برچسب: تورم

  • افزایش قیمت چای / چای بالغ بر ۲۴ درصد گران شده است

    افزایش قیمت چای / چای بالغ بر ۲۴ درصد گران شده است

    افزایش قیمت چای / چای بالغ بر ۲۴ درصد گران شده است

     

    اعتمادآنلاین| وضعیت تغییر قیمت چای خارجی حاکی از آن است که روند افزایش قیمت آن در ماه گذشته ادامه داشته و بالغ بر ۲۴ درصد گران شده است، این در حالی است که وضعیت تجاری چای نشان دهنده افزایش صادرات و کاهش واردات در پنج ماه اول امسال است.

    افزایش تورم در ماه گذشته نشان داد که خانوارهای ایرانی به طور میانگین برای تامین کالا و خدمات خود با افزایش ۳۴.۴ درصدی هزینه نسبت به شهریور سال گذشته مواجه شده‌اند، در عین حال که در مقایسه با مرداد ماه نیز افزایش ۳.۶ درصدی ثبت شده بود.

    اما بررسی وضعیت تورم و قیمت چای خارجی در بین آمار مرکز آمار برای کالاهای خوراکی مورد استفاده خانوارها از این حکایت دارد که هر بسته نیم کیلویی چای خارجی در مقایسه با شهریور ماه پارسال ۲۴.۸ درصد و نسبت به مرداد ماه سه درصد گران شده است.

    این در حالی است که قیمت هر بسته نیم کیلوی چای خارجی در شهریور سال گذشته به طور متوسط ۵۴ هزار و ۷۰۰ تومان بوده که به ۶۶ هزار و ۳۰۰ تومان در مرداد و ۶۸ هزار و ۳۰۰ تومان در شهریور ماه امسال افزایش یافته است.

    حداقل قیمت فروش بسته نیم کیلویی چای در بازار ۵۷ هزار تومان و حداکثر آن تا بیش از ۸۲ هزار تومان می‌رسد.

    افزایش صادرات و کاهش واردات

    افزایش قیمت چای در حالی ثبت شده که بررسی وضعیت تجاری آن بر اساس آمار گمرک ایران که از سوی لطیفی – سخنگوی گمرک- اعلام شد نشان می‌دهد که در پنج ماه اول امسال صادرات چای با ۳۹ درصد افزایش و واردات آن با ۳۷ درصد کاهش همراه بوده است.

    براین اساس در پنج ماهه اول سال۳۳۴۰تن چای ایرانی به ۱۸ کشور دنیا صادر و ۲۲ هزار و ۹۳۳ تن چای از ۸ کشور مختلف به ایران وارد شده است.

    ارزش چای ایرانی صادر شده در این مدت به سه میلیون و ۵۴۸ هزار و ۱۰۷ دلار می رسد در حالی که در مدت مشابه سال گذشته ۲۴۰۶تن چای به ارزش دو میلیون و ۱۸۳ هزار و ۴۲۳ دلار صادر شده بود، بر این اساس صادرات چای نسبت به سال گذشته از نظر ارزش ۶۲.۵ درصد رشد و از نظر وزنی نیز حدود ۳۹ درصد رشد داشته است.

    اما کل چای وارداتی در پنج ماهه اول سال جاری به ۲۲ هزار و ۹۳۳ تن و به ارزش ۱۱۲ میلیون و ۲۳۷ هزار و ۷۱۵ دلار بوده است. در حالی که در مدت مشابه سال گذشته واردات ما به میزان ۳۶ هزار و ۲۱۶ تن و به ارزش ۱۷۹ میلیون و ۱۸۹ هزار و ۶۱۷ دلار بوده است.

    بر این اساس میزان واردات در این مدت نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۷ درصد کاهش و از لحاظ ارزشی نیز به ۳۸ درصد کاهش داشته است.

    منبع: ایسنا

  • سیمان گران شد / قیمت سیمان پاکتی چند است؟

    سیمان گران شد / قیمت سیمان پاکتی چند است؟

    سیمان گران شد / قیمت سیمان پاکتی چند است؟

     

     

    به گزارش خبرگزتری خبرآنلاین، انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان در اطلاعیه‌ای از موافقت سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان با افزایش قیمت سیمان خبر داد.

    در این اطلاعیه آمده است:

    با توجه به پیگیری‌های مستمر انجمن و پس از هماهنگی با ریاست محترم سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و با عنایت به روند افزایشی قیمت کیسه‌های پروپیلن که ناشی از افزایش قیمت‌های مواد پتروشیمی می‌باشد، موضوع افزایش نرخ‌های سیمان پاکتی مورد موافقت سازمان مزبور قرار گرفت و مراتب به ۳۱ استان ابلاغ گردیده است.

    خوشبختانه اولین موافقت با افزایش قیمت سیمان پاکتی به میزان هر تن ۴۰۰،۰۰۰ ریال نسبت به قیمت‌های مصوب توسط سازمان صنایع استان سیستان و بلوچستان در روز جاری صورت پذیرفت.

    ۲۲۳۲۲۳
  • تیغ دولبه ارز برای بازار سرمایه

    تیغ دولبه ارز برای بازار سرمایه

     

    تیغ دولبه ارز برای بازار سرمایه

     

    اگر به روند حرکتی دو سال گذشته نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد از ابتدای روند رشد، شاخص تاکنون افت و خیزهای بسیای را به خود دیده است.

    اولین عنصر هر بازاری قیمت است، عنصری که بازار را به تعادل می رساند. اینجا قیمت باید آزاد باشد، اما دولت آن را بسته است. بازار سرمایه طی این مدت شاهد صف های زیاد بوده و این به دلیل دخالت های دولت در قیمت ها بوده که اجازه نداده قیمت ها از یک حدی بالاتر برود یا پایین بیاید. همین صف ها همیشه باعث ایجاد هیجان در سهامداران می شد و تجربه نشان داده هرگاه هیجان بالا می رود، تعقل نیز کنار میرود.

    در بازار سرمایه دیگر کشورها اگر صعود یا سقوطی در سهامی رخ دهد، نهایتا یکی دو ساعت است و بعد از آن شرایط بازار به شرایط معقول باز می گردد. اما بازار ما به شرایط معقول بازنمی گردد، چون بازار را بسته ایم و هیجان را به آن تزریق کرده ایم. تزریق هیجان به بازار ضدعقلانیت است. وقتی بازار هیجانی و روبه بالاست، هر سهمی را بخرید، سود کرده اید، اما بورس هنگامی با ارزش و عمیق می شود که سرمایه شرکت ها افزایش پیدا کند و به مردم سود بدهد.

    صرف افزایش قیمت، سهام یک شرکت دارایی مشهودی برای مردم ایجاد نمی کند. اینکه سهام یک شرکت مدام بالا برود، بدون اینکه ثروت جدیدی خلق شود، فایده ای ندارد و بدون شک این رشد حبابی شکست خواهد خورد.

    سیاستمداران همیشه دوست داشته اند که بازار سهام مثبت باشد، اما هر بازاری قواعد خاص خود را دارد که به راحتی نمی توان چیزی به آن تحمیل کرد. متاسفانه برخی به اشتباه اقدام به مقایسه بازار سهام ایران و آمریکا کرده اند در حالی که شرایط مشخصات و حتی قواعد این دو بازار از اساس با یکدیگر متفاوت بوده است.

    این روزها در اطرافمان ایرانیان زیادی را می بینیم که از روند نزولی بورس غمگین و ناامید هستند. سهامدارانی که صرفا به دلیل تشویق های دولتمردان و وعده سودهای آن چنانی سرمایه شان را به بازار سرمایه آورده اند و متاسفانه برخی ازآنها تا بیش ۵۰ درصد از سرمایه خود را از دست رفته می بینند.

    از زمان شروع اصلاح بورس در اواسط مرداد تا به امروز بیش از ده هزار میلیارد تومان نقدینگی از آن خارج شده است. این در حالی است که در خرداد ماه ورود نقدینگی به بورس تهران روزانه حدود ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیارد تومان بوده و در تیرماه این عدد تا  میلیارد ۳۰۰۰تومان نیز افزایش داشت.

    این حجم از خروج نقدینگی که در پی ترس از دست دادن سرمایه رخ داده، در حالی است که تمام بازارهای موازی همچون ارز، طلا، مسکن و خودرو رکوردهای جدید را به ثبت می رسانند و بدون وقفه روند صعودی داشته اند.

    اصلاح ۲۵ درصد شاخص کل بورس تهران درحالی اتفاق افتاد که کاهش قیمت در برخی سهم ها به حدود ۶۰ درصد هم رسیده است.

    به نظر می رسد در این چند روز گذشته بازار در حال نمایش تفاوت رفتار سرمایه گذاران بین سهام بنیادی و غیربنیادی است. در حقیقت می توان این طور بیان کرد که سهام ارزنده و سهام پروژه محور تفاوت خود را در اینجا نشان می دهند. طبق عرف بازار سهم هر شرکتی با توجه به ارزش آن قیمت گذاری می شود، اما ورود حجم بالای نقدینگی که وسع خرید سهام را داشت موجب شد در برخی موارد قیمت سهام از ارزش ذاتی آن فاصله داشته باشد. البته نباید یادمان برود که کم عمق بودن بازار موجب می شود سهام موجود به قیمت بالاتری به دست خریداران برسد؛ چراکه نه بازار دوطرفه است که ابزار فروش استقراضی برای آن تعریف شده باشد و نه آنقدر عمق و گستردگی دارد که حق انتخابی برای سرمایه گذار جدید قائل باشد. در زمان اصلاح بازار نیز از یک سو به جهت قفل بودن پول ها در صفوف فروش و از سوی دیگر ترس نقدینگی برای ورود تا زمان خراب شدن قیمت سهام بازار چشم به راه نقدینگی ماند. متاسفانه تعدد مراکز تصمیم گیری در حوزه های اقتصادی کشورمان و نبود هماهنگی های مشهود ما بین آنها موجب بروز مشکلات متعددی در بازار های مختلف شود.

    بارها دیدیم که حمایت دولت از یک بازار منجر به سقوط یک بازار دیگر شود. لزوم اصلاح سیاست های دولت در حوزه های اقتصادی به منظور ایجاد توسعه پایدار موضوعی با اهمیت است که آثار آن در بازار سرمایه نیز به تدریج دیده خواهد شد.

    ایجاد اثبات در بازار سرمایه چه از طریق سیاست گذاری و چه از طریق تزریق نقدینگی از الزامات گریزناپذیر دولت برای صیانت از سرمایه های بزرگ و کوچک فعال در این بخش از اقتصاد بوده و این مطلب نه تنها در ایران که در سایر کشورها و در مواقع بروز بحران به وفور دیده شده است.

    البته باید دقت کرد که تزریق نقدینگی به بورس به معنی حمایت غیرمنطقی از قیمت سهام متورم شده در این بازار نبوده و صرفا با هدف بازگرداندن تعادل و ایجاد شرایط رفتار عقلایی در بازار باید صورت پذیرد.

    نکته مهم دیگر این است که حضور دولت در بازار و نقدینگی تزریق شده در آن باید به صورت موقت و صرفا به منظور ایجاد ثبات صورت گرفته و به محض برگشتن شرایط به روال معقول به مرور ازبورس خارج شود. در سال جاری همزمان با رشد منابع مالی جذب شده به بازار در کنار رشد توان سودآوری شرکت های بزرگ از مهم ترین عوامل شکل گیری مسیر صعوی قیمت سهام  و به تبع آن شاخص بازار سرمایه بود.

    از نیمه دوم مرداد و با نزول قیمت دلار از مرز ۲۵ هزار تومان به کانال ۲۰ هزار تومان، اولین عامل موثر بر سود شرکت های بورسی دچار تزلزل نسبی شد و در جایی که سرمایه گذاری اکثر فعالان بازار در سودهای کلان بود، فرود فروش سهام شروع شد و روز به روز شدت گرفت.

    طوری بود که با ضعیف شدن عوال رشد بازار در پنج ماه اول سال ۹۹ روند کاهش قیمت سهام نیز شروع شود اما در ادامه و با توجه به رفتار هیجانی خیل عظیم سهامداران تازه وارد به بورس، فروش بخشی از بازار از دایره محاسبات ارزندگی خارج شد و حالت فروش های ناشی از ترس و وحشت زدگی به خود گرفت.

    یکی از عوامل مهمی که به رشد عمومی قیمت ها در اقتصاد کشور و در بازارهای مختلف از جمله بازار سرمایه، سکه، مسکن و ارز و خودرو منجر شده، همین رشد نقدینگی است و چنانچه در ماه های پیش رو شاهد رشد نقدینگی در اقتصاد باشیم، نه تنها رشد قیمت ها در بازار سرمایه که رشد قیمت در تمام بخش های اقتصاد را تجربه خواهیم کرد. افزایش نرخ ارز و رسیدن دلار به بالای کانال ۲۷ هزار تومان و شکسته شدن قیمت دلار در سامانه نیما و همجنین نزدیک شدن نرخ بازار ازاد با نرخ اعلامی صرافی ملی نشانی از پذیرفتن نرخ های فعلی بازار توسط بانک مرکزی و دولت دارد. بازار ارز همیشه برای بورس به عنوان یک قیچی دو لبه عمل کرده است از یک طرف می تواند یک موتور متحرکه عالی برای بورس باشد و از سوی دیگر، رقیب آن برای جذب نقدینگی به حساب آید. بازار سرمایه یک بازار بزرگ در هر کشور است. این بازار را نمی شود با اما و اگر اداره کرد آیا این شایدها را می توان در مقالات مدل سازی کرد؟ اگر این طور است، بروند و آن را مدل سازی کنند زیرا بازار جای تجربه آموزی نیست.

    اقدامات و سیاست گذاری ها باید مبنا منطقی و اقتصادی داشته باشد، اما و اگرها بازار سرمایه و اقتصاد را به بی راهه خواهند برد. به نظر می رسد که در این روزهای پر التهاب سیاست گذاران بایستی کم تر حرف بزنند و دندان طمع را برای بهره برداری از بازارها به نفع خودشان بکشند و اجازه دهند بازار براساس رویه های حقیقی حرکت کند. اگر بازار سرمایه واقعا بدون پشتوانه واقعی بالا رفته باشد، نیاز است که اصلاح شود و سرمایه گذاران نیز باید با حوصله و وقت کافی برای آینده سرمایه هایشان تصمیم بگیرند رفتارهای هیجانی برای بازار سرمایه همچون سم است.

    ۲۲۳۲۲۵

  • طرح تامین کالاهای اساسی در تعارض با قانون است

    طرح تامین کالاهای اساسی در تعارض با قانون است

     

    طرح تامین کالاهای اساسی در تعارض با قانون است

     

    محمدرضا عبداللهی، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: طراحان طرح تأمین کالاهای اساسی در مجلس معتقدند منابع طرح مذکور از دو محل بودجه تأمین شده و در مجموع به بودجه‌های جاری و عمرانی سال ۹۹ و منابع و جداول آن، چیزی اضافه یا کم نشده است. محل اول، تبصره ۱۴ است که تمام بحث یارانه‌های بودجه‌ای در آن محل دیده می‌شود و محل دوم، بند «و» تبصره ۲ قانون بودجه است.

    وی ادامه داد: منابع تبصره ۱۴ قانون بودجه، درآمدهای ناشی از هدفمندی یارانه‌ها، افزایش قیمت بنزین، خوراک پتروشیمی و … است که مصارف مشخصی نیز مانند یارانه ۴۵ هزار تومانی، یارانه معیشتی، پرداخت مستمری کمیته امداد و… برای آن تعریف شده است. نمایندگان مجلس در قسمت مصارف این تبصره، ۱۵ هزار میلیارد تومان دیگر اضافه کرده اند.

    تبصره ۱۴ قانون بودجه بدون طرح جدید مجلس هم دچار کسری است

    این کارشناس اقتصادی تشریح کرد: طبق اعلام سازمان برنامه و بودجه، منابع تبصره ۱۴ قانون بودجه بدون در نظر گرفتن طرح جدید مجلس هم دچار کسری است و مصارفی که در قانون بودجه دیده شده است را هم نمی‌تواند پوشش دهد؛ بنابراین اگر ۱۵ هزار میلیارد تومان دیگر نیز به آن اضافه شود، تمام این ۱۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه خواهد بود و باید از طریق استقراض از بانک مرکزی تأمین شود.

    عبداللهی با اشاره به منبع دیگری که برای تأمین هزینه‌های طرح تأمین کالاهای اساسی در نظر گرفته شده است، گفت: در این طرح، ۱۵ هزار میلیارد تومان دیگر از بند «و» تبصره ۲ قانون بودجه ۹۹ دیده شده است. براساس این بند از قانون بودجه، دولت برای پرداخت بدهی‌های خود به صندوق‌های بازنشستگی به ویژه تأمین اجتماعی، ۵۰ هزار میلیارد تومان از دارایی‌های خود را به صندوق‌ها واگذار می‌کند تا از این طریق بدهی‌ها پرداخت شود.

    احتمال افزایش ۱۰ درصدی تورم

    وی ادامه داد: امسال دولت تصمیم گرفت با در نظر گرفتن ۳۲ هزار میلیارد تومان از این منبع، حقوق بازنشستگان را افزایش داده و همسان سازی کند. این ۳۲ هزار میلیارد تومان از جنس دارایی فروخته نشده است و پول نقد نیست. بنابراین طراحان این طرح در شرایطی که در این بند قانون بودجه هیچ منبع نقدی وجود ندارد و تمام دارایی‌ها غیر نقد است، مصرف جدیدی را در نظر گرفته‌اند. سقف این تبصره ۵۰ هزار میلیارد تومان بود که تمام این ۵۰ هزار میلیارد تومان هزینه شده است، بنابراین این کار منجر به استقراض از بانک مرکزی و طبق آن افزایش ۳۰ هزار میلیارد تومانی پایه پولی و در نتیجه افزایش ۱۰ درصدی تورم می‌شود.

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: همین پولی که صرف همسان سازی حقوق بازنشستگان شد نیز به دلیل نقد نبودن واگذاری‌هایی که دولت به صندوق‌ها انجام داد، به نظر می‌رسد از بانک رفاه وام گرفته شده است!

    دارایی دولت نباید برای تأمین هزینه‌های جاری به فروش برسد

    عبداللهی با تاکید بر اینکه دارایی‌های دولت نباید برای مصارف جاری فروخته شود، گفت: ممکن است دولت دارایی‌هایی را پیدا کند و بگوید که آن‌ها را در بورس خواهد فروخت تا تبدیل به دارایی نقد شود ولی در این صورت نیز این انتقاد وارد است که در حال حاضر لوایح به این سمت رفته‌اند که دارایی‌های دولت به فروش برود تا منابع سبد معیشتی، همسان سازی حقوق بازنشستگان و … تأمین شود.

    وی با ذکر یک مثال ادامه داد: فروش دارایی‌های دولت برای هزینه‌کرد جاری، مانند خانواده‌ای است که برای تأمین مایحتاج زندگی خود خانه‌اش را بفروشد؛ این فروش یک بار اتفاق می‌افتد اما هزینه، مادام العمر است. وقتی حقوق بازنشستگان افزایش می‌یابد، این هزینه دائمی جهت تأمین شدن، نیاز به یک درآمد پایدار دارد. در صورتی که فروش دارایی‌ها تنها یک بار اتفاق می‌افتد بنابراین برای سال‌های بعد دیگر هیچ دارایی وجود ندارد که بتواند این هزینه‌ها را تأمین کند.

    وی تصریح کرد: وقتی یک درآمد پایدار جهت جبران چنین هزینه‌ای وجود ندارد و ما این هزینه را ایجاد می‌کنیم، در این صورت با اینکه حقوق بازنشستگان زیاد می‌شود اما چون ناچار می‌شویم از طریق ایجاد پایه پولی و چاپ اسکناس، این هزینه را پوشش بدهیم، تورم ایجاد می‌کنیم و وضعیت برای همان بازنشسته نیز بدتر از قبل می‌شود.

    ایراد احتمالی شورای نگهبان به طرح تأمین کالاهای اساسی / طرح در تعارض با قانون است

    عبداللهی در پاسخ به این سوال که آیا این طرح در تعارض با اصل ۷۵ قانون اساسی است، گفت: اصل ۷۵ قانون اساسی بیان می‌کند که اگر مجلس تکلیفی را به دولت تحمیل می‌کند که هزینه‌ای برای دولت دارد، باید منابع آن در نظر گرفته شود. این طرح مشکل اصل ۷۵ ای ندارد چون منابع آن در نظر گرفته شده است اما بر اساس قانون، شورای نگهبان، تغییر در سقف‌های بودجه و تغییر در بندهای بودجه‌ای را منوط به لوایح دولت کرده است. بنابراین مجلس نباید تغییری در بندهای بودجه ایجاد کند اما در طرح تأمین کالاهای اساسی این اتفاق افتاده است و به همین دلیل بر اساس نظر شورای نگهبان این طرح در تعارض با قانون است.

  • ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    ترازنامه نامتعادل بانکهاچگونه سفره مردم را تحت تأثیرقرارمی‌دهد؟

    عباس دادجوی توکلی در گفت و گو با خبرنگار مهر درباره تلاش بانک مرکزی برای بهبود ترازنامه بانک‌ها گفت: از پست اینستاگرامی چند وقت قبل رئیس کل بانک مرکزی مشخص است که بانک مرکزی «چه به لحاظ کمی» و «چه به لحاظ کیفی»، قصد دارد ترازنامه بانک‌ها را سر و سامان دهد؛ چرا که عمده بانک‌های کشور، حداقل در دو دهه اخیر، ترازنامه‌های شفافی نداشته اند، رفتار عمده آنها در جهت بهینه اجتماع هم نبوده و از سویی میزان رشد ترازنامه، در بسیاری از سال‌ها با متغیرهای کلان اقتصادی همخوانی نداشته است.

    وی توضیح داد: برای نمونه طی دو دهه اخیر در ایران، تسهیلات اعطایی بانک‌ها به سرمایه گذاری مولد ختم نگردیده است. چه آن دارایی‌هایی که با سرفصل «تسهیلات» درصورت های مالی درج می‌شود و چه آن دارایی‌هایی که به عنوان «مطالبات، دریافتنی ها و بدهکاران موقت» به عنوان یک سرفصل همیشه مبهم، نمایان می‌گردد.

    این کارشناس اقتصادی افزود: با بررسی نمونه‌هایی از عملکرد یک سال اخیر برخی از بانک‌های کشور نیز، مشاهده می‌گردد که رشد ترازنامه آنها، بیشتر از اینکه در جهت رفع موانع تولید و بهبود کسب و کار و جبران زیان‌های ناشی از کرونا باشد، در جهت مصادیق «عرضه سفته بازانه وام» و در بسیاری از موارد در جهت نامولد اقتصاد بوده است.

    مصوبه شورای عالی بورس؛ تداوم رویه غلط سیاست گذاری پولی در کشور

    وی ادامه داد: مصوبه اخیر شورای عالی بورس هم متأسفانه دست بانک‌ها را برای ورود به بازار سهام (به عنوان دیگر سرفصل دارایی‌ها) باز گذاشت؛ قابل ذکر است که بسیاری از سیاستگذاران اقتصادی کشور، شناخت واقعی از عملکرد بانک‌ها بویژه در جهت مخرب آن ندارند، در حالی که همین نهادهای مالی با عملکرد صحیح، می‌توانند منشأ رشد و شکوفایی اقتصاد کشور باشند.

    وی گفت: تاکید خاص دارم که مصوبات اخیر شورای عالی بورس، رویه غلط سیاست گذاری پولی در کشور و عدم اطلاع از استانداردهای جهانی نظارتی و عملکردی در حوزه بانکداری را عیان کرد.

    دادجوی توکلی تصریح کرد: به همین خاطر احتمالاً بانک مرکزی به عنوان مقام پولی، تداوم رفتار غیربهینه بانک‌ها در بسط اعتبارات، کسری قابل توجه بودجه دولت و همچنین مداخلات سیاستی ناکارآمد نهادهای حاکمیتی را ملاحظه نموده و به هدفگذاری «کمی» و احتمالاً کیفی بر روی ترازنامه بانک‌ها اقدام کرده است. اعتقاد شخصی دارم که اقتصاد ما ناگزیر از هدفگذاری «کلیت های پولی»، از جمله نقدینگی است.

    ترازنامه نامتعادل چگونه زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

    وی در پاسخ به این سوال که ترازنامه نامتعادل بانک‌ها چگونه و در چه نقطه‌ای زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، گفت: زمانی که ترازنامه بانک‌ها با اتکا به روش‌های اصولی تراز نباشد، سیاست گذار از چند روش می‌تواند آن را تراز کند؛ یکسری رویکردها هست که با استفاده از منابع پایه پولی انجام می‌شود و سیاست گذار ناچار است برای ایجاد تراز، پایه پولی ایجاد کند. که اعتقاد دارم شواهدش وجود داد که بانک مرکزی در سال ۹۸ به احیای بانک‌ها از طریق دسترسی به پول ارزان قیمت کمک کرد. راه دیگر هم این است که این ناترازی با ایجاد تورم پوشش داده شود. که می‌بینیم تورم بالا طی یکسال تا یکسال و نیم اخیر بسیاری از بانک‌ها را نجات داد و بخشی از این ناترازی را جبران کرد. برخلاف دیدگاه دوستان که می‌گویند کاهش نرخ بهره می‌تواند ناترازی را از بین ببرد، در حقیقت کاهش نرخ بهره به رفع انجماد و حذف دارایی‌های موهومی هیچ کمکی نمی‌کند و در حقیقت، این تورم بود که اینکار را انجام می‌داد.هر دوی این اقدامات یعنی چه تزریق پایه پولی و چه ایجاد تورم، بار سنگینی روی دوش جامعه تحمیل می‌کند.

    لزوم بازخوانی ادبیات «درونزایی پولی» منطبق با فضای اقتصاد ایران

    این کارشناس بانکی گفت: معتقدم «درونزایی پولی» در ادبیات اقتصادی ایران مغفول مانده است. همین ادبیات نیز در خصوص «ضریب فزاینده نقدینگی» به راحتی از دید تحلیلگران اقتصادی و سیاستگذار پولی پنهان مانده است. باید اذعان کرد در حالی که دیدگاه خلق پول بانکی مبتنی بر نظریه نئوکلاسیکی به وضوح عقیم مانده، اما برخی همچنان بر آن اصرار دارند.

    وی توضیح داد: همان‌گونه که تقریباً همه دانشجویان رشته اقتصاد در دانشگاه بطور پایه‌ای می‌آموزند، دیدگاه ضریب فزاینده پول در خصوص بانکداری مرکزی بیان می‌کند که بانک مرکزی به طور مستقیم پایه پولی را تغییر می‌دهد که در ادامه با استفاده از آن می‌تواند عرضه کل پول را از طریق عامل ضریب فزاینده نقدینگی – که در درجه اول توسط نسبت الزام ذخایر قانونی و سپس ذخایر احتیاطی تعیین می‌شود- تحت کنترل خود درآورد. آن‌هایی که به مدل ضریب فزاینده پول در تحلیل‌های خود، استناد می‌کنند اغلب امکان استفاده بانک مرکزی از «پایه پولی یا مانده ذخایر» در قالب هدف عملیاتی مستقیم را بدیهی می‌دانند. اما ادبیاتی مخالف اعتقاد دارد که دیدگاه ضریب فزاینده پول که در آن بانک مرکزی به طور مستقیم درگیر هدفگذاری مانده ذخایر یا پایه پولی است، در عمل شدنی نیست و تنها هدف مستقیم ممکن، نرخ بهره هدف است که در نهایت به نرخ تورم هدف منجر خواهد شد. در حقیقت نشان می‌دهند که عملیات‌های بانک مرکزی در واقعیت با ضریب فزاینده پول ناسازگار است و لزوماً هدف عملیاتی مستقیم بانک مرکزی، «نرخ بهره عمدتاً از نوع کنترل نرخ بهره بین بانکی» است.

    ذینفعان تورم در ایران دست بالا را دارند

    دادجوی توکلی ادامه داد: اما چند مسئله مهم و اساسی در اقتصاد ایران، نشان می‌دهد که صرفاً «هدفگذاری نرخ بهره بخصوص از نوع بازار بین بانکی» و یا صرفاً «هدفگذاری پایه پولی» لزوماً کارا نیست. اول آنکه احتمال «سرایت تغییرات نرخ بهره بین بانکی» به سایر نرخ‌های بهره در اقتصاد ایران (سود سپرده و نرخ تسهیلات) کم است. تغییرات شدید نرخ بهره بین بانکی طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد، چه در نرخ بهره بین بانکی ۲۸ درصد و چه در نرخ ۸ درصد، نوسان معنی داری در سایر نرخ‌های بهره اقتصاد مشاهده نشده است.
    دوم پولی کردن کسری بودجه دولت در یک اقتصاد دولتی، رانت بالای برخی از افراد جامعه، به همراه قدرت بالای خلق پول بانک‌ها به جهت وجود بازدهی‌های نامتعارف، سبب گردیده تا ذینفعان تورم دست بالا را داشته و انگیزه حقیقی برای کاهش آن وجود نداشته باشد.

    این کارشناس بانکی تصریح کرد: اعتقاد دارم ذینفعان تورم در اقتصاد کشور، همواره برای پوشش کاستی‌های عملکرد خود، به روش‌هایی مانند تجدید ارزیابی پی‌درپی دارایی‌ها که هیچ نقدینگی جدیدی برای بنگاه ایجاد نمی‌کند و همچنین، به تعویق انداختن بحران به دلیل دسترسی مداوم به اعتبارات بانکی، نیاز دارند. مجدد فکر کنیم، به راستی خالقان نقدینگی در ایران چه کسایی هستند؟

    سوم در مورد ضریب فزاینده هم دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد که بعضاً از دید سیاستگذار مغفول مانده است. پایه پولی در طرف مصارف (همان بدهی بانک مرکزی)، از اسکناس و مسکوکات در دست «اشخاص و بانک‌ها» به علاوه مانده ذخایر بانک‌ها نزد بانک مرکزی تشکیل می‌شود که اجزای تشکیل دهنده ضریب فزاینده نقدینگی هم می‌باشند. سهم اسکناس و مسکوکات به لحاظ کنترل پذیری، نیز به طور کلی درون‌زا است. برخلاف توصیف فریدمن (۱۹۶۹) از «تزریق هلیکوپتری و احتمالاً بدون هدف معین پول به پایین»، بانک‌های مرکزی اسکناس و مسکوکات را به بانک‌هایی می‌دهند که باید موجودی نقد صندوق خود را در واکنش به میزان تقاضای مورد نظر مشتریان به پول نقد به طور مداوم تنظیم کنند که باز هم در واکنش به انتخاب میزان و نوع دارایی‌های پولی مطلوب مشتریان‌شان است. همچنین تجربه کاهش نرخ سپرده قانونی در سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۹ نشان می‌دهد، این ساختار است که خود را به بانک مرکزی تحمیل می‌کند. در خصوص ذخایر مازاد نیز باید گفت، با توجه به رشد سرسام آور سپرده بانکی، بانک مرکزی ناگزیر از خلق پایه پولی مورد نیاز جهت تسویه‌های بین بانکی است. بنابراین برخلاف دیدگاه ضریب فزاینده، نه تنها منبع ایجاد سپرده بانکی نیست، بلکه معلول (واکنشی به) خلق سپرده‌های بانکی است.

    چهارم پیوند میان کلیت ذخایر و نرخ بهره هدف، لزوماً برقرار نیست چرا که مصادیق خلق پول مانند وام‌های اعطایی با درخواست وام‌گیرندگان رانتی و بد حساب ایجاد می‌شوند، که انگیزه‌هایشان به آسانی تنها با نرخ بهره هدف بانک مرکزی توضیح داده نمی‌شود.

    وی تصریح کرد: آیا فکر می‌کنید بانک مرکزی با این شیوه بانکداری تجاری در کشور، می‌تواند ترازنامه خود را به شکلی برون‌زا به گونه‌ای منبسط کند که با تقاضای ذخایر بانک‌ها در نرخ بهره هدف و با این حجم از رشد ترازنامه، ناسازگار باشد؟! پاسخ قطعاً منفی است.

    بازگشت نرخ ذخیره قانونی به دوران قبل از کرونا

    دادجوی توکلی گفت: تا حدود زیادی به خاطر استفاده گسترده از مدل ضریب فزاینده پول در اقتصاد پولی نئوکلاسیک، مدت‌هاست به اشتباه فرض می‌شود الزامات ذخیره قانونی تحت یک نظام بانکداری ذخیره جزئی، با هدف کنترل ارقام کلیت‌های پول ارتباط دارند در حالی که می‌توان گفت به واقع، ذخیره قانونی لزوماً عامل کنترلی برای خلق نقدینگی بانک‌ها در ایران نبوده و نیست.
    اما به هر حال به نظر می‌رسد هدف سیاستگذار پولی از بازگشت سپرده قانونی به دوره قبل از کرونا (متوسط نرخ ذخیره قانونی در اواخر زمستان سال گذشته در حدود ۱۱.۸ درصد بود) عمدتاً با نگرش ضریب فزاینده پولی بوده که دست بانک‌ها طی نه ماه منتهی به شهریور سال جاری برای خلق پول بسیار باز شده بود. آمار و ارقام مربوط به تسهیلات در شش ماه منتهی به خرداد سال جاری، شاهدی بر این مدعاست. به جرأت می‌توان گفت حجم بالایی از وام‌هایی که تخصیص یافته به سمت سرمایه گذاری نرفته و در جهت بهینه اقتصاد نبوده است.

    وی تصریح کرد: سیاست گذار تصور می‌کند که ضریب فزاینده بالا رفته و برای کاهش آن، نرخ سپره قانونی را بالا برده است. این مساله از همان مصادیقی است که من اذعان دارم همچنان سیاستگذار در خصوص آن دچار خطای تحلیلی بوده زیرا نه تنها خلق نقدینگی درون زاست، بلکه ضریب فزاینده نقدینگی هم یک متغیر درون زاست. اما به هر حال با افزایش نرخ ذخیره قانونی اگر رفتار بانک‌ها کنترل پذیر هم گردد، قیمت تمام شده پول افزایش خواهد یافت و این خود دلیلی بر عدم کاهش نرخ سود تسهیلات خواهد گردید.

    مصادیق خلق سپرده در ایران باید کنترل شود

    این کارشناس بانکی با اشاره به مصادیق خلق نقدینگی در ایران ادامه داد: مصادیق ایجاد کننده نقدینگی (سپرده) در کشور ما در ترازنامه بانک‌ها بسیار است؛ می‌توان از ۱۲ الی ۱۵ سرفصل، یاد نمود که بانک‌ها از طریق آنها در کشور خلق نقدینگی می‌کنند. بعضی از این مصادیق ایجاد کننده نقدینگی، بر پایه دارایی و برخی بر پایه هزینه هستند. بر فرض مثال پرداخت سود سپرده‌ها، هزینه‌های اداری عمومی، هزینه تبلیغات و … بر پایه هزینه هستند، اما وام دهی، ورود به سرمایه گذاری در سهام اوراق بهادار، سرفصل بدهکاران بابت ال سی و… مصادیق خلق نقدینگی بر پایه دارایی هستند.

    وی ادامه داد: اتفاقاً برآوردها نشان می‌دهد سهم خلق سپرده از مصادیق هزینه‌ای (بخصوص پرداخت سود سپرده) تا آذر ماه سال گذشته بسیار بالاتر از مصادیق با پشتوانه دارایی بوده، اما طی نه ماه اخیر وام دهی بانک‌ها و حضور مستقیم احتمالی در بازار سرمایه، خود منشأ خلق نقدینگی مبتنی بر دارایی می‌باشد، اما آیا این دارایی‌ها تضمینی برای توسعه اقتصادی کشور هستند؟

    دادجوی توکلی گفت: هدفگذاری حجم ترازنامه بانک‌ها می‌تواند منشأ تحولات خوبی در حوزه سیاستگذاری پولی باشد. به عنوان مثال قیمت تمام شده پول (تقریباً معادل سود سپرده پرداختی) به عنوان یکی از مصادیق خلق نقدینگی از قبل همین رویکرد، کنترل پذیرتر خواهد شد.

    ترازنامه بانک‌ها در کشور ما رهاست

    وی گفت: می‌توان گفت که ترازنامه بانک‌ها در کشور ما به لحاظ «کمی» و «کیفی» رها است. به نظر می‌رسد هدف از کنترل حجم ترازنامه بانک‌ها آن است که سیاست گذار می‌خواهد با کنترل مصادیق خلق نقدینگی، حجم نقدینگی کشور را کنترل کند؛ در واقع بانک مرکزی «هدف گذاری حجم نقدینگی و نظارت بر مصارف بانکی» دارد.

    وی افزود: به نوعی سیاست گذار قصد دارد بر روی مصادیق خلق سپرده تمرکز کند و تا آنجایی که ممکن است این خلق نقدینگی را در راستای بهینه اجتماع و بر اساس دارایی‌های مولد قرار می‌دهد و اگر بانکی بخواهد از این هدف دور شود، برایش قیودی می‌گذارد. قیودی مانند عدم افزایش حجم دارایی‌های موزون به ریسک اعتباری و بازاری، عدم فاصله معنی دار جریان وجوه نقد از سود و زیان دوره، مباحث مربوط به کفایت سرمایه و بخصوص حجم لایه اول سرمایه نظارتی و…

    باید «هدف گذاری نقدینگی» و کنترل مصارف بانکی را هم در دستور کار قرار دهیم

    وی تصریح کرد: بانک مرکزی برای اینکه قدرت خود را در سیاستگذاری به دست آورد، می‌تواند با هدف گذاری «کمی» و حتی «کیفی» ترازنامه بانک‌ها یا هدف گذاری نرخ رشد نقدینگی از طریق ترازنامه بانک‌ها، مساله را کنترل کند.

    دادجوی توکلی گفت: باید بپذیریم که «هدف گذاری نرخ بهره» برای رسیدن به هدف گذاری‌های تورمی آیتم خوبی است که در همه دنیا نیز پذیرفته شده است، اما شاید کمتر کشوری مانند ایران در دنیا باشد که ترازنامه بانک‌هایش این قدر بی در و پیکر و غیرشفاف است، مصادیق خلق نقدینگی اش تا این حد بالاست، رابطه بین بهره نرخ بین بانکی و سایر نرخ‌های بانکی قطع بوده و حتی فاصله نرخ بالا و پایین هرم پولی، بیش از ۷ برابر است.

    وی افزود: تا در کشور بازدهی‌های غیرمولد و بالا دارید نقدینگی به نفع آنها، از طریق ترازنامه بانک‌ها خلق می‌شود، برای همین ابتدا باید بازدهی‌ها کنترل می‌شود تا در نهایت سیاست گذار به نرخ تورم هدف خود برسد.

  • روند معکوس قیمت طلای زرد و سیاه

    روند معکوس قیمت طلای زرد و سیاه

    روند معکوس قیمت طلای زرد و سیاه

    قیمت دلار و سکه که در هفته های گذشته روند افزایشی را دنبال کردند، در هفته منتهی به ۱۱ مهر نیز همچنان با رشد فزاینده به مسیر افزایشی خود ادامه دادند. دلار با رشد ۵.۹ درصدی، به کانال ۳۰ هزار تومانی نزدیک شده و هر دلار در روز چهارشنبه ۲۹ هزار ۶۵۰ تومان معامله گردید. سکه نیز با رشد ۶.۵ درصدی در انتهای هفته به ۱۴ میلیون و ۸۰ هزار تومان رسید. افزایش نرخ حواله درهم و ارزش دلار در هرات افغانستان یکی از عوامل موثر در رشد دلار و به تبع آن سکه در هفته گذشته بوده است. پیش بینی می شود در روزهای آتی با ورود دلار به کانال ۳۰ هزار تومانی خریداران بیشتری وارد بازار شوند، هر چند در شرایط کنونی معامله گران با هدف نوسان گیری و بهره مندی از سودهای کوتاه مدت وارد بازار ارز و سکه می شوند. با توجه به این که خرید و فروش سکه نسبت به دلار محدودیت کمتری دارد، بیشتر تقاضا در بازار سکه، تقاضای احتیاطی بوده و به همین دلیل رشد بهای سکه بیش از دلار رشد داشته است. البته افزایش ارزش هر انس طلای جهانی نیز بر رشد قیمت سکه بی تاثیر نبوده است.

    شاخص کل سهام که در هفته آخر شهریور افزایش یافته بود در دومین هفته متوالی در مهر ماه با افت ۶.۷ درصدی به ۱ میلیون و ۵۰۳ هزار واحد رسید. تصمیمات ناگهانی مسئولان منجر به افزایش نااطمینانی ها و ریسک بازار بورس، کاهش اعتماد مردم و در نتیجه خروج سرمایه از بازار و ادامه افت شاخص سهام گردیده است. به گفته برخی تحلیل گران، تغییرات بازار سهام تا اعلام نتایج انتخابات آمریکا به درستی قابل پیش بینی نیست.

    قیمت انواع نفت در هفته منتهی به ۲ اکتبر با کاهش مواجه شده است به طوری که نفت خام آمریکا، نفت برنت و نفت اوپک به ترتیب افت ۴.۸، ۶ و ۱.۴ درصدی را به ثبت رسانده اند. گسترش مجدد ویروس کرونا و افزایش نگرانی ها از اعمال محدودیت های قرنطینه ای و کاهش تقاضا، افت قیمت نفت را در پی داشته است. نااطمینانی های ناشی از بیماری کووید ۱۹ و نامشخص بودن زمان تولید و توزیع واکسن آن، پیش بینی آینده بازار نفت را دشوار نموده است. همچنین تولید و صادرات مجدد نفت لیبی پس از رفع محاصره تاسیسات نفتی این کشور، در کاهش قیمت ها موثر بوده است.

    بهای جهانی هر انس طلا که در دو هفته گذشته روند نزولی را به ثبت رسانده بود با افزایش ۲.۱ درصدی از ۱۹۰۰ دلار عبور کرد. تنش های بین چین و آمریکا و اتخاذ سیاست های انبساطی پولی از عوامل افزایش قیمت طلا در هفته گذشته و روزهای آتی خواهد بود. ارزش دلار آمریکا که همواره عکس جهت بهای طلای جهانی حرکت کرده و در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر رشد ۱.۵ درصدی را به ثبت رسانده بود، در هفته منتهی به ۲ اکتبر با اندکی کاهش به کانال ۹۳ دلاری بازگشت. همان عواملی که افزایش قیمت طلا را در پی داشته منجر به تضعیف ارزش دلار گردیده است.

    اگر چه ارزش بیت کوین در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر در مجموع کاهش ۲.۷ درصدی را از خود نشان داد اما در روز پایانی هفته رو به افزایش گذاشت و این روند تا روز دوشنبه هفته گذشته ادامه یافت. در نهایت ارزش این ارز دیجیتال با کاهش ۲.۷ درصدی تا انتهای هفته منتهی به ۲ اکتبر به ۱۰ هزار و ۵۷۵ دلار رسید. پیش بینی تحلیل گران افزایش قیمت دارایی های امن طلا و بیت کوین در هفته های آتی به علت احتمال همه گیری مجدد کرونا در پاییز و نامشخص بودن زمان قطعی تولید واکسن بیماری کووید ۱۹ می باشد.

    همه فلزات اساسی که در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر با کاهش قیمت مواجه شده بودند در هفته گذشته نیز روند نزولی را دنبال کردند. در این میان سنگ آهن با کاهش ۵.۷ درصدی بیشترین افت قیمت را به ثبت رسانده است.

     رییس اتاق بازرگانی شیراز

    ۲۲۳۲۲۹

  • کدام سهم‌ها قابلیت رشد دارند؟/ تحلیل یک کارشناس از انتقال تورم از بازار ارز به بورس

    کدام سهم‌ها قابلیت رشد دارند؟/ تحلیل یک کارشناس از انتقال تورم از بازار ارز به بورس

    کدام سهم‌ها قابلیت رشد دارند؟/ تحلیل یک کارشناس از انتقال تورم از بازار ارز به بورس

    علی حیدری در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین در پاسخ به این پرسش که کرونا گرفتن ترامپ چه تاثیری بر بازار سرمایه دارد؟ اظهار داشت: به نظر من کرونا گرفتن ترامپ هیچ اثری نه‌تنها بر بازار سهام که اساسا بر اقتصاد ایران ندارد. چون تحولات اقتصادهای بسته‌ای مثل ایران بیشتر به مسائل داخلی بستگی دارد تا بازارهای بین المللی.

    وی گفت: من معتقدم هر کجا دلار متوقف شود و به ثبات برسد، رشد بازار سهام آغاز می‌شود، چراکه تورم از بازار ارز به بازار سهام منتقل خواهد شد.

    این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: فعالان بازار سهام در مهر ماه به یک تحول اقتصادی خوب نگاه می‌کنند. به نظرم فعالان باهوش در بازار در مهر ماه به تثبیت قیمت دلار نگاه می‌کنند و در نقطه‌ای که تثبیت شود، یعنی خروج تورم از دلار به بازار سهام.

     وی در پاسخ به این سوال که کدام سهم‌ها در شرایط کنونی بیشتر قابلیت رشد را دارند؟ عنوان کرد: در شرایط فعلی و در صورت تثبیت قیمت دلار، من دو گروه را دارای قابلیت رشد و افزایش قیمت بالا می‌دانم، اول شرکت‌های صادرات‌محور برمبنای دلار که دارای بنیاد قوی هستند مثل پتروشیمی‌ها و دوم نمادهایی که اصولا بنیاد و اساس درستی ندارند یعنی شرکت هایی که هیچ هویتی دربازار ندارند. بقیه شرکت ها به دنبال این دو گروه رشد می‌کنند ولی سودآوری این دو را ندارند.

    مشروح اظهارات علی حیدری درباره وضعیت بازار سرمایه را (اینجا) بخوانید.

    ۲۲۳۲۲۵

  • کمر تورم ماهانه مسکن شکست

    کمر تورم ماهانه مسکن شکست

    کمر تورم ماهانه مسکن شکست

     

     

    اعتمادآنلاین| تازه‌ترین آمار رسمی از بازار مسکن تهران حاکی از کاهش سرعت رشد قیمت مسکن نسبت به ۴ ماهه قبل از آن دارد، به گونه‌ای که از حدود ۱۰.۵ درصد در ماه‌های گذشته به ۵درصد رسید و نصف شد و بیشتر خود را به نرخ تورم عمومی نزدیک کرد. به عبارت دیگر، اگر طی ماه‌های اردیبهشت، خرداد، تیر و مرداد، هر ماه حدود دو میلیون تومان به متوسط قیمت مسکن اضافه می‌شد، در شهریور ماه سال جاری، قیمت اسمی مسکن تنها حدود یک میلیون تومان افزایش یافت و به ۲۴ میلیون و ۲۹۰ هزار تومان رسید. در همین حال، با کاهش ۶.۸ درصدی تعداد معاملات در شهریورماه، تعداد ماه‌های منفی معاملاتی در سال جاری به سه ماه افزایش یافت. بازار مسکن صرفا در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و تیر شاهد رشد مثبت معاملات بود و در سه ماهه دیگر، از حجم معاملات کاسته شد ودر شهریور به ۸هزار و ۴۶۳ فقر رسید.

    به این ترتیب، آنگونه که «تعادل» پیش از این، پیش بینی و گزارش کرده بود، بازار مسکن در پی اصلاح شاخص بورس که از اواخر مرداد ماه سال جاری آغاز شده بود، نتوانست نقدینگی خارج شده از بازار سهام را جذب خود کند. تازه‌ترین آمار تحولات بازار مسکن تهران حاکی از تورم ۵.۱ درصدی قیمت مسکن در مرداد ماه سال جاری است، به گونه‌ای که متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در ماه یادشده با بیش از یک میلیون تومان افزایش، به ۲۴ میلیون و ۲۹۰ هزار تومان رسیده است.

    در مرداد ماه سال ۱۳۹۹ تعداد معاملات آپارتمان‌های مسکونی شهر تهران نیز به ۸ هزار و ۴۶۳ فقره رسید که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه سال قبل به ترتیب ۶.۸ درصد کاهش و ۲۰۳.۷ درصد افزایش نشان می‌دهد.به گزارش «تعادل» رصد تحولات ماهانه بازار مسکن نشان می‌دهد که واگرایی میان حجم معاملات ملک و متوسط قیمت خرید هر متر مربع واحد مسکونی افزایش یافته است. در این حال، افزایش ۲۰۳.۷ درصدی معاملات ملک نشان از فاصله گرفتن حجم معاملات در شهریور سال جاری از کف معاملات مسکن در مرداد و شهریور سال گذشته که به ترتیب ۳ هزار و ۳۰۰ فقره و ۲۸۰۰ فقره ثبت شده بود، دارد.

    البته پیش از این، روزنامه «تعادل» در گزارشی، روند ۲۸ ماهه معاملات ملک منتهی به اول مرداد سال جاری را بررسی کرد و نتیجه گرفت که در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و تیر سال جاری، حجم معاملات ملک رونقی اندک را تجربه کرده و به سطوح فصل بهار سال ۹۷ رسیده و عادی شده است. چرا که تعداد معاملات واحدهای مسکونی در دوره‌های رونق بازار مسکن در پایتخت از ۲۵ هزار فقره فراتر می‌رفت، اما طی دو سال گذشته تحت تاثیر نوسان در فضای کلی اقتصاد و سرایت این بی ثابتی به بازار مسکن و در پی آن کاهش شدید قدرت خرید متقاضیان مصرفی به‌شدت کاهش یافت و حتی برای ماه‌های متوالی به کمتر از ۵ هزار فقره سقوط کرد.

      تورم ۵۶.۷ درصدی؟!

    به گزارش «تعادل»، متوسط قیمت هر متر مربع مسکن در پایان اسفند سال گذشته ۱۵ میلیون و ۶۲۸ هزار تومان گزارش شده است و شهریور سال جاری این شاخص به ۲۴ میلیون و ۲۸۰ هزار تومان بالغ شده است که حاکی از رشد ۵۵.۳۶ درصدی قیمت مسکن طی ۶ ماهه نخست سال جاری دارد. همزمان، گزارش بانک مرکزی نشان می‌دهد که در این مدت، متوسط قیمت یک متر مربع بنای واحد مسکونی معامله شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی در شهر تهران ۱۹.۹۲ میلیون تومان بوده است که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۵۶.۷ درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین تعداد معاملات آپارتمان‌های مسکونی شهر تهران در ۶ ماهه نخست سال ۹۹ به حدود ۵۴ هزار و ۹۲۱ فقره بالغ شد که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، ۶۹.۵ درصد افزایش نشان می‌دهد.  به گفته کارشناسان، رشد نقدینگی، افزایش چشم‌انداز تورمی و همچنین تحولات در بازارهای موازی از جمله مهم‌ترین دلایل رشد قیمت‌ها در بازار مسکن طی ماه‌های گذشته بوده است، اما با توجه به آمار شهریور ماه (تداوم افزایش قیمت و کاهش حجم معاملات) به نظر می‌رسد که مسکن از جذابیت لازم برای سرمایه‌گذاری یا سفته بازی برخوردار نیست و بازارهای دیگر از جمله خودرو، ارز، طلا در شهریور ماه نقدینگی بیشتری جذب کرده‌اند.

       افزایش ۹۲ درصدی تورم نقطه به نقطه

    بر اساس گزارش بانک مرکزی، در ماه مورد گزارش، متوسط قیمت خرید و فروش یک متر مربع زیربنای واحد مسکونی معامله شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی شهر تهران ۲۴.۲۸ میلیون تومان بود که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه سال قبل به ترتیب معادل ۵.۱ و ۹۱.۷ درصد افزایش نشان می‌دهد. در میان مناطق ۲۲ گانه شهرداری تهران، بیشترین متوسط قیمت یک متر مربع زیربنای مسکونی معامله شده معادل ۵۰.۷۹ میلیون تومان به منطقه یک و کمترین آن با ۱۰.۴۱ میلیون تومان به منطقه ۱۸ تعلق داشته است.

    این ارقام نسبت به ماه مشابه سال ۱۳۹۸به ترتیب ۱۰۲.۸ و ۸۱.۵ درصد افزایش نشان می‌دهند. همچنین توزیع فراوانی تعداد واحدهای مسکونی معامله شده بر حسب متوسط قیمت یک متر مربع بنا در شهریور سال جاری حاکی از آن است که واحدهای مسکونی در دامنه قیمتی ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان به ازای هر متر مربع بنا با سهم ۸.۹ درصد، بیشترین سهم از تعداد معاملات شهر تهران را به خود اختصاص داده‌اند و دامنه‌های قیمتی ۱۴ تا ۱۶ و ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان به ترتیب با سهم‌های ۸.۱ و ۷.۵ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند. در این ماه، توزیع حجم معاملات به گونه‌ای بوده است که ۵۷.۷ درصد واحدهای مسکونی با قیمتی کمتر از متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی شهر تهران (۲۴.۲۸ میلیون تومان) معامله شده‌اند.

        نوسازهای پرطرفدار

    بررسی توزیع تعداد واحدهای مسکونی معامله شده در شهر تهران به تفکیک عمر بنا در شهریورماه سال ۱۳۹۹ حاکی از آن است که از مجموع ۸۴۶۳ واحد مسکونی معامله شده، واحدهای تا ۵ سال با سهم ۳۸ درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده‌اند. سهم مذکور در مقایسه با شهریور ماه سال قبل حدود ۲.۸ واحد درصد کاهش یافته و در مقابل به سهم واحدهای با قدمت ۱۱ تا ۱۵، ۱۶ تا ۲۰ و بیش از ۲۰ سال ساخت افزوده شده است.

       منطقه ۵ همچنان پیشتاز معاملات

    توزیع تعداد معاملات ملکی بر حسب مناطق مختلف شهر تهران در مرداد ماه سال جاری حاکی از آن است که از میان مناطق ۲۲ گانه شهر تهران، منطقه ۵ با سهم ۱۵.۴ درصدی از کل معاملات، بیشترین تعداد قراردادهای مبایعه نامه را به خود اختصاص داده است. همچنین مناطق ۱۰ و ۲ به ترتیب با اختصاص سهم‌های ۹.۵ و ۹ درصدی در رتبه بعدی قرار گرفته‌اند. در مجموع ۷۲.۸ درصد از کل تعداد معاملات انجام شده در شهر تهران در شهریورماه سال ۹۹ مربوط به ۱۰ منطقه شهر (به ترتیب بیشترین فراوانی شامل مناطق ۵، ۱۰، ۲، ۴، ۱۴، ۸، ۷، ۱۵، ۱ و ۱۱) بوده و ۱۲ منطقه باقی مانده ۲۷.۲ درصد از کل تعداد معاملات را به خود اختصاص داده‌اند.

       کوچک متراژهای دوست داشتنی

    توزیع فراوانی تعداد واحدهای مسکونی معامله شده بر حسب سطح زیربنای هر واحد مسکونی در شهریور ماه سال ۹۹ نشان می‌دهد، بیشترین سهم از معاملات انجام شده به واحدهای مسکونی با زیربنای ۵۰ تا ۶۰ متر مربع با سهم ۱۵.۳ درصد اختصاص داشته است. واحدهای دارای زیربنای ۶۰ تا ۷۰ و ۷۰ تا ۸۰ مترمربع به ترتیب با سهم‌های ۱۴.۴ و ۱۱.۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در مجموع، در این ماه، واحدهای مسکونی با سطح زیربنای کمتر از ۸۰ متر مربع، ۵۵.۲ درصد از معاملات انجام شده را به خود اختصاص دادند.

        مسکن در استطاعت جوانان

    در شهریور ماه سال جاری، توزیع فراوانی تعداد واحدهای مسکونی معامله شده بر حسب ارزش هر واحد حاکی از آن است که در میان دامنه‌های قیمتی مورد بررسی، واحدهای مسکونی با ارزش ۶۰۰ تا ۸۵۰ میلیون تومان با اختصاص سهم ۱۳.۸ درصد، بیشترین سهم از معاملات انجام شده را به خود اختصاص داده‌اند. این شاخص بیانگر، توان مالی اندک متقاضیان مصرفی ملک به ویژه خانه اولی‌ها و جوانان است. واحدهای دارای ارزش ۸۵۰ تا یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به ترتیب با اختصاص سهم‌های ۱۰.۶ و ۸.۴ درصدی در رتبه بعدی قرار گرفته‌اند. در مجموع در این ماه، حدود ۵۰ درصد از معاملات به واحدهای مسکونی با ارزش کمتر از یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان اختصاص داشته است.

    منبع: تعادل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • قیمت‌های عجیب در بازار خودرو/ خرید و فروش قفل شد

    قیمت‌های عجیب در بازار خودرو/ خرید و فروش قفل شد

    قیمت‌های عجیب در بازار خودرو/ خرید و فروش قفل شد

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بازار خودرو که از ۲۰ شهریور ماه استارت افزایش قیمت را زده بود دراواخر ماه گذشته کمی ثبات قیمت و در برخی موارد اندک کاهش قیمت را تجربه کرد اما با ورود به مهرماه قیمت ها در این بازار این بار با سرعتی دوبرابر دوباره صعودی شد به گونه ای که قیمت پراید ۱۱۱ تنها از ابتدای مهرماه تاکنون ۲۳ میلیون تومان افزایش یافته است و این خودرو که در اواخر شهریور ماه ۱۱۲ میلیون تومان قیمت داشت در حال حاضر به قیمت ۱۳۵ میلیون تومان رسیده است.برخی نمایشگاه داران می‌گویند قیمت اعلامی در این محدوده است اما مسی دست به خرید نمی‌زند و این قیمت برای پراید تثبیت نشده است .

    طبق گفته نمایشگاه داران قیمت خودرو لحظه ای در حال تغییر است و نوسانات قیمت در این بازار به حدی است که قیمت اعلام شده یک ساعت قبل با قیمت فعلی تفاوت چند میلیون تومانی دارد و حتی در برخی از موارد طبق گفته نمایشگاه داران قیمت خودرو با گذشت ۲۴ ساعت ۱۰۰ میلیون تومان بالا رفته است به عنوان مثال قیمت خودرو جک ۵ اس در حال حاضر ۸۰۰ میلیون تومان اعلام شده است .

    کارشناسان بازار خودرو بر این باورند که کاهش چشمگیر تعداد فروشندگان در بازار خودرو به گرانی ها در این بازار دامن زده است و فروشندگان با توجه به افزایش نرخ ارز به دنبال فروش خودرو خود با قیمت بالاتر هستند و همین امر قیمت ها در این بازار را روز به روز بالا می برد به گونه ای که پژو ۲۰۰۸ مدل ۹۸ که در مرز ۹۰۰ میلیون تومان معامله می شده است امروز یک میلیارد و ۶۰ میلیون تومان قیمت دارد و در بین خودروهای وارداتی مزدا ۳ نیو که در اواخر شهریور ماه در مرز ۱ میلیارد تومان قرار داشت امروز به قیمت ۱ میلیارد و ۱۱۰ میلیون تومان رسیده است.

    این افزایش قیمت ها فقط به خودروهای مونتاژ و خارجی محدود نمی شود بلکه قیمت پژو پارس ساده نیز طی چند روز اخیر به ۲۳۸ میلیون تومان رسیده است و در حال حاضر خودروهای پژو ۲۰۶ تیپ ۲ و پژو ۲۰۶ تیپ ۵ نیز به ترتیب ۲۲۸ و ۲۹۰ میلیون تومان قیمت دارند که نسبت به دو روز گذشته پژو ۲۰۶ تیپ ۲ نزدیک به ۲۶ میلیون تومان گران شده است و پژو ۲۰۶ تیپ ۵ نیز نزدیک به ۴۲ میلیون تومان گران شده است .

    نمایشگاه داران بر این باورند که قیمت ها در این بازار طی روزهای آینده روند صعودی را ادامه خواهد داد و مهمترین دلیل رشد فیمت خودرو افزایش نرخ دلار در بازار بوده است .

    ۲۲۳۲۲۷

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • خطر فقر و نظامات اقتصادی

    خطر فقر و نظامات اقتصادی

    خطر فقر و نظامات اقتصادی

     

    اعتمادآنلاین| واقع آن است که عملا در دهه ۹۰ فرصت‌سوزی بزرگی در اقتصاد ایران رخ داد؛ یعنی اقتصاد ایران در طول یک دهه ۲بار تحریم شد و تحریم‌های بی نظیری هم اعمال شد که مشابه آن را در تاریخ روابط بین الملل درهیچ کشور و اقتصادی سابقه ندارد. اما در کنار تحریم‌ها، ما انباشت چالش‌های دهه‌های گذشته را نیز داشتیم که با هر تکانه‌ای این چالش‌ها خود را نمایان‌تر می‌کند.

    این چالش‌ها موجب شد تا رشد اقتصادی دهه ۹۰ حدودا صفر باشد و میانگین تورم دهه ۹۰ هم در این بازه زمانی حدود ۲۳درصد برآورد می‌شود.یعنی با اقتصادی مواجهیم که در یک دهه رشد نداشته و میانگین تورم ۲۳درصدی را از سرگذرانده است که مجموعه این مسائل، به منزله کوچک‌تر شدن کیک اقتصاد ایران است. طبیعی است وقتی کیک اقتصاد کوچک شود، سهم معیشتی مردم هم کمتر می‌شود. اما مساله به همین اعداد و ارقام خلاصه نمی‌شود و در پس پرده موضوعات دیگری هم وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

    در کنار این معضلات که برآمده از تحریم و… است موضوعات دیگری هم وجود دارند که هم مزید برعلت شده تا سرعت فقر در دهک‌های پایینی با سرعت بالایی افزایش یابد. مساله این است که همه نظامات اقتصادی ایران به‌نفع ثروتمندان وبه ضرر فقرا تنظیم شده است. در سایر کشورها وقتی شرایط تورمی ایجاد می‌شود، نظامات اقتصادی به نحوی تنظیم می‌شوند که بیشترین فشار بر دوش ثروتمندان بیفتد. اما در ایران برعکس است. نظامات اقتصادی به گونه‌ای است که در زمان تورم، ثروتمندان ثروتمند‌تر و فقرا، فقیرتر می‌شوند.این یک معضل ریشه‌ای در اقتصاد ایران است که گسترش فقر در کشور را تسریع می‌بخشد.

    در دنیا مالیات بر ثروت وجود دارد، مالیات بر مجموعه درآمد ایجاد شده؛ نظام یارانه‌ای برقرار است و در نهایت هم نظام بانکی، وظیفه حمایت از بنگاه‌های متوسط و خرد را در دستور کار قرار می‌دهد تا در هنگام تورم، پایه‌های معیشتی خانواده‌ها دچار تکانه نشود و مردم از دل یک فضای کسب و کار پویا معیشت خود را راهبری کنند. در کشور ما به عکس است، یعنی نظام مالیاتی ما در خدمت ثروتمندان است، ما مالیات بر ثروت نداریم، مالیات بر مجموعه در آمد نداریم، لذا ثروتمندان که در شرایط تورمی بر ثروتشان افزوده می‌شود، مالیات آن را هم پرداخت نمی‌کنند. در همه جای دنیاثروت افراد از یک حدی که افزایش پیدا می‌کند پایه‌های مالیاتی جدیدی برای آنها در نظر گرفته می‌شود و این منابع به‌نفع معیشت طبقات کمتربرخوردار به کار گرفته می‌شوند.

    یکی از دوستان ما می‌گفت که در سفری که به یکی از کشورهای دیگر توسعه یافته، داشته با شخصی مواجه می‌شود که به دلیل افزایش حقوق و درآمدش اظهار ناراحتی می‌کرده است؛ وقنی دلیل این ناراحتی را از او جویا شده بود، فرد به او گفته بود که اگر ثروت و درآمدش از یک حدی بیشتر شود، باید پایه‌های مالیاتی جدیدی را پرداخت کند و به همین دلیل ناراحت بود. به همین دلیل بسیاری از افراد در سایر کشورها از سکونت در خانه‌های بزرگ، استفاده از اقلام لوکس و…خودداری می‌کنند چون نظارت‌های اقتصادی در مالیاتی در آن جوامع به گونه‌ای است که سهم مالیاتی را بر دوش برخوردارها قرار می‌دهد. در ایران اما هر کس ثروت بیشتری دارد، خودروی بیشتری دارد، انرژی بیشتری مصرف می‌کند و از یارانه‌های حمایتی بیشتری هم استفاده می‌کند. در حالی که ۴۰درصد مردم کمتربرخوردار اساسا خودرویی ندارند که بخواهند از یارانه بنزین استفاده کنند. این یک بازی اشتباه در اقتصاد ایران است که از ۲زاویه فشار طبقاتی و فقر را تشدید می‌کند.

    اول به‌دلیل تحریم‌های ظالمانه کیک اقتصاد کوچک‌تر شده و این امر سهم معیشتی مردم را کاهش داده است. اما موضوع مهم‌تر و درناک‌تر این است که نظامات اقتصادی اعم از نظامات مالیاتی، تسهیلاتی و یارنه‌ای به نفع طبقات برخوردار و به ضرر محروم‌ها استقرار پیدا کرده است. این امر در شرایط تورمی بیشتر خود را نمایان می‌کند و ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را محروم‌تر می‌کند. ثروتمندان با استفاده از نقدینگی و ثروت بالایی که دارند، به راحتی به تسهیلات با سود کمتر بهره مند می‌شوند و این نقدینگی را وارد بازارهای سوداگرانه می‌کنند. این فضا ضرورت اصلاحات اقتصادی را یادآور می‌سازد. در مورد بحث فقر عدد و رقم مستندی که ارایه نمی‌شود. در سال ۹۴ آماری را مرکز آمار منتشر کرده بود که بر اساس آن اعلام شده بود ۳۵ درصد خانوارهای ایرانی، دستمزدی پایین‌تر از دهک پایینی سوم دارند.

    این معیار در آن زمان در نظر گرفته شده بود تا تصویری از وضعیت معیشتی مردم ارایه کند. حالا شما تصور کنید که ما از سال۹۷ به بعد که اقتصاد ایران یک سقوط شدیدتری را در اکثر شاخص‌های اقتصادی پشت سر گذاشته و قیمت دلار حداقل ۷برابر شده است چه وضعیتی از نظر گسترش فقر دارد. این موضوع بیانگر آن است که امروز حداقل بیش از ۵۰الی ۶۰درصد در وضعیت دهک سوم معیاری قرار دارند. این وضعیت ضرورت اصلاحات را یادآور می‌شود، چرا که همین امروز هم برای اصلاحات اقتصادی دیر شده است هر روز فشار بر دهک‌های محروم بیشتر می‌شود.

    اما آیا معنای این اعداد و ارقام این است که هیچ نقطه روشن و امیدبخشی وجود ندارد؟ به هیچ عنوان معنای این ارزیابی‌های تحلیلی این نیست که امیدی برای اصلاح وجود ندارد؛ این ارزیابی‌های تحلیلی برای آن است که به هرچه سریع‌تر برای اصلاح امور اقدام شود. می‌گویند در زمان اتحادیه جماهیر شوروی یک فردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش می‌کرد، کا گ ب این فرد را دستگیر می‌کند، می‌بینند که برگه‌های سفید را پخش می‌کند؛ از او می‌پرسند که پرا برگه سفید منتشر می‌کنی؟ می‌گوید، وضعیت نمایان است دیگر من چه بگویم.  معتقدم مطالبه اصلی فعالان اقتصادی و رسانه‌ها باید این باشد که چرا نظام مالیاتی، نظام بانکی و نظام یارانه‌ای به نفع طبقات کمتربرخوردار اصلاح نمی‌شود و در راستای منافع دهک‌های ثروتمند جامعه است. پرسشگری درباره این ضرورت بسیار مهم است و می‌طلبد که مدام درباره آن صحبت شود تا فرجی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم حاصل شود .

    منبع : تعدل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان