هشدار درباره قرص های گیاهی چاقی/عوارض مصرف «فرشته»و «ایزی اسلیم»
به گزارش خبرآنلاین استان اصفهان، دکتر مسعود نساج اظهار داشت: کپسول «فرشته» هیچگونه مجوزی اعم از تولید، واردات، توزیع و عرضه از اداره کل نظارت بر فراوردههای طبیعی، سنتی و مکمل سازمان غذا و دارو ندارد در نتیجه این قرصها که معمولاً در عطاریها عرضه میشوند، غیرمجاز و فاقد هرگونه تائید اصالت فرآورده می باشد.
سرپرست اداره نظارت بر فرآورده های طبیعی، سنتی و مکمل دانشگاه بیان داشت: موارد مشابه از این دسته داروها مانند قرص های ادیوس، ریتارد، ایزی اسلیم، ریداکتیل، فت فیس، سوپر فت فیس، فت فست و غیره را نیز دارای عوارض خطرناک مشابه این محصول هستند.
وی افزود: شهروندان می بایست تنها از داروخانههای معتبر، زیر نظر پزشک و با مشاوره داروساز اقدام به تهیه و مصرف هرگونه دارو یا مکمل کرده و از خود درمانی و عمل به توصیههای غیرعلمی برای درمان بیماریها جدا خودداری کنند.
دکتر نساج، در خصوص تبلیغات کذب ماهواره ای و فضای مجازی در مورد کپسول چاقی و لاغری فرشته با عناوین فریبنده در افزایش یا کاهش وزن به راحتی و در سریعترین زمان و ادعای گیاهی بودن و عدم بروز عوارض عرضه تصریح کرد: طبق گزارش های رسیده مصرف این قرص ها باعث بروز عوارض بسیار جدی و در برخی موارد منجر به بستری شدن مصرف کنندگان این محصول در بیمارستان نیز شده است،
وی ادامه داد: متاسفانه باید یادآور شد با توجه به نتایج آزمایشات صورت گرفته و به دلیل وجود مقادیر زیاد داروهای شیمیایی از جمله کورتون ها، ترامادول و غیره باعث دریافت پاسخ سریع مصرف کنندگان و در نتیجه مورد استقبال آنان قرار می گیرد.
وی، بروز ضایعات و پوسیدگی استخوانی به خصوص در ناحیه لگن، انواع آسیب های بینایی مانند آب مروارید و افزایش فشار چشم، تشدید علائم روانی شبه جنون ناشی از مصرف استروئیدها، اعتیاد به مواد مخدر به کار رفته در ترکیب آن ها، افزایش فشار خون بحرانی و نارسائی احتقاقی قلب، سرکوب سیستم ایمنی و افزایش ریسک ابتلا به انواع عفونت های قارچی و باکتریال و به هم ریختگی تعادل هورمونی و بروز اختلالات متابولیک مانند دیابت را از عوارض این محصول بیان کرد.
دکتر نساج خاطر نشان کرد: وزارت بهداشت با راه اندازی سامانه رهگیری، ردیابی و کنترل اصالت کالای سلامت وارداتی www.ttac.ir گام مهمی را در جهت مبارزه با قاچاق و صیانت سلامت آحاد مردم برداشته است.
وی، با اشاره به روش های موجود برای استعلام اصالت داروهای وارداتی افزود: شهروندان می توانند با استفاده از روش موجود شامل استعلام ارسال کد ۱۶ رقمی در و بارکد مندرج بر روی برچسب (QR)و استفاده از نرم افزار قابل نصب بر روی تلفن های همراه هوشمند از صحت و سلامت و اصالت فراوده مورد معرفی خود آگاهی یابند.
اهمیت نقش دهیاران در توسعه روستاها را نمی توان نادیده گرفت
به گزارش خبرآنلاین ، مهدی زندیه وکیلی در مراسم گرامیداشت روز دهیاری ها که ۱۴ تیرماه در اراک برگزار شد ، بر این نکته تاکید کرد و گفت : تعدد وظایف سبب شده تا دهیاران کار سختی را در مواجهه با مطالبات مردم در روستاها ،به عهده داشته باشند و قطعا پیگیری این درخواست ها و مشکلات می تواند گامی مهم در توسعه روستاها باشد.
او حفظ و صیانت از دهیاران و کمک به رفع دغدغه های آنان را از اهداف مورد توجه عنوان کرد و افزود : با توجه به مدت زمانی که از تشکیل این نهاد می گذرد و تجاربی که طی این سالهای فعالیت حاصل شده و دوره های آموزشی که برای افزایش اثرگذاری فعالیت دهیاران انجام شده ، این مسئله ضرورت بیشتری دارد.
