برچسب: ترامپ

  • اگر ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرد چه می‌شود؟

    اگر ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرد چه می‌شود؟

    اگر ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرد چه می‌شود؟

     

     

    اعتمادآنلاین| دونالد ترامپ در روزهای گذشته اظهاراتی کرده است که به تقویت شائبه‌ها درباره احتمال نپذیرفتن نتیجه انتخابات سوم نوامبر (۱۳ آبان) از سوی او در صورت باخت در برابر رقیبش «جو بایدن» منجر شده است.

    بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند در انتخابات امسال، روند شمارش آرا در اصلی‌ترین ایالت‌های محل رقابت (battleground states) کند خواهد بود و به‌احتمال زیاد، آرای زیادی محل مناقشه خواهند بود.

    از طرف دیگر، مرگ اخیر یکی از قضات دیوان عالی آمریکا به‌معنی این است که تصمیم‌گیری درباره هر مناقشه‌ای در این خصوص به‌معنی موکول کردن سرنوشت انتخابات به دادگاهی است که یک عضو کمتر دارد و یا اکثر اعضای آن منصوبان ترامپ هستند.

    اگر نتیجه انتخابات، نزدیک باشد و به مناقشه کشیده شود، نظام انتخاباتی آمریکا که اشکالات زیادی درباره آن از مدت‌ها قبل مطرح شده است بیش از هر زمان دیگر به چالش کشیده خواهد شد.

    ترامپ در ماه‌های گذشته بارها سلامت این انتخابات را به چالش کشیده و به‌خصوص از برگزاری آن به‌صورت پستی انتقاد کرده است تا بسیاری این احتمال را مطرح کنند که او در حال زمینه‌چینی برای اعلام پیروزی در روز انتخابات است.

    رئیس‌جمهور آمریکا شب گذشته در تجمعی در جمع هوادارانش گفت: ما برنده می‌شویم، نمی‌بازیم مگر اینکه تقلب کنند، نگاه من این‌طور است. نمی‌توانیم اجازه بدهیم تقلب کنند، کشورمان در خطر است، چون این آدم‌ها کشورمان را نابود می‌کنند.»

    او بار دیگر تأکید کرد که چنانچه به‌نظر او تقلبی در انتخابات صورت گرفته باشد از تحویل قدرت به رقیبش جو بایدن امتناع خواهد کرد. وی گفت: « «ما خواستار انتقال قدرت به‌صورتی بسیار دوستانه هستیم ولی نمی‌خواهیم علیه ما تقلب شود و [نمی‌خواهیم] در حالی که می‌دانیم که در هزاران هزار رأیی که سرنوشت متفاوتی را رقم می‌زدند تقلب صورت گرفته است احمق‌بازی در بیاوریم و بگوییم “اوه، بیایید قدرت را انتقال دهیم.”»

    چنین اظهاراتی این احتمال را که ترامپ باخت در انتخابات را نخواهد پذیرفت بیش از هر زمان دیگر به واقعیت نزدیک می‌کند. طولانی بودن روند شمارش آرا و نزاع‌های احتمالی بر سر آرای پستی در سرنوشت‌سازترین ایالت‌ها (مانند آریزونا، میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین) در انتخابات سال جاری عواملی هستند که اگر ترامپ قصد عملی کردن تهدیدهایش را داشته باشد به مدد او خواهند آمد.

    از آنجا که طرفداران دموکرات‌ها بیشتر احتمال دارد به‌صورت پستی رأی بدهند، نتایج روز انتخابات یعنی ۳ نوامبر احتمالاً به‌نفع ترامپ خواهد بود و جو بایدن با اضافه شدن نتایج رأی‌های پستی که در روزهای بعد اعلام خواهد شد حاشیه اختلاف خود با ترامپ را کمتر خواهد کرد و ممکن است از او سبقت بگیرد، از طرف دیگر، آرای پستی در مقایسه با آرای حضوری بیشتر احتمال دارد توسط مسئولان برگزاری انتخابات رد شوند.

    بسیاری از کارشناسان در آمریکا از جمله گروهی به‌نام «Transition Integrity Project» (پروژه انتقال سالم قدرت) در گزارشی ابراز نگرانی کرده‌اند چنانچه نتیجه انتخابات با اختلاف قاطع به‌نفع بایدن نباشد، احتمال بروز درگیری‌های خشن بعد از انتخابات وجود دارد. در صورت پیروزی قاطع بایدن احتمال بروز درگیری‌های خشن در آمریکا وجود دارد.

    کابوس ترامپ برای بایدن

    اگر انتخابات آمریکا طبق روال هر دوره پیش برود، روز سوم نوامبر، «روز برگزاری انتخابات» است و از تاریخ ۵ نوامبر تا ۱۲ دسامبر، هر ایالت باید بنا به قوانین داخلی خود نتایج انتخابات را تأیید کند. روز ۱۴ دسامبر، گزینشگران رئیس‌جمهور (الکتورها) رأی خودشان به هر کاندیدا را به صندوق می‌اندازند و نامزدی که ۲۷۰ رأی الکترال یا بیشتر به دست بیاورد در همین روز به‌عنوان رئیس‌جمهور منتخب معرفی می‌شود. روز ۲۰ ژانویه سال ۲۰۲۱ رئیس‌جمهور جدید و معاون او سوگند یاد می‌کنند.

    در صورتی که کشمکش‌ها بر سر آرا فارغ از شدت یا کم و کیف آن در ضرب‌الاجل‌های مهم ۱۴ دسامبر و ۲۰ ژانویه به پایان برسند، پیروز انتخابات مشخص می‌شود و نامزد بازنده مجبور به ترک کاخ سفید خواهد بود و سرانجام چنین خواهد کرد.

    اما در انتخابات سال جاری، مجموعه‌ای از عوامل مختلف از شرایط اقتصادی گرفته تا سر باز کردن شکاف‌های نژادی، طبقاتی و اجتماعی، کنار اثرات بسیار مرگبار شیوع کرونا و ویژگی‌های شخصیتی عجیب ترامپ، احتمال وقوع سناریوهایی دیگر را هم مطرح کرده است.

    با آنکه جو بایدن و دموکرات‌ها درباره احتمال زورآزمایی ترامپ برای ماندن در قدرت در صورت باخت در انتخابات ابراز نگرانی کرده‌اند، تحلیلگران می‌گویند این بدترین سناریوی ممکن نیست و حالت بدتر این است که او بخواهد با سوءاستفاده از قدرت خود و شکاف‌های قانونی، پیروزی جو بایدن را در هاله‌ای از ابهام فرو ببرد.

    ابهام‌های موجود در قانون اساسی و مفاد بسیار قابل‌تفسیر در قانونی به‌نام «قانون شمارش آرای الکترال» امکان اینکه مناقشه بر سر پیروز انتخابات را بتوان حتی تا روز تحلیف کش داد فراهم می‌کند. در قانون مذکور شرایط مربوط به انتخاب الکتورها (گزینشگران رئیس‌جمهور) برای جلسه مجمع گزینندگان شرح داده شده است، اما به‌گونه‌ای که حداقل شخصیتی مانند ترامپ امکان سوءاستفاده کامل از آن را داشته باشد.

    یکی از مفاد «قانون شمارش آرای الکترال» این است که الکتورهای انتخاب‌شده در هر ایالت، در اولین دوشنبه بعد از دومین چهارشنبه ماه دسامبر باید دیدار کنند و رأی خودشان را به یکی از دو نامزد انتخاباتی بدهند. در انتخابات سال جاری این روز، روز ۱۴ دسامبر خواهد بود.

    چه خواهد شد؟

    اما اگر امسال، بنا به مشکلاتی مانند شمارش رأی‌گیری‌های پستی یا جدال‌های قضائی بر سر آرا در تاریخ مذکور، هنوز سرنوشت آرای الکترال مربوط به برخی از ایالت‌ها نامعلوم باشد چه می‌شود؟ یک تفسیر از قانون شمارش آرای الکترال این است که در چنین شرایطی هر فردی که در روز ۱۴ دسامبر تعداد آرای الکترال بیشتری داشته باشد، رئیس‌جمهور ایالات متحده خواهد بود.

    از الآن می‌توان انتظار داشت اگر روز ۱۴ دسامبر سرنوشت آرای الکترال در برخی ایالت‌ها نامعلوم باشد احتمال اینکه وزنه آرا به‌سمت ترامپ سنگینی کند بیشتر است تا به‌سمت جو بایدن. از آنجا که طرفداران ترامپ بیشتر تمایل دارند حضوری رأی بدهند تا پستی، رأی‌های طرفداران او کمتر ممکن است وارد روال‌هایی زمان‌بر و نامعلوم شود.

    لذا با توجه به جمیع این شرایط و این‌که ترامپ تمایل داشته باشد در روند شمارش آرای پستی اخلال ایجاد و آن را تا حد ممکن آهسته کند نه‌تنها عجیب نیست بلکه رفتاری است که از او انتظار می‌رود.

    البته این تنها سناریوی ممکنی نیست که ترامپ اگر بخواهد ماندن در قدرت به هر قیمتی را انتخاب کند به آن متوسل شود؛ او ممکن است با اعلام پیروزی در شب سوم نوامبر یا تبانی با قانون‌گذاران ایالتی برای جایگزین کردن الکتورهای جمهوری‌خواه با الکتورهای دموکرات در برخی ایالت‌ها هم دنبال آن باشد که خود را پیروز انتخابات معرفی کند.

    این‌که ترامپ کدام روش را انتخاب خواهد کرد مسئله‌ای است که به خودش بستگی دارد، اما در هر صورت، نتایجی که چنین تصمیمی به‌همراه خواهد آورد از پیش مشخص است.

    تشدید خشونت‌ها

    انتخابات نوامبر در شرایطی برگزار می‌شود که تفرقه‌ها و شکاف‌ها در آمریکا به‌خصوص در سال‌های حضور ترامپ در کاخ سفید به اوج خود رسیده‌اند. خشونت‌های گروه‌های سفیدبرترپندار در چارلستون، ال‌پاسو و پیتزبورگ و بروز تظاهرات‌های خشن در سراسر ایالت‌های آمریکا بعد از قتل «جرج فلوید» را می‌توان مشت‌های نمونه خروار از جامعه‌ای انباشته از خشم دید.

    در چنین شرایطی، باور عده یا گروهی به اینکه روند برگزاری انتخابات منصفانه نبوده است می‌تواند مانند جرقه‌ای در انبار باروت عمل و دوری افزایش‌یابنده از خشونت‌ها را ایجاد کند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند یکی از پایه‌های چنین خشونتی که عدم اعتماد به نتایج انتخابات است در زمان حاضر وجود دارد. در یک نظرسنجی اخیر، یاهونیوز و یو‌گاو اعلام کردند تنها ۲۲ درصد از آمریکایی‌ها فکر می‌کنند انتخابات سوم نوامبر منصفانه و آزاد خواهد بود.

    اگر ترامپ در چنین فضایی ادعا کند که انتخابات از او دزدیده شده است، خشونت‌ها تنها در آمریکا تشدید خواهند شد.

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جنگ سرد جدید چین – آمریکا؛ از هشدار تا واقعیت

    جنگ سرد جدید چین – آمریکا؛ از هشدار تا واقعیت

    جنگ سرد جدید چین – آمریکا؛ از هشدار تا واقعیت

     

    اعتمادآنلاین| در حالی که روابط ساختاری و تعامل میان چین و آمریکا به عنوان دو ابر قدرت هم به عنوان دوست (شرکای مالی و اقتصادی) و هم به مثابه دشمن (رقبای اقتصادی و ژئوپلیتیک) سابقه دیرینه دارد، اما رویکرد کاخ سفید در دوره حضور دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا موجب افزایش نقاط اصطکاک و تقابل میان دو دولت در سال‌های اخیر شده است؛ اکنون با شیوع گسترده ویروس کرونا به نظر می‌رسد تقابل چین و آمریکا، از رقابت‌های تجاری فراتر رفته و به یک موضوع جدی در حوزه امنیت ملی به خصوص برای واشنگتن تبدیل شده است .

    در حالی که بسیاری از تحلیلگران و استراتژیست‌های مراکز تحقیقاتی غرب پیشتر از چرخش محور تحولات دنیا به سمت اقیانوس آرام و منطقه شرق آسیا در آینده ای دورتر را پیش بینی کردند اما همه‌گیری ویروس کرونا، به یکباره موجب سرعت بخشیدن به فرآیند تدریجی تشدید تنش‌ها میان این دو قدرت جهان شده است.

    تقابل روزافزون پکن- واشنگتن در دوران چهار ساله حضور ترامپ به اندازه ای تشدید شده است که برخی کارشناسان از وقوع جنگ سرد هشدار می دهند در حالی که به زعم گروهی دیگر، نبرد این دو دولت از مدت ها قبل آغاز شده است .

    جنگ سرد دوم که با نام جنگ سرد جدید نیز شناخته می‌شود، اشاره به تجدید تنش وضعیت سیاسی و نظامی بین قدرت‌های جغرافیای سیاسی است که در یک جبهه آن روسیه یا چین قرار دارد در حالی که رهبری جبهه دیگر با ایالات متحده آمریکا یا ناتو می‌باشد. این تنش‌ها شبیه به تنش‌های دوره جنگ سرد است که در آن بلوک غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا در برابر بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی که اکنون به روسیه تبدیل شده، قرار داشتند .

    آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل سه شنبه گذشته در سخنرانی افتتاحیه هفتاد و پنجمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل از حرکت جهان به سمت وضعیتی بسیار خطرناک ابراز نگرانی کرد. گوترش با بیان اینکه ما به سمت وضعیت بسیار خطرناکی در حال حرکت هستیم و بدون نام بردن از آمریکا و چین گفت؛ دنیا نمی‌تواند یک جنگ سرد و یک رویکرد دوقطبی توسط دو قدرت بزرگ اقتصادی را تحمل کند. وی این دو قدرت را دارای «قوانین تجاری و مالی مخصوص به خود، اینترنت جداگانه و توانایی هوش مصنوعی» توصیف کرد .

    فردریک کمپ رئیس و مدیر اجرایی اندیشکده شورای آتلانتیک در مقاله‌ای که در وبسایت این اندیشکده و وبسایت ان‌بی‌سی منتشر شد، تصریح کرد پکن هم اکنون جنگ سرد دوم جهانی را با آمریکا آغاز کرده اما این امر در شرایطی صورت می‌گیرد که واشنگتن آماده این تقابل نیست.

    در ادامه این مقاله آمده است: این تصور به این خاطر است که آمریکا در جنگ سرد دوم از توانایی و تجهیز کمتری به نسبت جنگ سرد اول برای مقابله با رقیب برخوردار است؛ در شرایطی که متحدان آمریکا ضعیف تر شده، سیاست داخلی و وضعیت اقتصادی آن نابسامان شده و همچنین به موجب شیوع گسترده بیماری کووید-۱۹ با بحران بهداشتی نیز دست و پنجه نرم می کند.

    در حالی که دولت آمریکا در شرایط زیان دهی ناشی از شیوع گسترده بیماری همه‌گیر در حتی معمولی ترین نوع تجارت ها و کسب و کارها تصمیم گرفته است از هر اقدامی برای زنده نگه داشتن اقتصاد کوتاهی نکند، این تداوم در رشد کسری بودجه می‌تواند قربانی‌هایی داشته باشد که وزارت دفاع آمریکا یکی از محتمل‌ترین گزینه‌ها برای قربانی شدن است.

    به این ترتیب نباید فراموش کرد که با کاهش بودجه دفاعی آمریکا و متعاقب آن افول توان نظامی این کشور، ممکن است مقابله با چین برای ایالات‌متحده به فاجعه ختم شود.

    خبرگزاری بلومبرگ نوشت: ممکن است ایالات‌متحده وارد دوره‌ای نظیر آغاز جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی شود؛ زمانی که تصمیم گرفت به‌رغم کسری بودجه جنگ سرد با روس‌ها را آغاز کند. البته ایالات‌متحده درنهایت برنده این جنگ شد، اما این قیاس نباید موجب آسودگی خیال واشنگتن شود چراکه یادآور می‌شود رویکرد تقابلی براساس کمبود بودجه دفاعی می‌تواند رقابتی پرریسک باشد.

    موسسه «چونگ یانگ» وابسته به دانشگاه خلق پکن نیز پیش تر (۲۸ تیرماه) دیدگاه های مربوط به ۱۰۰ نفر از پژوهشگران را منتشر و بر اساس آن اعلام کرد جنگ سرد بین آمریکا و چین آغاز شده است. دقت نظرسنجی های سیاسی در چین همیشه مورد سوال بوده است اما موسسه یاد شده خاطر نشان می کند که ۹۰ درصد این محققان بر این باورند که چین قادر به مقابله با آمریکا در این جنگ است.

    «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا پیشتر در گفت و گویی با فاکس نیوز در پاسخ به این سوال که آیا روابط ایالت متحده با چین به یک جنگ سرد شباهت دارد، اینگونه پاسخ داد: تشبیه به جنگ سرد تا حدودی درست است. واقعیت این است که حزب کمونیست چین در دوران ریاست شی جین پینگ دست به تصمیم های زده است که هدف آن سلطه بر جهان است.

    روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست در گزارشی نوشت: سایه جنگ سرد بر روابط چین و آمریکا بیش از هر زمانی سنگینی می کند و سرعت گرفتن تنش های بی سابقه میان دو کشور، می تواند باعث بروز یک رویارویی ناخواسته شود و آنها را به جنگ بکشاند.

    جنگ تجاری، جنگ تعرفه ها، بحران کرونا، کشیده شدن جنگ پشت در کنسولگری های دو کشور، حضور روز افزون نظامی از جمله اعزام دو ناو جنگی هواپیمابر یواس‌اس رونالد ریگان و یواس‌اس نیمیتز به آب‌های دریای جنوبی چین، رقابت‌های فضایی مصداق‌هایی از تقابل و تنش‌هایی است که در نتیجه اقدامات جاه طلبانه آمریکا با هدف قدرت نمایی در برابر چین، این دو اقتصاد برتر جهان را در سال‌های اخیر در معرض مقابله ای لجوجانه و خطرناک قرار داده است.

    بحران کرونا در حالی آتش تنش ها میان این دو قدرت برتر جهان را برافروخته تر کرد که آمریکا، با بهره گیری از تعابیری همچون «ویروس چینی»، پکن را به شیوع کرونا در جهان متهم کرد. در پاسخ به این اتهام زنی‌ها، وانگ یی وزیر خارجه چین (سوم خرداد) در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد دولت آمریکا با دروغ پراکنی درباره ویروس کرونا، در حال وارد کردن مناسبات دو کشور به دور تازه‌ای از جنگ سرد است. وزیر خارجه چین هشدار داد که خطر متوجه صلح جهانی است.

    روند رو به رشد اتهامات کاخ سفید علیه پکن در حالی ادامهدارد که کرونا ضعف‌های بنیادی آمریکا را در مقابل چین آشکار کرد. حالا با شیوع گسترده ویروس کرونا به نظر می‌رسد تقابل چین و آمریکا فراتر از تقابلی تجاری تبدیل به یک موضوع جدی در حوزه امنیت ملی به خصوص برای واشنگتن شده است.

    در شرایطی که روابط پکن- واشنگتن در فضای توام با سوء ظن هر روز بیشتر به سمت تیرگی پیش می رود، هر موضوعی می تواند دستمایه تنش، تهدید و تخاصم بین دو طرف باشد؛ ازجمله این موارد می‌توان به امضای پیش نویس سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، ارائه کمک های چین بدون دخالت در امور داخلی کشورها همزمان با حفظ حاکمیت ملی آنان، ایفای نقش جدی تر یوان واحد پول چین در نظام مالی جهانی، نفوذ چین در مناطقی همچون آمریکای لاتین که زمانی حیاط خلوت آمریکا محسوب می‌شد، اشاره کرد.

    برپایه مصادیق نام برده، جنگ سرد به عنوان رقابتی دیرینه، چند جانبه و جهانی بین دو ابر قدرت را می توان به شرایط موجود میان این دو کشور تعمیم داد.

    روزنامه چاینا دیلی از مهمترین نشریات انگلیسی زبان چین نوشته است که شاید بهتر باشد که طرفین از این جنگ سرد اجتناب کنند اما متاسفانه آمریکا دقیقا در همین مسیر گام بر می دارد و نظم بین المللی را خدشه دار کرده است.

    چین بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، به عنوان رئیس جمهوری آمریکا وارد چالش تازه ای با این کشور شد که تا پیش از آن تجربه نکرده بود.

    موضوع رقابت بین آمریکا و چین سالهاست که مورد توجه کارشناسان قرار گرفته و رشد سریع اقتصادی پکن سالهاست که زنگ خطر را برای مقامات آمریکایی به صدا درآورده است.

    با این حال نوع این تنش در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما شکل دیگری داشت. اوباما سعی داشت با حفظ ظاهر و تظاهر به دوستی میان دو کشور در یک رقابت زیرپوستی با چین برنده شود. در دوره اوباما آمریکا سعی داشت با استفاده از ابزارهای رقابتی اما صلح آمیز و با بکارگیری اهرم متحدانش به چین فشار لازم را وارد کند و مانع از قدرت گرفتن هرچه بیشتر این کشور شود.

    اما در دوره ترامپ شکل این رقابت کاملا تغییر کرده و شاید به دلیل ویژگی‌های شخصیتی ترامپ، رقابت میان دو کشور شکل یک جنگ به خود گرفته است که البته تاکنون بیشتر به شکل ابتدایی از جنگ سرد بوده است.

    با درک صحیح از شرایطی حاکم بر روابط میان چین و آمریکا و شناسایی رفتارهای مداخله جویانه واشنگتن در شرق آسیا به عنوان عامل تشدید تنش در منطقه، باید گفت نمی توان بهبود رویکرد امریکا در قبال چین را پس از انتخابات ریاست جمهوری آن کشور انتظار داشت، زیرا حتی با پیروزی جو بایدن نامزد دموکرات، اهداف و تمایلات بنیادین امریکا در قبال چین چندان دچار تغییر نخواهد شد.

