برچسب: دفاع مقدس (جنگ تحمیلی)

  • این سردار عالی رتبه سپاه و فرمانده سرّی‌ترین قرارگاه نظامی برای صدام بسیار ارزش داشت /عالقه علی هاشمی به تیم استقلال +عکس

    این سردار عالی رتبه سپاه و فرمانده سرّی‌ترین قرارگاه نظامی برای صدام بسیار ارزش داشت /عالقه علی هاشمی به تیم استقلال +عکس

    تاریخ کشورمان پر است از نام هایی که برای این کشور همه چیز خود را فدا کردند، از مال گرفته تا جان؛ در جنگ های بسیاری که تاریخ ایران به خود دید تا شهدای امنیت. هشت سال دفاع مقدس نقطه عطفی بود برای نشان دادن ایمان و اعتقادات جوانانی که به تازگی انقلاب کرده و کشور خود را از شر ظلم نجات داده بودند.

    تفاوت اصلی دفاع مقدس با جنگ های دیگر تاریخ کشورمان هم همین بود، در دفاع مقدس جوانان ما جان دادند،‌ اما یک وجب از خاک خود را ندادند،‌ جوانایی مثل، سید علی هاشمی، ابراهیم هادی،‌ محمد ابراهیم همت، مهدی باکری، حسن باقری،‌ حسین خرازی،‌ عباس بابایی،‌ عباس دوران  و هزاران شهید دیگر.

    سید علی هاشمی

    علی هاشمی در سال ۱۳۴۰، در شهر اهواز به دنیا آمد. کودکی او مصادف بود با دوران سیاه حکومت پهلوی. سردار غلامرضا گرجی‌زاده از جمله فرماندهانی است که در آخرین لحظات با شهید علی هاشمی بوده است. او می گوید که علی هاشمی گمنام بود و این بارزترین خصوصیت این فرمانده است، چرا که امروز مصادیق آن در میان ما سخت پیدا می‌شود. این طبیعی است که کسی که گمنام است بسیاری از فضایلش نیز گمنام باقی خواهد ماند.  علی هاشمی در زمان جنگ هیچ‌ وقت جلوی دوربین نرفت و مصاحبه‌ای انجام نداد و حتی در جلسات نیز به گونه‌ای صحبت نمی‌کرد که مطرح بشود.

    علی هاشمی در ۱۷ سالگی وارد مبارزات انقلاب شد. ۱۹ سالگی فرمانده شد. در ۲۱ سالگی فرماندهی چند تیپ را بر عهده گرفت و در ۲۷ سالگی به شهادت رسید و در ۴۹ سالگی پیکرش پیدا شد.

    این سردار عالی رتبه سپاه و فرمانده سرّی‌ترین قرارگاه نظامی برای صدام بسیار ارزش داشت /عالقه علی هاشمی به تیم استقلال +عکس
    این سردار عالی رتبه سپاه و فرمانده سرّی‌ترین قرارگاه نظامی برای صدام بسیار ارزش داشت /عالقه علی هاشمی به تیم استقلال +عکس

    یگان‌های رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمی بعد از شرع جنگ تشکیل می شود. علی مأمور تشکیل تیپ ۳۷ نور شد و با این یگان، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر شرکت می کند. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ ۳۷ نور منحل می شود و علی هاشمی به فرماندهی سپاه سوسنگرد می رسد. بعدها، از دل همین سپاه منطقه‌ای بود که، «قرارگاه فوق سرّی نصرت» پدید آمد. در سومین سال جنگ، محسن رضایی، علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سرّی نصرت» انتخاب کرد. قرارگاه نصرت محل سازماندهی عملیات خیبر بود. این قرارگاه ابتدا در رفیع بود و پس از آن به هویزه منتقل شد. 

    شهید علی هاشمی با مردم‌داری که داشت نیروهای بومی را جذب کرده و از آنها تحت عنوان نیروهای «حراست مرزی» برای حفاظت از مرزها استفاده کرد و آنها جذب سپاه شدند؛ با این روش وابستگی بومی‌های منطقه به نظام نیز بیشتر شد.

    روز چهارم تیر ماه سال ۱۳۶۷ اتفاق تلخی رخ می دهد. ارتش بعث حمله‌ای همه‌جانبه را برای اشغال منطقه هور آغاز می کند. حاج علی هاشمی در آن زمان، در قرارگاه خاتم ۴، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هنوز هیچ کس دقیق نمی‌داند که در این روز دردناک، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان می‌گفتند که هلی‌کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم۴ به زمین نشستند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند. 

