برچسب: رمان

  • ترجمه سروش حبیبی از جنگ و صلح در پله چهاردهم

    ترجمه سروش حبیبی از جنگ و صلح در پله چهاردهم

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان «جنگ و صلح»  رمانی نوشته لئو تولستوی است که نخستین بار در سال ۱۸۶۷ وارد بازار نشر شد.

    این رمان به شکل کلی به ماجرای یورش ناپلئون به روسیه در سال ۱۸۱۲ می پردازد و ماجرای سه تن از شناخته شدهترین شخصیت های دنیای ادبیات را پی میگیرد: پی‌یِر بزوخوف، فرزند نامشروع یک کُنت که در حال نبردی برای به دست آوردن ارث و میراث است و آرزوی رسیدن به آرامش روحی و معنوی را دارد؛ شاهزاده آندرِی بالکونسکی، که خانواده اش را ترک میکند تا در نبرد علیه ناپلئون شرکت داشته باشد؛ و ناتاشا روستوف، دختر زیبا و جوانِ مردی نجیب زاده که هم پی‌یِر و هم آندرِی را شیفته خود کرده است.

    تولستوی در این شاهکار بی بدیل، شخصیتهایی متعدد و مختلف را خلق کرده که هر کدام با مشکلات منحصر به فردِ فرهنگ و پیشینه مختص به خودشان مواجه میشوند.

    شخصیت‌پردازی قهرمان‌های بسیار زیاد این رمان برجسته با جزئیات و زیبایی سرگذشت از توانایی تولستوی در نگارش یک شاهکار ادبی دارد.

    استراخوف، منتقد روسی که از رفقای تولستوی نیز بود، درباره جنگ و آشتی این‌گونه نوشته است: جنگ و صلح، تصویر کاملی از زندگی بشری است. تصویر کاملی از روسیه، تصویر کاملی از همه‌ چیزهایی است که در آن‌ها، مردم سعادت و عظمت، تالم و حقارت خود را می‌یابند. این است جنگ و صلح.

    این رمان چه به لحاظ ادبی و چه به لحاظتاریخی جزء ارزشمندترین رمان‌های جهان است.

    رمان دوجلدی جنگ و صلح را انتشارات نیلوفر و با ترجمه سروش حبیبی به بازار کتاب عرضه‌کرده‌است.

  • بدون مسئله، بدون تاریخ/ نسبت تاریخ و جامعه با ادبیات معاصر ایران

    بدون مسئله، بدون تاریخ/ نسبت تاریخ و جامعه با ادبیات معاصر ایران

    خبرگزاری مهر – سرویس فرهنگ – علیرضا جباری‌دارستانی:

    هنر اجتماعی زمانی «تاریخ» پیدا می‌کند که بتواند خود را با مسئله‌های جامعه‌اش درگیر کند. در واقع تاریخ هر هنری یا تاریخی‌شدن آثار هنری در هر جامعه‌ای با پرابلماتیزه شدن و کشف مسئله و طرح پرسش‌های اساسی در آن جامعه آغاز می‌شود. در این معنا پرابلماتیزه کردن، بیان مسائل روز جامعه است. جامعه در روند تاریخی خود و در موقعیت‌های مختلف دچار مسائلی می‌شود و زمانی که هنر و آثار هنری با این مسائل می‌آمیزند، آن‌ها را کشف کرده و به سطح می‌آورند، خود را به امری تاریخ‌مند بدل می‌کنند؛ تنها در این صورت است که هنر در آن جامعه تاریخ پیدا می‌کند و آثار هنری به بخشی از تاریخ فرهنگی جامعه‌اش تبدیل می‌شود. این تاریخی‌شدن هنر، همان طور که برخی سنت‌های هنری در گذشته‌هایی نه چندان دور -به‌ویژه در غرب- واجد آن بوده‌اند، با دامن زدن به خودآگاهی تاریخی و اندیشه‌ی انتقادی نسبت به شرایط موجود، راهی را برای فرارفتن از موقعیت‌های کنونی جوامع هموار می‌کنند.

    در این جریان، ادبیات به دلیل وجوه بارز اجتماعی و تاثیرگذاری‌اش بر جامعه – بویژه در دوره موسوم به «مدرن» – اتفاقاً موقعیتی یگانه داشته و دارد. اگر بر مبنای تقسیم‌بندی متعارف و تا حدی کلیشه‌شده، شاخه‌های مهم ادبیات را «شعر» و «رمان» در نظر بگیریم و متوجه اقتضائات مدرن این دو حوزه باشیم، وجوه اجتماعی و تاریخی ادبیات در دوره مدرن بیش از هر زمانی مشخص و برجسته می‌شود. «شعر» فارسی، به طور خاص در دوران پس از نیما و حتی قرن‌ها پیش از آن، با پیدایش مکتب هندی که با دقتی مثال‌زدنی «طرز تازه» نام گرفت و مراد از آن ورود تیزبینانه شاعر به اقتضائات و عناصر پیرامونی جهانی بود که مدام در حال «تازه شدن» است، دیگر نمی‌تواند در معنایی که اینجا مورد اشاره قرار گرفت، بی‌مسئله، بی‌تاریخ و از این بابت غیراجتماعی باشد. تکلیف «رمان» و داستان حتی از شعر هم روشنتر است؛ چرا که رمان اساساً پدیده‌ای مدرن است و به قول «لوکاچ» کارش چیزی نیست جز بیان حماسه تراژیک زندگی انسان رها شده‌ کنونی در جهان وامانده مدرن! جهانی که به بیان لوکاچ خداوند مدت‌هاست آن را ترک گفته است. در واقع از نظر لوکاچ رمان تنها زمانی واقعا یک رمان است که به حماسه بی‌خانگی انسان در وضعیت کنونی‌اش (دوران مدرن) اشاره می‌کند. او در «نظریه رمان» نوشت: «رمان حماسه جهانی است که خداوند آن را ساخته و بعد ترکش کرده است، رمان حماسه بی‌خانگی روح است». و اگر این اعتقادش را بپذیریم و آن را در کنار اعتقاد دیگرش بازخوانی کنیم که «فلسفه، غم غربت خانه است» می‌توانیم تصدیق کنیم که پرداختن به رمان و داستان‌نویسی از نظر لوکاچ، لااقل یکی از اصلی‌ترین راه‌های فلسفه‌ورزی است. فلسفه‌ورزی توسط انسان تنهامانده در جهانی که دیگر مانند عصر هومر، جهان را خانه خویش نمی‌داند و به بیان هایدگری در آن سکنی (آرامش) ندارد. در این صورت چه چیز مسئله‌مندتر، پرابلماتیک‌تر و از این نظر اجتماعی‌تر و تاریخی‌تر از رمان؟

    جامعه در روند تاریخی خود و در موقعیت‌های مختلف دچار مسائلی می‌شود و زمانی که هنر و آثار هنری با این مسائل می‌آمیزند، آن‌ها را کشف کرده و به سطح می‌آورند، خود را به امری تاریخ‌مند بدل می‌کنند؛ تنها در این صورت است که هنر در آن جامعه تاریخ پیدا می‌کند و آثار هنری به بخشی از تاریخ فرهنگی جامعه‌اش تبدیل می‌شود

    اگر همین عناصر را کمی بیشتر بسط دهیم، وضعیت، حتی مسئله‌دارتر هم خواهد شد! اگر رمان و ادبیات شکلی از فلسفه است، چرا نباید مانند «مارکس» به این امر بیندیشیم که دیگر باید «توصیف جهان» را رها کنیم و در راستای رسالت تاریخی‌ هنر و ادبیات (به مثابه فلسفه) دست به «تغییر جهان» بزنیم؟ آن هم در جهانی که مملو از شرایط بحرانی و مسائل بغرنجی است که نه تنها امکانات تحقق حیات انسانی مبتنی بر برابری را در شکلی فراگیر به شدت محدود کرده است، بلکه به واسطه‌ی حضور آگاهی‌های کاذب ایدئولوژی‌های اینجایی و آنجایی، امکان رسیدن به «تغییر» و نفی وضعیت نامطلوب کنونی را بیش از هر زمانی دور از دسترس قرار داده است!

    در چنین شرایطی اگر تنها یک راه نجات وجود داشته باشد، آن راه چیزی نیست جز تمسک به هنر مسئله‌دار و نگرش زیباشناسانه به جهان و انسان؛ هنر و زیباشناسی‌ای مدرن و انتقادی که با دست گذاشتن بر پرابلماتیکای تاریخی حیات بشر، اولاً موقعیت بحرانی آن را آشکار می‌کند و ثانیاً راه فائق آمدن بر بسیاری از تعارضات موجود در حیات تاریخی بشر را نشان می‌دهد. در اینجا بد نیست که از «آندری تارکوفسکی» فیلمساز روس و وارث داستان‌نویس پرابلماتیکی چون «فئودور داستایفسکی» یاد کنیم که هم در فیلم‌هایش و هم در سخنان و مصاحبه‌هایش بحران‌ها و مسائل بغرنج حیات بشر در دوران مدرن را فریاد می‌زد و عمیقاً هم مروج بازنگری در بنیان‌های متصلب حیات کنونی بود و هم دغدغه‌ی رجوع به معنویت از رهگذر زیبایی را داشت؛ او در مصاحبه‌ای گفته بود: «در نهایت این زیبایی است که جهان را نجات خواهد داد».

    قطعاً ارائه تفاسیر عرفانی و رمانتیک (و از این نظر غیرپرابلماتیک) از عباراتی که اینجا از برخی متفکران و هنرمندان ذکر شد، امکان‌پذیر است، اما این‌گونه تفاسیر، با توجه به پارادایم فکری اشخاصی چون «تارکوفسکی»، «هایدگر»، «لوکاچ» و… از سوء تفاهمی اساسی خبر می‌دهند که در اینجا مجال پرداختن به آن وجود ندارد. آنچه در اینجا نهایت اهمیت را دارد تاکید بر وجه تاریخی و آگاهانه‌ی هنر و ادبیات و تاریخی شدن این آگاهی است که کم و بیش در اندیشه‌ متفکران و هنرمندان نامبرده به نحو بارزی وجود دارد.

    هنر و ادبیات در معنای یاد شده با مسئله و پرابلماتیکای انسانی و موقعیت هستی‌شناختی‌اش نسبت تام دارد و اساساً هر اثر هنری به نوعی بیانگر همین موقعیت انسانی است. بدین ترتیب از آنجا که انسان موجودی مسئله‌دار (پرابلماتیک) و در عین حال، تاریخی است، هنر هم از آنجا که شرح همین انسان مسئله‌دار است، الا و لابد باید تاریخی، اجتماعی و از این نظر باید مسئله‌دار باشد. جز این، هر زیبایی‌ای در جهان وجود داشته باشد، باید آن را تحت مقوله‌ی «زیبایی طبیعی» که دیگر ارتباط چندانی با انسان ندارد، دسته‌بندی کرد و نه تحت عنوان «زیبایی هنری» که امری مدرن و شدیداً مرتبط با حیات انسان به معنای عام آن است!

    هنر و به طور خاص ادبیات از این نظر بسیار عینی، انضمامی و همچنین وابسته به واقعیت حیات انسانی در اینجا و اکنون است. اما از آنجا که اثر هنری و ادبی، جهانی را خلق می‌کند، قرار نیست رونوشتی بازتاب‌دهنده از واقعیت یا جامعه باشد، به هیچ وجه! اثر ادبی به همراه جهانش، واقعیت خاص خود را می‌آفریند و از این طریق همواره به واسطه‌ی دیالکتیک «بیرون و درون»، همواره در رفت و آمد بین حیات درونی انسان و موقعیت بیرونی جهان واقعیت است. چنین اثری، رونوشتی مکانیکی از جهان بیرونی نیست، بلکه واقعیتی مستقل است که در بستری تاریخی، موقعیت اینجایی و اکنونی انسان مسئله‌دار را در رویارویی با جهان مسئله‌دار بیرونی برجسته می‌کند و از این طریق بر آگاهی تاریخی-انتقادی می‌افزاید.

    از آنجا که انسان موجودی مسئله‌دار (پرابلماتیک) و در عین حال، تاریخی است، هنر هم از آنجا که شرح همین انسان مسئله‌دار است، الا و لابد باید تاریخی، اجتماعی و از این نظر باید مسئله‌دار باشد

    از سوی دیگر، اثر هنری/ ادبیِ تاریخی‌شده، این امکان را برای بشر فراهم می‌آورد که هم حامل گذشته باشد و هم با رویکرد ناب انتقادی‌اش راهنمایی برای آینده. با رسیدن به این سطح است که به قول «لوکاچ» «انسان می‌تواند در و از طریق اثر هنری، بر بیگانگی تاریخی خود فائق آید». او همچنین این بحث را پیش می‌کشد که چنین آثاری بر «از خود بیگانگی» خویش هم غلبه می‌کنند و این بدان معناست که آثار هنری/ ادبی بی‌مسئله و بی‌تاریخ آثاری از خود بیگانه هستند. هنر فائق آمده بر «از خود بیگانگی»، از نظر لوکاچ «از یک سو بازتابی واقعی از هستی مسئله‌دار انسان در جهانش و از سوی دیگر نشانگر رشد حقیقی بشر است. از این نظر، اثر هنری واجد نوعی غایت‌شناسی تاریخی است».

    این ویژگی‌ها همان چیزهایی است که در زیبایی‌شناسی طبیعت‌گرایانه، غیرتاریخی، غیراجتماعی و غیرمسئله‌مند یافت نمی‌شود؛ زیبایی‌شناسی طبیعت‌گرایانه هیچ‌گاه از سطح واقعیت بیرونی فراتر نمی‌رود و به همین دلیل از اصلی‌ترین ملزومات هنر حقیقی یا زیبایی هنری که همانا وحدت مسئله‌دار انسان و جهان است، محروم می‌ماند. این زیبایی به هیچ عنوان پدیده‌ای هنری قلمداد نمی‌شود، زیرا از دستیابی به آن سطح از تمامیت که می‌تواند بازنمای یگانگی جزء و جهان باشد، ناتوان است. زیبایی طبیعت هیچ‌گاه از سطح اجزا فراتر نمی‌رود و لذا در بهترین حالت صرفاً لذت‌بخش است. با این حال فاقد تمامی آن ارزش‌های شناختی و کنشی است که در هنر و بر اساس مفهوم تمامیت و کلیت ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر زیبایی طبیعی برخلاف زیبایی هنری امری غیرتاریخی است و از این جهت صرفاً در موقعیت‌هایی غیرماندگار، به عنوان امری باب طبع، مفرح و لذت‌بخش ادراک می‌شود. بی‌خود نیست که در دوران کنونی ما بازار کتاب و ادبیات پر است از چنین آثاری که فقط نوشته و خوانده می‌شوند تا «لذت» از وضعیت موجود را جایگزین «تفکر» به این وضعیت بکنند. داستان‌ها و شعرهایی که به شیوه‌ای انبوه تولید و مصرف می‌شوند تا صرفا «حال خوب» را به مخاطب عرضه کنند؛ آثاری بی‌مسئله، بی‌تاریخ و بدون کوچکترین فرم و محتوای رادیکال یا انتقادی. آثاری که حتی کارشان «توصیف جهان» نیست، چه برسد به «تغییر جهان»، یا پیگیری یک آرمان انسانی؛ آرمان همان «انسان مسئله‌دار» در «جهان مسئله‌دار»!

    درگیر شدن انتقادی با این موضوع، محور تازه‌ترین پرونده سرویس فرهنگ خبرگزاری مهر با عنوان «ادبیات بی‌مسئله» خواهد بود و به این پرسش‌ها دامن خواهد زد که ادبیات معاصر فارسی (اعم از شعر و رمان) تا چه حد پرابلماتیک و مسئله‌دار است؟ و مصادیق و دلایل بی‌مسئله‌گی یا مسئله‌دار بودنش چیست؟ این پرونده تلاش خواهد کرد گامی برای بازشناسی جایگاه ادبیات معاصر و نسبتش با «جامعه»، «مردم» «از خود بیگانگی»، «تاریخی بودن»، «واقعی بودن» و حتی «هنری بودن» بردارد.

    بی‌خود نیست که در دوران کنونی ما بازار کتاب و ادبیات پر است از چنین آثاری که فقط نوشته و خوانده می‌شوند تا «لذت» از وضعیت موجود را جایگزین «تفکر» به این وضعیت بکنند. داستان‌ها و شعرهایی که به شیوه‌ای انبوه تولید و مصرف می‌شوند تا صرفا «حال خوب» را به مخاطب عرضه کنند؛ آثاری بی‌مسئله، بی‌تاریخ و بدون کوچکترین فرم و محتوای رادیکال یا انتقادی

    پیش از ورود به متن اصلی این پرونده – که مبتنی بر نوشتارها و گفتارهای فعالان عرصه ادبیات است – باید به این نکته اشاره کنیم که به نظر می‌رسد ادبیات و هنر معاصر ایران عموما تحت تسلط فرهنگ بورژواییِ ایرانیزه‌شده، از مناسبات و اقتضائات اجتماعی رادیکالش دور افتاده است. عموم آثار ادبی دوران ما اگر هم به طرح معضلات و آسیب‌های اجتماعی بپردازند (تازه باید بین معضل یا آسیب‌ با «مسئله» فرق اساسی قائل شد)، باز این مسائل را در چارچوب یا متنی روایت می‌کنند که از اساس برساخته فرهنگ بورژوایی است؛ متنی که انسان یا سوژه‌های اجتماعی را مانند اتم‌هایی شناور در نظر می‌گیرد که نسبتی واقعی، تاریخی و مسئله‌دار با بنیادهای اجتماعی و سیاسی جامعه‌ خودش ندارند. از این نظر می‌توان این داستان‌ها یا اشعار را روایتگر انسان/سوژه «پا در هوا» نامیده و در نتیجه، فضای حاکم بر چنین آثاری را حتی اگر جنبه‌های پاتولوژیک شدیدی هم داشته باشند، نمی‌توان پرابلماتیک دانست. از جنبه‌های بسیاری می‌توان آن‌ها را آثاری انتزاعی قلمداد کرد. به عبارت دیگر این ادبیات گویی فاقد دیدگاه و رویکرد تاریخی از طبقات مختلف اجتماعی است و آگاهی انتقادی‌اش در حد یک آگاهی آسیب‌شناسانه باقی مانده است.

    باید پذیرفت که جهان‌بینی بورژوایی از جهات مختلفی از مفهوم «کلیت اجتماعی» غافل بوده است. این در حالی است که جامعه از منظر تاریخی، چیزی بیش از مجموعه‌ی افراد یا اتم‌هاست. جهان‌بینی‌ای که کلیت تاریخی و اجتماعی را گم می‌کند، عوضِ اینکه به آگاهی انتقادی مخاطبانش دامن بزند، برعکس همواره در آستانه‌ی فرو افتادن به این چالش اساسی است که انسان (مخاطب) را بی‌خانمان، از خود بیگانه و شیء‌واره سازد. کارکرد و تکلیفی که در دوره ما بسیاری از همین آثار «اتمیزه» به سبک قورباغه‌ات را قورت بده، «عرفان‌زده» به سبک کتابهای پائولو کوئیلو و همه انواع آثار «تخدیری» که هدفشان صرفا و صرفا «حال خوب» است به دوش کشیده‌اند. این دیدگاه یا جهان‌بینی که به شی‌ء‌وارگی همه چیز از جمله انسان دامن می‌زند، نگرشی است که انسان را مستقل و مجزا از جهان، جامعه و تاریخش می‌داند و روایت می‌کند و در نتیجه رابطه‌ی دیالکتیکی بین سوژه(انسان) و ابژه(جهان) را به کلی قطع می‌سازد؛ نتیجتاً مخدوش شدن این رابطه در مسیر تاریخ، باعث می‌شود که حیات اجتماعی، پویایی و سرزندگی خود را از دست بدهد و انسان «پا در هواتر» از چیزی که هست، بشود و سوژه‌های مورد نظر را بیشتر و بیشتر به بی‌خویشتنی‌ها، بی‌خانمانی‌ها و بی‌معنایی‌ها دچار کند. تاریخی کردن هنر و ادبیات از رهگذر پرابلماتیزه کردن آن، دعوتی است برای رجوع دیگرگونه به انسان، تاریخ و جهان و آغازی است برای روی‌آوری به «کلیت اجتماعی».

  • واردات ادبیات کودک در ایران نگران کننده است

    واردات ادبیات کودک در ایران نگران کننده است

    به گزارش خبرگزاری مهر،   فاضل نظری روز دوشنبه ۴ آذر از سخنرانان اولین همایش ادبیات کودک و نوجوان بود که با میزبانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

    وی در ابتدای سخنان خود ضمن اظهار خوشحالی از حضور در بین فعالان عرصه ادبیات کودک و نوجوان، بیان کرد: نقش چنین جلسه‌هایی در برجسته‌سازی مفاهیم بسیار مهم است؛ در این رویدادها دست‌آوردها و نگاه‌های افراد مختلف، ماهیت هم‌افزایی و شکل تراکمی پیدا می‌کند و تبدیل به دانش می‌شود.

    رییس هیأت مدیره کانون در ادامه سخنان خود با بیان اینکه سخنانی که می‌گویم ناشی از یک نگرانی است، توضیح داد: شاید در کشور شاهد واردات خودرو و تجهیزات الکترونیک هستیم و اینکه برخی افراد بسته به توان مالی از خودروهای خارجی استفاده کنند، موضوع عجیبی نباشد. این موضوع در عرصه فرهنگ مثل واردات اسباب‌بازی یا انیمیشن و محصولات وابسته به آن است که اگرچه نگران‌کننده است اما با توجه به کمبودهایی که در کشور هست جای تعجب نیست. اما تصور کنید قرار باشد فرش، پسته، نفت و گاز را از خارج وارد کنیم، این موضوع خیلی جانکاه و نگران‌کننده برای آینده خواهد بود. در عرصه فرهنگ این موضوع یعنی واردکردن ادبیات به‌ویژه در حوزه کودک به‌واقع جای نگرانی دارد و باید زنگ خطرها به صدا درآید.

    وی یادآور شد: فرهنگ موضوع پیچیده‌ای است که «ما بودن» ما را به خود گره زده است و نقش ادبیات در حوزه فرهنگ نقشی بدیهی است. «ما بودن» ما را کلمات می‌سازند؛ کلماتی با آن‌ها فکر و آرزو می‌کنیم و این کلمات به رفتار و عملکرد ما تبدیل می‌شوند.

    مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اشاره به توجه روزافزون به ادبیات، انیمیشن‌ها و مسایل فرهنگی خارجی برای کودکان و نوجوانان در جامعه امروز ایران، تصریح کرد: بخش تراژیک قصه این است که اولیا و خانواده‌ها با هزینه‌هایی که برای خرید محصولات خارجی برای کودکان صرف می‌کنند، بهای مستعمره‌شدن کودکان‌مان در حوزه فرهنگی را پرداخت می‌کنند.

    نظری ادامه داد: متأسفانه قهرمان‌های کودکان ما چهره‌هایی شده‌اند که در انیمیشن‌ها و داستان‌های خارجی وجود دارند.

    وی در این بخش از سخنان خود روند یک‌سویه وارد شدن ادبیات خارجی و ترجمه‌ای را نگران کننده دانست و اظهار کرد: در داد و ستد فرهنگی، ترجمه نقش مهمی دارد ولی نباید این موضوع یک‌سویه باشد. ایران به واسطه ادبیات و شعر به عنوان کشوری فرهنگی در جهان شناخته می‌شود. با سرعت حرکت کردن به سوی ادبیات کودک و نوجوان خارجی در آینده، سؤال‌های فرهنگی بسیاری برای کودکان ما ایجاد خواهد کرد.

    این پژوهش‌گر و مدیر فرهنگی در ادامه تأکید کرد: دانشکده‌های ادبی نباید در محیطی انتزاعی رشد کنند و باید بستری را فراهم کنند که دانشجویان در آن‌ها با تجربه و مسیر خلق ادبی آشنا شوند. ما نیاز به پرورش یک نسل جوان برای خلق ادبی در عرصه ادبیات کودک و نوجوان داریم. ما باید نسبت به ادبیات بومی و شعر ملی حساس‌تر شویم. منظور این نیست که درهای ترجمه بسته و فیلترها در خصوص ترجمه آثار زیادتر شود بلکه باید دغدغه و نگرانی ما و خانواده‌ها نسبت به ادبیات و فرهنگ ایرانی بیشتر باشد.

    همایش ملی ادبیات کودک و نوجوان با عنوان «فرصت‌ها و چالش‌های ادبیات داستانی کودک و نوجوان» روز ۴ آذر ۱۳۹۸ در تالار مولوی دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.  

  • توصیه آیت‌الله مرعشی نجفی برای ترجمه یک نمایشنامه

    توصیه آیت‌الله مرعشی نجفی برای ترجمه یک نمایشنامه

    به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم رونمایی کتاب «سفر خروج» عصر روز گذشته سوم آذر ۹۸ در محل خانه هنرمندان برگزار شد. در این مراسم علاوه بر مترجم و تعدادی از علاقمندان به ادب و هنر حضور داشتند. همچنین کوروش زارعی هنرمند تئاتری به روخوانی بخش‌هایی از کتاب پرداخت. دکتر محمدعلی آذرشب استاد ادبیات عرب دانشگاه تهران هم از دیگر افرادی بود که به صورت تلفنی در جلسه حضور داشت و به بیان نظرات خودش درباره نمایشنامه «سفر خروج» پرداخت. بخش دیگری از جلسه هم به  گفتگوی کوروش علیانی و غلامرضا امامی درباره کتاب گذشت. امامی در این مراسم اعلام کرد که ترجمه این کتاب به توصیه آیت‌الله مرعشی نجفی و علامه محمدرضا حکیمی انجام شده است.

    امامی در ابتدای این مراسم با اشاره به نحوه آشنایی و انگیزه ترجمه این کتاب به زبان فارسی گفت: ترجمه این نمایشنامه به قبل از انقلاب بر می‌گردد. سال ۱۳۵۴ قرار بود به مصر بروم. پدرم با آیت‌الله مرعشی نجفی بسیار مانوس و رفیق بود. منزل ما هم رفت و آمد داشتند. خدمت ایشان رسیدم و اطلاع دادم راهی مصر هستم. ایشان فرمودند غلامرضا! من به دلایل عقلی و نقلی اعتقاد دارم که مقام حضرت زینب(س) در مصر است. در ادامه هم فرمودند آنجا مرد علامه‌ای به نام شرقاوی که استاد ادبیات عرب است نمایشنامه‌ای برای امام حسین(ع) نوشته. اگر کتابش را پیدا کردی برایم بیاور. بعد هم شروع کردند به گفتن از فضایل شرقاوی. این شروع آشنایی من با شرقاوی و این کتاب بود.  این کتاب برای آیت‌الله مرعشی چیز دیگری بود. برایشان بسیار جالب بود که یک مرد اهل تسنن نمایشنامه‌ای برای امام حسین بنویسد.

    درخواست مصرانه علامه محمدرضا حکیمی

    امامی در ادامه با اشاره به توصیه آیت‌الله مرعشی نجفی برای ترجمه این کتاب افزود: به قم برگشتم. آیت‌الله مرعشی گفت خودت کتاب را خواندی؟ گفتم بله. متوجه منطق کتاب شدم ولی ترجمه و در آوردن زبانش به فارسی سخت است. گفت تو کار را شروع کن خدا هم توفیق می‌دهد. این مربوط به سال ۱۳۵۴ است. شروع به ترجمه کردم. در سفر دیگری که به مصر رفتم دیدم چه استقبالی از کتاب شده. مرتب منتشر می‌شد. در ادامه متوجه شدم شرقاوی غولی در ادبیات عرب است. در نوشتن سناریوی الرساله (محمد رسول الله) همکاری داشته است. علامه محمدرضا حکیمی هم که متوجه موضوع شد، مصرانه توصیه کرد که این اثر را ترجمه کنم. سال ۶۰ که به ایتالیا رفتم این کتاب را هم با خود بردم. ترجمه کتاب چندان طول نکشید اما بازنویسی آن خیلی طول کشید.

    این مترجم آثار عربی و ایتالیایی در ادامه اشاراتی جالب به پیوندهای فرهنگی مردم ایران و مصر کرد و گفت: خیلی‌ها تصور می‌‎کنند زبان اول من ایتالیایی است در حالی که زبان اول من عربی است. امیدوارم با از بین رفتن مشکلات سیاسی، شرایطی به وجود بیاید که ایرانی‌ها به مصر بروند و مصری‌ها به ایران بیایند. ز یاد نبریم که یکی از بهترین شرح‌های نهج البلاغه شرح محمد عبده است. از نظر سیاسی هم همیشه مصر پناهگاهی برای آزادی‌خواهان بوده. قبل از مشروطه بسیاری از مجلات فارسی در مصر منتشر می‌شده. زمانی که من مصر رفتم می‌گفتند زبان اول ما عربی است اما کسانی که می‌خواهند از دانشکده ادبیات فارغ‌التحصیل شوند از بین فارسی و عبری باید یکی را انتخاب کنند که اکثرا فارسی را انتخاب می‌کردند. ما اگر بخواهیم دو پل فرهنگی در نظر بگیریم مصر و ایران هستند.

    مصری‌ها دل‌بسته ایرانند

    امامی در ادامه با اشاره به محبوبیت اهل بیت پیامبر(ص) در مصر و نزدیکی عقیدتی و فکری مردم ایران و مصر ادامه داد: در مصر به توصیه آیت‌الله مرعشی به دو مکان مقدس رفتم. یکی‌شان مقام حضرت زینب(س) بود که بارگاه باشکوهی هم داشت. جالب است بدانید که مردم مصر، تولد حضرت زینب(س) را جشن می‌گیرند. مکان دوم هم راس الحسین بود. شبیه نوعی قدمگاه است. برای من جالب بود که در مصر مساله‌‎ای به نام شکاف شیعه و سنی وجود نداشت. دل‌بسته ایران بودند. احتمالا می‌دانید که خود جمال عبدالناصر شیفته شیعه و همسرش هم ایرانی بود اهل کازرون استان فارس. از یاد نبریم که در زمان ناصر، بزرگ‌ترین مفتی مصر به عقیده خودش و حمایت ناصر فتوا داد که مذهب شیعه هم در عرض چهار مذهب دیگر اهل تسنن است. مدت‌ها قبل نوشته‌ای خواندم از محمد حسنین هیکل. شخصی که برای ایرانی‌ها بسیار آشناست. نوشته بود خیلی‌ها در دنیای اسلام  اسم‌شان حسن یا حسین است اما فقط در مصر است که می‌توانید نام حسنین را بیابید.

    نمی‌خواستم خیانت کنم

    مترجم کتاب «سفر خروج» متن عربی شرقاوی را هم از متونی توصیف کرد که معانی بلندی در آن نهفته است و در ترجمه آن به زبان فارسی باید این زبان شکوهمند برای مخاطب قابل لمس باشد در عین اینکه از زبان عامی مخطاب فارسی زبان هم دور نباشد: «دو چیز در ذهن من در خلجان بود. یک ضرب‌المثل ایتالیایی می‌گوید مترجم خائن است. من نمی‎‌خواستم خیانت صورت بگیرد. چیزی کم و زیاد نشود. دو چیز هم من را بسیار آزار می‌داد. یکی زبان ثقیل و دور از ذهن و دور از درک مردمی که الان بین آنها زندگی می‌کنیم. دیگری هم چاپ بد. وقتی کانون نشر فرهنگ اسلامی به من پیشنهاد ترجمه دادند فقط دو شرط گذاشتم یکی اینکه یک کلمه کم و زیاد نشود و دیگری هم اینکه زیبا منتشر شود. وسوسه من این بود که هم امانتدار باشم هم زیبا ترجمه کنم. چون نمایشنامه باید اجرا شود سعی کردم از آفت شکسته‌نویسی هم پرهیز کنم.»

    مترجم «سفر خروج» عقیده دارد که این نمایشنامه صدای شرقاوی است از سفری که به کربلا کرده و روایتی که از این سفر می‌کند: «شرقای یک راوی صادق است. صداقت به خرج داده و به زیباترین زبان بیان کرده. از حضرت حمزه سیدالشهدا شروع کرده و جنایت‌های یزید را بیان کرده. این چیز کمی نیست. در اهمیت این موضوع از زبان یک ادیب اهل تسنن همین بس که غولی مثل امام محمد غزالی با آن درجه از دانش و معرفت می‌گوید نباید یزید و معاویه را لعنت کرد! آدم تعجب می‌کند! فردی مثل غزالی همچنان اینها را خلیفه می‌بیند. یعنی برای اینها با همه جنایات‌شان تقدس قائل است. شرقاوی در این کتاب با سلطنت یزید مقابله می‌کند.»

    پز روزنامه نخواندن می‌دهند

    امامی در پاسخ به سوالی درباره اینکه چه معیارهایی برای ترجمه از دیگر زبان‌ها به فارسی دارد افزود: معمولا نویسندگانی انتخاب می‌کنم که امتحان‌شان را پس داده باشند. مثلا در ایتالیا استاد بزرگ همه ما اومبرتو اکوست. از ساده‌ترین و داناترین فیلسوفان غرب. بزرگ‌ترین استاد قرون وسطی و متخصص قرون وسطی. در عین حال او یک رمان‌نویس هم هست و با همه اینها در مسائل اجتماعی هم صاحب‌نظر است. مثل بهعضی از نویسندگان ما نبود که مثلا پز بدهد بگوید من روزنامه هم نمی‌خواهم. مگر می‌شود یک نویسنده روزنامه نخواند. اگر روزنامه نمی‌خوانی پس کجا داری زندگی می‌کنی؟! نویسنده حداقل باید ببیند توی جامعه‌اش چه خبر است. او هر هفته در یک مجله معروف در ایتالیا مقاله می‌نوشت و نظر می‌داد. یک روشنفکر مبارز که با بعضی از چهره‌های سیاسی مانند برلوسکنی هم در افتاد. حتی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر اعلام کرد که  کسی حق ندارد به مسلمان‌ها توهین کند.

    مترجم «سفر خروج» معیار دیگرش را صداهای تازه در دنیای ادبیات اعلام کرد و افزود: «مثلا یک روز پسرم کتابی به من معرفی کرد از یکی از نویسندگان که پشت کامیون نشسته و برای مسلمانان بوسنی کمک و مواد غذایی جمع کرده و به آنجا برده بود. او صدای بی صدایان شده بود. رفتم کتاب‌هایش را دیدم و آثارش را پسندیم. یکی از آنها را هم ترجمه کردم و در ایران هم منتشر شد.»

    شیفته ادبیات فلسطینم

    این مترجم ایتالیایی و عرب، ادبیات فلسطین را دیگر حوزه مورد علاقه خود توصیف کرد و افزود: از چهارده پانزده سالگی شیفته ادبیات فلسطین بودم. فلسطین را تاریخی در یک جغرافیا می‌بینم. چوب این موضوع را هم خوردم. دردنیای ادبیات با غسان کنفانی روبرو شدم. نویسنده‌ای که شعار نمی‌دهد و دنیا را زیبا می‌بیند. خیلی شیفته کارهای او بودم. یادم است یک با خسرو گلسروخی دو سه ماهی با هم بودیم و مهمان ما بود. در آن مدت بعضی از قصه‌های غسان را برایش خواندم. خیلی خوشش آمده بود. مدام به من می‌گفت اینها را زود ترجمه و منتشر کن که بعضی‌ها که این همه از عرب‌ها بد می‌گویند، متوجه شوند اینها در ادبیات چه غولهایی هستند. زکریا تامر از دیگر نویسنده‌های عرب است. او مبدع رئالیسم جادویی است سال‌ها قبل از آنکه مارکز خوانده شود. شاید ما در ایران بیشتر با این قبیل نویسندگان قرابت داشته باشیم تا نویسنده‌ای در آن سوی امریکای لاتین که بسیاری از افکار و فرهنگش حداقل برای ما مجهول است.

    امامی همچنین در پاسخ به سوال دیگری درباره انتخاب «سفر خروج» هم برای نام این اثر گفت: اسم عربی کتاب الحسین الشهید است. ناشر پیشنهاد کرد شاید انتخاب اسم دیگری به جز نام عربی برای اثر مناسب‌تر باشد و بهتر بتواند تمایز و تفاوت این اثر را با دیگر عناوین مشابه نشان دهد. من هم پذیرفتم. میدانید که سفر به معنای کتاب است و سفر خروج یعنی کتاب خروج! اسم زیبا و خوبی است.

  • انتشار اولین مجلد از سه‌گانه «باران» در ایران

    انتشار اولین مجلد از سه‌گانه «باران» در ایران

    به گزارش خبرنگار مهر، نشر آموت رمان « وقتی باران می‌بارید» اثر «لیزا د یانگ» را با ترجمه علی شاهمرادی روانه بازار کتاب کرد.

    این رمان به گفته ناشر  قصه‌ دردهای فروخورده، زخم‌های زندگی و اتفاقات ناگوار است و در عین حال قصه‌ عشق، امید، پذیرش و پیوندهای عمیق روح انسان‌هاست.

    این اولین و پرمخاطب‌ترین کتاب از سه‌گانه‌ عاشقانه‌ «باران» اثر نویسنده‌ آمریکایی «لیزا دِ یانگ» است.

    در خلاصه داستان این رمان آمده است دختر نوجوانی به نام «کیت الکساندر» در شبی بارانی اتفاق بدی را از سر می‌گذراند که تمام زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «بیو بنت» دوست سالیان سالش که به او علاقه دارد، تنها کسی است که حضورش مرهمی بر زخم اوست، اما با دیدار «آشر هانت»، پسری مرموز و خواستنی، زندگی کیت وارد مرحله‌ی جدیدی می‌شود.

    «لیزا دِ یانگ» نویسنده‌ پرفروش عاشقانه‌های معاصر آمریکایی که به تازگی برای آخرین رمانش در لیست بهترین‌های سایت معتبر آمازون قرار گرفته، راه سختی را برای رسیدن به امروزش طی کرده است. او مادر سه فرزند است و با داشتن شغلی تمام وقت، در شش سال گذشته، نُه رمان موفق را به چاپ رسانده است. خودش در این مورد می‌گوید: «من از تمام ساعت‌های شبانه‌روز استفاده می‌کنم. صبح‌ها و پس از بدرقه همه‌ اهل خانه، خودم به سر کار می‌روم. وقتی به خانه برمی‌گردم، باقی روزم را با خانواده سپری می‌کنم و پس از این‌که بچه‌ها به خواب می‌روند، کار نوشتنم آغاز می‌شود و تا دیر هنگام ادامه پیدا می‌کند.

    رمان «وقتی باران می‌بارد» نوشته‌ «لیزا د یانگ» ‌با ترجمه‌ «علی شاهمرادی» در ۴۰۰ صفحه و به قیمت ۵۱۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

  • آزمون بین‌المللی مهارت زبان فارسی در روسیه و عراق برگزار شد

    آزمون بین‌المللی مهارت زبان فارسی در روسیه و عراق برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر،  با همکاری رایزنی فرهنگی ایران و  نماینده بنیاد سعدی در روسیه، آزمون بین المللی آمفا، با حضور داوطلبان در دانشگاه سن پترزبورگ آغاز شد و با انجام آزمون گفتاری به پایان رسید.

    خانم کاترینا به نمایندگی از دانشگاه سن پترزبورگ و خانم ماریا گن، رییس مرکز آموزش زبان فارسی رایزنی فرهنگی ایران در مسکو و نماینده بنیاد سعدی، به عنوان نماینده تام الاختیار بنیاد سعدی و ناظر بر حسن اجرا، در این آزمون بین المللی حضور داشت و مراحل مختلف آزمون را که شامل آزمون چهار مهارت اصلی زبان است، برگزار شد.

    همچنین در کشور عراق نیز، عصر دیروز، آزمون بین المللی آمفا، در مرکز “قلم للتعلیم و الترجمه” برگزار شد و رایزنی فرهنگی ایران در عراق به عنوان نماینده تام الاختیار بنیاد سعدی در برگزاری این آزمون حضور داشت و بر حسن اجرای آن نظارت کرد.

    قرار بود همزمان با این آزمون ها، در هندوستان نیز آزمون آمفا برگزار شود که به دلیل مشکلات اینترنتی به تعویق افتاد.

    آزمون آمفا برای هشت کشور دیگر متقاضی از جمله ترکیه، صربستان، هندوستان و … تا پایان سال جاری برگزار خواهد شد.

    خاطرنشان می شود، مخاطبان آزمون “آمفا”، فارسی آموزان مراکز مختلف و کلاس های رایزنی های فرهنگی، دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی و رشته‌های مرتبط همچون ایرانشناسی، تاریخ ایران، مطالعات شرق‌شناسی و سایر علاقمندان هستند که میزان توانایی خود را در چهار مهارت اصلی زبان فارسی (شنیدن، خواندن، صحبت کردن، نوشتن) مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

  • بررسی روابط علمی و ادبی زبان‌های فارسی، تاجیکی و ازبکی در تاشکند

    بررسی روابط علمی و ادبی زبان‌های فارسی، تاجیکی و ازبکی در تاشکند

    به گزارش خبرگزاری مهر، کنفرانس علمی «مولانا عبد الرحمان جامی و امیر علیشیر نوایی: روابط علمی و ادبی فارسی ـ تاجیکی و ازبکی» روز جمعه (اول آذرماه) با حضور نمایندگان سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران و سفارت جمهوری تاجیکستان، گروهی از اندیشمندان، پژوهشگران، اساتید و دانشجویان زبان فارسی دانشگاه‌های تاشکند و همچنین، نمایندگان رسانه‌ها در سالن کمیته روابط بین اقوام و توسعه ارتباطات با کشورهای خارجی زیر نظر هیات وزیران جمهوری ازبکستان برگزار شد.

    جعفر محمد خالمومن اف، رییس مرکز فرهنگی تاجیکان ازبکستان در آغاز این نشست با برشمردن اهداف برگزاری این کنفرانس گفت: مولانا جامی و امیر علیشیر نوایی نقش بزرگی در ساختن کاخ بلند فرهنگ و ادب ما داشته‌اند و ما امروز نیازمند خوانش دوباره آثار این معماران معنوی تمدن هستیم.

    محسن پورمحسنی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاشکند در سخنانی، برگزاری اینگونه نشست‌ها را برای شناخت عمیق‌تر بزرگان و شناساندن آنها به نسل جوان ضروری دانست و اظهار کرد: عبدالرحمن جامی و امیر علیشیر نوایی دو تن از ستارگان درخشان فرهنگ و ادب ایران، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان هستند که همکاری و پیوند آنها منشا تحولات ادبی، هنری، عرفانی و اجتماعی بزرگی در عصر تیموری شد.

    وی افزود: نکته مهم دیگری که لازم است در شناخت این دو شاعر و عارف بزرگ مورد توجه قرار گیرد، گرایش آنها به عرفان اجتماعی و گسترش آن در عرفان خراسان بود. عرفانی که انزوا گرا نبود عرفانی که سالک آن نماینده مردم در نزد حاکمان بود و مولانا جامی با هدف نصیحت حاکمان به دستگاه قدرت نزدیک شد و در این راه امیر علیشیر نوایی وزیر دانشمند سلطان حسین بایقرا حامی و پشتیبان و همراه او بود.

    خانم گ. گدایوا، معاون سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار جمهوری تاجیکستان در تاشکند از دیگر سخنرانان این مراسم بود که مطالبی در باره توجه ویژه جامعه و دولتمردان تاجیکستان به مولانا جامی بیان کرد.

    سخنرانان بعدی این کنفرانس، عبد الرحمان شرعی جزجانی، حقوقدان و پژوهشگر ادبی، خانم گلبهار اشورآوا، دکترای علوم فلسفه، دانشیار دانشگاه دولتی زبان و ادبیات ازبکی تاشکند، خانم بو رابیه رجب آوا، نامزد علوم زبان، محقق ارشد انستیتوی زبان و فولکلور ازبکی فرهنگستان علوم ازبکستان، فیض خواجه محمود اف، متخصص ارشد نسخ خطی انستیتوی خاورشناسی ابو ریحان بیرونی آکادمی علومی ازبکستان بودند که مقالات خود را ارایه دادند.

    گفتنی است؛ مقالات ارائه شده در این کنفرانس علمی در قالب یک کتاب منتشر خواهد شد.

  • انتشار گزیده اشعار اسدالله بقایی در «میکده در مینا»

    انتشار گزیده اشعار اسدالله بقایی در «میکده در مینا»

    به گزارش خبرگزاری مهر، اسدالله بقایی درباره این دفتر شعری گفت: مجموعه «میکده در مینا» منتخبی از اشعار من در طول بیش از ۵۰ سال زندگی ادبی‌ام هست. اشعاری است که از دوران دبیرستان تا امروز را در برمی‌گیرد.

    وی درباره پرداختن به برخی رویدادها و شخصیت‌ها در این مجموعه گفت: معتقدم که شعر در مکتب وقوع تحقق می‌یابد، به این صورت که عارضه‌ای بر شاعر وارد می‌شود و او بر اساس این عارضه شروع می‌کند به سرودن شعر. مثلا در شعر سهراب که در این مجموعه آورده‌ام همین عارضه بر من وارد شد. چند سال پیش از شهر مشهد اردهال می‌گذشتم که در آن لحظات با یادآوری قبر سهراب، فی البداهه و در حین رانندگی این ابیات را سرودم.

    بقایی اضافه کرد: یا شعری دیگری درباره امیرکبیر در این مجموعه آورده‌ام که این ابیات هم مربوط به حضور من در حمام فین کاشان است که فی البداعه چکامه امیرکبیر را سرودم.

    این شاعر و استاد دانشگاه اظهار داشت: بنابراین معتقدم اینگونه اشعار که حاصل مکتب وقوع هستند شیرین‌تر از اشعاری است که شاعر با تامل فراوان می‌سراید. چرا که مکتب وقوع باعث کنده شدن شاعر از زمین و رسیدن او به افلاک می‌شود.

    وی درباره قالب‌های شعری که در این مجموعه گنجانده، گفت: هدفم این بود که در این دفتر شعری از تمام قوالب شعر فارسی نمونه‌ای ارائه دهم که دوستداران و کسانی که علاقه‌مند به سرودن شعر هستند فراموش نکنند که تمام قالب‌های دوازده گانه شعر فارسی قالب‌های خوبی هستند، هر چند در این دفتر بیشتر غزل آمده است.

    بقایی در پایان ابراز امیدواری کرد که در آینده بتواند منتخب دیگری از اشعار خود را به دست چاپ بسپارد.

    بقایی در ابیات «ماهی تنگ بلور» که در آغاز این دفتر شعر آمده، چنین سروده است:

    ماهی تنگ بلورم غم دریا دارم

    شکوه از تنگی این تنگ مطلا دارم

    گرچه پیراهن یوسف ز قفا پاره شود

    در مقامات ادب میل به حاشا دارم

    گردبادم که به صحرای جنون می‌گردم

    عزم بر هم زدن خیمه لیلا دارم

    عشق را واسطه کردم اثری در تو نکرد

    مگر این خواسته میلی‌ست که بی‌جا دارم

    گفتمش لعل لبت میکده در مینایی‌ست

    همه میکده را در لب مینا دارم

    دودم از آتش عشق تو نه خاکستر سرد

    پای در آتش و سر جانب بالا دارم

    ضیمرانم که به سرو قد تو می‌پیچم

    هوس شاه‌نشین طارم اعلا دارم

    سنگ صیقل‌شده دامن کهسارانم

    صیقل از شوق دویدن سوی دریا دارم

  • برگزاری سلسله جلسات شعر فاطمی(س) با حضور محمدعلی مجاهدی

    برگزاری سلسله جلسات شعر فاطمی(س) با حضور محمدعلی مجاهدی

    وحید قاسمی با اعلام این خبر، درباره این جلسات کارگاهی به خبرنگار مهر گفت: کارگاه شعر فاطمی با حضور استاد محمدعلی مجاهدی به همت کارگاه شعر آئینی «باب النجات» و همکاری مجمع شاعران اهلبیت برگزار می‌شود.

    این شاعر و فعال حوزه شعر آئینی اظهار کرد: در این سلسله علاوه بر استاد مجاهدی (پروانه)، چهره‌های دیگری مانند سیدمهدی حسینی، سعید بیابانکی، محمد عظیمی و دیگر اساتید حضور خواهند داشت و سخنرانی خواهد کرد.

    به گفته قاسمی سلسله جلسات شعر فاطمی دوشنبه‌های آذر و دی ماه در سالم مرحوم امیرحسین فردی در حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ، برگزار می‌شود.

    وی در پایان گفت: نخستین جلسه از این سلسله جلسات با عنوان «سیمای حضرت زهرا(س) در شعر فارسی» فردا، دوشنبه چهارم آذر ماه با حضور استاد مجاهدی برگزار می‌شود. 

  • آئین افتتاح جشنواره ملی «در امتداد فجر» برگزار شد

    آئین افتتاح جشنواره ملی «در امتداد فجر» برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج هنرمندان کشور، جمعی از مدیران سازمان بسیج هنرمندان، اساتید و پیشکسوتان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان از سراسر کشور، با نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد دیدار و گفت‌وگو کردند.

    در این دیدار که با حضور امیر نصیر بیگی رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشور و جمعی از مسئولان فرهنگی هنری استان برگزار شد، علی محمد پارسائیان رئیس بسیج هنرمندان استان یزد گزارش کوتاهی از اقدامات انجام شده برای برگزاری این جشنواره را بیان کرد.

    در این دیدار صمیمانه که با حضور ۶۰ نفر از شاعران بسیجی از سراسر کشور همراه بود، رضا اسماعیلی، حسین اسرافیلی و عالیه مهرابی از اعضای شورای مرکزی شعر بسیج به شعر خوانی پرداختند.

    در ادامه، محمد سعید زارع عضو انجمن شعر اوج هنر بسیج هنرمندان یزد و زهرا سپهکار از اصفهان به شعرخوانی پرداختند و آیت الله ناصری یزدی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد ضمن خیر مقدم و خوشامدگویی به شاعران و هنرمندان سخنانی را ایراد نمود.

    همچنین در حاشیه برگزاری مراسم افتتاحیه جشنواره ملی شعر در امتداد فجر، شاعران برگزیده این جشنواره در جمع پرشور دانشجویان یزدی حضور یافتند و مراسم باشکوه شعرخوانی را در همایش دانشجویی «رویش‌های انقلاب» برگزار کردند. 

    مراسم اختتامیه جشنواره ملی «در امتداد فجر» امروز یکشنبه ۳ آذرماه در سالن شهید عباسپور اداره برق منطقه‌ای یزد از ساعت ۱۸ برگزار خواهد شد.