برچسب: دین و اندیشه>آیین ها و تشکل های مذهبی

  • دوره آموزشی آنلاین «نقد جریان مدعی یمانی» برگزار شد

    دوره آموزشی آنلاین «نقد جریان مدعی یمانی» برگزار شد

    دوره آموزشی آنلاین «نقد جریان مدعی یمانی» برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، در راستای تحقق اهداف قطب تعمیق ایمان دینی و میز تخصصی مبارزه با جریان‌ها و فرق انحرافی، دوره آموزشی عمومی «نقد جریان مدعی یمانی» به صورت آنلاین، به همت اداره آموزش‌های کاربردی مبلغان این دفتر در حال برگزاری می‌باشد.

    حسینعلی قهرمانی «رئیس اداره آموزش‌های کاربردی مبلغان دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی» با اعلام این خبر اظهار کرد: این اداره به عنوان متولی مستقیم آموزش‌های ضروری و کاربردی مبلغان، با درک عمیق و دقیق نیازهای علمی و عملی آموزشی مبلغان جهت پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی بویژه در حوزه جریان‌ها و فرق انحرافی در محیط‌های علمی و آموزشی جامعه و نیز رصد و تحلیل تخصصی شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه و بویژه با هدف آگاه سازی، توانمندسازی، حساسیت زایی و دغدغه‌مند کردن مبلغان و اساتید نسبت به جریان فکری – تبلیغی مدعی نقد یمانی موهوم (احمد الحسن البصری)، اقدام به طراحی و برگزاری دوره آموزشی مجازی ” نقد جریان مدعی یمانی” نموده است.

    وی با بیان این که برنامه آموزشی مذکور در قالب ۱۶ جلسه و ۳۲ ساعت مفید آموزشی برنامه ریزی شده است، گفت: تعداد ۶۰ نفر از مبلغان در این دوره مجازی ثبت نام نموده اند و از ۲۱ فروردین ماه از ساعت ۲۱ به صورت آنلاین کلاس با حضور حجت الاسلام والمسلمین علی محمد هوشیار «نویسنده کتاب درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن بصری» برگزار می‌شود.

    رئیس اداره آموزش‌های کاربردی مبلغان دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی تصریح کرد: جریان‌شناسی، ادعاهای احمد الحسن البصری، قانون معرفت حجت‌های الهی، علائم و ودایع رسول خدا، بررسی حدیث موسوم به وصیت، احمد در حدیث موسوم به وصیت، ابهام‌زدایی از چند حدیث درباره احمد، تطبیق یمانی با احمد بصری، عدد اوصیاء پیامبر، مهدویت، قائمیت، شارعیت، ادعای عصمت توسط احمد بصری، رجعت و خلافت ائمه معصومین (ع)، نیابت فقهاء از امام غایب (ع)، تمسک به رؤیا و استخاره، علم رجال در نگاه احمد بصری، تقلید از فقیه و پاسخگویی به سوالات و شبهات از جمله سرفصل‌های مهم این دوره ذکر نمود.

    وی با اشاره به این که از دیرباز باورهای آخرالزمانی مورد سو استفاده افراد منحرف بوده و برای رسیدن به اهداف و اغراض مسموم خود، احساسات دینی مردم را بازیچه خود قرار داده اند، افزود: غالباً این افراد، در مواجهه با شرایطی همچون سختی و فقر مردم، جنگ و خونریزی‌، ظلم و برقرار نشدن عدالت اجتماعی در جوامع، طولانی شدن غیبت امام عصر (عج) و سایر مشکلاتی که از دید مردم ناگوار است، ظهور و بروز می‌کنند تا از فرصت ایجاد شده نهایت بهره‌برداری را داشته باشند؛ لذا در گونه شناسی ادعاهای مدعیان دروغین مهدویت، ادعاهای گوناگونی همچون ادعای امامت و مهدویت، ادعای سفارت، ادعای نیابت خاص، ادعای خراسانی بودن و ادعای یمانیت و… به چشم می‌خورد که هر کدام در برهه‌ای از تاریخ ظهور و بروز کرده و برای اثبات ادعاهای واهی خود به آیات و روایات متعددی استناد کرده و گروهی از مسلمانان را به واسطه این سخنان فریب داده‌اند.

    گفتنی است، شرکت مبلغان در دوره تخصصی و تکمیلی تربیت مربی فرق انحرافی، اعطای گواهینامه پایان دوره آموزشی، عضویت در شبکه‌های تبلیغی مجازی و تسهیل در ارتقای رتبه تبلیغی از امتیازات مهم شرکت فعال و منظم در این دوره خواهد بود.

    لازم به ذکر است، محتوا و مستندات آموزشی این دوره در قالب فیلم، پاورپوینت و متن از طریق کانال در پیام رسان ایتا در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گیرد.

  • به میدان آوردن آحاد مردم، آرایش جدید سازمان تبلیغات اسلامی است

    به میدان آوردن آحاد مردم، آرایش جدید سازمان تبلیغات اسلامی است

    به میدان آوردن آحاد مردم، آرایش جدید سازمان تبلیغات اسلامی است
    به میدان آوردن آحاد مردم، آرایش جدید سازمان تبلیغات اسلامی است

    به گزارش خبرگزاری مهر، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی طی نامه‌ای به مطالبه بیش از ۳۰۰ تشکل طلبگی و دانشجویی برای ایجاد قرارگاه مقابله با جنگ نرم کرونایی پاسخ داد و ضمن بیان این مطلب که به میدان آوردن آحاد مردم، تشکیل هسته‌های تخصصی و وحدت فرماندهی؛ آرایش جدید جنگی سازمان تبلیغات اسلامی است عنوان داشت: ظرفیت جوانان مؤمن انقلابی؛ موتور محرک اراده مردمی و حقیقت بسیج دانشجو و طلبه است.

    متن نامه مذکور به این شرح است:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    برادران و خواهران دانشجو و طلبهٔ من

    با مطالعهٔ چندبارهٔ نامهٔ برآمده از دردمندی و مسؤلیت‌شناسی و حاکی از دغدغه‌های قدسی الهی و انقلابی شما خطاب به بندهٔ کم‌ترین و مضامین آن – که به جانم نشست – خداوند را شکر گفتم.

    غیر از همراهی صددرصد با این رویکردتان که فهم ما از مسائل عالم و به طور خاص، از پدیدهٔ امروزی عالم «کرونا» نباید در چارچوب جهان‌بینی‌های معوج مادی صورت گیرد، بلکه به‌سان تمام رخدادهای ریز و درشت دیگر، این حادثه را نیز باید در دستگاه معرفتی الهی خویش تحلیل کرد، قاعدتاً چاره‌اندیشی، موضع‌گیری و طراحی و عملکرد ما در قبال مسائل پیچیده را نیز باید بر این اساس تنظیم کنیم که: «ما أصاب من مصیبه إلا بإذن الله وَ مَنْ یؤْمِنْ بِاللَّهِ یهْدِ قَلْبَه» (تغابن/۱۱)

    پس از آنکه ملت با ارادهٔ ایران، با هدایت الهی حضرت روح الله (ره) و به برکت بیداری و قیام خویش توانست از زیر سایهٔ نحس حکومت طاغوت بیرون آید، طبق وعدهٔ الهی: «وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ» (بقره ۱۵۵) با انواع آزمون‌های امنیتی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی روبرو شد که هر یک به‌تنهایی برای زمین‌گیر کردن بزرگترین نهضت‌ها کافی بود؛ اما به یُمن ایمان راسخ، حضور مستمر و پیوند وثیق میان آحاد امت با یکدیگر و با امامشان، در هر برهه، مشمول نصرت ویژهٔ الهی شدند و این موانع و گردنه‌های پر فراز و نشیب را یک‌به‌یک پشت سر گذاشتند؛ تا آنجا که پس از یک چلهٔ پرافتخار، انقلاب اسلامی ایران به درختی تنومند با ریشه‌هایی در هزاران فرسنگ فراتر از مرزهای جغرافیایی خویش تبدیل شده است که شعلهٔ امید را در دل همهٔ مستضعفان و حق‌طلبان زنده نگاه می‌دارد و حیات جبههٔ جهانی حق، مرهون وجود پربرکت آن است.
    بزرگ‌ترین شاهد بر صحت این تحلیل، ترور ناجوانمردانه و شهادت مظلومانه سردار دل‌ها به دست أشقی الأشقیای عصر حاضر و قیامتی است که تودهٔ ده‌ها میلیونی ملت صبار شکور ایران، در پی آن برپا کرد؛ حوادثی که نشان داد دستان سران استکبار جهانی در مواجهه با این شجرهٔ طیبه، خالی‌تر از هر زمان دیگری است.

    با این وجود، پرواضح است که شیطان اکبر با همهٔ ضعف و افولش، هنوز از غلبه بر ما مأیوس نشده است و تا قوی شدن ما در همهٔ ابعاد، جنگ با تمام وجود ادامه دارد. از همین روست که کرونا برای ایران، صرفاً یک بیماری همه‌گیر نیست؛ بلکه به میدان کم‌سابقه‌ای برای تاخت‌وتاز گسترده به ریشه‌دارترین سرمایه‌ها و باورهای دینی و انقلابی تبدیل شده است تا شاید از این رهگذار، ارادهٔ پولادین آحاد ملت ترک بردارد و راه برای پیش‌روی دوبارهٔ بدخواهانِ نیمه‌جان باز شود. همچنان که به درستی اشاره کرده بودید، یکی از مهمترین عواملی که سبب شده در این مقطع، کورسوی امیدی در دل دشمنان روشن شود، این است که در میدان رزم تبلیغی و رسانه‌ای، متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم به ترازی متناسب با گام دوم انقلاب نائل شویم.

    کرونا را – با وجود همهٔ مصیبت‌ها و دردسرهایش – از این منظر، مایهٔ خیر می‌دانیم: «فَعَسی أَنْ تَکرَهُوا شَیئاً وَ یجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیراً کثیراً» (نساء :۱۹) چراکه اقشار مختلف مردم را در یک میدان عجیب، به بوتهٔ آزمون گذاشت: «وَ لِیبْتَلِی اللَّهُ ما فی صُدُورِکمْ» (آل عمران/۱۵۴) و نقاط ضعف و قوت‌مان را به خوبی پیش چشممان آورد. مقابله با این ویروس منحوس، سرمایهٔ عظیم نیروهای پراکندهٔ مردمی را در سراسر کشور به خط کرد تا جلوه‌های بی‌نظیری از مجاهدت خالصانه و برادری و خدمت بی‌منت را هم به خودآگاه خویش بیاورند و آن را دستمایهٔ امیدافزایی و تعمیق ایمان و توشه‌ای برای تقویت خود در ادامهٔ مسیر سازند: «قُلْ لَنْ یصیبَنا إِلاَّ ما کتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیتَوَکل الْمُؤْمِنُونَ» (توبه/۵۱) و هم این منش و روش خود را به عنوان الگو، به رخ جهانیان بکشند: «وَ کذلِک جَعَلْناکمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاس» (بقره :۱۴۳) کمااینکه دیگر خدمت بزرگ کرونا به ما این بود که شفاف‌تر از همیشه نشانمان داد که اگر به خود نیاییم، ضعف تبلیغی-رسانه‌ای می‌تواند به چشم اسفندیارمان در نبرد سهمگین اراده‌ها تبدیل شود و همهٔ دست‌آوردها و دارایی‌مان را به نیستی بکشاند.

    هم‌سنگران عزیزم! فرمایش شما را کاملاً تصدیق می‌کنم که اگر از حیث توانمندی‌های تبلیغی، امروز به جایگاهی که باید، رسیده بودیم، بی‌شک می‌توانستیم حصر و حصارهای برساختهٔ امپراتوری رسانه‌ای دشمن را بشکنیم و از همه‌گیری جهانی «کرونا» – به عنوان مصداقی از «یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب» (طلاق/۳) – به خوبی برای اثبات حقانیت و کارآمدی قابل دفاع نظام اسلامی و ارائهٔ عظمت وجودی انسان‌های تربیت‌یافتهٔ نهضت اسلامی به افکار عمومی تشنهٔ جهان بهره‌برداری کنیم. همچنانکه در مقام مقایسه، بازتاب مناسب نحوهٔ مواجهه و مقابلهٔ ملت‌ها و دولت‌های غربی با کرونا، می‌تواند افشاکنندهٔ واقعیت نظامات دست‌ساز و انسان‌های پروردهٔ تمدن غرب و ضربه‌ای حیثیتی به کارآمدی و ابهت و یکپارچگی ظاهری آنان که صلای «أَنَا رَبُّکمُ الْأَعْلی» (نازعات/۲۴) سرمی‌دهند باشد، آن هم از جایی که فکرش را نمی‌کردند: «وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیثُ لَمْ یحْتَسِبُوا» (حشر :۲)؛ چراکه بازتاب چند قرن قتل و غارت طبیعت و بشریت، امروز به شکل یک ویروس ناشناخته، همهٔ نظم و نظام نوین اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و بهداشتی این تمدن مستکبر را به چالش کشیده است، تا بلکه در این تنگنا به خود آیند و دست از استعلا بردارند: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» (روم/۴۱). افزون بر این‌که ضربهٔ کاری به تفکر غرب‌زده و خودکم‌بین و تحقیرکنندهٔ توان خودی در داخل نیز به موازات تزلزل تمدن غربی، می‌تواند از فرصت‌های بی‌نظیر این مرحله از درگیری تاریخی حق و باطل باشد. اما این همه، مشروط به قوی شدن هم‌جانبهٔ ما: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» (انفال/۶۰) و آمادگی میلیونی آحاد مردم برای دفاع و حملهٔ متقابل است و این، همان خواستهٔ صریح سکان‌دار حکیم انقلاب در سالیان اخیر وبه‌ویژه پس از «ایام الله سلیمانی» است.

