

۶۱۲۶۶
تشکلها سیاسی



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از القدس العربی، رسانه های غربی جزییات جدیدی از بگیرو ببندهای محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که برای رسیدن به تخت و تاج پدر له له می زند، منتشر کرده اند.
میدل ایست ای در گزارشی اعلام کرد که محمد بن سلمان ولیعهد سعودی دست کم ۲۰ شاهزاده آل سعود را بازداشت کرده است.
بر اساس این گزارش؛ اسامی بارز بازداشت شده احمد بن عبدالعزیز برادر ملک سلمان، نایف بن احمد بن عبدالعزیز رئیس اطلاعات و امنیت نیروی زمینی ارتش عربستان که برادرزاده پادشاه سعودی است، محمد بن نایف ولیعهد سابق و برادرش نواف است.
این رسانه به نقل از منابعی که نامشان را فاش نکرد، اعلام کرد: بن سلمان پس از بازداشت این افراد آنها را مجبور به اظهار وفاداری به خود کرده است.



به گزارش خبرآنلاین، نفسهای مجلس دهم به شماره افتاده و تا پایان عمرش چیزی حدود ۳ ماه بیشتر باقی نمانده است و از خرداد ۹۹ مجلس یازدهم کار خود را آغاز خواهد کرد مجلسی که نزدیک به ۸۰ درصد نمایندگان آن در مقایسه با مجلس فعلی تغییر کرده اند.
حال این سوال در ذهن مطرح شده است که منتخبانی که قرار است چند ماه دیگر بر روی صندلیهای سبز پارلمان تکیه زنند در این روزها چه اقداماتی انجام میدهند. بر همین اساس خبرگزاری خبرآنلاین از مخاطبان خود پرسیده بود «انتظارتان از نمایندگان مجلس یازدهم در این روزها تا شروع مجلس آینده چیست؟»
«حداقل یه سر بزنند ببینند حوزه انتحابیه شون چه مشکلی دارد»، « اینها فقط در روزهای انتخابات خود را نماینده مردم میدانند. پس هیچ انتظاری ازشون نیست»، « چه انتظاری داشته باشیم جز حل بیکاری ایجاد شغل برای مردم»، « مگه تا حالا کاری میکردن؟؟؟؟»، « انتظار محلی نباید از نمایندگان داشت باید تلاش بشه مشکلات کلان کشور از راه قانونگذاری درست حل و فصل شود.» این جملات بخشی از انتظارات همراه با گلایه از منتخبان مجلس یازدهم است.
کرونا را جدی بگیرید/مشکل الکل و ماسک را حل کنید
چند هفته ایست که سایه سیاه ویروس کرونا بر زندگی مردم سنگینی می کند و شرایط زندگی را برای همه سخت کرده است، سایه این ویروس به نظرخواهی خبرآنلاین هم رسید و در همین راستا کاربری به نام مَن نوشت: می تونن مشکل ماسک و الکل رو حل کنند؟
فردی هم که نامش را منتشر نکرده است، نوشت: این روزای کرونایی حاضرن از خونه بیان بیرون. محمد هم در پاسخ به او نوشت: تنها جایی که تعطیل شده مجلس شورای اسلامیه، که عزیزان خدای ناکرده مبتلا نشن، بعد ما مجبوریم بریم سرکار.
دیگری هم نوشت: اگر راست میگن و به فکر مردم هستن یه چاره به حال این وضعیت مواد ضدعفونی بکنن. کاربر ناشناس دیگری نیز با طنز برای خبرآنلاین نوشت: شاید اصلا عمرشون به مجلس یازدهم نرسه ..کرونا رو جدی بگیرید.
قانون اساسی را بخوانید
در این میان افزایش حقوق معلمان، رسیدگی به وضعیت مدارس غرب کشور، مبارزه با رانت خواری، خواندن آیین نامه مجلس از مواردی بود که کاربران خبرآنلاین در قالب کامنت مطرح کرده بودند.
میر یکی از همین افراد بود که با اشاره به مبارزه با فساد نوشت: مراکز رانت و نفوذ رو کشف و جلوشونو بگیرن. کاربر ناشناسی هم نوشت: با هر رانتی مقابله کنن حتی اگه نزدیکانشون بودند.
فردی هم که نامش را منتشر نکرده است، نوشت: پیشنهاد می کنم قانون اساسی را بخونند ساختار اداری و سازمانها را مورد مطالعه قرار دهند گروه مشاور امین انتخاب کنند . از همین حالا با مرکز پژوهش های مجلس ارتباط برقرار کنند. سخنرانی های رهبری را مرور و با توجه بخونند. حتما از زندگینامه شهدا و آزادگان با مطالعه بهره بگیرند .تاریخ بخونند. و سعی کنند چرایی پیدایی جنبش های سیاسی ایران را درک کنند. حتما به فرهنگ دینی و ملی توجه عمیق داشته باشند.
کاربر دیگری هم نوشت: برای افزایش حقوق معلمان تلاشی بکنند حق التدریسی ها رو هم فراموش نکنند.
شما می توانید مشروح نظرات کاربران خبرآنلاین را در {اینجا} بخوانید.
۲۷۲۱۵


وی در پست منتشر شده نوشته است:
“پدر من سالها با کار بیوقفه و با سختی زیاد هزینههای زندگی ما را تأمین کرد. در سالهای دفاع مقدس نیز همزمان با من و برادر شهیدم در جبههها حاضر بود و مجاهدت میکرد. این داستان زندگی بسیاری از پدران بیادعا و سرافراز این آب و خاک است. میلاد امیرالمؤمنین را به پدر عزیزم، همۀ پدرانی که با شهادتشان آسمانی شدند و به یکایک پدران سربلند سرزمینم تبریک میگویم”.

۲۷۲۷


جنگ در شرایطی به ایران تحمیل شد که نیروهای نظامی وضعیت مناسبی نداشتند و در وضعیت برابر با ارتش عراق نبودند.
جنگ در شرایطی به ایران تحمیل شد که ارتش وضعیت مناسبی نداشت، سپاه نیز تازه تاسیس شده بود. جنگ نه تنها ارتش و سپاه ایران را از هم پاشیده نکرد، بلکه ارتش در دوران جنگ به بازیابی قدرت خویش پرداخت. سپاه نیز از دوران دفاع مقدس با ایجاد و توسعه سازمان رزم، قدرت خود را افزایش داد.

در این دوران باشکوه و نورانی ستارگان درخشانی ظهور و بروز پیدا کردند که شاید اگر این دوران وجود نداشت؛ هیچگاه فرصت این ظهور و بروز به وجود نمی آمد. تمام روزهای دفاع مقدس سرشار از نام و نشان شهدای عزیز است، شهدایی که نورانیت خاصی دارند و سیره آنها باید سرمشق راه و چراغ گمراهی های زندگی ما باشد.
روزهای اسفندماه نیز با یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس مزین شده که در این گزارش برشی از زندگی شهدای اسفندماه را می خوانید.
شهید حمید باکری که برادر کوچکتر شهید مهدی باکری است در آذرماه سال ۳۴ در شهرستان ارومیه چشم به جهان گشود. در سنین کودکی مادرش را از دست داد و دوران دبستان و سیکل و اول دبیرستان را در کارخانه قند ارومیه و بقیه تحصیلاتش را در دبیرستان فردوسی ارومیه به پایان رساند.

حمید در سال ۵۵ ظاهراً برای تحصیل به خارج از کشور سفر میکند، ابتدا به ترکیه و از آنجا جهت گذراندن دوره چریکی عازم سوریه میشود و بعد به آلمان رفته و در دانشگاه اسم نویسی کرده و فقط یک هفته در کلاس درس حاضر میشود.

با سفر امام خمینی (ره) به پاریس، عازم آنجا میشود و از آن کشور جهت آوردن اسلحه به سوریه میرود و با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران مراجعت کرده، جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در مراکز نظامی مشغول فعالیت میشود و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۵۷ به عضویت این نهاد درآمد.

وی با فرمان امام خمینی مبنی بر تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی مسئول تشکیل و سازماندهی بسیج ارومیه شد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه آبادان شتافت و دو ماه بعد مراجعت کرد. مدتی در شهرداری بصورت افتخاری در سمت مسئول بازرسی مشغول خدمت شد و چون کار اداری نتوانست روح بزرگ او را آرام کند مجدداً عازم جبهه آبادان شد و فرماندهی خط مقدم ایستگاه ۷ آبادان را بعهده گرفت و به سازماندهی نیروهای مردمی پرداخت.

شهید باکری برای مدتی از سوی جهاد سازندگی مسئولیت پاکسازی مناطق آزاد شده کردنشین در منطقه سرو را برعهده گرفت و سپس بعنوان مسئول کمیته برنامه ریزی جهاد استان تعییین شد؛ چون در هر حال جنگ را مسئله اصلی میدانست و میاندیشید که در جبهه مفیدتر است حضور دائمیاش را در جبههها از عملیات فتحالمبین شروع کرد.

در چندین عملیات مهم بعنوان فرمانده حضور داشت تا اینکه در تاریخ «ششم اسفندماه ۱۳۶۲» در عملیات خیبر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
سردار شهید حاج حسین خرازی اول شهریورماه سال ۳۶ در یکی از محلههای مستضعفنشین شهر شهیدپرور اصفهان بنام کوی کلم بدنیا آمد. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی اعزام شد. در مشهد ضمن گذراندن دوران سربازی، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی اقدام کرد.

در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان حضرت امام خمینی (ره) بر فرار سربازان از پادگانها و سربازخانهها، او و برادرش هر دو از خدمت سربازی فرار کردند و به خیل عظیم امت اسلامی پیوستند. شهید خرازی از همان آغاز پیروزی انقلاب، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی، مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای کردستان بود و لحظهای آرام نداشت.

شهید خرازی در اوج درگیریها، به کردستان اعزام شد و در جایگاه فرماندهی گردان ضربت با رشادتهای مثال زدنی خود در آزادسازی شهر سنندج نقش موثری داشت. با آغاز دفاع مقدس پس از یکسال عازم جبهه های جنوبی شد و فرمانده اولین خط دفاعی ایران در دفاع مقدس شد.

او در عملیاتهای مختلف همچون رمضان، والفجر ۴ و خیبر در سمت فرماندهی لشکر امام حسین (ع) تلاشهای بسیاری انجام داد. در عملیات خیبر ۱ دست او در اثر اصابت ترکش قطع و پیکر زخم خوردهاش به عقب فرستاده شد.

حاج حسین خرازی در بسیاری از عملیاتها مجروح شد، اما برای جلوگیری از تضعیف روحیه همرزمانش حاضر نمیشد به پشت جبهه انتقال پیداکند.

این سردار بزرگ در روز هشتم اسفندماه ۱۳۶۵ به دیدار معبود شتافت. رهبر معظم انقلاب در مورد ایشان میفرمایند: «او (حسین خرازی) سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت بود که با ذخیرهای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانهروزی برای خدا و نبرد بیامان با دشمنان اسلام، در آسمان شهادت پرواز کرد و بر آستان رحمت الهی فرود آمد و به لقاءالله پیوست».
شهید امیر حاج امینی یکی از شهدای معروف و مشهور دفاع مقدس است که همه او را با یک تصویر معروف می شناسند. او متولد سال پنجم دی ماه سال ۴۰ در روستای علیشار از توابع زرند ساوه است. با آغاز جنگ تحمیلی به دلیل قدرت بدنی بالای خود در سمت بیسیم چی لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) مشغول به کار شد، تا اینکه در دهم اسفندماه سال ۶۵ در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

عکس این شهید بزرگوار همان عکس معروفی است که در کشورمان بهعنوان سمبل شهید و شهادت در جمهوری اسلامی ایران مشهور شد.

همیشه وقتی میخواهند تصویری از شهید را به نمایش بگذارند، تصویر زیبای شهید امیر حاج امینی با آن عروج ملکوتی و آرامش در چهره و لبخند ملایم و زیبا بیش از هرچیز جلوهگر میشود.
این سردار سرافراز سپاه اسلام روز ۱۲ فروردین سال ۳۴ در شهرضای اصفهان بدنیا آمد. در سال ۵۲ مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت.

او پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت. فعالیتهای پررنگ انقلابی علیه رژیم پهلوی داشت. پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را انتخاب کرد.

با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. مأموران رژیم در هرفرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس و قیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال میکرد تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

شهید همت در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان که بخش هایی از آن در چنگال گروهک های مزدور گرفتار شده بود، اعزام شد. پس از شروع جنگ تحمیلی او به همراه حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی سپاه پاسداران مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمدرسول الله (ص) را تشکیل دهند.

سال ۶۱ بود که عازم جنوب لبنان شد تا مردم مسلمان این منطقه را یاری کند، پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت. با شروع عملیات رمضان در ۲۳ تیر همان سال در منطقه «شرق بصره» فرماندهی لشکر ۲۷ حضرت محمد (ص) را برعهده گرفت. البته شهید همت، مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع) بود، را برعهده داشت.

این شهید گرانقدر سرانجام در غروب ۱۷ اسفندماه سال ۶۲ در محل تقاطع جادههای جزایر مجنون شمالی و جنوبی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهید برونسی سوم شهریورماه سال ۲۱ در روستای «گلبوی کدکن» توابع تربت حیدریه بدنیا آمد. سال ۱۳۵۲ پس از آشنایی با یکی از روحانیون مبارز با درسهای آیتالله خامنهای آشنا شد و از آن پس دل در گرو جهاد و انقلاب نهاد.

پس از پیروزی انقلاب به صورت افتخاری به سپاه پاسداران پیوست، با آغاز درگیریهای کردستان به پاوه رفت و با شروع جنگ تحمیلی در شمار نخستین کسانی بود که خود را به جبهههای نبرد رساند.

او در عملیات فتح المبین بهعنوان فرمانده گردان خط شکن از ناحیه کمر مجروح شد. با شروع عملیاتهای والفجر ۳ و ۴ بهعنوان معاونت تیپ ۱۸ جواد الائمه (ع) در تمامی مراحل آنها شرکت داشته و گردانهای خط شکن را رهبری میکرد و در عملیاتهای خیبر، میمک و بدر فرماندهی تیپ را برعهده داشت.


سرانجام او در بیست و سوم اسفندماه سال ۶۳ در پاتک دشمن با اصابت ترکش خمپاره به بدن مطهرش شهید شد.
سردار کریمی در سال ۳۶ در قهرود کاشان چشم به جهان گشود. دوران تحصیل ابتدایی را در این روستا به پایان رسانید و سپس وارد هنرستان شد. بعد از اخذ دیپلم در رشته نساجی، به سربازی رفت. پس از فرمان امام خمینی خدمت سربازی خود را رها کرد و با پیوستن بهصف مبارزین در راه پیروزی انقلاب فعالیت داشت.

سال ۱۳۵۸ به هنگام تاسیس سپاه کاشان به عضویت این نهاد درآمد و در قسمت اطلاعات مشغول به خدمت شد.
تابستان سال ۱۳۵۹ داوطلبانه برای مبارزه با ضدانقلاب به کردستان رفت. شهید کریمی بعدها همراه سردار جاویدالاثر متوسلیان و شهید چراغی به جبهههای جنوب عزیمت کرد و بهعنوان مسئول اطلاعات عملیات تیپ محمد رسول الله (ص) به فعالیت خود ادامه داد.

در عملیات والفجر مقدماتی بهعنوان مسئول اطلاعات سپاه ۱۱ قدر (که تازه تشکیل شده بود) معرفی شد و مدتی مسئولیت فرماندهی تیپ سوم سلمان از لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص) تهران بزرگ را برعهده داشت.

پس از شهادت شهید همت در عملیات خیبر، فرماندهی لشکر را عهده دار شد. شهید کریمی سرانجام در بیست و چهارم اسفندماه سال ۶۳ بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سرش با آب دجله وضو ساخت و نماز عشق را به قد قامت شهادت ایستاد.
شهید مهدی باکری در آخرین روز فروردین ماه سال ۳۳ در میاندوآب چشم به جهان گشود. پس از ورود به دانشگاه مرحلهی جدیدی از زندگی علمی و سیاسی او آغاز شد. در همان سالها به طور جدی پا در عرصهی مبارزات سیاسی و انقلابی گذاشت. در این باره نقش او و دوستانش در برپایی تظاهرات شهر تبریز در پانزدهم خرداد ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ بسیار موثر و حساس بود.

همان زمان وی توسط ساواک شناسایی شد و بارها برای بازجویی به ادارهی امنیت برده شد. در سال ۱۳۵۶ بهعنوان افسر وظیفه به خدمت سربازی رفت و به تهران مأمور شد. در بحبوحهی انقلاب مهدی به فرمان امام از پادگان گریخت و به ارومیه بازگشت. با پیروزی انقلاب شهید باکری نقشی فعال در سازماندهی سپاه داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد.

او در سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد و روز بعد از عقد به سوی جبهه شتافت. در منطقهی غرب سمت فرماندهی سپاه را بهعهده گرفت.

پس از آزادسازی خرمشهر دوباره مجروح شد. با تشکیل تیپ عاشورا فرماندهی این تیپ را به عهده گرفت. سرانجام در عملیات خیبر که در جزیره مجنون صورت گرفت، با اصابت گلولهای به سرش به سختی مجروح شد و هنگام بازگشت به عقب موشکی به قایق آنها اصابت کرد و پیکر مطهر او بههمراه همرزمانش راهی دریا شد.
۲۷۲۷



سیده فاطمه فخر، عضو حزب موتلفه در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به درگذشت فاطمه رهبر عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی به شخصیت و عملکرد او اشاره کرد و گفت: خانم رهبر دوست خوب، فعال و ولایتمدار ما بودند. ایشان فردی باشخصیت مثبت، مردم دار، مهربان، کاردان و باتدبیر بودند.
وی ادامه داد: ایشان در زمانی که نمایندگی مردم را در مجلس شورای اسلامی عهده دار بودند خیلی به فکر مستضعفان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بودند. ایشان تمام تلاش خود را برای بیرون آوردن مردم از این وضعیت می کردند و سعی می کردند درد و رنج مردم را کاهش دهند.
این فعال سیاسی اصولگرا خاطر نشان کرد: خانم رهبر همواره در تمامی برنامه ها با حضوری مفید و متواضعانه افراد را از خود بهره مند می کردند و ارتباط با ایشان کاری بسیاری ساده برای مراجعه کنندگان بود.
فخر همچنین تصریح کرد: ایشان در زمان مسئولیت در کمیته امداد امام خمینی هم خودشان شخصا به نقاط دوردست و محروم سفر می کردند و مشکلات مردم را از طریق مجاری قانونی پیگیری و حل می کردند.
وی با تاکید بر اینکه مرحومه رهبر یک نماینده ولایت مدار و باتجربه در مجلس یازدهم بود، افزود: حضور ایشان در مجلس یازدهم می توانست برای خواهرانی که در این دوره انتخاب شدند، کمک حال و راهنمای خوبی باشد. حالا هم امیدواریم این خواهران راه و روش امثال خانم رهبر را در پیش بگیرند و سعی کنند حضورشان در مجلس برای مردم و جامعه زنان مفید و کارساز باشد.
فخر تاکید کرد: خانم رهبر حقیقتا برای جامعه زنان مفید بودند و برای مصوب کردن قوانین مربوط به آنها نهایت تلاش خود را داشتند و حالا یک دلسوز و خادم جامعه زنان را از دست داده ایم.
دغدغه اصلی فاطمه رهبر وحدت نیروهای انقلابی حول محور ولایت بود
میترا جهانگیری، از بانوان حزب موتلفه نیز در گفتگو با خبرآنلاین، ضمن تسلیت به جامعه زنان کشور، گفت: امروز جامعه بانوان یک بانوی فعال و کم نظیر را از دست داد. خانم دکتر رهبر از بانوان نمونه ای در کشور بودند که تمام عمر خود را صرف فعالیت های سیاسی و اجتماعی کردند و یک الگو برای سایرین محسوب می شدند.
وی ادامه داد: ایشان در زمان مسئولیت در مجلس شورای اسلامی، صدا و سیما و کمیته امداد امام خمینی (ره) منشا خیرات و برکات زیادی بودند. نگاه ایشان به بانوان نگاهی دینی و قرآنی بود و در این زمینه توانستند با پیگیری های مداوم قوانین بسیار خوبی را به تصویب برسانند.
این عضو حزب موتلفه خاطر نشان کرد: کاهش ساعت کاری زنان سرپرست خانوار و افزایش طول زمان مرخصی زایمان از جمله قوانین به تصویب رسیده ای است که ایشان پیگیری کردند.
جهانگیری با اشاره به خاطره ای از دوران حضور فاطمه رهبر در کمیته امداد، افزود: ایشان در آن زمان سفری به استان کرمان داشتند. منطقهای که قرار بود بروند صعب العبور بود و به دلیل وجود اشرار نا امن بود به همین دلیل مسئولان استانی به ایشان توصیه می کنند به این سفر نروند اما ایشان برای پیگیری مشکلات منطقه به این منطقه سفر می کنند.
وی افزود: رسیدگی به مردم آن منطقه بعد از سفر ایشان انجام گرفت و مسئولان استانی از ایشان به عنوان یک شیرزن یاد کردند. ایشان سفرهای دیگری هم شخصا به چنین مناطقی می رفتند و کمک رسانی می کردند.
این فعال سیاسی اصولگرا یادآور شد: در بخش بانوان در کشور کمتر خانمی بوده که به این شکل فعالیت کند. در زمان حضور در مجلس نیز از جمله مطالبه گرترین نمایندگان مجلس به خصوص در حوزه بانوان بودند.
جهانگیری تصریح کرد: ایشان امیدی برای بسیاری بانوان در سراسر کشور بودند و جزو افرادی بودند که در تصویب قانون مربوط به زنان بدسرپرست موثر بودند. بنابراین می توان گفت ایشان در هر منصبی که حضور داشتند منشا خیر و به معنای واقعی ذوب در ولایت بودند.
وی تاکید کرد: دغدغه اصلی خانم رهبر وحدت نیروهای انقلابی حول محور ولایت بود و نگرانی ایشان همیشه از این بود که نکند کاری انجام دهند که مدنظر مقام معظم رهبری نباشد.
جهانگیری خاطر نشان کرد: به یاد دارم ایشان در جریان تصویب برجام می گفتند که پیش نویسی که قرار بود تصویب شود را به منزل بردم و به دخترم گفتم که این را ۱۵ بار برای من بخواند تا نکند اشتباه کنم و چیزی را امضا کنم که برای انقلاب و کشور ضرری داشته باشد. و روی کلمه به کلمه موضوع حساس بودند. بنابراین درگذشت ایشان صدمه جبران ناپذیری است و انشاالله راه ایشان پر رهرو باشد.
۲۷۲۱۴



به گزارش خبرگزاری مهر علی شمخانی که برای گفتگو با مقامات عراق به این کشور سفر کرده است، پس از ورود به بغداد در صفحه شخصیاش درفضای مجازی نوشت: «با ورود به فرودگاه بغداد داغ برادرانم حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس سوزانتر شد و اشک امانم را برید.
جوشش مدام خون پاک این دو شهید عزیز و گرانقدر ضامن پیوند ناگسستنی دو ملت است.
ایران و العراق لایمکن الفراق»



سردار حسین معروفی، جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس و یکی از رفقای نزدیک حاج قاسم است. وابستگیشان به هم آنقدر زیاد بود که میگوید وقتی خبر شهادت حاج قاسم را شنید اگر از سنگینی این داغ سکته میکرد هم سبب تعجب نبود. در ادامه بخشی از خاطرات سردار معروفی از سردار سلیمانی را می خوانید.
جرقه کتاب بچههای حاج قاسم از شب خاطرهگویی زده شد
حاج قاسم هر سال فرماندهان دفاع مقدس را در شب های ماه مبارک رمضان به کرمان دعوت می کرد، برخیها خاطره می گفتند و خودش هم صحبت می کرد و افطار می کردند. سال ۹۱ یکی از دوستان ما آقای شهریاری به حاج قاسم گفت به فلانی (معروفی) زنگ بزن بیاید و خاطره بگوید. از من دعوت کردند تهران بودم و پرواز هم تأخیر داشت. بین خاطره نفر دوم رسیدم. همه بچه های جنگ هم بودند به حاجی گفتم اجازه می دهی من از اسارت بگویم، گفتند بگو. من ۱۸ دقیقه از اسارت گفتم و همه گریه کردند. حاجی بالا رفت گفت از حرف هایی که معروفی زد مو به تنم سیخ می شد. وقتی پایین آمد گفت چرا اینها را نمینویسی و به مردم نمیگویی. وقت گذاشتم خاطرات اسارت را نوشتم، حدود ۲۰۰ صفحه شده بود و به دست حاجی رساندم که او در مسیر دمشق برعکس این کتاب را خواند، اسم آن کتاب شلمچه تا تکریت بود ( یعنی از محل اسارت تا اردوگاهی که نگهداری می شدیم). حاج قاسم نامهای برایم نوشت که من آن نامه را منتشر نکردم چون خیلی خصوصی نوشته بود و نمیخواستم منتشر کنم.
درست نبود در زمان حیات حاج قاسم این کار را انجام دهم اما در چاپ بعدی کتاب، حتما آن را منتشر خواهم کرد. نوشته بود کتاب تکان دهنده است، ریز بنویس و وقت بگذار. کتاب فعلی ۹ بار بازبینی شد. از یک خانم شاعر که همشهری ما بود هم کمک گرفتیم. ۷۰ ، ۸۰ درصد کتاب را خودم نوشتم و این خانم بر روی آن کار کرد. بار دهم کتاب را به دکتر حسینی از نویسندگان دفاع مقدس دادیم که ایشان هم به ما کمک کرد. برای نامگذاری کتاب چند نام مدنظر بود، با چند نفر از دوستان مشورت کردم و گفتم می خواهم نامش را بگذارم بچههای حاج قاسم! بچه های فرمانده و رزمنده همه استقبال کردند. اما چرا بچه های حاج قاسم؟ چون ما بچه های او بودیم. من درباره نام کتاب چیزی به حاجی نگفتم؛ اگر می گفتم مخالفت می کردم این را در کتابم هم نوشتم. با آقای شیرازی نمایندگی حضرت آقا در سپاه قدس هماهنگ کردم گفتم این نام را بگذارم گفت حاجی نگو چون مخالفت میکند. از ۶، ۷ نامهای که از حاجی داشتم سه نامه را در کتاب گذاشتم. یک نامه مربوط به زمان عملیات نصر۴ است که در پاتک دشمن بودم، یک نامه در زمان اسارت که خانواده ام در اهواز بودند و یک نامه دیگر در سال ۸۶ در جواب نامه من نوشت.
معروفی معتقد است هرکسی می خواهد حاج قاسم را بشناسد باید از این سه نامه بشناسد. اینکه در زمان جنگ با فرمانده اش چگونه صحبت میکند، زمانی که اسیر می شود با خانواده اش با چه فرهنگ و ادبیاتی برخورد می کند. وقتی از اسارت برگشتم خانوادهام آب در دلشان تکان نخورده بود چون زمانی که اخوی ما همه فامیل را جمع کرد و نامه حاج قاسم را قرائت کرده بود همه مطیع و مراقب خانواده ما شده بودند. ۱۸ سال بعد از جنگ هم به فرماندهش چه می نویسد و چه درخواست می کند، « دعا کن سال آینده در راه او پاره پاره شده باشم». این نامهها معرف شخصیت حاج قاسم است.
حاج قاسم در جایی جز یادواره شهدا سخن نمیگفت
حاج قاسم از این راضی بود که فرهنگ جهاد و شهادت انتشار پیدا می کند و باور داشت این فرهنگ سبب مصونیت جامعه ماست. از سردار سلیمانی سخنرانی غیر از یادواره شهید سراغ ندارید. در همان یادواره شهید به ترامپ می گوید قمارباز، در یادواره شهید می گوید نیروهای مسلح ما نه! منِ قاسم سلیمانی برای شما کفایت می کند. در یادواره شهید قسم می خورد که بزرگترین راه سعادت ارتباط قلبی با حجت خدا و ولی فقیه است. یعنی او در جاهایی حرف می زد که انسان ها به خاطر خدا جان داده بودند. در محل دل، در ارتباط دل با خدا، در جایی که انسان ها به خاطر خدا ذبح شدند، این سخنان را می گفت.
۲۳۲۷۲۱۵



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المسیره، جنگندههای ائتلاف سعودی روز شنبه در حملات هوایی خود استان الجوف را به صورت انبوه مورد بمباران قرار دادند.
بر اساس این گزارش، جنگندههای سعودی طی ۱۵ حمله هوایی بخش خب و الشعف واقع در شرق الجوف را هدف حمله قرار دادند. همچنین طی یک حمله هوایی دیگر نیز بخش الحزم در مرکز این استان هدف حمله قرار گرفت.
جنگندههای ائتلاف سعودی ۸ حمله هوایی را نیز به استان صعده در شمال یمن انجام دادند.
رژیم سعودی نزدیک به ۵ سال است با همراهی چند کشور عربی دیگر وابسته به خود تجاوز به یمن را آغاز کرده است.
در طول این تجاوز هزاران نفر از مردم یمن شهید و زخمی و خسارات زیادی نیز به زیرساختهای این کشور وارد شده است.



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، ایتالیا قصد دارد برخی شهرهای این کشور را به دلیل شیوع ویروس کرونا قرنطینه نماید.
بر اساس این گزارش، ایتالیا دو شهر میلان و ونیز و برخی مناطق دیگر را قرنطینه می کند.
وزارت بهداشت ایتالیا روز شنبه دربیانیه ای اعلام کرد که تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در این کشور به ۶ هزار نفر رسیده است.
با جان باختن ۳۶ نفر در روز شنبه، تعداد قربانیان این ویروس هم به ۲۳۳ نفر افزایش یافته است.
گفتنی است، شمال ایتالیا به کانون شیوع ویروس کشنده کرونا در اروپا مبدل شده است.
این کشور بیشترین میزان شیوع کرونا را در اروپا داشته است. مقامات شهرهای شمالی ایتالیا از یک هفته قبل مدارس، دانشگاهها، موزهها و سینماها را تعطیل کرده و برگزاری هرگونه تجمع عمومی از جمله «کارناوال ونیز» را ممنوع کردند.
کانون ویروس کرونا از بازارهای فروش حیوانات وحشی در شهر «ووهان» در چین بود که تاکنون بیش از ۱۰۰ هزار نفر را در جهان مبتلا کرده است.