برچسب: بین الملل>آمریکای شمالی

  • آمریکا از یک توافق نامه بین‌المللی دیگر خارج می‍‌شود

    آمریکا از یک توافق نامه بین‌المللی دیگر خارج می‍‌شود

    آمریکا از یک توافق نامه بین‌المللی دیگر خارج می‍‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، آمریکا در نظر دارد تا در آینده نزدیک از معاهده «آسمان‌های باز» خارج شود.

    در همین ارتباط دو منبع نزدیک به کاخ سفید که نامشان فاش نشده، اعلام کرده‌اند که «مارک اسپر» وزیر دفاع و «مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا در جلسه شورای امنیت ملی بر سر خروج از معاهده «آسمان‌های باز» توافق کرده‌اند.

    گفته شده خروج دولت آمریکا از این معاهده به زودی در بیانیه‌ای رسمی اعلام خواهد شد.

    در این گزارش در عین حال گفته شده که آمریکا تا چند ماه بعد از این تاریخ همچنان عضو این معاهده خواهد ماند.

    همچنین گفته شده علت موافقت وزیر دفاع برای خروج از این معاهده، پس انداز کردن پولی است که باید برای جایگزین کردن دو هواپیمای بوئینگ آمریکایی جهت استفاده در پروازهای شناسایی تحت این معاهده، پرداخت شود.

    معاهده آسمان‌های باز توافقنامه‌ای بین ۳۴ کشور جهان است که در خصوص اجازه پرواز هواپیماهای جاسوسی و تجسسی بر فراز مناطق کشورهای عضو این معاهده می‌باشد.

    این معاهده جهت ایجاد درکی متقابل و اطمینان به کشورهای امضاکننده در خصوص کلیه تحرکات و فعالیت‌های نظامی که ممکن است باعث نگرانی آن‌ها شود، ایجاد شده‌است.

  • کرونا؛ له یا علیه ترامپ/ نگاهی بر آینده کارزار انتخاباتی ۲۰۲۰

    کرونا؛ له یا علیه ترامپ/ نگاهی بر آینده کارزار انتخاباتی ۲۰۲۰

    کرونا؛ له یا علیه ترامپ/ نگاهی بر آینده کارزار انتخاباتی ۲۰۲۰
    کرونا؛ له یا علیه ترامپ/ نگاهی بر آینده کارزار انتخاباتی ۲۰۲۰

    خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل- مریم خرمائی: خیلی‌ها می‌گویند که او خطر شیوع کرونا را جدی نگرفت. منظورشان دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا است که در مراحل آغازین این بحران، بلا را از جان آمریکایی‌هایی که امروزه صدرنشین آمار مبتلایان به کووید ۱۹ هستند، دور می‌دید و حتی وقتی به ضرب و زور دموکرات‌های کنگره مجبور به نشان دادن واکنشی دیرهنگام شد؛ خودش از گود ماجرا فاصله گرفت و معاونش «مایک پنس» را رئیس ستاد مبارزه با بیماری کرد.

    اما دیری نپایید که ویروس در زندگی آمریکایی‌ها جا خوش کرد و چوب لای چرخ اقتصاد این کشور گذاشت- همان اقتصادی که قرار بود برگ برنده ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ و در مصاف با رقیب دموکراتی باشد که علی‌الظاهر «جو بایدن» است.

    در کنار حقایقی چون سایه انداختن تبعات اقتصادی کرونا بر شانس پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ و حتی تناقض‌گویی‌های او در مواجهه با بحران اخیر، واقعیت‌های دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد این ویروس همه‌گیر شانس نامزدهای دموکرات را نیز به همین اندازه تحت‌الشعاع قرار داده است به نظر می‌آید فروکش کردن سیر صعودی بازار بورس آمریکا، به خواب رفتن چرخه اقتصادی و در نهایت، متهم جلوه دادن ترامپ به سهل‌انگاری می‌تواند اقبال کم‌نظیر او برای حفظ سکان کاخ سفید طی ۴ سال آتی را بیش از آنچه که انتظار می‌رود، کم فروغ کند.

    این نیمه خوش‌بینانه واقعه است. در حقیقت، کارشناسان زیادی به این باور امید بسته‌اند که تأثیر اقتصادی کرونا به معنای آن باشد که ترامپ انتخابات را از دست بدهد. اما در عین حال، اغلب آنها اذعان می‌کنند مادامیکه یک رقیب دموکرات بلامنازع وجود نداشته باشد که به وجهی قابل قبول از پس اثبات قابلیت‌های خود برآید، نمی‌توان به این خوش‌بینی تکیه کرد که ترامپ انتخابات را می‌بازد. اینکه کرونا برای خود وزنه‌ای است و معادلات سیاسی را تا حدی جابه‌جا کرده است، نباید مانع دیدن این واقعیت شود که او باید انتخابات را به نفع شخص دیگری واگذار کند. اما آیا بایدن خواب‌آلود یا حتی «برنی سندرز» سوسیال دموکرات که در این روزهای کرونایی، شعارهای برابری‌جویانه‌اش از موج پوپولیستی حاکم بر نظام سرمایه‌داری آمریکا عبور کرده، می‌توانند گزینه‌های خوبی برای رقابت با ترامپ باشند؟

    در کنار حقایقی چون سایه انداختن تبعات اقتصادی کرونا بر شانس پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ و حتی تناقض‌گویی‌های او در مواجهه با بحران اخیر، واقعیت‌های دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد این ویروس همه‌گیر شانس نامزدهای دموکرات را نیز به همین اندازه تحت‌الشعاع قرار داده است.

    تبلیغات منفی؛ سود نهایی از آن کیست

    بسیاری از گروه‌های دموکرات قانع شده‌اند که با تشدید جنگ تبلیغاتی علیه ترامپ آن هم با تمرکز بر واکنش دیرهنگام او به مهار کرونا، می‌توانند افکار عمومی آمریکا را به نفع خود تغییر بدهند حال آنکه برخی استراتژیست‌های دموکرات نظر متفاوتی دارند و می‌گویند ذهنی که بیدار شود نسبت به همه چیز حساسیت نشان می‌دهد.

    به بیان واضح‌تر، ترامپ بعد از تجاهل‌های عامدانه در باب اهمیت ویروس کرونا، بالاخره قانع شد که باید موقعیت پیش آمده را به نفع خود تغییر دهد. پس در حالی که همه کارزارهای انتخاباتی آمریکا متوقف شده است، از تریبونی که کاخ سفید در اختیارش قرار داده برای عرضه توانمندی‌های خود استفاده می‌کند؛ اینکه او به یک باره معاونش را از صحنه عقب راند و خودش زمام امور را به دست گرفت اثباتی بر این فرضیه است.

    در حالی که همه کارزارهای انتخاباتی آمریکا متوقف شده است، ترامپ از تریبونی که کاخ سفید در اختیارش قرار داده برای عرضه توانمندی‌های خود استفاده می‌کند

    اینکه بایدن و سندرز نوک پیکان تبلیغات علیه ترامپ را تیز کرده‌اند تا چه حد می‌تواند تصویری که او حین سفر به ویسکانسین و بازدید از کشتی بیمارستانی تازه تأسیس آفرید را در ذهن مردم مخدوش کند. درباره یک ماه پیش صحبت نمی‌کنیم که ترامپ خطر را نادیده می‌گرفت بلکه درباره زمان حال صحبت می‌کنیم که وی درست وسط گود ماجرا است و با استفاده از عباراتی چون «دشمن نامرئی» و «موقعیت جنگی» به کل ماجرا آب و تاب می‌دهد. در واقع تبلیغات منفی حزب موکرات درباره ترامپ ذهن مردم را به سمت این سوال سوق می‌دهد که اگر او کم کاری می‌کند؛ نامزدهای دموکرات چه می‌کنند و آیا بهتر نیست که آنها به جای تمرکز بیش از اندازه بر کاستی‌های رئیس‌جمهوری آمریکا، پیشنهادهای خود را درباره نحوه مبارزه با کرونا ارائه دهند؟

    کارزار دیجیتالی؛ وقتی فناوری تعیین کننده است

    حال فرض کنیم که در اوج شیوع کرونا، گزینه اصلی دموکرات‌ها یعنی «بایدن» کارزار هوشمندانه‌ای علیه ترامپ تدارک ببیند. خوب با توجه به اینکه ممکن است با تداوم بیماری و توصیه به عدم تجمع مردمی، روند رقابت‌ها به سمت برگزاری انتخابات آنلاین پیش برود، آیا نباید تمرکز او بر تشدید توانمندی‌های دیجیتالی ستاد انتخاباتی خود باشد؟ البته که جواب آری است اما خبر بد آنکه تیم دیجیتالی «سندرز» از او جلوتر است و خبر بدتر آنکه تیم دیجیتالی ترامپ از هر دو آنها!

    رقابت مقدماتی دموکرات‌ها در ۱۵ ایالت به تعویق افتاده و بایدن و سندرز باید بخشی از توان خود را روی رقابت با یکدیگر بگذارند فراموش نکنیم که از رقابت انتخاباتی ۲۰۱۶ به این سو، شخص ترامپ و تیم او به بهترین وجه از رسانه‌های اجتماعی برای بازی با افکار عمومی استفاده کرده‌اند و از این حیث او از رقبای خود جلوتر است.

    البته باید به همه موارد گفته شده این موضوع را هم افزود که تکلیف ترامپ در اردوگاه جمهوریخواهان مشخص است و او نامزد نهایی حزب در انتخابات ۲۰۲۰ است اما رقابت مقدماتی دموکرات‌ها در ۱۵ ایالت به تعویق افتاده و بایدن و سندرز باید بخشی از توان خود را روی رقابت با یکدیگر بگذارند.

    موضوعات متفرقه؛ از اصل ماجرا دور نشویم

    از اکنون تا زمان انتخابات ۲۰۲۰ ناشناخته‌های زیادی وجود دارد اما واقعیت آن است که سقوط یا صعود ترامپ به میزان توانایی او در مهار کرونا ربط دارد و در این میان چیز زیادی وجود ندارد که دموکرات‌ها بخواهند روی آن مانور بدهند.

    در حال حاضر، ذهن مردم آمریکا به گونه‌ای نفوذناپذیر بر شیوع ویروس کرونا متمرکز شده و این موجب می‌شود قیل و قال حول مسائلی که دموکرات‌ها وجه‌التمایز خود با ترامپ قرار می‌دادند تا حد زیادی به حاشیه رانده شود؛ مسائلی از قبیل کنترل تسلیحات، تغییرات اقلیمی و حتی بیمه درمانی.

    دموکرات‌ها همیشه از چنین موضوعاتی به عنوان ابزار به همه‌پرسی گذاشتن مشروعیت ترامپ استفاده می‌کردند اما اکنون تمامی این مسائل در برابر این سوال که «آیا او از صلاحیت و درایت کافی برای پایان دادن به بحران کرونا برخوردار است» رنگ می‌بازد. این سوالی است که پاسخ آن را فقط خود ترامپ باید بدهد. اگر آری باشد؛ اقتصاد هم دیر یا زود به روال قبل باز می‌گردد. اگر خیر باشد باز هم دموکرات‌ها به نوبه خود نیازمند هوشمندی برای عبور از تبعاتی هستند که شیوع کرونا بر ستاد انتخاباتی‌شان گذاشته است.

  • رئیس کمیته اطلاعاتی کنگره آمریکا ترامپ را به سواستفاده متهم کرد

    رئیس کمیته اطلاعاتی کنگره آمریکا ترامپ را به سواستفاده متهم کرد

    رئیس کمیته اطلاعاتی کنگره آمریکا ترامپ را به سواستفاده متهم کرد
    رئیس کمیته اطلاعاتی کنگره آمریکا ترامپ را به سواستفاده متهم کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ام اس ان بی سی، «آدام شیف» رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا در گفتگویی با انتقاد از عملکرد «دونالد ترامپ» در مقابله با بحران کرونا، او را به سوءاستفاده از شرایط بحران فعلی متهم کرد.

    به گفته شیف؛ ترامپ همزمان با بحران شیوع کرونا در حال انتقام‌گیری از مخالفانش است.

    آدام شیف در این ارتباط گفته است که ترامپ همزمان با کرونا، در حال امتیازگیری به نفع خود است، در حالی که همزمان هزاران نفر در حال قربانی شدن هستند.

    رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا این رفتار ترامپ را یکی دیگر از نشانه‌های «بی‌شخصیت» بودن او دانست و گفت این رفتار رئیس جمهور آمریکا تهدیدی واقعی علیه استقلال عمل سرویس‌های اطلاعاتی این کشور است.

    این انتقاد رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا پس از اقدام اخیر ترامپ در برکناری «مایکل اتکینسون»، بازرس کل سازمانهای اطلاعاتی آمریکا صورت می‎‌گیرد که روز جمعه انجام شد.

    اتکینسون پیش از این به کنگره درباره مکالمه تلفنی ترامپ با «ولودیمیر زلنسکی» رئیس جمهور اوکراین اطلاع رسانی کرده بود.

  • کرونا پیروزی مجدد ترامپ را با تردید مواجه ساخته است

    کرونا پیروزی مجدد ترامپ را با تردید مواجه ساخته است

    کرونا پیروزی مجدد ترامپ را با تردید مواجه ساخته است
    کرونا پیروزی مجدد ترامپ را با تردید مواجه ساخته است

    خبرگزاری مهر گروه بین الملل: بازگشت به ناسیونالیسم و راست گرایی افراطی در اروپا و آمریکا در سال‌های اخیر به معضل بزرگی برای این کشورها مبدل شده است. این معضل به عنوان میراث پایدار اتحادیه اروپا علاوه بر تبعات و پیامدهای ناخوشایند، نگرانی‌های جدی را در کشورهای عضو این بلوک سیاسی و اقتصادی برانگیخته است.

    از سوی دیگر خیزش چین به عنوان قدرتی بزرگ در منطقه و جهان، قدرت هژمون ایالات متحدۀ امریکا را به چالش کشیده است. بنابراین می‌توان گفت یکی از مشکلات اساسی آمریکا در حال حاضر و در آینده چین است. در اسناد مختلف امنیتی غربی از جمله در بیانیه کنفرانس امنیتی مونیخ چین به همراه روسیه به عنوان تهدید مطرح شده‌اند. سوال اینجاست که آیا واشنگتن قادر به مهار چین است؟

    علاوه بر مسائل فوق، مسئله مهم جهانی در حال حاضر نحوه مقابله با ویروس کرونا و کاهش پیامدهای اقتصادی آن است. شیوع ویروس کرونا این نکته را یادآور شد که تهدیداتی وجود دارند که در سایه همکاری کشورها راحت تر قابل حل هستند.

    خبرنگار مهر در گفتگو با اندیشمندان بین المللی به بررسی این موضوعات پرداخته است که در ادامه می آید.

    *پروفسور «مهران کامروا» رئیس مرکز مطالعات بین المللی و منطقه‌ای دانشگاه جرج تاون آمریکا است. وی دکترای خود را در علوم اجتماعی و علوم سیاسی از دانشگاه کمبریج اخذ کرده و صاحب مقالات و کتابهای زیادی است. کتابهای «قطر؛ کشور کوچک، سیاست بزرگ»، «خاورمیانه معاصر، تاریخ سیاسی پس از جنگ جهانی اول» و «انقلاب فکری ایران» از جمله آثار وی به شمار می‌رود.

    *پروفسور «ریچارد فالک»، استاد حقوق بین الملل دانشگاه پرینستون امریکا است. «ریچارد فالک» گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در فلسطین در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ نیز بوده و بالغ بر ۲۰ کتاب از وی منتشر شده است.

    *پروفسور «پل پیلار» از اساتید دانشگاه «جرج تاون» آمریکا است و تاکنون مسئولیت‌های متعددی را بر عهده داشته که از جمله آنها می‌توان به ریاست واحد تحلیل عملیات‌های سیا در شرق نزدیک، خلیج فارس و جنوب آسیا اشاره کرد. پیلار همچنین سابقه حضور در شورای اطلاعات ملی آمریکا را به عنوان یکی از اعضای اصلی این شورا در کارنامه فعالیت خود دارد.

    *مهمترین دلایل اقبال به راستگرایان و ناسیونالیستها در اروپا و آمریکا چیست؟

    مهران کامروا: ظهور جناح راست در ایالات متحده آمریکا و اروپا حاصل تلاقی چندین تحول است. در وسیع‌ترین سطح، ما واکنش‌های ملی و محلی نسبت به جهانی سازی داریم. تبادلات جهانی و وابستگی‌های متقابل همیشه وجود داشته است.

    اما در سالهای اخیر، با گسترش رسانه‌های اجتماعی و دسترسی فوری به اطلاعات خام و فیلتر نشده از هر نقطه از جهان، شاهد واکنش‌های محلی نسبت به تحولات جهانی یا حداقل درک و یا برداشت‌های غلط از تحولات جهانی هستیم.

    این مهم زمینه گسترده‌تر ظهور سیاستمداران پوپولیست را تسهیل کرده است کسانی که بر موج ترس و اضطراب محلی سرمایه گذاری کرده‌اند و این ترس‌ها و اضطراب‌ها با تضعیف مداوم شرایط اقتصادی، قدرت خرید، اشتغال واقعی و چشم انداز آینده پررنگ‌تر شده‌اند. همه این عوامل با هم جمع شده‌اند تا منجر به ظهور جناح راست در ایالات متحده و اروپا شوند.

    ریچارد فالک: گمانه زنی‌های بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه چرا این تحولات غیر منتظره در طول سالهای اخیر رخ داده است. شکی نیست که یک توضیح اصلی، بیگانگی گسترده ناشی از اثرات جهانی شدن نئولیبرال است. به نظر می‌رسد نئولیبرالیسم مزایای رشد اقتصادی را ناعادلانه توزیع می‌کند و این باعث می‌شود که ثروتمندان بسیار غنی‌تر شوند و وضعیت اکثر افراد جامعه بدتر شود.

    چنین الگوی سیستمی وجود دارد اگرچه ترکیبی از دلایل بسته به شرایط ملی متفاوت است. مجموعه دوم توضیحات مربوط به جریانات پناهندگان و مهاجران ناشی از درگیری‌های طولانی در سوریه، یمن و عراق است که به نظر می‌رسد انسجام اجتماعی و قومی بسیاری از جوامع اروپایی را به چالش می کشند.

    این مهاجران که به دنبال دستیابی به زندگی قابل تحمل با حرکت به کشورهای مرفه‌تر هستند، باعث می‌شود مقاومت در این کشورها بر اساس فشار کار برای حفظ شغل و نگه داشتن دستمزدها در سطوح بالاتر تقویت شود.

    با این شرایط، بخش فزاینده ای از مردم در اروپا و آمریکای شمالی آماده هستند از رهبرانی حمایت کنند که قول می‌دهند از منافع شهروندان سرزمینی محافظت کنند و جهانی سازی اقتصادی را به علت شغل‌های از دست رفته و نابرابری‌های درآمد مقصر بدانند زیرا سیاست‌های جهانی سازی اقتصادی به جریان و کارایی سرمایه بیش از رفاه مردم اهمیت می‌دهد.

