برچسب: خبرسیاسی

خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی

  • محمدعلی ابطحی: مشارکت در انتخابات مجلس در شهرستانها پایین نخواهد بود

    محمدعلی ابطحی: مشارکت در انتخابات مجلس در شهرستانها پایین نخواهد بود

    بخشهایی از اظهارات او را می خوانید:

      درپی اعتراض‌های اخیر بسیاری گفتند که مجلس هم نقش خود را به‌درستی ایفا نکرد یا در اجرای طرح افزایش قیمت بنزین شأن مجلس رعایت نشد. از سوی دیگر، در چهار سال اخیر انتقادهای زیادی به عملکرد کلی مجلس وارد بود. قوه مقننه تا چه حد در صیانت از «انتخاب» تأثیرگذار است؟
    برخی نیروها تمایل ندارند که در انتخابات مجلس مشارکت حداکثری رخ دهد، زیرا با پایین‌آمدن مشارکت، خودشان روی کار می‌آیند. اصولگرایان تندرو به دلیل پایین‌بودن سرمایه ‌اجتماعی‌شان در شرایطی پیروز می‌شوند که مشارکت کم باشد. گاهی هم برخی برای تأمین این هدف موانع متعددی برابر انتخابات آزاد قرار می‌دهند و نمی‌گذارند همه صداها در انتخابات حاضر باشند. موضوع دیگر به نهادهایی بازمی‌گردد که در جایگاه مجلس تصمیم‌ می‌گیرند و موازی‌کاری‌ها باعث تحدید نهاد انتخاباتی و مشخصا مجلس می‌شود. با ذکر تمام این موارد، واقعیت این است که اکنون دیگر بحثی بر سر اینکه مجلس در رأس امور قرار دارد یا نه، وجود ندارد و مشخص است که در رأس امور نیست. در رأس امور نیست، زیرا نه آنهایی که نماینده بودند از جایگاه خود دفاع کردند و نه حتی مردم مهم قلمداد شدند و تصور هم نمی‌کنم که دیگر مجلس به جایگاه اصلی خود بازگردد.

      احزاب موجود در ایران هم اهتمام ویژه‌ای برای تقویت نهاد انتخابی در ایران ندارند و فعالیت‌های نامنظم و لحظه‌آخری آنها در هر انتخابات باعث می‌شود که مردم نه به برنامه‌های آنها بلکه براساس یک تصمیم جمعی و مقطعی رأی بدهند. این موضوع را چگونه می‌بینید؟
    از سال‌ها پیش ما حزب مهمی در کشور نداریم. اگر حزبی هم مهم می‌شد با آن برخورد می‌کردند. بعد از مدتی هم که تکثر احزاب بی‌ثمر باعث شد که با پراکندگی در نیروهای سیاسی یک جبهه ایجاد شود و احزابی شکل گرفت که شاید به تعداد انگشتان دو دست هم مخاطب نداشتند و در سال‌های اخیر تنها کاردی که داشته‌اند این بوده است که در لیست‌های ائتلافی نامی از آنها برده شود. بسیاری از احزاب دکورند و اصلا نقشی در مناسبات سیاسی ندارند که بگوییم آیا آنها می‌توانستند باعث تقویت نهاد انتخابی بشوند یا خیر؟
      جبهه اصلاحات هم هیچ‌گاه مانیفست روشنی ارائه نداد تا سرمایه‌ اجتماعی‌اش نیروهای اصلاح‌طلب را از غیراصلاح‌طلب بازشناسد.
    بحث‌های تئوریک زیاد مطرح شده است، اما اتفاقا تکثر همین احزاب بدلی باعث شد هویت اصلاح‌طلبی معلوم نباشد.
     با توجه به موضوعات فوق، آیا شاهد مشارکت بالایی در انتخابات اسفندماه خواهیم بود؟
    فکر نمی‌کنم شاهد مشارکت پایینی باشیم، زیرا مفهوم مشارکت در انتخابات برای بسیاری از شهرها و استان‌ها با تهران تفاوت دارد. در بسیاری از مناطق ایران براساس قومیت‌ها رأی داده می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان لزوما گفت که فضای کلی حاکم بر کشور بر میزان مشارکت تأثیرگذار است. 

    ۱۷۱۷

  • سخنان روحانی در تبریز،تفویض اختیار بود یا فرار از مسئولیت؟

    سخنان روحانی در تبریز،تفویض اختیار بود یا فرار از مسئولیت؟

    روحانی در سخنانی با تشریح چرایی اتخاذ تصمیم طرح مدیریت مصرف سوخت و چگونگی اجرای آن، گفت که او هم از زمان دقیق اجرای آن خبر نداشته است. بر اساس متن سخنان وی در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، روحانی با بیان اینکه نحوه و زمان اجرای سهمیه‌بندی بنزین به وزیر کشور و شورای امنیت کشور واگذار شده بود، اظهار داشت: «به آنها گفتم که نحوه تبلیغات، برنامه‌ریزی و اجرای آن را خودتان مدیریت کنید. با صدا و سیما هماهنگ باشید و هر زمانی را که مناسب دیدید آن را اجرا کنید و تأکید کردم که حتی زمان اجرای آن را به من هم نگویید و خود من هم همزمان با مردم متوجه اجرای این طرح شدم.»
     روحانی چه گفت
     این بخش از سخنان رئیس جمهوری و البته نحوه بیان آن‌که در بخش‌هایی از سخنرانی همراه با لبخندی بر لب بود، انتقادات و البته برداشت‌های مختلفی را در پی داشت. علاوه بر فضای مجازی که تقطیع بخش‌هایی از سخنان و مانور دادن بر آن، به امری مرسوم بدل شده، برخی رسانه‌های منتقد دولت هم فرصت را برای تاختن علیه دولت و شخص رئیس جمهوری مهیا دیدند و روحانی را متهم به مسئولیت گریزی کردند. البته که منتقدان به این بخش از سخنان روحانی تنها به مخالفان یا منتقدان محدود نشد و برخی چهره‌های اصلاح‌طلب هم با این جریان انتقادی همراه شدند. با این حال با توجه به بازتاب‌های گسترده این بخش از سخنان رئیس جمهوری این سؤال همچنان باقی است که روحانی در جلسه شورای اداری آذربایجان شرقی چه گفته بود؟ آیا محتوای حرف رئیس جمهوری اذهان منصف را به مسئولیت گریزی هدایت می‌کند؟
     تفویض اختیار
     آنچه در همین بخش از سخنان مشهود است و به‌نظر می‌رسد روحانی قصد دارد آن را برجسته کند و اعلام بی‌خبری روحانی از زمان اجرای طرح را نیز باید ذیل آن دید، اشاره او به این نکته است که نحوه و زمان اجرایی شدن این طرح را به شورای امنیت کشور واگذار کرده و گویا تأکید هم بر این بوده که زمان اجرایی شدن آن اعلام نشود. در حقیقت آنچه رئیس جمهوری انجام داده «تفویض اختیار» بوده نه «فرار از مسئولیت.» از آنجا که مسئولیت‌های تعیین شده برای رئیس جمهوری در قانون اساسی حوزه فراخی را در بر می‌گیرد، برخی حقوقدانان معتقدند که رئیس دولت این حق را دارد که انجام برخی امور را واگذار یا تفویض کند. اساساً تصریح اصل ۱۲۴ قانون اساسی به اینکه رئیس جمهوری برای انجام وظایف قانونی خود علاوه بر وزرا می‌تواند معاونانی داشته باشد ناظر بر همین مسأله است. «حقوقدانان پیروی این نظریه بر این عقیده هستند که همه وظایف رئیس جمهوری مذکور در قانون اساسی و قوانین عادی، از سوی وی قابل واگذاری به معاونین و اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر است… کثرت و تعدد مشاغل رئیس جمهوری ایجاب می‌نماید که وی جهت انجام شایسته وظایف خویش از معاونان و همکارانی استفاده نماید. بدیهی است ارجاع بعضی وظایف از سوی رئیس جمهوری به دیگران، نافی مسئولیت رئیس جمهوری نمی‌باشد؛ زیرا اتخاذ تصمیم نهایی در امور فوق با رئیس جمهوری است و واگذاری وظایف مزبور علی‌الاطلاق نیست و انجام امور محوله در مرحله نهایی با کسب نظر رئیس جمهوری صورت می‌پذیرد.» (احمد صفایی فر، بررسی واگذاری وظایف رئیس جمهوری به معاونین خود، مجله دادرسی شماره ۶۰ سال ۱۳۸۵)
     محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری هم در توضیح سخنان روحانی به همین نکته اشاره کرده است: «منظور رئیس جمهوری به هیچ وجه سلب اختیار و مسئولیت از خود در قضیه اصلاح بنزین نبوده است بلکه به تفویض اختیار به شورای امنیت کشور اشاره داشتند که در دولت‌های مختلف امری معمول بوده و اساساً محل اجرای طرحی در این ابعاد که نیازمند مشارکت همه ارکان نظام و دستگاه‌های غیردولتی و نظامی و انتظامی، شورای امنیت کشور است.»(ایسنا ۸ آذر)
     شورای امنیت کشور نهاد فرا قوه‌ای
    نکته قابل تأمل دیگر اینکه این تفویض اختیار به «شورای امنیت کشور» بوده است. این شورا تا قبل از سال ۱۳۶۸ و اصلاح قانون اساسی عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور بود که در سال ۱۳۶۲ با تصویب اساسنامه آن در مجلس تأسیس شد. در اساسنامه شورای امنیت کشور آمده است: «به‌منظور بررسی جریانات و پیشامدهای عمده و اساسی امنیت داخلی و اتخاذ تصمیمات و تدابیر هماهنگ در جهت پیشگیری و مقابله با مسائل مربوط به آن، شورای امنیت به مسئولیت وزیر کشور تشکیل می‌گردد.»
     با این حال در سال ۶۸ و الحاق ماده ۱۷۶ به قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی کشور تأسیس می‌شود که عملاً عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور می‌شود. ذیل این اصل تصریح شده است: «شورای عالی امنیت ملی به تناسب وظایف خود، شوراهای فرعی از قبیل شورای دفاع و شورای امنیت کشور تشکیل می‌دهد. ریاست هر یک از شوراهای فرعی با رئیس جمهوری یا یکی از اعضای شورای ‌عالی است که از طرف رئیس جمهوری تعیین می‌شود. حدود اختیارات و وظایف شوراهای فرعی را قانون معین می‌کند و تشکیلات آنها به تصویب شورای عالی می‌رسد.» در حال حاضر وزیر کشور ریاست شورای امنیت کشور را عهده دار است. عبدالرضا رحمانی فضلی هفته گذشته و در یک برنامه تلویزیونی و در تشریح اتفاقات اخیر مرتبط با بنزین گفته بود که بعد امنیتی این موضوع به شورای امنیت برمی‌گردد. او در توضیح اعضای این شورا هم گفته بود که «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج، نیروی انتظامی، قوه قضائیه، ارتش، وزارت کشور و صداوسیما عضو این شورا هستند و بعد از آنها نیز شوراهای تأمین استان‌ها و شهرستان‌ها قرار می‌گیرند.» با این وصف تفویض اختیار درباره نحوه و زمان اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت از سوی رئیس جمهوری به یک نهاد مهم فراقوه‌ای واگذار شده بود تا همه جوانب مرتبط با این طرح در آن مورد بررسی قرار گیرد.
    آنچنان که وزیر کشور توضیح داده، در همین چارچوب ۴ کارگروه امنیتی، فنی، عملیات روانی و پاسخگویی دولت و رسانه و اطلاع‌رسانی تشکیل شده است که مسئولیت کارگروه رسانه و اطلاع‌رسانی با صدا و سیما بوده است.  با این وصف خلاصه آنچه روحانی گفته و اساساً ناظر بر تصمیم‌سازی و اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت است در این چند جمله خلاصه می‌شود که طرح یاد شده مصوبه سران سه قوه در شورای عالی هماهنگی اقتصادی کشور بوده که قاعدتاً اجرای آن بر عهده قوه مجریه است. رئیس قوه مجریه هم با توجه به تبعات احتمالی مترتب بر آن و ضرورت بررسی زوایای مختلف این طرح، نحوه اجرا را به یک نهاد فراقوه‌ای تفویض کرده است.
    در حقیقت اظهارنظرهای برخی مسئولان در نهادهای مختلف مبنی بر بی‌اطلاعی از افزایش قیمت بنزین و نحوه اجرای آن با واقعیت موجود همخوانی ندارد چرا که نمایندگان آنها (نیروی انتظامی، قوه قضائیه، سپاه، بسیج، صداو سیما و حتی ارتش) در جلسات شورای امنیت کشور حضور داشته‌اند. درباره نمایندگان مجلس هم علی لاریجانی رئیس مجلس در نشست خبری روز یکشنبه خود تصریح کرد که همکاران او در بهارستان در جریان این تصمیم بوده‌اند.
    تصمیم ناگزیر
    لاریجانی در نشست خبری یاد شده البته توضیحات دیگری هم درباره این تصمیم ارائه کرد که در حقیقت تکمیل‌کننده سخنان رئیس جمهوری درباره ضرورت اتخاذ چنین تصمیمی بود. او با اشاره به تصویب قانون هدفمندی یارانه‌ها در سال ۸۸ و ضرورت شفاف‌سازی یارانه‌ها و اجرا نشدن درست آن قانون گفت: «در شرایط فعلی و از دو سال پیش موضوع (مدیریت مصرف سوخت)مطرح بود چرا که حجم زیادی یارانه اختصاص داده می‌شد و بشدت غیرعادلانه بود. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، ایران در سال ۲۰۱۵ رتبه اول در شاخص مصرف انرژی را داشت و ۴۷ میلیارد دلار یارانه انرژی پرداخت می‌کرد که از جیب مردم بود و بشدت غیرعادلانه توزیع می‌شد.» او با بیان اینکه قانون اختیار افزایش قیمت حامل‌های انرژی را به دولت داده است، در تشریح توزیع ناعادلانه یارانه بنزین افزود: «یارانه بنزین به دهک اول ۱٫۲ و به دهک دهم ۲۵ درصد اختصاص پیدا می‌کرد، به‌عبارتی دهک دهم ۱۸ برابر استفاده می‌کرد و در مجموع مصرف بنزین و CNG در دهک اول ۱٫۸، در دهک دهم ۳۵ درصد که ۲۰ برابر بود، در مجموع ۳ دهک اول ۱۷ درصد و ۳ دهک آخر بیشترین درصد را دریافت می‌کرد، این آمار نشان‌دهنده عدم تعادل است. حدود هزار و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه به‌صورت غیرعادلانه توزیع می‌شد که سهم هر خانوار در سال ۵۷ میلیون تومان می‌شود، برخی خانوارها سهم کمتر و برخی بیشتر، به طوری که برخی خانوارها ۱۰ میلیون تومان و برخی ۳۰۰ میلیون تومان یارانه در سال دریافت می‌کردند.»
     قاچاق بنزین و ارقام قابل تأمل آن‌که سودی هنگفت را نصیب قاچاقچیان می‌کرد و فراهم کردن امکان صادرات بنزین در اثر کاهش مصرف آن نیز از دلایل دیگری است که در کنار توزیع عادلانه یارانه بنزین برای اجرایی شدن این طرح اعلام شده است. رئیس جمهوری هم در بخشی از سخنان خود در شورای اداری آذربایجان شرقی با اشاره به افزایش مصرف بنزین در سال‌جاری به ۹۷ میلیون لیتر در روز، گفته بود: «با ادامه این روند بزودی واردکننده بنزین می‌شدیم و این کار در شرایط سخت اقتصادی کنونی فشار مضاعفی بر کشور بود، چنانچه روند افزایش مصرف بنزین ادامه می‌یافت آیا مردم در سال ۱۴۰۰ به ما نمی‌گفتند که چرا برنامه‌ریزی نکردید تا به این شرایط گرفتار نشویم؟… بنزین به‌عنوان یک سرمایه متعلق به همه مردم ایران است. با توجه به اینکه امروز هر لیتر بنزین را حدود ۶ هزار تومان صادر می‌کنیم، لذا با اصلاح قیمت بنزین هم به‌دنبال عدالت در جامعه و هم به‌دنبال خودکفایی بودیم.»
     بنابراین فارغ از برخی انتقادهایی که نسبت به نحوه بیان رئیس جمهوری در جلسه شورای اداری آذربایجان شرقی مطرح شده، روحانی نه فرافکنی کرده و نه مسئولیت خود را بر دوش دیگران انداخته است. به‌گفته حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس جمهوری، «سخنان رئیس جمهوری در این باره، نشانه نهایت اعتماد و اعتقاد راسخ ایشان به توانمندی‌های دکتر رحمانی‌فضلی، معاونان و استانداران محترم برای انجام وظایف فرابخشی ‌است.»
  • کاردارامارات: امیدواریم تحت رهبری بشار اسد ثبات درسوریه برقرارشود

