برچسب: دانلود اهنگ جدید

  • معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    دو مسأله ناراحت کننده موجب شد پس از ماه‌ها دست به قلم شده، با یاران و محبان اهل فرهنگ، درد دل کنم با اقرار به این که دریغ دارم ذره‌ای هم تأثیر کند؛ یکی، موضوع مالیات بر دسترنج اهل قلم و دیگری نامۀ مربوط به اجاره بهای محل و مکان فعالیت‌های مؤسسه که مدتی اسباب سلب آرامش شده است.

    چندی پیش نامه جریمۀ عدم پرداخت مالیات حق التألیف‌ها، حق ویراستاری‌ها و حق التصحیح‌ها و… به دبیرخانه مؤسسه میراث مکتوب عزّ وصول بخشید و انگشت تعجب به دهان گرفتم و دود از سر فوران کرد که از کی تا به حال از پدیدآورنده قرار شده مالیات گرفته شود که ما خبر نداشتیم؟! مگر حق‌التصحیح یک مصحح و محقق و نویسنده و ویراستار چقدر می‌شود که بخواهیم ۱۰درصد از آن را بابت مالیات کسر کنیم . اگر هم ایشان از این بابت پشیزی دریافت کنند، باید به زخمکی بزنند و باری از انبوه آوار بر سر بردارند. یاد این جمله اهل اصول فقه افتادم که می گویند: «عقاب بلابیان عند العقلا قبیح» مجازات پیش از ابلاغ و اطلاع به فرد خاطی، عقلاً زشت و نکوهیده است. عجبا دو سال از ابلاغ حکم از سوی هیأت دولت به اداره مالیاتی گذشته و اعلان عمومی هم نکردند و معاون مالی مؤسسه هم که هر هفته و ماه پله‌های اداره مالیاتی را برای چانه‌زنی و التماس دیگر موارد مالیاتی، بالا و پایین می‌رود، از این خبر اطلاع نیافته، اما شگفتا که تازه نامه جریمه این دوسال -که ما طبق روال قبل مالیات را از پدیدآورنده اثر کسر نمی‌کردیم- مبنی بر الزام به پرداخت معوقات واصل می‌شود. به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت. وقتی حکایت مالیات بر هنرمندان هم مطرح شد، داغم تازه شد و قلم را به دست گرفتم تا بث الشکوایی و دردلی را بنویسم، به قول حضرت حافظ:
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

    چندی پیش عده‌ای خیز برداشتند که لایحه مالیات بر درآمد هنرمندان باید لغو شود. جمعی از اهالی هنر نامه شکوائیه نوشتند. جناب مسئول مربوطه فرمود چنین نخواهد بود و چنان نخواهد شد. گویا خسروان صلاح کار خویش چنین دیدند که پیش از بروز مجدد تجربه «غائله بنزینیه» آن هم به سبک هنری، تاکتیکاً عقب‌نشینی کنند و از مواضع و مصالح خود دست بکشند. معلوم است دیوار اهالی فرهنگ همواره از دیوار اهالی هنر کوتاه‌تر است. چندسالی است وقتی اهالی فرهنگ و هنر به ضیافت افطار ریاست‌جمهوری دعوت می‌شوند، یکی دو میز اهل فرهنگ بنشسته و مابقیِ میزها و صندلی‌ها، مشحون است از (سلبریتی‌ها و ستاره‌ها) اهالی هنر با تیپ‌ها و البسه رنگارنگ، که هر عزلت گزیده‌ای را به تماشا وا می‌دارد و….

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟

    حال عرض می‌شود جناب مسئول عزیز! مگر خون اهالی شریف هنر، از دماء اهالی مظلوم فرهنگ، رنگین‌تر است که بی‌آنکه از قبل، ابلاغ بل «تکلیف مالایطاق» فرمایید، دو سال پیش حکم اخذ مالیات را اصدار فرموده و مؤسسات فرهنگی و پژوهشی چون میراث مکتوب را مشمول مالیات ساخته با تهدید به این که اگر تا فلان تاریخ پرداخت نشود، از جرایم بهره‌مند خواهید شد؟! چرا تبعیض؟

    آقاجان از سلبریتی‌ها (مثلاً ستاره ها) که نمی‌دانم چرا هر روز این کلمه غربی در سیمای (اسلامی) ما پخش می‌شود و فرهنگستان ادب هم لفظ جایگزینی را یا مصوب نکرده یا اگر کرده، کارساز نبوده، چرا مالیات نمی‌گیرید؟ بگذریم که کار از این حرف‌ها گذشته، به لفظ سلبریتی دیگر خورده نگیریم که نان این روزهای عده‌ای است که قول منطقیین:
    منطقی در بند بحث لفظ نیست        
    لیک بحث لفظ او را عارضی است

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟ شاید از آن روست که اینان حساب می‌برند و به قول مسعود سعد سلمان: 
    سر متاب از طریق تا نشوی       
    هدف تیر طعنۀ طنّاز

    یا برای جلب تماشاگران بیشتر، چنین افرادی را دعوت به همکاری می‌کنند.
    اخیراً انتقاد به این رفتارهای دوگانۀ مسئولان، بالا گرفته و بحق به این نوع نگاه‌های متناقض باید اعتراض کرد.  فریدون شهبازیان رهبر سابق ارکستر ملی درباره وضعیت فعلی موسیقی و گونه پاپ رایج، حرف دل اهل هنر را زده و گفته: تا زمانی که مهران مدیری و محمدرضا گلزار، خوانندگی می‌کنند و کنسرت می‌دهند، وضعیت همین می‌شود که می‌بینید.

    غرض از این نقل قول‌ها و درد دل‌ها این بود که اگر قرار است از اهل هنر مالیات گرفته شود، باید از این جماعت خاص! مالیات گرفته شود، از مدیجه سرایان چند میلیونی و سازمان‌ها و مراکزی که از مالیات دادن به انحاء مختلف گریزانند، اما در عوض، این درآمدها خرج کسانی شود که خانه‌نشین شده‌اند و توان ساز به دست گرفتن ندارند و آواز در حنجره آنها خشک شده است و یا هنرمندان و اصحاب دانش و فرهنگ که از پس هزینه‌های سنگین درمان خود عاجزند و ما همواره شرمنده آنهاییم.

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت

    در عرصۀ فرهنگ نیز به جای اینکه از مؤسسات پژوهشی تأثیرگذار و تحول‌آفرین، مالیات حق‌التألیف و ویراستاری گرفته شود، بروند از سلبریتهای فرهنگی و کسانی که کتاب قاچاق می‌کنند و هرشب در سیما «کتاب مارکت» را تبلیغ می‌نمایند و رمان‌های آبکی و سست مانند «ملت عشق» و «بی‌شعوری» و … را چاپ می‌کنند و اتفاقاً مورد حمایت هیأت خرید کتاب ارشاد هم هستند! کتاب‌هایی که بعضاً در سال ۵۰ بار  تجدید چاپ می‌شوند، بروند از اینها مالیات بگیرند. واقعاً بسی تلخ است که چوب به مرده می‌زنند و خراج از کسانی طلب می‌کنند که آبروی فرهنگ این کشور شده‌اند، نه درآمدی دارند تا حق‌التألیف و دسترنج ویراستاران بی‌بضاعت خود را بدهند، نه قادر به انجام تعهدات خویشند. آن وقت در این وانفسای رکود و گرانی و درماندگی، نامه جریمه معوقات مالیاتی برایشان صادر می‌شود!
    به قول حضرت لسان الغیب که قرنها پیش حرف دل ما را زده:
    جای آن است که خون موج زند در دل سنگ    
    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت.

    جالب تر اینکه اخیراً مشکل میراث مکتوب دو چندان شده است. همگان می‌دانند که این مؤسسه آنچه از محل قراردادها و برنامه‌های خود از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی قراردادی اخذ می‌کند، همه صرف حقوق و بیمه و مالیات و هزینه‌های جاری آب و برق و سایت و اینترنت و … می‌شود و اندکی هم صرف تولید آثار و نشریات. طبعاً به دلیل هزینه‌های گران چاپ، ناچار است دانه دانه کتاب و سه عنوان نشریه علمی تخصصی خود را چندتا چاپ و بلافاصله روی سایت گذارد. طبعاً نه توش و توان چاپ گسترده دارد و نه مراکز عرضه و پخش کتاب، به پخش این آثار چندان وقعی می‌نهند. با این وصف اخیراً موضوع اصرار بر دریافت اجاره معوقه شش ماهۀ دو واحد استیجاری در اختیار مؤسسه، شده است قوز بالای قوز. حالا پس از اخطار اخیر، منتظریم کی حکم تخلیه برسد و بساط و اثاث میراثیان به حکم سازمان بازرسی بیرون ریخته و در کنار خیابان یا گوشه‌ای از بیابان خیمه بزنیم و به احیای مواریث نیاکان ادامه دهیم! آن از قِصه پر غُصۀ مالیات بر حقوق و دسترنج و درآمد! اهل تصحیح و تحقیق و ویراستاری، و این هم تهدید به اخذ اجاره از مؤسسه‌ای که بیش از ۴۳۰ جلد کتاب و ۲۰۰ شماره مجله –چندان که دانایان دانند- نشر کرده، اکنون برای تداوم کارهایش در تنگنا و مضیقه است. نه درآمدی که مالیات بدهد و نه مکانی که با آرامش بتواند به کار ادامه دهد.
    حکایت ما شده حکایت نادرشاه و آن پیرزن که گاوش نَر بود و نادر حکم کرد که ای زن بدوش!!