    از طرفی اندرو بیتز سخنگوی ستاد انتخاباتی بایدن پیش تر گفت چین در دوره ترامپ درگیر یک جنجال شده و ترامپ را ضعیف ترین رئیس جمهوری تاریخ آمریکا در خصوص رابطه با چین خواند، بر اساس پیش بینی‌ها موضع بایدن به سمت کاهش درگیری آشکار با چین پیش خواهد رفت.

    یک مقام دولتی چین نیز در ارتباط با نتیجه انتخابات آمریکا گفت: هیچ توهمی درباره احیای روابط همانند دوران قدیم وجود ندارد، اما یک رئیس جمهوری جدید حداقل می تواند فرصت ازسرگیری روابط را فراهم سازد. در هر حال روابط بدتر از حال حاضر نخواهد شد.

    با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان نظام دوقطبی، ایالات متحده آمریکا مدعی کسب جایگاه قدرت بلامنازع و قدرتمندترین دولت در نظام بین الملل گردید، بازیگری که توانایی جهت دهی به قواعد و رویه های بین المللی را به تنهایی داراست. با این همه سایر قدرت های بزرگ با به چالش کشیدن آمریکا، تلاش های خود برای تغییر این شرایط را با برنامه ریزی های بلندمدت و استراتژیک ادامه دادند. این بازیگران همیشه به عنوان یک رقیب بالقوه جایگاه برتر آمریکا را تهدید می کردند. چین یکی از این قدرت های بزرگ است که توانایی های بالقوه این کشور برای تبدیل شدن به ابرقدرت و اشغال جایگاه فعلی آمریکا، باعث نگرانی مقامات آمریکایی شده است.

    از طرفی تشدید تنش های اخیر آمریکا و چین، کمتر از ۴۰ روز مانده تا انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا، به اهداف تبلیغاتی ترامپ بر می گردد؛ به طوری که کاخ سفید قصد دارد تا با انحراف افکارعمومی آمریکا از سوء مدیریت ترامپ و آسیب ها و صدماتی که به کشور و ملت آمریکا زده است، با سوار شدن بر موج اتهام زنی ها، تهدیدها را به فرصت تبدیل کند.

    وانگ یی، وزیر خارجه چین تصریح کرد: شعار آمریکا اول که توسط برخی سیاستمداران این کشور مطرح شده است نمایانگر قصد این کشور از یک جانبه گرایی است در همین راستا تعداد معاهدات و سازمان های بین المللی که ایالات متحده از انها خارج شده است در دولت ترامپ به مراتب بیشتر از هر زمان دیگری است.

    بی‌اعتمادی و دشمنی فزاینده بین پکن و واشنگتن نه‌ تنها رقابت این دو اقتصاد برتر را قطعی‌تر کرده است، بلکه هشدارها از جنگ سرد امریکا علیه چین، نشان دهنده اعتراف و اذعان کاخ سفید به افزایش قدرت چین در سطح جهان و ناتوانی دولت آمریکا از رقابت با آن است. اقدامات نسنجیده ترامپ در مناسبات خود با پکن در حالی اقدام متقابل چین را به همراه داشته است که در صورت تداوم سیاست های غلط کاخ سفید می توان پایان همیشگی یکجانبه گرایی های آمریکا در جهان را متصور بود.

    منبع: ایرنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • طرح ترامپ برای جذب آرای سیاهپوستان آمریکایی

    طرح ترامپ برای جذب آرای سیاهپوستان آمریکایی

    طرح ترامپ برای جذب آرای  سیاهپوستان  آمریکایی

     

    اعتمادآنلاین| دونالد ترامپ روز جمعه در فاصله کمتر از دو ماه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نوامبر طرحی را با هدف کسب آرا سیاهپوستان رونمایی و معرفی کرده است .

    بر اساس این گزارش بخش اصلی طرح موسوم به “پلاتین”، تمدید برنامه های اقتصادی با هدف تقویت جامعه سیاهپوستان خواهد بود که در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ اعلام شده است .

    ترامپ قصد دارد ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه برای جامعه سیاهپوستان و سایر رنگین پوستان آمریکایی اختصاص دهد تا بتواند نظر مثبت آنها را در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ جلب کند .

    منبع : تسنیم

     

    اخبار  اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • شما یاد خواهید گرفت که به خواسته مردم ترکیه احترام بگذارید

    شما یاد خواهید گرفت که به خواسته مردم ترکیه احترام بگذارید

    شما یاد خواهید گرفت که به خواسته مردم ترکیه احترام بگذارید

     

    اعتمادآنلاین| تنها یک ماه پس از سخنان تحریک‌آمیز جو بایدن، نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اظهارات یک دموکرات دیگر، نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا علیه ترکیه خشم آنکارا را برانگیخت.

    مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه از سخنان ضد ترکیه‌ای پلوسی در جریان سخنرانی اخیر او علیه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا انتقاد کرد.

    چاووش اوغلو روز جمعه در پیامی توییتری نوشت: ظهور پلوسی به عنوان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا برای دموکراسی این کشور نگران‌کننده است چون نشان‌دهنده نادانی آشکار اوست. شما یاد خواهید گرفت که به خواسته مردم ترکیه احترام بگذارید.

    پس از آنکه دونالد ترامپ درباره احتمال عدم پذیرش نتایج انتخابات نوامبر سخن گفت، پلوسی خطاب به ترامپ گفته بود که او در ترکیه، کره‌شمالی یا روسیه نیست و باید به نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا احترام بگذارد.

    پلوسی گفته بود: شما در ایالات متحده هستید و این یک دموکراسی است. خوب چرا تلاش نمی‌کنید که به سوگند خود بر اساس قانون اساسی کشور پایبند بمانید؟

    این اظهارات پلوسی با واکنش ابراهیم کالین، سخنگوی ریاست جمهوری ترکیه هم مواجه شد. او گفت: نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان‌ آمریکا که نسبت به ترکیه موضع خصمانه گرفته یک سیاستمدار مغرض است. او چنین موضعی را پیشتر هم در قبال ادعای نسل‌کشی ارامنه داشت.

    وی افزود: از آنجا که ادعای نسل‌کشی ارامنه با حقایق تاریخی تطبیق ندارد، ارزیابی پلوسی از سیاست‌های ترکیه نیز با حقایق تاریخی و واقعی سازگار نیست.

    کالین گفت، تلاش برای حل مشکلات سیاست داخلی ارمنستان از طریق محکوم کردن ترکیه تلاشی واهی است. توصیه ما به آنها این است که تاریخ و اقدامات جدید ترکیه را به درستی ارزیابی کنند.

    فخرالدین آلتون، مدیر ارتباطات ترکیه نیز به انتقاد از پلوسی پرداخت و گفت: در اظهارات بی‌پروای پلوسی ما شاهد بازتاب سوءتعبیرهای فراگیر درباره ترکیه در میان سیاستمداران آمریکایی هستیم. ترکیه کشوری با تجربه سیستم مدرن قانون اساسی است و دموکراسی ترکیه به دلیل تاریخی که دارد، بسیار قوی است.

    وی افزود: اظهارات پلوسی در چارچوب بحث‌های اخیر در مورد انتقال مسالمت‌آمیز قدرت پس از انتخابات ایالات متحده در نوامبر انجام شده است. ما باید یادآور شویم که نتایج این انتخابات و خواسته مردمی برای ما محترم است.

    این سیاستمدار همچنین از سیاستمداران آمریکایی به ویژه آنهایی که در راس امور هستند، خواست تا از حمله به ترکیه دست بردارند و همانند ترکیه به روشی معنادار در بحران‌ها حاضر شوند.

    رئیس مجلس ترکیه هم ضمن انتقاد از اظهارات رئیس مجلس نمایندگان آمریکا علیه آنکارا گفت با حمله به ترکیه و سایر کشورها کارزار انتخاباتی خود را پیش نبرید.

    مصطفی شن‌توپ، رئیس مجلس ترکیه در رابطه با اظهارات نانسی پلوسی علیه آنکارا تصریح کرد: به پلوسی و سیاستمداران طیف وی توصیه می‌کنم که با حمله به ترکیه و سایر کشورها کارزار انتخاباتی خود را پیش نبرند.

    شن‌توپ افزود: آنها می‌توانند بدون پنهان شدن پشت مفهوم دموکراسی که توسط برخی از سیاستمداران غربی بی‌اعتبار شده است نیز سیاست‌ورزی کنند.

    وی در ادامه اظهارات جاهلانه و غیرمحترمانه پلوسی در رابطه با ترکیه را محکوم کرد. سخنان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا انتقاد تند رئیس پارلمان و ریاست‌جمهوری ترکیه را به دنبال داشت.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • علیه سیاست‌ستیز

    علیه سیاست‌ستیز

    علیه سیاست‌ستیز

     

    اعتمادآنلاین| احمد غلامی- چیزی به انتخابات ۲۰۲۰ ریاست‌جمهوری آمریکا نمانده است؛ انتخاباتی که بیش از هر دوره دیگری هم‌زمان بر سرنوشت مردم آمریکا و خاورمیانه تأثیرگذار است؛ دو کاندیدای رئیس‌جمهوری، ترامپ و بایدن، با دو رویکرد متفاوت.

    اصلاح‌طلبان باور دارند انتخابات آمریکا در مسائل ایران اثر دارد؛ اثری که جناح‌های سیاسی دیگر چندان به  آن قائل نیستند یا هستند و بر زبان نمی‌آورند. در همین زمینه با عباس عبدی گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

    *اولین سؤال این مصاحبه برای من خیلی راحت است، چون مسئولیتی را متوجه من نمی‌کند و پرسشی ساده است، اما به نظرم جواب‌دادنش برای شما می‌تواند واجد مسئولیت باشد. ارزیابی شما از انتخابات پیش‌‌روی آمریکا چیست و به نظرتان چه اثری بر سیاست داخلی ما دارد.

    شاید پاسخی که می‌دهم برایتان کمی تعجب‌آور باشد. بنده خبرهای انتخابات آمریکا را مثل مردم عادی می‌خوانم و بیشتر از آن پیگیر مسائل آن نیستم؛ چرا‌که اولا نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم، دوم اینکه اگر قرار باشد به شکل تخصصی آنجا را پیگیری کنیم -‌‌که به نظرم غیرممکن است‌- از پیگیری مسائل داخلی بازمی‌مانیم. بنابراین پیگیر مسائل انتخابات آمریکا نیستم و ارزیابی خاصی هم ندارم. تنها در این حد که می‌خوانم یا می‌شنوم رأی هرکدام چند درصد بالا و پایین شده و خیلی هم روی اینها حساب باز نمی‌کنم. ولی در مجموع می‌توان گفت اگر کسی غیر از ترامپ در انتخابات حضور می‌داشت، شاید برای ایران خیلی فرق نمی‌کرد کدام نامزد روی کار بیاید. حتی می‌شود گفت فشار دموکرات‌ها به دولت ایران می‌تواند بیشتر از جمهوری‌خواهان باشد، اما ترامپ فرق دارد و او حتی مسئله‌اش فقط ایران نیست؛ با کل جهان به شکل جدیدی برخورد می‌کند و این اهمیت دارد و به نظرم نه‌فقط ایران بلکه کل جهان به این انتخابات حساس است. شخصا دوست دارم بایدن انتخاب شود؛ به دلیل اینکه نظام جهانی را به جایگاهی که قبلا بود، برگرداند و کمی از این فضای تنش بیرون بیاورد. البته واقعیت این است که در زمان ترامپ در مقایسه با دوران بوش یا اوباما، جنگی اتفاق نیفتاده است و شاید این نکته مثبت ترامپ باشد. نباید فراموش کرد که مردم جهان از تنش‌ بیزارند. من به‌عنوان کنشگر برای مسئله داخلی ایران تنش‌زدایی را بهتر می‌دانم، اما اینکه بگویم انتخابات آمریکا تأثیر تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت ما دارد، فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. البته این هم از ضعف ما شده است که مدام نگاهمان به این باشد که مردم دیگر کشورها چه تصمیمی می‌گیرند؟ البته اینجا می‌گویند این‌طور نیست ولی واقعیت این است که کمابیش همین است و همین نقطه‌ضعف ماست؛ چرا‌که مسئله ما، مسئله داخلی است. در مصاحبه قبلی با «شرق» هم این نکته را مفصل توضیح دادم که از سه‌گانه سیاست داخلی، سیاست اقتصادی و سیاست خارجی، شاید اصلاح سیاست خارجی ساده‌تر از همه باشد، اما بدون اصلاح سیاست داخلی، اصلاح در سیاست خارجی پایدار و عمیق نخواهد بود و مسئله اصلی ما تغییر در سیاست داخلی خودمان است.

    *استیفن والد، از تحلیلگران معتبر آمریکایی، در مقاله‌ای ۱۰ نشانه از اقتدارگرایی ترامپ را برمی‌‌شمارد که عبارت بودند از تلاش سیستماتیک برای ارعاب رسانه‌ها، ایجاد شبکه‌ رسمی رسانه‌ای طرفدار ترامپ، سیاسی‌کردن خدمات نظامی گارد ملی یا نهادهای امنیتی، استفاده از نظارت دولت علیه مخالفان سیاسی، استفاده از قدرت برای پاداش و مجازات دوستان و دشمنان، اعمال نفوذ در دیوان عالی، اجرای قا نون فقط برای یک طرف، جعل سیستم (تقلب در انتخابات)، تجربه ترساندن مردم و شیطان‌دانستن مخالفان. تحلیلگر سیاست داخلی ایران الزاما نباید حتما این مقاله را خوانده باشد تا در جریان این اتفاقات قرار گیرد؛ همین عناوین تجربه تاریخی او را تحریک می‌کند تا به مشابهت‌هایی دست یابد. چکیده عناوین را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد؛ سوءاستفاده از قدرت. شاید اگر ترامپ نمی‌آمد، به‌راحتی نمی‌شد باور کرد در کشوری که حرف اول و آخرش احترام به دموکراسی است، چنین تصمیماتی هم دور از ذهن نیست. کاری به آمریکا ندارم. با چنین نشانه‌هایی، ما برای حفظ و احیای همین دموکراسی نیم‌بند داخل کشورمان چه باید بکنیم؟

    مولوی حکایتی دارد به این مضمون که مردی را برای به‌خاک‌سپاری به گورستان می‌بردند. بازماندگانش پشت سر تابوت گریه می‌کردند و می‌گفتند خدایا پدرمان را به جایی تاریک و نمور می‌برند، جایی که پر است از مور و موریانه و مار. نه آب و غذا هست و نه هیچ چیز دیگر، نور نیست و سرد است. پسر فقیری که همراه پدرش شاهد ماجرا بود، خطاب به پدرش گفت مگر این جنازه را به خانه ما می‌برند؟ قضیه ترامپ هم این‌طور است. ۱۰ گزاره‌ای که شمردید، برای ما به‌عنوان یک ایرانی حساسیت ایجاد می‌کند. البته باور نمی‌کنم اتفاقاتی مثل آمدن ترامپ بدون هیچ پیش‌زمینه اجتماعی بتواند شکل بگیرد؛ اینها حتما ریشه در ساختارها و موازنه قوای اجتماعی دارد.

    هنوز هم ترامپ رأی درخور توجه ثابتی دارد که با این همه دروغ، دغل‌بازی و لجن‌پراکنی این حداقل آرایش تکان نمی‌خورد. مطمئنا جامعه آمریکا به وضعیت دوقطبی خطرناکی رسیده که به هر حال اتفاقی نبوده و حتما در بطن جامعه ایالات متحده تحولاتی رخ داده که به اینجا رسیده است. این را باید صاحب‌نظران آشنا به جامعه آمریکایی توضیح دهند. اما نکته‌ این است که ما هم باید به این ریشه‌ها توجه کنیم و اینکه چه اتفاقاتی باید در زمینه موازنه قوای سیاسی و اجتماعی رخ دهد که احیانا دچار عوارضی که شما به درستی برشمردید، نشویم. به نظرم نیازمند گفت‌وگوی صریح‌تر میان روشنفکران و کنشگران ایرانی هستیم. باید این ذهنیت را کنار بگذاریم که گروهی می‌تواند گروه دیگر را حذف کند.

    متأسفانه در فضای دوقطبی این اتفاق می‌افتد و همه فکر می‌کنند با حذف یک گروه، مملکت گل‌و‌بلبل می‌شود. اما بعد از تحمل هزینه‌های بسیار، وقتی این اتفاق می‌افتد، تازه معلوم می‌شود که بدتر از قبل شده است. این اولین چیزی است که همه باید به آن برسیم. وقتی حذف را کنار بگذاریم، ادبیاتمان متفاوت می‌شود، نگاهمان و حتی تحلیلمان از رفتارهای همدیگر هم متفاوت می‌شود. اجازه دهید نکته‌ای را بگویم. می‌توانیم خیلی از آدم‌ها را به‌عنوان ظالم معرفی کنیم اما همیشه فکر کرده‌ام که می‌توانیم جور دیگری هم نگاه کنیم. به این معنا که آنها هم به نحوی قربانی هستند. اگر این‌طور نگاه کنیم، کینه و نفرت از بین می‌رود و رفتار و نگاهمان به مسائل تا حدی متفاوت می‌شود. آن موقع تغییر شرایط برایمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند تا تغییر افراد. کسی که بیرون از ساخت قدرت است، به‌راحتی می‌تواند در دفاع از آزادی حرف بزند ولی وقتی همین آدم در ساخت قدرت باشد، هیچ تضمینی نیست بدتر از کسانی که هستند عمل نکند. بنابراین با تغییر جایگاه افراد، نمی‌توان تحول چندانی در جامعه ایجاد کرد. آنچه مهم است تحول در ساختار است. باید بگوییم این ساختارها چیست؟ به نظرم بحث مفصلی باید در سه حوزه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت گیرد. باید با تک‌تک این عوامل و تحولات آنها آشنا شویم و به توافق برسیم و در این چارچوب عمل کنیم.

    این گفت‌وگو مستلزم نگاه مشترک همه نیروها به برخی از اصول و ویژگی است. اخیرا این نکات را نوشته‌ام و سعی می‌کنم به‌طور خلاصه به آنها اشاره کنم. هر نیرویی به‌ویژه اگر اصولگرایان این موارد را نادرست می‌دانند، بسیار خوب خواهد بود که با ذکر شواهد و دلایل آن را رد کنند. در غیر این صورت بد نیست که تجدید‌نظری در روند موجود کشور صورت گیرد؛ زیرا سرنوشت و پایان هر سیاستی که این ویژگی‌ها را دارد، محکوم به شکست است.

    ویژگی‌ای که تقریبا در اکثر اظهارات هر دو طرف و به‌ویژه اصولگرایان و مواضع آنان دیده می‌شود و اخیرا به طرح‌های مجلس نیز رسیده است، سیاست «ستیز» یا تقابل و حذف است. تقابل و شدت عمل و گفتار در سیاست خارجی، در تقابل با دولت و در تقابل با نیروهای سیاسی و اجتماعی دیگر. با اطمینان می‌شود گفت در گفتار و کردار غالب آنان، کمتر جمله‌ای پیدا می‌شود که در آن نوعی ستیزه‌جویی یا دشمنی یا تقابل دیده نشود. از منظر آنان دیگران در هر قالبی که باشند، نوعی دشمنی و خطر تلقی می‌شوند. جالب اینکه نگرش مزبور در عمل تعمیم داده می‌شود و به‌نوعی گریبان خودشان را نیز می‌گیرد و با هم‌فکران خود نیز همین‌گونه برخورد می‌کنند، زیرا این نگرش به اخلاق و فهم ثانویه یک نیروی سیاسی تبدیل می‌شود و اقتضای طبیعت یا سیاست آنان می‌شود. همه رویدادها و مواضع را ذیل و در چارچوب سیاه و سفید تحلیل می‌کنند. اگر با من نیستی پس علیه من هستی و باید حذف شوی. این فرایند را با تعبیر تقسیم بر دو می‌توان توصیف کرد که در هر مرحله باید عده‌ای را حذف و از قطار پیاده کرد. این ویژگی از یک‌سو در ساخت قدرت قابل‌دیدن است و از سوی دیگر در ادبیات مخالفان افراطی حکومت دیده می‌شود.

    آنچه می‌توانم در این مصاحبه محدود بگویم، این است که کینه، نفرت و ادبیات خشن را باید کنار بگذاریم و ایمان داشته باشیم که این شرایط نمی‌تواند با این سیاست ادامه پیدا کند، نه به این دلیل که ما بخواهیم آن را بازداریم بلکه این وضعیتی نیست که حتی در شرایط عادی هم بتوان آن را تحمل کرد و تا پایان ادامه داد. مشکل این است که قبل از آن وارد درگیری و خشونت نشویم. اگر همین یک مورد را بپذیریم و در موردش توافق کنیم، شاید بتوانیم در ادامه راه هم توافق جدی‌تری را در دستور کار قرار دهیم.