زندیه وکیلی با اشاره به اینکه دفاتر روستایی و فنی حوزه معاونت عمرانی استانداری ، جزء سه استان برتر کشور قرار دارند ، ادامه داد : موفقیت اخیر دفتر امور روستایی و شوراها و کسب رتبه برتر در سطح کشور ، نتیجه تلاش و همت جمعی است که قطعا مشارکت خوب دهیاران با این حوزه نیز در کسب این موفقیت ، بسیار مهم بوده است.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار مرکزی از توجه مدیر ارشد استان به پیگیری مشکلات روستاها و رصد دقیق آن تقدیر نمود و بیان داشت : یکی از مصداق های توجه به جایگاه روستاها را می توان نحوه توزیع درآمد مالیات بر ارزش افزوده دانست که با دستور استاندار محترم ، ۳۰ درصد این اعتبارات به روستاها تخصیص یافت و فراتر از شاخص جمعیتی ۲۳ درصد بود و با افزایش مواجه شد.
اینکه پولدار بودن را فقط توان مالی بدانیم، دچار تقلیلگرایی شدهایم، زیرا دیگر پول فقط اسکناسهایی که روی هم طبق میشوند نیست. با پول میتوان مسکن عالی، تفریحات بهتر، باکیفیت ترین امکانات بهداشتی، آموزشی و محیطی را خرید. در کنار تمام این موارد داشتن رفاه اقتصادی باعث می شود که بسیاری از استرس های روزمره هم کم شوند. در نهایت چنین می شود که پولدارها دیرتر می میرند.
این مسئله فقط مختص به کشور ما نیست در سایر کشورها هم شرایط به همین صورت است، بنابر پژوهشی که سال ۲۰۱۸ محققان دانشکده امپریال لندن انجام دادند، اختلاف نرخ طول عمر بین مرفه ترین و محروم ترین اعضای جامعه انگلستان به حدود ۱۰ سال رسیده است. طبق این گزارش محققان، میزان طول عمر زنان در محروم ترین جوامع انگلستان در سال ۲۰۱۶، ۷۸.۸ سال بوده در حالی که این رقم در مرفه ترین گروه ها ۸۶.۷ سال بوده است. در مورد مردان، طول عمر فقیرترین قشر ۷۴.۰ سال و طول عمر ثروتمندترین ۸۳.۸ سال بوده است.
بنابراین، طبقه ای که در بدو تولد در آن متولد می شویم نقش زیادی در امید به زندگی ما دارد. در واکاوی این مسئله با یک جامعه شناس گفت و گویی داشتیم که در ادامه می خوانید:
زهره توکلی، جامعه شناس، در مورد اینکه چرا طبقات بالای جامعه عمر طولانی تری دارند به برنا می گوید: «طبقات بالای جامعه و کسانی که منابع مالی، اقتصادی و قدرت را در دست دارند، می توانند جامعه را بنابر منافع خودشان شکل دهند، در عین حال این گروه ها می توانند دانش را در اختیار خود در بیاورند. میشل فوکو، جامعه شناسی است که در این زمینه معتقد است که دانش منبع قدرت است. در گذشته یک سری تصورات وجود داشتند مبنی بر اینکه ثروت خوشبختی و سلامت نمی آورد، اما این تصور در حال حاضر منقلب شده است. در حال حاضر کسانی می توانند از پیشرفت های روزافزون دانش در همه زمینه بهره ببرده اند که منابع مالی را در اختیار گرفته اند. سلامت این افراد تضمین شده تر است، چون در همه حوزه های پیشگیری و درمان به منابع بیشتری دسترسی دارند.»
وی با اشاره به اینکه منبع مالی، سلامت و رفاه بیشتر را با خودش به همراه دارد. ادامه می دهد: «دانش در جامعه مدرن هم یک منبع پولی است که قدرت اقتصادی می آورد، و هم در ازای پول خرید و فروش می شود و از این طریق در اختیار کسانی قرار می گیرد امکان استفاده از آن را داشته باشند. قشری از جامعه که توان مالی دارند می توانند به جراحی ها، پیوندها و امکانات مختلفی که وجود دارند، دسترسی پیدا کنند.»