    ۵۷۵۷

  • پروژه «پانزده سالگی» کلید خورد/ توضیح درباره سه اجرای متفاوت

    پروژه «پانزده سالگی» کلید خورد/ توضیح درباره سه اجرای متفاوت

    به گزارش خبرگزاری مهر، ارکستر نیلپر به مناسبت گرامیداشت «پانزده سالگی» تاسیس و فعالیت این ارکستر روزهای ۱۸، ۲۴ و ۲۵ آذرماه به اجرای سه کنسرت متفاوت خواهد پرداخت.

     ارکستر نیلپر در آذرماه به مناسبت گرامیداشت پانزدهمین سال تاسیس و فعالیت این ارکستر به اجرای سه کنسرت متفاوت و با رپرتواری متنوع از موسیقی باروک، کلاسیک، رومانتیک و معاصر را در تالار رودکی به روی صحنه خواهد برد.

    نوید گوهری رهبر ارکستر نیلپر درباره این پروژه گفت: این پروژه یک پروژه چند وجهی است. « زمان»، «طبیعت، اقلیم و فرهنگ» و «تراژدی» سه مفهوم و دغدغه اصلی در این پروژه است که از زوایای مختلف به آن نگاه شده است. از منظر فلسفه، هنر، موسیقی و تصویر یکی از اهداف مهم ما در ارکستر نیلپر این است که «هنر موسیقی» را به عنوان یک کالای فرهنگی و مصرفی نبینیم. ما سعی کنیم تا با اجرای پروژه‌ها و کنسرت‌های مختلف، مفاهیم عمیق‌تری را که مرتبط با مسائل امروزه ما هستند با مخاطبانمان به اشتراک بگذاریم. به اعتقاد ما «موسیقی» اگر بنا باشد رسالتش را به عنوان یک اثر هنری به سرانجام برساند، باید متعهد و منتقد باشد.

    رهبر ارکستر نیلپر افزود: ما و تمام ارکسترهای مستقل در ایران، همیشه برای متعهد بودن و تلاش برای مبارزه با کالاشدگی، روزهای سختی را گذرانده‌ایم و می‌گذرانیم. برخی توان مبارزه و ادامه دادن را نداشته اند و علیرغم ظرفیت‌های بالای هنری‌شان مجبور به تعطیلی ارکسترها شده‌اند و برخی دیگر همچنان به تلاش و مبارزه  خود ادامه می‌دهند. من و اعضای ارکستر نیلپر نیز باور داریم که رسالتمان ادامه‌ این مسیر و تلاش برای ایجاد تغییر و بهبود در حد بضاعت خودمان است. البته با درک از اوضاع اقتصادی و اجتماعی سعی کردیم تا بستری را فراهم کنیم که مخاطبان جهت شرکت در این برنامه‌ها فشار مالی زیادی را متحمل نشوند.

    طبق برنامه ریزی های انجام گرفته برنامه کنسرت نخست ارکستر نیلپرکه در تاریخ ۱۸ آذرماه و با عنوان «سفر به گذشته» در تالار رودکی برگزار خواهد شد شامل اجرای «کُنسِرتُو گروُسُو اُپوس ۸ شماره ۶»  اثر جُوزِپِه تُورِلی، «سوئیت رقص‌های آنتیک شماره ۳»  اثر اُتُورینُو رِسپیگی، «سه قطعه در استایل قدیمی» اثر هِنریک میکُولای گُورِسکی و «سوئیت کوچک برای ارکستر زهی» اثر کارل نیِلسِن است. کنسرت دوم نیز با عنوان «مناظر اسرار آمیز» در تاریخ ۲۴ آذرماه در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت. برنامه این کنسرت شامل اجرای «دیورتیمنتو» اثر احمد پژمان، «جزیره فراموش شده» اثر اِرکی‌سوِن توُر آهنگساز معاصر استونیایی، «نیایش و کیهان» اثر اِرنِستوُ فِرِری و «اوُراوا» اثر وُیتسِک کیلَر خواهد بود.

    کنسرت سوم و پایان بخش پروژه پانزده‌سالگی ارکستر نیلپر با عنوان «تراژدی‌ها» در تاریخ ۲۵ آذرماه و در تالار رودکی برگزار خواهد شد. این کنسرت شامل اجرای «آداجیو برای ارکستر زهی» اثر ساموئل باربِر، «دریا، یک سوئیت ایرانی» اثر علیرضا مشایخی، «سه قطعه در استایل قدیمی» اثر هِنریک میکوُلای گوُرِسکی و «موسیقی اندوهگین» اثر پِتِریس وَسک خواهد بود.

    ارکستر نیلپر همچنین برای نخستین بار در تالار حافظ اقدام به برگزاری یک تمرین عمومی (Open Rehearsal) در روز ۲۲ آذر ماه کرده است. در این برنامه ارکستر نیلپر دو قطعه «آداجیو برای ارکستر اثر ساموئل باربر» و «موسیقی اندوهگین اثر پتریس وسک» را پیش از اجرای کنسرت ۲۵ آذرماه، بصورت عمومی تمرین خواهد نمود.

    تمرین عمومی (Open Rehearsal) یکی از فعالیت‌های معمول در ارکسترهای معتبر جهان است که با نگاهی آموزش محور و با هدف ارتقای سطح دانش عمومی نسبت به فعالیت ارکسترهای جدی در برنامه سالانه ارکسترها قرار می‌گیرد. تمرین‌های عمومی این فرصت را برای عموم مخاطبان فراهم می‌آورد تا خارج از قواعد مرسوم کنسرت‌های رسمی، شاهد چگونگی تمرین یک ارکستر و آماده‌سازی قطعات موسیقی جهت اجرای کنسرت باشند.

  • گروه‌های مهم موسیقی ایران/ از «کامکارها» تا «چاووش» و «دستان»

    گروه‌های مهم موسیقی ایران/ از «کامکارها» تا «چاووش» و «دستان»

    وسیقی ایرانی که دارای پیشینه و قدمت بسیار است، طی سال‌ها و دهه‌های گذشته مسیر پرپیچ و خمی را در جهت کامل شدن پیموده است. بی‌شک فعالیت مستمر، مداوم و مستمر هنرمندان نسل‌های قبل را نمی‌توان در این موفقیت نادیده گرفت. محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علی اکبر شکارچی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون، حسین علیزاده، هادی منتظری ، مجید درخشانی، جمشید عندلیبی، داریوش پیرنیاکان، صدیق تعریف، کیهان کلهر، خانواده کامکارها، تنها برخی از هنرمندانی هستند که در این طی مسیر نقش موثری داشته‌اند.

    جدا از فعالیت‌های فردی هنرمندان (که طی سال‌های اخیر عمومیت بیشتری یافته) در دهه‌های گذشته آنچه اهمیت داشت فعالیت‌های گروهی هنرمندان عرصه موسیقی بود. هنرمندان مطرح موسیقی که حال جزو بزرگان این عرصه به حساب می‌آیند در سال‌های پیش از انقلاب و پس از آن با تشکیل گروه‌هایی متشکل از افراد کاربلد آثار مهم و با اهمیتی را تولید کردند. حال اغلب آن گروه‌ها به دلایل مختلف منهل شده‌اند، اما آنچه از آنها به جا مانده آلبوم‌ها و آثار باارزشی است که همچنان ارزش شنیدن دارند و برای نوآموزان و هنرجویان و هنرمندان بخش‌های مختلف موسیقی واحد آموزشی محسوب می‌شوند.

    کانون چاووش پرچمدار موسیقی ایران

    «چاووش» یکی از مهمترین گروه‌های موسیقی سنتی است که پیش از انقلاب اسلامی، با همیاری بزرگان موسیقی سنتی شکل گرفته بود و طی سال‌های فعالیتش با تاثیری که از فضای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن دوران می‌گرفت آلبوم‌های متعددی را منتشر کرد.

    کانون «چاووش» با تلاش محمدرضا لطفی و حسن کامکار با همیاری یکدیگر و حمایت‌های موثر هوشنگ ابتهاج پس از استعفای دسته‌جمعی موسیقی‌دانان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران با همراهی دو گروه «عارف» و «شیدا» به دلیل واقعه ۱۷ شهریور شکل گرفت و طی سال‌های فعالیت اعضایش ۱۲ آلبوم را با نام «چاووش» منتشر کرد. به گفته موسیقی‌دانان و کارشناسان آلبوم‌های چاووش از مهم‌ترین وتاثیرگذارترین آثار ایرانی به حساب می‌آیند.

    هوشنگ ابتهاج درباره‌ چگونگی تشکیل کانون «چاووش» گفته است: «روز بعد از ۱۷ شهریور ۵۷ (جمعه سیاه) که از رادیو استعفا کردیم، (منظور او و دیگر اعضای گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی است) «چاووش» را درست کردیم. می‌خواستیم به موسیقی ایران که مدتی بود طرف بی‌اعتنایی قرار گرفته بود، جان تازه‌ای بدهیم. چاووش شد پرچمدار موسیقی ایران.»

    به طور جزیی‌تر کانون «چاووش» از اعضای دو گروه «شیدا» و «عارف» تشکیل شده بود. عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری‌، مجید درخشانی، محمد جمال سماواتی، ‌ارژنگ کامکار اعضای گروه «شیدا» بودند و حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان‌، جمشید عندلیبی‌،‌ محمد فیروزی، ‌ناصر فرهنگ‌فر، فرخ مظهری و اردشیر کامکار هنرمندانی بودند که با گروه «عارف» همکاری می‌کردند
     

    اعضای این دو گروه که زیر نظر کانون «چاووش» فعالیت می‌کردند در سال‌های پیش از انقلاب فعالیت‌های زیرزمینی نیز داشتند و تا ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۵۷ با این شیوه به تولید آثار می‌پرداختند. سه سرود «شب‌نورد» یا برادر نوجوونه با صدای محمدرضا شجریان (در آلبوم چاووش ۲)، «آزادی» یا آن زمان که بنهادم با صدای شهرام ناظری، (در آلبوم چاووش۲) و «سپیده» یا «ایران ای سرای امید» با صدای محمدرضا شجریان، (در آلبوم چاووش ۶) آثار مطرحی بودند که به صورت زیرزمینی تولید شدند. به جز شهرام ناظری و محمدرضا شجریان، صدیق تعریف و بیژن کامکار دیگر هنرمندانی بودند که به عنوان خواننده با «چاووش» همکاری کردند.

    محمدرضا لطفی درباره این آثار در بولتن آوای شیدا نوشته بود: «این سرودها در زیرزمین خانه مسکونی‌ام تولید می‌شد و در نوار کاست‌شان نیز همانجا تکثیر می‌شد.» پس از تولید مخفیانه این آثار بود که سری آلبوم‌های چاووش ۱ تا ۱۲ منتشر شدند.

    چند سال بعد با جدا شدن بسیاری از اعضا، کانون «چاووش» رو به منهل شدن رفت و نهایتا به دلیل وجود اختلافاتی میان اعضا در در سال ۱۳۶۳ تعطیل شد. آخرین کنسرت تعدادی از اعضای کانون در سال ۱۳۶۷ با آهنگسازی حسین علیزاده و آواز شهرام ناظری در تالار وحدت روی صحنه رفت.

    گروه دستان

    «دستان» یکی دیگر از گروه‌های قدیمی موسیقی ایرانی است که در سال ۱۳۷۰ توسط حمید متبسم تشکیل شد. گروه «دستان» یکی از موفق‌ترین گروه‌های ایرانی طی دو دهه اخیر است. اعضای گروه «دستان» همواره به موسیقی‌سازی و گروه‌نوازی که (در آن سال‌ها آنطور که باید مورد توجه نبود) بهای بسیاری می‌داد و تلاش می‌کرد با حفظ جایگاه هر ساز ایرانی آثار با کیفیتی را تولید کند.

    سالار عقیلی، محمدعلی کیانی‌نژاد، مرتضی اعیان، کیهان کلهر، بیژن کامکار، پشنگ کامکار و اردشیر کامکار هنرمندانی هستند که با گروه «دستان» همکاری کرده‌اند و از اعضای دیگر این گروه می‌توان به حمید متبسم (نوازنده تار و سه‌تار)، حسن بهروزی‌نیا (نوازنده بربت)، سعید فرج‌پوری (نوازنده کمانچه)، پژمان حدادی (نوازنده تنبک و سازهای کوبه‌ای) و بهنام سامانی (نوازنده سازهای کوبه‌ای) اشاره کرد.

    گروه «دستان» در سال‌های گذشته کنسرت‌های داخلی و خارجی متعددی را برگزار کرده و به گفته کارشناسان در معرفی موسیقی ایرانی به اهالی دیگر کشورها نقش موثری داشته است.

    گروه شمس یا همان تنبور شمس

     «شمس» یکی دیگر از گروه‌های هنری است که توسط کیخسرو پورناظری (آهنگساز، موسیقی‌دان و نوازنده تنبور) در سال ۱۳۵۹ تاسیس شده است. شهرام ناظری، سیدخلیل عالی‌نژاد، علی‌اکبر مرادی و گل‌نظر عزیزی برخی از هنرمندانی هستند که در بدو تاسیس با کیخسرو پورناظری، همکاری کرده‌اند. حمیدرضا نوربخش و بیژن کامکار در مقطعی خوانندگان گروه «شمس» بوده‌اند. تهمورس و سهراب پورناظری نیز هنرمندانی هستند که طی سال‌های اخیر با گروه «شمس» همکاری کرده‌اند.

    تیم فعلی گروه «شمس» به سرپرستی کیخسرو پورناظری

    کیخسرو پورناظری با توجه به شناختی که از موسیقی نواحی منطقه کرمانشاه و ساز تنبور داشت، طی همراهی اعضای گروهش در مقطعی که اغلب مردم شناختی از ساز تنبور نداشتند و موسیقی مقامی را نمی‌شناختند، در جهت معرفی و شهری کردن این ساز نقش بسزایی داشت و پس از او هنرمندان دیگر بخصوص سیدخلیل عالی‌نژاد مسیر پیموده شده توسط او را ادامه دادند.

    آلبوم‌های «صدای سخن عشق»، «حیرانی» و«مطرب مهتاب رو»  با صدای شهرام ناظری، «پنهان چو دل» باصدای حمیدرضا نوربخش، «افسانه تنبور» با صدای بیژن کامکار، «بر سماع تنبور» با صدای علیرضا قربانی آثاری هستند که توسط گروه «شمس» یا «تنبور شمس» منتشر شده‌اند. گروه «شمس» در زمینه برگزاری کنسرت‌های داخلی و خارجی نیز فعال بوده است.

    کیخسرو پورناظری از دهه هفتاد به اتفاق فرزندانش، تهمورس و سهراب تحولی جدی‌تر در گروه شمس را کلید زد که حاصل آن اجرای بیش از ۳۰۰ کنسرت در داخل و خارج از ایران بود.

    گروه باباطاهر

    گروه «باباطاهر» به سرپرستی سیدخلیل عالی‌نژاد در اواسط دهه هفتاد تشکیل شد.

    سیدخلیل عالی‌نژاد که در اوائل دهه شصت به گروه تنبور«شمس» پیوسته بود در اوائل دهه هفتاد، گروه «باباطاهر» را تاسیس کرد و اعضای آن را از میان نوازندگان کاربلد انتخاب نمود. به جز عالی‌نژاد که خواننده گروه محسوب می‌شد، کامبیز محیط مافی (رهبر گروه و نوازنده تنبور)، سید فریبرز ابراهیمی، سیاوش اشرفی، ایرج گردکانی، تورج علیون(نوازندگان تنبور) محمد شجاعی (نوازنده نی)، مریم جوادی‌مهر (نوازنده بربط) و مریم قلیج افشار (نوازنده دف) در گروه «باباطاهر» حضور داشتند.

    عالی‌نژاد به اتفاق اعضای گروهش آثار متعددی را در جشنواره‌ها و کنسرت‌ها به مخاطبان ارائه کردند. گروه «باباطاهر» در سال ۱۳۷۵ در اجلاس هنرهای دینی به اجرای آثار خود پرداختند و ویدئوی آن اجرا «زمزمه قلندری» نام گرفت و سود حاصل از فروش آن صرف امور خیریه شد. گروه «بابا طاهر» پس از مرگ عالی‌نژاد در سال ۱۳۸۱ منحل شد اما آثار با ارزشی از اعضای آن به‌جا مانده است.

    گروه شیدا

    محمدرضا لطفی سال‌ها پیش از تاسیس کانون چاووش گروهی را تشکیل داده بود که «شیدا» نام نداشت اما بعدها مانند گروه «عارف» از دل کانون چاووش بیرون آمد.

    لطفی در سال ۱۳۵۱ با همکاری درویش رضا منظمی، حسن عمومی و ناصر فرهنگ‌فر، آن گروه را پایه‌ریزی کرد و سپس از سال ۱۳۵۳ فعالیت رسمی خود را طی همکاری با هوشنگ ابتهاج در رادیو ایران آغاز کرد. اعضای این گروه  که بعدها «شیدا» نام گرفت،‌ در ابتدای همکاری خود با رادیو، به بازسازی آثار گذشته پرداختند و یک سال بعد در جشن هنر شیراز نخستین اجرای صحنه‌ای‌شان را تجربه کردند. می‌توان گفت، فعالیت رسمی گروه «شیدا» با همان اعضای قبلی پس از واقعه ۱۷ شهریور در سال ۱۳۵۷ و استغفای دسته‌جمعی هنرمندان شکل گرفت. یعنی پس از تشکیل کانون «چاووش» بود که گروه «شیدا» تشکیل شد. فعالیت گروه «شیدا» مانند دیگر گروه‌ها پس از مقطعی متوقف شد و پس از آن محمدرضا لطفی ایران را ترک کرد. اما پس از بازگشتش در سال ۱۳۸۷ فعالیت‌های مجدد را از سر گرفت و بازهم گروه «شیدا» را تشکیل داد. او به اتفاق اعضای گروهش آثار متعددی را تولید کردند و به روی صحنه بردند اما کیفیت آن آثار مانند کارهای قبلی گروه «شیدا» نبود و آن موفقیت‌های قبلی دیگر توسط محمدرضا لطفی و اعضای گروهش تکرار نشد.

    عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، فرخ مظهری، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری، مجید درخشانی، جمال سماواتی و ارژنگ کامکار اعضای قبلی گروه شیدا بودند و فرخ مظهری، مازیار شاهی، محمد معتمدی و حمید سکوتی برخی از افرادی هستند که در سال‌های آخر گروه «شیدا» با لطفی همراه بودند.

    گروه کامکارها

    خانواده کامکارها یا به بیان بهتر فرزندان استاد حسن کامکار (موسیقیدان موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازنده ویولن اهل کردستان) اعضای تشکیل دهنده گروه موسیقی کردی «کامکارها» هستند. گروه «کامکارها» یکی از قدیمی‌ترین گروه‌های موسیقی ایرانی است و در زمان حیات حسن کامکار تشکیل شده است.

    خانواده کامکارها

    نخستین اجرای گروه «کامکارها» به سال ۱۳۴۴ بازمی‌گردد. گروه «کامکارها» به سرپرستی حسن کامکار در آن سال با حضور قشنگ کامکار (خواننده)، پشنگ کامکار (نوازنده سنتور)، ارژنگ کامکار (نوازنده جاز)، هوشنگ و بیژن کامکار (نوازنده آکاردئون) روی صحنه رفت. در آن مقطع اردشیر و ارسلان (دیگر فرزندان حسن کامکار) هنوز در سنین کودکی بودند و در سال ۱۳۴۹ بود که همراه با دیگر اعضای خانواده روی صحنه رفتند. حسن کامکار در سال ۱۳۷۱ در حالی که ۶۹ ساله بود دارفانی را وداع گفت اما فرزندانش گروه خانوادگی‌شان را حفظ کردند و طی سال‌ها و دهه‌های گذشته آثار متعددی را تولید کردند و روی صحنه بردند. گروه «کامکارها» در حال حاضر نسبت به گذشته فعالیت‌های کمی دارد و کنسرت‌های زیادی برگزار نمی‌کند.

    گروه عارف

    پرویز مشکاتیان (موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازنده سنتور) در سال ۱۳۵۶ گروهی را تشکیل داد و نام آن را «عارف» گذاشت. گروه «عارف» نیز مانند گروه «شیدا» پس از تشکیل کانون چاووش شکل گرفت. این گروه با وجود عمر کوتاهش یکی از تاثیرگذارترین گروه‌های تاریخ موسیقی ماست و افراد مطرحی در آن حضور داشته‌اند.

    گروه «عارف» با آن که تا اواسط دهه هشتاد پابرجا بود اما مانند دیگر گروه‌های مشابه عمر مفید زیادی نداشت. پرویز مشکاتیان در سال‌های آخر حیاتش با وجود استفاده از نوازندگان و خوانندگان مطرح نتوانست موفقیت‌های پیشین را تکرار کند.

    محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر، محمدعلی کیانی‌نژاد، حسین علیزاده، درویش رضا منظمی، عبدالنقی افشارنیا، حسین فرهادپور، علیرضا افتخاری، جمشید عندلیبی، فرخ مظهری، اردشیر کامکار، محمد فیروزی، حمید متبسم، حسین بهروزی‌نیا، بیژن کامکار، ارژنگ کامکار، مازیار شاهی، سیامک آقایی، بهداد بابایی، محمدرضا رستمیان، بهرام ساعد، نوید دهقان، کیوان ساکت، حمیدرضا نوربخش و جمشید محبی هنرمندانی هستند که در گروه «عارف» حضور داشته‌اند.

    آلبوم‌های «نوا» و «دستان» با صدای محمدرضا شجریان، «افشاری مرکب»، «مژده بهار» و «افق مهر» با صدای ایرج بسطامی، «لاله بهار» با صدا شهرام ناظری و «ققنوس» با صدای حمیدرضا نوربخش برخی از آلبوم‌هایی هستند که توسط گروه «شیدا» تولید شده‌اند.

    البته باید گفت اعضای گروه‌های «عارف» به جز کنسرت‌هایی که با خوانندگان و نوازندگان مطرح روی صحنه برند، در مقطعی طی همکاری با گروه «شیدا» و اعضای کانون «چاووش» آثار مختلفی را تولید کردند و برخی از آلبوم‌های مجموعه «چاووش» حاصل این همکاری‌هاست.

    ۲۴۱۲۴۱

  • مروری بر آثار ایرج اسکندری در آرت سنتر/«کهن الگوها» به شیرین رسید

    مروری بر آثار ایرج اسکندری در آرت سنتر/«کهن الگوها» به شیرین رسید

    به گزارش خبرنگار مهر، نیمه آذر که مصادف با سومین آدینه این ماه است، برنامه های افتتاحیه متعددی در گالری های پایتخت برقرار خواهد بود. همچنین نمایشگاه عکس هشتمین دوره «۱۰ روز با عکاسان ایران» و نمایشگاه نقاشی های نصرت الله مسلمیان از جمله نمایشگاه هایی هستند که همچنان ادامه خواهند داشت. در ادامه، برنامه افتتاحیه برخی نمایشگاه‌های هنری جمعه ۱۵ آذرماه را برمی‌شمریم.

    گالری شمیس

    نمایشگاه گروهی کارتون و کاریکاتور «طنزیم» به سرپرستی گالری شمیس و با همکاری هم استودیو، جمعه ۱۵ آذر ساعت ۱۶ در گالری شمیس به آدرس فرمانیه، بلوار اندرزگو، بعد از سلیمی شمالی، کوچه دانیالی، پلاک ۸ افتتاح می‌شود.

    در این نمایشگاه آثاری از کامبیز درمبخش، ثنا حسین‌پور، علی جهانشاهی، احمد عربانی ، جمال رحمتی، علی رادمند، داوود کاظمی، حسن کریم‌زاده، علی میرایی، بهمن عبدی، جواد علیزاده، آرمان داوودی و هادی حیدری به نمایش گذاشته می‌شود.

    گالری شیرین

    گالری شماره ۱

    نمایشگاه انفرادی نقاشی فروغ ریحانی با عنوان «کهن الگوها» از جمعه ۱۵ آذرماه در گالری شیرین به نشانی خیابان کریمخان‌زند، خیابان سنایی، کوچه‌ی سیزدهم، پلاک ۵ گشایش می یابد. در استیتمنت این نمایشگاه به قلم محمد شریفی آمده است: «کهن الگوها» الگوهای تکرار شونده‌ای هستند که از دیرباز در افسانه‌ها و اسطوره‌های ملل مختلف به صورت‌های گوناگون جلوه‌گر می‌شوند. کهن الگوها همان‌قدر پرشمار و پر تنوع‌اند که وضعیتهای بشری. به عقیده یونگ این کهن الگوها در ناخودآگاه جمعی ما حضور دارند و مدام به اشکال گوناگون در زندگی ما تکرار می‌شوند. شناخت این کهن الگوها و جلوه‌های اساطیری و افسانه‌ای آنها راهی به اعماق وجودمان می‌گشاید و می‌تواند یاری‌گر ما در شناخت درونمان باشد.

    گالری شماره ۲

    نمایشگاه مروری بر تاپستری شهرزاد غروی از ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۸ نیز در همین آدینه در گالری شماره ۲ شیرین افتتاح خواهد شد.

    گالری AG

    نمایشگاه انفرادی عکس آگاتا گژیبووسکا با عنوان «۹ دروازه بی بازگشت» از جمعه ۱۵ آذرماه در گالری AG به نشانی خیابان کریم‌خان زند، خیابان عضدی جنوبی، پلاک ۴۳ آغاز به کار می کند. روز یکشنبه ۱۷ آذر نیز جلسه گفتگوی هنرمند با منتقد و مترجم لهستانی الکساندرا شیم‌. چیک در گالری برپا خواهد شد.

    در استیتمنت این نمایشگاه آمده است: «رشته کوه‌ های «بیشچادی» در جنوب شرقی لهستان قرار دارد، جایی که جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ به پایان نرسید. به دلیل انبوه مجدد اسکانِ مربوط به تغییر مرزهای لهستان، بسیاری از مردم وادار به جابه‌.جایی محل زندگی خود شدند. تخمین زده می شود که در لهستان میان جنگ (جمهوری دوم لهستان)، پنج میلیون اوکراینی سکونت داشته اند که از این تعداد بیش از هفتصدهزار نفر در مرزهای جدید لهستان پس از جنگ باقی ماندند. اولین اقدام اسکان مجدد بین سال های ۱۹۴۴-۱۹۴۶ شکل گرفت و چهارصد و هشتاد هزار اوکراینی به سرزمین‌.های اتحاد جماهیر شوروی اخراج شدند. در اقدام دوم (۱۹۵۰-۱۹۴۷) که باعنوان «ویستولا» شناخته شده است، صد و چهل هزار نفر دیگر نیز جابجا شدند. روستاهای متروکه، خانه­ها و کنیسه­ها سوزانده و کلیساهای ارتدوکس غارت و تخریب شدند. پنج قرن از تاریخ لهستانی-روسی-یهودی «بیشچادی» درحال از بین رفتن بود.  به دلیل این خلع، در دهه ۱۹۵۰ «بیشچادی» تبدیل به یک سرزمین اسطوره‌.­ای از آزادی و رهایی شد. این کوه­ ها گریزگاه بودند، پناهگاهی دور برای بیگانه‌.ها، فراریان و تبعیدی­‌.هایی که آن­جا را برای روبرو شدن با خود و فرار از زندگی خفه کننده انتخاب کردند.

    شخصیت‌های اصلی عکس های من بین دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۸۰ وارد «بیشتادی» شدند. هرکدام به دلایل مختلف به کوه‌ ها آمده بودند و هیچگاه آن‌جا را ترک نکردند. آن­ها تنهایی در کوه ها را انخاب کردند؛ با فرار از زندگی گذشته ­شان «هویت» جدیدی را از اول ساختند. تجربه مشترک و نقطه عطف شخصیت های من، تَرک و کناره‌.گیری از چیزی یا کسی است. آنها زندگی گذشته‌.­ی خود را رها کرده تا تنها باشند و درک مشترک خاصی از آزادی دارند، آزادی که خواستار و نیازمندِ ایثار است و در عین حال سازنده. افرادی که من با آنها ملاقات و گفتگو کردم با طبیعت روبرو شده‌ وتغییر کرده اند؛ دستان آنها در اثر کار بدنی آسیب دیده است.

    روند روز آنها با ریتم روزهای شهر کاملا متفاوت است. برای آنها ریتم شهر مترادف با آسودگی و ملالت است. کوه‌ها سخت گیرند و عزم قاطع دارند و جایی برای افراد ضعیف که از تمدن منحرف شده اند، ندارند. شخصیت های من در تنهایی زندگی می کنند، اغلب بدون برق و آب جاری، آنها پیشرفت و آسایش شهری را رها کرده اند. تمدن چیزی به ما می دهد، ولی چیزی را هم از ما می‌گیرد. فروید می گوید این امر مبتنی بر رد غرایز است و زیگمونت باومن می افزاید: که در جهان پسامدرن سود و زیان مکان های خود را با یکدیگر عوض کرده اند. انسان‌.های پست مدرن امنیت خود را به نام افزایش فرصتها – یا امیدها – برای سعادت قربانی کرده اند.

    تنهایی چیست؟ عواقب دور شدن از زندگی گذشته چیست؟ چرا شخصی آگاهانه تنهایی را برمی‌گزیند؟»

    گالری کاما

    نمایشگاه نقاشی امیر فاضلیان با عنوان «ر ژ» از ۱۵ تا ۲۲ آذر ماه در گالری کاما به نشانی خیابان پاسداران، گلستان دهم پلاک ۴۴ طبقه دوم برگزار می‌شود در این نمایشگاه ۱۵ اثر نقاشی از این هنرمند که با تکنیک  آکریلیک، آب مرکب و گواش خلق شده اند برای نخستین بار به نمایش در می آید.

    گالری آ

    مریم‌ مزروعی عکس‌ سفرهای خود به افغانستان را در نمایشگاهی با عنوان «کابل در عمق میدان» از جمعه ۱۵ آذرماه در گالری آ واقع در خیابان کریمخان زند، ابتدای عضدی (آبان جنوبی)، کوچه ارشد، شماره ۷ به نمایش می‌گذارد.

    این عکاس اجتماعی که تاکنون نمایشگاهی از شهر موصل در زمانی که در تصرف داعش بود، برگزار کرده در نمایشگاه جدیدش زندگی روزمره افغانستانی‌ها را به تصویر درآورده است. او ۲۳ قطعه عکس خیابانی از کابل را در این نمایشگاه روی دیوار می برد.

    همچنین نمایشگاه آثار فرید بیان با عنوان «وقفه» نیز در همین روز در گالری آ گشایش می یابد.

    گالری راه ابریشم

    نمایشگاه گروهی عکس «چشم‌اندازهای پیش‌رو» به کیوریتوری مهدی وثوق نیا از روز جمعه ۱۵ آذر در گالری راه ابریشم به نشانی بلوار کشاورز، بین وصال شیرازی و قدس، ساختمان تکنو آجر، پلاک ۲۱۰ گشایش می یابد.

    در استیتمنت نمایشگاه به قلم کیوریتور آمده است: «چشم اندازهای پیشرو» مجموعه ای از آثار عکاسان جوانی است که با نگاهی انتقادی به ثبت مناظر تغییریافته امروز ایران پرداخته اند. مستندسازی مناظر در تاریخ عکاسی ایران سابقه ای دیرینه دارد اما روند سریع دگرگونی ها و جدی شدن موضوعات زیست محیطی عکاسان زیادی را بر آن داشته تا به صورت خودانگیخته به ثبت این چشم اندازهای ناپایدار بپردازند. ساخت و سازهای گسترده، حضور سازه های فلزی و بتنی در دل طبیعت، تخریب کوه ها، انباشت زباله های شهری و حضور اشیای غریب و بی هویت تنها بخشی از موضوعاتی هستند که عکاسان حاضر در نمایشگاه ثبت کرده اند.

    ۹۹ اثر این نمایشگاه از میان آثار ۴۰ عکاس از نقاط گوناگون ایران طی یک سال گذشته انتخاب و گردآوری شده است. عکاسانی که نگاهشان با دغدغه ای شخصی و اصیل به بازنمایی تأثیر انسان بر چشم اندازها و تغییرات آن در دهه اخیر معطوف بوده است. با توجه به نمایشگاه تأثیرگذار زمین نگاری نو در دهه ۷۰ میلادی در آمریکا می توان سویه های روشنی از سنت های دیداری زمین نگاران نو را در آثار این نمایشگاه مشاهده کرد. باید توجه داشت که عکس های این مجموعه اسنادی ارزشمند از چشم اندازهای در شرف ویرانی هستند که در میانه یک تغییر امکان ثبت یافته اند.

    هدف نخست از گردآوری این آثار، واکاوی دیداری مناظر ایران و نمایش بخش کوچکی از ناگواری هایی بوده که همواره انکار شده و یا کوچک شمرده شده اند. از این رو نظر به گستردگی موضوع و توجه به این نکته که عکاسی از چشماندازهای دستکاری شده در ایران سال های آغازین خود را سپری می کند، این نمایشگاه گامی کوچک در جهت شناسایی و معرفی رویکردی نو و فراگیر در عکاسی منظره است که پیش از این به شکل پراکنده در آثار عکاسان دهه های پیشین ایران نیز قابل ردیابی بوده است.»

    گالری آریانا

    نمایشگاه آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی با عنوان «الفقیر غلامرضا» از جمعه ۱۵ آذرماه به مدت سه روز در گالری آریانا به نشانی الهیه، انتهای خیابان مریم شرقی، ابتدای خیابان فرشته (شهید فیاضی)، شماره ۹ افتتاح می شود.

    در روز افتتاحیه همچنین کتابی نفیس از آثار میرزا غلامرضا اصفهانی که توسط مظفر بختیار طی ۴۰ سال گردآوری شده است، رونمایی خواهد شد که ارزش این کتاب نیز یک میلیون و ۸۵۰ هزار تومان است.

    در استیتمنت این نمایشگاه آمده است: «چنان‌چه ملتی میراثی برای عرضه در بازار جهانی نداشته باشد، لاجرم چاره‌ای جز پذیرش فرهنگ‌های مختلف نخواهد داشت و هویتی تکه پاره می‌یابد. با علم به این موضوع در مسیر پاسداشت میراث فرهنگی مکتوب و در چارچوب رسالت اجتماعی که بر خود فرض دانسته‌ایم تلاش می‌کنیم تا گام‌هایی کوچک اما مستحکم و ماندگار برداریم. در همین راستا مفتخریم که توانسته‌ایم مجموعه‌ای از آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی را پس از بیست سال ممارست، همراهی، و همکاری با نامداران این عرصه منتشر کنیم. این نمایشگاه گوشه‌ای از آثار منتشر شده را نمایش می‌دهد.»

    گالری آرت سنتر

    نمایشگاه مروری بر آثار ایرج اسکندری، در آدینه پیش رو در گالری آرت سنتر واقع در بلوار اندرزگو، سلیمی شمالی، پلاک ۱۴۵، باغ انجمن خوشنویسان افتتاح می شود.

    در متن استیتمنت این نمایشگاه آمده است: «نقاشی مدرن در ایران با دگرگونی نگرش به سنت، تولدی دیگر آغاز کرد. سنت هم‌چون چارچوبی از پیش نهاده، خلاقیت فردی را بر نمی‌تافت. تولد سوژه خودفرمان، مستلزم گذار از انگاره کلیتِ سنت، تمرکززدایی از آن، نفی حاکمیت آن بر همه جنبه‌های زیستِ هنری، و سرانجام درک سنت چونان گفتمان بود.

    درک سنت هم‌چون گفتمان، نه تنها شیوه شکل‌گیری، بل سازه‌های درونی آن را در ستیز با یک‌دیگر آشکار می‌کند. از این دیدگاه، سنت هم شکل‌دهنده است و هم شکل‌پذیر؛ هم سازنده است و هم دربردارنده نیروی ویران‌گر.

    سنت چونان گفتمان، هنگامی که نیروی ویران‌گر خود را برای ساختی دوباره آزاد می‌کند، مجالی فراهم می‌آورد که تجربه‌های فردی – برآمده از سنت‌های گوناگون – در نظمی دیگر از نو ساخت یابند، تا نوآوری در پیوند با ریشه‌ها، چهره گشاید. دو رویه نگرش به سنت، بازبسته یک‌دیگرند. تولد نقاشی مدرن ایران تنها آن لحظه‌ای نبود که نخستین هنرمند به شکستن سنت و درکی دگرگونه از آن دست یافت، بل این لحظه هنگامی فرا رسید که نخستین بیننده، با آگاهی از کارکرد نیروهای شکل‌دهنده و شکل‌پذیرنده سنت، در برابر پرده نقاشی بازایستاد و دریافت که: جور دیگر باید دید.»

    گالری گویا

    نمایشگاه آثار هنرمندان پیشکسوت نقاشی خط با عنوان «دلنوازان» روز جمعه ۱۵ آذرماه در گالری گویا برگزار می شود.

    در این نمایشگاه آثاری از نصرالله افجه ای، عنایت الله نظری نوری، محمد احصایی، جلیل رسولی، حسین کاشیان، محمود زنده رودی، اسدالله کیانی، مهدی فلاح، جواد بختیاری، داوود حیدری، علی شیرازی، اسرافیل شیرچی، صداقت جباری، خلیل کوئیکی، رضا رینه ای، عین الدین صادق زاده، حمیدرضا قلیچ خانی، احمد آریامنش، احمد مازادی، شمس الله ساعدی، الهیار خوشبختی و محسن دایی نبی به نمایش گذاشته می شود.

  • کارگردانان، علی حاتمی را الگوی خود قرار دهند

    کارگردانان، علی حاتمی را الگوی خود قرار دهند

    تا آن زمان من علی حاتمی را فقط به سبب فیلم‌ها و سریال‌هایی مثل «حسن کچل»، «افسانه‌های مولوی»، «هزار دستان» و… می‌شناختم و می‌دانستم آثار بسیار خوبی می‌سازد اما تا آن وفت با او هیچ همکاری نداشتم. یک روز علی حاتمی با من تماس گرفت و من را به دفترش دعوت کرد، من هم با افتخار این کار را پذیرفتم. درباره موسیقی فیلم هم تنها یک‌بار با یکدیگر صحبت کردیم. او نظرش را برای ساخت موسیقی فیلم گفت و دیگر هیچ دخالتی در کار نکرد و مسئولیت آهنگسازی را به من سپرد. من از همین اخلاق او خوشم آمد و معتقدم دیگر کارگردانان هم باید علی حاتمی را الگوی خود قرار دهند. بسیاری از کارگردانان هستند که دائم در مورد کار اظهار نظر می‌کنند و دست آهنگساز را بسته نگه می‌دارند که علی حاتمی این‌گونه نبود. اگر موسیقی فیلم «مادر» مورد استقبال قرار گرفت به این دلیل بود که علی حاتمی دست من را باز گذاشت و اجازه داد من به تناسب فیلم، آهنگ را بسازم.

    علی حاتمی ابتدا فیلمنامه را به من داد تا آن را بخوانم و روی آن آهنگسازی کنم اما چون نتوانستم به‌خوبی با فیلمنامه ارتباط برقرار و فضاسازی کنم، فیلم را به من نشان دادند؛ فیلمی که حتی دیالوگ هم نداشت و یکی از عوامل، دیالوگ هر بازیگر را به من می‌گفت.

    علی حاتمی متفاوت بود و همین تفاوت او است که باعث شده «مادر» یک فیلم ماندگار شود، علی حاتمی، نه تنها فیلم‌هایش ماندگار شد، بلکه خودش هم به عنوان یک کارگردان با تجربه و موفق همیشه در ذهن مردم ماندگار خواهد ماند.

    علی حاتمی را تنها همان یک‌بار در دفترش ملاقات کردم اما همان یکبار بیانگر همه چیز بود؛ او یک مرد جا اُفتاده و متواضع بود و زمانی که درباره سینما و تئاتر صحبت می‌کرد مشخص بود از هنر واقعی خبر دارد، به عبارتی علی حاتمی معنی هنر واقعی و اصیل را می‌دانست و شناختش نسبت به مسائل بسیار بالا بود. همین هم یک دلیل مضاعف شد تا مطمئن شوم قبول کردن این همکاری یک کار درست است.

    علی حاتمی تنها یک کارگردان نبود، بلکه یک انسان بزرگ و هنرمندی بود که مانند او کم‌تر متولد شده است، او با فیلم‌هایش همیشه در ذهن مردم زنده خواهد ماند. روحش شاد.

    *یادداشت شفاهی به مناسبت ۱۴ آذر، سالگرد درگذشت علی حاتمی

    ۵۷۲۴۵

  • نقاشی‌های امیر فاضلیان در گالری «کاما» روی دیوار می‌رود

    نقاشی‌های امیر فاضلیان در گالری «کاما» روی دیوار می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی گالری کاما، نمایشگاه نقاشی امیر فاضلیان با عنوان «ر ژ» از ۱۵ تا ۲۲ آذر ماه در گالری کاما برگزار می‌شود در این نمایشگاه ۱۵ اثر نقاشی از این هنرمند که با تکنیک  آکریلیک، آب مرکب و گواش خلق شده اند برای نخستین بار به نمایش در می آید.

    امیر فاضلیان درباره عنوان نمایشگاه گفت: «ر ژ»  یک نام آواست. آوایی که یاداور رژه ی سربازان از هر ملیتی است. نمایشی از قدرت نظامی هر کشوری که با توجه داشتن ریتم منحصر بفرد خودش برای من زیبایی شناسی منحصر بفردی را تداعی می کند.

    نمایشگاه نقاشی «امیر فاضلیان» از تاریخ ۱۵ تا ۲۲ آذر ماه در گالری کاما برگزار می‌شود علاقمندان برای بازدید از این نمایشگاه می توانند به خیابان پاسداران، گلستان دهم پلاک ۴۴ طبقه دوم مراجعه کنند.

  • صفورا فدایی تندیس سالانه «مجسمه‌های کوچک» را از آن خود کرد

    صفورا فدایی تندیس سالانه «مجسمه‌های کوچک» را از آن خود کرد

    به  گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن هنرمندان مجسمه ساز ایران، سعید شهلاپور در مراسم پایانی یازدهمین نمایشگاه سالانه «مجسمه‌های کوچک» به ضرورت ببین المللی شدن این نمایشگاه تاکید کرد و گفت: نمایشگاه مجسمه های کوچک یکی از مهم ترین رویدادهای انجمن هنرمندان مجسمه ساز ایران است و با بین المللی شدن این رویداد می‌توان شرایطی را فراهم کرد تا همزمان چند گالری برای برپایی این نمایشگاه با انجمن هنرمندان مجسمه ساز ایران همکاری کنند.

    وی توضیح داد: باید شرایط شرکت  دردوسالانه ملی مجسمه‌سازی آسان تر شود و در این رویداد امکان دیده شدن همه اعضای خانواده مجسمه سازی فراهم شود و در نهایت در داوری ها سخت گیر باشیم وبرای برگزیدگان هر دوره این امکان را فراهم کنیم که در تیم اجرایی دوره آتی باشند تا ضمن تجربه اندوزی، فرصتی را فراهم کنیم که فاصله میان نسل ها کمتر شود. به نظرم هیچ نمایشگاهی نباید بخش مدعو داشته باشد. درنمایشگاه هایی که اعضای هیات داوران و اجرایی امکان شرکت ندارند، باید امکان نمایش آثارشان را فارغ از داوری فراهم کرد. وقتی از هنرمندان صاحب سبک یا پیشکسوت در بخش مدعو نمایشگاهی دعوت می‌شود، آن ها نیز نباید نظر خود را به تیم اجرایی نمایشگاه تحمیل کنند و بخواهند با این روش هنرمندان دیگری را نیز به لیست هنرمندان مدعو یک نمایشگاه اضافه کنند.

    شهلاپور درباره فراخوان نمایشگاه «مجسمه های کوچک» گفت: به نظرم باید فراخوان های نمایشگاه ها را خیلی زودتر منتشر کنیم و همین امروز که نمایشگاه مجسمه های کوچک به کار خود پایان می‌دهد، تیم اجرایی و دبیر دوازدهمین دوره مجسمه کوچک اعلام شود و متن فراخوان ها هوشمندانه نوشته شود و با یک فراخوان هوشمندانه می‌توان میزان خلاقیت هنرمندان را  افزایش داد.

    عباس مجیدی رئیس هیات مدیره انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران در سخنانی گفت: در برگزاری نمایشگاه مجسمه‌های کوچک تلاش کرده ایم به نیازهای روز هنرمندان نزدیک تر شویم و قدردان تمام کسانی هستیم که شرایطی را فراهم کردند تا این رویداد در گذر زمان تداوم پیدا کند. امیدواریم در آینده نزدیک شاهد بین المللی شدن این رویداد باشیم.

    وی درباره تغییر مکان و زمان برپایی این رویداد گفت: با تغییر اساسنامه و تغییر هیات مدیره انجمن، شرایطی فراهم شد تا در برگزاری نمایشگاه کوچک تاخیری بوجود آید اما امیدواریم دوباره زمان برگزاری این رویداد در تقویم انجمن هنرمندان مجسمه سازان ایران تثبیت شود.

    بهداد لاهوتی یکی از اعضای هیات داوران نمایشگاه مجسمه های کوچک که چندین دوره نیز به عنوان دبیر این رویداد را همراهی کرده، با اشاره به پیشینه برگزاری این نمایشگاه گفت: به عنوان یکی از اعضای هیات داوران به برخی از موادری که در فراخوان این رویداد منتشر شده بود نقد دارم اما با این همه معتقدم نمایشگاه یازدهمین دوره مجسمه های کوچک از کیفیت بالایی برخوردار بود.

    وی افزود: من مخالف برگزاری بخش مدعو هستم و با همه اصرارها حتی یک نام نیز برای شرکت در این بخش به تیم برگزاری نمایشگاه ندادم. با این که در داوری سخت گرفتیم اما برخی از آثار نباید به نمایشگاه راه پیدا می‌کردند، چون کیفیت نمایشگاه را پایان آوردند.

    لاهوتی ادامه داد: در دوره های نخست ما حتی ماکت را به نمایشگاه راه می‌دادیم اما به مرور کیفیت آثار راه یافته به نمایشگاه بالا رفت و در این دوره ۴۳۸ اثراز ۲۴۷ هنرمند به دبیرخانه این رویداد ارسال شد و آثار در سه مرحله داوری شدند و در نهایت ۵۶ اثر از۴۵ هنرمند به نمایشگاه  راه پیدا کردند.

    هومن سلیمی دبیر یازدهمین نمایشگاه مجسمه های کوچک، پس از قرائت بیانیه نمایشگاه گفت: نمایشگاه مجسمه های کوچک سه دوره در گالری آران برگزار شد و زمانی که می‌خواستیم این رویداد را برگزار کنیم، گالری آران از ادامه همکاری با انجمن انصراف داد و چون می‌خواستیم تغییری در روند برگزاری این رویداد ایجاد کنیم، زمان برگزاری این رویداد به تعویق افتاد و نیمه دوم تیرماه فراخوان برگزاری رویداد را منتشر کردیم و هنرمندان زمان مناسبی برای خلق اثر در اختیار داشتند.

    سارا روحی صفت از اعضای کمیته نمایشگاهی انجمن هنرمندان مجسمه ساز گفت: با توجه به این که وظیفه انجمن فروش آثار نیست و خانه هنرمندان نیز در بخش فروش موفق عمل نمی کند، تصمیم گرفتیم برخلاف چند دوره ای که این نمایشگاه در خانه برگزار شد، این رویداد را در گالری های خصوصی برگزار کنیم تا بتوانیم در این بخش نیز موفق عمل کنیم.

    در بخش پایانی این رویداد از صفورا فدایی برگزیده این نمایشگاه با اهدای تندیسی که توسط سعید شهلا پور خلق شده بود تقدیر شد.

  • «کابل در عمق میدان» دیدنی شد/ یک نگاه متفاوت به مردم افغانستان

    «کابل در عمق میدان» دیدنی شد/ یک نگاه متفاوت به مردم افغانستان

    به گزارش خبرگزاری مهر ، مریم‌ مزروعی عکس‌ سفرهای خود به افغانستان را در نمایشگاهی با عنوان «کابل در عمق میدان» به نمایش می‌گذارد. این عکاس اجتماعی که تاکنون  نمایشگاهی از شهر موصل در زمانی که در تصرف داعش بود، برگزار کرده در نمایشگاه جدیدش زندگی روزمره افغانستانی‌ها را به تصویر درآورده است.

    به گفته مزروعی در «کابل در عمق میدان» تلاش شده، عکس‌هایی متفاوت با آنچه رسانه‌های رسمی نشان می دهند ارائه شود، این عکس ها با تصاویر غالبی که تنها نشان‌دهنده  جنگ و فقر و ویرانی در این منطقه جغرافیایی است نیز تفاوت دارد.

    این عکاس و روزنامه نگار، هدف از برگزاری نمایشگاه «کابل در عمق میدان» را نزدیک شدن بیشتر مردم  ایران و افغانستان به یکدیگر دانست و گفت: افغانستان در واقع بزرگترین متحد فرهنگی ماست. چرا که هر دو به یک زبان صحبت می‌کنیم و دارای یک خاستگاه فرهنگی و ادبی هستیم و  یکی از بهترین راه حل های رسیدن به صلح در منطقه ارتباط  و فهم بیشتر مردمان با یکدیگر است.

    این نمایشگاه که در آن ۲۳ قطعه عکس خیابانی از کابل  به نمایش درآمده است از ۱۵ تا ۲۵ آذر در گالری «آ» به نشانی کریم خان، ابتدای عضدی (آبان جنوبی)، کوچه ارشد، شماره ۷ برپا خواهد بود.

  • نمایش آثار دیده‌نشده میرزاغلامرضا/کتابی که تردیدها رابرطرف می‌کند

    نمایش آثار دیده‌نشده میرزاغلامرضا/کتابی که تردیدها رابرطرف می‌کند

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری نمایشگاه آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی و رونمایی از کتاب مجموعه آثار با حضور محمدرضا اصلانی، محمدعلی صحرانورد مدیر انتشارات کتابسرای نیک، زروان بختیار فرزند مرحوم میرزاغلامرضا اصفهانی و امیرحسین عبداللهی مدیر گالری آریانا عصر امروز سه‌شنبه ۱۲ آذرماه در خانه همایش برگزار شد.

    محمدرضا اصلانی که در این نشست به نمایندگی از انتشارات کتابسرای نیک و دوست قدیمی مرحوم مظفر بختیار سخن می‌گفت، در ابتدای نشست با اشاره به دوستی با مرحوم بختیار از سال ۶۴، بیان کرد: آثار میرزاغلامرضا اصفهانی که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته خواهد شد و کتابی که از مجموعه این آثار منتشر شده است، حاصل زحمات چندین ساله مرحوم بختیار و فرزندانش است. این آثار از گوشه و کنار جمع‌آوری شده است، چون میرزا غلامرضا آثار بسیاری دارد که جمع کردن آن‌ها بسیار سخت بود. مرحوم بختیار بسیار جستجو کرد تا آثار حتی دست چندم نیز مورد بررسی قرار دهد و نظارت دقیقی روی آنها داشت.

    وی بیان کرد: این کار تا آخرین لحظات حیات مظفر بختیار یعنی بالغ بر ۴۰ سال ادامه داشت و بعد از او نیز این کار برعهده دو فرزندش اورمزد و زروان قرار گرفت و اگر این دو نبودند این کار به سرانجام نمی‌رسید.

    اصلانی همچنین با تقدیر از صبوری مدیر انتشاراتی که این کتاب را چاپ کرده، توضیح داد: کمتر نشری وجود دارد که با وسواس و صبوری دکتر بختیار کنار بیاید و نشر کتابسرای نیک یا جیحون سابق این کار را به سرانجام رساند. دسترسی طولانی مدت مرحوم مظفر بختیار به کتابخانه دانشگاه تهران و دانشگاه‌های خارج کشور و وسواس علمی این محقق، به گونه‌ای بود که کار او را بسیار حرفه‌ای و دقیق می‌نمایاند. مرحوم بختیار، محققی ریزبافت بود نه محققی که سطحی کار کند.

    وی تاکید کرد: این کتاب، شک و تردیدهای موجود درباره آثار میرزاغلامرضا اصفهانی را از بین می‌برد.

    این مستندساز پیشکسوت در پاسخ به اینکه چرا فیلم مستندی با همراهی مرحوم بختیار درباره میرزا غلامرضا اصفهانی ساخته نشد، گفت: اتفاقا در زمان حیات مظفر بختیار، قرار گذاشته بودیم فیلم زندگینامه جزیی‌ از میرزاغلامرضا اصفهانی بسازیم، چراکه زندگی دراماتیکی داشته است. 

    وی بیان کرد: باید حیثیت فرهنگیِ هنر را به کشور برگردانیم و برای این منظور باید آثار و زندگینامه بزرگانی چون میرزاغلامرضا اصفهانی را جدی‌تر گرفت چراکه اینها گنجینه‌های ما هستند.

    امیرحسین عبداللهی مدیر گالری آریانا نیز درباره نمایشگاه گفت: نمایشگاه آثار خوشنویسی میرزاغلامرضا اصفهانی به بهانه رونمایی از کتاب نفیس این مجموعه جمعه ۱۵ آذرماه در گالری آریانا برپا خواهد شد. در این نمایشگاه ۸ اثر از میرزاغلامرضا اصفهانی و سه کتیبه از این هنرمند خوشنویس به نمایش گذاشته می‌شود. همچنین محمد احصایی، محمدرضا اصلانی و حسام‌الدین عتیقی کیوریتور نمایشگاه در مراسم افتتاح و رونمایی کناب سخنرانی خواهد داست.

    وی تاکید کرد: از آنجایی که آثار از مجموعه‌های شخصی به نمایش گذاشته خواهند شد، برای فروش نیستند. البته کتاب برای فروش است و ارزشگذاری که برای این کتاب نفیس انجام شده، مبلغ یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است در ۵۰۰ نسخه چاپ شده و قرار است ۱۰۰ نسخه از آن با جلد سوخته عرضه شود.

    محمدعلی صحرانورد مدیر انتشارات کتابسرای نیک نیز درباره تدوین این کتاب توضیح داد: از آنجایی مرحوم بختیار تمام وقت لازم را روی این کتاب گذاشت و تیمی که طی ۱۶ سال وقت گذاشتیم همه تلاش‌مان را کردیم که بهترین کار را ارائه دهیم. متاسفم امکانات چاپی در ایران به قدری نبود که این کتاب بهتر چاپ شود اما بهترین امکاناتی که در اختیار داشتیم، استفاده کردیم. طبیعتا این امکانات هم هزینه دارد و امیدوارم این کار آغازی باشد تا در آینده کارهای بیشتری برای دیگر هنرمندان انجام شود.

    زروان بختیار فرزند مرحوم بختیار درباره زمان تدوین این کتاب گفت: این کتاب حاصل عمر پدرم است و اینکه از کجا شروع کرده است، واقعا به خاطر ندارم. البته پدرم قصد کار روی آثار دیگر هنرمندان نیز داشت اما متاسفانه اجل مهلتش نداد. محتوای کتاب در زمانی که پدر در قید حیات بودند نهایی شد و من و برادرم تنها به مسایل فنی کتاب پرداختیم.

    وی با اشاره به اینکه بالغ بر ۲۷۰ اثر از آثار میرزاغلامرضا اصفهانی در کتاب چاپ شده است، تاکید کرد: به جرات می‌توانم بگویم کتاب آثار میرزا غلامرضا اصفهانی می‌تواند به عنوان مرجعی برای بررسی آثارشان در اختیار قرار گیرد.

    امیرحسین زندی نیز درباره نمایش این آثار در گالری آریانا که بیشتر هنر مدرن به نمایش می‌گذارد، گفت: از آنجایی که بزرگترین کار میرزاغلامرضا اصفهانی از نظر ابعاد در مجموعه شخصی خانواده عبداللهی مدیر گالری آریانا قرار دارد، به همین دلیل قرار شد آثار دیگر نیز در این گالری به نمایش درآیند.

    مدیر گالری آریانا در پایان، در این باره گفت: درست است گالری‌ها بر اساس آثار و سبک هنری که نمایش می‌دهند کار می‌کنند اما فرصت‌هایی مثل این فرصت را قطعا از دست نمی‌دهیم.

  • مسئولان از موسیقی سنتی حمایت کنند/ ضرورت هدایت جریان هنر در جامعه

    مسئولان از موسیقی سنتی حمایت کنند/ ضرورت هدایت جریان هنر در جامعه

    حسین پرنیا در گفتگو با خبرنگار مهر، بابیان اینکه اگر مسئولان نتوانند جریان و مسیر رودخانه هنر را به خوبی هدایت کنند یقینا به بی‌راهه خواهیم رفت، اضافه کرد: این مسیر باید جریان یابد و بگذاریم هنر و زیبایی در جامعه نمایان و آشکار باشد.
    وی اضافه کرد: زمانی هنر در جامعه جاری و ساری شود زندگی مردم نیز رنگ و بوی آرامش می‌گیرد و جامعه‌ای که هنر از آن گریخته و ممیزی شده باشد رو به پلیدی و زشتی‌ها خواهد آورد زیرا مؤلفه هنر زیبای محسوب می‌شود و این بخش مهم دست سیاست‌گذاران عرصه هنر و فرهنگ است.
    زبان موسیقی قابل تفکر و اندیشیدن
    آهنگساز و پیشکسوت موسیقی سنتی بابیان اینکه باید به موسیقی نظر ذومراتب(دارای مرتبت موسیقایی) داشته باشیم، گفت: موسیقی تنها زبانی است که شامل انسان، نباتات، محیط کره خاکی و کهکشان می‌شود.
    پرنیا ضمن بیان اینکه زبان موسیقی قابل تفکر و اندیشیدن با تمام اشیا و قالب‌هایی که خالق آن‌ها این زبان را ایجاد کرده است، تصریح کرد: نیازمند این زبان و موسیقی هستیم زیرا در تمام سفرهای روحی فکری، موسیقی بال ما می‌شود و در عرفان شرقی نیز موسیقی و ریتم گویی بسیار حائز اهمیت است و اگر نباشد پروازی صورت نمی‌گیرد، نظیر سماء مولانا که با صدای مسگران در بازار در درون او پدیدار شد.
    وی ضمن بیان اینکه هر چیزی با موسیقی آمیخته نشود مانند گردی است که با خاک به هوا برمیخیزد و به ناکجا می‌رود، افزود: برای جامعه و نسل امروز باید به دستگاه‌های مربوط به هنر نگاه کرد که آیا توانسته این اندیشه‌ها را جذب، قوام و در جامعه گسترده کنند؟ و لذا متاسفانه بیشتر به بیراهه می‌کشانند و سرد و بی‌انگیزه می‌کند، پس مجادله‌ای بین اندیشه‌های هنری در موسیقی وجود دارد.
    انسان خالق موسیقی نیست
    آهنگساز و پیشکسوت موسیقی سنتی در پاسخ به این سوال که آیا کاری در دست تولید دارد یا خیر، گفت:  آلبوم مشترکی با خوانندگانی نظیر علی خدایی و وحید تاج تولید شده و تا پایان سال رونمایی خواهد شد.
    پرنیا درباره ویژگی‌های این آلبوم افزود: انسان خالق موسیقی نیست بلکه نیرو و انرژی وسیع‌تر از تصور بشر به نام خدا است و انسان توانسته این ریتم و حال و هوا را رفته‌رفته از درون طبیعت کشف کند لذا خالق موسیقی نیروی دیگری است.