برچسب: حسین مرعشی

  • نمایش اختلاف نظر میان دولت و مجلس خلاف تدبیر بود

    نمایش اختلاف نظر میان دولت و مجلس خلاف تدبیر بود

    نمایش اختلاف نظر میان دولت و مجلس خلاف تدبیر بود

     

    اعتمادآنلاین| حسین مرعشی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی  درباره تصویب قانون «اقدام راهبری برای لغو تحریم‌ها» گفت: وقتی یک مساله در کشور این چنین دارای اهمیت است و در آن مورد ما در یک طرف با مجموعه‌‌ای از کشورها که در این مساله یک حداقلی به نام ۴+۱ هستند، مواجه هستیم یا در طرف دیگر قضیه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است، تدبیر حکومتی حکم نمی‌کند که مجلس و دولت جدا از هم به این موضوع بپردازند و موضع آن‌ها متضاد باشد. به عبارت دیگر در مواجه با نظام بین‌الملل و در عرصه های جهانی، نظام جمهوری اسلامی باید یک نظام متحد تلقی شود.

    وی افزود: حتی اگر قرار است که در یک جایی اختلاف بین دولت و مجلس وجود داشته باشد، خود این اختلاف هم باید متکی بر یک سیاست باشد یعنی مجلس یک موضع داشته باشد و دولت موضع دیگر و این قدرت چانه‌زنی بین المللی را افزایش دهد اما آنچه که این چند روز درخصوص مساله برجام ظاهر شد و شاهد آن بودیم چندان در مسیر چنین سیاستی نبود. در چنین شرایطی که آمریکایی‌ها طی سه سال گذشته تحریم‌های شدید ظالمانه بر ما اعمال کردند، نمایش چنین اختلاف نظری به نظر من از هر دوجانب موجه نبود، هم مجلس نباید این چنین به سرعت و با دو فوریت به چنین طرحی ورود کند و هم این که دولت نباید رسماً و علنی موضع مخالف بگیرد.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه نباید با تصمیم های احساسی به دشمن فرصت سواستفاده بدهیم، اظهار داشت: مساله دوم درخصوص این طرح این است که اگر بگوییم این طرح یک عکس‌العمل به ترور ناجوانمردانه شهید فخری‌زاده است، چنین تصمیمی یک اقدام کور بود که اتفاقا بازی در زمین قدرت اصلی پشت این ترور یعنی رژیم صهیونیستی که بانی و عامل اصلی این ترور است. اگر این را به عنوان واقعیت قبول کنیم که تمام هدف اسرائیل از انجام چنین عملیاتی به بن بست کشاندن سیاست‌های ایران در عرصه سیاست بین‌المللی و سخت کردن کار برای احیای برجام است، چنین اقدامی اتفاقا نوعی همراهی با سیاست‌هایی است که اسرائیلی‌ها آن را دنبال می‌کنند.

    وی ادامه داد: نکته سوم این است که با توجه به ایرادی که شورای نگهبان به طرح گرفت و ماده ۶ این قانون اصلاح شد، عملاً این طرح را از چارچوب آن هدفی که طراحان آن دنبال می‌کردند، خارج کرد و این به نظر من نوعی هماهنگی شورای نگهبان با سیاست‌های کلی نظام بود. چرا که در تصویب اولیه فرصت دولت یک ماه پس از تصویب بود اما با اصلاحی که صورت گرفت این مهلت دوماهه و پس از لازم الاجرا شدن قانون، شد که در واقع شاهد افزایش یک ماه و نیمه این مهلت زمانی هستیم.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • کیهان،این بار علیه حسین مرعشی

    کیهان،این بار علیه حسین مرعشی

    کیهان،این بار علیه حسین مرعشی

    او پ‍اسخ داد: اولین مسئله‌ای که به آن توجه داریم و من همیشه روی آن تاکید می‌کنم و دولت اول آقای روحانی هم آن را تجربه کرد این است که رئیس‌جمهور موفق در این ساختار فعلی جمهوری اسلامی ایران، رئیس‌جمهوری است که بتواند قدرت رهبری را پشت سر دولت بیاورد. آقای روحانی در دور اول به حد زیادی موفق بود؛ برجام که مهم‌ترین دستاورد دوره آقای روحانی است و آثار آن هم در دولت اول آقای روحانی آشکار شد، نتیجه ترکیب سه عنصر بود: اراده رئیس‌جمهور، به‌کارگیری بهترین دیپلمات‌های ایران و حمایت رهبری. کار به این مهمی بدون حمایت رهبری انجام نمی‌شد.

    وی افزود: اما آقای روحانی این تجربه موفق دوران ریاست جمهوری خودش را در بقیه مسائل کشور ادامه نداد و از این موفقیت استفاده نکرد. شکاف بین رئیس‌جمهور و رهبری در ایران نه به نفع رهبری، نه به نفع رئیس‌جمهور و نه به نفع مردم است. بنابراین سیاست روشنی که ما به هرکسی که می‌خواهد رئیس‌جمهور آینده شود توصیه می‌کنیم این است که اگر نمی‌تواند در یک چهارچوبی حرکت کند که قدرت رهبری را پشت سر دولت بیاورد بهتر است که رئیس‌جمهور نشود تا مردم را معطل نکند.

    مرعشی همچنین گفت: مردم کشور دیگر طاقت و توان این کشمکش‌ها را ندارند که مثلا بالاخره این FATF خوب است یا بد است، اینکه FATF خوب است یا بد است باید بین رئیس‌جمهور و رهبری نهایی شود. اگر لازم نیست، چرا آن‌قدر رئیس‌جمهور روی آن اصرار می‌کند و اگر لازم است چرا رهبری قانع نمی‌شود؟ این موضوع، اختلاف آقای روحانی با مجمع تشخیص نیست. ما طبق قانون اساسی یک مقامی به نام رهبری داریم که هماهنگ‌کننده قوای سه‌گانه است.

    سخنگوی کارگزاران گفت: مردم دیگر به تنگ آمده‌اند، صبح که بیدار می‌شوند همه کالاهایی که دیروز خریده‌اند ۱۰ الی ۱۵ درصد گران‌تر شده؛ این چه اداره‌ای است؟ یک جای کار اشکال دارد. اگر آقای روحانی نمی‌تواند کشور را اداره کند کنار برود و اگر می‌تواند ادامه دهد. با مردم و مصالح مردم و کشور نمی‌شود شوخی کرد. هرکسی که می‌خواهد وارد این میدان شود اگر می‌تواند با این مجموعه کار کند بیاید؛ زمانی که کاندیدها می‌خواهند رئیس‌جمهور شوند همه چیز خوب است و همه می‌گویند من این کار را می‌کنم و…

    اما زمانی که رئیس‌جمهور می‌شوند می‌گویند که به ما اجازه انجام این کارها را نمی‌دهند (اما همه اینها از قبل مشخص بوده است)؛ ما ولایت‌ فقیه، سپاه، شورای نگهبان، مجلس، قوه قضاییه و…‌ داریم و ترکیب آنها و شرایط‌شان کاملا مشخص است.

    درباره اظهارات مرعشی گفتنی است: اولاً به لحاظ شرعی و قانونی رئیس‌جمهور و دیگر سران قوا باید با رهبری هماهنگ باشند. ثانیاً امام(ره) و رهبری همواره از دولت و رئیس‌جمهور مستقر برای پیشبرد اهداف حمایت کرده‌اند به عبارت دیگر، نوعاً این ولی فقیه بوده که برای رعایت مصالح کلان کشور، تنازل کرده و به حمایت از دولت و رئیس‌جمهور اولویت بخشیده؛ اما از آن‌سو، در بسیاری از مواقع، دولت‌ها مرتکب قصور و تقصیر در هماهنگی شده‌اند.

    در ماجرای برجام نیز، دولت نتوانست خطوط قرمز نظام و رهبری را مراعات کند و اتفاقاً خسارت‌های برجام، ناشی از این کوتاهی در مراعات مصالح ملی در نگارش و اجرای برجام بود.

    با این وجود و در حالی که نیمی از منتقدان اصولگرا، برخی اصلاح‌طلبان نیز با انگیزه‌های متفاوت، خواستار استعفا و استیضاح و برکناری رئیس‌جمهور بودند، رهبری بیشترین حمایت‌ها را از دولت و رئیس‌جمهور انجام دادند؛ چراکه مصلحت‌های بالاتری را می‌دیدند. در واقع در اینجا حیثیت والای رهبری برای صیانت از دولت – و ثبات سیاسی کشور – هزینه شد.

    ثالثاً غیر از اختیارات قانونی، رئیس‌جمهور اختیارات متعددی هم از رهبری گرفتند که از جمله آن، تسریع در تدابیر مدنظر دولت از طریق جلسه سران سه قوه، اعطای مجوزهای متعدد برای برداشت از صندوق توسعه ملی و… بود. این اختیارات آن‌قدر گسترده بود که سعید لیلاز عضو مرکزیت حزب کارگزاران به یورونیوز گفت: اختیاراتی را که رهبری به رئیس‌جمهور داده، اگر به چوب خشک می‌دادند، وضعیت اقتصادی بهتر از این بود.

    بنابراین تلاش موذیانه مرعشی برای فضاسازی در این باره که گویا رهبری، مانع مدیریت دولت است، تحریف‌گری و خلاف واقع است.

    در موضوع FATF نیز، مسئله به رهبری برنمی‌گردد چرا اینکه ایشان موضوع را به رسیدگی در روال قانونی ارجاع دادند و مجمع تشخیص مصلحت به درستی با اجرای ۲ بند باقی‌مانده از ۴۱ مطالبه یکطرفه FATF مخالفت کرد.

    ۱۷۳۰۲

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • باید مجسمه نعمت زاده را از طلا بسازیم و در میدان‌های تهران نصب کنیم | ‌ماجرای دلخوری ناطق از هاشمی | اشتباه بزرگ دولت در بورس چه بود؟

    باید مجسمه نعمت زاده را از طلا بسازیم و در میدان‌های تهران نصب کنیم | ‌ماجرای دلخوری ناطق از هاشمی | اشتباه بزرگ دولت در بورس چه بود؟

    باید مجسمه نعمت زاده را از طلا بسازیم و در میدان‌های تهران نصب کنیم | ‌ماجرای دلخوری ناطق از هاشمی | اشتباه بزرگ دولت در بورس چه بود؟

     

    به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایرنا، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در این گفت‌وگو تحلیلش از مسایل اقتصادی کشور را بیان کرده و ایده مهمی برای گره زدن مخازن نفتی با توسعه کشور مطرح نموده است. او معتقد است اگر مجلس یازدهم می‌خواهد به کشور خدمت کند، می‌تواند به دولت نزدیک‌تر شود، توان کارشناسی دولت را در خدمت مجلس بگیرد و مجلس را هم در خدمت دولت قرار دهد.

    فضای بعد از انتخابات آمریکا فصل جدید گفت و گو با ایران خواهد بود

    کشور ما با تحریم بیگانه نیست. با توجه به واقعیت‌های اقتصادی کنونی، تحریم‌های این دوره را در مقایسه با دوره‌های گذشته، چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا می‌توانید مقایسه ملموسی برای کسانی که از نزدیک با اقتصاد آشنا نیستند ارائه کنید؟

    تحریم‌های جدید ایران، تحریم‌های ظالمانه‌ای است که منشاء آن آمریکایی‌ها هستند و خدا، ترامپ را لعنت کند که این همه گرفتاری درست کرد. این تحریم‌ها، بی‌سابقه‌ترین تحریم‌هایی است که در جهان اعمال شده است. این تحریم حتی از تحریم نفت در مقابل غذای دوره صدام حسین در عراق هم شدیدتر است.

     این صحبت شما، مطالعه شده و دقیق است؟

    بله؛ در زمان تحریم‌های قبلی که مسبب آن شورای امنیت بود، می‌ترسیدیم که مرحله بعد از آن، نفت در مقابل غذا باشد. صادرات نفت ما در دوره قبلی تحریم‌ها، هیچ گاه از یک میلیون بشکه در روز کمتر نشد. یک میلیون بشکه نفت صادر می‌کردیم و به اندازه نیازهای دارویی و غذایی‌مان، ارز به دست می‌آوردیم. امروز، یک بیستم نیازهای غذایی و ارزی‌مان هم نمی‌توانیم صادرات نفت داشته باشیم.