    پس از آن، جست‌وجوی دامنه‌داری برای یافتن حاج علی هاشمی آغاز شد، اما به نتیجه‌ای نرسید. اما مشکل جای دیگر بود، زیرا بیم آن می‌رفت که افشای ناپدید شدن یک سردار عالی‌رتبه سپاه، جان او را که احتمالاً به اسارت درآمده بود به خطر بیندازد، به همین سبب تا سال‌ها پس از پایان جنگ، نام حاج علی هاشمی کم تر برده می‌شد و از سرنوشت احتمالی او با احتیاط فراوانی سخن به میان می‌آمد. اما خبر تلخ  سرانجام اعلام شد و حدود ۲۵ سال اضطراب و استرس به پایان رسید. در روز ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی اعلام شد؛ ‌خبری که تلخ بود و کوتاه.

    یکی از همرزمان شهید هاشمی می گوید: تا زمانی که صدام زنده بود همه فرماندهان اتفاق نظر داشتند که اسمی از علی هاشمی نباشد. ما در رابطه با او هیچ حرفی نمی زدیم و اگر هم قرار بود حرفی از او به میان بیاید معتقد بودیم که او به شهادت رسیده است، چرا که علی هاشمی با توجه به ارزشی که برای صدام داشت در صورتی که زنده مانده بود یک برگ برنده برای او به شمار می‌آمد.

    خاطره زیر به نقل از یکی از فرماندهان دفاع مقدس و از همرزمان این شهید بزرگوار، در صفحه ۱۷۸کتاب «هوری» آمده است؛ کتابی که حاوی خاطرات دوستان و همرزمان سردار شهید علی هاشمی است:  علی هاشمی بسیار پرجنب و جوش بود. روحیه عملیاتی داشت. دشمن در چشمش حقیر بود، از کثرت عده دشمن هراسی به دل راه نمی‌داد. خلاق و ابداع‌کننده بود، با این که آموزش نظامی کلاسیک ندیده بود، اما ذهنش بسیار باز بود. چنان رفتار می‌کرد که فرماندهان بالاترش در سپاه درباره طرح‌های او هیچ حرف و سؤالی نداشتند.

    علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت. به تمام معنا ولایتی و عاشق امام بود. یک بار خدمت امام رسید. هر وقت یاد آن روز می‌افتاد، حالت خاصی به او دست می‌داد. بی‌ریا بود. من دقت زیادی در رفتارش کردم، وقتی آقا محسن [رضایی] یا [غلامعلی] رشید و [یحیی] رحیم صفوی می‌آمدند، همان برخورد و رفتاری را داشت که با نیروهای ساده زیر دستش می کرد.

    با نیروها و حتی جوان‌ترها خیلی سریع دوست می‌شد. یادم هست به فوتبال و تیم استقلال علاقه داشت، مسابقات دوره‌ای برگزار می‌کرد و خیلی زود با نیروهای جدید رفیق می‌شد.  توان نیروهای خودی و امکانات و تجهیزات دشمن را به خوبی می‌شناخت و بر اساس واقعیت‌ها طرح عملیاتی می‌ریخت و اجرا می‌کرد.

    فهمیده بود که بیسیم‌های ما به راحتی توسط دشمن شنود می‌شود. برای همین از سوسنگرد ۷۰ کیلومتر سیم کشید و بین قرارگاه‌های هور تلفن ایجاد کرد. یکی دیگر از کارهای حاج علی تعیین اسم و مشخصات مستعار برای همه نیروهای اطلاعاتی بود تا در صورت اسارت کسی به ماهیت واقعی افراد پی‌نبرد. او حتی کارت‌های جعلی برای ما تهیه کرد. در واقع با این کارت‌ها همه ما سرباز به حساب می‌آمدیم.

    در حمیدیه که بودیم، بحث بنی‌صدر بود. روزی علی هاشمی گفت: بنی‌صدر از آن خائن‌های درجه یک است. آن موقع هنوز درگیری با بنی‌صدر پیش نیامده بود. حتی در داخل سپاه خیلی‌ها طرفدار او بودند، اما علی هاشمی دست بنی‌صدر را خوانده بود و به ماهیتش پی‌برد.

    روحش شاد و یادش گرامی…

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • دفاع مقدس دایره المعارف جامعی برای همه دوران‌ها است

    دفاع مقدس دایره المعارف جامعی برای همه دوران‌ها است

    دفاع مقدس دایره المعارف جامعی برای همه دوران‌ها است

    به گزارش خبرگزاری مهر، امیر خلبان عزیز نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش، امروز(جمعه) با حضور در منزل خلبان بازنشسته «احمد سلیمانی» ضمن عیادت از وی، روند درمان این خلبان پیشکسوت را مورد بررسی قرار داد.

    وی در این دیدار، ضمن تمجید از  حضور غیرتمندانه، فعال و اثرگذار این خلبان پیشکسوت در عملیات های ۱۴۰ فروندی، حمله به الولید و مرصاد، با اشاره به اینکه درس‌های دفاع مقدس دایره المعارف جامعی برای همه دوران ها است، گفت: بازخوانی همه زوایای پیدا و پنهان سال های دفاع مقدس و الگو گرفتن از فرهنگ‌ ایثار و جهاد، ظرفیت حل مشکلات امروز جامعه را در ابعاد مختلف دارد.

    فرمانده نیروی هوایی ارتش با اشاره به همراهی اثرگذار همسران رزمندگان در دفاع مقدس و پس آن، ضمن قدرشناسی از همسر خلبان سلیمانی برای پرستاری شایسته از این پیشکسوت دفاع مقدس خاطرنشان کرد: برخورداری از اجر مجاهدان برای همسران ایثارگر مردانی که در خط مبارزه با دشمن ایستادگی کرده‌اند، وعده حتمی دین مبین اسلام است.

    امیر نصیرزاده با اشاره به حضور اثرگذار خلبان سلیمانی و دیگر خلبانان نیروی هوایی در عملیات مرصاد، خاطرنشان کرد:  وعده صادق خداوند در عملیات مرصاد بیش از همیشه به رخ دشمنان کشیده شد و برای همیشه طومار توان نظامی منافقین کوردل درهم پیچیده شد.

    وی با بیان اینکه درس‌های دفاع مقدس دایره المعارف جامعی برای همه دوران ها است، گفت: قدر شناسی از میراث داران حماسه‌های خلق شده در دفاع مقدس، تکلیف همه مسئولان است.

    در پایان این دیدار، ضمن اعلام آمادگی برای پیگیری روند درمان سرهنگ خلبان احمد سلیمانی، با اهدا لوح از سال ها ایثارگری و رشادت  این خلبان پیشکسوت هواپیمای  F۴ در عملیات های متعدد از جمله ۱۴۰ فروندی، حمله به الولید و مرصاد  تقدیر به عمل آمد.

    منبع : مهرنیوز

  • اثر هنری باید در راستای منافع ملی باشد/ خود را مسئول بدانید

    اثر هنری باید در راستای منافع ملی باشد/ خود را مسئول بدانید

    اثر هنری باید در راستای منافع ملی باشد/ خود را مسئول بدانید

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، مسعود بهبهانی نیا نویسنده سریال «کیمیا» در واکنش به صحبت‌های امیر دریادار حبیب‌اله سیاری معاون هماهنگ‌کننده ارتش  پیرامون نادیده گرفتن نقش ارتش در سریال «کیمیا» طی یادداشتی با عنوان «چرا ندیده شلیک می‌کنید؟» نوشته بود:  حرف من در مورد نوشته خودم، کیمیاست که این آقایان ندیده، ترجیع‌بند اتهاماتشان کرده‌اند. یکی به تمسخر می‌گوید، شما نشان دادید کیمیا خرمشهر را آزاد کرده و دیگری می‌گوید کیمیای ۱۴ ساله در خط مقدم با دشمن می‌جنگیده.

    ناخدا هوشنگ صمدی کلخورانی فرمانده گردان تکاوران دریایی مدافع خرمشهر در یادداشتی پاسخ نویسنده سریال«کیمیا» را داد و نوشت:  اگر قرار است درباره افتخارات یک ملت سربلند در پیچ‌وخم تاریخ اثری هنری خلق شود، باید خالقان آن اثر خود را در برابر تمامی غیرت و احساسات تک‌تک نقش‌آفرینان مسئول بدانند. اگر بناست بخشی از واقعیات انکارناپذیر قربانی شود، آن اثر نه تنها توهین به هنر اصیل تلقی می‌شود بلکه هرگز در راستای منافع ملی نیز نخواهد بود.

    متن این یادداشت به شرح زیر است:

    جناب نویسنده محترم!
    قصد داشتم پاسخ یادداشت اخیر شما و همچنین برخی کم‌لطفی‌های عوامل سازنده سریال در زمان تولید آن را با مستندات فراوانی که چه بر روی کاغذ و چه نهان در سینه دارم، بدهم اما به پیشنهاد تعدادی از دوستانم منصرف شدم. چرا که هر کس شاهد تلاش‌های فراوان بنده برای دفاع از تمامی مدافعان خرمشهر به ویژه گردان تکاوران دریایی حماسه‌آفرین ارتش در مقاومت و آزادسازی خرمشهر بوده، «نرود میخ آهنین در سنگ» را کاملاً درک کرده است! اما به یک دلیل مصمم شدم که چند خطی را برای افکار عمومی بنویسم.

    مرقوم فرموده‌اید :«حتم دارم این آقایان حتی یک قسمت از سریال را ندیدند»؛ متاسفانه باز هم اشتباه کردید. در تمام این سالیان گفته‌ام که درباره قسمت به قسمت این سریال که به نبرد خرمشهر پرداخته بسیار حرف دارم. اگر مانند برخی دیگر از آثار سینمایی و تلویزیونی، تنها درباره یک کانال یا یک بیمارستان یا یک خاکریز در دوران دفاع مقدس می‌نوشتید، مسئله‌ای نبود اما بخشی از جنگ را زیر سؤال بردید که در کل تاریخ دفاع مقدس برای ایرانی و غیرایرانی مثال‌زدنی است.

    صرفاً با لباس نظامی بر تن بازیگر کردن، خاک و خون بر چهره و لباس بازیگر پاشیدن، تقلای بی‌هدف و ناشیانه در میادین جنگ، و سلاح به دست رزمنده دادن که نمی‌شود اثر هنری خلق کرد! قهرمان‌پروری و شخصیت‌پردازی به جای خود اما آش آنقدر شور است که صدای جنگ‌دیده و جنگ‌ندیده را درآورده! می‌دانید حاصل اینگونه پرداختن به قهرمانان و رشادت‌های یک ملت چه می‌شود؟ بغض فروخورده‌ای که در چنین برهه‌هایی می‌گرید و اسباب تکدر خاطر شما هنرمندانی را فراهم می‌آورد که بایستی انعکاس‌دهنده واقعیات جامعه خود در عرصه سینما و تلویزیون می‌بودید.

    جناب نویسنده عزیز!

    خطاب به فرماندهان ارتش فرمودید: «چرا ندیده شلیک می‌کنید» بماند چه بسیارند شلیک‌هایی که ندیده انجام شد اما چرا شما ندانسته و نخوانده می‌نویسید و می‌سازید؟! خدا داند… بهتر است قضاوت درباره این موضوع را به افکار عمومی بسپاریم چرا که بر همگان روشن است مخاطب عصر حاضر، روایت قلم‌های مختلف را می‌خواند و تصاویر دوربین‌های مختلف را می‌بیند و نهایتاً آنچه باورپذیرتر است را خواهد پذیرفت.

    در آخر تنها به عنوان یکی از هزاران سرباز وطن که در راه دفاع از کیان این کشور موی سپید کرده، عرض می‌کنم اگر قرار است درباره افتخارات یک ملت سربلند در پیچ‌وخم تاریخ اثری هنری خلق شود، باید خالقان آن اثر خود را در برابر تمامی غیرت و احساسات تک‌تک نقش‌آفرینان مسئول بدانند. اگر بناست بخشی از واقعیات انکارناپذیر قربانی شود، آن اثر نه تنها توهین به هنر اصیل تلقی می‌شود بلکه هرگز در راستای منافع ملی نیز نخواهد بود.

    فرمانده گردان تکاوران دریایی مدافع خرمشهر

    هوشنگ صمدی کلخورانی

    منبع : مهرنیوز

  • عکس دیده نشده‌ از سردار قاآنی و قالیباف در سال های جوانی

    عکس دیده نشده‌ از سردار قاآنی و قالیباف در سال های جوانی

    پبه تازگی تصویری از سردار قاآنی فرمانده نیروس قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی توسط رهبر معظم انقلاب به این سمت منصوب شد، در کنار محمدباقر قالیباف، منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم، در فضای مجازی منتشر شده است. این تصویر به دوران دفاع مقدس باز می‌گردد؛ در ادامه تصویر منتشر شده از سردار قاآنی را مشاهده کنید.

    عکس دیده نشده‌ از سردار قاآنی و قالیباف در سال های جوانیعکس دیده نشده‌ از سردار قاآنی و قالیباف در سال های جوانی

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • درسی که یک فرمانده سپاه به نماینده مجلس داد +عکس

    درسی که یک فرمانده سپاه به نماینده مجلس داد +عکس

    به گزارش خبرآنلاین، او می نویسد؛ «زمستان سال ۵۹ یا به گمانم ۶۰ بود در سالن غذاخوری سپاه میاندوآب ناهار می‌خوردم. یکباره دو نفر روبه رویم نشستند. احوالپرسی شروع شد. متوجه شدم ترکی نمی‌دانند. معنویت، اخلاص و صفای باطن یکی از آن‌ها فوق‌العاده بود. صولت و صلابت خاصی در ایشان دیده می‌شد. گفت‌وگو شروع شد. به مانند ابر بهار که منتظر بهانه‌ای است تا ببارد و بوستان‌ها بیاراید. بحث کاملا عرفانی بود. با لهجه‌ی اصفهانی که آن زمانها به شکل فوق‌العاده‌ای ذائقه‌ام را شیرین می‌ساخت. از دفترچه‌ای که در دست داشت کاغذی درآورد و روی آن مطلبی نوشت و به من داد.

    درسی که یک فرمانده سپاه به نماینده مجلس داد +عکس
    درسی که یک فرمانده سپاه به نماینده مجلس داد +عکس

    بنا بر آنچه ایسنا منتشر کرده، در ادامه این خاطره نگاری آمده بود؛

    «به نام خدا

    من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته »

     تازه متوجه شدم ایشان محمد سلمانی فرمانده عملیات سپاه شاهین‌دژ است. بعد از آن واقعه که این حدیث قدسی یا مرسل را به من آموخت مجدد چند بار محمد را در سپاه میاندوآب دیدم. مواقع آمد و شد به قرارگاه حمزه سر راه برای نماز یا ناها و شام به سپاه میاندوآب سر می‌زد.

    بعد از اندک مدتی ناگهانی این ققنوس حقیقت، آزادی، دیانت و عشق از آذربایجان‌غربی رخت بربست و به جنوب رفت. بعدها شنیدم محمد سلمانی اهل اصفهان در عملیات فتح‌المبین مشمول اکمل و مصداق عینی وردی شد که به دیگران می‌آموخت و تعلیم می‌داد.

    آری او معلم عشق و شهادت بود و اول از همه به آنچه که باور داشت عامل بود. معلمانی که دروغ بلد نبودند، وعده سر خرمن نمی‌دادند. وقتی به هم می‌رسیدند پیوند ملکوتی می‌یافتند و از هم جدا نمی‌شدند. خلاف مردان این روزگار که بسیار سخت مگر برای تقسیم غنیمت به هم نزدیک می‌شوند و به بهانه‌ای ریز مربوط به رنگ یا عدد جنگ ریاست و سیاست  آنها را از هم به سرعت نور جدا می‌کند.

    دوستان و همرزمان شهید سلمانی بر سر مزارش

    در حال حاضر نمی‌دانم از بازماندگان محمد سلمانی، منسوبین، برادران و خواهرانش کسی هست یا نه اما به یقین می‌دانم استان اصفهان گهواره تربیت این فرزندان بزرگ و به یادماندنی پابرجاست. خاضعانه و خاشعانه در قبال آن همه افتخارسر تعظیم فرود می‌آورم.»

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • چند عکس کمتر دیده شده از رهبر انقلاب با پوشش نظامی

    چند عکس کمتر دیده شده از رهبر انقلاب با پوشش نظامی

    چند عکس کمتر دیده شده از رهبر انقلاب با پوشش نظامی

     

     

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • خاطره عجیب سردار سلیمانی از خطای بزرگی که در دوران جنگ انجام داد

    خاطره عجیب سردار سلیمانی از خطای بزرگی که در دوران جنگ انجام داد

    یکی‌ از خاطرات سال‌های جنگِ سردار سلیمانی مربوط به ستمی است که به‌قول خودش و یکی از شهدا، در حق آن شهید روا داشته است. این خاطره مربوط به روزهای پس از عملیات والفجر و روز پاسدار است که شهید سلیمانی در آن گفته، به‌واسطه پیشنهاد فردی، بنا را بر انتخاب و معرفی پاسدار نمونه لشکر ۴۱ ثارالله می‌گذارد.

    او در دو جمله جدا، در این باره گفته است: «ما از این کارها نمی‌کردیم. من خامی کردم، پذیرفتم.» و «معرفی پاسدار نمونه در جنگ کار خیلی‌خطایی بود. من خطای بزرگی کردم.» شخصیتی هم که سردار سلیمانی به‌واسطه این اشتباه به او ظلم روا داشته، شهیدی به‌نام مهدی زندی است.

    خلاصه خاطره مذکور، این است که پس از اعلام نام مهدی زندی به‌عنوان پاسدار نمونه در حسینیه لشگر، این فرد در حالی‌که از آمدن به محل اجرای مراسم انتخاب پاسدار نمونه امتناع داشته، با کمک دیگر رزمندگان و در حالی‌که زیر بغل‌هایش را گرفته بوده‌اند، پیش آمده و به سردار سلیمانی می‌گوید: «به من ظلم کردی.»

    سردار سلیمانی در ادامه بیان این خاطره و توضیح رفتار شهید مهدی زندی گفته است: «جنگ ما افتخارش این است که رتبه‌ای نبود. این پارچه‌ها و درجه‌های روی دوش من نبود. کلمه رایج، کلمه سردار و سرهنگ نبود. کلمه رایج، کلمه برادر بود؛ برادر حسین، برادر احمد، برادر مهدی. کلمه رایج این بود. کسی فکر نمی‌کرد و باور نمی‌کرد حقوق فرمانده سپاه ۲,۵۰۰ تومان است، حقوق رزمنده عادی هم ۲,۵۰۰ تومان است. این، جنگ ما بود. این زیبایی‌ها جنگ ما را به این‌جا رساند.»

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • رهبر انقلاب وصیتنامه کدام شهید را در نماز جمعه قرائت کردند؟/خلبانان عراقی به احترام این ایرانی یک دقیقه سکوت کردند+عکس

    رهبر انقلاب وصیتنامه کدام شهید را در نماز جمعه قرائت کردند؟/خلبانان عراقی به احترام این ایرانی یک دقیقه سکوت کردند+عکس

    رهبر انقلاب وصیتنامه کدام شهید را در نماز جمعه قرائت کردند؟/خلبانان عراقی به احترام این ایرانی یک دقیقه سکوت کردند+عکس

    در تاریخ انقلاب اسلامی ایران بزنگاه‌های زیادی وجود دارد که یکی از تاثیرگذارترین آنها هشت سال دفاع مقدس است، دفاع مقدسی که همه را پای کار آورد، پیر، جوان، زن، مرد، مسیحی، مسلمان، زرتشتی و هر کسی که حس می کرد ایرانی است. در این دفاع مقدس شهیدانی حضور داشتند که بعدها به اسطوره هایی برای فرزندان این خاک تبدیل شدند مثل همت‌ها و باکری‌ها، صیادها و وزوایی‌ها، خرازی‌ها و زین‌الدین‌ها.

    شهید خلبان علی اکبر قربان شیرودی

    شهیدی که اولین نظامی ای بود که مقام معظم رهبری پشت سر او نماز خواندند و به او اقتدا کردند.

    ویژگی‌های جالب از شهدای ارتش که تا به حال نشنیده‌اید
    رهبر انقلاب

    شهید سروان مسعود آشوری

    شهیدی که وصیت نامه او را مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه قرائت نمودند.

    شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

    فرمانده‌ای که در ۴ عملیات بیش از ۱۰ هزار کیلومتر مربع از خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران را آزاد نمود. او مالک اشتر نیروهای مسلح بود.

    شهید سرهنگ ایرج نصرت زاد

    شهیدی که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه نحوه شهادتش را شرح دادند.

    شهید سرهنگ شریف اشراف

    شهیدی که قرآن را با دست نوشت و با ختم نوشتن قرآن شهید شد.

    شهید ستوان‌یکم وظیفه عبدالحمید انشایی

    شهیدی که پیام داد «به امام خمینی و مادرم بگویید که سیاه‌کوه لرزید، اما انشایی نلرزید» و شهید شد.

    ویژگی‌های جالب از شهدای ارتش که تا به حال نشنیده‌اید

    شهید سرباز محمدرضا صادقی

    شهیدی که اسیر شد و در حال مقاومت به شهادت رسید و لبخند شادی به لبانش نشست.

    شهید خلبان حسین لشگری

    شهید آزاده ای که بیشترین مدت اسارت را تحمل کرد. این شهید بزرگوار شش هزار و ۴۱۰ روز یعنی چیزی بالغ بر هفده سال اسیر بود.

    شهید سرباز یوسف حیدری

    شهیدی که در پایان جنگ نارنجک به خود بست و زیر تانک دشمن رفت.

    فرمانده ناوچه پیکان ناخدا محمد ابراهیم همتی

    فرمانده شهیدی که ناو جنگی خود را تا آخرین نفس رها نکرد و به شهادت رسید.

    ویژگی‌های جالب از شهدای ارتش که تا به حال نشنیده‌اید

    شهید ستوان غلامرضا طرق

    شهیدی که خبر از شهادت خودش داد و گفت مفقود الاثر می شوم.

    شهید سرهنگ غلامرضا مخبری

    شهیدی که گزارش پر صلابتی از مقاومت رزمندگان در چزابه را به امام خمینی(ره) داد.

    شهید خلبان حسین قاسمی

    شهیدی که بخاطر برپایی نماز در اسارت ضد انقلاب به شهادت رسید.

    وازگن آوسیان یا مهدی محمدی

    مسیحی که مسلمان شد و بلافاصله به شهادت رسید.

    شهید خلبان عباس دوران

    شهیدی که خلبانان عراقی در محل شهادتش در بغداد به احترام او یک دقیقه سکوت کردند.

    ویژگی‌های جالب از شهدای ارتش که تا به حال نشنیده‌اید

    شهید سرباز رمضان روحی

    جانباز قطع نخاعی که ۲۴ سال دمر خوابیدن را بدون ذره ای ناراحتی تحمل کرد و به شهادت رسید.

    شهید زارعیان

    شهیدی که دستش در عملیات رمضان قطع شده و آن را در جیبش قرار داده بود تا سرباز ها متوجه نشوند.
    2727

    منبع : خبرآنلاین

  • ماجرای بمباران زندان مخوف حزب دموکرات کردستان که نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در آن محبوس بودند +عکس

    ماجرای بمباران زندان مخوف حزب دموکرات کردستان که نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در آن محبوس بودند +عکس

    یکی از روزهای تلخ برای مردم ما هفدهم اردیبهشت ماه ۶۰ است. روزی که جنگنده های بعثی به پیر و جوان رحم نکردند. روزی که زندان دوله‌تو در نقطه صفر مرزی ایران و عراق بمباران شد. این زندان تحت کنترل حزب دموکرات کردستان ایران بود که بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهای ارتش، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، بسیج، ژاندارمری و حتی پیشمرگان مسلمان کرد در آنجا محبوس بودند که رژیم بعث عراق با بمباران هوایی آن زندان، بیشتر زندانیان را به شهادت رساند.

    ماجرای بمباران زندان مخوف حزب دموکرات کردستان که نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در آن محبوس بودند +عکس
    ماجرای بمباران زندان مخوف حزب دموکرات کردستان که نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در آن محبوس بودند +عکس

    این زندان در روستایی به نام دوله‌تو در نزدیکی شهر سردشت و در منطقه‌ای کوهستانی قرار داشت. این زندان در واقع اصطبل حیوانات بود و به هیچ وجه محل مناسبی برای نگهداری اسرا نبود، چراکه فاقد امکانات حداقلی در رابطه با گرمایش، تغذیه و بهداشت بود و نیروهای صلیب سرخ نیز بر آن نظارت نداشتند. 

    رئیس زندان سروان امیدی بود که از افسران ارتش شاهنشاهی و خواهرزاده دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران بود. زندان‌بانان این زندان نیز بیشتر از افسران ارتش شاهنشاهی بودند که اقدام به شکنجه زندانیان می‌کردند و بارها برخی از افراد زندانی را مورد بازجویی قرار دادند و تعدادی را به اعدام محکوم کردند.

    زندان‌بانان دوله‌تو وحشیانه‌ترین‌ترین شکنجه‌ها را بر روی اسرای این زندان انجام می دادند. گذشته از بیگاری‌های فراوانی که از زندانیان می‌کشیدند و تا سر حد مرگ آنها را خسته می کردند، مقداری کمی آب، گوجه، نخود و یا گندم به عنوان غذا به زندانیان می‌دادند و روز بعد باز همان آش و همان کاسه. زندانیان دوله تو در مدت اسارتشان بارها مورد بازجویی و شکنجه قرار می‌گرفتند و در این میان تعدادی هم توسط واحد قضائی حزب دموکرات کردستان ایران به اعدام محکوم می‌شدند. 

    حزب دموکرات ماموستا، قاضی و افراد نظامی داشتند؛ معمولاً در بازجویی‌ها نماینده قضائی که یکی از آن خشن‌ترین و وحشتناک‌ترین مأموران حزب دموکرات می‌آمد که معروف به «ماموستا گوران» بود. او با خونسردی کامل در جایگاه می‌نشست؛ به آرامی صحبت می‌کرد؛ لابه‌لای صحبت‌ها می‌خندید؛ یادداشت‌هایی می‌کرد؛ آرام بلند می‌شد و می‌رفت و بعد از چند روز می‌دیدم تیربار کاشته می‌شد و چند نفر اعدام می‌شدند.

    نکته جالب در مورد روز بمباران زندان این بود که محافظان و زندان‌بانان زندان محل زندان را ترک کرده بودند. از ۱۵۰ نفر ۱۲ نفر پرچم‌های بلندی افراشته بودند، هواپیماها می‌رسند و به عنوان اطلاع بقیه محافظان هم مطلع می‌شوند و زندانی‌ها که در صحن زندان بودند به دستور محافظان به داخل ساختمان منتقل می‌شوند. هواپیماها در برگشت زندان را بمباران می‌کنند و صدها مبارز اسیر که ماه‌ها در دست ضدانقلاب و آشوبگران کردستان باند قاسملو و کومله و فدائی خلق و منافق اسیر بودند، شهید و تعداد مجروح و تعدادی با ویران شدن زندان فرار کردند.

    دو جنگنده عراقی در ارتفاع کمی از بالای زندان عبور کردند که یکی از آنها نزدیکی زندان را بمباران کرد. نگهبانان با دیدن این صحنه، اسرا را به داخل زندان بردند، درها را بستند و خود به اطراف زندان رفتند. هواپیماها چند دقیقه بعد برگشتند و ساختمان زندان را بمباران کردند.

    پس از دور شدن جنگنده‌ها حالا نوبت به چهار فروند هلی‌کوپتر توپ‌دار رسید که وارد عمل شدند و افرادی را که مجروح شده و یا زیر آوار مانده بودند و یا در اطراف ساختمان پراکنده شده بودند، زیر رگبار مسلسل‌های سنگین کالیبر ۵۰ قرار گرفتند. در پی این حملات هوایی بیش از ۵۰ نفر از زندانیان به شهادت رسیدند.

    یکی از زندانیان واقعه را چنین شرح می‌دهد: همان روزی که هواپیماهای عراقی برای شناسایی آمده بودند، ساعت ۷ صبح بود. دیدم که  یکی از زندان‌بانان به نام ایرج سلطانی که چند نفری را هم کشته بود روی پشت بام زندان ایستاده و به آسمان نگاه می‌کند، انگار منتظر بود. ساعت یازده شده بود، ناگهان سوت زدند و اعلام کردند که سریعا برویم داخل اتاق‌هایمان. در همان حال من دیدم که یک هواپیمای سفید (فکر کنم سوخو ۲۳ یا ۲۵ بود) که وارد فضای ایران شده بود،کلا این قضایا پنج دقیقه هم طول نکشید که بلافاصله صدای غرش آن‌ها بلند شد، بعد هم آنچنان صدای مهیبی آمد که خیلی عجیب بود. آمد پایین‌تر و یک بمب انداخت آن سوی زندان، بعد هم بمب‌های بعدی‌اش را همان حول و حوش ریخت و رفت. سپس هواپیمای دوم آمد، این هواپیما هم مثل همان اولی چهار بمب خود را ریخت روی طرف دیگر زندان و رفت. جالب اینجا بود که موقع بمباران حتی نگهبان‌ها هم رفته بودند و غیر از یک نگهبان که آن هم بر اثر ترکش، کمرش قطع شده بود هیچ نگهبانی حضور نداشت. یعنی نگهبان‌ها هم در جریان این توطئه و همدستی دموکرات و رژیم بعثی بودند. فقط ما داخل زندان بودیم.

    بعدها فاش شد که نیروهای کوموله و دموکرات ضمن دیدار با مقامات ارتش عراق برای بمباران و قتل عام زندانیان این زندان با مقامات عراقی دیدار کرده بودند. فراخواندن زندانیان به داخل اتاق‌ها (بر خلاف رویه جاری و مرسوم که برای بیگاری و امور دیگر بیرون از اتاق بودند) و کاهش زندان‌بانان و دور شدن از محل پیش از بمباران نیز دلایل دیگری است که زندانیان برای هماهنگی میان حزب دموکرات و عراق در بمباران این زندان می‌دانند. سه نفر به نمایندگی از طرف حزب دمکرات و دو نفر از طرف گروهک کوموله با افسران حزب بعث عراق مستقر در اداره استخبارات کرکوک ملاقات و برای بمباران زندان هماهنگی کردند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • ۳ تصویر کمتر دیده شده و ویژه از رهبر انقلاب

    ۳ تصویر کمتر دیده شده و ویژه از رهبر انقلاب

    ۳ تصویر کمتر دیده شده و ویژه از رهبر انقلاب
    ۳ تصویر کمتر دیده شده و ویژه از رهبر انقلاب

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین