به گزارش خبرگزاری مهر، شماره جدید «دفتر مطالعات تئاتر» با آثاری از یوجینیو باربا، رابرت بروستاین، فردریک جیمسون، فردریش دورنمات، گئورگ زیمل، لودویک فلاژن، ماروین کارلسون، مایکل کربی، ژولیا کریستوا، یرژی گروتفسکی، آندره گرین، مارگارت ویلیامز، بهزاد آقاجمالی، سلما محسنی اردهالی، نریمان افشاری، مهین بهزادیمهرداد، محسن تمدنینژاد، حسین جزجوادی، عرفان خلاقی، کیوان سررشته، رضا سرور، رامونا شاه، مهسا شیدانی، محمدرضا علیاکبری، نسترن فتحی، محمد منعم و صالح نجفی منتشر شده است.
رضا سُرور، میلاد نیکآبادی، یوسف باپیری و بهزاد آقا جمالی اعضای شورای سردبیری این نشریه تخصصی هستند. میلاد نیکآبادی علاوه بر حضور در شورای سردبیری، مدیریت پروژه را نیز برعهده دارد.
امکان سفارش تعداد محدودی از این شماره بهصورت غیر حضوری به مدت سه روز از دوشنبه ۱ تا چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ فراهم است.
«تئاتر» به انسانهای شجاع نیاز دارد/ «تهران» به مثابه صحنه نمایش
خبرگزاری مهر-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ این یک پیشنهاد تئاتری برای روزهای پس از بحران «کرونا» است. هادی کمالی مقدم به همراه همسرش مینا بزرگمهر از جمله هنرمندان جوان عرصۀ تئاتر هستند که بیشترین دغدغهشان کار کردن در فضاهای غیرمتعارف تئاتری بودهاست؛ فضاهایی که کمتر برای اجرای یک اثر نمایشی یا پرفرمنس مورد توجه قرار میگیرد.
این دو هنرمند تئاتر، در تجربۀ اخیر خود در اواخر سال گذشته سراغ سرای کاظمی در محله عودلاجان تهران رفتند و با اجرای نمایش «تله سیتی-تهران» به موضوع رابطۀ انسان معاصر شهری با کلان شهر تهران پرداختند.
این روزها شیوع ویروس کرونا و تعطیلی اجراها و سالن های تئاتری فعالیت هنرمندان تئاتر را در وضعیتی مبهم قرار داده است. بسیاری معتقدند در دوران پساکرونا هم شرایط برای اجرای تئاتر در داخل سالن های نمایشی حداقل تا مدت زمان زیادی به روال عادی قبل نخواهند بود و مخاطبان و تماشاگران تئاتری نیز به راحتی راغب به حضور در سالن های تئاتر نخواهند شد.
در شرایط پساکرونا یکی از راهکارهای درست و تأثیرگذار در احیای مجدد رابطه مخاطب با تئاتر میتواند استفاده از فضاهای غیرمتعارف و اجرای تئاتر در فضاهای بیرونی و محیطهای مختلف شهری باشد که به لحاظ حفظ سلامت تأثیر روانی مثبتی روی مخاطبان و علاقهمندان به هنرهای نمایشی خواهد گذاشت.
ضمن اینکه تعریف ارتباط تئاتر با محیط های مختلف شهری نیز میتواند نقطه عطف جدیدی در عرصه فعالیت های تئاتری هنرمندان تئاتر کشور باشد.
از این رو مجالی فراهم شد تا با کمالی مقدم و بزرگمهر که علاوهبر اجرای تئاتر محیطی، در عرصه فیلمسازی و مستندسازی نیز فعال هستند، گفتگویی داشته باشیم.
در این گفتگو، به تأثیری که تئاتر میتواند بر مفاهیم اجتماعی و فضاهای شهری داشته باشد پرداختیم. همچنین این زوج هنری به روند تجربه و نگاه خود در عرصه هنر اجرا پرداختند.
* بیایید به مسیری که هر دوی شما در پیش گرفتهاید، نگاه کنیم. ما همیشه شکل و شمایل متفاوتی در آثار هادی کمالی مقدم دیدهایم؛ زمانی بود که کارهایت را روی صحنه و در سالنهای نمایشی اجرا میکردی، اما از یک زمانی به همراه مینا بزرگمهر از سالن بیرون آمدید و پای تجربهگراییتان را به فضاهای غیرمتعارف و غیرتئاتری کشاندید. فضاهایی مانند پارکینگ تالار وحدت، خانههای قدیمی و خلاصه در انواع مختلف فضاهای شهری دست به اجرا زدید. در مورد سیری که طی کردید و در نهایت، رسیدن به اجرای «تله سیتی-تهران» صحبت کنید؛ اجرایی سیار که قصۀ چهار کنشگر-اجراگر را در شهر تهران روایت میکند؛ دو شهروند و دو مسافر که برای اجرای خود، نقطه خاصی از جغرافیای این شهر را مدنظر قرار میدهند. چه شد که به این سمت و این گونه از اجرا روی آوردید؟
کمالیمقدم: خب من از ابتدا مسیر مرسوم تئاتری را طی کردم؛ آموزش دیدم، در تئاتر هم دستیاری کردم و هم بازیگری، بعدش تدریس کردم و ۱۰ سالی هم بازیگر نمایشهای رادیویی بودم. مسیر حرفهای من از تئاترهای دانشجویی شروع شد و به تئاترهای حرفهای رسید. با کارگردانهای حرفهای در صحنهها و نمایشهای مختلف، شکلها و سبکهای متفاوتی را تجربه کردم. ولی از زمانی احساس کردم که دچار تکرار شدهام و از آن فضا چیز تازهای دریافت نمیکنم. بنابراین به فضای تجربی روی آوردم. از مکانهای مرسوم تئاتری بیرون آمدم و گروهی راه انداختم به نام «گروه هنری نوآر»، با ایدۀ تجربۀ اجرا در فضاهای غیرمتعارف، استفاده از مدیومهای مختلف هنری و کشف تئاتر بداهه.
در آن زمان در جستجوی این بودم که تئاتر چطور میتواند در هر اجرا، تازه و زنده باشد؛ مثل آنچه که به طور مثال در موسیقی جَز، موسیقی ملل و بداههنوازیها با آن روبرو هستیم. اساتید موسیقی، پس از تبحر در نواختن سازشان است که میتوانند ساعتها در کنار هم بداههنوازی کنند. در فرهنگ تئاتری ما اصولن وقتی از واژۀ «بداهه» صحبت میکنیم معمولن این سوء تفاهم بوجود میآید که منظور از آن اجرایی بدون تمرین و بیقانون و آماتور است؛ درحالی که در اینجا بداهه به معنای هماهنگی و همراهی است که در هر لحظه میان دو هنرمند شکل میگیرد.
این هماهنگی از قوانین بسیار مشخصی تبعیت میکند که نتیجۀ اشراف هر یک به ابزار و دنیای خود و دیگریست. بنابراین برای بداههپردازی در تئاتر نیاز به داشتن تسلط، شناخت و آگاهی از ابزار اجراگر داریم که همان ذهن، بدن، بیان و در یک کلام، حضور است.
سال ۱۳۸۵ گروه هنری نوآر به همین منظور شکل گرفت و اولین جرقههای کشف تئاتر بداهه برای رسیدن به یک اجرای زنده از آنجا شروع شد. آن زمان به سراغ تجاربی رفتیم که بعضی از گروهها و نظریهپردازان تئاتری در نقاط مختلف جهان آزموده بودند؛ مثل لابراتوار تئاتر گروتُفسکی، تئاتر اودین، تئاتر شورایی آگوستو بوآل، نظریۀ اجرایی شکنر و دست آوردهایی که از پرفورمنس آرت و هپنینگ در هنر اجرا بدست آمده بود و همچنین رفتیم سراغ ریشههای آیینی و نهفته در مراسم اقوام بومی در نقاط مختلف جهان. در طی این مسیر، نکتهای که به منظور دست یافتن به تئاتر زنده برایم اهمیت بیشتری پیدا کرد، رفتن به سمت فضاهای واقعی و خارج از مکانهای متعارف نمایشی بود.
* منظور شما از زنده بودن تئاتر، رابطهاش با مخاطب است یا شرایطی است که با محیط فراهم میکند؟ اجرای تئاتر در سالن هم اجرای زنده است.
کمالیمقدم: زمانی که من بهعنوان بازیگر در کارهای دیگران بازی میکردم، بعد از چند اجرا احساس کسالت و خستگی میکردم. حس ماشینی را داشتم که عملی را بطور مدام تکرار میکند. درست است که از تئاتر بهعنوان هنر زنده نام برده میشود، ولی وقتی دیالوگها و میزانسنها ثابت میشوند، جانِ اجرا را میگیرند و تنها بدل به یک تکرار طوطیوار میشوند. تصور ۳۰ اجرای عین هم و تکراری برایم مرگآور است.
درست است که از تئاتر بهعنوان هنر زنده نام برده میشود، ولی وقتی دیالوگها و میزانسنها ثابت میشوند، جانِ اجرا را میگیرند و تنها بدل به یک تکرار طوطیوار میشوند. تصور ۳۰ اجرای عین هم و تکراری برایم مرگآور استالبته این تجربۀ شخصی من است و میتوان دربارهاش مفصلتر صحبت کرد؛ اما بخش دیگر ماجرا هم این بود که احساس میکردم مخاطب تئاتری که در سالن مینشیند، یک مخاطب خاص و مشخص است؛ انسانی فرهیخته که آگاهانه به تئاتر میآید، بلیت میخرد، نمایش میبیند و نظرش را هم میدهد و میرود؛ اما برای من آن جماعتی که این فضا را نمیشناسد هم مهم است. قشری که یا از تئاتر شناخت ندارد، و یا امکان تماشای آن را ندارد.
معتقدم تئاتر را باید از فضای بسته و از شکل منجمد آن خارج کرد و به فضای بیرون آورد. وقتی به فضای باز و به سراغ مردم میروید، تازه چالشهای اساسی شروع میشوند؛ چون به راحتی نمیتوانید آنرا کنترل کنید، بنابراین ناچارید خود را با جریان زمان و اجرا هماهنگ کنید؛ از آب و هوا گرفته، تا حیوان و پرنده و درخت و آدمهایی که در آن فضا کنش میکنند. به خودتان اجازه میدهید بر اساس موقعیت و نیازِ لحظه در نقشتان تغییراتی بوجود آورید و خود را زندانی دیالوگها و میزانسنهای قفل و بست دار نکنید. پس وقتی در چنین فضایی اجرا میکنید باید توانایی این را داشته باشید که با اتفاقات بداهه و در لحظه تعامل کنید.
در حقیقت من در این شکل از تئاتر، به دنبال روشی بودم برای هر چه بیشتر نزدیک کردن این هنر زنده به زندگی. اینطور شد که از فضای مرسوم تئاتر بیرون رفتم و وارد فضای خیابان و محیطهای شهری شدم؛ نه به معنای نوعی از تئاتر خیابانی که امکان اجرا در سالن برایش فراهم نشده و هیچ تعاملی با فضا، محیط، معماری و شهر ندارد، بلکه صرفن برای تعامل کردن با محیط و شهر.
نمایش «پایکوبی اسبهای پشت پنجره» در پارکینگ تالار وحدت
همینجا بود که مینا بزرگمهر هم وارد ماجرا شد. او تازه از فرانسه آمده بود و معماری و تئاتر خوانده بود و دغدغه مسائل شهری داشت. اینجا بود که بین ما یک تلاقی فکری شکل گرفت که منجر به خلق کار با فضا شد؛ فضا به عنوان بستری برای تعامل با اجتماع، ساخت روایت و طراحی میزانسن. به فضاهای مختلف رفتیم و چند تجربۀ متفاوت ساختیم؛ از اجراهای محیطی، برگزاری کارگاههای مطالعاتی و پرفورمنس آرت گرفته تا چندین تجربۀ تصویری، هم در زمینۀ ویدیو پرفرمنس و هم فیلم تجربی و مستند.
مثلاً همین اجرای «تله سیتی-تهران» که از ترکیب مدیوم ویدئو پرفرمنس و روایتگری مدرن در قالب یک اجرای محیطی شکل گرفت. اجرایی که هم در چند مکان مختلف در فرانسه مثل کلیسا، مدرسه، خیابان و ساختمان یک تئاتر اجرا شد و هم در ایران در سرای کاظمی به نمایش در آمد. یا فیلم مستند – داستانی «جَنبَل» که چند ماه پیش در سینماهای هنر و تجربه اکران شد، تجربهای بود هایبرید (ترکیبی) که با استفاده از مدیومهای ویدیو آرت، پرفورمنس آرت، لند آرت و مستند، باورهای جمعی و خیالات جزیرۀ هرمز را به تصویر میکشید. در این تجربه هم باز مکان بود که الهامگر کل داستان ما بود.
* پای مینا بزرگمهر از کی و چطور به این ماجرا کشیده شد؟ دغدغۀ شما برای این گونۀ اجرایی از کجا شروع شد و چه دستاوردهایی در این زمینه داشتید؟
مینا بزرگمهر: من خودم را آدمی بینارشتهای میدانم. بعد از تحصیل در دبیرستان، به پاریس رفتم و تصمیم گرفتم که معمار شوم ولی زمانی که وارد معماری شدم متوجه شدم که معماری ابزار مطالعاتی جالبی است ولی ابزار کار من نیست. همزمان با تحصیلات معماری، در مدرسه تئاتر ژَک لوکُک به مطالعۀ حرکت بهعنوان مبدأ خلق درام و شخصیت پرداختم. همچنین در چند دورۀ حرکت معاصر شرکت کردم و برای پایاننامۀ معماریام فیلم ساختم. یعنی مدام در بین این مدیومها در حرکت بودم؛ فضا، اجرا و تصویر، این ابزار برای من مثلثی را میسازند که میتوانم بوسیلۀ آنها دغدغههای خود را در جامعه دنبال کنم و با مخاطبم ارتباط برقرار کنم.
تئاتر و یا به بیانی کلیتر هنر اجرا، با توجه به ریشههایش در آیینهای کهن، از بدو شکلگیری، ابزاری برای بیان جمعی یک اجتماع بوده است. در واقع فضایی برای شکل گرفتن یک اِبراز و بازنمایی جمعی، که هم انعکاس تفکر و فرهنگ آن جامعه است و هم فضایی است برای به چالش کشیدن و نقد آن، تأثیر پذیرفتن و تأثیر گذاشتن برآن، و در یک کلام فضایی برای ملاقات میان جوامع و فرهنگشان.
اینجاست که امروزه دغدغۀ خلق تئاتری که در تعامل با فضاست اهمیت پیدا میکند؛ به خصوص در جامعهای مثل جامعۀ ما که ایدئولوژیهای مذهبی-سیاسی و عرفهای اقتصادی-اجتماعی، خطوط واضحی بین طبقات فرهنگی و اجتماعی میکشند. تئاتری که با محیط زیست، شهر، میراث و فضای مشترک آدمها تعامل میکند میتواند فصل مشترکی برای این طبقات از هم تفکیکشده بوجود بیاورد. از همین جا بود که برای من بهعنوان یک دانش آموختۀ معماری، اجرا بهعنوان ابزاری برای خلق و مطالعۀ هویت فضا مطرح شد. در حقیقت من خیلی زود در زمان دانشجوییام پی بردم که دغدغۀ من ساختن کالبد مکان نیست، بلکه خلق یا روایت روح مکان است.
نمایش «مرغان اینروزی»
پایاننامۀ معماریم مطالعه روی هویت نامکانهای شهری تهران در حاشیۀ اتوبانها بود که در همین راستا، یک فیلم مستند و یک پرفورمنس گروهی هم کار کردم. همزمان مطالعاتی انجام دادم، روی انترناسیونال سیتواسینیسم و همچنین گروهی معاصرتر به نام استالکر که در ایتالیا مجموعه پروژههایی بینارشتهای را بر روی نامکانهای شهر روم کار کرده بودند. نام این گروه بر گرفته از فیلم تارکوسکی است که دقیقاً همین مفهوم نامکانها را به عنوان فضاهایی هویتزدوده در حاشیۀ شهرهای صنعتی بررسی میکند. بعد از آن وقتی سال ۸۸ به ایران برگشتم، با هادی کمالی مقدم آشنا شدم که تازه گروه هنری نوآر را راه انداخته بود و با هم شروع به همکاری کردیم.
از پروژۀ «این یک سیب نیست» شروع کردیم که در جشنوارۀ فجر ۸۸، نُه شب پیاپی، به شکل کاروانی در حرکت پیرامون تئاتر شهر و در شرایط ویژۀ آن روزها اجرا شد. نمایش روایتی بود از قصۀ انسان، که هر شب در قالب یکی از شخصیتهای نمایشی متولد میشد و در ارتباط با چهار عنصر آب و باد و خاک و آتش، چرخۀ زندگی را حول بنای مدور تئاتر شهر که سرچشمۀ تئاتر معاصر ماست، طی میکرد.
در تجربۀ میدان آزادی، مهم خود معماری و هویت تاریخی آن مکان بود که در اجرای ما تنیده شده بود و با برگزاری یک نمایشگاه چیدمان هنرمندان دیجیتال آرت، تلاش کردیم تا دالانهای خاک خورده و خمودۀ آن بنای ارزشمند را پویا کنیم و در ضمن پای مخاطب تهرانی را به آن فضا باز کنیماین اجرا بدل به آیینی شده بود که هر شب با صدای یک گانگ از پشت ساختمان شروع میشد و کاروانی متشکل از بیست اجراگر، با حرکتی بسیار کُند، گِرد تئاتر شهر میگشتند و در ایستگاهایی مشخص قصۀ انسانِ آن شب را روایت میکردند؛ یک شب در نقش کریستف کلمب، یک شب آرش کمانگیر، گالیله، مسافر کوچولو، غول چراغ جادو، آدم و غیره.
کمالیمقدم: بعد از آن با پروژۀ خط یازده به سراغ کوچه خیابانهای تهران قدیم رفتیم. به دعوت یک شرکت معماری- شهرسازی، برای پروژۀ امکان سنجی پیادهراهسازی در بافت تاریخی تهران، به مشاهدۀ میدانی و اجراهای مشارکتی در بافت تاریخی و در دانشگاه آزاد معماری تهران مرکز پرداختیم. این پروژه با دغدغۀ مشاهدۀ شهر تهران از زاویۀ انسان پیاده به شناسایی عناصر هویتی و شاخصههای شهری میپرداخت.
بعد با کارگاه -اجرایی به نام «جان خانه» در یک خانۀ قجری در شیراز، ایدۀ «اجرا به شرط احیاء» را پیاده کردیم. یعنی با حضور در بنایی تاریخی که سالها متروک بود، و با استفاده از ابزار اجرا، به خانه جان دادیم و ازهویت تاریخی و عناصر معماریش برای مشاهدات و مطالعات اجرای خود بهره بردیم.
بزرگمهر: بعد از آن «پایکوبی اسبها، پشت پنجره» بود که ابتدا در پارکینگ تالار وحدت اجرا شد و بعد میدان و برج آزادی. در این تجربه ما با اقتباس متنی از ماتئی ویسنی یک که به آسیبهای روانی انسان عصر حاضر از جنگهای جهانی میپرداخت، فضای یک پارکینگ و محل جمعآوری نخالههای کارگاه دکور را با همراهی بنیاد رودکی تبدیل به مکانی برای اجراهای روباز کردیم، که البته متاسفانه با تغییر مدیریت آن بنیاد به کلی جمع شد.
فاصله گرفتن از مکانهای مرسوم تئاتری، رفتن به فضای باز و در جوار خیابان پر رفت و آمد حافظ بودن، این امکان را برای مخاطب بوجود میآورد که خودش را بخشی از اجرا بداند و در ارتباطی بیواسطه، گروه را در شرایط مختلف همراهی کند. در تجربۀ میدان آزادی، مهم خود معماری و هویت تاریخی آن مکان بود که در اجرای ما تنیده شده بود و با برگزاری یک نمایشگاه چیدمان هنرمندان دیجیتال آرت، تلاش کردیم تا دالانهای خاک خورده و خمودۀ آن بنای ارزشمند را پویا کنیم و در ضمن پای مخاطب تهرانی را به آن فضا باز کنیم. بعد از این اجرا بود که کنسرتهای گروهای مختلف پاپ و راک و تلفیقی در آنجا رونق گرفت.
نمایش «فضای خالی»
پس از آن تجربههای مختلفی در زمینۀ پرفورمنس آرت داشتیم که دغدغههای محیط زیستی، شهری و اجتماعی را دنبال میکرد. همچنین در بهار ۹۴ به مدت یک ماه رویدادی بینارشتهای برگزار کردیم به نام «درنگ بهار در باغ نگارستان»، با تمرکز بر حفظ محیط زیست و مراقبت از زمین. در این رویداد که با مشارکت حدود شصت هنرمند از مدیومهای مختلف تجسمی، اجرا، موسیقی، فیلم مستند و تئاتر کودک برگزار شد، موفق شدیم از یک سو فضایی برای ملاقاتهای نوروزی در بستری فرهنگی فراهم کنیم، و از سوی دیگر در پویا کردن باغ موزۀ نگارستان، که در آن زمان تازه درهایش را به روی عموم گشوده بود، مشارکت کنیم.
از آخرین تجربیاتمان پیش از «تله سیتی – تهران» اجرایی بود به نام «مرغان اینروزی» که در بخش محیطی جشنوارۀ فجر ۹۶ اجرا شد. این اجرا که اقتباسی بود از منطقالطیر عطار، بصورت کاروانی برگزار میشد که در نتیجۀ یک کارگاه فشردۀ سه ماهه و با حدود سی اجراگر در فضاهای بنای تالار وحدت، بدون ورود به سالن نمایش به اجرا در آمد.
از زمان بوجود آمدن تئاترِ به اصطلاح خصوصی تعداد سالنها و مخاطبان تئاتر بیشتر شدند، اما به همان نسبت کفۀ دیگر ترازو پایین رفت. در حالی که در شرایط معمول روزانه حدود ۱۰۰ اجرا فقط در تهران روی صحنه میرود اما دریغ از یک اتفاق تازهکمالی مقدم: کاروان مرغان که همچنان در جستجوی سیمرغ هستند، سفر خود را از حیات تالار وحدت آغاز میکنند و با عبور از آب/ استخر، از مرحلۀ طلب گذر کرده و به داخل ساختمان تالار میروند و هر یک از هفت وادی را در مکانهای مختلف این بنا و با استفاده از معماری منحصر به فرد آن مکان، روایت میکنند.
این کاروان که در حرکتی بالا رونده، در جستجوی معنای پرواز است، تماشاگری حدود دویست نفر را به سفری در اشعار کهن ایرانی میبرد. بعد از آن هم در تابستان ۹۷ کارگاه «زبان شهر» را همزمان با جشنواره تئاتر خیابانی مریوان برگذار کردیم، که کارگاه مشترکی بود میان ما از گروه هنری نوآر و دو استاد تئاتر شهری از گروه تئاتر پودینگ فرانسه. کارگاهی دوهفتهای که به شکلی تخصصی به ارتباط هنر اجرا و فضاهای شهری میپرداخت و منجر شد به اجرایی سیار در شهر مریوان.
* وقتی از سالنهای رسمی بیرون میآییم ریسکپذیری کم میشود. کارگردانان و فعالان تئاتر میگویند اگر این کار را بکنیم خیلی ریسک دارد چون هدف اول آنها مخاطب است، چیزی که من در مورد شما دیدهام این است که شما به این مقوله به صورت ریسک نگاه نمیکنید. آیا کمبود ریسکپذیری اکثر هنرمندان تئاتر را محدود کرده و یا به خاطر شرایط حد و مرز تجربه کردن در تئاتر خیلی محدود شده است؟
کمالی مقدم: تئاتر امروز ایران دچار ترس و رخوت عظیم شده است. در چنین فضایی جرأت تجربه و قدرت ریسک کردن پایین میآید و دیگر کسی نمیخواهد یا نمیتواند چارچوبها را بشکند و پا فراتر بگذارد. آسیبشناسی اینکه ریشۀ این ترس از کجا میآید و چگونه وارد روح تئاتر میشود و آنرا فلج میکند، خودش بحث مفصلی است که میتوان ساعتها دربارۀ آن صحبت کرد و کتابها نوشت.
بیشک سیستم ممیزی و بها ندادن به این بخش هنری از جانب مقامات دولتی و غیره، یکی از دلایل مهم آن است. اما دلیل دیگر و مهمتر آن برمیگردد به خود تئاتر و تئاتریها. باید حواسمان باشد که کمیت را با کیفیت اشتباه نگیریم. وقتی از ویروسی به نام ترس و رخوت حرف میزنم، منظورم ویروسی است که در روح و روان این هنر والا رخنه کرده، نه در پیکرهاش. پیکرش رشد کرده و بزرگ شده اما درونمایۀ وجودیاش، جانش ضعیفتر و رنجورتر شده.
بله، از زمان بوجود آمدن تئاترِ به اصطلاح خصوصی -که آن هم شیطنتی با قصد و غرض بود و میبینیم که تیغ ممیزی همچنان در کار است- تعداد سالنها و مخاطبان تئاتر بیشتر شدند، اما به همان نسبت کفۀ دیگر ترازو پایین رفت. در حالی که در شرایط معمول روزانه حدود ۱۰۰ اجرا فقط در تهران روی صحنه میرود اما دریغ از یک اتفاق تازه. یک دلیل مهم آن همان ترس از تجربه و ریسک کردن است؛ همه از روی دست هم یا از روی دست غربیها کپی میکنند و زحمت خودشان را کم میکنند. از طرفی حرص دیده شدن، پول درآوردن و یک شبه رهِ صد ساله رفتن و… آدمها را مجبور میکند تن به کارهایی بدهند که نتیجهاش دیگر ربطی به تئاتر و هنر ندارد.
هنر اجرا به انسانهای شجاع نیاز دارد؛ به کسانی که برای خودشان و کارشان ارزش قائل شوند و حاضر باشند فداکاری کنند؛ نه کورکورانه، بلکه با آگاهی و درایت. وقتی با شجاعت پا به میدان میگذاری مشکلات و موانع یکییکی کنار خواهند رفت. قصدم موعظه نیست، بخصوص در زمانی که حتا کلمات هم از معنا تهی شدهاند و تشخیص امر حقیقی دشوار است. باید به دنبال راه حلها باشیم. ریسک نکردن و افتادن در کارخانۀ تئاتری که به وجود آمده، گروه را به جایی میکشاند که در یک بازۀ زمانی کوتاه تمرین کند و فروش گیشهاش را با آوردن سلبریتی و ساختن چند تیزر بیربط تضمین کند. اینگونه در به در بازیگر و تماشاگر بودن آدمها را دچار چنین وضعیت فلاکت باری میکند که دیگر از تئاتر و تئاتری امید رهایی و روشنگری نمیتوان داشت.
نمایش «پایکوبی اسبهای پشت پنجره» در برج آزادی
بزرگمهر: یکی دیگر از تاثیرهای مهم بیرون بردن اجراها از سالن این است که نه تنها در جریان تئاتر میتواند تأثیرگذار باشد، بلکه در صحنۀ شهر نیز تحولاتی را بوجود میآورد. شهر به عنوان یک صحنۀ بزرگ نمایش که ما همه خالقان و اجراگرانش هستیم، نیازمند پویایی و تعامل با بافتهای فرهنگیش است. اگر محیط زیست یک جامعه صرفن محدود به عبور و مرور و خرید و تأمین مایحتاج زندگی شود، نتیجهای جز از خود بیگانگی و از هم گسیختن جامعه نخواهد داشت.
این مهم است که یک فضای عمومی، بدل به فضایی برای زندگی جمعی شود و برای رسیدن به آن لازم است تا فضاهای شهری، کاربریهای متفاوتی را تجربه کنند. جشنها و رخدادهای فرهنگی، موجب معاشرت مردم با فضای شهرشان میشود، آگاهی از سرمایههای فرهنگی، معماری، تاریخی و طبیعی شهر را بالا میبرد، احساس تعلق تولید میکند و کیفیت شهروندی را افزایش میدهد.
شهروندان تهرانی اکثراً دچار احساس بیگانگی از شهرشان هستند و در حقیقت ترجیح میدهند محیط زیست جمعی خود را انکار کنند و از شهر بیشتر به عنوان ابزاری برای گذر و تأمین نیازهای معیشتی خود استفاده میکنند و این یعنی بیماری یک جامعه. از سویی دیگر به قول هانریلوفِور تک کاربری بودن مکانها منجر به کالا شدن آنها میشود. این مسئله هم در مورد فضاهای شهری صدق میکند و هم فضاهای نمایشی؛ که عدم ایجاد ارتباط و گفتگو میان این دو باعث میشود که هم تئاتر و هم شهر بدل به کالایی شوند برای مصرف و نه منبعی برای تولید فرهنگ انسان شهری مدرن.
* شما با توجه به مکانهای غیرمعمولی که برای اجرا انتخاب میکنید و از المانهای گیشهپسند هم استفاده نمیکنید چگونه پای مخاطب را به اجراهایتان میکشانید؟
بزرگمهر: اتفاقاً بیرون رفتن از فضای مرسوم تئاتر، کمک میکند تا ما بتوانیم ریسک کنیم. اگر من بخواهم در یک سالن تئاتر اثری را روی صحنه ببرم، اولین سؤالی که از من میپرسند این است که بازیگرها و عواملت چه کسانی هستند. بعد باید به فکر پر کردن سالن باشید و برای این کار باید از چهرهها استفاده کنید، زیرا اگر سالن را پر نکنید با آسیبهای روحی و مالی مواجه میشوید.
از این رو میتوان با فاکتور گرفتن مقوله سالن، به اصل ماجرا پرداخت. اینکه واقعن میخواهید چه چیزی را مطرح کنید و این طرح مسأله را با چه فرمی ارائه میدهید. اینکه چطور روی فرمی کار کنید که از امکانات و محدودیتهای فضا بهره ببرد و از حواشی ای که اهمیتی ندارند بکاهد. چنین روندی جذاب است، به کار عمق میبخشد و به آن در موقعیت اجتماعیش معنا میدهد. گاهی باید هزینهها را پایین آورد و انرژی را روی کار متمرکز نمود و مخاطبی را جذب کرد که دغدغهای را دنبال میکند و صرفاً به دنبال مصرف یک کالای فرهنگی نیست.
نمایش «تله سیتی-تهران»
کمالی مقدم: البته که ما در این شیوۀ کاری همواره در حال تجربه و دست پنجه نرم کردن با چالشها هستیم. جذب مخاطبی که به چنین معیارهای تبلیغاتی عادت کرده، برای حضور و تماشای اثر هم یکی از همین چالش هاست. ما به دل مخاطبی میرویم که ظاهرن علاقهای به دیدن تئاتر ندارد. این خودش یک اجراست که چگونه مخاطبی که اصلن دغدغۀ نمایش ندارد را با هنر نمایش آشنا کنیم. علاوه بر این، مهیا کردن شرایط اجرا برای فضا و مکانی که متولیان و مسئولان آن شناخت و دغدغه تئاتر ندارند و همچنین تجهیز فضا از دیگر چالشهای اجرا در محیطهای مختلف شهری است. یعنی در نهایت برای یک اجرای محیطی، باید تمامی شرایط محیط را از نو بسازی؛ تماشاگر، فضا، شیوۀ تبلیغات و خود اجرا.
* شما تقریباً یک دورۀ طولانی در تئاتر حضور مستمر نداشتید و تا جایی که میدانم رفتید سراغ فیلمسازی و پرفرمنس آرت…
بزرگمهر: فکر میکنم چیزی که برای ما همیشه مهم بوده، پژوهش است؛ اجرا، فیلمسازی و سفر هر کدام کمک میکنند تا ابعاد جدیدی از وجود تو به عنوان یک هنرمند (منظورم از این واژه کسی است که با ابزار هنری کار میکند) رشد کنند و پرورش یابند. آموزش و پژوهش توأمان با خلق اثر مثل یک چرخه میمانند که هر یک با عبور از دیگری بوجود میآید. تجاربی که بهعنوان یک اجراگر در پرفورمنس آرت بدست میآوری، هم به شناخت تو از خودت کمک میکند و هم از جامعهای که در آن زندگی میکنی.
از میان بردن دیوار میان بازیگر و تماشاگر، موجب میشود که اجرا به مفهوم یک تجربه، یک آیین، یک سیر و سلوک و به درمانی جمعی منجر شود که هدف اصلی تئاتر است، ولی امروزه در اکثر مواقع نادیده گرفته میشود و صرفن بُعد سرگرمکنندۀ آن مد نظر قرار گرفته است.
در حقیقت تئاتر شعر فضاست و به قول آرتو، با تئاتر است که میتوان جامعه را درمان کرد. گاه پرفرمنس بیشتر از تئاتر موفق میشود تا به شکل آیینیِ یک اجرای جمعی نزدیک شود، چرا که تجربۀ متفاوتی را از زمان و مکان برای مجموعۀ اجراگران و تماشاگران یا بهتر است بگوییم شرکتکنندگان بوجود میآورد. یعنی ما همگی در درون رخدادی جمعی قرار میگیرم و مسئلهای را با هم ولی از دیدگاههای مختلف زندگی میکنیم. چنین تجربهای نه تنها درمانگر است و راه گشا، بلکه همچون یک لابراتوار خودشناسی و جامعهشناسی کمک میکند تا با ابعاد ناخودآگاه و در واقع ذهن آن موقعیت ارتباط برقرار کنید.
کمالی مقدم: و این هم برمیگردد به همان بینارشتهای بودن کار ما. در دنیای معاصر که همۀ هنرها به نوعی به هم وصل هستند و در تعامل با هم پیش میروند، هنرمند برای اینکه بتواند در کارش پیشرفت کند نیاز دارد که به جهانهای موازی هنری و معرفتی رفت و آمد کند و ریشه بدواند. امروز نه تنها تمام هنرها به هم مربوط اند بلکه مقولههای دیگر فلسفی، اجتماعی، سیاسی و محیط زیستی هم با مقولۀ فرهنگی در ارتباطاند.
تمام جریانهای هستی مثل یک زنجیر به هم متصلاند و ما چارهای نداریم جز اینکه خودمان را به این جریان وصل کنیم. در مورد پرفرمنس آرت هم باید بگویم که هنری است با نگاهی معترض، نقد آمیز و چالشبرانگیز که به شدت از خود و جامعهاش پرسشگری میکند. کارش طرح مسئله است و مواجه کردن آدمها با خودشان و جهان پیرامونشان. و تمام این جریان در یک شکل بداهه و در لحظه اتفاق میافتد.
باید بگویم همان چیزی که من در تئاتر دنبالش بودم اینجا پیدایش کردم. در پرفرمنس آرت شما مسئلهای را با مخاطبتان مطرح میکنید که یا با مشارکت مستقیم آنها و یا بدون مشارکتشان تبدیل به مسئلهای جمعی میشود. هر اجرا یک اتفاق تازه است و نتیجهای تازه خلق میکند. در این روند دیگر مهم نیست اجرا منجر به شکست شود یا نشود، زیرا شکست هم جزئی از پرفرمنس تلقی میشود و آگاهی جمعی را بالا میبرد. فرقش با تئاتری که گفتم تکراری و ترسوست همین است. بنابرین این شیوۀ اجرایی به نوعی سرلوحۀ کارمان شد و باعث شد به صورت جدیتر و رسمی تر در فضاهای عمومی و بیرون از سالنهای تئاتری به کار بپردازیم؛ فکر میکنم اگر روزی بخواهیم در سالن تئاتر هم کار کنیم، اجرایی را با توجه به فضای سالن و هویتی که دارد تولید خواهیم کرد.
فیلم «جنبل» ساخته شده در جزیره هرمز
* شما با «تله سیتی-تهران» یک تجربه بینافرهنگی داشتید که برخلاف معمول در خارج از سالن تئاتر اتفاق افتاد. دربارۀ این تجربه صحبت کنید که با هنرمندان فرانسوی این کار را تولید و در فرانسه نیز اجرا کردید و پس از آن در تهران.
کمالی مقدم: ایدۀ بازی با شهر از ابتدا در سر من و مینا بوده و همچنان هم هست. اینکه شهر به مثابۀ یک صحنه بزرگ نمایش پر از صحنههای کوچک است. مکانی است برای ملاقات و برای ابراز نمودن خود، مطرح کردن دغدغههای شهر و حتی نقد خودِ شهر، مسائل اجتماعی و آدم هایش.
بزرگمهر: «تله سیتی – تهران» به این صورت شکل گرفت که دو هنرمند فرانسوی، یوآنا آروفات و الیویه ویلانُو، که بطور تخصصی روی اجراهای شهری کار میکردند، برای تحقیق و ملاقات با هنرمندان این رشته به تهران آمدند. ما با هم آشنا شدیم، در مورد دغدغههایمان صحبت کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم در این زمینه یک پروژۀ مشترک با هم بسازیم.
روایت شخصیت هادی در نمایش «تله سیتی- تهران» که بازیگریست صحنه به دوش و در هر گوشه از شهر، فرشش را که همان صحنه اش است، پهن میکند و زندگی را به نمایش در میآورد، مانیفست مینیمالی است از تفکر و شیوهای که ما در طی این یک دهه کار با گروه هنری نوآر دنبال کردهایمشروع کردیم به کار کردن روی اِلِمانهای شهری، مثل ایستگاه اتوبوس و پله برقی به عنوان صحنههای نمایش. رفتهرفته پروژۀ «تله سیتی- تهران» شکل گرفت که هویت انسان معاصر به مقولۀ شهر را دنبال میکند. ساکنین هر شهر جزئی از آن هستند؛ مسافران و گردشگرانی هم که وارد یک شهر میشوند بخش دیگری از آنرا میسازند. ما به دنبال ساختن تصویری از شهر تهران بودیم که از ملاقات نگاه چهار انسان معاصر شکل میگیرد. دو نفر از آنها ساکن تهران هستند و در عادات و هویتش ریشه دارند و دو نفر دیگر به عنوان دو مسافر، در حال کشف هویت خود در این فضای جدید هستند و شهر تهران صحنهای است برای بازنمایاندن خیالات، آرزوها، خاطرات، ترسها و گم گشتگیهای این چهار نفر.
کمالی مقدم: هر یک از این چهار نفر بر اساس شخصیتی که ریشه در هویت او دارد، سفری را در شهر آغاز میکند و موقعیتهایی را به اجرا در میآورد. از این اجراها مجموعهای ویدیو پرفرمنس ساختیم که در زمان اجرا برای مخاطبان همزمان با روایت ما به نمایش در میآمد.
«تله سیتی- تهران» دوبار در فرانسه به نمایش در آمد که هر بار در فضای جدیدی، با توجه به شرایط آن باز تعریف میشد؛ مثلن در یک کلیسا، در مدرسه، در خیابان و یا در ساختمان یک تئاتر. در این اجراها من و مینا ویدیوها را طراحی میکردیم و اجرا در تعاملی توسط هر چهار نفرمان کارگردانی و اجرا میشد. البته هر بار از یک کارگردان مهمان دعوت کردیم تا به عنوان دراماتورژ فضا و نگاه بیرونی، ما را هدایت کند. در تهران نیز پاییز همین امسال این پروژه را در سرای کاظمی اجرا کردیم که البته این بار فقط من و مینا به شکل زنده ماجرا را روایت میکردیم و یوآنا و الیویه، در تصاویر و به شکلی مجازی حضور داشتند.
بزرگمهر: در ضمن به نمایش در آمدن «تله سیتی- تهران» در سرای کاظمی، که بنایی است قجری در بافت تاریخی تهران، در محلۀ امامزاده یحیی در عودلاجان، خود لایۀ دیگری به داستان میبخشید و ارتباط مخاطب تهرانی را با شهر خود به چالش میکشید. از سویی به شکلی فیزیکی با طی کردن این مسیر و پیدا کردن سرای کاظمی در کوچه پس کوچههای این محل قدیمی او را با بخشی از تاریخ شهرش آشنا میکرد و از سویی دیگر، خودِ مفهوم نمایش که اجرایی بود در بابِ به بازی گرفتن شهر، تماشاگران را به شکل دادن رابطهای خلاقه با تهران، دیدن و درنگ کردن در سرنوشت آن تشویق میکرد.
فکر میکنم روایت شخصیت هادی در این نمایش که بازیگریست صحنه به دوش و در هر گوشه از شهر، فرشش را که همان صحنه اش است، پهن میکند و زندگی را به نمایش در میآورد، مانیفست مینیمالی است از تفکر و شیوهای که ما در طی این یک دهه کار با گروه هنری نوآر دنبال کردهایم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، محمودرضارحیمی دبیر «جشنواره تئاتر+خانه» طی احکامی جداگانه توحید معصومی، عبدالرضا شیبانی و امیرحسین شفیعی را به عنوان اعضای شورای انتخاب این جشنواره منصوب کرد.
همچنین دومین پوستر این جشنواره نیز با طراحی سعید براتی منتشر شد.
«جشنواره مجازی تئاتر+خانه» با دبیری محمودرضا رحیمی و به همت انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح، با همکاری شبکه تلویزیون اینترنتی آنتن در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
اشتغالزایی برای نمایشنامهنویسان سراسر کشور توسط «گلدستهها»
کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی درباره برنامههای این مرکز در زمینه تئاتر با توجه به شرایط کرونایی موجود در جامعه، به خبرنگار مهر گفت: قصد داریم جشنواره نمایشنامه نویسی «گلدستهها» را با هدف و اولویت برگزار کردیم؛ یک اولویت تولید نمایشنامه برای جشنواره تئاتر مردمی «بچههای مسجد» و تئاتر ایران برای اجرا است و اولویت دیگر نیز بحث اشتغالزایی برای نمایشنامهنویسان و تئاتری در سراسر کشور در شرایط فعلی است.
وی اظهار کرد: در شرایط پیش آمده فعلی و تعطیلی اجراها و سالنهای تئاتری بسیاری از هنرمندان تئاتر در سراسر کشور درآمد ندارند به همین جهت قصد داریم با برگزاری جشنواره نمایشنامهنویسی «گلدستهها» برای هنرمندان حرفهای، دانشجویان تئاتر و جوانهای خوش ذوق نویسنده در سراسر کشور اشتغالزایی ایجاد کنیم تا کسب درآمد داشته باشند. در این راستا برای هر نمایشنامه که برای چاپ انتخاب میشود مبلغ ۲ میلیون تومان در نظر گرفتهایم.
زارعی با بیان اینکه بر اساس فراخوان جشنواره نمایشنامه نویسی «گلدستهها» هر نویسنده میتواند حداکثر ۳ طرح خود را به دبیرخانه ارائه دهد که بابت هر نمایشنامه پذیرفته شده ۲ میلیون تومان دریافت خواهد کرد، توضیح داد: طرحها باید تک جنسیتی و مدت زمان مدنظر برای نمایشنامه حداکثر ۲۰ دقیقه باشد. نکته قابل توجه این است که موضوع و محتوا و همچنین کاراکترهای نمایشنامهها باید نوجوانها و جوانها از ۱۱ تا ۲۲ سال باشند.
وی درباره موضوعات مدنظر برای نگارش نمایشنامههای جشنواره «گلدسته ها» افزود: سبک زندگی ایرانی اسلامی، اقتباس از قصص قرآنی، رونق در جهش تولید و موضوعات انگیزشی در جامعه در این خصوص، آسیب شناسی رفتار و منش نوجوانان و جوانان در محیط خانه، خانواده و جامعه، ارتباط سازنده اهالی مسجد و جامعه اسلامی برای حل مشکلات اجتماعی و همچنین نقش تربیتی مساجد و اهالی مسجد برای نوجوانان و جوانان از موضوعات مدنظر ما برای ارائه طرحها و نگارش نمایشنامهها هستند.
مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با اشاره به اینکه در انتخاب نهایی آثار اجتماعی و کمیک در اولویت قرار میگیرند، تأکید کرد: قصد ما این است که نسل جدیدی از هنرمندان تئاتر را برای حوزه هنری تربیت کنیم.
زارعی با بیان اینکه نمایشنامههای انتخاب شده توسط انتشارات سوره مهر چاپ میشوند، ادامه داد: اگر ۳ نمایشنامه از یک نویسنده انتخاب شوند در مجموعه اختصاصی آن نویسنده منتشر میشوند و اگر تک اثر از نویسنده ای انتخاب شود در قالب مجموعهای از چند نمایشنامه منتشر میشود. نمایشنامههای چاپ شده برای اجرا در اختیار هنرمندان چهاردهمین جشنواره تئاتر مردمی «بچههای مسجد» و همچنین هنرمندان تئاتر در سراسر کشور قرار میگیرند.
وی در پایان سخنان خود گفت: جشنواره نمایشنامه نویسی «گلدسته ها» با مشارکت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و ستاد عالی هماهنگی کانون فرهنگی و هنری مساجد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار میشود.
متن فراخوان جشنواره «گلدسته ها» بدین شرح است:
«ن وَالقَلَم وَ ما یَسطُرون
جشنواره نمایشنامهنویسی گلدستهها
رقابتی برای نگارش و چاپ ۱۰۰ نمایشنامهی تئاتر بچههای مسجد
مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با مشارکت ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد وزارت ارشاد در راستای پویا نگهداشتن جریان مردمی تئاتر بچههای مسجد و واکنش به ضرورتهای بهداشتی جاری و ارائهی راهکارهای عملیاتی در این عرصه برای تولید و خلق ایده از کلیهی نویسندگان حرفهای، جوانان مستعد و دانشجویان تئاتر دعوت میکند آثار خود را در پاسخ فراخوان ذیل و با توجه به شرایط درج شده ارسال نمایند:
شرایط ارسال طرح:
۱. برای هر نویسنده محدودیت ارسال طرح وجود ندارد اما نهایتاً از هر نویسنده حداکثر ۳ طرح پذیرش خواهد شد.
۲. طرحها باید تک جنسیتی و مناسب اجرا در فضای مسجد باشد.
۳. حداکثر زمان هر اثر باید ۲۰ دقیقه باشد.
۴. با توجه به اهداف دفتر تئاتر مردمی بچههای مسجد و تأکید بر تربیت نسل نوجوان و جوان الزاماً میانگین سنی کاراکترهای هر اثر باید قشر نوجوان و جوان باشد.
۵. طرحها و در نهایتاً متون ارسالی نباید قبلاً در هیچ جشنوارهای شرکت کرده و یا به چاپ رسیده باشند.
۶. طرحها با فرمت PDF طبق گاهشمار باید به نشانی الکترونیکی mosque.office@Gmail.com و یا از طریق شماره ۰۹۱۹۱۵۳۸۰۴۵ (واتسآپ) ارسال شود.
گام اول:
ارسال طرح طبق گاهشمار: طرحهای ارسالی پس از بررسی و تأیید وارد گام دوم خواهند شد.
موضوعات طرحها: ۱) سبک زندگی اسلامی- ایرانی، ۲) اقتباس از قصص قرآنی، ۳) رونق و جهش تولید و موضوعات انگیزشی برای جامعه در این باره، ۴) آسیب شناسی رفتار و منش نوجوانان و جوانان در محیط خانه، خانواده و جامعه، ۵) ارتباط سازنده اهالی مسجد و جامعه اسلامی برای حل مشکلات اجتماعی، ۶) نقش تربیتی مساجد و اهالی مسجد برای نوجوانان و جوانها.
توضیح: آثار اجتماعی و کمیک در اولویت قرار خواهند گرفت.
گام دوم:
در این مرحله پس از اعلام طرحهای برگزیده نویسنده طرحهای تأیید شده شروع به نگارش متون نمایشی خواهند کرد. نمایشنامهها پس از آماده شدن توسط کارشناسان مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. به آثار تأیید شده نهایی مبلغ ۲۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال تعلق خواهد گرفت و جهت چاپ به انتشارات سوره مهر معرفی خواهند شد.
گاهشمار:
حداکثر زمان ارسال طرح: ۳۱ اردیبهشت
تاریخ اعلام طرحهای پذیرفته شده و شروع نگارش متون نمایش: ۱۰ خرداد
حداکثر زمان تحویل متون اولیه: ۲۵ تیر ماه
اعلام متون تأیید شده و اصلاحیههای احتمالی: ۱۰ مرداد ماه
تحویل متون نهایی: ۲۵ مرداد ماه
اعلام آثار تأیید شده نهایی: ۱ تیر ماه
علی شمس نویسنده، کارگردان و مترجم تئاتر درباره تازهترین فعالیت خود در حوزه ترجمه به خبرنگار مهر گفت: به تازگی سه نمایشنامه از استانیسلاو ویتکهویچ نمایشنامهنویش، شاعر و نقاش لهستانی را ترجمه کردهام. آثار این نویسنده برای اولینبار است که در ایران ترجمه شده و برایم عجیب است که تاکنون نه تنها هیچ اثری از وی در کشور ما ترجمه نشده بلکه هیچ مقاله و مطلبی درباره او که بهعنوان یکی از چهرههای موثر تئاتر در قرن بیستم شناخته میشود، منتشر نشده است.
وی ادامه داد: این هنرمند که با تسخیر لهستان به دست آلمان نازی خودکشی میکند، به شدت فرد عجیب و غریبی به لحاظ نگارش متون و فضای ذهنی است و سالها در اروپا گمنام بوده است و به واسطه برتولد برشت، اوژن یونسکو و آدامف در دنیا شناخته میشود. از این هنرمند که اواخر قرن هجدهم به دنیا میآید و ۱۹۳۸ میمیرد، به عنوان «پدر ابزوردنویسی» نام میبرند. ویتکه ویچ نویسنده بزرگی بوده است و مانیفستهای متعددی در حوزه اجرای تئاتر دارد.
شمس درباره آثاری که از این نویسنده ترجمه کرده است، توضیح داد: سه نمایشنامه «عملگراها»، «خانهای در حومه شهر» و «آزادیهای تازه» نمایشنامههایی از ویتکه ویچ هستند که از زبان ایتالیایی ترجمه کردهام و خوشبختانه دوران قرنطینه به من اجازه داد که روی این متون متمرکز شوم و ترجمهشان را به پایان برسانم. این متون بیش از آنکه از لحاظ اجرایی مهم باشند از نظر تبارشناسی تئاتر قرن بیستم و شناخت این نویسنده مهم هستند به واسطه اینکه ویتکه ویچ یکی از موثران تئاتر در قرن بیستم بوده و شناخت او لازم است و روی تئاتر بعد از خودش تاثیر فراوانی میگذارد، به شکلی که تادئوش کانتور، یونسکو، بکت و … در آثارشان به او رجوع میکنند.
وی درباره تفکرات و ویژگیهای این نویسنده بیان کرد: ویتکه ویچ در رسائل هنری خود علیه تئاتر رئالیستی و اکسپرسیونیستی مقاله نوشته و معتقد به یک فرم ناب ترکیبی در صحنه بوده است و در دورهای زندگی کرده که تئاتر فوتوریستی، اکسپرسیونیستی و سوررئالیستی از هر سو وجود دارد و او که تجربه حضور در انقلاب روسیه را داشته به این میاندیشد که تئاتر نباید یک ساحت مکتبی خاص داشته باشد و مهم این است که بازیگر به یک فرم ویژه متعلق به همان اثر در کارش برسد و این نوترین حرفی بوده است که یک نفر از پس مکتبها و قوانین خاص میتوانسته بزند. این هنرمند یک نگاه التقاطی و فرامکتبی در دهه ۲۰ ارائه میکند و متنهای به شدت مهم و اثرگذاری دارد و میتوان گفت دامنه تئاتر لهستان و اروپای شرقی به شدت تحت تاثیر آثار، نمایشنامهها و ایدههای ویتکه ویچ است و در همین راستا میتوان او را در حوزه تئاتر تجربی هم ارز آنتونن آرتو در تئاتر مدرن دانست.
وی در پایان صحبتهایش یادآور شد: این سه نمایشنامه در یک جلد منتشر خواهد شد و تصمیم دارم برای معرفی این نویسنده مقالهای در مقدمه کتاب بنویسم و او را به تفصیل معرفی کنم. امیدوارم در آینده افراد دیگری به معرفی بیشتر او بپردازند و مانیفستهایش را کامل توضیح دهند. فضاهایی که ویتکه ویچ پیشنهاد میدهد تا قبل از آن در جهان نمایشنامه تجربه نشده است و ردپای او را میتوان در آثاری چون «کرگدن»، «بازی آخر» و حتی در رئالیسم جادویی مارکز پیدا کرد. فضا، روابط و مناسباتی که او در آثارش به نمایش میگذارد عمیقاً غیررئالیستی است اما صرفاً هم سوررئالیستی نیست و فضایی ترکیبی و التقاطی را مطرح میکند. او ۳۰ سال پیش از اینکه بکت بخواهد «در انتظار گودو» یا یونسکو «آوازه خوان تاس» را بنویسند امکانی از مواجهه انسانی و فراانسانی را پیشنهاد داده که تا قبل از آن هیچ نویسندهای به آن فکر هم نکرده بود.
امیدواری قادر آشنا برای تسویه مطالبات هنرمندان تا پایان اردیبهشت
امیدواری قادر آشنا برای تسویه مطالبات هنرمندان تا پایان اردیبهشت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، قادر آشنا مدیر کل هنرهای نمایشی در برنامه زنده «گیومه» رادیو نمایش که شب گذشته ۲۹ فروردین پخش شد، اعلام کرد: امیدواریم بتوانیم تا اواخر اردیبهشت ماه امسال، کل مطالبات هنرمندان عزیز را تسویه کنیم و با خیالی آسوده برنامه ریزی دقیقی را انجام دهیم.
آشنا افزود: از شهرام کرمی که از هنرمندان نیک این مملکت و دوست من است تشکر می کنم و باید بگویم نسبت به دوره قبلی مدیریتم تجربه بیشتری دارم و تئاتر را بهتر می شناسم اما در این زمان با کرونا و مشکلات عدیده ای که به وجود آورده مواجه هستیم که شرایط را سخت کرده است.
وی ادامه داد: بدون تعارف از زمانی که آمدم یکی از نکاتی که خدمت وزیر ارشاد عرض کردم این بود که باید مطالبات هنرمندان پرداخت شود و این حق مسلمشان است و خوشبختانه با مساعدتی که جناب صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همینطور سیدمجتبی حسینی معاون هنری وزیر داشتند و با گفتگوهای اولیه ای که انجام دادیم، امیدواریم که این مطالبات پرداخت شود. البته بخشی از این مطالبات راکه مربوط به جشنواره فجر بود، پرداخت کردیم و امیدواریم بتوانیم تا اواخر اردیبهشت ماه امسال کل مطالبات هنرمندان عزیز را تسویه کنیم و با خیالی آسوده برنامه ریزی دقیقی را انجام دهیم.
این مقام مسئول تاکید کرد: در مورد مشکلات مالی هم باید بگویم که همیشه مشکلات مالی گریبانگیر تئاتر بوده است ولی اگر یادتان باشد شش ماه که مانده بود من نباشم تمام مطالبات مالی تسویه شد. آن زمان هم تنها بیست درصد بودجه محقق شد و شرایط خوبی نبود ولی باورم بر این است که خدمت کردن به مردم نوعی افتخار برای بنده و امثال بنده است و مدیر باید تلاش کند تا از تمام این ظرفیت ها استفاده بکند.
مدیر کل هنرهای نمایشی یادآور شد: در دوره گذشته توفیق داشتم به دلیل نقش و جایگاهی که تئاتر و مشکلات آن دارد مستقیما با کمیسیون فرهنگی و با مجلس شورای اسلامی ارتباط برقرار کنم و رفت و آمد زیادی از طرف نمایندگان مجلس شروع شد که ادامه هم پیدا کرد بنابراین این که مدیری بنشیند تا پول بیاید تقریبا در کشور ما در شرایط کنونی نشدنی است حتی در ادبیات دینی ما عبارتی وجود دارد که می گوید حق گرفتنی است نه دادنی بنابراین باید رفت تلاش کرد و به دست آورد.
آشنا عنوان کرد: در کل بودجه فرهنگ و هنر هم نسبت به سایر حوزه ها کمتر است و درصدش، درصد قابل توجهی نیست. گرچه در سال های گذشته دولت ها تلاش کردند آن را افزایش بدهند اما همچنان ضعیف است بنابراین معتقدم در حوزه تئاتر وقتی مدیری سکان را به دست می گیرد دیگر شان و غیر شان وجود ندارد. خدمت کردن به مردم که شأن نمی خواهد. برای من سخت است که ببینم هنرمندی فروردین سال ۹۸ کار کرده و من فروردین سال ۹۹ حق و حقوقش را به او بدهم این خوب نیست. باید زمان بندی کنیم و با توجه به مشکلات و متناسب با بودجه و امکاناتی که داریم برنامه ریزی منظمی داشته باشیم که نه مطالبه زیادی به وجود بیاید و نه اینکه مطالبه هنرمندان را با تأخیر پرداخت کنیم.
وی افزود: شرایط، شرایط سخت و ویژه ای است و امیدوارم با مساعدت جناب وزیر و آقای حسینی و همکاری هنرمندان و همدلی تشکل های صنفی نهادهایی که تئاتر کار می کنند بتوانیم مشکلات فرهنگی-صنفی را پشت سر بگذاریم.
آشنا گفت: در حال حاضر چند کار است که دچار مشکل شده اند؛ کارهایی که در حال انجام بود و تعطیل است، کارهایی که قرار بود اردیبهشت و خرداد اجرا برود و در حال حاضر نمی شود و هنرمندانی که قرار بود کارهایشان را اجرا ببرند. در این خصوص از اتابک نادری که سابقه درخشانی در تئاتر دارد خواستم تا با توجه به موضوع کرونا با هنرمندان، گروه ها و سالن ها تماس بگیرد تا بتوانیم از طریق مدیریت و گفتگو این مشکلات را حل کنیم. در این مورد از سالن ها و تماشاخانه های خصوصی نیز در شرایط بحرانی حمایت می کنیم و آنها را در بسته های حمایتی نیز در نظر گرفته ایم تا بتوانیم زودتر مساعدت دولت را بگیریم و با برنامه ریزی آن را انجام بدهیم.
وی در پاسخ به اینکه تکلیف بسته های حمایتی چه زمانی مشخص می شود، توضیح داد: واقعا نمی دانم و معلوم نیست اما امیدوارم با دستور جناب رئیس جمهور زمان زیادی نبرد.
این مدیر تاکید کرد: با توجه به شرایط پیش آمده جشنواره هایی مانند تئاتر عروسکی، تئاتر خیابانی، تئاتر خیابانی مریوان و کودک و نوجوان به تعویق افتاده است و منتظریم ببینیم ستاد ملی مبارزه با کرونا چه تصمیمی می گیرد. ما داریم سناریوهای مختلفی را در نظر می گیریم که متناسب با آن جلو برویم.
وی افزود: حتما باید یک بازنگری جدید در ارتباط با تعداد، تکثر و تعدد جشنواره ها داشته باشیم و به سمت کیفی کردن جشنواره ها برویم چرا که جشنواره ها با توجه به وضعیت کرونا به موقع برگزار نمی شوند و باید ببینیم که شرایط کرونا به چه سمتی می رود.
مدیر کل هنرهای نمایشی در پایان گفت: به عنوان متولی عرصه هنر منتظریم بیمه بیکاری هنرمندان پرداخت شود منتها تعریف از مشاغل باید متناسب با تعریف در وزارت کار و امور اجتماعی صورت بگیرد و یا اینکه تعریف جدیدی از مشاغل فرهنگی- هنری داشته باشیم و باید ببینیم تجارب دنیا در این باره چگونه است. امیدوارم در شرایط فعلیاقتصادی و فرهنگی از وزارت ارشاد تا مجلس و تمام ارکان حکومتی به ما کمک کنند تا مشکلات هنرمندان حل شود.
برنامه رادیویی «گیومه» به تهیه کنندگی علی بهرامی با گویندگی نگین خواجه نصیر و کارشناسی و اجرای علی جعفری از ساعت ۹ تا ۱۰:۳۰ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود.
قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی درباره وضعیت جبران مالی گروهها و تماشاخانههای تئاتری متضرر در شرایط بحرانی پیش آمده به دلیل شیوع ویروس کرونا توسط دولت، به خبرنگار مهر گفت: بسته فرهنگی حمایتی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دولت ارائه شده که طی آن به وضوح وضعیت تضرر تئاتر در شرایط بحرانی پیش آمده نیز دیده شده است. منتظریم ببینیم که دولت در این خصوص چه اقدامی را انجام میدهد.
وی با بیان اینکه نیاز است تا ما وضعیت دقیق گروهها و تماشاخانه تئاتری در سراسر کشور بدانیم تا بر اساس آن بدون اینکه حقی نادیده گرفته شود اقدام کنیم، افزود: شیوع ویروس کرونا موضوعی بسیار جدی است که همه اقشار جامعه از جمله هنرمندان تئاتر را هم درگیر خود کرده است. تصورم این است باید در یک فضای منسجم و یکپارچه وضعیت دقیق گروهها و تماشاخانههای تئاتری متضرر در شرایط فعلی در سراسر کشور و همچنین برنامه پیش روی گروهها و تماشاخانه در دوران پساکرونا مشخص شود.
مدیرکل هنرهای نمایشی تأکید کرد: بخشی از کارهایی که باید در خصوص ضرر مالی تئاتر انجام میشد، انجام و به دولت ارائه شد اما بخشی که به صورت دقیق مربوط به میزان ضرر هر کدام از گروهها و تماشاخانههای تئاتری در ۲ ماه گذشته و همچنین وضعیت برنامه ریزی برای اجراهای تئاتر در تعامل هنرمندان و تماشاخانههای تئاتری در دوران پسا کرونا و میزان حمایت مورد نیاز آن به صورت دقیق نیز باید محاسبه و مشخص شود. این بررسی دقیق در صورت حمایت مالی دولت از تئاتر بسیار مهم است تا ما به درستی و بر اساس ارزیابی انجام شده از گروهها و تماشاخانه در سراسر کشور حمایت کنیم.
آشنا ادامه داد: به منظور اینکه این بررسی به صورت یکپارچه و در ارتباط منسجم با معاونت هنری، اداره کل هنرهای نمایشی، تماشاخانهها و گروههای تئاتری در سراسر کشور انجام شود و همه با یک مسئول مشخص در ارتباط باشند، آقای اتابک نادری را به عنوان مسئول بررسی دقیق وضعیت گروهها و تماشاخانههای تئاتری در دوران کرونایی پیش آمده انتخاب کردیم.
وی در پایان سخنان خود درباره زمانبندی مدنظر برای بررسی این وضعیت و ارائه اطلاعات دقیق جمع آوری شده، یادآور شد: برای بررسی وضعیت گروهها و تماشاخانه تئاتری طی ۲ ماه گذشته حدود ۲۰ روز آینده بررسیهای دقیق به ما ارائه میشود اما نکته مهم دیگر وضعیت حمایت و اجراهای تئاتری با پایان شرایط بحرانی کرونا است که باید این بررسی نیز توسط آقای اتابک نادری و در تعامل با گروهها و تماشاخانهها انجام شود.
معاون برنامهریزی و توسعه فعالیتهای هنری بنیاد رودکی منصوب شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل بنیاد رودکی، با حکم مهدی افضلی مدیرعامل بنیاد رودکی، محمد محمدی به عنوان معاون برنامهریزی و توسعه فعالیت های هنری این بنیاد منصوب شد.
در حکم افضلی خطاب به محمدی بر تعامل موثر با اهالی فرهنگ و هنر و برنامهگذاران این حوزه تاکید شده است.
ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آمل، دبیری شورای فرهنگ عمومی شهرستان آمل، ریاست شورای اسلامی شهر آمل از جمله سوابق مدیریتی محمد محمدی محسوب می شود.
این مدرس دانشگاه، دارای مدرک دکترای برنامهریزی شهری است و چندین دوره نیز به عنوان مدیر نمونه انتخاب شده است.
کرونا سیستم رفتاری بشر را تغییر داد/ ۲ کتاب کاربردی برای قرنطینه
حسن دولتآبادی نویسنده و مدرس تئاتر و مدیر دفتر تئاتر کودک و نوجوان مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برنامههایی که در این دوران دارد، گفت: از آنجایی که من مدرس تئاتر در دانشگاه سوره هستم به دلیل شرایط پیش آمده کلاسهای درسی ما به صورت آنلاین برگزار میشود و در این زمینه نیز بخش آموزش دانشگاه برای اساتید کلاسهایی در این زمینه گذاشته است.
وی ادامه داد: با بحران پیش آمده به دلیل شیوع بیماری کرونا سیستم رفتاری بشر نیز تغییراتی کرده و خواهد کرد و همانطور که شاهد هستیم این روزها حتی مراودات نیز دیجیتالی شدهاند. در واقع کرونا وضعیت اجتماعی ما را تغییر داده و حتی آموزش را به شیوه مجازی درآورده است. البته بدیهی است که ما معمولاً در آزمون و خطا به نتیجه میرسیم نه برنامهریزی به همین دلیل تا همه چیز طبق روال درست جا بیفتد کمی زمان میبرد.
دولت آبادی یادآور شد: سال گذشته کارگاه آموزشی نمایشنامهنویسی خلاق را برای حوزه هنری مرکز همدان برگزار کردم که قرار است این کارگاه مجدداً پنجشنبه ۲۸ فروردین ماه به صورت دیجیتال برگزار شود. این کارگاه آموزشی برای بزرگسال است اما با موضوع تئاتر کودک و نوجوان خواهد بود.
این مدرس تئاتر درباره کتابهایی که مناسب خواندن در این شرایط هستند، بیان کرد: سال گذشته ۲ کتاب از من توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد که شصت و نه و هفتادمین کتابهایی است که به نگارش درآوردهام و موضوعشان بیارتباط با بحران این روزها و خانهنشینی اجباری مردم نیست. این کتابها «تربیت به کمک نمایش و تئاتر در خانه و مراکز آموزشی و تربیتی» و «تربیت به کمک داستان در خانه و مراکز آموزشی و تربیتی» نام دارند و به والدین و مربیان آموزش میدهد که چطور به کمک نمایش و داستان گویی با بچهها تعامل کنند و به آنها آموزش دهند.
وی تاکید کرد: این کتابها مخصوصاً در این دوران بسیار کاربردی هستند و میتوان از راه کارهایی که ارائه میدهند برای سرگرم کردن بچهها در منزل استفاده کرد به شکلی که گذر زمان را احساس نکنند و دیگر بهانه از خانه بیرون آمدن را نگیرند.
وی در پایان صحبتهایش درباره نگارش نمایشنامهای درباره کرونا توضیح داد: همچنین طرح نگارش نمایشنامهای را در ذهن دارم که امیدوارم بتوانم به زودی آن را به نگارش درآورم. این متن درباره فردی است که به دور از خانواده دچار بیماری کرونا میشود و مجبور است که به تنهایی از پس این بیماری بر بیاید. البته این موضوع روساخت قصه است و داستان در مراحل بعد ابعاد گستردهتری پیدا میکند.
میدانداری لاکچریها در غفلت مدیران تئاتر/ دولت کاسبکار شده است
اردشیر صالحپور نویسنده، پژوهشگر، کارگردان و مدرس تئاتر درباره نگاه اقتصادی دولت به تئاتر و کسر ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده از اجراهای تئاتری با وجود بحرانی که گریبانگیر حوزه فرهنگ و هنر شده است به خبرنگار مهر گفت: امر فرهنگ یک پدیده شخصی، انتفاعی و بیزینسی نیست و متاسفانه نگاه انتفاعی، سوداگرانه و اقتصادی بر روند فعالیتهای کشور چنان حاکم شده که بسیاری از ارزشها را تحت تاثیر خود قرار داده است.
صالحپور تاکید کرد: فراموش نکنیم انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و ما ملتی صاحب فرهنگ و تمدن هستیم بنابراین هویت ما و حیات و هستی و معرفت شناسی ملت ایران بر فرهنگش استوار است اما این نگاه اقتصادی کلیه شئونات جامعه را در برگرفته و کار به جایی رسیده که بسیاری از ارزشها و اخلاقیات را هم تحت الشعاع خودش قرار داده است.
شهر در تسخیر فستفودها!
وی ادامه داد: اگر نگاه به تبلیغات شهری بیندازیم متوجه میشویم که چهره تبلیغات شهری چقدر به جنبههای بیزینسی و انتفاعی رویکرد و توجه دارد و به عنوان نمونه انواع فستفودها و رستورانها بیلبوردهای شهری را در تسخیر خود درآوردهاند؛ همان بیلبوردهایی که زمانی به ارزشهای انقلابی و شعارهای فرهنگی اختصاص داشت که این امر نشان دهنده این است که جامعه ایران در رویکرد و سبک زندگی خودش به یک تغییر رسیده؛ تغییری که ناخواسته است و از غفلت مسئولان و گردانندگان جامعه حاصل شده است.
فاجعه زمانی آغاز شد که پدیدهای به نام تهیهکنندگی تئاتر در این حوزه سیطره پیدا کرد. تهیه کنندگان جوان نوخاسته با پولهای ناسالم وارد این حوزه شدند و با اسم بخش خصوصی تئاترها را از ارزش، تعهد و رسالت خارج و تئاتر «لاکچری» را باب کردند. این غفلت فرهنگی مدیران فرهنگی باعث شد ذائقه جامعه تغییر کند این کارشناس هنرهای نمایشی افزود: در نتیجه این رویکرد، جامعه سوار بر قطاری شده است که روز به روز مسیرش به بیراهه میرود؛ مسیری که در آن باغها قطع میشود و به جایش برجها میروید. روابط اقتصادی ناسالم، اختلاسها و سوداگریها در همه شئونات جامعه روح جامعه را خدشه دار کرده است و مسائل اقتصادی آنچنان واجد ارزش شده که دیگر هیچکس برای فرهنگ ارزشی قائل نیست.
صالحپور عنوان کرد: در واقع فاجعه زمانی آغاز شد که این مسایل پایش به عرصه فرهنگ و هنر و مخصوصاً تئاتر نیز باز شد. به این مفهوم که پدیدهای به نام تهیهکنندگی تئاتر در این حوزه سیطره پیدا کرد و با حضور این افراد در تئاتر پرداخت دستمزدهای نجومی به بازیگران باب شد تا جایی که دستمزدها به ماهی ۱۲۰ میلیون تومان در ماه میرسید. تهیه کنندگان جوان نوخاسته با پولهای ناسالم وارد این حوزه شدند و با اسم بخش خصوصی تئاترها را از ارزش، تعهد و رسالت خارج و تئاتر «لاکچری» را باب کردند. این غفلت فرهنگی مدیران فرهنگی باعث شد ذائقه جامعه تغییر کند.
وقتی اقتصاد بر هنر پیروز شد!
این مدرس تئاتر با اشاره به تغییر سیر روال فرهنگی جامعه یادآور شد: با این شرایط تئاتر به آتراکسیون و تفنن تبدیل شده است و اگر قصد اجرای تئاتری را داشته باشید مدیر سالن اول از شما میپرسد چند چهره شناخته شده برای فروش بیشتر گیشه در اختیار دارید. این مناسبات فرهنگ و هنر را تحت تاثیر قرار داد و اینجا بود که اقتصاد بر هنر پیروز شد که این مساله با روح ارزشهای ما کاملاً منافات دارد.
معتقدم که نگاه سوداگرانه دولت بسیار آسیب رسان بوده است و آنقدر که دغدغه اش روی مسایل اقتصادی و کسر مالیات بوده بر روند کیفی آثار نمایشی توجهی نداشته و میبینیم که این روزها بسیاری از تئاترها نه بر ارزشها استوار هستند نه تعهد و کیفیت صالحپور ادامه داد: الان کار به جایی رسیده که اگر کسی پول ندارد نباید زندگی کند، تئاتر تولید کند یا تماشاگر تئاتر باشد. متاسفانه در این شرایط خود دولت هم کاسبکار شد به شکلی که در طرح به اصطلاح خصوصی سازی، سالنهایی را که با پول ملت برای هنرمندان ساخته شده بود اجاره داد. به عنوان نمونه در شهر کوچکی تنها یک سالن تئاتری وجود داشت اما دولت همین سالن را هم به بخش خصوصی واگذار کرد و این سالن تقریباً سه سال در اختیار فردی قرار گرفت که نه اهل فرهنگ بود و نه از تئاتری چیزی میدانست و در نهایت هم این فرد بعد از آسیبی که به هنرمندان رساند آنجا را ترک کرد و بسیاری از اموال را هم با خودش برد.
وی درباره کسر مالیات بر ارزش افزوده از اجراهای تئاتری گفت: در هیچ کجای دنیا از هنر و فرهنگ سوبسید نمیگیرند بلکه سوبسید میدهند و از هنر و فرهنگ حمایت میکنند برای اینکه این عرصهها روح جامعه را منعکس میکند اما متاسفانه در ایران قضیه برعکس است و دولت خودش مساله خصوصی سازی را بدون پشتوانه مطرح کرد و باعث حضور رانت خواران در این حوزه شد. معتقدم که نگاه سوداگرانه دولت بسیار آسیب رسان بوده است و آنقدر که دغدغه اش روی مسایل اقتصادی و کسر مالیات بوده بر روند کیفی آثار نمایشی توجهی نداشته و میبینیم که این روزها بسیاری از تئاترها نه بر ارزشها استوار هستند نه تعهد و کیفیت.
اخذ مالیات با روح هنر همخوانی ندارد
صالح پور متذکر شد: البته منظورم این نیست که فعالیتهای اقتصادی در هنر جایی ندارند اما این مسایل نباید به بیزینس تبدیل شوند. این معضلات همه ناشی از نبود برنامه ریزی و مدیریت درست و تداخل نگاه سوداگرانه در عرصه فرهنگ و هنر است. معتقدم باید حقوق هنرمندان ما تامین شود و آنها در رفاه باشند و از فراوردههای هنریشان حمایت شود تا بتوانند خلاقیت، علو طبع و رفعت در جامعه ایجاد کنند اما در حال حاضر ارزشها به سایه رفته است.
وی در پایان صحبتهایش متذکر شد: قطعاً مالیات بر ارزش افزوده باید از حوزه فرهنگ و هنر برداشته شود چون این کار با روح هنر همخوانی ندارد. هنر و فرهنگ یک فعالیت بطنی است و با روح و روان جامعه سروکار دارد بنابراین در یک پروسه طولانی مدت جواب میدهد پس وقتی که الان یک سرمایه گذاری فرهنگی صورت گیرد و هنرمندان از پرداخت سوبسید معاف شوند تاثیرش را بر سلامت نفس جامعه خواهیم دید. نگران تولید آثار فرهنگی شریف و سالم هستم نه اینکه هر ناهنری را هنر جلوه دهند بلکه دولت باید برای کارهای اصیل سرمایه گذاری فرهنگی بکند.