    پس این نکته خیلی مهمی است. نکته دیگری که جا دارد در اینجا اشاره کنیم، باید قدردان همه کسانی که از دوره مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی و در دوران آقای خاتمی، پتروشیمی‌ها و فولادها را برای کشور ساختند، باشیم. اگر جای شما باشم، حتما برای تک تک آن مدیران پرونده درست می‌کنم تا آنها را به مردم معرفی کنم. چه کسانی فولاد کشور را به چنین نقطه‌ای رساندند که امروز بیش از ۵۰-۶۰ میلیون تن سنگ آهن در کشور تولید می‌شود؟ ظرفیت گندله سازی ایران در چه جایگاهی قرار گرفته است، ظرفیت فولاد اسفنجی ما در کجا قرار گرفته است، ظرفیت فولاد مبارکه ما چه وضعیتی دارد و بقیه فولادسازی‌های ما چگونه‌اند؟ بالاخره ظرفیت فولاد ایران، عدد مهمی شده است. پتروشیمی‌های ایران هم همین طور است.

    اینها یکی یکی احداث شده‌اند. زمانی که آقای هاشمی، دولت سازندگی را شروع کردند، کل تولید پتروشیمی ایران، یک میلیون تن در سال بود. تولید الان پتروشیمی‌های ایران، بالای پنجاه میلیون تن است. در این چند سال و در شرایط امروز، چیزی که کشور را سرپا نگه داشته، اینهاست. طوری که توانسته‌ایم حداقل نیازهای کشور را با آن تامین کنیم.

    این کارها عمدتا در چه دولت‌هایی انجام شده است؟

    در دولت آقای هاشمی و دولت آقای خاتمی. مردانی مانند آقای نعمت زاده، آقای محلوجی، آقای بانکی و آقای شکری در این کار موثر بوده‌اند که اگر جای شما باشم، برای تک تک آنها پرونده درست می‌کنم تا به مردم معرفی کنم. اگر قرار باشد در کشور هوشمندانه برخورد شود، باید مجسمه آقای نعمت زاده را از طلا بسازیم و در میدان‌های تهران نصب کنیم. اینها کشور را نیرومند کردند تا بتواند در مقابل تحریم‌های ترامپ بایستد. امروز کرونا و رکود جهانی فشار مضاعفی به کشور وارد کرده است. اقتصاد جهان، وارد مرحله رکود شده است. اگر ما همان حجم صادرات سال قبل را هم می داشتیم، درآمد امسال ما ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌کرد، به این دلیل که قیمت کالاها در دنیا افت پیدا کرده است. تا اقتصاد آمریکا به عنوان اقتصاد اصلی، شروع به رشد نکند و اروپا و ژاپن و چین به دنبال آن حرکت نکنند، نمی‌توانیم منتظر شرایط خوبی برای اقتصاد ایران باشیم.

    پس چه باید کرد؟

    دو تحول باید برای اقتصاد ایران رخ دهد: یکی این که اقتصاد جهانی باید از رکود خارج شود، دیگر این که تحریم‌ها یا رفع شوند یا کاهش پیدا کنند. اقتصاد ایران بدون نفت، اقتصاد قابل اداره‌ای نیست. در دو سال گذشته، حداقل سالی ۵۰ میلیارد دلار درآمد ارزی از دست داده‌ایم. این عدد کوچکی برای اقتصاد ایران نیست. صادرات نفت و درآمدهای ناشی از آن، دو نقش در اقتصاد ایران بازی می‌کند: یکی برای واردات نیازهای صنایع و مواد غذایی و دارویی، تامین ارز می‌کند. دیگر این که بودجه دولت را تامین می‌کند. الان حداقل با کسری ۵۰ درصدی در بودجه مواجه هستیم که باید با اوراق، جبران شود. لذا آینده اقتصاد ایران، آینده‌ای است که حتما باید از این دو بحران عبور کند. یکی این که به لطف خداوند، کرونا فروکش کند تا اقتصادهای دنیا راه بیفتد یا واکسن آن پیدا شود و جامعه، ایمن سازی شود. دوم این که حتما باید تحریم‌ها را مدیریت کنیم و شر آن از سر اقتصاد ایران کم شود.

     با این حساب، شرایط بسیار دشواری پیش رو داریم. چون هیچ اختیاری برای رفع این دو عامل در دست ما نیست. نه رفع مشکل کرونا در دست ماست و نه بحث تحریم. آن چیزی که می‌توانیم با آن از داخل و درون، تا حدودی این شرایط نامناسب موجود را به سمت بهبود پیش بریم، چیست؟

    چنین چیزی در تخصص ما لیبرال‌ها! نیست. (با خنده) آنها در تخصص انقلابی‌ها! است. من بلد نیستم.

    گفتید در دوره جدید بعد از انتخابات آمریکا، ممکن است فضای جدید گفت‌وگو ایجاد شود. می‌دانیم که چنین چیزی با شرایط کشور ما، کلی اما و اگر دارد. حتی در قضیه برجام که اجماع عمومی در مورد آن چه از نظر مردم و چه از نظر حاکمیت وجود داشت، فرایندی طولانی پیش رو داشت. شما که طی این سال‌ها تجربه کسب کرده‌اید، برای شرایط فعلی چه کارهایی پیشنهاد می‌کنید تا مدیریت را مقداری بهتر کرد؟

    نه اینکه هیچ کاری نمی توان کرد. من معتقدم می‌توان کارهایی را انجام داد اما قبل از آن باید بگوییم می‌خواهیم چه کنیم؟ اگر بخواهیم کشور را سرپا نگه داریم، شدنی است. اما اگر بخواهیم توسعه پیدا کنیم، به سادگی شدنی نیست. حتی نگهداری وضع موجود با مشکلات جدی مواجه است. چرا دولت این قدر فشار می‌آورد که صادرکننده، حتما ارز خود را بطور رسمی برگرداند؟ اولا این که گفته می‌شود صادرکننده ارز خود را برنمی‌گرداند، به لحاظ فنی پذیرفته نیست.

    هیچ صادرکننده‌ای نیست که ارز خود را برنگرداند. اگر صادرکننده ارز خود را نفروشد، ادامه کسب و کارش متوقف می‌شود. فرض کنید او مواد پتروشیمی را خریده و فروخته است. اگر پولش را نیاورد که نمی‌تواند دوباره مواد پتروشیمی بخرد. اگر کسی ارز پسته‌ای که خریده و صادر کرده است را برنگرداند، نمی‌تواند دوباره پسته بخرد. این که ارز را به آقای دکتر همتی در بانک مرکزی تخصیص دهد یا وارد بازار کند که مردم هم آن را می‌خرند و با آن کالای قاچاق می‌آورند، مسئله این است.

    به هر حال، آن کالاها هم مورد نیاز کشور است، هر چند اولویت نیست. اولویت آن چیزی است که آقای دکتر همتی و دولت می‌گوید باید وارد شود. پس نگهداری از اقتصاد ایران در شرایط فعلی، کار سختی است، اما توسعه غیرممکن است. در این شرایط حداکثر می‌توانید رشد اقتصادی یکی دو درصد را تجربه کنید. رشد اقتصادی ۸ درصد که هدف سند چشم انداز بوده است و باید آن رشد بالا را داشته باشیم تا بتوانیم پنج تا شش میلیون نفر فارغ التحصیل بیکارمان را وارد بازار کار کنیم، درآمدها را افزایش دهیم و روند فقیر شدن اکثریت مردم را به روند ثروتمند شدن تبدیل کنیم، به این سادگی محقق نخواهد شد. برای محقق شدن اهداف بلندی که در سند چشم انداز ایران آمده است، هم باید تحریم‌های نفتی رفع شود، هم روابط ما عادی شود. البته اینها کافی نیست و این طرف هم کار را باید دست کاردان‌هایش بسپاریم.

    ضرورت اول، عادی شدن روابط ایران با جهان صنعتی است و ضرورت دوم، منابع انسانی است. اگر قرار باشد با همین روند و آفتی که دچارش بودیم و هستیم که همان تقسیم کردن آدم‌هاست پیش رویم، به توسعه دست نخواهیم یافت. این که آدم‌ها را تقسیم کنیم به اینکه آیا جمهوری اسلامی را قبول دارند یا خیر؟ آنهایی که قبول ندارند را کنار بگذاریم. بعد، از میان آنها که جمهوری اسلامی را قبول دارند، اصلاح‌طلبان را حذف کنیم. سپس، از میان اصولگرایان هم کسانی که ساکت فتنه بودند را کنار بگذاریم. همینطور، کسانی که چند تابعیتی هستند را هم از فهرست خط بزنیم و… و. اگر این طور شروع به تخصیص دادن نیروها و منابع انسانی که رکن مهم توسعه هستند، بکنیم، راه به جایی نخواهیم برد. با چنین تقسیم‌بندی‌هایی نمی‌توان کاری کرد.

    وضع امروز ما طوری است که اگر همه اصلاح‌طلبان، همه اصولگرایان، همه پایداری‌ها و غیر پایداری‌ها، حتی همه آنها که جمهوری اسلامی را قبول ندارند، همه ایرانی‌هایی که خارج از  کشور زندگی می‌کنند، همه کسانی که چندتابعیتی هستند، اگر همه به صحنه بیایند، حریف مسائل ایران نمی‌شوند. مسائل ایران، بسیار بزرگ و مهم است که باید به آن توجه کرد.

    عامل سوم هم بحث توجه به مزیت اقتصاد ایران است. اقتصاد ایران منهای نفت و گاز، هیچ مزیتی ندارد. هر کسی به شما گفت که ایران ثروتمند است، حرف غیر واقعی زده است.

    حتی در بخش معادن؟

    بله. ما غیر از نفت و گاز، ثروت مهم دیگری نداریم. وضع‌مان در نفت و گاز هم این طور است که اگر روزی به سهمی که قبل از سال ۵۶ از بازار نفت داشتیم، یعنی به ده درصد از بازار جهانی نفت برسیم و روزی ده میلیون بشکه نفت صادر کنیم، در گاز هم به ظرفیت حداکثری استخراج و مصرف و صادرات روزانه ۲.۵ میلیارد متر مکعب در روز برسیم، حتی آن هم هدفی نیست که اگر سرمایه گذاری‌های صنعتی مهم نکنیم، بتوانند ما را ثروتمند کنند.

    سرانه تولید ناخالص داخلی اسمی امروز ما، چیزی حدود چهار هزار دلار است. سرانه تولید ناخالص داخلی ترکیه، الان ۹ هزار دلار است. سرانه تولید ناخالص داخلی عربستان ۲۵ هزار دلار و برای امارات، ۵۰ هزار دلار است. این عدد در قطر، ۹۰ هزار دلار است. ما در بهترین حالت که بتوانیم به تمام ظرفیت‌های نفتی و عدد ۱۰ میلیون بشکه در روز برسیم، سرمایه‌گذاری کنیم و بتوانیم بفروشیم، ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب هم گاز تولید کنیم، تولید سرانه ناخالص داخلی ما از چهار هزار دلار به هفت هزار دلار خواهد رسید. این عددی نیست که کار مهمی برای ایران انجام دهد. برای ایران، منابع انسانی مهم هستند که با اتکا بر منابع نفت و گاز، سرمایه گذاری می‌کنند.

    این را هم بگویم که یکی از پتانسیل‌های ایران بعد از نفت و گاز، زمینه سرمایه گذاری است. مثالی می‌زنم. اگر امروز، اقتصادی مانند اقتصاد آلمان که پیشرو اقتصاد اروپاست دچار رکود شود، برای خروج از رکود باید چه کاری کند؟ آلمان جز صادرات، نمی‌تواند به چیز دیگری فکر کند. اگر بخواهد مترو بسازد، مترو دارد. اگر بخواهد سد بسازد، همه سدهایش ساخته شده است. اگر بخواهد اتوبان بسازد، اتوبان دارد، فولاد دارد. پس تنها باید صادراتش را توسعه دهد و هیچ راه دیگری ندارد.

    وضعیت ایران چطور است؟ اگر همه ما در صحنه باشیم و همه با هم کار کنیم، این حذف‌ها و مخالفت‌ها و تقسیم بر دو شدن‌هایی که توضیح دادم را کنار بگذاریم، توسعه زیرساخت‌ها از الان تا بیست سال آینده، زمینه اشتغال و توسعه را فراهم می‌کند. اما منابع می‌خواهد که از نفت تامین می‌شود. این نکته‌ مهمی در اقتصاد ایران است.

    اینکه همیشه با نگاه منفی به نفت می‌نگریم چون نفت را فروخته‌ایم و دو استفاده از آن برده‌ایم: یکی آن را به بودجه دولت برده ایم و دولت را قدرتمند کرده ایم. دولت هم رانتی و بی نیاز از مردم شده است و به مردم و مالیات تکیه نکرده است. حتی ممکن است استبدادی هم عمل کند.

    این اتفاق موجب گسترش دیوان‌سالاری در ایران شده  که ناکارآمد است، چون خودش دخل و خرج نمی‌کند. پول مفتی به او می‌دهند، می‌خورد و کار مردم را لنگ می‌کند. هر کدام از این ادارات که گسترش پیدا کرده‌اند، تبدیل به مانع شده‌اند.

    دومین کاری که با پول نفت کرده‌ایم، این بوده است که جنس آن از دلار بوده و دولت ما به ریال نیاز داشته است. وجود آن منجر به افزایش نقدینگی شده و ذخایر بانک مرکزی اضافه شده است، دولت، ریال آن را گرفته است، نقدینگی تقویت شده و تورم درست کرده است. گاهی هم موفق شده‌ایم ارز را به واردکنندگان بفروشیم، آنها هم واردات بی رویه انجام داده‌اند و تولید داخل را تحت تاثیر قرار داده‌اند.

    توسعه کشور نیاز به روابط عادی با دنیا دارد

    پس راه حل چیست؟

    به نظرم الان مقطع خیلی خوبی است تا به روش دیگری عمل کنیم، بگوییم تولید نفت ایران تا چهار میلیون بشکه و صادرات تا دو و نیم میلیون بشکه طبق روال قبلی برای دولت باشد. دولت آن را وارد بودجه کند، ۹۰ درصدش را صرف هزینه‌های جاری و ۱۰ درصد را صرف هزینه‌های عمرانی کند.

    هزینه‌های عمرانی هم در پروژه‌های کوچک کم بازده و خدمات مصرف شود. این کار دولت است. اگر قرار است از چهار میلیون بشکه بالاتر تولید کنیم و به پنج، شش یا هفت میلیون بشکه تولید نفت برسد، درآمدهای جدید نفتی را با پروژه‌های توسعه گره بزنیم. مثلا راه آهن‌ سریع السیر برقی ایران باید شبکه‌ای باشد که از مرز بازرگان به تهران بیاید و به مشهد، بجنورد، مازندران و اردبیل برود. از تهران هم به قم و اصفهان و شیراز برود. یک خط هم به اهواز و کرمانشاه برود. خط دیگری هم به کرمان و زاهدان برسد. تمام شبکه سریع السیر برقی راه آهن ایران با سرعت ۳۵۰ کیلومتر در ساعت را از نو بسازیم.

    این پروژه به چه میزان پول نیاز دارد؟ ۵۰ میلیارد دلار. برای تامین آن، یک حوزه نفتی ۲۰۰ هزار بشکه‌ای اختصاص می‌دهیم، یک مناقصه بین‌المللی برگزار می‌کنیم. هر کس این پنجاه میلیارد دلار پروژه را برمی‌دارد، این حوزه نفتی را هم باید توسعه دهد و به مدت ۲۰ سال نفت استخراج کند و پول خود را از آن برداشت کند. باید نفت را با توسعه، گره بزنیم. یک پکیج (بسته) برای مترو شهرها، یک پکیج برای فاضلاب شهرها، یک پکیج برای تکمیل شبکه‌های آبیاری، سد و آبخیزداری کشور، یک پکیج هم برای اتوبان‌های کشور و یک پکیج برای توسعه فرودگاه‌ها و هواپیمایی کشور در نظر بگیریم. اینها قابل دسترسی است.

    نیروی انسانی، طرح‌های مناسب و با اتکا به نفت، موجب توسعه می‌شود، اما نه نفتی که وارد بودجه شود. نفتی که وارد سرمایه گذاری شود، می‌تواند این کار را انجام دهد. اینها مزیت‌های واقعی ایران است که می‌توانیم به آن تکیه کنیم و ایران را بسازیم.

    اگر می‌خواهیم این کارها را انجام دهیم، شغل و درآمد درست کنیم و ایران را بسازیم، پی‌ریزی ایران مدرن داشته باشیم که افتخار شیعه باشد، افتخار ایرانی باشد، افتخار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی باشد، اینها نیاز به روابط عادی دارد. از درون شرایط تحریم و جنگ سرد با دنیا، چیزی درنمی‌آید. البته حتما باید به منابع داخلی خودمان توجه کنیم.

    اقتصاد ایران هرگز درآمدهای قمارگونه در بورس را توجیه نمی‌کند

     نقش بورس را در توسعه ایران چگونه می‌بینید؟

    می‌توان در بورس هم کارهایی انجام داد. از نظر من دولت در سه چهار ماهه اخیر، اشتباه بزرگی انجام داد که اجازه داد درآمدهای قمارگونه در بورس حاصل شود. هرگز اقتصاد ایران توجیه نمی‌کند که بورس، ظرف سه ماه، ۲۵۰ درصد رشد کند.

    این با اقتصاد واقعی فاصله دارد. هیچ کسب و کاری در ایران نمی‌توانید پیدا کنید که سالانه ۲۵ درصد به شما سود دهد. چطور بورس می‌تواند ظرف سه ماه، ۲۵۰ درصد سود بدهد؟ دو احتمال بیشتر ندارد. یا حباب است که در جایی می‌ترکد و گرفتاری درست می‌کند، یا تخلیه تورم در بورس است.

    سرمایه گذاری‌های قبلی با دلار هزار تومان، دو هزار تومان و سه هزار تومان است که الان با دلار ۱۸ هزار تومان محاسبه می‌شود و ارزش جایگزینی آن قرار می‌گیرد. اگر این طور هم باشد، تخلیه تورم در بورس باید طی دوره سه ساله، خودش را نشان دهد.

    دولت نباید اجازه می‌داد این اتفاق رخ دهد. اما خیلی خوشحال شد و فکر می‌کرد سرمایه، وارد تولید می‌شود. چه اتفاقی افتاد؟ مگر کسی می‌تواند رابطه بین بازارها را منکر شود؟ نمی‌شود ظرف سه ماه، ۲۵۰ درصد به ارزش سهام شما در بازار بورس اضافه شود، اما مسکنی که من دارم، رشد نکند. سراغ بازار مسکن هم می‌آید و به نقطه‌ای می‌رساند که اجاره نشین‌ها را گرفتار می‌کند.

    سراغ بازار خودرو هم می‌رود و آن را به نقطه‌ای می‌رساند که خودرو تیبا را باید با قیمت صد میلیون تومان خرید و فروش کنید. به بازار ارز هم می‌رود و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اینها واقعیت‌های اقتصاد است. اگر اقبال به بازار بورس جدی شد، دولت می‌توانست دامنه تغییرات را از پنج درصد در روز به تدریج کاهش دهد و به نیم درصد در روز برساند. این طور شود که اگر بانک‌ها سالی ۱۵ درصد بهره می‌دهند، دولت اجازه دهد در بورس تا سی، سی و پنج یا چهل درصد سود ببرند. تا هم اقبال به بازار بورس جدی شود و هم بورس، باقی بازارها را خراب نکند و انتظارات غیرواقعی در اقتصاد ایجاد نکند.

    این شرایط، قابل مدیریت کردن بود. هم دامنه تغییرات را می‌شد مدیریت کرد، هم عرضه‌های جدید داشت. می‌توانست حداقل هزار میلیارد تومان پول از بازار بورس به پروژه‌های توسعه ببرد.

    اتفاقی که الان افتاده، این است که اینها با هم معامله می‌کنند، بدون این که هیچ اتفاق جدیدی در صنعت رخ داده باشد، بدون این که پول جدیدی وارد صنعت شده باشد، سطح بازار را بالا آورده است. این بازار که توسعه پیدا کرد، بقیه بازارها را هم تحت تاثیر قرار داد.

     البته عرضه‌های اولیه، همچنان ادامه دارد.

    اما مقدارش خیلی کم است.

     با توجه به بی‌سابقه‌ترین تحریم‌هایی که اشاره کردید، به‌خصوص پس از این که برجام دچار مشکل شد، ارزیابی شما از عملکرد دولت چیست؟

    همین که دولت با پنجاه درصد کسر بودجه، حقوق‌هایش را پرداخت می‌کند و هنوز بحرانی در پرداخت‌های دولت پیش نیامده مهم است. دولت با استفاده از اوراق در جهت حفظ وضع موجود، کارهای خوبی انجام داده است.

      در این شرایط، ارزیابی شما از مجلسی که در آغاز دوره جدید قرار دارد، چیست؟

    اصولا هیچ مجلسی در دنیا نمی‌تواند کار مستقلی انجام دهد. دولت‌هایی موفق هستند که بتوانند مجلس را خوب، به کار بگیرند و نیازهای خود را از طریق مجلس برطرف کنند.

    اگر مجلس بخواهد به کشور خدمت کند، باید مکمل دولت باشد

      نظرتان درباره طرح آقای قالیباف که می‌خواهد اقتصاد را بهسازی کند، چیست؟

    من در دو دوره پنجم و ششم نماینده مجلس بودم و بعد از آن هم فعالیت‌های مجلس را دنبال می‌کنم. مجلس اساسا در موضعی نیست که بتواند مستقل از دولت، کار مهمی برای کشور انجام دهد. اگر مجلسی بخواهد به کشور خدمت کند، باید مکمل دولت باشد، بدون توجه به گرایش‌های سیاسی. کسی که قدرت کارشناسی دارد، ارزیابی روشن از امکانات و منابع کشور دارد، دولت است. اگر مجلس یازدهم می‌خواهد به کشور خدمت کند، می‌تواند به دولت نزدیک‌تر شود، روابط بهتری را پی‌ریزی کند و کارشناسی دولت را در خدمت مجلس بگیرد، مجلس را هم در خدمت دولت قرار دهد. همکاری مجلس و دولت می‌تواند کارساز باشد اما کسی نمی‌تواند مستقل از دولت، مسئله مسکن، اشتغال و صادرات را حل کند. کشور در شرایط امروز، مشکلات کاملا واقعی دارد. شاید همکاری میان مجلس و دولت بتواند این مشکلات واقعی را برطرف کند.

    نظرتان درباره اقدام مجلس در ندادن رای اعتماد به وزیر پیشنهادی صمت چیست؟

    با توجه به زمان کوتاهی که تا پایان دولت مانده و با توجه به اینکه آقای مدرس خیابانی سه ماه در سمت سرپرستی وزارت صنعت معدن و تجارت انجام وظیفه کرده بودند، تصور من این بود که مجلس زمینه ادامه خدمت ایشان را فراهم کند. اطلاعاتی در این خصوص ندارم که آیا آقای رئیس جمهور تعامل و رایزنی درباره رای به وزیرشان با مجلس کرده بودند یا نه؛ ولی به نظر من شرایط کشور به گونه‌ای است که باید امروز وزیر می‌داشتیم. ما هم در بخش صنعت و هم تجارت مشکلات زیادی داریم و متاسفانه سخت‌ترین روزهای اقتصاد را می‌گذرانیم، هم به لحاظ تحریم‌ها، هم کمبود منابع و هم شرایط سختی که بیماری کرونا ایجاد کرده است. از همین رو ضرورت‌ها قابل فهم و درک است و باید تعامل بیشتری بین مجلس و دولت باشد. با این حال به نظر می‌رسد اکثریت مجلس درباره آقای مدرس خیابانی قانع نبودند. فکر می‌کنم باید الان دیگر باید از این موضوع عبور کنیم، دولت زمان زیادی دارد و زمان سرپرستی هم سپری شده و قاعدتاً باید با لحاظ سلیقه مجلس، فرد جدیدی را معرفی کنند. البته پذیرش افراد هم شرط است، چون بسیاری از کسانی که توانایی اداره چنین سمتی را دارند، اهل ایثار نیستند تا برای یک دوره کوتاه ۹ تا ۱۰ ماهه سکان این وزارتخانه را در اختیار بگیرند و این زمان به سرعت سپری می‌شود. اگر هماهنگی با مجلس انجام نشده، نقص سیستم دولت است و اگر هماهنگی‌ها انجام شده و مجلس به ضرورت‌های زمان توجه نکرده، نقص متوجه مجلس است. در هر حال گرچه رای ندادن به وزیر پیشنهادی حق قانونی مجلس است، اما رای ندادن به وزیر پیشنهادی صمت خبر خوبی در این شرایط نبود و با مصلحت کشور فاصله داشت.

    از نظر من، دولت در شرایط پایداری قرار دارد و کاری از مخالفان نمی‌آید

    همیشه شاهد بوده‌ایم که سال آخر دولت‌ها با افزایش فشارها و نارضایتی‌ها همراه بوده است. شاید خیلی‌ها هم با نگاه به انتخابات آینده، این فشارها را بیشتر می‌کنند و برای دولت فعلی، تحریم‌های بیسابقه هم مزید بر علت شد. در موقعیت فعلی، تحلیل شما در مورد تخریب‌ها علیه دولت چیست؟ با توجه به تحرکات در مجلس و رهنمودی که مقام معظم رهبری دادند که دولت باید تا روز آخر با قوت به کارش ادامه دهد، چه راهکاری را برای وضعیت فعلی مناسب‌تر می‌دانید؟

    شخصا با دوستانی که مخالفان را خیلی مهم تلقی می‌کنند، موافق نیستم. قرار نبوده که مخالفان برای موفقیت دولت، تلاش کنند، همه چیز را آماده کنند تا من برنامه‌ای را پیش ببرم. مخالفان، مخالف بوده‌اند، همیشه هم مخالفت می‌کرده‌اند. تجربه شخصی من این است که مخالف، نیروی خیلی خوبی است. در دوره‌ای که جوان بودم و استاندار کرمان شدم، قاطعانه می‌گویم خدمتی که مخالفانم به من کردند، دوستانم به من نکردند.

     آیا مشکلات را گردن آنها می‌انداختید؟

    نه، مشکلات را گردن کسی نمی‌انداختم. این که آنها با من مخالفت می‌کردند، مرا نیرومند می‌کرد، من را در کاری که می‌خواستم انجام دهم، مصمم می‌کرد. وجود مخالف اصلا بد نیست. اگر مخالف بد بود، خداوند در کنار انسان، شیطان را قرار نمی‌داد. بالاخره حتما او خاصیتی داشته است که خداوند او و نیروهای شر را در مجموعه خلقت تعبیه کرده است. نیروهای شر هم خوب هستند. ما در دولت آقای هاشمی که حتی از دولت آقای خاتمی هم به ما نزدیک‌تر بود، تا روز آخر هم مشکلی نداشتیم.

    منظورتان این است که مشکلات شما ناشی از مخالفان شما نبود؟

    ما در دولت آقای هاشمی در سال ۷۴ توانستیم خودمان انتقال قدرت را مدیریت کنیم. با شکل‌گیری کارگزاران و تشکیل مجلس پنجم، مجلسی کاملا متفاوت از مجلس چهارم که ضد آقای هاشمی بود دایر شد. آقای ناطق نوری با توجه به شکستی که در انتخابات سال ۷۶ داشت، مقدار زیادی هم از آقای هاشمی و هم از ما دلخور بود. اما ما توانستیم در مجلس پنجم و قبل از پایان ریاست جمهوری آقای هاشمی، یکی از جلسه‌های مجلس را به آقای هاشمی و تجلیل از سردار سازندگی اختصاص دهیم. این اتفاق افتاد. بعد از آن هم توانستیم انتخابات بعد از آقای هاشمی را مدیریت کنیم. آقای خاتمی رئیس جمهور شد در حالی که ایشان، امتداد دولت آقای هاشمی تلقی می‌شد. حداقل این بود که ایشان هم معتقد و مصمم به توسعه اقتصادی و ادامه راه آقای هاشمی بود و توسعه سیاسی و فرهنگی را هم به آن اضافه کرد.

    اما در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی، انتخابات مجلس هفتم رقم خورد. اگر در شرایط استقرار دولتی، یک مجلس مخالف با آن روی کار بیاید، کارش سخت خواهد شد همانطور که مجلس هفتم در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی متولد شد. در دوره دوم آقای دکتر روحانی هم مجلس یازدهم مستقر شده است. مجلسی که اگر هدایت رهبری نبود، دولت را در این یک سال، خیلی تحت فشار قرار می‌داد.

    از نظر من، دولت در شرایط پایداری قرار دارد. توصیه من این است که در یک سال باقیمانده هم، آقای دکتر روحانی بتوانند با حفظ ارتباط صمیمانه خود با مقام معظم رهبری، آرامش را برای دولت به ارمغان آورند. کار دولت بدون حمایت رهبری، سخت خواهد شد.

    به هر حال تقریبا برای همه روسای جمهور کشور، گذراندن سال آخر خیلی دشوار بوده است و امیدواریم این یک سال آخر دولت آقای روحانی هم با موفقیت طی شود.

  • راه حل های مرعشی و سلامتی برای یکسال آخر دولت روحانی

    راه حل های مرعشی و سلامتی برای یکسال آخر دولت روحانی

    مرعشی: لازم است دولت با همراهی ملت مشکلات را حل کند

    حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، در تحلیل آنچه در یک سال آینده خواهد گذشت، به «شرق» گفت: «در وهله نخست باید بدانیم که انتخابات سال آینده فرصتی بسیار بزرگ برای کشورمان است که بتوانیم در پی آن روابط بین دولت و ملت را تقویت کنیم تا بتوانیم با همکاری هم در برابر فشارهای ظالمانه نظام‌های سلطه‌گر ازجمله آمریکا ایستادگی کنیم و همت‌مان بر آن شود که موقعیت و قدرت جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی تقویت شود. باید با امید فراوان برای سامان‌دادن به اوضاع تلاش کنیم و از فرصت تاریخی انتخابات ۱۴۰۰ استفاده کنیم و هم مردم درباره اهمیت انتخابات سال آینده آگاه باشند و هم مسئولان نظام؛ اما واقعیت این است که امروز در شرایط سختی به سر می‌بریم و مردم برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی‌شان هم دچار مشکل‌اند. تردیدی نیست که برای حل مشکلات موجود به یک خیزش ملی راستین نیاز است؛ به‌نحوی‌که دولت با همکاری و همیاری ملت سعی در رفع مشکلات موجود داشته باشد».

    او ادامه داد: «دولت در شرایط فعلی کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد و از قضا هر دولت دیگری هم در شرایط کنونی قرار می‌گرفت، نمی‌توانست کاری کند. ما در سال گذشته به دلیل تحریم‌های ظالمانه از درآمد صد میلیارددلاری فروش نفت محروم شدیم. واقعا دولت چه می‌تواند بکند؟ اگر بخواهد هزینه‌ها را کنترل کند، باید نیروها را تعدیل کند و اگر چنین کند، بر بی‌کاری دامن زده است و اگر تعدیل نکند و بخواهد دیوان‌سالاری موجود را حفظ کند، باید منابع تأمین هزینه‌ها را قرض کند. در کشور نیازهایی وجود دارد که باید رفع شوند. مردم ایران مانند مردم کره شمالی زندگی نمی‌کنند که مصرف‌شان پایین باشد و اصلا مردم ایران به مصرف بالا عادت کرده‌اند. همیشه فروشگاه‌های ما پر از کالا بوده است؛ بنابراین دولت نمی‌تواند با حداقل مصرف کشور را اداره کند. البته در مقطع کنونی با هماهنگی دولت و مجلس می‌توان ترمیم‌های اندکی انجام داد؛ اما ترمیم اساسی در مقطع کنونی امکان‌پذیر نیست».

    سلامتی: باید مشکلات کشور را با اراده‌ای مانند ایام کرونا حل کنیم

    محمد سلامتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم درباره این بحث به «شرق» گفت: «مهم‌ترین مسئله این‌ روزهای کشور اقتصاد و معیشت است و اگر موضوع تولید در کشور حل و متعاقبش اشتغال ایجاد شود، می‌توان امید داشت که بخشی از مشکلات موجود رفع شود. این بحث را با ذکر مثال نوع مدیریت در ایام کرونا ادامه می‌دهم. شما ببینید که دولت چطور توانست به ‌طور نسبی شیوع بیماری کرونا را کنترل یا دست‌کم از میزان جان‌باختگان بکاهد؟ با توجه به نقایص موجود در دولت کمتر کسی انتظار داشت که دولت بتواند از پسِ این مسئولیت برآید؛ اما برآمد و نسبتا خوب عمل کرد. ما از کشورهای اروپایی و آمریکا در کنترل کرونا بهتر عمل کردیم؛ زیرا موضوع ملی قلمداد شد و همه مسئولان موظف‌ شدند که برای رفع بحران تلاش کنند. من چند سال پیش گفتم که مشکل اقتصادی مهم‌ترین موضوع کشور است و گرچه برجام تصویب شده است؛ اما نتایج اقتصادی برجام تا دو سال آینده در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود؛ هرچند که برجام با عهدشکنی آمریکا دچار مشکلات جدی شد. من در آن مقطع هشدار دادم که جدای از برجام باید به تولید داخلی متکی باشیم و اجازه ندهیم که تولید کاهش یابد؛ زیرا برای جبران لطمات گسترده‌ای که دولت‌های نهم و دهم به اقتصاد کشور وارد کرده بود، ضرورت داشت که تولید اولویت کشور باشد. از سوی دیگر باید مشکل بی‌کاری حل می‌شد. وزارت امور خارجه هم باید در بازاریابی جهانی وارد می‌شد و سفرا موظف می‌شدند که در کشورهای مختلف زمینه صادرات کالاهای ایرانی را فراهم کنند. اکنون هم مانند آن روزها همچنان مشکلات اقتصادی بر جای خود باقی است؛ اما ما یک تجربه بیشتر از آن زمان داریم و آن مدیریت در ایام کروناست. مدیریت کرونا معلوم کرد که اگر مسئولان به صورت یکپارچه به همراه اراده مردم مترصد حل مشکل باشند، می‌توانند و این یک امر محال نیست».

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • راه حلهای مرعشی و سلامتی برای یکسال آخر دولت روحانی

    راه حلهای مرعشی و سلامتی برای یکسال آخر دولت روحانی

    مرعشی: لازم است دولت با همراهی ملت مشکلات را حل کند
    حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، در تحلیل آنچه در یک سال آینده خواهد گذشت، به «شرق» گفت: «در وهله نخست باید بدانیم که انتخابات سال آینده فرصتی بسیار بزرگ برای کشورمان است که بتوانیم در پی آن روابط بین دولت و ملت را تقویت کنیم تا بتوانیم با همکاری هم در برابر فشارهای ظالمانه نظام‌های سلطه‌گر ازجمله آمریکا ایستادگی کنیم و همت‌مان بر آن شود که موقعیت و قدرت جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی تقویت شود. باید با امید فراوان برای سامان‌دادن به اوضاع تلاش کنیم و از فرصت تاریخی انتخابات ۱۴۰۰ استفاده کنیم و هم مردم درباره اهمیت انتخابات سال آینده آگاه باشند و هم مسئولان نظام؛ اما واقعیت این است که امروز در شرایط سختی به سر می‌بریم و مردم برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی‌شان هم دچار مشکل‌اند. تردیدی نیست که برای حل مشکلات موجود به یک خیزش ملی راستین نیاز است؛ به‌نحوی‌که دولت با همکاری و همیاری ملت سعی در رفع مشکلات موجود داشته باشد». او ادامه داد: «دولت در شرایط فعلی کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد و از قضا هر دولت دیگری هم در شرایط کنونی قرار می‌گرفت، نمی‌توانست کاری کند. ما در سال گذشته به دلیل تحریم‌های ظالمانه از درآمد صد میلیارددلاری فروش نفت محروم شدیم. واقعا دولت چه می‌تواند بکند؟ اگر بخواهد هزینه‌ها را کنترل کند، باید نیروها را تعدیل کند و اگر چنین کند، بر بی‌کاری دامن زده است و اگر تعدیل نکند و بخواهد دیوان‌سالاری موجود را حفظ کند، باید منابع تأمین هزینه‌ها را قرض کند. در کشور نیازهایی وجود دارد که باید رفع شوند. مردم ایران مانند مردم کره شمالی زندگی نمی‌کنند که مصرف‌شان پایین باشد و اصلا مردم ایران به مصرف بالا عادت کرده‌اند. همیشه فروشگاه‌های ما پر از کالا بوده است؛ بنابراین دولت نمی‌تواند با حداقل مصرف کشور را اداره کند. البته در مقطع کنونی با هماهنگی دولت و مجلس می‌توان ترمیم‌های اندکی انجام داد؛ اما ترمیم اساسی در مقطع کنونی امکان‌پذیر نیست».

    سلامتی: باید مشکلات کشور را با اراده‌ای مانند ایام کرونا حل کنیم

    محمد سلامتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم درباره این بحث به «شرق» گفت: «مهم‌ترین مسئله این‌ روزهای کشور اقتصاد و معیشت است و اگر موضوع تولید در کشور حل و متعاقبش اشتغال ایجاد شود، می‌توان امید داشت که بخشی از مشکلات موجود رفع شود. این بحث را با ذکر مثال نوع مدیریت در ایام کرونا ادامه می‌دهم. شما ببینید که دولت چطور توانست به ‌طور نسبی شیوع بیماری کرونا را کنترل یا دست‌کم از میزان جان‌باختگان بکاهد؟ با توجه به نقایص موجود در دولت کمتر کسی انتظار داشت که دولت بتواند از پسِ این مسئولیت برآید؛ اما برآمد و نسبتا خوب عمل کرد. ما از کشورهای اروپایی و آمریکا در کنترل کرونا بهتر عمل کردیم؛ زیرا موضوع ملی قلمداد شد و همه مسئولان موظف‌ شدند که برای رفع بحران تلاش کنند. من چند سال پیش گفتم که مشکل اقتصادی مهم‌ترین موضوع کشور است و گرچه برجام تصویب شده است؛ اما نتایج اقتصادی برجام تا دو سال آینده در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود؛ هرچند که برجام با عهدشکنی آمریکا دچار مشکلات جدی شد. من در آن مقطع هشدار دادم که جدای از برجام باید به تولید داخلی متکی باشیم و اجازه ندهیم که تولید کاهش یابد؛ زیرا برای جبران لطمات گسترده‌ای که دولت‌های نهم و دهم به اقتصاد کشور وارد کرده بود، ضرورت داشت که تولید اولویت کشور باشد. از سوی دیگر باید مشکل بی‌کاری حل می‌شد. وزارت امور خارجه هم باید در بازاریابی جهانی وارد می‌شد و سفرا موظف می‌شدند که در کشورهای مختلف زمینه صادرات کالاهای ایرانی را فراهم کنند. اکنون هم مانند آن روزها همچنان مشکلات اقتصادی بر جای خود باقی است؛ اما ما یک تجربه بیشتر از آن زمان داریم و آن مدیریت در ایام کروناست. مدیریت کرونا معلوم کرد که اگر مسئولان به صورت یکپارچه به همراه اراده مردم مترصد حل مشکل باشند، می‌توانند و این یک امر محال نیست».

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون انتقادات به جریان اصلاحات، انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم و .. پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را به نقل از جماران می خوانید؛

    در سال های گذشته و به ویژه ماه های اخیر، اظهارنظرهای زیادی در خصوص ضرورت نقد اصلاحات مطرح می شود. به نظر شما «جریان اصلاحات»تا چه اندازه نیازمند نقد درونی است؟

    اصلاحات سابقه روشن و مشخصی دارد. هم موفقیت هایی داشته و هم عدم توفیق هایی. به طور کلی هر جریان یا جبهه سیاسی قابل نقد است. ولی به نظرم این مسأله مهمی نیست. مهم تر از آن طرح این پرسش است که ایران و مردم کشور در چه شرایطی قرار دارند و باید چه کاری برای«ایران» کنیم؟ بی تردید آنچه در مرحله اول اهمیت دارد، ایران است. باید کشور را از خطراتی که می تواند آن را تهدید کند، نجات دهیم.

    در مرحله دوم نیز باید ببینیم که مشکلات مردم را چطور می توان حل کرد؟ اگر نگاهمان چنین باشد حتما یکی از مسائل ضروری و اجتناب ناپذیر این است که راهکارهایی را بیابیم که نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی برگرفته از انقلاب اسلامی تقویت کنیم. زیرا امروز امنیت کشور و حفظ تمامیت ارضی ایران به جمهوری اسلامی و سرنوشت این نظام گره خورده است. از طرفی هم نظام هیچ سرمایه ای مهم تر از مردم نداشته است.

    امروز اهمیتی ندارد کدام جریان چه کرده یا چه می کند، بلکه باید ببینیم کدام جریان برای آینده و حل مسائل مردم ایران برنامه دارد. همانطور که در مورد انتخابات مجلس نیز قابل پیش بینی بود، انتخاباتی رقابتی و پرشور می توانست به بازسازی روابط و ملت کمک شایانی کند، به نظرم اگر انتخابات آینده ریاست جمهوری رقابتی باشد و در آن شخصیت های نه الزاما اصلاح طلب و نه لزوما اصولگرا و به تعبیری بهتر، شخصیت هایی که دارای جامعیت مدیریتی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند بتوانند وارد صحنه شوند و اختیارات کافی برای پیشبرد امور کشور داشته باشند، حتما مسائل زیادی در جامعه حل خواهد شد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است

    آقای مرعشی! چگونه می توان چارچوبی برای اصلاح طلبی تعیین کرد؟ آیا اصلا چنین امری ممکن است؟

    اصلاحات چارچوب مشخصی دارد و خوب است که تعریف جامع و مورد قبولی از آن داشته باشیم و ببینیم حداقل هایی که مورد توجه اصلاح طلبان قرار دارد، کدام هستند؟ این موارد می تواند قابل احصاء باشد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است و از نیروهای رادیکال و تحول خواه و حقوق بشری در آن بوده و هستند تا نیروهای ارزشی که در زمره ایثارگرانی قرار می گیرند که در دوره دفاع مقدس جنگیده اند و شهید داده اند و به امام و نظام وفادارند. بنابراین، این جبهه متشکل از طیفی وسیع است و هیچ وقت نمی توان هیچ کدام از این بخش ها را نادیده گرفت یا نفی کرد.

    از این رو، جریانی می تواند به جبهه اصلاحات کمک کند که معدلی از خواسته های طیف های مختلف را در برنامه کاری خود قرار دهد.

    رئیس جمهور آینده ایران باید بتواند اعتماد رهبری را جلب کند

    در بخشی از گفته های خود اشاره کردید که اگر فردی مدیریت لازم داشته باشد، لزومی ندارد حتما اصلاح طلب یا اصولگرا باشد، چنین امری چقدر محتمل است که فردی خارج از این دو جریان شانس پیروزی در انتخابات داشته باشد؟

    لازم نیست که چنین فردی خارج از دو جریان مذکور باشد. می خواهم این را بگویم که الزامی به وابستگی او به این دو جریان نیست. الان مهم این است فردی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود بتواند اعتماد رهبری را جلب کند. زیرا بدون این اعتماد و بدون اینکه رهبری به او اختیارات لازم را دهد، نمی تواند مشکلات بین المللی ایران و مسائل مدیریتی کشور را حل و فصل کند و همچنین نمی تواند هماهنگی لازم میان قوا به وجود آورد. از طرف دیگر او باید بتواند مردم را به صحنه بیاورد. اینکه او بتواند مردم رنجیده از نابسامانی های سیاسی، فساد، مشکلات اقتصادی، مردم دلخور از عدم تعادل در بازارها و گرانی و تورم افسارگسیخته را بار دیگر به صحنه بیاورد، کار دشواری است.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند

    طیف های مختلفی میان اصلاح طلبان وجود دارد و شما نیز در اظهارات خود به آنها اشاره کردید، با وجود چنین تنوعی آیا می توان مبانی مشترکی میان اصلاح طلبان در خصوص شیوه حکمرانی، حقوق شهروندی، سیاست خارجی و… تعیین کرد؟

    اشتراکات زیادی بین طیف های مختلف اصلاح طلب وجود دارد و مشکلی از این حیث نیست. اما اختلافی اگر وجود دارد به این دلیل است که برخی از دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که اساسا نظام دیگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد. لذا می گویند چون دیگر ما فرصت نقش آفرینی در عرصه سیاست نداریم، لااقل مردم را با خود داشته باشیم.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند؛ از این جهت که معتقدند دیگر در مجموعه نظام فرصت نقش آفرینی و پیگیری اصلاحات وجود ندارد. اما بخش دیگری از نیروهای اصلاحات معتقدند که ما نباید از کوچکترین روزنه ای که ممکن است برای پیگیری حرکت های اصلاحی وجود داشته باشد، صرف نظر کنیم. این بستگی به شرایط آینده دارد. باید ببینیم که کدام یک از این دو تحلیل درست است؟

    بحث مربوط به کندروی و تندروی در جریان اصلاحات نیز اخیرا بار دیگر مطرح شده است، این نوع مباحث تا چه اندازه مصداق دارند؟

    اینکه بگوییم کندروی یا تندوری در اصلاحات نداریم، درست نیست. بعضی از دوستان در این راستا به تندروی در میان جریان رقیب اشاره می کنند، بله چنین امری وجود داشته ولی نباید فراموش کنیم که هرگز قرار نبوده رقبایمان صحنه را به نفع ما آرایش دهند.

    اصلاح طلبان
    اصلاح طلبان

    نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت

    بی تردید تمام تلاش آنها این بوده که صحنه را از دست ما خارج کنند. بالاخره کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که چه شد ما که در دوره ای می توانستیم برای رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی، ۲۰ میلیون و اندی رای جمع کنیم و دو سوم کرسی های مجلس را در اختیار داشته باشیم، به نقطه ای رسیدیم که امروز در مجلس حتی نمی توانیم فراکسیونی ده نفره داشته باشیم؟

    به هرحال نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت. برخی از تقصیرات نیز ناشی از اشتباهات جبهه ماست. باید آسیب شناسی شود که چرا ما از آن نقطه به اینجا رسیدیم؟ آیا همه این موضوع تقصیر رقیب بوده؟ اگر چنین بود که جریان رقیب می توانست کارهای دیگر خود را هم پیش ببرد. در حالی که این رقیب هیچ گاه نتوانسته حتی رئیس جمهور در ایران را تعیین کند.

    عده ای معتقدند هسته اصلی قدرت در سال های اخیر به سمت یک دست کردن خود پیش رفته است، در این رابطه چه نظری دارید؟

    این مطلب جدیدی نیست. در سال ۷۶ نیز چنین تلاشی بود.

    افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند

    به همین دلیل عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که شاید برخی تندروی هایی که صورت گرفته برای بقاء در عرصه سیاسی بوده است. تحلیل شما در این باره چیست؟

    این مسائل بیشتر حرف است. مشکل ما «عمومی» است و جناح و شخص نمی شناسد. متاسفانه افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند. ببینید! آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود، ولی به این جایگاه قانع نبود و می خواست نفر اول کشور باشد. در نتیجه آن همه دردسر برای خود و کشور درست کرد. ما اصلاح طلبان هم زمانی علاوه بر دولت، مجلس را نیز داشتیم. آیا به داشتن این دو قوه قانع بودیم؟ خیر. ما هم دلمان می خواست قدرت بیشتری پیدا کنیم.

    باید به هر مقدار از قدرت که در دسترس قرار می گیرد، قانع بود و از آن برای پیشبرد منافع کشور و حل و فصل مسائل استفاده کرد. بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازیم و از تجربه تلخ کشورهای اطراف خود بهره ببریم. مگر صدام در حکومت بعثی عراق از خالص بودن حکومتش و یک دست بودن آن نفعی برد؟ با آن حزب بعث خشن و تندوریی که ایجاد کرد، عراق را به خاک مذلت کشاند و کاری کرد که کشورش به دهان گرگ ها و افعی های بین المللی بیفتد. مردم خود را ذلیل کرد و خودش نیز نابود شد. خب این خود تجربه است.

    اصلاح طلبان
    اصلاح طلبان

    افغان ها هم که باهم سازگار نیستند و دائما گروه های مختلفی از آنها در برابر هم قرار می گیرند. آیا جنگ های داخلی بین آنها چیزی از افغانستان باقی گذاشته است؟ آیا گروه طالبان توانسته مسأله ای از افغانستان حل کند؟ این ها که راه حل نیست. راه این است که در کنار هم بنشینیم و همه با حفظ هویتی که داریم در عین رقابتی سالم با هم زندگی کنیم و مملکت را بسازیم. باید از فرصت ها برای پیشرفت و ساختن آینده ایران استفاده کنیم.

    این طور نمی شود که یک دولت برجام را درست کند، ولی یک عده دیگر تمام همت خود را بگذارند برای اینکه آن را باطل کنند. معلوم است که این روند نمی تواند مساله ای از کشور حل کند. قدرت طلبی حدی دارد. آن را باید با عقل مدیریت کرد.

    بنیان اصلاحات سیاسی از دوره سازندگی گذاشته شد

    گروهی از اصلاح طلبان می گویند با اینکه دولت و مجلس را در دوره اصلاحات در دست داشتند، اما نتوانستند از قدرت خود برای پیگیری مطالبات مردم استفاده کنند. از نگاه این طیف؛ حزب کارگزاران صرفا به قدرت می اندیشد ولی آنها به مسائل جانبی نیز توجه نشان می دهند، در این باره چه نظری دارید؟

    خب الحمدالله، انشاءالله خداوند نگاه بلند و افکار آنها را تقویت و از سیئات حزب کارگزاران کم کند. ببینید این مسائل صرفا حرف است. من اصلاحات را به دو دوره کلی تقسیم می کنم. یک دوره اصلاحات اقتصادی وجود دارد که مربوط به دوره سازندگی است. بنیان اصلاحات سیاسی نیز در کشور ما از آن دوره گذاشته شد.

    بالاخره بودند کسانی که این مملکت را از کمبود آب، برق، گاز ، کالا و از تولید ده هزار خودرو در سال و سهمیه بندی اجناس نجات دادند. و کشور را به جایی رساندند که به تعداد دانشجویانش اضافه شد و تولید در آن رونق گرفت. ایران را به جایی رساندند که نفت بار دیگر در آن مهم شد و مشکلات عادی کشور را حل کردند. روی آن بستر نیز سیاست را مدیریت کردند تا چندصدایی در داخل مجموعه نظام وجود داشته باشد. این رویکرد «نطفه اصلاحات» را تشکیل داد.

    در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد

    البته در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد و آقای خاتمی، توسعه اقتصادی آقای هاشمی را ادامه داد و به آن توسعه سیاسی و فرهنگی را نیز اضافه کرد. اگر سایر دوستان اصلاح طلب هم با همان فرمان آقای خاتمی ادامه می دادند و به آن مسیری که داشت طی می شد، قانع بودند پیشرفت های بهتری هم می توانست حاصل شود. ولی خب ما همیشه از بعد دوره مشروطیت این مساله را داشتیم که هروقت گشایشی در سیاست به وجود می آید، بی نظمی هایی رقم می خورد و آنارشیسم به وجود آمده، زمینه را برای ایجاد فضایی بسته فراهم می کند.

    این فضای بسته نیز کشور را دچار مشکل می کند و فساد به وجود می آورد و بر نارضایتی ها می افزاید و به موجب آن عقده ها شکل می گیرد. عقده ها نیز منجر به انفجارهای اجتماعی می شود و آن مساله هم به ضرر کشور است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد

     

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون انتقادات به جریان اصلاحات، انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم و .. پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را به نقل از جماران می خوانید؛

    در سال های گذشته و به ویژه ماه های اخیر، اظهارنظرهای زیادی در خصوص ضرورت نقد اصلاحات مطرح می شود. به نظر شما «جریان اصلاحات»تا چه اندازه نیازمند نقد درونی است؟

    اصلاحات سابقه روشن و مشخصی دارد. هم موفقیت هایی داشته و هم عدم توفیق هایی. به طور کلی هر جریان یا جبهه سیاسی قابل نقد است. ولی به نظرم این مسأله مهمی نیست. مهم تر از آن طرح این پرسش است که ایران و مردم کشور در چه شرایطی قرار دارند و باید چه کاری برای«ایران» کنیم؟ بی تردید آنچه در مرحله اول اهمیت دارد، ایران است. باید کشور را از خطراتی که می تواند آن را تهدید کند، نجات دهیم.

    در مرحله دوم نیز باید ببینیم که مشکلات مردم را چطور می توان حل کرد؟ اگر نگاهمان چنین باشد حتما یکی از مسائل ضروری و اجتناب ناپذیر این است که راهکارهایی را بیابیم که نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی برگرفته از انقلاب اسلامی تقویت کنیم. زیرا امروز امنیت کشور و حفظ تمامیت ارضی ایران به جمهوری اسلامی و سرنوشت این نظام گره خورده است. از طرفی هم نظام هیچ سرمایه ای مهم تر از مردم نداشته است.

    امروز اهمیتی ندارد کدام جریان چه کرده یا چه می کند، بلکه باید ببینیم کدام جریان برای آینده و حل مسائل مردم ایران برنامه دارد. همانطور که در مورد انتخابات مجلس نیز قابل پیش بینی بود، انتخاباتی رقابتی و پرشور می توانست به بازسازی روابط و ملت کمک شایانی کند، به نظرم اگر انتخابات آینده ریاست جمهوری رقابتی باشد و در آن شخصیت های نه الزاما اصلاح طلب و نه لزوما اصولگرا و به تعبیری بهتر، شخصیت هایی که دارای جامعیت مدیریتی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند بتوانند وارد صحنه شوند و اختیارات کافی برای پیشبرد امور کشور داشته باشند، حتما مسائل زیادی در جامعه حل خواهد شد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است

    آقای مرعشی! چگونه می توان چارچوبی برای اصلاح طلبی تعیین کرد؟ آیا اصلا چنین امری ممکن است؟

    اصلاحات چارچوب مشخصی دارد و خوب است که تعریف جامع و مورد قبولی از آن داشته باشیم و ببینیم حداقل هایی که مورد توجه اصلاح طلبان قرار دارد، کدام هستند؟ این موارد می تواند قابل احصاء باشد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است و از نیروهای رادیکال و تحول خواه و حقوق بشری در آن بوده و هستند تا نیروهای ارزشی که در زمره ایثارگرانی قرار می گیرند که در دوره دفاع مقدس جنگیده اند و شهید داده اند و به امام و نظام وفادارند. بنابراین، این جبهه متشکل از طیفی وسیع است و هیچ وقت نمی توان هیچ کدام از این بخش ها را نادیده گرفت یا نفی کرد.

    از این رو، جریانی می تواند به جبهه اصلاحات کمک کند که معدلی از خواسته های طیف های مختلف را در برنامه کاری خود قرار دهد.

    رئیس جمهور آینده ایران باید بتواند اعتماد رهبری را جلب کند

    در بخشی از گفته های خود اشاره کردید که اگر فردی مدیریت لازم داشته باشد، لزومی ندارد حتما اصلاح طلب یا اصولگرا باشد، چنین امری چقدر محتمل است که فردی خارج از این دو جریان شانس پیروزی در انتخابات داشته باشد؟

    لازم نیست که چنین فردی خارج از دو جریان مذکور باشد. می خواهم این را بگویم که الزامی به وابستگی او به این دو جریان نیست. الان مهم این است فردی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود بتواند اعتماد رهبری را جلب کند. زیرا بدون این اعتماد و بدون اینکه رهبری به او اختیارات لازم را دهد، نمی تواند مشکلات بین المللی ایران و مسائل مدیریتی کشور را حل و فصل کند و همچنین نمی تواند هماهنگی لازم میان قوا به وجود آورد. از طرف دیگر او باید بتواند مردم را به صحنه بیاورد. اینکه او بتواند مردم رنجیده از نابسامانی های سیاسی، فساد، مشکلات اقتصادی، مردم دلخور از عدم تعادل در بازارها و گرانی و تورم افسارگسیخته را بار دیگر به صحنه بیاورد، کار دشواری است.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند

    طیف های مختلفی میان اصلاح طلبان وجود دارد و شما نیز در اظهارات خود به آنها اشاره کردید، با وجود چنین تنوعی آیا می توان مبانی مشترکی میان اصلاح طلبان در خصوص شیوه حکمرانی، حقوق شهروندی، سیاست خارجی و… تعیین کرد؟

    اشتراکات زیادی بین طیف های مختلف اصلاح طلب وجود دارد و مشکلی از این حیث نیست. اما اختلافی اگر وجود دارد به این دلیل است که برخی از دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که اساسا نظام دیگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد. لذا می گویند چون دیگر ما فرصت نقش آفرینی در عرصه سیاست نداریم، لااقل مردم را با خود داشته باشیم.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند؛ از این جهت که معتقدند دیگر در مجموعه نظام فرصت نقش آفرینی و پیگیری اصلاحات وجود ندارد. اما بخش دیگری از نیروهای اصلاحات معتقدند که ما نباید از کوچکترین روزنه ای که ممکن است برای پیگیری حرکت های اصلاحی وجود داشته باشد، صرف نظر کنیم. این بستگی به شرایط آینده دارد. باید ببینیم که کدام یک از این دو تحلیل درست است؟

    بحث مربوط به کندروی و تندروی در جریان اصلاحات نیز اخیرا بار دیگر مطرح شده است، این نوع مباحث تا چه اندازه مصداق دارند؟

    اینکه بگوییم کندروی یا تندوری در اصلاحات نداریم، درست نیست. بعضی از دوستان در این راستا به تندروی در میان جریان رقیب اشاره می کنند، بله چنین امری وجود داشته ولی نباید فراموش کنیم که هرگز قرار نبوده رقبایمان صحنه را به نفع ما آرایش دهند.

    نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت

    بی تردید تمام تلاش آنها این بوده که صحنه را از دست ما خارج کنند. بالاخره کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که چه شد ما که در دوره ای می توانستیم برای رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی، ۲۰ میلیون و اندی رای جمع کنیم و دو سوم کرسی های مجلس را در اختیار داشته باشیم، به نقطه ای رسیدیم که امروز در مجلس حتی نمی توانیم فراکسیونی ده نفره داشته باشیم؟

    به هرحال نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت. برخی از تقصیرات نیز ناشی از اشتباهات جبهه ماست. باید آسیب شناسی شود که چرا ما از آن نقطه به اینجا رسیدیم؟ آیا همه این موضوع تقصیر رقیب بوده؟ اگر چنین بود که جریان رقیب می توانست کارهای دیگر خود را هم پیش ببرد. در حالی که این رقیب هیچ گاه نتوانسته حتی رئیس جمهور در ایران را تعیین کند.

    عده ای معتقدند هسته اصلی قدرت در سال های اخیر به سمت یک دست کردن خود پیش رفته است، در این رابطه چه نظری دارید؟

    این مطلب جدیدی نیست. در سال ۷۶ نیز چنین تلاشی بود.

    افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند

    به همین دلیل عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که شاید برخی تندروی هایی که صورت گرفته برای بقاء در عرصه سیاسی بوده است. تحلیل شما در این باره چیست؟

    این مسائل بیشتر حرف است. مشکل ما «عمومی» است و جناح و شخص نمی شناسد. متاسفانه افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند. ببینید! آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود، ولی به این جایگاه قانع نبود و می خواست نفر اول کشور باشد. در نتیجه آن همه دردسر برای خود و کشور درست کرد. ما اصلاح طلبان هم زمانی علاوه بر دولت، مجلس را نیز داشتیم. آیا به داشتن این دو قوه قانع بودیم؟ خیر. ما هم دلمان می خواست قدرت بیشتری پیدا کنیم.

    باید به هر مقدار از قدرت که در دسترس قرار می گیرد، قانع بود و از آن برای پیشبرد منافع کشور و حل و فصل مسائل استفاده کرد. بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازیم و از تجربه تلخ کشورهای اطراف خود بهره ببریم. مگر صدام در حکومت بعثی عراق از خالص بودن حکومتش و یک دست بودن آن نفعی برد؟ با آن حزب بعث خشن و تندوریی که ایجاد کرد، عراق را به خاک مذلت کشاند و کاری کرد که کشورش به دهان گرگ ها و افعی های بین المللی بیفتد. مردم خود را ذلیل کرد و خودش نیز نابود شد. خب این خود تجربه است.

    افغان ها هم که باهم سازگار نیستند و دائما گروه های مختلفی از آنها در برابر هم قرار می گیرند. آیا جنگ های داخلی بین آنها چیزی از افغانستان باقی گذاشته است؟ آیا گروه طالبان توانسته مسأله ای از افغانستان حل کند؟ این ها که راه حل نیست. راه این است که در کنار هم بنشینیم و همه با حفظ هویتی که داریم در عین رقابتی سالم با هم زندگی کنیم و مملکت را بسازیم. باید از فرصت ها برای پیشرفت و ساختن آینده ایران استفاده کنیم.

    این طور نمی شود که یک دولت برجام را درست کند، ولی یک عده دیگر تمام همت خود را بگذارند برای اینکه آن را باطل کنند. معلوم است که این روند نمی تواند مساله ای از کشور حل کند. قدرت طلبی حدی دارد. آن را باید با عقل مدیریت کرد.

    بنیان اصلاحات سیاسی از دوره سازندگی گذاشته شد

    گروهی از اصلاح طلبان می گویند با اینکه دولت و مجلس را در دوره اصلاحات در دست داشتند، اما نتوانستند از قدرت خود برای پیگیری مطالبات مردم استفاده کنند. از نگاه این طیف؛ حزب کارگزاران صرفا به قدرت می اندیشد ولی آنها به مسائل جانبی نیز توجه نشان می دهند، در این باره چه نظری دارید؟

    خب الحمدالله، انشاءالله خداوند نگاه بلند و افکار آنها را تقویت و از سیئات حزب کارگزاران کم کند. ببینید این مسائل صرفا حرف است. من اصلاحات را به دو دوره کلی تقسیم می کنم. یک دوره اصلاحات اقتصادی وجود دارد که مربوط به دوره سازندگی است. بنیان اصلاحات سیاسی نیز در کشور ما از آن دوره گذاشته شد.

    بالاخره بودند کسانی که این مملکت را از کمبود آب، برق، گاز ، کالا و از تولید ده هزار خودرو در سال و سهمیه بندی اجناس نجات دادند. و کشور را به جایی رساندند که به تعداد دانشجویانش اضافه شد و تولید در آن رونق گرفت. ایران را به جایی رساندند که نفت بار دیگر در آن مهم شد و مشکلات عادی کشور را حل کردند. روی آن بستر نیز سیاست را مدیریت کردند تا چندصدایی در داخل مجموعه نظام وجود داشته باشد. این رویکرد «نطفه اصلاحات» را تشکیل داد.

    در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد

    البته در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد و آقای خاتمی، توسعه اقتصادی آقای هاشمی را ادامه داد و به آن توسعه سیاسی و فرهنگی را نیز اضافه کرد. اگر سایر دوستان اصلاح طلب هم با همان فرمان آقای خاتمی ادامه می دادند و به آن مسیری که داشت طی می شد، قانع بودند پیشرفت های بهتری هم می توانست حاصل شود. ولی خب ما همیشه از بعد دوره مشروطیت این مساله را داشتیم که هروقت گشایشی در سیاست به وجود می آید، بی نظمی هایی رقم می خورد و آنارشیسم به وجود آمده، زمینه را برای ایجاد فضایی بسته فراهم می کند.

    این فضای بسته نیز کشور را دچار مشکل می کند و فساد به وجود می آورد و بر نارضایتی ها می افزاید و به موجب آن عقده ها شکل می گیرد. عقده ها نیز منجر به انفجارهای اجتماعی می شود و آن مساله هم به ضرر کشور است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون انتقادات به جریان اصلاحات، انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم و .. پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را به نقل از جماران می خوانید؛

    در سال های گذشته و به ویژه ماه های اخیر، اظهارنظرهای زیادی در خصوص ضرورت نقد اصلاحات مطرح می شود. به نظر شما «جریان اصلاحات»تا چه اندازه نیازمند نقد درونی است؟

    اصلاحات سابقه روشن و مشخصی دارد. هم موفقیت هایی داشته و هم عدم توفیق هایی. به طور کلی هر جریان یا جبهه سیاسی قابل نقد است. ولی به نظرم این مسأله مهمی نیست. مهم تر از آن طرح این پرسش است که ایران و مردم کشور در چه شرایطی قرار دارند و باید چه کاری برای«ایران» کنیم؟ بی تردید آنچه در مرحله اول اهمیت دارد، ایران است. باید کشور را از خطراتی که می تواند آن را تهدید کند، نجات دهیم.

    در مرحله دوم نیز باید ببینیم که مشکلات مردم را چطور می توان حل کرد؟ اگر نگاهمان چنین باشد حتما یکی از مسائل ضروری و اجتناب ناپذیر این است که راهکارهایی را بیابیم که نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی برگرفته از انقلاب اسلامی تقویت کنیم. زیرا امروز امنیت کشور و حفظ تمامیت ارضی ایران به جمهوری اسلامی و سرنوشت این نظام گره خورده است. از طرفی هم نظام هیچ سرمایه ای مهم تر از مردم نداشته است.

    امروز اهمیتی ندارد کدام جریان چه کرده یا چه می کند، بلکه باید ببینیم کدام جریان برای آینده و حل مسائل مردم ایران برنامه دارد. همانطور که در مورد انتخابات مجلس نیز قابل پیش بینی بود، انتخاباتی رقابتی و پرشور می توانست به بازسازی روابط و ملت کمک شایانی کند، به نظرم اگر انتخابات آینده ریاست جمهوری رقابتی باشد و در آن شخصیت های نه الزاما اصلاح طلب و نه لزوما اصولگرا و به تعبیری بهتر، شخصیت هایی که دارای جامعیت مدیریتی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند بتوانند وارد صحنه شوند و اختیارات کافی برای پیشبرد امور کشور داشته باشند، حتما مسائل زیادی در جامعه حل خواهد شد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است

    آقای مرعشی! چگونه می توان چارچوبی برای اصلاح طلبی تعیین کرد؟ آیا اصلا چنین امری ممکن است؟

    اصلاحات چارچوب مشخصی دارد و خوب است که تعریف جامع و مورد قبولی از آن داشته باشیم و ببینیم حداقل هایی که مورد توجه اصلاح طلبان قرار دارد، کدام هستند؟ این موارد می تواند قابل احصاء باشد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است و از نیروهای رادیکال و تحول خواه و حقوق بشری در آن بوده و هستند تا نیروهای ارزشی که در زمره ایثارگرانی قرار می گیرند که در دوره دفاع مقدس جنگیده اند و شهید داده اند و به امام و نظام وفادارند. بنابراین، این جبهه متشکل از طیفی وسیع است و هیچ وقت نمی توان هیچ کدام از این بخش ها را نادیده گرفت یا نفی کرد.

    از این رو، جریانی می تواند به جبهه اصلاحات کمک کند که معدلی از خواسته های طیف های مختلف را در برنامه کاری خود قرار دهد.

    رئیس جمهور آینده ایران باید بتواند اعتماد رهبری را جلب کند

    در بخشی از گفته های خود اشاره کردید که اگر فردی مدیریت لازم داشته باشد، لزومی ندارد حتما اصلاح طلب یا اصولگرا باشد، چنین امری چقدر محتمل است که فردی خارج از این دو جریان شانس پیروزی در انتخابات داشته باشد؟

    لازم نیست که چنین فردی خارج از دو جریان مذکور باشد. می خواهم این را بگویم که الزامی به وابستگی او به این دو جریان نیست. الان مهم این است فردی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود بتواند اعتماد رهبری را جلب کند. زیرا بدون این اعتماد و بدون اینکه رهبری به او اختیارات لازم را دهد، نمی تواند مشکلات بین المللی ایران و مسائل مدیریتی کشور را حل و فصل کند و همچنین نمی تواند هماهنگی لازم میان قوا به وجود آورد. از طرف دیگر او باید بتواند مردم را به صحنه بیاورد. اینکه او بتواند مردم رنجیده از نابسامانی های سیاسی، فساد، مشکلات اقتصادی، مردم دلخور از عدم تعادل در بازارها و گرانی و تورم افسارگسیخته را بار دیگر به صحنه بیاورد، کار دشواری است.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند

    طیف های مختلفی میان اصلاح طلبان وجود دارد و شما نیز در اظهارات خود به آنها اشاره کردید، با وجود چنین تنوعی آیا می توان مبانی مشترکی میان اصلاح طلبان در خصوص شیوه حکمرانی، حقوق شهروندی، سیاست خارجی و… تعیین کرد؟

    اشتراکات زیادی بین طیف های مختلف اصلاح طلب وجود دارد و مشکلی از این حیث نیست. اما اختلافی اگر وجود دارد به این دلیل است که برخی از دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که اساسا نظام دیگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد. لذا می گویند چون دیگر ما فرصت نقش آفرینی در عرصه سیاست نداریم، لااقل مردم را با خود داشته باشیم.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند؛ از این جهت که معتقدند دیگر در مجموعه نظام فرصت نقش آفرینی و پیگیری اصلاحات وجود ندارد. اما بخش دیگری از نیروهای اصلاحات معتقدند که ما نباید از کوچکترین روزنه ای که ممکن است برای پیگیری حرکت های اصلاحی وجود داشته باشد، صرف نظر کنیم. این بستگی به شرایط آینده دارد. باید ببینیم که کدام یک از این دو تحلیل درست است؟

    بحث مربوط به کندروی و تندروی در جریان اصلاحات نیز اخیرا بار دیگر مطرح شده است، این نوع مباحث تا چه اندازه مصداق دارند؟

    اینکه بگوییم کندروی یا تندوری در اصلاحات نداریم، درست نیست. بعضی از دوستان در این راستا به تندروی در میان جریان رقیب اشاره می کنند، بله چنین امری وجود داشته ولی نباید فراموش کنیم که هرگز قرار نبوده رقبایمان صحنه را به نفع ما آرایش دهند.

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر
    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت

    بی تردید تمام تلاش آنها این بوده که صحنه را از دست ما خارج کنند. بالاخره کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که چه شد ما که در دوره ای می توانستیم برای رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی، ۲۰ میلیون و اندی رای جمع کنیم و دو سوم کرسی های مجلس را در اختیار داشته باشیم، به نقطه ای رسیدیم که امروز در مجلس حتی نمی توانیم فراکسیونی ده نفره داشته باشیم؟

    به هرحال نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت. برخی از تقصیرات نیز ناشی از اشتباهات جبهه ماست. باید آسیب شناسی شود که چرا ما از آن نقطه به اینجا رسیدیم؟ آیا همه این موضوع تقصیر رقیب بوده؟ اگر چنین بود که جریان رقیب می توانست کارهای دیگر خود را هم پیش ببرد. در حالی که این رقیب هیچ گاه نتوانسته حتی رئیس جمهور در ایران را تعیین کند.

    عده ای معتقدند هسته اصلی قدرت در سال های اخیر به سمت یک دست کردن خود پیش رفته است، در این رابطه چه نظری دارید؟

    این مطلب جدیدی نیست. در سال ۷۶ نیز چنین تلاشی بود.

    افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند

    به همین دلیل عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که شاید برخی تندروی هایی که صورت گرفته برای بقاء در عرصه سیاسی بوده است. تحلیل شما در این باره چیست؟

    این مسائل بیشتر حرف است. مشکل ما «عمومی» است و جناح و شخص نمی شناسد. متاسفانه افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند. ببینید! آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود، ولی به این جایگاه قانع نبود و می خواست نفر اول کشور باشد. در نتیجه آن همه دردسر برای خود و کشور درست کرد. ما اصلاح طلبان هم زمانی علاوه بر دولت، مجلس را نیز داشتیم. آیا به داشتن این دو قوه قانع بودیم؟ خیر. ما هم دلمان می خواست قدرت بیشتری پیدا کنیم.

    باید به هر مقدار از قدرت که در دسترس قرار می گیرد، قانع بود و از آن برای پیشبرد منافع کشور و حل و فصل مسائل استفاده کرد. بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازیم و از تجربه تلخ کشورهای اطراف خود بهره ببریم. مگر صدام در حکومت بعثی عراق از خالص بودن حکومتش و یک دست بودن آن نفعی برد؟ با آن حزب بعث خشن و تندوریی که ایجاد کرد، عراق را به خاک مذلت کشاند و کاری کرد که کشورش به دهان گرگ ها و افعی های بین المللی بیفتد. مردم خود را ذلیل کرد و خودش نیز نابود شد. خب این خود تجربه است.

    افغان ها هم که باهم سازگار نیستند و دائما گروه های مختلفی از آنها در برابر هم قرار می گیرند. آیا جنگ های داخلی بین آنها چیزی از افغانستان باقی گذاشته است؟ آیا گروه طالبان توانسته مسأله ای از افغانستان حل کند؟ این ها که راه حل نیست. راه این است که در کنار هم بنشینیم و همه با حفظ هویتی که داریم در عین رقابتی سالم با هم زندگی کنیم و مملکت را بسازیم. باید از فرصت ها برای پیشرفت و ساختن آینده ایران استفاده کنیم.

    این طور نمی شود که یک دولت برجام را درست کند، ولی یک عده دیگر تمام همت خود را بگذارند برای اینکه آن را باطل کنند. معلوم است که این روند نمی تواند مساله ای از کشور حل کند. قدرت طلبی حدی دارد. آن را باید با عقل مدیریت کرد.

    بنیان اصلاحات سیاسی از دوره سازندگی گذاشته شد

    گروهی از اصلاح طلبان می گویند با اینکه دولت و مجلس را در دوره اصلاحات در دست داشتند، اما نتوانستند از قدرت خود برای پیگیری مطالبات مردم استفاده کنند. از نگاه این طیف؛ حزب کارگزاران صرفا به قدرت می اندیشد ولی آنها به مسائل جانبی نیز توجه نشان می دهند، در این باره چه نظری دارید؟

    خب الحمدالله، انشاءالله خداوند نگاه بلند و افکار آنها را تقویت و از سیئات حزب کارگزاران کم کند. ببینید این مسائل صرفا حرف است. من اصلاحات را به دو دوره کلی تقسیم می کنم. یک دوره اصلاحات اقتصادی وجود دارد که مربوط به دوره سازندگی است. بنیان اصلاحات سیاسی نیز در کشور ما از آن دوره گذاشته شد.

    بالاخره بودند کسانی که این مملکت را از کمبود آب، برق، گاز ، کالا و از تولید ده هزار خودرو در سال و سهمیه بندی اجناس نجات دادند. و کشور را به جایی رساندند که به تعداد دانشجویانش اضافه شد و تولید در آن رونق گرفت. ایران را به جایی رساندند که نفت بار دیگر در آن مهم شد و مشکلات عادی کشور را حل کردند. روی آن بستر نیز سیاست را مدیریت کردند تا چندصدایی در داخل مجموعه نظام وجود داشته باشد. این رویکرد «نطفه اصلاحات» را تشکیل داد.

    در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد

    البته در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد و آقای خاتمی، توسعه اقتصادی آقای هاشمی را ادامه داد و به آن توسعه سیاسی و فرهنگی را نیز اضافه کرد. اگر سایر دوستان اصلاح طلب هم با همان فرمان آقای خاتمی ادامه می دادند و به آن مسیری که داشت طی می شد، قانع بودند پیشرفت های بهتری هم می توانست حاصل شود. ولی خب ما همیشه از بعد دوره مشروطیت این مساله را داشتیم که هروقت گشایشی در سیاست به وجود می آید، بی نظمی هایی رقم می خورد و آنارشیسم به وجود آمده، زمینه را برای ایجاد فضایی بسته فراهم می کند.

    این فضای بسته نیز کشور را دچار مشکل می کند و فساد به وجود می آورد و بر نارضایتی ها می افزاید و به موجب آن عقده ها شکل می گیرد. عقده ها نیز منجر به انفجارهای اجتماعی می شود و آن مساله هم به ضرر کشور است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: مقابله با کرونا هیچ ارتباطی با تحریم‌ها ندارد/ دولت خوب درخشید

    مرعشی: مقابله با کرونا هیچ ارتباطی با تحریم‌ها ندارد/ دولت خوب درخشید

    حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی  درباره تأثیر کرونا بر جهانی شدن، اظهار کرد: به نظر من تازه مشخص شد که جهان یک مجموعه به هم پیوسته است و هیچ کشوری نمی‌تواند خود را از مجموعه جهان جدا فرض کند، یعنی تأثیر حوادث نشان داد که نه می‌توان به ملی فکر کردن اعتماد کرد و نه می‌توان به شکاف بین کشورهای فقیر و غنی بی‌تفاوت بود؛ به نظر من یکی از پیامدهای کرونا این است که باید به یک جهان با همبستگی بالاتر و شکاف طبقاتی کمتر فکر کنیم.

    وی افزود: اگر مردم یک کشور امکان استفاده از حداقل امکانات زندگی و بهداشت را نداشته باشند، می‌توانند سلامت کل جهان را تهدید کنند.

    مرعشی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه به نظر شما تحریم‌ها چقدر در گذر از شرایط کرونا به ما کمک کرده است، گفت: مقابله با کرونا هیچ ربطی به تحریم ندارد؛ اتفاقاً تحریم زحمت ما و مردم را بیشتر کرده و معنی سکوت مردم و تحمل مشکلات از جانب آنها این نیست که تحریم به ما کمک کرده است.

    سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: مدیران ما نسبت به سایر کشورها، کارآزموده‌تر هستند و مردم‌مان نیز تحملشان بیشتر از مردم کشورهای دیگر است.

    مرعشی با بیان اینکه پراکندگی جمعیت نیز تأثیر فراوانی بر کنترل کرونا داشت، گفت: بسیاری از عوامل دست به دست هم داده است تا ما بتوانیم این بحران را کنترل کنیم؛ پراکندگی جمعیت و وجود سازمان بهداشت فراگیر و سراسری در نظام درمان از عواملی بودند که موجب شد تا بتوانیم شیوع کرونا را کنترل کنیم.

    وی اضافه کرد: سرمایه‌گذاری‌های وسیع مانند شکل‌گیری دانشگاه‌های علوم پزشکی که از دوران آقای موسوی آغاز شد و در دوران مختلف به ویژه در دوره روحانی ادامه پیدا کرد و در جهت افزایش تخت‌های بیمارستانی و گسترش نظام بهداشت و درمان، گام‌های جدی برداشته شد، باعث شد که امروز موفق عمل کنیم.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب بیان کرد: می‌توان تحقیق علمی و جامعی پس از فروکش کردن بحران کرونا، انجام داد که در آن سنجش سهم هر یک از این عوامل باید در نظر گرفته شود.

    مرعشی تأکید کرد: در مجموع من اصلا معتقد نیستم که تحریم‌ها باعث شده که ما از این بحران راحت‌تر عبور کنیم، تحریم‌ها همیشه با سختی همراه بوده و در حال حاضر نیز شاهد دشواری‌های ناشی از تحریم هستیم.

    وی با بیان اینکه دولت در این زمینه خوب درخشید و مدیریت مثبتی برای کنترل این بحران داشت، گفت: مهمترین کار دولت این بود که اجازه نداد برخورد بخشی و حوزه‌ای صورت بگیرد، یعنی برخوردها و تصمیمات جامع بود و تمامی حوزه‌ها اعم از اقتصاد، اشتغال، بهداشت و درمان مدنظر قرار گرفت و از هیچ حوزه‌ای غفلت نشد.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، در گفتگویی به نکاتی پیرامون تصمیات اخیر حزب کارگزاران، انتقادات کرباسچی نسبت به رهبری جریان اصلاحات و … اشاره کرده است. در ادامه بخشی از گفتگو این عضو شورای عالی اصلاح طلبان با روزنامه آرمان را می خوانید.

    حزب کارگزاران سازندگی براساس چه سازوکاری تصمیم گرفت در انتخابات مجلس شورای اسلامی لیست انتخاباتی ارائه کند؟ آیا این تصمیم برخلاف تصمیم شورای عالی سیاستگذاری نبود؟

    برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری مانند آقای عارف و موسوی لاری تلاش زیادی انجام دادند تا اعضای دیگر شورای عالی سیاستگذاری را به ارائه لیست انتخاباتی متقاعد کنند. با این وجود اعضای دیگر متقاعد نشدند. در این زمینه دو دیدگاه در بین اصلاح‌طلبان وجود داشت. یک دیدگاه معتقد بود مردم از وضعیت موجود جامعه رنجیده هستند و از سوی دیگر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نیز آمادگی حضور در انتخابات را ندارد. البته دلایل مختلفی برای این دیدگاه وجود داشت. یکی از استدلال‌های این گروه از اصلاح‌طلبان ردصلاحیت گسترده نیروهای اصلاح‌طلب بود.

    دلیل دیگری که ارائه می‌کردند کارکرد ضعیف مجلس و دولت بود. دیدگاه دیگر اما به‌دنبال مشارکت در انتخابات بود. در حزب کارگزاران سازندگی این موضوع مورد بحث قرار گرفت که هدف اصلی تشکیل شورای عالی سیاستگذاری حضور در انتخابات بوده و به همین دلیل باید تلاش کنیم مردم را برای حضور در انتخابات متقاعد کنیم. ما این رویکرد که مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد را منطقی تلقی نمی‌کردیم. به همین دلیل به این جمع‌بندی رسیده بودیم که احتمال مشارکت مردم به خصوص حامیان جریان اصلاحات در انتخابات نسبت به گذشته ضعیف است و واقع‌بینانه به قضیه نگاه می‌کردیم. با این وجود حزب کارگزاران سازندگی معتقد است سیاست‌ورزی یک امر دائمی است و به همین دلیل نخبگان و احزاب سیاسی همواره باید روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند.

    البته در درون حزب کارگزاران سازندگی نیز دو دیدگاه وجود داشت. بخشی از اعضای حزب معتقد بودند شرایط به شکلی است که اگر مجموعه اصلاح‌طلبان هم در انتخابات شرکت کنند زیاد نمی‌توانند در سرنوشت انتخابات و مشارکت مردم تاثیرگذار باشند. بخش دیگری از اعضا دیدگاه دیگری داشتند و براین باور بودند که اگر همه اصلاح‌طلبان با هم متحد شوند و یک رویکرد مشترک در پیش بگیرند، می‌توانند روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند. به‌نظر می‌رسید برخی از دوستان اصلاح‌طلب به‌دنبال این بودند که با رنجش مردم همراهی کنند. این در حالی بود که ما معتقد بودیم هیچ‌راه اصلاحی بجز صندوق آرا وجود ندارد و با همه محدودیت‌ها و رنجش‌ها باید در انتخابات شرکت کنیم.

    آیا تصمیمات اخیر حزبی که حزب کارگزاران سازندگی گرفته به معنای جدا کردن مسیر خود از قاطبه جریان اصلاحات نیست؟ تصمیمات حزب کارگزاران سبب شده که برخی از تحلیل‌گران سیاسی چنین برداشتی از رفتارشناسی حزب کارگزاران داشته باشند. آیا این جداسازی را می‌پذیرید؟

    حزب کارگزاران سازندگی مسیر خود را از اصلاح‌طلبان جدا نکرده و به‌دنبال چنین رویکردی نیز نیست. ما معتقد بودیم اگر شورای عالی سیاستگذاری قصد داشت برای حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات و کیفیت حضور آنها تصمیم‌گیری کند باید قبل از اینکه وضعیت جریان اصلاحات به این نقطه برسد این تصمیم‌گیری انجام می‌شد تا احزاب اصلاح‌طلبی که قصد داشتند در انتخابات شرکت کنند زمان کافی برای زمینه‌سازی مشارکت در انتخابات داشته باشند. وضعیت به شکلی بود که از یک طرف یک ائتلاف برای حضور در انتخابات شکل گرفته بود اما از سوی دیگر شورای عالی سیاستگذاری تصمیم دیگری داشت و قصد نداشت به‌صورت فعال در انتخابات شرکت کند.

    اگر قرار بود اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکنند پس چرا ائتلاف شکل گرفته بود؟ نکته دیگر اینکه جریان اصلاحات سال‌هاست در یک شرایط ناعادلانه و نابرابر در انتخابات شرکت می‌کند. این وضعیت در انتخابات گذشته و به خصوص انتخابات مجلس گذشته نیز وجود داشته است. در انتخابات مجلس گذشته اراده جمعی اصلاح‌طلبان این بود که حتما در مجلس آینده تاثیرگذار باشند و به همین دلیل موفق شدند یک فراکسیون اصلاح‌طلب در مجلس تشکیل بدهند. این در حالی است که در انتخابات مجلس اخیر چنین اراده‌ای در بین اصلاح‌طلبان وجود نداشت.

    این روزها مواضع اعضای حزب کارگزاران سازندگی به خصوص دبیرکل این حزب درباره رهبری جریان اصلاحات با حرف و حدیث‌های زیادی در بین اصلاح‌طلبان همراه شده است. دلیل انتقاد حزب کارگزاران از رهبری گذشته جریان اصلاحات چیست و این حزب به‌دنبال چه سازوکاری در رهبری جریان اصلاحات است؟

    متاسفانه برخی بدون تأمل کافی روی این مواضع اظهار نظر می‌کنند. آقای کرباسچی انتقاداتی داشتند و این انتقادات را مطرح کردند. هیچ‌گونه تعرضی نیز از سوی ایشان و حزب کارگزاران سازندگی متوجه رئیس دولت اصلاحات نیست. رئیس دولت اصلاحات یک شخصیت ملی، بین‌المللی و تاثیرگذار در مناسبات سیاسی و اجتماعی است و افتخار جریان اصلاحات به شمار می‌رود. بنده و آقای کرباسچی نیز همین دیدگاه را نسبت به رئیس دولت اصلاحات داریم. اگر انتقادی صورت می‌گیرد به‌دلیل این است که ما انتظار داریم رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌ها نقش پررنگ‌تری ایفا کنند. ما امیدواریم رئیس دولت اصلاحات اعمال مدیریت بیشتری در مورد ضعف‌های جریان اصلاحات داشته باشند تا بتوانیم در آینده این ضعف‌ها را پوشش بدهیم.

    انتقاداتی که اعضای کارگزاران نسبت به رهبری جریان اصلاحات مطرح می‌کنند به‌دلیل نقش پررنگ‌تر رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌هاست و یا حزب کارگزاران به‌دنبال رویکرد جدیدی در رهبری جریان اصلاحات است؟

    حزب کارگزاران جایگزینی برای رئیس دولت اصلاحات متصور نیست و کسی نمی‌تواند جای ایشان را در رهبری جریان اصلاحات پُرکند. ما معتقدیم رئیس دولت اصلاحات یک امکان فوق‌العاده برای جریان اصلاحات، جامعه و نظام جمهوری اسلامی است. در نتیجه دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد چنین سرمایه مهمی را نادیده بگیرد. این موضوع به هیچ‌عنوان در حزب کارگزاران سازندگی مطرح نیست. ما در گذشته درباره آیت‌ا… هاشمی نیز چنین مسائلی را مطرح کردیم. ما معتقد بودیم نباید آقای هاشمی را منحصر به حزب کارگزاران سازندگی کنیم و ایشان را در یک چارچوب محدود تعریف کنیم. در چنین شرایطی علاوه براینکه قدرت مانور آقای هاشمی را کاهش می‌دادیم به همان نسبت قدرت مانور حزب کارگزاران نیز کاهش پیدا می‌کرد.

    در شرایط کنونی نیز براین باور هستیم که رئیس دولت اصلاحات به همه جریان اصلاحات تعلق دارند و کسی نمی‌تواند ایشان را در یک حزب و گروه محدود کنند. به‌نظر می‌رسد برخی از دوستان علاقه دارند رئیس دولت اصلاحات را منحصر به خود کنند. این نظر برخی از دوستان است که ما به‌نظر آنها احترام می‌گذاریم اما این دیدگاه را به حال جریان اصلاحات مفید نمی‌دانیم. ما معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات هستیم که در این ساختار جدید نیز رئیس دولت اصلاحات نقش محوری دارند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین