اعتمادآنلاین| در کتاب «مسی به رنگ شفق، سرگذشت و خاطرات سیدمحمدکاظم بجنوردی» روایت جالبی از مقاومت شهید حاج مهدی عراقی در زندان دوران پهلوی به روایت مسعود رجوی رهبر گروهک تروریستی منافقین میخوانید که نشاندهنده نقش ایمان در مبارزه است:
«روزی در همان بند چهار، روی یکی از نیمکتها در کریدور نشسته بودم که مسعود رجوی از بند ۶ آمد و گفت: «میخواهم چیزی را به شما بگویم؛ قبل از اینکه از دیگران بشنوی!» با لبخند گفتم:«چیست؟» گفت: «یک روز مرا با حاج مهدی عراقی و بیژن جزنی و دکتر عباس شیبانی به انفرادی بردند و شروع کردند به زدن و گفتند بگویید که غلط کردیم و دیگر کار خلاف نمیکنیم.
بیژن جزنی قبل از کتک خوردن گفت:«من غلط کردم» و کتکش نزدند. من هم (رجوی) چند تا باتوم خوردم و گفتم غلط کردم! اما حاج مهدی عراقی زیر شکنجه غش کرد و نگفت غلط کردم. فقط در لحظات آخر گفت: «آخر چه کار کردم که بگویم غلط کردم؟» و بدین ترتیب وساطت کردند که حاجی بیشتر کتک نخورد.
یادآور میشود: شهید حاج مهدی عراقی از مبارزان علیه رژیم پهلوی و عضو هیاتهای موتلفه اسلامی در روز ۴ شهریور ۱۳۵۸ به همراه فرزندش حسام عراقی توسط گروهک فرقان به شهادت رسید.
شمخانی: ترور شهید سلیمانی بزرگترین هدیه آمریکا به تروریسم تکفیری و حامیانش بود
شمخانی: ترور شهید سلیمانی بزرگترین هدیه آمریکا به تروریسم تکفیری و حامیانش بود
به گزارش خبرآنلاین به نقل از نورنیوز، دریابان علی شمخانی نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی در جلسه پیگیری سیاسی ـ حقوقی پرونده ترور شهید قاسم سلیمانی و همراهانش که صبح امروز در محل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار شد اظهار داشت: بغض و کینه آمریکا و رژیم صهیونیستی نسبت به شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس به دلیل نقش بیبدیل آنان در مبارزه با تروریسم تکفیری در منطقه و رسوا کردن نمایش ضد تروریستی آمریکا بود.
شمخانی
دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: جهان باید قدردان مجاهدت و فداکارای این دو سردار مبارزه واقعی با تروریسم باشد چرا که فرماندهی هوشمندانه و تلاش مخلصانه آنان از فراگیر شدن فتنه تروریسم تکفیری در اقصی نقاط عالم جلوگیری کرد.
در این جلسه که با حضور مسئولین دستگاههای ذیربط قضایی، سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی برگزار شد گزارشی از اقدامات انجام شده در زمینه پیگیری پرونده ترور فرماندهان مقاومت از سوی ارتش تروریست آمریکا ارائه شد و تصمیمات لازم در خصوص سرعت بخشیدن به روند پیگیریهای جاری اتخاذ گردید.
مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟ /تخلیه اطلاعاتی مریم رجوی توسط سازمان سیا و اف.بی.آی
به گزارش خبرآنلاین، مسعود خدابنده، عضو اسبق سازمان مجاهدین خلق و از نزدیکترین حلقهها به مسعود رجوی، ناگفتههای بسیاری درباره سازمان منافقین و عملیات تروریستی سازمان در تابستان ۱۳۶۰ دارد. او که عضو شورای ملی مقاومت، مسئول مستقیم تیم حفاظت، استقرار و تردد مسعود و مریم رجوی و فرمانده ارتش آزادیبخش بود، در سال ۱۳۷۵ از سازمان جدا شد.
بخش هایی از گفتگوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی با این عضو جدا شده سازمان منافقین را بخوانید؛
*بعد از خروج رجوی از ایران در مرداد ۶۰، خط دهی ترورها در ایران به چه صورت بود؟ هدفگذاری ترورها و بمبگذاریها چطور صادر میشد؟
مسعود خدابنده: سازمان بعد از خروج از ایران تقریبا همهی طرفدارانش را به امان خدا ول کرد که اکثرا بخاطر عدم اطلاع از ورود سازمان به فاز نظامی (شکست کودتا) به کار علنی ادامه دادند و دستگیر شدند. سازمان تعدادی را مخفی کرد که بعدا به خارج فرستاد (مثل مهدی ابریشمچی و زنش، محمود عطایی و امثالهم) ولی خانه تیمی موسی خیابانی و زن اول رجوی (اشرف ربیعی) لو رفت و اینها کشته شدند.
مسعود رجوی بعد از این که در پاریس کمی جا افتاد بحث “زدن سرانگشتان رژیم” و بحث “هفت هفتم” را مطرح کرد. یعنی چون دستگاه ترور سازمان (مثل دستگاهی که کلاهی و کشمیری را تربیت کرده بود) از بین رفته بود بدنبال تهییج “میلیشا” رفت و این بحث که باید هر کسی را که مثلا لباس پاسداری دارد یا ریش دارد و در کمیته خدمت میکند هدف قرار بدهید. با سلاح با چاقو با دست خالی. و اگر هر هفته هفت نفر را بزنیم عملا اوضاع به حدی شلوغ میشود که “رژیم سقوط میکند”.
مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟
در این رابطه خانهای در فرانسه خریداری شد و حدود دویست و پنجاه خط تلفن در آن تعبیه شد (علی زرکش، جانشین موسی را آن زمان از ایران احضار کرده و چون ازدواج مسعود و مریم را نپذیرفت خلع رده و زندانی کرده بودند. مریم به جانشینی علی زرکش منصوب شد و خط رهبری سازمان در داخل هم به این ساختمان و خطوط تلفن تبدیل شد که طبعا مریم به داخل کشور برنگردد.) این سیستم تلفنی هم تحت نظر چند نفر خبرهتر که به پاریس آورده شده بودند تعلیم داده شده و خطوط، سوژهها، طرز تهیه بمب و متفجرات را به تیمها آموزش میدادند. این سیستم همچنین مسئولیت رساندن سلاح و پول به تیمها را هم داشت. یعنی سیستم مالی و قاچاقچیهای سازمان سلاح و پول را با جاسازی (مثلا در یک تلویزیون یا در شکم لاشه گوسفند یا … ) از مرزهای زمینی به تیمها میرساندند.
بسیاری از تیمهای داخل بعدها رابطه خودشان را قطع کردند. یکی از دلایلی که دونالد رامزفلد (وزیر خارجه وقت امریکا) در ملاقات با صدام قبول کرد که “سلاح شیمیایی” و “مجاهدین خلق” را به او بدهند این بود که عملا تئوری تروریسم از راه دورِ سازمان به گِل نشسته بود و اصطلاحا خرج این گروه به دخلش نمیارزید. رفتن به عراق هم برای “تقویت روحیه سربازان صدام” بود و هم “کانالی برای فعال کردن تروریسم فرقه رجوی از طریق مرز”. عراقی که رجوی از آن بعنوان “جوار خاک میهن” یاد میکرد و وقت رفتنش گفت “میروم تا برافروزم آتشها در کوهستانها… هر کس بدنبال من نیاید و در اروپا بماند دیگر نفسش حرام است”. تروریسم از عراق طبعا متفاوت شد چون پشت جبهه آن، تسلیحات آن، آموزشهای آن و پشتیبانی مالی آن به سطح جدیدی ارتقاء یافته بود.
*همه ترورهای سازمان تصمیم مرکزیت بود یا از جای دیگر هم خط میگرفت؟
مسعود خدابنده: خیلی از عملیاتها را سازمان دستوری انجام میداد. مثلا ترور صیاد شیرازی با دستور صدام صورت گرفت. یعنی صدام بابت این کار به رجوی پول داد. نوارهایش هم وجود دارد. حتی رجوی سر قیمت این کار چانه میزد. زدنِ صیاد شیرازی هیچ ربطی به رجوی نداشت. او پول گرفت تا این کار را بکند. یعنی یک حرکت کاملا مزدورانه انجام داد.
مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟
*به نظر شما، چه شد که سازمان تصمیم گرفت از ترور سران نظام به ترور و کشتار مردم عادی (از طریق بمبگذاری) یا مثلا کشتن پاسدارها رو بیاورد؟
مسعود خدابنده: اساسا ترور سران نظام در زمانی انجام گرفت که ایران سیستم و دستگاهی نداشت. سوء استفاده از شرایط اوایل انقلاب باعث شد که سازمان بتوانند نفوذیهایی را فعال کنند. این ترورهای اولیه بخش اصلیاش بخاطر اعتماد بود. مسعود رجوی کاندیدای مجلس بود. موسی خیابانی میرفت و در کنار آیتالله خمینی مینشست. ترورهای اولیه را شاید بشود به ترور درونی و خانوادگی تشبیه کرد. من اگر از اعتماد ـ فرض کنید ـ پدرم سوء استفاده کنم و بروم او را شب بکشم، نمیتوانم این را بعنوان یک “عملیات” به شما عرضه کنم. ترور آیتالله بهشتی “عملیات” نبود عین خیانت به اعتماد بود. البته وقتی شما دو تا ترور به این شکل انجام بدهی ادامهاش باید از خانهات (ایران) فرار کنی و ادامهاش دیگر “اعتمادی” هم نیست که بتوانی از آن سوء استفاده کنی. روی آوردن سازمان به بمب گذاشتن در سطل آشغال و کشتن مغازهدار و سرباز و پاسدار نه استراتژی بود و نه تاکتیک. از سر استیصال بود. امروز هم اگر نگاه کنید جیغ و دادهای آنلاین و بازنشر اطلاعات ساختگی موساد و سیا را نمیشود نه استراتژی دانست و نه تاکتیک. میخواهد بگوید من را فراموش نکنید. من هنوز قابل استفاده هستم!
*غربیها تا به حال چندین بار به تروریستی بودن سازمان اعتراف کردهاند. دلیل اعتراف آنها و حمایتهای بعدیشان چه میتواند باشد؟
مسعود خدابنده: آنهایی که در غرب در این زمینه فعال هستند هنوز هم از بیان سابقه تروریستی سازمان ابائی ندارند. کسی فراموش نکرده که اولین حرکت تروریستی سازمان قتل نظامیان امریکایی، مستشاران اقتصادی امریکایی و انگلیسی و بمبگذاری در مراکز تجاری امریکایی و انگلیسی در زمان شاه بود. ممکن است بعضیهایشان مثل رودی جولیانی، جان بولتون یا مایک پمپئو بخاطر پول لابیگری یا منافع مقطعی مزخرفاتی سر هم کنند ولی آنجایی که باید تصمیمگیری شود تاریخچه این گروه محفوظ است.
اینها نه نوابغ سیاسی بوده یا هستند، نه علمای اقتصادی یا نظامی. خاصیت چاقو این است که میبرد. خاصیت سازمان مجاهدین خلق هم این است که ترور کرده و اگر بتواند باز هم ترور میکند. کسی در غرب مدعی “تغییر ماهیت” این سازمان نیست. ولی مسئله “لیست تروریستی” بعنوان “لیست دوست و دشمن” مسئله دیگری است.
سازمان مجاهدین خلق وقتی در لیست تروریستی قرار گرفت که شروع کرد راه خودش را برود. سازمان را امریکا به صدام هدیه داده بود (چون ارتشش در حال پاشیدن بود و واقعا به یک کمک روحی نیاز داشت. کمک دیگری که به سازمان دادند گاز شیمیایی بود که هم علیه ایرانیان و هم علیه عراقیها استفاده کرد) یادم هست که رجوی بعد از شکرآب شدن رابطه امریکا با صدام، هم در عربستان و هم در بغداد ملاقاتهایی با امریکاییها داشت و اصرار بر این داشتند که از عراق خارج شود و یادم هست اصرار رجوی را که “یک جایی بهتر ازعراق به من بدهید بعد از من بخواهید بروم” و در آخرین ملاقاتی که من هم حضور داشتم، مامور امریکایی پاسخ داد که ما اول حرکت شما را نظاره میکنیم و بعد ارزیابی میکنیم و اخم کرد و رفت و حتی اجازه نداد که نفرات سازمان همراهش به فرودگاه بروند. سازمان وارد لیست تروریستی شد نه بخاطر قتل ایرانیان یا عراقیها و نه حتی بخاطر قتل امریکاییها. سازمان مجاهدین خلق وارد لیست دوست و دشمن شد بخاطر ماندن با صدام حسین بعد از این که او از چشم امریکا افتاده بود.
میدانید که جورج بوش برای حمله به عراق دو دلیل آورد: یکی سلاحهای شیمیایی (که پیدا نشد) و دیگری حمایت صدام از تروریسم و از سازمان مجاهدین بطور مشخص نام برد ( که بعدا خودشان آوردند این سازمان را در آلبانی جا دادند!) سازمان مجاهدین خلق از نظر امریکا یک “جماعت” نیست. یک “وسیله” است. وسیله را یک روز در اطاق و یک روز ممکن است در انبار نگه دارند. بعضی اوقات تیزش میکنند و بعضی اوقات غلافش میکنند. همانطور که گفتم سرویسهای امریکایی تعریف بسا جامعتری از سازمان مجاهدین خلق، مسعود رجوی، مریم عضدانلو و تک تک باقی ماندگان اینها دارند. بخاطر داشته باشید که تک تک نفرات این سازمان بارها و بارها توسط وزارت دفاع آمریکا، وزارت خارجه آن کشور، سازمان سیا و اف.بی.آی بصورت مبسوط تخلیه اطلاعاتی شدهاند. رجوی و زنش را هم سه چهار دهه از نزدیک دیدهاند. اینها نیازی به توضیح درمورد ماهیت مجاهدین خلق ندارند. شاید هم به همین دلیل است که تا امروز تعریف مشخص بینالمللیای برای کلمه “تروریسم” بدست نیامده. یعنی حاضر نیستند تعریفش کنند چون دست بستگی ایجاد میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر، وزارت امور خارجه در حساب کاربری خود در توئیتر با انتشار یادداشتی با اشاره به فرارسیدن روز قدس تاکید کرد: رژیم صهیونیستی از دل ترور زاده شد و از آن زمان هزاران نفر، از مردم عادی فلسطین گرفته تا شخصیتهای برجسته عرب و دانشمندان ایرانی را ترور کرده است.
در ادامه این یادداشت مجازی آمده است: «اسرائیل این رژیم ماهیتاً تروریست، همچنان به پاشیدن بذر آشوب در منطقه ما ادامه میدهد. رژیم صهیونیستی تاریخی مملو از تجاوزگری، برنامههای مخفی تسلیحات کشتار جمعی، اشغالگری و قانون شکنی دارد. روز قدس یادآوری سالانه به جهان اسلام است که اشغالگری و اقدامات تجاوزگرانه رژیم اسرائیل عاملی اساسی در منازعات منطقه ما بوده و هست. مالکوم ایکس زندگی خود را وقف عدالت برای مردم محروم از مزایای اجتماعی کرد، همزمان با آنکه برای مدت زمانی طولانی به مبارزه در راستای محو و نابودی سفیدبرترپنداری برخواست. دیگر وقت آن فرا رسیده است که مردم آمریکا از هر قشری در برابر نژادپرستی اجتماعی و مشوق اصلی آن بایستند. میراث مالکوم ایکس باید زنده نگه داشته شود.»
اولین عملیات تروریستی گروه فرقان در روز سوم اردیبهشت ماه سال ۵۸ و با ترور سرلشکر قرنی اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت.
چند روز بعد، آیتالله مطهری عضو برجسته شورای انقلاب اسلامی و از رهبران مذهبی انقلاب توسط این گروه ترور شد و به شهادت رسید.
آخرین اقدام تروریستی که با نام این گروهِ التقاطی صورت گرفت، سوءقصد به جان آیتالله سیدعلی خامنهای امام جمعه تهران در روز ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ بود. این حمله تروریستی یک روز پیش از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیتالله بهشتی رئیس دیوان عالی قضایی کشور انجام گرفت.
عامل و طراح سوءقصد به جان آیتالله خامنهای، جواد قدیری عضو سازمان مجاهدین خلق بود و این عملیات تروریستی در حالی انجام گرفت که اعضای گروه فرقان و رهبر آن یعنی اکبر گودرزی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی دستگیر شده بودند و علیرغم استفاده از روش تیراندازی در ترورهای گذشته این بار از بمبگذاری استفاده شده بود.
این اتفاق ذهنها را متوجه ارتباط گروه فرقان با سازمان مجاهدین خلق کرد. برخی ارتباط بین این دو گروه را رد میکنند. از جمله اینکه بازجویان اعضای گروه فرقان میگویند که در بازجویی از آنان به اسنادی مبنی بر ارتباط فرقان با سازمان مجاهدین خلق دست پیدا نکردند. برخی هم در مقابل معتقدند فرقان شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق پیش از ورود به فاز نظامی بود و در واقع اکبر گودرزی عامل اجرای دستورات نظامی سازمان مجاهدین خلق بود. اما دلایل و شواهد معتقدان به وجود ارتباط بین فرقان و سازمان مجاهدین خلق چیست؟
شباهتهای دو گروه تروریستی
شباهتهای فرقان و سازمان دلیلی است که این افراد به آن اشاره میکنند. این شباهتها دارای وجوه مختلف است که یکی از آنان شباهت ایدئولوژیک است. آیتالله موسوی اردبیلی گفته است: «همان برداشتهای مادی که از زبان اعضای سازمان شنیده بودیم را در فرقان میبینیم و استراتژی گروه فرقان همان مسیری را طی میکند که سازمان مجاهدین خلق ترسیم کرده بود.»
محمدمهدی جعفری نیز در خصوص شباهتهای ایدئولوژیک این دو گروه التقاطی گفته است: «ما تازه بعد از ترور مطهری فهمیدیم که منظور هشدارهای او گروه فرقان بوده و قبل از این فکر میکردیم جملات وی متوجه مجاهدین است.» همچنین مرحوم سیدهادی خسروشاهی در خاطراتی عنوان کرده است که در راهپیمایی عاشورای ۵۷ گودرزی رهبر فرقان را دیده است که پلاکارد مجاهدین خلق را حمل میکرده است. او همچنین گفته است که خانه گودرزی مملو از کتابها، نشریات و جزوات سازمان مجاهدین خلق بود. اسدالله بادامچیان نیز گفته است وقتی از زندان شاه آزاد شده دیده همان گفتهها و جزوههای مجاهدین زندانی را گودرزی و چند مجاهد دیگر به اسم فرقان توزیع میکنند.
عامل و طراح سوءقصد به جان آیتالله خامنهای چه کسی بود؟ /شباهتهای دو گروه تروریستی
اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان بود که به گفته سیدهادی خسروشاهی، او در راهپیمایی عاشورای ۵۷ پلاکارد سازمان مجاهدین خلق را حمل میکرد.
شباهت دیگر رفتارهای مشترک نظامی و تروریستی است. احمد قدیریان معاون وقت دادستان در این خصوص گفته است: «وقتی انبار اسلحه گروه فرقان در یکی از باغهای کرج کشف شد، ما دیدیم به همان شیوه منافقین، اسلحهها را انبار کردهاند. یعنی اسلحهها را گریس زده، داخل مشمع گذاشته و دفن کرده بودند، همان شیوهای که بعدها در خانههای تیمی منافقین یا باغهایی که به اینها تعلق داشت، مشاهده کردیم.»
شباهت اعلامیههای فرقان و مجاهدین خلق نیز مورد دیگری است که به آن اشاره شده است و آنان معتقدند که اگر تاریخ و کدهای کلیدی از اعلامیه دو گروه حذف شود، بعید است به خصوص پس از سال ۶۰ کسی بتواند، تشخیص بدهد که اعلامیه مربوط به کدام گروه است.
شباهت سوژههای ترور نیز دلیل دیگری بر اشتراکات دو گروه است. در لیست ترور گروه فرقان افرادی مانند آیتالله بهشتی، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد باهنر و حسن آیت بودند که این افراد بعدها توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور شدند و به شهادت رسیدند. آیتالله موسوی اردبیلی نیز در سخنانی به اشتراکات لیستهای ترور فرقان و سازمان مجاهدین خلق اشاره کرده است.
ضمن اینکه فرقان دلایل ترور سرلشکر قرنی و آیتالله مطهری مواردی را ذکر کرده است که اعضای سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیهها و مواضع خود به آن اشاره داشتهاند. فرقان یکی از دلایل ترور سرلشکر قرنی را بازسازی ارتش و جلوگیری از انحلال ارتش بیان کرده است. این در حالی است که سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق، مهمترین گروههایی بودند که تلاش داشتند ارتش منحل شود.
عزت مطهری از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی گفته است: «به اعتقاد من اینها (فرقان) شاخهای از مجاهدین خلق بودند و کارهایی که آنها میخواستند را انجام میدادند. فرقان در استراتژی چماق و هویج مجاهدین خلق، نقش چماق را بازی میکرد و سران مجاهدین در آنزمان وقتی که میخواستند با مسئولین مذاکره کنند میگفتند: اگر با ما کنار نیایید، اینها همه شما را از بین خواهند برد.»
احمد قدیریان هم با بیان اینکه “کسانی که پیگیر مسائل مبارزاتی در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب بودند، میدانند که سازمان مجاهدین خلق برای پوشش دادن به ترورهایش، ده الی پانزده گروه یا خرده گروه ایجاد کرده بود”، گروه فرقان را یکی از آن گروهها میداند.
از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس
«آخر وقت امروز اعلام شد که سرلشکر قرنی درپی یک ترور مسلحانه در بیمارستان مهر تهران جان سپرد. قرنی در سالهای ۳۴ تا ۳۶ در سمتهای ریاست رکن ۲ ستاد ارتش و معاونت ستاد ارتش انجام وظیفه کرده بود و ۲۲ سال پیش بهعلت فعالیتهای ضدرژیم مورد تعقیب قرار گرفت و به سه سال زندان محکوم شد. پس از پیروزی انقلاب، سرلشکر قرنی به ریاست ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و چندی پیش، پس از حوادث کردستان از کار برکنار شد.
رئیس سابق ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز در خیابان پهلوی سابق ترور شد. طبق اطلاع رسیده حادثه حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح در حوالی سینما امپایر رخ داد و به گفته شاهدان یک موتورسوار مسلح بهسوی سرلشکر قرنی تیراندازی کرده و دو گلوله از ناحیه پا و شکم به او اصابت کرده است. در این حادثه، مهاجم از مسلسل یوزی استفاده کرده است. قرنی را پس از حادثه تیراندازی به بیمارستان منتقل کردند و بلافاصله به اتاق عمل بردند اما تلاش برای نجات وی مؤثر واقع نشد و نامبرده درگذشت.
ظهر امروز در یک تماس تلفنی با سرلشکر ناصر فربد، رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، وی گفت: بهطوریکه به ما اطلاع دادهاند، یک موتورسوار مسلح به مسلسل یوزی به طرف سرلشکر قرنی تیراندازی کرده است. از طرف ارتش، رئیس بهداری ارتش و یک تیم پزشکی به بیمارستان مهر اعزام شدند تا چگونگی حادثه را مورد بررسی قرار داده و اقدامات لازم را برای معالجه به عمل آورند. مسئولان بیمارستان مهر نیز اعلام کردند که در این حادثه دو نفر که مورد اصابت گلوله قرار گرفتهاند به بیمارستان منتقل شدهاند اما هویت شخص دیگر هنوز مشخص نشده است». این گزارشی است که روزنامه کیهان بعدازظهر همان روزی که محمدولی قرنی ترور شد، چاپ کرد؛ یعنی در تاریخ سوم اردیبهشت ۱۳۵۸. اما محمدولی قرنی که بود؟
از کودتای ۳۲ تا کودتای۳۶
سرلشکر محمدولی قرنی، در زمان کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. در فاصله کوتاهی پس از کودتا به درجه سرتیپی و مقام ریاست رکن دوم ارتش رسید. قرنی در اسفندماه سال۱۳۳۶ در مقام فرمانده رکن دوم ارتش به اتهام طرح توطئه کودتا علیه رژیم بازداشت شد اما باوجود جرائم سنگینی که به او نسبت داده میشد و اظهارات دادستان، ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناکتر از توطئه سازمان نظامی حزب توده توصیف کرده بود، به سهسال زندان و اخراج از ارتش محکوم شد. قرنی در دیماه۱۳۳۹ مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. او در آن دوره قصد داشت کودتایی را با حمایت آمریکا علیه محمدرضا پهلوی اجرا کند.
درباره چگونگی لورفتن کودتا منابع مختلف روایتهای متفاوتی ذکر کردهاند. برخی افسران ارشد نظامی ازجمله سپهبد تیمور بختیار، سپهبد حاجعلی کیا و سپهبد مهدیقلی علویمقدم را که رقابتهای شدیدی با او داشتند، مسئول این کار میدانند. به عقیده گروهی دیگر دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بهدلیل نشاندادن حسن نیت خود به شاه این اطلاعات را افشا کردهاند. نظریه بعدی نیز دستگاههای امنیتی انگلیس یا شوروی را بهعلت جلوگیری از بروز یک کودتای آمریکایی در ایران عامل لورفتن کودتا میداند. منابع منتشرشده آمریکایی ضمن تأیید اطلاعداشتن آمریکا از نقشه کودتا، افشای این اطلاعات ازسوی آمریکا را رد میکند. یکی از برجستهترین تحلیلها درباره کودتای ناکام قرنی آن است که ایالات متحده با طرحریزی این برنامه کودتا، میتوانست شاه را از وجود یک اپوزیسیون قدرتمند هراسناک کرده و او را نسبت به انجام اصلاحاتی که مانع از سقوط حکومت پهلوی و بر سرکارآمدن دولتی بیطرف یا حامی شوروی شود، تحریک کند.
قرنی پس از آزادی از زندان از آمریکا قطع امید کرد و به چهرههای ملی-مذهبی همچون آیتالله طالقانی، نهضت آزادی و آیتالله سیدهادی میلانی نزدیک شد که این امر باعث دستگیری مجدد او شد. قرنی اینبار نزدیک به ۹ماه در زندان انفرادی بهسر برد و مجددا در دادگاه نظامی به سهسال زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در این مرحله، زندگی مادی او بهشدت متشنج و ضعیف شد. او از آن زمان به بعد تحت کنترل شدید ساواک قرار گرفت. همسر سپهبد محمدولی قرنی در مصاحبههای پس از ترور همسرش گفته بود: «سپهبد قرنی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقا یافت، اما زمانی که متوجه اسلامزدایی و ستمکاری شاه و جنایات و خیانتهای آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشکری پشت پا زد».
مسئولیت در دوران انقلاب
اواخر سال۱۳۵۶ و اوایل۱۳۵۷ هنوز رابطه خود را با آیتالله طالقانی و گروه نهضت آزادی و روحانیون مخالف حفظ کرده بود. ارتباط با رحیم ملکان که از نظامیان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود، نقطه آغاز ارتباط او با امام شد. روز ۲۲بهمن۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آغازبهکار دولت موقت، سرلشکر قرنی در سمت نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش ایران پس از انقلاب قرار گرفت. پس از انتصاب به ریاست ستاد ارتش روز ۲۴بهمن۵۷ به دفتر ستاد ارتش آمد و پس از پایینکشیدن عکس شاه و بالابردن عکس امام گفت: «ارتش شاهنشاهی که میگفتند مجهزترین ارتش دنیاست و شاید هم از لحاظ وسایل و تجهیزات چنین بود، ظرف چندساعت متلاشی شد؛ زیرا ایمان و آرمان نبود». ناآرامیهای کردستان در زمان مسئولیت قرنی آغاز شد و او در این قضیه با تصمیمگیری بهموقع توانست جلوی پیشروی مخالفان انقلاب را بگیرد.در همین دوران سازمان منافقین و سازمان چریکهای فدایی خلق در موضع جبهه دموکراتیک ملی ایران در راستای مواضع مشترک درباره ارتش اظهارنظر میکردند که با محور بنیادها و نهادهای ضدانقلابی ارتش و احتراز از بازسازی آن، محلی برای سپاهگیری حرفهای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمیماند. پس از ارائه اظهارنظرات گوناگون دیگر درباره ارتش، سرلشکر قرنی در مصاحبهای گفت که اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر میافتد: «در ارتش شکلی به وجود میآورم که دشمنان کشور نتوانند کوچکترین لطمهای به ایران وارد کنند. ارتش برمبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید بهتدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقه ۲۵ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده و به همین منظور پاکسازیهایی صورت گرفته است و این روند برای اصلاح و سالمماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت».
روایت روز ترور
محمدولی قرنی در سوم اردیبهشت۱۳۵۸ به دست گروه فرقان در خانهاش ترور شد. از حمید نیکنام و همفکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده میشود. روایت محسن شجاعی، راننده و محافظ سپهبد قرنی که تنها شاهد ماجرا بوده، از نحوه ترور او به ضرب گلوله حمید نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگینامه شهید قرنی» اینگونه آمده است: «یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش به خانه ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم: شما که دارید اینجا کار میکنید، مواظب باشید که یکوقت در حیاط را باز نکنید. کُلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم. یکی از نقاشها روی نردبان بود و دیگری هم داشت نقاشی میکرد. یک پسربچه هم همراهشان بود که سطلها را تمیز میکرد.
تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم: اینها که بالا نشستهاند، مدام دارند ما را کنترل میکنند؛ منظورم کسانی بود که از بالکن یکی از اتاقهای هتل واقع در روبهروی خانه مشرف بودند. تیمسار قرنی گفت: تو چقدر به اینها گیر میدهی… حدود ۸:۳۰ و ۹ صبح بود، همینطور که داشتیم چای میخوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچهای که کمک نقاشها بود، بیاختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسم، یکی از فرقانیها، اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت. کلتم را از من گرفت و با ضربهای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه باغچه انداخت و کلتم را پرتاب کرد طرف دیگر حیاط… مهاجمین مرا هل دادند و به رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام میگفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشید، آدم خوب و خیرخواهی است. گفتند: ساکت شو حرف نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند… دو گلوله به سینه و پای قرنی اصابت کرده بود. پیکر وی با وانتی به بخش جراحی بیمارستان مهر منتقل شد اما سرلشکر قرنی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت».
از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس
سپهبد محمد ولی قرنی در کنار داریوش فروهر در جریان وقایع کردستان – اسفند ماه۵۷
روزنامه اطلاعات هم در آن زمان نوشت: «طبق گزارش خبرنگار ما سوءقصدکنندگان که دو جوان ۲۷ تا ۲۸ ساله بودهاند از روز بیستونهم فروردینماه سال جاری در یک اتاق دوتخته هستند واقع در طبقه دوم هتل جم که در کوچهای مقابل سینما امپایر (در خیابان پهلوی) واقع است و پنجره اتاقی که تروریستها در آن اقامت داشتهاند نیز مقابل حیاط مسکونی تیمسار قرنی قرار دارد. این دو تن ساعت ۱۰:۳۰ بامدادِ دیروز را برای ترور تیمسار قرنی مناسب تشخیص دادند و منظور خود را عملی کردند. چگونگی ماجرا از این قرار است.
ساعت ۱۰بامداد دیروز که تیمسار قرنی در حیاط مسکونی خود مشغول قدمزدن بوده است زنگ خانه به صدا درمیآید. یک کارگر شیشهبر که در منزل تیمسار قرنی کار میکرده است و خود را با دو جوان که یکی کلت کالیبر۴۵ و دیگری تفنگ یوزی در دست داشتهاند، مواجه میبیند. مهاجمان ابتدا با اسلحه کلت به طرف کارگر که نام وی محمدتقی است شلیک میکنند و بعد تیمسار قرنی را در صحن حیاط هدف قرار داده و با شلیک سه تیر از کلت کالیبر۴۵ وی را مضروب میکنند.
هنگام وقوع حادثه، خانواده تیمسار قرنی در منزل بودهاند و با شنیدن صدای گلوله به حیاط میدوند و با جسد خونآلود تیمسار قرنی و کارگر شیشهبر که تصادفا دیروز در منزل تیمسار قرنی کار میکرده، مواجه میشوند. آنان سراسیمه به کوچه میدوند و از مردم کمک میخواهند. در این موقع یک راننده رهگذر با اتومبیل خود تیمسار قرنی و کارگر مضروب را به بیمارستان مهر منتقل میکند. متأسفانه معالجات در مورد تیمسار قرنی بیاثر ماند و وی مقارن ساعت یک بعدازظهر دیروز براثر شدت جراحات وارده درگذشت، اما کارگر مضروب مورد عمل جراحی قرار گرفت و اینک زیر چادر اکسیژن به سر میبرد».
مراسم ترحیم سپهبد قرنی
مراسم تشییع و ترحیم سپهبد قرنی با حضور مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت و برخی از اعضای دولت مانند داریوش فروهر،آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی، شیخ صادق خلخالی و بسیاری از شخصیت های سیاسی برگزار شد.
تصاویری از این مراسم را ببینید:
مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت در مراسم تشییع سپهبد قرنی
آیت الله العظمی مرعشی نجفی و شیخ صادق خلخالی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی
شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی
داریوش فروهر و محمود مانیان در مراسم ترحیم سپهبد قرنی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، یک منبع دیپلماتیک در سفارت آمریکا در سودان اعلام کرد که یک دیپلمات آمریکایی امروز از سوی یک فرد ناشناس هدف تیراندازی قرار گرفت اما از این حادثه جان سالم به در بُرد.
این منبع افزود: دیپلمات آمریکایی در حین ترک محل کار خود و در راه منزلش در حالی که در داخل اتومبیل خود بوده، هدف تیراندازی قرار گرفته است.
به گفته این منبع، تیراندازی به سمت شیشه جلویی خودور صورت گرفته و باعث شده دیپلمات آمریکایی کنترل خودرو را از دست داده و خودرو به چند خودروی دیگر برخورد کند.
شایان ذکر است تحقیقات درباره این حادثه و ارتباط آن با اقدام تروریستی آغاز شده است.
آجودان مخصوص محمدرضا شاه، که اولین شهید ترور شد /علت اختلاف سپهبد قرنی با ابراهیم یزدی و بازرگان +عکس
شهید سپهبد «محمدولی قرنی» اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران یک ماه پس از استعفا در منزل خود توسط گروهک فرقان به شهادت رسید. در گزارش زیر به بازخوانی زندگی «اولین امیر» ارتش اسلام و «اولین شهید ترور» پرداختهایم.
۴۰ سال پیش در چنین روزی گروهک فرقان به رهبری اکبر گودرزی اولین عملیات تروریستی خود را انجام داد و طی این عملیات تروریستی سرلشکر محمدولی قرنی اولین رئیس ستاد مشترک ارتش را که در آن روزها دیگر مسئولیتی نداشت و خانهنشین شده بود در سن ۶۶ سالگی در منزلش به شهادت رساند.
شهید قرنی سال ۱۲۹۲ در خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمد. پدرش از مدیران مخابرات تهران بود که در ایام خدمت، مدت زمانی مجبور به زندگی در شهر شیراز شد که در راه بازگشت به تهران، پدر در آباده بیمار شد و بهدلیل همان بیماری درگذشت. محمدولی آن روزی که پدرش درگذشت، کمتر از ۱۰ سال سن داشت.
این فرمانده شجاع تحصیلات ابتدایی خود را در اصفهان به پایان رساند و تحصیلات دبیرستان خود را در مدرسه دارالفنون تهران آغاز کرد و در دبیرستان نظام ارتش به پایان رساند. او در سال ۱۳۰۹ زمانی که ۱۷ ساله بود، وارد دانشکده افسری ارتش شد و در سال ۱۳۱۳ با درجه ستواندومی و در رسته توپخانه فارغ التحصیل شد.
وی در خصوص نام خانوادگی خود گفته است: «۱۶ ساله بودم که نسبت به نام خانوادگیام حساس شدم. بهفکر افتادم بررسی کنم تا ریشه و وجه تسمیه آن را بدانم، حاصل بررسیام این شد که نام فامیل من منتسب است به یکی از دوستداران و اصحاب گرانقدر پیامبر اکرم (ص) بهنام “اویس قرنی”. مشیت الهی را اینگونه رقمخورده دیدم که هویت من با واسطههایی به انسانی خداجو مرتبط باشد، در قبال این ارتباط مقدس احساس مسئولیت کردم و با خود گفتم من موظفم در پاسخ به این لطف خداوندی بهگونهای عمل کنم که زندگی من شباهت و رنگ و رایحهای شبیه به زندگی آن بنده خاص خداوند داشته باشد».
سپهبد شهید قرنی در دوران خدمت ۲۴ سالهاش در ارتش کفالت فرماندهی گردان ۲ هنگ ۴ توپخانه، فرماندهی گردان ۱۰۵، ریاست رکن دوم ستاد مرکز تعلیماتی آمادگاه، فرماندهی پارک توپخانه لشکر ۲، ریاست رکن سوم لشکر ۲ مرکز، ریاست ستاد لشکر ۲، معاونت اداره دوم سررشتهداری ارتش، فرماندهی تیپ مستقل رشت و ریاست رکن دوم (اطلاعات) و معاونت ستاد ارتش را بهعهده داشت. او همچنین آجودان مخصوص محمدرضا پهلوی و دارای نشانهای لیاقت، همایون، دانش و افتخار بود.
وی پس از کودتای ۲۸ مرداد و آن وقتی که ریاست رکن ۲ ارتش را بهعهده داشت و بهتازگی سرلشکر شده بود، جزو مخالفان ارتش شاهنشاهی بود و این مخالفت وی نیز برای دیگران آشکار شده بود. اگرچه او از حامیان کودتای ۲۸ مرداد بود، اما سپس مخالفت قرنی بهحدی رسید که وی در سال ۱۳۳۶ اقدام به طراحی کودتا در ارتش کرد، اما قبل از اینکه این کودتا به مرحله اقدام برسد، لو رفت و قرنی و همراهانش از جمله بزرگمهر و طالبزاده اردوبادی (پدر نادر طالبزاده) دستگیر و ضمن اخراج از ارتش، زندانی شدند. گفته میشود قرنی آن زمان شبکهای از افسران نیروهای مسلح را در اختیار داشت. در خصوص دلایل کشف کودتا گمانهزنیهای متعددی صورت گرفته است، اما تاکنون علت مستدلی ارائه نشده است.
شهید قرنی که ابتدا قرار بود اعدام بشود، در نهایت به ۳ سال حبس محکوم شد و در سال ۱۳۳۹ از زندان آزاد شد و تحت مراقبت شدید امنیتی قرار گرفت. زندانی شدن قرنی موجب شد که وی با روحانیون مبارز علیه رژیم شاه ارتباط برقرار کند، ارتباطی که پس از زندان نیز استمرار یافت و با آغاز شدن نهضت اسلامی در خرداد ماه سال ۱۳۴۲، او بهدلیل ارتباط با آیت الله طالقانی و آیت الله العظمی میلانی و برخی دیگر از روحانیون دوباره به زندان افتاد.
او این بار نیز بهمدت ۳ سال به زندان افتاد و در سال ۱۳۴۵ از زندان آزاد شد، البته ارتباطهایش تحت نظارت ساواک بود. او بسیار با احتیاط رفتار میکرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی وضعیت به همین منوال گذشت. با بازگشت امام خمینی (ره) به ایران در مدرسه رفاه حضور پیدا کرد و با تأیید امام خمینی (ره) عضو شورای انقلاب شد.
در روز ۲۳ بهمن ۵۷ و یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سرلشکر محمدولی قرنی به ارتش از هم گسیخته و به جامانده از دوران رژیم شاه فراخوانده شد و با حکم امام خمینی (ره)، اولین رئیس ستاد مشترک ارتش ملی اسلامی شد. او در این دوره تنها ۴۳ روز رئیس ستاد مشترک ارتش بود که این روزها به روزهای پر فراز و نشیبی تعبیر میشود که در نهایت با شدت یافتن اختلافات قرنی با دولت موقت و اعضای آن بهخصوص احمد مدنی و ابراهیم یزدی که وزیر دفاع و معاون نخست وزیر در امور انقلاب بودند، مجبور به استعفا شد.
اگرچه استعفای او از سوی امام خمینی (ره) پذیرفته نشد، اما مهندس مهدی بازرگان رئیس دولت موقت چند روز بعد او را به دفترش خواند و گفت که با استعفایش موافقت شده است. قرنی هم دیگر به ستاد ارتش نرفت و پس از آن سرلشکر فربد که از اعضای جبهه ملی و از نزدیکان فکری دولت موقت بود به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد. این انتصاب از سوی بازرگان انجام گرفت.
قرنی پس از انتصاب به ریاست ستاد کل ارتش بلافاصله گروهی از افسران انقلابی به مسئولیت سرهنگ حسنعلی فروزان را برای اداره امور ارتش بهکار گرفت؛ سرهنگ فروزان که رابطه خوبی با روحانیت و افسران جوان انقلابی داشت، رئیس دفتر سپهبد قرنی شد و با هدایت او افسرانی مانند حسنی سعدی، محمدعلی شریفالنسب، عبدالله نجفی، محمدرضا رحیمی، احمد دادبین، محمد سلیمی، شهید یوسف کلاهدوز، شهید موسی نامجو و شهید حسن اقاربپرست وارد ستاد مشترک ارتش شدند.
دوره ریاست قرنی همراه با آغاز درگیریها در کردستان و گنبد بود. یکم اسفند ۵۷ با حمله ضدانقلاب به پادگان ارتش در مهاباد، غائله کردستان آغاز شد، ضمن اینکه همزمان موضوع انحلال ارتش و ایجاد ارتش جدیدی با نام ارتش بیطبقه توحیدی و خلق از سوی سازمان مجاهدین و سازمان چریکهای فدایی خلق که حامی ناامنکنندگان در گنبد بودند، مطرح میشد.
در ماجرای کردستان، ضدانقلاب در اسفند ۵۷ به پادگان سنندج حمله کرد. قرنی با کمک نیروی زمینی و هوانیروز توانست لشکر را از محاصره نجات دهد. اقدامات نظامی قرنی مورد قبول دولت موقت نبود و قرنی هم حاضر نبود روش نظامی خود را کنار بگذارد. در نهایت استعفایی نوشت و تقدیم امام خمینی (ره) کرد.
در بخشی از نامه استعفای قرنی آمده بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب میداند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد، هر روز دستوراتی صادر مینماید که ارتش بایستی شاهد لطمهای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و… وزیر دفاع بدون مشورت و نظرخواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود میرود و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده میگوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانهها کشانده بود، نگهداری سربازخانهها را رها کرده و به موطن خود میروند و شبهنگام عناصر تودهای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانهها میروند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر میبرند… دولت بدون مشورت با ارتش و آگاهترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آنجا میفرستد که با ورود آنها و اولین سخنپراکنی که میکنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت میکنند و در جلوی همین هیأت فرمانده پادگان را گلولهباران میکنند».
قرنی پس از کنارهگیری از ارتش در روز ۶ فروردین ۵۸، خانهنشین شد و در نهایت در روز سوم اردیبهشت در منزل شخصی خود در خیابان، ولی عصر (عج) توسط گروهک فرقان به شهادت رسید. حمید نیکنام از اعضای گروهک فرقان ضارب اصلی سرلشکر قرنی بود که دستگیر و اعدام شد. پیکر شهید قرنی نیز در حرم حضرت معصومه (س) دفن شد.
گروهک فرقان پس از ترور شهید قرنی در بیانیهاش، دلایل این ترور را اینگونه اعلام کرد: «سرسپردگی به امپریالیزم آمریکا و کوشش در جهت انجام کودتای آمریکایی، همکاری با رژیم طاغوتی قبلی، همکاری با رژیم ضدتوحیدی فعلی و سرسپردگی به دیکتاتوری آخوندیسم، مفسد فی الارض، اقدام برای سرکوبی مردم کردستان در جهت قلب حقایق و واقعیات و متهم کردن مردم به اینکه مأمور اجنبی هستند، کوشش برای خلع سلاح مردم مبارز و محروم ایران و بازسازی ارتش از جمله دلایل ترور سپهبد قرنی بود!».
شبکه خبری «ان.بی.سی. نیوز» (NBC News) آمریکا جزئیات تازهای از ترور سردار قاسم سلیمانی و به شهادت رسیدن او در عملیات تروریستی نیروهای آمریکایی در عراق منتشر کرد.
در این گزارش آمده است که عملیات از دمشق آغاز شده، جایی که اطلاعات آمریکا حاکی از حرکت سردار سلیمانی از فرودگاه دمشق به فرودگاه بغداد بوده است و آمریکاییها در انتظار او بودهاند.
پس از فرود آمدن هواپیمای خطوط «اَجنِحه الشام» (ایرباس A320) در فرودگاه بغداد، جاسوسان سازمان سیا آمریکا در فرودگاه بغداد حاضر بودهاند. بعد از این سه پهپاد آمریکایی که هر کدام به چهار موشک «هل فایر» مجهز بوده، به آسمان برخاستهاند بدون آنکه مشکلی برای پرواز در آسمان عراق داشته باشند.
ان.بی.سی. نیوز گفته، این روایت را از دو منبع مطلع آمریکایی به علاوه مسئولان آمریکایی دیگری که از این موضوع مطلع بودهاند، کسب کرده و در حالی که پهپادهای آمریکایی برای عملیات آماده میشدهاند، مسئولان آمریکایی در حال مشاهده صحنه در صفحات نمایش بزرگی بوده و شاهد آمدن مسئول الحشد الشعبی عراق (ابومهدی المهندس) برای استقبال از سردار قاسم سلیمانی بودهاند که ساعت یک بامداد اتفاق افتاده است. در این گزارش آمده که صفحه نمایش، جزئیات چهره افراد را به دلیل آنکه از اشعه مادون قرمز (فرو سرخ) استفاده میکرده، نمایش نمیداده است. اما روشن شد که ابومهدی المهندس نایب رئیس الحشد الشعبی که از نظر آمریکا متهم به انفجار سفارت آمریکا و فرانسه در کویت در سال ۱۹۸۳ بوده، آنجاست.
اتاق عملیات ترور «سنتکام» در قطر
از طرف دیگر خانم جینا هاسپل رئیس سازمان سیا در مقری در شهر لانگلی در ایالت ویرجینیا و مارک اسپر وزیر دفاع آمریکا از مکانی دیگر در حال پیگیری عملیات ترور بودهاند. همچنین عملیات در کاخ سفید نیز در حال پخش بوده اما دونالد ترامپ آن زمان در فلوریدا حضور داشته است. صفحات نمایش بزرگ نشان میدهد که دو مسئول بلندپایه وارد خودرو سدانی شده و به راه افتادهاند و سایر افراد همراه در خودرو [استیشن] دیگری بودند که خود را سریع به آنان رساندند.
بنا بر این گزارش، پهپادهای آمریکا تعقیب خودروها را از خروجی فرودگاه آغاز کرده و خودرو همراهان به جلو خودرو دو فرمانده منتقل شده است. پس از تأیید میدانی [عوامل نفوذی]، ناظران اتاق عملیات که در مقر فرماندهی نیروهای مرکزی آمریکا (سنتکام» در دوحه پایتخت قطر حضور داشتند دستور شلیک چهار موشک به خودروها را دادند و هیچ کس از افراد هدف، زنده نماند.
مسئولان آمریکایی گفتهاند که پهپادها هیچ کدام «بی صدا» نبوده اما در محیطی شهری مثل بغداد، سخت میشود صدای آن را تشخیص داد. مردان حاضر در خودرو هم اطلاع نداشتهان که هدف قرار خواهند گرفت. منابع آمریکایی گفتهاند که دولت آمریکا تحرکات سردار سلیمانی را در همه جای منطقه برای چند روز زیر نظر داشته است.
طبق این گزارش، آنتونی کوردسمن کارشناس نظامی آمریکایی میگوید که چنین حملاتی که با آن سردار سلیمانی ترور شده، تغییری اساسی در جنگ ایجاد میکند. این کار نیازمند تلاش اطلاعاتی، نظارتی و جمعآوری سنگین اطلاعات و خیلی پرهزینه است که به زمان و تجربه زیادی نیاز دارد.
بنا بر این گزارش، مسئولان عراقی هماکنون در حال بررسی نقش جاسوسان آمریکایی هستند که در خلال عملیات در فرودگاه بغداد حاضر بودهاند. همچنین اطلاعات سوریه نیز در حال تحقیقات در خصوص کارمندان هواپیمایی «اَجنحه الشام» هستند.
بامداد روز جمعه سیزدهم دی ماه (سوم ژانویه) ساعاتی پس از انتشار اخباری از انفجار و اصابت موشک به دو خودرو در نزدیکی فرودگاه بغداد، الحشد الشعبی عراق از شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی و «ابومهدی المهندس» معاون سازمان الحشد الشعبی عراق در حمله هوایی آمریکا خبر داد؛ خبری که ساعتی بعد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را تأیید کرد.
در پی این خبر، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) مسئولیت ترور شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس را بر عهده گرفت و در بیانیهای اذعان کرد که این ترور به دستور رئیس جمهور آمریکا صورت گرفته است.