    حقیر و هم‌سنگرانم در سازمان تبلیغات اسلامی، به عنوان برادران شما و خادمان ملت، عزم خود را جزم کرده‌ایم تا این نهاد انقلابی را به معنای واقعی کلمه، به قرارگاه مرکزی نهضت در امر تبلیغات اسلام ناب و گفتمان‌سازی مکتب امام (ره) تبدیل کنیم؛ همچنانکه در مقابله با بیماری کرونا نیز، توانِ خود را به میدان آورده‌ایم و با اقداماتی نظیر بازآرایی سازمان و درانداختن طرح‌های نوی تبلیغی – آن‌گونه که متناسب با شرایط جدید است – تا سودهی پویش‌ها و خیزش‌های خدمت‌رسانی و مواسات – که انعکاس و گزارش مجاهدت‌های هم‌رزمانتان به شما و همهٔ مردم در مجال مناسب‌تری باید به عنوان بدهی ما منظور شود – این مواجهه را به‌سان آوردگاهی برای ورزیدگی در مسیر تحقق آرمان‌هایمان دیده‌ایم؛ اگرچه به خوبی می‌دانید گسترهٔ میدان رزم و حجم کارهای زمین‌مانده، به مراتب بیشتر از وسع ماست و بدون وصل شدن توان‌های پراکنده و رو شدن ظرفیت‌های ناشناختهٔ مردمی و در نهایت شکل‌دهی قدرت‌مند و ملّی ” ستاد تبلیغات جنگ تمدنی” این بار سنگین به منزل نخواهد رسید و ما در این مسیر از تمهیداتی از هم‌افزایی ظرفیت رسانه‌ای تبلیغاتیِ انقلاب تا مذاکرات جدی در به‌هم‌رسانی دست‌گاه‌های ذی‌نفوذ حاکمیتی تا ده‌ها مورد دیگر آغاز کرده‌ایم. (گزارش‌هایی از گام‌هایی که تا کنون طی‌شده، در جلسهٔ حضوری با نمایندگان شما عزیزان قابل عرضه است.)
    به یاری خداوند در آیندهٔ نزدیک از روی زمین آمدن این ضرورت اجتناب‌ناپذیر، به اتفاق رونمایی خواهیم کرد.

    لاجرم رسیدن دستگاه تبلیغی-رسانه‌ای ما به ترازی متناسب با شرایط و آرایش جنگی، به سه سطح تغییر نیاز دارد:
    ۱. تَوَحُّد فرماندهی در بین دستگاه‌های حاکمیتی متمرکز بر این عرصه، ذیل نگاه و فرامین رهبری، به گونه‌ای که توان فعال‌سازی و به‌کارگیری توان‌های متراکم و البته پراکندهٔ مردمی را داشته باشد و عناصر پیش‌ران نیز تحت حمایت کامل آن قرار گیرد.
    ۲. شکل‌گیری هسته‌های تخصصی از جوانان خوش‌فکر، توانمند و مجرب در فضای جنگ رسانه‌ای در پیوند وثیق با گره‌گشایی از مردم
    ۳. به میدان آمدن آحاد میلیونی مردم در این عرصه؛ یقیناً خلأ کلیدی و آنچه به شکل تعینی و حقیقی می‌تواند این قرارگاه را رقم بزند و پیروزی انقلاب را در این مرحله نیز تضمین کند، همین عامل است. چراکه نیروی مردم، به عنوان دست قدرت الهی، همیشه گره‌گشای انقلاب در مقاطع مختلف بوده و از جنگ تحمیلی تا جنگ سیاسی، امنیتی و علمی معادله را به نفع انقلاب تغییر داده است.

    نیروی مردمی اما «سازمان رزم» می‌خواهد؛ سازمان رزمی که یک سازمان جدید ذیل نظم بروکراتیک رسمی حاکمیتی نیست؛ بلکه بر اساس روح بیانیهٔ گام دوم، همان ظرفیت «جوانان مؤمن انقلابی» و مخصوصاً عناصر تشکل‌یافتهٔ آنان است که به عنوان «حلقه‌های میانی» از خود مردم، می‌تواند موتور محرک آن نیرو و ارادهٔ مردمی باشد و به آن تعین بخشد و آن را جهت‌دهی و سازماندهی کند. این، همان حقیقت «بسیج دانشجو و طلبه» است که امام راحل در آخرین ماه‌های حیات خویش، برای تبیین حقایق اسلام ناب و راه‌بری هسته‌های مقاومت در سراسر جهان فرمان تشکیل آن را صادر کردند.

    آمادگی و جدیت برای ایفای نقش و تدارک دو بخش اول، با دعوت از شما عزیزان چه به عنوان حامی و پشتیبان، چه از منظر وظایف ذاتی سازمان که در مطالبهٔ شما به حق مطرح شده، با حضور و جدیت شما تکمیل خواهد شد. قطعاً شرط مهم تغییر این صحنه بر روی زمین، البته در عرض چند قرارگاه مهم ملی دیگر، به میدان آوردن یک قرارگاه حقیقی وسیع دانشجویی-طلبگی توسط خودتان و با حمایت حاکمیت است. بنده به بنیادِ نهضت، بنیاد تبلیغ نوین، مرکز رسانه‌ای و معاونت فرهنگی سازمان، دستوراتی در راستای کمک مؤثر به تحقق این امر مهم صادر کرده‌ام.

    حقیر دست یکایک عزیزان را فشرده و برای هر آنچه در بسترسازی و پیشبرد این امر لازم است، اعلام آمادگی می‌کنم و بی‌صبرانه مشتاق گفتگوی با شما برای حرکت عملی در جهت شکل‌گیری چنین قرارگاهی هستم.
    ان‌شاءالله به دعای خیر حضرت ولی‌عصر (ارواحنافداه) – که در ایام میلاد متبرک و معطرشان نفس تازه می‌کنیم – گذر از این برهه را نیز تبدیل به پله‌ای برای صعود به قلل رفیع‌تر قیام لله و تسریع در ظهور ذخیرهٔ امم (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) خواهیم نمود.

    دعا و توجه خاص حضرتش قرین راهتان…

    محمد قمی
    ایام نیمهٔ شعبان ۱۴۴۱

  • عالم براساس نظام اسباب اداره می شود/ وجه دعا برای سلامتی امام عصر

    عالم براساس نظام اسباب اداره می شود/ وجه دعا برای سلامتی امام عصر

    عالم براساس نظام اسباب اداره می شود/ وجه دعا برای سلامتی امام عصر
    عالم براساس نظام اسباب اداره می شود/ وجه دعا برای سلامتی امام عصر

    به گزارش خبرگزاری مهر، روز گذشته پیرو باز انتشار یادداشتی از حجت الاسلام قاسم ترخان، مدیر گروه تخصصی علوم انسانی قرآنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در خبرگزاری مهر، برخی شبکه‌های معاند با تحریف گفتار این کارشناس دینی به شبهه پراکنی پرداختند.

    در پاسخ به این شبهات پیرامون احتمال بیمار شدن یا نشدن وجود مقدس امام عصر (عج) قاسم ترخان، با انتشار یادداشتی با عنوان «نفس قدسی امام زمان (عج)؛ عامل شفای بیماران / ‏‬وجه جمع شفایافتن و شفادادن امام معصوم» واکنش نشان داد که در ادامه متن این یادداشت به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آمده است؛

    پرسش: آیا ممکن است امام زمان (عج) به بیماری مبتلا شود؟ و اگر آری پس چرا ما از آن حضرت دفع بیماری را طلب می‌کنیم؟

    ۱- اداره عالم بر اساس نظام اسباب و مسببات

    همانگونه که بیان شد عالم بر اساس نظام اسباب و مسببات اداره می‌شود و قرار نیست امام زمان (عج)، این نظام را بهم بریزد حتی اعجاز نیز بر اساس استخدام نظام اسباب و مسببات است. چنانچه امام صادق (ع) فرمود: «أَبَی اَللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ اَلْأَشْیَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ» (الکافی، ج ۱، ص ۱۸۳).

    ۲- تأثیر اسباب مادی در جسم معصومان (ع)

    اگر این است ممکن است امام معصوم (ع) هم بیمار شود و ویروس یا عاملی دیگر باعث کسالت آنان شود. همانگونه که پیامبر (ص) هم مریض می‌شدند. مگر امامان ما با سم به شهادت نرسیدند؟ آیا این غیر از تأثیر اسباب مادی در جسم مادی آن بزرگواران است؟

    ۳- راه‌های شفای از مریضی

    اما شفای از مریضی چگونه است؟ بر اساس آموزه‌های اسلام دو گونه اسباب مادی و معنوی در طول هم برای نجات انسان‌ها از مریضی تأثیرگذارند، لذا در روایتی بیان شده است که امام هادی‏ (ع) در زمان بیماری، کسی را به حائر حسینی فرستاد تا برای شفای حضرتش در آنجا دعا کند (به محدودۀ حرم حسینی و اطراف آنکه شامل قبر مطهر، صحن، رواق‌ها و موزه و…است، چه قسمتهای قدیم و چه جدید، حائر اطلاق می‌شود. برخی هم حد حائر را همان محدوده حرم دانسته‌اند، نه بیشتر).

    متن روایت از این قرار است:

    ابوهاشم جعفری که از اصحاب امام هادی (ع) است، می‌گوید: وقتی امام هادی (ع) بیمار بود به من فرمود که کسی را به حائر حسینی بفرستید تا برایم دعا کند. ابوهاشم این ماجرا را به علی بن بلال گفت. او گفت: امام هادی (ع) خود حائر حسینی است؛ یعنی دارای حرمت است. ابوهاشم باز به نزد امام برگشت و ماجرای دیدارش با علی بن بلال را بازگو کرد. حضرت فرمود: رسول خدا (ص) که حرمت او و هر مؤمنی بزرگ‌تر از حرمت خانه خداست، کعبه را طواف می‌کرد و حجرالاسود را می‌بوسید و خدای سبحان به او فرمان داده بود که در عرفه وقوف کند (گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)، فرهنگ جامع سخنان امام هادی (ع)، ص ۴۷۵). از بیان امام هادی (ع) به ابوهاشم استفاده می‌شود که ممکن است مقام منِ امام هادی از حائر حسینی بالاتر باشد، اما به جهاتی شفای از مریضی در حائر قرار داده شده باشد و من مأمور باشم که شفایم را از آن مکان طلب کنم.

    ۴- وجه دعا برای سلامتی امام زمان (عج)

    دعا کردن برای سلامتی امام زمان (عج) از جمله دستورات شرعی است که دارای حکمت است و لو اینکه علّت آن را ندانیم. از جمله حکمت‌ها موارد زیر را می‌‏توان ذکر نمود:

    اولاً: از عوامل سلامتی آن حضرت (عج) همین دعاهاست؛ نه به این معنا که اگر ما دعا نکنیم، حضرت سالم نمی‌ماند، چون به هر حال حتماً کسان بسیاری هستند که همواره برای آن حضرت دعا می‌‏کنند، بلکه اصل دعای افراد، به طور علی البدل مؤثر است، مثل اینکه اگر عده‏‬ خاصی مرتد شوند، دین از بین نمی‌‏رود، چون به هر حال «فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرین‏» (انعام، ۸۹٫)؛ یعنی اگر به فرض نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حق زمین نمی‌ماند)؛ زیرا کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند، ولی این افتخار ماست که ما از آن عدّه باشیم. چنانچه قرآن در این باره می‌فرماید: «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ» (محمد، ۳۸)؛ و اگر شما روی بگردانید خدا قومی غیر شما که مانند شما نیستند به جای شما پدید می‌آورد.

    ثانیاً: دعا برای سلامتی، شامل سلامت از بیماری‌ها و ناراحتی‌‏ها، هرچند جزئی و کوچک، هم می‌‏شود و آنچه قطعی است، اصل بقای وجود آن حضرت است نه حتی آرامش و راحتی آن وجود عزیز، پس از این جهت هم دعا مؤثر است و منافاتی با اراده ازلی خداوند ندارد.‬ لذا ممکن است خود امام نیز که جزئی از همین عالم است به بیماری مبتلا شود و از ما خواسته شود که برای سلامتی آن حضرت دعا کنیم.

    ۵- وجه جمع شفایافتن و شفادادن

    اما چگونه است که آنان که خود مریض می‌شدند، عامل شفای دیگران‌اند و به آنان توسل جسته می‌شود؟

    تاریخ گزارش داده است همین اهل‌بیت (ع) که خود برای شفا نیاز به اسباب مادی و معنوی داشتند، عامل شفای بسیاری شدند. این مسئله به گونه‌ای فراوان است که ما را از ذکر مستندات بی‌نیاز می‌سازد، اما به راستی وجه جمع این دو چیست و چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ در این باره توجه به دو نکته حائز اهمیت است:

    الف. انسان کامل علی رغم اینکه جسمش مریض می‌شود، اما با روح و نفس قدسی خویش در این عالم تصرف می‌کند. از این نکته به مقام ولایت تعبیر می‌شود؛ یعنی همین انسانی که از جسم برخوردار است به مقامی می‌رسد که می‌تواند با روح خود در کائنات تصرف کند که یکی از آنها شفای خود و دیگران از بیماری است.

    نکته مهم در اینجا آن است که این چنین تأثیری استقلالی نیست، بلکه به اذن الهی است؛ یعنی آنان این همه فضائل و مقامات را با اذن الهی و در ظل و سایۀ عنایت او داشتند، آنان همان‌گونه که در ذات خود محتاج خداوند هستند، در صفات خود نیز محتاج اویند و از خود استقلالی ندارند. از این جهت اثبات این توانایی‌ها هیچ منافاتی با توحید حضرت حق ندارد، بلکه تأکید کنندۀ توحید است.

    ب. دعای انسان کامل می‌تواند نقش اساسی در شفای بیماری خود و دیگران داشته باشد و این به جهت آن است که انسان کامل در نزد خدا از مکانتی برخوردار است که دیگران فاقد آن می‌باشند؛ یعنی خدا شفا می‌دهد اما دعای معصوم می‌توان عامل مهمی در از بین رفتن بیماری باشد.

  • چرا بلایا توسط امام زمان(عج) دفع نمی‌شود؟

    چرا بلایا توسط امام زمان(عج) دفع نمی‌شود؟

    امام زمان(عج)
    امام زمان(عج)

    به گزارش خبرگزاری مهر، حجت‌الاسلام قاسم ترخان، مدیر گروه تخصصی علوم انسانی قرآنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، به مناسبت ولادت امام زمان (عج) در یادداشتی به این سوال پاسخ داده است که «در این بلای عمومی (بیماری کرونا) امام زمان (عج) چرا دفع بلا نمی‌کند؟

    گاهی گفته می‌شود که در این بلای عمومی (بیماری کرونا) امام زمان (عج) کجاست و چه نقشی دارد؟ این پرسش را می‌توان دو گونه مطرح کرد: گاهی پرسش ناظر به نقش خود امام زمان (عج) است و زمانی ناظر به نقش باورمندی به آن حضرت. الان بحث ما در قسمت اول است؛ در این باره باید نکاتی را مد نظر قرار داد:

    ۱- قرار نیست امام زمان (عج)، نظام اسباب و مسببات را به هم بریزد، همان‌گونه که سنت خدا نیز چنین چیزی نیست. عالم بر اساس نظام اسباب و مسببات اداره می‌شود، لذا ممکن است خود امام نیز که جزئی از همین عالم است، به بیماری مبتلا شود و از ما خواسته شود که برای سلامتی آن حضرت دعا کنیم.

    ۲- حوادث و پدیده‌هایی که در این عالم رخ می‌دهد، اسباب گوناگونی دارد، گاهی سبب و عامل بیماری، گناهی است که بشر مرتکب می‌شود؛ همانگونه که بسیاری از ابتلائات و مشکلات زیستی از ناحیه عملکرد نادرست بشر بوده است.

    الان این بحث به صورت جدی مطرح است که آیا در پیدایش این بیماری اغراض شیطانی و دستکاری خود بشر دخیل بوده است یا خیر؟ بر این اساس آثار وضعی برخی از گناهان دامنگیر انسان‌ها می‌شود. این یک سنت و قانون الهی است.

    در چنین مواردی نقش امام زمان (عج) چیست؟ آیا بناست آن حضرت جلوی نتیجه کار ناشایست بشر را بگیرد که اگر این بود، غیبتش اتفاق نمی‌افتاد. با غیبت آن حضرت بشر از فیوضات بسیاری محروم شد و در واقع بلائی را نمی‌توان مهم‌تر از آن شمرد، عامل این بلاء عظیم چه چیزی بوده است؟ یقیناً یکی از مهمترین عوامل به عدم آمادگی و گناه بشر بر می‌گردد.

    ۳- نقش امام زمان (عج) در این عالم نقش فاعلی است؛ یعنی امام واسطه در نزول فیض از طرف خداوند بر بندگانش است و از این جهت در سلسله اسباب و علل فاعلی این عالم قرار دارد. این نقش فیض‌رسانی عام است و به زمان حضور، همچنین به انسان‌ها و مؤمنان اختصاص ندارد. در روایات آمده است که اگر حجت نباشد، زمین واژگون می‌شود یا از سر صدقه امام و مؤمنین است که به کافر هم روزی داده می‌شود. البته این مطلب استدلال عقلی هم دارد و صرفاً به دلیل درون دینی تکیه نمی‌کند.

    ۴- لطف ویژه آن حضرت (عج) در قالب سنت مشروط تحقق می‌پذیرد؛ همانگونه که شرط گشایش و نزول برکات، ایمان و تقوای جوامع دانسته شده است. این لطف ویژه می‌تواند سبب‌سازی یا سبب‌سوزی باشد.

    اگر تلاشی در جهت حصول این شرایط از سوی جوامع تحقق پیدا نکند، خود از لطف خاص محروم خواهند و باید خود را ملامت و سرزنش کنند. شفابخشی این دارو در گرو انجام برخی کارها است که با عدم تحقق شرط، جزاء هم تحقق نمی‌پذیرد. این قانون یک قانون مشروط است که تخلف‌ناپذیر است.

    ۵- جریان برخی بلاها بر اساس برخی از سنت‌های دیگر خداوند مثل سنت امتحان و ابتلاء است. خداوند با ابتلای بشر، وی را در مسیر رشد قرار می‌دهد. انسان با این ابتلائات به ضعف خود پی می‌برد و به تضرع و زاری رو می‌آورد. این گریه‌ها و دعا کردن‌ها، همان لبیک خدا است. ما باید کل‌نگر باشیم نه جز نگر.

    گاهی بلا از سوی امام زمان (عج) دفع نمی‌شود؛ زیرا به صلاح بشریت نیست. البته معنای حرف ما این نیست که ما نباید کاری در دفع بلاها انجام دهیم؛ حساب ما با آن‌ها جداست. اینکه خدا می‌گوید من به قدر و اندازه می‌دهم تا انسان طغیان نکند به معنای این نیست که ما هم باید مردم را فقیر نگه داریم.

  • چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است؟

    چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است؟

    چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است؟
    چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است؟

    به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله میلانی در پاسخ به این شبهه که چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است، گفت: توسّل و صدقه و غیرذلک هرچند لازم است علّت تامّه نیستند، بلکه مصالح محکّم، و خود رسول الله و ائمه تسلیم هستند.

    وی ادامه داد: در روایتی داریم که اگر راه می‌رفتی و پایت به سنگ خورد و زخم شد فکر کن چه کردی که چنین شد…. و ما که مسلمان هستیم و به یک سلسله مسائل اعتقاد داریم به فکر می‌افتیم که آن رویداد را با آن باورها بسنجیم و بالاخره تطبیق دهیم.

    متن این سوال و جواب آیت الله میلانی به شرح زیر است:

    سوال:

    بسمه تعالی

    حضور حضرت استاد عالیقدر آیه الله میلانی دامت برکاته

    پس از عرض سلام و ارادت

    اکنون که این مرض عالم گیر اتفاق افتاده، بین ما این بحث پیدا شده که: با توجّه به باورهای دینی چرا این مرض دامن‌گیر ما شد و چرا رفع نمی‌شود؟ مگر نه این است که پیامبر و امام علیهم السلام نزد خدا وجاهت دارند، به آن‌ها متوسّل می‌شویم شفاعت کنند، پس کو؟ مگر نگفتند صدقه دفع بلا می‌کند، صلۀ ارحام موجب طول عمر است؟
    لطفاً توضیح بفرمائید.

    جواب آیت الله میلانی:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین و الصلاه والسلام علی خیر خلقه محمد وآله الطاهرین لا سیّما بقیه الله فی الأرضین ولعنه الله علی أعدائهم أجمعین.

    همیشه رویدادهای مهم روزگار، انسان‌های فهیم را به تفکّر وامی‌دارد، و خود این یکی از حکمتها است که در قرآن مجید مکرراً آمده، بلکه حادثه کوچک نیز، ولذا در روایتی داریم که اگر راه می‌رفتی و پایت به سنگ خورد و زخم شد فکر کن چه کردی که چنین شد… و ما که مسلمان هستیم و به یک سلسله مسائل اعتقاد داریم به فکر می‌افتیم که آن رویداد را با آن باورها بسنجیم و بالاخره تطبیق دهیم. این باورها از قرآن که کلام خدا است، و روایات معتبر که کلام اهل عصمت است، و از عقل، اخذ شده.

    قرآن و روایت و عقل همگی می‌گویند: خدا که خالق بشر است مخلوق خود را دوست دارد. قرآن و روایت و عقل همگی می‌گویند: پیامبر و امام معصوم در نظام آفرینش نقش دارند.

    پس چرا این‌طور شد؟ و چه باید کرد؟

    این چند کلمه را عرض می‌کنم، شاید تا حدّی موضوع روشن شود، و تفصیل مطلب را در درس‌ها گفته‌ام:

    ۱. می‌دانیم که خدای تعالی رئوف و رحیم است و دلایل نقلی و عقلی بر این معنی بسیار…
    ۲. اما باید بدانیم که خدا حکیم است و هرچه می‌کند مطابق مصلحت است، چه آن مصلحت را بدانیم یا ندانیم.
    ۳. بنا بر این حق اعتراض نداریم… او عدل و حکیم است.
    ۴. بلی صدقه دفع بلا می‌کند، و صلۀ رحم طول عمر… اما دلایل صدقه و صله رحم مطلق نیستند…
    ۵.پ یامبر و امام نزد خدا قرب و وجاهت دارند قطعاً، و خدا به آن‌ها هم علم داده و هم قدرت، اما آیا همیشه شفاعت می‌کنند؟ و در هر مورد توسّل به آن‌ها مؤثّر و نتیجه‌بخش است؟
    ۶. بعضی از خودمان می‌گویند آن‌ها در مثل این قضیّه نمی‌توانند کاری بکنند، این مثل زهر است که سبب شهادت حضرات ائمه علیهم السلام شد، کشندگی زهر را نمی‌شود از زهر گرفت، شکنندگی سنگ را نمی‌شود از سنگ گرفت، سوزندگی آتش را نمی‌شود از آتش گرفت… اثر وضعی اصابت سنگ شکسته شدن شیشه، و اثر وضعی افتادن در آتش سوختن است… پس توسّل بی‌فائده است.
    ۷. این فکر نادرست و این سخن اشتباه است، و گویندۀ آن باید در اعتقادات خود تجدیدنظر کند.
    خدای تعالی قادر است برّندگی چاقو را از چاقو بگیرد، قادر است سوزندگی آتش را از آتش بگیرد، بلکه آتش را (بَرْدًا وَسَلَامًا) کند، و این قدرت را به مقام عصمت داده است، و در روایات آمده که آتش را برداً و سلاماً کرده، و حیوان درّنده را رام و مهربان نموده‌اند. اجمالاً، خدا قادر است خاصیّت شیء را از شیء بگیرد بلکه به ضدّ آن مبدّل کند، و این قدرت را به مقام عصمت و سایر اولیا الله داده است.

    بنابراین نباید گفته شود توسّل بی‌اثر است و یا قدرت ندارند چون خواستن چیزی است که شدنی نیست. بلکه حق آن است که بگوییم:

    اولاً: عالم ملک خدا است و او در ملک خود طبق مصالح تصرّف می‌کند.
    و ثانیاً: توسّل و صدقه و غیرذلک هرچند لازم است علّت تامّه نیستند، بلکه مصالح محکّم، و خود رسول الله و ائمه تسلیم هستند.
    و ثالثاً: باید بدانیم که خیلی اوقات آنچه پیش می‌آید (بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ) است، و بدانیم که (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ). اگر تغییری در حالمان پیدا شود و تضرّع و انابه نمائیم و توسّل کنیم، امید است فرج حاصل می‌شود، اللهمّ عجّل لولیّک الفرج.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  • محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت کجاست؟

    محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت کجاست؟

    محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت کجاست؟
    محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت کجاست؟

    به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر برشی از کتاب «معرفت امام زمان» اثر ابراهیم شفیعی سروستانی است که در ادامه می‌خوانید؛

    پرسش‌های مختلفی درباره زندگی و شخصیت امام مهدی (ع) در اذهان مردم وجود دارد. پرسش‌هایی که هر از چند گاه در میان دانش ‏آموزان، دانشجویان و دیگر اقشار، مطرح و به دغدغه ذهنی آنها تبدیل می‌شود. در‬ ادامه به یکی از این سوالات پرداخته می‌شود.

    موضوع محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت نیز از جمله موضوع‌هایی است که ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می‌گیرد.

    پیش از پاسخ‏گویی به این پرسش، یادآوری این نکته ضروری است که برای غیبت امام مهدی (ع) دو معنا قابل تصور است:

    نخست ناپیدا بودن امام؛ یعنی اینکه آن حضرت در دوران غیبت از نظر جسمی از دیدگان مردم به دور است و اگر چه آن حضرت مردم را می بیند و از حال آنها باخبر می‌شود، ولی کسی توان دیدن ایشان را ندارد.

    دوم، ناشناس بودن امام: در این فرض، آن حضرت در طول زمان غیبت در میان مسلمانان حضور می‌یابد و با آنها مواجه می‌شود، ولی کسی او را نمی‌شناسد و به هویت واقعی‏‬ اش پی نمی‌برد. [۱]

    بحث از محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح می‌شود، ولی به نظر می‌رسد در فرض دوم، این موضوع کمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود، در هر کجا که بخواهد می‌تواند زندگی کند.

