برچسب: توریست

توریست

  • مسجد ۶۰۹ساله جابه‌جا شد

    مسجد ۶۰۹ساله جابه‌جا شد

    به گزارش ایسنا به نقل از دیلی‌میل، مسجد «الریز» از شهر باستانی «حصن کیف» به پارک فرهنگی جدید «حصن کیف» منتقل شده است. پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته نشان می‌دهد با ساخت سد «ایلیسو» و با بالا رفتن سطح آب رود «‌دجله»، ۸۰ درصد شهر باستانی «حصن کیف»  و بسیاری از روستاهای اطراف آن غرق خواهد شد، بیش از ۳۰۰ مکان تاریخی اطراف این مکان از بین خواهند رفت و اکوسیستم اطراف رود «دجله» را به نابودی خواهند کشاند.  

    این مسجد ۶۰۹ ساله که بزرگ‌ترین مسجد «‌حصن کیف» محسوب می‌شود حدود ۱۷۰۰ تن وزن دارد و به کمک وسیله‌ای روان در امتداد رود «‌دجله»‌ از شهر خارج شده است.

    مناره این مسجد که در سال ۱۴۰۹ میلادی ساخته شده به صورت جداگانه از این شهر خارج شده است.

    بیشتر مکان‌های تاریخی این شهر باستانی به دلیل ساخت سد جدید از این شهر به  مکان مناسب‌تری منتقل شده‌اند.

     تاکنون شش ساختمان با موفقیت از این شهر باستانی جابه‌جا شده‌اند.

    «‌حصن کیف» یکی از قدیمی‌ترین مکان‌های تاریخی جهان و تمدن انسان محسوب می‌شود. علاوه بر این غارهای آبی متعددی در اطراف این ارگ وجود دارند. بسیاری از این غارها از منابع آبی زیرزمینی متفاوتی تأمین می‌شوند. کلیساها و مساجد متعددی نیز در صخره‌های اطراف این ارگ ساخته شده‌اند و این در حالی است که تمامی این آثار به زودی نابود خواهند شد.

    پروژه جنجالی ساخت سد «ایلیسو» روی رود دجله نه تنها حیات ارگ ۱۲ هزار ساله «حصن کیف» را در این منطقه با چالش جدی روبه‌رو کرده، بلکه موجب از بین رفتن‌ هزاران غار قدیمی دست‌ساز در صخره‌های پیرامون بقایای این ارگ باستانی و همچنین آسیب رساندن به اکوسیستم غنی حوضه رودخانه دجله می‌شود.

    انتهای پیام

  • میدان پاییزی مشق با دود و اسانس نامطبوع

    میدان پاییزی مشق با دود و اسانس نامطبوع

    رضا دبیری نژاد – موزه‌دار و کنشگر اجتماعی – در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: «حالا میدان مشق دیگر آن میدان مشق سابق نیست بلکه باید به آن به مثابه یک اثر هنری نگاه کرد. وقتی از یک اثر به اصطلاح هنری صحبت می‌کنیم، هر کس حق دارد خوانش و برداشت خودش را داشته باشد.

    حالا هنرجویان دانشگاه هنر از این قزاقخانه بیرون زده‌اند تا خارج از درس و نظام رسمی کاری بکنند کاری که سه سال پیش با مشکل حتی برای یافتن برگ شروع شد و ماموران میدان حاضر نشدند بگذارند برگ‌های میدان سر جایشان بمانند (البته امسال هم هر روز همان کار را کردند).

    اثر هنری وقتی از قالب فضاهای رسمی گالری‌وار خارج می‌شود و در فضای عمومی و اجتماعی می‌آید و می‌خواهد حتی لقب هنر محیطی را به خود بگیرد بی‌تاثیر از فضای پیرامون یا پیرا اثر نیست. این‌گونه است که افزوده‌هایی خارج از اراده هنرمند بر اثر و شکل‌گیری آن وارد می‌شود و اثر به حاصل جمعی مشترک تبدیل می‌شود که خود برآمده از کار جامعه و هنرمند است.

    حالا «پاییزبرگ‌ میدان مشق» هم به ترکیبی این‌چنین تبدیل شده است، پهنه‌ای بزرگ با برگ که انتهای تصویرش را پس‌زمینه‌ای خاکستری و دودآلود شکل داده است. حالا می‌توانید خزان یا برگ‌ریزان آمیخته با هوای آلوده را ببینید. این‌گونه است که این تصویر خزان با تصویر همیشگی فرق دارد. اما پا به این تصویر که می‌گذارید تا تجربه محیطی را هضم کنید، میدان مشق با بوی گندی آمیخته به شما هجوم می‌آورد که تصویر پیش‌گفته را لایه‌ای دیگر می‌افزاید و این نشانه محیطی خود دلالتی را ایجاد می‌کند.

    (اگرچه شهرداری مرحمت کرده است و برگ‌های پارک شهر را مدتی انباشته کرده تا در اثر هنری اهل دانشگاه هنر شریک شود اما ماموران به حکم وظیفه فقط رفع تکلیف کرده‌اند و به کیفیت این انباشت و انتقال توجهی نداشته‌اند و در نهایت با خود نشانه‌ای بر تابلو پاییزی میدان مشق افزوده‌اند و بویایی امکانی را به این هنری محیطی داده است تا معنایی دیگر افزوده شود.)

    در لابه‌لای برگ‌ها را که بگردی آشغال‌هایی هم به چشم می‌خورد.

    حالا ما در میدانی تمثیلی و اکنونی از تاریخ که پس‌زمینه آن آلوده و آغشته به بوی گند است قدم می زنیم و همه چیز آن‌قدر عادی است که همه تلاش دارند از آن لذت ببرند و با هیجان و لبخند چیزی از حضور خود ثبت کنند.

    در این پاییز برگ‌زده میدان تصویر کلی بیش از تجربه‌های کوچک هنرمندان تماشاچیان را می‌گیرد و این تصویر هر بار معنایی دارد. هنر همیشه انعکاس زمانه است و اگر هنر اجتماعی و محیطی باشد این انعکاس از درگاه‌های مختلف خود را وارد می‌کند.

    پاییزبرگ امسال میدان مشق تجربه و انعکاسی بود از زمانه‌ای که در آن هستیم، زمانه‌ای که هر کدام خطی بر آن می‌کشیم و گوشه‌ای از آن را اشغال می‌کنیم و هر کس از آن بهره خودش را می‌برد. یکی سلفی، یکی خلق اثر، یکی گزارش و من هم روایت خودم را.»

    انتهای پیام

  • دندان‌هایی که زیورآلات شدند

    دندان‌هایی که زیورآلات شدند

    به گزارش ایسنا به نقل از انشنت اوریجینز، محققان تاکنون به چنین اثری در محوطه ماقبل تاریخی که در خاور نزدیک واقع شده باشد دست نیافته بودند؛ بنابراین کمیاب بودن این اکتشاف را به نمادین بودن استفاده از دندان انسان به عنوان زیورآلات برای مردمان گذشته این منطقه نسبت داده‌اند.

    در جریان کاوش‌هایی که بین سال‌های ۲۰۱۳  تا ۲۰۱۵  در این محوطه باستان‌شناسی متعلق به دوران نوسنگی انجام شده است، محققان سه دندان انسان ۸,۵۰۰ ساله را که به نظر می‌رسید عمدا سوراخ شده‌اند تا به عنوان مهره‌های تزئینی مورد استفاده قرار بگیرند، کشف کردند. نتایج بررسی‌های علمی هم که در ژورنال «علم باستان‌شناسی» منتشر شده است، ثابت کرد این مهره‌ها عمدا برای مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان مهره سوراخ شده‌اند.

    «اسکات هادو» که باستان‌شناس و یکی از محققان این پروژه اکتشافی است، می‌گوید: «‌دندان‌های کشف‌شده همانند سایر دندان‌های حیواناتی که به عنوان مهره مورد استفاده قرار می‌گرفتند، به صورت مخروطی تراشیده شده بودند.»

    محققان پیش‌تر دندان‌های انسان را که در گذشته به عنوان زیورآلات مورد استفاده قرار گرفته بودند در محوطه‌های باستان‌شناسی اروپایی که به دوران نوسنگی و پارینه‌سنگی زبرین تعلق داشتند، کشف کرده بودند، اما کشف این نوع آثار در شرق نزدیک بی‌سابقه است که این موضوع به اهمیت اکتشاف این دندان‌ها افزوده است.

    انتهای پیام

  • آن باغستان کجا و این باغستان کجا!

    آن باغستان کجا و این باغستان کجا!

    به گزارش ایسنا، برای محوطه‌ سرسبز و تاریخی چندهزار هکتاری باغستان شماره‌ ثبت ملی گرفته‌اند و هرگاه نیاز شد در بوق و کرنا می‌کنند که یکی از بزرگترین لکه‌های سبز و تاریخی دنیا را دارند.

    راه دور نرویم؛ همین چند ماه قبل بود وقتی بارانِ بهاری به سیل تبدیل شد، مدیریت شهری «باغستان قزوین» را اعجوبه‌ تاریخی شهر نامید که نگذاشت هیچ آسیبی به شهر و مردمش وارد شود، اما از سوی دیگر قطع بی‌رویه‌ درختان باغستان و ساخت‌وسازهای پی در پی سال‌هاست باغستانِ قزوین را آب کرده است.

    هرچند نخستین زخمی که در حدود ۸۰ سال قبل به پیکره‌ باغستان وارد شد، یعنی کشیدن خط راه‌آهن بین شهری امروز خود یک اثر ملی محسوب می‌شود و حتی در فهرست آثار ملی کشور هم به ثبت رسیده، اما دیگر زخم‌های واردشده به این محوطه‌ تاریخی – طبیعی فقط بار تخریب این شریان حیاتی را زیادتر کرده است. یک روز جای درختان کارگاه خدمات شهری سبز می‌کنند و روز دیگر کارگاه‌های ساختمانی و کارخانجاتی که فقط دور تا دور شهر را بلدند تا شاید خود را بین درختان پنهان کنند، یا خانه‌هایی که یک‌شبه پی‌ریزی ساختمان‌های‌شان انجام می‌شود تا باغستان را  آب کنند.

    حتما مسوولان شهری از شهرداری و کمیسیون‌های مربوطه‌اش تا میراث فرهنگی که مجوزهای بی‌رویه قطع درختان باغستان را صادر می‌کنند، چشم‌شان به سفرنامه‌های چندین قرن قبل نخورده؛ وقتی پیانزو دل لاواله ایتالیایی، که در ۱۰۲۵ هجری قمری در دربار شاه عباس مهمان پادشاه بود، در سفرنامه خود قروین را این‌طور توصیف کرد: «قزوین شهری محصور در درختان و باغ‌های بزرگ که همچون نگینی در وسط باغ‌ها می‌درخشد.»

    یا کتاب «هفت اقلیم» حمدالله مستوفی در ۷۴۰ قمری که قزوین را از شهرهای قدیم جهان می‌داند و می‌گوید «از غرائب دنیا باغات انگور آن‌جاست که در سالی زیاده از یک مرتبه آب نمی‌خورد و این‌که سالی یک نوبت که آب می‌خورد وقتی است که احتیاج به آب ندارد یا قبل از نوروز که وقت وفور آب قزوین است… میوه انگور شاهانی و خربزه و پسته نیک می‌شود. از جمله اسناد معتبر طومار تقسیم آب رودخانه‌ها است که متعلق به قرن هشتم هجری قمری است. این طومارها نحوه تقسیم آب رودخانه‌های شهر را میان باغ‌ها مشخص می‌نموده‌ است.»

    اما قزوین امروز با قزوین آن سال‌ها آن‌قدر متفاوت است که اگر قرار بود در این دوران بار دیگر هر کدام از آن سفرنامه‌نویسان قزوین را ببینند، حتما آن را نمی‌شناسند، که قطار توسعه راه اشتباهی را که از چند  دهه قبل در تهران آغاز شده پیش گرفته و به سرعت جلو می‌رود.

    هرچند در این میان فعالان میراثی قزوین در آخرین تلاش‌های‌شان برای نجات باغستان در جدال بین بتون‌ها و طبیعت شهر سنتی قزوین، تک‌درختِ باقی‌مانده در بخشی از باغستان را «دیده‌بان» گذاشته‌اند تا نشانی باشد برای وقتی که ردِپای بتون‌ها روی باغستان محکم‌تر شد.

    بخشی از باغستان که برای ایجاد بزرگراه از بین رفته است

    سفرنامه‌نویسان ۷۰۰ سال قبل باغستان را دیدند، اما مسوولان امروزی نه!

    محمدعلی حضرتی‌ها – قزوین‌شناس و پژوهشگر قزوین – را که اگر حضورش در مسند اداره کل میراث فرهنگی استان قزوین نادیده بگیریم، علاقه‌اش به عکاسی و گشتن وجب به وجب خاک قزوین را نمی‌توان از روزهای زندگی‌اش حذف کرد، یکی از فعالان میراثی استان می‌توان محسوب کرد که هنوز  قلبش برای خاک و آب و باغستان‌های قزوین می‌تپد.

    او در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، از مخاطرات و آسیب‌هایی که در طول چند سال گذشته به قزوین وارد شده گفت، از آسیب‌هایی که چند سال است به وضوح گریبان باغستان را گرفته و هر روز آن را کوچک‌تر می‌کند.

    او می‌گوید:‌ «باغستان سنتی قزوین یک میراث تاریخی است، براساس گزارش‌های موجود، از دوران اسلامی، سفرنامه‌نویسان و جغرافی‌نویسان به وجود و گستردگی این شیوه موجود باغداری در قزوین اشاره کرده‌اند، شاید معروف‌ترین آن‌ها ناصرخسرو باشد که در قرن پنجم توصیف می‌کند “باغستان بسیار داشت؛ بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود”.

    این شیوه که منحصر به قزوین بوده، در دیگر شهرهای ایران وجود نداشت. معمولا دور باغ‌ها دیوار و حصار می‌کشند و برای این‌که کسی به داخل دسترسی پیدا نکند، بالای دیوارها نیز بوته‌های خار می‌گذارند. اما ناصرخسرو چیزی غیر از این برای قزوین می‌گوید.»

    او به نگاه «شرف جهان قزوینی» ۶۰۰ سال بعد از توصیف ناصرخسرو اشاره می‌کند که در توصیف شهر قزوین  و بخشنده بودنش، گفته است «دلیل همت شان آن‌که هیچ کس نکشد/پی مضایقه بر گرد باغ حصن حصین» و ادامه می‌دهد: مرحوم دهخدا نیز در توصیف قزوین به این نکته (باز بودن فضاهای بین باغ‌ها در باغستان) اشاره دارد که «یکی از ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی مردم قزوین است.» به همین دلایل باید این دیدِ مردم را نیز یکی از میراث مردم قزوین به حساب آورد.

    این پژوهشگر شهر قزوین در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به کیفیت درختان ومحصولات باغستان آن را بخشی از میراث کشاورزی باغستان سنتی می‌داند و اظهار می‌کند: از دوره ایلخانی گزارشی از حمدالله مستوفی در دست داریم که وسعت باغستان پیرامون قزوین را منهای مزارع تقریبا بیش از ۱۰ هزار هکتار می‌داند. متاسفانه این میزان در سنوات و سده‌های بعد کاهش پیدا کرده و امروز به مرحله‌ تهدیدآمیزی رسیده است. رشد طمع‌ورزی و سوداگری در حوزه مدیریت شهری باعث شده تا باغستانی که در لبه‌های شهری قرار گرفته، بیشتر در معرض تهدید باشد. از سوی دیگر احداث پل‌ها و جاده‌ها به بهانه‌ کاهش بار ترافیکی از شهر و در نهایت گذراندن آن ترافیک از دل باغستان عاملی برای اضمحلال این میراث ارزشمند در شهر قزوین شده است.

    تخریب تدریجی باغستان قزوین با بیابانی کردن و
    ایجاد کارگاه‌های مختلف در دل باغستان آشکارا انجام می‌شود

    او با اشاره به ثبت ملی باقی‌مانده‌های باغستان سنتی قزوین که در حال حاضر چیزی حدود سه‌هزار هکتار را شامل می‌شود، نسبت به وظیفه همگانی همه‌ دستگاه‌های شهری برای حفظ این مجموعه تاکید می‌کند و می‌افزاید: وظیفه نهادهای قضایی به خصوص دادستانی است تا با کسانی که در عرصه‌ ثبتی باغستان مداخله‌های غیرمسوولانه دارند، برخورد کنند. در زمان ثبت ملی باغستان در جلسات مکرری که با حضور باغداران و مدیران شهری برگزار می‌شد، همه از ثبت این محوطه‌ تاریخی استقبال می‌کردند و تقریبا بعد از سه ماه شهرداری در سال ۹۳ به عنوان معترض خواستار خروج باغستان از فهرست ملی کشور شد، چون طرح‌هایی را پیش‌بینی کرده بودند که لازمه اجرای آن باغ‌خواری بود؛ یعنی باید باغ‌ها از بین می‌رفتند تا آن نقشه‌ها در حقیقت نیز اجرایی شوند. در حالی که آن طرح‌ها و برنامه و نقشه‌ها هیچ مصوبه‌ بالادستی ندارند و محصول مستقیم نگاه سوداگرانه مدیریت شهری به منابع ملی و ثروت این مردم است که متاسفانه به سرعت در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

    حضرتی‌ها از امنیت باغداران و محصولات آن‌ها نیز صحبت می‌کند: وقتی چند باغ در کنار هم بدون درخت می‌شود، امنیتِ دیگر باغ‌ها نیز تهدید می‌شود. برخی باغداران معمولا برای رسیدن به دریافتی سریع و کوتاه‌مدت، به معامله‌هایی تن می‌دهند که باعث می‌شود میراث نیاکان‌شان دستخوش تغییر شود.
     

    درخت دیده‌بان در جلوی یکی از ورودی‌های بزرگراه‌های در دست احداث ثابت قدم ایستاده

    تهدیدهایی که باغستان سنتی قزوین و باغدارانش را به ستوه آورده

    او به روش‌های مختلفی اشاره می‌کند که باغستان سنتی قزوین را به مرور از بین می‌برد: روشی که معمولا برای تخریب باغستان استفاده می‌شود یکی شیوه‌ متداول قطع درختان است که با سرعت و ابتدا در مقاطعی به صورت مخفی و پنهان انجام می‌شد، اما اکنون در ملا عام این کار را انجام می‌دهند. شیوه‌ دیگر ریختن نخاله‌های ساختمانی در باغستان است. یا روش دیگر تخریب تدریجی باغستان، احداث راه در دل باغستان است که عامل کاهش امنیت باغداران است. یک باغدار با شرایط دشوار محصول را به دست می‌آورد، اما زمانی‌که مثلا پسته یا بادام را جمع‌آوری می‌کند تا برای فروش به بازار برساند، ناگهان چند ماشین می‌آیند، مست کرده و با قمه وضعیت نادرستی ایجاد می‌کنند و در فضایی ناامن حاصل یک سال دسترنج باغبان و باغدار را به یغما می‌برند. متاسفانه این اقدامات فقط از راه ایجاد مسیرهای باز و قطع درختان در باغستان ایجاد شده است، چون در گذشته اگر کسی قصد ورود به عرصه باغستان را داشت، توسط باغداران از او سوال و جواب می‌شد و نام و نشان‌اش را می‌پرسیدند و لازم بود تا آن فرد پیاده رفت و آمد کند و وقتی پیاده می‌رفت دیگر این تهدیدها نبود، اما در شرایط امروزی با ایجاد جاده‌ها، ماشین درست در کنار باغ می‌آید، محصول را بار می‌زند و می‌برد.

    مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان قزوین با تاکید بر این‌که متاسفانه این اتفاق چند سال است در مقیاسی بسیار زیاد برای باغداران به وجود می‌آید، می‌گوید: یکی از بزرگترین تهدیدهای باغستان فقدان امنیت است که متاسفانه هیچ برخورد بازدارنده‌ای برای این مساله نه در حوزه زیرساخت یعنی ممنوعیت ساخت و ساز در باغستان و نه در حوزه بحث‌های انتظامی و قضایی انجام نشده تا با مداخله‌های جدی و اثرگذار، امنیت بین باغداران ایجاد شود.

    او مسدود کردن راه‌های دسترسی آب به باغستان سنتی قزوین را از دیگر مشکلات کنونی این محوطه‌ چندهزار هکتاری بزرگ می‌داند و ادامه می‌دهد: این باغستان سالی یک بار آب می‌خورد. در بارش‌های زمستانی که به آن «تل‌آب» می‌گویند، معمولا این اتفق می‌افتد. از سوی دیگر براساس طوماری کهن که چیزی حدود ۹۰۰۰ سال قدمت دارد و حتی آن نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، حقابه آب برای هر بخش از باغستان کاملا مشخص شده است. آن‌ها بر اساس یک زمان‌بندی تعیین‌شده در طول این هزار سال حقابه محله‌های مختلفی برای باغستان قزوین تعریف کرده و آب خود را دریافت می‌کنند که به اصطلاح به آن «شیرین آب» می‌گویند که از نیمه دوم اسفند شروع و تا نیمه دوم خرداد آبیاری باغ‌ها انجام می‌شود.

