشت. همچنین نبود چنین پولی در حساب بانک‌ها نزد بانک مرکزی سبب اضافه برداشت‌های پی در پی، نرخ‌های بالای بین بانکی و همچنین نرخ سود سپرده بالا گردید.

    دادجوی توکلی تأکید کرد: مطالبات بانک‌ها از دولت که عمدتاً تحمیلی به بانک‌ها بود، سالانه تمدید می‌شد؛ اما علی رغم تحمیلی بودن آن، بانک‌ها هر سال روی آن بدهی، سود محاسبه کرده و به بدهی قبلی می‌افزودند؛ خوبی این نوع مطالبات آن بود که دیگر بابت آن، ذخیره گیری مشکوک الوصول وجود ندارد و فقط ۱.۵ درصد ذخیره عام محاسبه می‌شود و از سوی دیگر، در محاسبه نسبت کفایت سرمایه هم ریسک بالایی ندارد در واقع بانک‌ها می‌توانند از این محل، نوعی درآمد را شناسایی کنند.

    سهم ۳۰ درصدی دارایی‌های موهوم در ترازنامه بانک‌ها

    وی بیان داشت: در این میان باید به این موضوع هم اشاره کرد که دولت معمولاً، ۳۰ درصد از مطالباتی که بانک‌ها به دولت اعلام می‌کنند را قبول ندارد. بنابراین ۳۰ درصد دارایی‌هایی که بانک‌های دولتی و شبه دولتی در ترازنامه‌های خود تحت عنوان مطالبات از دولت اعلام می‌کنند، دارایی موهوم است که هیچ گاه نقد نمی‌شود و این مسأله سبب می‌شود تا ترازنامه بانک‌ها به سمت غیر واقعی‌تر حرکت کند. همچنین باید یادآور شد که عموماً بانک‌های خصوصی مطالباتی از دولت ندارند.

    دو گروه مشتریان بد حساب بانک‌ها / ‏‬ مشتریانی که خود را ورشکسته اعلام و از اصل و سود وام معاف شدند

    کارشناس اقتصادی تصریح کرد: دارایی دیگری که بخشی از آن ارزش غیر واقعی دارد، تسهیلاتی است که به اشخاص غیر دولتی داده می‌شود؛ در این نوع تسهیلات، دو دسته مشتری وجود داشت، دسته نخست، مشتریانی بودند که شرایط کسب و کار در آن زمان به گونه‌ای پیش رفت که واقعاً درآمد نداشتند و بازپرداخت تسهیلات نداشتند؛ از سویی با توجه به اینکه از اواخر سال ۱۳۹۳ الی اواخر سال ۱۳۹۶، تورم کاهش یافته بود و تولید هم چندان رونق نگرفت، همچنین روند تسهیلات دهی نسبت به دهه ۸۰ بسیار کاهشی بود و بازار سرمایه هم در تأمین مالی تولید چندان نقشی نداشت، کسب و کارها رونق نیافتند و نتیجه آن انباشت مطالبات بود. بنابراین بانک یا مجبور بود این تسهیلات را امهال کرده و حجم جدید تسهیلات (بدون خلق ارزش افزوده) برای صاحبان این کسب و کار شناسایی کند یا اینکه املاک آنها را توقیف کند.

    وی ادامه داد: دسته دیگر از افرادی که تسهیلات را بازپس نمی‌دادند، مشتریان دانه درشت و سفته باز بودند به این معنا که پول‌ها را در بازار سکه، ارز و در حال حاضر، در بازار سرمایه به چرخش درمی آورند؛ بانک‌ها هم چاره‌ای جز امهال تسهیلات نداشتند؛ این اتفاق سبب شده بود تا بازپرداخت وام‌ها مرتباً عقب بیفتد. قابل ذکر است در نیمه ابتدایی قرن در حالی که نرخ تورم و نرخ سود پایین بود، نرخ وجه التزام ۱۲ درصد بود، اما در حال حاضر که نرخ سود و تورم عمدتاٌ بالای ۲۰ درصد است، نرخ وجه التزام در حدود ۶ درصد است. به همه این موارد تکالیف بودجه‌ای همچون بخشش جریمه‌های بانکی را بیافزایید. همچنین بانک مرکزی قوانین سختگیرانه‌تری در خصوص نحوه شناسایی درآمد تسهیلاتی و همچنین ذخیره گیری برای بانک‌ها اعمال نموده بود.

    دادجوی توکلی به یکی دیگر از زیان‌های وارده به بانک‌ها از طریق مشتریان بدحساب اشاره و اظهار کرد: برخی تسهیلات گیرندگان کلان، با استفاده از قانون ورشکستگی، خود را ورشکسته اعلام کرده و از بازپرداخت اصل و سود وام معاف می‌شدند بانک هم بواقع چاره‌ای نداشت.

    به گفته این کارشناس اقتصادی، زنده کردن تسهیلاتی که بانک‌ها به شرکت‌های تابعه و زیرمجموعه خود پرداخت کرده بودند هم اهمیت نداشت.

    نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سهام؛ ۷ برابر نرخ قانونی

    وی درباره دارایی‌های ثابت و املاک تملیکی بانک‌ها یادآور شد: املاک تملیکی بانک‌ها، دارایی‌هایی هستند که اشخاص تسهیلات گیرنده، نتوانسته‌اند بدهی خود را بازپس بدهند و بانک، ملک شخص بدهکار را به تملک خود درمی آورد؛ طبق قانون بانک‌ها باید ظرف دو سال این املاک را به فروش برسانند و اگر این اتفاق نیفتد، به عنوان دارایی‌های ثابت بانکی شناخته می‌شود.

    دادجوی توکلی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر طبق قانون، نباید نسبت دارایی‌های ثابت به حقوق صاحبان سهام از ۷۵ درصد بیشتر باشد؛ اما الان این نسبت شاید به ۵۰۰ درصد رسیده باشد! در این صورت، مالیات‌های سنگینی به دارایی‌ها تعلق می‌گیرد؛ در بازه زمانی سال ۱۳۹۲ الی ۱۳۹۶ بازار ملک ایران با رکود سنگین مواجه شد و اگرچه ارزش آنها اندکی افزایش می‌یافت، اما امکان فروش و نقدشوندگی این دارایی‌ها بسیار پایین بود و یا بانک‌ها بدلیل آنکه برآورد تورم چند سال یکبار داشتند، از فروش سرباز می‌زدند.

    وی یکی دیگر از دارایی‌های بزرگ بانک‌ها در سالهای اخیر را حساب‌های دریافتنی نامید و گفت: به عنوان مثال به یکی از بانک‌های شبه دولتی، مأمور رسیدگی به دارایی‌ها و بدهی‌های مؤسسه غیر مجاز ثامن شد؛ البته ثامن صرفاً بدهی داشت و دارایی‌های چشمگیری نداشت که بخواهند به عنوان دارایی بر روی ان حساب کنند. اما دارایی‌های عمدتاً ناموجود مؤسسات غیرمجاز، به عنوان دارایی بانک‌های تجاری درج شد و عملاً بر حجم ناترازی افزود.

    این اقتصاددان بیان کرد: این موضوعات درمجموع ناترازی بانک‌ها را تشدید می‌کرد ولی باید بر اساس تورم این موضوع تراز می‌شد. بسیاری از همکاران من، کاهش نرخ سود را به عنوان راهکار کاهش ناترازی معرفی می‌نمودند اما معتقدم با کاهش نرخ سود، با ساختار معیوب سیستم بانکی، مشکلی حل نمی‌شود.

    بانک‌ها در رکود تورمی چگونه سودده شدند؟

    اما چه شد که بسیاری از بانک‌ها از سال ۱۳۹۸ روند سوددهی را در پیش گرفتند، آن هم در اقتصادی که با رکود تورمی قابل توجهی دست و پنجه نرم می‌کرد.

    دادجوی توکلی در پاسخ به این سوال گفت: با تورمی که بدلیل تشدید تحریم‌ها و ساختار معیوب اقتصادی کشور ناگزیر به نظر می‌رسید و همچنین افزایش بازدهی‌های نامتعارف در بازارهای مالی، پروژه احیای ترازنامه برخی بانک‌ها استارت خورد. از واژه برخی بانک‌ها بهره می‌برم چون همچنان برخی مدیران دغدغه مند در نظام بانکی حضور دارند که عملکرد ایشان از شفافیت بیشتری برخوردار است.

    وی ادامه داد: با افزایش نرخ ارز، رشد بالای سرفصل «نتیجه معاملات ارزی» در بانک‌هایی با پوزیشن مثبت ارزی منجر به سودآوری می‌گردد. بسیاری از بانک‌ها در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ از محل رشد نرخ ارز، سود مناسبی شناسایی کرده و با رشد تصاعدی نرخ ارز در سال ۱۳۹۹، امکان شناسایی هر چه بیشتر سود از این محل وجود دارد.

    این کارشناس اقتصادی افزود: در کنار مورد ذکر شده، تزریق بالای پایه پولی (همان حساب جاری بانک‌ها نزد بانک مرکزی)، کاهش ذخیره قانونی و طولانی‌تر کردن مدت زمان رفع تعهد ذخیره قانونی را هم بیافزایید.

    وی گفت: با افزایش قیمت مسکن و مستغلات، تجدید ارزیابی دارایی‌ها می‌تواند به افزایش ارزش دارایی غیرمنقول بانک‌ها کمک شایانی نماید و همچنین فروش املاک بخصوص املاک تملیکی به رشد درآمدهای غیرعملیاتی بانک‌ها منجر شود. البته بحث مهمی که در این میان مطرح است، نحوه فروش / واگذاری دارایی‌های غیرمنقول بخصوص املاک تملیکی بانک‌ها به خریداران است که در برخی موارد معاملات صوری با بنگاه‌هایی شبه فرعی / وابسته بر این ابهام می‌افزاید.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: همچنین افزایش قیمت انواع دارایی‌ها منجر به افزایش ارزش وثائق گردیده و الزام ذخیره گیری بانک‌ها را کاهش می‌دهد که خود از عوامل افزاینده سود خواهد بود.

    به گفته این کارشناس اقتصادی، در یک سالی که بورس رشد کرده بانک‌ها می‌توانستند دو استراتژی در پیش بگیرند. شرکت‌های سودآور خود از جمله شرکت‌های تأمین سرمایه خود را بصورت صوری به فروش رسانده و مجدد از طریق شرکت‌هایی که قاعدتاً باید به عنوان شرکت‌های فرعی درصورت های مالی تلفیقی بانک‌ها شناسایی می‌شدند (اما نشدند)، به تملک خود درآورند. شرکت‌های شبه فرعی یاد شده، هم از نظر شاخص حق مالکیت و هم حق رأی کامل در تصرف بانک بوده، اما هیچ نشانی از آنها در صورت‌های مالی بانک‌ها یافت نمی‌شود. با چنین ترفندی، این شرکتها به نگهداری و خرید و وفروش سهام در بازار سرمایه و همچنین تملک دارایی‌ها پرداخته‌اند. همچنین سهام برخی شرکت‌های بانکی که خریداری نداشتند امکان یافتن مشتری را در بورس پیدا کردند، در حالی که بسیاری از این شرکتها مانند شرکت‌های لیزینگی در گذشته چندان سودآوری نداشتند.

    وی ادامه داد: همچنین با توجه به الزامات نظارتی موجود در خصوص حد سرمایه گذاری ۲۰ درصدی بانک‌ها نسبت به سرمایه پایه، بسیاری از بانک‌ها برای کاهش صوری سرمایه گذاری‌های خود به فروش شرکت‌های (سرمایه گذاری) خود به سایرین اقدام نمودند. این نوع فروش / واگذاری‌ها عمدتاً در خصوص شرکت‌هایی با فعالیت غیربانکی صورت گرفت و قیمت واگذاری‌ها و خریداران آنها با ابهامات عجیبی مواجه است. درآمدی که بانک‌ها از محل فروش این نوع سرمایه گذاری ها (که بازار داد و ستد فعالی ندارد و در اصطلاح بازار پذیر نیست)، باید با کمک نهادهای نظارتی مورد ارزیابی قرار گیرد.

    وی ادامه داد: خرید و فروش مستقیم سهام و درآمد حاصل از رشد قیمت سهام هم (اگر سرمایه نظارتی اجاره می‌داد)، محلی برای افزایش درآمد بانکهاست. اما یک نکته مهم و مغفول در تحلیل دوستان مشاهده می‌گردد و آن هم این است که سرمایه نظارتی مورد استفاده عمدتاً سرمایه نظارتی نافذ برای سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ بوده و در حال حاضر بانک‌ها سرمایه نظارتی ندارند. بنابراین حق تسهیلات دهی، باز نمودن انواع اعتبارات اسنادی، ضمانت نامه و.. را ندارند.

    دادجوی توکلی گفت: در کنار این موارد رشد تسهیلات دهی برخی بانک‌ها در شش ماهه منتهی به خرداد ۱۳۹۹، کاملاً عجیب و غیر عادی به نظر می‌رسد، تسهیلاتی عمدتاً از نوع تسهیلات به شرط مسدودی سپرده، که با اصول اصلی صنعت بانکداری بخصوص در شرایط تنگنای مالی فعلی تولیدکنندگان، عادلانه به نظر نمی‌رسد.

    این کارشناس اقتصادی گفت: اما به هر حال ملاحظات اقتصاد سیاسی و شرایط سخت تحریم‌ها سبب شده در این دوران، شناسایی سود و درآمد ناشی از تورم، ناشی از خلق پول بی رویه، ناشی از دسترسی به پول ارزان، منجر به شناسایی سود و یا کاهش زیان برای بانک‌ها شود، در حالی که بسیاری از آحاد جامعه در تنگنای مالی شدیدی قرار دارند.

    وی ادامه داد: نقدینگی که قرار بود به بورس منتقل شود تا جلوی رشد قیمت ارز و سکه و مستغلات را بگیرد، خود علتی بر تشدید تورم گشت. ارزش سهام بانک‌ها هم ناگهان افزایش یافت؛ بنابراین مشاهده می‌کنیم قیمت سهام برخی بانک‌ها بیش از ۳۰ برابر شده و با آنکه عملاً ورشکسته شده بودند، در حال حاضر بعضاً سود شناسایی می‌کنند.

    این اقتصاددان گفت: در بحث سرمایه گذاری ها، برخی بانک‌ها با توصیه‌های مکرر دولت و شخص وزیر اقتصاد در بازار سرمایه حضور یافتند و از این فرصت نهایت استفاده و با مفهوم بهتر سواستفاده را کردند.

    وی تأکید کرد: برآورد من این است که در حال حاضر با یک تورم ۷۰ درصدی برای سال ۱۳۹۹ و عدم نظارت دقیق بر فعالیت‌های سرمایه گذاری و نحوه تسهیلات دهی بانک‌ها، ناترازی بانک‌ها، کاملاً صفر شده و به ترازی می‌رسد.

    وی در پایان با تاکید بر اصول پنج گانه ای که توسط ۲۵ پژوهشگر مالی و اقتصادی در نامه‌ای خطاب به دولت و بانک مرکزی (جزئیات بیشتر) با اشاره به مخاطرات فعلی بازار سهام، و در جهت کنترل وضع جاری پیشنهاد شد، به سیاستگذار پولی و مالی توصیه کرد بیش از پیش لایه‌های تو در توی نظام بانکی و بخصوص نحوه سرمایه گذاری آنها را در دستور کار نظارت قرار دهد.

     

  • چرا علی رغم رشد نقدینگی، قدرت خرید خانوارها پایین است؟

    چرا علی رغم رشد نقدینگی، قدرت خرید خانوارها پایین است؟

     

    چرا علی رغم رشد نقدینگی، قدرت خرید خانوارها پایین است؟

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه خبر، کامران ندری در برنامه تیتر امشب با انتقاد از کاهش نرخ سود بانکی افزود: انتقاد من به بانک مرکزی این است که باید حضور فعالانه تری در بازار بین بانکی داشته باشد، چون بانک مرکزی می‌تواند با ذخایر خودش روی نرخ سود تأثیر بگذارد و باید حتماً در این مورد تجدید نظر شود.

    وی با بیان این که الان پس انداز و نگهداری پول در کشور بی ارزش شده گفت: در حال حاضر هیچ کس دیگر تمایلی به نگهداری پول ندارد و این موجب شده است مردم به سمت بازارهای دیگر بروند، چون بازار ارز کنترل شده است و بازار مسکن هم نیاز به سرمایه کلان دارد، جهت نقدینگی به سمت بورس و بازار سرمایه سرازیر شده است.

    ندری افزود: این موارد نشان می‌دهد مردم دیگر به سپرده و پول ملی اعتماد ندارند، اما هیچ تناسبی بین دارایی شرکت‌ها و قیمت سهام که دارد بالا می‌رود وجود ندارد و گردش نقدینگی در بازار سرمایه افزایش پیدا نکرده است از این رو در اینده یا شاخص سهام ممکن است به شدت سقوط و یا دارایی شرکت‌ها آنقدر افزایش پیدا کند تا بتواند این فاصله قیمتی را پر کند.

    این کارشناس مسائل اقتصادی درباره علل رشد نقدینگی نیز گفت: عامل اصلی رشد نقدینگی، افزایش خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و افزایش بدهی‌های دولت به بانک مرکزی است.

    وی با اشاره به رشد ۲۸.۲ درصدی نقدینگی در سال ۹۸ تصریح کرد: اگر ما فقط با رکود مواجه بودیم رشد نقدینگی سیاستی انبساطی را باید اجرا می‌کردیم و کمک می‌کرد، اما ما در کنار رکود، دچار تورم هم هستیم این است که کمکی به اقتصاد نمی‌کند.

    ندری با بیان این که در کنار رشد نقدینگی در سال ۹۸ باوجود بهبود نسبی، تورم بالایی داشتیم (میانگین ۳۲ درصد) گفت: گذشته از تورم و کاهش مانده واقعی پول، مسئله اصلی اقتصاد انتظار تورمی است و سیاست‌های اتخاذ شده سبب شده تا نقدینگی به سرعت بیشتری در اقتصاد راه بیفتد و کاهش نرخ سود بانکی و دنبال نشدن سیاستی مشخص توسط بانک مرکزی به این موضوع دامن زده است.

    این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: مسئولان بیشتر نگران رکود هستند، اما در کشورهای دیگر بر خلاف کشور ما، مهار تورم اولویت دارد و ما تورم بالایی را تجربه کرده و می‌کنیم.

    وی افزود: این تورم، قدرت خرید خانوارها را به شدت کاهش داده است و می‌دهد به همین علت دستمزدهای بسیار پایین، متناسب با تورم بالا رشد نکرده است و خانوارها از رشد نقدینگی بهره مند نمی‌شوند و رشد نقدینگی نفعی برای آن‌ها ندارد.

    تیمور رحمانی: تورم در سال گذشته روند نزولی گرفت؛ اما کرونا دوباره به آن دامن زد

    تیمور رحمانی دیگر کارشناس مسائل اقتصادی نیز درباره علل رشد نقدینگی گفت: علت رشد نقدینگی در کل، نیاز مالی و کسری بودجه دولت است.

    وی افزود: درست است که تحریم‌ها یک شوک منفی به عرضه وارد کرده، اما شوک منفی تقاضا هم در پی داشته، زیرا قدرت خرج کردن دولت را به صورت حقیقی کم کرده و قدرت خرید مصرف کننده هم کم شده است و در نهایت با کاهش شدید تقاضا روبرو شده ایم.

    این کارشناس اقتصادی با اشاره به روند نزولی تورم در سال ۹۸ گفت: من فکر می‌کنم تا سال ۹۸ نباید خیلی از رشد نقدینگی نگران می‌بودیم و اگر کرونا اتفاق نمی‌افتاد وضع این قدر نگران کننده نمی‌شد.

    وی با بیان این که نرخ تورم را مطلوب نمی‌داند افزود: کاهش نرخ سود بانکی از ناحیه بانک مرکزی نیست و رفتار درون بانکی آن را ایجاب کرده است.

    رحمانی در خصوص بازار سرمایه هم گفت: آنچه دارد اتفاق می‌افتد نگران کننده است و حتماً باید نگران بازار سرمایه باشیم.

    منبع : مهرنیوز