برچسب: خروج آمریکا از عراق

  • هیچ کس دیگر قادر به کمک عراق نیست

    هیچ کس دیگر قادر به کمک عراق نیست

    برای کسانی که پیگیر این ماجرا هستند (که علی الظاهر کسی را پیگیر نمی بینم ) ماجرا را باز گو می کنم: در ۹ آوریل ، برهم صالح، رئیس جمهور عراق، مصطفی الکاظمی را به عنوان نخست وزیر بعدی این کشور منصوب کرد. عامل عادل عبدالمهدی در اواخر نوامبر  از سمت ریاست جمهوری خود استعفا داد اما همچنان رهبری دولت موقت را به عهده دارد. این مرد که در ابتدا محمد توفیق علاوی برای جانشینی وی، انتخاب شد ، نتوانست دولت تشکیل دهد و سپس عدنان الزرفی آمد که او نیز نتوانست حمایت کافی برای تشکیل دولت را بدست آورد و در نتیجه کاظمی نامزد شد.

     مطبوعات و رسانه های امریکا نیز به نوبه خود، در مورد استعفای چندین نخست وزیر عراقی از زمان حمله به این کشور، در حال انتشار مقالاتی هستند که چیزی جز بازنشر همان مقالات سر سری گذشته نیست. مانند نخست وزیران قبلی، ظاهرا کاظمی هم می تواند بین ایالات متحده و ایران تعادل برقرار کند و  وی فردی درستکار است که می تواند از جناح های مختلف حمایت سیاسی جلب کند. اما چنین توصیفات و  تعارف تکه پاره کردن ها معمولا با  چاشنی هشدارهایی درمورد کاستی های مهم سیستم سیاسی عراق که کار انتصاب نخست وزیر و تشکیل دولت را بسیار سخت می کند، همراه می شود و به طور کلی مقاله با دعا و امید و ارزو به پایان می رسند. این فرمولی است که خبرنگاران خارجی و داخلی در مورد عراق در ان خبره شده اند.

    هیچ کس دیگر قادر به کمک عراق نیست
    هیچ کس دیگر قادر به کمک عراق نیست

     اینکه شخصی که نامزد می شود بسیار داستان با  اهمیتی دارد، به کنار، اما مسئله به مراتب برجسته تری که  در مقالات و تفاسیر کمتر به ان توجه شده است، نهادهای سیاسی عراق هستند. حتی گاهی دیده می شود که ناظران عراق مشکلات این کشور را بسیار بزرگ، پیچیده و به ظاهر غیرقابل حل تحلیل کرده اند. با وجود سالها تلاش هیچ کس نمی داند چگونه آنها را برطرف کند، بنابر این هرکس در واشنگتن به وضعیت موجود در عراق اهمیت می هد از امریکا می خواهد که عراق را ترک کند. این به وضوح سیاست دولت ترامپ است ، اما دیر یا زود … به احتمال زیاد مانند سنوات گذشته رویارویی کاخ سفید با تمام پیامدهای فروپاشی عراق اجتناب ناپذیر است.

    در سالهای اخیر مشخص شده است که اشخاص و نهاد ها به یک اندازه حائز اهمیت هستند. یک کشور زمانی می توان دموکراتیک باشد که رهبران از هنجارها و اصول دموکراسی استقبال کنند و یا مصالحه کنند. در غیر این صورت مختوم به تباهی است. و بر عکس، یک مقام سیاسی بسیار پاک دست نیز نمی تواند در یک سیستم سیاسی فاسد با اسیب های نهادینه شده در اجزای ان، فعالیت کرده و بر انها غلبه کند. به نظر می رسد کاظمی در این مخمصه دومی است. هم عراقی ها و هم آمریکایی ها در مورد صلاحیت وی شهادت داده اند: او عضو هیچکدام احزاب سیاسی عراق نیست وگفته می شود که به عنوان مدیر سرویس اطلاعات ملی عراق بر سیاست زدایی و حرفه ای  شدن این کشور نظارت داشته است. اینها همه امتیاز به نظر می رسد اما مانع از صدمه زدن نهاد سیاسی عراق به دولت کاظمی نمی گردند.