    *به دو نکته مهم اشاره کردید. اول اینکه ترامپ برخاسته از شرایط اجتماعی آمریکاست، دوم اینکه جامعه آمریکا دوقطبی شده است و این‌گونه شرح دادید که گویا در جامعه ایران نیز نوعی دوقطبی وجود دارد، البته این استنباط من از حرف‌های شماست. به نظرم جامعه ما از حالت دوقطبی خارج شده است یا حداقل از شکل سنتی آن یعنی رقابت بین دو قطب اصلاح‌طلب و اصولگرا. در جامعه کنونی ما هیچ‌کدام از جناح‌های سیاسی دست بالا را ندارند بلکه دست بالا را طبقات تهیدست‌ و بخش عمده‌ای از طبقه متوسط دارند که از جناح‌های سیاسی و وعده‌ دولت‌هایی که روی کار آمده‌اند خیری ندیده‌اند. اگر بخواهیم صورت‌بندی کلی از جامعه کنونی ایران به دست دهیم، می‌توانیم از جامعه سیال نام ببریم؛ جامعه‌ای که گروه‌های اجتماعی آن به دلایل مختلفی می‌توانند جزء طبقات ناهمنام باشند، حتی در برخی موارد بدون هیچ منافع استراتژیک. فقط به این دلیل که یک درد مشترک دارند؛ بی‌عدالتی. شما بهتر از من می‌دانید بی‌عدالتی برای طبقه تهیدست نداشتن نان شب و برای طبقه متوسط هم نداشتن نان شب و منزلت از‌دست‌رفته است. نمی‌خواهم بگویم طبقه فرودست به منزلت خود حساسیت ندارد، اتفاقا فشار روی طبقه فرودست در چند دهه گذشته به قدری افزایش پیدا کرده که آنان به این آگاهی انتقادی رسیده‌اند که در کنار عدالت اقتصادی، عدالت در برابری فرصت‌ها هم باید باشد. نکته اساسی این است که هیچ‌یک از جناح‌های داخلی این دو طبقه را نمایندگی نمی‌کنند. شاید اگر انتخابات آمریکا برای کنشگران سیاسی ایران این‌قدر مهم شده است و آن را در سرنوشت جامعه ما اثرگذار می‌دانند، به‌نوعی فرافکنی واهی باشد. سؤالم را تکرار می‌کنم؛ ارزیابی شما از جامعه کنونی ما چیست و چقدر انتخابات آمریکا می‌تواند در مسائل داخلی ما نقش داشته باشد.

    برداشت‌تان از صحبتم را اصلاح می‌کنم. درباره بحث دوقطبی درست می‌فرمایید؛ ولی به این معنا نیست که دوقطبی اصلاح‌طلب و اصولگرا منظورم است. آنها درصد محدودی از جامعه را تشکیل می‌دهند یا نمایندگی می‌کنند. دو‌قطبی مد‌نظرم فراتر از این ماجراست و دو‌قطبی اصلاح‌طلب و اصولگرا در گذشته معنا داشته و غالب بوده است. این دو قطب حتی امروز هم نمی‌توانند عرصه سیاسی را بیش از ۲۰، ۳۰ درصد پوشش دهند؛ بنابراین به‌هیچ‌وجه منظورم از دوقطبی، به اصولگرا و اصلاح‌طلب محدود نیست؛ اما با قسمت دیگر تحلیل شما که بی‌عدالتی و تبعیض را مبنا می‌گیرد، مسئله دارم. آنچه شما به‌عنوان بی‌عدالتی و تبعیض می‌بینید – که هم واقعی است و هم خیلی مهم است – ریشه در یک ناهنجاری دیگر دارد. ریشه آن در ظلم نیست که بگوییم یک‌عده با ظلم حق عده دیگری را می‌خورند. ظلم وصف تبعیض و بی‌عدالتی است. تناقض و دوقطبی اصلی در جامعه ما را باید در دو محور سنت – مدرنیته و آزادی – استبداد جست‌وجو کرد که خودش را در قالب ناهنجاری‌های گوناگون از‌جمله تبعیض و بی‌عدالتی بازتاب می‌دهد. در یک جامعه برخوردار از آزادی بیان، مشارکت گسترده عمومی، برابری حقوقی و سیاسی، قاعدتا تبعیض و بی‌عدالتی مد‌نظر شما محلی از اعراب نخواهد داشت. در شرایط کنونی نه‌تنها به طبقات پایین و میانی؛ بلکه به طبقات بالا هم ظلم می‌شود یا دچار تبعیض می‌شوند. ممکن است افرادی با همه ثروت و تحصیلاتی که دارند، نتوانند در حوزه سیاست جامعه‌شان مشارکت داشته باشند. چطور می‌شود که وقتی می‌خواهند وزیر انتخاب کنند، مجبور می‌شوند باز هم بین چهار، پنج نفر محدود بگردند و به افرادی که قبلا بوده‌اند، رجوع می‌کنند. معنایش این است که سیستم دچار فرسایش انسانی شده که ناشی از تبعیض‌هایی است که گفتم. فرسایش نیروی انسانی و حذف نظام‌مند افراد، آثارش را در سیاست خارجی، سیاست اقتصادی، فساد و سایر حوزه‌ها نشان می‌دهد. فرض کنید فقرا و آنهایی که فشار سنگین تورم روی دوش‌شان است، بخواهند امور را اصلاح کنند. چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند؟ یک مقدار پول از یک‌عده بگیرند؟ اصلا پولی به این شکل وجود ندارد که بگیرند یا اگر بگیرند، مگر مسئله‌شان حل می‌شود. مسئله در جای دیگری است که عرض کردم. اساسا این‌طور نیست که فکر کنیم کسی را که برای آزادی بیان، آزادی رسانه، پاسخ‌گویی حکومت، شفافیت و مشارکت عمومی تلاش می‌کند، می‌توانیم از طبقات فقیری که محتاج نان شب‌شان هستند، جدا کنیم. آنها درواقع در خدمت به همین طبقات فقیر نیز رفتار می‌کنند؛ اما چرا به این روز رسیدیم؟ به دلیل اینکه اصلاحات مد‌نظر محقق نشده است. این نکته‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد. الان به‌هیچ‌وجه مسئله اصلی فقر و غنا نیست. این‌طور نیست که ثروتمندان خون فقرا را می‌‌مکند. مسئله اصلی ساختار ناکارآمدی است که اتلاف منابع می‌کند. ثروتمندان هم دو جور هستند. عده‌ای ثروتمند رانتی هستند که اساسا نامرئی‌اند، می‌خورند و می‌برند؛ اما شما آنها را نمی‌بینید. آنان از این وضع سود می‌برند؛ ولی عده دیگری از ثروتمندان که کار و کوشش می‌کنند و خلاق و تولید‌کننده هستند، آنها هم در این مملکت ضربه می‌بینند. آنها در جامعه فقیر چه سودی می‌برند؟ جز بدبختی و فلاکت چیزی نصیب کسی نخواهد شد.

    اینجاست که با ویژگی منفی دیگر و غالب یعنی ویژگی «توزیع‌محور» مواجه می‌شویم. ویژگی دوم را می‌توان سیاست «توزیع‌محور» در برابر سیاست «تولید‌محور» تعریف کرد. در همین چند ماه گذشته اگر نگاه کنید، همه بحث‌ها این است که امکانات موجود را چگونه تقسیم کنیم یا بفروشیم؟ یارانه‌ها، خودرو، پول و… به طور قطع سیاست توزیعی باید عادلانه باشد؛ ولی در‌هر‌حال این سیاست در مقایسه با سیاست تولید‌محور باید فرعی و مکمل باشد. در غیر‌این‌صورت و با کوچک‌شدن کیک اقتصاد کشور چه فرقی دارد که چگونه توزیع شود؟ در‌حالی‌که پس از چندی اصولا کیکی وجود نخواهد داشت که برای تحقق عدالت توزیع شود. این ویژگی در اصلی‌ترین شعار دولت احمدی‌نژاد که آوردن نفت بر سر سفره‌های مردم بود، دیده می‌شد و تا‌کنون نیز ادامه داشته است. جالب است که آنان هیچ‌گاه نکوشیدند که دوره ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ را بر‌اساس میزان رشد تولید و رشد اشتغال و سرمایه‌گذاری توضیح دهند و از آن دفاع کنند و همیشه از توضیح این موارد پرهیز کرده و به توزیع یارانه‌ها بسنده کرده‌اند. آنها همواره به قیمت‌ها اعتراض دارند؛ در‌حالی‌که رشد قیمت‌ها اگرچه مهم است؛ ولی مهم‌‌تر از آن کمبود کالا و تولید است. به رشد قیمت‌ها معترض هستند و در‌عین‌حال سیاست‌هایی را که متضمن تزریق نقدینگی و توزیع پول است، پیشنهاد می‌دهند. این سیاست سنتی است و سیاست مدرن بر محور تولید بیشتر و سپس توزیع متعادل‌تر تأکید دارد.

    اما انتخابات آمریکا برای من از این زاویه مهم است که کسی آنجا بیاید که توجه ما به داخل برگردد و اجازه ندهیم فشار و درگیری خارجی، تعاملات و رقابت‌های داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ وگرنه بقیه موارد در درجه دوم اهمیت است؛ اما امروز شرایط به‌گونه‌ای است که بخشی از تنش‌های خارجی از طرف ایران و بخشی هم از طرف ایالات متحده تشدید می‌شود و ثبات و پایداری داخلی ایران را تحت خطر قرار می‌دهد؛ بنابراین من از آن نوع انتخابات آمریکا که به ثبات داخلی ما کمک کند، استقبال می‌کنم و طبعا از معکوس آن هم استقبال نمی‌کنم و امیدوارم اتفاق نیفتد؛ هرچند نتیجه آن در اختیار ما نیست.

    *من درستی استدلال شما را فرض می‌گیرم و ادامه می‌دهم. شما دو دوگانه ساختید. دوگانه سنت – مدرنیته و آزادی – استبداد؛ اما ربط وثیق این دوگانه‌ها را با بی‌عدالتی روشن نکردید. البته انتظار ندارم در این فرصت کم بشود به شکل وسیع به این موضوعات پرداخت؛ اما گذر از آن هم بحث را در ابهام فرو خواهد برد. اگر برای‌تان امکان دارد، مختصری درباره این دوگانه‌ها توضیح دهید.

    نخست، بحث سنت و مدرنیته را می‌گویم. نگاهی که یک فرد مدرن به جامعه دارد، نگاه سیستماتیک است. جامعه برای او یک نظام در‌هم‌تنیده است و نه مجموعه افراد مستقل در کنار هم. او می‌داند که بدون بازتوزیع عادلانه نه رشد اقتصادی خواهد داشت و نه ثبات اجتماعی؛ در‌حالی‌که یک فرد سنتی اساسا به موضوع این‌طور نگاه نمی‌کند. جامعه برایش متشکل از افراد است. فقر برای او مسئله اخلاقی است و نه ساختاری. فقیر هم که زیاد باشد، برایش مسئله‌ای نیست. فوقش این است که از طریق مواسات به او کمک می‌شود. در مدیریت نیز این تفاوت میان دو نگاه بسیار واضح و روشن است. یک نیروی مدرن وقتی به مسئله اقتصاد می‌پردازد، کلا نگاهش متفاوت است با نیرویی که سنتی به ماجرا نگاه می‌کند. این در همه حوزه‌ها هست، نه‌فقط در اقتصاد. مثالی واضح‌تر می‌زنم که مهم است. برای یک نیروی سنتی، زن، موجود درجه دو محسوب می‌شود و نقش مهمی در جامعه ندارد. فقط وظیفه خانه‌داری و زاد و ولد را بر‌عهده دارد و این نگاه یکی از عوامل کندی رشد اقتصادی ایران است.

    در‌حالی‌که یک نیروی مدرن می‌داند زن و مرد در این قضیه فرقی ندارند و هر‌کدام نیمی از موتور توسعه هستند. به هر میزانی که شرایط اجتماعی برای‌شان امکان رشد را فراهم کند، نقش خواهند داشت. به‌همین‌دلیل می‌داند باید زمینه اجتماعی را برای زن فراهم کند تا رشد و ارتقا یافته و حضور مؤثر در اجتماع داشته باشد. تفاوت این دو نگاه در وضعیت اقتصادی، رشد اقتصادی و همین‌طور سیاست خارجی بسیار تعیین‌کننده است. یک نیروی مدرن می‌داند که همبستگی جهانی متفاوت از گذشته است. حتی استقلال، مفهومی متفاوت از گذشته دارد، تعامل با نهادهای بین‌المللی، بسیج نیروها در قالب نهادهای مدنی، همه معرف تفاوت‌هایی است که بین این دو فرهنگ و نگرش وجود دارد و روی توسعه اقتصادی اثر می‌گذارد. در بحث آزادی و استبداد هم همین دوگانه به شکل دیگری وجود دارد. در یک نظام استبدادی مدیریت‌ها براساس ارادت‌سالاری به افراد، توزیع رانت، فقدان صلاحیت‌های حرفه‌ای و فقدان شفافیت و پاسخ‌گویی شکل می‌گیرد. همه اینها زمینه‌ را برای کندی رشد اقتصادی و حتی برعکس‌شدن آن فراهم می‌کند. در یک نظام استبدادی شما ریسک‌های بالایی را تجربه می‌کنید که به‌هیچ‌وجه در یک جامعه مدرن پذیرفته نیست؛ بنابراین هم آزادی و هم مدرنیته که به‌نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند، در برابر استبداد یا سنت قرار می‌گیرند. البته در صحبت از این دوگانه منظورم این نیست که سنت باید از بین برود یا به آزادی حداکثری برسیم. اگر این دوگانه‌ها در چارچوبی به نسبت رقابتی شکل بگیرند، در نقاط بهینه‌ای با هم سازش می‌کنند و جامعه در آن نقطه بهتر می‌تواند به جلو حرکت کند؛ اما وقتی مبنای‌شان ستیز باشد و نخواهند همدیگر را تحمل کنند و به هر قیمتی همدیگر را حذف کنند، خشونت، فقر، تبعیض، بی‌عدالتی و همه موارد دیگر به وجود می‌آید.

    ویژگی دیگر که تمایز این دو نگاه را نشان می‌دهد، اصرار بر «محدودیت‌ها» به جای آزادی و خلاقیت‌ها است. در نگاه مدرن، همبستگی اجتماعی مبتنی بر تمایز و تفاوت است. اینکه ما با دیگران و دیگران با ما فرق دارند، موجب کدورت و دشمنی نمی‌شود. ما می‌توانیم مکمل هم و موجب همبستگی بیشتر باشیم. اینکه افراد متفاوت فکر می‌کنند، نقطه ضعف یک جامعه مدرن نیست. اینکه حتی ارزش‌های متفاوتی را کمابیش داشته یا تبلیغ کنند، نقطه ضعف نیست. تمایزها براساس ملیت، نژاد، رنگ و پوست شکل نمی‌گیرد؛ بلکه همه اینها می‌تواند مبنای یک اتحاد و همبستگی جدید تلقی شود. در‌حالی‌که نگاه سنتی کاملا متفاوت است و همه را یک شکل می‌خواهد، همه یک‌جور بپوشند، یک‌جور نگاه کنند، کاملا همبستگی مکانیکی می‌خواهد که با واقعیت‌های جامعه مدرن سازگاری ندارد.

    *ممنون از توضیح‌تان؛ اما اینجا نکته‌ دیگری هم مغفول ماند. اینکه نگفتید وضعیت جامعه کنونی ایران چگونه است. من از جامعه سیال نام بردم و چون فعلا کسی در آن دست بالا را ندارد، اپوزیسیون تلاش می‌کند از این خلأ هژمونیک داخلی استفاده کرده و نیروهای اجتماعی ایران را سازماندهی کند. به نظرم زمان و مکان را درست تشخیص داده‌اند؛ اما فکر می‌کنم جز زمان و مکان مناسب، برای سازماندهی به عوامل دیگری هم نیاز است. نظر شما چیست؟

    اینکه اپوزیسیون دنبال چنین چیزی هست، قبلا هم بوده و طبیعی است. ممکن است الان به لحاظ مخالفت‌هایی که در داخل با سیاست‌های موجود وجود دارد و دسترسی بهتر به رسانه، شرایطی را برای‌شان فراهم کرده که بتوانند بهتر فکر و برنامه‌ریزی کنند؛ اما همان‌طور که شما هم گفتید، اینها کفایت نمی‌کند و نکات دیگری هم مثل چشم‌انداز باید وجود داشته باشد. می‌دانیم که هیچ‌کدام از آن نیروها هیچ چشم‌انداز روشنی را ترسیم نمی‌کنند؛ حتی اگر ترسیم کنند، توضیح نمی‌دهند که این چشم‌انداز با چه ضمانتی و به چه قیمتی قرار است به دست بیاید. تقریبا در هیچ‌کدام از مطالب‌شان ندیده‌ام. همه‌اش نفی وضعیت موجود است. البته در نفی وضعیت موجود اتفاق نظر هست. حتی در ساخت قدرت هم درباره وضع موجود اعتراض وجود دارد؛ اما درباره اینکه وضع جامعه چگونه است، نمی‌دانم تعریف شما از جامعه شناور چیست. آنچه می‌توانم بگویم، این است که در غلیان جو حیرت، سرگردانی و ناامیدی و اینکه هیچ‌کس هیچ ایده‌ای ندارد، وجود نوعی بن‌بست حس می‌شود. این حس در ابتدا به نظر منفی می‌آید و طبعا هم همین‌طور است؛ اما واقعیت این است که می‌تواند فشار را به همه نیروها اضافه کند تا بلکه به اجماع و تفاهمی برای عبور از این وضعیت برسد. من با اینکه نیروها شناور هستند و هرکسی می‌تواند آنها را جذب کند، خیلی موافق نیستم. مهم این است که کسانی بتوانند چشم‌انداز روشن و امیدبخشی را نشان دهند که عبور از وضع موجود به آن چشم‌انداز هم خیلی پرهزینه و پرریسک نباشد.

    هنوز هیچ نیروی مسلطی این را ارائه نکرده ولی تصورم این است که هرچه جلوتر می‌رویم، بن‌بست‌ها از درون هم بیشتر می‌شود و زمینه برای رسیدن به چنین تفاهمی احتمالا بیشتر خواهد شد. آقای مصباحی‌مقدم در صحبت‌های اخیرش به چهار، پنج سال گذشته اعتراض ندارد بلکه به مجموعه سی‌و‌یکی، دو سال گذشته معترض است و فکر می‌کند با این وضع نمی‌توان ادامه داد. در این مدت چهار رئیس‌جمهور با گرایش‌های کاملا متفاوت آمده‌اند، اما ایشان همه اینها را یک‌کاسه می‌کند؛ یعنی چیزی فراتر از گرایش‌های متفاوت رؤسای جمهور در جامعه جاری است که مسیر حرکت را تعیین می‌کند. معتقدم وضعیتی که برای توصیف بهتر تصویر کردم، نیاز به همفکری و گفت‌وگوی بیشتر دارد.

    *بحث را ادامه می‌دهم. برای اینکه خوانندگان تصویر روشن‌تری از گفت‌وگوی ما داشته باشند، از دو پاسخ اخیرتان استفاده کرده و توضیح مختصری می‌دهم. راستش تعریفتان از دوگانه‌های آزادی – دیکتاتوری و سنت – مدرنیته و ارتباط آن با عدالت و بی‌عدالتی قانعم نکرد. به نظرم نکات مهمی در این دوگانه‌سازی‌های شما مبهم ماند. همه مفاهیمی را که از آن نام بردید، می‌توان ذیل جامعه مدنی گنجاند یا حداقل برداشت من از تحلیل شما چنین بود. البته تعبیر جامعه مدنی نابسنده است، اما غلط نیست. وقتی از سنت و مدرنیته و ارتباط آن با عدالت حرف می‌زنیم، تلقی‌مان این است که بگوییم چه چیزهای ناعادلانه را سنت عادلانه می‌پندارد و چه چیزهای عادلانه‌ را ناعادلانه قلمداد می‌کند. البته اشاره خیلی کوتاهی درباره جایگاه زن و مرد در جامعه سنتی انجام دادید، اما این مثال دربرگیرندگی ندارد. مثلا ما در سنت چیزی به نام انصاف داریم. انصاف به معنای موثق هم در قضاوت و هم در اقتصاد کارکردی نسبی دارد. بگذریم که حالا بعضی موقع‌ها این انصاف از سوی صاحب‌منصبان دلبخواهی می‌شود. حالا این انصاف در مواجهه با دنیای مدرن چگونه تغییر شکل داده است. چه بر سرش آمده است. ما در مواجهه با سنت و مدرنیته چه چیزهایی را از دست داده‌ایم و چه چیزهایی را که قرار بود به دست بیاوریم، نتوانستیم به دست بیاوریم و چرا؟ درباره آزادی و استبداد هم همین است. آیا آزادی حتما منجر به عدالت می‌شود یا استبداد عاری از عدالت است؟ و چرا؟ اینها پرسش‌هایی است که در بحث ما به آنها پرداخته نشده و جای خالی آن محسوس است. اما درباره جامعه امروز ایران، اینکه همه جریا‌ن‌ها صرفا کارشان نفی وضعیت موجود است، اگرچه در ظاهر این درست به نظر می‌رسد، با کمی دقت بتوانیم بگوییم همه جناح‌های موجود، وضعیت موجود را نفی می‌کنند، اما چشم‌اندازی هم اگر ارائه می‌دهند، حداقل افق‌های دوری را نشان می‌دهد. کاری ندارم این افق‌هایی که آنها نشان می‌دهند چقدر واقعی و چقدر واهی است، اما نکته مهم این است که در شرایط و بزنگاه‌هایی همین چشم‌اندازهای واهی یا واقعی می‌توانند با مردم چفت‌و‌بست شوند و حرکتی را ایجاد کنند. سؤال مهم‌تر این است که آیا جریا‌ن‌های داخلی صرفا در اندیشه این ‌هستند که نیروهای اپوزیسیون نمی‌توانند چشم‌اندازی ارائه دهند؟ اگر زمانی چشم‌اندازهای ارائه‌شده با مردم چفت‌و‌بست شدند، چه باید کرد؟ آیا نیروهای داخلی سیاسی ایران چشم‌اندازی دارند که بتوانند در شرایط مساعد و مناسبی آن را با توده‌های مردم چفت‌و‌بست کنند و این چشم‌اندازها چه مواردی می‌تواند باشد؟ اینها سؤال‌های مهمی است که متأسفانه به آنها پرداخته نشده است.

    درباره بخش اول سؤالتان عرض می‌کنم که تفاوت سنت و مدرنیته در همه حوزه‌ها هست. برای مثال در حوزه فلسفه حقوق، فلسفه حکومت، نظام قانون‌گذاری، مفهوم و مصداق جرم، حق حکومت‌کردن و… در نگاه سنتی همه اینها متفاوت از نگاه مدرن است. اگر من مثال زنان را زدم، برای این بود که دربرگیری آن زیاد است. شما چه چیزی را جرم می‌دانید و چه چیزی را نمی‌دانید. از چه مجازاتی با چه کیفیتی باید استفاده کنیم. حقوق انسان‌ها چگونه است، چه کسی حق حکومت‌کردن دارد. اینکه فلسفه حکومت هدایت‌کردن مردم است یا حاکمیت کارگزار مردم است؟ اینها دو جواب کاملا متفاوت دارند. حکومت از طرف مردم انتخاب می‌شود، بعد ادعا دارد که می‌خواهد مردم را هدایت کند. این خودش متناقض است. وضعیت ایران محصول این تناقضات است که در قانون اساسی، اندیشه و خیلی چیزهای دیگر وجود دارد و این تناقض بین بخشی از نگاه سنت و مدرنیته هست و البته در عمل آن بخش سنت در ساخت قدرت دست بالا را می‌گیرد و می‌خواهد با یک ماشین پر از تناقضات راه برود و لک‌ولک کند، اما نمی‌تواند. این تناقضات در مقاطعی خودش را شدیدا بروز می‌دهد. بنابراین اگر بخواهیم درباره همه این موارد صحبت کنیم، باید ببینیم تفاوت این دو نگاه چیست و چگونه خودش را در وضعیت عمومی و اداره کشور بازتاب می‌دهد و چگونه منجر به این بدبختی‌ها و فلاکت‌ها می‌شود. اما در مورد اینکه چشم‌اندازی وجود ندارد یا ممکن است چشم‌اندازها ضعیف باشند، مخالفتی با شما ندارم. فعلا کاری هم به اپوزیسیون داخل و خارج ندارم و این تفکیک را انجام نمی‌دهم؛ حداقل در بحث امروزمان نمی‌خواهم تفکیک کنم. هرکس بتواند چشم‌اندازی را نشان دهد، حتی کسی که در ساخت قدرت است، بیشتر از جانب مردم تحویل گرفته خواهد شد؛ مشروط بر اینکه بتواند چشم‌اندازی با قابلیت اجرائی ارائه کند.

    حال اگر ارائه کرد، ما هم حمایت می‌کنیم و اگر نقد داشتیم، می‌گوییم. اگر بتوانیم خودمان یا دیگران این چشم‌انداز را ارائه دهیم، باید انجام دهیم. اما با وضعیتی که برای اصلاح‌طلبان به وجود آمده و با انسدادی که در ساخت سیاسی شکل گرفته، خیلی سخت است که اصلاح‌طلبان در داخل بتوانند چنین چشم‌اندازی را فعلا ارائه کنند. نه خودشان آمادگی‌اش را دارند و نه افق گسترده‌ای پیش‌روی آنان وجود دارد که بتوانند در این چارچوب چشم‌اندازی را ارائه کنند. شخصا ناامید نیستم و به نظرم این انسداد و رکود می‌تواند مقدمه گشایش‌های جدید باشد. در باب تفاوت دو نگاه سنت و مدرنیته هم می‌توانم درباره جرم، مجازات، فلسفه حقوق و فلسفه حکومت توضیح دهم که تفاوت‌ها چیست و آثارش چگونه است.

    سنت کلا از زاویه بیعت نگاه می‌کند، در‌حالی‌که مدرنیته موضوع را از زاویه قرارداد نگاه می‌کند. آنها حکومت را دست می‌گیرند تا هدایت کنند، در‌حالی‌که اینها حکومت را کارگزار می‌دانند. آنها جرم و مجازات را در حیطه گناه و مسائلی از این قبیل می‌دانند، در‌حالی‌که اینها امری نسبی و مرتبط با نظم اجتماعی می‌دانند. آنها مجازات‌ها را ابدی و ازلی می‌دانند، در‌حالی‌که اینها مجازات را مرتبط با شرایط اجتماعی می‌دانند و هرچه جلوتر برویم مجازات‌های خشن را کمتر می‌پذیرند و بیشتر مجازات‌های ترمیمی را ترجیح می‌دهند. در نظام مدیریتی روابط با جهان خارج نیز این تفاوت‌ها را می‌توان تک‌تک توضیح داد.

    منبع: روزنامه شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات آمریکا| مناظره های انتخاباتی و آرای الکترال

    انتخابات آمریکا| مناظره های انتخاباتی و آرای الکترال

    انتخابات آمریکا| مناظره های انتخاباتی و آرای الکترال

     

    اعتمادآنلاین| پنجاه و نهمین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۰ مصادف با ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۹ برگزار خواهد شد. دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواهان برای انتخاب دوباره و جو بایدن نامزد دموکرات‌ها برای کنار زدن وی، رقبای اصلی در این انتخابات محسوب می‌شوند.

    پیروز میدان هم در ۲۰ ژانویه مصادف با یکم بهمن ماه، در کاخ سفید ادای سوگند خواهد کرد.

    علاوه بر این دو، هاوی هاوکینز از حزب سبز   و خانم جو جورگنسن از حزب لیبرال  هم در این رقابت حضور دارند که البته طبق معمول سهم قابل توجهی را در این کارزار سرنوشت ساز ندارند.

    با پایان یافتن رقابت‌های مقدماتی درون حزبی که حزب دموکرات با داشتن بیش از ۲۰ داوطلب مطرح، آغاز کرد؛ قرار بود مجمع ملی این حزب برای معرفی نامزد نهایی خود در ۲۳ تا ۲۶ تیرماه (۱۳ تا ۱۵ ژولای) به صورت حضوری برگزار شود اما همه‌گیری کرونا تمام محاسبات انتخاباتی را به هم ریخت.

    از سال ۱۹۵۲ تا ۲۰۱۶، مجمع عمومی احزاب برای معرفی نامزد نهایی خود همواره به صورت حضوری برگزار شده و یکی از بزرگترین گردهمایی‌های سیاسی در آمریکا نامیده می‌شود اما ویروس کرونا این اجتماع حضوری را به غیرحضوری تغییر داد و کمیته ملی حزب دموکرات هم در ۱۵ مرداد ماه تصریح کرد هیچ از سخنرانان به میلواکی محلی که قرار بود این کنوانسیون برگزار شود، حاضر نخواهد شد.

     از این رو، این مجمع به صورت مجازی و غیرحضوری در تاریخ ۲۷ تا ۳۰ مرداد برگزار شد و در ۲۸ مرداد ماه هم جو بایدن به طور رسمی به عنوان نامزد این حزب برگزیده شد.

    بایدن همچنین کامالا هریس سناتور رنگین‌پوست کالیفرنیا و رقیب انتخابات مقدماتی خود را برای همراهی در رقابت انتخاباتی به عنوان معاون خود برگزید و آن را در ۲۱ مرداد ماه اعلام کرد.

    در جناح مقابل یعنی حزب جمهوریخواه هم مجمع ملی در سوم تا ششم مردادماه به صورت حضوری اما محدود در شهر شارلوت کارولینای شمالی برگزار شد. ترامپ که تنها گزینه مطرح این حزب بود در حالیکه گفته می‌شود خلاف مقررات است تا از اماکن دولتی برای مقاصد شخصی استفاده شود، به طور رسمی در کاخ سفید مراسمی با حضور افراد زیادی برگزار کرد و به طور رسمی پذیرفت که نامزد جمهوریخواهان برای ریاست جمهوری چهار سال بعد باشد.

    او، مایک پنس را برای معاونی خود برگزید.

    پس از آن، دو نامزد ریاست جمهوری در نشست‌های مختلف انتخاباتی حضور یافتند و به اظهار نظر پرداختند به طوری که ترامپ که موقعیت خود را بیشتر در خطر می‌بیند و باید برای حفظ خود تلاش کند، به ایالت‌های مختلف سفر و سخنرانی می‌کند و بایدن هم تاکنون ترجیح داده است بیشتر به شکل مجازی و غیرحضوری با هواداران خود ارتباط بگیرد.

    اما با نزدیک شدن به موعد انتخابات که امسال به دلایل کرونا و اختلاف نظر در چگونگی برگزاری آن، چشم‌اندازی پر از چالش را نشان می‌دهد، قرار است ۲ نامزد جمهوریخواه و دموکرات و همچنین معاونان آنها با یکدیگر مناظره داشته باشند.

    نخستین مناظره بین ترامپ و بایدن خواهد بود که در هشتم مهرماه در ایالت اوهایو که در آخرین نظر سنجی‌ها تمایل بیشتری به قرمز دارد، برگزار خواهد شد.

    پس از آن در ۱۶ مهرماه، کامالا هریس دموکرات با مایک پنس جمهوریخواه در ایالت یوتا که آن هم بیشتر به قرمز نماد جمهوریخواهان تمایل دارد، به مناظره خواهند پرداخت.

    دومین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری در ۲۴ مهرماه برگزار خواهد شد که این بار ایالت فلوریدا میزبان آنها خواهد بود که فرمانداری جمهوریخواه دارد اما هنوز ترکیب آرای الکترال آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    یکم آبان ماه هم سومین و آخرین مناظره انتخاباتی بین بایدن ۷۸ ساله و ترامپ ۷۴ ساله در ایالت تنسی قرمزپوش برگزار می‌شود تا آخرین شانس خود را برای جمع کردن آرای بیشتر امتحان کنند.

    آرای الکترال چیست؟

    رئیس‌جمهوری و معاون رئیس‌جمهوری آمریکا به صورت مستقیم با رای مردم انتخاب نمی‌شوند، بلکه توسط افرادی موسوم به الکتُرها برگزیده می‌شوند. در واقع مردم در انتخابات ۱۳ آبان ماه به این افراد رای می‌دهند و سپس آنها در مجمعی موسوم به الکترال کالج که امسال مشخص نیست به صورت حضوری خواهد بود یا مجازی، آرای خود را به نامزد مد نظر خواهند داد.

    کلمه “کالج” در اینجا به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که وظیفه مشترکی دارند.

    این مجمع، ۵۳۸ عضو دارد که هر چهار سال برای انتخاب رئیس جمهوری تشکیل می‌شوند. این عدد هم بر اساس تعداد کرسی‌های کنگره آمریکا اعم از ۱۰۰ سناتور و ۴۳۵ عضو مجلس نمایندگان تعیین شده است. سه رای الکترال هم برای منطقه کلمبیا تعیین شده است که واشنگتن دی سی پایتخت آمریکا یکی از بخش‌های آن است.

    الکترها چگونه انتخاب می‌شوند؟

    شاید این سوال مطرح شود که اگر رئیس جمهوری آمریکا به واسطه آرای الکترال انتخاب می‌شود، پس نقش مردم در این انتخابات چگونه خواهد بود؟

    قانون‌گذاران آمریکایی برای ایجاد تناسب بین ایالت‌های مختلف و تقویت ایالت‌هایی که از جمعیت کمتری برخوردارند، چنین سازوکاری را برای انتخابات درنظر گرفته‌اند. از این رو، در وهله نخست، احزاب سیاسی در هر ایالت نمایندگان الکترال خود را برمی‌گزینند و در وهله دوم، مردم در روز انتخابات متناسب با سلیقه حزبی خود، به هریک از الکترال‌های حزبی رای خواهند داد. در برخی از ایالت‌ها هم مجالس قانون‌گذاری ایالتی، اعضای کالج انتخاباتی را تعیین می‌کنند.

    اگرچه در برگه رای ممکن است نام رئیس جمهوری را بنویسند اما ممکن است متناسب با قوانین هر ایالتی، نام الکتُر خود را زیر برگه رای بنویسند.

    آیا الکترها ملزم به رای دادن به نامزد حزبی خود هستند؟

    قانون اساسی آمریکا الزامی را برای الکترها تعیین نکرده است که رای خود را مطابق با آرای مردمی بدهند اما برخی از ایالت‌ها، این الزام را ایجاد کرده‌اند که مطابق با آرای مردمی عمل کنند و هر نامزدی که در ایالت ‌آنها بیشترین رای مردمی را به دست آورده‌اند، نامزد برگزیده الکتُرها هم خواهد بود.

    به عنوان مثال ایالت کالیفرنیا دارای ۵۵ رای الکترال است، اگر نامزد دموکرات‌ها در این ایالت ۵۰.۰۱ درصد رای را بیاورد، تمام این ۵۵ رای در سبد او ریخته خواهد شد و به این شکل است اگر نامزد جمهوریخواهان در ایالت تگزاس بیش از ۵۰ درصد آرا با به خود اختصاص دهد، تمام ۳۸ رای الکترال این ایالت به نام او نوشته خواهد شد.

    با این حال، در سال ۲۰۱۶ مشاهده شد که برخی از الکترها بر خلاف نظر اکثریت مردم، به دونالد ترامپ رای دادند.

    در ایالت‌های آمریکا، کالیفرنیا با ۵۵ رای الکترال، بیشترین و داکوتای شمالی، وایومینگ و منطقه کلمبیا با داشتن ۳ رای الکترال، کمترین آرا را در بر دارند. مجمع الکترال‌ها، چند هفته پس از انتخابات مردمی در ماه نوامبر که معمولا در دسامبر خواهد بود، برگزار می‌شود.

    اعضای این کالج نباید از بین سناتورها، اعضای مجلس نمایندگان و اشخاصی باشند که دارای دفاتر تجاری یا غیرتجاری در آمریکا هستند.همین طور نظامیان و کارمندان دولت فدرال نیز نمی‌توانند عضو کالج انتخاباتی باشند.

    منبع: ایرنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ترامپ: توافق با ایران بعد از انتخابات سخت خواهد بود

    ترامپ: توافق با ایران بعد از انتخابات سخت خواهد بود

    ترامپ: توافق با ایران بعد از انتخابات سخت خواهد بود

     

    اعتمادآنلاین| «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه با طرح یک ادعای جدید، از دشوار شدن شرایط ِ توافق با ایران و ونزوئلا در صورت پیروزی خود در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا سخن گفت.

    وی که درجمع شهروندان لاتین‌تبار در شهر «دورال» ایالت فلوریدا سخنرانی می کرد، گفت: «این را به شما بگویم خواه ایران باشد یا ونزوئلا، آنها می‌خواهند [با آمریکا] وارد گفت‌وگو شوند. همه می‌خواهند گفت‌وگو کنند».

    وی اضافه کرد: «من می‌خواهم تا بعد از انتخابات صبر کنم، چون گفته‌ام صبر کنید. یک سال پیش گفتم یک انتخاب پیش رو دارید: می‌توانید الان گفت‌وگو کنید یا بعد از انتخابات. اما بعد از انتخابات، توافق بسیار سخت‌تر خواهد بود».

    این ادعای ترامپ در حالی مطرح می شود که وی ظاهراً در راستای عمل به وعده های انتخاباتی خود، در هجدهم ماه مه ۲۰۱۸ بطور رسمی از توافق هسته ای ایران موسوم به برجام خارج شد.

    دولت آمریکا نه تنها به این خروج اکتفا نکرد، بلکه با پیگیری سیاست «اعمال فشار حداکثری» بر ایران کوشید تا تهران را برای عقد توافقی جدید و مورد پسند واشنگتن به پای میز مذاکره بکشاند؛ تلاشی که تاکنون با ایستادگی ملت ایران ناکام مانده است.

    همچنین از دیگر اقدامات تحریک آمیز آمریکا علیه ایران می توان به ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره کرد.

    در عرصه داخلی آمریکا نیز ترامپ به دلیل نداشتن راهبردی مشخص در قبال تهران، انجام اقدامات تنش آلود در رابطه با ایران و یکه تازی و جدایی از متحدان اروپایی خود بارها مورد حمله منتقدان قرار گرفته است.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جهان به سمت تشکیل جبهه بزرگ نظامی و اقتصادی شرقی حرکت می‌کند

    جهان به سمت تشکیل جبهه بزرگ نظامی و اقتصادی شرقی حرکت می‌کند

    اعتمادآنلاین| حسن هانی‌زاده، درباره سفر قریب الوقوع محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به روسیه، گفت: این سفر در شرایط خاصی انجام می‌شود، با توجه به اینکه آمریکا پیش نویس طرح تمدید تحریم تسلیحاتی ایران را به شورای امنیت ارائه داد، با وتوی چین و روسیه مواجه شد و بسیاری از کشور‌های عضو شورای امنیت هم با آن مخالفت کردند، لذا شکست بزرگی برای ترامپ رقم خورد.

    او افزود: اکنون نوعی دو قطبی در جهان حاکم است، در راس قطب شرق چین و روسیه قرار دارند و ایران هم عضو موثر این جبهه است، لذا آقای ظریف در حوزه همکاری‌های نظامی بعد از پایان قطعنامه ۲۲۳۱ با مقامات روسیه صحبت خواهد کرد و پیش‌نویس قرارداد‌های بین تهران و مسکو در این سفر مورد بحث قرار خواهد گرفت، همچنین در حوزه همکاری منطقه ای، امنیتی، نظامی و اقتصادی بحث می‌شود.

    هانی زاده ادامه داد: ظریف با ولادیمیر پوتین همتای روسی خود و شخص پوتین رئیس جمهور روسیه مذاکرات مهمی خواهد داشت، علاوه بر این به نظر می‌رسد که جهان به سمت تشکیل یک جبهه بزرگ نظامی و اقتصادی بین ایران، چین و روسیه حرکت خواهد کرد و این یک شکست بزرگی برای سیاست‌های آمریکاست که همین سیاست‌های چکشی ترامپ موجب شده جهان بار دیگر به سمت دوقطبی شدن حرکت کند.

    کارشناس مسائل بین‌الملل  تصریح کرد: سفر وزیر خارجه کشورمان به روسیه بسیار مهم است و خود رسانه‌های آمریکای هم آن را رصد می‌کنند، به همین دلیل به نظر می‌رسد پیامد سفر ظریف به مسکو بر امنیت جهان و شکل گیری یک جبهه قدرت نظامی و اقتصادی منجر شود.

    منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • «ترامپ‌ها» به جان یکدیگر افتادند / شکایت برادرزاده از عمو

    «ترامپ‌ها» به جان یکدیگر افتادند / شکایت برادرزاده از عمو

    اعتمادآنلاین| این شکایت روز پنجشنبه به وقت محلی آمریکا به دادگاه ایالتی نیویورک ارائه شده است.

    مری ترامپ با طرح این شکوائیه علاوه بر دونالد ترامپ، از مارین و رابرت ترامپ (خواهر و برادر رئیس جمهوری آمریکا) شکایت کرده است. رابرت ترامپ در ماه اوت درگذشت.

    وی این سه نفر را متهم کرده است که از امپراتوری املاک و مستغلات که در دهه ۱۹۸۰ توسط «فرد ترامپ جونیور» (برادر بزرگ دونالد ترامپ) ایجاد شد، برای ثروتمند کردن خودشان و به زیان اطرافیانش استفاده کردند.

    «فرد ترامپ جونیور» پدر مری ترامپ است که در سال ۱۹۸۱ درگذشت.

    مری ترامپ، عموها و عمه‌اش را متهم کرده که آنها به کمک یک فرد دیگر تلاش کردند تا او را از منافع و دارایی‌هایش در کسب‌ وکار خانوادگی که از پدرش به ارث رسیده بود، محروم کرده و از عرصه خارج کنند.

    وی در شکوائیه خود نوشت: برای دونالد جی ترامپ، خواهرش مارین و برادر مرحومش رابرت، کلاهبرداری فقط یک کسب‌ وکار خانوادگی نبود، بلکه شیوه زندگی بود.

    برادرزاده رئیس جمهوری آمریکا افزود: آنها پشت سر هم طرح و توطئه می‌چیدند تا دست به تقلب مالیاتی زده و به شرکای تجاری خود زیان بزنند.

    مری ترامپ اخیراً کتابی با عنوان «بسیار زیاد و ناکافی؛ چگونه خانواده من خطرناک‌ترین مرد دنیا را به وجود آورد» منتشر کرد و در آن به افشای برخی اسرار و مسائل خانواده ترامپ پرداخت.

    رابرت ترامپ، عموی دیگر مری ترامپ، پیش‌تر کوشیده بود با شکایت به دادگاه و تحت عنوان نقض یک توافق خانوادگی مبنی بر محرمانه بودن مسائل مربوط به املاک خانواده، جلوی انتشار کتاب را بگیرد. اما یک قاضی نیویورکی با مردود دانستن این شکوائیه، در نهایت مجوز انتشار کتاب را صادر کرد.

    مری ترامپ پنجاه و پنج ساله که در رشته روانشناسی تحصیل کرده، عمویش را فردی خودشیفته نامیده و اعلام کرده است: اثبات میزان خودشیفتگی او به آزمایش‌های بالینی نیاز دارد و این چیزی است که ترامپ از آن سر باز می‌زند.

    منبع: ایرنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • طعنه سخنگوی وزارت خارجه به ترامپ / « سازمان ملل » با «ایالات متحده» فرق دارد

    طعنه سخنگوی وزارت خارجه به ترامپ / « سازمان ملل » با «ایالات متحده» فرق دارد

    طعنه سخنگوی وزارت خارجه به ترامپ / « سازمان ملل » با «ایالات متحده» فرق دارد

     

    اعتمادآنلاین| سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شامگاه چهارشنبه در پیامی توئیتری اعلام کرد که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی دیروز خود در هفتاد و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بار دیگر سازمان «ملل متحد» را با «ایالات متحده» اشتباه گرفته و همچون تجمعات انتخاباتی به تعریف و تمجید از سیاست‌های شکست‌خورده دولت خود پرداخته است.

    سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در توئیتر نوشت: ترامپ یک بار دیگر سازمان «ملل متحد» را با «ایالات متحده» اشتباه گرفت.او طوری در مجمع عمومی سخنرانی کرد که گویی در یک تجمع انتخاباتی است – تعریف و تجمید از سیاست شکست‌خورده «تنها آمریکا» و متهم کردن دیگران بابت بحران‌های خودساخته‌اش: از مدیریت فاجعه‌بار کووید۱۹ گرفته تا دامن زدن به تنش‌های بین‌المللی.

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان