برچسب: خبرهای تازه
خبرهای تازه سیاسی و اقتصادی, اجتماعی , حوادث, و تحلیل خبرهای جدید
-

تحصیل مسنترین دانشجوی تحصیلات تکمیلی در گرگان
به گزارش خبرگزاری مهربه نقل از دانشگاه پیام نور، ابوطالب کردی پدر بزرگی که دانشجوی دانشگاه پیام نور است. وی با ۸۱ سال سن در طلب فراگیری علم دانشجوی دانشگاه پیام نور گرگان است.
این دانشجوی دانشگاه پیام نور گرگان، متولد سال ۱۳۱۷ در دامغان است و ۳ فرزند پسر و یک دختر دارد. او ۴۰ سال است که در گرگان زندگی میکند.
این پدربزرگ به یک باره از سال ۱۳۹۶ تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاریخ در دانشگاه پیامنور گرگان است.

-

نزدیک بود استقلال به لیگ دسته دوم سقوط کند!

به گزارش خبرنگار مهر، جواد زرینچه سرپرست تیم فوتبال استقلال درباره مشکلات مالی این باشگاه توضیحاتی داد و به ماجرای پرداخت مطالبات ۴۳۰ هزار دلاری پرو پئیچ بازیکن سابق این تیم اشاره کرد.
زرینچه گفت: اگر پول این بازیکن را نمی دادیم قطعا به لیگ دسته دوم سقوط می کردیم. آقای خطیر (معاون سابق استقلال) کارهایی کرد و توانست مطالبات این بازیکن را از طریق درآمد استقلال در فیفا پرداخت کند.
سرپرست استقلال همچنین درباره وزیر ورزش و حمایتش از استقلال و پرسپولیس، تاکید کرد: شک نکنید آقای سلطانی فر و مجموعه اش علاقه مند به دو تیم هستند ولی حمایتشان کمرنگ و ضعیف است. برای حمایت از استقلال و پرسپولیس باید قوی تر از این عمل کرد.
زرینچه درباره مشکل آندره استراماچونی هم گفت: حساب استراماچونی در ایتالیا مسدود شده بود و او برای همین از استقلال جدا شد. صد درصد موضوع همین بود نه چیز دیگری.
-

وانتی های میوه فروش

بالا یا پایین شهر، بلوار و خیابان فرقی نمی کند؛ وانتهای فروشنده میوه و سبزی در همه جا حضور دارند. نوجوان، جوان، بزرگسال و کهنسال، بازهم فرقی نمیکند همگی در این صنف مشغول به فعالیت هستند.
قیمت مناسب میوه ها در وانتی های میوه فروش باعث استقبال مردم از این نوع کاسبی شده است. از جمله مشکلات این نوع فروش ، کیفیت پایین اجناس در بعضی مواقع و گلایه ها از درست نبودن ترازو ها و یا درست ننوشتن قیمت روی تابلو و مزاحمت هایی در خیابان و سد معبر برای مردم را می توان اشاره کرد. تصاویر گزارش مربوط به شهر اراک می باشد. -

راه اندازی کارخانه تولید پنلهای خورشیدی با بیشترین ظرفیت

دکتر سید مسلم موسوی درچه در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با توجه به اهمیت تولید برق در کشور به واسطه انرژی های تجدید پذیر خطوط تولید پنل های فتوولتائیک از برنامه های برخی شرکتهای ایرانی دانش بنیان به شمار می رود.
موسوی درچه با اشاره به زنجیره تولید پنل های خورشیدی عنوان کرد: صنعت خورشیدی صنعتی است که زنجیره آن ابتدا از «سیلیس» شروع می شود؛ ابتدا سیلیس با استفاده از تجهیزاتی تا ۹۹.۹۹۹۹۹ تخلیص میشود تا به «سیلیسیوم سولارگرید» تبدیل شود؛ این «سیلسیوم سولار گرید» به «شمش» و «ویفر» و سپس به سلول های خورشیدی تبدیل می شوند که در نهایت این زنجیره ساختار یک پنل خورشیدی را تشکیل می دهد.
وی با بیان اینکه این زنجیره که به تولید پنل های خورشیدی منتهی می شود، اشتغالزایی بالایی دارد، بیان کرد: ابتدای زنجیره که تولید سیلسیوم سولار گرید است، صنعت مادری است که هنوز در کشور نداریم؛ حلقه بعدی این زنجیره که تبدیل به شمش و ویفر می شود را هم در کشور نداریم؛ از سوی دیگر تولید سلول های خورشیدی هم نداریم، ولی آخرین حلقه که تولید پنلهای فتوولتائیک است را داریم.
مدیر عامل انجمن انرژی های تجدیدپذیر ایران با تاکید بر اینکه در زنجیره نهایی، سلول های خورشیدی به پنل های خورشیدی تبدیل می شوند، بیان کرد: کارخانه تولید پنل خورشیدی توسط چندین شرکت دانش بنیان راه اندازی شده است که در حال حاضر بزرگترین و فعالترین آنها، با ظرفیت ۱۲۰ مگاوات در شیراز است.
وی ادامه داد: این شرکتها همواره رو به افزایش هستند و بناست کارخانه های تولید این پنل ها هم در شیراز، در اصفهان و خراسان هم راه اندازی شوند.
وی با اشاره به کارخانه جدید تولید پنل های فتوولتائیک که قرار است در شیراز راه اندازی شود، گفت: اواخر امسال یکی از بزرگترین خطوط تولید نیروگاههای خورشیدی در کشور با ظرفیت ۲۴۰ مگاوات راه اندازی می شود. بزرگترین کارخانه ای که تاکنون این پنلها را در کشور تولید می کرده، ظرفیت ۱۲۰ مگاواتی داشته است.
مدیر عامل انجمن انرژی های تجدیدپذیر ایران با بیان اینکه در حال حاضر کل زنجیره تولید پنل های خورشیدی را در کشور نداریم، بیان کرد: اگر شرکتی بعدها تولید سلول خورشیدی را انجام دهد، ویفر آن وارد می شود، چون فعلا تولید ویفر را در داخل کشور نداریم؛ اگر شرکت دیگری، شمش و ویفر را تولید کند، مجبور است سیلسیوم سولارگرید را وارد کند، اما اگر کل زنجیره تولید سیلیس تا پنل، در کشور تولید شود، میتوان ادعا داشت که صنعت پنل های خورشیدی به طور کامل در کشور بومی شده است.
وی ادامه داد: سرمایه گذاران یا عموم مردم می توانند پنلهای خورشیدی را خریداری کرده و برق تولید کنند.
-

رانندگان متخلف در تصادفات دیه میگیرند

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پژوهشکده پولی و بانکی، تا پیش از صدور این رای دادگاهها در مورد اعمال قانون مصوب سال ۱۳۹۰ قانون برنامه پنجم توسعه و قانون ۱۳۹۵ بیمه در مورد پرداخت دیه به راننده متخلف و شخص ثالث محسوب شدن آن اختلاف نظر داشتند.
در رای وحدت رویه صادر شده از سوی هیات عمومی دیوان عالی کشور آمده است: نظر به اینکه مقررات بند (ب) ماده ۱۱۵ قانون «برنامه پنج ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران» مصوب سال ۱۳۸۹ وزارت امور اقتصادی و دارایی را مکلف کرده است در مورد راننده وسیله نقلیه همچون سرنشین، بیمه شخص ثالث را اعمال کند.
بر این اساس با توجه اینکه طبق بند (الف) ماده یک «قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه» مصوب سال ۱۳۹۵ خسارت بدنی شامل هر نوع صدمه به بدن ولو منتهی به نقص عضو و فوت نشده، میشود و با عنایت به اینکه به موجب حکم مقرر در ماده ۶۵ این قانون احکام موضوع مواد مصرح در آن ماده نسبت به بیمهنامههای صادره پیش از لازمالاجرا شدن قانون که خسارت تحت پوشش آنها پرداخت نشده نیز لازمالرعایه است؛ بنابراین حکم این ماده با توجه به اطلاق آن نسبت به بیمهنامههای موضوع بند (ب) ماده ۱۱۵ قانون مورد اشاره نیز که بعد از تصویب آن قانون تنظیم شده ولی خسارات بدنی راننده پرداخت نشده قابل تسری و تعمیم است.
در این حکم تصریح شده است: رای شعبه دهم دیوان عالی کشور در حدی که با این نظر انطباق دارد، صحیح و موافق قانون تشخیص داده میشود. این رای طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازمالاتباع است.
یدالله علیزاده رییس شعبه ۴۲ دیوان عالی کشور در این خصوص گفت: با تصمیم هیات عمومی دیوان عالی کشور، راننده متخلف در تصادفات هم به عنوان شخص ثالث محاسبه و به او دیه داده میشود و در صورت فوت به خانواده او دیه تعلق میگیرد.
وی با بیان این که دادگاهها در مورد اعمال قانون مصوب سال ۱۳۹۰ قانون برنامه پنجم توسعه و قانون ۱۳۹۵ بیمه در مورد پرداخت دیه به راننده متخلف و شخص ثالث محسوب شدن آن اختلاف نظر داشتند، افزود: در هیات عمومی دیوان عالی کشور، استدلال بر آن شد که به دلیل حاکم بودن قانون برنامه پنجم توسعه بر همه قوانین کشور، قوانین مخالف با آن باید متوقف شود.
علیزاده گفت: همه رانندگانی که از سال ۹۰ تا ۹۵ متحمل خسارت جانی یا مالی شدند، به عنوان شخص ثالث میتوانند از شرکت بیمه خسارت و دیه دریافت کنند.
براین اساس این رای حتی چنانچه از سال ۹۰ به بعد رانندگانی که پروندهشان مختومه شده باشد و برای خود و نه راننده خسارت دریافت کردهاند ولو اینکه راننده خودش هم بیمه ثالث نشده باشد، قابل تسری است.
-

احمدشاه مسعود؛عشق یا نفرت؟/منتقدان مسعود را به کتابم حواله میدهم
به گزارش خبرنگار مهر «احمدولی مسعود» برادر احمدشاه مسعود چندی پیش در صفحه شخصی شبکه اجتماعیاش نوشت: «تاریخ قضاوت میکند، یعنی همین. نویسندگان و تاریخنگاران شناخته شده جهان که دارای آثار ماندگار در سطح جهان میباشند و از حبوبُغض افغانی و جعل تاریخ به دوراند، واقعیتهای کشورها را با بینش و نگارش علمی به تصویر میکشند و به اندوختههای بشریت اضافه مینمایند. برای ماندگار شدن تاریخ، باید به واقعیتهای تاریخی پرداخت تا نسل اندر نسل در حافظۀ ملی و وجدان بشری نهادینه گردد»
اشاره او به انتشار همزمان دو کتاب به قلم دو زن از دو گوشه دنیا درباره شخصیت «احمدشاه مسعود» بود. فرماندهای که در ایران نام او با لقب «شیردره پنجشیر» عجین شده است.
یکی از این آثار تازه نشر «مسعود، تصویر صمیمی از یک رهبر افسانهای افغان» نوشته «مرسیلا گراد» از آمریکای جنوبی است که اثرش در ایتالیا منتشر شد و کتاب دیگر را ژیلا بنییعقوب با عنوان «فرمانده مسعود» نوشته است و انتشارات کتاب پارسه آن را منتشر کرد.
بنییعقوب که ۱۱ سال برای نوشتن این کتاب زمان صرف کرده کوشیده است چهره ای واقعی از احمدشاه مسعود را در کتابش به نمایش بگذارد. او با بیش از ۳۳ تن از خانواده و یاران مسعود برای بازشناختن چهره این فرمانده افغانستانی گفتوگو کرده است. در ادامه گفتوگوی خبرنگار مهر را با این نویسنده و روزنامهنگار میخوانید.
نام احمدشاه مسعود در ایران همواره با لقب «شیر دره پنجشیر» گره خورده است. او را فرماندهای میشناسیم که در برابر ارتجاع حاکم بر افغانستان ایستادگی میکرد. از طرفی هم کتابهای زیادی درباره شخصیت احمدشاه مسعود نوشته شده که در ایران کتاب «احمدشاه مسعود به روایت صدیقه مسعود» پرمخاطبتر بوده است. به نظر شما چقدر تصویری که از احمدشاه مسعود در ذهن داریم متاثر از رسانههاست؟ کتاب «فرمانده مسعود» چقدر ذهن مخاطب را به چالش میکشد یا بر تصویر او از این شخصیت صحه میگذارد؟
البته که لقب «شیر دره پنجشیر» شایسته احمدشاه مسعود است. در جریان مصاحبههایی که با دوستان و همرزمان او داشتهام، همواره این لقب تکرار و توضیح داده میشود. پنجشیر تنها جایی در افغانستان بود که هرگز به دست طالبان فتح نشد. این ناشی از فرماندهی مسعود بود. در فصل نخست کتاب «فرمانده مسعود» با عنوان ورود به پنجشیر سعی کرده ام میزان پیشروی نیروهای طالبان و اینکه آنان هرگز نتوانستند به پنجشیر برسند را روایت کنم.
این که احمدشاه مسعود را به عنوان «شیر دره پنجشیر» میشناسند، نکته درستی است و در ایران به درستی مورد توجه قرار گرفته است اما مسعود جنبههای دیگری هم داشته است که کمتر به آن پرداخته شده بود. به نظرم اغلب رسانه ها در ایران بیشتر به جنبههای نظامی شخصیت مسعود و جهاد او بر ضد شوروی و مقاومتش علیه طالبان پرداخته اند. در کتاب «فرمانده مسعود» سعی کردهام جنبههای مختلف زندگی و شخصیت مسعود را از طریق انجام مصاحبه با نزدیکان و خانواده او بیان کنم. در مجموع با ۳۳ نفر از آشنایان و افرادی که با او در ارتباط بودند مصاحبه کردم. در این پرسشها سعی کردم که جنبههای مختلف زندگی مسعود را بازگو کنم.

مصاحبه با عطا محمد نور، والی پیشین مزارشریف و از فرماندهان ارشد احمدشاه مسعود
کمی بیشتر درباره نحوه انجام مصاحبهها بفرمایید. به نظر میرسد که تعدد و تنوع مصاحبهشوندهها در شیوه انجام مصاحبه هم تاثیرگذار بوده است.
در ذهن خودم تقسیمبندی خاصی داشتم. معتقد بودم که وقتی میخواهم به ابعاد مختلف شخصیت و زندگی مسعود نزدیک شوم، نباید با سوالات یکسان و ثابت به سراغ این افرادبروم. بنابراین سعی کردهام سوالاتم از یک مصاحبه شونده تا مصاحبه شونده دیگر بر اساس رابطهای که آن شخص با مسعود داشته است تنظیم شود، هرچند که سوالات مشترک نیز وجود دارد. مثلا شاید این سوال پیش بیاید که «چرا از احمد مسعود سوالهای جدیتری در باره مبارزات پدرش نپرسیدی؟»
پنجشیر تنها جایی در افغانستان بود که هرگز به دست طالبان فتح نشد. این ناشی از فرماندهی مسعود بود. در فصل نخست کتاب «فرمانده مسعود» با عنوان ورود به پنجشیر سعی کرده ام میزان پیشروی نیروهای طالبان و اینکه آنان هرگز نتوانستند به پنجشیر برسند را روایت کنم
احمد (پسر مسعود) در هنگام ترور و شهادت پدرش ۱۲ ساله بود، از او درباره نبردهای پدرش یا حوادثی که با آن ارتباط مستقیمی نداشت نپرسیدم، یعنی درباره اتفاقاتی که او فقط میتوانست از دیگران شنیده باشد یا در کتابها خوانده باشد اصلا نرفتم یا کمتر رفتم. هدف «فرمانده مسعود» روایت تجربه نزدیک آدمها از زندگی با مسعود بود. بنابراین، در گفتوگو با احمد از مناسبات خانوادگی، روابط مسعود با بچهها، دختران، پسر و همسرش پرسیدم.
مثلا در جایی از احمد پرسیدم که رفتارش با شما چطور بود. احمدشاه مسعود فرزندانش را به نقاشی کشیدن و نوشتن انشاء تشویق میکرد. سعی کردم احمد از نوع روابط خانوادگیشان بگوید. این برای من اهمیت داشت. فکر میکنم برای مخاطب هم اهمیت دارد که بداند ارتباط مسعود با دختران و همسرش چطور بوده است؟ چون فرهنگ خاصی نسبت به زنان در افغانستان وجود دارد. در گذشته آنجا همیشه به پسرانشان بیشتر اهمیت میدادند و به دختران و همسرشان خیلی اهمیت نمیدادند. سعی کردم با پرسشهایی که از احمد میپرسیدم این وجه از زندگی مسعود را بهتر بشناسم.
مثال دیگر در این باره خودِ احمدضیاء برادر مسعود است. او که مدت کوتاهی در جبهههای جنگ حضور داشت، خیلی صادقانه روایت میکند که برادرش مسعود به او گفته است که «تو اصلا به درد جنگ نمیخوری. از جبهه برو بیرون». بنابراین در مصاحبه با او بر روابط خانوادگی مسعود متمرکز شدم. در مدت ۱۶ سال اخیر که با افغانستان همراه بودم حتی روشنفکرانی را دیدم که به زنان خانواده خودشان اهمیت نمیدهند. این فرهنگ در ذهن من این سوال را ایجاد کرد که ارتباط احمدشاه مسعود با زنان خانوادهاش چطور بود؟ پاسخ متواتری که شنیدم این بود که مسعود به زنان خانواده بسیار اهمیت می داد، هم به مادرش، خواهر و دخترانش. همه دخترانش را دوست میداشت اما علاقهمندی خاصی به یکی از دخترانش داشت و به هوش سرشار او مباهات میکرد.
همچنین سراغ یارانی از مسعود رفتم که ارتباطشان با او فقط در زمینه مطبوعات و روزنامهنگاری بود. از این افراد درباره نگرشهای مطبوعاتی و رسانه ای مسعود سوال کردم نه در باره نبردهاش. مسعود در دوره ای صاحب یک روزنامه بود و سردبیر آن را هم خودش تعیین کرده بود. در این نشریه برخی روزنامهنگاران از نزدیک با مسعود کار میکردند. من از سردبیر آن روزنامه درباره نگاه رسانهای مسعود پرسیدم و این که چقدر به آزادی بیان و آزادی مطبوعات اعتقادداشت یا چقدر سانسور میکرد؟ مسعود در پنجشیر هم نشریهای به اسم «پیام مجاهد» داشت. سراغ سردبیر آن نشریه هم رفتم، و یا روزنامهنگاری که در خبرگزاری رسمی افغانستان در دوره حاکمیت مجاهدین بود. در آن دوره مسعود وزیر دفاع بود و آنها با مسعود برای انعکاس اخبار در ارتباط بودند. از این روزنامهنگار درباره نحوه مواجهه احمدشاه مسعود با رسانهها پرسیدم.
از افراد دیگری که در جبهه و جنگ با او بودند درباره مناسبات نظامی و روابط و عملکرد نظامی او پرسیدم.

مصاحبه با احمدضیا مسعود، برادر احمدشاه مسعود
پس فکر میکنید ذهنیت مخاطب ایرانی این کتاب از احمدشاه مسعود تغییر یابد؟
فکر می کنم نگاه مخاطب به مسعود قدری متحول میشود. همانطور که گفتید در ذهنیت ایرانی او را با لقب «شیر دره پنجشیر» میشناسند. مجاهدی که در برابر دولت کمونیستی جنگیده و با مقاومت در برابر طالبان هرگز اجازه تصرف پنجشیر را نداده. پس مخاطب ایرانی بیشتر از او تصویر یک رزمنده و چریک را دارد و البته به نظر من او همچنان یک چریک است، شاید یکی از آخرین و برجسته ترین چریک های جهان ما باشد.اما در ایران کمتر به وجوه فکری مسعود پرداخته شده است. در این کتاب درباره نگاه دینی و مذهبی مسعود نیز بسیار پرسیدهام و مخاطب در مییابد که این فرمانده افغانستانی در طبقه نواندیشان دینی قرار داشت. او به ادبیات، رمان و شعر خیلی علاقهمند بود وخیلی از آثار ادبی ایرانی را مطالعه کرده بود. من کتابخانه او را در پنجشیر دیدهام و در کتاب «فرمانده مسعود» درباره آن نوشتهام. اینها نکاتی نیست که بسیاری از مخاطبان ایرانی از آن آگاه بوده باشند. او همیشه در کولهپشتی کوچکش کتاب به همراه داشته و همیشه در کنار قرآن کریم، حافظ را با خود داشت و خیلی از شبهای عملیات حافظ میخواند. اغلب کتابهایی که می خواند در ایران چاپ شده بود. حتی وقتی با عکاس ژاپنی که ۵۰۰ روز با مسعود بود گفتوگو میکردم، میگفت که شاهد مطالعه او درباره رهبران و بزرگان و حتی پادشاهان ایرانی بوده است.
نکته دیگری که میتواند برای خواننده ایرانی و افغانستانی جذاب باشد، این است که در شرایطی که موسیقی از نظر مذهبی و سنتی در افغانستان به راحتی پذیرفتنی نیست؛ مسعود پسرش را به آموختن موسیقی تشویق میکرد. این در شرایطی بود که مادر احمد از این کارش راضی نبود و میخواست گلایه احمد را به مسعود کند اما با نگاه مثبت همسرش درباره آموختن موسیقی مواجه میشود. احمدشاه مسعود مرتب موسیقی گوش میداد و فکر می کنم که این برای مخاطبان ایرانی و افغانستانی جذاب است.
حتی مسعود نسبت به اجرای حکم سنگسار ابراز تعجب میکرد و معتقد بود که رسیدن به اینکه مجازات فردی میتواند سنگسار باشد، خیلی سخت است. در زمان حکومت دولت اسلامی افغانستان نیز هرگز اجازه اجرای حکم سنگسار را نداد.

مصاحبه با نسرین گروس، نویسنده و فعال حقوق زنان
احمدشاه مسعود ضمن داشتن علاقهمندانی که او را مدح و ستایش میکنند، منتقدانی هم دارد که او را در جریان جنگهای داخلی افغانستان و ماجرای منطقه افشار مقصر میدانند. آیا به این موضوعات هم در کتاب پرداخته شده است؟ چه درصدی از کتاب در این باره است؟ و اینکه منتقدان مسعود چه برداشتی از این کتاب خواهند داشت؟
من به طور مفصل به این موضوع پرداختهام و در مقدمه کتابم هم این نکته را ذکر کردهام که گرچه مسعود طرفداران و شیفتگان زیادی دارد، اما منتقد هم کم ندارد. مهمترین منتقدانش شاید هزارههای افغانستان باشند. آنها اعتقاد دارند که در جنگهای داخلی افعانستان مسعود متهم به جنایت علیه هزارهها و کشتار علیه آنهاست.
بارها از افراد مطلع و برخی همرزمان نزدیک مسعود که با او در این ماجرا حضور داشتند، درباره نقش مسعود از جنایتهای افشار پرسیدم و اینکه آیا مسعود میتوانست کاری کند که آن حوادث رخ ندهد. اساسا پشت پرده این جنگها چه بود؟
یک مساله دیگری که در ذهنم وجود داشت این بود که بالاخره آن زمان در افغانستان جنگ داخلی بود و چند طرف داشتند با هم میجنگیدند میکشتند و شهر را نابود میکردند. یکی از طرفهای این جنگ هم تاجیکها به رهبری مسعود بودند. اما مسعود با تمام شدن این جنگ و در سالهای بعد چه حسی نسبت به آن جنگها داشت و آیا هرگز تلاش کرد که از مردم آسیبدیده هزاره دلجویی کند؟ در این باره چه کرد؟ من این سوال را بارها در این کتاب پرسیدهام که آیا هرگز فکر کرد که به سراغ مادران هزارهای که از آن جنگها خونین جگر بودند برود؟
خلاصه این که در ماجرای منطقه افشار اتفاقاتی از جنس حوادثی افتاد که ممکن است در جریان هر جنگ و انقلابی رخ دهد اما سالها بعد برخی با هدف تخریب شخصیتهای رزمنده یا انقلابی، نسبت آن افراد را با آن اتفاقات میسنجند و گاه به آنها نسبتهای ناروا میدهند. اساسا حوادث جنگهای داخلی به گونهای است که مدام بر سر طرفین کوبیده میشود.
به نظر من او همچنان یک چریک است، شاید یکی از آخرین و برجسته ترین چریک های جهان ما باشد.اما در ایران کمتر به وجوه فکری مسعود پرداخته شده است. در این کتاب درباره نگاه دینی و مذهبی مسعود نیز بسیار پرسیدهام و مخاطب در مییابد که این فرمانده افغانستانی در طبقه نواندیشان دینی قرار داشت
پاسخ به این سوال زاویههای متعددی دارد که فقط میتوانم منتقدان مسعود را به کتاب «فرمانده مسعود» ارجاع دهم. در این کتاب افرادی چون مصطفی کاظمی که از شیعیان افغانستان بود و زمانی با شهید علی مزاری در همان جنگهای افشار همرزم بود در این باره صحبت کردهاست. آنها در مقابل احمدشاه مسعود میجنگیدند اما بعدها به مسعود پیوستند. من خواستم طرف های مختلف جنگ از احمدشاه مسعود صحبت کنند. من از مصطفی کاظمی پرسیدهام که وقتی جنگ افشار اتفاق میافتاد شما در جبهه مقابل چه میکردید؟ و چرا هیچ کسی کاری برای صلح نمیکرد؟ در اینباره روایتهای مستند و متعدد در کتاب آمده است که منتقدانش باید مجموعه اینها را بخوانند تا بتواند به نتیجه برسند. البته خیلی امیدوار نیستم که این کتاب بتواند آن منتقدی را که در هر صورت فقط میخواهد متهم کند و پر از کینه است راضی کند اما اگر بخواهیم بدون کینهها بنشینیم و این روایتها را بخوانیم میتوانیم به نتیجه درستی برسیم.
من اصلا نمیگویم مسعود در این جنگها مقصر نبود. معتقدم که همه مقصر بودهاند. اینکه تقصیر هریک چقدر بوده را باید تاریخ پاسخ دهد. اتفاقا در کتاب «فرمانده مسعود» همه از او طرفداری نکردهاند. برخی افراد در برابر سوالات انتقادی من فقط از مسعود دفاع کردند و او را فرمانده اصلی آن جنگ نمیدانستند اما یارانی از مسعود هم که او را بسیار دوست دارند اما وقتی با روایتهایی که مسعود را فرمانده اصلی آن جنگها نمیداند مواجه میشوند، آن روایتها را رد میکنند و او را فرمانده اصلی میدانند.
در کتاب راویانی هستند که بسیار منصفانه درباره جنگهای داخلی افشار صحبت کردهاند. یکی از افرادی که خیلی خوب به این انتقادات پاسخ داده [مخصوصا چون بسیاری از منتقدان مسعود از شیعیان هستند] مصطفی کاظمی است. کاظمی نه سعی میکند یک طرف را تبرئه کند و نه تقصیرها را بر دوش طرف دیگر میاندازد. اصلا نگاه مطلقگرا ندارد. من به منتقدان مسعود توصیه میکنم که با ذهن بیطرفانه و پیشداوری این مصاحبه را بخوانند.

