تمدید مهلت مهرواره نوروزی «بهار در خانه» تا ۲۰ فروردین
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مهرواره نقاشی، عکس و فیلم کوتاه «بهار در خانه» که ویژه تعطیلات نوروز ۱۳۹۹ از سوی کانون برای مخاطبان ۴ تا ۱۸ سال تدارک دیده شده بود، تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ تمدید شد.
در بخش «نقاشی» کودکان و نوجوانان میتوانند با تکنیک آزاد در اندازه دلخواه خود نقاشی بکشند و با گوشی همراه از آن عکس بگیرند و ارسال کنند.
همچنین در بخش «عکس» این مهرواره علاقهمندان به این هنر میتوانند از موضوعهای مورد علاقه خود با گوشی تلفن همراه عکاسی کنند و در بخش «فیلم کوتاه» نیز با گوشی تلفن همراه به صورت افقی به مدت ۹۰ ثانیه تا ۳ دقیقه فیلم تهیه و ارسال کنند.
بر اساس فراخوان مهرواره «بهار در خانه»، شرکتکنندگان میتوانند در هر بخش تنها یک اثر، با کیفیت مناسب را تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ در سایت omid.kpf.ir بارگذاری و فرم اطلاعات خواسته شده از قبیل نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، عنوان اثر، نام استان، شهر و… را تکمیل کنند.
این رویداد در قالب مهرواره برگزار میشود و رتبهبندی و اعلام برگزیده ندارد اما از آثار برتر با ارسال هدیهی فرهنگی تجلیل میشود و این آثار به مرور در صفحههای کانون در فضای مجازی منتشر خواهد شد.
یادآوری میشود پیشتر مهلت ارسال آثار به مهرواره «بهار در خانه» تا ۱۵ فروردین اعلام شده بود.
«عجمبند» چگونه برای «بریم بسازیم» خواند؟ / موسیقی تیتراژ
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهدی ماهان کارگردان برنامه تلویزیونی «بریم بسازیم» که نوروز ۹۹ از شبکه سوم سیما روی آنتن رفت، در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص موسیقی تیتراژ این برنامه و ساخت آن توسط “عجم بند” اظهار داشت: شخصا برای من موسیقی اهمیت بسیار زیادی دارد و از آنجائیکه در زمینه موسیقی دستی هم بر آتش دارم و با اهالی موسیقی روابط خوبی دارم، همیشه عوامل برنامههایی که میسازیم مسئولیت موسیقی را به من میسپارند. و در مورد «بریم بسازیم» نیز از مدتها قبل من شروع به جستوجو برای موسیقی تیتراژ کرده بودم. بدلیل اینکه یک تجربه بسیار خوب در «ضدگلوله» داشتیم و اولین حضور تلویزیونی کاوه آفاق برای این برنامه بود و برای اولین آن مدل موسیقی با خطشکنی ما در تلویزیون اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: بنابراین با توجه به تجربه موفق «ضدگلوله» برای «بریم بسازیم» هم قصد خطشکنی داشتیم و به یک تم فکر میکردم و دنبال یک حال و هوای فولک در موسیقی این برنامه بودم. در ذهنم تلفیقی از موسیقی فلکلور و رپ بود که اصلا هم به یاد «عجم بند» نبودم اما پس از جستوجوهای فراوان یاد این گروه افتادم و متوجه شدم چقدر سبک فعالیت این گروه با ذهنیت من همخوانی دارد.
ماهان در ادامه با اشاره به اینکه تحقق همکاری با «عجم بند» حکم رها کردن تیر در تاریکی را داشت، تصریح کرد: «عجم بند» گروهی بودند که در لندن مشغول به کار بودند و بعد از اینکه دوباره کارهایشان را گوش دادم، گفتم چقدر حال و هوای کارهایشان با چیزی که ما برای «بریم بسازیم» مدنظر داریم همخوانی دارد اما بدلیل همین فعالیت در خارج از کشور اول فکر کردیم که قابل دسترس نیستند. مدتی بعد نمونه کارهای این گروه را در گروه تولید برنامه گذاشتیم که با استقبال خیلی خوب بچهها و بخصوص مهرداد صالح مجری طرح برنامه مواجه شد. یک ایده خیلی اولیه مطرح شد که ای کاش بشود با «عجم بند» کار کرد و همین نقطه شروعی برای پیگیری مجوزها و رها کردن تیر در تاریکی شد که واقعا امید خیلی کمی به تحقق این ماجرا داشتیم. در نهایت مذاکرات مختلفی انجام شد و با زحمت مجری طرح برنامه در فضای مجازی ارتباطی با این گروه برقرار کردیم و متوجه شدیم که امین عجمی سرپرست این گروه چند ماهی است که به ایران آمده و «عجم بند» را میخواهد مجدد در ایران شکل بدهد.
کارگردان برنامه «بریم بسازیم» در خاتمه اظهار داشت: واقعا امکان همکاری با «عجم بند» برای ما اتفاق عجیب و باورنکردنی بود و بلافاصله قرارهای کاری گذاشته شد و با امین عجمی جلسه گذاشتیم و خوشبختانه این هنرمند بسیار همراه و نزدیک به فضای ذهنی و کاری ما بود و باوجود اینکه از کودکی در انگلستان زندگی کرده بود اما آشنایی و مطالعات بسیار خوبی درباره فرهنگ و موسیقی ایرانی دارد و در واقع شانس و اقبال با ما یار بود تا اولین کار جدی «عجم بند» در ایران با تیتراژ برنامه «بریم بسازیم» شنیده شود که انصافا هم بازخوردهای خوبی از آن گرفتیم و از شکلگیری این همکاری بسیار خوشحال هستیم.
به نظر میرسد کلام این قطعه بر اساس ملودی نوشته شده است. هر چه هست این جملات پراکنده، هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد. اغلب سطرهای این تصنیف حتی معنای قابل درک هم ندارد. مثل این چهار سطر :
سرنوشت را ، باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت (این جمله فاعل ندارد)
عاشقی را غرقِ در باور نوشت (این جمله معنی ندارد)
غُصهها را قِصهای دیگر نوشت (این جمله فاعل ندارد، معنی هم ندارد)
گزارهها بیمعنایی از این دست، سالیانی است که هم در ترانهها و هم در پرگوییهای کلافهکنندۀ مجریان صدا و سیما رایج شده است.
گزارههایی با کلمات خوشایند اما بدون ارتباط معنایی، من اسمش را گذاشتهام «پوچ نویسی». گزارههای پوچنویسی هیچ معنای روشن یا قابل تصوری ندارد؛ آسمان و ریسمان بافتن است، مجریان پر حرف تلویزیون هر لحظه از این بافتهها را به خورد بیینده میدهند (دستهای باورت را با ابرهای آرزو گره بزن) (غمها را از دفتر امروزت پاک کن) و لاطائلاتی بیمعناتر و کلافه کنندهتر از اینها.
مثل این سطر از همین ترانه:
/ بر فرازِ قلۀ باور سفر کن/
(سفر کردن بالای قلههای باور) واقعاً چه معنایی دارد؟ یعنی از اوج ایمان سفر کردن؟ یعنی باور کردنِ بلندی قله؟
سطرهای دیگر این تصنیف نیز همین گونه است؛ مقداری کلمات، بدون ارتباط معنایی و حتی گاه بدون کمترین رابطۀ نحوی و دستوری. چیزهایی از این دست:
از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
گر تو روزی را زِ این بازی بدانی
نکتهیِ رمزش بخوانی
و از این سطرها جالبتر و بیمعناتر آن سطرهایی است که اشارتی دارد به نام حافظ، اما معلوم نیست که ارجاعش به کدام شعر حافظ است، من هر چه گشتم نتوانستم (سوزاندن لشکر غم) را در دیوان حافظ پیدا کنم:
همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشکرِ غم را بسوزان
***
اما این ترانهها و تصنیفهای پر از غلط و سهلانگارانه از کجا میآید؟ چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانهها و تصنیفها به هیچ انگاشته میشود؟
هر چه هست، یک مشت جملات آشفته است با محدودۀ بستهای از کلمات ذهنی و انتزاعی و تکراری از قبیل (حس – دل- باور- غم – بغض-سرنوشت- حسرت- غصه و…) انگار رابطۀ خوانندگان و ترانهسازان، با زندگی، با مطالعه و با جهانِ واقعی و عینی قطع شده است.
انگار همگی بر آنند تا نازلترین و سطحیترین جملات بیمعنا را با زبانی شلخته برای مخاطبان سهل پسند و بیاعتنا به زیبایی و هنر و اندیشه، تدارک ببینند.
یک بار از سازندۀ (من اولین قربونی عیدای فطر کعبهتم) پرسیدم: «عید فطر و قربانی و کعبه چه نسبتی دارند؟»
گفت: «همه که ترانه را با دقت گوش نمیکنند. حالا عید قربان و عید فطر چه فرقی میکند؟»
این تمام ماجراست: (چه فرقی میکند؟) سالیانی است که اغلب آثار با کلام سلیقه این جماعت پرشمار و کم دقتِ (چه فرقی میکند؟) را بر همه چیز ترجیح داده است.
جماعتِ هیجانزدهای که اخیراً با دیدن ترانهسرایی خوانندهای پر طرفدار همین که چند تا جام و جان و جهان و الست در سطرهای آشفتۀ ترانه در کنار هم دیده، فریاد شادی و هیجانش به آسمان رفته و هشتگ زده (مولانای زمانت را بشناس!).
میخواستم به تقلید از این هیجانزدهها بنویسم: (شجریان زمانت را بشناس!) دریغم آمد از آن نام بزرگ که امانتدار او، این چنین به تقاضای بازار پر رونق زردپسندان، تن داده و به قافلۀ جماعتِ (چه فرقی میکند؟) پیوسته است.
وقتی ساز «حاشیه» در سیما کوک میشود/ خوانندههایی که سوژه شدند
خبرگزاری مهر -گروه هنر-علیرضا سعیدی: نوروز ۹۹ یکی از متفاوتترین نوروزها برای شبکههای مختلف رسانه ملی بود. شرایطی که در آن شبکههای تلویزیونی با درنظر گرفتن شعار کمتر عمل شده «در خانه بمانیم» در راستای مبارزه با بحران «کرونا» در تکاپوی ساخت برنامههایی قرار گرفتند که بتواند در فرآیند جذب مخاطب و در خانه نگه داشتن مردم بهترین عملکرد را داشته باشند.
طبیعتاً در این مقطع آنچه بیشتر موردتوجه قرار گرفت تمرکز عموم برنامهسازان روی حوزه موسیقی بود که در برنامههای ترکیبی خود به ویژه مجموعه برنامههای تحویل سال نو و ویژهبرنامههای نوروزی از این هنر همواره پرمخاطب و پرحاشیه در کشورمان بیشترین استفاده را داشته باشند.
آنچه فرآیند توجه به موسیقی را نسبت به تولید برنامهها، مجموعههای نمایشی یا همان سریالها و موارد مشابه متفاوت کرد چیدمان حضور مهمانان در برنامهها به ویژه برنامههای تحویل سال نو بود. شرایطی که برخی از آنها را وارد چالشهای بسیار مهم و برگرفته از تجربهای چون اجرا کرد و موجب خلق چارچوبهای نسبتاً جدیدی شد که شاید بتواند در کلید واژه «بدعت» قرار گیرد و قطعاً برنامهسازان سیما و هنرمندان موسیقی مرحله پرآزمون و خطایی را پشت سر گذاشتند.
در هرحال حضور پررنگ اصحاب موسیقی در برنامههای نوروزی رسانه ملی بهانهای شد تا نگاهی اجمالی داشته باشیم به گزیده برخی از حاشیهها، تولیدات و موارد مربوط به آنچه پیرامون این حوزه هنری در رسانه ملی طی روزهای گذشته از بهار ۹۹ بیشتر به چشم آمد و بعضاً در فضای مجازی نیز درباره آن بحثهای داغی شکل گرفت.
خواننده پاپی که مجری شد!
یکی از اتفاقات حوزه موسیقی در برنامههای نوروزی سیما ایده دستاندرکاران برنامه تحویل سال شبکه پنج سیما برای دعوت از محمد علیزاده خواننده موسیقی پاپ به عنوان یکی از مجریان برنامه در کنار هیراد حاتمی بود که پیش از این سوابقی را در حوزه اجرا از سر گذارنده بود.
اگرچه دعوت از یک خواننده پرطرفدار میتوانست ایده جذابی برای یک برنامه ترکیبی باشد اما آنچه در این میان مورد توجه مخاطبان به ویژه آن دسته از مخاطبانی که کمی تخصصیتر به ماجرای اجرای یک برنامه تلویزیونی نگاه میکردند، قرار گرفت، شیوه اجرای علیزاده بود که متأسفانه دربرگیرنده مؤلفههای تخصصی اجرای یک برنامه تلویزیونی نبود و او همانند آنچه در کنسرتهای خود پیش روی مخاطبان صحبت میکرد، عمل کرد.
از نحوه حضور و انتخاب محمد علیزاده که بگذریم آنچه که بیشتر مورد توجه قرار گرفت حضور برخی از مهمانان در بخشهای مربوط به موسیقی در این برنامه بود که هرکدام از این افراد اغلب همراه با تهیهکننده یا مدیر برنامههایشان روبه روی دوربین قرار میگرفتند. شرایطی که نمیتواند غیر از رفاقتهای پشت پرده و مسائلی از این دست دلیل دیگری داشته باشد. در این زمینه میتوان به حضور مهدی کرد مدیر برنامههای محسن ابراهیمزاده حین حضورش در برنامه و البته اجرای بسیار بی کیفیتش اشاره کرد که معلوم نیست چه ویژگی از این تهیه کننده باعث شده که دست اندرکاران برنامه فرض کنند مخاطبان او را میشناسند و یا حضورش میتوانند برای یک بیننده جذاب باشد؟
موضوع عدم دعوت از هنرمندان شناخته شده و مطرح موسیقی ایرانی و موسیقی اقوام ایران برای حضور در بخشهای مختلف این برنامه و اساساً برنامههای دیگر مرتبط با تحویل سال نو نیز حلقه مفقوده موسیقی در نوروز سیما بود که اگر تهیه کنندگان و برنامه سازان با اطلاعات و آگاهی بیشتری نسبت به این موضوع اقدام میکردند، قطعاً ظرفیت بالای این دو گونه موسیقایی نشان میداد که چقدر میتواند برای مخاطبان در لحظات منتهی به سال نو دارای جذابیت باشد و کار را به جایی نرساند که این ویژه برنامه تبدیل به یک دورهمی دوستانه میان تعدادی از هنرمندان و خوانندگانی که باهم رفاقت بیشتری دارند، شود.
حمید هیراد و افشای یک حقیقت در روزهای کرونایی
از دیگر نکات قابل توجهی که درباره برنامههای نوروزی سیما در حوزه موسیقی حاشیه ساز شد حضور حمید هیراد خواننده موسیقی پاپ کشورمان در برنامه «بهار جان» شبکه پنج سیما (همان برنامهای که محمد علیزاده اجرای آن را به عهده داشت) و اعلام خبر ابتلایش به بیماری سرطان خون در یک برنامه عمومی بود.
خبر بیماری حمید هیراد طی روزهای پایانی سال گذشته باعث نگرانی و آزردگیِ خاطرِ هواداران این خواننده و مردم شد. از این رو حمید هیراد، دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ دعوت برنامه نوروزی «بهار جان» را پذیرفت تا درباره بیماری و وضعیت کنونیاش توضیحهایی را ارائه کند.
هیراد هم طی این گفتگو در پاسخ به علیزاده اظهار کرد: «ما هر چه که تا الان به دست آوردیم از وجود مردم است. اگر نگاه خدا و مردم به ما نباشد، حمید هیرادی وجود ندارد. تا زمانی که هستم عاشقانه و بدون ریا برای مردم میخوانم. قطعه «شوخیه مگه» هم از جایی آمد که هیچ ریایی در آن نبود و روی تخت بیمارستان آن را ساختم. آرزوی هر خوانندهای است که اثرش به دل مردم بنشیند. وقتی دیدم مردم قطعه «شوخیه مگه» را دوست داشتند، خیلی احساساتی شدم و ساعتها برایش اشک ریختم. البته در همان زمان به من گفتند که سرطان خون دارم و فقط یک ماه دیگر زنده هستم. پس از آن و در مدتی حدود پنج یا شش ماه فهمیدم که چقدر زندگی فانی است.»
علیزاده نیز از هیراد پرسید که چرا همان موقع و یا در اوجِ زمانی که فشارهای زیادی به تو وارد میکردند، ماجرای بیماریات را بیان نکردی؟ که هیراد در پاسخ به این پرسش گفت: «دوست ندارم خبر بد به کسی بدهم. حتی به نزدیکان خودم هم نگفتم و تعداد اندکی از اطرافیانم ماجرا را میدانستند.»
موسیقی، تنها برگبرنده «پایتخت ۶»
اگرچه سریال پرطرفدار پایتخت ۶ به کارگردانی سیروس مقدم در نوروز امسال توانست همانند آنچه پیشبینی میشد گوی سبقت را در آمار بیشترین مخاطبان از سایر مجموعههای نوروزی سیما برباید اما براساس بازخوردها این فصل از مجموعه «پایتخت» نقاط ضعفی جدی هم داشت.
اما آنچه میتواند به عنوان یکی از نقاط قابل اتکا و جذاب این سریال مورد تمرکز بیشتری قرار گیرد موسیقی آریا عظیمینژاد و همراهانش برای این مجموعه است که آن را تبدیل به مهمترین شناسنامه هنری سریال بدون در نظر گرفتن حضور نامهای معتبر دیگری در ترکیب عوامل این سریال کرده است. شرایطی که تاکنون در کمتر سریالی شاهد آن بودهایم و میتواند تبدیل به مولفهای مناسب و جالب توجه برای سایر آهنگسازان در حوزه ساخت موسیقی باشد.
کما اینکه در این شرایط آهنگساز تلاش کرده با پژوهشهای متعددی که خود سابق بر این با کمک بزرگانی چون هوشنگ جاوید در حوزه موسیقی نواحی و سایر کارشناسان انجام داده، موسیقی را به جامعه مخاطب خود معرفی کند که دربرگیرنده مؤلفههای هنری موسیقی اقوام مازندران است. در این میان هم حضور سید جلال محمدی با گروه «آوای تبری» و استفاده از خوانندگان متعدد از جمله زمان شکارچیان فرزند ارشد استاد ارزمون شکارچیان آنچنان در رنگ و لعاب موسیقی بر جان و دل اثر نشسته که تا مدتها میتواند تضمین کننده رسوب موسیقی در ذهن مخاطبی باشد که در آماج و تیررس موسیقیهای غیر استاندارد قرار است.
به هر ترتیب آریا عظیمینژاد که همواره در حوزه آهنگسازی فیلم و سریال از مؤلفههای رفتاری و جامعه شناختی موسیقی اقوام به درستی استفاده کرده با وجود حفظ چارچوب و آنچه برای استخوان بندی موسیقی سریال پایتخت طراحی کرد اما بازهم دست به بدعتهایی در موسیقی فصل ششم سریال زد که قطعاً میتواند مورد توجه قرار گیرد. شرایطی که ای کاش در داستان و محتوای این سریال پرمخاطب نیز رعایت میشد.
تیتراژ «کامیون» قسمت «ماکان بند» نشد
در حالی که از سوی روابط عمومی سریال کامیون به کارگردانی مسعود اطیابی از قبل شروع این مجموعه تلویزیونی به صورت رسمی اعلام شده بود که تیتراژ این مجموعه نوروزی شبکه دو سیما به عهده مجموعه «ماکان بند» خواهد بود. اما همزمان با پخش این سریال در جریان ایام تعطیلات نوروزی بود که ورق برگشت و نام محمدرضا علیمردانی خواننده تیتراژ اول و حمید عابدی خواننده تیتراژ دوم به مخاطبان معرفی شد.
البته ابراهیم آرزو روز هشتم فروردین ماه بود که در گفتگو با خبرگزاری صبا در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود آنکه اعلام شده بود گروه «ماکان بند» تیتراژ این سریال را میخواند و این اتفاق نیفتاد، اظهار کرد: «سازمان معیارهای خودش را دارد و صلاح ندانست این گروه تیتراژ «کامیون» را بخواند و ما هم پذیرفتیم.»
مجموعه تلویزیونی «کامیون» به تهیهکنندگی ابراهیم آرزو و شهرام دانشپور و کارگردانی مسعود اطیابی در ۳۰ قسمت ۴۲ دقیقهای برای پخش در نوروز ۹۹ تهیه شده و پخش آن همچنان ادامه دارد.
خواننده بااستعدادی که چوپان نبود!
طی روزهای منتهی به عید نوروز بود که در میان هیاهوها و دل نگرانیهایی که پیرامون شیوع ویروس کرونا تمامی اتفاقات و رویدادهای مرتبط با فعالیتهای فرهنگی هنری را تحت تأثیر قرار داده بود. تصاویر جالبی منتسب به یک جوان چوپان در فضای مجازی به شدت وایرال شد و شرایطی را ایجاد کرد تا این جوان هنرمند که از او در زمان انتشار این ویدئو به عنوان یک چوپان یاد میکردند یک شبه ره صد ساله طی کند و به دلیل نغمه دلنشینی که صدای او داشت به عنوان یک هنرمند خوش صدا در میان مردم معرفی شود.
هنرمندی با نام سروش رضایی که در میان پهنهای از یک بیابان، هنگامی که گوسفندان مشغول چرا هستند تلفن همراه خود را در قالب سلفی تنظیم کرده و با آوای دلنشینی که موسیقی آن برآمده از نغمات موسیقی ردیف دستگاهی ایران است به اجرای ترانه «برف پیری» که پیش از این توسط علیرضا افتخاری خوانده شده بود، میپردازد. اما این پایان ماجرا نبود چرا که بعد از مدتی در همین فضای مجازی مطرح شد که این جوان خوش صدا و مستعد چوپان نیست، بلکه از جمله هنرمندان نوجوانی است که به کار دامداری مشغول است و طی سالهای گذشته در شهر اصفهان مشغول خوانندگی است و حتی همین چند مدت پیش نیز در فراخوان آکادمی موسیقی «پورناظری» نیز شرکت کرده است.
سروش رضایی هر چند تصاویر کمی به اشتراک گذاشته اما بعد از منتشر شدن فیلم آوازخوانیش در شبکههای اجتماعی فالوورهایش به چندین هزار نفر افزایش یافت. شرایطی که دستاندرکاران برنامه فرمول یک به تهیه کنندگی و اجرای علی ضیا را مجاب کرد تا در میان برهوت کمبود مهمان ممتاز حوزه موسیقی در اغلب برنامههای سیما از این هنرمند نوجوان و مستعد موسیقی ایرانی دعوت کنند تا مهمان برنامه باشد.
این هنرمند در برنامه فرمول یک بود که درباره انتشار گسترده این کلیپ توضیح داد: «این کلیپ اوایل اسفند ماه سال ۹۸ گرفته شده بود که من پس از چند روز تصمیم گرفتم آن را در صفحه ام به اشتراک بگذارم. اکنون هم دو هفته است که در تهرانم و وقتی همکاران شما در برنامه با من تماس گرفتند به برنامه شما آمدم. من چوپان نیستم من یک دامدارم. این هم خواست خدا بود که این فیلم یک دفعه دیده شود کما اینکه من اصلاً قرار نبود این تصاویررا به اشتراک بگذارم. من روزی داشتم به برخی از تصاویرم در تلفن همراه نگاه میکردم و دیدم این تصویر موجود است که اتفاقاً درآن هم بد نخواندم و هم پشت صحنه خوبی دارد. اما خواست خدا بود که به یکباره این چنین دیده شود.»
وی در پاسخ به سوال علی ضیا که آیا در حوزه موسیقی آموزش دیده است؟ گفت: «بله. من در اصفهان کلاس رفتم و اساساً هم دوست دارم در همین سبک سنتی بخوانم. البته رضایی در جواب پرسش دیگری مبنی بر نحوه دعوت تهیه کنندگان از او بعد از انتشار این ویدئو بیان کرد: در همین چند روزی که ویدئو منتشر شده تهیه کنندگان زیادی به من پیشنهاد همکاری دادند اما من خیلی تمایل ندارم که در حوزه موسیقی پاپ بخوانم. من دوست دارم ایرانی بخوانم. شغل دامداری را هم کنار نمیگذارم. البته که خوانندگی علاقه و عشق من است و برای اولین اولویت است اما اینجور نیست که شغل دامداری را کنار بگذارم.»
تابوشکنی در تیتراژ «دوپینگ» و خاطره بازی با یک موسیقی
یکی از ملودیهایی که در ایام تعطیلات نوروزی اختصاص به تیتراژ سریال تلویزیونی «دوپینگ» به کارگردانی رضا مقصودی در شبکه سوم سیما بود. سریالی که در کنار «پایتخت ۶» در ردیف پرمخاطبترینهای تلویزیون طی روزهای اخیر قرار داشت.
موسیقی این سریال به عهده آرمان موسیپور است که طی سالهای گذشته کارنامه خوبی را از خود در ساخت موسیقی سریالها و آثار سینمایی بر جای گذاشته است. کما اینکه او در ساخت موسیقی این سریال که در برگیرنده حال و هوایی فانتزی و مرز بین واقعیت و فرا واقعیت قرار دارد توانست دست به ارائه موسیقی بزند که در قول عامیانه آن روی کار نشسته است.
اما نکته جالب توجه در موسیقی این تیتراژ دیده میشود ابتدا استفاده قطعه نوستالژیک و خاطره ساز «آی نسیم سحری» به خوانندگی حسن همایونفال و دوم ایجاد یک قالب ترکیبی با این ترانه به خوانندگی محمد بحرانی است. که خیلی از شنوندگان و علاقه مندان موسیقی این نوع موسیقی را نزدیک به موسیقی «رپ» میدانند. چارچوبی که مدت هاست جزو خطوط قرمز دفتر موسیقی وزارت ارشاد برای صدور مجوز به ترانهها و خوانندههای فعال این سبک محسوب میشود و طی سالهای اخیر نیز محل بحث و بررسی فراوانی میان دست اندرکاران این حوزه بوده است.
البته محمد بحرانی بازیگر سریال «دوپینگ» که خوانندگی تیتراژ این سریال را نیز عهدهدار شده چندی پیش در گفتگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس پیرامون این موضوع گفت: «اصولا خواننده نیستم و چند کار را به صورت دلی با همین گروه خودمان که همیشه با هم کار میکنیم خواندم. کارهای شاخص ما همان دو قطعه برای جامهای جهانی فوتبال و یک کار برای مسابقههای جهانی والیبال بود. این قطعهها بیشتر از اینکه انتقادی باشند روحیه بخش هستند و در تیتراژ دوپینگ نیز هدفمان روحیه بخشی به مردم بوده است و تلاش کردیم تا این تیتراژ شیرین تمام شود که ارجاع میدهد به فردای روشن. کاراکتر فریدون در سریال با پیشنهاد خودم گهگاهی ترانه آی نسیم سحری را زمزمه میکند چراکه آهنگی است که برای خودم خاطره انگیز است. اواسط کار به ذهنم رسید شاید بتوانیم برای تیتراژ پایانی سریال چنین ایدهای را پیاده کنیم. بر همین اساس تصمیم گرفتیم ترانه آی نسیم سحری را با ترانهای رپ تلفیق کنیم…با اینکه این سریال نوروزی بود و در متن ارجاعی به اتفاقهای بیماری کرونا نداشت، اما دیدیم که نمیشود تیتراژ از حال و هوای این روزها جدا باشد و طی پیشنهاد امیر متمرکز شدیم روی اتفاقهای ویروس کرونا و امیر سلطان احمدی بندهای رپ را بین ملودیها درباره این موضوع سرود.»
«عصر جدید» و استدلال عجیب و غریب بشیر حسینی درباره یک شرکتکننده
یکی دیگر از حاشیههای موسیقایی برنامههای سیما مربوط به پخش یکی از برنامههای «عصر جدید» شبکه سه سیماست. برنامهای که در آن پوریا عابدینی جوان خوش صدای شرکتکننده در کمال ناباوری فقط توانست سه چراغ روشن را از هیأت داوران مسابقه دریافت کند و این سید بشیر حسینی بود که با توجیه «چشم بسته خواندن» پوریا و خروج او از قواعدی که به زعم این داور خارج از استاندارد اجراهای حرفهای روی صحنهها بود به او رأی منفی داد.
پوریا در این اجرا قطعه «سنگ خارا» به آهنگسازی زنده یاد علی تجویدی را برای داوران اجرا کرد. قطعهای که بارها از سوی خوانندگان مختلف اجرا شده و این هنرمند جوان در کیفیتی مناسب آن را پیش روی مخاطبان قرار داد و موجب شد که از آریا عظیمینژاد سخت گیر تا رؤیا نونهالی و امین حیایی بدون هیچ تردیدی به او رأی مثبت بدهند. اما حاشیه از آنجا آغاز شد که بعد از رأی مثبت امین حیایی سید بشیر حسینی در اوج خوانندگی پوریا دگمه منفی را فشار داد و آنچنان شوکی را به حاضران در برنامه وارد کرد که از این اقدام حسینی متعجب شدند. کما اینکه هوشمندی کارگردان تلویزیونی برنامه در سوئیچ دوربینها و تدوین به خوبی نشان میدهد که حمیدرضا ترکاشوند مربی موسیقی برنامه در پشت صحنه و احسان علیخانی با چه بهت و حیرتی به سید بشیر حسینی نگاه میکردند و ایمان قیاسی مجری پشت صحنه برنامه نیز گفت: «امیدوارم آقای دکتر یک دلیل خیلی منطقی برای این حرکت داشته باشند.»
آنچه فرآیند توجه به موسیقی را نسبت به تولید برنامهها، مجموعههای نمایشی یا همان سریالها و موارد مشابه متفاوت کرد چیدمان حضور مهمانان در برنامهها به ویژه برنامههای تحویل سال نو بنا به حوزه کیفیت کاری آنها بود. شرایطی که برخی از آنها را وارد چالشهای بسیار مهم و برگرفته از تجربهای چون مجری گری کرد. اگرچه پس از مشخص شدن آرای هیأت داوران امین حیایی با یک توجیه غیرمنطقی مقایسه خوانش پوریا عابدینی با خوانش پارسا خائف در دوره پیشین، خوانندگی پوریا را تأیید کرد. اما این سید بشیر حسینی بود که با بیان نکاتی به ارائه نقطه نظرات خود درباره امتیاز منفی به این خواننده جوان پرداخت و خطاب به عابدینی گفت: «من اجرا را یک بسته کامل میبینم. آنجایی که چشمهایت را میبندی اصلاً به مخاطب توجه نمیکنی. حتی آن موقع که آواز نمیخوانی زمین را نگاه میکنی. من احساس میکنم حضورت روی صحنه کم رنگ است و از فضا و موقعیتی که داری کم و نادرست استفاده میکنی. من علت اینکه با عشق قرمز زدم همین بود.»
البته بین صحبتهای حسینی در صحنه اجرا بود که دوربین روی حمیدرضا ترکاشوند سوئیچ شد که در مقطعی گفت: «نه دیگه اینها بهانه است»
در همین حین رؤیا نونهالی خطاب به بشیرحسینی بیان کرد: «من پرسشی دارم و البته پاسخ مشخصی هم ندارم. چرا که ما آوازخوانهای شاهکاری داریم که عموماً هنگام برنامه اجرایشان را با چشم بسته میخوانند بی آنکه بتوانی چشم از آنها برداری. من قید میکنم که این پرسش من است. گاهی شاید با چشم بسته نیز میتوان ارتباط برقرار کرد.»
آریا عظیمینژاد هم در ادامه این بحث داوران که به مذاق احسان علیخانی هم خوش آمده بود، تصریح کرد: «توان این پسر در خوانندگی توان خوبی است. او بسیار ژوست و تمیز خواند. حسش هم خیلی خوب بود. به نظرم یک ذره کم لطفی است اگر بخواهیم چیزهایی را نبینیم و بعد چیزهای دیگر را بزرگتر ببینیم.»
سید بشیر حسینی هم در واکنش به این اظهارت اظهار کرد: «استادان بزرگواری که روی صحنه چنین بودند به نظرم در این حوزه که به آن اشاره داشتم الگوی خوبی نیستند. استادان میتوانند در حوزه آواز الگوی خوبی باشد اما در حوزه بسته یا پکیج ارتباطی کامل، حتماً الگوهای خوبی نیستند.»
عظیمینژاد در واکنش به این صحبتها گفت: «ما استاد بنان را داشتیم که هر وقت روی صحنه میخواند عینک دودی میزد. بله اگر کسی روی صحنه موسیقی پاپ اجرا کند باید این مولفههایی که شما به آن اشاره کردید را اجرا کند. اما کسی که موسیقی سنتی میخواند اصلاً نباید این سکنات موسیقی پاپ از او سربزند.»
در همین هنگام بود که علیخانی از تماشاگران برنامه خواست تا نظرات خود را درباره این اظهارات اعلام کننده که در شرایطی جالب توجه میزان آرای تماشاگران نیز برابر بود.
بشیر حسینی در این بخش گفت: «تذکر شما کاملاً درست است اما تا قبل از اینکه اولویت صوت در رسانههای بصری بر اولویت تصویر قالب باشد. اگر بخواهیم این موسیقی را با چشمان بسته گوش دهیم آن وقت میتوانیم بپذیریم. اما اگر بخواهیم ببینیم وجوه بصری اش از ظاهر، پوشش و اندام تا زبان بدن یک بسته کامل میشود…. من محکم سر نظر خودم هستم»
پس از این مباحثه پوریا عابدینی ضمن قدردانی از آرای هیأت داوران خاطرنشان کرد: «موسیقی اصیل و محتوایی محجوب و مهجور است و به تبع آن هنرمندانی که موسیقی اصیل اجرا میکنند یک حجب و حیایی دارند؛ حتی در نوه پوشش و حرکات و خواندن. به نظرم هر نوع موسیقی با احترام به نظر عزیزان باید در رسته و دسته خودش قضاوت شود و اینکه موسیقی شنیدنی است، دیدنی نیست»
حضور بنیامین بهادری در «دورهمی» دردسرساز شد
بنیامین بهادری نیز از آن دسته خوانندگانی است که گویا تمایل زیادی به ایجاد حاشیه دارد. او که طی سالهای اخیر بعد از درگذشت نابهنگام همسر اولش در یک سانحه تصادف مدتی از حاشیهها به دور بود، تلاش کرد تا با برگزاری کنسرتها و انتشار قطعات مختلف وارد فاز جدیدی از فعالیتهای موسیقایی خود شود. کما اینکه در این مدت بعد از مهاجرت یا سفرش به آمریکا و اتفاقات تازهای که در زندگی او پدید آمد عملاً بنیامین بهادری را وارد چرخه تازهای از فعالیتها کرد.
اما گویا حاشیهها دوست ندارند دست از بنیامین بهادری بردارند، چرا که حضور وی در ایام تعطیلات نوروزی برای یکی از برنامههای «دورهمی» مهران مدیری شبکه نسیم سیما موجب بروز واکنشهای متعددی شد که مهمترین آن به اجرای ترانه «کودکانه» یا همان «بوی عیدی» به آهنگسازی اسفندیار منفردزاده و خوانندگی مرحوم فرهاد مهراد بود.
این خواننده در جریان اجرای این قطعه در برنامه دورهمی بود که روی ترانه اصلی اثر که متعلق به شهیار قنبری است، تغییرات بدون اجازهای را اعمال و روی صحنه اجرا کرد. اجرایی که برای او گران تمام شده و موجب شد که هم شهیار قنبری و هم اسفندیار منفردزاده از آن سوی آبها به این موضوع واکنش نشان دهند. البته آهنگی که بنیامین خوانده چندی پیش به صورت سراسری پخش شد و در همان زمان نیز موجب بروز اعتراضاتی شد.
شهیار قنبری ترانه سرا و خوانندهای که سالهاست در خارج از ایران زندگی میکند، در واکنش به اقدام بنیامین بهادری نوشت: «شعر من اسباببازی نیست. میوه یک زندگی درد و زخم و گریه است. آسان به دست نیامده که آسان از دست برود.»
اسفندیار منفردزاده هم در واکنش به این نوع نوع خوانش بنیامین نوشته بود: «آقای بنیامین! شما در دستبرد به آهنگ من و شعر شهیار قنبری بیشرمی کردهاید.»
هرچند بنیامین نسبت به اعتراضات واکنشی نشان نداد اما بنابر تازهترین خبرها شهیار قنبری اقدام به شکایت قضائی از این خواننده جوان کرده و باید دید آیا همچون سه سال پیش که رضا صادقی، علی لهراسبی و سینا سرلک ناگزیر به تن دادن به رأی دادگاه بهواسطه شکایت اردلان سرافراز شدند، اینبار هم حکم محکومیت علیه بنیامین بهادری صادر خواهد شد یا همه چیز ختم به خیر میشود.
خانه موسیقی تا ۲۰ فروردین تعطیل است/ ارائه خدمات غیر حضوری
به گزارش خبرگزاری مهر، با توجه به اطلاعیه و توصیه های ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا خانه موسیقی تا ۲۰ فروردین ماه تعطیل است و خدمات غیر حضوری برای اعضا انجام می شود.
در اطلاعیه خانه موسیقی آمده است: «آن عده از اعضای محترمی که تاریخ کارت عضویت آنها به پایان رسیده و یا در شرف اتمام است می توانند با مراجعه به سامانه جامع هنرمندان نسبت به تکمیل اطلاعات مربوطه و نیز پرداخت حق عضویت خود اقدام نمایند. بدیهی است کارت های عضویت جدید با هماهنگی قبلی تحویل اعضای محترم خواهد شد.
اعضای خانه موسیقی جهت تمدید عضویت و دریافت کارت عضویت هوشمند باید درسامانه جامع هنرمندان با نشانی www.iranhmusic.ir/crm ثبت نام کرده و با وارد کردن نام کاربری (کدملی) و کلمه عبور (کدعضویت مندرج بر روی کارت قدیمی) اطلاعات لازم از جمله بارگذاری عکس پرسنلی، تکمیل اطلاعات مربوط به تماس، وارد کردن مشخصات به لاتین، آثار، تخصص ها و … را ثبت نمایند.
اعضا پس از ثبت اطلاعات خواسته شده در سامانه و از تاریخ ۲۳ فروردین به بعد با ساختمان شماره ۲و با شماره ۵- ۶۶۴۸۲۰۷۴ تماس حاصل شده تا نسبت به تأیید اطلاعات مربوطه و همچنین تحویل کارت های عضویت هماهنگی لازم صورت پذیرد.»
جهت رفاه حال اعضا و همچنین عدم نیاز به مراجعه حضوری در شرایط کنونی در خصوص سایر امور اداری عضویت، بیمه تأمین اجتماعی و … اعضا می توانند درخواست خود را در ساعات اداری به واتسآپ خانه موسیقی به شماره ۰۹۳۶۴۱۱۳۱۰۰ ارسال نمایند تا در اسرع وقت رسیدگی گردد.
ماجرای آهنگ جدیدی که همایون شجریان به مردم ایران هدیه کرد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همایون شجریان درباره همکاری با انوشیروان روحانی آهنگساز نامی توضیح داد: «دوستان گرامی تصنیف سرنوشت تقدیم است به شما عزیزان. بیش از ۲۰ سال است که افتخار آشنایی با استاد بزرگوار انوشیروان روحانی را دارم و همینطور رضا جانِ روحانی کاربلد که دوستی است قدیمی.
دلم میخواست این نکته را در مورد استاد روحانی عزیز حتما عرض کنم که غیر از تسلط ایشان بر موسیقی و نوازندگی همراه با نگرش حرفهای و ذوق و خلاقیتشان در آهنگسازی (که بر علاقهمندان پوشیده نیست) که حاصل آن بیشمار کارهای جاودانه با سبک و سیاق مخصوص بهخوودشان است، انسانیت و اخلاق مثالزدنی ایشان با افراد، بهخصوص با دیگر هنرمندان؛ چه آنهایی که استاد موسیقی بودهاند و چه آنهایی که تازه پای به این راه گذاشته بودند، آن چیزی است که همیشه برای من مورد توجه و لذتبخش بوده است. امید که همواره سلامت و برقرار باشند.
شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته خود ایشان به سالها پیش مربوط میشود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترمشان به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آنجا روی تابلو خطی اینطور نوشته شده بوده «سرنوشت را باید از سر نوشت».
دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق میکنند. سرنوشت باعث شد افتخار خواندن این کار پس از مدتی طولانی، چند سال پیش قسمت این حقیر باشد. امروز که این تصنیف تقدیمتان میشود بسیار خوشحالم که من هم سهمی در آن دارم. امیدوارم با این تصنیف در روزهای قرنطینه و دوری، شریک لحظاتتان باشیم و رنگی از امید آورده باشیم.»
هشدار محمد معتمدی درباره شیوع ویروسی کشندهتر از «کرونا»
محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی با انتشار متنی در صفحه شخصیاش از کمتوجهی مردم دنیا به گرسنگی بسیاری از کودکان در جهان انتقاد کرد و از سازمانهای جهانی مرتبط خواست تا نسبت به رفع این گرفتاری اقدام کنند.
در متن منتشر شده از سوی محمد معتمدی آمده است:
«عدالت اجتماعی چیست؟ آیا رشد اقتصادی با عدالت اجتماعی ارتباطی دارد؟ کشور هند پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست، ولی اکثر مردم آن دچار فقر مفرط هستند. و یا کشور آمریکا که بزرگترین و ثروتمندترین اقتصاد جهان است سی و هشت میلیون فقیر دارد.
معمولاً اقشار فرودست جامعه به دولتمردانی امید دارند که رشد اقتصادی را ارتقا ببخشند به امید آنکه در وضع معیشت آنان تغییری حاصل شود. در حالی که به نظر میرسد گمشده این قشر محروم بیش از آن رشد اقتصادی باشد عدالت است. هرچند رشد اقتصادی در شرایطی میتواند زمینهساز عدالت اجتماعی شود ولی غالباً بهواسطه مناسبات حاکم بر اقتصاد، این ثروتمندان هستند که با رشد اقتصادی مرفهتر میشوند.
به آمار دقت کنید:
روزانه پانزده هزار کودک در جهان بر اثر فقر و گرسنگی میمیرند. بر اساس آمار رسمی یونیسف فقط در سال ۲۰۱۶ پنج میلیون و ششصد هزار کودک بر اثر گرسنگی و سو تغذیه مردهاند. سالهاست که در هر روز بیست و پنج هزار نفر از بزرگ و کوچک، در جهان بر اثر فقر و گرسنگی و سوتغذیه میمیرند در حالی که مجموع تلفات کرونا تا امروز در جهان جمعاً چهل و چهار هزار نفر بوده است.
ببخشید اگر ناراحتتان کردم ولی بد نیست دنیای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. هرچند تصمیم داشتم به دلیل احساس عدم امنیت برای ابراز عقیده در فضای اینستاگرام کمتر مطالب اجتماعی به اشتراک بگذارم و در اینگونه موارد کمتر ابراز عقیده کنم ولی امروز به دلیل سنگینی اندوه، توبه شکستم.
درست است. هر روز پانزده هزار کودک در جهان از ویروس «گرسنگی» میمیرند. درمان این ویروس هم هزاران سال است که کشف شده. غذا….! ولی این ویروس هرگز ریشه کن نشد. هیچکس هم در جهان برایش وضعیت فوقالعاده اعلام نکرد. تنها تفاوت این ویروس با کرونا این است که اینبار ثروتمندان عالم هم به آن دچار شدهاند و شاید به همین دلیل در جهان، وضعیت فوقالعاده اعلام شد.
بلای کرونا میتواند کیفری باشد بر این گناه بشر که سالهاست در برابر این ظلم و بیعدالتی سکوت کرده است.
نود و نه درصد ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از مردم جهان است و یک درصد باقیمانده متعلق به نود و نه درصد جهانیان. دنیای زیبایست.»
هشدار محمد معتمدی نسبت به شیوع ویروسی کشندهتر از «کرونا»
به گزارش خبرنگار مهر، محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی با انتشار متنی در صفحه شخصیاش از کمتوجهی مردم دنیا به گرسنگی بسیاری از کودکان در جهان انتقاد کرد و از سازمانهای جهانی مرتبط خواست تا نسبت به رفع این گرفتاری اقدام کنند.
در متن منتشر شده از سوی محمد معتمدی آمده است:
عدالت اجتماعی چیست؟ آیا رشد اقتصادی با عدالت اجتماعی ارتباطی دارد؟ کشور هند پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست، ولی اکثر مردم آن دچار فقر مفرط هستند. و یا کشور آمریکا که بزرگترین و ثروتمندترین اقتصاد جهان است سی و هشت میلیون فقیر دارد.
معمولاً اقشار فرودست جامعه به دولتمردانی امید دارند که رشد اقتصادی را ارتقا ببخشند به امید آنکه در وضع معیشت آنان تغییری حاصل شود. در حالی که به نظر میرسد گمشده این قشر محروم بیش از آن رشد اقتصادی باشد عدالت است. هرچند رشد اقتصادی در شرایطی میتواند زمینهساز عدالت اجتماعی شود ولی غالباً بهواسطه مناسبات حاکم بر اقتصاد، این ثروتمندان هستند که با رشد اقتصادی مرفهتر میشوند.
به آمار دقت کنید:
روزانه پانزده هزار کودک در جهان بر اثر فقر و گرسنگی میمیرند. بر اساس آمار رسمی یونیسف فقط در سال ۲۰۱۶ پنج میلیون و ششصد هزار کودک بر اثر گرسنگی و سو تغذیه مردهاند. سالهاست که در هر روز بیست و پنج هزار نفر از بزرگ و کوچک، در جهان بر اثر فقر و گرسنگی و سوتغذیه میمیرند در حالی که مجموع تلفات کرونا تا امروز در جهان جمعاً چهل و چهار هزار نفر بوده است.
ببخشید اگر ناراحتتان کردم ولی بد نیست دنیای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. هرچند تصمیم داشتم به دلیل احساس عدم امنیت برای ابراز عقیده در فضای اینستاگرام کمتر مطالب اجتماعی به اشتراک بگذارم و در اینگونه موارد کمتر ابراز عقیده کنم ولی امروز به دلیل سنگینی اندوه، توبه شکستم.
درست است. هر روز پانزده هزار کودک در جهان از ویروس «گرسنگی» میمیرند. درمان این ویروس هم هزاران سال است که کشف شده. غذا….! ولی این ویروس هرگز ریشه کن نشد. هیچکس هم در جهان برایش وضعیت فوقالعاده اعلام نکرد. تنها تفاوت این ویروس با کرونا این است که اینبار ثروتمندان عالم هم به آن دچار شدهاند و شاید به همین دلیل در جهان، وضعیت فوقالعاده اعلام شد.
بلای کرونا میتواند کیفری باشد بر این گناه بشر که سالهاست در برابر این ظلم و بیعدالتی سکوت کرده است.
نود و نه درصد ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از مردم جهان است و یک درصد باقیمانده متعلق به نود و نه درصد جهانیان. دنیای زیبایست.