    کاردارامارات: امیدواریم تحت رهبری بشار اسد ثبات درسوریه برقرارشود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری دولتی سوریه (سانا)، کاردار سفارت امارات در دمشق نسبت به برقراری امنیت و ثبات در سراسر سوریه تحت رهبری بشار اسد رئیس جمهور این کشور ابراز امیدواری کرد.

    «عبدالحکیم ابراهیم النعیمی» در مراسمی که روز دوشنبه به مناسبت روز ملی کشورش در سفارت امارات در دمشق برگزار شده بود، گفت: روابط سوریه و امارات مستحکم و قوی و مبتنی بر اصول ثابت و واضح بر اساس جمع کردن کشورهای عربی از طریق سیاست اعتدال است.

    وی همچنین از دولت و ملت سوریه به دلیل مهمان نوازی تشکر کرد و از وزارت خارجه سوریه بخاطر حمایت ها جهت رفع دشواری های پیش روی سفارت امارات در راستای انجام وظایف خود با هدف تعمیق روابط بین دو کشور قدردانی کرد.

    از سوی دیگر، فیصل المقداد معاون وزیر خارجه سوریه نیز ضمن اشاره به روابط تاریخی دو کشور از امارات بخاطر میزبانی از تعدادی از آوارگان سوری تشکر کرد.

    وی همچنین افزود که سوریه به پیروزی های بزرگی در مقابل تروریسم دست یافته و سایر مناطق تحت سیطره گروه های تروریستی در این کشور نیز تحت کنترل دولت در خواهند آمد.

    المقداد در عین حال همکاری عربی برای مقابله با خطراتی را که منطقه در معرض آن قرار دارد، خواستار شد.

  • هلاکت یک سرکرده ارشد وابسته به ائتلاف سعودی در یمن

    هلاکت یک سرکرده ارشد وابسته به ائتلاف سعودی در یمن

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المسیره، منابع یمنی از کشته شدن یک سرکرده ارشد نیروهای وابسته به «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی یمن خبر دادند.

    بر اساس این گزارش، سرتیپ «عدنان الحمادی» فرمانده لشکر ۳۵ وابسته به این نیروها روز دوشنبه در شرایط نامعلوم و مبهمی در استان تعز کشته شده است.

    منابع محلی اعلام کردند که الحمادی از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و حین انتقال به بیمارستان الریان در تعز جان باخت.

    گفتنی است که استان تعز واقع در جنوب یمن شاهد درگیری بین گروه های مزدور وابسته به ائتلاف سعودی است.

  • ترامپ برای شرکت در نشست ناتو وارد لندن شد

    ترامپ برای شرکت در نشست ناتو وارد لندن شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس جمهوری آمریکا به منظور شرکت در اجلاس پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) وارد لندن پایتخت انگلیس شد.

    این در حالی است که دونالد ترامپ رئیس‌ جمهوری آمریکا اخیرا گفته بود این کشور بودجه کمکی به ناتو را کاهش خواهد داد.

    گفتنی است، اجلاس ناتو قرار است سه‌شنبه و چهارشنبه در لندن برگزار شود.

    «امانوئل ماکرون» رئیس جمهور فرانسه حدود یکماه پیش با الفاظی تند همتایان اروپایی خود را به دلیل وابستگی دفاعی به ائتلاف نظامی ناتو به باد انتقاد گرفت و به صراحت تأکید کرد که ناتو به دلیل اقدامات آمریکا دچار «مرگ مغزی» شده است.

    با گذشت بیش از یکماه از این اظهارات، رئیس جمهور فرانسه اخیرا اذعان کرد که سخنان وی علیه ناتو زنگ هشداری سودمند برای اعضای این ائتلاف بوده و اینکه او بابت گفته هایش عذرخواهی نخواهد کرد.

    ماکرون در یک کنفرانس خبری مشترک با «یِنس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو گفت: «مسائلی که من مطرح کردم، مسائل آشکاری بودند که ما هنوز آنها را حل نکرده ایم».