مصاحبه با ژنرال صبور
در پشت جلد این کتاب اشاره شده است که مصاحبهها را در دو زمان تهیه کردید. نخست از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ و بعد از سال ۱۳۹۵ تا سال ۱۳۹۷. آیا این دوپارهشدن زمانی مصاحبهها تاثیری بر روند مصاحبه یا شیوه روایتها داشت است؟
من به موضوع افغانستان خیلی علاقهمند بودم، در این فاصله همچنان با جامعه افغانستان رابطه داشتم. مدام تاریخ افغانستان را میخواندم. این وقفه باعث شد با اطلاعات و دانش بیشتری سراغ مصاحبههایی که در دوره دوم گرفته شدند بروم. تقسیمبندی خاصی در ذهنم برای انجام مصاحبهها داشتم. شاید از روز اولی که به افغانستان رفتم نمیدانستم چه میزان منتقد نسبت به احمدشاه مسعود وجود دارد اما طی سفرهای متعدد این مساله در ذهنم ایجاد شد که حتما باید به جنگهای افشار در این کتاب بپردازم.
این کار نیازمند مطالعه و صحبت زیاد با دوستان هزاره و دیگر منتقدان مسعود بود. بسیاری از پرسشهای من از مصاحبه شوندهها همان انتقادات تند هزارههاست که با ادبیات تندتر و خشنتری مطرح میشد. باید انتقادات را از لابهلای گفتوگوها، کتابها و مقالات جمعآوری میکردم و سعی میکردم آنها را در قالب پرسش از یاران مسعود بپرسم. در طرح این سوالها شدیدا هم سماجت به خرج دادم. حتی گاهی از پاسخهایشان قانع نشدم و دوباره پرسیدم. معتقدم اگر آن سالها در مسیر مصاحبهها وقفه نمیافتاد هم به هر حال تکمیل شدن این پروژه زمانبر بود. این وقفه باعث رشد نویسنده شده است.
البته پرسش من بیشتر معطوف به مصاحبه شونده است. چراکه همانطور که میدانید مشکلی که در برخی مصاحبههای قالب تاریخ شفاهی هم وجود دارد این است که گاهی گذشت سالیان سبب ساخته شدن خاطراتی در ذهن فرد میشود یا نگرشها و شیوه نگاه به ماجرا در اثر حوادث مختلف تغییر میکند.
قطعا تاثیر داشته است اما به نظر من همانطور که تاثیر منفی داشته، تاثیر مثبت هم داشته است. چه بسا که وقتی نخستین مصاحبهها را از یاران مسعود میگرفتم – چون مدت زیادی از کشته شدن مسعود نگذشته بود- اساسا طرح یک سری از سوالات خیلی سخت بود و آن افراد [البته نه همه آنها] آنقدر نسبت به مسعود احساساتی بودند که نمیتوانستند چیزی جز مدح او بگویند.این فاصله زمانی به من کمک کرد که با افراد در فضای غیر احساسی هم صحبت کنم.
آیا فکر میکنید کتاب «فرمانده مسعود» باید با مصاحبههای دیگری تکمیل شود؟ فردی بوده که بخواهید با او مصاحبه بگیرید و نشود و فکر کنید شاید در چاپهای بعدی آن را به کتاب بیافزایید؟
بله. بسیار شده. مثلا چون من با یک عکاس ژاپنی درباره مسعود گفتوگو کرده بودم خیلی از افراد از من میپرسند که چرا با «رضا دقتی» مصاحبه نکردی که سالها از مسعود عکاسی کرده؟ خیلی دوست داشتم با رضا دقتی هم گفتوگو کنم اما نتوانستم به او دسترسی داشته باشم. غیر از رضا دقتی مصاحبه با برخی همرزمان ویاران مسعود نیز برایم ممکن نشد. برخی افراد هم مایل به مصاحبه نبودند. من در دیدار با خانواده مسعود خیلی دوست داشتم با دختران و همسر مسعود هم گفتگو کنم اما آنها حاضر به مصاحبه نشدند و من فقط روایت دیدار و حرفهای خودمانی و صمیمی را که با یکدیگر داشتیم، در کتاب نوشتهام.

مصاحبه با احمدمسعود فرزند ارشد احمدشاه مسعود
شما این پروژه را طی ۱۱ سال انجام دادید. حتما دشواریهایی در انجام این مصاحبهها داشتهاید. کمی در این باره بگویید و اینکه اساسا سفر به افغانستان و انجام کار پژوهشی در این کشور از زاویه نگاه یک ژورنالیست و پژوهشگر زن چطور ارزیابی میکنید؟
دشواریهای زیادی راپشت سر گذاشتم. بخشی از آن مسائل امنیتی است که برای زنان و مردان مشترک است و یک سری مسائل امنیتی هم هست که فقط برای زنان مطرح است. افغانستان در طی این سالها یک کشور جنگی بوده که ناامنیهایی را با خود داشته است. بارها در خیابانهایی که تردد میکنیم، عملیات انتحاری انجام میشود. از طرفی هم ناامنیهای اجتماعی هم به طور خاص برای زنان در کشورهای جنگزده وجود دارد؛ از جمله افغانستان.
بخشی از دشواریها هم مربوط به حمایتهای مالی است. معمولا چنین حمایتهایی از نویسنده و پژوهشگر ایرانی نمیشود.
در مدتی که به افغانستان سفر میکردم، خبرنگار روزنامههایی بودم که گزارش هایم در آن چاپ میشد اما معمولا هزینههای سفر من به طور کامل پرداخت نمیشد. اساسا مطبوعات ما اعتقادی به این ندارند که برای خبرنگار هزینه کنند تا او چندتا گزارش عالی ارایه دهد.
بخشی از سفرهایم را با هزینه شخصی میرفتم و به همین دلیل باید صرفهجویی میکردم و به خاطر همین مجبور میشدم گاهی مسائل و استانداردهای امنیتی را زیر پا بگذاریم. موسساتی در افغانستان وجود داشت که اتومبیل در اختیار خبرنگار میگذاشتند و جای بسیار مطمئنی بود اما گران بود. من اصلا امکان استفاده از این سرویس نداشتم. به عنوان روزنامهنگار گاهی کنار خیابان میایستادم و تاکسی میگرفتم. این مایه تعجب روزنامهنگاران دیگر بود و میگفتند: «اوه! امکان ندارد بتوان همچین کاری را انجام داد و این غیر ممکن است.» علاوه بر صرف هزینههای شخصی گاهی مجبور میشدم از روابط خودم استفاده کنم.
یافتن مصاحبهشوندگان چقدر سخت بود؟
در اولین سفرها خیلی سخت بود اما به مرور با رفتوآمد بیشترم به آنجا این سختی ها کمتر میشد چراکه روابط و دوستان بیشتری در افغانستان مییافتم. در آخرین سفرها دوستان بسیار زیادی پیدا کرده بودم.

غیر از «فرمانده مسعود» که منتشر شد، آیا کتاب دیگری هم درباره این کشور در دست نوشتن دارید یا تصمیم دارید به آن بپردازید؟
آنقدر به افغانستان علاقهمندم که بعید است بتوانم از موضوع افغانستان جدا بشوم. من افغانستان، ایران و تاجیکستان را یک حوزه مشترک تمدنی میدانم. بله حتما کتاب دیگری خواهم نوشت. کتاب «افسوس برای نرگسهای افغانستان» روایت میدانی من از زندگی مردم افغانستان بویژه زنان و جوانان در دوران جنگ و پس از آن است که از سال ۸۱ تا سال ۸۶ را در برمی گیرد. خیلی از مخاطبانم از من میپرسند که بعدش چه میشود؟بعد از سال ۸۶ شرایط در افغانستان چطور پیش رفته؟ الان در حال نوشتن جلد دوم این کتاب هستم.. درباره «فرمانده مسعود» هم هنوز به تصمیم قطعی نرسیدهام اما شاید بتواند جلد دیگری داشته باشد.
-

دولت پارادوکس اقتصادی شدیدی دارد/آثارتورمی بنزین نگران کننده است

محمدرضا پورابراهیمی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص عملکرد دولت در اختصاص یارانه معیشتی به مردم، گفت: برای تصمیمگیری در خصوص یارانهها باید به قانون پایه که قانون هدفمندی یارانهها است مراجعه کرد. در قانون هدفمندی یارانه ها در راستای مدیریت مشکلات حاصل از افزایش قیمت حاملهای انرژی، برای باز توزیع منابع حاصل از اجرای این قانون سه بخش حمایت از خانوار ها، حمایت از واحدهای تولیدی و بنگاهها و فعالیت های عمرانی دولت در نظر گرفته شد.
وی افزود : طبق قانون هدفمندی یارانهها ۵۰ درصد از منابع حاصل از اجرای این قانون باید بین خانوارها، باز توزیع شود که می تواند به صورت حمایت های نقدی و غیر نقدی اختصاص یابد. علاوه بر این واحدهای تولیدی که به واسطه افزایش قیمت حاملهای انرژی هزینه هایشان افزایش یافته و یا نیاز به تغییر دانش فنی و تکنولوژیکی دارند باید از طریق اختصاص یارانه نقدی از آن ها حمایت کرد تا سیستمهای خود را ارتقا دهند و میزان مصرف انرژی واحدها کاهش یابد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه بخشی از این اعتبارات نیز طبق قانون باید به پروژههای عمرانی اختصاص یابد،اظهار داشت: دولت یکی از بزرگترین مصرف کنندگان حاملهای انرژی است. با افزایش قیمت حامل های انرژی، هزینه های دولت نیز افزایش می یابد. با تصمیمی که اخیراً اتخاذ شده است حتماً باید پیشنهادات استانها را برای بودجه سال ۹۹ مورد بازنگری قرار گیرد زیرا عدد و رقم هایی که استان ها پیشنهاد داده بودند بر اساس قیمتهای قبلی بوده است.
پور ابراهیمی تصریح کرد: معتقدیم اگر سیستم های جبرانی(یارانه ای) منجر به افزایش نرخ رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی نشود و ما فقط بخواهیم از محل افزایش قیمت حاملهای انرژی به خانواده ها کمک کنیم اشتباه است زیرا عملاً آثار تورمی افزایش قیمت حامل های انرژی بسیار بیشتر از کمکی ست که ما به خانوارها می کنیم.
وی گفت: ما نگران هستیم که آثار تورمی ناشی از افزایش قیمت بنزین موجب از بین رفتن آثار کمک های دولت به مردم شود، پرداخت یارانه موجب افزایش حجم نقدینگی و تورم می شود.
دولت گرفتار پارادوکس های اقتصادی است
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تصریح کرد: دولتی ها از روز اول انتقادات شدیدی به سازوکار پرداخت یارانه های نقدی داشتند، اما امروز همین روش را در پیش گرفته اند. اولین پرچم اعتراض دولت یازدهم این بود که یارانه نقدی موجب مشکلات اساسی در اقتصاد کشور شده است اما امروز دولت خودش به این مشکل دامن زده است.
پورابراهیمی تاکید کرد: یکی از مشکلات اساسی ما با دولت یازدهم و دوازدهم این است که این دولت در پارادوکس های اقتصادی گرفتار شده است. وزرای دولت یازدهم و دوازدهم در زمان تسعیر ارز در دولت نهم و دهم علیه این اقدام اقتصادی دولت وقت، مقالات متعددی نوشتند اما زمانی که دولت را تحویل گرفتند،لایحه اصلاح قانون بودجه در قالب تسعیر ارز را به مجلس ارائه دادند و به تصویب رساندند. این در حالی است که مجلس قانونی برای جلوگیری از تسعیر ارز تصویب کرده بود و بدین وسیله در زمان آقای احمدینژاد مانع تسعیر ارز شد.
وی با بیان اینکه وزرای دولت یازدهم و دوازدهم مخالف اجرای طرح مسکن مهر بودند، افزود: اما نمایندگان معتقد بودند که نباید حمایت از اقشار کم درآمد در بخش مسکن متوقف شود. دولت ۶ سال واگذاریهای مسکن مهر را متوقف کرد، امروز بعد از ۶ سال همان پروژه را آغاز کردند. این ها همه پارادوکس های اقتصادی است.
متحیر سیاست های اقتصادی دولت هستم
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تاکید کرد: دولت باید اعلام کند که چه سیاست های اقتصادی دارد، بنده به عنوان نماینده مجلس و عضو کمیسیون قتصاد و استاد دانشگاه متحیّر هستم که دولت میخواهد در حوزه اقتصادی چه تصمیماتی بگیرد.
پورابراهیمی با طرح این پرسش «یکی از سوالات اساسی این است که دولت چگونه توانسته ۶۰ میلیون نفر را برای پرداخت یارانه معیشتی شناسایی کند؟»،گفت: دولتی که پیش از این اعلام میکرد ما نمیتوانیم دهکهای بالای درآمدی را شناسایی و حذف کنیم، یک دفعه اعلام کرد که ما میتوانیم این کار را انجام دهیم و ۶۰ میلیون نفر را برای پرداخت یارانه معیشتی انتخاب کردیم . این موضوع هم از پارادوکس های اقتصادی دولت است.
وی گفت: متاسفانه در زمان احمدینژاد خشت کج گذاشته شد به جای اینکه یارانه را به بخش تولید و بهداشت اختصاص دهند، همه درآمدهای حاصل از هدفمندی را به بخش خانوار اختصاص داند، در بخش حمایت از خانوار هم به جای استفاده از سیستم های غیر مستقیم مثل بیمه ها، همه یارانه را به صورت نقدی به خانوار ها پرداخت کردند.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس افزود: در دولت آقای روحانی نیز همین مسیر ادامه یافت و علیرغم همه تذکرات و اخطارها دولت راه و روش خود را اصلاح نکرد، از سوی دیوان محاسبات و حوزههای نظارتی تذکرات زیادی به دولت داده شد.
پور ابراهیمی با انتقاد از عملکرد دولت در عدم اقناع افکار عمومی در ماجرای افزایش قیمت بنزین گفت: آقای رئیسجمهور در حوزههای اقتصادی با مردم صحبت نمیکند اگر تعدادی از نمایندگان مجلس هم نبودند، مردم کلاً دچار خلاء اطلاعرسانی می شدند.
وی ادامه داد: رئیسجمهور اعلام میکند که من در جریان افزایش قیمت نبودم؛ این فاجعه است، اظهارات آقای رئیسجمهور اخلاقی نبود. بهترین حالت این است که مشکلات اقتصادی را با مردم در میان بگذاریم به مردم اطلاع رسانی کنیم. عدم اطلاع رسانی در مورد افزایش قیمت بنزین اشتباه بود.
پنهانکاری دولت در ماجرای افزایش قیمت بنزین اشتباه راهبردی بود
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به اظهارات وزیر کشور مبنی بر این که نمی خواستیم مردم در مورد افزایش قیمت بنزین اطلاع داشته باشند، گفت: این پنهانکاری اشتباه راهبردی بود، قانون هدفمندی با شدت بیشتر در دولت قبل انجام شد اما شش ماه کار اطلاع رسانی و زیرساخت انجام شد. دولت باید با مردم صحبت می کرد.
-