    حضرتی‌ها می‌افزاید: اما کانون مسدود کردن منابع آب از بالا دست است و در حقیقت اجرای تهمیداتی است که مانع سوار شدن آب به باغستان شود. این کار با ایجاد خیابان‌ها و پل‌ها عملیاتی شده است. حتی بخشی از حقابه باغستان قزوین را به پارک فدک در شمال قزوین منتقل کرده‌اند و گونه‌های گیاهی ناسازگار با اقلیم را آورده‌اند مانند بلوط که در آن مجموعه کاشته‌اند و از حقابه باغستان آب را برای آبیاری بلوط‌ها و گیاهانی که با اقلیم ناسازگارترند، منتقل کرده‌اند. امروز اما شهر کم‌آبی که با باغستانش سبز مانده در معرض این تهدیدهاست و متاسفانه این رویکردها را در نقاب دروغینی به نام توسعه شهری ارائه می‌کنند.
     

    به آتش کشیدن باغستان برای رسیدن به مقصود نهایی

    از میدانی که ۱۰ هکتار باغستان را حذف کرد تا سنجاب‌هایی که باغداران را مایوس می‌کنند

    باغستان سنتی قزوین امروز یک بخش تاریخی خود را از دست داده از بس به بیابان تبدیل شده و خانه‌ها روی درختان قد علم کرده‌ و درختان را زیر پا له کرده‌اند. بخش‌های جنوبی، شرقی و غربی هنوز نشانه‌های باغستان را دارد. هر چند این نشانه‌ها نیز به مرور توسط کارگاه‌های ساختمانی که در دل باغستان در حال رشدند رو به نابودی هستند یا راه‌آهنی که دوخطه کردن آن، زخم ۸۰ ساله‌ باغستان در قسمت جنوبی را عمیق‌تر می‌کند.

    در این میان اما ساختِ میدانی جدید با نام «خلیج‌فارس» در سال ۹۴ و در نقطه‌ دیگری از بخش جنوبی باغستان این محوطه‌ طبیعی را به خلسه برد. امروز میدان خلیج‌فارس یکی از ورودی‌های اصفهان و بویین زهرا به شهر است.

    حضرتی‌ها درباره‌ این لکه‌ حذفی دیگر باغستان نیز می‌گوید: سال ۹۴ ناگهان تصمیم گرفتند که در نقطه‌ کنونی میدان خلیج‌فارس قزوین یک میدان ورودی احداث کنند و دهانه‌ میدان را آن قدر وسیع گرفتند که همه درختان پسته و بادام را قطع کردند. هر چند با اعتراض مالکان باغ‌ها مواجه شدند، اما کار عملیاتی شد و نزدیک به ۱۰ هکتار از باغستان با این پل‌سازی‌ها و این میدان تخریب شد. در واقع آن را به مدلی برای مداخله‌های بعدی در بخش‌های دیگر باغستان تبدیل کردند.

    او اما حضور سنجاب‌ها در دل باغستان را عامل دیگری می‌داند که به عاملی برای مایوس کردن بیشتر باغداران برای کار در این محوطه‌ طبیعی تبدیل شده است و می‌گوید: اکنون یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان وجود سنجاب‌هاست. آن‌ها زاد و ولد کرده‌اند و امروز به یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان تبدیل شده‌اند، چون بادام، پسته و فندق جمع‌آوری کرده و آن‌ها را انبار می‌کنند این اتفاق رخ می‌دهد. چون سنجاب درست در زمان رسیدن محصول مانند یک آفت  عمل می‌کند.

    جدال طبیعت و بتون در دل باغستان سنتی قزوین

    راه‌آهن قزوین نخستین زخم را به دل باغستان زد

    این قزوین‌شناس و پژوهشگر اما به ایستگاه راه‌آهن قزوین که در شبکه سراسری راه‌آهن طراحی شده و به عنوان ایستگاه شماره دو در مسیر تهران به تبریز در قزوین به وسیله آلمان‌ها در دوره پهلوی اول ساخته شده بود، اشاره می‌کند و می‌گوید: در آن زمان متاسفانه مسیر را از دل باغستان در بخش جنوبی آن انتخاب می‌کنند. یکی از نقاط ابتدایی که تخریب بخش‌هایی از باغستان را به همراه دارد، همین  مسیر ریلی قزوین است که تا محدوده‌ شهری پیشروی کند، درحالی‌که در گذشته حد جنوبی شهر، محدوده‌ میمون قلعه بود و پایین‌تر از آن با فاصله‌ نسبتا زیادی فقط باغ وجود داشت. هرچند از سوی دیگر نمی‌توان توسعه و آینده شهر را نیز نادیده انگاشت. اکنون نیز بحث دوبانده کردن  راه آهن مطرح است. درحال کار هستند تا با استفاده از همان حریم قبلی این پروژه را انجام دهند که در این مسیر خوشبختانه وضعیت فعلی باغستان ‌آسیب چندانی نمی‌بیند.

    تابلو مسیر رسیدن به آثار تاریخی قزوین وسط باغستان تخریب شده

    مسیر ماشین‌رو برای دیدنِ بخش‌های مختلف باغستان سنتی قزوین هموار است، حتی در این میان کارگاه‌ها و مغازه‌هایی به چشم می‌خورند که حالا آن‌قدر قدمت دارند که باید دنبال قدیمی‌ترشان بود، از غذاخوری‌های بین راهی باغستان گرفته تا پنچرگیری، کارگاه خط لوله شرکت گاز، سنگ‌تراشی سنگ قبر، بازیافت زباله، بنگاه آهن‌آلات، قبرستان ماشین‌ها و … آن‌قدر زیادند که می‌توان از هر کدام گزارشی جداگانه منتشر کرد، از تعرض‌شان به باغستان گرفته تا مالکیتی که امروز برای خودشان در دل این محوطه‌ی تاریخی طبیعی بزرگ ایجاد کرده‌اند و … از لبه‌ شهری در منطقه‌ شیشه‌چی در غرب قزوین گرفته که نمونه‌ بارز ساخت‌وسازهاست به حدی که حتی ترمینال بین شهری قزوین را در این نقطه کاشته‌اند، تا پارکی که جای باغستان نشسته و آلاچیق‌هایی که برای تفریح نصب‌کرده‌اند.

    اما نکته‌ جالب توجه برای مدیریت شهری قزوین، تابلوهای شهری راهنما برای نشان دادن مسیر حرکت به سمت بناهای تاریخی است، درست کنار قبرستان ماشین‌ها و سر چهارراهی که روزی شاید چهارراه ورود به باغ‌های اطراف منطقه بوده و امروز آسفالت جای درختان را گرفته است.
     

    راه را برای حفظ باغستان اشتباه می‌روند/باغداران را سر کار گذاشته‌اند

    عباس زرنگار – باغدار باغستان سنتی قزوین – در گفت‌وگو با ایسنا حرفِ دل باغداران سنتی قزوین را می‌زند و ‌می‌گوید: جلسات زیادی در طول چند سال گذشته برگزار شده است، اما هیچ وقت از باغداران نخواسته‌اند که وارد گود شوند.

    او یکی از این باغداران است که اجازه‌ انتشار صحبت‌هایش را در اعتراض به عملکرد مدیریت شهری قزوین می‌دهد و می‌گوید: باغستان سنتی قزوین در گذشته هر چند در برخی از سال‌ها با رودخانه‌های فصلی آبیاری می‌شد و برخی سال‌ها با خشکسالی مواجه بود، اما از نظر اقتصاد مانند امروز نبود. امروز باید مانند گذشته درآمدهای باغداران باغستان به هم نزدیک باشد، اما این‌طور نیست. از سوی دیگر منافع کار در شهر نسبت به باغداری، جوانان قزوین را از باغستان دور می‌کند، به حدی که راضی می‌شوند در شهر یک دکه‌ زیرپله‌ای داشته باشند و به باغستان نیایند. اگر بخواهند باغستان برای‌شان منبع درآمد باشد، امروز باید مانند گذشته عمل کنند، آب‌رسانی به باغ‌ها را بار دیگر به طور مرتب اجرایی کنند. این که کسی کاری نمی‌کند، هیچ چیز درست نمی‌شود. ما در این چند سال فقط می‌گوییم باغستان را حفظ کنیم اما چرا کاری انجام نمی‌دهیم؟ به نظر می‌رسد راه را اشتباه آمده‌اند.

    او ادامه می‌دهد: مسوولان شهری به جای برگزاری جلساتی که تعداد کمی از باغداران در آن شرکت می‌کنند و نظرات آن‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بگویند تا امروز در کدام نقطه جلو تخریب باغستان را گرفته‌اند. آن‌ها باید دست‌کم برای آزمایش دو بلوک را الگو کنند، طرح‌های آزمایشی روی آن اجرا کنند تا به نتیجه برسند.

    این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که نه تنها تراکم ساخت‌وساز به مردم در شهر داده می‌شود، بلکه با صدور مجوزهای پروانه ساختمان بیش از حد، باغستان را به تخریب کامل نزدیک می‌کنند و با قول و قرارهای مدت‌دار به باغداران آن‌ها را برای فروش زمین‌های‌شان با قیمت‌های پایین راضی می‌کنند.
     

    تاکید رییس شورای شهر قزوین بر مجوزهای بالادستی برای باغستان

    هرچند در طول سال‌های گذشته به دنبال اعتراض‌هایی که باغداران و میراث فرهنگی از تخریب‌های بی‌رویه شهر دارند، مسوولان شهری خود را از هر اتهامی مبرا می‌دانند، اما قطعا ساخت‌وسازهای بی‌رویه از خانه‌های مسکونی را که به مرور محله‌های جدید شهری را شکل می‌دهند، تا پل‌ها و روگذرهایی را که دور تا دور قزوین را گرفته‌اند و به مرور باید آن‌ها را جای همه‌ باغستان به ذهن آورد نمی‌توان بدون صدور مجوزهای ضابطه‌مند شهری دانست.

    همان‌طور که برخی رسانه‌های محلی قزوین به این جمله از حرف‌های حکت‌الله داودی – رییس شورای شهر قزوین – اشاره می‌کنند که «یکی از کارهای مهم و اساسی شورای پنجم و شهرداری توجه به حراست و حفاظت از باغستان سنتی قزوین بوده و تاکنون بدون مصوبات بالادستی همچون شورای عالی معماری و شهرسازی اقدامی در باغستان انجام نشده است.»

    تاریخ از باغستان چه می‌داند؟

    برخی منابع تاریخی می‌گویند، «ابن حوقل» (۳۵۰ قمری) نخستین کسی است که در کتابش به باغستان اشاره کرده است: «قزوین شهری است پرنعمت… قزوین را درختان و تاکستان‌های بسیار است ولی همه به طریق دیم آبیاری می‌شود». کمتر از ۱۰۰ سال بعد «ناصرخسرو قبادیانی» (۴۳۸ قمری) در سفرنامه‌اش باغستان سنتی قزوین را این طور توصیف می‌کند: «قزوین را شهری نیکو دیدم، مگر آن که آب در آن اندک بود. باغستان بسیار داشت، بی‌دیوار و خار، و بی‌هیچ مانعی از ورود در باغ‌ها »

    یا زکریابن محمد بن محمود قزوینی (۶۰۵– ۶۸۳) در کتاب آثارالبلاد شهر قزوین را این چنین توصیف می‌کند: «در آن دو شهر است، یکی در میانه‌دیگری. شهر کوچک را شهرستان می‌نامند، بارو و دروازه ها دارد و شهر بزرگ محیط بر آن شهر کوچک است و آن را نیز بارو و دروازه‌ها است و موستان‌ها و بستان‌ها شهر بزرگ را احاطه کرده‌اند از هر سو و کشتزارها محیط بر باغ‌ها و رزستان‌ها هستند، شهر دو رودخانه دارد یکی را دزج گویند و دیگری را ارنزک»
    حتی «رافعی» در التدوین در مورد رودخانه‌ها، باغستان‌ها و باغ‌های داخل شهر چنین می‌گوید: «رودخانه‌های قزوین سه رودخانه است که باغستان‌های قزوین از آب آن‌ها آبیاری می‌شود….یکی رودخانه دزج است که باغستان‌های بیرون دروازه جوسق(کوشک)، دزج و ارداق را سیراب می‌سازد و از داخل شهر می‌گذرد و به خانه‌ها و عمارات زیان می‌رساند. دوم رودخانه ارنزک است که باغستان‌های بیرون دروازه دستجرد، صامغان و ری و برخی از باغ‌های داخل شهر را مشروب می‌کند. سوم رودخانه زواره است که باغ‌های راه ابهر را سیراب می‌سازد.»

    تاورنیه در سفرنامه «مسافرت به ایران» (۱۰۱۰هجری شمسی) نوشته است: «قزوین دیوار و بارو ندارد و بیشتر از نصف شهر باغ است…»

    برای دیدن فیلم کامل بررسی وضعیت باغستان سنتی قزوین روی این لینک کلیک کنید.

    انتهای پیام

  • دلیل حضور «آتش» و «آجیل» در یلدای باستانی

    دلیل حضور «آتش» و «آجیل» در یلدای باستانی

    به گزارش ایسنا، برپایی «آتش» جزء جدایی‌ناپذیر مراسم‌های ایرانی به ویژه مراسم شب یلدا بوده که در زمستان برگزار می‌شد. گفته می‌شود در شب یلدا ایرانیان آتش‌های بزرگ برپا می‌داشتند. بنا به گفته پیام سلطانی – پژوهشگر حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی -، در اساطیر ایرانی، آتش از اهمیت بسزایی برخوردار است. آتش مقدس است و بی‌احترامی بدان مستوجب عقوبتی سهمگین است. اهمیت آتش تا بدان‌جاست که یک اَمشاسْپَنْد و یک ایزد متولی پاسداشت آن در جهان شده‌اند. 

    همچنین ایرانیان قدیم در شب یلدا آجیلی با نام «لورک» می‌خوردند. لورک شامل هفت نوع خوراکی مثل هفت نوع خشکبار یا هفت نوع سبزی است که در بیشتر آیین‌های ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

    سلطانی به اشاره به این‌که ریشه خوردن «آجیل» در شب یلدا به دین زرتشتی، سلسله مراتب خدایان و انجمن هفت‌گانه اَمشاسْپَنْدان برمی‌گردد، این‌طور توضیح می‌دهد که هریک از خدایان در جهان‌های مادی و معنوی نماینده عنصر و پدیده خاصی هستند.  اولین و بالاترین خدا و امشاسپند در دین زرتشتی، «اهورامزدا» آفریننده همه جهان است که در عالم مادی، نماد «انسان» و در عالم مینوی به عنوان نماد «خرد» شناخته می‌شود. 

    بعد از اهورامزدا، شش امشاسپند دیگر داریم. دومین اَمشاسْپَنْد دین زرتشت، «بهمن» نام دارد که در جهان مادی، نماد «حیوانات سودمند» و در جهان معنوی، نماد «اندیشه نیک» است. همچنین سومین امشاسپند، «اردیبهشت»، در عالم مادی نماد «آتش» و در جهان انتزاعی نماد «راستی» است. «شهریور» چهارمین امشاسپند دین زرتشتی، در جهان مادی نماد «فلز» و در عالم مینوی نماد «تحقق شهریاری اهورایی یا آرمان‌شهری» است.

    «سپندارمذ» یا «اسفند» که خدای زن است به عنوان پنجمین امشاسپند، در دنیای خاکی نماد «زمین» و در عالم معنوی نماد «خوبی و بخشندگی» است. «امرداد» دیگر امشاسپند زرتشتیان، در جهان مادی نماد «گیاهان» و در عالم مینوی نماد «بی‌مرگی» است. آخرین امشاسپند «خرداد» است که در جهان مادی نماد عنصر «آب» و در عالم معنوی نماد «کمال» شناخته می‌شود.  

    تقدس عدد ۷ در فرهنگ ایران باستان 

    این کارشناس حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی با اشاره به این نکته که عدد «هفت» تقدسش را از انجمن هفت‌گانه امشاسپندان یا خدایان ایران باستان گرفته است، می‌گوید: عدد هفت وارد خوراکی‌های آیینی ایرانیان شده و آجیل لورک از همین خدایان هفت‌گانه ایرانیان باستان ریشه می‌گیرد. در حال حاضر هم زرتشتی‌ها آجیلی دارند که از مغز هفت خشکبار تشکیل شده که در جشن‌ها از آن استفاده می‌کنند.

    به گفته سلطانی، از آن‌جا که آیین‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند، امروزه در جشن شب یلدا، سنت هفت‌تایی بودن آجیل‌ها یا خوردنی‌ها وجود ندارد، اما به طور کلی بر اساس همین سنت قدیمی ایرانی، خوردن آجیل در شب یلدا هنوز هم رایج است. 

    او در بخش پایانی گفت‌وگو با اشاره به این‌که درباره نحوه برگزاری شب یلدا در ایران کهن هیچ اثری در متون کهن قبل اسلام وجود ندارد، تصریح می‌کند که پژوهندگان و اسطوره‌شناس‌ها برای شناسایی مراسم‌هایی چون شب یلدا از روش مهندسی معکوس استفاده می‌کنند؛ بدین ترتیب که بر اساس تئوری‌های اسطوره‌شناسی و رابطه بین «اسطوره» و «آیین»، ریشه و سرمنشأ آیین‌ها بازسازی می‌شود.

    سلطانی می‌افزاید: از آن‌جایی که در مورد جشن شب چله یا یلدا اطلاعاتی در متون کلاسیک زرتشتی یعنی اَوِستا و متون پهلوی وجود ندارد، بایستی بر اساس روح حاکم بر فرهنگ ایرانی و کلیات جهان اساطیری زرتشتی، به علل برگزاری این جشن برسیم. تئوری‌های اسطوره‌شناسی اساطیر، نقش الگوسازی را برای رفتار مردمان دارند، به این معنا که هر عمل در دوران باستان، چه اعمال معمولی، چه نحوه مواجهه با خطرات، بایستی منطبق بر یک الگو و تکرار عمل یک موجود ماورایی یعنی خدایان یا نیمه‌خدایان باشد، بنابراین توسل به ایزد خورشید برای مقابله با دیو سرما، به عنوان الگوی ایرانیان باستان در دنیای اساطیری‌شان شناخته می‌شود.

    یلدا؛ نبرد ایزد خورشید با دیو سرما

    به گفته او، با این تفاسیر، جشن یلدا قطعا آیینی متناظر با ایزد خورشید و نبردش با سرما بوده است. به عبارت دیگر بر اساس همین تئوری الگو در اساطیر و شناخت ایزد خورشید و دیو سرما، نتیجه می‌گیریم که آیین شب یلدا پیروی از الگوی اسطوره‌ای نبرد ایزد خورشید با سیاهی شب و سرمای زمستان برای باورمندان اسطوره‌های ایرانی بوده است. بدین ترتیب روشن کردن آتش در شب یلدا قابل تفسیر می‌شود. 

    انتهای پیام 

  • ادامه روند بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط فرانسه

    ادامه روند بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط فرانسه

    به گزارش ایسنا،‌ «امانوئل ماکرون»‌- رئیس جمهور فرانسه – سال گذشته قول داده بود ۲۶ اثر باستانی غارت‌شده را بدون تاخیر به کشور اصلی خود بازگرداند.

    این تصمیم «‌ماکرون» فشار را  برای بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط دیگر کشورهایی که از آثار باستانی دوره استعماری نگهداری می‌کنند، بیشتر کرد. 

    تخت سلطنتی که  بیش از یک قرن گذشته توسط سربازان فرانسه از «بنین»‌ غارت‌شده بود و در یکی از موزه‌های پاریس نگهداری می‌شود از جمله ۲۶ اثری است که بازگردانده خواهد شد.

    «فرانک ریستر» – وزیر فرهنگ فرانسه- روز دوشنبه در ملاقاتی با «پاتریس تالون» -‌ رئیس جمهور بنین – اعلام کرد تمامی آثار وعده‌داده شده تا پایان سال ۲۰۲۰ و احتمالا اوایل سال ۲۰۲۱ بازگردانده خواهند شد.

    «بنین» ضمن قدردانی از تصمیم فرانسه برای بازگرداندن این مجموعه آثار باستانی، ‌برای آماده نبودن مکانی مناسب برای نگهداری این آثار پیش از استرداد آن‌ها ابراز نگرانی کرد.

    وزیر فرهنگ «‌بنین» ‌در کنفرانس خبری اعلام کرد هر دو کشور برای بازگرداندن این آثار طی چند مرحله جداگانه به توافق رسیده‌اند.

    فرانسه پیش‌تر نیز در جریان مراسمی اثر تاریخی گرانبهایی را که در دوران استعماری سنگال از این کشور مصادره شده بود به «مکی سال» رئیس‌جمهور این کشور تحویل داد.

    حدود ۹۰ هزار اثر از آثار تاریخی «‌آفریقای سیاه» (مناطق جنوب صحرای بزرگ آفریقا) در موزه‌های عمومی فرانسه نگهداری می‌شوند که موزه «Quai Branly» به تنهایی دو سوم این مجموعه را نگهداری می‌کند.

    انتهای پیام

  • “قطارچیان” گوشه‌ای از تاریخ گم شده سنندج

    “قطارچیان” گوشه‌ای از تاریخ گم شده سنندج

    محلات قدیمی از دیرزمان شناسنامه آن شهر محسوب می‌شده و همواره به عنوان گوشه‌ای از تاریخ گمشده شهرها مورد توجه گردشگران و عکاسان داخلی و خارجی بوده است و سنندج نیز به لحاظ بافت تاریخی و قدیمی یکی از شهرهای برتر کشور است.

    “قطارچیان” یکی از قدیمی‌ترین محلات شهر سنندج است که دارای بناهایی با ویژگی معماری سنتی مربوط به سه دوره زندیه، صفویه و قاجاریه است که در لیست ثبت ملی کشور قرار گرفته‌است.

    هنگام  گذر از این محله قدیمی بافت پلکانی و خانه‌های قدیمی و دیوارهای کاهگلی آن از جذابیت هایی است که در همان نگاه اول خودنمایی می‌کند.

    در گذشته آبی که از رودخانه “دره بیان” در محل بلوار کردستان کنونی جاری بوده‌، در حاشیه بافت مسکونی محله قدیمی قطارچیان چشم‌انداز بسیار زیبایی ایجاد می‌کرده که بیش از پیش بر زیبایی این محل افزوده است.

    گفتنی است که پیش از آباد شدن محله قطارچیان، چون در آن زمان وسیله موتوری و خودرو در کار نبوده به ناچار برای ترابری از یابو، قاطر، استر و الاغ استفاده می‌شده است، بر همین مبنا برخی از اهالی سنندج به منظور آسان شدن ترابری کالا و استفاده از کرایه‌بار برای درآمد خودشان هر کدام دارای کمندها و قطارهای قاطر و یابو و الاغ و استر بوده‌اند که به همین دلیل این محل قطارچیان نام گرفته‌است.

    در پاک کردن سبزی زنان به صورت دسته‌جمعی، تجمع پیرمردان و بازی کودکان ردپایی از زندگی سنتی را می‌یابی که هر روزه در کوچه پس کوچه‌های آن در جریان است، صحنه‌هایی که در شهرک‌ها و محلات تازه ساخت به ندرت یافت می‌شود.

    هنگام گذر از این محلات قدیمی سنندج و دیدن صفا و صمیمیت حاکم بر اهالی آن در می‌یابی که زندگی آپارتمان نشینی چه بلایی بر سر دل‌ها آورده و تا چه حد انسان را به انزوا و تنهایی درون خود کشانده، متوجه خواهی شد که در عمق سادگی این محل قدیمی تنها چیز قیمتی که وجود دارد زندگی است که جریان دارد.

    عمارت وکیل الملک، عمارت غیاثی، گرمابه وکیل، گرمابه پاشاخان، مسجد قوله(ملامومن)، مجموعه منازل عطایی، گله‌داری و هادی‌خان، منزل قرنی، منزل ذوالفقاری، منزل دکتر خسروی، منزل آیت الله مردوخ و سر درب و منزل بابان از شاخص‌های تاریخی این محله قدیمی است.

    خاندان‌ مشهوری همچون مرحوم شیخ محمد مردوخ آیت الله کردستانی، مجتهدی، غیاثی و غیره روزگاری را در این محله زیبا سپری کرده‌اند.

    مساجد، گرمابه همگانی، بقالی، نجاری، خیاطی، لحاف دوزی، حلب سازی، نانوایی و سمساری از عناصر محلی، محله قدیمی قطارچیان است.

    انتهای پیام

  • باغستان قزوین؛ هر روز بدحال‌تر از دیروز

    باغستان قزوین؛ هر روز بدحال‌تر از دیروز

    حلقه سبزی که از چند سده قبل، دور تا دور شهر سنتی قزوین به عنوان تنفس‌گاه این شهر کشیده شده و حتی در سفرنامه‌های سیاحان مختلف نیز بارها به آن اشاره شده، به مرور در حال حذف شدن از روی زمین است. به نظر می‌رسد سوداگران روند حذف تدریجی باغستان سنتی قزوین را خوب یاد گرفته‌اند. دو راه ساده پیش پایشان است؛ یا آتش به جان درختان می‌اندازند و دیگر بهانه‌ای برای جان دادن به درختان ندارند، یا نخست درختان در دل زمینِ سرسبز خشک می‌شوند و به مرور با قطع آن‌ها، در ادامه کارگاه‌ها و شرکت‌های ساختمانی و خدمات شهری در دل باغستان سر بلند می‌کنند؛ انگار که سال‌هاست سر جایِ درست خود ثابت‌قدم ایستاده‌اند. این حکایت باغستانی است که چندین دهه است زیر فشار سوداگری و سوءمدیریت، کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

  • ویدئو / سوداگری، پای قمه‌به‌دستان مست را به باغستان باز کرد

    ویدئو / سوداگری، پای قمه‌به‌دستان مست را به باغستان باز کرد

    بخش دوم:

    خبرنگار: سمیه ایمانیان / تصویربردار و تدوینگر: اسماعیل گلرخ

  • پروژه مشترک ایران و ایتالیا آغاز شد

    پروژه مشترک ایران و ایتالیا آغاز شد

    به گزارش ایسنا، ایتالیا مدتی است دامنه همکاری‌های فرهنگی و هنری‌اش را با ایران گسترده و متنوع‌تر  کرده است؛ چندی پیش دیوارهای تاریخی سفارتخانه‌اش را به دست دو هنرمند ایتالیایی و ایرانی سپردند تا به رنگ دوستی درآورند، کمی بعدتر همزمان با روز هنر معاصر ایتالیا نمایشگاهی از آثار «بیژن بصیری»، هنرمند ایرانی – ایتالیایی در موزه ملی ایران برپا کرد، تازگی‌ها هم به پاس ۶۰ سال همکاری در باستان‌شناسی، نتیجه کار مشترک ۵۲ هیات و ۶۰اثر را به نمایش گذاشته است. اینک پروژه فرهنگی دیگری بین دو کشور تعریف شده است. به نظر می‌رسد ایتالیا این روزها فارغ از حاشیه‌های سیاسی، ادبیات دیگری را برای گفت‌وگو با ایران  برگزیده است.

    پروژه جدید دو کشور که با حمایت بخش تجاری سفارت ایتالیا در ایران و مشارکت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آغاز شده، توسعه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را هدف‌گذاری کرده است، به همین منظور هیاتی از اتحادیه تعاونی‌های ایتالیا به ایران آمد و به مدت یک هفته در مسیر تهران، کردستان، کرمانشاه، خوزستان و  فارس سفر و با ظرفیت‌های این مناطق برای خلق پروژه‌های کارآفرینی آشنا شد. این هیات ۱۵ سایت تاریخی از جمله بیستون، طاق بستان، اورامانات، سازه‌های آبی شوشتر، شوش، چغتزنبیل، فیروزآباد، سروستانی بیشاپور دیده‌اند.

    این پروژه که اکنون در مرحله مطالعاتی و تحقیقاتی به سر می‌برد در سه فاز تعریف شده که در فاز نخست هیات ایتالیایی از ایران بازدید میدانی می‌کند تا بر سیستم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تمرکز پیدا کند. در فاز دوم که اواسط بهار سال آینده خواهد بود، اعضای نهادها و کارآفرین‌های ایرانی در این سه حوزه با سفر به ایتالیا از پروژه‌های اتحادیه‌های تعاونی بازدید می‌کنند تا در جریان نحوه فعالیت‌ها و تجربیات آن‌ها قرار گیرند. تابستان آینده نیز همزمان با آغاز فاز سوم، پروژه‌ای مشترک در ایران و در منطقه به صورت پایلوت اجرا می‌شود.

    جوزپه پرونه (Giuseppe Perrone)، سفیر ایتالیا در تهران در شب آغاز پروژه همکاری دو کشور که همزمان با پایان ماموریت هیات ایتالیایی در ایران بود، گفت: ایران نه تنها میراث فرهنگی تحسین‌برانگیزی دارد، بلکه ویژگی مردمانش همچون بخشندگی بسیار قابل توجه است.

    او ادامه داد: هر شخصی که به ایران سفر می‌کند تحت تاثیر مهمان‌نوازی مردم ایران و دیگر خصوصیات آن‌ها قرار می گیرد.

    سفیر ایتالیا در تهران گفت: حجم توریستی که به ایران می‌آید به هیچ وجه در شأن و اندازه جاذبه‌های گردشگری آن نیست. در حقیقت این گپ (فاصله) در هیچ کشوری دیده نمی‌شود و شاید ایران تنها کشوری است که این همه جاذبه دارد اما به اندازه آن توریست ندارد.

    او با اشاره به تفاوت واقعیت درونی ایران با چهره بیرونی آن، اظهار کرد: وقتی به ایران قدم می‌گذارید تازه متوجه می‌شوید این کشور از لحاظ جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی فوق‌العاده است.

    جوانا بارنی Giovanna Barni، رییس و مدیر توسعه تجارت شرکت CoopCultire که یکی از بزرگترین تعاونی‌های میراث فرهنگی ایتالیا سرپرستی و نمایندگی این هیات مطالعاتی، در مراسم اعلام آغاز این همکاری مشترک که در باغ سفارت ایتالیا برگزار شد، با اشاره به فرهنگ غنی ومثال‌زدنی ایرانی‌ها،اظهار کرد: ایتالیا صاحب میراث فرهنگی و بناهای قدیمی زیادی است که با توجه به قدمت و گذر زمان به نگهداری، پایش ومرمت با استفاده از روش های نوآورانه نیاز است، همکاری با ایران در این زمینه‌ها می‌تواند موثر باشد. از طرفی ضرورت دارد در اجرای پروژه‌های مربوط به ایران احترام به جامعه محلی، توسعه پایدار و مرمت آثار مورد توجه قرار گیرد.

    او پس از یک هفته سفر مطالعاتی به همراه هیأتی از اتحادیه‌ها و تعاونی‌های فعال در زمینه گردشگری و میراث فرهنگی در ایران، برای اجرای پروژه‌ای مشترک و کوچک در مرحله نخست با استفاده از دانش و فناوری ایتالیا اعلام آمادگی کرد.

    آئوگوستو دی‌جاچینتو Augusto Di Giacinto، رییس بخش توسعه بازرگانی سفارت ایتالیا در تهران که این پروژه و تورهای مطالعاتی مرتبط با حمایت آن اجرا می‌شود، با تاکید بر اعلام آمادگی ایتالیا برای اجرای پروژه همکاری مشترک با ایران در زمینه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، به فارسی گفت: باید پیش برویم تا ببینیم چه می‌شود.

    محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که به همراه محمدرضا کارگر، مدیرکل امور موزه ها در این مراسم شرکت کرده بود، با اشاره به همکاری قدمت‌دار دو کشور در زمینه باستان‌شناسی، یادآور شد: بیش از ۶۰ سال با این کشور همکاری مستمر در زمینه کاوش، حفاظت و مرمت داشته‌ایم. همواره سفیران خوبی از ایتالیا به ایران معرفی شده و هیات‌های باستان‌شناسی این کشور در پایگاه های میراث جهانی تخت جمشید، پاسارگاد، محور ساسانی، غرب ایران و موزه ملی حضور داشته‌اند و این همکاری‌ها هرگز متوقف نشده است و همکاری دو کشور عالی بوده است.

    او با اشاره به چهره بیرونی ایران، اظهار کرد: زمانی که مدیر پایگاه تخت جمشید و پاسارگاد بودکه رییس کمیته میراث جهانی به ایران آمد که هنگام ترک این کشور از امنیت و جذابیت آن تعریف کرد، ناراحت بود در سطح دنیا معرفی و تبلیغات نداریم و اخبار منفی علیه ایران زیاداست. امیدوارم از طریق این پروژه تصویر درستی را بتوانیم نشان دهیم .

    معاون میراث فرهنگی همچنین به جایگاه ایران در سازمان‌های بین‌المللی همچون ایکوم و ایکوموس اشاره کرد و گفت: ایران در بین این مراجع خوشنام است و هرچه پرونده به آنها ارسال شده به ثبت رسیده است.

    طالبیان یادآوری کرد: این گروه در زمینه مشارکت جامعه محلی، توانمندسازی و گردشگری فرهنگی و پایدار فعال است و پس از ارزیابی و مطالعه می تواند پروژه‌ای را به شکل پایلوت اجرا کند.

    وی همچنین خطاب به سفیر ایتالیا در تهران گفت: امیدوارم در این دوره از ماموریت‌تان شاهد همکاری چند برابری در حوزه مرمت، میراث فرهنگی و گردشگری، موزه ها و صنایع دستی باشیم.

    پروژه همکاری ایران و ایتالیا یک ساله است که اصلی‌ترین هدف و تاکید آن ، کارآفرینی با تاکید بر تقویت جامعه محلی و ترویج گردشگری پایدار است. هیات ایتالیایی از ۱۸ تا ۲۵ آذرماه در ایران سفر کرد.
    انتهای پیام