خطر انحلال استقلال را تهدید میکند/ ادعای وریا غفوری عجیب بود
سید کاظم اولیایی مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به بحث خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس اظهار داشت: آقای صالح رییس سازمان خصوصی سازی گفته است «اگر ماده ۱۴۱ قانون تجارت برای استقلال اجرا میشد عملاً باید برای این باشگاه اعلام ورشکستگی میکردند» اما دولت و وزارت ورزش با اتخاذ یک راهکار جدید ظاهراً این باشگاه را از خطر ورشکستگی نجات داد.
وی اضافه کرد: راهکار عجیبی که در نظر گرفته شد اضافه کردن صوری به ثروت و داراییهای این باشگاه بود و مثلاً ورزشگاه یا بهتر است بگویم مخروبه مرغوبکار را به لیست داراییهای این باشگاه اضافه کردند.
مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال اظهار داشت: مرغوبکار زمانی ورزشگاهی بود که تیمی مثل استقلال میتوانست در آن تمرین کند. امروز یک مخروبه است که بخشی از آن پارکینگ ماشینهای اسقاطی شده، بخشی از آن را به تولیدیها اجاره دادند و زمینی با یک چمن مستهلک که در اجاره فرشاد پیوس است. آیا چنین مخروبهای میتواند برای استقلال دارایی باشد؟
اولیایی تصریح کرد: یا آقایان از وضعیت مرغوبکار اطلاع ندارند و نا آگاهانه این ورزشگاه را جزو اموال باشگاه اعلام کردهاند و یا اطلاع دارند و به صورت صوری برای این تیم ثروت سازی کرده تا آن را از خطر ورشکستگی نجات دهند. ما خیلی چیزهای صوری دیده بودیم اما ثروت صوری ندیده بودیم که این را هم دیدیم.
وی بیان داشت: این در حالی است که باشگاه استقلال ثروت کافی دارد و نیاز به ترحم و ثروتهای صوری و ساختگی ندارد. کافی است یکی از اموال خود باشگاه را که در اختیار شرکت توسعه است به آن بازگردانند تا واقعاً یک شرکت ورشکسته نباشد. متاسفانه با دیدن این شرایط باید بگویم خشت اول خصوصی سازی را کج گذاشتهاند و من نگران آینده این باشگاه هستم؛ آیندهای که شاید به انحلال ختم شود.
اولیایی که در سالهای ۸۶ تا ۸۸ مدیرعامل باشگاه پاس همدان بود در خصوص ادعای وریا غفوری که گفته بود وی مانع از این شد که او زودتر استقلالی شود بیان داشت: تا جایی که من به یاد دارم وریا از استقلال پیشنهاد نداشت. او دو فصل در پاس همدان بازی کرد که فصل اول کمتر از او در ترکیب استفاده میشد. او ابتدا مهاجم بود و رفته رفته وینگو او را به هافبک و سپس دفاع راست آورد. زمانی هم که به دفاع راست آمد بیشتر خسرو حیدری در این پست بازی میکرد.
مدیرعامل پیشین پاس همدان تاکید کرد: برای دفاع راست خسرو حیدری از استقلال پیشنهاد داشت که به این تیم منتقل شد. وریا هم در سال دوم قراردادش با ما تمام شد و به تیم شهرداری تبریز رفت. حتی اگر از استقلال پیشنهاد داشت میتوانست زمانی که از ما جدا شد پیراهن آبی بر تن کند. اما به شهرداری تبریز و سپس به نفت، سپاهان و سپس به استقلال پیوست. برایم عجیب بود که او چنین ادعایی کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت امور اقتصادی و دارایی، معاونت نظارت مالی و خزانه داری کل کشور وزارت اقتصاد طی اطلاعیهای اعلام کرد: حقوق فروردین ماه بازنشستگان کشوری مشمول و لشکری، کمیته امداد، بهزیستی و نیروهای نظامی و انتظامی تأمین اعتبار و در وجه دستگاههای اجرایی مربوط واریز گردید.
در این اطلاعیه آمده است: پرداخت به موقع حقوق بازنشستگان، از جمله اولویتهای وزارت اقتصاد است.
خیلی از وسایل سرقتی را پیدا نکردهام/ هیچ موقع پشت پسرم نبودم
به گزارش خبرنگار مهر، احمدرضا عابدزاده درباره مهمترین خاطره اش از دوران بازیگری اش تصریح کرد: خاطره که زیاد دارم. ۱۵ سال که در تیم ملی بودم سعی کردم با تمام وجود در خدمت مردم باشم. خوشبختانه بازی های مختلف در ذهن مردم مانده است از زمان سرمربیگری دهداری و پروین گرفته تا تیم جام جهانی. ان شاءالله مردم همیشه ذهن مثبت به من داشته باشند. آن بازی ها برای مردم شاد بوده و همیشه برای مردم می ماند.
عابدزاده در خصوص وضعیت پسرش امیر عابدزاده که در تیم ماریتیمو پرتغال بازی می کند، یادآور شد: باورتان می شود زیاد با رسانه ای مصاحبه نمی کنم. هیچ موقع پشت پسرم نبودم و خودش با تمام وجود تمرین کرده است. امیر نیازی نداشته من دنبالش بروم و ارتباط بگیرم که به باشگاه اروپایی یا تیم ملی برود. او خودش به اینجا رسیده است. اینکه شبکه ها و رسانه ها به امیر عابدزاده می پردازند نشان می دهد عملکردش مثبت بوده است. امیر هر روز در خانه و با برنامه باشگاه تمرین می کند.
وی در خصوص دستبرد به منزل و مغازه اش تصریح کرد: جا دارد از نیروی انتظامی تشکر کنم ولی هنوز بخشی از یادگاری های خانوادگی ام را پیدا نکرده ام. در بازی با تیم ملی که چین را ۳ بر ۲ شکست دادیم، یکسری یادگاری ها خریده بودم از جمله تابلوی چینی که آنها را هنوز پیدا نکرده ام. خیلی چیزها مانده است که امیدوارم بگیرم.
خبرگزاری مهر – گروه استانها: بعد از گذشت سه دهه از خشک شدن دریاچه ارومیه و سالهای بحرانی دومین دریاچه شور دنیا این روزها با بارشهای مناسب، رهاسازی روزانه حق آبه دریاچه ارومیه و نیز اجرای طرحهای ستاد احیا، حال روز این تالاب ارزشمند رو به بهبودی است.
هر چند رسیدن دریاچه ارومیه به سطح تراز اکولوژیک روزهای زیادی پیش رو دارد اما روند بهبودی این زیست بوم امیدها را برای احیای آن قوت بخشیده و اتمام طرح انتقال آب از تونل زاب به عنوان کلید اصلی طرحهای ستاد احیا تا پایان سال نوید احیای دریاچه را در آینده نزدیک میدهد.
پارک ملی دریاچه ارومیه با ویژگیهای خاص خود بعد از دریاچه شور بحر المیت در دنیا به عنوان دومین دریاچه شور و بزرگ در جهان به شمار میرود؛ این دریاچه به عنوان بزرگترین تالاب دائمی با دارا بودن ۱۰۲ جزیره بزرگ و کوچک در استان قابلیتهای زیادی را در دل خود جای داده است.
مساحت این دریاچه بیش از ۵۷۰ هزار هکتار است. با به خطر افتادن وضعیت این دریاچه علاوه بر تهدیدات زیست محیطی استان، حیات گونههای باارزش و نادر کشور از جمله گوزن زرد ایرانی و… نیز به خطر خواهد افتاد.
هر سال فصل تابستان به دلیل گرمای زیادی هوا و تبخیر آب دریاچه ارومیه کم شده و صحنههای ناراحت کنندهای از این تالاب زیبا به نمایش در میآید اما امسال بر اساس اعلام مسئولان ستاد احیا به دلیل رکورد افزایش سطح تراز اگر تبخیر هم باشد باز دریاچه پرآب خواهد بود.
برای اطلاع از آخرین وضعیت دریاچه ارومیه و اقدامات ستاد استانی احیای دریاچه ارومیه سراغ فرهاد سرخوش، رئیس استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی رفتهایم.
تراز دریاچه ارومیه روی خط صعود/ رهاسازی روزانه۲۱میلیون مترمکعب آب
روزانه ۲۱ میلیون مترمکعب آب از سدها به سمت دریاچه ارومیه رهاسازی میشود
رئیس استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی در خصوص آخرین وضعیت دومین دریاچه شور دنیا گفت: به دلیل بارشهای مناسب، به سرانجام رسیدن برخی طرحهای ستاد احیا و رهاسازی آب سدها به سمت دریاچه ارومیه این روزها دریاچه روی خط رکورد قرار گرفته و سطح تراز روزانه در حال افزایش است.
فرهاد سرخوش با بیان اینکه تاکنون در مجموع ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب از سدهای استان به سمت دریاچه ارومیه رهاسازی شده است عنوان کرد: رهاسازی و اعطای حق آبه دریاچه ارومیه از سدهای استان تا پایان اردیبهشت امسال تداوم دارد و در مرحله دوم نیز بعد از آذرماه دوباره رهاسازی آب سدها به سمت دریاچه ارومیه آغاز میشود.
وی با بیان اینکه دستگاه سنجش دبی در تمام رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه نصب شده است گفت: با سنجش دبی رودخانه تا پایان اردیبهشت هر چقدر رودخانههای استان ورودی مناسب داشته باشند، آب مازاد به سمت دریاچه ارومیه رهاسازی میشود که پیش بینی میشود در مرحله اول بیش از ۷۵۰ میلیون مترمکعب آب از سمت سدهای استان به دریاچه رهاسازی شود.
رئیس استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه لایروبی رودخانهها، کشت گیاهان کم آب بر، کشت جایگزین، اجرای طرح آبیاری نوین به همراه تونل زاب را از مهمترین طرحهای ستاد احیای دریاچه ارومیه اعلام و اضافه کرد: بسیاری از طرحها با روند مناسب و بر اساس زمانبندی مشخص شده در حال اجرا و اتمام هستند.
خط انتقال آب از زاب به دریاچه ارومیه در مراحل پایانی است
سرخوش با بیان اینکه خط انتقال آب از زاب به سمت دریاچه ارومیه مهمترین طرح ستاد احیای مراحل پایانی را طی میکند افزود: پروژه کانیسیب به طول ۳۶ کیلومتر بزرگترین و مهمترین خط انتقال آب به دریاچه ارومیه است که در حال حاضر مراحل سخت افزاری آن رو به پایان است.
وی با بیان اینکه این پروژه شامل طرحهای متعددی از جمله تونل انتقال، تصفیه خانههای حوزه آبریز دریاچه ارومیه و … است که پیش بینی میشود بخشی قابل توجهی از طرح امسال به اتمام برسد اضافه کرد: تا یک سال آینده آب از طریق خط انتقال سد کانی سیب به دریاچه ارومیه میرسد و ۶۵۰ میلیون متر مکعب از آب موردنیاز این دریاچه تأمین خواهد شد.
مدیر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه اظهار کرد: با تمام برخی طرحها دریاچه ارومیه هنوز به ۹.۵ میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد تا به تراز اکولوژیک خود یعنی عدد ۱۲۷۴.۱۰ برسد که با اتمام کامل پروژههایی که برای نجات دریاچه ارومیه طراحی شده است بتوانند سالانه ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه وارد کنند تا به تراز اکولوژیک خود برسد.
سرخوش با تاکید بر اینکه اقدامات برای احیای دریاچه ارومیه همچنان ادامه دارد افزود: با رهاسازی و اتمام برخی طرحها و بهبود نسبی دریاچه ارومیه اقدامات ستاد احیا متوقف نمیشود بلکه برای اینکه دوباره دچار بحران نشویم باید برخی از اقدامات از جمله پایش رودخانهها، ترمیم سردهنه در نقاطی که آسیب دیده و بستن آنها در فصول غیر زراعی را تا سالهای سال ادامه دهیم.
افزایش ۳۲ سانتیمتری سطح تراز دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته
رئیس استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه از افزایش ۳۲ سانتیمتری سطح تراز دریاچه ارومیه امروز در مقایسه با مدت زمان مشابه پارسال خبر داد و گفت: همچنین دریاچه به دلیل حل شدن نمک در آب در بسیاری از نقاط عمیقتر شده است.
وی با اشاره به اینکه وسعت دریاچه ارومیه به بیش از سه هزار و ۱۰۶ کیلومتر مربع رسیده است اضافه کرد: وسعت دریاچه نسبت به سال گذشته ۷۹۰ کیلومتر مربع افزایش دارد و حجم فعلی دریاچه ارومیه به بیش از چهار میلیارد و ۹۸۸ میلیون مترمکعب رسیده است.
سرخوش با بیان اینکه قبل از تشکیل این ستاد، تراز دریاچه ارومیه سالانه به طور متوسط ۴۰ سانتیمتر کاهش مییافت بیان کرد: برنامهریزی، تخصیص اعتبار و تلاش مسئولان برای احیای این دریاچه، روند خشک شدن آن را متوقف کرد.
وی با تاکید بر اینکه طرحهای انتقال آب به دریاچه ارومیه هنوز به بهره برداری نرسیده است، اضافه کرد: سال آینده چندین طرح انتقال آب به دریاچه به بهرهبرداری میرسد که نقش بهسزایی در احیای دومین دریاچه شور دنیا خواهد داشت.
دریاچه ارومیه از اواسط دهه ۱۳۸۰ شروع به خشک شدن کرد و بنا بر آمار بینالمللی تا سال ۲۰۱۵ میلادی حدود ۸۰ درصد از مساحت آن خشک شد و در قالب طرحهای ستاد احیا قرار است ظرف مدت ۱۰ سال که از سال ۹۴ آغاز شده است به تراز اکولوژیک خود برسد.
طرح ترامپ برای از سرگیری فعالیتها در آمریکا همزمان با شیوع کرونا
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا دستور العملی را برای بازگشایی اقتصاد آمریکا در جریان بحران شیوع کرونا آماده کرده است.
برنامه ترامپ برای آغاز به کار در آمریکا در جریان شیوع کرونا شامل سه مرحله است و به برخی ایالتها اجازه دهد طی ماه جاری میلادی برخی محدودیتهایی مرتبط با کرونا را لغو کنند.
گفته شده براساس این طرح و در مرحله نخست، سالنهایی مانند رستورانها و سالنهای تئاتر با رعایت فاصله اجتماعی کنترل شده میتوانند فعالیت خود را از سر بگیرند.
قرار است در مرحله دوم، سفرهای غیر ضروری و شروع به کار مدارس از سر گرفته شود و در مرحله سوم، افراد آسیب پذیر جسمانی، فعالیتهای عمومی خود را با دیگران آغاز کنند.
در عین حال براساس دستور العمل ترامپ، تصمیم نهایی با فرمانداران ایالتهاست و برخی ایالتها حتی زودتر هم میتوانند محدودیتها را لغو کنند.
این در حالی است که مدیریت ترامپ در مقابله با کرونا با انتقادات شدید در داخل آمریکا روبرو شده و برخی کارشناسان نسبت به افزایش جان باختگان بر اثر کرونا در این کشور هشدار دادهاند.
هنوز کاخ سفید به صورت رسمی واکنشی به این طرح نشان نداده و اعلام نکرده که این طرح را چگونه اجرایی خواهد کرد.
ایران نایب رییس اول گروه ۲۴ صندوق بینالمللی پول شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بانک مرکزی، پیمان قربانی در جلسه مجازی گروه ۲۴ صندوق بینالمللی پول گفت: در طول سه ماه گذشته، شیوع گسترده و جهانی ویروس کووید -۱۹، جان انسانهای بیشماری را بر روی کره زمین گرفته و علاوه بر تحمیل آسیبهای بزرگ انسانی، اختلالات شدیدی را در اقتصاد جهان به همراه داشته است. ایران نیز، با حدود ۷۵ هزار مورد ابتلا به بیماری کووید -۱۹ و نزدیک به ۵ هزار مرگ ناشی از این بیماری، شدیدترین آسیب را در میان کشورهای خاورمیانه و گروه ۲۴ متحمل شده است.
نماینده نایب رئیس گروه ۲۴ صندوق بینالمللی پول افزود: مقامات ایرانی از هیچ تلاشی در جهت نجات زندگی انسانها فروگذار نکرده و با اتخاذ اقدامات مالی، پولی و بودجهای ضربتی، سعی در مدیریت خدمات بهداشتی و اضطراری در راستای مهار مرگ و میر ناشی از این بیماری و کاهش آثار منفی اقتصادی، اجتماعی و انسانی آن، بویژه بر خانوارها و کسبوکارهای آسیبپذیر داشتهاند.
معاون اقتصادی بانک مرکزی همچنین اظهار داشت: به دلیل تحمیل تحریمهای ناعادلانه و یکجانبه مالی و تجاری بر ایران، واردات و تأمین محصولات پزشکی حیاتی و موردنیاز و سایر ملزومات به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
وی با اشاره به اینکه پاندمی کووید -۱۹ با هرگونه بحران مشابه قابل قیاس نبوده، بیان کرد: به عنوان یک چالش جهانی نیازمند راهحلی جهانی است. بدیهی است که تا زمان ریشهکن شدن این بیماری در همه کشورهای جهان و بازگشت کامل امنیت، هیچ کشوری مصون نخواهد ماند.
معاون اقتصادی بانک مرکزی خطاب به رئیس جلسه با اشاره به واکنش سریع صندوق بینالمللی پول و گروه بانک جهانی در قبال این موقعیت وخیم و ملتهب، بهخصوص در قالب ارائه بسته اضطراری بانک جهانی و تسهیلات RFI، RCF و CCRT صندوق بینالمللی پول، ادامه داد: ما اعتقاد داریم که در این مسیر، تقویت چارچوب وامدهی متعارف صندوق بینالمللی پول، استفاده از تخصیص حق برداشت مخصوص و تسریع در روند مذاکرات در شانزدهمین دور بررسی عمومی سهمیهها مفید خواهد بود.
معاون اقتصادی بانک مرکزی افزود: لازم است از یک سو سیاستگذاران تلاشهای خود را جهت مرتفع کردن چالشهای مربوط به حوزه سلامت و اقتصاد افزایش دهند، از سوی دیگر ضروری است که به منظور ایجاد اطمینان از حصول موفقیت در ریشهکنی پاندمی کووید -۱۹ و همچنین احیای رشد اقتصاد جهانی، اقدامات و مساعدتهای چندجانبه و هماهنگ بهکار گرفته شود.
وی در پایان خاطر نشان کرد: همانگونه که در بیانیه گروه ۲۴ آمده، لازم است که کمکهای مالی و فنی حداکثری سازمانهای بینالمللی و محلی به کشورهای عضو G۲۴ به شیوهای برابر، عادلانه و بهدور از هرگونه تبعیض ارائه شود.
به گزارش خبرنگار مهر، مقام معظم رهبری با نامگذاری سال جاری با نام «جهش تولید» مأموریت قوای سه گانه و تمرکز فعالان بخش خصوصی را به تحقق این شعار معطوف کردند. فعالان بخش خصوصی و تولیدکنندگان با چالشهای متعددی در فضای کسب و کار کشور مواجه هستند که هریک از این چالشها به مثابه سنگی بزرگ پیش پای فعالان اقتصادی، سرعت سیر آنها را کُند وگاهی حتی متوقف کرده است. این چالشها و اصلاحات قابل انجام در سال جاری جهت کمک به تحقق شعار «جهش تولید» بهانه گفتگوی ما با دکتر «محمد شیریجیان» پژوهشگر اقتصاد ایران شد که مشروح آن از نظر گرامی تان میگذرد:
خبرنگار مهر: رهبر معظم انقلاب برای سال ۹۹ با نامگذاری امسال به نام «جهش تولید» مأموریت قوای سه گانه و تمرکز فعالان اقتصادی را بر ایجاد جهش در تولیدات داخلی معطوف کردند. الزامات رسیدن و تحقق این شعار را شامل چه مواردی میدانید؟
دکتر شیریجیان: متأسفانه در طرف عرضه مشکلات زیادی داریم به عنوان نمونه، نظام مالیاتی و نظام تأمین اجتماعی یکی از مشکلات جدی تولید کنندگان است، در حوزه نظام بانکی و تسهیلاتی که در این حوزه میتوان ارائه کرد، در حوزه بازار سرمایه و خدماتی که بازار سرمایه میتواند در تأمین نقدینگی و تأمین سرمایه توسعهای در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد مشکلاتی وجود دارد که سد راه تولید داخلی شده است.
موضوع دیگر، شفافیت در فرایندها و مبارزه با فساد است. در حال حاضر یکی از مشکلات جدی که باعث شده نظام سیاستگذاری ما تولیدکنندگان واقعی را از کسانی که قصد سو استفاده دارند تشخیص ندهد. لذا ایجاد شفافیت در فرایندها و مبارزه با انواع رانتها یکی از سر فصلهایی است که باید مورد توجه جدی شود. رفع مقررات دست و پاگیر دولتی و لزوم دخالت نکردن دولت نیز موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد چراکه این مداخلات در بسیاری از مواقع مانعی برای پیشرفت امور شده و فسادهایی در کنار آن شکل گرفته است.
تسهیل صدور مجوزهای کسب و کار نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. این موضوع نیز باعث فعالیت یا توسعه کسب و کارها شده است. ما متأسفانه اصل را بر این گذاشتهایم که هر کسب و کاری که میخواهد کاری انجام دهد باید مجوز داشته باشد در صورتی که اگر اصل را بر این بگذاریم که کار، شروع شود و اگر نیاز به کسب مجوزی بود بعداً برای آن اقدام شود این مانع برداشته میشود.
نظام برنامه ریزی و سیاستگذاری اقتصادی باید به سمتی برود که متغیرهای کلان اقتصادی برای فعالان اقتصادی پیش بینی پذیر شوند
موضوع بعدی، ثبات و برنامه پذیر بودن متغیرهای کلان اقتصادی است. این معضل در بازار ارز بیشتر خودش را نشان میدهد. صحبت تولیدکنندهها این است که ما با تغییرات متغیرهای کلان اقتصادی مشکلی نداریم و قابلیت بروزرسانی را داریم اما اینکه این تغییرات پیشبینی پذیر نیست، کار را مشکل میکند. لذا نظام برنامه ریزی و سیاستگذاری اقتصادی باید به سمتی برود که متغیرهای کلان اقتصادی پیش بینی پذیر شوند. به عنوان مثال ما همیشه به دلیل ملاحظات سیاسی، نرخ ارز را بدون تغییر نگه میداریم و فنر آنرا فشرده میکنیم. طبیعی است در مواقعی این فنر آزاد میشود و نرخ ارز دچار جهش میشود. در صورتی که اگر همین نرخ ارز متناسب با نرخ تورم تعدیل شود این برای فعالان اقتصادی پیشبینیپذیر خواهد بود و میتوانند طبق آن برنامه ریزی کنند.
مسئله دیگری که باید به آن اشاره کنم، اولویت داشتن صلاحیتهای فنی به جای تمکن مالی در اعطای انواع و اقسام امتیازها و واگذاریهای دولتی است. به عنوان مثال در اصل ۴۴ مبنای واگذاریها تمکن مالی قرارداده شده است. این باعث شده که وقتی کسی تمکن مالی داشته، با وجود آنکه صلاحیت فنی اداره آن مجموعه را نداشته، بتواند مالک یک واحد تولیدی شود. این باعث شد که برخی از شرکتهای واگذار شده عملاً حتی کارایی قبل از واگذاری را نیز پیدا نکنند.
در صورتی که اگر ما مبنای واگذاری را مدیریتی – مالکیتی قرار دهیم و واگذاریها را به کسی که صلاحیت فنی و اهلیت دارد، بسپاریم و از سودی که آن شرکت کسب میکند، اقساط دولت بازپرداخت شود، عملاً مجموعههای واگذار شده به صورت کارآمدتری اداره میشوند و به دلیل اینکه خود آن فرد، آن مجموعه را به این رشد و بالندگی رسانده است، طبیعتاً برای آن مجموعه دلسوزی بیشتری نیز انجام میدهد. لذا یک موضوعی که در پرداخت انواع امتیازهای دولتی، تسهیلات بانکی و واگذاریها باید توجه شود بحث صلاحیت فنی به جای تمکن مالی است.
اعطای مشوقهای اقتصادی اعم از مشوقهای یارانهای و مالیاتی باید متناسب با ارتقای بهرهوری بنگاههای تولیدی باشد.
یکی از موضوعات دیگر، اعطای مشوقهای اقتصادی اعم از مشوقهای یارانهای و مالیاتی متناسب با ارتقای بهرهوری بنگاههای تولیدی است. به عنوان نمونه اگر دولت بگوید که اگر شما در حوزه انرژی این میزان بهره وری را کسب کنید، از مشوقهای اقتصادی بهره مند میشوید، این باعث میشود سازوکارهای تولیدیما سازوکارهای بهرهوری شوند. بنابراین یکی از موضوعات جدی که در تصمیمگیریها باید رعایت شود، تناسب مشوقهای اقتصادی با بهره وری بنگاههای تولیدی است. این بهره وری میتواند هم در فرایندهای تولیدی مورد توجه قرار گیرد و هم در کیفیت محصولات.
یکی از بحثهای دیگری که مقام معظم رهبری نیز بر روی آن تاکید دارند، مبارزه جدی با قاچاق است. الحمدلله کارهای خوبی اتفاق افتاده است. که البته نیاز است کارهای بیشتری انجام شود. یکی از کارهای مهم مجلس جدید باید بررسی و تعیین تکلیف اصلاحیه قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز باشد که ارتباطی جدی با شعار سال دارد و متأسفانه چند سالی است درمجلس معطل مانده است. موضوع دیگری که باید در سال جهش تولید مورد توجه قرار بگیرد، افزایش مهارت نیروی کار متناسب با نیازمندیها است. یکی از مشکلات ما بحث آموزش است. متأسفانه خروجیهای فارغ التحصیلان نظام آموزشی ما تناسبی با نیاز بازار کار ندارد.
یکی از کارهای مهم مجلس جدید باید بررسی و تعیین تکلیف اصلاحیه قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز باشد که ارتباطی جدی با شعار سال دارد و متأسفانه چند سالی است د رمجلس معطل مانده است
این باید به صورت جدی هم در نظام فنی حرفهای و هم در نظام آموزش عالی پرداخته شود که نیروی کار ما تناسبی با نیازمندیهای بازار کار داشته باشد. اقدام دیگری که میتواند طرف عرضه را با تغییرات جدی رو به رو کند، حمایت از توسعه و رونق بخشهای کلیدی در اقتصاد است. بخشهای کلیدی همیشه موتور محرکه بخشهای دیگر اقتصاد هستند. به عنوان نمونه یکی از بخشهای محرک اقتصاد، حوزه مسکن است که پیوندهای پسین و پیشین جدی داشته و ظرفیت اشتغال زایی بالایی دارد. مصالحی که در حوزه مسکن به کار گرفته میشود بخش پیشین خودش را به جد فعال میکند و طبیعتاً وقتی مسکنی ساخته میشود نیازمندیهای تجهیز و لوازم خانگی نیز فعال میشود.
بخش انرژی هم نمونهای دیگری است. به عنوان مثال ما اگر پالایش خودمان را فعال کنیم هم حوزه بالادستی و هم حوزه پایین دستی فعال میشود لذا فعال کردن این بخشهای کلیدی به جهش تولید کمک خواهد کرد.
اقدام دیگری که میتواند طرف عرضه را با تغییرات جدی رو به رو کند، حمایت از توسعه و رونق بخشهای پیشران اقتصاد است. بخشهای کلیدی همیشه موتور محرکه بخشهای دیگر هستند. یکی از موتورهای محرکه اقتصاد، حوزه مسکن است که پیوندهای پسین و پیشین جدی داشته و ظرفیت اشتغال زایی بالایی دارد
بحث دیگر، تنظیمگری و تسهیلگری دولت برای تکمیل زنجیره ارزش بنگاههای تولیدی است. طبیعتاً یکی از مشکلات جدی بنگاههایی که تعطیل شدهاند، فقدان تقاضاست. اگر دولت زنجیره بنگاهها را تکمیل کند که خروجی یک بنگاه تبدیل به ورودی بنگاه دیگر شود، به تأمین تقاضای بنگاههای تولیدی ما کمک زیادی میکند. این تکمیل هم میتواند افقی باشد. یعنی خود بنگاهها با تنظیم گری دولت به هم مرتبط شوند و هم میتواند عمودی باشد یعنی بنگاههای تولیدی ذیل یک بنگاه بزرگتر قرار گیرند و قطعات و اقلام را از الزامات آن بنگاه بزرگتر تأمین کنند. این موارد سرفصلهایی بود که در طرف عرضه به ذهن بنده رسید و اتفاقات مثبتی که باید در نظامهای تولیدی صورت گیرد که من به چند مورد از آنها را به صورت جدیتر ورود پیدا میکنم.
چالشهایی که اشاره کردید موانعی است که طی سالهای گذشته پیش روی فعالان اقتصادی بوده و همگان نیز بر لزوم رفع آنها اتفاق نظر داشتهاند. این چالشها سال گذشته و سال قبل از ان هم وجود داشت و در سال گذشته که سال رونق تولید بود هم حل و فصل نشد و هیچ اصلاح ساختاری و سیاست گذاری مؤثری در حوزه تولید اتفاق نیفتاد، به عنوان مثال مالیات بر ارزش افزوده مانند قبل بود، نظام تأمین اجتماعی همان نظام پردست انداز برای فعالان اقتصادی بود، در نظام بانکداری هیچ حرکت رو به جلویی اتفاق نیفتاد. بنظر شما در یکسال پیش روچه اصلاحات و اقداماتی قابل انجام است تا به تحقق شعار سال کمک کند؟
طبیعتاً مشکلات زیاد است و تصور اینکه همه این مشکلات در یک سال برطرف شود، تصور اشتباهی است. یکی از راهکارهایی که میتوان علیرغم وجود این چالشها، به تحقق جهش تولید کمک کرد این است که بیاییم و بر حوزههایی که مزیت داریم و نقطه قوت ما محسوب میشود تمرکز کنیم. مثلاً در حوزه صادرات، اقلامی که الان بازار خوبی دارند را شناسایی کنیم و با رفع موانع بصورت موردی، صادرات آنهارا افزایش دهیم یا برای اقلامی خاص، بازار داخلی شأن را تقویت کرد.
بخصوص در حال حاضر با شیوع ویروس کرونا، برخی اقلام صادراتی بویژه در کشورهای همسایه بازار خوبی دارند که با پیگیری، تدبیر و حل به موقع موانع، میتوانند درامدهای خوبی برای کشور ایجاد کنند و منجر به جهش تولید شوند. دیپلماسی فعال اقتصادی برای برقرار ماندن جریان تجارت در مرزهای زمینی که طی ایام اخیر بدلیل شیوع ویروس کرونا با چالشهایی مواجه بوده، یکی از الزامات تحقق شعار امسال است که امیدوارم مسئولان با دقت نظر بیشتری پیگیر آن باشند.
در حال حاضر با شیوع ویروس کرونا، برخی اقلام صادراتی بویژه در کشورهای همسایه بازار خوبی دارند که با پیگیری، تدبیر و حل به موقع موانع، میتوانند درامدهای خوبی برای کشور ایجاد کنند و منجر به جهش تولید شوند
همانطور که اشاره کردم، یکی از راهکارهای میانبر مهم، فعال کردن بخشهای کلیدی و پیشران اقتصاد است. این بخشها مانند یک موتور محرکه و لوکوموتیو عمل میکند و بقیه بخش را میکشد که مسکن یکی از جمله آنهاست.
طرح ملی مسکن میتواند امسال این نقش را ایفا کند؟
بله، میتواند اما اگر زمان و امکانات یاری کند. همانگونه که رهبری فرمودند اثر جهش تولید باید تأثیر ملموس در زندگی مردم بگذارد و مردم جهش تولید را احساس کنند. یکی از بخشهای آن میتواند همین بخش مسکن باشد که با امنیت اجتماعی و امنیت خانوادگی نیز ارتباط دارد.
دیپلماسی فعال اقتصادی برای برقرار ماندن جریان تجارت در مرزهای زمینی که طی ایام اخیر بدلیل شیوع ویروس کرونا با چالشهایی مواجه بوده، یکی از الزامات تحقق شعار امسال است که امیدوارم مسئولان با دقت نظر بیشتری پیگیر آن باشند.
نظام مالیاتی کشور از جمله نظامهای ضدتولید و حامی بخش غیرمولد است. طی سالهای اخیر علیرغم وعدههای مکرر دولت برای اصلاح سیاستهای مالیاتی، شاهد اقدام اثرگذاری این حوزه نبودیم. نه معافیتها و فرارهای مالیاتی آن گونه که انتظار میرفت سامان پیدا کرد، نه فعالیتهای غیرمولد بویژه واسطهگری و دلالی با مالیات بر عایدی، مهار شد. تحلیل جنابعالی چیست؟
متأسفانه همینطور است؛ نظام مالیاتی کشور یکی از چالشهای جدی است که تولیدکنندگان با آن دست و پنجه نرم میکنند و همانطور که اشاره کردید در حال حاضر تمرکز نظام مالیاتی ما به جای بخش غیر مولد، بر تولیدکنندگان است. بررسیها نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد درآمدهای مالیاتی کشور از تولیدکنندگان حاصل میشود و بار کمتری بر دوش بخش غیرمولد است. این موضوع دلایل مختلفی دارد. یکی از مشکلات، معافیتهای مالیاتی بی مورد است. این باعث میشود تحقق درآمد مالیاتی که دولت در بودجه پیشبینی میکند بر دوش تولید کننده بیفتد. پس یکی از راهها رفع معافیتهای مالیاتی بی مورد از جمله معافیت مالیاتی مناطق آزاد است.
جهش تولیددرگروی تحریک تقاضا/تامیناجتماعی به تولیدکننده ظلم میکند
یکی از راهکارهای دیگر مدیریت فرارهای مالیاتی است. برآورد شده در کشورمان حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم. اگر بخشی از این فرارهای مالیاتی کنترل شود باعث میشود فشار بر تولیدکننده جهت تحقق درامد مالیاتی کاهش یابد. بحث دیگر پایههای مالیاتی است که در این سالها متأسفانه مغفول واقع شده است. PIT یا مالیات بر درآمد اشخاص، مالیت بر عادی سرمایه، مالیات بر خانههای خالی، مالیات بر ماشینهای لوکس، مالیات بر تراکنشهای بانکی بالا، اینها ظرفیتهایی است که نظام مالیاتی ما بی توجه است و باعث شده بار مالیاتی بر دوش تولید کنندگان قرار گیرد.
در حال حاضر تمرکز نظام مالیاتی کشور به جای بخش غیر مولد، بر تولیدکنندگان است. بررسیها نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد درآمدهای مالیاتی کشور از تولیدکنندگان حاصل میشود و بار کمتری بر دوش بخش غیرمولد است یکی از اصلاحاتی که باید انجام شود این است که بار مالیاتی را از بخش مولد به سمت بخش غیر مولد ببریم. در حال حاضر تولیدکنندگان هم ۲۵ درصد مالیات بر درآمد و هم ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده را میپردازند. مالیات بر ارزش افزوده قرار بود توسط مصرف کنندهها پرداخت شود اما سالهاست تولید کننده ها نیز در فرایندهای مختلف این ۹ درصد را میپردازند.
ضمن اینکه نظام مالیاتی ما ضدبهره وری هم هست.
بله، متأسفانه نظام مالیاتی کشور ضد بهره وری است یعنی تولیدکنندهای که بهره وری بیشتری دارد مجبور است مالیات بیشتری بپردازد به دلیل اینکه مالیات بر درآمد از سود اخذ میشود و اگر تولیدکنندهای هزینه تمام شده کمتری داشته باشد عملاً مالیات بیشتری میپردازد. این یکی از مشکلاتی است که باید حل شود در حال حاضر تولید کنندهها انگیزهای ندارند که هزینه تمام شده خود را پایین بیاورند چراکه در این صورت باید مالیات بیشتری بپردازند. مشکلات مالیات بر ارزش افزوده و این تواتر دریافتی که در مالیات بر ارزش افزوده است باید حل شود.
متأسفانه نظام مالیاتی کشور ضد بهره وری است یعنی تولیدکنندهای که بهره وری بیشتری دارد مجبور است مالیات بیشتری بپردازد چرا که مالیات بر درآمد از سود اخذ میشود و اگر تولیدکنندهای هزینه تمام شده کمتری داشته باشد عملاً مالیات بیشتری میپردازد
بحث دیگر نرخ تورم و تسهیلات مالیاتی است که باید سیاستها در این بخش اصلاح شود. دلیل اصلی تورم، بیانضباطی مالی دولت است. اساساً یکی از بزرگترین منتفعین تورم خود دولت است. به همین دلیل است که اندیشمندان علم اقتصاد معتقدند تورم، ظالمانه ترین نوع مالیاتی است که دولت از مصرف کننده و تولیدکننده دریافت میکند. چرا باید بار اصلی تورم بر دوش تولید کننده بیفتد؟ چرا دولت به وسیله ابزارهایی که دارد اثر این تورم بر تولیدکننده را کمتر نمیکند؟ وقتی که تورم ایجاد میشود، هزینه تمام شده تولید کننده بالا میرود.
خیلی از تولیدکنندهها سقف قیمتی دارند، مثلاً شرکتی تولیدکننده لبنی است و باید محصول خود را با نرخ مشخصی به بازار عرضه کند اما از طرفی تورم باعث شده هزینه تمام شده او بالا برود. دولت اینجا میتواند تسهیلاتی مالیاتی در نظر بگیرد و بگوید تولیدکنندهای که به دلیل تورم هزینه اش بالا رفته است را با تخفیف مالیاتی کمک میکنیم تا هزینه تمام شدهاش کاهش یابد. از آن طرف تولید کننده نیز انگیزه داشته باشد که قیمت محصولش را متعادل کند. ما باید نرخ مالیات را متناسب با نرخ تورم تولیدکننده تعدیل کنیم تا هزینه تمام شده تولیدکننده کاهش یابد.
دلیل اصلی تورم، بیانضباطی مالی دولت است. اساساً یکی از بزرگترین منتفعین تورم خود دولت است و تورم، ظالمانه ترین نوع مالیاتی است که دولت از مصرف کننده و تولیدکننده دریافت میکند. چرا باید بار اصلی تورم بر دوش تولید کننده بیفتد؟ چرا دولت به وسیله ابزارهایی که دارد اثر این تورم بر تولیدکننده را کمتر نمیکند؟
بله، متأسفانه نکته دیگری که باعث بروز مشکل در تولیدیها شده، بحث مرور زمان و اتلاف زمان در مسائل مالیاتی تولیدکنندهها است. اگر تولید کنندهای نسبت به مالیاتی ملاحظهای داشته باشد، زمانی که طرح دعوا میکند، به شدت با مساله مرور زمان مواجه شده و هزینههای زیادی بر او تحمیل میشود.
در دعویهای مالیاتی، اگر بنگاه شکایت کرده باشد، متشاکی و قاضی هر دو، اداره مالیاتی هستند. یعنی فرایند طرح دعویهای مالیاتی به این صورت است که خود اداره مالیاتی که میزان مالیات را تعیین کرده، هم طرف متشاکی است و هم خودش قاضی است؛ خیلی از هیئتهایی که باید به شکایت کارفرما رسیدگی کنند در اداره مالیاتی هستند. طبیعی است که صدای فعال اقتصادی به جایی نمیرسد. لذا با حل این سازوکارهای اداری و استقلال مراجع قضاوت از مرجع حکم در اداره مالیات، بسیاری از مسائل تولیدکنندگان حل میشود.
همانطور که اشاره کردید، یکی از موانع جدی تولیدکنندگان، سازمان و قانون تأمین اجتماعی است؛ این موانع و دست اندازها را چگونه میتوان مرتفع کرد؟ آیا نیاز به اصلاح قانون داریم یا راهکار دیگری برای آن متصور است؟
این مشکل بسیار جدی است؛ ابهامی که بخشنامهها و دستورالعملهای حوزه بیمه دارد کمتر از مالیات نیست بلکه ابهامات آن بیشتر هم هست. در حوزه بیمه، قانون بیمه تأمین اجتماعی ما مصوب سال ۱۳۴۴ است و مبنا، حسابرسیها و بازرسیهای بیمهای، بخشنامهها و دستورالعملهای اداری است که متأسفانه ابهامات جدی دارد.
فرایند طرح دعویهای مالیاتی به این صورت است که خود اداره مالیاتی که میزان مالیات را تعیین کرده، هم طرف متشاکی است و هم قاضی است؛ خیلی از هیئتهایی که باید به شکایت کارفرما رسیدگی کنند در اداره مالیاتی هستند. طبیعی است که صدای فعال اقتصادی به جایی نمیرسد
در حال حاضر حسابرسهای تأمین اجتماعی وقتی دفاتر شرکتها را بررسی میکنند مبنای خودشان را دستور العمل ها و بخشنامههای اداریای قرار میدهند که به هیچ وجه برای تولیدکننگان روشن نیست و تولیدکننده از بسیاری از آنها اطلاعی ندارد. ابهام این بخشنامهها و اعمال سلیقه، هزینههای بیمهای فراوانی را برکارفرما و تولیدکنندههای ما وارد میکند یعنی نظام بیمه ما تبدیل به مجموعهای از بخشنامهها و دستورالعملهای مبهم شده است و عملاً قانون تأمین اجتماعی که خود آن نیز قدیمی است تبدیل به فرع شده و اصل این بخشنامهها هستند.
به همین دلیل یکی از موضوعات جدی که باید اصلاح شود یکپارچگی این دستورالعمل هاست. مجلس یازدهم باید اولاً قانون تأمین اجتماعی را اصلاح کند دوماً این بخشنامهها و دستورالعملها را یکپارچه کند تا فقط همین مبنا برای تفاهم بین سازمان تأمین اجتماعی، کارفرماها، کارگرها و پیمانکاران قرار گیرد و چیزی غیر از آن مبنا نباشد که همین را تولیدکنندگان ما مبنا برای تنظیم صورتهای مالی، مستندات و پرداخت بیمه قرار دهند.
این بخشنامههای بیمهای مصوب دولت هستند؟
متأسفانه بخشنامههایی که در تأمین اجتماعی تصویب میشود مصوبه هیئت دولت نیست و خود شورای عالی تأمین اجتماعی و رئیس تأمین اجتماعی بخشنامهای را ابلاغ میکنند و بر اساس آن هزینههایی را بر تولید کننده ها وارد میکنند. متأسفانه سازمان تأمین اجتماعی هزینههای خودش را بردوش تولیدکنندهها تحمیل کرده است. ما میدانیم خود سازمان تأمین اجتماعی چشم انداز خوبی ندارد و پیش بینی شده که حتی تا ۷ یا ۸ سال آینده به یک سازمان ورشکسته تبدیل شود.
نظام بیمه تأمین اجتماعی کشور تبدیل به مجموعهای از بخشنامهها و دستورالعملهای مبهم شده است و عملاً قانون تأمین اجتماعی که خود آن نیز قدیمی است تبدیل به فرع شده و اصل این بخشنامهها هستند
یعنی پرداختیها و مستمریها بسیار بیشتر از پرداخت کنندگان بیمه خواهد شود. متأسفانه شرکتهایی که ذیل شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی (شستا) هستند عمدتاً شرکتهای زیانده هستند و عمدتاً بار هزینه آنها بر دوش تولیدکننده و کارفرما افتاده و تأمین اجتماعی حتی به بهای تعطیل شدن بنگاهها، هزینههای خودش را بر دوش بنگاهها میاندازد و مطالبات غیر شفاف اش را وصول میکند. مطالبات تأمین اجتماعی از نوع دیون ممتازه است و تأمین اجتماعی میتواند حتی بدون اجازه بنگاه، از حساب بنگاه برداشت کند و حتی اگر نتواند برداشت کند به سراغ حساب اعضای هیئت مدیره میرود و از حساب آنها برداشت میکند. مواردی داریم که هزینهای که تأمین اجتماعی اخذ کرده از ارزش کل شرکت بیشتر شده است! یعنی اگر فرد کل شرکتش را هم بفروشد نمیتواند بدهی تأمین اجتماعی را پرداخت کند.
یکی از تسهیلاتی که برای تولیدکنندگان قرار دادند این است که گفتند که ما مبنا برای حسابرسی تأمین اجتماعی را سال آخر در نظر میگیریم در صورتی که در حال حاضر وقتی یک بنگاه تولیدی میخواهد مفاصای یک قرار داد پیمانکاری را از شعبه تأمین اجتماعی بگیرد اول یک تعهد نامه میگیرند که ما ده سال قبل تو را هم بررسی میکنیم تا مفاصا تو را بدهیم. یعنی این تسهیلات را هم به این صورت دور زدهاند. درست است که ده سال را همان موقع رسیدگی نمیکنند اما تعهد میگیرند که بررسی کنیم.
مجلس یازدهم باید اولاً قانون تأمین اجتماعی را اصلاح کند دوماً این بخشنامهها و دستورالعملهای موجود را یکپارچه کند تا فقط همین، مبنا برای تفاهم بین سازمان تأمین اجتماعی، کارفرماها، کارگرها و پیمانکاران قرار بگیرد
درباره حق بیمه قراردادهای پیمانکاری هم اجحاف در حق پیمانکاران زیاد است.
بله، یکی از مشکلات جدی که باعث شده هزینه پروژهها و قراردادهای پیمانکاری بالا برده شود، بحث بیمههای مضاعف است. وقتی که یک شرکتی یک قراردادی از کارفرمایی میگیرد، این شرکت قرارداد را با استفاده از ظرفیت نیروی انسانی خود انجام میدهد اما عملاً این شرکت هم مجبور است لیست بیمه کارکنان خود را ماهانه پرداخت کند و هم ما به این قرارداد تأمین اجتماعی انواع و اقسام ضریبهای بیمهای را زدهایم! ضریب ۷.۸ درصد، ضریب ۱۶.۶۷ درصد و … بسته به اینکه این کار به صورت فیزیکی انجام شود یا با تجهیزات.
این باعث شده ما بیمه مضاعفی را بر تولیدکنندهها اعمال کنیم؛ تأمین اجتماعی هم کاری ندارد که این قرارداد بابت چه نیروی انسانی انجام میشود، بیجهت این ۱۶.۶۷ درصد را میزند و باعث میشود هم هزینه به تولیدکننده تحمیل شود هم قیمت رقابتی خدمات تولیدکنندههای ما بالا برود. سازمان تأمین اجتماعی هزینههای خودش را با حق بیمه ناعادلانه قراردادهای پیمانکاری، بر تولیدکنندهها تحمیل میکند. پولی که از این حق بیمه قراردادها گرفته میشود حقیقتاً ظلم و پول بیجهتی است که تأمین اجتماعی برای جبران هزینه اداره شستا دریافت میکند.
از سازمان تأمین اجتماعی نه کارفرما راضی است، نه کارگر، و نه خدمات درمانی و بازنشستگی مطلوبی ارائه میدهد؛ فقط کسانی راضی هستند که در هیأت مدیره شرکتهای شستا حقوقهای نجومی میگیرند
متأسفانه شستا در حال حاضر محل بازنشستگی خیلی از آقایان شده است! رد پای خیلی از کسانی که حقوقهای نجومی گرفتند هم باید اینجا دید. آقای ربیعی در زمانی که وزیر کار بودند، گفتند اگر ما تمام دارایی تأمین اجتماعی را بفروشیم اندازه ۵ ماه حقوق بازنشستگان پول نداریم یعنی عمدتاً تأمین اجتماعی پول بازنشستگان را از حق بیمهها و ضرایب قراردادها کسب میکند.
چرا وضعیت آن مجموعه این است؟ چرا وضعیت ثروت آنها این است که ۵ ماه کفاف نمیدهد؟ از سازمان تأمین اجتماعی نه کارفرما راضی است، نه کارگر و نه خدمات درمانی و بازنشستگی مطلوبی ارائه میدهد؛ فقط کسانی که در هیأت مدیره های شرکتهای شستا، حقوقهای نجومی میگیرند، راضی هستند.
یکی از مشکلات دیگر، متأسفانه انحصار در تأمین اجتماعی است در حال حاضر ۴۲ میلیون نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار دارند علت آن هم انحصار در این حوزه است که باعث شده در حوزه بیمه نیز مانند خودروسازها انحصار ایجاد شود و انواع و اقسام ظلمها چه به بیمه شدگان و چه به کسانی که حق بیمه دریافت میکنند روا شود.
یکی از راهکارهای جدی، سهامی عام کردن سازمان تأمین اجتماعی است. این سازمان در حال حاضر متأسفانه تبدیل به پارکینگ مدیران بازنشسته شده است. ذی نفع تأمین اجتماعی کیست؟ یا کارفرماست و یا کارگر اما در حال حاضر کارفرماها و کارگرها چقدر در مدیریت تأمین اجتماعی نقش دارند؟
متأسفانه دریافت حق بیمه در موارد متعددی منجر به تعطیل شدن بنگاههای خصوصی شده است و شرایطی که رئیس قوه قضائیه برای بدهیهای بانکی اعلام کردند که بدهی بانکی نباید منجر به تعطیل شدن بنگاه شود، در مورد بدهیهای تأمین اجتماعی وجود ندارد و بسیاری از بنگاهها به دلیل بدهی به تأمین اجتماعی در حال تعطیل شدن هستند.
مشکل دیگر این است که همان اشکالی که در ساختار اداری مالیات داریم در تأمین اجتماعی نیز وجود دارد. در حال حاضر اگر کسی به مبلغ حق بیمه اعتراضی داشته باشد باید نزد همان فردی برود که بدهی را برای او بریده است یعنی هم طرف متشاکی و هم طرف مجری و هم طرف قاضی تأمین اجتماعی است! پس باید استقلال مرجع قضائی ایجاد شود و پیگیری شکایت از خود تأمین اجتماعی گرفته شود.
براین این اساس عرض میکنم که ظلم سازمان تأمین اجتماعی به تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی محرز است وباید اصلاحاتی جدی در این حوزه انجام شود.
اگر کسی به مبلغ حق بیمه اعتراضی داشته باشد باید نزد همان فردی برود که بدهی را برای او بریده است یعنی هم طرف متشاکی و هم طرف مجری و هم طرف قاضی تأمین اجتماعی است!
مشکل کسب و کارها در حوزه بانکی شامل چه مواردی میشود؟
بانکها در کارکرد درست خود، واسطه وجوه هستند یعنی منابع را از سپردهگذار میگیرند و به تولید کنندهها میدهند اما درحال حاضر بانکها نقش واسطه وجوه را ایفا نمیکنند بلکه وجوه را میگیرند و به حوزههایی که میخواهند تخصیص میدهند.
بانکها باید در قراردادهای مشارکتی شرکت کنند یعنی باید اصل سرمایه سپردهگذار را تضمین کنند و بر اساس مشارکتی که انجام شده سود را تخصیص دهند. این کار عملاً باعث میشود ما بهرههای زیادی را بر تولیدکنندگان تحمیل نکنیم، مشکل ربا نیز حل شده و سود سپرده گذار هم منطقی و واقعی میشود. پس سپرده گذاران، تولیدکنندگان و خود بانک باید در سود واقعی مشارکت کنند و نه سود قطعی.
موضوع دیگر، بحث بهره مرکبی است که از تولیدکنندگان دریافت میکنیم یعنی هم بر اصل سرمایه و هم بر سود سرمایه مجدداً بهره دریافت میکنیم. یکی از مسائل جدی همین بهره مرکب است. بالای ۸۵ درصد منابع مورد نیاز تولیدکنندگان از طریق بانکها تأمین میشود پس این اتفاقات به شدت در هزینه تمام شده تولیدیها تأثیر میگذارد.
بانکها الان بین یک تولید کننده و غیر تولیدکننده تفاوتی قائل نیستند در حالی که اگر بانکها بین کسی که در بخش مولد کار میکند با کسی که در بخش غیر مولد کار میکند تمایزی قائل شوند خیلی از مسائل حل میشود. این تبعیض میتواند هم در نوع تضامین، هم در نرخ بهره، هم در دوره پرداخت و هم در شیوه مشارکتی باشد. این کار میتواند مسائل تولیدکنندهها را حل کند. بانکها همچنین میتوانند تسهیلات اعتباری خرید به مصرف کننده ها بدهند و اعطای آنرا منوط و مشروط به خرید کالای ایرانی کنند یعنی بانکها میتوانند عملاً برای تولیدکننده داخلی بازارسازی کنند.
بانک مرکزی هم میتواند از طریق ابزارهایی که در اختیار دارد مانند نرخ تنزیل، نرخ ذخیره قانونی و نرخ بهره تسهیلاتی را به تولیدکنندهها بدهد مثلاً به بانکها بگوید من نرخ تنزیل شما را تنها در صورت تأمین اعتبار تولیدیها به مقداری مشخص، پایین می آورم.
به بازارسازی برای تولید داخل و تحریک سمت تقاضا اشاره کردید؛ با توجه به اثرات مثبتی که این اقدام میتواند در جهش تولید داشته باشد، چه راهکارهای دیگری برای آن وجود دارد؟
یکی از ابهامات جدی که مصرف کنندگان ما دارند این است که کیفیت برخی تولیدات داخلی پایین است. در اینجا دولت میتواند ورود کند و تولیدکننده را موظف کند که اگر میخواهی از تسهیلات دولتی برخوردار شوی باید فلان استاندارد را پاس کنی یا در خدمات پس از فروش مانند گارانتی، وارانتی و … متناسب با استاندارد جهانی عمل کنی و من دولت نسبت به اجرای این تعهدات نظارت میکنم. اگر کسی هم اعتراضی داشت دولت طرف قضاوت است این یک دلگرمی ایجاد میکند که دولت از من مصرف کننده حمایت میکند. این به تدریج کیفیت محصولات و خدمات پس از فروش را ارتقا میدهد.
وقتی مصرف کننده نسبت به کالای ایرانی حس خوبی پیدا میکند دولت باید بیاید طرف تقاضا را چه داخلی و چه بین المللی تقویت کند. تحریک طرف تقاضا یکی از راههایش افزایش قدرت خرید مردم است مثلاً یارانهای که میدهد و یا تسهیلات بانکی که میدهد از طریق خرید محصولات ایرانی باشد. دولت از طریق تقویت قدرت خرید میتواند به تقویت تقاضا کمک کند. راهکار دیگر برگزاری مستمر نمایشگاه برای تولیدات داخلی است.
راهکار دیگر که میتواند به ایجاد بازار سازی کمک کند بحث فروشگاههای بزرگ محصولات داخلی است در حال حاضر برای محصولات خوراکی این اتفاقات رخ داده است مانند فروشگاههای زنجیرهای. ما باید این را برای تمام محصولات ایرانی به خصوص در حوزه لوازم خانگی ایجاد کنیم. این به معرفی و برند سازی محصولات کمک میکند.
نکته دیگر در حوزه تقاضا این است که ما باید تداوم عرضه را تضمین کنیم. به عنوان نمونه در حوزه گاز تا یک سرمایی اتفاق میافتد صادرات را متوقف میکنیم و یا تا مرغ کم میشود فوراً صادرات مرغ را متوقف میکنیم با این تصمیمات امنیت عرضه در بازار هدف شکل نمیگیرد
درکنار این، ما باید ممنوعیت ورود کالاهای مشابه و مبارزه با قاچاق را نیز دنبال کنیم. به صادرات هم باید توجه کرد در صادرات یکی از مشکلات ما این است که سهم محصولات ما در بازار منطقهای که یک بازار ۱۰۰ میلیارد دلاری برای فروش محصولات ایرانی است، اندک است. یکی از ضعفهای ما عدم حضور فیزیکی در بازارهای هدف است. شرکتهای سامسونگ و … حضور فیزیکی داشتند و بنر خیلی از فروشگاهها این محصولات بود. پس ما باید در وهله اول در همین بازار منطقه حضور فیزیکی داشته باشیم و برندسازی انجام دهیم. تضمین کیفیت هم باید با دولت ایران باشد.
نکته دیگر در حوزه تقاضا این است که ما باید تداوم عرضه را تضمین کنیم. به عنوان نمونه در حوزه گاز تا یک سرمایی اتفاق میافتد صادرات را متوقف میکنیم و یا تا مرغ کم میشود فوراً صادرات مرغ را متوقف میکنیم با این تصمیمات امنیت عرضه در بازار هدف شکل نمیگیرد. پس کمبود عرضه نباید به قیمت کاهش صادرات باشد. به طور کلی صادرات استانداردهای خاص خودش را دارد شما اگر میخواهید یک محصول غذایی صادر کنید باید این کار را متناسب با تقاضای بازار هدف انجام دهید. اعم از حجم، کیفیت، ذائقه مردم آن منطقه و … تولیدکننده وقت نظارت بر این بازارها را ندارد.
ما باید کمپانیهایی داشته باشیم که این بازارها را نظارت کنند و یک واسطهای باشند بین طرف تولیدکننده و بازار هدف. در دنیا نهادهایی هستند به اسم EMC مثلاً سامسونگ و ال جی در ابتدای حضورشان در بازارها، تحت حمایت همین کمپانیها بودند. این کمپانیها کالا را از دست تولیدکننده میگیرند و با برند خودشان در بازار هدف میفروشند به این ترتیب تولیدکننده درگیر صادرات نمیشود بلکه یک EMC عهده دار این کار میشود.
نکته آخر بنده این است که ما باید زنجیره بنگاههای تولیدی خودمان را تکمیل کنیم مشکل بنگاه ما فقدان تقاضا است و ما میبینیم تولیدکنندهای که میتواند مواد اولیه خودش را از یک تولیدکننده داخلی تأمین کند عملاً از بازار خارجی تأمین میکند دولت باید ورود کند هم نقش تنظیم گری داشته باشد و هم این اطلاعات و آگاهی را بدهد که اگر به عنوان نمونه محصولاتت را از این تولیدیها تهیه کنی من این تسهیلات را نیز به تو میدهم. این نقشی است که باید دولت ایجاد کند و بنگاهها باید این زنجیره را هم به صورتافقی با مشوقهای اقتصادی و هم به صورتعمودی با بنگاههای بزرگتر ایجاد کنند.
پرونده باشگاه پرسپولیس و یک «زن» در چه مرحلهای قرار دارد؟
به گزارش خبرنگار مهر، باشگاه پرسپولیس حدود یک سال پیش اقدام به ثبت حقوقی پیج رسمی خود در اینستاگرام کرد و توانست برند باشگاه پرسپولیس را به تایید مدیران این شبکه اجتماعی برساند تا صفحه رسمی پرسپولیس از سایر صفحات قابل شناسایی شده و مرجع هواداران خود در اینستاگرام شود.
با این حال پس از گذشت تنها چند ماه و ایجاد برخی تغییرات در زمان مدیرعاملی ایرج عرب، فعالیت های این پیج از دسترس کارمندان روابط عمومی باشگاه خارج شد تا تنها چند فرد خاص که خارج از باشگاه بودند به آن دسترسی پیدا کرده و اقدام به دریافت پول از اشخاص حقیقی و حقوقی برای تبلیغات کنند.
موضوعی که باشگاه پرسپولیس بطور کامل از آن بی اطلاع بود و حتی باعث شد تا پای یکی از پیشکسوتان این باشگاه که فعالیت هایی در عرصه سرپرستی تیم داشته و دارد به میان بیاید.
همین امر سبب شد تا مدیرعامل وقت پرسپولیس دستور پیگیری قضایی این موضوع را بدهد و مشخص شود پیج رسمی باشگاه پرسپولیس در اینستاگرام توسط چند نفر اداره می شود که در راس آنها خانم «الف.ب» قرار دارد. فعالیتی چند ماهه که باعث تبلیغ حدود ۱۰۰ برند حقیقی و حقوقی شده است و پول هنگفتی را بابت این موضوع به حساب یک زن واریز کرده است.
باشگاه پرسپولیس نیز پرونده ای را در دادسرا تشکیل داد تا به این موضوع رسیدگی شود. حضور محمدحسن انصاریفرد به عنوان جانشین عرب سبب شد تا پیگیری این پرونده با شائبه هایی همراه شود اما حالا خبر می رسد که باشگاه پرسپولیس از شکایت خود پا پس نکشیده است و منتظر اعلام حکم دادگاه است.
مهدی خواجه وند معاون حقوقی باشگاه پرسپولیس در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره این پرونده گفت: اصرار به اجرای عدالت در این پرونده داریم. باید تکلیف این پرونده مشخص شود. منتظر دستور دادگاه در قبال این اتفاق هستیم. آخرین بار که پیگیر موضوع شدیم پرونده در مسیر قانونی خود برای اجرای حکم بوده است.
بررسی پیشنهاد تیم انگلیسی به آزمون و شرط مالی سنگین زنیت
به گزارش خبرنگار مهر، سایت انگلیسی «hammers» که اخبار مربوط به باشگاه وستهام را پوشش می دهد به خبر روز گذشته سایت «ناپولی آرهنا» ایتالیا مبنی بر پیشنهاد باشگاه های وستهام و لسترسیتی انگلیس به سردار آزمون پرداخت و نوشت:
«طبق اعلام سایت ناپولی آره نا، باشگاه وستهام علاقه مند است با مهاجم تیم زنیت سنت پترزبورگ قرارداد امضا کند. این بازیکن ایرانی با لیونل مسی مقایسه شده و از سال ۲۰۱۶ مورد علاقه یورگن کلوپ سرمربی لیورپول بوده است. این بازیکن ۲۵ ساله در سال ۲۰۱۹ و با مبلغ ۱۲ میلیون یورو به غول روسیه (تیم زنیت) پیوست. دیوید مویس سرمربی وستهام علاقه دارد خط هجومی تیمش را در نقل و انتقالات تابستانی تقویت کند.»
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: «این بازیکن ۲۵ ساله در ۱۴ ماه گذشته برای تیم زنیت در فرم خوبی قرار داشته است. او در ۴۵ بازی موفق شد ۲۶ گل بزند و ۱۰ پاس گل بدهد. آزمون در بازی هوایی بسیار قدرتمند است. او همچنین به صورت غیر قابل باوری بازیکن ماهری است. به نظر می رسد این بازیکن ۲۵ ساله برای لیگ برتر انگلیس ساخته شده است.
با این حال ممکن است مشکلی وجود داشته باشد. آرهنا ناپولی عنوان می کند که تیم زنیت ۳۵ میلیون یورو روی آزمون قیمت گذاشته است (۳۰ میلیون پوند) و این ممکن است برای تیم وستهام باتوجه به مشکلات مالی ناشی از بهداشت جهانی مسئله ساز شود. شاید لیورپول مجددا به سمت این بازیکن برود؟ مشخصا آنها توان بیشتری برای پرداخت ۳۰ میلیون پوند دارند. چکش ها (لقب تیم وستهام) کار خود را قطع کرده اند ولی اگر آنها هرگونه شانسی برای امضای قرارداد با آزمون دارند، باید این کار را انجام بدهند. بازیکن تیم ملی ایران می تواند یک موفقیت واقعی در استادیوم لندن باشد.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، احمد جنیدی درباره تمدید مهلت ثبت نام اصناف در سامانه وزارت بهداشت بیان کرد: در پی درخواست برخی اصناف، صنایع و سازمانها، ثبت نام در سامانه اصناف و صنایع طرح فاصله گذاری اجتماعی مقابله با کرونا تا ساعت ۲۴ روز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ تمدید شد.
وی توضیح داد که همه صاحبان مشاغل شامل اصناف، کارگاه، صنعت و واحدهای خدماتی تولیدی، آموزشی، بهداشتی، درمانی و نظایر آن باید تا این تاریخ در سامانه salamat.gov.ir وزارت بهداشت ثبت نام کنند.