برچسب: خبرسیاسی

خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی

  • روایت موحدی کرمانی از مخالفت جدی مجمع تشخیص با تصویب پالرمو و CFT/قطعا هر دو لایحه رد می شود

    روایت موحدی کرمانی از مخالفت جدی مجمع تشخیص با تصویب پالرمو و CFT/قطعا هر دو لایحه رد می شود

    آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی، با اشاره به آخرین وضعیت لوایح پالرمو و CFT در مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت: بحث مربوط به این دو لایحه مدتی بود که در مجمع تشخیص مصلحت نظام فروکش کرده بود. لوایح پالرمو و CFT دو لایحه بسیار خطرناکی هستند. این دو لایحه راه نفوذ آمریکا در ساختار و مصلحت کشور را باز و مسلط می‌کند. غربی‌ها در تصویب لوایح پالرمو و CFT در ایران به دنبال آن هستند که هر چه می‌کنیم برای آنان کاملا روشن و شفاف باشد به بیان دیگر آمریکایی‌ها دنبال آن هستند که بفهمند وقتی نفت ایران را تحریم می‌کنند ایران از چه طریقی می‌تواند تحریم‌ها را دور بزند یا چگونه موفق به انتقال ارز ناشی از فروش نفت و کالاهای تحریم شده به داخل کشور می‌شود تا اگر به میل آنها رفتار نکنیم، مجازات‌مان کنند، این مسئله بسیار خطرناک است.

    وی ادامه داد: بنده از مسؤولانی که خواستار تصویب لوایح پالرمو و CFT هستند تعجب می‌کنم. برخی مسؤولان به صراحت می‌گویند عامل همه فشارها و تحریم‌های اقتصادی غرب بر علیه ایران تصویب نشدن این دو لایحه در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اگر مجمع تشخیص آنها را رد کند باز می‌گویند مجمع عامل تشدید مشکلات اقتصادی و بدتر شدن وضعیت زندگی مردم است.

    موحدی کرمانی در پاسخ به پرسش دیگر ایسنا مبنی بر اینکه رویکرد کلی مجمع به این لوایح چست و آیا برخی انتقادها مبنی بر برخورد سیاسی مجمع تشخیص با لوایح مذکور درست است، گفت: به هیچ وجه. مجمع تشخیص کاملا مخالف تصویب لوایح پالرمو و CFT است. آمریکا، اسراییل و انگلیس می‌خواهند لوایح مذکور به همین وضعیت و بدون اصلاح در مجمع تشخیص تصویب شود تا اهداف مدنظرشان به طور کامل تحقق پیدا کند. اگر مجمع تشخیص بخواهد به پرونده لوایح پالرمو و CFT ورود کند بدانید که آنها را رد می‌کند و اجازه نمی‌دهد دشمنان جمهوری اسلامی به اهداف پلیدشان برسند.

    وی گذشت زمان و تصویب نشدن لوایح پالرمو و CFT در مجمع تشخیص را به معنای تصویب  لوایح مذکور ندانست و ادامه داد: این اشتباه است که گفته شود سکوت مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره لوایح پالرمو و CFT به معنای موافقت است. سکوت مجمع تشخیص به دلیل مصلحت است. اگر مجمع تشخیص به لوایح پالرمو و CFT وارد شود قطعا هر دو لایحه را رد می‌کند آن وقت صدای مخالفان درمی‌آید که مجمع عامل بدبخت شدن مردم و تشدید تحریم‌هاست. سکوت مجمع هرگز به معنای موافقت با لوایح مذکور نیست.

    دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در واکنش به این پرسش که چطور می‌توان به دو راهی تصویب یا رد لوایح پالرمو و CFT در مجمع تشخیص پایان داد تا مردم از برزخ شایعات و تشدید مضاعف فشارهای اقتصادی ناشی از آن خارج شوند، گفت: با وجودی که چند نفر از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام با در دستورکار قرار گرفتن لوایح پالرمو و CFT در صحن علنی مجمع موافقت هستند، اما اکثریت قاطع مجمع این ورود را به مصلحت نمی‌دانند.

    ۲۷۲۷

  • ببینید | تصویری کمتر دیده شده از آیت‌الله خامنه‌ای در لباس سیستان و بلوچستانی

    ببینید | تصویری کمتر دیده شده از آیت‌الله خامنه‌ای در لباس سیستان و بلوچستانی

    سایت خامنه‌ای دات آی آر تصویری قدیمی از سال‌های جوانی آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی منتشر کرده که به نظر می رسد متعلق به سال‌های مبارزات ایشان در پیش از انقلاب و دوره تبعیدشان از سوی رژیم پهلوی به ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان باشد.

  • عطریانفر: برای جلوگیری از ورود پول کثیف به انتخابات،احزاب سیاسی درامدها و هزینه هاشان را شفاف کنند

    عطریانفر: برای جلوگیری از ورود پول کثیف به انتخابات،احزاب سیاسی درامدها و هزینه هاشان را شفاف کنند

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    میزان اثرگذاری پول‌های کثیف در انتخابات کشورهای توسعه‌یافته در قیاس با کشورهای کمترتوسعه‌یافته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    معمولا احزاب و سیاستمداران برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خود نیازمند پشتیبانی‌های مالی هستند. البته اعضا و هواداران احزاب در کشورهای توسعه‌یافته، نیازهای مالی حزب متبوع خود را به شکل محدود اما متکثر تامین می‌کنند و به این ترتیب، حزب می‌تواند گام در مسیر انتخابات گذاشته و برنامه‌های خود را تعریف کند. منطق برگزاری انتخابات صحیح و پشتیبانی‌های مالی در ایران نیز در درازمدت باید به چنین نقطه مطلوبی برسد؛ اما در شرایط کنونی باتوجه به اینکه سازوکار و فعالیت احزاب در ایران چندان مورد اهتمام ساختار قدرت و مسوولان ارشد نظام نیست، احزاب سیاسی به ‌صورت محدود و نیم‌بند شکل گرفته و به همین دلیل شاهد حمایت‌های مالی مستمر از سوی هواداران این احزاب به معنایی که در کشورهای توسعه‌یافته وجود دارد، نیستیم.

    به بیان دیگر، در کشورهای کمتر توسعه‌یافته احزاب سعی می‌کنند در بزنگاه‌های انتخاباتی از آرای خاکستری شهروندان به‌ نفع کاندیداهای مورد حمایت خود استفاده کنند. بنابراین اگر در ایران، احزاب بخواهند در انتخاباتی شرکت کنند و برای جذب منابع مالی مورد نیاز فراخوان بدهند تا این منابع را از طریق هواداران تامین کنند، در عمل نمی‌تواند حساب چندانی روی حق عضویت اعضای خود داشته باشند و نمی‌توانند از این مسیر جهت تامین منابع مالی خود اقدام کنند. به این ترتیب احزاب سیاسی برای تامین منابع مالی خود سراغ نیروهای تولیدی و اقتصادی می‌روند. البته که احزاب معمولا ‌سراغ آن دسته از بنگاه‌های اقتصادی می‌روند که برنامه‌ها و اهداف آنها را پذیرفته و سعی می‌کنند منابع مالی خود را از این طریق تامین کنند. در این بده‌بستان‌های مالی نیز ممکن است برخی احزاب حاکم که در مناصب قدرت مستقر هستند، حضور یا دست‌کم به‌طور نسبی نفوذ دارند، از برخی ظرفیت‌های مالی دولت به شکل غیرقانونی برای تامین منابع مالی حزب طرفدار دولت بهره ببرند. اینچنین بهره‌مندی‌هایی از منابع مالی در ایران را با عنوان «پول سیاه» می‌شناسیم. البته احزابی که پایی در نظام سیاسی و دستی در دولت مستقر دارند، می‌توانند از مسیر رانت و دریافت مجوزهایی به تامین منابع مالی خود اقدام و با تبدیل آن مجوزها به پول نقد به اهداف انتخاباتی خود دست پیدا کنند.

    در چنین شرایطی به نظر شما راه‌حل چیست؟ مشخصا احزاب و فعالان سیاسی که در شرایط کنونی حاکم بر فضای سیاسی ایران به‌ دنبال فعالیت انتخاباتی هستند، چگونه باید نسبت به تامین منابع مالی خود اقدام کنند، به‌نحوی که هم این مهم محقق شود و هم احیانا از منابع مالی آلوده استفاده نکرده باشند.

    در چنین شرایطی به نظر می‌رسد یکی از راهکارها این باشد؛ گروه‌های سیاسی که می‌خواهند دولت تشکیل بدهند و در رقابت‌های سیاسی مشارکت داشته باشند، باید منطق صحیح گردش مالی را بپذیرند و منابع درآمدی خود را به ریز و مصارف خود را به دقت در قالب برنامه‌ای شفاف به نهادهای مسوول در کشور تسلیم کنند و ارایه دهند. به این ترتیب نهادهای نظارتی با حساسیتی که بر نحوه تامین این منابع مالی خواهند داشت، مسیر را هموار می‌کنند تا در صورتی که نسبت به یک گروه سیاسی و شیوه کسب درآمدهای آن گروه یا تشکل سیاسی، ابهامی احساس شود یا این‌طور به نظر بیاید که خطایی صورت گرفته، از بروز این موارد جلوگیری شود. اگر این سازوکار در میان احزاب سیاسی پذیرفته شود، طبیعتا تمامی احزاب سیاسی تلاش خواهند کرد به هیچ عنوان سراغ پول‌های «کثیف» و «سیاه» نروند و بتوانند منابع مالی خود را به صورت شفاف منتشر کنند.

    آیا شما اطلاع دارید که تا به امروز از سوی وزارت کشور، چند ثبت شکایت رسمی در خصوص ورود پول‌های کثیف صورت گرفته است؟ رصد ورود و خروج این پول‌ها به احزاب و به‌واسطه آنها به انتخابات چگونه صورت می‌گیرد؟

    اگر احزاب منابع و مصارف مالی خود را به وزارت کشور اعلام کنند، آنگاه اگر شخصی حقیقی یا حقوقی نسبت به عملکرد یک حزب اعتراضی داشته‌باشد، می‌تواند شکایت خود را به نهادهای نظارتی اعلام کند و دستگاه‌های نظارتی نیز مطابق برنامه‌ای که احزاب ارایه داده‌اند، می‌توانند نسبت به بررسی این شکایات اقدام کرده و از این طریق می‌توانند جلوی هرگونه تخلف یا انحراف از مسیر قانونی کسب درآمدهای سالم را سد و نتایج را نیز به‌طور شفاف اعلام کرده و همزمان، زمینه استفاده از منابع صحیح مالی در کمپین‌های انتخاباتی را فراهم کنند.

    شما به‌واسطه تجربه‌ای که در معاونت سیاسی وزارت کشور داشته و پس از آن نیز به عنوان یک فعال حزبی که از نزدیک با مسائل انتخاباتی سروکار داشتید، آیا اطلاع دارید که شکایت بارزی در این زمینه در وزارت کشور یا نهاد نظارتی دیگر به ثبت رسیده باشد؟

    اطلاعی در این خصوص ندارم اما به نظر می‌رسد که شکایت احزاب صرفا رسانه‌ای است. درواقع احزاب اگرچه از طریق رسانه‌ها علیه یکدیگر موضع‌گیری می‌کنند اما شخصا اطلاع ندارم که حزبی به شکل مستند و قانونی شکایتی را مطرح و پیگیری کرده باشد. به نظر می‌رسد بیشتر این شکایات رسانه‌ای نیز در راستای رقابت‌های حزبی باشد که حزبی علیه حزب رقیب خود طرح شکایت می‌کند.

    به نظر شما چرا بحث از پول کثیف تنها در ماه‌های منتهی به انتخابات مطرح می‌شود و رسانه‌ها و فعالان سیاسی به آن می‌پردازند؟

    به نظر می‌رسد که این روال، روال تخریب است. غالبا رقبای سیاسی از این شیوه برای تخریب رقیب یا حزب مقابل خود اقدام می‌کنند. در حالی که بهتر است احزاب و چهره‌های سیاسی اگر نسبت به رقبای خود ادعایی دارند، به صورت مستند و قانونی ثبت شکایت کنند؛ احزاب سیاسی به صرف اینکه پیش از هر انتخاباتی اتهام‌هایی از این دست به رقبای خود نسبت بدهند، این مسائل را مطرح می‌کنند. در این صورت و اگر قادر به ارایه مستندات لازم برای مدعیات خود نباشند، احتمالا باید بگوییم که صرفا نوعی بازیگری و اغواگری جناحی و سیاسی رخ داده است. اغواگری‌هایی که بعضا احزاب علیه رقبای خود انجام می‌دهند.

    اگر بخواهیم کل مساله ورود پول به انتخابات را در ۳ ضلع یک مثلث جای بدهیم، این مثلث شامل نظام حزبی، سیستم سیاسی و اقتصادی می‌شود. به نظر می‌رسد لازم است که هر سه ضلع سالم باشند. آیا این وضعیت در ایران برقرار است؟

    در مساله دخالت پول‌های کثیف در انتخابات، یک ضلع این مثلث، قانون و نهادهای نظارتی است، ضلع دیگر احزاب و فعالیت‌های سیاسی است و ضلع سوم نیز نهادها و بنگاه‌های اقتصادی خواهد بود که می‌توانند شفافیت منابع مالی انتخاباتی را فراهم کنند.

    عبارت‌هایی همچون مشروع، مقبول و…در مبحث ورود پول کثیف مطرح می‌شود که به حداکثر و حداقل منابع مالی اشاره دارد. یک نهاد اقتصادی از طریق چه سازوکار یا معیاری می‌تواند متوجه شود که چه میزان منابع مالی به یک کمپین انتخاباتی تزریق می‌شود؟ به عبارت دیگر با چه سازوکاری می‌توانیم تشخیص دهیم که منابع مالی که از طریق یک نهاد یا بنگاه اقتصادی به یک حزب یا تشکل سیاسی کمک می‌کند مشمول پول کثیف است؟ آیا در قوانین ایران معیار خاصی برای تشخیص این مهم وجود دارد؟

    پول کثیف دو طرف دارد که شامل مصرف‌کننده و تامین‌کننده است.مصرف‌کننده احزاب هستند و تامین‌کننده اگر این حمایت‌ها را از پول کثیف تامین کند،طبیعتا یا از برخی قوانین تخطی کرده یا از یکی از نهادهای مالی وابسته به دولت سوءاستفاده کرده است. در نتیجه به نظر می‌رسد اگر اراده احزاب بر این استوار باشد که فعالیت مالی خود را شفاف کنند و مانع از استفاده از پول کثیف شوند، باید از منابع مالی غیردولتی و بنگاه‌های اقتصادی خصوصی بهره ببرند.

    اما آیا ممکن نیست بخش خصوصی در مسیر پولشویی قرار گرفته باشد و مجرای نفوذ پول کثیف به انتخابات باشد؟ به این معنا که دولت طی یک مزایده یا مناقصه، پروژه‌ای را برون‌سپاری کند و یک بنگاه اقتصادی وابسته به بخش خصوصی، مجری آن پروژه شود و منافع مالی حاصل از آن را در جریان انتخابات هزینه کند؟

    بخش دولتی دارای نهادهای نظارتی متفاوتی است که درمقام ناظر بر فرآیند انجام یک پروژه برون‌سپاری‌شده اقدام می‌کنند و درمسیر تحقق اهدافی که واگذار کرده‌اند،به رصد انجام آن پروژه می‌پردازند.بخش خصوصی می‌تواند ازمنابع سود خاص  بنگاه خود به احزاب سیاسی کمک مالی کند؛ اما این احتمال بسیار ضعیف است که بخش خصوصی بتواند در ارتباط با یک پروژه دولتی مرتکب تخلف مالی شود.

    آیا شما مطلع هستند که مطالعات تطبیقی در خصوص وضعیت نفوذ پول‌های کثیف در انتخابات ایران و کشورهای دیگر انجام شده است؟

    تا آنجایی که من اطلاع دارم، چنین مطالعه‌ای صورت نگرفته است.

    ۲۳۳۰۲

  • آیا اصولگرایان افراطی در صورت دستیابی به قدرت، زیرپله ای با امریکا توافق می کنند؟

    آیا اصولگرایان افراطی در صورت دستیابی به قدرت، زیرپله ای با امریکا توافق می کنند؟

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    آیا قرار ندادن علی لاریجانی در لیست اصولگرایان قم  را باید به معنای جدایی کامل لاریجانی از بدنه تشکیلاتی اصولگرایان دانست. این مهم چه تأثیراتی را برای جریان اصولگرایی در پی خواهد داشت؟
    بر اساس خبرهای موثقی که شنیده‌ام، دکتر لاریجانی قصد حضور در انتخابات مجلس را ندارد و این موضوع را تلویحاً به اطلاع چهره‌های مختلف سیاسی رسانده است. این تصمیم حدود یک سال پیش گرفته شده و از بعضی اظهار نظرهای سیاسی دکتر لاریجانی هم  می‌شود این تصمیم را فهمید. کاندیدا نشدن لاریجانی لزوماً به معنای جدا شدن از جناح اصولگرا نیست اما اینکه بعداً ایشان چه تصمیمی خواهد داشت، اطلاعی ندارم. با این حال کناره‌گیری لاریجانی از فضای سیاسی قطعاً بین اصولگرایان خلأ ایجاد خواهد کرد و آثارش بعد از مدتی روشن خواهد شد.
    به نظر شما در صورت ورود به انتخابات او می‌تواند دوباره در لیست اصلاح‌طلبان قرار گیرد و این گزاره به نفع اصلاح‌طلبان خواهد بود یا نه، حالا چه در قم یا چه در تهران؟
    با توجه به اینکه نامزدی لاریجانی اصولاً منتفی است، طبیعتاً او در هیچ لیستی و در هیچ شهری حضور نخواهد داشت.
    اگر تحولات سیاسی را معطوف به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ ارزیابی کنیم، آیا می‌توان گفت که لاریجانی قطعاً نامزد اصولگرایان نخواهد بود؟
    هنوز تا انتخابات ۱۴۰۰ زمان زیادی مانده و دو سال آینده برای اصولگرایان سرنوشت‌ساز است و پیش‌بینی می‌شود جنگ داخلی بین جناح اصولگرا و جنگ قدرت بین آنان تشدید خواهد شد. طبیعتاً نتیجه این جنگ در انتخابات ۱۴۰۰ مشخص می‌شود. در مورد دکتر لاریجانی تحلیلم این است (اطلاع دقیق ندارم) که در ۱۴۰۰ هم ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری نخواهد داشت.
    آیا می‌توان این گزاره یا گمانه را مطرح کرد که شانس لاریجانی برافراشتن پرچم اعتدالگرایی یا گرفتن آن از دست روحانی برای ۱۴۰۰ است بخصوص که اگر بتواند مجموعه اعتدالگرایان مثل آقای ناطق نوری را نیز همراه خود کند؟
    اصولگرایان پیش‌بینی‌شان این است که در انتخابات مجلس یازدهم برنده مطلق هستند. اگر این پیش‌بینی محقق شود، تندروهای این جناح فضا را برای رادیکال کردن جامعه به دست خواهند آورد. به گمانم تندروی‌ها مردم را خسته می‌کند و بعد از مدتی گرایش به سمت خردورزی و اعتدال جایگزین خواهد شد. هنر فعلی اصولگرایان، سوار شدن بر مشکلات ناشی از تحریم‌هاست اما در صورت قدرت یافتن آنها، یکی از این دو اتفاق ممکن است بیفتد. اول اینکه زیرپله ای با غربی‌ها و بخصوص امریکا برای برداشتن تحریم‌ها مذاکره کنند. دقیقاً مانند روشی که احمدی نژاد دنبالش بود. یا موفق به این کار نمی‌شوند و با موج نارضایتی اقتصادی روبه‌رو خواهند شد. در فرض اول مشروعیت‌شان را از دست می‌دهند و در فرض دوم مقبولیت‌ شان را و قطعاً مشکلات را به گردن قبلی‌ها می‌اندازند. تصور من این است که بخشی از اصولگراها این آمادگی را دارند که با زیر پا گذاشتن اصولش، به غرب چراغ سبز نشان دهند و بخشی از موانع اقتصادی را رفع کنند. اقتصاد ایران در شرایطی است که جز با سرمایه‌گذاری بیرونی جان نمی‌گیرد. اصولگراها بیش از دیگران این را درک می‌کنند و به این سمت می‌روند و البته برای پای گذاشتن در این مسیر، ده‌ها توجیه هم دارند.
    و اما اینکه آیا لاریجانی پرچمدار اعتدال می‌شود؛ بستگی به این دارد که او چه تصمیمی برای آینده خود دارد .مشی لاریجانی در دوران ریاست مجلس نشان داده همواره به دنبال حل مشکلات و پیشبرد سیاست‌ها فارغ از مسائل جناحی بوده. از این جهت او در آینده محل رجوع سیاستمداران خردورز خواهد بود. اما اگر منظور این است که او به جریان موسوم به اعتدال خواهد پیوست، این را بعید می‌دانم چون شخصیتش مستقل است اما اگر منظور از جریان اعتدال، جریان مؤدب سیاسی و جریان خواهان توسعه کشور بدون تنش‌های زاید داخلی و خارجی است، می‌توان گفت او حتماً از اعتدالیون خواهد بود.
    اعتدالگرایی آیا به لحاظ اجتماعی توان این ظرفیت را دارد که در میانه دو قطبی‌های همیشگی انتخاباتی جای پایی برای خود در میان افکار عمومی باز کند؟
    مشکلات کنونی و ضعف‌های دولت دوازدهم خواه ناخواه به حساب دولتی گذاشته می‌شود که شعار اعتدال سر داده. بنابراین تصورم این است که اگر روند اعتدال برای مدتی کنار گذاشته شود و اصولگرایی افراطی جایگزینش شود، به نفع جریان اعتدالی است. ما انسان‌ها نوعاً این‌گونه‌ایم که باید به مصیبتی گرفتار آییم تا قدر عافیت را بدانیم.

    ۲۳۳۰۲
     

  • برگزاری نشست خبری سخنگوی دولت در منطقه زلزله‌زده

    برگزاری نشست خبری سخنگوی دولت در منطقه زلزله‌زده

    علی ربیعی در توییت شنبه شب خود اعلام کرد: برای روز دوشنبه این هفته نشست خبری در مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی برگزار می کند.

    وی افزود: این نشست خبری با حضور همه رسانه ها انجام می شود.

    ربیعی تصریح کرد: در این نشست گفت وگوی رودرو، شنیدن سخنان مردم عزیز در مناطق زلزله زده و پیگیری روند خدمت رسانی در منطقه وقوع زلزله را برگزار خواهم کرد.

    زلزله‌ای به بزرگی ۵.۹ دهم در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) ساعت ۲ و ۱۷ دقیقه و ۳ ثانیه بامداد روز جمعه حوالی شهر ترک از توابع شهرستان میانه در آذربایجان شرقی را لرزاند.

  • یادداشت علی مطهری در باره نحوه رفع اختلاف مجلس و مجمع/ قاضی و طرف دعوا یکی است

    یادداشت علی مطهری در باره نحوه رفع اختلاف مجلس و مجمع/ قاضی و طرف دعوا یکی است

    درباره مطلب اول به نظر من منافع تصویب این لوایح بیشتر از مضار آنهاست. تصویب آنها به این معنی نیست که مشکلات مالی و بانکی ما حل می‌شود، ولی تصویب‌نکردن آنها موجب مشکلات جدید بانکی و مالی می‌شود و حتی کشورهای دوست و همکار ما نیز نمی‌توانند در مبادلات بانکی به ما کمک کنند.

    به‌طورکلی، لوایح مرتبط با FATF موجب شفافیت مالی در کشور و انطباق سامانه بانکی ما با استانداردهای بین‌المللی و روان‌شدن مبادلات بانکی ما با دنیاست. نگرانی برخی افراد درباره کمک‌رسانی به گروه‌های جهادی و کسانی که در راه آزادی فلسطین و مانند آن تلاش می‌کنند، نگرانی بجایی نیست. درحال‌حاضر کشورهایی داریم که عضو FATF هستند و به گروه‌های مدنظر خودشان نیز از راه‌های مختلف کمک می‌کنند. این مطلب هم که چون در زمان تحریم هستیم الحاق به این کنوانسیون‌ها موجب می‌شود نتوانیم تحریم‌ها را دور بزنیم، نظرات مخالفی دارد و بسیاری معتقدند عکس مطلب صادق است؛ زیرا اگر در فهرست کشورهای غیرهمکار و به اصطلاح لیست سیاه قرار بگیریم، آن‌وقت دورزدن تحریم‌ها کار بسیار مشکل‌تری است.

    علاوه بر این، مگر بناست ما سال‌ها در تحریم باقی بمانیم؟ اگر تحریم‌ها برداشته شود و ما در لیست سیاه باشیم، مشکلات بسیاری از نظر مبادلات بانکی خواهیم داشت و خروج از لیست سیاه هم مراحلی متعدد و طولانی دارد. ‌

    درباره مطلب دوم یعنی اینکه آیا دو لایحه پالرمو و CFT روند قانونی خود را طی کرده‌اند یا نه نیز باید بگوییم هر دو لایحه گرفتار بدعت جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام شده‌اند.

    مانند شورای نگهبان دوم، مصوبات مجلس را از نظر سیاست‌های کلی نظام بررسی می‌کند و نظر خود را به شورای نگهبان می‌فرستد و شورا بدون آنکه نظر خود را اعلام کند، به‌عنوان مغایر با اصل ۱۱۰ قانون اساسی، آن را به مجلس می‌فرستد و جالب است که اگر مجلس بر نظر خودش اصرار بورزد، مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌رود تا مجمع درباره نظر خودش و نظر مجلس داوری کند! یعنی قاضی و یک طرف دعوا یکی است و این از عجایب روزگار است. گاهی هم مجمع خودش مانند مجلس سنا، مصوبه مجلس را اصلاح می‌کند. بدیهی است که همه اینها خلاف قانون اساسی است و صرفا با تغییر قانون اساسی می‌توان آن را توجیه کرد. 
    هر دو لایحه پالرمو و CFT به دلیل ایراد مجمع به مصوبه مجلس از نظر انطباق با سیاست‌های کلی معطل مانده‌اند؛ با این تفاوت که ایرادهای مجمع درباره لایحه CFT پس از فرصت ۲۰‌روزه شورای نگهبان برای بررسی مصوبه مجلس به شورا رسیده و در واقع نافذ نیست و رئیس مجلس باید آن را به‌عنوان قانون برای رئیس‌جمهور ارسال می‌کرد تا رئیس‌جمهور آن را ابلاغ کند.  مطلب شیرین دیگر این است که طبق آیین‌نامه مجمع تشخیص مصلحت نظام، اگر موارد اختلافی مجلس و شورای نگهبان ظرف یک سال در مجمع بررسی نشد، نظر شورای نگهبان ملاک است! طبیعی است که اگر گردانندگان مجمع با نظر مجلس در مصوبه‌ای مخالف باشند، می‌توانند آن‌قدر در بررسی آن تأخیر کنند تا یک سال بگذرد و نظر شورای نگهبان حاکم شود.

    همان‌طور که استفساریه مجلس درباره اینکه آیا شورای نگهبان می‌تواند کاندیدایی را پس از رأی مردم رد صلاحیت کند، مانند آنچه درباره خانم مینو خالقی پیش آمد و مجلس پاسخ منفی داد، بعد از حدود سه سال هنوز در دستور کار مجمع قرار نگرفته است.  اینها مسائلی است که موجب تضییع حقوق مردم شده است و باید اصلاح شود. شاید مجلسی قوی بتواند این رسالت بزرگ را انجام دهد و این بدعت‌ها را از بین ببرد.

    ۲۳۳۰۲

  • روایت خروج ۲۲ میلیارد دلار توسط یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد

    روایت خروج ۲۲ میلیارد دلار توسط یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد

    غلامعلی جعفرزاده  افزود: سخنان آقای جهانگیری در زمینه خروج ۲۲ میلیارد دلار از کشور در دولت سابق برای مبارزه با افزایش قیمت ارز، درست است و ما خیلی قبل‌ترها نیز از این موضوع خبر داشتیم. یکی از اتهاماتی که منجر به محاکمه یکی از اطرافیان محمود احمدی‌نژاد شد، همین موضوع خروج ۲۲ میلیارد دلار ارز از کشور بود. نهادهای نظارتی به این موضوع ورود کرده‌اند، اما نباید انتظار داشت که به صورت گسترده‌ای این موضوعات را رسانه‌ای کنند، زیرا یک استدلال‌هایی پشت این قضیه وجود دارد و جنبه‌های دیگر آن باعث شده است که نتوانسته‌اند این مسأله را رسانه‌ای کنند.
    جعفرزاده  گفت که اسناد و مدارک لازم در این باره را در اختیار دارد و آنها را ارائه می کند.

    ۲۳۳۰۲

  • آیا گام چهارم ایران به معنی مرگ برجام است؟

    آیا گام چهارم ایران به معنی مرگ برجام است؟

    ایران از ظرفیت‌های خود برجام یعنی مواد ۲۶ و ۳۶ آن دارد استفاده می‌کند و بخشی از تعهدات خودش را به حالت تعلیق درآورده و این به معنای نقض برجام نیست. برجام الان عملا در حالت کما بسر می‌برد و اولین ضربه را هم آمریکایی‌ها به آن زدند. اما دغدغه جمهوری اسلامی ایران از آنجا که از چندی پیش هم تحریم‌های هسته‌ای شروع شد، این است که ضمن اینکه محدودیت‌های برجام حفظ می‌شود، محدودیت‌های جبری آمریکا هم بر آن اضافه شود و عملا حقوق هسته‌ای ایران تامین نشود.

    لذا ایران بدون خروج از برجام به دنبال احیای قابلیت‌های هسته‌ای خود است و همانطور که همیشه گفته‌ام این با آنچه کره شمالی انجام می‌دهد، متفاوت است. نگاه و راهبرد کره شمالی ترساندن دنیاست ولی راهبرد جمهوری اسلامی ایران حق طلبانه است. ما اتفاقا هر گامی که برداریم بازرسان آژانس را دعوت می‌کنیم و در حضور آنها گام برداشته می‌شود و در حضور آنها کارهای جدید صورت می‌گیرد و پلمب‌ها شکسته می‌شود. درواقع در حضور بازرسان آژانس و با پذیرش بازرسی هاست. در چهار گامی که جمهوری اسلامی ایران برداشته و به سمت قابلیت‌های جدید رفته، هیچگونه نقصی در بازرسی‌ها ایجاد نکرده و بازرسی‌ها را کماکان حفظ کرده‌ایم.

    لذا این رفتار، رفتاری در قالب دیپلماسی است. ولی با توجه به بدعهدی آمریکایی‌ها، ایرانی‌ها سعی می‌کنند حقوق هسته‌ای خود را حفظ کنند. اما اینکه آینده چه خواهد شد، معتقدم الان زمان به ضرر ایران دارد می‌گذرد. تولید نفت ایران به شدت کاهش پیدا کرده، تحریم‌های آمریکا ادامه داد و در چنین شرایطی طبیعتا ایرانی‌ها باید همه قابلیت‌های خود را در حوزه‌های مختلف احیا کنند و به گونه‌ای دیگر منافع خود را دنبال کنیم. اگر فکر کنیم با گام‌هایی از این نوع یعنی چهار گامی که کاملا با ملاحظات دیپلماتیک برداشته شده، با این گام‌ها دیپلماسی احیا می‌شود، معتقدم حتی تلنگری هم به دیپلماسی وارد نمی‌شود. چون الان آمریکایی‌ها درگیر مسائل خاص خودشان مثل استیضاح ترامپ هستند.

    در سمت دیگر، اروپایی‌ها درگیر برگزیت هستند. منطقه دچار ناآرامی‌های خاص خودش هست. بنابراین موضوع هسته‌ای ایران برای خیلی از کشورها در حاشیه قرارگرفته. لذا مسئولان کشور باید راهکاری را در پیش بگیرند که طبق این راهکار بتوانیم فضایی را که به ضررمان هست تغییر دهیم. درحقیقت کشورهای اروپایی هم که در زمینه احیای دیپلماسی نتوانستند کاری را صورت دهند، حتما این کشورها برای ویران‌تر کردن آن گام برنخواهند داشت. چون بیش از حد نگران آینده تحولات هستند. ولی در سمت دیگر این راحت‌ترین راه است که ما منتظر بمانیم انتخابات جدید در آمریکا برگزار شود. اینکه ترامپ باز هم روی کار بیاید یا شخص دیگری و چه سیاستی خواهد داشت. باید راهبردی‌تر موضوع هسته‌ای ایران را دید و پذیرفت که جمهوری اسلامی ایران باید ابتکار عمل را در این تحولات به دست بگیرد.

    * عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس
    * منتشر شده در روزنامه ارمان ۱۸ آبان ۹۸