نکات مثبت شیوه نامه درباره تجمعات دانشجویی
خبرگزاری مهر – حوزه و دانشگاه، زهرا سیفی: حوزه دانشجویی همواره یکی از مهمترین و پویاترین بخشهایی است که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به تبع آن دانشگاهها با آن سر و کار دارند. حوزه ای که معاونان دانشجویی دانشگاهها بارها آن را سخت ترین و پر دغدغه ترین معاونت دانشگاهها عنوان می کنند و به دلیل مسائل مهمی همچون موضوعات رفاهی (وام، تغذیه و خوابگاه)، نقل و انتقالات، مطالبات دانشجویی، بورس، قوانین انضباطی و … همیشه از حساسیت ویژه ای برخوردار است.
بر همین اساس خبرگزاری مهر همزمان با روز دانشجو از رئیس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم دعوت کرد تا در نشستی با خبرنگاران این رسانه بخشی از مهمترین دغدغه های دانشجویان را با وی مطرح کند.
مجتبی صدیقی در گفتگویی که با مهر داشت درباره شیوه نامه جدید انضباطی دانشجویان، نقل و انتقال خارج به داخل، طرح پایش سلامت دانشجویان و خدمات رفاهی دانشگاهها موضوعاتی را مطرح کرد.
متن گفتگوی مهر با رئیس سازمان امور دانشجویان به شرح زیر است:
*با توجه به اینکه به تازگی روز دانشجو را پشت سر گذاشتیم و شما هم در حقیقت مسئول بخش دانشجویی وزارت علوم هستید به عنوان شروع مصاحبه آیا خبر خوشی برای دانشجویان دارید که امروز اعلام کنید؟
این مصاحبه تقریبا همزمان شده با روز ۱۶ آذر از این رو ابتدا این روز را به دانشجویان کشور تبریک می گویم.
جنبش دانشجویی فراز و نشیب های زیادی را هم در قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب داشته است. قبل از انقلاب می توان به مبارزه با رژیم طاغوت اشاره کرد. بعد از پیروزی انقلاب نیز در عرصه های حساسی مانند دفاع مقدس، تشکیل جهاد سازندگی، تشکیل سپاه پاسداران، انقلاب فرهنگی و … نقش مهمی ایفا کرده است.
در سالهای اخیر هم تشکلهای دانشجویی (سیاسی، فرهنگی و صنفی) حضور خود را در مجموعه دانشگاه ها حفظ کردند. عرصه حضور تشکل های دانشجویی در درون دانشگاه های ما عرصه محدودی است و یکی از دغدغه های ما این است که بتوانیم مجموعه تشکل ها را نمایندگان جمع وسیعی از دانشجویان بدانیم که در حال حاضر تا رسیدن به این منظور فاصله داریم.
در حال حاضر تشکل های دانشجویی ما پوشش زیادی از مجموعه دانشجویان ندارند و طبیعی است که ما باید در کنار حضور ذی قیمت این تشکل ها به فکر مجموعه وسیع دانشجویان نیز باشیم که احیانا در چارچوب تشکل ها فعالیت نمی کنند.
تلاش ما بر این بوده که تشکل های صنفی که بیشتر کار آنها در حیطه اختیارات سازمان امور دانشجویان است، با استقبال بیشتری مواجه شوند، خیلی خوب نیست که انتخابات شوراهای صنفی به دلیل نرسیدن حد نصاب ۲۵ درصدی حضور دانشجویان در برخی از دانشگاهها منتفی و دوباره تکرار شود، این نشان دهنده این است که باید در برخی دانشگاه ها اقدام جدی در زمینه فعالیت گسترده تر تشکلهای صنفی داشته باشیم.
باید تلاش کنیم که این در خود رفتن های دانشجویان کمتر شود بخشی هم شاید به دلیل مشکلات فضای مجازی در شبکه های اجتماعی است که دانشجویان سعی می کنند نیازهای خود را در آن چارچوب رفع کنند.
در مورد خبر جدید حوزه دانشجویی هم که به آن اشاره کردید یک بخشی از آن در آغاز سال تحصیلی به دانشجویان اعلام شده است که می توان به بحث خوابگاه ها، تغذیه، ارتقای سطح خوابگاهها، بهینه سازی و بهبود فضاهای آشپزخانهها، اشاره کرد.

*یکی از مهمترین اتفاقات جریان ساز روزهای اخیر در حوزه شما موضوع شیوه نامه انضباطی بود که پس از ابلاغ آن اعتراضات زیادی را به همراه داشت و وزیر علوم هم در پاسخ به این اعتراضات قول بررسی و بازنگری به دانشجویان داد لطفا بفرمایید که آیا تا کنون بازنگری و یا تغییر جدی در شیوه نامه صورت گرفته یا خیر.
ما جامعه مخاطب این شیوه نامه که احتمال مشمول شدن در این شیوه نامه را دارند کمتر از نیم درصد می بینیم در نتیجه پس ما در مورد کمتر از نیم درصد دانشجویان در شیوه نامه صحبت می کنیم به ویژه آنجایی که بخشی از این مسائل مربوط به شیوه نامه تخلفات آموزشی است، اگر آن را هم کم کنیم بسیار ناچیز است و به زیر دو دهم درصد می رسد. دوم اینکه ما این شیوه نامه را مبتنی بر روح حاکم بر حقوق شهروندی ریاست جمهوری که ابلاغ شده بود نوشته و تکمیل کردیم و سعی کردیم هرچه آنها مد نظر شان بود دراین شیوه نامه ببینیم.
یکی دیگر از ویژگی هایی که این شیوه نامه داشته و کمتر دیده شده شفافسازی حقوق دانشجو است ما در این شیوه نامه سعی کردیم از واژگان مبهم یا دو پهلو که ممکن است به ضرر دانشجو تفسیر شود جلوگیری کنیم، مضاف بر اینکه با توجه به صحبت هایی که دکتر غلامی اعلام کردند اگر به هر شکل در شیوه نامه احیانا جایی ابهامی وجود داشته باشد به نفع دانشجو تفسیر می شود.
با این مقدمه طبیعی بود که همه جریانهای دانشجویی این را کاملا نپذیرفته و نقدهایی به جنبه هایی از آن داشته باشند.
ما اعلام کردیم که آماده هستیم این نقدها را بپذیریم، جلساتی هم تشکیل شد، دکتر جنیدی معاون حقوقی رئیس جمهور نیز تشکل های دانشجویی را دعوت کرد. در تعامل با وزارت بهداشت و وزارت علوم اعلام کردیم، هر نقدی هست به صورت مکتوب به ما بدهید ببینیم کدام بندهای شیوه نامه به حقوق دانشجویان آسیب میزند اکنون منتظر هستیم دوستان دیدگاه های خود را ارائه دهند.
نکته آخر اینکه ما این شیوه نامه را نوشته ایم و نمی گوییم این بهترین شیوه نامه ای هست که می تواند نوشته شود، اعلام کردیم اگر جریان های دانشجویی اجازه دهند ما این را در حد دو تا سه ترم اجرا میکنیم و اگر موردی بود، در عمل ما حتما به خلاء و آسیبهای آن خواهیم پرداخت.
* آیا تاکنون ایرادات به شما ارائه شده است؟ مهمترین بندهای مورد اعتراض چیست؟
بخشی از اعتراضات و انتقاداتی که توسط دانشجویان صورت گرفت به این دلیل بود که دانشجویان، کل شیوه نامه را مطالعه نکرده و با شیوه نامه قبلی نیز مقایسه نکرده بودند که ببیند تغییرات آن چه بوده و چقدر به سمت جلو رفته ایم و احیانا گیرهای شیوه نامه کجاست.
ما معتقد نیستیم این یک شیوه نامه کامل است و ایرادی ندارد. برای همین چند هفته است که از جلسه دکتر جنیدی گذشته هنوز حداقل وزارت علوم مورد مکتوبی در این خصوص از تشکل های مجموعه های دانشجویی و شوراهای صنفی دریافت نکرده است.
به صورت پراکنده حرف هایی در فضایی مجازی زده شده ولی آن چیزی که قرار شد مکتوب ارائه کنند تا معاونت حقوقی ریاست جمهوری هم با توضیحات بررسی کند، ارائه نشده است.
در شیوه نامه قبلی امکان قطعی دفاع حضوری را نداشتیم که اکنون پیش بینی شده است، دانشجو می تواند از شورای بدوی استفاده کرده و اگر از شورای بدوی استفاده نکند می تواند از طریق شورای تجدید نظر توضیحات خود را ارائه کند.
یک بحثی که مطرح میکنند بحث وکیل است که دانشجو بتواند وکیل داشته باشد ما این را امر بدی نمیدانم. این از آن بحثهای بود که حین نوشتن شیوه نامه نیز مطرح بود به هرحال در این زمینه نقطه نظرات موافق و مخالف زیاد است، چیزی که ما به دانشجویان می گوییم این است که شوراهای انضباطی محکمه های قضایی یا دادگاه نیستند، معمولا شورای انضباطی بنا را بر برخوردهای فرهنگی و تربیتی دارد و جمعبندی این بود که شاید به صلاح نباشد بحث وکالت به این صورت وجود داشته باشد.
البته دانشجو می تواند برای تنظیم لایحه و حمایت قضایی از وکیل استفاده کند، به هر حال ما بحث وکیل را نبسته ایم و احتمالا اگر بعد از جمع بندی، دوستان ما نیز به این نتیجه برسند جزء اصلاحات خواهد بود ولی فعلا در این شیوه نامه پیش بینی نکرده ایم.
نکات دیگری که اخیرا توسط دبیران برخی از شورهای صنفی مطرح شده بود، بحث احضار دانشجو است، این هم باز بر می گردد به متوجه نشدن اینکه در شیوه نامه چه چیزی نوشته است. گفتند که دانشجو احضار شفاهی می شود و اگر هم حاضر نشود به صورت غیابی حکم وی صادر می شود. اصلا بدین صورت نیست. قبلا تخلف دانشجو به صورت کتبی برای دانشجو ارسال می شد و احتمال اینکه دیگر دانشجویان متوجه آن شوند وجود داشت به ویژه در خوابگاه. حال ممکن بود دانشجو تبرئه شود ولی موضوعی که به دلیل آن فراخوانده شده بود برای وی مشکل ایجاد می کرد. تصمیمی که در شیوه نامه جدید توسط دوستان گرفته شده این است که ابتدا تلفنی تماس بگیرند یا پیامک بدهند تا دانشجو حاضر شود و آنجا به صورت کتبی و حضوری احضاریه یا دعوت نامه را دریافت کند.
حتی در این شیوه نامه از کلمه احضاریه هم استفاده نشده و دعوت نامه مطرح است. اگر دانشجو به تماسی که گرفته شده پاسخ ندهد در آن صورت دعوتنامه کتبی برای وی ارسال می شود این گونه نیست که بدون اینکه دانشجو بداند بخواهند برای وی تصمیم گیری کنند.
نکات مثبت در شیوه نامه بسیار زیاد است که به آن توجه نشده است حتی بعضی از دوستان که به نمایندگی، آن را پیگیری میکردند گفته بودند ما در بحث تخلفات مشکلی نمیبینیم، فقط در آیین رسیدگی و نحوه رسیدگی ایراد داریم.
شورای انضباطی را نباید به عنوان یک ابزار برخورد با دانشجو در نظر گرفت. دانشگاه یک محیط تربیتی است که اگر بحثی، تخلفی داخل آن صورت گیرد مسئولان دانشگاه نمی توانند آن را نادیده بگیرند از طرفی هم اگر تخلفی صورت گرفته دانشجو حق دارد حداکثر دفاع را از خود داشته باشد و دانشگاه هم باید از موضع تخفیف و رحمت برخورد کند.
*پس این طور که به نظر می رسد تا کنون در جلسه مشترک با وزارت بهداشت تغییر خاصی در شیوه نامه نداده اید؟
نسبت به آن چیزی که ابلاغ شده هنوز تغییر رسمی اعلام نشده ولی بحث هایی صورت گرفته و ایرادات کلی و پراکنده بررسی شده منتظر هستیم هرچه مشکلات از نظر دانشگاه ها و دانشجویان وجود دارد ارائه شود که یکباره انجام شود.
*شرط بررسی ایرادات دانشجویان به این شیوه نامه چیست؟
در جلسه با دکتر جنیدی قرار شد که دانشجویان پیشنهاد و انتقادات خود را به صورت کتبی ارائه کنند.
ما از دوستان دانشجو انتظار داریم به دقت شیوه نامه را مطالعه کنند، حال این سوال پیش می آید که اگر آنچه که ما می گوییم نباشد، آنچه که آنها میگویند چیست؟ یعنی جایگزین چیست الان ما منتظریم اگر دانشجویان این شیوه نامه انضباطی را نمی پسندند مکتوب به ما بگویند که کدام شیوه حقوقی می تواند جایگزین آن شود.
ما منتظریم اگر دانشجویان این شیوه نامه انضباطی را نمی پسندند مکتوب به ما بگویند که کدام شیوه نامه حقوقی می تواند جایگزین آن شود*یک موضوعی که همیشه در حوزه دانشجویی خبرساز و مهم بوده بحث مطالبات دانشجویان بوده که برخی از آنها در قالب تجمع دانشجویی عنوان می شود آیا شما برآوردی دارید که محتوای مطالبات یا تجمعات دانشجویی بیشتر از چه جنسی است؟
در چند سال اخیر به دلایل مختلف مطالبات و تجمعات دانشجویان بیشتر از جنس صنفی بوده است. بعد از آن هم تجمعات آموزشی یعنی مطالبه درباره سنوات و شهریه. تجمعات سیاسی در درجه های بعدی قرار دارند.
البته برخی مواقع به حق هم هست چون کمبود های صنفی وجود دارد.
*نحوه رسیدگی یا برخورد دانشگاه ها با این مطالبات باید چگونه باشد آیا در این زمینه تدبیر جدیدی اندیشیده شده است؟
در شیوه نامه قدیم بحث تجمع پیش بینی نشده بود. اما یکی از نقطه های قوت شیوه نامه جدید انضباطی که کمتر به آن توجه شده این است که اگر تجمعی کار عادی دانشگاه را به هم نزند، خسارتی نداشته باشد و درگیری خاصی صورت نگیرد و تضمین های لازم در این رابطه وجود داشته باشد، می تواند برگزار شود و مشکل خاصی برای آن وجود ندارد.
در موارد دیگر هم دانشجو می تواند درخواست مجوز را به دانشگاه بدهد تا در کمیته بررسی و ساعت خاصی برای آن تجمع اعلام شود.
*آیا برای رفع مشکلاتی که موجب اعتراضات و در نهایت تجمع صنفی و آموزشی دانشجویان می شود چارهای اندیشیده شده؟ در بحث تغذیه از آغاز سال تحصیلی تا کنون خیلی تجمع داشتیم. به عنوان مثال ما در دانشگاه علم و صنعت موضوع مسمومیت غذایی را داشتیم و اخیرا در دانشگاه تهران و شهید بهشتی نیز در زمینه کیفیت تغذیه تجمعاتی صورت گرفته بود.
مجموعه وظایفی که ما دنبال می کنیم برای رفع مشکلات صنفی و کمک به خدمات رفاهی بیشتر است. منتهی محدودیت ما نیز مشخص است به ویژه اینکه دانشگاه ها توسعه کمی داشتند اما زیرساخت رفاهی به اندازه جمعیت دانشگاه ها افزایش نیافته است. به طوری که امکان ساخت خوابگاه با اعتبار دولتی را نداشتیم چون در برنامه پنجم توسعه پیش بینی نشده بود.
با همه اینها قرار شده آشپزخانه دانشگاهها نوسازی شود و از حالت سنتی به شکل صنعتی در بیاید. بنابراین مشابه خوابگاه ها آشپزخانه ها را بررسی و رتبه بندی کردیم. رتبه یک از نظر ما مطلوب و رتبه ۳ ضعیف است که با کمک صندوق رفاه و خود دانشگاه ها به تدریج به سمت صنعتی کردن رستوران و آشپزخانه ها پیش می رویم.
قرار شده آشپزخانه دانشگاهها نوسازی شود و از حالت سنتی به شکل صنعتی در بیاید. بنابراین مشابه خوابگاه ها آشپزخانه ها را بررسی و رتبه بندی کردیمتقریباً تا ۵۰ درصد جلو رفتیم امیدواریم تا پایان سال ۹۹ اگر مشکلات اعتباری اجازه دهد این پروژه را تمام کنیم.
بخش دوم تنوع بخشی در غذا است. اینکه یک دانشگاه حداکثر دو نوع غذا ارائه می کند معلوم نیست که مطلوب دانشجو باشد. برای همین رستورانهای مکمل را پیشنهاد کردیم دانشگاه ها نیز استقبال کردند در این رستوران ها هم یارانه می دهیم و با بخش خصوصی هم صحبت می شود تا تنوع خوبی از غذاهایی که قیمت آنها پایین تر تا بالاتر است ارائه دهند تا دانشجو انتخاب بیشتری داشته باشد.
ما در این رستوران ها حتی غذای مجانی هم داریم. در برخی دانشگاه ها در رستوارن های مکمل، غذایی که ارائه می شود غذا بسیار ارزان قیمت و معادل با یارانه ای است که داده می شود در نتیجه برای دانشجو رایگان تمام می شود. این رستوران ها در حال گسترش هستند.
*پس یعنی این سیستم ارائه غذای رایگان توسعه بیشتری پیدا می کند؟
بله. انشالله.
ضمن اینکه در حوزه بهداشت هم تاکید کرده ایم، مرتب به آشپزخانه ها نظارت کنند از وزارت بهداشت نیز خواسته ایم همان طور که مسئولیت نظارت و کنترل رستوران های سطح شهر را انجام می دهند نظارت بر رستوران های دانشگاه ها را نیز در نظر داشته باشند.
ما تقریبا بیش از ۱۲۶ میلیون پرس سالانه غذا ارائه می دهیم در این حجم غذا برخی مواقع ممکن است اتفاقی هم رخ دهد که امیدواریم شاهد چنین مواردی دیگر نباشیم، ما می خواهیم این اتفاقات را در حوزه تغذیه به صفر برسانیم.

*اخیرا موضوع افزایش وام ازدواج و ودیعه مسکن دانشجویی توسط نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها مطرح شد و همچنین اعلام شد که با صندوق رفاه دانشجویان نیز در این زمینه رایزنی داشته اند، آیا این وام ها در سال جاری افزایش پیدا میکنند و اینکه آیا بودجه وام شهریه اختصاص داده شد یا خیر؟
بله درست است ما در بحث وام ازدواج و ودیعه مسکن تمایل داریم که این وامها افزایش داشته باشند تا مشکلات دانشجویان کمتر شود منتهی در این دو سه سال اخیر از یک طرف اعتبارات مصوب و از یک طرف هم با عدم تخصیص اعتبارات مصوب روبرو هستیم.
سال گذشته تنها ۶۰ درصد اعتبارات صندوق رفاه دانشجویان اختصاص داده شد امسال هم خیلی افق مثبت تری نیست، محدودیت اعتباری و عدم تخصیص باعث شده تا دست هیئت امنای صندوق رفاه که محلی برای مشخص کردن تعرفه و میزان وام ها است بسته باشد.
با این وجود ما وام شهریه را افزایش دادیم. به این شکل که در مقطع کارشناسی ۵۵۰ هزار تومان به ۷۰۰ هزارتومان در هر ترم افزایش یافت در مقطع کارشناسی ارشد یک میلیون و ۲۵۰ هزارتومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزارتومان و در مقطع دکتری در هر ترم از دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزارتومان افزایش یافت.
ردیف وام شهریه هم متاسفانه امسال تخصیص نیافته و صندوق رفاه دانشجویان مجبور است از منابع خود وام شهریه دانشجویان را پرداخت کند، امسال هم این ۴۰ میلیارد که در ردیف شهریه پیش بینی شده تا امروز تخصیص نیافته و امیدواریم قبل از پایان سال پیگیری های ما در این زمینه به جایی برسد. وام ضروری دکتری هم افزایش یافت.
در خصوص وام ودیعه مسکن و ازدواج نیز امسال افزایش نداشتیم ولی با نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها صحبتی داشته ایم و امیدواریم در اولویت سال ۹۹ باشد.
*فرایند انتقال دانشجو از خارج به داخل نیز یکی از اخبار جنجالی ماههای اخیر بود. این موضوع در وزارت بهداشت حاشیه های بیشتری داشت. آیا در وزارت علوم در فرایند انتقال از خارج با موارد تخلف مواجه بودید؟
انتقال دانشجو از خارج به داخل در وزارت علوم از سال های قبل وجود داشته، سال ها است دانشجو برای تحصیل خارج از کشور می رود اگر به دلایلی نیاز داشته و مجبور باشد یا بخواهد که به داخل کشور منتقل شود از طریق شورای انتقال اقدام می کند.
در دولت قبل این اختیارات به دانشگاه ها داده شد بود و دانشجویان هم می توانستند هم به دانشگاه و هم به وزارت علوم مراجعه کنند. دانشگاه باید گزارش اقدام خود را به وزارت علوم اعلام می کرد تا کنترل شود و خلافی صورت نگیرد.
در این زمینه خیلی محدود و به تعداد انگشتان یک دست مواردی داشتیم که تخلف صورت گرفته بود که با آن خیلی جدی برخورد کردیم.
برای همین به دانشگاه ها تاکید کردیم تا قبل از اینکه اداره کل دانشجویان داخل تایید را انجام نداده ثبت نام نکنند.
*بیشترین آمار انتقال مربوط به چه رشته هایی بود؟
تقریبا در همه رشته ها بودند ما متناسب با دانشگاهی که دانشجو در آن کشور درس خوانده، یعنی اگر در دانشگاه سطح ۳ درس خوانده طبیعی است که به دانشگاه پایین تر ما معرفی شود و اگر در دانشگاه درجه یک تحصیل کرده باشند به دانشگاه های سطح بالا معرفی می شوند. موضوع انتقال را هم در مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتیم و تقریبا توزیع یکنواخت است. .
*طرح پایش سلامت جسم و روان دانشجویان هر ساله در ابتدای سال تحصیلی در دانشگاهها اجرا می شود و تأکید وزارت علوم بر این است که با گسترش بیشتری ادامه یابد. تحلیل شما از آخرین یافته های این طرح چیست؟
در حال حاضر جامعه آماری ما در این طرح بالای ۳۰ تا ۴۰ هزار دانشجو رفته است. ما اکنون ۷۱ مرکز مشاوره تندرستی در ۷۱ دانشگاه راه اندازی و به تجهیز آن کمک کرده ایم، دانشجویان به ویژه ورودی های جدید از نظر نقص ها و ضعف های فیزیکی و مشکلات اسکلتی، قامتی و … کنترل می شوند.
نتایج پایش از آخر آذر تا ۱۵ دی ماه جمع بندی و اعلام می شود. ضعف دختران بیشتر در پوکی استخوان و پسران اضافه وزن، صافی کف پا و چربی های مختلف است.
در پایش روانی دانشجویان ۳ دوره طرح سیمای زندگی دانشجویان را اجرا کردیم امسال هم قبل از پایان سال انجام می دهیم. مباحث روانی و نحوه گذراندن اوقات فراغت بررسی شده است. در مشکلات روانشناختی بیشتر دانشجویان با نگرانی از اشتغال و آینده مواجه هستند.
یکی دیگر از نتایج این طرح بررسی اعتقادات مذهبی در دانشجویان است، توکل به خدا و اعتقاد به معاد در ۸۵ و ۹۰ درصد دانشجویان وجود دارد ولی وقتی به مرحله انجام فرائض می رسد افت کرده و به ۷۰ درصد می رسد.
-

توافق بر سر نامزدی ۲ نفر برای تصدی پست نخست وزیری در عراق

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المیادین، نسیم عبدالله یکی از اعضای ائتلاف الفتح عراق از توافق بر سر نامزدی ۲ نفر برای به دست گرفتن پست نخست وزیری خبر داد.
وی تصریح کرد: فراکسیون های سیاسی در پارلمان عراق بر سر نامزدی ۲ نفر توافق کرده اند.
عبدالله از بیان جزئیات بیشتر در این خصوص و افشای نام ۲ شخص مذکور امتناع کرد.
روز گذشته برهم صالح رئیس جمهور عراق از گروه های سیاسی این کشور خواست بر سر نامزدی شخصیت های مورد نظر خود به توافق برسند.
