برچسب: خبرهای داغ

خبرهای داغ و فوری که از کلیه مسائل در این خبرگزاری درج میگردد

  • نتانیاهو: ایران واقعاً چیز بدی است/ ایران کوچک نیست

    نتانیاهو: ایران واقعاً چیز بدی است/ ایران کوچک نیست

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از تایمز اسرائیل، «بنیامین نتانیاهو» امروز سه شنبه در مصاحبه‌ای به مناسبت یادبود قربانیان هولوکاست گفت: ما اکنون توانایی دفاع از خود را داریم و من درباره درسی که آشوویتز به ما داده فکر می‌کنم؛ اول آنکه جلوی چیزهای بد را وقتی کوچک هستند بگیریم و ایران واقعاً چیز بدی است. ایران کوچک نیست اما می‌تواند با داشتن سلاح‌های هسته‌ای بسیار بزرگ‌تر شود و من فکر می‌کنم که اولین کار متوقف کردن آن است.

    نتانیاهو در ادامه گفت: دوم آنکه این موضوع را بدانیم که یهودیان دیگر هرگز در برابر کسانی که خواهان نابودی آنها هستند بی دفاع نخواهند بود. اینها دو موردی هستند که من فکر می‌کنم مهم هستند.

    نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ادامه از رویکرد دیوان کیفری بین‌المللی علیه این رژیم نیز انتقاد کرده و خواستار تحریم این نهاد بین‌المللی شد.

  • عربستان «سردسته» جوسازان است/ پای شکایت‌مان می‌ایستیم

    عربستان «سردسته» جوسازان است/ پای شکایت‌مان می‌ایستیم

    به گزارش خبرنگار مهر، باشگاه استقلال یکی از ۴ باشگاهی است که قربانی تصمیم ظالمانه‌ای شد که کنفدراسیون فوتبال آسیا علیه فوتبال ایران اعمال کرد. آبی‌ها مثل شهر خودرو، پرسپولیس و سپاهان از حضور در لیگ قهرمانان آسیا انصراف دادند تا از طرق دیگر به دنبال احقاق حق خود در فوتبال باشند.

    اسماعیل خلیل زاده رئیس هیأت مدیره و سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال در گفتگو با خبرنگار مهر به این اتفاقات و مسائل دیگر پاسخ داد.

    جامعه ورزش هوشیار بود
    واضح است پشت این جریانی که علیه فوتبال ایران راه افتاده یکسری کشورهای عربی و در رأس آنها عربستان قرار دارد. آنها خواستند از طریق ورزش پر طرفدار فوتبال بین مردم ایران نفاق بیندازند که خوشبختانه تیرشان به سنگ خورد. در این مقطع جامعه ورزش ایران هوشیار بودند و یک وحدت و همدلی خاص بین اهالی ورزش از مدیران و پیشکسوتان گرفته تا ورزشکاران، هواداران و رسانه‌ها ایجاد شد که همین وحدت و همدلی برگ برنده ما در مقابله با این جریان بود.

    به من می‌گفتند اشتباه کردی
    اولین مدیری که در این خصوص موضع گرفت و عنوان کرد حتی اگر به قیمت عدم حضور در مسابقات باشد، زیر بار این حرف زور نمی‌رویم، من بودم. حتی قبل از آن که دستگاه ورزش به این موضوع ورود کند من موضع باشگاه استقلال را عنوان کردم. آن زمان خیلی‌ها به من گفتند اشتباه کردی چنین موضعی گرفتی. اما زمان نشان داد که ما در باشگاه استقلال اشتباه نکرده بودیم.

    دشمنان خواستند فوتبال را ابزار خود کنند
    سالهاست که دشمنان این کشور و نظام از هر دری برای ضربه زدن به مردم ایران وارد می‌شوند. آنها تحریم‌های ظالمانه را علیه ما اعمال کردند، سپس فشارهای اقتصادی را افزایش دادند، بعد از آن در سیاست‌های بین المللی عرصه را بر ما تنگ کردند و چندی پیش هم بالاخره گزینه نظامی شأن را با ماهیت تروریستی روی میز گذاشتند و وقتی دیدند هیچ کدام از اینها کارساز نبود، از راه فوتبال وارد شدند.

    فشار وارد کردن به ایران و مردم ایران از طریق فوتبال ادامه همان راهی بود که سالهاست از طرق اقتصادی، سیاسی و نظامی رفته اند و حالا خواستند فوتبال را تبدیل به حربه و ابزار جدید کنند که اینجا هم تیرشان به سنگ خورد.

    مگر سفرای کشور شما کجا زندگی می‌کنند؟
    کمیته مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا ۲۴ عضو دارد که از این اعضا به جز آقای تاج، نماینده‌های قطر و پاکستان هم به این تصمیم رأی منفی دادند و سایرین این تصمیم ظالمانه و ناعادلانه را تحت نفوذ سعودی‌ها تأیید کردند.

    سوال من از اعضای کمیته مسابقات این است؛ «شماهایی که گفتید ایران امنیت ندارد و میزبانی را از ما گرفتید، سفرای شما در ایران کجا زندگی می‌کنند و چطور از کشور شما به ایران رفت و آمد می‌کنند». ای کاش اعضای کمیته مسابقات AFC قبل از این تصمیم عجیب یک تماس با سفرای کشورشان در تهران می‌گرفتند و استعلام امنیت اینجا را از سفرای خودشان می‌گرفتند.

    کامبوج کجای فوتبال آسیاست؟
    متأسفانه گویا رئیس کمیته مسابقات AFC از کشور کامبوج است. کامبوجی که هیچ جایگاهی در فوتبال آسیا ندارد باید برای ما که ریشه در فوتبال آسیا داریم و قطب فوتبال این قاره هستیم تعیین تکلیف کند. من برای AFC متأسفم که رئیس کمیته مسابقاتش باید از کامبوج باشد.

    کوتاه نمی‌آییم و شکایت می‌کنیم
    در تصمیم مشترکی که همراه با مدیران ۳ باشگاه دیگر گرفتیم، به طور مشترک از AFC یا کمیته مسابقاتش که این تصمیم را گرفتند به دادگاه عالی ورزش شکایت می‌کنیم و پای آن می‌ایستیم. آنها به ما، به فوتبال ما و به کشور ما ظلم کردند و ما پای این شکایت می‌ایستیم تا از کشورمان احقاق حق کنیم. AFC باید پاسخگوی این تصمیم نا عادلانه و غیر کارشناسانه‌اش باشد.

    ایران بهترین میزبان بوده است
    کشور ما در این همه سال در فوتبال و بسیاری از رشته‌های دیگر از تیم‌های زیادی میزبانی کرده. همین الان که من و شما صحبت می‌کنیم مسابقات جهانی ورزش‌های زورخانه‌ای در کشور ما با بهترین کیفیت میزبانی در حال برگزاری است. AFC یا اطلاعات کافی از داخل کشور ما ندارد و یا تحت تأثیر جو سازی کشورهای عربی و با نفوذ منطقه قرار دارد.

    همه چیز با نظر فرهاد مجیدی
    انصراف از لیگ قهرمانان آسیا به منزله توقف یارگیری و تقویت تیم ما نیست. ۳ سهمیه بازیکن آزاد داریم و در صورت لزوم برای تأمین فرهاد مجیدی با نظر خودش در خطوط مختلف بازیکن می‌گیریم. به هیچ وجه برای گرفتن بازیکن خارجی عجله نداریم. ما در این فصل دو بازیکن خارجی گرفتیم که هر دو از با کیفیت ترین بازیکنان خارجی این فصل هستند و با ادامه همین مسیر بهترین خارجی‌های ممکن را انتخاب و جذب می‌کنیم.

    مطهری مشکلی برای بازی ندارد
    در خصوص شکایت باشگاه ذوب آهن از ارسلان مطهری هم باید بگویم او کاملاً به صورت قانونی قراردادش را فسخ کرده و هنگام قرارداد با استقلال هیچ مشکلی نداشت. مطهری مشکلی برای بازی کردن در استقلال ندارد. او پسر خوبی است و کاملاً هم استقلالی است و برای درخشیدن در این تیم انگیزه زیادی دارد.

    با تمرکز کامل در لیگ حضور پیدا می‌کنیم
    عدم حضور در آسیا باعث می‌شود همه تمرکزمان را برای بازی‌های داخلی و به خصوص لیگ بگذاریم. شاید این یک توفیق اجباری باشد تا با تمرکز کامل در لیگ برتر یک مدعی جدی برای قهرمانی در این مسابقات باشیم. همانطور که در نیم فصل نخست ثابت کردیم می‌توانیم بهترین تیم داخلی باشیم و با کیفیت ترین بازی‌های ممکن را ارائه دهیم، در نیم فصل دوم هم نشان خواهیم داد که بهترین هستیم.

    محرومیتی انتظار ما را نمی‌کشد
    این سخن من نیست بلکه خیلی از کارشناسان حقوقی فوتبال می‌گویند انصراف ما از حضور در آسیا در این مرحله که هنوز مسابقات آغاز نشده فوتبال ما را دچار محرومیت نخواهد کرد و تنها یک جریمه نقدی انتظار ما را می‌کشد. مگر آنکه در این خصوص هم یک حکم غیر ورزشی و خارج از چارچوب آئین نامه انضباطی صادر شود.

    دست دستگاه‌های سیاسی در دست دستگاه‌های ورزشی
    در قضیه ترور ناجوانمردانه سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی همه ایران به وحدت رسیدند و این وحدت پشت دشمنان ما را به لرزه در آورد. بعد از همین دشمنان در جریان سقوط هواپیمای اوکراینی خواستند تفرقه اندازی کنند و حالا هم در ادامه همان مسیر به فوتبال روی آورده‌اند. امروز خوشبختانه دستگاه‌های نظارتی و سیاسی هم در کنار دستگاه‌های ورزشی قرار گرفته‌اند تا این مشکل را همه با هم حل کنند. به نوبه خودم از همه عزیزانی که در این راه کنار فوتبال قرار گرفته‌اند نهایت تشکر را دارم.

  • FATFسرپوشی بر بی‌کفایتی دولت/افزایش قیمت بنزین جراحی اقتصادی نبود

    FATFسرپوشی بر بی‌کفایتی دولت/افزایش قیمت بنزین جراحی اقتصادی نبود

    FATFسرپوشی بر بی‌کفایتی دولت/افزایش قیمت بنزین جراحی اقتصادی نبود

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – فهیمه رضیان؛ با تندی از لایحه بودجه ۹۹ صحبت می‌کند و می‌گوید: «در این لایحه هیچ اثری از اصلاح ساختار بودجه و اقتصاد کشور وجود ندارد». برخلاف دولتی‌ها، بخصوص رئیس‌جمهور، که لایحه بودجه ۹۹ را لایحه غیرنفتی می‌دانند، او از افزایش میزان استقراض دولت در لایحه جدید خبر می‌دهد و تاکید می‌کند: «هیچ روش جایگزینی برای جبران کاهش درآمدهای نفتی، جز استقراض، از طریق دیگر درآمدهای پایدار پیش بینی نشده است»

    «محمدرضا پورابراهیمی» از معدود نمایندگانی است که اقتصاد را می‌فهمد و هر زمان انتقادی به روش‌های فعلی دارد، طرح جایگزین آن را نیز ارائه می‌دهد. بعنوان مثال وقتی ایرادات طرح بنزینی را می‌گوید، به طرح پلکانی افزایش قیمت سوخت که سال گذشته در شورای عالی هماهنگی اقتصادی قوا ارائه داده بود نیز اشاره می‌کند، طرحی که رئیس‌جمهور و بیژن زنگنه به بهانه، پیچیده بودن آن برای مردم، با اجرای آن مخالفت کردند.

    او معتقد است که «افزایش قیمت بنزین، تحمیل تورم غیرمنطقی به اقتصاد ایران است» و برخلاف برخی دولتمردان و کارشناسان که افزایش نرخ حامل‌های انرژی را جراحی اقتصادی می‌نامند، می‌گوید: «جراحی‌های اقتصادی به معنای تحمیل تورم به مردم نیست، اگر دولت قصد جراحی اقتصادی دارد باید به سراغ سیاست‌های ارزی و پولی برود» به گفته پورابراهیمی «لایحه بودجه سال ۹۹ کاملاً با شرایط جنگ اقتصادی بی‌تناسب است و دشمن را در مقابله با جمهوری اسلامی برای ایجاد فشار بیشتر تحریک می‌کند»

    او معتقد است: «نگاه صددرصدی دولتمردان به خارج از مرزها موجب شده تا هزینه تحریم‌ها برای مردم بیشتر شود»

    پورابراهیمی فضاسازی دولتی‌ها و طرفدارانشان علیه منتقدان FATF را بهانه آنها برای سرپوش بر بی‌کفایتی‌هایشان می‌داند و می‌گوید: «FATF هم بهانه‌ای برای دولت است تا عدم کفایت خود در اداره اقتصاد کشور را به گردن مخالفان اف‌ای‌تی‌اف بیاندازد.»

    متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

    آیا دولت در لایحه بودجه سال ۹۹ ساختار بودجه را اصلاح کرده است؟

    اصلاح ساختار اقتصادی کشور در شرایط تحریم‌ها امری ضروری است و باید یک بار برای همیشه اتصال بودجه به درآمدهای پایدار را مورد اصلاح و بازبینی قرار دهیم فارغ از اینکه تحریم باشیم یا نباشیم.

    در بودجه سال ۹۹ فقط سهم در آمدهای نفتی کاهش یافته و به سرفصل استقراض اضافه شده به عبارت دیگر کاهش درآمدهای نفتی از طریق استقراض جبران شده است مقام معظم رهبری در سال ۹۷ دستور دادند که لایحه اصلاح ساختار بودجه به مجلس ارائه شود. بنابراین دولت مکلف به اصلاح ساختار اقتصادی بودجه شد طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی در زمان تصویب لایحه بودجه، باید مبانی قانونگذاری بر اساس سیاست‌های اعلامی مقام معظم رهبری باشد. لذا بنده در صحن علنی مجلس تذکر دادم که دولت باید لایحه اصلاح ساختار بودجه را پیش از ارائه لایحه بودجه ارائه دهد، آقای لاریجانی اعلام کردند که بعد از دستور مقام معظم رهبری دولت ۴ ماه فرصت خواسته تا این لایحه را تدوین کند.

    تصور ما این بود که دولت این فرصت را برای تدوین لایحه اصلاح بودجه سال ۹۸ درخواست کرده است، اما این لایحه ارائه نشد. اواخر تیرماه سال جاری جلسه غیر علنی در مجلس شورای اسلامی برای بررسی راهکارهای اصلاح ساختار بودجه کشور برگزار شد، سازمان برنامه و بودجه در این جلسه گزارش تحلیلی خوبی در مورد لزوم اصلاح ساختار بودجه و اقتصاد کشور ارائه داد. اما تا امروز دولت هیچ عملیات اجرایی جهت اصلاح ساختار بودجه انجام نداده است، نه تنها بعد از ۴ ماه شاهد اصلاح ساختار بودجه سال ۹۸ نبودیم بلکه در بودجه سال ۹۹ نیز هیچ اثری از اصلاح ساختار بودجه و اقتصاد کشور وجود ندارد.

    دولت اعلام می‌کند که در لایحه بودجه سال ۹۹ برای اولین بار ارتباط بین بودجه جاری و درآمدهای نفتی قطع شده است، آیا این اقدام به معنای اصلاح ساختار اقتصادی کشور است؟

    دولت باید اعلام کند که در ازای کاهش درآمدهای نفتی، چه درآمد پایداری را جایگزین خواهد کرد. کاهش میزان فرار مالیاتی، مولدسازی دارایی‌های دولت، عرضه و فروش داخلی نفت، صادرات مازاد بنزین مصرفی کشور، شناسایی پایه‌های جدید مالیاتی، فروش دارایی‌های دولت، از منابع در آمدی جدیدی هستند که دولت می‌توانست جایگزین درآمدهای نفتی کند اما آسان‌ترین راهکار که استقراض است را انتخاب کرد.

    لایحه بودجه سال ۹۹ فاقد هرگونه محور اساسی برای اصلاح ساختار بودجه است. فقط سهم در آمدهای نفتی در بودجه کاهش یافته و به سرفصل استقراض اضافه شده به عبارت دیگر کاهش درآمدهای نفتی از طریق استقراض جبران شده است. هیچ روش جایگزینی برای جبران کاهش درآمدهای نفتی از طریق دیگر درآمدهای پایدار پیش بینی نشده است که قابل استمرار بوده و از این طریق ساختار بودجه کشور اصلاح شود.

    گفته می‌شود صندوق هدفمندی یارانه‌ها به خزانه دوم کشور تبدیل شده است اما در گزارش تفریغ بودجه سال ۹۹ عملکرد این صندوق مورد بررسی قرار نگرفته است.

    دیوان محاسبات باید عملکرد این صندوق را در گزارش تفریغ بودجه مورد بررسی قرار داده و میزان انحراف آن را بررسی کند. برخی اطلاعات صندوق در مورد درآمدهای حاصل از صادرات و فروش بنزین در جدول هدفمندی به صورت کامل درج نشده است. باید در زمان بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق و صحن علنی آن را که به عنوان اقلام جامانده محاسبه کنیم و در جدول هدفمندی درج نمائیم.

    درآمد حاصل از صادرات مازاد بنزین مصرفی کشور که منجر به خلق منابع قابل توجهی خواهد شد در صندوق هدفمندی یارانه‌های اصلاً مورد محاسبه قرار نگرفته است. به نظر می‌رسد دولت به هر دلیل نمی‌خواهد این درآمدها در لایحه بودجه محاسبه شود مابه تفاوت درآمد ناشی از تغییر قیمت بنزین از ۱,۰۰۰ تومان و۱۵۰۰ تومان در نرخ دولتی و از ۱,۰۰۰ تومان به ۳,۰۰۰ تومان در نرخ آزاد در جدول هدفمندی ذکر شده است اما درآمد حاصل از صادرات مازاد بنزین مصرفی کشور که منجر به خلق منابع قابل توجهی خواهد شد اصلاً مورد محاسبه قرار نگرفته است. به نظر می‌رسد دولت به هر دلیل نمی‌خواهد این درآمدها در لایحه بودجه محاسبه شود. باید درآمدهای ناشی از صادرات بنزین در سرفصل در آمد صندوق هدفمندی یارانه‌ها درج شود. علاوه بر این برخی مصارف مربوط به هدفمندی یارانه‌ها نیز تکالیف قانونی صندوق نیست و این موارد باید در سرفصل بودجه عمومی کشور اضافه شود.

    اطلاعات صندوق هدفمندی یارانه‌ها تا سال ۹۸ بر اساس درآمدها و هزینه‌ها شفاف نبود و مشخص نبود که مجموع درآمدهای این صندوق چه مقدار است و در مجموع هزینه‌های آن چه مقدار می‌باشد. سال گذشته جدول منابع و مصارف هدفمندی یارانه‌ها از سوی مجلس تهیه شد. در لایحه بودجه سال ۹۹ نیز جدول منابع و مصارف هدفمندی درج شده است، باید ریز اطلاعات این جدول در سرفصل‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

    نظر شما در مورد سازو کار دولت برای افزایش نرخ بنزین چیست؟

    ساز و کاری که دولت برای افزایش قیمت بنزین در نظر گرفت به هیچ وجه به صلاح کشور نبود. اگر در سال‌های قبل اصلاح قیمت بنزین به صورت تدریجی انجام می‌شد، نتایج بهتری داشت. در شرایطی که شوک ارزی به اقتصاد ایران وارد شده و ارزش پول ملی را به بیش از یک سوم کاهش یافته بود و این امر به شدت بر نرخ تورم و وضعیت معیشتی مردم اثر منفی گذاشته بود، دولت نباید شوک جدیدی را به اقتصاد کشور تحمیل می‌کرد.

    افزایش قیمت بنزین، تحمیل تورم غیرمنطقی به اقتصاد ایران است و جراحی اقتصادی نیست. اگر دولت قصد جراحی اقتصادی دارد باید به سراغ سیاست‌های ارزی و پولی برود

    آقای لاریجانی معتقدند که این شرایط اقتصادی بهترین فرصت برای اعمال جراحی‌های اقتصادی است، آیا افزایش نرخ بنزین یک جراحی اقتصادی بود؟

    جراحی‌های اقتصادی به معنای تحمیل تورم به مردم نیست. افزایش قیمت بنزین، تحمیل تورم غیرمنطقی به اقتصاد ایران است و جراحی اقتصادی نیست. اگر دولت قصد جراحی اقتصادی دارد باید به سراغ سیاست‌های ارزی و پولی برود. ماجرای قیمت بنزین در اقتصاد ایران در سیاست‌های ارزی ریشه دارد.

    اگر سیاست‌های ارزی مدیریت نشود، قیمت بنزین مدیریت نمی‌شود. در دولت آقای احمدی‌نژاد با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها قیمت بنزین به قیمت فوب خلیج فارس نزدیک شد، دولت در یک گام دیگر می‌توانست اقدامی انجام دهد که قاچاق بنزین صفر شود، اما در سال ۹۱ با ایجاد شوک ارزی در اقتصاد ایران ارزش پول ملی ما به شدت کاهش یافت و قیمت ارز ۳ برابر شد و تمام زحمت‌های دولت در اجرای قانون هدفمندی برای اینکه قیمت حامل‌های انرژی به قیمت‌های منطقه‌ای نزدیک شود، از بین رفت. افزایش قیمت بنزین جراحی اقتصادی نیست جراحی اقتصادی باید در حوزه سیاست‌های پولی و ارزی انجام شود تا پایه‌های اقتصاد کشور محکم شود.

    به نظر شما دولت تدبیر، شهامت و شجاعت اصلاح ساختار اقتصادی کشور را دارد؟

    دولت اراده و شهامتی برای اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور ندارد. دولت یک سال قبل مکلف به تدوین لایحه اصلاح ساختار بودجه کشور شد، اما تا امروز لایحه و برنامه‌ای در این خصوص ارائه نداده است، این امر نشان می‌دهد دولت عزمی برای این کار ندارد.

    کمیسیون اقتصادی مجلس یک سال قبل طرح مالیات بر عایدی سرمایه را تدوین کرد. در شرایط شوک ارزی اغنیا ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می‌شوند، بنابراین شوک ارزی به شدت ضریب جینی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و افزایش قیمت بنزین این فاصله را تعمیق کرد.

    در شرایطی که کشوری با این شرایط مواجه می‌شود یکی از ابزارهای ایجاد عدالت این است که مالیات بر عایدی سرمایه را وضع کند که عایدی‌های سرسام آوری که برای عده‌ای در نتیجه شوک ارزی پدید آمده، مدیریت شود و زخم‌های فقر با برداشته شدن بخشی از عایدی‌های باد آورده تا حدی ترمیم شود.

    در اقتصاد همه کشورها مالیات بر عایدی سرمایه وجود دارد، که به کاهش سوداگری و سوق دادن منابع و سرمایه‌ها به سمت اقتصاد مولد کمک می‌کند. این اقدام پایه‌های مالیاتی را افزایش می‌دهد که باز توزیع آن می‌تواند سرانه رفاه اجتماعی را افزایش دهد.

    در همین راستا در کمیسیون اقتصادی در سال گذشته کلیات طرح مالیات بر عایدی سرمایه تصویب شد اما حریف دولت نمی‌شویم که این طرح را اجرایی کند. دولت موافقت نمی‌کند تا ما آن را در صحن تصویب کنیم. دولت عملاً برای اصلاحات اقتصادی انگیزه‌ای ندارد.

    آیا امکان تک نرخی کردن بنزین در لایحه بودجه سال ۹۹ وجود دارد؟

    افزایش قیمت بنزین بر اساس مصوبه سران قوا و تأیید مقام معظم رهبری بود لذا قابل تغییر نیست. اما می‌توانیم تصمیمات بعدی را در این خصوص اتخاذ کنیم. هرگونه تصمیم گیری که منجر به بهبود شرایط در حوزه کاهش مصرف بنزین و انجام تعهدات دولت برای پرداخت یارانه کمک معیشتی شود در قالب لایحه بودجه، امکان پذیر است.

    پیشنهادات متعددی در این خصوص مطرح است که باید مورد بررسی قرار گیرد. در بودجه سال ۹۸، بنده مدل وضع عوارض برای افزایش قیمت بنزین را در جلسه سران قوا پیشنهاد دادم. بر اساس این مدل قیمت بنزین در جایگاه‌های سوخت ثابت باقی می‌ماند و مابه تفاوت آن به شیوه پلکانی به صورت عوارض اخذ می‌شود. به عبارت دیگر قیمت‌بنزین در جایگاه‌های سوخت به صورت ثابت محاسبه می‌شود. دولت میزان مصرف مجاز را تعیین می‌کند و سه ماه یکبار بر اساس جدول که دولت تعیین می‌کند ما به ازای مصرف بیشتر را به صورت پلکانی محاسبه و اخذ می‌کند.

    اقتصاد ایران ظرفیت بسیار بالایی دارد که در برابر هر هجمه از جمله تحریم‌ها مقاومت کند اما نگاه دولتمردان به غرب، هزینه‌های تحریم‌ها را به مردم بیشتر تحمیل می‌کند این محاسبه نرم افزاری است و نیاز به محاسبه توسط مردم نیست و هرکس که مصرف بیشتری داشته باشد، عوارض بیشتری می‌پردازد. مانند کسانی که مسافرت بیشتری دارند و از اتوبان‌ها بیشتر استفاده می‌کنند و عوارض بیشتری می‌پردازند. برق منازل نیز اینگونه محاسبه می‌شود. این پیشنهاد در بودجه سال ۹۹ نیز قابل ارائه و اعمال است.

    این طرح چند ویژگی دارد: قیمت بنزین ثابت باقی می‌ماند. محاسبه نرم افزاری بر اساس میزان مصرف هر خودرو است، آخرین قیمت‌هایی که در جدول پلکانی قرار می‌گیرد و معادل ۱۰ درصد قیمت بنزین در فوب خلیج فارس خواهد بود. علاوه بر این میزان بدهی افراد نباید از میزان ارزش خودرو بیشتر باشد، که افراد انگیزه برای تسویه بدهی داشته باشند. بر اساس این طرح به خودروهای عمومی بر اساس پیمایش سهمیه داده می‌شود. این شیوه در حال حاضر در خودروهای اینترنتی مثل تپسی در حال اجراست، برای اینکه این روش اثر تورم در جامعه نداشته باشد مقرر شد کامیون‌ها و وانت بارها بر اساس پیمایش حق الزحمه دریافت کنند، سهمیه ثابت به آنها داده نمی‌شود تا مشکل خرید و فروش سهمیه‌ها ایجاد نشود.

    نظر سران قوا در مورد این طرح چه بود؟

    ابتدا در پیش جلسه‌ای حدود دو ساعت این طرح مورد بررسی قرار گرفت و نقاط ضعف و قوت آن مطرح شد. عمده انتقادات این بود که این طرح پیچیده است و قابلیت اجرایی ندارد، اما نظر من این بود که پیچیدگی‌ها در موضوعات نرم‌افزاری است و به مردم ارتباطی ندارد و همانطور که مردم کنتور برق خود را محاسبه نمی‌کنند نیازی به مصاحبه قیمت بنزین نیز ندارند. این طرح با همکاری کارشناسان وزارت نفت و سازمان برنامه تدوین شده بود و تمام ایراداتی که وارد می‌شد قابل رفع بود. در این جلسه کلیات طرح مورد توافق بود و باید در مورد مدل اجرای آن بحث می‌کردیم، البته بانک مرکزی در مورد نحوه پرداخت و تعهدات پرداخت مخالفت‌هایی داشتند.

    در جلسه سران قوا به صورت خلاصه این طرح ارائه شد، وزیر نفت مخالفت کرد، مخالفت وی مخالفت فنی نبود و به این دلیل بود که آنها روی مدل دیگری در دولت به توافق رسیده بودند. دغدغه ما این بود که دولت این طرح را بپذیرد، زیرا اگر نمی‌پذیرفت، نمی‌توانستیم اجرای آن را به دولت تحمیل کنیم. وزیر نفت اعلام کرد که این طرح قابلیت اجرا ندارد لذا با مخالفت وزیر نفت و اظهارات رئیس جمهور این طرح رد شد.

    طی هفته‌های اخیر حامیان دولت جنگ رسانه‌ای علیه مخالفان تصویب CFT وFATF به راه انداخته اند، این در حالی است که انگیزه‌ای برای اصلاح ساختارهای اقتصادی ندارند.

    اقتصاد ایران ظرفیت بسیار بالایی دارد که در برابر هر هجمه از جمله تحریم‌ها مقاومت کند و حتی مسیر خود را جلو ببرد. هزینه‌های سنگینی که ناشی از تحریم‌ها به مردم تحمیل می‌شود، نباید به این شدت باشد. علت تشدید این مشکلات این است که دولت به جای اینکه به اصلاح ساختارهای اقتصادی و بودجه بپردازد و فرمایشات رهبر انقلاب مبنی بر نگاه به درون را احیا کند به دنبال نگاه به غرب و نگاه به بیرون است. مشکل اصلی ما در حوزه اقتصاد نگاه دولتمردان به بیرون است.

    آقای روحانی بعد از خروج آمریکا از برجام و آغاز گام‌های کاهش تعهدات برجامی، سخنرانی انقلابی داشت، که ما دیگر به آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها اعتماد نداریم و روی پای خود خواهیم ایستاد ما خوشحال شدیم اما باز هم شاهد هستیم که نگاه دولت به غرب است و در سخنرانی‌های متعدد آقای روحانی می‌گوید اگر غرب همراهی کند. این در حالی است که مشخص است، اروپایی‌ها همراهی نمی‌کنند و نمی‌دانیم دولت کِی می‌خواهد از خواب بیدار شود؟ مجدداً بحث دیدار نخست وزیر ژاپن و میانجی گری را مطرح کردند. همه اینها نشان می‌دهد که دولت هنوز نیم نگاهی به غرب دارد.

    دولت باید شجاعت انجام کارهای سخت را داشته باشد و محکم از اقدامات خود برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور به عنوان منافع ملی دفاع کند. زیرا خروجی اصلاح ساختار اقتصادی، اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات با آمریکا است. دولت نباید با دستان خالی به مذاکره برود، مسلم است که که هیچ کشوری مذاکره کنندگانی که دستان خالی دارند را از تحویل نمی‌گیرد.

    FATF هم بهانه‌ای برای دولت است تا عدم کفایت خود در اداره اقتصاد کشور را به گردن مخالفان اف‌ای‌تی‌اف بیاندازد. ما در شرایطی هستیم که یک دلار هم نمی‌توانیم جابجا کنیم بعد دولت از این صحبت می‌کند که اگر به FATF بپیوندیم، مشکلات مبادلات مالی ایران حل می‌شود!! در حال حاضر کوچک‌ترین تعهدات بانکی اروپا و آمریکا در قبال ایران اجرا نمی‌شود .

    آقای ظریف در صحن علنی مجلس اعلام کرد، که هیچ تضمینی بابت رفع تحریم‌ها در صورت اجرای FATF نمی‌دهند. جمهوری اسلامی در شرایط تحریم است و یک دلار هم نمی‌توانیم جابجا کنیم بنابراین باید از FATF به عنوان ابزاری برای امتیازگیری از آمریکا و اروپا استفاده کنیم. بر این اساس اگر تعهدات اروپا و آمریکا در قبال برجام اجرایی شود ما هم FATF را اجرایی می‌کنیم. .FATF ابزار سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران است، ما باید هوشیار باشیم و اجازه ندهیم که دشمن از این ابزار علیه جمهوری اسلامی استفاده کند.

    آقای رئیس‌جمهور باید اعلام کنند که برای کشوری که تحریم است پیوستن به FATF چه مزیت و فایده‌ای دارد؟ می‌گویند روس‌ها به ما توصیه کردند که اف ای تی اف را بپذیریم، منافع ملی ما بالاتر از اظهار نظر روس‌ها است.

    FATF هم بهانه‌ای برای دولت است تا عدم کفایت خود در اداره اقتصاد کشور را به گردن مخالفان اف‌ای‌تی‌اف بیاندازد به نظر شما لایحه بودجه ۹۹ می‌تواند به دولت کمک کند که کشور را در شرایط تحریم اداره کند؟

    ۸۰ درصد لایحه بودجه در مورد هزینه سرسام آور جاری و عمرانی است، البته در بخش هزینه‌ای هم می‌توانیم با یک درصد صرفه جویی در بخش‌های مختلف هزینه‌ها را کاهش دهیم. در بخش درآمدی در این بودجه هیچ اثری از اصلاح ساختار برای ایجاد درآمدهای پایدار جایگزین نفت وجود ندارد. لایحه بودجه سال ۹۹ کفایت لازم برای اداره کشور در سال آینده را ندارد. موافق رد کلیات لایحه بودجه سال ۹۹ هستم.

    امسال برای اولین بار به شرکت‌های دولتی به بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری به مجلس ارائه شد. از ۴۲۵ شرکت حدود ۶۰ درصد آنها زیان ده هستند، مجلس شورای اسلامی باید دلایل زیان ده بودن هر یک از این شرکت‌ها را بررسی کرده و شرکت‌های زیان ده را منحل کند. دالان تاریک اقتصاد ایران بودجه شرکت‌های دولتی است که ما بعد از سال‌ها وارد آن شده ایم.

    از دیوان محاسبات می‌خواهیم که به صورت ریز به بودجه شرکت‌های دولتی ورود کند. بودجه شرکت‌های دولتی بیش از سه برابر بودجه عمومی کشور است. اگر تغییرات جزئی اعمال شود و کمتر از ۱۰ درصد بودجه شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات، مدیریت و صرفه جویی شود. منابعی که در سرفصل بودجه عمومی کشور قرار خواهد گرفت، می‌تواند کل هزینه‌های ناشی از کاهش درآمدهای نفتی را جبران می‌کند. این کار به معنای اصلاح ساختار است. اطلاعاتی که از شرکت‌های دولتی منتشر شده است، شفاف نیست و نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده است.

    لایحه بودجه سال ۹۹ هیچ تناسبی با شرایط جنگ اقتصادی ندارد و دشمن را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد فشار بیشتر را تحریک خواهد کرد آ یا بودجه امسال بودجه‌ای برای فائق آمدن بر تحریم‌ها است یا بودجه برای اینکه کشور را به مذاکرات مجدد سوق دهد؟

    لایحه بودجه سال ۹۹ هیچ تناسبی با شرایط جنگ اقتصادی ندارد و دشمن را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد فشار بیشتر تحریک خواهد کرد و دشمن طمع بیشتری برای افزایش فشارها علیه جمهوری اسلامی می‌کند. دولت ساختارهای اقتصادی را برای مقابله با تحریم‌ها اصلاح نکرده است و مشکلات همچنان پابرجاست.

    دولت برای جبران کسری بودجه باید درآمدهای پایدار پیش‌بینی می‌کرد و در صورت اصلاح ساختار اقتصادی دولت دیگر نیاز به درآمدهای نفتی ندارد و درآمدهای پایدار دست خواهد یافت.

  • احتمال جدی تغییر مدیریت کتابخانه ملی/ابعاد تازه آب‌گرفتگی اسناد

    احتمال جدی تغییر مدیریت کتابخانه ملی/ابعاد تازه آب‌گرفتگی اسناد

    به گزارش خبرنگار مهر، ماجرای آب‌گرفتگی یکی از طبقات ساختمان آرشیو ملی و معدوم شدن بخش زیادی از اسناد موجود در آن در زمره مهمترین اخباری بود که در پاییز سال گذشته مطرح شد و با واکنش رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران روبرو شد.

    نزدیک به یک هفته پس از درج شایعاتی در این زمینه در فضای مجازی اشرف بروجردی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای توضیح درباره این شایعات نشستی خبری برگزار کرد و در آن بیان داشت: این ساختمان از ابتدا در محلی ساخته شده که به آن چال هرز گفته می‌شده و محل تجمیع آب‌های هرز و سیلاب‌های منطقه تپه‌های عباس‌آباد تهران بوده است. ساختمان اسناد ۱۶ طبقه دارد که ۱۱ طبقه آن بالا و ۵ طبقه آن زیر زمین قرار دارد و با توجه به مسائل گفته شده این ساختمان در مخاطراتی قرار داشت و این موضوع سبب دقت و حساسیت ما نسبت به اسناد موجود در این طبقات شد. به گفته بروجردی با توجه به اطلاع این سازمان از این مخاطرات، اسناد مهم، معتبر و قابل بهره‌برداری در طبقاتی که امکان نفوذ آب وجود داشت، نبود. اما به دلیل عدم ریل‌گذاری در طبقه منفی ۵ این سازمان، اسناد را از این طبقه به سازمان کتابخانه ملی منتقل شده تا در صورت ریل‌گذاری و قفسه‌گذاری، این اسناد را به جایگاه اصلی خود برگردانیم.

    با وجود اینکه پس از این توضیحات تصاویری نیز از اسناد منتقل شده از این مرکز به یکی از انبارهای کتابخانه ملی به اهالی رسانه نمایش داده شد، طی روزهای اخیر اخباری مبنی بر بیان نشدن تمامی ابعاد این ماجرا مطرح شده است.

    بر این اساس موضوع آبگرفتگی و از بین‌رفتن بخش قابل توجهی از اسناد موجود در طبقات تحتانی سازمان آرشیو ملی ایران صحت داشته است و بخش قابل توجهی از اسناد موجود در این طبقات از بین رفته است تا جایی که حتی دو هفته پس از این اتفاق امکان بازدید و حضور اهالی رسانه در این محل فراهم نبوده است. به دنبال این اتفاق تنها بخشی کوچک از اسناد این طبقات به کتابخانه ملی منتقل شده و باقی این اسناد که حتی هنوز طبقه بندی نیز نشده بودند به دلیل مجاورت با آب معدوم شده است.

    این موضوع زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که طی روزهای گذشته برخی از مسئولان بخش‌های خبری و ارتباط با رسانه‌های این سازمان از کار خود برکنار شده‌اند و علت این موضوع نیز عدم توانایی در اقناع رسانه‌ها در این زمینه مطرح شده است.

    به دنبال این اتفاق و ورود سازمان بازرسی کل کشور به ماجرای فوق بار دیگر موضوع برکناری رئیس این سازمان نیز جدی تر شده است.

    اشرف بروجردی که برای نخستین بار و به دنبال مطرح شدن شایعاتی درباره بیماری خود موضوع خروجش از این سازمان مطرح شده بود این بار و به دنبال این اتفاق و اهمال مجموعه مرتبط با وی برای پیشگیری از این مساله به صورت جدی با موضوع برکناری از سمت خود مواجه شده است.

    پیگیری‌های مهر در این زمینه حاکی از آن است که گزینه‌هایی چون حجت‌الله ایوبی، نجفقلی حبیبی و رسول جعفریان گزینه‌هایی هستند که از سوی نمایندگان و مشاوران رئیس جمهور که مسئول بررسی و انتخاب گزینه‌های پیشنهادی تازه برای ریاست این سازمان هستند برای جایگزینی بروجردی انتخاب شده‌اند و در صدور حکم آنها در انتظار تأیید نهایی رئیس جمهور است.

  • سالن‌های سینما دیگر مرکز «فیلم دیدن» نیستند/معتاد شده‌ام به ورزش!

    سالن‌های سینما دیگر مرکز «فیلم دیدن» نیستند/معتاد شده‌ام به ورزش!

    خبرگزاری مهر – گروه هنر-نیوشا روزبان: مهدی فخیم‌زاده بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون را به خوبی می‌شناسیم. هنرمندی که خاطرات‌مان از نقش‌های ماندگارش از سال‌های دورتر با «نمکی» در «مسافران مهتاب» آغاز و تا «عمر ابن سعد» در سریال «مختارنامه» امتداد می‌یابد.

    فخیم‌زاده از جمله هنرمندانی است که به علاقه‌مندی به ورزش‌های رزمی شهره است و در کنار بازیگری، تلاش کرده در مقام کارگردان هم خاطره‌ساز باشد؛ از «خواستگاری» و «همسر» در سینما گرفته تا «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق» و «خواب و بیدار» در قاب تلویزیون.

    این روزها جدیدترین ساخته سینمایی مهدی فخیم‌زاده با نام «مشت آخر» بعد از گذشت ۱۴ سال دوری او از سینما، در حال اکران در سینماهای کشور است، فیلمی که او خود در آن نقش اول داستان یعنی «رحمت» را بازی می‌کند؛ پیرمردی که با داشتن سن بالا همچنان توانایی انجام فعالیت‌های رزمی دارد.

    فخیم‌زاده در طول دوره فیلمبرداری این پروژه در شمال کشور دچار سانحه شد و همین اتفاق مدتی فیلمبرداری «مشت آخر» را با توقف مواجه کرد.

    اکران «مشت آخر» بهانه‌ای دست داد تا گفتگویی با این بازیگر و کارگردان پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران داشته باشیم.

    مشروح گفتگو خبرگزاری مهر با مهدی فخیم‌زاده را در ادامه می‌خوانید؛

    * آقای فخیم‌زاده هرچند طی سال‌های گذشته در تلویزیون فعال بودید، اما بعد از گذشت ۱۴ سال، با «مشت آخر» به سینما آمدید، چه چیز سبب شد بعد از این غیبت طولانی دوباره دست به ساخت یک اثر سینمایی بزنید؟

    پیش از این باید بگویم کار کردن در تلویزیون برای من راحت‌تر از سینما است، چرا که اکران و نمایش فیلم در سینمای ایران به قدری سخت شده و ارائه فیلم چنان گران شده است که سینماگران بخش خصوصی کمتر در حوزه تولید وارد می‌شوند. فکر می‌کنم این روزها تنها کسانی که از نهادهای دولتی پول می‌گیرند موفق به ساخت فیلم می‌شوند.

    به خاطر دارم در آخرین سریالی که ساخته بودم با نام «فوق سری» پلیس و «ناجی هنر» در فیلم حضور داشتند، با آقای منتظرالمهدی مدیر وقت «ناجی هنر» در طول ساخت این سریال جدال قلمی داشتیم. او در طول ساخت این سریال نظرات مختلفی داشت، البته برای ساخت این سریال نقطه نظرات بسیاری وجود داشت که در نهایت باعث شد مدتی از تلویزیون فاصله بگیرم.

    در مدت بی‌کاری یعنی از سال ۱۳۹۳، طرح «مشت آخر» را نوشتم. در واقع در این داستان به دنبال یک شخصیت استثنایی که تماشاگر در ذهنش باقی بماند، بودم. به خاطر دارم که در باشگاه مشغول تمرین بودم که یک نفر آمد و به من گفت «پدرم گفته است به شما سلام برسانم و بگویم پدر بزرگ من با پدر شما همکلاس بوده است»، نام او را پرسیدم و فهمیدم که پدر این فرد خودش با من همکلاس بوده است نه پدرهایمان!

    وقتی این دوست قدیمی به دیدن من آمد، گفت تو هنوز داری ورجه وورجه می‌کنی!؟ همین دیدار، جرقه ساخت فیلمی شد که شخصیت اصلی آن پیرمردی باشد که فعالیت رزمی انجام می‌دهد. نگارش این سناریو بسیار سخت بود، به خاطر دارم که فیلمنامه «مشت آخر» را ۹ بار بازنویسی کردم و هر بار هم یک تغییری در آن ایجاد می‌کردم که بتوان آن را ساخت.

    البته این را می‌دانستم که تولید این فیلم خالی از زحمت نیست و مشکلات بسیاری را به همراه دارد. با چند نفر از تهیه‌کنندگان گفتگو کردم و آن‌ها مصر بودند که از بازیگران شناخته شده استفاده کنند. در واقع این تهیه‌کننده‌ها به دنبال بازیگرانی بودند که بتواند مخاطب را به سینما بکشاند، البته تهیه‌کنندگان با توجه به شرایط فعلی سینما، حق دارند که به دنبال بازیگران چهره برای پروژه‌های سینمایی باشند تا فروش خوبی داشته باشند.

    به عنوان مثال برای نقش «سهیل» پسر رحمت در فیلم، نمی‌توانستم از یک بازیگر با فیزیک بزرگ استفاده کنم، چرا که با حضور چنین بازیگری قصه در نمی‌آمد. اگر فیزیک بازیگر به گونه‌ای بود که نشان می‌داد می‌تواند حق خود را بگیرد که دیگر چه نیازی به پیرمرد داستان در این فیلم بود؟ در واقع شخصیت سهیل باید یک فیزیک ریز می‌داشت و بچه مثبت می‌بود، به همین دلیل نمی‌توانستیم از بازیگر درشت اندام برای این نقش استفاده کنیم.

    اگر من نقش رحمت، پیرمرد قصه را بازی نمی‌کردم چه کسی می‌توانست این نقش را بازی کند، البته بارها قبل از شروع فیلمبرداری گفته بودم که اگر بازیگر مناسبی در همین سن پیدا کردید که بتواند فعالیت رزمی داشته باشد، نقش رحمت را او بازی کند * هنگام ساخت «مشت آخر» تصادف کردید، اما خیلی زود مجدد فیلمبرداری فیلم را ادامه دادید، تصادف و بعد از آن ادامه فیلمبرداری چگونه انجام شد؟

    «مشت آخر» را جلوی دوربین برده بودم که تصادف کردم. این اتفاق یک اتفاق عادی نبود. در واقع ماجرا از این قرار بود که در یکی از روزهای فیلمبرداری، تصمیم گرفتم با مدیر تولید فیلم که یک موتور داشت، برای پیدا کردن فضاهای مناسب برای فیلمبرداری بروم. پشت موتور نشستم، در طول جستجوی لوکیشن مناسب، به یک مکان مناسب برای فیلمبرداری رسیدیم و از مدیرتولید فیلم خواستم که بررسی کند این مکان را می‌توان برای فیلمبرداری گرفت یا خیر.

    موتور را پارک کرده و روی آن نشسته بودم که ناگهان یک موتور از داخل خانه‌ای بیرون آمده و به موتوری که سوارش بودم زد، این ضربه به قدری شدید بود که موتور چرخید و من را به سمتی پرتاب کرد. به دلیل این تصادف ۹ روز در بیمارستان بیهوش بودم و بعد از به هوش آمدن تازه متوجه شدم که چه اتفاقی برای من رخ داده است. بعد از اینکه کمی حالم بهتر شد، تصمیم گرفتم که این فیلم را به پایان برسانم چرا که اگر عوامل فیلم بیشتر از این معطل می‌شدند، به سختی می‌توانستم آنها را دوباره جمع کنم.

    در نهایت برای ادامه فیلمبرداری دوباره به لوکیشن‌های مورد نظر رفتیم و کار را دوباره آغاز کردیم، در آن روزها حال من خوب بود، اما بعد از بازگشت به تهران احساس کردم در شرایط مناسب فیزیکی نیستم، به دکتر مراجعه کردم و یک ام‌.آر. آی از من گرفت و در نهایت تصمیم گرفته شد تا به سرعت عمل شوم. تاکید می‌کنم که بیشترین سکانس‌های فیلم را در همان حال مریضی بعد از تصادف کار کرده‌ام.

    * بازی در این فیلم و باورپذیری مخاطب تنها می‌توانست با بازی خودتان در فیلم صورت گیرد، چرا که مخاطب این را می‌داند که مهدی فخیم‌زاده یک بازیگر ورزشکار است، به همین دلیل بود که نقش رحمت را خودتان بازی کردید؟

    اگر من نقش رحمت، پیرمرد قصه را بازی نمی‌کردم چه کسی می‌توانست این نقش را بازی کند؟ البته بارها قبل از شروع فیلمبرداری گفته بودم که اگر بازیگر مناسبی در همین سن پیدا کردید که بتواند فعالیت رزمی داشته باشد، نقش رحمت را او بازی کند. اما از هنرمندان هم سن من کسی نبود که بتواند چنین نقشی را بازی کند، البته این را باید بگویم همه بازیگران هم دوره من، پیرمرد شده و عصا به دست دارند. متأسفانه بازیگران ما و البته مردم جامعه دچار پیری زودرس شده‌اند و می‌توان گفت که همه پیر شده‌اند!

    سال‌ها است که همه به پیشواز پیری می‌روند و و جامعه افراد را از یک سن به بعد پیرمرد می‌داند و خود افراد نیز اینگونه فکر می‌کنند که اگر به ۵۰ یا ۶۰ سال رسیدند، یعنی باید یک سری عادت‌ها را ترک کرده و عادت‌های جدیدی را برای خود فراهم کنند که مشترک با دیگر افراد هم سن خود باشد!

    از طرف دیگر با توجه به اینکه پیش از انقلاب فعالیت خود را در سینما آغاز کرده بودم، با فضای پشت صحنه آن دوره آشنا بودم. به خاطر دارم قبل از انقلاب معمولاً عوامل یک فیلم سر ظهر دور هم می‌نشستند و خوش می‌گذراندند. این در حالی بود که من حتی از سیگار و یا مواد دیگر استفاده نمی‌کردم و بیشتر از هرچیز به دنبال ورزش بودم. البته این را هم بگویم که مادر من روی سالم بودن فرزندانش بسیار حساس بود و در نتیجه هیچ کدام از پسرانش به دنبال دخانیات نبودند.

    هیچ‌گاه به‌عنوان کارگردان از سوپراستارها در فیلم‌هایم استفاده نکرده‌ام و بیشتر از بازیگران درجه دو که حرف کارگردان را گوش می‌دهند، استفاده کرده‌ام. بعد از انقلاب نیز با بازیگران بسیاری دوست هستم اما هیچگاه با آن‌ها کار نکرده‌ام، به‌عنوان مثال با اکبر عبدی بسیار رفیق هستیم اما هیچگاه با هم بازی نکرده‌ایم تاکید می‌کنم که علاقه خاصی به ورزش دارم و هفته‌ای ۳ جلسه به باشگاه می‌روم و کاراته کار می‌کنم. در کنار آن خانه‌ام را هم تجهیز کرده‌ام که اگر یک روز نتوانستم باشگاه بروم، امکان تمرین در خانه را داشته باشم، می‌توان گفت بعد از سال‌ها ورزش کردن، به این فعالیت اعتیاد پیدا کرده‌ام. به دلیل آمادگی بدنی که برای نقش رحمت داشتم، در نهایت تصمیم گرفتم خود این نقش را بازی کنم.

