برچسب: خبرسیاسی

خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی

  • جی۲۰ درباره کرونا تِله‌کنفرانس برگزار می‌کند

    جی۲۰ درباره کرونا تِله‌کنفرانس برگزار می‌کند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، سران ۲۰ اقتصاد برتر جهان که قرار است امروز دوشنبه در جریان یک کنفرانس ویدئویی با یکدیگر درباره راهکارهای مقابله با ویروس کرونا، تبادل نظر داشته باشند؛ هیچ برنامه‌ای برای ارائه بیانیه پایانی مشترک ندارند.

    گفتنی است عدم صدور بیانیه پایانی به منزله عدم اتفاق نظر آنها درباره نحوه مقابله با این بیماری همگانی همزمان با افزایش مخاطرات اقتصادی آن است.

    انتظار می‌رود این نشست از یک سو تحت‌الشعاع اختلاف نظر عربستان و روسیه از بابت تعیین قیمت نفت و از سوی دیگر تحت تاثیر مناقشه آمریکا و چین از بابت منشاء پیدایش ویروس کرونا قرار بگیرد.

    گفتنی است آمریکا با استناد به نام جعلی «ویروس چینی» تلاش می‌کند ضمن حقیر جلوه دادن تلاش‌های پکن در راستای مهار بیماری؛ چین را در پیدایش آن مقصر بداند حال آنکه طرف مقابل هم می‌گوید احتمالاً کرونا از طریق ارتش آمریکا به شهر «ووهان» منشاء شیوع بیماری رسیده است.

  • «جهش تولید» مستلزم ورود دانش بنیان‌هاست/اقتصاد را درون‌زا کنیم

    «جهش تولید» مستلزم ورود دانش بنیان‌هاست/اقتصاد را درون‌زا کنیم

    پرویز سروری، فعال اصولگرا و عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره نامگذاری امسال به «جهش تولید» گفت: رهبری معظم انقلاب منظومه‌ای از موضوعات مؤثر در شکوفایی اقتصاد ایران را در سال‌های مختلف عنوان کردند و آنها را به عنوان مؤلفه‌های رسیدن به یک اقتصاد مستقل، مفید، مؤثر و راهگشا مطرح کرده‌اند.

    وی افزود: ایشان سال گذشته را با عنوان «رونق تولید» نامگذاری کردند و امسال هم «جهش تولید» را شعار سال انتخاب کردند و طبیعتاً اگر قرار باشد جهشی در حوزه تولید اتفاق بیفتد باید اقدامات بسیار جدی صورت بگیرد.

    وی همچنین گفت: با توجه به اینکه ما در شرایطی وارد سال جدید شده‌ایم که اقتصاد کشور صدمات جدی در سال پیش دیده است و همچنین بیماری کرونا به همراه ناکارآمدی‌هایی که دولت در چند سال گذشته از خود نشان داده است مجموعه نامبارکی را به وجود آورده که شرایط کشور را دشوار کرده است.

    سروری با اشاره به اینکه برون رفت از این شرایط کلید اقتصادی می‌خواهد تاکید کرد: تحقق این مهم نیازمند یک اقدام خارج از روال عادی است و باید تمام مجموعه‌ها دست به دست هم بدهند و مجموعه‌ای از مولفه‌هایی که می‌تواند باعث جهش اقتصادی شود به وجود بیاید و طبیعتاً همه دستگاه‌ها در این موضوع نقش دارند.

    وی افزود: قوه قضائیه از این نظر که با عوامل سودجو و ویژه خوار اقتصادی باید برخورد کند در تحقق شعار سال نقش مهمی دارد.

    عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در ادامه تاکید کرد: مجلس نقش بسیار مهمی در تنقیح قوانینی دارد که منجر به جهش اقتصاد و تولید کشور می‌شود و من فکر می‌کنم که حتماً همه دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی باید دست به دست هم بدهند تا زمینه‌های شکل گیری جهش در تولید فراهم شود.

    وی همچنین گفت: بالاخره جریانات مختلف از جمله تحریم و همین بیماری کرونا نشان می‌دهد که اگر اقتصاد ما درون ریز نباشد نمی‌تواند زمینه‌های اشتغال را در کشور فراهم کند.

    سروری تصریح کرد: برای اینکه یک اقتصاد درون ریز و خلاق مؤثر و خودکفا شکل بگیرد باید حتماً مؤلفه‌های آن به وجود بیاید.

    وی در پایان گفت: من فکر می‌کنم مجموعه‌های دانش بیان نقش اساسی در جهش اقتصادی خواهند داشت و یکی از مؤلفه‌های اصلی حرکت از اقتصاد سنتی به اقتصاد صنعتی همین تشکل‌های دانش بنیان هستند و بدون آنها رسیدن به جهش اقتصادی تقریباً غیر ممکن است.

  • نشست خبری قرارگاه پدافند زیستی ارتش برگزار شد

    نشست خبری قرارگاه پدافند زیستی ارتش برگزار شد

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری قرارگاه پدافند زیستی ارتش صبح امروز با حضور امیر دریادار حبیب الله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش، امیر کیومرث حیدری فرمانده نیروی زمینی ارتش و امیر دریادار مداح رئیس اداره بهداشت و درمان ارتش در ستاد فرماندهی ارتش برگزار شد.

    امیر سیاری در این مراسم طی سخنانی با تبریک عید سعید مبعث و سال نو، اظهار داشت: ماموریت اصلی ارتش دفاع از سرزمین و تمامیت ارضی کشور و تامین امنیت کشور است.

    وی بیان کرد: ارتش در شرایط مختلف آب هوایی و حتی در شرایط کنونی که این ویروس گسترش یافته باید توان خود را حفظ و ماموریت اصلی خود را انجام دهد. ارتش باید سلامت کارکنان خود را حفظ کند و با تلاش شبکه اداره بهداشت و درمان ارتش، سلامت کارکنان به خوبی حفظ شده است.

  • سختی‌های تمام نشدنی دولت در سال ۹۸ از سوغات کرونایی پایان سال تا بلای سیل، زلزله و برف /ماجرای خطای انسانی در سقوط هواپیمای اوکراینی

    سختی‌های تمام نشدنی دولت در سال ۹۸ از سوغات کرونایی پایان سال تا بلای سیل، زلزله و برف /ماجرای خطای انسانی در سقوط هواپیمای اوکراینی

    سال ۹۸ با همه فراز و نشیب‌هایش بالاخره به پایان رسید و دولت دوازدهم در حالی وارد سال سوم فعالیت خود شده است که همچنان درگیر مهار و مقابله با ویروس جهانی کرونا است؛ کووید ۱۹ مهمان ناخوانده‌ای است که نوروز ۹۹ میهمان ایرانیان و البته بیش از ۱۸۰ کشور دیگر است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تاکنون بیش از یک هزار نفر از شهروندان ما جان باخته اند با این حال هزاران نفر توانسته‌اند به سلامت از این کارزار بیرون بیایند. سیل ویرانگر در ماههای ابتدای سال، زلزله درآذربایجان شرقی، رخدادهای بعد از اصلاح قیمت بنزین، ترور سردار سلیمانی، ساقط شدن هواپیمای مسافربری اوکراینی در حوالی تهران و پیامدهای آن، برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پشت‌بند آن ورود ویروس منحوس کرونا با کشور از مهمترین اتفاقاتی بود که دولت امسال با آن‌ها دست و پنجه نرم کرد.

    اینها اتفاقاتی بود که در عمدتا در داخل کشور رخ داد. به موازات این اتفاقات، دولت درگیر بی‌سابقه‌ترین فشارهای آمریکا علیه ملت ایران بود که تحت عنوان سیاست فشار حداکثری علیه ملت ایران به راه افتاده بود. یک سال بعد از خروج‌ آمریکا از برجام و اعاده تحریم‌های یکجانبه هسته‌ای آمریکا علیه ایران در اردیبهشت ماه کاهش تعهدات برجامی خود را آغاز کرد و طی پنج مرحله از تعهدات برجامی خود عقب نشینی کرد.  دولت و دستگاه دیپلماسی در سالی که گذشت، درگیر یکی از پیچیده‌ترین و خصمانه‌ترین تلاش‌های مخرب برای کشاندن ایران به جنگ و درگیری شد.  همزمان با ادعای آمادگی برای گفت و گو با ایران، سیاست‌های آمریکا به نوعی طراحی شده بود که برخورد نظامی را بین دو کشور اجتناب ناپذیر کند. اگرچه محمد جواد ظریف با فاش کردن رویکرد جریانات ضد ایرانی در ساختار دولت آمریکا تحت عنوان “تیم بی” نقش مهمی در مقابله با این روند داشت با این حال واقع امر این است که جریاناتی همچون لابی‌های سعودی- صهیونیستی از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید نهایت بهره برداری را کرده و ترامپ را به سمت برخورد و درگیری نظامی به سمت ایران سوق دادند. با این حال اقتدار ایران در ماجرای ساقط کردن پهپاد جاسوسی آمریکا در خردادماه و محافظه کاری ذاتی ترامپ باعث شد این لابی‌ها نتوانند به هدف نهایی خود دست یابند. این را هم باید پذیرفت که اعمال سیاست فشار حداکثری و قطع صادرات نفت ایران و همراهی برخی کشورها از این تحریم‌ها فشارهای زیادی بر اقتصاد ایران وارد کرد. در این مواجهه سنگین نقش برخی منتقدان دولت و رییس جمهوری باید به نحو بایسته مد نظر قرار گیرد که وجهه همتشان تخریب دولت در تمام این مراحل بوده است. منتقدانی که صرفا نگاه کوتاه مدت داشته و تصورشان این بود که با تخریب دولت با اقبال مردم مواجه می شوند. در حالی که انتخابات دوم اسفند نشان داد که به سیاق سال‌ها و دوره‌های قبل جریاناتی که به دولت نخواهند رای بدهند سبد رای منتقدان را پر نخواهند کرد و دود این هجمه‌ها و  تخریب‌ها به چشم همه خواهد رفت.  شاید اگر اجماعی در ساختارها و مناسبات داخلی وجود داشت مواجهه با فشارهای بیرونی و چالش‌های درونی با هزینه کمتری حل و فصل می‌شد.  

    سیلاب تاریخی با ۳۵ هزار میلیارد تومان خسارت

    سال ۹۸ با طوفان و سیل آغاز شد؛ سیلابی که ۲۵ استان را درنوردید و  بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های کشور را در ماه‌های آغازین سال درگیر کرد. نخستین مناطقی که در شرایط سیلاب به شرایط بحرانی رسیدند، استان‌های شمالی گلستان و مازندران بود. اما بعدها این سیلاب در استان‌های خوزستان، لرستان و فارس خسارت‌های زیادی به بار آوردند. از همان‌ آغاز وقوع سیل دولت درگیر این پدیده شد روز دوم فروردین ماه رییس جمهوری راهی مناطق سیل زده شد و با گفت‌وگوی نزدیک با سیل‌زدگان و تشکیل ستادهای بحران گزارش‌های خسارات وارده و اقدامات انجام شده را مورد ارزیابی انجام داد که منجر به تشکیل مدیریت جامع بحران سیل برای عملیات پیشگیری، آمادگی، مقابله، بازسازی، بازتوانی، هماهنگی و تقسیم کار در دستگاه‌های اجرایی و همه نهادها و سازمان‌های همکار و موثر با مسئولیت وزارت کشور شد.

    بارندگی های ۹۸ اگر چه نشانی از بارش رحمت الهی را نیز به همراه داشت، اما اگر مطالعات دقیق‌تر و عمیق‌تری در طرح های عمرانی گذشته و یا مدیریت بحران از سال‌های قبل در مناطق سیل خیز وجود داشت، شاید وقوع سیلاب و خسارات ناشی ‌از این حوادث طبیعی به حداقل ممکن می‌رسید، به همین سبب نیاز به ضرورت مطالعات علمی و تحقیقاتی برای پیشگیری و بازسازی به جایی رسید که «هیأت ویژه گزارش ملی سیلاب‌ها» با عضویت شخصیت‌های علمی مستقل و خبره در تخصص‌های مرتبط تشکیل شد.

    در سیلاب اوایل سال ۹۸ که در ۱۰۰ سال اخیر بی‌سابقه بود، بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ روستا را گرفتار و حدود ۸۰ نفر از مردم جان خود را از دست دادند، و در مجموع حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان در بخش‌های زیرساختی و زیربنایی و مختلف کشاورزی، عمرانی، اقتصادی و کسب و کار و تخریب مسکن مردم بر جای گذاشت. در ادامه سیلاب به استان‌های جنوب‌غربی و جنوبی کشور هم رسید و صحنه وقوع سیلاب در دروازه قران شیراز از هولناکترین صحنه هایی بود که از این سیل در شبکه های اجتماعی منتشر شد با این حال عمده خسارتهای سیل مربوط به لرستان و خوزستان بود. با این حال همراهی مردم و نیروهای مسلح و همچنین نیروهای امدادی و سازمان‌های مردم نهاد در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت شد که با کمترین امکانات تلاش کردندآلام مردم سیل زده را کاهش دهند.

    دولت برای جبران خسارات ناشی از سیل سال ۹۸ تمام توان خود را به کار گرفت و با پرداخت تسهیلات بانکی ارزان قیمت در مراحل مختلف برای تعمیر و بازسازی مسکن و تامین وسایل زندگی و ارائه بسته های معیشتی، و تصویب استمهال بدهی‌های بانکی و معافیت‌های مالی، مالیاتی و تعرفه‌ای، تلاش کرد خسارات مردم و کشاورزان و دامداران، صاحبان واحدهای تولیدی و کسب و کارها در مناطق سیل زده را جبران و همچنین زیرساخت‌های ارتباطی و عمرانی در این مناطق را به سرعت بازسازی کند.

    سیل فروردین اگر چه خسارت مادی چند ۱۰ هزار میلیاردی و جانباختن شماری از هموطنان را به همراه داشت، اما نشان داد وحدت و همراهی مردم در کنار دولت و عملیات امدادرسانی سریع هلال احمر، اورژانس و پزشکان از همان ساعت اولیه و همچنین رساندن آب سالم بهداشتی مانع از بروز بیماری فراگیر در کشور شد و با ابعاد و گستردگی سیل و طوفان حتی موردی از وبا و بیماری‌های گوارشی مشاهده نشد.

    دیپلماسی روحانی؛ ائتلاف امید و صلح هرمز

    نخستین ماه فصل پاییز یکی از پرکارترین ماه‌های برنامه‌های دیپلماتیک رییس جمهوری بود، روحانی طبق روال هر سال برای شرکت در  هفتاد و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شد. سفری که حتی محدودیت‌های غیرمنطقی آمریکا نتوانست برای رییس جمهوری و هیات ایرانی انزوای سیاسی و رسانه ای ایجاد کند. دیدارهای فشرده و گفت‌وگو با رسانه ها و ارائه طرح  «ائتلاف امید و صلح هرمز» از مهمترین دستاوردهای سفر رییس جمهوری به نیویورک بود.

    روحانی چند روز پس از بازگشت از آمریکا برای حضور در اجلاس سران اتحادیه اقتصادی اوراسیا عازم جمهوری ارمنستان شد؛ این سفر در چهارچوب دیپلماسی اقتصادی انجام شد و زمینه پیوند و روابط تجاری با منطقه اوراسیا  از آبان ماه را فراهم کرد. پیوندی که اجازه می‌داد در شرایط تحریمی و فشار بر مردم و تجارت ایران ۵۰۲ قلم از کالاهای ایران با تعرفه تقریباً صفر به اعضای اتحادیه با ۱۸۰ میلیون جمعیت صادر شود.

    برگزاری شصت‌وششمین اجلاس وزرای بهداشت منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت (WHO)در تهران نیز فرصت مناسبی بود که دولت از مهمترین اقدامات خود در طول چهل سال گذشته برای مقامات سازمان جهانی بهداشت توضیح دهد.

    افزایش متوسط سالانه ۶ ماه به امید زندگی مردم در ۴۰ سال پس از انقلاب و اجرای طرح احیای دریاچه ارومیه و نجات ۱۴ میلیون ایرانی از توفان نمک، کاهش هزینه بیماران و پول پرداختی بیمار در بیمارستان‌ها در شهرها حداکثر ۱۰ درصد و در روستاها ۵ درصد از مواردی بود که مورد توجه مقامات سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت.

    امنیت غذایی و افزایش ۴۰۰ کالری (از ۲۱۰۰ به ۲۵۰۰ )در مصرف سرانه غذایی مردم و نبود سوء تغذیه در ایران، گسترش پوشش شبکه گاز – روزانه ۱۰ روستا-   در راستای افزیش رفاه روستاییان و حفاظت از محیط زیست، اتصال هر هفته ۳۰ روستا به شبکه و آب آشامیدنی و دسترسی مردم به پزشک، آب سالم، غذای کافی، سوخت پاک، هوای به نسبت سالم نشان دهنده تأمین بهداشت و آرامش جامعه است.

    روحانی آبان ماه برای سخنرانی در نشست جنبش عدم تعهد و دیدار و گفت‌وگو با سران کشورهای عضو راهی باکو پایتخت آذربایجان شد. این سفر فرصت مناسبی شد تا بار دیگر یکجانبه‌گرایی آمریکا و استفاده ابزاری از اقتصاد و تحریم و فشار بر ضد ملت‌ها را به چالش بکشد.

    زلزله در آذربایجان‌شرقی

    شامگاه پنجشنبه ۱۶ آبان‌ماه زلزله‌ای به بزرگی ۵.۹ ریشتر به مرکزیت ترک میانه بخش‌هایی از آذربایجان شرقی را لرزاند و ‌آذربایجان غربی، گیلان، ‌زنجان و اردبیل احساس شده و موجب جان باختن ۵ نفر و آسیب ۵ هزار واحد مسکونی در شهرستان‌های میانه و سراب شد. ده‌ها خانه روستایی در این مناطق کاملا ویران اما از همان روزهای اول امدادرسانی آغاز شد و اسکان موقت حدود ۱۲ هزار نفر به سرعت فراهم شد.

    اگرچه در بازه‌های زمانی حدود ۱۰ ساله زلزله‌های بزرگی در ایران رخ می‌دهد با این وجود تلفات انسانی و خسارت‌های این زلزله‌ها در هر دوره نسبت به دوره های قبل کاهش می‌یابد. برای مثال در زلزله اردبیل در اسفند ماه ۱۳۷۵ که زمین لرزه ای با همین شدت رخ داد ، حدود یک هزار و ۱۰۰ نفر جان باختند.

    ‌طی سال‌های اخیر دولت هزینه‌های زیادی برای نوسازی واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها صرف کرده است و همین امر موجب ارتقای استحکام ساختمان‌ها و بناهای مسکونی و بالتبع کاهش تلفات انسانی شده است. امید می‌رود روند نوسازی بافت‌های فرسوده در شهرها و بناهای روستایی ادامه داشته و در سال‌های بعد میزان خسارت‌ها بازهم کاهش یابد.

    اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت و اعتراضات آبان  

    مدت‌ها بود که قیمت حامل‌های انرژی، قاچاق سوخت، سهمیه‌بندی بنزین و مدیریت مصرف انرژی یکی از مباحث اصلی دولت و مجلس بود. در واقع کمتر کسی در ساختار نهادهای تصمیم گیر در لزوم اصلاح قیمت بنزین تردید داشت اما این تصمیم هر بار هم به دلایلی به تعویق می‌افتاد. شهریورماه انتشار خبری درخصوص اجرای این طرح باعث ایجاد صفهای طولانی در جایگاههای سوخت شد و همین امر باعث شد دولت در آبان ماه بدون اطلاع قبلی به افکار عمومی  قیمت حاملهای انرژی را اصلاح کند. هر چند کمی تعمق در اظهارنظرهای مقامات مربوط نشان دیاد که چنین تصمیمی قرار است اجرایی شود. اظهارات رییس جمهوری  مبنی بر اجرای طرحی که قرار است ۶۰ میلیون نفر از آن منتفع شوند و نیز اظهارات وزیر نفت مبنی بر اینکه هر تصمیم درباره اصلاح قیمت‌ها گرفته شود به اطلاع مردم خواهد رسید و منافع آن هم به مردم می رسد، قرائنی بود که نشان می‌داد در روزهای منتهی به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی  نشان می‌داد این تصمیم قرار است اجرایی شود.   بالاخره بامداد جمعه ۲۴ آبان ماه اجرایی شد و در یکی دو روز اولیه اتفاق خاصی رخ نداد ولی  کم کم اعتراضات بویژه از مناطق حاشیه نشین بویژه در جنوب تهران شروع شد و طی چند ساعت یکی از بزرگترین چالش‌های اجتماعی، امنیتی در کشور شکل گرفت.

    اجرای این طرح که بر اساس طرحی کارشناسی و تصویب سران سه قوه در جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی و به تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی رسیده بود با هدف ایجاد عدالت اجتماعی، مبارزه با قاچاق سوخت، کاهش رانت، مدیریت مصرف و مقاوم‌سازی اقتصاد صورت گرفت و قرار شد از درآمدهای حاصل از آن در قالب بسته‌های معیشتی و حمایتی دولت به  ۶۰ میلیون ایرانی (حدود ۱۹ میلیون خانوار) با تأکید بر خانوارهای کم‌درآمد کمک شود.

    دولت از سه روز پس از اجرای افزایش قیمت سوخت طرح معیشتی را آغاز کرد و در سه مرحله ۲۰ میلیون نفری مبالغی را به حساب خانوارهای کم درآمد واریز کرد که به «یارانه معیشتی» معروف شد.

    با اینکه کاهش ۲۰ میلیون لیتری در مصرف بنزین در ماه اول اجرای طرح صورت گرفت، اما به اذعان اغلب کارشناسان اقتصادی و حوزه انرژی، آثار مثبت این طرح مرور عیان خواهد شد ولی دولت یقینا تا آن زمان تحت فشار خواهد بود، از طرفی همان یک هفته پر از هیجان اجتماعی که به عقیده اغلب کارشناسان ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی دارد، تبعات پرهزینه‌تری چه در داخل و چه در خارج بر جای گذاشت. شاید علت این تاخیر در شفاف شدن ابعاد رخداد آبان ۹۸ دومینوی وقایع پس از آن است، که تا همین امروز هم ادامه دارد.

    یک هفته پس از حوادث آبان حجت الاسلام و المسلمین روحانی هیاتی متشکل از وزرای کشور، دادگستری و معاون حقوقی رییس جمهوری را برای بررسی نحوه جبران خسارات شهروندانی که در حوادث هفته پایانی آبان ماه دچار آسیب شده‌اند، و همچنین بررسی حقوقی، اجتماعی و اقتصادی موضوع، نحوه جبران خسارات را و ارائه گزارش نهایی به وی تعیین کرد تا زمینه جبران لطمات و خسارات شهروندان مهیا شود.

    اگر چه نمای درونی این طرح هدفمند و مثبت ارزیابی شد، اما نحوه و زمان اجرای آن برونداد دیگری داشت و بهانه‌ای برای اعتراضات مردم و ورود رسانه‌های خارجی برای تند کردن فضای سیاسی و اجتماعی کشور شد. بخشی از انتقادات به اجرای این طرح از ناحیه مجلس مطرح شد که معتقد بودند مجلس در اجرای این طرح عملا کنار گذاشته شده است. با این حال پس از شوک اولیه و برخی اظهارنظرها درباره این حوادث نوعی رویکرد منطقی بر سیر حوادث و مدیریت‌آن حاکم شد. در این راستا  رییس جمهوری و اعضای دولت در مراحل مختلف بارها اعلام کردند که اعتراض و انتقاد حق مردم است و دولت صدای مردم را می‌شنود، اما اغتشاش و آسیب زدن و خسارت وارد کردن به اموال عمومی صفی جدا از مردم معترض است و ایجاد ناامنی در کشور نه تنها چاره ساز نیست، بلکه فضای ناسالمی در کشور ایجاد می‌کند که فرصت طلبان قطعا از آن سوء استفاده می‌کنند، اگر چه مانند همیشه هوشیاری و آگاهی مردم، میانداری را از دشمنان کشور گرفت. هر چند تصمیمات و اظهار نظرهای مقامات در ادامه عملا مانع از تداوم بازیگری مخرب رسانه های بیگانه شد، با این حال حوادث آبان ماه زخمی شد که بر تن جامعه ایرانی باقی ماند.  

    بارندگی در استان‌های جنوبی و برف در گیلان

    آذر و دی ماه باز هم کشور شاهد بارندگی‌های شدید در سه استان خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان  و بارش برف شدید در گیلان بود؛ رییس جمهوری دی ماه به استان سیستان و بلوچستان سفر کرد و دستور داد که اعتبارات لازم برای بازسازی این مناطق سیل‌زده تامین شود. در این راستا تقریبا ۱۷ هزار و ۵۰۰ واحد مسکونی در این استان‌ها بازسازی و همچنین خانه‌هایی که تاب‌آوری آنها پایین است بازسازی شود تا چنانچه حادثه‌ دیگری رخ داد، دچار آسیب نشوند.

    در ادامه بارش شدید برف گیلان و مناطقی از اردبیل را تحت تاثیر قرار داد اما در مدت سه روز برق همه ۲۵۰ هزار مشترک برق که قطع شده بود و آب مصرفی و ارتباطات همه مشترکین به سرعت وصل شد این در حالی بود که خوشبختانه از قطع گاز مصرفی مشترکین پیشگیری شده بود.

    هیات وزیران با تخصیص مبلغ یک هزار و ۱۲۰ میلیارد ریال اعتبار هزینه‌ای به منظور جبران خسارت‌های وارده به بهره‌برداران بخش کشاورزی ناشی از وقوع بارندگی شدید و سیل دی ماه سال ۱۳۹۸ در سه استان موافقت کرد.  دولت همچنین مبلغ ۸۰۰ میلیارد ریال اعتبار تملک دارایی برای بازسازی خسارت‌های وارده به زیرساخت‌های بخش کشاورزی استان‌های فوق تخصیص داد. مطابق این تصمیم، مبلغ ۵۰۰ میلیارد ریال به استان سیستان و بلوچستان و مبلغ ۱۵۰ میلیارد ریال به تفکیک به استان‌های هرمزگان و کرمان تعلق می‌گیرد. دولت هم‌چنین، مقرر کرد مبلغ یک هزار و ۷۵۰ میلیارد ریال تسهیلات ارزان‌قیمت بانکی با کارمزد چهار درصد، به تفکیک استان سیستان و بلوچستان مبلغ یک هزار میلیارد ریال، استان هرمزگان ۵۰۰ میلیارد ریال و استان کرمان ۲۵۰ میلیارد ریال اختصاص یابد.

    سفر روحانی به جنوب شرق آسیا

    روحانی اواخر آذر ماه زمانی که برای سفر مالزی و ژاپن در جنوب شرق آسیا را آغاز کرد، وی ابتدا برای سخنرانی در پنجمین اجلاس سران کوالالامپور ۲۰۱۹ عازم مالزی شد و پیشنهادات اقتصادی و دستاوردهای خوبی از آن سفر و دیدار با ماهاتیر محمد نخست وزیر این کشور حاصل شد.

    رییس جمهوری پس از آن به دعوت «آبه شینزو» نخست وزیر ژاپن به توکیو رفت؛ سفر روحانی به توکیو و گفت‌وگو با آبه مانند سفر نخست وزیر ژاپن در اردیبهشت ماه ۹۸ سفری تاریخی بود، این دو رویداد با فاصله ۷ ماه هر کدام بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت، سفرهایی که در چند دهه اخیر بعد از انقلاب اسلامی کمتر اتفاق افتاده بود و فصل جدیدی از روابط ۹۰ ساله ایران و ژاپن را پایه‌ریزی کرد.

    ترور سردار مقاومت

    دی ماه  ۹۸ را نمی‌توان به راحتی فراموش کرد، سال میلادی ۲۰۲۰ تازه آغاز شده بود، تقویم سیزدهمین روز و یکی از سیاه‌ترین جمعه‌های یک ماه سرد و زمستانی را نشان می‌داد. جهان در یک شوک تلخ فرو رفت. خبر این بود: «پهپادها آمریکا خودروی حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه را در فرودگاه بغداد مورد هدف قرار دادند.» موجی از غم و اندوه کشور و دوستداران فرمانده مقاومت در منطقه را فرا گرفت و قلب همه ملت ایران و ملت‌های منطقه را جریحه‌دار کرد.

    رییس جمهوری در پیامی شهادت سردار بزرگ اسلام و ایران، فرمانده شجاع سپاه قدس، سردار سپهبد قاسم سلیمانی و تعدادی از همراهان وی به‌ویژه مجاهد بزرگ ابومهدی المهندس، که با دستور مستقیم رییس جمهوری آمریکا انجام شده بود را تسلیت گفت و تاکید کرد که بی‌تردید انتقام این جنایت هولناک را ملت بزرگ ایران و دیگر ملت‌های آزاده منطقه، از آمریکای جنایتکار خواهند گرفت.

    ترور سردار سلیمانی اتفاق ساده ای نبود، ظرف کمتر از چند روز رهبران دنیا در تماس‌های تلفنی با رییس جمهوری پیامدهای این اقدام آمریکا را رایزنی کردند؛ اما ایران وارد یکی از شکوهمندترین اجتماعات خود در سال‌های پس از انقلاب شد؛ پیکر شهید سلیمانی و همراهان شهید وی در عراق (محل شهادت) تشییع شد و زمانی که به ایران وارد شد سراسر کشور مراسم بدرقه فرمانده مقاومت شدند، اتحاد و ایستادگی و انتقام رمز مشایعت چند ده میلیونی مردم ایران در هفته عزاداری برای حاج قاسم بود.

    دولت بلافاصله ابعاد سیاسی و امنیتی، دیپلماتیک و نظامی و حقوقی ترور سردار سلیمانی را بررسی کرد و اقدامات لازم را آغاز کرد؛ اما شور استقبال و بدرقه پیکر شهید سلیمانی خاطره‌ای تلخ را کرمان (محل تدفین آن شهید) بر جای گذاشت و عده‌ای از هموطنان در مراسم تشییع پیکر شهید سلیمانی در کرمان بر اثر فشار و ازدحام جمعیت جان خود را از دست دادند، و روزهای تلخ دی ماه را تلخ‌تر کرد، اما در انسجام ملت و انتقام خواهی خون شهدای مقاومت بی‌اثر بود و بامداد روز چهارشنبه (۱۸ دی ماه) پیکر سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی به خاک سپرده شد.

    سقوط هواپیمای اوکراینی

    تقریبا در همان ساعات خاکسپاری پیکر سردار شهید سپهبد سلیمانی،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حمله موشکی به پایگاه هوایی عین الاسد آمریکا در خاک عراق اولین گام برای انتقام از نیروهای آمریکایی را گرفت، با این حال به گفته رهبر انقلاب این فقط یک سیلی بود و هدف بلندتر خروج آمریکایی‌ها را از منطقه غرب آسیا مبنای انتقام خون فرمانده مقاومت اعلام شد.

    تبادل پیام‌های دیپلماتیک و تماس‌های مکرر سایر رهبران جهان با مقامات ارشد کشورمان، سفر امیر قطر و نخست وزیر سوریه به تهران، خود حاکی از تاثیر ترور شهید سلیمانی و پاسخ کوبنده تهران به آمریکایی‌ها بود.  اگر چه حمله به «عین الاسد» برای ایران و محور مقاومت غرورآفرین و آرام بخش بود، اما صبحگاه چهارشنبه هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین دقایقی پس از پرواز در منطقه شاهد شهر سقوط کرد و ۱۷۶ نفر سرنشین آن جان باختند.

    سه روز گذشت تا مشخص شد که علت اصلی سقوط هواپیمای ۷۵۲ اوکراینی ناشی از شلیک موشک از پدافند هوایی و بر اثر خطای انسانی بوده است.در آن مقطع و بعد از حمله موشکی سپاه به عین الاسد احتمال واکنش نظامی آمریکا وجود داشت و همین امر احتمال بروز خطا در سامانه های پدافندی را افزایش داد. با این حال ابتدا ستاد کل نیروهای مسلح در اطلاعیه ای اعلام کرد که این هواپیما بر اثر شلیک اشتباه پدافند ساقط شده است و در ادامه سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با در نشستی رسانه‌های با بیان اینکه گردن ما از مو باریکتر است، مسئولیت این اتفاق تلخ را بر عهده گرفت.

    در ادامه رییس جمهوری در بیانیه ای با اشاره به نتیجه تیم تحقیقاتی ستاد کل نیروهای مسلح مربوط به سانحه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی، اعلام کرد: در فضای تهدید و ارعاب رژیم متجاوز آمریکا علیه ملت ایران پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی و به منظور دفاع در برابر حملات احتمالی ارتش آمریکا، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در آماده باش صددرصد قرار داشتند که متأسفانه خطای انسانی و شلیک اشتباه، به یک فاجعه بزرگ منجر شد و ده‌ها انسان بی‌گناه قربانی شدند.  

    روحانی در عین حال با قدردانی از همکاری خوب نیروهای مسلح در روشن شدن علت سقوط هواپیمای اوکراینی، تاکید کرد: دولت تا کشف همه جوانب امر، مجازات افراد دخیل در این حادثه و اطمینان بخشی به مردم برای جلوگیری از تکرار این مساله، به تلاش‌هایش ادامه می‌دهد. وی پرونده هواپیمای اوکراینی، یک پرونده عادی و معمولی ندانست و از قوه قضاییه خواست تا برای رسیدگی به این موضوع، دادگاهی ویژه با قاضی عالی‌رتبه تشکیل دهد.

    ۲۲ بهمن و انتخابات ۲ اسفند

    حوادث تلخ آبان و دی ماه از رخدادهای عجیب و تاثربرانگیز سال ۹۸ بود اما  این اتفاقات عملا سمت و سوی راهپیمایی بزرگ ۲۲ بهمن را مشخص کرد. شرکت کنندگان در این مراسم بر لزوم گرفتن انتقام از ترور سردار سلیمانی و تداوم راه و مسیر آن شهید بزرگوار تاکید و تصریح کردند. در این ماه‌ها قطار انتخابات مجلس کم کم به ایستگاه پایانی سال می رسید در حالی که بیش از ۱۶ هزار نفر در انتخابات مجلس سازدهم ثبت نام کرده بودند با این حال در نهایت حدود هفت هزار نفر صلاحیتشان برای ورود به رقابت‌های انتخاباتی احراز شد.  در روزهای منتهی به انتخابات اخباری جسته و گریخته از ورود ویروس کرونا به کشور منتشر می شد اما یکی دو روز مانده به دوم اسفند اعلام شد که تست کرونای دو شهروند قمی مثبت بوده است. برگزار کنندگان انتخابات اعلام کردند که برای رای دادن نیازی به ثبت اثر انگشت نیست تا حتی الامکان راه انتقال کرونا گرفته شود. در هر صورت انتخابات با مشارکت ۴۲ درصدی شهروندان برگزار شد و نتیجه‌آن پیروزی قاطع اصولگرایان بود که در غیاب اصلاح طلبان توانستند ‌کرسی‌های بهارستان را فتح کنند. 

    کووید ۱۹ (کرونا) سوغات 

    اسفندماه با اخبار فضای انتخاباتی آغاز شد و مردم بیشتر منتظر نتایج آرا بودند که سایه ویروس منحوس کووید ۱۹(کرونا) بالاخره به ایران رسید؛ البته پیش از آن دولت در ۱۳ بهمن ماه همزمان با خبر شیوع این ویروس در چین  و به منظور مقابله و پیشگیری از ویروس کرونا در کشور چهار تصمیم مهم را اتخاذ کرده بود: اولا؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آمادگی لازم و کامل در سطح ملی و استان ها برای پیشگیری از انتقال ویروس کرونا و مقابله با آن را داشته باشد و همه دستگاه ها مکلف به همکاری با این وزارتخانه هستند.

    از طرفی دولت وزیر کشور را موظف کرد با هماهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دستورالعمل‌های لازم و اقدامات ضروری را به همه استانداران و فرمانداران به ویژه در استان های مرزی و علی الخصوص در مرزهای شرقی برای پیشگیری و مواجهه احتمالی با ویروس کرونا ابلاغ کند.

    همچنین بر اساس مصوبه دولت وزارت راه و شهرسازی با هماهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به تجهیز یک فروند هواپیما و اعزام تیم ویژه پزشکی برای بازگرداندن دانشجویان و اتباع ایرانی از ووهان اقدام کنند و پیگیری وضعیت سایر اتباع ایرانی در دستور کار وزارت امور خارجه و سایر دستگاه ها باشد. همچنین دولت ابلاغ کرد که کلیه مسافران ورودی از مبدأ چین مطابق دستورالعمل های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در بدو ورود به کشور قرنطینه شوند.

    ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا

    با جدی شدن شیوع بیماری در ایران اولین جلسه «ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا» با حضور رییس جمهوری تشکیل شد و از همان ابتدا  دو اصل صداقت و شفافیت در اطلاع رسانی و هماهنگی و تبعیت همه کشور از اصول بهداشتی ابلاغی ستاد از سوی روحانی عنوان و در جلسات بعدی هم بر روی آن تاکید شد. روزهای غم انگیز برای خانواده هایی که اعضای خود را به دلیلی ابتلا به ویروس کووید ۱۹ از دست می دادند و البته باز هم روزهای سخت برای دولت و کادر درمانی و مدافعان سلامت کشور آغاز شد.

    «کرونا» مانند هر چالشی که در سال ۹۸ در مقابل دولت دوازدهم قرار می گرفت باز هم اسم رمز و دستاوزیر برای هجمه علیه دولت و خدمتگزاران مردم شد؛ کمبود تجهیزات و امکانات، هراس افکنی و تلاش برای به تعطیلی کشاندن کشور، توطئه ای بود که دشمنان برای ناکارآمدی دولت برنامه ریزی می‌کردند. دولت همواره تاکید کرده است که ‌اعتماد مردم اصل است و واقعیات باید به مردم گفته شود و در عرصه مبارزه با کرونا نیز تلاش کرده است با دقت و بر اساس آمار ازمایشگاهی صادقان با مردم سخن بگوید.

    کرونا میهمان ناخوانده، اما شکستنی است

    کووید ۱۹ مهمان ناخوانده ای است که نوروز ۹۹ میهمان شهرهای ایران است، تا امروز چند صد نفر از شهروندان ما جان باخته اند و امید به سلامتی پیامک تبریک نوروزی و عیدانه سال جدید ایرانیان است.

    دولت دوازدهم سال ۹۸ را با تمام سختی ها و مصائب طبیعی با همه رویدادها سیاسی و اجتماعی ناشی از فشار اقتصادی و تحریم از همان ابتدا تحویل گرفت و به سال ۹۹ تحویل داد، اما رمز این عبور و ورود به آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی فقط می تواند یک نکته تاریخی باشد دولت به عنوان پدیده اجتماعی برآمده از مردم هر بحران، چالش و هر تهدیدی را می تواند به یک فرصت طلایی تبدیل کند به شرط آنکه پشتوانه مردمی و اعتبار خود را از مردم گرفته باشد.

    کرونا مانند هر بحران و دشمنی که در تمام قرون گذشته در مقابل عزم و ارداه ملت ایران قرار گرفته، شکستنی است؛ نوروز نماد ملی ایرانیان و زنده بودن ایران زمین است و دولت و ملت ایران با زهم در کنار هم، اگر چه عزیزانی را از دست داده باشند، اما مقتدر و شکوهمند پیام نوروزی خود را فردای پیروزی بر کووید ۱۹ به مردم جهان اعلام می کنند که روزگار سلامتی و شادی آغاز شده و کرونا را شکست داده اند.

    در هر صورت سال ۹۸ با تمام سختی‌ها و دشواری‌ها به پایان رسید. اگر بخواهیم صرفا نیمه خالی لیوان را نبینیم می‌توان به جنبه‌های مثبت این تجارب اشاره کرد. این تجارب مشترک میزان تاب‌آوری ایرانیان را بار دیگر نشان داد. از سوی دیگر این تجارب مشترک تبدیل به هویتی مشترک شد که حتما می‌تواند در تقویت فرایند ملت‌سازی مد نظر قرار گیرد.  

    ۲۷۲۱۵
  • ماجرای قتلی که ضربه اساسی به اصلاح طلبان زد /فریاد کارگزاران بر سر عارف /ادعای قالیباف درباره انتخابات ۹۶ 

    ماجرای قتلی که ضربه اساسی به اصلاح طلبان زد /فریاد کارگزاران بر سر عارف /ادعای قالیباف درباره انتخابات ۹۶ 

    در مقایسه با محمدحسین مقیمی، علی اصغر احمدی و اسماعیل جبارزاده معاونان سیاسی قبلی رحمانی فضلی، جمال عرف چهره‌ای کمتر شناخته شده حداقل در سطح رسانه‌ها بود. مقیمی در استان مرکزی و جبارزاده در آذربایجان شرقی سابقه استانداری را در کارنامه خود داشتند و احمدی هم مدتی در دولت اصلاحات معاونت امنیتی و انتظامی وزارت کشور بود. مقیمی بعد از طی دوره معاونت سیاسی در وزارت کشور، استاندار تهران شد و با اجرای قانون منع بکارگیری بازنشستگان، از استانداری تهران رفت. جبارزاده هم که سابقه استانداری در آذربایجان شرقی را داشت، مشمول قانون منع بکارگیری بازنشستگان شد. علی اصغر احمدی هم از معاونت سیاسی وزارت کشور به معاونت اجرایی ریاست‌جمهوری رفت. مقیمی  و احمدی ریاست ستاد انتخابات را در چهار انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی و دوره پنجم شورای شهر در سال ۹۴و دوره پنجم خبرگان رهبری و دوره دوازدهم ریاست جمهوری در سال‌ ۹۶ بر عهده داشتند.

    مقیمی، احمدی و جبارزاده گرایش سیاسی اصلاح‌طلبی داشتند. احمدی دبیرکل حزب همبستگی و جبارزاده هم عضو حزب کارگزاران سازندگی بود اما عرف چهره کمتر شناخته شده‌ای بود که بیشتر سابقه امنیتی داشت تا سیاسی و اجرایی. ریاست مرکز بررسی های استراتژیک امنیت ملی(وزارت اطلاعات)، دارای دکتری جامعه شناسی سیاسی و عضو هیات علمی و استادیار پایه ۲۶ دانشگاه و ریاست دانشکده امام باقرعلیه السلام جزء سوابقی بود که از او در پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور منتشر شد. این پایگاه اطلاع‌رسانی همچنین اعلام کرد که جمال عرف علاوه برعضویت درکمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام،عضو ستاد اطلاع‌رسانی و تبلیغات اقتصادی کشور نیز هست.

    افتتاح ستاد انتخابات کشور با حضور رحمانی‌فضلی و جمال عرف

    با تشکیل ستاد انتخابات کشور، وزارت کشور وارد مرحله اجرای انتخابات شد. براساس جدول زمانی انتخابات، در فاصله روزهای۱۰ تا ۱۶ خرداد، مهلت استعفای داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی در نظر گرفته شد و هر مقامی که مشمول ماده ۲۹ قانون انتخابات بود و قصد حضور در انتخابات را داشت، باید در این فاصله (دهم تا شانزدهم خرداد) استعفای خود را به مقام مافوق‌اش اعلام می کرد و موافقت مافوق با تقاضای استعفا را نزد خود نگه می داشت تا روز ثبت‌نام آن را به عنوان یکی از مدارک ثبت نام ارائه کند.

    با این حال در این مقطع، انتخابات دغدغه اصلی مردم نبود. در واقع مسائل معیشتی اجازه نمی داد که مردم متوجه انتخابات باشند. به تبع مردم، فضای حاکم بر جناح‌های سیاسی هم غیر انتخاباتی بود البته تحرکات جناح‌ها برای انتخابات با چراغ‌های خاموش شروع شده بود اما هم این تحرکات خیلی کم و ضعیف بود و هم جریان‌های سیاسی علاقه‌ای نداشتند که خود را برای ورود به انتخابات مشتاق نشان دهند. این نگرانی همراه جریان‌های سیاسی کشور بود که جامعه احساس کند در شرایط سخت اقتصادی، جناح‌ها دنبال انتخابات مجلس هستند مخصوصا که مجلس نتوانسته بود توقعات آنها را حداقل در مسائل معیشتی برآورده کند. البته این شرایط بیشتر در تهران و کلانشهرها حاکم بود و در شهرها و مناطقی که مسائل قومیتی، عشیره‌ای و خانوادگی بر مسائل سیاسی در انتخابات ارجحیت داشت، فعالیت انتخاباتی کم و بیش شروع شده بود. جمال عرف در گفت و گوی خود با روزنامه ایران در اواخر تیرماه اعلام کرده بود که بر اساس رصد وزارت کشور، تا آن مقطع هزار و ۷۰۰ نفر در سراسر کشور خود را برای حضور در انتخابات آماده کرده اند. در مرداد انتخابات شورایاری‌ها در تهران هم با مشارکت ۵۰۹ هزار نفری و داوطلبی حدود ۱۲ هزار نفر برگزار شد که ضعف اطلاع‌رسانی برای برگزاری این انتخابات مشهود بود.

    اصلاح‌طلبان در مقطع بهار و تابستان ۹۸ در انتخاب استراتژی «مشارکت مشروط» ، «مشارکت بی قید و شرط» ، «عبور از انتخابات» و « سکوت در انتخابات» دچار تردید بودند. سعید حجاریان معتقد بود که اگر شروط اصلاح‌طلبان برای انتخابات محقق نشد، عطای آن را باید به لقایش بخشید. تحلیل حجاریان با استقبال بیشتر اصلاح‌طلبان مواجه نشد اما گفت وگویی را در جریان اصلاحات به راه انداخت. بهزاد نبوی نماینده جریان مشارکت بدون شرط و حجاریان به نماینده جریان مشارکت مشروط تبدیل شده بودند. نبوی گفت که اصلاح‌طلبان حتی اگر نامزد معرفی نکردند، نباید انتخابات را تحریم کنند. شرط اصلی اصلاح‌طلبان تایید صلاحیت نامزدهای آنها از سوی شورای نگهبان و برگزاری انتخابات آزاد بود اما در مقابل عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان تاکید کرده بود که شورای نگهبان برای کسی فرش قرمز پهن نمی کند.

     بهزاد نبوی در واکنش به کدخدایی گفت که شورای نگهبان برای ارتقای امنیت ملی، برای اصلاح‌طلبان فرش قرمز پهن کند. چند روز بعد کدخدایی به همه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان اطمینان داد که اگر دارای شرایط مصرح در قانون باشند، تایید صلاحیت خواهند شد. کدخدایی همچنین صلاحیت شورای نگهبان برای تایید صلاحیت داوطلبان انتخابات را تا پیش از تایید اعتبارنامه‌های نمایندگان دانست.

    سیدمحمد خاتمی در زمستان ۹۷ گفته بود دیگر معلوم نیست که اگر ما باز هم از مردم بخواهیم در انتخابات شرکت کنند، آنها به حرف ما گوش دهند اما در تیر ۹۸ به صراحت گفت که «اصلاح‌طلبان و مردم ناراضی باید فداکاری کرده و به خاطر ایران پای صندوق‌های رای بیایند.» البته خاتمی همچنین گفت که «اصلاح‌طلبان نمی توانند به هر قیمتی وارد انتخابات شوند و ان شاءالله فضا باز شود و صلاحیت‌ها تایید شود.» برخی این صحبت‌ها را تناقض‌آمیز دانستند. خاتمی همچنان در این مقطع ممنوع‌التصویر بود و رسانه‌های رسمی نمی توانستند سخنرانی ها یا تصاویر وی را منتشر کنند. مهدی کروبی دبیرکل اعتماد ملی و میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همچنان در حصر خانگی بودند.

    دادگاه محمدعلی نجفی

    ۷ خرداد خبری شوکه کننده منتشر شد. خبر این بود که میترا استاد همسر دوم محمدعلی نجفی به قتل رسیده است. عصر همان روز نجفی با حضور در یکی از کلانتری‌های تهران به قتل اعتراف کرد. این ماجرا شوک بزرگی به جامعه وارد کرد. صداوسیما از همان ابتدا با جدیت خاصی به پوشش خبری این ماجرا پرداخت. پیش از اینکه وکلای نجفی با او همراه شوند، خبرنگار صداوسیما در کلانتری با او مصاحبه کرد و حتی خبرنگار اجازه یافت تا کلتی که نجفی مدعی بود با آن قتل را مرتکب شده بود، در اختیار داشته باشد و در مقابل دوربین خشاب آن را درآورده و آن را وارسی کند. این نوع پوشش خبری صداوسیما درباره قتل بی سابقه بود و با توجه به انتساب نجفی به جریان اصلاحات، برخی تحلیل کردند که صداوسیما از این فرصت برای تسویه حساب با اصلاح طلبان استفاده کرده است چون در این مقطع اصلاح‌طلبان منتقدان جدی صداوسیما بودند. علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ۱۳ خرداد در اینستاگرام خود نوشت که صداوسیما پس از تذکر رهبری برنامه‌های خود درباره این قتل را متوقف کرد. به هر حال با این قتل ضربه به جریان اصلاحات هم وارد شد اما با توجه به اینکه زمان زیاد باقیمانده تا انتخابات، مشخص نبود که این اتفاق بر رای اصلاح‌طلبان در دوم اسفند تاثیر منفی می گذارد یا خیر هر چند خانواده میترا استاد هم از قصاص نجفی دست برداشته و او را بخشیدند.

    اصلاح‌طلبان همچنین با توصیه وزارت کشور و برای تطبیق با قانون جدید فعالیت احزاب و تشکل‌های سیاسی، نام شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح ‌طلبان را به جبهه اصلاح‌طلبان ایران اسلامی تغییر داد، البته از مدتی پیشتر انتقاد به عملکرد شورای سیاستگذاری آغاز شده بود. بیشترین انتقاد را رسول منتجب‌نیا مطرح می‌کرد و معتقد بود در انتخابات ۹۶، نقش احزاب در این شورا کم بوده و شخصیت‌های حقیقی فرصت بیشتری برای تهیه لیست انتخابات شورای شهر تهران را داشتند. منتجب‌نیا همچنین پس از اختلافی که با الیاس حضرتی در اداره حزب اعتماد ملی پیدا کرد، همراه با تعدادی دیگر از اعضای حزب استعفا داد و حزب جمهوریت را تاسیس کرد.

    اما غلامحسین کرباسچی و کارگزاران در مردادماه تندترین انتقادها را به عارف و شورای سیاستگذاری وارد کردند تا آن جا که گفته شد کارگزاران خواهان کنار گذاشتن عارف است و می‌خواهد تشکیلات جدیدی جایگزین شورای سیاستگذاری و جبهه اصلاحات کند. عده‌ای این رفتار کارگزاران را به معنای جدایی آنها را اصلاحات و نزدیک شدن به علی لاریجانی تحلیلی کردند، اما کارگزاران مدعی بود انتقاد آن‌ها درون جبهه‌ای است و به اصلاحات پایبند هستند. از سال ۹۴، رابطه خوبی میان عارف و حزب کارگزاران برقرار نبود و به نظر می‌رسید آن‌ها فقط برای دفع خطر رقیب، کنار هم قرار گرفتند، اما در مرداد ۹۸، فریاد کارگزاران بر سر عارف بلند و علنی شده بود.

    در مقابل، اصولگرایان از افول جایگاه اصلاح‌طلبان خوشحال بودند هرچند سعی می کردند این خوشحالی را خیلی بروز ندهند. به هر حال در ایران درست یا نادرست، دولت مقصر ایجاد مشکلات اقتصادی تصور می‌شود و وقتی جایگاه دولت به‌خاطر ناتوانی در حل مشکلات اقتصادی دچار افول و از محبوبیت دولت کاسته شد، اصلاح‌طلبان که حامی دولت بودند نیز جایگاه خود در افکار عمومی را تا حد قابل توجهی از دست دادند. اصولگرایان که انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر در سال ۹۴ و ۹۶ را در تهران و کلانشهرها و ریاست‌جمهوری در سال ۹۶ را به اصلاح‌طلبان واگذار کرده بودند، حالا شرایط را برای رای آوری خود مساعد می دیدند. البته بیشتر فعالیت اصولگرایان هم در این مقطع فعالیت درون جبهه‌ای بود و آنها تلاش می‌کردند به جای جمنا که تجربه‌ای شکست خورده بود، تشکیلات گسترده‌تری را برای دستیابی به وحدت و اجماع میان خود ایجاد کنند. محمدرضا باهنر دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری گفته بود که هشتاد درصد توان صرف ایجاد تشکیلات داخلی می شود و بیست درصد صرف رقابت با رقیب.

    در بین اصولگرایان محمدباقر قالیباف فعالیت بیشتر و آشکارتری داشت. او با مطرح کردن «نواصولگرایی» به نقد اصولگرایان پرداخت و با معرفی سایتی، از جوانان خواست که خود را برای انتخابات آماده کرده و در صورت آمادگی برای نامزدی در انتخابات در این سایت ثبت نام کنند یا سایر نیروهای شایسته را معرفی کنند. قالیباف می گفت وقت آن است که راهی نو با نیروهای جدید آغاز شود تا در مجلس بر همان پاشنه سابق نچرخد.

     قالیباف از اصولگرایان بابت اینکه او را مجبور به کناره گیری از انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ کرده بودند، گلایه داشت. اصولگرایان در آن انتخابات قالیباف را مجبور به کناره‌گیری به نفع ابراهیم رئیسی کردند. رئیسی در انتخابات از روحانی شکست خورد و در سال ۹۸ رئیس قوه قضاییه شد. قالیباف معتقد بود اگر رئیسی به نفع او کنار می‌رفت، او حسن روحانی را شکست می داد. با این حال سایر اصولگرایان معتقد بودند اقدام قالیباف در دعوت از جوانان برای انتخابات و مطرح کردن ایده نواصولگرایی (که قالیباف تعریف روشنی از آن ارائه نداده بود) اقدامی در چارچوب جریان اصولگرایی است و او در جلسات شورای وحدت که به ریاست غلامعلی حدادعادل برگزار می‌شود، شرکت دارد. البته میان جامعه روحانیت، اعضای جمنا و شورای وحدت هم اختلاف وجود داشت و به نظر می‌رسید که اصولگرایان هم راه درازی برای ایجاد وحدت دارند.

    به هر حال هر دو جریان مراقب بودند که خود را خیلی در زمینه انتخابات فعال نشان ندهند. واقعیت هم همین بود و در این مقطع هر دو جریان فعالیت گسترده‌ای برای انتخابات نداشتند.

    ۲۷۲۱۵

  • آلمان تجمع بیش از دونفر را ممنوع اعلام کرد

    آلمان تجمع بیش از دونفر را ممنوع اعلام کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، دولت آلمان برای جلوگیری از گسترش بیشتر ویروس کرونا تمامی تجمعات بیشتر از دو نفر را در این کشور ممنوع اعلام کرد.

    این قوانین و محدودیت‌ها که حداقل دو هفته اعمال می‌شوند، از جمله سخت‌ترین قوانین اعمال شده توسط کشورهای درگیر کروناست.

  • طلایی: در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدای اصولگراها ۲۵ میلیون رأی دارد

    طلایی: در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدای اصولگراها ۲۵ میلیون رأی دارد

    مرجان احمدی: قرارِ گفتگو با مرتضی طلایی در مجتمع فرهنگی-مذهبی ائمه اطهار بود که چند سالی هست آنجا مسئولیت دارد و مشغول به کار است. چند سال یعنی بعد از پایانِ حضورش در شورای شهر تهران و در روزهای دوریِ نصفه و نیمه اصولگرایان از قدرت. آنجا همه او را «سردار» صدا می زنند. شاید چون مدت حضورش به عنوان فرمانده سپاه پاسداران در چند شهر و به خصوص رئیس پلیسِ تهران بزرگ بودن بیش از هرچیز در مواجهه با مرتضی طلایی برایشان اهمیت دارد.

    با او درباره اختلافات در جریان اصولگرا گفتگو کردیم، از وحدت دقیقه نودی در انتخابات مجلس، از خلاء لیدری و شیخوخیت در جریان اصولگرا که معتقد است بعد از فوت آیت الله مهدوی کنی بیشتر حس شده است و پیشنهاد تشکیل یک یک شورای رهبری و لیدری را می دهد. از تندروها و انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ که مدعی است کاندیدای اصولگرایان می تواند ۲۵ میلیون رأی داشته باشد.

    با مرتضی طلایی از چهره های نزدیک به قالیباف درباره ضرورت بازسازی اعتماد عمومی هم به گفتگو نشستیم، از بی اعتمادی عمومی مردم به جریانات سیاسی و تاثیری که بر میزان مشارکت در انتخابات داشت. از سکوت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم گلایه دارد و تاکید می کند هم اصولگرایان هم اصلاح طلبان در حفظ سرمایه اجتماعی شان موفق نبوده اند.

    مشروح گفتگوی خبرآنلاین با مرتضی طلایی را در ادامه بخوانید؛

    ****

    *آقای طلایی! از ابتدای دهه ۹۰ و اواخر دهه ۸۰ طیفی از تندروها در جریان اصولگرا ظهور و بروز پیدا کردند و در مقاطعی هم به گفته بسیاری از فعالا سیاسی توانستند به عملکرد کلی جریان اصولگرا ضربه بزنند، شاید بخشی از آن به دلیل حمایت اصولگرایان از آقای احمدی‌نژاد بود که نهایتا عملکرد او در دو دوره پای اصولگرایان نوشته شد. در عین حال این گروه ها و افراد هرچه پیش پیش می روند خود را هم انقلابی‌تر و اصولگراتر از بسیاری طیف های دیگر اصولگرا می نامند و این ادعا را دارند. در انتخابات این مجلس هم نشان داده شد که آنها نیرویی هستند که اصولگرایی هم به دنبال جلب نظر آنها است و نهایتا در بستن لیست به آنها سهم داده شد. تعریف شما از این گروه چیست و فکر می کنید که جریان اصولگرا برای حضور این افراد چقدر هزینه داده است؟

    چنین نیروهایی در همه مجموعه ها هستند، مگر در جریان اصلاح طلب حزب مشارکت نبود؟ بنابراین این گروه ها و افراد بودند، هستند و خواهند بود. اما در بررسی شرایط موجود من در جریان انتخابات مجلس یازدهم از جمله کسانی بودم که در تمام مصاحبه هایم پیش از برگزاری انتخابات به همه جریان های اصولگرا توصیه کردم که اگر واقعا دغدغه انقلاب، مردم و کشور را دارید، اگر می خواهید رهبری را از عملکرد خودتان خوشحال کنید، اختلاف سلیقه‌های جزیی  را کنار گذارید و در کنار یکدیگر باشید تا جریان اصولگرا به یک لیست برسد و یک لیست واحد ارائه دهد.

    به وحدت رسیدن دقیقه نودی در انتخابات هزینه زیادی به اصولگرایان تحمیل کرد

    هرچند این اتفاق در نهایت افتاد اما به نظر من هزینه زیادی به اصولگرایی تحمیل شد؛ این اختلافاتی که وجود داشت و تا دقیقه ۹۰ هم ادامه داشت هزینه بالایی تحمیل کرد و بسیاری از نیروهای انقلابی و اصولگرا از کسانی که عامل این اختلافات و حاشیه ها بودند رنجیده خاطر شدند. من فکر می کنم که باید به آن نکته ای برگردیم که اگر احزاب شکل بگیرند این مسائل حل و فصل می شود اما در نهایت اگر جریانی به موضوع نگاه کنیم به نظر می رسد این مردم هستند که باید در انتخاب افراد دقت کنند، اینگونه نیست که این افراد نا شناخته باشند و دیده نشده باشند، این افراد شناخته شده هستند و حرف می زنند و مردم هم دارند حرف هایشان را می شنوند. نهایتا هم یا رای می آورند یا نمی آورند.

    براساس مطالعات و سنجش هایی که صورت گرفته، اعتماد مردم دچار آسیب شده است. البته  موضوع قابل توجه این است که وقتی ما از اعتماد حرف می زنیم نباید این اعتماد را به نظام سیاسی و حاکمیت تعمیم دهیم.نمی توانیم بگوییم مردم در این انتخابات به تندرو ها رای دادند 

    البته شرایط در تهران با حوزه های متفاوت است، در تهران مردم به لیست رای می دهند، شما دیدید که در انتخابات تهران مثلا آقای رسایی رای نیاورد چون مردم لیستی رای داده اند، پس نتیجه گیری می کنیم که اگر ما به صورت تشکیلات حزبی در انتخابات شرکت کنیم، مردم راحت تر تصمیم می گیرند که به چه کسی رای دهند و به چه کسی رای ندهند. بنابراین نمی توانیم بگوییم مردم در این انتخابات به تندرو ها رای دادند یا خیر. مردم به گفتمان اصولگرایی رای دادند، آنها به پیشگامان و لیدرهای شورای ائتلاف اعتماد کردند و رای دادند و هر اتفاقی هم که در آینده رقم بخورد مردم به حساب شورای ائتلاف خواهند گذاشت.

    بعد از رحلت آیت الله مهدوی کنی خلاء رهبری در جریان اصولگرا احساس شد

    *قبل از تشکیل شورای ائتلاف و جمنا و امثالهم، جامعتین نقش مهمی در جریان اصولگرایی داشت. می توان گفت که به نوعی نقش لیدری این جریان به عهده آنها بود. در حال حاضر هم به نظر می رسد آنها از عملکرد تندروها ناراضی هستند و بعضی ها می گویند که تندروهایی همچون پایداری آنها را خانه نشین و منزوی کرده اند. در همین شورای ائتلاف هم جامعه روحانیت مبارز حضور موثری نداشت. آیا واقعا طیفی همچون جبهه پایداری توانسته در دور کردن بزرگان جریان اصولگرا تاثیرگذار باشد؟

    خیر. یک اتفاقی که در جبهه نیروهای انقلابی و اصولگرا رخ داد این بود که بعد از رحلت آقای آیت الله مهدوی کنی خلاء رهبری و پدر معنوی در این جریان بیشتر احساس شد. اگرچه در زمان حیات ایشان هم بعضی از دوستان اصولگرای ما توجه لازم را به نقش و جایگاه ایشان نداشتند اما به هرصورت در زمان حیات مرحوم مهدوی کنی، ایشان به عنوان رهبر گفتمان نیروهای انقلابی و اصولگرا شناخته می شدند و در واقع برای نقش موثری برای کنار هم قرار دادن همه جریان های اصولگرا داشتند و به نوعی مناسبات را تنظیم می کردند.

    بعد از رحلت ایشان اما این خلاء به وجود آمد و در این دوره انتخابات هم بیشتر خود را نشان داد، به این معنا که آن رهبری که در جامعه روحانیت باید نقش فعال تری ایفا می کرد و اجازه نمی داد که جریان های سیاسی به گونه ای روبروی هم قرار بگیرند حضور نداشت که در نهایت سرانجام این باشد که نقش جامعه روحانیت مبارز هم کمرنگ شود.

    از کمرنگ شن نقش جامعه روحانیت گلایه دارم اما…

    من گلایه خودم را از کمرنگ شدن نقش جامعه روحانیت مبارز در انتخابات میان اصولگرایان بیان کردم. اما امروز که انتخابات تمام شده مکمل آن حرف این نکته را هم می گویم که خود جامعه روحانیت مبارز نیز باید نقش فعال تری برای انسجام بخشی، سازماندهی و یکپارچگی نیروهای انقلابی و اصولگرایی ایفا می کرد، اگر او نقش جدی تری را ایفا می کرد به خودی خود جایگاه خودش هم در انتخابات پررنگ تر می ماند اما چون آن نقش کمرنگ شد نهایتا جایگاهشان هم در انتخابات کمرنگ تر شد.

     در همین انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، مرم به برنامه ها و سیاست هایی که جریان اصولگرا تبیین و معرفی کرد رای ندادند بلکه آنها در پاسخ به عملکرد اصلاح طلبان حاکم بر دولت و مجلس و مدیریت شهری «نه» گفتند. چون عملکرد آنها را نپسندیدند و تایید نکردند. یکی از ضعف های نیروهای انقلابی خلاء ریش سفید است

    *پس شما فکر می کنید خلاء یک ریش سفید و به طور کلی جایگاه شیخوخیت در جریان اصولگرا وجود دارد؟

    من معتقدم یکی از ضعف های نیروهای انقلابی و اصولگرایی همین است. جریان اصولگرایی یا باید برای این مساله به صورت یک شورا عمل کند و جمعی از بزرگان نیروهای انقلابی را به عنوان شورای رهبری نیروهای انقلابی و اصولگرا به طورثابت تعیین کند یا اینکه یک رهبر برای خود معین کند. البته به نظر من در شرایط موجود به صورت شورایی باشد بهتر است.

    البته یکی از اشکالات شورای ائتلاف در همین دوره این بود که بعضا ذی نفعان شورای ائتلاف بودند که می خواستند نقش رهبری را ایفا کنند. چون نمی شود که کسی هم در شورای ائتلاف باشد و بخواهد نقش رهبری را در جریان اصولگرا ایفا کند و هم بخواهد در انتخابات شرکت کند. تمام شخصیت هایی که به عنوان رهبران شورای ائتلاف تعیین می شوند مطلقا نباید در انتخابات شرکت کنند و نباید منتسب به هیچ حزب یا جریانی باشند.

    اصولگرایان باید شورای رهبری تشکیل دهند

    مثلا نمی توان گفت که آقای حدادعادل منتسب به حزبی هستند، ایشان به گفتمان و جریان اصولگرایی تعلق دارند، بنابراین اگر ما ۸ تا ۱۰ چهره مثل آقای حداد را در کنار هم می گذاشتیم شورای رهبری شکل می گرفت. افرادی همچون آقای  موحدی کرمانی و غیره. بنابراین من فکر می کنم  این کار باید در جریان اصولگرایی انجام شود. ما تجربه جمنا را داریم که تجربه موفقی نبود، شورای ائتلاف خیلی با زحمت توانست کارش را جمع کند و به نظر من یکی از ضعف هایش همین بود که کسانی که خودشان در شورا بودند و سهمیه می خواستند، جایگاه و قداست این شورای رهبری را مخدوش کردند.

     شورای رهبری نیروهای انقلابی و اصولگرا مطلقا نباید حزبی باشند و نباید خودشان در انتخابات شرکت کنند. باید چهره هایی ملی بدون وابستگی به گروه و جریان ها باشند و فقط به گفتمان انقلابی و اصولگرایی وابستگی داشته باشند. اگر این اتفاق رقم بخورد ما می توانیم در مقاطع بعدی انتخابات بهتر عمل کنیم.

    *برخی از چهره های اصولگرا معتقدند که هویت اصولگرایی باید برای افکار عمومی بازتعریف شود و تشکیل مجلس یازدهم را فرصتی برای این موضوع می دانند. به نظر شما این بازتعریف چقدر ضرورت دارد و در این راستا چقدر امکانی برای بروز و ظهور چهره های معتدلتر و عقلای جریان اصولگرا وجود دارد؟

    باز هم همان نسبت بین گفتمان و تشکیلات است. ما در کشور دو نوع گفتمان داریم، یکی گفتمان انقلابی و دیگری گفتمان غیر انقلابی.  گفتمان انقلابی در قالب عنوان اصولگرایی تعریف می شود. اما چون همین جماعت در تشکل های سیاسی تعریف می شوند، بعد برای اهداف سیاسی خودشان رفتارهایی می کنند که به این گفتمان آسیب وارد می کند.

    با این حساب اگر گفتمان اصولگرایی را همان گفتمان انقلاب اسلامی بدانیم ( که این یک اصل ثابت است)، این گفتمان های جریان سیاسی داخل گفتمان اصولگرایی و انقلابی قرار می گیرند که باید نسبت ها، جایگاه و گفتمان و روش و منش خود را برای جامعه تبیین و بازتعریف کنند.

     مشکل ما در اجرای قانون است، مشکل ما در نوع استفاده از ظرفیت ها است، ما در حال حاضر در موضوعی گیر نداریم که بگوییم چون این کار گیر کرده باید با رفراندوم این مساله را حل کنیم. البته گاهی رفتارهایی از تشکل های مختلفی که خودشان را به نام اصولگرایی میشناسند می بینیم که با آن گفتمان انقلابی فاصه دارد. به عقیده من اینجاست که آقای سلیمی نمین نظرشان به بازتعریف گفتمان اصولگرایی است. به این معنا که تشکل های سیاسی در درون گفتمان انقلاب اسلامی باید خودشان، منشور و میثاق نامه شان را شفاف و روشن برای جامعه عرضه کنند و منطبق آن عمل کنند که این ضعف الان وجود دارد. (البته درحال حاضر هم حزبی همچون مؤتلفه یک ساختار مشخص دارد، از ابتدا بوده و همه مؤتلفه را با همان ویژگی ها می شناسند اما بعد از مؤتلفه دیگر تشکیلاتی نداریم که بگوییم دومین تشکیلات درون گفتمان اصولگرایان است که شفاف و فارغ از نظرات شخصی هستند).

    میزان مشارکت به بالای ۵۴ درصد می رسد اگر…

    *اصولگرایان در انتخابات مجلس یازدهم پیروز شدند اما مساله مشارکت پایین مردم در این انتخابات به خصوص در شهرهای بزرگ مطرح بود. شما فکر می کنید که تا انتخابات ۱۴۰۰ اصولگرایان باید چه مسیری را طی کنند که بتوانند در انتخابات های شورای شهر یا ریاست جمهوری هم پیروز شوند؟ یعنی فکر می کنید می توانند مجددا پیروز میدان باشند؟

    البته میزان مشارکت با شرایطی که در کشور حاکم بود چندان فاصله زیادی با گذشته نداشت. در نظر داشته باشید میزان واجدان شرایطی که وزارت کشور برای شرکت در انتخابات اعلام شد یک تفاوت با انتخابات ریاست جمهوری دارد. اینکه در انتخابات ریاست جمهوری کسانی هم که در خارج از کشور هستند می توانند در انتخابات شرکت کنند اما در انتخابات مجلس نمی توانند. ما حداقل ۴ تا ۵میلیون نفر مهاجر داریم که واجد شرایط رای دادن هستند اما وزارت کشور این موضوع را آنالیز نکرد و نگفت که از این تعداد این میزان مهاجرت کرده اند.

    از طرفی  درصدی هم افرادی هستند که اساسا نمی توانند در انتخابات شرکت کنند، آنها افراد خاص هستند. یعنی من می خواهم بگویم چیزی در حدود ۷ تا ۸ میلیون نفر از تعداد افراد واجد شرایط که وزارت کشور اعلام می شود را باید کم کنیم، اگر این تعداد را کم کنیم میزان مشارکت به بالای ۵۴ درصد می رسد و این یک نرم جهانی است.

    سکوت اصلاح طلبان در کاهش میزان مشارکت تاثیر داشت

    در عین حال در جریان این انتخابات بحث کرونا هم مطرح شد، شرایط اقتصادی کشور را هم ببینیم، بی اعتمادی جامعه را هم در نظر بگیریم، وقتی همه این مسائل در کنار هم قرار می گیرند نشان میدهد که میزان مشارکت می توانست بالاتر از این هم باشد. همچنین شما میزان تحرکات اصلاح طلبان در انتخابات مجلس را هم در نظر داشته باشید، آنها کاملا خنثی بودند و به نوعی در سکوت از کنار انتخابات عبور کردند، آنها رسما نگفتند ما در انتخابات حضور نداریم اما به صورت غیر رسمی هم کاری نکردند، یعنی این رفتار جریان اصلاح طلب را هم باید به دیگر دلایلی که میزان مشارکت را به نوعی پایین آورد، اضافه کرد.

    عملکرد اصولگرایان در مجلس یازدهم شرط موفقیت شان در انتخابات ۱۴۰۰ است

    اما اینکه اصولگرایان به گفته شما مجلس را در اختیار گرفتند و در سال آینده هم انتخابات شوراها و ریاست جمهوری چطور برگزار می شود، من فکر می کنم عملکرد مجلس یازدهم تعیین کننده است. از همان نقطه آغاز که انتخابات هیئت رئیسه است تا آخر؛ اگر اصولگرایان بتوانند مسائل داخلی خود را جای دیگر حل کنند و حضورشان در مجلس نمادی از انسجام، یکپارچگی، وحدت و همدلی باشد و ۳ تا ۴ برنامه اولویت دار و مشخص داشته باشند و به آنها ورود کنند، در عین حال به دنبال حاشیه نروند، شروط موفقیت اصولگرایان در انتخابات سال آینده تعیین کننده است.

    خیلی ها دوست دارند بیایند و مجلس یازدهم را درگیر مسائل دولت کنند؛ مثلا طرح استیضاح رئیس جمهور را مطرح کنند و امثالهم اما این کارها همان حاشیه ها هستند که اگر اصولگرایان در مجلس بعد به آن ورود کنند به آبرو و اعتبارشان آسیب وارد می کند و موفقیتشان را دچار تردید و مشکل خواهد کرد، از سویی و به کشور و مردم هم لطمه وارد می کند.

    *پس شرایط انتخابات ۱۴۰۰ به عملکرد مجلس یازدهم بستگی دارد.

    بله.

    یکی از اشکالات شورای ائتلاف در همین دوره این بود که بعضا ذی نفعان شورای ائتلاف بودند که می خواستند نقش رهبری را ایفا کنند. نمی شود که کسی هم در شورای ائتلاف باشد و بخواهد نقش رهبری را در جریان اصولگرا ایفا کند و هم بخواهد در انتخابات شرکت کند. تمام شخصیت هایی که به عنوان رهبران شورای ائتلاف تعیین می شوند مطلقا نباید در انتخابات شرکت کنند و نباید منتسب به هیچ حزب یا جریانی باشند.اصولگرایان اختلافات را حل کنند، بعد وارد مجلس شوند

    *موضوع مورد توجه این است که در جریان این انتخابات توافق لحظه آخری و وحدت سختی در مجموع اصولگرایان شکل گرفت و درحال حاضر اختلاف نظرها به خصوص میان جبهه پایداری و طیف آقای قالیباف بالا گرفته که حتی در هفته پایانی انتخابات کار به برخی نامه نگاری ها هم کشید. با این حساب فکر می کنید این وحدت می تواند مجلس یازدهم شکل بگیرد یا این اختلافات به مجلس هم کشیده میشود؟

    ما خوشبین هستیم که این وحدت بدست می آید و امیدواریم همه عزیزانی که به مجلس راه پیدا کردند نشانه پایبندیشان به راه امام و رهبری، اهتمامشان به منافع ملی و امنیت کشور و توجه به موفقیت جبهه انقلاب و جریان اصولگرایی را در کنار هم قرار دهند و با عقلانیت از آنچه که می تواند نشان و نمودی از اختلافات در بینشان باشد بپرهیزند. یعنی اختلافات را حل کنند و بعد وارد مجلس شوند.

    *فکر می کنید طیف تندرو می تواند در مجلس یازدهم کنترل شود؟

    من اصطلاح تندرو را نمی پسندم. من آنها را میشناسم و اتفاقا این دوستان، بسیار عاقل، فهیم، دلسوز و متدین هستند. همین ها که شما اسمشان را تندرو می گذارید، در مجلس قبل شرایط برجام را به خوبی می دیدند و از سر دلسوزی حرفی زدند اما شیوه حرف زدنشان به گونه ای شد که متهم به تندروی شدند. آنها می توانستند در مجلس به گونه ای رفتار کنند که نشانی از تندروی نباشد. بنابراین این دوستان هم مثل سایر دوستان اصولگرا، دلسوز و خدمت گزار انقلاب هستند . اما از آنها انتظار می رود که خودشان پایین بیایند و کمک کنند تا بقیه بالا بروند تا به یک تعادلی برسند. با این وجود انشالله به آن شاخصی که برای موفقیت در برنامه های آتی عرض کردم می رسیم.

    *اصولگرایان در انتخابات سال ۹۶ به کاندیدای واحد رسیدند. ۱۶ میلیون هم سبد رای اصولگرایان بود که عدد قابل توجهی است. فکر می کنید در انتخابات ۱۴۰۰ هم می توانند این میزان رای یا بیشتر از آن را داشته باشند؟

    بستگی  دارد آن شورایی که از آن نام بردم، چگونه شکل بگیرد.

    اصولگرایان در ۱۴۰۰ نباید درگیر تعدد کاندیدا شوند

    *قرار است شکل بگیرد؟

    بله به طور طبیعی شکل می گیرد. البته  تعدد کاندیدا هم نباید در بین نیروهای اصولگرا باشد.

    تضمین میکنم کاندیدای اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آینده، ۲۵ میلیون رأی دارد

    *فکر می کنید اصولگرایان به وحدت و کاندیدای واحد می رسند؟

    درحال حاضر نمی شود پیش بینی کرد. اکنون می توان انتظارات را بیان کرد. انتظار مردم، انتظار جبهه نیروهای انقلابی و حزب اللهی در سطح جامعه این است که اصولگرایان هر کاری می خواهند بکنند از الان انجام دهند که سال آینده با یک چهره پا به عرصه انتخابات بگذارند. اگر این اتفاق رقم بخورد من تضمین می کنم که کاندیدای اصولگرایان ۲۵ میلیون رای خواهد داشت.

    عملکرد اصولگرایان در مجلس یازدهم تعیین کننده است. از همان نقطه آغاز که انتخابات هیئت رئیسه است تا آخر؛ اگر اصولگرایان بتوانند مسائل داخلی خود را جای دیگر حل کنند و حضورشان در مجلس نمادی از انسجام، یکپارچگی، وحدت و همدلی باشد، شرط موفقیت آنها در انتخابات ریاست جمهوری است.*شما چهره یا چهره های خاصی را به عنوان کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ می بینید؟

    به نظر من باید مقداری تامل کرد. چهره هایی هستند که اکنون تلاش می کنند اما بهتر است نام نبریم.

    *آقای طلایی کمی فضای گفتگو را تغییر دهیم، در سال های اخیر بسیاری از مسئولان و چهره های سیاسی بارها بحث بی اعتمادی مردم نسبت به نظام سیاسی کشور را مطرح کردند و هشدارهایی هم نسبت به پایین آمدن این اعتماد عمومی داده شد، برخی این موضوع را به مشارکت پایین مردم در انتخابات مجلس یازدهم نسبت به دوره های قبل هم مرتبط می دانند. با این تفاسیر شما فکر می کنید لزوم بازسازی اعتماد عمومی در گام دوم انقلاب وجود دارد؟

    اعتماد همچون فنداسیونی است که یک ساختمان در آن بنا می شود. بقا، دوام و استحکام یک ساختمان بستگی به زیرساخت و فنداسیونی دارد که برای آن پیش بینی شده است. به زبان جامعه شناسی باید بگویم که اعتماد مردم و اعتماد عمومی همچون سرمایه اجتماعی است که رابطه بین مردم و حاکمیت و دولتمردان و مسؤلان را برقرار می کند و به هر میزانی که این اعتماد قوی تر باشد میزان مشارکت و همکاری مردم هم با مدیران و دست اندرکاران و دولتمردان بیشتر خواهد بود.

    البته این اعتماد صرفا موضوعی نیست که ما در حد رابطه بین مردم و حاکمیت و یا دولت به آن اکتفا کنیم. اعتماد سرمایه ای است که در تمام حوزه ها و سطوح کاربرد دارد، از مهمترین  و در عین حال حیاتی ترین مجموعه و نهاد به نام نهاد خانواده هم مورد توجه قرار می گیرد. اگر بین اعضای خانواده و فرزندان و یا بین اولیا و فرزندان اعتماد وجود نداشته باشد چالش ها و مشکلاتی که برای آن خانواده پیش می آید قابل حل نیست؛ همینطور که جلو بیاییم در سطوح سازمان ها و حوزه های مدیریتی از جزئی ترین دستگاه های اجرایی و بخش های مرتبط تا کلیت یک دولت و حاکمیت هم مورد توجه است.

    اعتماد عمومی مردم آسیب دیده است

    همه نظام های سیاسی، دولتمردان و همه کارگزاران و مدیران در تمام سطوح باید موضوع اعتماد اجتماعی را به عنوان یک سرمایه و به عنوان یک عامل بقا و حیات بدانند و در تقویت و گسترش آن تلاش کنند. امروز در جامعه ما، همه اذعان دارند که ضریب اعتمادی که ما از آن صحبت می کنیم کاهش پیدا کرده است.

    این موضوع براساس مطالعات و سنجش هایی که صورت گرفته و همچنین مطالعات سرمایه های اجتماعی در ۲ دوره در سالهای گذشته اثبات شده است. متاسفانه بررسی ها این واقعیت را نشان می دهد که اعتماد مردم دچار آسیب شده است. این مطالعات حتی نشان می دهد که اعتماد بین فرد با فرد هم آسیب دیده ، به طور مثال اگر شما در قدیم می خواستید مسافرت بروید، منزلتان را به همسایه می سپردید که مراقب باشد، اما امروز این اعتماد به حدی آسیب دیده که مردم از این کار هم اجتناب می کنند.

    اعتماد مردم به مسئولان کم شده نه از حاکمیت و نظام سیاسی

    البته  موضوع قابل توجه این است که وقتی ما از اعتماد حرف می زنیم نباید این اعتماد را به نظام سیاسی و حاکمیت تعمیم دهیم، اگرچه این کاهش اعتماد تاثیراتی بر حاکمیت هم دارد اما حاکمیت و نظام سیاسی دارای یک ساختار و سازمانی است که بر اساس عملکرد مدیران، کارگزاران و دولت ها به گردش در می آید و به خودی خود عاملی برای تولید امنیت سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی نیست.

    میزان تحرکات اصلاح طلبان در انتخابات مجلس را هم در نظر داشته باشید، آنها کاملا خنثی بودند و به نوعی در سکوت از کنار انتخابات عبور کردند، آنها رسما نگفتند ما در انتخابات حضور نداریم اما به صورت غیر رسمی هم کاری نکردند، یعنی این رفتار جریان اصلاح طلب را هم باید به دیگر دلایلی که میزان مشارکت را به نوعی پایین آورد، اضافه کرد.مسئله این است که کارگزاران و مسؤلان و مدیرانی می آیند و با عملکرد خودشان این نسبت را از خط قرمزهایش عبور می دهند تا جایی که ممکن است میزان ناراحتی و گلایه مردم آنقدر افزایش پیدا کند که بی اعتمادی خودشان از قوای سه گانه و دستگاه های گوناگون را هم به نظام سیاسی و حاکمیت تعمیم دهند، اما وقتی با همین مردم می نشینیم و صحبت می کنیم و مسائل را از هم تفکیک می کنیم می بینیم که اینطور نیست.

    این موضوع در برخی مناسبت های ملی، انقلابی و مذهبی هم به اثبات می رسد، می بینیم که حضور مردم بیانگر این است که آنها به نظام سیاسی و حاکمیت اعتماد و اعتقاد دارند. بارزترین نمونه آن در سال ۹۸ و در ایام شهادت شهید سلیمانی رخ داد. برآوردها از میزان حضور مردم در تجمعات و مجالس گوناگونی در سطح کشور چیزی حدود ۵۰ میلیون نفر محاسبه شد، درحالی که ایشان یک فرد نظامی بود و به آن معنا کار اجرایی نداشت و درحالی که برخی می گویند  مردم نسبت به نظامی ها چندان روی خوشی ندارند اما ما دیدیم وقتی یک چهره زندگی سالم و پاک داشته و یک انسان مخلص و فداکار برای کشور و ملتش بوده، مردم به شهادت او اینچنین واکنش نشان می دهند.

    بین اعتماد مردم به حاکمیت با اعتماد به کارگزاران و مدیران تفکیک قائل شویم

    شاید این موضوع نزدیکترین نمونه ای باشد که بتوان به حاکمیت تعمیم داد، چراکه نیروهای مسلح در ساختار نظام سیاسی ما در جایگاهی قرار دارند که نسبتشان با حاکمیت نسبت بسیار تنگاتنگی است و زیر نظر فرماندهی معظم کل قوا فعالیت می کنند. نسبت فرماندهی کل قوا هم با نظام سیاسی و حاکمیت خیلی تنگاتنگ است، بنابراین می خواهم از این رویداد نتیجه بگیرم که باید مرز بین اعتماد مردم به حاکمیت و نظام سیاسی با اعتماد مردم به دولت و قوای مختلف و کارگزاران و مدیران را تفکیک کرد.  ناکارآمدی، سوءمدیریت ها، مفاسد مالی، رانت خواری ها و… جزو عواملی است که این اعتماد را در جامعه ما مخدوش کرده است.

    به خصوص مسئله ناکارآمدی؛ به هر حال مردم انتظار دارند که دولت و قوای مختلف در جامعه برایشان کار کنند و به آنها خدمت کنند. مشخص است که این کار با مصاحبه و گفت و گو محقق نمی شود و مردم باید خدمت رسانی را در زندگیشان لمس کنند، وقتی مردم می بینند که قیمت مایحتاج عمومی شان هر روز نوسان دارد و هیچ نظارتی بر عرضه این خدمات به مردم نیست، هرچه هم دولت بگوید ما به مردم احترام می گذاریم و مردم  برای ما اهمیت دارند، مردم تمام این گفته ها را در حد حرف می بیند.

    تغییر رئیس قوه قضاییه موجب امیدواری و احیا اعتماد مردم شد

    این امر البته در سایر قوا هم همین گونه است، مثلا در قوه قضاییه.  همین تغییر مدیریتی که در راس حوزه صورت گرفت بسیار موجب امیدواری شد و باعث شد نوعی احیا اعتماد مردم به قوه قضاییه شکل بگیرد. چرا که مردم می بینند مدیریتی به راس قوه آمده و تلاش می کند خواست مردم از جمله مبارزه با فساد، اجرای عدالت و.. را برآورده کند. مردم زمانی که عملی را ببینند اعتماد می کنند.

    آقازاده فلان مسئول این میزان دلار را از کجا آورده است؟

    به طور مثال شما دیدید که خزانه داری آمریکا یک لیست شصت و چند نفره ای را به عنوان فرزندان مسؤلان و دولتمردان ما در گذشته و حال اعلام کرد و گفت که عدد قابل توجهی از دارایی آنها را در آمریکا مصادره کردند. وقتی من به عنوان یک شهروند می بینم که آقازاده فلان مسؤل و همه آقازاده های مسؤلان در سطوح مختلف در آمریکا هستند و این میزان دلار در حساب های آنها بوده ، این سوال برایم مطرح می شود که آنها این دلارها را از کجا آورده اند؟ پدران آنها هم مثل ما کارمند هستند پس این پدر چگونه این همه پول میلیاردی به دلار را در حساب فرزندش در آمریکا قرار داده است؟ نتیجه همه این مسائل می شود بی اعتمادی مردم که ما امروز به عنوان مهم ترین چالش در جامعه با آن مواجه هستیم.

    از طرفی اگر بخواهیم یک مثال روشن تر بزنیم، موضوع شیوع ویروس کرونا قابل توجه است. اینکه چرا علی رغم اینکه جان مردم در خطر است اما میزان همکاری مردم با دولت به طور مشخص در بخش های مختلف برای همراهی در مدیریت بحران پایین است؟ مسؤلان به هر شیوه ای از مردم می خواهند که از خانه هایشان بیرون نیایند اما مردم گوش نمی کنند، این اتفاق چرا افتاده است؟ اگر مسولان ما از این اتفاقات درس بگیرند متوجه می شوند که مردم مشارکت و همکاری با خواسته های دولت ندارند که ناشی از بی اعتمادی است. با توجه به چنین مسائلی می توان روزنه امیدی برای اصلاح مسیر گذشته باز کرد.

    *افراد و دستگاه های مختلف، به نوعی به احزاب و گروه های سیاسی موجود در کشور (مشخصا ۲ طیف اصلاح طلب و اصولگرا) وابستگی دارند. در چند سال اخیر هم اعتراضاتی از سوی بخشی از مردم صورت گرفت که بیشتر متوجه مسائل معیشتی بود. اما شعار « اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا،» هم از درون این اعتراضات شنیده شد. شما فکر می کنید بخشی از این بی اعتمادی به کارکرد گروه ها و چهره های سیاسی مربوط می شود؟ و آیا لازم است گروه های سیاسی یک بازسازی و تغییری درون جناحی داشته باشند؟ البته هر دو جناح از ضرورت این بازسازی صحبت می کنند. اصولگرایان که در این چند سال اخیر به بحث انقلابی بودن و بازگشت به اصول انقلابی روی آوردند و اصلاح طلبان هم ضرورت این بازسازی را مورد تاکید میدانند. اما آیا دو جناح باید جدا از هم بازسازی انجام دهند؟ یا برای اینکه این اعتماد بازگردد لازم است که مشترکا و پای یک میز مذاکره این کار را انجام دهند؟

    پیش از هرچیز باید بپذیریم که ما در کشور به طور رسمی تشکیلات سیاسی نداریم. دو جریان فکری و اندیشه ای در کشور وجود دارد که اگر از اول انقلاب به آن نگاه کنیم به خط راستی ها و چپی ها معروف بودند و امروز اصولگرا و اصلاح طلب خوانده می شوند. آنها بیشتر دو گفتمانی هستند که برخواسته از اندیشه های بزرگان و لیدرهای کشور بوده که خودشان را در جایگاه رهبری و لیدری جامعه می دیدند و با طرح موضوعات مختلف اعتماد بعضی از مخاطبین را در جامعه به خودشان جلب کردند.

    ما تجربه جمنا را داریم که تجربه موفقی نبود، شورای ائتلاف خیلی با زحمت توانست کارش را جمع کند و به نظر من یکی از ضعف هایش همین بود که کسانی که خودشان در شورا بودند و سهمیه می خواستند، جایگاه و قداست این شورای رهبری را مخدوش کردند.نه اصولگرایان در حفظ سرمایه اجتماعی توفیقی داشتند نه اصلاح‌طلبان

    ما امروز نمی توانیم بگوییم وضعیت کدام حزب و یا جمعیت سیاسی در جامعه چطور است، به نوعی برای همین دو تشکیلات هم ما می توانیم نقش دولت در سایه را تعریف کنیم، یعنی زمان هایی که در حاکمیت نیستند به سایه می روند و زمان هایی که به حاکمیت می آیند در متن قرار می گیرند. هر دو جریان چه آن زمان که در متن بودند و چه آن زمان که در سایه بودند، به شیوه های مختلف در حفظ سرمایه اجتماعی خود که اعتماد مخاطبانشان بوده توفیق چندانی نداشتند.

    مردم در انتخابات ۲ اسفند به برنامه‌های اصولگرایان رای ندارند، به اصلاح‌طلبان «نه» گفتند

    من بر این باورم که حتی در همین انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، مرم به برنامه ها و سیاست هایی که جریان اصولگرا تبیین و معرفی کرد رای ندادند بلکه آنها در پاسخ به عملکرد اصلاح طلبان حاکم بر دولت و مجلس و مدیریت شهری «نه» گفتند. چون عملکرد آنها را نپسندیدند و تایید نکردند. در عین حال اعتمادشان به آنها سلب شد نهایتا به طور طبیعی باید گزینه بعدی را انتخاب می کردند و سراغ اصولگرایان آمدند.

    *می توان گفت که این موضوع به یک چرخه در کشور تبدیل شده چون در مجلس دهم و دولت یازدهم هم دقیقا همین اتفاق افتاد.

    بله. آنجا هم مردم به اصلاح طلبان رای ندادند بلکه در نفی عملکرد اصولگرایانی که در متن مدیریت بودند چنین رایی دادند. چون عملکرد آنها را قبول نداشتند. البته تبلیغات سوءیی هم که علیه شان صورت گرفت موجب پیروزی اصلاح طلبان شدند. این نکته مهمی است که آیا مردم به برنامه ها، سیاست ها و وعده های اصولگرایان و اصلاح طلبان رای می دهند؟ خیر، ما هرگز چنین چیزی را ندیده ایم. البته در انتخابات ریاست جمهوری و مناظرات به صورت کلی یک کلید واژه هایی مطرح می شود هرچند متاسفانه باید عرض کنم که این کلیدواژه ها هم بیشتر در نفی و حذف و کوبیدن رقیب بوده و به عنوان یک برنامه مطرح نشده است.

    هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب چه آن زمان که در متن بودند و چه آن زمان که در سایه بودند، به شیوه های مختلف در حفظ سرمایه اجتماعی خود که اعتماد مخاطبانشان بوده توفیق چندانی نداشتند.به طور مثال مردم از عملکرد دولت های نهم و دهم از باب سیاست خارجی دلخور بودند بنابراین رقیبی که در انتخابات شرکت کرد، گفت ما برای اینکه مسائل را حل و فصل کنیم می خواهیم تدبیر کنیم، “تدبیر”و “امید” کلیدواژه شد، این کلیدواژه ها ضعف هایی بود که مردم در عملکرد دولت های نهم و دهم احساس کردند. می خواهم بگویم که رقیب می آید و از این ضعف ها استفاده ابزاری می کند و اینگونه نیست که بگوید یک برنامه مشخص دارد و اگر روی کار آمد آن را عملی می کند.

    دولت فعلی بر سوءمدیریت ها و ایرادات دولت های نهم و دهم سوار شد

    همانطور که الان می بینیم که دولت های یازدهم و دوازدهم رو به پایان است اما کدام یک از وعده هایی که در دو دوره انتخابات دادند را عملی کردند؟ چرا نتوانستند عمل کنند؟ چون برای آن هیچ برنامه ای نداشتند. این دولت بر ضعف ها، نارضایتی ها، سوءمدیریت ها و ایرادات دولت های نهم و دهم سوار شد و با نفی آنها، شعارها و کلیدواژه هایی را ارائه کرد اما در عمل هیچ کاری نکردند و هیچ کدام از مشکلات کشور حل نشد.

    مردم به خاطر ایرادات دولت احمدی نژاد، کل جریان اصولگرا را حذف کردند

    بنابراین ضمن اینکه ما تشکیلات رسمی سیاسی نداریم که بگوییم مثلا فلان حزب بوده، به مردم برنامه داده و مردم به فلان حزب رای دادند و امروز این حزب به تعهداتش عمل نکرده است لذا دیگر مردم به این حزب رای نمی دهند؛ پس می گوییم مردم از یک جریان روی برمی گرانند و به یک جریان دیگر روی می آورند، این در حالی است که چه بسا در بین هر دو جریان نیروهای کارآمد، توانا و لایق هستند که کار کرده اند و می توانند کار کنند اما مثلا به خاطر ایراداتی که در دولت های نهم و دهم وجود داشت مردم کل جریان اصولگرا را حذف کردند، تمام نیروهای کارآمد  و توانا هم با روی کار آمدن دولت یازدهم از صحنه حذف شدند و این مسئله بسیار مهمی است و آسیب هایی به کشور وارد می کند.

    در حالی که اینگونه نیست، تبلور آنچه امروز اتفاق می افتد نتیجه عملکرد شخص رئیس جمهور و وزرا است. حتی استانداران هم در سطح ملی دیده نمی شوند که مردم بخواهند آنها را ارزیابی کنند، پس این سزاوار نیست که به دلیل عملکرد سوء یک رئیس جمهور و به تبع آن چند وزیر ما بیاییم و نیروهای کارآمدی که در سطوح دیگر هستند (که در همین دولت هم هستند و اگر ما میدان به آنها بدهیم می تواندد کارآمدی داشته باشند)، را هم حذف کنیم.

    من فکر می کنم باید به سمتی پیش برویم که احزاب و تشکیلات سیاسی در کشور جایگزین دو جریان گفتمانی شوند و بپذیریم که ما دو گفتمان داریم، یک گفتمان انقلابی گری و اصولگرایی و دیگری هم گفتمان روشن فکری و متمایل به غرب. اگر واقعا می خواهیم وضعیت جامعه را درست کنیم باید بپذیریم که این دو گفتمان در جایگاه خودشان باشند و احزاب باید در دل آنها رسمیت پیدا کنند، تقویت شوند و برنامه بدهند و حزب رای بیاورد. مثلا اگر در همین انتخابات به جای دو جریان ۴۰ حزب کاندید داشتند و ۳۰ حزب وارد مجلس می شد و بعد از انتخابات این ۳۰ حزب با هم ائتلاف می کردند و با هم برای اداره مجلس تعامل داشتند چقدر وضعیت فرق می کرد؟ اما این اتفاق برعکس رخ داد.

     به اصلاح قوه مجریه و مقننه نیاز داریم

    قبل از انتخابات احزاب ائتلاف کردند و ما دیگر بعد از انتخابات چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ هرکسی دارد کار خودش را می کند. اگر ما بخواهیم در مسیر گام دوم انقلاب قدم برداریم، یکی از راهکارها این است که وضع موجود را اصلاح کنیم، ما به اصلاح قوه مجریه و مقننه نیاز داریم، ما نیاز داریم که سازمان ها تشکل های سیاسی را سر و سامان دهیم و به آنها رسمیت بخشیم.

    نمی توانیم بگوییم مردم در این انتخابات به تندرو ها رای دادند یا خیر. مردم به گفتمان اصولگرایی رای دادند، آنها به پیشگامان و لیدرهای شورای ائتلاف اعتماد کردند و رای دادند و هر اتفاقی هم که در آینده رقم بخورد مردم به حساب شورای ائتلاف خواهند گذاشت.همچنین باید بگوییم که احزاب بیایند و برنامه خودشان را برای بیانیه گام دوم ارائه دهند؛ بیانیه گام دوم درواقع یک سند راهبردی برای اداره کشور است. بنابراین احزاب باید بنشینند و کار کارشناسی و مطالعاتی انجام دهند و مثلا بگویند ما برای بخش مرتبط با بخش معنویت یا بخش جوانان این برنامه ها را داریم، اگر ما در کشور به قدرت برسیم برای تحقق این مباحث برنامه هایی داریم؛ آنوقت شما شاهد این هستید که دانشگاه ها و مراکز علمی و متخصصان و صاحب نظران، همه به کار گرفته می شوند چون من می بینم این افراد در شبکه های اجتماعی چه حرف های ارزشمندی بیان می کنند اما در مرحله اجرا کسی آن را اجرایی نمی کند و روی زمین می ماند، اما اگر ما حزب داشتیم این برنامه ها روی زمین نمی ماند.

    نیازی به اصلاح قوانین نیست /در موضوعی گیر نداریم که نیاز به رفراندوم باشد

    *برای این تغییری که شما هم از آن سخن گفتید بسیاری بحث بازنگری در قانون اساسی، برگزاری رفراندوم در بعضی حوزه ها، پیشنهادهایی درخصوص شکل گیری نظام پارلمانی، افزایش اختیارات رئیس جمهور و … را مطرح می کنند. شما فکر می کنید نیازی به این تغییرات قانونی وجود دارد؟ برای همین موضوع قدرت گرفتن احزاب آیا لازم است در سطح قانونی اقدامی انجام شود؟

    من فکر نمی کنم که ما مشکلی با قانون اساسی داشته باشیم و مشکل در قانون نیست. مشکل ما در اجرای قانون است، مشکل ما در نوع استفاده از ظرفیت ها است، ما در حال حاضر در موضوعی گیر نداریم که بگوییم چون این کار گیر کرده باید با رفراندوم این مساله را حل کنیم. ما قانون احزاب داریم؛ مدیریت ها، کارگزاران و دولتمردان باید به این موضوع توجه کنند و به آن بپردازند. به اعتقاد من همین قوانینی موجود می تواند به راحتی مشکلات ما را حل کند.

    کشور ما انعطاف زیادی دربرون رفت از مشکلات و بن بست ها دارد، نمونه اخیر آن حل مسئله بودجه سال ۹۹ بود، شرایط کشور به گونه ای شد که مجلس جلسه ای تشکیل نداد و گفتند نمی توانند تشکیل جلسه بدهند. به رهبری رجوع کردند که مصوبه کمیسیون تلفیق به عنوان مصوبه تلقی شود و به دولت ابلاغ شود و کشور لنگ نماند؛ این را با رفراندوم که نمی شود حل کرد، هرچند نباید بگذاریم کار به اینجا برسد و ما نباید از اختیارات رهبری اینگونه استفاده کنیم اما می خواهم بگویم انقدر ظرفیت داریم که به هر مشکلی که برخورد کنیم به واسطه حدود قانون اساسی مان و جایگاهی که رهبری در قانون اساسی دارد، برای مشکلات تدبیر شود.

    در همین بحث کرونا هم وقتی احساس شد دولت بیش از این نمی تواند به تنهایی موضوع را مدیریت کند رهبری ورود پیدا کردند و با اختیارات قانونی خود نیروهای مسلح را وارد موضوع کردند.

    طرح بحث رفراندوم سیاسی‌کاری و فرار رو به جلو است

    برای همه مشکلات هم راهکارهای قانونی وجود دارد، آنهایی که بحث رفراندوم را مطرح می کنند بیشتر جنبه سیاسی دارد و که با این شیوه ها و سیاسی کاری می خواهند فرار رو به جلو داشته باشند. من به سابقه اجرایی کار خودم که نگاه می کنم می بینم، پلیس، پلیس بوده است و تغییری نکرده، اما من در دوره ای آمدم و مسولیت فرماندهی پلیس تهران بر عهده من بود، با همان اختیاراتی که داشتم تحولات گسترده ای را در بخش های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری ایجاد کردم. بنده از اختیاراتم عبور نکردم و خلاف قانون هم عمل نکردم اما باعث تحولات شدم، نفرهای بعد از من هم می توانند همینگونه باشند، چه بسا که بهتر از من هم بوده اند. پس ما مشکل قانون و قانون اساسی نداریم، بلکه ناکارآمدی مدیریتی وجود دارد.

    ۱۷۲۷۲۱۴

  • گفتگوی روحانی و رئیس کل بانک مرکزی درباره تامین ارز در روزهای شیوع کرونا

    گفتگوی روحانی و رئیس کل بانک مرکزی درباره تامین ارز در روزهای شیوع کرونا

    به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور در تماس تلفنی با عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی ضمن اشاره بر ضرورت و اهمیت تأمین منابع مورد نیاز مراکز درمانی کشور، بر تداوم حمایت بانک مرکزی در تأمین ارز و نیز پشتیبانی از ترخیص هرچه سریعتر لوازم بهداشتی مرتبط با پیشگیری و درمان کرونا تأکید کرد.

    ۲۷۲۷

  • صادق خرازی: احمدی‌نژاد مثل رابین هود رأی مردم را دزدید /آیا من بعد خاتمی رفتم با احمدی‌نژاد کار کنم؟ /چه باید می کردم که اثبات کنم اصلاح‌طلبم؟

    صادق خرازی: احمدی‌نژاد مثل رابین هود رأی مردم را دزدید /آیا من بعد خاتمی رفتم با احمدی‌نژاد کار کنم؟ /چه باید می کردم که اثبات کنم اصلاح‌طلبم؟

    «سیدمحمدصادق خرازی»، دیپلمات و آقای سفیر روزهای دور که حالا چندسالیست جوانان اصلاح طلب را دور خود جمع کرده و تابلوی حزب ندا را بالا برده است در گفتگویی که چندی قبل با خبرگزاری خبرآنلاین داشت به بررسی ریشه ناآرامی های اخیر در کشور پرداخت و گفت: متأسفم که می‌گویم برخی مردم ایران امروز از مدیرانشان متنفر هستند. مدام می‌گویند که اغتشاشگران، خارجی‌ها، استکبار گران و.. در ناآرامی‌ها نقش داشتند. اگر هم درست باشد، مشکل از خود ماست که به گونه‌ای عمل کردیم که خارجی‌ها تشخیص می‌دهند در فلان حوزه ضعف داریم و چنین عملیاتی را علیه ایران طراحی می‌کنند. چرا در گذشته این اتفاق نمی‌افتاد؟ ۴۰ سال است که تلاش برای براندازی حکومت وجود داشته اما ۳۰ سال است که انقلاب مخملی نتوانسته در ایران به توفیقی دست یابد.

    >>در همین رابطه بخوانید؛

    صادق خرازی: رهبری نمی‌گذارند دولت سقوط کند /سردار سلیمانی میلی به ریاست جمهوری ندارد

    وی افزود: در ادبیات اجتماعی و روانشناسی اجتماعی مفهومی تحت عنوان «درگیری طبقات اجتماعی» وجود دارد؛ یعنی متفاوت بودن مردم حاشیه شهرها از مردم متن شهرها، یعنی من و شمایی که در شهرک غرب، شمیران، خیابان مطهری و حتی در مناطق جنوبی شهر زندگی می‌کنیم و از مدنیت جامعه بهره‌مند هستیم و حاشیه‌نشین‌ها بی‌بهره‌اند. سر کوچه‌مان مسجد و درمانگاه و بیمارستان و دانشگاه و مدرسه وجود دارد و از امکاناتی چون رستوران و فروشگاه‌های نیمه‌زنجیره‌ای و زنجیره‌ای برخورداریم، اما مردم حاشیه با چنین امکاناتی غریبه‌اند. خود به خود این مردم حاشیه در درونشان نوعی کینه و انتقام‌جویی نسبت به مردم متن شهرها حس می کنند. اولین پیامدی که در این شکاف طبقاتی حادث شد، یک پیامد مدنی بود.

    احمدی نژاد مثلِ رابین هود رای مردم را دزدید

    دبیرکل حزب ندای ایرانیان تاکید می کند: انتخاب احمدی‌نژاد در سال ۸۴ زنگ خطر بود چرا که مردم به دنبال یک رابین هود می‌گشتند و احمدی‌نژاد در نقش رابین هود توانست رای مردم را بدزدد. زنگ خطر به صدا درآمد، ما نشنیدیم و بیدار نشدیم اما خارجی‌ها آن را شنیدند و برایش برنامه‌ریزی کردند. چون تجربه جهان را در مقابل خودشان داشتند. خارجی‌ها تجربه تفاوت‌های اجتماعی، تخریب‌های اجتماعی، درگیری‌های اجتماعی را در آمریکای لاتین، اروپای شرقی و آسیا را دارند و اکنون همان ها را در ایران تکرار می‌کنند.

    خرازی با بیان اینکه حتی ریشه این شرایط هم به عملکرد اجتماعی خودمان طی چند دهه گذشته بازمی‌گردد، اظهار داشت: از زمانی که ما تصمیم گرفتیم توسعه پیدا کنیم، خط مشی توسعه‌مان مبنا نداشت، جنگ که تمام شد کشوری بودیم با ۱۸ استان درگیر ویرانی‌های جنگ و هیچ برنامه منسجم و مستر پلنی برای اینکه کشور را چگونه باید دوباره بسازیم، نداشتیم. اگر آن روز فکر می‌کردیم و برنامه‌ریزی می‌کردیم که مثلاً ۴۰ سال یا ۳۰ سال آینده باید جمعیتمان از ۵۰ میلیون نفر به ۸۰ میلیون نفر برسد، باید برای این ۸۰ میلیون زیرساخت‌های توسعه‌ای و بسترهای اجتماعی فراهم می‌کردیم.

    الگوی کشور یک روز کره شمالی بود و یک روز کره جنوبی!

    وی تصریح کرد: با یک‌سوم درآمدمان در ۳۰ سال گذشته می‌توانستیم ایران را جوری بسازی که جلوتر از کره جنوبی حرکت کند. می‌توانستیم ایران را همپای ژاپن بسازیم، اما متأسفانه مشکلی که ما داشتیم، این بود که رئیس سازمان برنامه‌مان روزی الگویش کره شمالی بود، جنگ که تمام شد و دولت آقای هاشمی سرکار آمد الگویش به کره جنوبی تبدیل شد. این مشکل مفهومی نیست، این بدبختی متفکران سیاسی و مدیران اجرایی کشور است که مثل شرکت ثبت سفارش و یا وکیلی هستند که یک شرکت واردات یا صادرات ایجاد و ثبت می‌کنند. باید از فلان مدیر بپرسیم شما که یک روز الگویت کره شمالی و کشورهای بلوک شرق بودند، چگونه به خودت اجازه دادی بدون مطالعه و پشتوانه تبدیل به مدیر و متفکر الگوهای غربی شوی؟

    چه باید می کردم که اثبات کنم اصلاح طلبم؟

    او در بخش دیگری از این گفتگو به برخی انتقادات که گفته می شود رانتی در نظام دارد اشاره کرد و گفت:   پدر من تنها فقیه بارز حوزه در ۷۰ ، ۸۰ سال اخیر است که یک ریال از وجوهات شرعی استفاده نکرده است. با این تفاسیر من از ابتدا واقعا نمی‌دانستم باید چطور زندگی کنم تا به این حرف و حدیث‌ها نرسد. چون گرایش سیاسی‌ام اصلاح‌طلبانه است اما نزدیک‌ترین فرد به رهبری انقلاب بودم. من باید چه می‌کردم که اثبات کنم اصلاح‌طلب هستم؟ در دوران اصلاحات بیشترین مدیریت سیاست خارجی با من بود. طبق گفته آقایان موفق‌ترین سفیر تاریخ ایران در فرانسه بودم. تاریخ به خوبی قضاوت می‌کند. این حرف‌ها ادعا نیست. آمار و ارقام وجود دارد.

    خرازی گفت: وقتی آقای خاتمی از ریاست‌جمهوری رفت آیا من رفتم با احمدی‌نژاد کارکنم؟ تنها سفیری که در این مملکت شهر به شهر به نفع آقای هاشمی سخنرانی کرد من بودم. مقالات و سخنرانی‌های آن روز من وجود دارد. به مردم ایران گفتم اگر احمدی‌نژاد رای بیاورد و این تفکر حاکم شود ایران بدتر از بنگلادش می‌شود و امروز شد. امروز بنگلادش از ما جلوتر است. این‌ها را من انجام دادم و گفتم . من دیگر باید چه می‌کردم؟ در سال ۸۴ اولین سفیری که عزل کرد من بودم. با کینه هم عزل کرد. شنیدم که رهبری هم گفته‌اند ناراحت شدم.

    ۲۷۲۷

  • افزایش شمار جانباختگان کرونا در فرانسه به ۶۷۴ نفر

    افزایش شمار جانباختگان کرونا در فرانسه به ۶۷۴ نفر

    به گزارش خبرگزاری مهر، مقامات فرانسه از ابتلای ۱۵۵۹ نفر جدید به ویروس کرونا و افزایش مبتلایان در این کشور به ۱۶۰۱۸ نفر خبر دادند.

    همچنین در جدیدترین آمار ۱۱۲ نفر هم بر اثر ابتلاء به این بیماری جان باختند و شمار جانباختگان به ۶۷۴ نفر رسید.

    از سوی دیگر، وزیر مشاور دولت فرانسه در امور اکولوژی از ابتلای خود به ویروس کرونا خبر داد تا سومین عضو دولت فرانسه باشد که به این ویروس مبتلا می‌شود.

    گفتنی است ویروس کرونا که برای اولین بار در شهر ووهان چین مشاهده شد، درحال حاضر به بسیاری از کشورهای جهان کشیده شده است.

    ویروس‌های کرونا خانواده‌ای از ویروس‌ها هستند که باعث ایجاد بیماری‌هایی در پستانداران و پرندگان می‌شوند.

    این بیماری در انسان، باعث ایجاد عفونت‌های تنفسی می‌شود که عموماً خفیف هستند. اشکال نادرتر ابتلاء به این ویروس باعث ایجاد بیماری‌هایی نظیر «نشانگان تنفسی حاد» (سارس)، «نشانگان تنفسی خاورمیانه» (مرس) و کووید -۱۹ می‌شوند که می‌توانند مرگبار باشند.