    وی در ادامه افزود:« صلح در اروپا، وضعیت پس از پیمان منع موشکهای هسته ای میان بُرد، روابط با روسیه، مسأله ترکیه، اینکه دشمن کیست؟ خب من می گویم: تا زمانی که این مسائل حل و فصل نشوند، در مورد توزیع هزینه و توزیع مسئولیت نباید مذاکره کنیم».

    رئیس جمهور فرانسه با اشاره ضمنی به سخنان تند خود علیه ناتو گفت: «بنابراین شاید ما به یک زنگ هشدار احتیاج داشتیم و من خوشحالم که این هشدار داده شد و خوشحالم که اکنون همه گمان می کنند که ما باید در عوض به اهداف راهبردی خود فکر کنیم. بنابراین من برای روشن کردن این ابهام ها مطلقاً عذرخواهی نخواهم کرد».

    این در حالی است که دبیر کل ناتو در واکنش به اظهارات ماکرون مدعی شد که «در شرایط نامعلوم، نهادهای چندجانبه قدرتمندی همچون ناتو ضروری هستند».

    وی در این باره گفت: «پوشیده نیست که میان اعضای این ائتلاف اختلافاتی وجود دارد. اما قدرت ناتو در آن است که پیش از این نیز همین نوع اختلافات را داشتیم و هربار توانسته ایم بر آنها غلبه کنیم».

  • رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وبگاه «التوحید الاسلامی»، دادگاه کیفری ریاض پنج شهروند شیعه ساکن مناطق شرقی این کشور را به اعدام محکوم کرد.

    «احمد محمد ابو عبدالله»، «موسی جعفر آل صمخان»، «محمد علی العقیلی» از منطقه العوامیه و «محمود عیسی القلاف» و «امیر محمد ابوعبدالله» از قطیف پنج شهروند شیعه هستند که به اعدام محکوم شده اند.

    رژیم سعودی این پنج شهروند شیعه را به اتهامات امنیتی محکوم به اعدام کرده است.

    صدور احکام اعدام توسط رژیم سعودی انتقاد مجامع بین المللی از جمله عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و اتحادیه اروپا را به همراه داشته است اما عربستان همچنان به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان حقوق بشر، مخالفان و نیز فعالان زن ادامه می دهد.

  • فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سانا، یک مقام مسئول در وزارت خارجه سوریه گفت: روز بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی برای همه یادآور جنگ های آمریکا به بهانه سلاح های کشتار دسته جمعی و نابودی کشورها و ملت ها از جمله عراق به این بهانه است و آمریکا در پایان اعتراف کرد که اشتباه کرده و جنگ هایش مبتنی بر اطلاعات دروغ بوده است.

    وی افزود: ما به همین مناسبت هیروشیما و ناکازاکی و تمام سلاح های کشتار جمعی که آمریکا استفاده کرده و منجر به فجایع انسانی شده است، متذکر می شویم. فجایعی که پاک شدنی نیست و همچنان لکه ننگی بر پیشانی کشوری است که ادعای دموکراسی، آزادی و سلامت ملت ها را دارد و بقیه را به عدم استفاده از این سلاح ها دعوت می کند.

    این منبع که به مناسبت روز جهانی بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی سخن می گفت، تصریح کرد: سوریه به این مناسبت از آمریکا می خواهد که بجای اشک تمساح برای ملت هایی که  خود این کشور به دلیل تسلیحات شیمیایی موجب کشتار هزاران نفر از آنها شده است حتی برای یکبار هم که شده به ادعاهای خود درباره ممنوعیت تولید و بکارگیری سلاح های شیمیایی در جهان عمل کند و به اسرائیل برای امضا و اجرای مفاد این توافق (منع بکارگیری سلاح های شیمیایی) فشار بیاورد.

  • آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، آمریکا روز دوشنبه صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را که کاخ سفید چند ماه پیش بلوکه کرده بود، آزاد کرد.

    رسانه های آمریکایی اعلام کردند که دولت ترامپ در سکوت، بیش از صد میلیون دلار از کمک های نظامی را پس از چند ماه تاخیر بدون توجیه به لبنان ارائه کرد.

    دو نفر از کارکنان کنگره و یک مسئول دولتی آمریکا که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند که مبلغ ۱۰۵ میلیون دلار از کمک های خارجی نظامی به لبنان هفته گذشته به این کشور داده شده است.

    این منابع افزودند که این موضوع روز دوشنبه به اطلاع قانونگذاران آمریکایی رسیده است.

    گفتنی است که کاخ سفید هیچ توضیحی در خصوص این تاخیر ارائه نکرده است.

  • تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    در دو هفته گذشته به‌دنبال افزایش نرخ بنزین در کشور، اعتراضاتی در سطح جامعه کشور رخ داد که در مواردی منجر به تخریب و خشونت شد. به‌دنبال این وقایع، تحلیل و چرایی اعتراضات در ایران، از مهم ترین مسائلی بوده که نیاز به بررسی بیشتر دارد.

    در همین رابطه، یک روشنفکر معتقد است اگر یک کنفرانس ملی با حضور معتمدین مردم و شخصیت های مورد اعتماد نظام در خصوص بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، بسیار خوب است. زیرا ما فراتر از تشکیل دادگاه برای بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب برای گزارش و بررسی شفاف ابعاد و خسارات وقایع اخیر داریم.

    متن کامل گفت‌وگوی «احسان شریعتی» با خبرنگار جماران را در ادامه بخوانید:

    چگونه می توان ریشه‌های اعتراضات اخیر در جامعه را تحلیل کرد؟

    یکی از اهداف انقلاب ایران در سال ۵۷، آرمان و شعار عدالت و در پیش گرفتن راه رشد و توسعه‌ای متفاوت با گذشته بود تا جامعه‌ای آزاد و عادلانه‌ و همگون‌تر از منظر اقتصادی و اجتماعی به‌وجود آید. همچنین قرار بود راه رشد و توسعه‌ای جامعه‌ای متناسب با اقلیم و محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی و عدالت اجتماعی شکل گیرد. در واقع، طرحی برای آینده به سمت مردم‌سالاری که در آن منافع و مصالح مردم برتر شمرده شود و عدالت و قانون بر آن حاکم باشد.

    «بورژوازی ملی» لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست

    این اهداف هم به‌زبان مذهبی مطرح می‌شد در شعارهایی چون «حکومت عدل علی» و..، هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی مانند استقلال، آزادی و جمهوری. اما متاسفانه پس از انقلاب بتدریج از مسیر عدالت‌طلبی در همهٔ عرصه‌ها فاصله گرفتیم و به‌ویژه پس از جنگ با طرح‌های اجتماعی-اقتصادی از دوران سازندگی تاکنون موسوم به «نولیبرال»، هرچند این نام و اصطلاح قابل بحث باشد، شکاف طبقاتی تشدید شد و..، بحران معیشتی گستردهٔ کنونی پدیدار شد.

    پس چرا این اصطلاح را به کار می‌برید؟

    از این نظر آن‌را «نئولیبرال» می‌نامند که شعار اقتصاد بازار و خصوصی‌سازی‌ و آزادسازی قیمت‌ها و ..، را سرمی‌دهد. در لیبرالیسم کلاسیک در دموکراسی‌های مدرن غربی اما، حاکمیت قانون و تقسیم قوا صورت گرفته که داستان را متفاوت می‌کند. در کشور ما، با سابقه ای ۲۵۰۰ ساله در سنت اقتدارگرایی حکومتی نظام پادشاهی، اساسا بورژوازی ملی لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست.

    سیاست‌های اقتصادی نولیبرال به‌سبک اقتدارگرایانهٔ حکومتی اتخاذ و اعلام و اعمال می‌شود؛ از رانت و اطلاعات و.. حکومتی بهره می‌برد و…، که همه اینها در تباین با مرام و مشی لیبرال در غرب قرار دارد. از جمله این‌که مشخص نیست که ثروت ملی در کشور غنی ما چگونه مدیریت و توزیع و خصوصی‌سازی می‌شود؟ به‌خصوص در رابطه با درآمد اصلی که حاصل از فروش نفت است و امکان ورود سرمایه‌های کلان را به کشور می‌دهد. و این «درآمد» به تعبیر مرحوم زنده یاد دکتر سحابی، «یک درآمد نیست، بلکه یک سرمایه طبیعی ملی است که فروخته می‌شود و می‌بایستی برمبنای آن تولیدی درست ایجاد می‌شد تا از آن راه «درآمد» بدست آید.

    درآمد محسوب کردن فروش نفت مانند این می ماند که کوه ها و زمین‌هایمان را بفروشیم. درآمد ملی اصلی محسوب شدن «فروش نفت» باعث ضعف بنیهٔ تولیدی و اقتصادی می‌شود. به همین دلیل هم بود که دکتر مصدق می‌گفت «اقتصاد منهای نفت»، یعنی اقتصاد خودمتکی و مولد و سالم. وقتی نفت به‌عنوان منبع درآمد کشور درمی‌آید، امکان بروز همهٔ فسادها از همینجا تغذیه می‌شود؛ و می‌بینیم که همواره شماری اختلاس‌گر در بخش‌های گوناگون نظام پیش و پس از انقلاب به‌گونه‌ای مزمن در کمین ارتکاب فساد مالی نشسته بودند.

    این نظام نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده است

    البته به‌دلیل اینکه نظام ایران پس از انقلاب، نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده و اقشار مختلفی در آن دخیل شده‌اند، کنترل و کیفیت نخبه‌گرایانه‌اش هم کمتر شده است. بنابراین، ممکن است گروه‌ها و اقشار مختلفی به‌صورت گسترده‌تری ذینفع در برنامه‌های غیراصولی شده باشند، به اعتنا به محیط زیست، تا میراث فرهنگی و عدالت اجتماعی و مصالح اکثریت جامعه. چنان‌که می‌بینیم مجموعه این مسائل روی هم انباشته و بحرانی شده‌اند،‌ به‌نحوی که اگر حوادث دو دهه قبل را بررسی کنیم متوجه این انباشتگی انفجاری «بحران‌های تو در تو»خواهیم شد.

    به نظر شما اعتراضات سال‌های اخیر چه تفاوت‌هایی با وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ داشته است؟

    پس از انتخابات سال ۸۸ یک جنبش مدنی اعتراضی در مورد بحث رأی و اقتضای شفافیت سیاسی به‌وجود آمد. اما پس از این‌که آن وقایع به نتیجهٔ مشخصی نرسید، جامعه در دههٔ بعد وارد فاز جدیدی شد و حول مسائل مطالباتی و صنفی و با کنش‌گری و واکنش‌های انفجاری در جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی-اقتصادی علیه سیاست‌های کلان «نولیبرالی» که آزادی قیمت‌ها، گرانی و تورم و اختلافات طبقاتی را تشدید می‌کرد، شکل گرفت. در حالی‌که بحران معیشتی موجود باعث شده تا علاوه بر این‌که طبقهٔ متوسط نگران آیندهٔ خود شوند، اقشار تهی‌دست دیگر ناتوان از ادامه بقا شوند. 

    موضوع اصلی اعتراضات اخیر مسئلهٔ معیشت و «نان» است

    این وضعیت عمدتا در مناطقی مشهودتر است که در آن شورش‌های اعتراضی اخیر رخ داده است. زمینهٔ اجتماعی گسترش اعتراضات از سال ۹۶ تا کنون را به‌روشنی می‌بینیم که اغلب کانون‌های اصلی اعتراضی در مناطق فقیر و محروم بوده‌ است. بنابراین اعتراضات دو سال اخیر با اعتراضات اواخر دهه ۸۰ از این حیث متفاوت است که جنبش اعتراضی ۸۸ جنبش طبقه متوسط شهری جامعه بود که نسبت عدم شفافیت‌ها در سپهر حاکمیت قانون معترض بود. موضوع اصلی اعتراضات اخیر اما مسئلهٔ معیشت و «نان» و اعتراض به این‌ست که نمی توان با ریتم تورم و گرانی ادامهٔ بقا داد.

    این اعتراضات نشان دهندهٔ شکاف میان مردم و حاکمیت به‌معنای اعم خود است. این شکاف در دو دههٔ اخیر هم به‌صورت سیاسی و هم اقتصادی خود را نشان داده است. اما آنچه شرایط را بحرانی‌تر می‌کند عدم شفافیت، ابهامات و معماهایی است که به‌دلایل  گوناگون هم می تواند از درون نظام برخیزد و و هم از سوی سرخوردگان و حاشیه‌نشینان جامعه هم  از خارج از کشور و قدرت‌های بیگانه روی آن سرمایه‌گذاری شود و بهره‌برداری‌های لازم صورت گیرد، به‌گونه‌ای که این شکاف حالتی انفجاری و خشونت کور وتخریبی مطلق به‌خود بگیرد؛ و البته این روند می‌تواند ما را وارد فازی کند که سرنوشتی مشابه لیبی، سوریه یا افغانستان پیدا کنیم.

    بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در منطقه شده است

    فکر می کنید دست‌کم بخشی از دلایلی که این کشورها را با این سرنوشت مواجه کرده عدم شفافیت بوده است؟

    به‌طور کلی اکثر جنبش‌هایی که در خاورمیانهٔ عربی و جهان اسلام به‌راه افتاده، اعتراضات بر حقی علیه وضع‌ موجود و نظام‌ها و حاکمیت‌هایی است که به‌تعبیر لنینی، دیگر نمی‌توانند مانند سابق کشورهایشان را اداره کنند زیرا دچار خودکامگی و فساد شده‌اند. همچنین بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در این کشورها شده است.

    بنابراین، اعتراضات در خاورمیانه عربی هم دلایل روانی داشته، هم دلایل اقتصادی و سیاسی که سال‌ها روی هم انباشته شده اند. و از دیگر سو، البته شکی هم نیست که قدرت‌های خارجی بر روی این اعتراضات سرمایه‌گذاری و به‌نحوی تلاش کنند تا آنها را به‌سمت خود بکشانند. چه بسا برخی نظام ها شبیه اسرائیل منفعتی در تثبیت اوضاع در خاورمیانه نداشته باشند و به‌دنبال این باشند که بنیهٔ کشورها ضعیف و در همین وضعیت فعلی باقی بماند. بنابراین، اینکه چرا این جنبش‌ها در برخی کشورها منحرف شده یا به‌هرشکل موفق نشده‌اند، بحث دیگری است. در همه آنها اما، شروع قیام‌ها از اعتراض به وضعیت موجود ناموجه بوده است.

    عده ای به اشتباه فکر می کنند اعتراض کردن غلط است و مسئول چنین وضعی معترضین هستند

    همه قدرت‌ها در چنین موقعیت‌هایی به نفوذ و به انحراف کشیدن مسیر جنبش‌های اعتراضی فکر می‌کنند. ولی این دلیل بر این نمی‌شود که ما ضعف و زمینه‌ٔ درونی و دلایل موجه اعتراضات را نبینیم. برای نمونه، اگر در کشوری بیشتر اعتراض و انقلاب گسترده و موفق می‌شود و در کشور دیگری کمتر، علت آن است که مدیریت تاکنونی نظام ها در برخی کشورها و وضع موجود یکی شکننده تر از برخی دیگر بوده است. بعضی کشورها نتوانستند اعتراضات درون جامعهٔ خود را جمع و جور کنند و همین باعث فروپاشیدن کشورها شده است. در این وضعیت، عده ای به اشتباه می‌پندارند که شاید اعتراض از اساس غلط بوده و مسئول چنین وضعی منتقدین یا معترضین بوده‌اند، در حالی‌که اینها مسئولین اولیه نیستند و رفتارشان واکنشی علیه وضع موجود بوده‌ است. مسئول اصلی، مسئولین همهٔ کشورها هستند.

    در کشور ما، سیاست‌های دولت‌های پس از جنگ مبتنی بر مبانی «سوسیال دموکراتیک» نبوده است. یعنی سیاست‌هایی که بر پایهٔ دفاع از تامین و پوشش‌های اجتماعی، حل اختلافات طبقاتی و دفاع از اکثریت اجتماع بوده باشند، رعایت و اعمال نشده است و سطح اقدامات در این حد بوده که ما بتوانیم در اقتصاد معاملات و مبادلات کلاسیک انجام دهیم. به‌تعبیری دیگر، دلایل صرف بازاری آورده و چنین بینشی را حاکم کرده‌اند.

    شعارهای حاشیه ای ناشی از مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته هستند

    به اعتراضات اخیر بازگردیم. همانطور که در مصاحبه قبلی با جماران تلویحا گفته بودید «اگر راهی که می رفتیم درست بود تمایل به شعارهای ارتجاعی در میان معترضین ایجاد نمی شد»؛ یعنی میل به بازگشت به گذشته‌ای که شاید نسل جوان شناخت ملموسی از آن نداشته باشد. به‌نظر شما باید چه اقداماتی انجام شود تا معترضان اگر هم بخواهند اعتراضی کنند، آگاهانه دست به این کار بزنند؟

    این شعارهای حاشیه‌ای که به‌شکلی واکنشی به‌ویژه در اعتراضات دوسال قبل سرداده شد، و گاه ادامهٔ آن‌را در شعارهای نژادی پاسارگاد و کمتر در اعتراضات اخیر شاهد بودیم، واکنش‌هایی اند که ناشی از قیاس غلط یا مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته برمی‌خیزد و تمامیت آن یعنی اینکه چگونه وضع گذشته به وضع فعلی تبدیل شد، و این از دل آن برآمد ناگفته می‌ماند. مقایسه‌های میان وضع موجود با گذشته تنها در بُعد آزادی‌های اجتماعی و یکسری نمادهای صوری مشابه و اغلب مربوط به دورهٔ کوتاه بهای نفت بالا و ریخت و پاش‌های ناشی از آن در جامعه، صورت می گیرد. در حالی‌که باید یک مقایسه اساسی میان آن دوره با سیستمی آزاد و دموکراتیک و معطوفبه عدالت اجتماعی صورت گیرد تا وضع واقعی آن دوران به تصویر کشیده شود.

    در دورهٔ گذشته، نطفه‌هایی کاشته شد که امروز رشد یافته‌اند و انقلاب نیز علیرغم وعده‌هایی که داد نتوانست جلو آن روندها را بگیرد. برای نمونه، پس از آن‌که در دورهٔ پهلوی سیستم سنتی تولید فئودالی کشور بر هم خورد و قرار شد سیستم بورژایی از دل آن بیرون آید، مهاجرت روستائیان به شهرها شروع شد و پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کرد. به نحوی که شکل‌گیری کلان‌شهرهای امروز محصول همان سیاست کلان است. یعنی روند کشاورزی در روستاها متوقف و هیچ اقتصاد سالم صنعتی جایگزین آن نشد.

    هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود

    همیشه این تمایل در میان عموم جامعه وجود داشته که گذشته را با حال مقایسه کند و به‌تعبیری هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود. در حالی‌که گاه طلایی به‌معنای «خیلی زرد» بوده است! در چنین حالتی نقاط منفی به فراموشی سپرده می‌شوند و تنها خاطرات خوبش به یاد می‌ماند. ما در کشور روندی را طی کرده ایم و متاسفانه این روند به‌جایی نرسیده که بتواند بدیل یا آلترناتیوی آزاد و عادلانه و رشدیافته برای وضع موجود بنشاند. این نقشی است که روشنفکران و نیروهای آگاه جامعه باید ایفا کنند تا جامعه به جای چنین مقایسه‌هایی و حسرت گذشته‌ای را که از شرایط آن باخبر نبوده، به فکر و دست‌اندرکار طرحی نو برای آینده شود.

    در همین راستا می بینیم که رویکرد رسانه‌های فارسی‌زیان خارج از کشور نیز بر همین محور است که نظام گذشته را بهتر از سیستم فعلی نشان دهند و طوری وانمود کنند که انگار تمام مطالبات معترضان در کشور در بازگشت به وضع گذشته خلاصه می شود! در این رابطه می توان چه تحلیلی داشت؟

    اقلیت‌ها و بقایای نظامات و نیروهای سابق با قدرت مادی و تبلیغاتی به ارث مانده از گذشته و به اتکای بر قدرت‌های بزرگ و رقیب منطقه می‌خواهند جنبش‌های انتقادی و اعتراضی جامعه را تقلیل به اقلیت همفکر خود دهند و تصرف کنند. آنها همچنین سرمایه گذاری می‌کنند برای اینکه جنبش ها را به‌سمتی که می‌خواهند هدایت کنند؛ همانطور که در درون نظام نیز کسانی تلاش می کنند تا کل اعتراضات را به «اغتشاش‌گری» تقلیل دهند، این دو طیف مکمل هم می‌شوند تا صدای واقعی اعتراض مردم شنیده نشود. در چنین وضعیتی جنبش مطالبه محور مردم قربانی این دو طیف می‌شود.

    اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند و دست به اعتراض می‌زنند

    باید پرسید مگر جامعهٔ ما چه می‌خواهد؟ جز یک نظام اجتماعی- اقتصادی سالم و انسانی و پیشرفته‌ ومتعالی‌تر؟ اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند. در نتیجه دست به اعتراض می‌زنند. بنابراین مشخص است که جامعه چه می‌خواهد؟ یک نظام اقتصادی تضمین‌کننده شغل که دانشجوی فارغ‌التحصیل بتواند در آن کار پیدا کند و «فرار مغزها» اتفاق نیفتد. فرار مغزها چه علتی دارد؟ یکی از این علت‌ها معیوب بودن سیستم آموزش و پرورش از سویی و نظام اقتصادی ما به‌طورکلی از دیگر سو است که نمی‌تواند نخبگان را جذب کند. در نتیجه، پدیده‌هایی نظیر فرار مغزها، افسردگی جوانان و ناامیدی از اصلاح وضع موجود، و…، جملگی دلایلی روشن فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارند.

    باید دید رسانه‌های نیروهایی در خارج که می‌کوشند برای داخل بدیل‌ و آلترناتیو بسازند، بین خود در همان حدی که قدرت دارند چه نوع نظام‌های دموکراتیکی به‌وجود آوردند؟ اگر سازمان، حزب یا گروهی هنوز نتوانسته «دموکراسی» موعود  خود را درمیان خود عملی کند، دیگر چگونه حرفش حقانیت یا جاذبه خواهد داشت؟ ولو اینکه قدرت تبلیغاتی وتخریبی بالایی و میزان تاثیرگذاری زیادی هم داشته باشد.

    نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند

    رسانه ها و گروه‌های کوچکی هم همواره می توانند هیاهو و جنجال زیاد ‌راه بیندازند و خبرساز شوند، اما تاثیر خبری به‌معنای قدرت و سرمایهٔ اجتماعی نیست. به‌همین دلیل هم هست که نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند؛ به‌نحوی که یکی از آن‌سوی دنیا می‌گوید «های» و دیگری از این گوشه می‌گوید «هوی». بنابراین نوعی «وحدت منفی» میان هم برقرار می‌سازند.

    در برابر این خطرات محتمل، روشنفکران و نیروهای آگاه و مصلح باید هوشیاری و قدرت پیش‌بینی و پیش‌گیری داشته باشند و روش‌های درست و اصولی را انتخاب کنند. زیرا وقتی خشونت یا صحنهٔ جنگ داخلی پدیدار شود، گرد و غباری ایجاد خواهد شد که تفکیک صفوف از یکدیگر ناممکن می‌شود. در چنین فضایی هرنوع سوءاستفاده‌ای از هر سو می‌تواند صورت گیرد. وقتی شفافیت و گفت وگو باشد، هم به نفع معترضین است هم مسئولین. اما در شرایط جنگ داخلی و خشم کور، خواسته‌های برحق از میان می رود و نمونه‌های بسیاری برای اثبات این مدعا وجود دارد.

    تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» ضروری است

    در گذشته شاهد بودیم برای برخی حوادث «کمیته ملی رسیدگی» تشکیل شده است، به نظرتان برای حوادث مربوط به هفته های اخیر می توان چه اقدامی انجام داد؟

    برای اعادهٔ اعتماد میان مردم و مسئولان، تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» برای بررسی ریشه‌ها، و ارائه اطلاعات موثق پیرامون حوادث اخیر کشور ضروری است. در حوادث مربوط به سال ۸۸ نبود چنین «دیده‌بانی» نقیصه‌ای ملی و موجب اعتبار یافتن اطلاعات منتشر در فضای مجازی و آنتن‌ها می‌شد. به نظر می‌رسد که در این مقطع، پرداختن به چنین مسأله ای نقش و وظیفهٔ وکلا و حقوقدانان مستقل کشور باشد تا خطاب به دستگاه قضایی و افکار عمومی با شفافیت عینی و حرفه‌ای، به تعیین تعداد قربانیان، میزان خسارت‌ها، تشخیص مسئولیت‌ها در هر دو سو و خلاصه رفع ابهام در همهٔ ابعاد این وقایع همت نمایند.

    نقش رسانه‌ها نیز بسیار مهم است که بتوانند بی طرفانه و به‌صورت مستقل مسائل به‌وجود آمده را فراسوی التهابات دنبال کنند. بنابراین با این‌که ممکن است پیگیری این مسأله برای اهل رسانه بهایی سنگین به‌دنبال داشته باشد، بازاز اصول اخلاقی حرفه‌ای آنهاست که در پی کشف حقیقت باشند. شما بنابه تعریف شغلی و در مقام گزارشگر و خبرنگار باید با جامعه ارتباط برقرار کنید و بدون هراس از پرداخت هزینه، خبرهای واقعی را مخابره کنید.

    همه مقصریم

    وقتی حرف از اخلاق زده می شود. همه مقصریم. از این منظر است آن سخن ابوذر غفاری که می‌گوید: «در شگفتم از کسی که در خانه اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر آخته اش بر مردم نمی شورد». می توانند بگوییند مردم چه تقصیری دارند که یکی گرسنه است؟ ابوذر می گوید کل جامعه به‌لحاظ اخلاقی مقصر است. نتیجه‌گیری اخلاق این‌که نمی‌توان بی تفاوت بود: چو عضوی به‌درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. امروز می‌بینیم در بخش‌هایی از جامعه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و آنها زندگی عادی خود را دنبال می‌کنند. در حالی‌که بخش‌های دیگر جامعه همزمان چنین رنج‌هایی را متحمل شده‌اند و چنین مصایبی برایشان اتفاق افتاده است.  

    و اما علاوه بر همه جامعه که مسئول اخلاقی است، مسئولین به‌لحاظ حقوقی نیز از همه مسئول‌تراند. آنها نمی‌توانند اتفاقات را به‌گردن منتقدین، معترضین بیندازند و آنها را به اقلیتی تقلیل دهند که به‌نام «اغتشاشگرانی» معرفی کنند که دست به خشونت برده‌اند.

    روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    اگر نوعی «کنفرانس ملی» با حضور معتمدین مردم از سویی و شخصیت‌های مورد اعتماد نظام از دیگرسو برای بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، نشان رشد و بلوغ عمومی کشور ما در جهان تلقی خواهد شد. زیرا ما فراسوی فکر قصاص و محاکمه بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل نهادی برای بررسی منصفانه و بی‌طرفانه ابعاد و خسارات  وقایع، فراسوی برخوردهای جناحی و تصفیه‌حساب‌های سیاسی، اخیر داریم. و خلاصه، شیوهٔ برخورد به‌گونه‌ای باشد که هم افکار عمومی ایران و هم افکار عمومی دنیا را قانع کند.

    زیرا امروز با وسایلی که وجود دارد، همه چیز در دنیا علنی است. یعنی همانطور که ما اعتراض «جلیقه زردها»ی فرانسه را لحظه به لحظه در شبکه‌ها می‌بینیم، آنها نیز اعتراضات درون کشور ما یا کشورهای دیگر مشاهده می‌کنند. نباید چنین تلقی کنند که به‌ محض بستن اینترنت دیگر خبری منتشر نمی‌شود. بی‌ تردید روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست و تنها باعث ایجاد درآمد برای اشخاصی می‌شود که از این راه در کنار ارایه راه‌های دورزدن این امور امرار معاش می‌کنند. شاید هم مشاوره‌های چنین قشر و افراد «تکنیسینی» است که مسئولین را مجاب می‌کند تا از چنین راه‌کارهای ناموفقی استفاده کنند.

    هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند

    ولی نه مسئولین و نه مردم نباید فریب چنین روش‌هایی را بخورند و چنین برداشت شود که اگر بیش از یک هفته اینترنت قطع شده، این امر باعث امنیت عمومی شده است. متاسفانه برخی چنین نگاهی دارند. در حالی‌که ادامهٔ چنین روندی خود دامن‌زننده به حسّ ناامنی می‌شود. به نحوی که وقتی ما از وقایع خبر نداشته باشیم، باعث پخش نگرانی عمومی و گسترش شایعات در کشور می‌شود. قطع اینترنت و اقداماتی از این دست بیش از آن‌که منجر به امنیت برای کشور شود، اقدامی تحریک‌کننده در جامعه است. در همه جای دنیا اعتراض رخ می‌دهد. ولی وقتی اینترنت قطع می‌شود هر خبری بدون منبع و غیردقیق درست قلمداد شده و به‌سرعت پخش می‌شود.

    راه‌حل این است که هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند و راه اساسی این نیست که با گسترش «ترس و طمع و جهل» اوضاع را کنترل کنیم. به‌ نظرم ایدهٔ کمیته حقیقت‌یاب ملی متشکل از چهره‌های مردمی، حقوق‌دانان و مسئولین فکر خوبی است. با این کار اعتماد جامعه به‌وجود می‌آید، و در غیراین‌صورت باز خشم‌ها بیش از پیش انباشته می‌شوند و بر گسترهٔ اعتراضات در آینده خواهد افزود.

    ۶۴۲۱۷۲۱۷

  • نامه سرگشاده دو تشکل دانشجویی به رئیس صدا و سیما/ از مدیران واپسگرا چه خیری دیدید که بر حفظ‌شان مصرّید؟!

    نامه سرگشاده دو تشکل دانشجویی به رئیس صدا و سیما/ از مدیران واپسگرا چه خیری دیدید که بر حفظ‌شان مصرّید؟!

    بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران (آرمان) طی نامه‌ سرگشاده‌ای به علی‌عسگری، نقدها و مطالبات خود را بیان کردند. در این بیانیه با طرح برخی مشکلات، خطاب به رییس صداو سیما آمده است:

     «از حدود ۲۲۰ نفر نیرویی که مشمول قانون منع به کارگیری بازنشستگان می‌شدند،  ۲۰۰ نفر از آنها بازنشسته شده و تنها ۲۰ نفر باقی ماندند که به آنها احتیاج داشتیم و بعد از ۲۲ بهمن به تدریج این تعداد هم بازنشسته خواهند شد.»
    جملات فوق، بخشی از صحبت‌های حضرتعالی در جلسه با اعضای تشکل‌های دانشجویی است؛ جلسه‌ای که در ۱۶ آذر سال گذشته برگزار شد و ما را به تحقق اصلاحات اساسی در رسانه ملی امیدوار کرد. حالا اما قریب به ۱۰ ماه از آن ۲۲ بهمنی که قولش را داده بودید گذشته و متاسفانه آش همان آش است و کاسه همان کاسه.

    این تشکل های دانشجویی اعلام کردند که مهمترین و اثرگذارترین ارکان رسانه ملی را می‌توان معاونت سیما، معاونت سیاسی و اداره کل بازرگانی دانست و بی‌تعارف اصلاح رسانه ملی بسته به اصلاح این سه رکن اساسی صداوسیماست. با وجود این درجه از اهمیت، متاسفانه هنوز ریاست این سه بخش در انحصار مدیران بازنشسته و واپسگرا قرار دارد و بدتر اینکه عزمی هم برای پایان دادن به این مدیریت منفعل از سوی شخص شما دیده نمی‌شود. سوال این است که به راستی این مدیران همیشگی رسانه ملی چه دست‌آورد شاخص و قابل ملاحظه‌ای را به ارمغان آورده‌اند که اینقدر بر باقی ماندن‌شان در مسند مدیریت اصرار می‌کنید؟!

    در این بیانیه با ذکر ناکارآمدی صداو سیما در نبرد رسانه ای تاکبده شده که می‌توان از مصادیق این مدیریت ورشکسته و منفعل نمونه‌های زیادی را ذکر کرد؛ از اداره کل بازرگانی صداوسیما که در آن رسماً سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی در برابر اسکناس اسپانسرها لگدمال می‌شود تا معاونت سیاسی که با مواضع منفعلانه خود در بزنگاه‌های جنگ رسانه‌ای، قافیه را باخته و خبر مسرت‌بخشی را به اردوگاه دشمن مخابره کرده است. هجوم مردم به منابع خبری ضدانقلاب در شبکه‌های اجتماعی را می¬توان از نتایج همین نگاه پوسیده و منفعل دانست. مع‌الاسف از این دست ناکارآمدی‌ها سخن بسیار می‌توان گفت اما در این مجال اندک فقط به یکی از این موارد متعدد می‌پردازیم.

    جناب آقای علی عسگری! دو احتمال بیشتر وجود ندارد؛ یا شخص حضرتعالی تعمداً و برخلاف وعده‌ای که ۱۶ آذر سال گذشته دادید، در حفظ مدیران بازنشسته و ناکارآمد مصرّید که در این صورت مِن بعد شما را هم بایستی به عنوان بخشی از مدافعان وضع موجود در رسانه ملی تحلیل کرد و باید از منافع احتمالی‌تان در حفظ وضع موجود پرسید. احتمال دیگر اما این است که فشارهای بیرونی مانع شما دراعمال تغییرات می‌شود که دراین صورت از شما می‌خواهیم شجاعانه وجود این فشارها را رسانه‌ای کنید تا بر همگان عیان شود که چه کسانی از حفظ وضع موجود در صداوسیما منفعت می‌برند و بهشت‌شان مدیریت ناکارآمد بازنشسته‌هاست!

    در انتها و برای چندمین بار در دو ماه اخیر از جنانبعالی دعوت می‌شود تا برخلاف سال گذشته، این بار در صحن دانشگاه و در میان دانشجویان حاضر شده و پاسخگوی مطالبات صریح و تخصصی ایشان باشید.

    ۲۳۲۳