    در زمینه محل اقامت امام مهدی (ع)، روایت‌های گوناگونی وجود دارد که با توجه به آنها، محل‌های احتمالی اقامت آن حضرت را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

    الف) محل‌های دور دست و ناآشنا

    برخی روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی (ع) تعیین نمی‌کنند و جایگاه ایشان را در بیابان‌ها و کوه‌ها، مکان‌های دوردست و محل‌هایی می‌دانند که هیچ ‏کس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی که از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می‌فرماید: ‬ یا بنَ المازِیارِ أَبی أَبُو مُحَمَّد عَهِدَ إِلیَّ أَنْ لا أُجاوِرَ قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ لَهُمُ الخِزْیُ فِی الدُّنیا و الآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ، وَ أَمَرَنِی أَنْ لا أَسْکُنَ مِنَ الجِبالِ إِلاّ وَعْرَها وَ مِنَ البِلادِ إِلاّ عَفْرَها. [۲]

    ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت که هرگز با قومی که خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت کرده، برای آنها در دنیا و آخرت بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناک در انتظار آنان است، هم‏نشین نباشم و به من دستور داد که برای اقامت، کوه‌های سخت و سرزمین‌های خشک و دوردست را برگزینم.

    همچنین آن حضرت در توقیع شریفی که خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می‌فرماید: ‬ نَحْنُ وَ إِنْ کُنّا ثاوِینَ [نائِینَ] بِمَکانِنا النّائِی عَنْ مَساکِنِ الظَّالِمینَ حَسْبَ الَّذِی أَراناهُ اللّهُ تَعالی لَنا مِنَ الصَّلاحِ وَ لِشِیعَتِنا الْمُؤْمِنینَ فِی ذلِکَ ما دامَتْ دَوْلَهُ الدُّنیا لِلْفاسِقِینَ فَإِنّا یُحِیطُ عِلما بِأَنْبائِکُمْ و لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْ‏ءٌ مِن أَخبارِکُم. [۳]

    ما بر اساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمنان مصلحت دیده، تا زمانی که دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین‌های دوردستی که از جایگاه ستمگران دور است، سکنا گزیده‬ ‏ایم، ولی از آنچه بر شما می‌گذرد، آگاهیم و هیچ‬ یک از اخبار شما بر ما پوشیده نمی‌ماند.

    در روایتی که پیش از این از امام صادق (ع) نقل شد، آن حضرت، جایگاه امام مهدی (ع) را جایی ناشناس معرفی می‌کند که جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند: ‬ و هیچ‏‬ کس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی‌یابد، مگر همان خدمت‏گزاری که به کارهای او می‌رسد. [۴]

    این‏‬ گونه روایات، گویای آن است که امام مهدی (ع) بر اساس امر الهی، در مکان‌هایی ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادی‌ها زندگی می‌کند و کسی از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.

    ب) محل‌های خاص و شناخته شده

    در برخی روایات، از مکان‌هایی خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدی (ع) در دوران غیبت یاد شده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    اول مدینه

    در برخی روایات، از مدینه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر (ع) یاد شده است. در روایتی که از امام محمد باقر (ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: لابُدَّ لِصاحِبِ هذا الأَمْرِ مِنْ عُزْلَهٍ و لابُدَّ فِی عُزْلَتِهِ مِنْ قُوَّهٍ و ما بِثَلاثِینَ مِنْ وَحْشَهٍ وَ نِعْمَ المَنْزِل طَیِّبَه. [۵] ‬ صاحب این امر ناگزیر از کناره‬ ‏گیری است و او در [زمان] کناره‬ ‏گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.

    در کتاب شریف بحارالانوار ذیل این روایت چنین آمده است: «طیبه» یکی از نام‌های مدینه است. این روایت دلالت می‌کند که آن حضرت (ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‌کند که همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یکی از آنها بمیرد، کس دیگری جای‏گزین او می‌شود. [۶]

    در روایت دیگری که از امام حسن عسکری (ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش راوی که می پرسد: «اگر حادثه‏‬ ای برای شما روی دهد، سراغ فرزندتان را از کجا بگیریم؟» می‌فرماید: «در مدینه». [۷]

    دوم کوه رضوی

    برخی روایات، «کوه رضوی» در نزدیکی مدینه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر (ع) معرفی کرده‏‬ اند که روایت زیر از آن جمله است:

    عبدالاعلی مولی آل سام می‌گوید: به همراه ابی عبدالله [امام صادق] (ع) [از مدینه] خارج شدیم. زمانی که به روحاء [در اطراف مدینه] رسیدیم، آن حضرت دقایقی نگاهش را به کوهی که در آن منطقه بود، دوخت و آن‏گاه فرمود: ‬ تَری هَذا الجَبَلَ؟ هذا جَبَلٌ یُدعی رَضْوی مِن جِبالِ فارْس أَحَبَّنا فَنَقَلَهُ اللّه‏ُ إِلَینا. أَما إِنَّ فِیه کُلُّ شَجَرَهٍ مطعم، و نِعْمَ أَمانٌ لِلخائِفِ مَرَّتینِ. أَما إِنَّ لِصاحِبِ هذا الأَمْرِ غَیْبَتَینِ، واحدهٌ قَصِیرَهٌ وَ الأُخْری طَوِیلَهٌ. [۸]

    این کوه را می‌بینی؟ این کوه، «رضوی» نام دارد و از کوه‌های فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوی ما منتقل کرد. در آن، همه درخت‌های میوه ‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‌گاهی خوب برای خائف [امام زمان] است. آگاه باش که برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها کوتاه و دیگری بلند است.

    در دعای ندبه نیز از این مکان نام برده شده است. [۹]

    یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» می‌فرماید: رضوی، کوهی است میان مکه و مدینه در نزدیکی ینبع و دارای آب فراوان و درختان زیادی است. کیسانیه [۱۰] می‌پندارند که محمد بن حنفیه در آنجا زنده و مقیم است. [۱۱]

    گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است. [۱۲]

    سوم ذی طوی

    مکان دیگری که در روایات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر (ع) یاد شده، «ذی طوی» است. «ذی طوی»، نام کوهی در اطراف مکه است. در روایتی که از امام محمد باقر (ع) نقل شده، چنین آمده است: یَکُونُ لِصاحِبِ هَذا الأَمْرِ غَیْبَهٌ فِی بَعْضِ هذِهِ الشِّعابِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلی ناحِیَهِ ذِی طُوی. [۱۳] ‬ صاحب این امر را در یکی از این دره‌ها غیبتی است. [در این حال، آن حضرت] با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره کرد.

    گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مکان اشاره شده [۱۴] و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی (ع) یاد شده است. [۱۵]

    ج) در میان مردم

    دسته سوم از روایات مانند دسته اول، از جایگاه و مکان خاصی نام نمی‌برند و از آنها استفاده می‌شود که امام مهدی (ع) به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می‌کند. در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است، در این زمینه، چنین می‌خوانیم: چگونه این مردم، این موضوع را انکار می‌کنند که خداوند با حجتش همان‏‬ گونه رفتار می‌کند که با یوسف رفتار کرد؟ همچنین چگونه انکار می‌کنند که صاحب مظلوم شما همان که از حقش محروم شده و صاحب این امر [حکومت] است در میان ایشان رفت و آمد می‌کند، در بازارهایشان راه می‌رود و بر فرش‌های آنها قدم می نهد، ولی او را نمی‌شناسند، تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفی کند، چنان‏که به یوسف اجازه داد، آن زمان که برادرانش از او پرسیدند: «آیا تو یوسف هستی؟» پاسخ دهد که «آری، من یوسف هستم». [۱۶]

    حال این پرسش مطرح می‌شود که کدام‏یک از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع کردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟ به نظر می‌رسد میان این سه دسته روایت، تعارضی وجود ندارد و آن حضرت بسته به شرایط و موقعیت‌های مختلفی که پیش می‌آید، زندگی به صورت ناشناس در میان مردم و اقامت در مکان‌هایی چون مدینه منوره یا دوری گزیدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب می‌کند.

    به بیان دیگر، بر اساس دومین معنایی که برای غیبت قابل تصور است؛ یعنی ناشناس بودن امام مهدی (ع)، آن حضرت، الزامی برای اقامت در محلی خاص یا دور از دست‏رس ندارد و می‌تواند به صورت طبیعی در میان مردم زندگی کند، البته ممکن است رعایت مصالحی دیگر، آن حضرت را وادار کند که بر اساس سفارش پدر بزرگوارشان، کوه‌ها و بیابان‌ها را اقامت‏گاه خود برگزیند.

    بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی کند، مکان‌هایی چون مدینه منوره در کنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مکان خواهد بود.

    پی نوشت:

    [۱]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: همین کتاب، صص ۷۷ ۸۰.

    [۲]. کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۶۱.

    [۳]. احمد بن علی بن ابی‏طالب طبرسی، الإحتجاج، تحقیق: ابراهیم البهادری، محمد هادی به، به اشراف: جعفر سبحانی، چاپ اول: قم، اسوه، ۱۴۱۳ ه. ق، ج ۲، صص ۵۹۷ و ۵۹۸؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶.

    [۴]. کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۷۲، ح ۵.

    [۵]. الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۶.

    [۶]. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳.

    [۷]. الکافی، ج ۱، ص ۳۲۸، ح ۲؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۳۹؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۱، ح ۱۱.

    [۸]. کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۷.

    [۹]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸.

    [۱۰]. «کیسانیه» پیروان «مختاربن ابوعبیده ثقفی» بودند. او نخست برای پیشرفت کار خود دعوت به علی‌بن الحسین ۸ سپس دعوت به محمد حنفیه می‌کرد. البته کار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلکه می‌خواست از آن بهره‬ ‏برداری سیاسی کرده باشد و چون کارش بالا گرفت، خود دعوی دریافت وحی از خداوند کرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان می‌راند. فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۷۳

    [۱۱]. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمکنه و البقاع، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ ه. ق، ج ۲، ص ۶۲۰.

    [۱۲]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۶؛ ج ۵۳، ص ۹۷.

    [۱۳]. کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۸۲.

    [۱۴]. ر. ک: کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۳۱۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۶، ح ۸۰؛ ص ۳۰۷، ح ۸۱.

    [۱۵]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸.

    [۱۶]. کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۶۴؛ الکافی، ج ۱، صص ۳۳۶ و ۳۳۷، ح ۴.

  • روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه
    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    حجت الاسلام محمد نقدی، مدیر مؤسسه ترجمان وحی به مناسبت پنجم شعبان، سالروز ولادت امام سجاد (ع) در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: وجود نازنین امام سجاد (ع) که نام او علی بن حسین و ملقب به سجاد و زین العابدین است در ۵ شعبان سال ۳۸ هجری در مدینه متولد شد و در ۱۲ محرم سال ۹۵ هجری هم با زهر به شهادت رسید. این امام همام ۵۶ سال عمر کرد. تولد او همزمان با جنگ جمل بود که در زمان حضرت علی پیش آمد. در سال ۶۱ هجری در واقعه کربلا حضور داشت که در آن زمان قریب ۲۴ سال سن داشت و به خاطر ابتلای به بیماری که از الطاف خداوند متعال بود از جهاد معاف بود و همین امر باعث شد که وجود نازنین امام زنده بماند و پس از شهادت پدر در سال ۶۱ هجری به مدت ۳۴ سال امامت جامعه اسلامی و شیعیان را بر عهده بگیرد.

    مدیر مؤسسه ترجمان وحی افزود: مهمترین نکته بارز در مورد امام سجاد (ع) این است که ایشان در بدترین زمانی که بر اهل بیت می گذشته زندگی می کرده‌اند و مصیبت‌های زیادی را متحمل شدند. همچنین ایشان با خلفایی مثل یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حکم و عبدالملک بن مروان معاصر بوده‌اند. بدترین دوران زندگی امام قریب ۲۱ سال همزمانی با حکومت عبدالملک بن مروان بوده. عبدالملک بن مروان در مدینه زندگی می‌کرد. معروف است که همیشه در مسجد زندگی می‌کرد و قرآن می‌خواند و آن قدر علاقه به مسجد و قرآن داشت تا جایی که به حمامه المسجد یعنی کبوتر مسجد معروف شده بود.

    نکته بارز در مورد امام سجاد (ع) این است که ایشان در بدترین زمانی که بر اهل بیت می گذشته زندگی می کرده‌اند و مصیبت‌های زیادی را متحمل شدند

    وی ادامه داد: در منابع تاریخی ذکر شده که وقتی عبدالملک پدرش مروان از دنیا رفت و خبر فوت پدر را به او دادند قرآن را بست و با آن خداحافظی کرد و عملاً حکومت را به دست گرفت. همان طور که قرآن می‌گوید «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» مهم عمل کردن به قرآن است و نه تنها خواندن آن. به اعتبار اینکه این شخص قرآن می خوانده ما نمی‌توانیم بگوییم او آدم خوبی بوده است، چون عبدالملک متأسفانه بزرگ‌ترین جنایات را در زمان حکومت خود مرتکب شد. در زمان او کارهای پلید و بدی انجام شد. یکی از حکمرانان او حجاج بن یوسف بود که به مکه و مدینه رفت و در آنجا ظلم‌های بزرگی مرتکب شد و همچنین در عراق نیز به همین صورت. در زمان حجاج ۱۲۰ هزار نفر به وسیله او کشته شدند به غیر از کسانی که در جنگ‌ها از بین رفتند.

    محمد نقدی اضافه کرد: شما حساب کنید امام سجاد در چنین وضعی چه کار می‌توانست انجام دهد. در اسناد تاریخی آمده است که بعد از امام حسین شاید ۳ تا ۵ نفر بوده‌اند که طرفدار امام سجاد بودند. از عاشورا به بعد زندگی امام سجاد ۲ بخش دارد. یکی قبل از اسارت و دیگری بعد از اسارت. در دوره اسارت نقش امام سجاد که حضرت حق او را به خاطر بیماری حفظ کرد مهم‌ترین نقش بود که توانست تمام نقشه‌های یزید را برملا کند. وقتی ایشان به همراه اسرا از کربلا به طرف کوفه و شام رفتند هم در مجلس یزید و هم در مسیر و هم در کوفه و شام چقدر روشنگری کرد و اگر روشنگری‌های او و حضرت زینب نبود، اصلاً همه چیز از بین می‌رفت و اسمی از اسلام باقی نمی‌ماند.

    وی سپس گفت: روشنگری‌های امام سجاد در مجلس یزید و در مسجد اموی در شام باعث شد پرده‌ها کنار رود و حقایق روشن شود و مردم آگاه شوند. یزید اول بنا داشت امام سجاد را بکشد ولی با روشنگری‌های امام سجاد و حضرت زینب کار به جایی رسید که مجبور شد خودش امام را با احترام دعوت کند و به خاطر وقایع عاشورا عزاداری به پا کند و متأثر شود و بگوید این کار عبیدالله بن زیاد بوده و من اصلاً راضی به این کار نبودم و ورق برگردد و سپس امام سجاد (ع) و اهل بیت را با احترام به مدینه فرستادند و همین باعث شد دین باقی بماند.

    روشنگری‌های امام سجاد در مجلس یزید و در مسجد اموی در شام باعث شد پرده‌ها کنار رود و حقایق روشن شود و مردم آگاه شوند

    محمد نقدی همچنین عنوان کرد: در زمان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام تقیه بسیار شدید بود به همین خاطر روایات از آن امامان معصوم بسیار نادر است، اما امام سجاد چون دید نمی‌تواند از آن راه وارد شود از راه دعا و ارشادات شخصی عمل کرد. چون مهم‌ترین نقشی که ائمه داشتند در تبلیغ‌های انفرادی و چهره به چهره و راهبردهای انفرادی بوده است. ایشان این کار را ادامه دادند و همین صحیفه سجادیه که امروز در دست ماست بزرگ‌ترین میراثی است که از ایشان برای ما به جای مانده است و مطالب ارزشمندی از نظر معارف در آن وجود دارد.

    وی یادآور شد: در سال ۱۳۵۳ شمسی یعنی ۴ سال قبل از انقلاب اسلامی ایران مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی که یکی از علمای بزرگ و تأثیرگذار کشور مصر بود فرستاد و پس از مدتی او در یادداشتی به مرحوم آیت الله نجفی می‌نویسد که این از بدبختی ماست که تاکنون از این اثر گران بها اطلاع نداشتیم و به آن دسترسی پیدا نکردیم، من هر چه در آن تأمل می‌کنم مشاهده می‌کنم از گفتار مخلوق برتر و از گفتار خالق پایین‌تر است. این اثر شامل ۵۴ دعا است که امام سجاد (ع) مطالب بسیار مهم و ارزشمندی را در قالب آن دعاها بیان کرده است.

    محمد نقدی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم درباره شخصیت اجتماعی امام سخن بگوییم مهم‌ترین ویژگی‌هایی که امام سجاد داشتند را می‌توان در گذشت از خطاکاران، همچنین رسیدگی به مستمندان و ضعفا، دادن صدقات پنهانی، پرداخت دیون بدهکاران و عبادت‌های بسیار ممتازی دانست که ایشان را به عنوان زین العابدین معروف کرده است. این خصوصیات در اسناد و مدارک تاریخی ما وجود دارد که امام در این عرصه‌ها چه کارهای برجسته ای را از خود به یادگار گذاشته است. شایسته است که ما نیز به آنها توجه کنیم. شرایط زمان امام سجاد با ائمه دیگر بسیار متفاوت است.

    آیت الله مرعشی نجفی نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی که یکی از علمای بزرگ و تأثیرگذار کشور مصر بود فرستاد و پس از مدتی او در یادداشتی به مرحوم آیت الله نجفی می‌نویسد که این از بدبختی ماست که تاکنون از این اثر گران بها اطلاع نداشتیم و به آن دسترسی پیدا نکردیم، من هر چه در آن تأمل می‌کنم مشاهده می‌کنم از گفتار مخلوق برتر و از گفتار خالق پایین‌تر است

    وی اظهار داشت: در زمان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) گشایش ایجاد شد، آنها شاگردان زیادی داشتند، تبلیغات دینی قوی شد و آنها توانستند مکتب تشیع را به خوبی معرفی کنند اما در زمان امام حسن مجتبی و امام حسین و امام سجاد با شدت ظلم حکام جائر، عملاً امکان تبلیغ به این صورت وجود نداشت. امام علیه السلام هم در محافل فردی و هم در محافل اجتماعی سعی می‌کرد با دعا و تبلیغ و با تحولی که در افراد به وجود می‌آورد بتواند اثراتی را بگذارد تا دین باقی بماند. کتاب‌های زیادی درباره روایاتی که از امام سجاد باقی مانده نوشته شده که اغلب در قالب ۴۰ حدیث است. به یکی از روایات آنها اشاره می‌کنم که چگونگی اثرگذاری امام در جامعه را نشان می‌دهد.

    حجت الاسلام نقدی افزود: امام سجاد (ع) در روایتی می‌فرمایند: «ثَلاَثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ کَانَ فِی کَنَفِ اَللَّهِ وَ أَظَلَّهُ اَللَّهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ». ۳ چیز است که اگر در هر یک از مؤمنین باشد او در حمایت حضرت حق است و خداوند در روز قیامت او را در سایه عرش خود محفوظ می‌کند. اولین چیز این است: «مَنْ أَعْطَی مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لِنَفْسِهِ». یعنی هر مؤمنی آنچه را خودش دوست دارد و می‌خواهد به دیگران عطا کند، یعنی چیزی را هدیه کند که خودش انتظار دارد دیگران به او بدهند.

    وی در ادامه گفت: برتراند راسل یکی از فلاسفه غرب است که از دنیا رفته و مرحوم علامه محمد تقی جعفری با او مکاتبه داشته است، این فیلسوف، بزرگ‌ترین افتخارش این بود که می‌گفت من قاعده‌ای را کشف کرده‌ام که اگر مردم آن را رعایت کنند اصلاً احتیاجی به دادگاه و کلانتری نداریم و آن قاعده انصاف است. به این معنا که هر چه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه. یعنی همان چیزی که پیامبر ما، حضرت علی، امام حسن، امام سجاد و همه پیشوایان ما گفته‌اند. امام سجاد می‌فرماید اولین ویژگی از آن ۳ ویژگی که باعث می‌شود مؤمن از همه عذاب‌ها در امان باشد این است که به مردم همان چیزی را بدهد که انتظار دارد به او بدهند. یعنی آنچه برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند.

    محمد نقدی اضافه کرد: دوم ویژگی اینکه: «وَ رَجُلٌ لَمْ یُقَدِّمْ یَداً وَ لاَ رِجْلاً حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّهُ فِی طَاعَهِ اَللَّهِ قَدَّمَهَا أَوْ فِی مَعْصِیَتِهِ». یعنی هر مؤمنی قدم از قدم بر ندارد مگر اینکه بداند این قدمی که بر می‌دارد در طاعت خداست یا در معصیت او. اگر در شرایط کنونی به این دستور عمل کنیم چه اتفاق می‌افتد؟ الان مشکل ما در کشور بیماری کرونا است. ببینید اگر هر کدام از ما به این نکته توجه کنیم که هر قدمی که بر می‌داریم ممکن است به ضرر خودمان و یا ضرر یگران باشد بدون شک باید آن کار را انجام ندهیم. اگر قرار است از دستکش و ماسک استفاده کنیم حتماً انجام دهیم. اگر نباید در مجامع عمومی برویم نرویم. اگر قبول کنیم که با حضور ما ممکن است دیگران آسیب ببیند و یا خود ما آسیب ببینیم این کار معصیت خداست و اگر در حضور در مجامع به خاطر سلامت خود و دیگران خودداری کنیم این طاعت خداست.

    وی سپس اظهار داشت: امام (ع) چقدر زیبا، عمیق و سنجیده رهنمود می‌دهد. این سخن او به درد امروز ما می‌خورد. او می‌فرماید: قدمی بر ندار مگر آنکه بدانی در طاعت خداست یا در معصیت او. سومین ویژگی نیز این است که: «وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أَخَاهُ بِعَیْبٍ حَتَّی یَتْرُکَ ذَلِکَ اَلْعَیْبَ مِنْ نَفْسِهِ وَ کَفَی بِالْمَرْءِ شُغُلاً بِعَیْبِهِ لِنَفْسِهِ عَنْ عُیُوبِ اَلنَّاسِ». یعنی مؤمن کسی است که برادر خودش را به عیبی سرزنش نکند مگر اینکه همان عیب را در وجود خودش از بین ببرد. و خوشا به حال مؤمنی که به جای عیب جویی و عیب گویی از دیگران به اصلاح نفس خود مشغول باشد.

    محمد نقدی در پایان گفت: ما امروز در مقام امر به معروف و نهی از منکر آیا به این نکات توجه می‌کنیم؟ وقتی در فضای مجازی بی محابا به دیگران نسبت‌های ناروا می‌دهیم آیا خودمان عاری از آن عیب‌ها هستیم؟ معصوم نکات مهمی را دارد به ما آموزش می‌دهد. ۳ ویژگی را بیان می‌دارد که اگر هر کدام از ما رعایت کنیم در جامعه ما چنین مشکلاتی به وجود نمی‌آید. اولاً برای دیگران همان را بخواهیم که برای خودمان می‌خواهیم. دوم اینکه هیچ گامی بر نداریم مگر اینکه یقین کنیم در طاعت خداست و نه در معصیت او. و در نهایت اینکه هیچ کسی را سرزنش به عیبی نکنیم مگر آنکه آن عیب در خود ما نباشد. اگر بخواهیم تنها به این روایت از تمام روایات امام سجاد عمل کنیم اتفاقات بزرگی در جامعه ما رخ می‌دهد. امیدوارم خدای متعال به همه ما توفیق دهد تا بتوانیم به این دستورات عمل کنیم.

  • مناجاتی که همه ائمه خوانده‌اند/ بهترین اعمال در ماه شعبان

    مناجاتی که همه ائمه خوانده‌اند/ بهترین اعمال در ماه شعبان

    خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: امروز ابتدای ماه مبارک شعبان است، که در فرهنگ اسلامی و روایات پیشوایان دین، برای این ماه، آداب و اعمالی نقل شده است که اهتمام به انجام آن بسیار شایسته است. جدای از این نکته در روایات از ماه شعبان با عظمت یاد شده است و در آن توصیه‌های بسیاری برای مراقبه و دعا و نیایش آمده است. آیت الله جوادی آملی در مورد ماه شعبان می‌گوید: «کسانی که در مسائل اخلاقی کار می‌کنند اول سالشان ماه مبارک رمضان است لذا ماه شعبان آخر سال اخلاقی اینهاست در آخر سال نظیر اینکه نزدیک امتحانات کنکور می‌شود انسان چگونه تلاش و کوشش می‌کند مطالعه کند و حضور ذهن داشته باشد, اینها که سال اخلاقی دارند تمام تلاش و کوشش آنها این است که در این ماه شعبان بدهکاری‌هایشان را بدهند حقّ‌الله دارند حقّ‌الناس دارند توبه‌ای باید بکنند واجبی ترک کردند حرامی مبتلا شدند تمام این دِیْن‌های حقّ‌اللهی و حقّ‌الناسی را در ماه شعبان بدهند که وقتی اول سال فرا می‌رسد اینها با سود همراه باشند. لذا آنهایی که در مسائل اخلاقی کار می‌کنند اول سالشان ماه مبارک رمضان است و ماه شعبان را با تلاش و کوشش و ناله و ضجّه می‌گذرانند که بدهکار نباشند.»

    همچنین آیت الله جوادی آملی در عظمت این ماه می‌گوید: «این ماهی است که شبش, روزش, سحرش, بین‌الطّلوعینش, صبحش, عصرش, ظهرش محفوف به رحمت است «شَعْبانُ الَّذی‏ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَهِ وَالرِّضْوانِ» اگر چیزی را آدم بپیچد این از هر طرف پوشیده و پیچیده رحمت است. در همین صلوات عندالزوال می‌خوانیم و وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) به ما آموخت این ماه محفوف به رحمت است پیچیده است به رحمت؛ از هر طرف یک رحمت است صبحش رحمت, عصرش رحمت, ظهرش رحمت, سحرش رحمت ماه شعبان تقریباً نشانه بسط است گرچه ماه رجب ماه پربرکت است آن با قبض همراه است این با بسط همراه است؛ آثار رحمت در این شهر هست خیلی هم نمانده به ماه مبارک رمضان طرزی خودمان را در این ایام آماده کنیم که خدا ما را به عنوان مهمانی بپذیرد.»

    اما در مورد اعمال ماه شعبان در مفاتیح و کتب مختلف، دو گونه اعمال است اعمال مشترک و اعمال خاص برخی از روزها و شب‌های ماه شعبان. اعمال مخصوص شب‌ها و روزهای ماه شعبان که أهم آن به شرح ذیل است:

    روزۀ ماه شعبان

    درباره روزه مستحبّی در ماه شعبان بسیار تأکید شده است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این ماه را روزه می‌گرفت و آن را به ماه مبارک رمضان وصل می‌کرد. روایات فراوانی درباره روزه ماه شعبان وارد شده است.

    از امام صادق علیه السلام روایت شده است که چون ماه شعبان داخل می‌شد، امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع می‌کرد و می‌فرمود: ای یاران من! می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است، رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمود: شعبان ماه من است پس برای محبّت به پیامبر صلی الله علیه و آله، و برای تقرّب به پروردگار خود، این ماه را روزه بدارید، به حقّ آن خدایی که جان علی بن الحسین علیهما السلام در دست اوست سوگند یاد می‌کنم که از پدرم حسین بن علی علیهما السلام شنیدم فرمود: از امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم که: هر کس ماه شعبان را برای محبّت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و تقرّب به خداوند روزه بگیرد، خداوند او را دوست می‌دارد و به کرامت خویش در روز قیامت نزدیک می‌کند، و بهشت را بر او واجب می‌گرداند.

    صفوان جمّال می‌گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: کسانی را که در اطراف و نواحی تو هستند به روزه در ماه شعبان وادار کن! گفتم: فدایت شوم آیا در فضیلت آن چیز مهمّی وجود دارد؟ فرمود: آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که هلال ماه شعبان را می‌دید، فرمان می‌داد که منادی در مدینه ندا دهد و بگوید: ای اهل یثرب! من فرستاده خدا به سوی شمایم؛ آگاه باشید که شعبان ماه من است، پس خداوند رحمت کند کسی را که یاری کند مرا بر این ماه (یعنی آن را روزه بدارد).

    سپس امام علیه السلام در ادامه فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌فرمود: از زمانی که این سخن را از منادی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله شنیدم، هرگز روزه ماه شعبان از من فوت نشد و تا زمانی که زنده‌ام نیز از من فوت نخواهد شد ان شاءاللَّه. البتّه آنها که نمی‌توانند همه ماه را روزه بگیرند، خوب است هر مقدار را که می‌توانند، روزه بگیرند.

    آیت الله میرباقری در مورد روزه ماه شعبان می‌گوید: «ماه شعبان ماه وجود مقدس نبی اکرم علیه السلام و شفاعت ایشان است و ماهی است که خدای متعال به تعبیر صلوات شعبانیه آن را در رحمت و رضوان پیچیده است، به عبارت دیگر محفوف به رحمت و رضوان است. با شفاعت وجود مقدس نبی اکرم علیه السلام می‌توان به مقام رضوان رسید: «حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوَانِ» حضرت، عباداتی در این ماه داشتند که برای شفاعت، دستگیری و باز شدن باب نجات ما بوده است. بعضی از بزرگان این مطلب را گفته‌اند که علت نزول ائمه علیهم السلام در این عالم برای این بوده است که ما را شفاعت و دستگیری کنند، و همه عبادات آنان برای شفاعت است. ماه شعبان چنین ماهی است، ماه نبی اکرم است علیه السلام که حضرت در روایات فرمود: مردم! این ماه، ماه من است و با روزه در این ماه مرا کمک کنید. یا می‌توان این روایت را این گونه معنا کرد که من می‌خواهم دستگیری و شفاعت کنم، اگر می‌خواهید از شما دستگیری کنم از روزه ماه شعبان غافل نشوید.»

    استغفار در ماه شعبان

    از روایات استفاده می‌شود که بهترین ذکرها در این ماه استغفار است و هر کس هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند، مثل آن است که در ماههای دیگر هفتادهزار مرتبه استغفار کرده است. لذا هر روز هفتاد مرتبه بگوید: «اسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذی لا الهَ الَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، الْحَیُّ الْقَیُّومُ، وَ اتُوبُ الَیْهِ؛ آمرزش می جویم از خدا که معبودی جز او نیست، بخشنده و مهربان، زنده و پاینده است؛ به سوی او توبه می‌کنم.»

    بهترین اعمال در ماه شعبان از منظر امام صادق (ع)

    صدقه دادن و کمک به نیازمندان در این ماه فضیلت فراوان دارد. راوی می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: یابن رسول اللَّه! بهترین اعمال در این ماه کدام است؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار. هر کس در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند متعال، صدقه او را پرورش می‌دهد همچنان که شما شتربچّه ای را پرورش می‌دهید، و در قیامت به صاحبش می‌رسد، در حالی که به اندازه کوه احُد بزرگ شده باشد!

    ذکر صلوات در ماه شعبان

    صلوات بر پیامبر و آلش علیهم السلام در این ماه ثواب زیادی دارد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: شعبان ماه من است، در این ماه بر من و آل من، بسیار صلوات بفرستید.

    ذکری که معادل هزار سال عبادت است!

    یکی از اعمال مشترک ماه شعبان خواندن ذکری است که پاداش بسیاری دارد، از جمله اینکه در نامه عملش عبادت هزار ساله بنویسند. لذا در تمام این ماه، هزار بار بگوید: «لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَ لانَعْبُدُ الَّا ایَّاهُ، مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ، وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ معبودی جز خدا نیست، و نپرستیم جز او را درحالی که عبادت را برای او خالص می‌کنیم، گرچه مشرکان را خوش نیاید.».

    در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: کسی که چنین کند؛ در قیامت در حالی از قبرش خارج می‌شود که چهره اش مثل ماه شب بدر (شب چهاردهم) می‌درخشد.

    نماز پنجشنبه‌های ماه شعبان

    شایسته است فرد در هر پنجشنبه ماه شعبان، دو رکعت نماز بگزارد؛ در هر رکعت بعد از سوره «حمد» صد مرتبه، سوره «توحید» را بخواند و پس از سلام، صد بار صلوات بفرستد.

    در روایتی که امیر مؤمنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده، آمده است که هر کس این نماز را بگزارد خداوند هر حاجتی از حاجت‌های دینی و دنیوی که داشته باشد، برآورده سازد و هر کس آن روز را روزه بدارد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام کند.

    در همین روایت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در هر روز پنجشنبه از ماه شعبان، آسمان‌ها را زینت می‌کنند، و فرشتگان عرض می‌کنند: خداوندا! روزه دارانِ این ماه را بیامرز و دعایشان را مستجاب گردان!

    صلوات شعبانیه؛ یادگاری ارزشمند از امام سجاد (ع)

    از جمله اعمال مشترک ماه شعبان این است که در هر روز از آن ماه بزرگ، در وقت ظهر و در شب نیمه آن، این صلوات را که از امام سجاد علیه السلام نقل شده خوانده شود: «اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، شَجَرَهِ النُّبُوَّهِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَهِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَهِ، وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ…؛ خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، همان درخت نبوّت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و خاندان وحی، خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست».

    آیت الله جوادی آملی با اشاره به فرازهایی از صلوات شعبانیه که در آن بندگان از درگاه خداوند همراهی و تبعیت از وجود مبارک پیامبر رحمت (ص) را می‌خواهند، بیان می‌کند: در همین دعای نورانی، وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) به ما آموخت که بگوییم خدایا اولاً ما را همراه و در کنار پیامبر قرار بده، ثانیاً نبوّت، رسالت و وحی او را برای من یک طریق باز قرار بده که من اگر بخواهم آن را بپیمایم هیچ کسی مزاحم من نباشد. در صلوات شعبانیه، انسان خود را در سایه رحمت بی‌انتهایی که خدا نصیب پیامبر می‌کند مشمول ادعیه سِعه رحمت ذات اقدس الهی می‌نماید. در این دعا به خداوند عرض می‌کنیم که پیامبر (ص) را شفیع ما قرار بده؛ «وَاجْعَلْهُ لی‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً»، در این جمله حضرت سجاد (علیه السلام) به خدا عرض می‌کند: خدایا این ماه ماه پیامبر و صدر و ذیل این ماه، رحمت است و رحمت بودنِ صدر و ذیل این ماه برای این است که نبیّ رحمت شب‌ها را به نماز و روزها را به روزه می‌گذراند. یعنی این زمان را این متزمّن پربرکت کرد، همان‌طوری که مکان را این متمکّن پربرکت می‌کند.

    مناجاتی که همه امامان (ع) خوانده‌اند

    مناجات شعبانیه از جمله مناجات‌های پرارزش ائمّه علیهم السلام است و دارای مضامین عالیه‌ای است که در هر وقت حضور قلبی باشد، خواندن آن و فکر کردن در مفاهیم آن، مناسب است.

    به گفته عالم بزرگوار مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «اقبال» این مناجات را امیرمؤمنان علی علیه السلام و فرزندانش علیهم آلاف التحیّه و السلام در ماه شعبان می‌خواندند.

    از این تعبیر به خوبی روشن می‌شود که این مناجات اهمیّت فراوان دارد که همه ائمّه معصومین علیهم السلام بر آن مداومت داشتند و مطالعه محتوای آن نیز گواه بر اهمیّت فوق العاده آن است و در واقع یک دوره عرفان اسلامی در بالاترین سطح در آن منعکس شده و اگر انسان مفاهیم این مناجات عظیم را در درون قلب و جان خود پیاده کند، مقامات طولانی سیر و سلوک الی اللَّه را پیموده است.

    روزها و شب‌های خاصی در ماه شعبان اعمال مخصوص به خود را دارند که برای آگاهی از آن می‌توانید به مفاتیح مراجعه کنید اما بی شک مبارک شعبان، ماه استغفار و شست و شوی قلب از زنگارها و غبارها است؛ لذا امیدواریم در این ماه آمادگی لازم برای ورود به ماه مبارک رمضان پیدا شود، زیرا باید از فرصت این ماه به بهترین شکل ممکن برای استقبال از ضیافت الله استفاده کرد. البته تحقق این مهم در گرو این مسأله است که با توجّه به عظمت ماه شعبان و وجود روزهای تاریخی در شعبان المعظم همگان به ادعیه؛ زیارات و اعمال وارده در این ماه عمل کنیم و با این کار هم مهمان خدا شویم و هم خدا را در دل خود مهمان کنیم، چرا که آیت الله جوادی آملی در این باره می‌گوید: «این دعاهای ماه رجب و شعبان برای آن است که انسان را هم شایسته کند که مهمان خدا بشود هم شایسته کند که مهماندار خدا بشود؛ در این معامله، سود کلاً مال انسان است چون گاهی خدای سبحان مبایعه می‌کند خرید و فروش می‌کند و با انسان گفتگو دارد چه اینکه در مناجات شعبانیه همین است. اما خدا مهمان ما باشد یعنی چه؟ ما چه داریم که او را مهمان کنیم یک و چه وقت او مهمان ما می‌شود دو؟! این در حدیث قدسی آمده است که «انا عند المنکسره قلوبهم» یعنی خدای سبحان مهمان دل‌های شکسته است و آن انکسار را آن فقر را آن خضوع را آن خشوع را آن بندگی خالص را خدا می‌پذیرد این «انا عند المنکسره قلوبهم» جز مصادیق مهمان شدن خدا نسبت به دل‌ها است.»

  • تبلور صبر در سیره موسی بن جعفر/مبارزه امام کاظم با انحرافات فکری

    تبلور صبر در سیره موسی بن جعفر/مبارزه امام کاظم با انحرافات فکری

    خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: به مناسبت سالروز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) با دو تن از کارشناسان تاریخ اسلام درباره سیره آن حضرت و شرایط تاریخی دوره امام ت آن امام همام و تلاش ایشان در مبارزه با انحرافات اعتقادی و هدایت فکری شیعیان به گفتگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید؛

    حجت الاسلام امیرعلی حسنلو، استا حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در دوره امامت امام موسی بن جعفر (ع) به جهت شرایط خاص سیاسی و اجتماعی حاکم بر آن، شاهد انحرافات متعددی در جامعه اسلامی هستیم. در این زمان برخی از شیعیان از جریان اصیل امام ت منحرف شدند و معتقد به امامت اشخاص دیگری غیر از ائمه دوازده گانه شیعه بودند. از طرفی شاهد حضور فرقه‌های انحرافی ای چون، مرجئه، معتزله، قدریه، غالیان، واقفیه و معتقدان به تشبیه و تجسیم هستیم. علاوه بر این برخی از شیعیان در خصوص خلق یا قدم قرآن ابهاماتی دارند و عده‌ای معتقد به مجبور بودن انسان در اعمال بودند. امام موسی بن جعفر (ع) به عنوان رهبر جریان اصیل شیعی با تمامی این انحرافات مبارزه کرد و تلاش کرد با روشنگری‌های خویش جریان اصیل شیعی را هدایت کند.

    در زمان امام کاظم (ع) برخی از شیعیان از جریان اصیل امام ت منحرف شدند و معتقد به امامت اشخاص دیگری غیر از ائمه دوازده گانه شیعه بودند. از طرفی شاهد حضور فرقه‌های انحرافی ای چون، مرجئه، معتزله، قدریه، غالیان، واقفیه و معتقدان به تشبیه و تجسیم هستیم. علاوه بر این برخی از شیعیان در خصوص خلق یا قدم قرآن ابهاماتی دارند و عده‌ای معتقد به مجبور بودن انسان در اعمال بودند. امام موسی بن جعفر (ع) به عنوان رهبر جریان اصیل شیعی با تمامی این انحرافات مبارزه کرد و تلاش کرد با روشنگری‌های خویش جریان اصیل شیعی را هدایت کند استاد حوزه علمیه قم افزود: در دوران ائمه (ع) سیاست تقیه در مواردی سبب شد برخی از شیعیان در تشخیص امام بعدی دچار مشکل شوند و نتوانند امام واقعی را بشناسند. در زمان امام موسی بن جعفر (ع) دقیقاً همین شرایط حکم فرما بود. در چنین موقعیتی امام موسی بن جعفر (ع) تلاش داشت امام واقعی را به شیعیان خویش معرفی کند. روایتی که شیخ مفید نقل کرده می‌تواند نشان دهنده انحراف برخی از شیعیان و موضع امام موسی بن جعفر (ع) باشد. او می‌نویسد: محمد بن قولویه (به سند خود) از هشام به سالم روایت کرده که پس از وفات امام صادق (ع) من و محمد بن نعمان (مؤمن الطاق) در مدینه بودیم، مردم دور عبدالله بن جعفر (فرزند امام صادق (ع) معروف به عبدالله افطح) اجتماع کرده بودند. ما وارد مجلس او شدیم و از او درباره نصاب زکات پرسیدیم که او نتوانست جواب دهد. حیران و سرگردان از نزد او بیرون آمدیم و در جایی نشسته و گریه کردیم و با خود می‌گفتیم به سوی چه کسانی باید برویم؟ مرجئه، قدریه، معتزله یا زیدیه؟ ناگهان شخصی آمد و از ما خواست که به دنبال او راه بیفتیم. من به دنبال او رفتم تا به در خانه امام موسی بن جعفر (ع) رسیدیم. داخل خانه شدم و دیدم موسی بن جعفر (ع) آنجاست. بدون اینکه حرفی بزنم فرمود: نه به سوی مرجئه، نه به سوی قدریه و نه به سوی معتزله و نه به سوی زیدیه؛ بلکه به سوی من. عرض کردم جانم فدای شما، برادر شما عبدالله گمان می‌کند که پس از پدرتان امام است. حضرت فرمود عبدالله می‌خواهد خدا را بندگی نکند. پرسیدم آیا برای شما امامی هست؟ فرمود نه. سپس از ایشان پرسیدم اجازه می‌دهید جریان امامت شما را به آنان برسانم و آنها را به سوی شما دعوت کنم؟ حضرت فرمود هر که را رشید و رازدار یافتی به او برسان و پیمان بگیر که فاش نکند و اگر فاش کند سرش بر باد است. در آن زمان برخی از شیعیان معتقد به امامت افرادی چون عبدالله بن جعفر بوده‌اند و امام موسی بن جعفر (ع) شیعیان را از پیروی از این فرقه‌های انحرافی باز می‌داشت. یکی از جریان‌های منحرف و خطرناک در دوره ائمه (ع) که آسیب‌های فراوانی به جریان اصیل شیعی وارد کرد جریان فکری غلو است که از همان دوران امام علی (ع) تا پایان دوره امامان (ع) و حتی در دوره‌های بعد تداوم یافته است.

    وی سپس گفت: مهم‌ترین نماینده فکری جریان انحرافی غلو در دوره امام موسی کاظم (ع)، محمد بن بشیر از موالی بنی اسد و ساکن کوفه بود. وی عقاید غالیانه و بسیار خطرناکی را در میان پیروانش پراکنده کرد و تلاش کرد با ترفندهایی خاص مانند شعبده بازی آنها فریب داده و به سوی خویش جذب کند. اعتقاد به الوهیت امام موسی بن جعفر (ع) و نبوت خویش، توقف در امام موسی بن جعفر (ع) و اعتقاد به غیبت و مهدویت آن حضرت و تلاش در معرفی خویش به عنوان جانشین وی و بیان عقاید غلو آمیز دیگری چون ثنویت و ازلی بودن باطن انسان، عقایدی است که به این غالی نسبت داده شده است.

    امیرعلی حسنلو عنوان کرد: امام موسی بن جعفر (ع) در راستای مبارزه با اندیشه‌های غالیانه، از محمد بن بشیر برائت جست، در موارد متعددی او را لعن کرد، وی را در ادعاهایش دروغ گو خواند و برای راحت شدن از شر او دعا کرد. خطر این غالی منحرف به حدی بود که حضرت خون او را نیز حلال شمرد و به یکی از اصحابش دستور داد تا در صورت امکان او را به قتل برساند. هر چند محمد بن بشیر در زمان امام ت آن حضرت به قتل نرسید، اما دعای امام موسی بن جعفر (ع) در حق او سبب شد وی به بدترین وضعی در زمان امام ت امام رضا (ع) به هلاکت برسد.

    یکی از جریان‌های منحرف و خطرناک در دوره ائمه (ع) که آسیب‌های فراوانی به جریان اصیل شیعی وارد کرد جریان فکری غلو است که از همان دوران امام علی (ع) تا پایان دوره امامان (ع) و حتی در دوره‌های بعد تداوم یافته است

    وی در ادامه گفت: به جز محمد بن بشیر که در امامت امام موسی بن جعفر (ع) توقف کرد و امام ت امام رضا (ع) را نپذیرفت، زیاد بن مروان قندی و افراد بسیار دیگری نیز امام ت آن حضرت را انکار کردند. دست آویز توقف کنندگان در امامت امام موسی بن جعفر (ع) برخی از روایات جعلی یا روایاتی بود که در آنها یکی از ائمه (ع) به عنوان «قائم» معرفی شده‌اند. به عنوان نمونه واقفیه روایتی را به امام صادق (ع) نسبت می‌دادند که حضرت فرموده است: نام قائم نام صاحب تورات، یعنی موسی (ع) است. در روایتی دیگر به حضرت نسبت می‌دادند که فرموده است: روزها را از یک شنبه تا شنبه بشمر! هفت روز است، شنبه شنبه‌ها، خورشید روزگار و نور ماه‌ها، کسی که اهل لهو و لعب نیست همو هفتمین امام و قائم شماست.

    امیرعلی حسنلو همچنین اظهار داشت: طرح این اندیشه‌های انحرافی در زمان امامت امام موسی بن جعفر (ع) سبب تردید در میان شیعیان شد و امام موسی کاظم (ع) به منظور رفع این تردید و مبارزه با این اندیشه انحرافی و در پاسخ کسانی به که از آن حضرت پرسیدند آیا شما «قائم» هستید؟ فرمودند: تمام ائمه (ع) در زمان خود قائم به امر امام ت هستند تا اینکه این امانت را به بعدی بسپارند و جانشین و قائم به امر امامت بعد از من فرزندم علی (ع) است. امام موسی بن جعفر (ع) در این روایت علاوه بر رفع شبهه در خصوص معنای قائم، به امام پس از خویش نیز اشاره کرده و در حقیقت اندیشه توقف بر خویش را باطل اعلام کرده است.

    وی افزود: از دیگر باورهای انحرافی دوره امام موسی بن جعفر (ع) که به نحو بسیار گسترده‌ای در این دوره نمود داشت عقیده تشبیه و تجسیم است. تشبیه یعنی مانند کردن خداوند به صفات مخلوقات و موجودات محسوسی همانند انسان. قائلان به تشبیه عمدتاً خدا را به انسان تشبیه کرده و برای او اعضا و جوارح و مکان تصور کرده‌اند و صفات مخلوقات را برای خدا ذکر می‌کردند. هر چند اتهام تشبیه به برخی از بزرگان اصحاب ائمه (ع) همانند هشام بن سالم و هشام بن حکم قابل پذیرش نیست و از سوی علمای شیعه و محققان انکار شده است، اما وجود عقیده انحرافی تشبیه و تجسیم در این دوره به نحو چشم گیری در جامعه جریان داشته است و در موارد متعددی سبب عکس العمل امام موسی بن جعفر (ع) شده است.

    امیرعلی حسنلو خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد در این دوره اهل حدیث و برخی از شیعیان معتقد به تشبیه بوده‌اند و یا شبهات و مشکلاتی در باب توحید داشتند. احتمالاً وجود احادیثی چون حدیث نزول خداوند به آسمان دنیا که ابوهریره از رسول خدا (ص) نقل کرده و حدیثی که از ابن عباس نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: خدا را به صورت جوانی تازه بالغ و … دیده است، سبب رواج و پراکندگی این عقیده در میان مردم بوده است. وجود این احادیث در میان مردم سبب شده شیعیان به صورت مکرر از ائمه (ع) درباره این احادیث سوال کنند.

    وی ادامه داد: ابراهیم بن محمد همدانی می‌گوید نامه‌ای به امام موسی بن جعفر (ع) نوشتم که پیروان شما که نزد ما هستند، در توحید اختلاف دارند برخی می‌گویند او جسم است و برخی دیگر می‌گویند او شکل و صورت است. امام در پاسخ وی به خط خود نوشت: خداوند منزه از این صفات است. او حد و اندازه ندارد و قابل وصف با این صفات نیست. او شنوا و داناست. علاوه بر این به نظر می‌رسد این افراد با تمسک به ظواهر آیاتی چون «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی» و آیه «وَ جاءَ رَبُّک» و آیه «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی» چنین عقیده‌ای را ابراز کرده‌اند.

    امیرعلی حسنلو سپس گفت: در حقیقت همان گونه که یکی از محققان اشاره دارد دلایل واهی طرف داران این عقیده بیشتر نشأت گرفته از ظاهرگرایی بوده است. فردی به نام عبدالغفار سمی که در حضور امام موسی بن جعفر (ع) از آیه «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی» سوال کرد، خود معتقد به حرکت خداوند از مکانی به مکان دیگر بوده است. او می‌گفت من خدا را آن گونه وصف می‌کنم که خودش وصف کرده، چون فرموده: «دَنا فَتَدَلَّی». امام موسی بن جعفر (ع) در پاسخ به عبدالغفار سمی فرمود: «دنی فتدلّی» به معنی آن است که چون محمّد (ص) به آن مقام آرام گرفت، به خداوند نزدیک گردید. نزدیکی در اینجا به معنای قرب معنوی است. ذات خداوند از هیچ موضع و مقامی زایل نیست و در همه جا حاضر است. این نوع سخن گفتن در لغت قریش استفاده می‌شود که هر گاه شخصی بخواهد بیان کند که من فلان سخن را شنیدم می‌گوید من به فلان سخن نزدیک شدم. تدلّی به معنی فهم است.

    درباره کیفیت شهادت آن امام همام سه روایت مختلف نقل شده است؛ یکی اینکه شهادت آن حضرت به سبب مسمومیت صورت گرفته است. این مسئله در روایتی از امام رضا (ع) آمده است. همین طور در روایات دیگری که یحی بن خالد را به قتل آن حضرت متهم می‌کند این نکته آمده است. در گزارش تاریخی دیگر آمده است که آن حضرت را در فرشی پیچانده و چنان فشار داده‌اند که به شهادت رسیده است. روایت دیگر آن است که حمدالله مستوفی نقل کرده که می‌گوید به فرمان هارون الرشید سرب گداخته درحلق او ریختند وی افزود: در روایت دیگری که شیخ صدوق از یونس بن عبدالرحمن نقل کرده وقتی وی از آن حضرت سوال می‌کند چرا خداوند پیامبر اکرم (ص) را برای معراج به آسمان‌ها برد در حالی که خداوند دارای مکان خاصی نیست؟ حضرت ضمن تأیید این سخن که خداوند دارای مکان خاصی نیست علت این کار را تشرف ملائکه و ساکنین آسمان‌ها خدمت آن حضرت و نشان دادن آیات عظمت خویش در آسمان‌ها به پیامبر معرفی کرد و در ادامه به نادرستی تصورات مشبهه در این باره تأکید کرد. این روایت نشان می‌دهد در این زمان عده‌ای تصور می‌کردند علت عروج رسول خدا (ص) به آسمان‌ها وجود جسم خداوند در آسمان بوده است. وقتی امام موسی بن جعفر (ع) متوجه شد که عده‌ای معتقد به نزول خداوند به آسمان دنیا هستند، به منظور مقابله با این عقیده انحرافی فرمود خداوند نمی‌آید و نیازی ندارد که فرود آید. دور و نزدیک برای خداوند یکسان است.

    امیرعلی حسنلو عنوان کرد: در روایتی دیگر آن حضرت با این استدلال که جسم و صورت محدود و متناهی هستند در نتیجه احتمال زیاده و نقصان در آنها هست و وقتی احتمال زیاده و نقصان در آنها باشد مخلوق خواهند بود، قول به تجسیم خداوند را رد کرد و از معتقدین به جسمیت خداوند برائت جست. وقتی محمد بن حکیم قول به تجسیم را از سوی برخی از شیعیان برای امام موسی بن جعفر (ع) نقل کرد، حضرت ضمن تأکید بر عدم شباهت چیزی به خداوند، قول به جسمیت خداوند و مشابهت خداوندی که هیچ چیز همانند او نیست را به نوعی بی احترامی به خداوند و کوچک انگاری ذات باری تعالی دانستند.

    وی در ادامه اظهار داشت: اندیشه خلق یا قدم قرآن عمدتاً در دوره امام جواد (ع) و امام هادی (ع) مطرح شده به گونه‌ای که این زمان به جهت سخت گیری هایی که معتزله و در رأس آنان مأمون و معتصم و واثق داشته‌اند در تاریخ به عصر محنت نام گذاری شده، اما آغاز چنین اندیشه‌ای به فردی به نام لبید بن اعصم یهودی که در زمان رسول خدا (ص) بوده و قائل به خلق تورات بوده نسبت داده شده و گفته شده که این اندیشه از این فرد به دیگران منتقل شده است. امامان شیعه (ع) با مطرح شدن این اندیشه در جامعه بعضاً ضمن اشاره به واقعیت امر، شیعیان را از ورود به چنین بحث‌های فتنه انگیزی منع کرده و قرآن را صرفاً کلام خدا معرفی کرده‌اند.

    امیرعلی حسنلو افزود: امام موسی بن جعفر (ع) در مقابله با اندیشه انحرافی جبر نیز فرموده‌اند: خداوند انسان‌ها را آفرید و از افعال آینده آنها آگاهی داشت. آنها را امر و نهی کرد. هرجا به آنها امر کرد، راه انجام آن را برای آنها باز گذاشت و هر جا نهی کرد راه ترک را برای آنها باز گذاشت. انجام امر خدا و اطاعت آنها از نهی خدا به اذن خداست. خداوند هیچیک از مخلوقاتش را مجبور به نافرمانی نکرده است. بلکه آنها را با وسایلی امتحان کرده است. چنان که فرموده: «لِیَبْلُوَکُمْ‏ أَیُّکُمْ‏ أَحْسَنُ عَمَلًا». تا بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است. در این حدیث امام موسی بن جعفر (ع) صراحتاً عقیده جبر را رد کرده و بر اختیار انسان در انجام اوامر و نواهی الهی تأکید کرده است.

    وی سپس گفت: برحسب گواهی بیشتر مورخان در اصلِ شهادت امام کاظم (ع) تردیدی وجود ندارد، اما از آنجا که شهادت آن حضرت مخفیانه صورت گرفته و حاکمان عباسی فریبکارانه به مردم اعلام کردند که آن بزرگوار به مرگ طبیعی از دنیا رفته، برخی از مورخان تحت تأثیر قرارگرفته و در کتاب‌های خود مرگ آن حضرت را طبیعی گزارش کرده‌اند. درباره کیفیت شهادت آن امام همام سه روایت مختلف نقل شده است. یکی اینکه شهادت آن حضرت به سبب مسمومیت صورت گرفته است. این مسئله در روایتی از امام رضا (ع) آمده است. همین طور در روایات دیگری که یحی بن خالد را به قتل آن حضرت متهم می‌کند این نکته آمده است. در گزارش تاریخی دیگر آمده است که آن حضرت را در فرشی پیچانده و چنان فشار داده‌اند که به شهادت رسیده است. روایت دیگر آن است که حمدالله مستوفی نقل کرده که می‌گوید به فرمان هارون الرشید سرب گداخته درحلق او ریختند.

    امیرعلی حسنلو ادامه داد: روایتی که بیش از همه شهرت دارد مسموم کردن امام است. اسناد تاریخی بر حبس طولانی و زندانی بودن حضرت، همه گواه بر کشته شدن او دارد. به دستور هارون و با سمی که سندی بن شاهک یهودی درست کرده بود.

    وی در پایان به نقل روایتی از امام کاظم (ع) پرداخت و گفت: حضرت موسی بن جعفر (ع) می‌فرمایند: «مَن أرادَ أن یکنَ أقوَی النّاسِ فَلیتَوکل عَلی الله». هر که می‌خواهد که قوی‌ترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

    سعید طاووسی مسرور»، کارشناس تاریخ اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، با اشاره دوران حیات امام موسی کاظم (ع)، اظهار کرد: حضرت از عمر شریف ۵۵ ساله شأن حدود ۷ سال زندان بودند، یعنی حدود یک هشتم عمر خود را که حدود سه سال در دوره خلافت مهدی عباسی و حدود ۴ سال در دوره هارون الرشید بوده است. ثانیاً به نحو مختصر و بر اساس منابع موجود، در هفتم صفر (بنا بر نظر امین الاسلام طبرسی در اعلام الوری) سال ۱۲۸ هجری قمری در «ابواء» از خاندان رسول خدا (ص) فرزندی متولد شد که او را موسی نامیدند. این نام یادآور پیامبر بزرگ الهی حضرت موسی کلیم الله (ع) است و امام موسی‌بن‌جعفر (ع) مانند پیامبر هم‌نامش با فرعون روبه رو شد؛ فرعونی به نام هارون الرشید.

    استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: ابواء، یعنی محل تولد آن حضرت منزلی است بین مکه و مدینه و به نظر می‌رسد که بیش از سایر اماکن واقع در راه مکه تا مدینه، قافله‌های حجاج اهل بیت (ع) و دوستداران‌شان را به سوی خود جلب می‌کرد، زیرا آرامگاه مادر پیامبر (ص)، حضرت آمنه (رضی الله عنها) در آنجا قرار داشته است. پدر بزرگوار امام کاظم (ع) پیشوای هدایت صادق آل محمد (ص) و مادر آن حضرت حُمَیده بربریه است که احتمالاً اهل مغرب یا اندلس بوده است. در کتاب شریف کافی در روایتی از امام صادق (ع) درباره همسرشان حمیده خاتون آمده است: «حمیده از پلیدی‌ها پاک است مانند شمش طلا، فرشتگان همواره او را نگهداری کردند تا به من رسید به جهت کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من فرمود».

    طاووسی مسرور گفت: امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۴۸ هجری قمری در ۲۰ سالگی به امام ت رسید و دوره ۳۵ ساله امامت حضرت، با سال‌های آخر خلافت «منصور دوانیقی»، ۱۰ سال خلافت مهدی عباسی، یک سال خلافت هادی عباسی و ۱۳ سال از دوره خلافت هارون الرشید مقارن بود. بیشتر دوره امام ت امام هفتم (ع) در زمان خلافت هارون سپری شد. حکومت هارون در بهترین موقعیت اقتصادی به سر می‌برد اما این ثروت انبوه اغلب در راه ارضای تمایلات شخصی خلیفه مصرف می‌شد تا آنجا که نوازندگان، شاعران و چاپلوسان، اموال را می‌چریدند. هارون سوگند خورده بود خاندان علی (ع) و پیروان آنان را از ریشه برکند.

    نهاد وکالت زنجیره ارتباطی گسترده‌ای بود که از طریق آن همه شیعیان با امام در ارتباط بوده و وجوهات شرعی و حقوق و واجبات مالی از طریق وکلا از همه شیعیان دریافت و برای امام (ع) ارسال می‌شد. بدین وسیله جامعه شیعه در سراسر دنیای اسلام با امام به طور نظام مند مرتبط می‌شد

    وی افزود: در زمان خلافت هارون، امام (ع) خشم و نارضایتی خود را از حکومت وقت پیاپی ابراز می‌فرمود و همکاری با حکومت جور را به هر صورت و شکل حرام می‌دانست چنان که از ایشان روایت شده است: «به آنان که ستمکارند تکیه مکنید که گرفتار دوزخ می گردید»، اما امام کاظم (ع) برای این حکم کلی استثنایی نیز قائل بود، چنان که به «علی بن یقطین» یکی از بزرگترین یارانش اجازه داد که وزارت مهدی و هارون را بپذیرد. هدف امام کاظم (ع) از این کار نفوذ در حکومت و تلاش برای حفظ جان، مال و ناموس شیعیان بود.

    این پژوهشگر تصریح کرد: همچنین در زمان امام موسی بن جعفر (ع) و به دست آن حضرت، نهاد وکالت پدید آمد. اگر چه برخی قائلند که شکل اولیه این نهاد در زمان امام صادق (ع) ایجاد شده است. این نهاد زنجیره ارتباطی گسترده‌ای بود که از طریق آن همه شیعیان با امام در ارتباط بوده و وجوهات شرعی و حقوق و واجبات مالی از طریق وکلا از همه شیعیان دریافت و برای امام (ع) ارسال می‌شد. بدین وسیله جامعه شیعه در سراسر دنیای اسلام با امام به طور نظام مند مرتبط می‌شد.

    طاووسی مسرور در مورد مواجهه امام موسی کاظم (ع) و هارون‌الرشید گفت: هارون در برابر مردم تظاهر به حفظ احترام آن حضرت می کرده است. البته بعید نیست که خود هارون هم در دل به بزرگواری آن حضرت شهادت می داده چنان که در روایتی در منابع اهل تسنن اشاره شده که هارون به صدق آن بزرگوار یقین داشته، اما حریف قدرت طلبی و دنیاطلبی نفس خود نشده است. «شمس‌الدین ذهبی» از علمای بزرگ اهل تسنن در مورد امام کاظم (ع) می‌نویسد: «موسی فرزند جعفر صادق کبیر القدر و بسیار عالم بود و از هارون به خلافت شایسته‌تر بود».

    وی ادامه داد: در همین راستا تحلیل یکی از نویسندگان معاصر خواندنی است: «امام کاظم (ع) شخصاً بسیار شجاع و بی‌پروا عمل می‌فرمود و نسبت به حکومت رسماً تعرض می‌کرد و در حضور خلیفه مقتدر وقت اظهاراتی مطرح می‌کرد که در حد مبارزه‌طلبی تلقی می‌شد و خلیفه نیز به همین معنی می‌گرفت. تمام شواهد نشان می‌دهد که آن امام همام، از نظر سیاسی و اجتماعی بر خلاف نظر متداول کاملاً فعال بوده است.

    استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: بسیاری از مردم از جمله بسیاری از اهل سنت، امام کاظم (ع) را به عنوان خلیفه قانونی و رئیس مشروع حکومت اسلامی می‌شناختند که مرادف با اعلام غیر قانونی بودن خلیفه مستقر در بغداد بود. این وضع طبعاً خلیفه زمان هارون الرشید را بیمناک ساخت. به دستور او، امام (ع) را در مدینه دستگیر کرده و به عراق برده و پس از چند سال زندان سرانجام در سال ۱۸۳ به شهادت رساندند و گروهی از هواداران امام کاظم (ع) نیز دستگیر و بی رحمانه شکنجه و آزار گردیدند».

    در روایتی در منابع اهل تسنن اشاره شده که هارون به صدق آن بزرگوار یقین داشته، اما حریف قدرت طلبی و دنیاطلبی نفس خود نشده است. «شمس‌الدین ذهبی» از علمای بزرگ اهل تسنن در مورد امام کاظم (ع) می‌نویسد: «موسی فرزند جعفر صادق کبیر القدر و بسیار عالم بود و از هارون به خلافت شایسته‌تر بود

    وی در بخش دیگری از مباحث خود درباره خصلت صبر و کظم غیظ امام موسی کاظم (ع) گفت: در آیه ۱۳۴ سوره آل عمران در وصف مؤمنان آمده: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (و خشم خود را فرو می‌برند و از مردم در می‌گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد). بنابراین کظم غیظ از صفات پسندیده است که هر مؤمنی باید به آن آراسته باشد. اینکه امام هفتم (ع) به لقب کاظم شناخته شده به جهت تجلی این صفت در سیره آن حضرت است، زیرا القاب امامان ما مانند القاب تزئینی و تشریفاتی و بی‌محتوای خلفای بنی عباس نیست. باید توجه داشت که ائمه (ع) بیش از آنکه با زبان خود دعوت به خیر و خوبی کنند با عمل و سیره خود این کار را انجام می‌دادند و در روایتی هم که توصیه شده که با غیر زبانتان مردم را به خیر بخوانید منظور همین است.

    طاووسی مسرور تصریح کرد: امام موسی کاظم (ع) هم در عمل چنین بوده که کاظم خوانده شده است چنان که در شرح احوال آن حضرت نوشته شده که آن امام همام، با کرم و بزرگواری با دشمنان و مخالفان برخورد می‌کرد چنان که برخی از آنان به دوستان آن حضرت تبدیل شدند. روایت شده که امام کاظم (ع) زمانی که در زندان بود از زندان برای هارون پیامی فرستاد و فرمود: «هارون، هر روز ناگواری که بر من سپری می‌گردد از تو نیز همانند آن یک روز خوش به آخر می‌رسد، تا پایان یابد. سرانجام به روزی خواهیم رسید که من و تو با هم در پیشگاه عدل الهی گرد خواهیم آمد. تفاوت آن روز با این ایام این است که ستمگران و جنایتکاران زیانی آشکار خواهند دید، زیانی که هرگز قابل جبران نباشد». اگر نظری دیگر بر این روایت کنیم، همین پیام یک هشدار و نصیحت خیرخواهانه حتی برای دشمن است اگر چه در دل سنگ وی اثر نکرده است.

  • پاسخ رهبر انقلاب به استفتاء درباره سفر در زمان شیوع کرونا

    پاسخ رهبر انقلاب به استفتاء درباره سفر در زمان شیوع کرونا

    به گزارش خبرنگار مهر، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری استفتاء جدیدی پیرامون سفر در ایام شیوع کرونا منتشر کرده است که در ادامه می‌آید:

    سوال: در حالی که مسئولان محترم، در شرایط فعلی و شیوع ویروس کرونا، مردم را از سفر نهی می‌کنند، آیا مسافرت کردن، سفر معصیت خواهد بود و در چنین سفرهایی، نماز را باید تمام خواند؟

    جواب: چنانچه بر اساسِ تدابیر ستاد ملی و وزارت بهداشت، برای جلوگیری از گسترش بیماری، رفتن به مسافرتِ غیر ضروری، ممنوع باشد، اجرای این تدبیر بر همه لازم است و رفتن به چنین مسافرتی، جایز نبوده و نماز در این گونه سفرها، تمام است.