    این بدان معنی نیست که سرنوشت عراق مصیبت زده اینطور رقم خورده است که تحت حاکمیت یک سیستم فاسد زندگی کند. با این وجود آشفتگی فعلی آنها نشان می دهد که حتی بدترین سیستم های سیاسی  نیز می توانند به اندازه کافی پایدار باشندو تا ابد به حکومت خود ادامه دهند.بدون اینکه وارد جزییات دقیق بشوم باید بگویم سیاست عراق بعد از مداخلات امریکا شباهت زیادی با حنگ بر سر غنایم توسط احزاب سیاسی فاسد دارد که همگی سیاست مداران عراقی در ان شریک جرم هستند. و اصلا به بهره وری ایران به عنوان همسایه ای قدرتمند که از ضعف بغداد و اشفتگی سیاسی انها استفاده می کند، هیچ اهمیت نمی دهند.

    این مشکلات به قدری در عراق همه گیرشده که حتی مقتدا صدر، رهبر سپاه المهدی و همانی که در بغداد موی دماغ امریکا شده بود توانست از انها استفاده کرده  ( با وجود رابطه های پر از قهر و اشتی با ایران) و به عنوان یک جنگجوی ملی گرا و مبارز علیه فساد از ان بهره برد.  اما مهمتر از بازگشت صدر، موج اعتراضاتی بود که در اکتبر ۲۰۱۹ رخ داد. عده ی کثیری از عراقیان معترض به خیابان ها ریختند ، نه به این دلیل که از عملکرد عبدالمهدی ناراضی هستند، بلکه به این دلیل که متوجه فساد گستره ی نهاد های سیاسی حاکم بر عراق شده بودند که چگونه امید انها را برای زندگی مرفه و شایسته از بین می برند.

     این معترضین به دنبال بازسازی ریشه ای نظم سیاسی عراق بودند.در بحث بهار عربی که تقریبا یک دهه از ان می گذرد ، مردم عراق به دنبال سرنگونی رژیم عراق بودند، رژیم یعنی سیستم سیاسی، نه فقط رهبران! اینکه قیام عربی به طلوعی کاذب تبدیل شد منکر این حقیقت نیست که پیش از ان که عراقی ها شانس واقعی برای دستیابی به اهداف خود را از دست بدهند، نهادهای سیاسی و نظم اجتماعی این کشور که باعث تقویت سیستم سیاسی می شوند باید زودتر مورد باز بینی قرارگیرند.

    این تنها راهی است که برای عراق باقی مانده.با این وجود سالهاست که ایالات متحده رهبران عراق را تحت فشار قرار می دهدتا به نفع مردم خود عمل کنند،اما هرچه سیستم امریکا دولتمردان عراقی بیشتر تشویق می کند تا به نفع مرم عمل کنند، دولتمردان کوته نظر بغداد به هزینه دیگران برای منافع شخصی خود گام برمی دارند. ماهیت فرقه ای  سیستم و احزاب جدا از اینکه فلج کنده است موجبات تجزیه شدن کشور را فراهم می اورد.اینکه با احتکار مبارزه می شود اما در توزیع کالا یک حوزه سهم بیشتری می گیرد یکی از تعاریف سیاست است، اما در سیستم عراق اختلافات فرقه ای و تبعات بعدی ان در درون گروه ها در سراسر دولت انعکاس یافته است. در یک وزارتخانه عراقی  اگر پنج مقام دور هم جمع شود ، هر پنج نفر وفاداری های مختلف و برنامه های متفاوتی را دنبال می کنند. سابقه عدم موفقیت آنقدر واضح است که قابل توجه است.درگیری امریکا با مقامات عراقی برای تغییر تصمیمات انها تلاشی عبث و طاقت فرساست.

    دولت ترامپ به وضوح به این نتیجه رسیده است که درگیر شدن در سیاست عراق وقت تلف کردن است. بر این اساس ، موضع ایالات متحده در مورد انتخاب نخست وزیر عراق به یک مینیمال در حدی که فرد ملی گرای عراقی  بوده، “به معنی این که در لیست حقوق و دستمزد ایران نباشد”، تقلیل یافته است. کاظمی از این آزمون سربلند بیرون امده اما این مسیر فعلی خط مشی ایالات متحده در قبال عراق را از بین نمی برد.امریکا بالاخره این فشار را بر عراق وارد می کند تا وضعیت خود را خودشان مشخص کنند. در این میان عده ای ناراحت می شوند، به ویژه اهل سنت که خواهان اتحاد با ایالات متحده هستد ، اما آنها چاره ای جز پذیرفتن واقعیت جدید خود را ندارند.

    موضع واشنگتن از نظر استراتژیکی عاقلانه است.بدون شک دولت اسلامی(گروه تروریستی داعش)همچنان تهدیدی در عراق خواهد بود، به همین دلیل ایالات متحده و ناتو قصد دارند حضور خود را دربغداد درحد یک مأموریت آموزشی ضد تروریسم حفظ کنند. عدم علاقه آمریکا در ماندن در عراق رهبران عراق را وادار می کند که یا برای ایجاد تغییرات اساسی در سیستم سیاسی خود تلاش کنند و یا خود را برای روبرو شدن با خشم عراقی های عصبانی که همچنان خواستار سرنگونی رژیم هستند اماده کنند. اگر به نوعی طبقه سیاسی عراق دچار اختلاف شود،  مسئولیت حل مشکلات روز افزون  این کشور به عهده ایران می افتد و این مشکلات با ترکیب شدن با همه گیری کروناویروس که باعث کاهش تقاضای جهانی نفت و جنگ قیمت نفت بین عربستان سعودی و روسیه شده است بدتر می شود. به نظر نمی رسد عراق رقم بودجه ای که بتواند از این مهلکه جان سالم بدر برد، داشته باشد و این نشان دهنده سقوط بیشتر این کشور است.

    منبع: فارن پالسی ۲۴ آپریل/ مترجم: تارا نوروزپور

    ۲۳/ ۳۱۰ ۳۱۰

    منبع : خبر آنلاین

  • کسی انتظار چندانی از این نخست وزیر تازه نفس ندارد!

    کسی انتظار چندانی از این نخست وزیر تازه نفس ندارد!

    کسی انتظار چندانی از این نخست وزیر تازه نفس ندارد!

    ابولفضل خدائی: مصطفی الکاظمی نخست وزیر جدید عراق این روزها در حال تهیه لیست کابینه و رایزنی با احزاب عراقی و فراکسیونهای پارلمان است. گفته شده است که او با شیعیان به توافقی دست پیدا کرده است و قرار است امروز(شنبه) لیست کابینه خود را منتشر کند و روز سه شنبه در پارلمان عراق به رای بگذارد. برخی تحلیلگران می گویند که او هم مانند الزرفی و علاوی کناره گیری خواهد کرد چراکه احزاب عراقی بر سر سهم خواهی همچنان اختلاف نظر دارند، اما برخی دیگر معتقدند که او شانس بالایی برای کسب رای اعتماد مجلس دارد. دراینباره با جعفر حق‌پناه استادیار مدعو مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران گفتگو کرده ایم که در ادامه می خوانیم:

    قرار است امروز شنبه اسامی کابینه از سوی الکاظمی اعلام شود، شانس این نخست وزیرتازه نفس را نسبت به گزینه های قبلی که کناره گیری کردند را چگونه توصیف می کنید؟

    شواهد و قرائن نشان می دهد که مصطفی الکاظمی وضعیت بهتری نسبت به علاوی و الزرفی دارد. در همین راستا وی عملکرد خوبی در جلب حمایت بلوک های قدرت اعم از شیعه، سنی و کرد داشته است. در خصوص کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای نیز به همین صورت است و می توان پیش بینی کرد که او در تصدی جایگاه نخست وزیری به صورت مشروط موفق عمل خواهد کرد.اما موضوع مهمتر این است که دولت همچنان به صورت یک شرکت سهامی باقی خواهد ماند و از همین رو موفقیت الکاظمی منوط به این موضوع خواهد بود که وی بتواند سهم هر یک از بلوک های قدرت را در نظر بگیرد. علت طولانی شدن مذاکرات وی نیز گواه بر این موضوع است. علی رغم تظاهر به مستقل بودن، گرفتن رأی اعتماد بدون طی این مراحل اساساً امکان پذیر نیست.

    نکته دیگر اینکه باید وضعیت شکننده کابینه را مستدام بدانیم؛ بدین معنا که انتخاب نخست وزیر جدید روندها را تغییر نخواهد داد. اگرچه خلاء قدرت شش ماه در عراق ظاهراً پر می شود اما همان ترتیبات سابق باقی پایدار و دولت تحت تأثیر رقابت های درونی نیروهای اجتماعی، سیاسی و طوایف عراقی باقی خواهد ماند و قادر نیست جنبه تکنوکراتیک و کارشناسی به خود گیرد. به این معضل می توانیم رقابت های منطقه ای و جهانی را نیز اضافه کنیم که در نهایت صورت مسأله را پاک نشده باقی می گذارد.

    امتیاز و شانسی را که می توان برای الکاظمی متصور بود این است که کسی انتظار چندانی از وی ندارد و اکثرا معتقدند که مهمترین مأموریت او تدارک برای انتخابات پارلمانی پیش از موعد است که چالش بزرگی محسوب می شود و بعید به نظر می رسد چنین وضعیتی نیز خالی از رقابت های فعلی باشد. همچنین نباید انتظار داشت که به یکباره عرصه سیاسی عراق دچار تحول عمده ای شود. بدین معنا که طوایف عراقی به درک و بلوغ جدید دست یابند تا طی آن ترتیباتی که در مدت ۱۷ یا ۱۸ ساله اخیر داشتند به یکباره کنار بگذارند و قواعد توسعه دموکراتیک را در راستای عراق یکپارچه که درک واحدی از آن وجود ندارد دنبال کنند.

    ارزیابی شما از نقش مخالفین و رقابت کشورها بر سر مساله عراق را چیست؟ نقش قدرت خارجی تا چه اندازه در روند تشکیل کابینه الکاظمی و بهبود شرایط موثر است؟

    مسأله رقابت های خارجی و نفوذپذیری عراق نیز که به قوت خود باقی است. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که اتفاق بزرگی در عراق رخ دهد. البته در این بین نمی توان نقش و میزان اثرگذاری رو به رشد نهادهای مدنی و آگاهی عمومی را نادیده گرفت. به هر حال آن هیمنه و سیطره ای که گروه ها و احزاب سیاسی در عراق داشتند به نوعی تضعیف خواهد شد اما اینکه این اتفاق تا چه حد می تواند سازنده باشد بحث جداگانه ای است که جای ابهام دارد.

     به طور طبیعی الکاظمی نیز مانند دیگر نخبگان عراقی نمی تواند دیالوگ مستقیمی با توده ها و معترضینی که بدون سازماندهی هستند برقرار کند. ناگزیر وی باید همان ترتیبات و روندهای موجود را پیش بگیرد که به خودی خود فاصله ای را نیز ایجاد خواهد کرد. به هر روی این حجاب حزبی و سکتاریسمی که در عراق، بین نخبگان و هیأت حاکمان با مردم ایجاد کرده است همچنان ادامه خواهد داشت و در این راستا الکاظمی نیز قادر نیست تا روندهای تازه ای را در پیش بگیرد تا از پایگاه اجتماعی ویژه ای در نزد مردم برخوردار باشد. اما از این منظر که وی عهده دار یک دولت انتقالی به شمار می رود انتظارات کاهش می یابد و هم اینکه شاید در این پروسه وی تا حدی بتواند رضایت برخی از گروه های مخالف را جلب کند. در این بین نکته بسیار مهمی که نخست وزیران اسبق با آن روبرو نبودند کاهش بی سابقه قیمت نفت است که اقتصاد عراق به شدت به آن وابسته است و می تواند چالش بزرگی برای الکاظمی باشد.

    همچنین باید به نقش دیگر بازیگر مهم در این کشور یعنی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد. برای این کشور افرادی که برای سمت نخست وزیر انتخاب می شوند مهم نیست و بیشتر به دنبال کنترل روندهاست. برای واشنگتن حفظ نفوذ، تداوم حضور، حذف رقبا از صحنه با حداقل هزینه از اولویت ها به شمار می رود که در این بین مهمترین رقیب واشنگتن در عراق تهران محسوب می شود. سیاست آنها به گونه ای است که بیش از گذشته و با اتکا به اهرم های اقتصادی و سیاسی گلوی دولت عراق را بفشارد تا طی آن رقبای خود در وهله اول یعنی ایران و سپس روسیه را از این کشور خارج کند. به نظر می رسد که همه گیری بیماری کووید-۱۹ شانس بیشتری را در اختیار آمریکا قرار داده است تا به همین شکل به صورت روندی فرسایشی و پرداخت هزینه کمتر درحوزه های نظامی و امنیتی این سناریو را عملی کند. در ماه های اخیر نیز شاهد بودیم آمریکا به صورت تدریجی و قطره چکانی به دولت عراق اجازه داد که به صورت محدود از ایران خرید گاز و برق داشته باشد. این همان اهرم های فشاری است که آمریکا آن را دنبال می کند و ترجیح می دهد که به این شکل به قضیه ورود پیدا کند تا در عین حال فضای ضدآمریکایی نیز در عراق تقویت نشود. از طرفی شاهد هستیم که آمریکا نیروهایش را به صورت تجمیع شده در عراق نگه داشته است و از تعداد پایگاه های خود کاسته اند. استقرار سامانه های پاتریوت نیز بیانگر این است که حضور آنان همچنان ادامه خواهد داشت. پیگیری چنین مواردی برای آمریکایی ها بسیار مهمتر از آن است که به دنبال آن باشند که چه کسی در عراق سکان نخست وزیر را بر عهده خواهد گرفت. این موضوع در سیاست کلان آنها تغییری ایجاد نخواهد کرد.

    درباره کشورهای عربی چگونه است؟

     در واکاوی مواضع کشورهای عربی از جمله عربستان و امارات نسبت به تحولات عراق باید گفت که این دو کشور در حال حاضر درگیر مسائل مهمتری در قیاس با عراق هستند و شاید عراق را از اولویتی که برای این دو کشور مابین سال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ داشت خارج کند. با گذشت چند سال همچنان بحران یمن این دو کشور را درگیر خود کرده است و اختلافات ریاض و ابوظبی در این عرصه به نوبه خود قابل توجه به نظر می رسد. مهمتر اینکه مسأله موضوع کاهش قیمت نفت بر قدرت مانور هر دو دولت اثر بسیار جدی خواهد گذاشت. به این موارد همه گیری ویروس کرونا را نیز باید اضافه کرد؛ این دو جز پرمبتلاترین کشورهای عربی منطقه هستند که چنین موضوعی بر این دو کشور حتما اثر منفی خواهد گذاشت اما آنها همچنان برای حفظ نفوذ در عراق تلاش خواهند کرد و رقابتشان با ایران قابل پیش بینی خواهد بود ولی این که تا چه حد توان رقابت را داشته باشند بحث دیگری است و به نظر می رسد این دو کشور تضعیف شده تر از سالهای گذشته در عراق عمل خواهند کرد.

    ۲۳/ ۳۱۰۳۱۱

    منبع : خبر آنلاین