    * برای بازی در این نقش با توجه به اینکه سکانس‌های زد و خورد بسیار داشت، از بدلکار هم استفاده کردید؟

    تمام حرکات رزمی رحمت، پیرمرد قصه را خودم بازی کرده‌ام و تنها در یکی از سکانس‌ها که بعد از تصادف گرفته شد، از بدل استفاده کردم.

    * چه چیز باعث شد در کنار خودتان از بازیگران شناخته شده این سال‌ها در این فیلم استفاده نکنید؟

    متأسفانه استفاده از بازیگران شناخته شده تبدیل به یک معضل در سینما شده است، در واقع برای فروش خوب یک فیلم در گیشه، یا باید فیلم کمدی لوده بسازیم و یا از بازیگران شناخته شده استفاده کنیم.

    به‌عنوان یک کارگردان سینما نه می‌توانم کمدی لوده بسازم (هیچ‌گاه از کمدی‌هایی از این دست خوشم نمی‌آمد!) و نه می‌توانم از سوپراستار برای فیلم‌هایم استفاده کنم، که البته چه قبل و چه بعد از انقلاب با سوپراستارها کار نکرده‌ام. چرا که وقتی سوپراستار وارد یک فیلم می‌شود، تمام فیلم را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و باید براساس خواسته آن در پشت صحنه کار کرد.

    درست است که قبل از انقلاب به‌عنوان بازیگر با چهره‌هایی همچون بیک و یا ایرج قادری کار کرده‌ام، اما هیچ‌گاه به‌عنوان کارگردان از سوپراستارها در فیلم‌هایم استفاده نکرده‌ام و بیشتر از بازیگران درجه ۲ که حرف کارگردان را گوش می‌دهند، استفاده کرده‌ام. بعد از انقلاب نیز با بازیگران بسیاری دوست هستم اما هیچگاه با آن‌ها کار نکرده‌ام، به‌عنوان مثال با اکبر عبدی بسیار رفیق هستیم اما هیچگاه با هم بازی نکرده‌ایم.

    البته اگر در فیلم کارگردان دیگری بازی کنم، یا اصلاً کار را قبول نمی‌کنم یا زمانی که نقش را بپذیرم به حرف کارگردان گوش می‌دهم. سرکار خودم هم همین توقع را دارم که بازیگر حرف من را به عنوان کارگردان گوش دهد، اما مشکل استفاده از سوپراستار تنها مساله دستمزد آن نیست، بلکه این گروه از بازیگران با خود جوی را می‌آورند که این جو به فیلم صدمه می‌زند.

    برای «مشت آخر» نیز همین مشکل را داشتم؛ نزدیک به ۸ ماه با تهیه‌کنندگان مختلف صحبت می‌کردم و همه به دنبال استفاده از سوپراستار در فیلم بودند.

    در این میان، رامین راستاد از جمله بازیگرانی است که دوست دارم با او کار کنم، من با رامین در «فوق سری» کار کرده بودم و این را می‌دانستم که هم بازیگر بااستعدادی است و هم نقش مورد نظر برای او مناسب است. حال تصور کنید اگر از یک بازیگر بزرگ‌تر و یا سن بالاتر استفاده می‌کردم با منطق دراماتیک فیلم جور در نمی‌آمد.

    * در این صورت یکی از فاکتورهای شما به عنوان کارگردان برای انتخاب بازیگر حرف‌شنوی است؟

    درست است، البته اگر نظری درباره نقش خود و یا سکانس خاصی داشته باشند به حرفشان گوش می‌کنم اما به آن‌ها می‌گویم که به‌عنوان کارگردان حق وتو دارم. معتقدم برای یک تغییر کوچک در فیلم باید همه جوانب را در نظر گرفت و همین مساله سبب می‌شود که کمتر نظرات بازیگران را در فیلم اعمال کنم.

    * با توجه به اینکه «مشت آخر» فیلمی است که در آن از حرکات رزمی بسیاری استفاده می‌شود، از نظر شما برای ساخت چنین فیلم‌هایی نیازمند بازیگران ورزشکار نیستیم؟

    پیش از هرچیز باید بگویم که نزدیک به ۴۰ سال است که ورزش کاراته را انجام می‌دهم، اما «مشت آخر» تنها فیلمی است که نیاز به بازیگر ورزشکار داشت، البته این را باید بگویم که همیشه از من می‌پرسیدند که چرا یک فیلم ورزشی نمی‌سازم. در واقع سوژه مناسبی پیدا نکردم. کاراته چندان برای مخاطب آشنا نیست، کاراته از بوکس کم‌خطرتر است اما مردم نسبت به کاراته احساس خطر می‌کنند.

    به‌عنوان یک کارگردان سینما نه می‌توانم کمدی لوده بسازم و نه می‌توانم از سوپراستار برای فیلم‌هایم استفاده کنم، که البته چه قبل و چه بعد از انقلاب با سوپراستارها کار نکرده‌ام. چرا که وقتی سوپراستار وارد یک فیلم می‌شود، تمام فیلم را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و باید براساس خواسته آن در پشت صحنه کار کرد ورزش‌های رزمی نیاز به آموزش درست دارد و حداقل ۲ سال زمان می‌برد که یک فرد بتواند کاراته کار کند، نمی‌توان یک بازیگر را ۲ ماه آموزش دهید و بعد جلوی دوربین برود، چرا که چگونگی بالا بردن پا در کاراته، خودش مدت‌های طولانی تمرین می‌خواهد به همین دلیل نمی‌توان برای این نقش‌ها از بازیگرانی که هیچ شناختی نسبت به ورزش‌های رزمی نداشته‌اند، استفاده کند.

    اگر در سینمای آمریکا فیلم‌های رزمی می‌سازند به این دلیل است که بازیگران این نوع از سینما ورزشکار هستند و این امر در فیزیک آن‌ها مشخص است و از رشته‌ای که در آن تخصص دارند استفاده می‌کنند.

    این را می‌دانم فیلم «سونامی» داستان تیم ملی کاراته است که در آن بهرام رادان به عنوان یک کاراته کار حضور دارد، علاقه‌مند هستم که ببینم این بازیگر تا چه اندازه نقش یک کاراته‌کار را خوب بازی کرده است. از حضور این بازیگر هنگام تمرین کاراته برای سکانس‌های مختلف، در شبکه‌های اجتماعی فیلم‌های مختلفی منتشر شده است، اما هیچ کدام از این سکانس‌ها هنگام کاراته کار کردن بهرام رادان را نشان نداده است، این را می‌توانم بگویم که اگر کاراته کار نباشید، اولین پایی را که بالا می‌برید مشخص می‌شود. همین مساله در باورپذیری مخاطب تأثیرگذار است. آموزش ورزش‌هایی مانند بوکس بسیار راحت‌تر است، تاکید می‌کنم که هنوز این فیلم را ندیده‌ام اما در فرم بدن بهرام رادان، یک ورزشکار تکواندو کار را ندیده‌ام.

    به همین دلیل اگر امکانش هست که از سناریو صحنه‌های مسابقات را حذف کرد، کارگردان باید این کار را انجام دهد، حال نیازی نیست که بازیگر حتماً حرکات ورزشی را جلوی دوربین انجام دهد.

    * شما ورزش را با کاراته آغاز کردید؟

    اولین ورزشی که شروع کردم بوکس بود و بعد از آن و در سال ۵۶ کاراته را یاد گرفتم. این را باید بگویم زمانی که در دانشکده درس می‌خواندم کلاس باله با مربیگری عبداله ناظمی داشتیم. در واقع این کلاس برای باز شدن عضلات بدن بود، همچنین کلاس رقص برای گرفتن ریتم، شمشیربازی برای تمرکز و یوگا برای تنفس داشتیم. بعد از اینکه از دانشکده بیرون آمدم و وارد سینما شدم، در یکی از این روزها به یک باشگاه کاراته رفتم و زمانی که این ورزش را دیدم، متوجه شدم که همه کلاس‌هایی که پیش‌تر گفتم در این ورزش دیده می‌شود، اصلاً به دنبال کاراته نبودم بلکه می‌خواستم ورزشی را انجام دهم که برای بازیگری خوب باشد، در نهایت تمرین این ورزش را آغاز کردم.

    در طول دوره بیکاری بعد از انقلاب، تصمیم گرفتم این ورزش را ادامه دهم و همین مساله سبب شد که هر روز به باشگاه بروم و کاراته را تمرین کنم. در نهایت کمربند مشکی این ورزش را دریافت کردم. این ورزش و ادامه آن در بازیگری بسیار به من کمک کرد، چرا که بخشی از بازیگری به فیزیک مناسب بازیگر مربوط می‌شود، اگر بازیگر فیزیک مناسب خود را از دست بدهد، بی شک در بازی او تأثیرگذار است.

    زمانی که «مسافران مهتاب» را ساختم، بارها پیشنهاد شد تا یک سریال هم با شخصیت‌های فیلم بسازم اما این پیشنهاد را قبول نکردم. چرا که تکرار شخصیت‌ها را دوست نداشتم و ترجیح می‌دادم که نقش‌ها و داستان‌های جدید را تجربه کنم. در کنار آن نگران این بودم که تکرار یک شخصیت در سینما یا تلویزیون می‌تواند چندان موفق نباشد * با توجه به اینکه خودتان یک بازیگر ورزشکار هستید، به دیگر بازیگران هم برای ورزش پیشنهاد می‌دهید؟

    در واقع افرادی را در سینمای ایران برای ورزش کردن به خصوص در حوزه کاراته تشویق کرده‌ام. حتی یکی از آن‌ها را به باشگاه بردم. به یاد دارم که یکی از دوستانم که به باشگاه آمده بود، دیگر پای خود را در باشگاه نگذاشت، حتی لباس تمرین خود را در کمد من جا گذاشت و دیگر هم نیامد آن را بگیرد!

    باید بگویم که تا مدتی همه را تشویق به ورزش می‌کردم، بعد به این فکر کردم ورزش کردن برای من در این سن آسان است اما برای کسی که بدنش به ورزش عادت ندارد، ورزش، کار بسیار سختی است و در کنار آن حوصله ورزش کردن هم نیست؛ بعد از ۴۰ سالگی بدن دیگر نمی‌کشد که یک رشته ورزشی را برای تمرین کردن انتخاب کند.

    * با توجه به اینکه در «مشت آخر» حرکات رزمی بسیاری به تصویر کشیده شده، طراحی خاصی برای این حرکات داشتید؟

    طراحی حرکات درگیری سکانس‌ها در ذهنم بود، اما هنگام درگیری حرکات بداهه بود و طراحی خاصی برای حرکت‌های رزمی نداشتیم.

    * در طول فعالیت خود در سینما و تلویزیون به این فکر کرده‌اید که یک شخصیت ثابت رزمی‌کار با داستان‌های مختلف پدید بیاورید که بتوان فیلم‌های سریالی بر مبنای آن ساخت؟

    بازیگرانی مانند من، همواره به نقش فکر می‌کنیم و مثبت و منفی آن چندان برایمان اهمیت ندارد. البته سینما بعد از انقلاب اسلامی، متریال خود را از دست داد و هنرپیشه‌های خود را هم برای همیشه برد در این میان هنرپیشگان تئاتر روی کار آمدند و دریچه جدیدی روی سینمای ایران باز شد.

    برای اینکه یک فیلم یا شخصیت در سینما ادامه داشته باشد، باید قصه خوبی وجود داشته باشد. زمانی که «مسافران مهتاب» را ساختم، بارها پیشنهاد شد تا یک سریال هم با شخصیت‌های فیلم بسازم اما این پیشنهاد را قبول نکردم. چرا که تکرار شخصیت‌ها را دوست نداشتم و ترجیح می‌دادم که نقش‌ها و داستان‌های جدید را تجربه کنم. در کنار آن نگران این بودم که تکرار یک شخصیت در سینما یا تلویزیون می‌تواند چندان موفق نباشد.

    * از اکران و فروش فیلم «مشت آخر» راضی هستید؟

    سال گذشته «مشت آخر» آماده بود، اما ترجیح دادم که این فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور نداشته باشد، چرا که «مشت آخر» را برای بازار گیشه سینما ساخته بودم. چندان از فروش فیلم خبر ندارم اما این را می‌دانم که فروش چندان مناسبی ندارد. البته این فیلم تبلیغات مناسبی نداشت تا مردم را به سمت دیدن آن فیلم جذب کند.

    درباره تبلیغات فیلم‌های سینمایی نیز باید بگویم که هزینه تبلیغات چه شهری و چه در تلویزیون، بسیار گران شده است. در واقع می‌توان گفت ارائه و معرفی یک فیلم به مخاطب بسیار گران تمام می‌شود. در اقتصاد سینمای امروز هنرپیشه‌هایی که به عنوان «بیمه فیلم» حضور دارند بیشتر از هرکسی برد دارند!

    احساس می‌کنم که به زودی سینما از «فیلم دیدن» خالی می‌شود، البته الان هم سینما مرکز «فیلم دیدن» نیست! دیدن فیلم خوب به زودی از طریق سایت‌ها و دیگر روش‌های تماشا فراگیر می‌شود و مردم ترجیح می‌دهد با قیمت پایین‌تر و دردسر کمتر فیلم‌های مورد علاقه خود را تماشا کنند * عادت سینمای امروز ایران برای استفاده از بازیگران شناخته شده برای تضمین فروش تا چه اندازه می‌تواند به سینما صدمه وارد کند؟

    این اتفاق‌ها معمولاً تأثیر منفی در سینما دارد. البته سینمای ایران، قبل از انقلاب نیز چنین مسأله‌ای را تجربه کرده است. در آن سال‌ها تعداد تولید فیلم‌های ایرانی کم شد و سینماداران برای درآمد بیشتر فیلم‌های خارجی را برای نمایش در سینماها انتخاب کردند و همین مساله سبب شد که فیلم‌های ایرانی فروش کمتری داشته باشد.

    اما سینمای امروز ما درگیر مسائلی دیگر است، این را باید بگویم که مردم به سینما می‌روند که بخندند و آن را کاملًا به‌عنوان یک سرگرمی نگاه می‌کنند، چرا که خارج از سالن‌های سینما، فضای بهتر و بیشتری برای دیدن فیلم‌های فرهنگی یا هنری است و مردم دسترسی راحتی به این فیلم‌ها دارند. تاکید می‌کنم که مخاطب امروز سینما برای «فیلم دیدن» به سالن‌های سینمایی نمی‌رود بلکه آن را صرفاً به عنوان یک تفریح می‌بینند.

    ویترین فیلم‌های امروز هنرپیشه‌های شناخته شده است و در صورت داشتن ویترین مناسب فیلم فروش می‌کند، به همین دلیل است که بسیاری از هنرپیشگان حرفه‌ای ما بیکار هستند. احساس می‌کنم که به زودی سینما از «فیلم دیدن» خالی می‌شود، البته الان هم سینما مرکز «فیلم دیدن» نیست! دیدن فیلم خوب به زودی از طریق سایت‌ها و دیگر روش‌های تماشا فراگیر می‌شود و مردم ترجیح می‌دهد با قیمت پایین‌تر و دردسر کمتر فیلم‌های مورد علاقه خود را تماشا کنند. اگر در آمریکا و یا اروپا فیلم‌های سینمایی در سالن‌ها اکران می‌شود، به این دلیل است که سالن‌ها با آخرین تجهیزات روز دنیا برای تماشای فیلم آماده شده‌اند اما سینماهای ما چنین کاری نکرده‌اند و تجهیزات مناسب و به‌روزی ندارد.

    * چه راهکاری برای حل این مساله پیشنهاد می‌کنید؟

    نمی‌دانم در شرایط فعلی چه کار می‌توان کرد و واقعیت این است راه حلی هم برای آن ندارم. شاید باید دولت در این زمینه ورود پیدا کند که البته دخالت دولت معمولاً همه چیز را بدتر می‌کند! اما این را مطمئن هستم که سینما دیر یا زود راه خود را برای بقا پیدا می‌کند. قرار نیست که همه فیلم‌ها در سینما اکران شود، به‌عنوان مثال ترجیح می‌دادم که «مشت آخر» در سینما اکران نشود و در شبکه نمایش خانگی منتشرش کنم. چرا که سینما دیگر مرکز فیلم دیدن نیست، مردم به سینما می‌روند که بخندند به همین دلیل فیلم‌های کمدی بیشتر این روزها اقبال در اکران دارند.

  • سالن‌های سینما دیگر مرکز «فیلم دیدن» نیستند/معتاد شده‌ام به ورزش!

    سالن‌های سینما دیگر مرکز «فیلم دیدن» نیستند/معتاد شده‌ام به ورزش!

    خبرگزاری مهر – گروه هنر-نیوشا روزبان: مهدی فخیم‌زاده بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون را به خوبی می‌شناسیم. هنرمندی که خاطرات‌مان از نقش‌های ماندگارش از سال‌های دورتر با «نمکی» در «مسافران مهتاب» آغاز و تا «عمر ابن سعد» در سریال «مختارنامه» امتداد می‌یابد.

    فخیم‌زاده از جمله هنرمندانی است که به علاقه‌مندی به ورزش‌های رزمی شهره است و در کنار بازیگری، تلاش کرده در مقام کارگردان هم خاطره‌ساز باشد؛ از «خواستگاری» و «همسر» در سینما گرفته تا «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق» و «خواب و بیدار» در قاب تلویزیون.

    این روزها جدیدترین ساخته سینمایی مهدی فخیم‌زاده با نام «مشت آخر» بعد از گذشت ۱۴ سال دوری او از سینما، در حال اکران در سینماهای کشور است، فیلمی که او خود در آن نقش اول داستان یعنی «رحمت» را بازی می‌کند؛ پیرمردی که با داشتن سن بالا همچنان توانایی انجام فعالیت‌های رزمی دارد.

    فخیم‌زاده در طول دوره فیلمبرداری این پروژه در شمال کشور دچار سانحه شد و همین اتفاق مدتی فیلمبرداری «مشت آخر» را با توقف مواجه کرد.

    اکران «مشت آخر» بهانه‌ای دست داد تا گفتگویی با این بازیگر و کارگردان پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران داشته باشیم.

    مشروح گفتگو خبرگزاری مهر با مهدی فخیم‌زاده را در ادامه می‌خوانید؛

    * آقای فخیم‌زاده هرچند طی سال‌های گذشته در تلویزیون فعال بودید، اما بعد از گذشت ۱۴ سال، با «مشت آخر» به سینما آمدید، چه چیز سبب شد بعد از این غیبت طولانی دوباره دست به ساخت یک اثر سینمایی بزنید؟

    پیش از این باید بگویم کار کردن در تلویزیون برای من راحت‌تر از سینما است، چرا که اکران و نمایش فیلم در سینمای ایران به قدری سخت شده و ارائه فیلم چنان گران شده است که سینماگران بخش خصوصی کمتر در حوزه تولید وارد می‌شوند. فکر می‌کنم این روزها تنها کسانی که از نهادهای دولتی پول می‌گیرند موفق به ساخت فیلم می‌شوند.

    به خاطر دارم در آخرین سریالی که ساخته بودم با نام «فوق سری» پلیس و «ناجی هنر» در فیلم حضور داشتند، با آقای منتظرالمهدی مدیر وقت «ناجی هنر» در طول ساخت این سریال جدال قلمی داشتیم. او در طول ساخت این سریال نظرات مختلفی داشت، البته برای ساخت این سریال نقطه نظرات بسیاری وجود داشت که در نهایت باعث شد مدتی از تلویزیون فاصله بگیرم.

    در مدت بی‌کاری یعنی از سال ۱۳۹۳، طرح «مشت آخر» را نوشتم. در واقع در این داستان به دنبال یک شخصیت استثنایی که تماشاگر در ذهنش باقی بماند، بودم. به خاطر دارم که در باشگاه مشغول تمرین بودم که یک نفر آمد و به من گفت «پدرم گفته است به شما سلام برسانم و بگویم پدر بزرگ من با پدر شما همکلاس بوده است»، نام او را پرسیدم و فهمیدم که پدر این فرد خودش با من همکلاس بوده است نه پدرهایمان!

    وقتی این دوست قدیمی به دیدن من آمد، گفت تو هنوز داری ورجه وورجه می‌کنی!؟ همین دیدار، جرقه ساخت فیلمی شد که شخصیت اصلی آن پیرمردی باشد که فعالیت رزمی انجام می‌دهد. نگارش این سناریو بسیار سخت بود، به خاطر دارم که فیلمنامه «مشت آخر» را ۹ بار بازنویسی کردم و هر بار هم یک تغییری در آن ایجاد می‌کردم که بتوان آن را ساخت.

    البته این را می‌دانستم که تولید این فیلم خالی از زحمت نیست و مشکلات بسیاری را به همراه دارد. با چند نفر از تهیه‌کنندگان گفتگو کردم و آن‌ها مصر بودند که از بازیگران شناخته شده استفاده کنند. در واقع این تهیه‌کننده‌ها به دنبال بازیگرانی بودند که بتواند مخاطب را به سینما بکشاند، البته تهیه‌کنندگان با توجه به شرایط فعلی سینما، حق دارند که به دنبال بازیگران چهره برای پروژه‌های سینمایی باشند تا فروش خوبی داشته باشند.

    به عنوان مثال برای نقش «سهیل» پسر رحمت در فیلم، نمی‌توانستم از یک بازیگر با فیزیک بزرگ استفاده کنم، چرا که با حضور چنین بازیگری قصه در نمی‌آمد. اگر فیزیک بازیگر به گونه‌ای بود که نشان می‌داد می‌تواند حق خود را بگیرد که دیگر چه نیازی به پیرمرد داستان در این فیلم بود؟ در واقع شخصیت سهیل باید یک فیزیک ریز می‌داشت و بچه مثبت می‌بود، به همین دلیل نمی‌توانستیم از بازیگر درشت اندام برای این نقش استفاده کنیم.

    اگر من نقش رحمت، پیرمرد قصه را بازی نمی‌کردم چه کسی می‌توانست این نقش را بازی کند، البته بارها قبل از شروع فیلمبرداری گفته بودم که اگر بازیگر مناسبی در همین سن پیدا کردید که بتواند فعالیت رزمی داشته باشد، نقش رحمت را او بازی کند * هنگام ساخت «مشت آخر» تصادف کردید، اما خیلی زود مجدد فیلمبرداری فیلم را ادامه دادید، تصادف و بعد از آن ادامه فیلمبرداری چگونه انجام شد؟

    «مشت آخر» را جلوی دوربین برده بودم که تصادف کردم. این اتفاق یک اتفاق عادی نبود. در واقع ماجرا از این قرار بود که در یکی از روزهای فیلمبرداری، تصمیم گرفتم با مدیر تولید فیلم که یک موتور داشت، برای پیدا کردن فضاهای مناسب برای فیلمبرداری بروم. پشت موتور نشستم، در طول جستجوی لوکیشن مناسب، به یک مکان مناسب برای فیلمبرداری رسیدیم و از مدیرتولید فیلم خواستم که بررسی کند این مکان را می‌توان برای فیلمبرداری گرفت یا خیر.

    موتور را پارک کرده و روی آن نشسته بودم که ناگهان یک موتور از داخل خانه‌ای بیرون آمده و به موتوری که سوارش بودم زد، این ضربه به قدری شدید بود که موتور چرخید و من را به سمتی پرتاب کرد. به دلیل این تصادف ۹ روز در بیمارستان بیهوش بودم و بعد از به هوش آمدن تازه متوجه شدم که چه اتفاقی برای من رخ داده است. بعد از اینکه کمی حالم بهتر شد، تصمیم گرفتم که این فیلم را به پایان برسانم چرا که اگر عوامل فیلم بیشتر از این معطل می‌شدند، به سختی می‌توانستم آنها را دوباره جمع کنم.

    در نهایت برای ادامه فیلمبرداری دوباره به لوکیشن‌های مورد نظر رفتیم و کار را دوباره آغاز کردیم، در آن روزها حال من خوب بود، اما بعد از بازگشت به تهران احساس کردم در شرایط مناسب فیزیکی نیستم، به دکتر مراجعه کردم و یک ام‌.آر. آی از من گرفت و در نهایت تصمیم گرفته شد تا به سرعت عمل شوم. تاکید می‌کنم که بیشترین سکانس‌های فیلم را در همان حال مریضی بعد از تصادف کار کرده‌ام.

    * بازی در این فیلم و باورپذیری مخاطب تنها می‌توانست با بازی خودتان در فیلم صورت گیرد، چرا که مخاطب این را می‌داند که مهدی فخیم‌زاده یک بازیگر ورزشکار است، به همین دلیل بود که نقش رحمت را خودتان بازی کردید؟

    اگر من نقش رحمت، پیرمرد قصه را بازی نمی‌کردم چه کسی می‌توانست این نقش را بازی کند؟ البته بارها قبل از شروع فیلمبرداری گفته بودم که اگر بازیگر مناسبی در همین سن پیدا کردید که بتواند فعالیت رزمی داشته باشد، نقش رحمت را او بازی کند. اما از هنرمندان هم سن من کسی نبود که بتواند چنین نقشی را بازی کند، البته این را باید بگویم همه بازیگران هم دوره من، پیرمرد شده و عصا به دست دارند. متأسفانه بازیگران ما و البته مردم جامعه دچار پیری زودرس شده‌اند و می‌توان گفت که همه پیر شده‌اند!

    سال‌ها است که همه به پیشواز پیری می‌روند و و جامعه افراد را از یک سن به بعد پیرمرد می‌داند و خود افراد نیز اینگونه فکر می‌کنند که اگر به ۵۰ یا ۶۰ سال رسیدند، یعنی باید یک سری عادت‌ها را ترک کرده و عادت‌های جدیدی را برای خود فراهم کنند که مشترک با دیگر افراد هم سن خود باشد!

    از طرف دیگر با توجه به اینکه پیش از انقلاب فعالیت خود را در سینما آغاز کرده بودم، با فضای پشت صحنه آن دوره آشنا بودم. به خاطر دارم قبل از انقلاب معمولاً عوامل یک فیلم سر ظهر دور هم می‌نشستند و خوش می‌گذراندند. این در حالی بود که من حتی از سیگار و یا مواد دیگر استفاده نمی‌کردم و بیشتر از هرچیز به دنبال ورزش بودم. البته این را هم بگویم که مادر من روی سالم بودن فرزندانش بسیار حساس بود و در نتیجه هیچ کدام از پسرانش به دنبال دخانیات نبودند.

    هیچ‌گاه به‌عنوان کارگردان از سوپراستارها در فیلم‌هایم استفاده نکرده‌ام و بیشتر از بازیگران درجه دو که حرف کارگردان را گوش می‌دهند، استفاده کرده‌ام. بعد از انقلاب نیز با بازیگران بسیاری دوست هستم اما هیچگاه با آن‌ها کار نکرده‌ام، به‌عنوان مثال با اکبر عبدی بسیار رفیق هستیم اما هیچگاه با هم بازی نکرده‌ایم تاکید می‌کنم که علاقه خاصی به ورزش دارم و هفته‌ای ۳ جلسه به باشگاه می‌روم و کاراته کار می‌کنم. در کنار آن خانه‌ام را هم تجهیز کرده‌ام که اگر یک روز نتوانستم باشگاه بروم، امکان تمرین در خانه را داشته باشم، می‌توان گفت بعد از سال‌ها ورزش کردن، به این فعالیت اعتیاد پیدا کرده‌ام. به دلیل آمادگی بدنی که برای نقش رحمت داشتم، در نهایت تصمیم گرفتم خود این نقش را بازی کنم.

    * برای بازی در این نقش با توجه به اینکه سکانس‌های زد و خورد بسیار داشت، از بدلکار هم استفاده کردید؟

    تمام حرکات رزمی رحمت، پیرمرد قصه را خودم بازی کرده‌ام و تنها در یکی از سکانس‌ها که بعد از تصادف گرفته شد، از بدل استفاده کردم.

    * چه چیز باعث شد در کنار خودتان از بازیگران شناخته شده این سال‌ها در این فیلم استفاده نکنید؟

    متأسفانه استفاده از بازیگران شناخته شده تبدیل به یک معضل در سینما شده است، در واقع برای فروش خوب یک فیلم در گیشه، یا باید فیلم کمدی لوده بسازیم و یا از بازیگران شناخته شده استفاده کنیم.

    به‌عنوان یک کارگردان سینما نه می‌توانم کمدی لوده بسازم (هیچ‌گاه از کمدی‌هایی از این دست خوشم نمی‌آمد!) و نه می‌توانم از سوپراستار برای فیلم‌هایم استفاده کنم، که البته چه قبل و چه بعد از انقلاب با سوپراستارها کار نکرده‌ام. چرا که وقتی سوپراستار وارد یک فیلم می‌شود، تمام فیلم را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و باید براساس خواسته آن در پشت صحنه کار کرد.

    درست است که قبل از انقلاب به‌عنوان بازیگر با چهره‌هایی همچون بیک و یا ایرج قادری کار کرده‌ام، اما هیچ‌گاه به‌عنوان کارگردان از سوپراستارها در فیلم‌هایم استفاده نکرده‌ام و بیشتر از بازیگران درجه ۲ که حرف کارگردان را گوش می‌دهند، استفاده کرده‌ام. بعد از انقلاب نیز با بازیگران بسیاری دوست هستم اما هیچگاه با آن‌ها کار نکرده‌ام، به‌عنوان مثال با اکبر عبدی بسیار رفیق هستیم اما هیچگاه با هم بازی نکرده‌ایم.

    البته اگر در فیلم کارگردان دیگری بازی کنم، یا اصلاً کار را قبول نمی‌کنم یا زمانی که نقش را بپذیرم به حرف کارگردان گوش می‌دهم. سرکار خودم هم همین توقع را دارم که بازیگر حرف من را به عنوان کارگردان گوش دهد، اما مشکل استفاده از سوپراستار تنها مساله دستمزد آن نیست، بلکه این گروه از بازیگران با خود جوی را می‌آورند که این جو به فیلم صدمه می‌زند.

    برای «مشت آخر» نیز همین مشکل را داشتم؛ نزدیک به ۸ ماه با تهیه‌کنندگان مختلف صحبت می‌کردم و همه به دنبال استفاده از سوپراستار در فیلم بودند.

    در این میان، رامین راستاد از جمله بازیگرانی است که دوست دارم با او کار کنم، من با رامین در «فوق سری» کار کرده بودم و این را می‌دانستم که هم بازیگر بااستعدادی است و هم نقش مورد نظر برای او مناسب است. حال تصور کنید اگر از یک بازیگر بزرگ‌تر و یا سن بالاتر استفاده می‌کردم با منطق دراماتیک فیلم جور در نمی‌آمد.

    * در این صورت یکی از فاکتورهای شما به عنوان کارگردان برای انتخاب بازیگر حرف‌شنوی است؟

    درست است، البته اگر نظری درباره نقش خود و یا سکانس خاصی داشته باشند به حرفشان گوش می‌کنم اما به آن‌ها می‌گویم که به‌عنوان کارگردان حق وتو دارم. معتقدم برای یک تغییر کوچک در فیلم باید همه جوانب را در نظر گرفت و همین مساله سبب می‌شود که کمتر نظرات بازیگران را در فیلم اعمال کنم.

    * با توجه به اینکه «مشت آخر» فیلمی است که در آن از حرکات رزمی بسیاری استفاده می‌شود، از نظر شما برای ساخت چنین فیلم‌هایی نیازمند بازیگران ورزشکار نیستیم؟

    پیش از هرچیز باید بگویم که نزدیک به ۴۰ سال است که ورزش کاراته را انجام می‌دهم، اما «مشت آخر» تنها فیلمی است که نیاز به بازیگر ورزشکار داشت، البته این را باید بگویم که همیشه از من می‌پرسیدند که چرا یک فیلم ورزشی نمی‌سازم. در واقع سوژه مناسبی پیدا نکردم. کاراته چندان برای مخاطب آشنا نیست، کاراته از بوکس کم‌خطرتر است اما مردم نسبت به کاراته احساس خطر می‌کنند.

    به‌عنوان یک کارگردان سینما نه می‌توانم کمدی لوده بسازم و نه می‌توانم از سوپراستار برای فیلم‌هایم استفاده کنم، که البته چه قبل و چه بعد از انقلاب با سوپراستارها کار نکرده‌ام. چرا که وقتی سوپراستار وارد یک فیلم می‌شود، تمام فیلم را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و باید براساس خواسته آن در پشت صحنه کار کرد ورزش‌های رزمی نیاز به آموزش درست دارد و حداقل ۲ سال زمان می‌برد که یک فرد بتواند کاراته کار کند، نمی‌توان یک بازیگر را ۲ ماه آموزش دهید و بعد جلوی دوربین برود، چرا که چگونگی بالا بردن پا در کاراته، خودش مدت‌های طولانی تمرین می‌خواهد به همین دلیل نمی‌توان برای این نقش‌ها از بازیگرانی که هیچ شناختی نسبت به ورزش‌های رزمی نداشته‌اند، استفاده کند.

    اگر در سینمای آمریکا فیلم‌های رزمی می‌سازند به این دلیل است که بازیگران این نوع از سینما ورزشکار هستند و این امر در فیزیک آن‌ها مشخص است و از رشته‌ای که در آن تخصص دارند استفاده می‌کنند.

    این را می‌دانم فیلم «سونامی» داستان تیم ملی کاراته است که در آن بهرام رادان به عنوان یک کاراته کار حضور دارد، علاقه‌مند هستم که ببینم این بازیگر تا چه اندازه نقش یک کاراته‌کار را خوب بازی کرده است. از حضور این بازیگر هنگام تمرین کاراته برای سکانس‌های مختلف، در شبکه‌های اجتماعی فیلم‌های مختلفی منتشر شده است، اما هیچ کدام از این سکانس‌ها هنگام کاراته کار کردن بهرام رادان را نشان نداده است، این را می‌توانم بگویم که اگر کاراته کار نباشید، اولین پایی را که بالا می‌برید مشخص می‌شود. همین مساله در باورپذیری مخاطب تأثیرگذار است. آموزش ورزش‌هایی مانند بوکس بسیار راحت‌تر است، تاکید می‌کنم که هنوز این فیلم را ندیده‌ام اما در فرم بدن بهرام رادان، یک ورزشکار تکواندو کار را ندیده‌ام.

    به همین دلیل اگر امکانش هست که از سناریو صحنه‌های مسابقات را حذف کرد، کارگردان باید این کار را انجام دهد، حال نیازی نیست که بازیگر حتماً حرکات ورزشی را جلوی دوربین انجام دهد.

    * شما ورزش را با کاراته آغاز کردید؟

    اولین ورزشی که شروع کردم بوکس بود و بعد از آن و در سال ۵۶ کاراته را یاد گرفتم. این را باید بگویم زمانی که در دانشکده درس می‌خواندم کلاس باله با مربیگری عبداله ناظمی داشتیم. در واقع این کلاس برای باز شدن عضلات بدن بود، همچنین کلاس رقص برای گرفتن ریتم، شمشیربازی برای تمرکز و یوگا برای تنفس داشتیم. بعد از اینکه از دانشکده بیرون آمدم و وارد سینما شدم، در یکی از این روزها به یک باشگاه کاراته رفتم و زمانی که این ورزش را دیدم، متوجه شدم که همه کلاس‌هایی که پیش‌تر گفتم در این ورزش دیده می‌شود، اصلاً به دنبال کاراته نبودم بلکه می‌خواستم ورزشی را انجام دهم که برای بازیگری خوب باشد، در نهایت تمرین این ورزش را آغاز کردم.

    در طول دوره بیکاری بعد از انقلاب، تصمیم گرفتم این ورزش را ادامه دهم و همین مساله سبب شد که هر روز به باشگاه بروم و کاراته را تمرین کنم. در نهایت کمربند مشکی این ورزش را دریافت کردم. این ورزش و ادامه آن در بازیگری بسیار به من کمک کرد، چرا که بخشی از بازیگری به فیزیک مناسب بازیگر مربوط می‌شود، اگر بازیگر فیزیک مناسب خود را از دست بدهد، بی شک در بازی او تأثیرگذار است.

    زمانی که «مسافران مهتاب» را ساختم، بارها پیشنهاد شد تا یک سریال هم با شخصیت‌های فیلم بسازم اما این پیشنهاد را قبول نکردم. چرا که تکرار شخصیت‌ها را دوست نداشتم و ترجیح می‌دادم که نقش‌ها و داستان‌های جدید را تجربه کنم. در کنار آن نگران این بودم که تکرار یک شخصیت در سینما یا تلویزیون می‌تواند چندان موفق نباشد * با توجه به اینکه خودتان یک بازیگر ورزشکار هستید، به دیگر بازیگران هم برای ورزش پیشنهاد می‌دهید؟

    در واقع افرادی را در سینمای ایران برای ورزش کردن به خصوص در حوزه کاراته تشویق کرده‌ام. حتی یکی از آن‌ها را به باشگاه بردم. به یاد دارم که یکی از دوستانم که به باشگاه آمده بود، دیگر پای خود را در باشگاه نگذاشت، حتی لباس تمرین خود را در کمد من جا گذاشت و دیگر هم نیامد آن را بگیرد!

    باید بگویم که تا مدتی همه را تشویق به ورزش می‌کردم، بعد به این فکر کردم ورزش کردن برای من در این سن آسان است اما برای کسی که بدنش به ورزش عادت ندارد، ورزش، کار بسیار سختی است و در کنار آن حوصله ورزش کردن هم نیست؛ بعد از ۴۰ سالگی بدن دیگر نمی‌کشد که یک رشته ورزشی را برای تمرین کردن انتخاب کند.

    * با توجه به اینکه در «مشت آخر» حرکات رزمی بسیاری به تصویر کشیده شده، طراحی خاصی برای این حرکات داشتید؟

    طراحی حرکات درگیری سکانس‌ها در ذهنم بود، اما هنگام درگیری حرکات بداهه بود و طراحی خاصی برای حرکت‌های رزمی نداشتیم.

    * در طول فعالیت خود در سینما و تلویزیون به این فکر کرده‌اید که یک شخصیت ثابت رزمی‌کار با داستان‌های مختلف پدید بیاورید که بتوان فیلم‌های سریالی بر مبنای آن ساخت؟

    بازیگرانی مانند من، همواره به نقش فکر می‌کنیم و مثبت و منفی آن چندان برایمان اهمیت ندارد. البته سینما بعد از انقلاب اسلامی، متریال خود را از دست داد و هنرپیشه‌های خود را هم برای همیشه برد در این میان هنرپیشگان تئاتر روی کار آمدند و دریچه جدیدی روی سینمای ایران باز شد.

    برای اینکه یک فیلم یا شخصیت در سینما ادامه داشته باشد، باید قصه خوبی وجود داشته باشد. زمانی که «مسافران مهتاب» را ساختم، بارها پیشنهاد شد تا یک سریال هم با شخصیت‌های فیلم بسازم اما این پیشنهاد را قبول نکردم. چرا که تکرار شخصیت‌ها را دوست نداشتم و ترجیح می‌دادم که نقش‌ها و داستان‌های جدید را تجربه کنم. در کنار آن نگران این بودم که تکرار یک شخصیت در سینما یا تلویزیون می‌تواند چندان موفق نباشد.

    * از اکران و فروش فیلم «مشت آخر» راضی هستید؟

    سال گذشته «مشت آخر» آماده بود، اما ترجیح دادم که این فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور نداشته باشد، چرا که «مشت آخر» را برای بازار گیشه سینما ساخته بودم. چندان از فروش فیلم خبر ندارم اما این را می‌دانم که فروش چندان مناسبی ندارد. البته این فیلم تبلیغات مناسبی نداشت تا مردم را به سمت دیدن آن فیلم جذب کند.

    درباره تبلیغات فیلم‌های سینمایی نیز باید بگویم که هزینه تبلیغات چه شهری و چه در تلویزیون، بسیار گران شده است. در واقع می‌توان گفت ارائه و معرفی یک فیلم به مخاطب بسیار گران تمام می‌شود. در اقتصاد سینمای امروز هنرپیشه‌هایی که به عنوان «بیمه فیلم» حضور دارند بیشتر از هرکسی برد دارند!

    احساس می‌کنم که به زودی سینما از «فیلم دیدن» خالی می‌شود، البته الان هم سینما مرکز «فیلم دیدن» نیست! دیدن فیلم خوب به زودی از طریق سایت‌ها و دیگر روش‌های تماشا فراگیر می‌شود و مردم ترجیح می‌دهد با قیمت پایین‌تر و دردسر کمتر فیلم‌های مورد علاقه خود را تماشا کنند * عادت سینمای امروز ایران برای استفاده از بازیگران شناخته شده برای تضمین فروش تا چه اندازه می‌تواند به سینما صدمه وارد کند؟

    این اتفاق‌ها معمولاً تأثیر منفی در سینما دارد. البته سینمای ایران، قبل از انقلاب نیز چنین مسأله‌ای را تجربه کرده است. در آن سال‌ها تعداد تولید فیلم‌های ایرانی کم شد و سینماداران برای درآمد بیشتر فیلم‌های خارجی را برای نمایش در سینماها انتخاب کردند و همین مساله سبب شد که فیلم‌های ایرانی فروش کمتری داشته باشد.

    اما سینمای امروز ما درگیر مسائلی دیگر است، این را باید بگویم که مردم به سینما می‌روند که بخندند و آن را کاملًا به‌عنوان یک سرگرمی نگاه می‌کنند، چرا که خارج از سالن‌های سینما، فضای بهتر و بیشتری برای دیدن فیلم‌های فرهنگی یا هنری است و مردم دسترسی راحتی به این فیلم‌ها دارند. تاکید می‌کنم که مخاطب امروز سینما برای «فیلم دیدن» به سالن‌های سینمایی نمی‌رود بلکه آن را صرفاً به عنوان یک تفریح می‌بینند.

    ویترین فیلم‌های امروز هنرپیشه‌های شناخته شده است و در صورت داشتن ویترین مناسب فیلم فروش می‌کند، به همین دلیل است که بسیاری از هنرپیشگان حرفه‌ای ما بیکار هستند. احساس می‌کنم که به زودی سینما از «فیلم دیدن» خالی می‌شود، البته الان هم سینما مرکز «فیلم دیدن» نیست! دیدن فیلم خوب به زودی از طریق سایت‌ها و دیگر روش‌های تماشا فراگیر می‌شود و مردم ترجیح می‌دهد با قیمت پایین‌تر و دردسر کمتر فیلم‌های مورد علاقه خود را تماشا کنند. اگر در آمریکا و یا اروپا فیلم‌های سینمایی در سالن‌ها اکران می‌شود، به این دلیل است که سالن‌ها با آخرین تجهیزات روز دنیا برای تماشای فیلم آماده شده‌اند اما سینماهای ما چنین کاری نکرده‌اند و تجهیزات مناسب و به‌روزی ندارد.

    * چه راهکاری برای حل این مساله پیشنهاد می‌کنید؟

    نمی‌دانم در شرایط فعلی چه کار می‌توان کرد و واقعیت این است راه حلی هم برای آن ندارم. شاید باید دولت در این زمینه ورود پیدا کند که البته دخالت دولت معمولاً همه چیز را بدتر می‌کند! اما این را مطمئن هستم که سینما دیر یا زود راه خود را برای بقا پیدا می‌کند. قرار نیست که همه فیلم‌ها در سینما اکران شود، به‌عنوان مثال ترجیح می‌دادم که «مشت آخر» در سینما اکران نشود و در شبکه نمایش خانگی منتشرش کنم. چرا که سینما دیگر مرکز فیلم دیدن نیست، مردم به سینما می‌روند که بخندند به همین دلیل فیلم‌های کمدی بیشتر این روزها اقبال در اکران دارند.

  • هر کارگر امسال چقدر عیدی می‌گیرد؟ + جدول

    هر کارگر امسال چقدر عیدی می‌گیرد؟ + جدول

    به گزارش خبرنگار مهر، تمام کارکنان مشمول قانون کار که طبق تعریف این قانون «کارگر» شناخته می‌شوند، مشمول عیدی و پاداش پایان سال خواهند شد.

    عیدی این گروه از کارکنان متفاوت از میزان عیدی کارکنان دستگاه‌های اجرایی و دولتی خواهد بود، به نحوی که به میزان عیدی آنها به نسبت میزان «حقوق پایه» متغیر است.

    مبنای پرداخت عیدی کارکنان مشمول قانون کار، در صورتی که یکسال کامل در محل کار فعلی خود سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشند، معادل دو ماه حقوق پایه آنها محاسبه می‌شود.

    بنابراین مبنای پرداخت عیدی پایان سال، «حقوق پایه» است و کارفرمایان مکلف هستند برای کارگرانی که در طول یکسال به طور کامل در کارگاه یا واحد مربوطه مشغول به کار، معادل دو برابر حقوق پایه پرداخت کنند.

    در عین حال، عیدی پایان سال فقط منحصر به نیروی کاری که یکسال کامل در واحد محل خدمت، مشغول بوده نمی‌شود بلکه کارگران تحت پوشش قانون کار به تناسب تعداد ماه‌های کارکرد مشمول عیدی پایان سال می‌شوند.

    بنابراین باید به تمام کارگرانی که حتی کمتر از یکسال یعنی از یک تا ۱۱ ماه سابقه پرداخت حق بیمه دارند، عیدی پایان سال پرداخت شود. کارگرانی که کمتر از ۱۲ ماه سابقه پرداخت حق بیمه در کارگاه جاری محل خدمت دارند، به میزان «دو برابر حقوق پایه مندرج در فیش حقوقی، تقسیم بر ۱۲، ضربدر تعداد ماه کارکرد» مشمول عیدی خواهند شد.

    به عنوان مثال کارگری که در سال ۹۸ حداقل حقوق مصوب وزارت کار یعنی ۱۵ میلیون و ۱۶۸ هزار و ۸۲۲ ریال دریافت می‌کند و یک ماه سابقه کار دارد، بر اساس فرمول محاسبه عیدی باید ۲۵۲ هزار و ۸۱۴ تومان و کارگری که با همین میزان پایه حقوق، ۱۱ ماه سابقه کار دارد، باید ۲ میلیون و ۷۸۰ هزار و ۹۵۰ تومان عیدی دریافت کند.

    تاکید می‌شود، میزان عیدی محاسبه شده، صرفاً برای کارگرانی است که «حداقل حقوق سال ۹۸» را دریافت می‌کنند و به عبارتی در سال نخست ورود به بازار کار قرار دارند.

    عیدی سایر کارکنان دارای بیش از یکسال سابقه که قطعاً حقوق پایه آنها بیش از «حداقل حقوق مصوب» است، نیز طبق فرمول یاد شده خواهد بود، با این تفاوت که حقوق پایه مندرج در فیش حقوقی، مبنای محاسبه عیدی آنها خواهد بود.

    در جدول زیر میزان عیدی کارگران حداقلی بگیر سال ۹۸ به تناسب تعداد ماه کارکرد محاسبه شده است.

  • برف بازی

    برف بازی

    شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • تمیز کردن واگن های مترو در مسکو

    تمیز کردن واگن های مترو در مسکو

    شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • آغاز رسیدگی به روند استیضاح ترامپ در سنای آمریکا

    آغاز رسیدگی به روند استیضاح ترامپ در سنای آمریکا

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، روند دادرسی لوایح استیضاح دونالد ترامپ در مجلس سنای آمریکا از امروز اول بهمن ماه از سر گرفته می‌شود.

    دادگاه استیضاح رئیس‌جمهوری آمریکا در سنا قرار است شش روز در هفته جریان داشته باشد.

    مجلس نمایندگان آمریکا رأی به استیضاح دونالد ترامپ داده و در همین راستا نیز ادامه این روند به مانند دادگاه در مجلس سنا ادامه می‌یابد.

    مجلس نمایندگان آمریکا روز ۲۸ دی ترامپ را متهم کرد که با سوءاستفاده از قدرت نهاد تحت ریاستش بر دولت اوکراین فشار آورده تا در انتخابات ایالات متحده، برای رسیدن به منافع سیاسی خود (دونالد ترامپ)، دخالت کند؛ و سپس تلاش کرده تا با ممانعت از انجام تحقیقات در مورد این کار خلاف، بر قضایا سرپوش بگذارد.

    شرحی از دفاعیات تیم وکلای ترامپ که ۱۱۰ صفحه است، می‌گوید رئیس‌جمهوری هیچ کار اشتباهی انجام نداده و جرمی مرتکب نشده است.

    وکلای دونالد ترامپ نوشته‌اند، مجلس نمایندگان آمریکا «از قانون اساسی به‌طور خطرناکی منحرف شده که سنا باید فوراً و شدیداً آن را محکوم کند».

    انتظار می‌رود در جلسه امروز سنا بر سر پیشنهادهای «میچ مک‌کانل» رهبر اکثریت جمهوریخواه در سنا، در مورد روند استیضاح مباحثه و رأی‌گیری انجام گیرد.

    روز گذشته سناتور مک‌کانل قوانین و ضوابطی را پیشنهاد کرد که بر اساس آن دموکرات‌ها و وکلای کاخ سفید، هر یک ۲۴ ساعت برای طرح دعوی و دادخواهی اولیه خود وقت خواهند داشت.

    انتظار می‌رود دموکرات‌ها تلاش کنند تغییراتی در ضوابط پیشنهادی مک‌کانل ایجاد کنند تا به این طریق شاهدانی به روند دادرسی احضار شوند.