به گزارش خبرگزاری مهر، در پیامی که از سوی علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان منتشر شده است، او از سوی خود، هیأتهای داوری مهرگان علم و ادب و دبیرخانه جایزه سوگ بزرگ درگذشت زندهیاد ثریا قزل ایاغ را به یکتا بهروزی یگانه فرزند ایشان و جامعه ادبی ایران تسلیت گفته است.
در روزهای بیم و امید، در بحبوحه هراس از ویروسی مرگبار و در سرزمینی ملتهب، در ۱۴ فروردین ماه ۱۳۹۹ برابر با ۲ آوریل ۲۰۲۰ در بهت و سکوت پا از این جهان پس کشیدی، عجب بدرقهای کرد دنیا تو را!
ثریا قزل ایاغ اما در دل این روزها و سالهای پرفراز و فرود و در کشاکش ناگزیر این آمدنها و رفتنها، خوش درخشید.
ثریا قزل ایاغ هنر خوب زیستن را میدانست، زیبا زندگی کرد، پرثمر و اثرگذار بود و چه نیکوست که انسان به تمامی زندگی کند و در نهایت روزی از این جهان بگذرد. به کارنامهی پربار زندگی او که نگاه میکنم، سیمای زنی آزاده و آگاه را میبینم که تا پایان عمر از حقوق زنان و کودکان جامعهی خود دفاع کرد؛ به گواه شاگردانش در دانشگاه تهران در کنار درس، شجاعتِ گفتن و پشتکار در زندگی را نیز یاد میداد.
ثریا قزل ایاغ دانشآموخته نخستین دوره دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی بوده و سخنان دلنشین او در مراسم پنجاهمین سالگرد تأسیس این دانشکده به یاد همه دانشجویانی که پس از نیم قرن گرد هم آمده بودند خواهد ماند. قزل ایاغ تحصیلات تکمیلیاش را در آمریکا و در رشته کتابداری دنبال کرد و در بازگشت سالها به فرهنگ ایران خدمت کرد. حضور مؤثر در شورای کتاب کودک، تألیف و ترجمهی بیش از ۱۰ اثر مهم در زمینه تعلیم و تربیت و ادبیات کودکان، ترجمه ۳ رمان خواندنی برای نوجوانان، چند پژوهش درباره نقش آموزش و پرورش در خارج از مدرسه و وضعیت کتابهای درسی ایران، نگارش دهها مقاله و ایراد سخنرانیهای متعدد در مجامع داخلی و بینالمللی دربارهی مباحث نوین تعلیم و تربیت، ادبیات و کودک و نوجوان حاصل دههها کوشش مستمر اوست.
یک دوره عضویت در هیأت داوران جایزه هانس کریستین آندرسن، شش دوره عضویت در هیأت داوران جایزه مهرگان ادب در بخشهای بزرگسال و نوجوان و چند دوره داوری در دیگر جوایز مرتبط با کودک و نوجوان را در سابقه فعالیتهای خود دارد. قزل ایاغ برای نوشتن کتابها و پژوهشهایش جوایز معتبری نیز دریافت کرده است.
آخرین داوریِ ادبی ثریا قزل ایاغ در سال ۱۳۹۸ در جایزه مهرگان طلایی و برای انتخاب رمان برگزیدهی «بیست سال جایزه مهرگان ادب» بود که به رغم بیماری، عشقِ بینهایت خود به ادبیات را با خواندن و داوری همه آثار نشان داد. در داوری جوایز ادبی چه در جایزه جهانی آندرسن و چه در جایزه مهرگان ادب نگاه مستقل و خاص خود را داشت، زبان و سویههای اجتماعی اثر برایش مهم بود.
امروز که به یاد این داور قدیمی مهرگان یادداشتی مینویسم، نمیتوانم از نام و یاد دیگر داوران بزرگی که در ادوار مختلف جایزه مهرگان تکیهگاه ما بودهاند غفلت کنم؛ زندهیادان کریم امامی، علیمحمد حقشناس و فتحالله بینیاز در مهرگان ادب، اسکندر فیروز و علی پازوکی در مهرگان علم. اکنون ثریا قزل ایاغ نیز همچون این بزرگان در خاک آرام گرفته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، از این شاعر و مترجم که در حوزه آثار داستانی نیز فعالیت دارد، دو دفتر شعر ترجمه با نامهای «درخت آلو زیر پنجره» و «آن صورت دردمند» بههمراه دفتری از شعرهای سپیدش با نام «ماه میتابد بر تمام بوسهها» توسط انتشارات آرادمان انتشار یافته است.
«آن صورت دردمند» عنوان گزیدهای از هایکوذنهای سانتو کاتاندا است که بههمراه شناختنامهای از این شاعر مطرح جهانی، بههمراه یادداشت کوتاهی از او، در ۷۶ صفحه انتشار یافته است.
در مقدمه این کتاب که در ۵۰۰ نسخه بهبهای ۱۶ هزار تومان انتشار یافته، آمده است: «از منظر ادبی، شعرهای سانتوکا در کل به خاطر سادگیشان مورد تحسیناند که بیانگر جنبش جدید هایکوست. اما این به تنهایی دلیل محبوبیت بالای او را برای انواع مردم، نه فقط شاعران و محققین، بیان نمیکند. مهمتر از ویژگیهای ادبی، کیفیت ذن گونهی شعرهای اوست. سادگی، خلوت گزینی و ناپایداری که در فضای مدرن در هایکوهای او بیان میشوند. شعرهایش زندهاند و تا عمق جان نفوذ میکنند. تفاوتی میان شعر و شاعر نیست، بین زندگی و احساس…»
از شعرهای این مجموعه است:
«پاهایم را میکشم
هنوز مقداری روشنایی روز باقیست»
«درخت آلو زیر پنجره» هم عنوان گزیدهای از شعر چین در دوره تانگ است. این کتاب که در ۵۰۰ نسخه و ۱۱۱ صفحه، بهبهای ۲۳ هزار تومان انتشار یافته و به استاد قاسم صنعوی – مترجم سرشناس – تقدیم شده است.
در این کتاب که بههمراه طراحی تصویری از هر شاعر منتشر شده، بهجای مقدمه، یکی از شعرها آمده است:
«در کوهستان سپید
به دوفوی شاعر برخوردم
در آن آفتاب داغ
کلاهی حصیری بر سر داشت
پس چرا این قدر تکیده و لاغر شدهای دوفو؟
شعر با تو چه کرده برادر؟»
اما «ماه میتابد بر تمام بوسهها» عنوان دفتر شعری از رضا عابدینزاده است که در قالب آزاد شروده شده است.
این کتاب نیز با شمارگان ۵۰۰ نسخه، در ۲۰۰ صفحه و بهبهای ۲۰ هزار تومان انتشار یافته است.
عابدینزاده که انتشارات آرادمان همزمان با این آثار، ترجمه رمان «ماجرای دندونام» (اثر تحسینشده والریا لوییزلی) و پیشتر هم مجموعه هایکوهای غیرژاپنی را با نام «یک داوودی سفید، فقط یکی» و همچنین رمان «هرگز نیفت» (نوشتهی پاتریشیا مککورمیک) را از او منتشر کرده، در تازهترین دفتر شعر خود، در شعری با عنوان “فراموشی” آورده است:
نشست انجمن ادبی کانون پرورش فکری در سه استان مجازی برگزار شد
به گزارش خبرگزاری مهر، بهدلیل گسترش بیماری کرونا و لزوم رعایت دستورهای بهداشتی و فاصلههای اجتماعی، نشست انجمنهای ادبی آفرینش کانون در فضای اینترنت در استانهای اصفهان، مرکزی و ایلام برگزار شد.
بر این اساس، طی روزهای گذشته انسیه موسویان شاعر و مدیرکل آفرینشهای ادبی و هنری کانون و حسین تولایی شاعر، با اعضای کودک و نوجوان انجمنهای ادبی کانون استانهای اصفهان، مرکزی و ایلام به صورت اینترنتی بهگفتوگو پرداختند.
گفتوگوی اینترنتی موسویان و تولایی با نوجوانان در اصفهان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان در روزهای ۱۰، ۱۲ و ۱۴ فروردین ۱۳۹۹ میزبان سه نشست «انجمن ادبی آفرینش» به صورت مجازی بود.
اولین نشست روز یکشنبه ۱۰ فروردین همراه با خوانش و نقد ۱۱ شعر با حضور بیش از ۱۰۰ عضو انجمن ادبی کانون استان برگزار شد که در این جلسه آثار اعضا مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
حضور حسین تولایی شاعر و مسئول انجمنهای ادبی در جمع اعضای انجمن ادبی استان اصفهان باعث ایجاد انگیزه و علاقه در خلق اثر و حضور پررنگ نوجوانان در نقد و بررسی آثار شد.
در ادامه این برنامه نیز مطالبی با محوریت هایکووارههای فارسی به صورت فایل صوتی از سوی مربی ادبی کانون پرورش فکری استان برای اعضا به اشتراک گذاشته شد تا اعضای انجمن نیز با این نوع از شعر کوتاه بیشتر آشنا شوند.
این برنامه با استقبال اعضای این انجمن مواجه شد.
دومین نشست نقد و شعرخوانی به صورت مجازی با حضور انسیه موسویان شاعر و مدیرکل آفرینشهای ادبی و هنری کانون، اعضای انجمن، کارشناسان و مربیان استان اصفهان روز سهشنبه ۱۲ فروردین ۹۹ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ برگزار شد.
بر همین اساس در این نشست ادبی، شش اثر برگزیده در قالب شعر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
همچنین آثار پرنیان کعبهزاده، فاطمه خاشعی، نرجس بیگدلی، عسل رستگاری، مرضیه عبداللهی و زهرا شانظری، در گروه انجمن ادبی به اشتراک گذاشته شد.
ضرورت ایجاز در شعر، استفاده از ترکیبات درست، توجه به خلاقیت و مضامین جدید از نکتههایی بود که در این نشست ادبی مطرح و اشعاری که در این جلسه خوانش شد با موضوعهای متنوع و مرتبط با روزهای قرنطینه سروده شده بودند که این آثار از سوی موسویان، کارشناسان، مربیان و اعضای انجمن مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.
نشست مجازی این انجمن در روز پنجشنبه ۱۴ فروردین نیز برگزار شد و در این نشست هم آثار داستانی اعضا مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
یادآوری میشود قرار است این نشستها در روزهای فرد و ساعت ۱۷ به صورت مجازی برگزار شود.
اولین انجمن ادبی روشنا در استان مرکزی اینترنتی برگزار شد
انجمن ادبی روشنا با حضور ۶۰ نفر از اعضای فعال و انسیه موسویان شاعر و مدیرکل آفرینشهای ادبی و هنری کانون روز شنبه ۹ فروردین از ساعت ۱۸ تا ۲۱ برگزار شد.
این نشست که با حضور فعال مربیان و اعضای انجمنهای ادبی استان مرکزی همراه بود، ۱۰ نفر از اعضا به شعرخوانی پرداختند و آثار خوانده شده از سوی اعضای دیگر و موسویان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
موسویان ضمن معرفی کتابهای شعر مناسب به ارائه توضیحهایی در زمینهی اهمیت خیالپردازی و استفاده از تصاویر بکر و شاعرانه، شیوه بهکارگیری تمهیدات زبانی برای تبدیل نثر به شعر سپید، رعایت محور عمودی، پیوستگی و انسجام در شعر، و اجتناب از تزاحم تصویری در شعر پرداخت.
او در ادامه اعضا را به خواندن و حفظ کردن شعرهای کلاسیک برای آشنایی بیشتر با وزن عروضی و موسیقی شعر توصیه کرد و به شرکتکنندگان در این نشست پیشنهاد داد برای آغاز مسیر شاعری در گام اول سرودن قالبهای کلاسیک مانند مثنوی و چهارپاره را تجربه کنند و بعد به سراغ قالبهای نو بروند.
در پایان نشست، مسابقه بداههسرایی برگزار شد و در بخش مربیان آثار فاطمه آلطاهر و اعظم عباسی و در بخش اعضا یاسمن شریفی، زهرا علیآقایی و نیلوفر داودآبادی به عنوان برگزیده انتخاب شد و آنها هدیه اینترنت رایگان دریافت کردند.
میزبانی آنلاین انجمن ادبی کانون ایلام از تولایی
روز ۱۲ فروردین ۹۹ در عصری خاطرهانگیز با حضور مدیرکل، معاون فرهنگی، کارشناس مسئول و مربیان ادبی کانون استان ایلام؛ اعضای انجمن ادبی آفرینش در نشستی مجازی حضور در خانه دوست را تجربه کردند.
خانهای که مهمانی سبز داشت یک دوست که نامش برای اعضای انجمن ایلام آشنا و انرژیبخش است و با حضورش واژهها در خیال اعضا جوانه زد و قد کشید.
حسین تولایی شاعر نامآشنا با حضور گرم خود در انجمن مجازی آفرینش در روزهایی که اعضا در قرنطینه، ساعتها و لحظههای تکراری را تجربه میکنند یک روز با لحظههایی ناب و خاطرهانگیز را برایشان رقم زد.
تولایی در این جلسه در مورد تفاوت شعر و نثر، شعر سپید و ویژگیهای آن همچون زبان شعر، ایجاز در شعر، اقتصاد در شعر، صرفهجویی در کلمه، تخیل و عاطفه در شعر، جملههای شعارگونه و انواع شعر برای اعضای انجمن سخن گفت.
یادآوری میشود در این انجمن دو ساعته ۱۲ شعر در فضایی صمیمی همچون دو پنجرهای که هنوز خاطره شیرین آن بر زبان اعضا جاریست، از سوی اعضا، مربیان و تولایی به نقد گذاشته شد.
پیام تسلیت معاون وزیر فرهنگ برای درگذشت ثریا قزل ایاغ
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی به مناسبت درگذشت ثریا قزل ایاغ؛ نویسنده، پژوهشگر و مترجم حوزه ادبیات کودک و نوجوان پیام تسلیت صادر کرد.
متن پیام معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این شرح است:
«خبر درگذشت سرکار خانم ثریا قزل ایاغ در روز ادبیات کودک، بسیاری از فعالان و علاقهمندان فرهنگ و ادبیات به ویژه فعالان حوزه ادبیات کودک را اندوهگین کرد. زنده یاد قزل ایاغ برای چند نسل از کودکان و نویسندگان کودک چگونه خواندن و نوشتن را آموخت، قصهگویی و بازی کردن را آموخت، ادبیات کودک ایران وامدار تلاشها و کتابهای اوست.
ضمن عرض تسلیت درگذشت این نویسنده و مترجم از درگاه خداوند متعال برای زنده یاد ثریا قزل ایاغ مغفرت و برای خانواده و بازماندگان صبر مسئلت میکنم.»
به گزارش خبرنگار مهر، فرزانه منصوری همسر زنده یاد نادر ابراهیمی که مهمان منصور ضابطیان در برنامه «فرش بنفشه» رادیو ایران شده بود گفت: علی الرغم اینکه ۹۹ شروع شاید ناخوشایندی داشته آرزو میکنم امسال خبرهای خوشی داشته باشد که تلخیهای سال گذشته را برای همه بشریت جبران کند.
وی که در قرنطینه به سر میبرد، افزود: یک ماه و نیم است بچههایم را ندیده ام و فاصله را حفظ میکنیم. برای خرید هم ماسک می زنم و برای خریدهای ضروری به مغازههای نزدیک خانه میروم.
منصوری که ۱۴ فروردین سالروز تولد همسر فقیدش بود، در پاسخ به اینکه آیا ابراهیمی که متنهای عاشقانه بسیاری دارد، در زندگی واقعی هم عاشق پیشه بوده، اظهار کرد: این سوالی است که خیلیها شاید از سال ۶۸ که ۴۰ نامه کوتاه منتشر شد از من و نادر میپرسیدند.
وی تاکید کرد: درست است که مردان ایرانی عادت ندارند به صورت زبانی ابراز علاقه کنند. نادر در «۴۰ نامه کوتاه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» خلاف این عمل کرد. ما این دو اثر را که توجه همه را جلب کرد زندگی کردیم. اینها فقط نوشتههایی برای دیگران نبوده است.
منصوری یادآور شد: ما زمانی که ازدواج کردیم هیچ نسخه از پیش نوشته شدهای نداشتیم. نادر درباره «یک عاشقانه آرام» گفته بود که این کتاب اصول زندگی و دکترین من برای زندگی مشترک است که البته پس از تجربه یک زندگی مشترک به وجود آمد.
همسر زنده یاد ابراهیمی در پاسخ به ضابطیان که میگفت ردپای شما در تمام این آثار وجود دارد، تاکید کرد: من همیشه گفته ام که نادر درباره من مبالغه کرده است. خودم می دانم همسری که در زندگی مشترک به کمال رسیده باشم نبودم اما به معنای زن خوب و تعریف سنتی ایرانی چرا بودم.
منصوری در پاسخ به اینکه تجربههای مختلف شغلی ابراهیمی که در کتابهایی چون «ابوالمشاغل» نیز به آنها اشاره شده پیش از ازدواج بوده یا پس از آن، تصریح کرد: اینها همه بعد از ازدواج بود. زمانی که ما ازدواج کردیم نادر سه کتاب داشت و زمانی که او این دنیا را ترک کرد بالغ بر ۱۰۰ اثر نوشته بود. قبل از ازدواج او یکی دو بار به خاطر مبارزات و حق طلبی اش زندان رفته بود. او اصولاً ظلم ستیز بود و از ۱۳ سالگی وارد کارهای مبارزاتی سیاسی به خاطر عشق به وطن و مردم شده بود.
وی تاکید کرد: با این اعتقادات و آرمانها نادر شغلهای متفاوتی را تجربه کرد. او هرگز کار دولتی نداشت و به خاطر اینکه هر وقت میدید کارفرما دستوری دارد که با منافع ملی و عقاید او منافات دارد، اگر نمیتوانست حرفش را به کرسی بنشاند آن کار را ترک میکرد و سراغ شغل دیگری میرفت. وقتی ازدواج کردیم این کار ساده نبود. اجاره خانه بود، دو بچه داشتیم و فرزند سوممان هم آمد. این موضوع زندگی ما را بهم میریخت ولی ما تحمل میکردیم.
منصوری در پاسخ به اینکه کدام یک از این شغلها برای نویسندهای در حد ابراهیمی عجیبتر بود، گفت: شما در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» میبینید که نادر کارگری جاپخانه را کرده در زمانی که تایپ وجود نداشته و با حروف سربی چاپ میکردند. بعد او کارگر تعمیرگاه کمباین و ماشینهای کشاورزی در ترکمن صحرا شده است. بعد میبینید که بعد از ازدواج ما او میرزای یک حجره فرش فروشی در بازار میشود و خاطرات بامزه ای از این حسابداری دارد. اینها در تضاد با هم بودند. بعد او استاد دانشگاه است و در حوزه هنری کارگردانی و فیلمنامه نویسی تدریس میکند در دانشگاه صداوسیما هم فارسی نویسی. اینها با هم همخوانی نداشتند اما او این تجربهها را کرده است.
وی در پاسخ به ضابطیان که اشاره میکرد همین تجربیات پدیدهای به نام نادر ابراهیمی را شکل داده است، افزود: صدالبته. این تجربیات به کار گرفته شده و از آنها استفاده شده است. نادر اینگونه پخته شده است.
در ادامه ضابطیان به مجموعه تلویزیونی «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» که ابراهیمی ساخته بود اشاره کرد و پیشنهاد داد با پخش قطعه تیتراژ این مجموعه گفتگو به پایان برسد. همچنین به منصوری گفت هرکاری که داشت در خدمت است.
منصوری نیز در پایان گفت: شعر و ملودی این قطعه از نادر است و فریدون شهبازیان این کار را تنظیم کرده است. واقعاً این حرف شما که اینطور صمیمانه میگوئید اگر کاری داشتم انجام میدهید، مرا به این فکر میاندازد که در دوران کرونا یک بار دیگر ایمان آوردم ما ملتی هستیم که هوشمندی تاریخی داریم. در کشور ما مهربانی، فداکاری، از خود گذشتگیهای بسیاری دیده میشود و هرکس به اندازه بضاعت خود میخواهد گوشه کاری را بگیرد. چه پزشکان و پرستاران والامقام ما چه کسان دیگری که دستکش رایگان میدهند و داوطلبانه از افرادی که کسی را ندارند پرستاری میکنند. واقعاً دست همه ملت را می بوسم و نمی دانم چه صفتی درباره آنها بگویم.
«فرش بنفشه» به تهیه کنندگی زهرا قائدی و محمد اسماعیل پور با اجرای منصور ضابطیان هر روز ساعت ۱۷ از رادیو ایران پخش میشود.
نوروز امسال شاید خاصترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوتتر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو میشوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری میکند. یادداشتهای که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر میشود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایتهایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارشگونه است و گاه کاملاً حسبرانگیز.
آنچه در ادامه میخوانید داستانی است از نازیلا نوبهاری از نویسندگان حوزه کودک و نوجوان و خالق آثار داستانی چون یک فنجان قهوه تلخ، شب ققنوس، دوشیزه مهتاب، پیاده روهای ناهموار، روی آسفالت داغ که یک روایت خاطرهای درباره اولین تجربه زندگیاش در بحران را در بر میگیرد:
۷ سالگی برای هر شخصی مهمترین بخش زندگی اوست. پایان اولین مرحله از رشد و پا گذاشتن به دنیای جدیدی که قرار است با شروع آموزش و در تعامل با دنیای بیرون از خانه تجربه شود، اما برای آنان که به سن و سال امروز من هستند ۷ سالگی ابعاد گستردهتری داشته است. آغازی که با یک سلسله تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی به همراه بوده است. کودکیهای ما خیلی زود با موج این دگرگونی ها به پایان رسید و رنگ و بوی اضطراب و زندگی تنگاتنگ با یک بحران چند ساله را به خود گرفت.
چندماهی بود که سال تحصیلی آغاز شده بود و مثل هر کلاس اولی ذوق و شوق رفتن به مدرسه در دلم جوش میزد. لباس فرم مدرسه، سارافون آبی با آن بلوزهای سفید و یقههای آهارزده و ربان های خالدار و براقی که باید به موهایمان میزدیم در نظرم زیباترین لباس دنیا بود. دی ماه سال ۵۷ را خیلی خوب به یاد می آورم. مادرم برای تشویق من یک جفت کفش ورنی سفید که پاپیونی کوچک و صورتی روی آن خودنمایی میکرد خریده بود. تازه امتحانات ثلث اول تمام شده بود و کفش ورنی سفید جایزه کارنامه عالی و معدل ۲۰ من بود. هر شب با خوشحالی کفشهایم را توی بغل میگرفتم و میخوابیدم. صبح دوباره کفشها را توی جعبه میگذاشتم و گوشهای پنهانش میکردم. برای پوشیدن کفشها منتظر موقعی بودم که آنها را بپوشم و به همکلاسیهایم نشان بدهم، اما از بخت بد درست از روزی که مادرم کفشها را به من داد مدرسهها به دلیل شلوغی و تظاهراتی که در سطح شهر در جریان بود تعطیل شد. چند روزی توی خانه ماندم و در هر فرصتی سراغ جعبه میرفتم و با لذت به برق ورنی کفشها خیره میشدم و پاپیون صورتی آن را لمس میکردم، اما توی خانه هیچکس مثل من خوشحال نبود. به راحتی میتوانستم نگرانی را در چشمان پدر و مادرم ببینم که مدام یا پای اخبار تلویزیون بودند یا گوششان را به رادیو چسبانده بودند. با اینکه درک زیادی از شرایط بحرانی آن روزها نداشتم ولی خیلی خوب آشفتگی اوضاع را احساس میکردم. گاهی صدای هیاهو و شلیک گلوله که شبها از بیرون شنیده میشد مادرم را مضطرب میکرد و اخمهای پدرم را در هم گره میزد.
بعد از چند روز خانه نشینی قرار بود برای خرید از خانه خارج شویم هوای شیراز در آن فصل سال خنک و مطبوع بود، ولی با اصرار مادرم لباس گرم پوشیدم و به جای چکمههای زشتِ پلاستکی که دوستشان نداشتم یواشکی به سراغ جعبهی جادویی رفتم. دیگر صبرم برای پوشیدن کفشها تمام شده بود… پاهایم توی کفشهای ورنی راحت و گرم بود. انگار روی ابرها راه میرفتم.
دقایقی بعد هنوز مسافت زیادی از خانه دور نشده بودیم که شلوغی و تجمع مردم در پیاده روها و حاشیه خیابانها مادرم را به دلشوره انداخت، این را خیلی خوب از فشار دستش که داشت انگشتانم را له میکرد فهمیدم. آخی! که از گلویم خارج شده بود هنوز توی هوا سرگردان بود که دستان پدرم مثل قلاب دور کمرم حلقه شد و مرا از زمین بلند کرد. آنقدر محکم بغلم کرده بود که نفسم داشت بند میآمد. صدای فریاد مردم که جملاتی را تکرار میکردند و به سمت بالای خیابان میدویدند هر لحظه بلندتر میشد. با شنیده شدن صدای شلیک تیرها که توی هوا سوت میکشید و دنبال مان میآمد پدر و مادرم شروع به دویدن کردن. از روی شانهی پدرم نگاهم به خیابان و هرج و مرج پشت سرمان بود که یک دفعه قلبم از حرکت ایستاد.
لنگه کفش ورنی سفید من با آن پاپیون صورتیِ خوشرنگ کف خیابان افتاده بود. جیغی که آماده فریاد زدنش بودم با دیدن له شدن لنگه کفشم زیر پای مردمی که در حال دویدن بودن، به بغضی تبدیل شد که قلبم را شکست…
رؤیای کفش ورنی و آرزوی پُز دادن به بچههای مدرسه در یک چشم برهم زدنی دود شد و به هوا رفت. یک هفته تب و خوابیدن در بستر اولین خاطرهی من از یک روز بحران زده، درست در آغاز دورانی بود که هر روزش خاطره شد.
چهرههای ادبیات تنها با قلم حرف اول و آخرشان را نزدند
خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: سال ۹۸ سال پررونقی برای ادبیات داستانی ایران نبود. سالی که چهرههای آن بتوانند تا سالهای سال به استناد کنند و افتخار و به یادش بیاورند اما با این همه سالی نبود که نتوان به برخی از اتفاقات ریز و درشتش بیاعتنا بود و از کنار آن به سادگی گذشت. گرچه مدتهای مدیدی است به روایت آمار و بازار کتاب و نیز آنچه مخاطبان در شبکههای اجتماعی از خود ثبت میکنند بازار کتاب در ایران در قبضه ترجمههاست اما ادبیات ایران نیز امر و موضوعی کم پسند نیست و میشود در گوشه کنارش سراغ از چهرههای و شخصیتهایی گرفت که حرکات و فعالیتهایشان در نوع خود بسیار جالب توجه است. آنچه در این گزارش از نگاه شما میگذرد با نگاهی به این مهم و به مرور برخی از شخصیتهای مهم و جریانساز ادبیات ایران در سال ۹۸ میپردازد.
فرهاد حسنزاده
ادبیات کودک و نوجوان و تصویرگری آن سالهاست که راه خود را از سایر بخشهای ادبیات در ایران جدا کرده و راهی بازارهای جهانی شده است. به جرأت امروز میتوان ادبیات ایران در این بخش را یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین بخشهای جهانی این فعالیت فرهنگی به شمار آورد و درباره آن صحبت کرد.
نام فرهاد حسن زاده در این زمینه در سال ۹۸ زمانی بر سر زبانها افتاد که به عنوان نامزد ایرانی فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن انتخاب شد؛ جایزهای موسوم به نوبل کوچک که هر دو سال یک بار از طرف دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) به مؤلفان در زمینه ادبیات کودک و تصویرگران اهدا میشود. حسن زاده پیش از این در سال ۲۰۱۸ نیز به نامزدی در این فهرست پایانی رسیده بود اما در رقابت پایانی نتوانست به عنوان برگزیده دست پیدا کند. این افتخار پیش از این تنها در یک نوبت به محمدرضا یوسفی و هوشنگ مرادی کرمانی نیز رسیده بود که آنها نیز نتوانستهبودند در نهایت به عنوان برگزیده دست پیدا کنند. با این همه حسنزاده با حضور در این فهرست برای دومین بار طی دو سال این شانس را که ایران پس از سالها در حوزه نویسندگی به چنین جایزه معتبری دست پیدا کند را پررنگ کرده و نام او را در سال گذشته به عنوان یکی از تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات داستانی کودک ایران بر سر زبانها انداخت.
حسنزاده خالق بیش از ۸۵ اثر منتشر شده در ایران است و جوایز ادبی بسیاری را نیز به دست آورده است. وی در چهار نوبت نامزد ایرانی جایزه آسترید لیندگرن نیز بوده و بسیاری از آثار وی به زبانهای دیگری نیز ترجمه شده است.
سید مهدی شجاعی
از سیدمهدی شجاعی میتوان چهرههایی متفاوت ترسیم کرد. از جوانی پرشورش در حوزه هنری و انتشارات برگ، تا نویسنده منتقد اجتماعی دهه هفتاد و یا نویسنده متون نیایش وارهای در سالهای دهه هفتاد و هشتاد و مؤسس انتشارات کتاب نیستان که یکی از برندهای تولید برترین آثار ادبی اجتماعی و دینی در دو دهه قبل بوده است. با این همه شجاعی در سال ۹۸ بار دیگر نامش را بر سر زبانها انداخت. چه با ایجاد آکادمی داستاننویسیاش که مخاطبان بسیاری را به همراه داشت و چه با برگزاری جلسات ماهانه کوتاه با داستانش که پس از سالها امکان ارتباط نزدیکتری میان او و مخاطبانش را فراهم کرد و چه با ماجرای منتشر نشدن دو کتابش در سال ۹۸
به روایت شجاعی آخرین اثر داستانی وی برای بزرگسالان کتابی است با عنوان «از کرامات شیخ ما» که روایتی است طنزگونه با تمی اجتماعی که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجازه انتشار پیدا نکرد. وی همچنین جلد دوم رمان «کمی دیرتر» را نیز برای انتشار در سال ۹۸ آماده کرده بود که با مسألهای کمابیش مشابه از انتشار آن باز ماند.
شجاعی البته در سال ۹۸ بخش زیادی از انرژی خود را صرف تألیف کتاب برای مخاطبان کودک و نوجوان کرده و آثار مختلفی را برای آنها منتشر کرد که آخرینش بازنویسی هنرمندانه او از ماجرای سه روز روزهداری امام علی (ع)، امام حسن و حسین (ع) و حضرت فاطمه (س) و بخشیدن افطارشان به نیازمندان بود که در تاریخ اسلامی روایتی آموزنده و جذاب است.
محمود دولت آبادی
نام آقای دولتآبادی در سال ۹۸ نه برای صادر شدن مجوز کتابی از وی بر سر زبانها افتاد و نه برای صادر نشدنش. بلکه این بار نوبت به رفتارها و واکنشهای مختلف اجتماعی او بود که بار دیگر نامش را برسر زبانها بیاندازد. دولت آبادی در سال ۹۸ یادداشتی در نشریه زد دویچه سایتونگ منتشر کرد. در این مقاله که با عنوان «رانت دزدها را چاقتر و مردم را گرفتارتر میکند» او به مشکلات پیشروی خود و نویسندگان ایرانی برای انتشار کتاب اشاره کرد و نوشت: تورم، فرود و فرود بیشتر ارزش پول ملّی و گرانیِ روز به روز همهی کالاها، از جمله گرانی باور نکردنی کاغذ که موجب گرانی کتاب شده است. اگر ماجرا به همین ترتیب پیش برود به زودی خواهیم شنید که کتاب جای بسیار کمی در سبد خالی کسان را به خود اختصاص خواهد داد و سانسور اقتصادی خود به خود جای سانسور ارشادی (!) را خواهد گرفت.
ما آقای دولت آبادی بار دیگر نیز در سال ۹۸ نم خود را بر سر زبانها انداخت. وی در ایام شهادت سردار قاسم سلیمانی در یادداشتی کوتاه به تمجید از وی پرداخت. این یادداشت که برای نخستین بار در روزنامه ایران منتشر شد از زبان وی اینگونه خطاب به سردار شهید سلیمانی بیان شده بود: از لحظهای که خبر فاجعه ترور سردار قاسم سلیمانی را شنیدم، مفهوم این عبارات بالا ذهنم را رها نمیکند: چه سازم به خاری که در دل نشیند؟ و ازخود می پرسم آیا این است سرنوشت همه فرزندان شایسته این آب و خاک، با هر اندیشه و هر گرایشی؟ انهدام؟
باری… ایران بار دیگر یکی از فرزندان شایسته خود را با دریغ تمام، از دست داد. شخصیتی که سدٌی سترگ در برابر خون آشامان داعش برآورد و مرزهای کشور ما را از نکبت حضور آنان ایمن داشت. من نیز در اندوه عمیق ازدست دادن آن انسانی که شخصاً دورادور دوست می داشتمش، سوگوارم.
رضا امیرخانی
رضا امیرخانی سال ۹۸ را با نقد سپری کرد. نقدهایی تند و تیز درباره آخرین اثر داستانیاش با عنوان «رهش» که میشد فهمید بخش زیادی از بدنه مخاطبان وی را دچار ریزش کرده است والبته این امری نبود که او نداد و به آن فکر نکرده باشد کما اینکه خودش نیز در گفتگوهایش درباره این کتاب درباره این اتفاق و مسبوق به سابقه بودنش بارها صحبت کرده بود. جدای از این طیفی دیگر از افراد نیز که به واسطه نامه تند و تیز او خطاب به بخشی از بدنه صنفی نشر در ایران نوشته شده بود به جرگه منتقدان بالفعل او مبدل شده بودند بازار نقد بر این اثر را داغتر کردند تا در روزهای آقای نویسنده کم تلاطم نباشد. با این همه امیرخانی کارخودش را پیش برد. به منتقدان جواب داد و در نهایت در روزهای پایانی سال با انتشار کتاب تازهای به نوعی به پرونده کتاب قبلی و شناخته شدنش با آن خاتمه بخشید.
«نیمدانگ پیونگیانگ» اثر تازه اوست که روایتی است از سفر این نویسنده به کشور کرهشمالی. سرزمینی که شاید امیرخانی در زمره نه تنها معدود نویسندگان که معدود ایرانیانی باشد که موفق به حضور در آن شده است. گرچه درباره این کتاب و نقد و نظر دادن برای آن هنوز کمی زود است اما انتشار آن در روزهای پایانی سال ۹۸ بار دیگر نام این نویسنده را بر سر زبانها نگاه داشت.
مصطفی مستور
انتشار هر اثری از این نویسنده اصالتاً جنوبی ایران، در ادبیات داستانی ایران یک اتفاق است. آثار مصطفی مستور مخاطبانی دارد که سالها با آن زندگی میکنند. با جملات و عبارتهایش روز به شب میرسانند و بارها خود را پذیرای جملات کتابهایش میکنند. مستور تازهترین اثر داستانیاش را با عنوان «معسومیت» در سال ۹۸ از سوی نشر مرکز به مخاطبانش ارائه کرد. اثری که خیلی زود به چاپهای متعدد رسید و نامش را بر سر زبانها آورد.
«معسومیت» همانطور که از نامش بر میآید اثری نامتعارف بود. اثری که در آن نویسنده با جهانبینی خاصی و به عمد برخی از عبارات را با املای غلط به کار برده بود. مستور درباره این رمان حاضر به انجام مصاحبهای نشد و تنها در یک نشست نقد و بررسی در خانه هنرمندان ایران درباره نقد و بررسی این اثر حضور پیدا کرد. البته مخاطبان این نویسنده میدانند که او به طور معمول فردی کم حرف است و کمتر دل به مصاحبههای بلند میدهد با این همه رمانی که با فروش چهار هزار نسخه در یک هفته در بازار ایران چاپ دومی میشود روایتهای جالبی برای گفتن و خواندن و شنیدهشدن دارد که فعلاً آقای نویسنده درباره آنها سکوت کرده است.
وحید یامینپور
چهره یامین پور در سال جاری در چند نوبت در فضای ادبیاتیهای ایران پررنگ شد. نخست در زمانی بود که اقبال به نخستین اثر داستانی وی با عنوان «نخل و نارج» اقبال باور نکردنی در میان مخاطبان به دست آورد و به فروش بیش از پنجاه هزار نسخهای دست پیدا کرد. نخل و نارنج کتابی است با موضوع زندگی شیخ مرتضی انصاری که شاید خود نیز هرگز تصور چنین استقبالی از آن را نداشت.
با این همه آقای یامینپور با اعلام دریافت دستمزد ۱۵۰ میلیون تومانی با عنوان «حقالتالیف» این کتاب در سال جاری و هنگامه حضورش در رقابتهایش برای حضور در مجلس شورای اسلامی با واکنشهای متعددی روبرو شد. از نویسندگان و مترجمانی که از این رقم و مبلغ دریافتی برای این کتاب شگفتزده شده و آن را به روابط خاص نویسنده نسبت دادند تا آنها که به شائبه فروش سازمانی کتاب دامن زندند تا ناشر کتاب که مدعی شد تنها موضوع و نثر این کتاب بوده که آن را با اقبال روبرو کرده است.
یامینپور با این همه در سال ۹۸ اثر داستانی بلند دیگری از خود با عنوان «ارتداد» را نیز منتشر کرد. داستانی با درونمایه انقلاب اسلامی و با روایتی عجیب و بدیع درباره آنکه در کنار نثر او از «ارتداد» رمانی ساخته است که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. به نظر میرسد یامینپور در سال ۹۹ نیز در حوزه ادبیات نیز پیش روی خود روزهای شلوغی را خواهد داشت.
محمد علی موحد
پیرمرد ۹۶ ساله بازار اندیشه و ادب و سیاست این روزها بیشتر از هر جوانی در این عرصه فعال است. در ایام کرونا از خود تصویری منتشر میکند که در قرنطینه خانگی است و چندی بعد از آن پیامی برای ایرانیان صادر میکند و مینویسد: غم آن انبوه جماعتی بر دل من نشسته که برای ادامه زندگی محتاج کار روزانهاند؛ کارگران دستمزد بگیر، در سطوح مختلف؛ پشت میز اداره، پشت فرمان خودرو، پای ماشین کارگاه، کارگرانی که باید تمام روز را با خاک و گل و سنگ و سیمان پنجه درافکنند تا بتوانند دم غروب قوت لایموتی برای زن و بچهشان ببرند. به فکر آنان باشیم. مردان و زنان باشرف و آبروداری را که در تنگنا افتادهاند، فراموش نکنیم.
موحد را دیگر نه به اعتبار کتابهایش که به اعتبار رفتارهای اجتماعیاش باید مردی برای تمامی فصول ادبیات ایران دانست. اما در سال ۹۸ نه تنها رفتارهای اجتماعی که انتشار کتاب تازه او با عنوان «در کشاکش دین و دولت» نیز نامش را بر سر زبانها چرخاند. کتابی که گفته میشود مقدمهای است بلند بر اثری در چهار مجلد از وی که به بررسی شیوه حکومتداری دینی پرداخته است.
«در کشاکش دین و دولت» با گزارشی فشرده از دوران سی ساله پس از رحلت پیغمبر اکرم در سال ۱۱ هجری تا صلح امام حسن (ع) و معاویه در سال ۴۱ هجری آغاز میشود و در پی آن، موحد چنان که خود گفته است میکوشد «با دقت در مضمون روایتهای مورخان و تعمق در زیر و بم آنها، تصویری بالنسبه معقول و قابل اعتماد آن دوران» (۱۳) به دست دهد.» بر این پایه او دو نگاه را از دو منظر به این دوران سیساله به مخاطب ارائه میدهد. یکی نگاهی که عمده تمرکزش بر مقوله شکلگیری و تأسیس حکومت اسلامی و مقوله خلافت است و دیگری نگاهی که بر نزاعهای برآمده از شکلگیری این حکومت ناشی شده تمرکز دارد. به عنوان نمونه در بخش «نگاه اول» از فصل اول کتاب، محمدعلی موحد به مقولاتی مانند «تصویری از حکومت در صدر اسلام»، نسبت ساخت حکومت خلیفهای با ساخت پادشاهی، ابعاد مقوله بیعت و… پرداخته است و در بخش «نگاه دوم» مقولاتی مانند «نزاع در میان قریشیان»، «نخستین ترور سیاسی در اسلام»، «چگونه مسلمانان بر خلیفه شوریدند؟»، «نزاع خانگی و ماجرای جنگ شتر» و… میپردازد.
سالهاست که این نشستها با حضور چهرههای مطرح ادبیات کودک و نوجوان در شهرهای مختلف کشور از سوی آفرینشهای ادبی کانون برگزار میشود اما اکنون بهدلیل شیوع بیماری کرونا و لزوم رعایت دستورهای بهداشتی این نشستها به فضای اینترنت منتقل شده است.
بر این اساس طی روزهای گذشته محمدکاظم محمدی شاعر نامآشنای افغانستانی، حسین تولایی شاعر و سمیرا قیومی نویسنده به ترتیب با اعضای کودکونوجوان انجمنهای ادبی کانون شهربابک استان کرمان، استان زنجان و استان کردستان به صورت اینترنتی به گفتوگو پرداختند.
محمدکاظم کاظمی مهمان انجمن ادبی کانون شهربابک
اعضای انجمن ادبی «آوای قلم» کانون شهربابک استان کرمان عصر ۶ فروردین ۱۳۹۹ به مدت یک ساعت، محمدکاظم کاظمی را به گروه مجازی خود دعوت کردند و این شاعر با همراهی زهرا میریان مربی ادبی کانون شهربابک و سمیه یاوری و طیبه شجاعی کارشناسان ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان به نقد و بررسی آثار اعضای انجمن پرداخت.
کاظمی با اشاره به استعداد خوب اعضای انجمن ادبی شهر بابک و تشویق آنها بهمطالعه آثار شاعران برتر فارسی قدیم چون گزیدهای از شاهنامه، مثنوی، غزلهای حافظ، سعدی، صائب، بی دل و بخشهایی از خمسه نظامی و اشعار شاعران معاصر چون نیما، اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری و همچنین شاعران پیشرو مثل سیمین بهبهانی و حسین منزوی و برخی شاعران پس از انقلاب، خواندن این آثار را برای پیشرفت آنان در سرایش شعر مؤثر و سودمند دانست.
وی در ادامه گفت: «بهنظر من بیش از تسلط بر وزن و قافیه در این مرحله، نگاه شاعرانه و تخیل شاعرانه ارزش دارد. همان چیزی که در شعر بعضی دوستان دیدیم. اینکه شاعر با نگاهی دیگر به پدیدههای جهان بنگرد و آنها را با شکلی خارج از معمول توصیف کند و در کل برای تسلط بر وزن و قافیه، علم عروض و قافیه را پیشنهاد نمیکنم. اینها برای شاعری که بر وزن تسلط دارد و در موارد خاص میخواهد در این مورد تحقیق و بررسی کند، خوب است ولی به مرور و با مطالعه، این تسلط بهوجود خواهد آمد.
محمدی دربارهی دلنوشتههای بچهها اظهار نظر کرد: «در مجموع پیشنهاد من این است که دوستان به دلنوشته به عنوان یک پل عبور به سمت شعر و داستان نگاه کنند. گاهی در دلنوشتههای انسان، تخیل غلبه دارد. یعنی بیان خیالانگیز و احساسی است. در این صورت مشخص میشود که شخص در شعر استعداد بیشتری دارد. گاهی دلنوشته متکی بر روایت و ویژگیهای داستانی است. یعنی بیشتر روایت در آن غلبه دارد. در این صورت نویسنده میتواند کم کم به سمت داستان حرکت کند. یعنی از جنبههای احساسی و تخیلی بکاهد و جنبههای داستانی را تقویت کند.»
میزبانی آنلاین انجمن ادبی سپیدار زنجان از حسین تولایی
انجمن ادبی سپیدار کانون پرورش فکری استان زنجان نیز بیست و ششمین نشست خود را به صورت آنلاین با حضور حسین تولایی، نویسنده برگزار کرد.
حسین تولایی در این نشست مجازی از پویایی و مشارکت جدی اعضای انجمن ادبی کانون پرورش فکری استان در مباحث مطرح شده حین ساعات برگزاری جلسه ابراز خرسندی کرد و گفت: به هیچ عنوان احساس نمیکردم که نشست بهصورت مجازی برگزار شود.
گفتوگوی اینترنتی سمیرا قیومی با کودکان و نوجوانان کردستانی
یازدهمین نشست انجمن ادبی «رازاوه» استان کردستان با حضور سمیرا قیومی به صورت مجازی برگزار شد.
بر اساس این گزارش، در روزهایی که درختان آواز تولد شکوفهها را در گوش طبیعت زمزمه میکنند و زمین از طراوت باران و بهار زنده شده است دریچهای گشوده شد رو بهسوی نوشتن، نقد و بررسی، گفتوگو و به مهمانی ذهن و قلم اعضای انجمن ادبی «رازاوه» رفتن تا علاوه بر نوشتن از دغدغههایشان در این روزهای قرنطینه با بوی ضدعفونی کننده و دستکش و ماسک و کرونا از آرامش قلمها و ایدههای ذهن خلاقانهشان، مجالی پیدا کنند برای دوباره خواندن و دوباره تمرین کردن و دیدهشدن و نقد شدن.
در این میان یازدهمین جلسهی انجمن ادبی رازاوه بهصورت مجازی فرصتی شد برای اینکه بچهها از هر فرصتی برای در کنارهم بودن و پلزدن به آگاهی و دانش و تمرین زندگی کردن بهره بگیرند و بُعد مسافتهای طولی را از طریق کابلها و دادههای نوری پشت سر بگذارند و میزبان سمیرا قیومی دکترای ادبیات فارسی و نویسنده چندین عنوان کتاب برای بچهها باشند.
سمیرا قیومی در این ارتباط اینترنتی با طرح سوالهایی دربارهی آثار بچهها، چراغ نقد و بررسی را روشن کرد.
این جلسه به نقد و بررسی سه نفر از اعضا گذشت و سمیرا قیومی پس از ارائهی هر اثر از سوی اعضا، از آنان در بارهی علاقهها و کتابهایی که میخوانند میپرسید و پس از آن با طرح سوالهایی مانند نحوه پیدا کردن سوژهی اولیهی اثر و ارائهی خلاصهی آن، بحث را پیش میبرد.
قیومی به ویژگیهای داستان کوتاه برای بچهها اشاره کرد و گفت: این را همیشه در ذهن داشته باشید که داستان کوتاه محدودیت زمانی دارد و ما نمیتوانیم داستانی که ماهها و هفتهها طول میکشد را در یک داستان یک صفحهای بگنجانیم.
وی همچنین در پاسخ به سوال یکی از بچهها در رابطه با قالب داستان کوتاه گفت: داستان کوتاه خلاصهی یک رمان نیست بلکه خود، یک قالب مستقل است و با نثر ادبی هم تفاوت دارد. شما باید بیشتر با عناصر این قالب و بهکارگیری آن آشنا شوید.
قیومی در همین حال به بچهها گفت: سعی کنید به شخصیتپردازی در داستانهایتان اهمیت بدهید و خواننده را با شخصیتهای داستانتان همراه کنید که البته از این طریق میتوانید داستانهایتان را از شعاری بودن دور کنید.
این نویسنده همچنین برای روزهای قرنطینه چند عنوان کتاب معرفی و فایلهای الکترونیکی آن را برای بچهها ارسال کرد.
قیومی در پایان بچهها را به بهرهگیری از فضاهای به وجود آمده از جمله همین نشستهای مجازی دعوت کرد و گفت: انجمنهای ادبی به شما این فرصت را میدهد که از نزدیک با نویسندگان روبهرو شوید، صحبت کنید، نظراتشان را بشنوید و این در طی کردن مسیر نوشتن به شما خیلی کمک میکند. این فرصتها را از دست ندهید.
به گزارش خبرگزاری مهر، رحمانی درباره پنجمین مجموعه شعرش گفت: شعرهای این مجموعه دربرگیرنده ۱۶۸ قطعه شعر سپید پیرامون زبان و رویکردهای زبانی سروده شدهاند.
وی با بیان اینکه خط شعری من سهل و ممتنع است، اظهار داشت: در شعرهای این مجموعه از نظر فرم سعی کردهام شیوهای ساده و ساختارمندتر را بهکار گیرم.
وی در تشریح ویژگیهای این مجموعه از دیدگاه خودش توضیح داد: اشعار این کتاب حسی هستند و ژانرهای اجتماعی، عاشقانه و تا حدودی سیاسی را در برمیگیرند.
در بیست و هفتمین شعر از این مجموعه میخوانیم:
فکرش را هم نمیکردم
شبی بیاید
که تو به جای قرص ماه
با قرص آه بخوابی و
صدای مرا هم نشنوی
انگار
جوانی عشق به کما رفته
و تمام مادران دنیا
لباس دامادی به دست
در پلکهای بستهاش منتظرند
پنجمین مجموعه شعر رحمانی با عنوان «آه زاده بیاسب» در برگیرنده ۱۶۸ قطعه شعر در ۲۰۰ صفحه است که توسط انتشارات سیب سرخ به چاپ خواهد رسید.
مهری رحمانی متولد سال ۱۳۲۹ در تهران است. پیشتر مجموعه شعرهای «دارم شبیه خودم میشوم»، «بیگ بنگ تردید»، «یک خوشه زن» و «تو حادثه ترین انتخاب منی» را راهی بازار نشر کرده است.
اتفاقات جدید در مسابقه کلمات علیه کرونا/ امشب؛آموزش داستان نویسی
به گزارش خبرنگار مهر، مسابقه داستانک نویسی «کلمات علیه کرونا» همزمان با شیوع بیماری کرونا از سوی نشر صاد و نشرسرای خودنویس و با همکاری خبرگزاری مهر در حال برگزاری است.
این مسابقه از این هفته با جوایزی هفتگی نیز همراه خواهد شد. بنابراعلام روابط عمومی مسابقه هر هفته سه داستان برتر از نگاه مخاطبان بر حسب تعداد لایک؛ برندهی ۲۰۰ هزار تومان بن خرید کتاب الکترونیک خواهند شد و و درنهایت سه برندهی نقدی یک میلیون تومانی، ۷۰۰ و ۵۰۰ هزار تومانی به انتخاب داورها معرفی خواهند شد
تا جمعه ۱۵ فروردین ماه فرصت برای ارسال داستانک های این هفته وجود دارد و شنبه ۱۶ فروردین ماه، به ۶ داستانِ پرطرفدار جوایزی اهدا میشود.
اما مسابقه داستان نویسی «کلمات علیه کرونا »یک هدیهی نوروزیِ نیز به خودنویسیها دارد.
پخش زنده آموزش داستانکنویسی با احسان رضایی امشب ساعت ۲۱ در صفحهی اینستاگرام خودنویس به آدرس instagram.com/khodnevis99 برقرار خواهد بود.
برای شرکت در این مسابقه، از داستاننویسان عزیز در هر نقطهی ایران، دعوت میشود که در قالب داستانک (زیر ۱۰۰ کلمه)، با موضوع ویروس کرونا آثار خود را از طریق راههای ارتباطی زیر ارسال کنند.
۴-همچنین با انتشار داستانکهای خود در اینستاگرام با هشتگ #کلمات_علیه_کرونا، در مسابقه شرکت داده خواهید شد.
مهلت ارسال داستانکها از همین امروز تا ۳۱ فروردین
همهی آثارِ تایید شده به صورت روزانه در کانال تلگرام و اینستاگرام نشرسرای خودنویس منتشر میشوند.
پس از پایان زمان مسابقه، به سه داستانک برتر، جوایز نقدی یک میلیون تومان، ۷۰۰ و ۵۰۰ هزار تومانی اهدا میشود.
برای اطلاعات بیشتر عضو کانال خودنویس شوید @khodnevis_ir