    بنابراین به نظر می‌رسد اکثر افراد در این جوامع به توضیحات مربوط به پریشانی خود توسط رهبران با دیدگاه‌های بسیار ناسیونالیستی علاقمند هستند و به نظر می‌رسد ترجیح می‌دهند از رهبران مستبدی که حقوق بشر را نقض می‌کنند و ارزشهای دموکراتیک را کنار می‌گذارند حمایت کنند. این الگو نه تنها در غرب بلکه در سایر نقاط جهان از جمله هند، برزیل و فیلیپین نیز قابل مشاهده است.

    پل پیلار: ظهور ناسیونالیسم راست گرایانه -به عنوان مثال، راهپیمایی ملی در فرانسه، گزینه جایگزین برای آلمان در آلمان و کل پدیده ترامپ در ایالات متحده -عمدتا احساس ناامنی و تهدید از دست دادن در بین شهروندان سفیدپوست بومی – مخصوصاً مردان طبقه متوسط را نشان می‌دهد.

    یک عامل اقتصادی بزرگ برای این امر وجود دارد که متکی به ترس از دست دادن شغل و امنیت مالی است. آنها تقصیر ضرر شغلی را گردن مهاجران و سایر خارجی‌ها می‌اندازند حتی اگر اتوماسیون ارتباط بیشتری با چنین ضررهایی داشته باشد. با این حال ترس و جذابیت ناسیونالیسم بیگانه هراسی فراتر از اقتصاد می‌رود و شامل ترس عمومی‌تر از دست دادن قدرت و جایگاه برای افراد، نژادها و قومیت‌های مختلف نیز می‌شود.

    *یکی از مهمترین مسائل مرتبط با تحولات خاورمیانه اعلام آمریکا مبنی بر خروج نیروهایش از این منطقه بود. ولی در عمل این موضوع رخ نداده است. به نظر شما آمریکا در چه صورتی نیروهای خود را از منطقه خارج می‌کند؟

    مهران کامروا: مانند بسیاری از کشورها، وقتی صحبت از سیاست خارجی می‌شود، یک دیدگاه رسمی در ایالات متحده وجود ندارد. وقتی صحبت از حضور نظامی امریکا در خاورمیانه می‌شود، سه دیدگاه کلی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.

    اول دیدگاه کسانی که پایان تدریجی به درگیری‌های گران قیمت و دشوار نظامی آمریکا در خاورمیانه و حتی اروپا را ترجیح می‌دهند. در حال حاضر، این تمایل توسط «دونالد ترامپ» نشان داده شده است.

    دوم افرادی که به دفاع از حضور نظامی سنگین ایالات متحده امریکا ادامه می‌دهند و معتقدند حضور نظامی واشنگتن برای کمک به متحدین ایالات متحده در منطقه – یعنی اسرائیل و عربستان سعودی – و همچنین مقابله با تهدیدات علیه منافع آمریکا، به ویژه از سوی ایران و متحدان غیر دولتی آن ضروری است. این دیدگاه که توسط مایک پومپئو و بسیاری دیگر از جمهوریخواهان در کنگره ایالات متحده ارائه می‌شود، حتی از تقابل نظامی با ایران حمایت می‌کند.

    سوم، کسانی هستند که از یک دیدگاه میانه دفاع می‌کنند، یعنی ادامه وضع موجود، یعنی حضور طولانی مدت پایگاه‌ها و سربازان آمریکایی در سراسر منطقه به منظور محافظت از منافع و متحدان ایالات متحده آمریکا در صورت لزوم. این تفکر تقریباً همه دمکرات‌ها است.

    در حال حاضر، من این احتمال را نمی‌دهم که ایالات متحده آمریکا نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کند. این امر در آمریکا از لحاظ سیاسی بسیار گران است، به خصوص در فصل انتخابات.

    تنها راهی که نیروهای آمریکایی از این منطقه خارج می‌شوند این است که ترامپ موفق شود مردم آمریکا را متقاعد کند که انجام این کار به نفع آنها است. اکثر افراد در حزب جمهوریخواه و اکثریت قریب به اتفاق دموکرات‌ها با این نظر موافق نیستند. بنابراین نیروهای آمریکایی احتمالاً برای آینده قابل پیش بینی در منطقه خواهند ماند.

    ریچارد فالک: به نظر می‌رسد که خروج نظامی از منطقه خاورمیانه هدف اصلی سیاست ترامپ و وعده اصلی مبارزات انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶ است اما در واشنگتن اصطکاکی از نیروهای اصلی کنترل سیاست خارجی آمریکا از سال ۱۹۴۵ وجود دارد، آنچه که من به آن سه ستون می گویم: وال استریت، پنتاگون و اسرائیل.

    تأثیر این اصطکاک بر زمان و خروج از منطقه احتمالاً به عوامل بسیاری بستگی دارد از جمله آشکارتر شدن بحران فعلی سلامت و اینکه آیا سیگنال‌های تقابل یا سازش از جانب ایران است یا خیر. پیش بینی در این مرحله دشوار است، مگر اینکه ناآرامی‌های منطقه‌ای غیرمنتظره ای وجود داشته باشد که عدم موفقیت ارتش را نشان دهد و انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ممکن است روند را تسریع کند.

    سیاست استقرار مجدد نظامیان آمریکایی در سه پایگاه در عراق پس از حملات موشکی اخیر، اگرچه نمونه‌ای از خروج نیست، اما به نظر می‌رسد در جهت خلع سلاح اتخاذ شده است.

    پل پیلار: بین آنچه که عموم مردم آمریکا در مورد خروج ارتش آمریکا از خاورمیانه می‌خواهند و اینکه چگونه مسائل خاص و تهدیدات درک شده در آن منطقه از لحاظ سیاسی نقش بازی می‌کنند ناهماهنگی وجود دارد.

    بیشتر آمریکایی‌ها از دخالت کمتر ایالات متحده در جنگ‌ها در خاور میانه حمایت می‌کنند و دونالد ترامپ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از این مضمون و شعار استفاده کرد. اما هنوز هم در گفتمان سیاسی آمریکا این حس قوی وجود دارد که ایالات متحده باید در صورت لزوم بتواند مشکلات آن منطقه و هر منطقه دیگر را با نیروی نظامی حل کند.

    سیاستمداران آمریکایی تمایلی به عقب نشینی ندارند – اگر فرصتی وجود داشته باشد که مخالفان سیاسی آنها را برای اتفاقات بدی که متعاقباً در هر کشوری که از آن خارج می‌شوند رخ دهد مقصر بدانند.

    بنابراین ایالات متحده حتی از لحاظ نظامی از خاورمیانه خارج نمی‌شود، علی رغم آنچه ترامپ یا هر نامزد دیگری ممکن است باعث شده رأی دهندگان این انتظار را داشته باشند.

    *یکی از مشکلات اساسی آمریکا در حال حاضر و در آینده چین است. در اسناد مختلف امنیتی غربی از جمله در بیانیه کنفرانس امنیتی مونیخ چین به همراه روسیه به عنوان تهدید مطرح شده‌اند. آمریکا چگونه قادر خواهد بود چین را مهار کند؟ آیا سیاست مهار جواب خواهد داد؟

    مهران کامروا: پاسخ به این سوال دشوار است زیرا بخش اعظم آن به سیاست‌های خاصی بستگی دارد که هر طرف اتخاذ می‌کنند. راه مبارزه این دو قدرت از طریق تجارت است و در حال حاضر به نظر می‌رسد واشنگتن همچنان به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی در مقایسه با چین در موقعیت قوی‌تری قرار دارد – اگرچه ایالات متحده تسلط جهانی که در گذشته داشته است را از دست می‌دهد.

    بنابراین اساساً، در یک جنگ تجاری باید دید طرف تا چه حد حاضر به تحمل درد است تا دیگری را به زانو درآورد. مشخص کردن این کار دشوار است. به نظر من در آینده قابل پیش بینی، تنش‌های تجاری بین دو طرف همچنان ادامه دارد.

    ریچارد فالک: آینده روابط ایالات متحده آمریکا / چین، چالش برانگیزترین مسئله ژئوپلیتیکی زمان ما است. این دو کشور دارای دیدگاه‌های متمایز نسبت به تمدن هستند. من ایالات متحده آمریکا و چین را «کشورهای جهانی» می‌نامم که نقشه و حتی حضور آنها را نمی‌توان با مرزهای سرزمینی ارزیابی کرد.

    هر دو این کشورها سطحی جهانی دارند که هیچیک از بازیگران سیاسی دیگر از آن برخوردار نیستند، اما آنها هیچ شباهتی با هم ندارند. ایالات متحده آمریکا در درجه اول به توانایی‌های نظامی خود جهت مجازات و اجبار آن کشورهایی که مخالف اهداف جهانی واشنگتن هستند، وابسته است.

    ایران و ونزوئلا دو قربانی رویکرد فشار حداکثری بر اساس تهدیدات و تحریم‌های تنبیهی هستند. در مقابل، چین با تکیه بر ابزارهای غیر نظامی، از جمله تجارت، سرمایه گذاری و کمک‌های خارجی نفوذ و رونق خود را افزایش داده است. این دو کشور جهانی نمونه‌ای از برخورد بین سیاست خارجی مبتنی بر قدرت سخت و نرم را نشان می‌دهد و باعث ایجاد رقابتی منحصر به فرد در تاریخ روابط بین الملل شده اند. این رقابت خطرات یک جنگ سرد جدید یا حتی جنگ به معنای نبرد مسلحانه را ایجاد می‌کند.

    بر اساس تاریخ، وقتی یک قدرت صعودی بازیگر سیاسی مسلط را تهدید می‌کند، همانطور که اکنون چین ایالات متحده امریکا را تهدید می‌کند، به جنگ ختم می‌شود زیرا دولت مسلط در تلاش برای شکست دادن چالشگر است در حالی که هنوز هم به نظر می‌رسد دست بالا را دارد. البته چشم انداز جنگ با سلاح‌های هسته‌ای منجر به احتیاط بیشتر رهبران نسبت به گذشته می‌شود، اما این اطمینان را به ما نمی‌دهد که رهبران فعلی تحت فشار بحران، یا در صورت درک یک تهدید، محتاطانه و منطقی عمل کنند.

    من اطمینان ندارم که آیا سیاست مهار مربوط به پاسخ غربی‌ها به چالش چین است یا خیر. مهار، دکترینی بود که برای جلوگیری از گسترش نظامی علیه اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شد. این سیاست در واقع در شرایط ژئوپلیتیکی اتخاذ شد که در آن دو دولت قدرتمند پیشرو هم از نظر اقتصادی و هم ایدئولوژیکی در سراسر جهان با یکدیگر رقابت می‌کردند. سیاست مهار کشور جهانی دارای قدرت نرم مانند چین به شکل جنگ‌های تجاری و تلاش‌هایی را برای محدود کردن نفوذ آن در بازارهای خارجی می‌باشد. متأسفانه این نوع رویاروئی در دوره ریاست جمهوری ترامپ سرعت گرفته، که با اتخاذ سیاست ملی گرایی و معامله گر تقویت شده است.

    پل پیلار: لازم به یادآوری است که سیاست اصلی مهار همانطور که در مورد اتحاد جماهیر شوروی اعمال می‌شد مبتنی بر ایده خرید زمان، تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از تضادهای داخلی خود بود.

    سیستم شوروی سرانجام فرو ریخت، اما هنوز مشخص نیست که آیا چیزی قابل مقایسه با سیستمی که حزب کمونیست چین برپا کرده است رخ خواهد داد یا خیر.

    بنابراین سیاست مهار ممکن است به همان روش کار نکند. در این میان، احتمالاً چین نیز باید بر مواردی از جمله حفظ ناوبری در دریاها در منطقه شرق آسیا و اقیانوس آرام تمرکز کند، بدون تلاش برای ادعای تسلط بر آن منطقه توسط ایالات متحده آمریکا.

    سیاست ایالات متحده و سیاست دیگر کشورهای غربی نیز باید در جهت تشویق چین جهت اینکه پکن به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی بازیگری مسئول و سازنده باشد – موقعیتی که قدرتش به آن داده است – باشد.

    *شیوع ویروس کرونا این نکته را یادآور شد که تهدیداتی وجود دارند که در سایه همکاری کشورها راحت تر قابل حل هستند. آیا جامعه جهانی از آسیب‌های ناشی از شیوع این ویروس درس خواهد گرفت و آیا شاهد افزایش همکاری بین المللی برای رفع تهدیدات جهانی خواهیم بود؟

    مهران کامروا: گفتن اینکه کرونا ویروس چه درس‌هایی به انسان‌ها داده و آنچه در هر صورت بازیگران جهانی باید از آن فرا گیرند، خیلی زود است. تاکنون، پاسخ هر کشور بستن مرزهای خود و محدود کردن ورود از خارج از کشور بوده است.

    ما می‌بینیم کشتی‌های دریایی از ورود مسافران به بندر خودداری می‌کنند و مسافران اجازه ندارند سوار هواپیماها شوند. بسیاری از کشورها صادرات کالاها و تجهیزات پزشکی را ممنوع کرده‌اند تا بتوانند در داخل کشور از آنها استفاده کنند.

    بنابراین در این بحران همه گیر جهانی، انگیزه تقریباً در همه جا محافظت از منافع ملی بوده است و چه پوپولیست ها در بیشتر نقاط جهان در قدرت باشند یا تأثیرگذار باشند، کمبود رهبری اصولی وجود دارد که می‌تواند برای مقابله با این همه گیری در همکاری‌های بین المللی شرکت کند. فعلاً حداقل، من امکان همکاری بهتر را نمی بینم.

    ریچارد فالک: ممکن است انگیزه همکاری جهانی به پوشش نقره‌ای چالش COVID-19 تبدیل شده باشد. حتی برای ملی گرایانه ترین دیدگاه‌ها آشکار شده است که ما با کمک به دیگران به خودمان کمک می‌کنیم و با صدمه زدن به دیگران خودمان را آزار می‌دهیم. فقط با همکاری با حسن نیت می‌توان به پاسخ‌های سازنده در گسترش این ویروس دست یافت.

    آنچه در رابطه با همه گیری کرونا ویروس صادق است، در مورد سایر موضوعات در حوزه جهانی نیز صادق است: فقر شدید، تغییرات آب و هوایی، مهاجرت جهانی، تنوع زیستی، نظامی گری و تسلیحات هسته‌ای. گسترش تجربه و همکاری در رابطه با سیاست‌های بهداشت و درمان با سایر حوزه‌های سیاست ممکن است چندان آسان نباشد.

    اگر مزایای همکاری ناهموار، کمتر فوری و انتزاعی‌تر باشد، همکاری میان حوزه بهداشت با سایر حوزه‌ها دشوار یا غیرممکن است. هر زمان که منافع ویژه ای در ساختارهای اداری و بخش خصوصی تعبیه شده باشد احتمالاً شاهد مقاومت دولت نیز خواهیم بود. این مقاومت تا حدی ناشی از دیدگاه واقع گرایی روابط بین الملل (بازی با حاصل جمع جبری صفر) است نه عرصه‌ای که در آن به دنبال نتایج پیروزی / پیروزی و سود پایدارتر برای همه باشد.

    پل پیلار: این ویروس مطمئناً به لزوم همکاری بین المللی در پاسخ به چنین تهدیدهای جهانی اشاره دارد و می‌توان امیدوار بود که در این رابطه درس‌هایی فرا گرفته شود. متأسفانه برخی از پاسخ‌ها به این بیماری همه گیر مناسب نیست زیرا اقدامات بهداشت عمومی ممکن است نگرشها را در جهت مخالف سوق دهد. ناسیونالیست‌های بیگانه هراس به این ویروس به عنوان یک تهدید خارجی که از مرزهای بین المللی عبور می‌کند و باید مرزها بسته شود نگاه می‌کنند.

    *آثار اقتصادی ناشی از ویروس کرونا بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود؟ این موضوع چه تأثیری بر انتخابات آینده آمریکا خواهد داشت؟

    مهران کامروا: در پی شیوع ویروس کرونا بخش عمده‌ای از تجارت جهانی به سرعت متوقف شده است. هواپیمایی در حال پرواز نیست، مسافران مسافرت نمی‌کنند و جریان بین المللی کالا و تجارت به طور جدی مختل شده است. همچنین، اقتصادهای محلی عملکردی ندارند. اکثر فروشگاه‌ها تعطیل است، مردم خانه را ترک نمی‌کنند، رستوران‌ها، مشاغل کوچک و انواع بسیاری از تجارت تعطیل است. بورس‌های محلی و جهانی بطور جدی کاهش یافته‌اند، اما گفتن اینکه همه اینها چه تأثیری بر اقتصاد جهانی خواهد داشت، سخت بوده و بهبودی این مسئله در طی چند سال بسیار دشوار و دشوار خواهد بود.

    در مورد تأثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پیش بینی این مسئله بسیار دشوار است. موفقیت بزرگ ترامپ افزایش شدید بازار سهام آمریکا بوده و این دستاورد تقریباً در دو هفته گذشته ناپدید شده است. اگر این نزول ادامه یابد و اگر «جو بایدن» یک کارزار هوشمندانه را مدیریت کند، ترامپ در زمینه انتخاب مجدد خود با مشکلات اساسی روبرو خواهد شد.

    ریچارد فالک: خیلی زود است که بگوییم اثرات اقتصادی کرونا ویروس چه خواهد بود، اما به نظر می‌رسد این تأثیرات هم برای اقتصاد جهان و هم برای اقتصاد ملی شدید خواهد بود و به آسیب پذیرترین نقاط جامعه ضربه محکمی خواهد زد.

    بسته به منابع، نظم جوامع مختلف و مهارت مقامات دولتی تأثیر اقتصادی کرونا ویروس از دولتی به دولت دیگر متفاوت خواهد بود. به نظر می‌رسد اکنون اقتصاد جهانی رکود قابل مقایسه با وضعیتی که باعث رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ شد و به شیوع فاشیسم و جنگ جهانی دوم کمک کرد، را تجربه می‌کند.

    چالش فعلی کرونا ویروس به طرق بی سابقه‌ای در حال آشکار شدن است و ارزیابی‌های ما باید به عنوان اقدام آزمایشی و به طور مکرر به روز شود، زیرا در قلمرو ناشناخته‌ای حرکت می‌کنیم. همین نگرش احتیاط آمیز پاسخ من به تأثیرات آن بر انتخابات نوامبر ایالات متحده آمریکا را شکل می‌دهد.

    به نظر می‌رسد تأثیرات اقتصادی کرونا ویروس به شانس انتخاب مجدد ترامپ آسیب می‌رساند زیرا از نظر رأی دهندگان رهبر کشور، مسئول رکود است خواه مقصر باشد یا خیر. اگر اقتصاد به خوبی پیش رود، رئیس جمهور فعلی مزایایی را به دست می‌آورد، خواه شایسته باشد یا نه، در حالی که اگر اقتصاد عملکرد بدی داشته باشد، رهبران فعلی مسئولیت آن را بر عهده دارند خواه مقصر باشند یا نباشند.

    علاوه بر این، این تفسیر با این واقعیت تقویت می‌شود که بسیاری از آمریکایی‌ها، از جمله جمهوری خواهان معتقدند ترامپ این چالش را به طور بد مدیریت کرده است به خصوص در مراحل اولیه بسیار مهم و نسبت به جدی بودن شیوع چنین بیماری بی اعتنا بوده و در نتیجه اقدامات اساسی برای کاهش سرعت شیوع بیماری را به تعویق انداخته است.

    اما از اکنون تا زمان انتخابات ناشناخته‌های زیادی وجود دارد. اگر اوضاع بهتر نشود، یا بدتر شود، به راحتی می‌توان وضعیتی را تصور کرد که انتخابات مطابق با شرایط اضطراری به تعویق افتد، در حالی که اگر اوضاع به طور غیر منتظره بهبود یابد، ممکن است ترامپ به راحتی برنده مجدد انتخابات شود، به خصوص اگر با نامزد ضعیفی مانند جو بایدن روبه رو باشد.

    پل پیلار: از قبل مشخص بود که رکود اقتصادی ناشی از آن شدید خواهد بود، احتمالاً در مقیاس رکود سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹. معمولاً چنین رکود اقتصادی خبرهای بدی برای رهبران سیاسی فعلی است و از این نظر رکود اقتصادی علیه انتخاب مجدد ترامپ مؤثر خواهد کرد.

    با این حال، آنچه رأی دهندگان آمریکایی به آن واکنش نشان می‌دهند، جهت تغییر در وضعیت اقتصادی آنها است. اگر رکود اقتصادی در تابستان سال ۲۰۲۰ شکوفا شود و بهبود اقتصادی تا زمان انتخابات در ماه نوامبر آغاز شود، ممکن است وضعیت سیاسی ترامپ از گذشته بهتر به نظر برسد.

  • آمار کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر گذشت

    آمار کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر گذشت

    آمار کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر گذشت
    آمار کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر گذشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سی ان ان، «اندرو کومو»، فرماندار نیویورک آمریکا از جهش ۱۰ هزار نفری مبتلایان به کرونا در این ایالت طی ۲۴ ساعت گذشته خبر داد.

    در این ارتباط فرماندار ایالت نیویورک اعلام کرده است که آمار مبتلایان به کرونا در این ایالت به ۱۱۳ هزار و ۷۰۴ نفر رسیده است.

    همچنین فرماندار نیویورک اعلام کرد که از روز جمعه تاکنون ۶۳۰ نفر دیگر در این ایالت جان خود را بر اثر ابتلاء به کرونا از دست داده‌اند و مجموع قربانیان کرونا در نیویورک ۳ هزار و ۵۶۵ نفر شده است.

    در این میان اعلام شده که بیشترین تعداد مبتلایان به کرونا در نیویورک به شهر اصلی این ایالت مربوط است.

    از نیویورک به عنوان کانون اصلی شیوع کرونا در آمریکا یاد می‌شود.

    آمار مبتلایان به کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر تجاوز کرده و مجموع مرگ و میر ناشی از کرونا در این کشور نیز به تعداد بیش از ۸ هزار نفر رسیده است.

    در آمریکا بر اساس آخرین آمار طی ۲۴ ساعت گذشته ۲۲ هزار نفر به آمار مبتلایان به کرونا افزوده شده است.

  • کرونا جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمی‌کند

    کرونا جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمی‌کند

    کرونا جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمی‌کند
    کرونا جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمی‌کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، «کنت پولاک»، تحلیلگر سابق سیا و نویسنده کتابی جامع درباره روابط ایران و آمریکا، در مقاله جدیدی می‌نویسد که علیرغم برخی اشتباهات در مورد مبارزه با کرونا در ایران، اما جمهوری اسلامی نه فقط در حال سقوط نیست، بلکه نیروهای محافظه‌کار پر قدرت تر شده‌اند.

    پولاک این مقاله را با عنوان «کرونا جمهوری اسلامی را از پای در نمی‌آورد» در «فارن پالیسی» منتشر کرده و در آن ابتدا به آمار ویروس کرونا در ایران به عنوان هفتمین کشور درگیر این بحران در جهان اشاره می‌کند.

    پولاک در ادامه یادداشت خود به تأثیر تحریم‌های آمریکا بر اقتصاد ایران و شرایط اجتماعی کشور پرداخته و توضیح می‌دهد که چگونه این تحریم‌ها هزینه‌های اقتصادی بر دولت و حتی تأثیرات اجتماعی گسترده‌ای را در جامعه ایران برجای گذاشته است.

    نویسنده مقاله با توجه به تأثیرات منفی تحریم‌های آمریکا علیه ایران، این سوال را مطرح می‌کند که آیا ممکن است بحران شیوع کرونا به فروپاشی و سقوط جمهوری اسلامی ایران منجر شود؟ پاسخ نویسنده به این سوال منفی است، چون به اعتقاد او همچنان بخش قابل توجهی از مردم ایران از رهبران این کشور تمام قد حمایت می‌کنند.

    تحلیلگر سابق سیا این را نیز می‌افزاید که در حال حاضر هیچ نشانه‌ای دال بر این موضوع وجود ندارد که ثابت کند بحران شیوع کرونا توانایی‌های دولت و حاکمیت را در ایران به تحلیل برده است.

    وفاداری کامل نیروهای نظامی به حاکمیت و همچنین قدرت رو به فزاینده سپاه پاسداران از دیگر نکات قابل توجه در یادداشت کنت پولاک است. نویسنده همچنین به دلایلی اشاره می‌کند که امکان هرگونه دگرگونی و انقلاب را در ایران غیرمحتمل می‌سازد:

    نخست اینکه هیچ انقلابی بدون اعتراضات گسترده و فراگیر رخ نمی‌دهد و در حال حاضر به دلیل بحران شیوع کرونا، احتمال اعتراضات و راهپیمایی‌ها کمتر شده است. به اعتقاد نویسنده، کرونا حتی جنبش‌های اعتراضی در لبنان و عراق را نیز به تحلیل برده است.

    دوم اینکه واکنش و پاسخ عمومی گروه‌های محافظه کار در ایران با مسئولیت پذیری بیشتری در مقایسه با گروه‌های عملگرا بوده است. در این یادداشت نوع واکنش سپاه پاسداران در برابر بحران شیوع کرونا بسیار مناسب‌تر و به موقع در مقایسه با دیگران عنوان شده است.

    نویسنده در پایان نتیجه گیری می‌کند که بعید است بحران شیوع کرونا به تضعیف حاکمیت در ایران منجر شود و برخلاف این تصور، کرونا حتی می‌تواند به تقویت گروه‌های محافظه کار در ایران بیانجامد.

  • جان باختن ۶۳۰ نفر در نیویورک تنها در یک روز

    جان باختن ۶۳۰ نفر در نیویورک تنها در یک روز

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، «اندرو کومو» فرماندار نیویورک، گفت: تنها در ۲۴ ساعت گذشته ۶۳۰ نفر در اثر ابتلا به ویروس کرونا در این ایالت جان خود را از دست داده‌اند.

    وی تصریح کرد اوج شیوع این بیماری در این ایالت در هفته آینده خواهد بود.

    اندرو کومو در یک کنفرانس خبری شمار قربانیان در این ایالت را سه هزار و ۵۶۳ نفر اعلام کرد و گفت که وضعیت شیوع ویروس کرونا در لانگ آیلند و شرق شهر نیویورک نگران کننده است.

    فرماندار نیویورک تصریح کرد: ما هنوز به نقطه اوج شیوع نرسیده‌ایم ولی داریم به آن نزدیک می‌شویم. در حال بررسی ارزیابی هستیم و در هفت روز آینده خواهد بود.

    او اضافه کرد: تنها ۳۰ روز پیش نخستین مورد ابتلا به ویروس کرونا شناسایی شد. احساس می‌کنیم این مدت به اندازه یک عمر بوده است.

    آمریکا با بیش از ۳۰۰ هزار مورد بیشترین آمار ابتلاء به ویروس کرونا را در جهان دارد.

  • ترامپ: از اعمال تعرفه نفتی ابایی ندارم!

    ترامپ: از اعمال تعرفه نفتی ابایی ندارم!

    ترامپ: از اعمال تعرفه نفتی ابایی ندارم!
    ترامپ: از اعمال تعرفه نفتی ابایی ندارم!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا مدعی است چنانچه پای دفاع از مشاغل حوزه انرژی در میان باشد، ابایی از اعمال تعرفه بر نفت وارداتی از سوی سایر کشورها ندارد.

    این ادعای ترامپ واکنشی است به کاهش قیمت نفت که متاثر از کشمکش عربستان سعودی و روسیه در باب سهمیه‌بندی بازار انرژی و البته کاهش تقاضا به دنبال شیوع کرونا است.

    با اینکه آمریکا طی سال‌های اخیر در رقابت با روسیه و اعضای اوپک، به بزرگترین تولیدکننده نفت تبدیل شده، عدم تفاهم روسیه و عربستان سعودی درباره سقف تولید نفت به کاهش دو سومی قیمت طلای سیاه منجر شده و بسیاری از شرکت‌های نفتی آمریکا را به مرز ورشکستگی کشانده است.

    اکنون ترامپ می‌گوید اهمیتی به اوپک نمی‌دهد و اگر لازم باشد بر همه محصولات نفتی که وارد آمریکا می‌شود؛ تعرفه اعمال می‌کند.

    او همچنین مدعی شد که در تمام طول زندگی‌اش مخالف اوپک بوده که به نظر وی بیشتر حکم یک کارتل را دارد و فاقد مشروعیت است.

    گفتنی است علیرغم سطح بالای تولید، آمریکا طی سال ۲۰۱۹، در مجموع روزانه یک میلیون بشکه نفت از روسیه و عربستان سعودی خریداری کرد.

  • ترامپ: مرگ‌های زیادی در راه است!

    ترامپ: مرگ‌های زیادی در راه است!

    ترامپ: مرگ‌های زیادی در راه است!
    ترامپ: مرگ‌های زیادی در راه است!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا که در روزهای آغازین شیوع کرونا، سعی به نادیده گرفتن تبعات آن داشت؛ اکنون به شهروندان این کشور هشدار داده که در روزهای آتی شاهد جهش بزرگی در شمار قربانیان این ویروس خواهیم بود.

    وی ۲ هفته پیش رو را به لحاظ شیوع کرونا در آمریکا، بسیار سخت ارزیابی کرد و مدعی شد: مرگ‌های زیادی در راه است.

    البته ترامپ همچنان انتقادها درباره شیوه پاسخگویی دولت واشنگتن به ویژه از باب تهیه دستگاه‌های تنفسی برای بیماران کرونایی را رد کرد و مدعی شد برخی ایالات بیش از نیاز خود طلب می‌کنند که این ناشی از ترس آنها از کاستی‌ها است.

    آمریکا با ۳۰۶ هزار مبتلا و ۸ هزار و ۳۰۰ قربانی، صدرنشین کشورهای آلوده به کرونا است و تخمین زده می‌شود که حتی با رعایت اصول قرنطینه نیز، شمار قربانیان این کشور به یکصد تا ۲۴۰ هزار نفر افزایش یابد.

  • ترامپ: با عزل ناخدای ناو «تئودور روزولت» موافقم

    ترامپ: با عزل ناخدای ناو «تئودور روزولت» موافقم

    ترامپ: با عزل ناخدای ناو «تئودور روزولت» موافقم
    ترامپ: با عزل ناخدای ناو «تئودور روزولت» موافقم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، در پی ارسال یک نامه پنج صفحه‌ای از سوی ناخدا «برت کرازیر» فرمانده ناو هواپیمابر تئودور روزولت آمریکا مبنی بر نگرانی وی از شیوع ویروس کرونا در میان خدمه این ناو، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا در سخنانی خطاب به کارگروه ویروس کرونا در کاخ سفید، با صراحت از تصمیم «توماس مادلی» سرپرست موقت وزارت نیروی دریایی ایالات متحده مبنی بر برکناری ناخدا کرازیر حمایت کرد.

    ترامپ با تأکید بر اینکه تصمیم به برکناری ناخدای این ناوهواپیمابر از سوی وزیر دفاع و شمار دیگری از افراد گرفته شده است، تأکید کرد که این مقام نظامی می‌توانست در یک تماس تلفنی پیشنهادات خود را مطرح کند؛ اما در عوض، راهی نامناسب (نگارش نامه) را برای بیان منظور خود انتخاب کرد!

    گفتنی است که طبق اظهارات مادلی، حدود ۱۱۴ تن از ملوانان حاضر در این ناو آمریکایی به ویروس کووید -۱۹ مبتلا شده اند و انتظار می‌رود که شمار مبتلایان افزایش یابد.