

منبع : لست سکند
۲۱۲۱
تفریح و سرگرمی در کشورهای گوناگون


هیچچیز آرامشبخشتر و شفابخشتر از شنیدن صدای امواج خروشان و شن و ماسه زیر پاهایمان نیست. دقیقاً به همین دلیل زمانی که بخواهیم کمی از کار فاصله بگیریم، سفر به سواحل در صدر لیست انتخابهایمان قرار میگیرد. منظرهی آرامشبخش طلوع و غروب خورشید، بوی شور دریا که باعث میشود با تمام وجود و عمیقاً نفس بکشیم. تصور کنید چه میشود اگر بهجای این مناظر، شاهد زبالههای شناور روی آب و زبالههای رها شده در ساحل و بوی بد باشیم؟ تعطیلات ما به کابوس تبدیل میشود. در اینجا به معرفی لیستی از 10 ساحل کثیف و آلوده میپردازیم که هیج گردشگری دلش نمیخواهد پایش را در آنها بگذارد!

زمانی که سواحل این لیست را مقایسه میکنید، سن کلمنت پیر بسیار تمیزتر از سایرین به نظر میرسد، اما در حقیقت یکی از کثیفترین سواحل شهر بزرگ لسآنجلس است. این ساحل در اورنج کانتی واقع شده و آب آن به آلودهترین آبها در کل منطقه مشهور است. این گزارش توسط سازمان خصوصی نجات دریا تهیه شده است. آنها با انجام آزمایش بر روی آبهای ساحلی سعی در یافتن منشاء عوامل بیماریزای خطرناک دارند(fib باکتریهای نشانگر مدفوع). اگر میخواهید به سواحل غربی آمریکا سفر کنید بهتر است سواحلی را که از سازمان نجات دریا امتیاز بالایی دریافت کردهاند تجربه کنید: ساحل ایالتی پل طبیعت در سانتا کروز ، ساحل سن سیمئون و کارلسباد در سن دیگو.

هاینا و یا بوخاسدجاینا، شهری ساحلی واقع در جمهوری دومنیکن است. جنوب غربی آن توسط دریای کارائیب احاطه شده است و بسیار جالب است که یکی از جزایر کارائیب در این لیست قرار دارد. اما متأسفانه، صنعت ذوب بخش عظیمی از صنایع را در این شهر به خود اختصاص داده و به همین دلیل این صنعت، نقش بزرگی را در آلودگی آبهای هیانا بازی میکند. همچنین به آن چرنوبیل دومنیکن نیز میگویند. برای اصلاح این ساحل مشارکت همگانی لازم است که میتواند جهش بزرگی در بازگرداندن طبیعت زیبا به ساحل باشد. این کار تنها با سالها حرف زدن از تلاش و کار سخت امکانپذیر نیست. بسیار جای تأسف دارد که بدانیم چنین جزیرهی زیبایی لکه تیرهای در آبهای خود دارد.

شهر سیهانوکوبل در کامبوج یعنی جنوبیترین کشور آسیا واقع شده است. انگکوروات معروفترین منطقه توریستی در کامبوج است. همچنین آنها مکانهای فرهنگی و تاریخی دیگری نیز دارند. جنوب غربی این کشور سواحل خوبی برای سفر دارد که بهوسیلهی آبهای خلیج تایلند احاطه شده است. سیهانوکویل احتمالاً مشهورترین شهر برای گردشگری است که میخواهد از سواحل کامبوج لذت ببرد، اما سعی کنید از ساحل سرندیپیتی دور بمانید. این ساحل مملو از زباله و پسماندهای پلاستیکی شناور در آب و یا انباشته شده در ساحل است. سواحل تمیزتری نیز در این منطقه وجود دارد مانند ساحل ایندیپندنس و اتورس.

میتوانیم امیدوار باشیم سواحل گوانابرابی در ریودوژانیرو امروزه تمیزتر از زمان انتشار خبرها در مورد آلودگی گسترده آن قبل از بازیهای المپیک ۲۰۱۶ باشد. برزیل کشوری زیبا با مردمانی خونگرم و شاد است، بنابراین بعید است آنها اجازه بدهند ساحلی مانند گوانابارابی شود. این آبهای کثیف با انواع زباله ب ارنگ و شکلهای گوناگون آلودهشدهاند، زبالههایی از قبیل ظروف آزمایش که مملو از باکتری هستند. هیچ انسانی که حتی کمی خودش را دوست داشته باشد حاضر نیست قدم در این ساحل بگذارد. در سال ۲۰۱۶ دولت قول داد اقدامات لازم در جهت پاکسازی ساحل را انجام دهد اما تصاویر اخیر نشان نمیدهد که در حال حاضر ساحل گونابارابی تمیز شده باشد.

کشور مالزی به سمت جنوب تا سنگاپور امتداد دارد. با گذر از آب در سمت جنوب بخش بعدی جزیره، ساحل مشترکی با اندونزی دارد. مالزی کشوری جزیرهای است که با اقیانوس احاطه شده است. مطمئناً سواحل بیشماری در اینجا وجود دارد و این به معنای شهرهای کوچک ساحلی، مناطق تجاری بزرگ ساحلی، سواحل غیرمسکونی و جاذبههای بسیار زیبا نیز هست. اما در ساحل کوتا کینابالو ، شهری ساحلی در شمال شرقی مالزی، هیچچیز زیبایی در مورد موقعیت این ساحل وجود ندارد. در اینجا تا چشم کار میکند زباله است و زباله!

یکی از آلودهترین سواحل جهان در هند، کشوری پرجمعیت و سرشار از فرهنگ واقع شده است. هندوستان یکی از بزرگترین کشورهای آسیایی از لحاظ وسعت و جمعیت است. آنقدر بزرگ که حتی اقیانوسی با این نام وجود دارد و قلمرو ساحلی آن با سه دریای عرب، دریای لاکادو و خلیج بنگال احاطه شده است. ساحل جوهو بمبئی ساحل زیبای دریای عرب جای مناسبی برای شنا نیست. در اینجا به جای شن و ماسه، فقط زباله وجود دارد. با این وجود مردم هنوز این ساحل را دوست دارند. بهتراست امیدوارم باشیم علاقه آنها به این مکان زیبا بتواند روزی آن را تمیز و زیبا کند.

اندونزی در همسایگی مالزی یکی دیگر از کشورهایی است که در این لیست دارای کثیفترین سواحل است. بالی یکی از شهرهای توریستی محبوب در اندونزی با سواحل بسیار زیبا و آبهای آبی است. شاید باورش سخت باشد ولی در اینجا ساحلی وجود دارد که به طرز خطرناکی آلوده شده است تا جایی که دیگر نمیتوان آن را نجات داد. به گفته افراد محلی زباله از هر راهی وارد این ساحل میشود به ویژه در برخی ماهها جریان شدید آب و باد به انتقال زباله به این منطقه و ساحل کوتا کمک میکند. با این تفاسیر به نظر میرسد این ساحل بیشتر شبیه سطل زباله است اما این بدان معنی نیست که نمیتوان کاری برای نجات آن انجام داد.

این گروه از جزایر بسیار زیبا و دیدنی هستند و آمریکا نمیتواند آنها را فراموش کرده و رها کند. هاوایی از ایالتهای بسیار دور آمریکا بافاصله حدوداً هزار مایل از آمریکای شمالی، یکی از مناطق بینظیر و مسحورکننده است.
اما زبالهها و زبالههای دریایی راه خود را به این ساحل زیبا پیدا کردهاند. در تصاویر ناخوشایندی که در ساحل کامیلو دیده میشود دیگر این منطقه شبیه ساحل نیست و بیشتر شبیه گورستان زباله میماند. این ساحل در جنوب جزیرهای بزرگ واقع شده است و دیدن اینکه چه مقدار زباله به سمت اقیانوس رها میشود ، تکاندهنده است.

درحالیکه این مقاله را میخوانیم شرایط ساحل مایابی رو به بهبودی است. این ساحل بیش از یک سال است که به روی گردشگران بسته شده و تا سال ۲۰۲۱ نیز بسته میماند. احتمالاً این ساحل زیباترین ساحل و حتماً مشهورترین در این لیست است. قطعاً این محبوبیت را تا حدودی مدیون لئوناردو دی کاپریو و دنیبویل است. فیلم ساحل به کارگردانی دنی بویل با بازی دی کاپریو درواقع ساحل مایابی تایلند را به تصویر کشیده است . این ساحل یک بهشت واقعی است. اما از زمان اکران فیلم موج توریستها به این ساحل بسیار زیاد شد و در پی آن زبالههای باقیمانده در آنجا نیز افزایش یافت.

در میان کشورهای جنوب شرقی آسیا، کامبوج، تایلند، مالزی، اندونزی و ویتنام، در ویتنام حداقل یک ساحل کثیف وجود دارد. همچنین این کشور توسط دریای چین جنوبی و خلیج تایلند احاطه شده است. جزیره فوکوک در غرب شهر هوشی مین با زباله احاطه شده است. در بیشتر تصاویر، جزایر این بخش زیبا و پاکیزه هستند اما وقتی پیش میرویم میبینیم چگونه جایی دور از دید گردشگران از زباله پوشیده شده است. بعضی جاها از سایر نقاط شرایط بدتری دارد، اما نمیتوانیم بگوییم حتی یک ساحل بدون زباله وجود دارد.
آیا در ایران ساحلی را سراغ دارید که به سرنوشت این ساحلها دچار شده باشد؟
منبع: thetravel.com


سفرهای رؤیایی از آنچه شما فکر میکنید به واقعیت نزدیکتر هستند. بله، کلبههای سیاحتی ۱۹ ستاره و جزیره خصوصی کشور مالدیو ممکن است کمی با توان اقتصادی شما فاصله داشته باشند، اما میتوانید امکانات و لذتهایی که این اقامتگاههای لوکس برای شما فراهم میکنند را با قیمت بسیار کمتر تجربه کنید. در ادامه این مطلب درباره اقامتگاههایی خواهید خواند که میتوان با هزینه کمتر از شبی ۴۰۰ هزار تومان در آنها ماند: از آلونکهای چوبی سوئیسی گرفته تا کاشانههای ساحلی جزیره زنگبار در کشور تانزانیا. باور کنید این قیمت برای اقامت در بهشتهای کوچکی که در ادامه خواهید خواند، مبلغ معقولی است!

دقیقاً در مرز پارک ملی مشهور کروگِر، پارک ۷۵۰۰ هکتاری مارلوث را خواهید یافت که محوطهای کوچکتر دارد اما بااینحال بسیار زیباست و محل برپایی مسافرخانه آفریکَن بوش بَکپَکرز میباشد. در تناقض با کلبههای اتراقی لوکسی که در پارک کروگِر وجود دارند، این اقامتگاه نسبتاً معمولی اتاقهای تمیز و راحتی دارد که در کلبههایی از جنس نی قرار گرفتهاند و دسترسی به حیوانات وحشی از آنها آسان است. این بدان معنی نیست که زرافهها نیمه شب به بالای سرتان خواهند آمد، بلکه بدان معنی است که یک نقطه ارزان در پارک پیدا میکنید که به راحتی از آنجا به سیاحتهای طبیعی راهنمادار ملحق خواهید شد و به آرزویتان برای دیدن پنج حیوان بزرگ آفریقا یعنی شیر، پلنگ، کرگدن، فیل و بوفالوی آفریقایی تحقق خواهید بخشید.

خوابیدن در یک کلبه از جنس برگ نخل با کف شنی روی یکی از ساحلهای شهر زنگبار به نظر میرسد که بهترین گزینه برای دوری از اضطراب باشد. این گریز کامل از دغدغهها تنها به ازای قیمت حدودا شبی ۲۰ دلار برای شما در شهر ساحلی پاجه فراهم میشود: استراحتگاهی که در هر اتاق آن تور پشهبند و پنکه گذاشته شده است زیرا اسپری حشرهکش و کولر در اتاقها ارائه نمیشود. یک بار و یک رستوران نیز در استراحتگاه تدیز وجود دارد، چراکه اگر نتوانید با نوشیدنیهایتان روی سواحل زنگبار عکسی در شبکه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید، دراز کشیدن روی این سواحل بیمعنی به نظر میرسد. این استراحتگاه یک شعبه دیگر نیز در شهر ساحلی خلوت جامبیانی دارد و اگر به دنبال سکوت بیشتری هستید میتوانید به آن مراجعه کنید.

با این قیمت در شهر کراکو هیچ اقامتگاهی بهتر از خوابگاه گرگ و تام نخواهید یافت، که از میدان بازار و دروازه سینت فلوریان شهر تنها بهاندازه ۱۰ دقیقه پیادهروی فاصله دارد و با دیگر دیدنیهای برجسته شهر کراکو نیز فاصله چندانی ندارد و به راحتی میتوانید پیاده به سوی آنها حرکت کنید. اگر دلتان نمیخواهد بیخبر از همهجا از در بیرون بروید و بدون هیچ اطلاعی در شهر قدم بزنید، باید بدانید که این خوابگاه خدماتی چون برگزاری گردشهای پیادهروی همگانی در شهر و تورهای دوچرخهای راهنمادار را ارائه میکند؛ همچنین در آن موسیقی زنده پخش میشود تا تفریحات شبانه هم داشته باشید. فقط حواستان باشد که گرچه مهمانی گرفتن در این مکان بسیار لذتبخش است، اما تجربهای اشتراکی و همگانی است. نوع اقامتی که خوابگاه گِرِگ و تام ارائه میدهند حالت خوابگاهی دارد و تختهای یک اتاق را به افراد مختلف اجاره میدهد و نمیتوانید اتاق خصوصی بگیرید.

احتمالاً هیچ نقطهی شهر برای عکس گرفتن از دژ مشهور آکروپولیس بهتر از پشتبام این مسافرخانه نیست؛ مسافرخانهای که در یک طرف بار ورزشی مرتفع آن برگزاری فوتبال و راگبی و در طرف دیگر آن خرابههای باستانی را خواهید دید. مسافرخانه آتنز بکپکرز دقیقاً بین دژ معروف آکروپولیس و معبد زئوس المپیا قرار گرفته است و این امر سبب میشود تا دسترسی آسان به این دو مکان دیدنی و همچنین نمایی عالی از هر دو داشته باشید. ضمناً در این مسافرخانه سفرهای روزانه به شهر دلفی، تپه سونیو، شهر نافپلیو و دیگر اماکن تاریخی برگزار میشود. همچنین یک کولر بسیار خنک در اتاق شما خواهد بود (چیزی که به این راحتی در آتن پیدا نمیشود) و لباسشویی خصوصی خودتان را خواهید داشت. ضمنا تا ایستگاه متروی آکروپولیس تنها چند دقیقه پیاده راه است.

شبی سی دلار برای یک مسافرخانه در ابتدا در نظر مسافرخانهبازهای حرفهای کمی زیاد به نظر میرسد، اما توجه کنید که اینجا سوئیس است و یک ناهار معمولی در کی اِف سی KFC آن میتواند بیش از این هزینه داشته باشد. با این حال این آلونک چوبی محصور در میانه برف و روبروی منطقه طبیعی یونگفرائو با نماهای کوهستانی خیرهکننده از بالکنهای خصوصی و وسایل چوبی تمیزش، به این قیمت میارزد. همچنین این مسافرخانه با چندین رستوران منطقه همکاری میکند و اگر نخواهید از آشپزخانه عمومی آن استفاده کنید، یک منوی غذای کامل با قیمت ثابت در اختیار شما خواهد گذاشت. همچنین میتواند شما را به ماجراجوییها و تفریحات یونگفرائو معرفی کند: از پاراگلایدر سواری گرفته تا پرش بانجی و قایقسواری در دریاچه برینز.

اگر از این ساختمان تاریخی سفید در محله شلوغ ورتربرو در شهر کپنهاگ گذر کنید، تصور میکنید که یک هتل لوکس برجسته است و به فکرتان هم نمیرسد که یک مسافرخانهی خوابگاهی باشد که قیمت تختهای آن کمتر از شبی ۲۰ دلار است. اما با اینکه یک مسافرخانه است، حس ناب هتل را در انسان ایجاد میکند و یک سینما در طبقه پایین آن در نظر گرفته شده است که سرگرمکنندگیشان باعث میشود علاقهتان به بیرون رفتن از مسافرخانه و گردش در شهر کمتر شود. اتاقهای خصوصی آن پنجرههای قوسی کلاسیک و دیوارهایی دارند که مانند دیوارنماهای شهری رنگآمیزی شدهاند. ضمناً یک میز بوفه صبحانه، دوچرخه کرایهای و ناهار روزانه به ازای پرداخت تنها چند دلار بیشتر برای شما فراهم خواهد شد.

اگر در توکیو هر چیزی با قیمت ۲۵ دلار پیدا کردید باید از خوشحالی بال دربیاورید، اما پیدا کردن یک تخت خواب با این قیمت دیگر محشر است. این هتل تمیز و مجهز در شمال شرق شهر توکیو اصلاً به قیمتش شباهت ندارد و وسایل مدرن و فضاهای تمیز و گستردهای دارد. همچنین مسافرخانه امبِلِم این امکان را برای مهمانان فراهم میسازد تا با فرهنگ ژاپن بیشتر آشنا شوند و با افراد منطقه بهصورت هفتگی ملاقات داشته باشند، در کلاسهای چایسازی و خطاطی شرکت کنند و در اماکن فرهنگی چیزهای مختلفی را تجربه کنند؛ که در هتلهای معمولی به این مورد کمتر پرداخته میشود. افزون بر اینها، این مسافرخانه در محله مسکونی نیشیارای قرار گرفته است و آنجا میتوانید ببینید که مردم شهر چگونه جابجا میشوند، خرید میکنند و در بزرگترین شهر جهان زندگی میکنند.

این مسافرخانه بهعنوان نخستین مسافرخانه بوتیک شهر مادرید در یک عمارت بزرگ در میدان بزرگ شهر قرار گرفته است؛ موقعیتی که برای مکانی با تختخوابهای کرایهای ۲۰ دلاری بسیار لوکس به نظر میرسد. اما فریب ظواهر تاریخیاش را نخورید: هت مادرید با تلویزیونها، تبلتها و اتصالات وای فای بسیار سریعی که در اختیار مهمانان میگذارد تا آنجا که ممکن است با تکنولوژی درآمیخته است. این مسافرخانه در مرکز شهر واقع شده است و شما میتوانید با چند دقیقه پیادهروی از دیگر مکانهای دیدنی شهر مانند پوئرتا دل سول (میدان خورشید)، خیابان گران ویا و محله لا لاتینا بازدید کنید: هم بهتنهایی و هم به همراه یکی از تورهای شهری رایگان مسافرخانه.

این مسافرخانه رنگارنگ که با خیابان پاسئو دگِراسیا فاصله چندانی ندارد، یکی از بهترین شامهای شهر را تدارک میبیند و شبها با پرداخت اندکی هزینه اضافی برای شام، پیشغذا، وعده اصلی و دسر را به همراه سه نوشیدنی به درب اتاق شما میفرستند. همین دلیل کافی است تا آن را بهعنوان خانه مسافرتیتان در شهر بارسلونا برگزینید، اما مسافرخانه علاوه بر آن، تورهای پیادهروی شبانه رایگان را برگزار میکند تا با شهر آشنا شوید و از رستورانهای مختلف آن دیدن کرده و زندگی شبانه هیجانانگیز شهر را ببینید. در تابستانهای گرم و سوزان اسپانیا میتوانید از استخر پشتبامی مسافرخانه استفاده کنید یا در راهروهای خنک ساختمان بنشینید و از دیوارنماهای کارتونی و فرهنگیاش لذت ببرید.

محله جِتسِمانی کارتاگِنا ترکیب کاملی از تاریخ، هنر و موقعیت مکانی مناسب است، چراکه تنها چند خیابان با شهر دیوارکشیدهی کهن کارتاگِنا فاصله دارد و پر از دیوارنماهایی است که هنرمندان بومی آنها را نقاشی کردهاند. مسافرخانه سِلینا در قلب این محله واقع شده است و دو استخر پشتبامی و یک بار دارد که روبروی یکی از استخرهاست و مکان مناسبی برای سپری کردن شب بیرون از خانه است. مسافرخانه سِلینا گذشته از برنامههای منظمی که همیشه برای مهمانان برگزار میکند، برنامههایی را در نظر میگیرد تا آنها بتوانند در پاکسازی یک پارک یا کمک به کودکان شهر در ورزش کردن یا انگلیسی یادگرفتن مشارکت داشته باشند. یک مکان عجیب برای خوشگذرانی است که به شما اجازه میدهد به محیط پیرامونتان هم کمکی بکنید، گرچه اتاق اختصاصی فیلم و فضاهای همکاری آن به هدف اصلی اقامت در این مسافرخانه یعنی استراحت آسیبی وارد نمیکنند.
منبع: matadornetwork.com



به گزارش خبرگزاری مهر، نشست کمیسیون تخصصی شورای عالی میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برای طرح پیشنهادهای معاونت گردشگری با حضور رضا معصومیراد رئیس دبیرخانه شورای عالی میراثفرهنگی و اعضای این شورا و نمایندگانی از وزارتخانههایکشور، امور خارجه، امور اقتصادی و دارایی، راه و شهرسازی و سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد.
در این نشست چهار پیشنهاد معاونت گردشگری مطرح و دو پیشنهاد به تصویب رسید، در پیشنهاد نخست وزاررتخانههای کشور و راه و شهرسازی موظف هستند در تهیه یا بازنگری طرحهای جامع، تفضیلی شهرها و هادی روستاها، متناسب با ظرفیت و مزیتهای شهر و روستا، تعیین شده توسط وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نسبت به پیشبینی زمین با کاربری ایجاد فضاهای گردشگری اقدام کند.
در پیشنهاد دوم، سازمان ملی زمین و مسکن و امور اراضی کشور موظفند به منظور کاهش هزینههای سرمایهگذاری در صنعت گردشگری، قیمتگذاری اراضی را براساس شرایط، قبل از اجرای طرح محاسبه کرده و با تقسیط مناسب از مجریان طرحها وصول کنند.
دو پیشنهاد دیگر در جلسات آینده اصلاح و بررسی میشود.



به گزارش خبرنگار مهر، رحمان فرمانی در دیدار پیش از ظهر دوشنبه خود با اعضای هیئتمدیره انجمن دوست داران کتاب شهمیرزاد به میزبانی کتابخانه عمومی این شهر، ضمن بیان اینکه رونق صنعت گردشگری نیازمند مشارکت بخش خصوصی و انجمنهای مردمنهاد است، تأکید کرد: شهمیرزاد یکی از دو شهر نمونه گردشگری استان سمنان و منطقه منحصربهفردی ازلحاظ باغ شهری و گردشگری این حوزه حتی در عرصه بینالمللی محسوب میشود.
وی باغ شهر بودن شهمیرزاد را مهمترین ویژگی گردشگری در این شهر نمونه گردشگری بینالمللی دانست و افزود: کوچهباغ، طبیعت و دیوارهها از دیگر نقاط جذاب گردشگری در شهمیرزاد است که با استفاده از ظرفیت آن میتوان توسعه گردشگری را حتی به استان سمنان هدیه کرد که این امر البته نیازمند توجه ویژه انجمنها و نهادهای خصوصی و مردمی است.
ضرورت همراهی بخش خصوصی در برگزاری جشنوارههای گردشگری
رئیس میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری مهدیشهر، بابیان اینکه معرفی آدابورسوم، سنن، سبک زندگی و جاذبههای شهمیرزاد یکی از راههای توسعه گردشگری در این منطقه است، تأکید کرد: این امر با مشارکت مردم، نهادهای مردمی، اهالی فرهنگ و قلم و رسانه و … میسر میشود.
فرمانی با اشاره به برگزاری جشنوارههای مختلف در شهرستان مهدیشهر با همکاری و مشارکت بخش خصوصی بهمثابه یک ضرورت درزمینهٔ توسعه گردشگری و به دنبال آن توسعه اقتصادی، گفت: معرفی ظرفیتهای گردشگری و رونق صنعت نیازمند اعتبار است که بهتنهایی و با بودجههای دولتی پاسخگو نیست.
وی با تأکید بر توجه بیشتر به دیدگاه علمی و تخصصی در حوزه گردشگری تصریح کرد: تغییر نگرش و نگاه به حوزه درآمدزای گردشگری میتواند منجر به رونق و توسعه آن شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در این دیدار اعضای هیئتمدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهمیرزاد ثبت و احیای آدابورسوم، حفظ آثار تاریخی و طبیعی را از اهداف و برنامههای این انجمن عنوان کردند؛ همچنین توجه بیشتر به توسعه گردشگری و تقویت سرمایههای اجتماعی برای همراهی در حفظ میراث فرهنگی، تاریخی و طبیعی از دیگر موارد مطرحشده در این نشست بود.



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی معاونت گردشگری پیرو ابلاغ کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی مجلس شورای اسلامی جهت تشکیل کمیته ملی گردشگری کشاورزی و روستایی توسط وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، نشستی با حضور ولی تیموری معاون گردشگری کشور و نیز مقامات دستگاههای فرابخشی از سوی دفتر توافقهای ملی گردشگری در محل معاونت گردشگری برگزار شد و موضوعات تشکیل “کمیته ملی گردشگری روستایی و کشاورزی ، تهیه ضوابط انتخاب روستاهای هدف گردشگری” و نیز آمادهسازی شیوه نامه بهرهبرداری از واحدهای گردشگری کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
بر این اساس مقرر شد دستگاههای حاضر در جلسه، نسبت به معرفی نماینده رسمی جهت عضویت در “کمیته ملی گردشگری روستایی و کشاورزی به منظورتشکیل کمیته مذکور اقدام کنند و جلسات به طور مرتب و ماهیانه برگزار شود .
پیرو تشکیل کمیته ملی گردشگری روستایی و کشاورزی، تصمیم بر آن شد تا وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نسبت به ارسال شاخصهای انتخاب روستاهای هدف گردشگری به اعضای کمیته ملی مذکور اقدام نماید و اعضای حاضر نیز پیشنهادات مربوطه خود را اعلام کنند تا پس از این اقدام، جمعبندی و تعیین نهایی شاخصها، ضوابط روستاهای هدف گردشگری جهت ابلاغ و تعیین ساز و کار اجرایی، در کمیته ملی گردشگری روستایی و کشاورزی مورد بررسی قرار گیرد.
در ادامه با توجه به دستور کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی به منظور ایجاد ساز و کار وکاهش تعدد مراجع صدور مجوز و استعلام راه اندازی گردشگری روستایی و رساندن زمان استعلام به حداکثر ۱۵ روز، تصمیم بر آن شد تا روند اجرایی این موضوع نیز بررسی و در جلسه آتی مطرح شود.
همچنین با توجه به اینکه معاونت گردشگری در حال راهاندازی ساز وکار مربوط به کسب وکار مرتبط با گردشگری کشاورزی است؛ مقرر شد اعضای کمیته نسبت به ارائه پیشنهادات جهت تهیه پیشنویس اولیه شیوهنامه و ضوابط فنی گردشگری کشاورزی اقدام کنند.



نمایشگاه دستبافتههای سنتی روسیه در کاخ نیاوران افتتاح شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران، این نمایشگاه توسط پویا محمودیان معاون صنایعدستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و پاول استپانوف معاون وزیر فرهنگ فدراسیون روسیه افتتاح شد.
در مراسم گشایش این نمایشگاه امیر رضا شریف نیا مدیر مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران، سید محمدحسین هاشمی معاون علمی و فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، محمدعلی کیانی مدیرکل همکاری های فرهنگی و امور ایرانیان خارج از کشور این سازمان و جمعی از مقامات فرهنگی دو کشور و هنرمندان روس حضور داشتند.
محمودیان درباره برپایی این نمایشگاه گفت: «این نمایشگاه به صورت تکرشتهای در هفته فرهنگی روسیه برگزار میشود. اصولاً از برگزاری چنین نمایشگاه ها یا هفتههای فرهنگی بسیار استقبال میکنیم، بهدلیل اینکه ابزاری در راستای تعمیق روابط فرهنگی و هنری دو کشور است.»
او با تأکید بر اینکه مردم روسیه صنایعدستی ایران را بسیار دوست دارند، افزود: «کشوری مثل روسیه یکی از بازارهای هدف صنایعدستی کشور ماست و در تمامی نمایشگاههای صنایعدستی که در کشور روسیه برگزار میکنیم با استقبال بسیار زیادی از جانب بازدیدکنندگان و خرید خیلی خوبی از سوی آنها مواجه میشویم.»
محمودیان افزود: «امروز صحبت هایی با معاون وزیر فرهنگی روسیه در راستای تعمیق روابط فرهنگی داشتیم که شامل برگزاری نمایشگاهها و اعزام هیأتهای تجاری برای رویدادهای فرهنگی هنری است تا بتوان فاصلهها را کمتر کرد و فارغ از مناسبات سیاسی از حوزه هنر صنایعدستی و هنرهای سنتی با پیشینه چندهزار ساله به عنوان هنر ملی بهره برد و از طریق هنر برای نزدیک شدن مردم روسیه و ایران استفاده کرد. با چنین رویدادهای فرهنگی میتوانیم روابط خود را در حوزه های فرهنگی و متعاقب آن اقتصاد هنر و هنرهای سنتی مستحکمتر کنیم.»
معاون صنایعدستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی درباره تاریخچه هنر توربافی در کشور روسیه گفت: «توربافی یکی از هنرهای قدیمی کشور روسیه است که توسط زنان در این کشور انجام میشود و غالباً از نقوش قدیمی، بناها و کلیساهای قدیمی خود در توربافی استفاده میکنند.»
او افزود: «بسیاری از زنان در روسیه توربافی میکنند و چون هنر بسیار ظریفی است و زمان زیادی میبرد، اغلب به صورت تابلوهای نفیس و فاخر به نمایش درمیآید. همچنین به صورت لباس فاخر برای زنان یا به صورت رانر، روتختی و رومیزی که کارهای نفیس و فاخری در حوزه صنایعدستی کشور روسیه به حساب میآید، نیز بافته میشود.»
نمایشگاه دست بافته های سنتی روسیه شامل مجموعه ای از دست بافته های سنتی توربافی از استان ولوگدا کشور روسیه در مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران تا روز چهارشنبه ۲۲ آبان همه روزه از ساعت ۸ تا ۱۶ در تالار آبی مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران میزبان علاقه مندان است.


به گزارش خبرنگار مهر، برخی نهادهای بیرون از جزیره قشم برای این جزیره و ژئوسایت های جهانی آن دردسر ساز شده اند. بحث هایی از جمله اقتصاد دریا محور و یا توسعه مزارع پرورش میگو موجب شده تا صدور مجوز برای این منظور افزایش پیدا کند اما این مجوزها و فعالیت ها در حریم و عرصه ژئوسایت ها اتفاق خواهد افتاد که در نهایت خطری را متوجه ژئوپارک قشم خواهد کرد.
این خطر می تواند پس از بازدید ارزیابان یونسکو از قشم و گرفتن کارت زرد و یا حتی خروج ژئوپارک جهانی قشم از فهرست ژئوپارک های جهان باشد.
در این باره علیرضا امری کاظمی مدیر ژئوپارک جهانی قشم به خبرنگار مهر گفت: چندی پیش سازمان منطقه آزاد قشم با سازمان جهاد کشاوزی استان هرمزگان توافق نامه ای را امضا کرد که موضوع آن استعلام هر گونه مجوز از منطقه آزاد قشم بود ولی بعد از آن توافق نامه مشاهده کردیم مجوزهایی که داده می شد بدون اطلاع و استعلام از این سازمان انجام گرفته است. حتی تعداد این مجوزها نسبت به قبل از توافق نامه بیشتر هم شد! اکنون مجوزها بدون اطلاع ما در حریم ژئوسایت ها داده شده است برخی از این واگذاری ها فعال شده و برخی دیگر هنوز فعال نیستند.

امری کاظمی گفت: در غرب جزیره در نزدیکی ژئوسایت غارنمکدان، نزدیکی ژئوسایت دیواره قاضی و بصیرا و باسعیدو اقداماتی در جهت تغییر منظر انجام می دهند. مانند ایجاد حوضچه و … . ولی هنوز وارد حریم یا عرصه اصلی ژئوسایت ها نشده اند. نگرانی ما این است که واگذاری های انجام شده توسعه یافته و به ژئوسایت ها سرایت کند. به عنوان مثال اکنون محدوده ای برای پرورش میگو در نظر گرفته اند که در ژئولینک، ساحل کارگه و حریم غار نمکدان است و هر گونه تغییر کاربری در محدوده آن ژئوسایت ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
وی افزود: این سرمایه گذاران مجوزشان را از جهاد کشاورزی استان هرمزگان گرفته اند که با فعالیت آنها عرصه و حریم امن ژئوسایت های ژئوپارک جهانی قشم به خطر می افتد. ارزیابان یونسکو قرار است در ماههای ابتدایی سال ۹۹ به قشم برای بازدید بیایند اگر با چنین پدیده هایی مواجه شوند حتما اشکال خواهند گرفت چه بسا رای به خروج آن دهند. این درحالی است که فعالیت های ما در ژئوپارک به خوبی پیش می رود اما ممکن است این اقدامات حاشیه ای موجب شود آنها به ما اخطار یا کارت قرمز دهند.
عضو هیئت ارزیابان رسمی ژئوپارک جهانی یونسکو ادامه داد: اکنون ۱۵ مجوز از این مجوزهایی که صادر شده قطعا با ژئوسایت های قشم تداخل دارد. البته می دانیم که تعداد این مجوزها بیشتر است و اکثرا در حوزه پرورش میگو هستند. بنابراین یا باید این مجوزها باطل شود و یا بررسی مجدد انجام گیرد. ما بارها با جهاد کشاورزی استان جلسه گذاشته ایم و به توافق هم می رسیم ولی دوباره شاهد صدور مجوز هستیم! به همین دلیل از طریق مدیریت حقوق سازمان منطقه آزاد قشم مراجعه قضایی را در جریان گذاشته ایم و منتظر اقدام هستیم.
امری کاظمی درباره تبعات خروج ژئوپارک قشم از فهرست ژئوپارک های جهان گفت: یک بار ژئوپارک قشم تجربه تلخی را داشت که به دلیل مشکلات مدیریت و … از شبکه ژئوپارک های جهان خارج شد و تبعاتی را نیز برای ما داشت ولی دوباره با تلاش های فراوان سعی کردیم آن را به جایگاه خود برگردانیم . در واقع جامعه جهانی وقتی ژئوپارکی از فهرست خارج می شود، آن کشور را به عنوان کشوری که توانایی حفظ میراث زمین شناختی خود را ندارد خواهد شناخت. ژئوپارک قشم تنها ژئوپارک در کل خاورمیانه است و اکنون ایران نیز به عنوان اولین مقصد زمین گردشگری در منطقه معرفی شده است بنابراین نباید اجازه دهیم به راحتی این جایگاه به خطر بیفتد.


به گزارش خبرنگار مهر، مشاهدات یک خبرنگار وقتی سفر زمینی به آنکارا را انتخاب می کند قطعا با مسافران دیگر تفاوت خواهد کرد چون جنبه های دیگری از یک سفر زمینی را خواهد دید. جنبه هایی که تحمل سفر ۳۳ ساعته با اتوبوس را ممکن است سخت و یا جالب کند. یکی از این تجربه ها همسفر شدن بی اختیار با قاچاقچیان یا چتربازان سیگار بود. ماجرای این سفر را در ادامه می خوانید:
در روزهای تعطیلات آبان ماه از ترمینال غرب سعی کردم اتوبوسی را بگیرم که از نظر رفاهی شرایط بهتری نسبت به اتوبوس های معمولی دیگر داشته باشد، در تبلیغات شرکت اتوبوسرانی مربوطه و بخش خدمات آن غذای گرم و اینترنت اضافه شده بود با همان نرخ ۳۶۰ هزار تومان.
بلیت در حالی تهیه شد که سایت های فروش آنلاین اعلام می کردند دیگر بلیتی وجود ندارد درحالیکه در ترمینال اتوبوسرانی تهران صندلی خالی به اندازه کافی وجود داشت حتی می شد شماره صندلی را خودمان انتخاب کنیم.
یک ساعتی از ساعت ۹ صبح که می بایست به مقصد آنکارا حرکت کند گذشت به هر مسافر همان ابتدا یک پرس جوجه کباب داغ با نوشابه توزیع شد. پذیرایی تا آخر سفر همین بود به علاوه آب آشامیدنی.
مسافران اتوبوس را پر کردند و بلاخره سفر آغاز شد سفری که معلوم نبود به دلیل تعطیلات قرار است چقدر طول بکشد و چقدر در راه به دلیل ترافیک معطل بمانم.
یک ربع بعد راننده شروع کرد به سیگار کشیدن که با اعتراض مسافران رو به رو شد کمک راننده به یکی از مسافران که گفته بود آسم دارد کمک کرد تا بتواند به صندلی های عقب تر برود ولی مسافران نپذیرفتند جای خود را با او تغییر دهند.
در طول مسیر بارها و بارها راننده کنار جاده می ایستاد منتظر کسی که جعبه ای، امانتی چیزی بیاورد و تحویل بگیرد و یا تحویل بدهد. این وسط اعتراض مسافران راه به جایی نمی برد. برخی از آنها می دانند که این روال همیشگی راننده هاست.
در بین راه تحمل سیگار کشیدن راننده برای مسافران جلویی سخت بود اما آنچه که جالب به نظر می رسید معطلی راننده برای سوار شدن یک مسافر خاص بود. فردی که گویا مسافر همیشگی این مسیر است.
نمی دانم اسم مستعارش «هستی» بود یا نه. راننده ها او را هستی می نامیدند. چمدان بزرگی در دست داشت و بلاخره سوار اتوبوس شد در طول مسیر از مسافران می پرسید که آیا سیگار همراهشان دارند یا نه. بلاخره پرسیدم چرا انقدر می پرسی. گفت سیگار آنجا گران است می توانید سیگار بخرید و در ترکیه بفروشید. اگر نه من می توانم از سهم شما استفاده کنم و سیگار ببرم چون تعداد باکس های سیگار من زیاد است و اگر از من در گمرک بگیرند جریمه ام می کنند.
اتوبوس در کنار یک مجتمع بین راهی در مرند توقف نیم ساعته ای برای صرف شام کرد. کنارش مغازه ای بود که چند مرد در آن پول می دادند و پلاستیک های سیاه رنگی می گرفتند که درونش باکس های سیگار با برندهای مختلف بود مغازه دار هم رستوران دار بود هم کارگر هم فروشنده این مغازه. مغازه ای که اگر به عنوان رهگذر می دیدی متوجه نمی شدی چه می فروشد. اجناس آن همه زیر میز مغازه دار بود و چند کارت خوان روی پیش خوان.
پلاستیک های سیاه برند قاچاق
باکس های سیگار با برندهای متفاوت. هر باکس سیگار کنت ۸۰ هزار تومان فروخته می شد. می گفت: کنت از همه گران تر است با خودت ببر در ترکیه سه برابر قیمت می فروشی.
در این مغازه هستی به مسافران دیگر هم پیشنهادش را می داد وقتی می دید از جریان سیگار خریدن چیزی نمی دانند و یا اولین باری است که این مسیر را زمینی می روند؛ بیشتر اصرار می کرد.
بعضی ها که رزنگ تر بودند می گفتند پول می گیرم او هم در جواب می گفت نمی تواند پولی بدهد چون الان به مرد فروشنده پول نمی دهد بلکه در زمان برگشت لیر خواهد داد!
وقتی اتوبوس های بیشتری در این استراحتگاه توقف می کرد؛ کم کم به تعداد مردان، زن های زیادتری اضافه شدند. در آن زمان زنان دیگر خریدهای بیشتری می کردند ده باکس ۵ باکس و … .
اینجا در استراحتگاه بین راهی تعداد زن هایی که سیگار می کشیدند بیشتر از مردان بود این موضوع را حتی در گمرک هم می شد دید. هستی از این جا به بعد به اتوبوسی رفت که دوستانش آنجا بودند. در ساختمان گمرک باز هم او را دیدم وقتی میخواست چمدان هایش را جابه جا کند.

در گمرک می بایست بار و چمدان ها را روی ریل می گذاشتیم تا بازرسی شوند. هستی روی بار هر کسی در آن شلوغی با نمایش این بازی که بی اختیار این کار را می کند، یک مشمای سیاه می گذاشت و می رفت آن طرف. همه حواسش به بارهایش پخش شده اش بود. به یکی می گفت خانم مشمای سیاهت را بردار. خانم اون چمدانت یادت نره.
مامور گمرک بازرسی بدنی انجام نمی داد اما چمدان های هستی را خوب گشت و در آخر ۱۵ باکس سیگار پیدا کرد و به او برنگرداند. وقتی هستی را دوباره در سالن انتظار دیدم برایش اصلا مهم نبود که این همه باکس سیگار از او گرفته اند او و زنان دیگر در سالن غذاخوری سیگار می کشیدند و از جاساز کردن سیگارها بی پروا حرف می زدند.
صحبت از زنی شد که روی شکمش به جای بچه سیگار جاساز کرده بوده و ماندن زنان باردار راه می رفته . هستی آن را ایده هوشمندانه ای تلقی کرد.
سه ساعتی منتظر شدیم تا اتوبوس به اصطلاح اسکن شود چون گویا باید بازرسی شوند که کالای قاچاقی نداشته باشد. آنها که بیشتر بار جاساز کرده باشند مسافرانشان باید ساعتهای زیادی معطل بمانند. گاهی تا یک روز. بودند افرادی که در گمرک بازرگان زیاد رفت و آمد می کردند و دیگر اگر پای درد و دلشان می نشستی می گفتند که حتی شده یک روز تمام در این گمرک مانده ایم تا اتوبوس مان از اسکن بیرون بیاید. گاهی هم اتوبوس را متوقف کرده اند و ما آواره شدیم و با اتوبوس های بین راه مسیر را ادامه داده ایم.
پیرمردی که هشت سالی است این مسیر را تا آنکارا برای دیدن فرزندانش طی می کند می گفت که گاهی اتوبوس با ۵ نفر مسافر به استانبول می رود و یا از آنجا به تهران می آید در واقع مسافران نمایشی هستند برای قاچاق کالای راننده ها و دارندگان خطوط اتوبوس رانی بین دو کشور.
او می گفت که در برخی از موارد وقتی بنزین و گازوئیل در اتوبوس بیشتر باشد برای مسافران داخل اتوبوس هوای مشمئز کننده ای بوجود می آید و ما متوجه می شویم که سوخت قاچاق می کنند در آن صورت هم اعتراض جواب نمی دهد نهایت این است که می گویند پیاده شو با اتوبوس بعدی برو. آن هم در ولایت غریب!
زیپ چمدان من باز بود
مرز را رد کردیم تا رسیدیم به جایگاه بنزین متروکه ای در دغوبایزید در خاک ترکیه. اینجا بود که راننده ها یک ساعتی توقف کردند. جعبه هایی را از اتوبوس بیرون آوردند حتی برخی از آنها زیرپای مسافران بود. یکی از مردان ترک در اینجا منتظر اتوبوس بود. گالن های بنزین بیشتر از اتوبوس بیرون می آمد تا بسته های پلاستیکی.
آنها را تحویل دادند و راه افتادند پول را همان جا جلوی چراغ اتوبوس شمردند و تحویل دادند و تحویل گرفتند یک ساعتی مسافران در اتوبوس منتظر بودند اگر کسی میخواست پیاده شود اجازه نمی دادند وقتی کارشان تمام شد اجازه دادند چند نفری از سرویس بهداشتی آنجا استفاده کنند.
بارها و بارها پلیس جلوی اتوبوس را می گرفت در یک نقطه سه پلیس با لباس های متفاوت داخل اتوبوس شدند و زیر و بم اتوبوس را گشتند. به مسافرانی که مشکوک می شدند می گفتند بروند داخل کابین با پلیس دیگری حرف بزنند. در طول بازرسی اتوبوس نباید کسی بیرون می رفت. آنها اجازه داشتند هر آنچه که برایشان جای سوال داشت را بازرسی می کردند حتی کیف شخصی افراد. گاهی می پرسیدند برای چه سفر می کنی و این چندمین بار است که به ترکیه می روی.
دیالوگ راننده ها با پلیس و حتی مسافران در طول این مسیر بیشتر درباره جنس هایی بود که بین دو کشور رد و بدل می شد از آنها که گیر پلیس افتادند تا آنها که قسر در رفته اند. این وسط تنها مسافران بودند که باید این نمایش را می دیدند و منتظر می ماندند تا راننده ها بارشان را خالی کنند و یا مسافران نمایشی برایشان جنس جابه جا کنند.
در شهر آنکارا که از اتوبوس پیاده شدم، بقیه مسافران رفتند تا بقیه بارشان را در استانبول بفروشند. چمدانم را گرفتم. زیپش باز بود یک پاکت سیگار در آن افتاده بود!


چمدان – عکسهای منتشر شده حاکی از دیوارنویسی و حمله وندالها به بنای دژ اژدها پیکر در لارستان استان فارس است. دژ اژدها پیکر که به مقبره مادر نادرشاه هم معروف است، یکی از بناهای تاریخی و ثبت ملی استان فارس به حساب میآید که در دو سال اخیر ۱۸۰ میلیون تومان برای آن هزینه شده است اما به دلیل فقر فرهنگی گردشگران و نبود نگهبان دائم دیوارهای این اثر به صورت بسیار گسترده مورد دیوارنویسی قرار گرفته است.
سیما علویه رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لارستان به ایرنا گفته است که سیمها و تجهیزات نورپردازی این بنا به سرقت رفته است و گذاشتن تجهیزات بیشتر مانند دوربین مدار بسته هم نیازمند بودجه کلانی است. او یکی از دلایل این مشکل را کمبود نیروهای یگان حفاظت از میراث فرهنگی میداند.