توکلی با بیان اینکه، می توان این شرایط را در مقایسه کشورهای فقیر و غنی هم مشاهده کرد، می افزاید: «برای نمونه کشور فقیری مانند هند منبع کار ارزان و سپربلای آسیب هایی است که از کشورهای دیگر به سمتش می آیند. صنایع پرخطری که قرار است محصول نهایی آنها به کشورهای ثروتمند منتقل شود در کشورهای جهان سوم راه اندازی می شوند، و همین باعث می شود که آسیب این صنایع به مردم ساکن در کشورهای جهان سوم برسد. تبعید صنایع بیماری زا به کشورهای جهان سوم باعث می شود که انواع آسیب ها به سلامت ساکنان آنجا وارد شود. مورد دیگری که در این کشورها سلامت افراد را تهدید می کند تن دادن آنها به کارهای خطرناک است، تنها به این دلیل که درآمد کافی برای گذران زندگیشان را ندارند.»
توکلی با اشاره به اینکه، این چرخه دائم بازتولید می شود و فاصله فقیر و غنی مدام بیشتر می شود، می گوید: «در حال حاضر این فاصله به حدی تشدید شده است که این سوءتفاهم را در ذهن کشورهای پیشرفته ایجاد کرده است که جهان سومی ها از لحاظ ذهنی عقب افتاده هستند و هوش و عقل بالایی ندارند. این در حالی است که آنها از این نکته غفلت می کنند که معلولیت ها و کمبودهای ذهنی ای که در جهان سوم وجود دارند، معلول شرایطی هستند که مردم این کشورها در آن زندگی می کنند. عوارض این شرایط به نسل های بعدی هم منتقل می شود و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. آلودگی های محیط زیستی در این کشورها به افرادی هم که هنوز به دنیا نیامده اند، آسیب می رسانند.»
وی در پایان تأکید می کند: «این مسئله حتی در عرصه بینالمللی هم صادق است، و کار به جایی رسیده که حریم امنی برای پناه بردن وجود ندارد و همه در خطر هستند. آمریکا به حدی منابع مالی دنیا را به کنترل خود درآورده است که می تواند بدون کنترل فیزیکی مستقیم افراد بر آنها اعمال قدرت کند. قطع منابع مالی باعث می شود افراد، شخصیتها و کشورها در چنبره ی این چرخه ناسالم تولید به نفع کشورهای ثروتمند و به خصوص آمریکا بمانند. در حال حاضر آزادی خواهان دنیا جایی برای فرار دارند، زیرا همه جا زیر سلطه تحریمهای آمریکا قرار دارند.»
اختصاص ۱۵ درصد درآمدهای مالیاتی آذربایجانغربی به شهرداری و دهیاریهای استان
به گزارش خبرآنلاین آذربایجانغربی، حسن کوماسی با اشاره به آثار مثبت قانون مالیات بر ارزش افزوده در با زتوزیع ثروت وشکاهش آثار فاصله درآمدی جامعه گفت : در راستای این هدف در سال گذشته، ۱۴۴۸ میلیارد ریال بین ۴۶ شهرداری استان توزیع شد تا صرف امور عمرانی و توسعه خدمات شهری شود.
وی با بیان اینکه در همین مدت، ۶۶۷ میلیارد ریال نیز در بین ۱۹۷۷ دهیاری و فرمانداری استان قرار گرفت، افزود: این پرداختی ها از محل ۳ درصد عوارض مالیات بر ارزش افزوده صورت گرفته ا ست.
مدیرکل دستگاه مالیاتی آذربایجان غربی با اشاره به اینکه پرداختی ها از محل مذکور درسال ۹۸ نسبت به سال ۹۷ ، از ۱۰ درصد رشد برخوردار بوده اظهار داشت: در شرایطی که کاهش بی سابقه اخیر قیمت نفت، بار دیگر قابل اتکا نبودن این منبع درآمدی دولت را برای همه روشن کرد، اهمیت منابع درآمدی پایداری چون درآمد های مالیاتی را بار دیگر نشان داد.
کوماسی با بیان اینکه مالیات بر ارزش افزوده جزو کانال هایی است که مالیات دریافت شده از مردم مستقیما به خود مردم باز می گردد و مردم می توانند آثار مثبت آن را به عینه مشاهده کنند، افزود: مبالغی که در سال گذشته در بین شهرداری و دهیاری های استان توزیع شد ۱۵درصد کل درآمد های مالیاتی وصول شده در استان را شامل می شود.
وی اضافه کرد: کل مبلغی که از ابتدای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در مهر ماه ۱۳۸۷ به شهرداری ها و دهیاری های استان آذربایجان غربی پرداخت شده است ۱۱۸۴۷ میلیارد ریال است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از قزوین؛ اصغر بهنام زاده، مدیر منطقه یک شهرداری قزوین با بیان اینکه درسال ۹۸بیش از ۴۵میلیاردریال عوارض خودرو در این منطقه پرداخت کرده اند، افزود: این عوارض بابت بیش از ۲۲هزارو ۴۲۰خودروهای مختلف است.در سال ۹۸ بیش از ۴۵میلیارد ریال عوارض خودرو در منطقه یک شهرداری قزوین واریز شد.
او افزود: درسال گذشته کاربران۳۷دفتر پیشخوان دولتی و واحد عوارض خودرو منطقه یک شهرداری قزوین تعداد ۲۲هزار و ۴۲۰درخواست را ثبت کرده اند.
بهنام زاده بیان کرد: از تعداد درخواست های ثبت شده در ۳۰۷روز فعالیت، ۲۲ هزار و ۴۲۰ مالک خودرو نسبت به پرداخت عوارض خودرو اقدام کرده اند.
مدیرمنطقه یک شهرداری قزوین یادآور شد: از این تعداد ۴۴ مینی بوس، ۲۹۷موتور سیکلت، ۱۶۸ وانت دو کابین، ۲۰هزار و ۸۳۶خودرو سواری، ۶ اتوبوس، ۷۵۹ وانت تک کابین، ۱۲۷کامیون و ۱۶۳کامیونت بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از نیروی انتظامی زنجان، سرهنگ سعید بابایی، گفت: در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و درخواستهای مردمی مأموران پلیس مبارزه با مواد مخدر طرح ساماندهی عطاریها که اقدام به تهیه و توزیع مواد مخدر و قرصهای روان گردان میکردند در استان زنجان به اجرا در آمد.
وی اظهار کرد: درحین بازدیدها از دو واحد عطاری بیش از ۲ هزارو ۱۲۵ قرص و داروی غیر مجاز کشف و به علت عدم رعایت ضوابط صنفی و تهیه و توزیع قرصهای روان گردان پلمب شد.
اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی در زنجان
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان زنجان از اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی در زنجان خبرداد و گفت: در این طرح هشت توزیع کننده موادمخدر دستگیر و بیش از دو کیلوگرم انواع موادمخدر کشف شد.
سعید بابایی اظهار کرد: در راستای درخواستهای مردمی و ارتقای امنیت مردم طرح شناسایی و دستگیری توزیع کنندگان مواد مخدر در استان زنجان به اجرا در آمد.
وی افزود: ماموران با اجرای این طرح هشت توزیع کننده و خرده فروش مواد مخدر را دستگیر و دو کیلو و ۶۳۱ گرم انواع موادمخدر کشف شد.
بابایی گفت: متهمان پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی شدند.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر زنجان تصریح کرد: به منظور سالم سازی و پاکسازی مناطق آلوده و جلب رضایت عمومی مردم این طرح و طرحهای مشابه همچنان تداوم دارد.
اجرای طرح ساماندهی عطاریها در زنجان / پلمب ۵ واحد عطاری غیر مجاز
اجرای طرح ساماندهی عطاریها در زنجان / پلمب ۵ واحد عطاری غیر مجاز
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از نیروی انتظامی زنجان، سرهنگ سعید بابایی، گفت: در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و درخواستهای مردمی مأموران پلیس مبارزه با مواد مخدر طرح ساماندهی عطاریها که اقدام به تهیه و توزیع مواد مخدر و قرصهای روان گردان میکردند در استان زنجان به اجرا در آمد.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان زنجان، افزود: به منظور ساماندهی واحدهای عطاری و برخورد با تخلفات این صنوف ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر استان از ۱۶ واحد عطاری در نقاط مختلف بازدید کردند.
بابایی ادامه داد: در اجرای این طرح با هماهنگی مقام قضائی ۵ واحد عطاری به علت عدم رعایت ضوابط صنفی و تهیه و توزیع قرصهای روان گردان پلمب و به ۲ واحد صنفی دیگر نیز به علت نداشتن ضوابط لازم اخطار پلمب صادر شد.
وی بر ادامه طرحهای نظارت بر اماکن و صنوف مختلف و قدردانی از همکاری خوب شهروندان با پلیس در اجرای این طرحها، از مردم خواست؛ در صورت مشاهده و یا برخورد با تخلفات صنفی، موضوع را بلافاصله به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ اطلاع دهند.
«حالا که میروی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست
«حالا که میروی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست
به گزارش خبرنگار مهر، حسن صنوبری از شاعران آیینی کشورمان به بهانه برگزاری مجموعه کنسرتهای «حالا که میروی» به خوانندگی محمد معتمدی در تهران و شهرستانها یادداشتی را منتشر کرد.
این کنسرتها طی هفتههای اخیر توسط مرکز موسیقی «مأوا» در حال برگزاری است.
در یادداشت حسن صنوبری که با عنوان «حالا که میروی، روایتی شنیدنی از عشق» منتشر شده، آمده است:
«حالا که میروی روایتی شنیدنی از عشق است. روایتی عمیق، شکوهمند و قدرتمند. اما قبل از عشق بیایید از موسیقی حرف بزنیم. ما از موسیقی چه میخواهیم؟ میگویم: لذتبردن. دیگر از موسیقی چه میخواهیم؟ فکرمیکنم و میگویم: پشیماننشدن و کهنهنشدن پس از گذشت یک دوره شنیدن. دیگر از موسیقی چه چیزی میتوانیم بخواهیم؟ فکر میکنم و فکر میکنم و میگویم: به فکر فرورفتن و بالاتر رفتن سطح پسند و سلیقۀ موسیقایی.
گمان میکردم دهه نود را به پایان میبریم و دیگر آلبومی در قد و قوارۀ «یاد باد» و «حریق خزان» به بازار موسیقی ایران قدم نگذارد. آلبومی که بتوانیم با خیال راحت به یک دوست هدیه بدهیم. اما سال گذشته فرید سعادتمند آهنگساز موفق این سالها «حالا که میروی» را (با آواز «محمد معتمدی») منتشر کرد تا رقیب مهمی برای یادباد (با آهنگسازی سیامک آقایی و آواز سالار عقیلی)، حریق خزان (با آهنگسازی مهیار علیزاده و آواز علیرضا قربانی) و دیگر آلبومهای موفق و هنری دهه نود موسیقی با کلامِ ایرانی و فارسیزبان باشد.
میدانم این سه آلبوم تفاوتهای زیادی با هم دارند، «یادباد» یک آلبوم مجلسی و ضبط کنسرت است و «حریق خزان» و «حالا که میروی» یک آلبوم استدیوییاند. اولی موسیقی سنتی و ردیف دستگاهی ایرانی است و دو آلبوم بعدی موسیقی تلفیقی و بهنوعی پاپسنتی. اما از جهات زیادی هم این سه آلبوم موفق به هم شبیهاند و با هم قابل مقایسهاند. هر سه در زمینه آهنگسازی فوقالعادهاند. خوانندۀ هر سه اثر یکی از ستارههای موسیقی اصیل ایرانی است (عقیلی، قربانی و معتمدی) و شعرهای هر سه اثر از جمله شعرها و ترانههای ارزشمندی است که از سطح موسیقی متداول امروز بالاتر است.
در این هشتسال آهنگ خوب کم ساخته و نواخته نشده، اما آلبوم خوب چرا. البته به جز سه اثری که گفتیم هم آلبوم خوب در موسیقی این دهه وجود دارد، اما آلبومهایی که انرژی اصلیشان روی یکی دو قطعه است. فرقی که این سه آلبوم با آن آلبومهای خوب دیگر دارد این است که زیبایی و هنرمندی در کل یا بیشترینۀ آهنگها و در تمام اجزاء هر قطعه (متن، ساز و آواز) جاری است.
نکتۀ دوم این است که بعضی آلبومهای خوب دیگر هم هستند که شاید همه یا اکثر آهنگهایشان زیبا باشد، اما بهصورت مجزا. یعنی آنها در حقیقت مجموعهای از قطعات پراکنده با عوالم گوناگون هستند نه یک آلبوم موسیقی منسجم که روح و ساختار زیباییشناختی واحدی بر همهشان حاکم باشد. در حالیکه آهنگهای «یادباد»، «حریق خزان» و «حالا که میروی» جدا از زیباییهای انفرادی، کاملکننده و همآهنگ با همدیگرند.
اگر بخواهیم از ساختار «حالا که میروی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگسازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را بهمراتب بالا برداین آهنگها با هم زیباییشناسی و معنایی را دارند که جدا از هم ندارند. سومین اشتراک این سه آلبوم هم جمع بین مخاطب عمومی و مخاطب فنی است. قطعا بسیاری از استادان موسیقی و مخاطبان حرفهای موسیقی از شنیدن آهنگهای این سه آلبوم لذت میبرند، اما این التذاذ هنری و فاخر باعث نمیشود این آهنگها، آهنگهایی محفلی و خاصپسند باشند؛ بلکه شما میتوانید هر گوشی را میهمانِ این نغمات کنید و مطمئن باشید شنونده لذت میبرد. مخصوصا درمورد یادباد و حالا که میروی این موضوع روشن است (حریق خزان تاحدی خاصپسندتر است). البته من هم بر این باورم که موسیقی اصیل ایرانی و آهنگی که از رویارویی بیواسطۀ سازها و دستها برمیخیزد ذاتا ارزش وجودی و هنری بیشتری دارد، اما از آنطرف هم _چنانکه توضیح خواهم داد_ «حالا که میروی» فاصلهی بسیاری با دیگر آلبومهای ژانر خود دارد.
اگر بخواهیم از ساختار «حالا که میروی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگسازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را بهمراتب بالا برد. شاید همین تجربۀ اوست که باعث شده نغمهها و نواختههایش در «حالا که میروی» جدا از زیبایی و دقتهای موسیقایی _که از چنین هنرمند نابغهای انتظار میرود_ قدرتِ روایتگری، تصویری و سینماییشدن فراوانی نیز داشته باشند. بر این باورم که تمامی آهنگهای آلبوم، بهتنهایی انرژی یک فیلم سینمایی درخشان را در خود نهفته دارند. سعادتمند این آلبوم را تنها آهنگسازی نکرده، بلکه کارگردانی هم کرده است.
میدانیم همانگونه که در سینما، سریال و فیلمی ماندگار است که کارگردان در آن فرمانده بازیگر و دیگر عوامل باشد، در موسیقی هم آهنگ و آلبومی ماندگار خواهد بود که ساز خواننده و شاعر و دیگر عوامل با دست آهنگساز کوک شود. این آلبوم از همان آلبومهاست. یک شاهدش این است که در این اثر سعادتمند برای آفرینش جهان موسیقایی ارزشمند خود سراغ بهترینها رفته و برای آواز محمد معتمدی را برگزیده است.
معتمدی جدا از زیبایی، لطافت و قدرت بینظیر صدایش باید دقت کنیم همان خوانندهای است که انتخاب بزرگترین و موثرترین آهنگساز و نوازندۀ پنجاهسال اخیر یعنی زندهیاد استاد محمدرضا لطفی بوده است. او خوانندهای نیست که در تصنیف و ترانه بتواند خودنمایی کند اما در آواز از ساز جا بماند. معتمدی در ساحات گوناگون و پردههای متنوع آوازی خوش درخشیده است و درخشش خود را بیش از اینکه مدیون تبلیغ و تعریف این و آن باشد، مرهون گرمی حنجرۀ خویش، سعی و تمرین هنری خود و زانوزدن در محضر بزرگان موسیقی ایرانی است. او پیش از این در آلبومهای موفقی چون «وطنم ایران»، «از بودن و سرودن»، «ای عاشقان»، «باده تویی»، «صوفی»، «اپرای مولوی» و… با چهرههای گوناگون موسیقی ایران همراه شده و توانایی هنری خود را ثابت کرده است. این قدرت صدا و این آواز تربیتشده است که البته میتواند در گوشهگوشۀ طراحی هنری و در گسترۀ تخیل موسیقایی آهنگساز، بالدربال نغمات و لحظات سعادتمند اوج و فرود بگیرد. گاه لطیف باشد، گاه حماسی بخواند، گاه اندوهگین باشد، گاه فریاد بزند، گاه اوج بگیرد و گاه آرام. اگر بخواهیم از این منظر انتخاب سعادتمند در این آلبوم را با با انتخاب آقایی در یادباد مقایسه کنیم باید بگوییم، آقایی با انتخاب عقیلی که مشهورتر از معتمدی است، کار را برای موفقیت آلبومش در بازار آسانتر کرد و سعادتمند با انتخاب معتمدی که فنیتر از عقیلی است بر ارزش موسیقایی کار افزود.
همچنین شاعر اثر: دکتر محمدمهدی سیار، پیش از اینکه یک ترانهسرا باشد یک شاعر ثابتشده است. شعر مقامی فراتر و دشواریابتر از ترانه دارد و سیار در آن خوش درخشیده است. شعرهای سیار، بهویژه غزلهایش، نمونهای عالی از غزل امروزند که میتوانند نظر مخاطبان جدی ادبیات را به خود جلب کنند. همچنین جدا از ارزشهای زیباییشناختی، شعرهای این شاعر فلسفهخوانده از منظر اندیشهورزی و چندلایهبودن، در وضعیت بحرانی شعر امروز بینظیرند. چه در کتابی مثل «حق السکوت» که جایزه مهم کتاب سال شعر را برده است و چه در کتابهای پرفروشی مثل «رودخوانی» و «یادآوری» که با استقبال مردم مواجه شدند. همچنین سیار در مقام ترانهسرایی نیز موفقیتهای بسیاری داشته و پیش از این ترانههایش با صدای خوانندگان گوناگونی چون سالار عقیلی، حجت اشرفزاده، اشکان کمانگری، رضا صادقی و… توانستهاند اقبال بالایی کسب کنند. پیش از انتشار آلبوم «حالا که میروی» ترانۀ «چه بگویم» سیار با موسیقی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی منتشر شده بود؛ ترانهای که تبدیل به یکی از محبوبترین و موفقترین آهنگهای موسیقی باکلام در زمان خود و همچنین نقطه عطفی در کارهای سالهای اخیر عقیلی شد.
در این زمینه هم اگر بخواهیم انتخاب سعادتمند را با انتخابهای علیزاده و آقایی مقایسه کنیم، مهیار علیزاده و سیامک آقایی با انتخاب شعر مشاهیر ادبیات فارسی (یادباد: حافظ و مولوی/ حریق خزان: سهراب سپهری، فریدون مشیری و هوشنگ ابتهاج) در بخش شعر آلبوم خود ریسک نکردهاند؛ چه از لحاظ فنی و ادبی و چه از منظر مخاطب و بازار؛ اما در عین حال چیزی هم به ادبیات نیفزودهاند. حافظ و سهراب سپهری بیهیچ حنجره و سازی در حافظه شنیداری ادبی ما ثبت هستند. اما سعادتمند با انتخاب خطیر و خطرپذیر یک شاعر امروزی، برگهای ارزشمندی به شعر و ادبیات این سرزمین افزوده است.
همه این عوامل و انرژیها دست به دست هم دادند تا فرید سعادتمند بتواند یکی از زیباترین و مهمترین آلبومهای موسیقی سالهای اخیر را روانه بازار کند. آلبومی که به شعور مخاطب حرفهای موسیقی احترام میگذارد و بر دل مخاطب عمومی مینشیند.
اما اگر بخواهیم از محتوای «حالا که میروی» حرف بزنیم: این آلبوم از چه چیزی سخن میگوید؟ گفتیم از عشق. اما آیا عشق یک کالای رایج و متداول نیست؟ آیا همان عطر تکراری نیست که در دکان همه عطارها هست؟
پاسخ من این است: هم آری هم نه. عشق از نظر مفهومی و مضمونی میدان وسیعی است که جمعیت متفاوت و گاه متناقضی را در خود جای داده. همچنین از نظر اقتصادی به خاطر گستردگی مخاطبانش رمز فروش است. همین باعث شده این معنای بلند، مدعیان فراوانی هم پیدا کند که تقلای بسیاریشان چیزی جز تیشه به ریشه زدنِ عشق نبوده است. ما در پیشینه شعر فارسی صفحههای درخشان، شکوهمند و بینظیری داریم که راوی عشقاند و از دیرباز تمام دنیا به آن احترام میگذارند. اما در موسیقی امروز آنقدر از همین عشق عزیز برداشتهای مبتذل شنیدهایم که آبرویی برای آن نگذاشتهایم.
«حالا که میروی»، علیرغم همه نوآوریهایش بازگشت به همان برداشتهای زیبا و باشکوه از عشق است. حالا که میروی روایتگر عشقهای ساندویچی، عشقهای سطحی، عشقهای MP3، عشقهای ثانیهای، عشقهای درلحظه و عشقهای مصنوعی نیست و «با هر میناپخته نمیجوشد». حالا که میروی عشق را با همان معنای اصلی و حقیقی و راستینش روایت میکند و به خاطر سایهی اقتصاد بر فرهنگ و هنر آن را از درون تهی نمیکند؛ چه در ساخت و چه در محتوا «دلسرد و بیزار است از این گرمی بازارِ غمهای دم دستی و دلهای فروشی». حالا که میروی عشق را همانطور که هست روایت میکند. عمیق، شکوهمند و قدرتمند. عشقی که در این آلبوم و نغمات و لحظات و سطرها و ثانیههایش جاری است عشقی است ماندگار و اصیل و چندپرده، شبیه به همان عشقهای دیرین و آتشین که در شعرهای سعدی و حافظ و نظامی و وحشی و دیگر بزرگان شعر فارسی دیده و چشیده بودیم. عشق، با همان توسع معنایی که میتوانست عشق زمینی را به عشق آسمانی و لحظه را به ابدیت پیوند بزند. البته که این عشق با امروز نسبتی روشن دارد و این موسیقی موسیقی مدرن و امروزین است، اما این امروزیبودن دلیل نشده تا عشق از عشق تهی شود. چه از منظر ساختاری و چه از منظر معنایی بهجز یک یا دو قطعۀ آلبوم که به نظر من اندکی کوتاهقدتر از باقی قطعاتاند (یعنی آهنگ «کجایی» و تاحدی آواز «نشانی»)، تمامی قطعات این آلبوم یکسروگردن از موسیقی عاشقانه امروز قدبلندترند و برای مخاطبان هنر مغتنم. چه آنجا که در خود قطعه «حالا که میروی» روایتش از «تنهایی» و «جدایی» عشق را میگوید، چه آنجا که در «دلهای فروشی» روایتش از شکوه و بلندمرتبهبودن عشق را به مخاطب یادآور میشود، چه وقتی در آهنگ «باور نمیکنی» از اشتیاقِ دیدار سخن میگوید، چه وقتی که در «غم پنهان» از بیتابی و انتظار عشق فریاد میکند، چه وقتی در قطعه «آفرینش» ازلیت عشق را نشانمان میدهد و چه وقتی در آواز «کوچه انتظار» ما را به دیدار ابدیت عشق میبرد.
عشق یک کلمه است اما سه حرف دارد. «حالا که میروی» برای من این سه حرف را اینگونه تفسیر کرد: عمق، شکوه و قدرت. در ارزیابی نهایی آلبوم، وقتی در این مفاهیم دقیقتر میشوم حس میکنم سه رکن اصلی آلبوم یعنی شاعر (محمدمهدی سیار)، آهنگساز (فرید سعادتمند) و خواننده (محمد معتمدی) هرکدام در آزادکردن انرژی یکی از این حروف و تثبیت معانیاش نقش بیشتری دارند. «حالا که میروی» را شعرهای سیار عمق بخشیده، نغمههای سعادتمند باشکوه کرده و حنجره معتمدی قدرتمند. هرکدام از این سه حرف و سه ویژگی بهتنهایی هم ارزشمندند اما اجتماعشان اتفاقی دیگر را رقم میزند. اتفاقی که راز اصلی موفقیت، زیبایی و ماندگاری این آلبوم است.
تصویربرداری «عروسک» به پایان رسید/نجات یک کودک جنگ زده
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مدرسه سینمایی «باران»، مراحل تصویربرداری فیلم کوتاه داستانی «عروسک» به نویسندگی و کارگردانی نسرین گل ریحان به پایان رسید و تدوین آن توسط سیاوش شهابی در مدرسه سینمایی باران آغاز شده است.
این فیلم که ماجرای نجات یک کودک جنگ زده توسط یک خبرنگار جنگی زن در شهر حلب سوریه را روایت می کند، اولین فیلم کوتاه تولید شده در مدرسه سینمایی باران به مدیریت حسین شهابی است و کارگردان و بازیگران آن از فارغ التحصیلان این مدرسه هستند.
رضوان بهشتیان، سحر عبدالهی، محمدجواد اسدی و نبیاله مینایی جاوید نقش های اصلی این اثر را ایفا می کنند.
جاسم سبحانی، ترنم سرافراز، روشا حسن پور، احمد قزلباش، محمود قزلباش، مهدی میلان، رضا ایوبی و مصطفی دارابی سایر بازیگران و ریحانه محمد نژاد، مونا عطاریانی بازیگران مهمان این فیلم هستند.
سایرعوامل تولید این فیلم نیز عبارتند از تهیه کننده: حسین شهابی، تصویربردار: امیرحسین خوشبین، تدوین: سیاوش شهابی، دستیاران تصویر: محمد نصیری، محمد زهی و مهران فتحی، صدابردار: سامان شهامت، دستیار صدا: جابر انصاری، طراح صحنه ولباس: رسول تقیانی، دستیار صحنه: اصغر امامی، دستیار لباس: نجمه صفایی، گریمور: ملیسا احمدی، مجری گریم: محمد مهدی احمدی، منشی صحنه: فاطمه مسعودی نژاد، عکاس: فاطمه الهیار نژاد، مدیر تولید: نبی اله مینایی، هماهنگی تولید: محمدجواد اسدی، مترجم زبان عربی: نرجس واحدی، تدارکات: اکبر کشاورز و مشاور رسانه ای: رکسانا قهقرایی، تولید شده در مدرسه سینمایی باران.