رکوردشکنی جدید بورس تهران/ جهش ۳۲ هزار واحدی شاخص کل
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بورس اوراق بهادار تهران، برخلاف بورسهای جهان که روبه سقوط است، این روزها با وجود کرونا و افت قیمت نفت همچنان رکورد میشکند و در پایان معاملات امروز شاخص کل با جهش ۳۲ هزار و ۱۴۱ واحد به رکورد ۸۷۸ هزار و ۹۳ واحد رسید. همچنین ارزش بازار بورس امروز به بیش از ۳ هزار و ۲۹۴ تریلیون تومان بالغ شد.
امروز همچنین با عرضه اولیه سهام پگاه گیلان رکورد مشتریان بورس در یک روز شکسته شده و به ۲ میلیون و ۳۸۶ هزار و ۶۹۷ نفر افزایش یافت.
معاملهگران در بورس تهران بیش از ۵ میلیارد و ۱۵۵ میلیون سهام حق تقدم و سایر اوراق مالی در قالب یک میلیون نوبت معامله و به ارزش ۸ هزار و ۸۴۷ میلیارد تومان داد و ستد کردند.
عمده نمادهای بورسی مانند پتروشیمی خلیج فارس، ملی مس، فولاد مبارکه، شستا، کشتیرانی، مپنا و هلدینگ تاپیکو در تقویت شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران اثر داشتند.
شاخص قیمت با معیار وزنی ارزشی هم ۸ هزار و ۵۵۰ واحد جهش یافته و به رقم ۲۳۳ هزار ۶۰۸ واحد رسید.
شاخص کل با معیار هموزن با افزایش ۹هزار و ۲۲ واحد به رقم ۲۸۵ هزار و ۶۶۷ واحد رسید.
شاخص قیمت با معیار هموزن با افزایش ۵ هزار و ۹۹۲ واحد به رقم ۱۸۹ هزار و ۷۲۹ واحد رسید.
شاخص آزاد شناور با افزایش ۳۹ هزار و ۸۶۹ واحد به رقم یک میلیون و ۱۰۴ هزار و ۶۲۸ واحد رسید.
شاخص بازار اول بورس با افزایش ۲۱ هزار و ۴۶ واحد به رقم ۶۲۲ هزار و ۸۵۳ واحد رسید.
شاخص بازار دوم بورس که معاملات بلوکی و عمده در آن انجام میشود با افزایش ۷۵ هزار و ۲۱۸ واحد به رقم بیسابقه یک میلیون و ۸۵۶ هزار و ۶۲۳ واحد رسید.
نمادهای پربیننده شامل پالایش نفت اصفهان، گلوکوزان، ملی مس، بانک پارسیان، پتروشیمی سرمایه ایرانیان، بانک اقتصاد نوین و سرمایهگذاری غدیر بودند.
امروز در فرابورس ایران نیز شاخص کل ۳۴۵ واحد افزایش یافت و به رقم بیسابقه ۱۰ هزار و ۲۸۶ واحد رسید.
ارزش بازار اول ودوم فرابورس ایران به بیش از ۶۴۷ هزار میلیارد تومان رسید.
امروز نمادهای میدکو، صباتأمین، پتروشیمی تندگویان، ذوبآهن، پتروشیمی زاگرس، فولاد هرمزگان، نیروی برق دماوند همگی در تقویت شاخص فرابورس اثرگذار بودند.
نمادهای پربیننده شامل ذوبآهن اصفهان، مادیران، پتروشیمی زاگرس، سیمان لار سبزوار، بانک دی، نیروی برق دماوند و سرمایهگذاری توسعه و عمران استان کرمان بودهاند.
در روزهای اخیر، شاهد عرضه شتابان سهام شرکتهای بزرگ وابسته به سازمان تأمین اجتماعی چون شستا و … در بورس و فرابورس بودیم که بنا بر اعلام مسئولان دست اندرکار، با استقبال بینظیر از سوی خریداران مواجه شده است و بنا به روایتهایی، این سهامها در همان لحظه اول به فروش رفته است. شاید رونق گرفتن بورس در کشور در شرایط حاضر که اکثر کشورها با بحران بیماری کرونا مواجه هستند و بورس و سایر فعالیتهای اقتصادی آنان متأثر از آن کم رونق و بی رمق گشته برای مسئولان و بخشی از مردم و خریداران شرایط مساعدتر و نوید بخشی را فراهم کرده است.
بنا بر اعلام رسانهها، دولت تصمیم دارد در روزهای آتی سهام بیشتری از شرکتهای وابسته به خود و یا بانکها را برای عموم مردم در بورس عرصه کند، این اقدام دولت حداقل از چند بعد پسندیده است و در ضمن دارای عواقب و پیامدهایی هم هست. اولاً با این اقدام از انباشت سرمایه در دست معدود افرادی که صاحبان این شرکتها هستند جلوگیری خواهد شد و در کنار آن بخش بزرگی از مردم جامعه، سهامدار شرکتها خواهند شد؛ هرچند بخش بزرگی از جامعه که اقشار متوسط و فرودست جامعه هستتد نیز همچنان محروم خواهند ماند، زیرا فرایند عضویت و خرید و فروش سهام برای افراد فرودست جامعه بدلائل مختلف قابل درک و بهره برداری عینی نیست و به همین دلیل از این فرصت پیش آمده برای جهش درآمدی نیز محروم خواهند شد.
هر چند شنیدن این گونه اخبار و اقدامات، خبر مسرت بخش برای کسانی است که در حوزههای مختلف اقتصادی و مالی و بازارها فعالیت دارند، اما پیامدهای ناگوار هم برای بخش قابل توجهی از مردم متصور است که در عرصههای یاد شده فراموش شدهاند و در امورات اقتصادی و سایر عرصههای عمومی به مانند آنها دستی بر آتش ندارند. اگر اسم این گروه از مردم را اقشار آسیب پذیر، محروم و یا طبقه مستضعف بگذاریم از منظر جامعه شناختی، آثار و عواقب این قبیل واگذاریها قابل بررسی و مطالعه علمی است.
نظرسنجیای که توسط ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، وابسته به جهاد دانشگاهی) در مورد نحوه رفتار پس انداز جامعه ایرانی در سال ۹۸ صورت گرفته نشان میدهد که یک سوم مردم ایران (۳۴.۴) درصد مردم ایران هیچ پس اندازی نداشتهاند. سوالی که اینجا پیش میآید این است که عملاً سهم این افراد در بورس چه خواهد شد زیرا خرید سهام در بورس، علاوه بر نیاز به مهارت، نیاز به سرمایه و پس انداز هم دارد که عملاً قشر آسیب پذیر و فقیر جامعه از این نظر در تنگنا هستند. میتوان گفت فقدان پس انداز به وجود شکاف فقر و نابرابریهایی بر میگردد که در طی سالیان گذشته بدلیل تصمیمات اقتصادی مانند همین واگذاریها خیل عظیمی از جمعیت بازنده و در مقابل، عدهای نیز برنده شدهاند و در این فراز و فرودها همواره لطماتی به اقشار فقیر جامعه وارد آمده است.
اگر به رفتار اقتصادی افرادی که پس انداز داشتهاند نگاه کنیم مشاهده میشود عده قابل توجهی از پس اندازهای گروههای برخوردار و یا قشر متوسط به بالای جامعه، بدلیل برگشت سریع و مطمئن سرمایه در حوزههای املاک و مستغلات و یا به صورت سپرده گذاری در بانکهای خصوصی و دولتی بوده است و کمتر دیده شده در حوزههای تولیدی و یا ایجاد اشتغال که مورد نیاز توسعه و پیشرفت جامعه است بکارگرفته شده است. طبق نظرسنجی مذکور، ۴۷ درصد پس اندازها در دو بخش یادشده صورت گرفته است.
اینکه دولت بتواند همزمان با کم کردن سود سپرده گذاریها در بانکها به عرصه سهام شرکتها وابسته به خود روی بیاورد و این حجم از نقدینگیهای سرگردان را به بورس منتقل نماید جای بسی امیدواری است. اما در این میان، بخش عظیمی از مردم پس انداز نداشته و یا حتی قادر به تأمین حداقلهای زندگی خود نبودهاند. اگر آمار اعلام شده توسط ایسپا با درصدی از خطا هم درست باشد، آمار نگران کنندهای است و نشان میدهد که حیات اقتصادی این تعداد از مردم جامعه در وضعیت بغرنجی قرار گرفته و زندگی آنها در برابر نوسانات اقتصادی بسیار آسیب پذیر است. درصد کسانی که پس انداز ندارند منطبق با درصد جمعیت زیر خط فقر هستند که تاکنون نتوانستهاند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همواره در شرایط نامساعدی زندگی کردهاند.
به نظر میرسد واگذاری سهام شرکتهای وابسته به دولت در شرایط فعلی که بخش عظیمی از شاغلان کشور، بدلیل ویروس کرونا بیکار شدهاند و یا بخشی از درآمد خود را از دست دادهاند فرصت مناسبی نباشد اما میتوان گفت فرصت گرانبها برای کسانی است که درآمد مکفی و پس انداز داشتهاند و در گذر زمان نیز سود حاصل از واگذاریها، طبعاً به جیب کسانی سرازیر خواهد شد که همواره از دارائی و پس انداز مکفی برخوردار بودهاند و دود آن به چشم کسانی خواهد رفت که عملاً هیچ گونه پس اندازی در طی سالیان گذشته بدلیل شرایط اقتصادی و نابرابریهای موجود در جامعه نداشتهاند و طبیعی است که در آینده نیز ادامه این روند به فاصله و تبعیض بیشتر منجر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صعودهای پی در پی بازار سهام همچنان ادامه دارد؛ به طوری که در روزهای گذشته شاخصکل بورس توانست وارد کانال ۸۰۰ هزار واحدی شود و حالا نیز در آستانه ورود به کانال ۹۰۰ هزار واحدی است. در آخرین معاملات دیروز، شاخصکل بورس در رقم ۸۷۸ هزار و ۱۰۱ واحد ایستاد و این عدد در حالی در بازار سرمایه دیده میشود که در آخرین روز سال ۹۸ شاخص بورس در ارتفاع ۵۱۲ هزار واحدی به کار خود پایان داد.
گزارشها نشان میدهد که در حال حاضر هیچیک از بازارها قابل مقایسه با بازار سهام نیست؛ به طوری که از ابتدای سال تاکنون بیش از ۷۰ درصد افزایش ارزش را تجربه کرده است. در عین حال، بورس تهران یکهتاز سال گذشته بود. هیچ بازاری توان رقابت با بازدهی بازار سرمایه در این سال را نداشت. قلههایی که یکی پس از دیگری در این سال فتح شدند، باعث شد تا سال ۹۸ برای بورس تهران یک سال تاریخی و ویژه باشد.
در حال حاضر برخی از منتقدان روند فعلی، بر این باورند که جهشهای متوالی و پرسرعت قیمتها، علاوه بر وارد کردن بسیاری از سهمها به محدوده حبابی، پتانسیلهای رشد سهام غیرحبابی را نیز از بین خواهد برد و بورس تهران حتی اگر با خروج سرمایهها همراه نشود، جز تزریق روزافزون نقدینگی دیگر دلیلی برای رشد نخواهد یافت. تزریق نقدینگیای که منجر به حباب خواهد شد.
از سوی دیگر، موافقان روند فعلی، رشد قیمتها و ارزش بازار سهام را همپای افزایش ضریب نفوذ بورس و نقدشوندگی معاملات میدانند و بر این نکته تاکید میکنند که چنین جهشهایی لازمه گذر از دوران بلوغ بازار سهام کشور است و مقایسه معادلات اخیر با متغیرها و مختصات سالهای قبل یک اشتباه کلان در میان تحلیلگران است.
مجید سلیمیبروجنی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: در رونق سهام عوامل متعددی همچون جهش نرخ دلار و رشد قیمتهای جهانی مطرح میشوند، اما در طول یکسال گذشته تقریبا اجماعی نسبی میان تحلیلگران شکل گرفته که محرک اصلی این روزهای بورس، جریان قدرتمند نقدینگی است؛ به گونهای که ارزش روزانه معاملات سهام را به چند هزار میلیارد تومان رسانید که در مقایسه با تاریخ بورس و حتی بازارهای رقیب بیسابقه بود.
وی افزود: در چنین شراییطی محدودیتهای متعددی در بازارهای رقیب دیده میشد که جوابگوی انتظارات نبود؛ از نرخ سود سپردههای بانکی گرفته تا فشارهایی که بر تقضای بازارهای ارز و طلا وارد شد. بازار مسکن نیز به علت نیاز به پولهای درست، قادر به جذب نقدینگی خرد نبود.
این کارشناس اققتصادی تصریح کرد: در کنار این موضوعات، ناآشنایی معاملهگران تازهوارد با روشهای تحلیلی در کنار عمق کم بازار سهام کشور از جمله مهمترین نگرانیهایی بوده که کارشناسان نسبت به لحظه پایان این موجسواری روی پولهای جدید داشتهاند.
سلیمیبروجنی با بیان اینکه رشد بازار سرمایه و خروج سرمایه از بازار طلا، سکه و دلار آرزوی اقتصاد ایران بود، متذکر شد: این آرزو ظاهرا یکسال است که برآورده شده است. بر طبق آمار و ارقام، تنها در فروردین سالجاری شاخص کل بورس تهران ۲۵ درصد رشد کرد و به کانال ۷۰۰ هزار واحد رسید. آمارها حاکی از آن است که روزانه به طور متوسط ۵ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان سرمایه وارد بورس میشود و مردم برای دریافت کد بورسی و ثبتنام از نیمه شب در صف میمانند.
بازارهای سهام حباب دارد؟
افکار سفتهبازانه در بورس ترویج پیدا کرده است؟
وی ادامه داد: بازار سرمایه، بازار احتمالات است. مهم نیست شخصی با دید بنیادی به این بازار نگاه کند یا تکنیکالی یا تابلوخوانی و جریان نقدینگی. همیشه با احتمالات روبهرو است؛ فقط تفاوت در جنس احتمالاتی که با آن مواجه است، نهفته است.
این کارشناس اقتصادی گفت: رخدادهای کلان اقتصادی یا برخی حوادث میتوانند تحلیلهای بنیادین را دچار انحراف کرده، تحلیلهای تکنیکالی و متعارض و نوسان در سوگیری روانی فعالان بازار و جریان نقدینگی میتواند تحلیلهای تکنیکال را باطل کرده و …
سلیمیبروجنی افزود: همه اینها رخدادهایی هستند که بارها اتفاق افتاده و از این روز تخصیص درصدی احتمال برای وقوع هر یک امری طبیعی و عقلانی است. وقتی که تب و تاب سفتهبازی بالا میرود (تقریبا شبیه آنچه در حال حاضر در بازار سهام کشور در حال رخ دادن است) حتی تحلیلگران نیز تحریک میشوند که فکر خوب مبتنی بر تحلیل را کنار بگذارند و افکار سفتهبازانه را ترویج دهند.
وی عنوان کرد: البته این موضوع تا حدودی از روی اجبار و تحلیل بازار است. مشتریان، کارگزاریها، سبدگردانها و شرکتهای مشاوره انتظار دارند که پورتفویشان بازدهی بیشتر یا حداقل معادل بازده شاخص بازار عایدشان کند. از این رو، تحلیلگران مالی به ناچار خودشان را با بازار هماهنگ کرده و اهمیت سودآوری را کمتر در محاسبات خود لحاظ میکنند.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: محرک اصلی رشد بازار سهام کشور، تورم بالای اقتصاد است. بسیاری از فعالان بازار سرمایه معتقدند که نرخ تورم سال ۹۹ به جهت کسری بودجه دولت بیش از تورم ۴۱ درصدی سال ۹۸ خواهد بود. این موضوع در کنار عمق پایین بازار سرمایه کشور و ناکارایی آن موجب شده است که گزارشهای مالی شرکتها چندان مورد توجه قرار نگیرد.
سلیمیبروجنی افزود: سرمایهگذاران به جای تمرکز بر قدرت تولید نقدینگی شرکتها و ایجاد منفعت انحصاری، به شایعات مربوط به افزایش سهام از محل تجدید ارزیابی واکنش فوری نشان میدهند. بنابراین عملا تورم موجب ناپایداری و مخدوش شدن تحلیلها و استقرار نظام شایعهمحور شده است. اگرچه تورم، سوخت اصلی برای رشد بازار سهام را تامین کرده است، اما عطش شدید متقاضیان برای خرید سهام به اندازه کافی از سوی عرضه پاسخ نگرفته است. این موضوع صرفا از جانب دولت و نهادهای عمومی قابل پاسخگویی است.
چرا مردم خاطرهای تلخ از ورود به بورس دارند؟
وی با بیان اینکه با توجه به کسری بودجه دولت، به نظر میرسد میتوان بخشی از آن را از طریق فروش سهام جبران کرد، متذکر شد: اما چرا همیشه تعداد زیادی از مردم خاطرهای تلخ از ورود به بورس و سرمایهگذاری در آن دارند؟ آیا این فرآیند در آیندهای دور یا نزدیک برای این خیل عظیم، مجددا تکرار خواهد شد؟ اگر به هر دلیل از حباب سخن به میان نیاوریم و بر این باور باشیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد، اما بدیهی است که این رشد شتابان جایی کند خواهد شد و پس از مدتی، ملایم و با شیبی اندک و شاید وارد مرحلهای ساکن و خستهکننده شود. در صورت وقوع این اتفاقات نیز عدهای تلخکام خواهند شد.
این کارشناس اقتصادی گفت: بدون تردید دلیل اصلی بسیاری از ضرر و زیانهای ما در زندگی از نظر مادی یا معنوی، عدم آگاهی است. ما در بورس بیشتر علاقهمند هستیم از راه شنیداری و تجربیات دیگران که مشخص نیست، چقدر مبتنی بر واقعیات است و به چه میزان با مفاهیم علمی در این حوزه همخوانی دارد، بیاموزیم. اگر سرمایهگذاران فعلی در بازار بورس شناخت مناسبی از شخصیت خود در مقوله ریسکپذیر یا ریسکگریز بودن ندارند.
سلیمیبروجنی افزود: وقتی که یک بازار به شدت مورد توجه تودههای مردم ناآگاه به علم آن بازار قرار میگیرد و آنها بدون اطلاع از کم و کیف و چگونگی ریسکهای آن، در سودای کسب سرمایههای چند برابری، پای به آن بازار میگذارند، زنگ خطر برای فعالان اصلی بازار به صدا در میآید.
وی عنوان کرد: آیا دولتمردان از این حجم نقدینگی وارد شده بازار بورس برای تامین مالی پروژهها و توسعه کشور استفاده میکنند یا صرفا به افزایش عجیب و غریب سهام شرکتها در بازار ثانویه و انتظارات زیاد سودآوری بالا برای تازهواردان منتهی خواهد شد؟ انتظاری که اگر به هر دلیل محقق نشود، منجر به خروج سریع نقدینگی از این بازار و متورم شدن سایر بازارهای موازی خواهد شد. در نتیجه، دولت و سازمان بورس باید با توسعه بازار اولیه و کاهش محدودیتهای ساختاری در بازار، ظرفیت پذیرش نقدینگی جدید در بازار سرمایه را افزایش دهند و در تصمیمگیریهای خود، در کنار شیرهای هدایت هدفمند نقدینگی به سمت بورس، انتهای قصه را نیز در سناریوهای مختلف ترسیم کنند تا یک پایان تلخ، شیرینی این روزها را نیست و نابود نکند.
این کارشناس اقتصادی عنوان کرد: نکته مهم دیگر این است که اگر سیاستگذاران اقتصادی توان حل معضل نقدینگی افسارگسیخته را ندارند، حداقل تصمیماتی نگیرند که موجب بر هم خورد تعادل بازارها و هدایت بخش عمده نقدینگی به یک بازار خاص شود. حاصل اینگونه سیاستهای غلط و غیرعلمی، همانطور که طی ۴ دهه گذشته بارها تجربه کردهایم، جهشهای سریع و به دنبال آن، سقوطهای ناگهانی قیمتها و از دست رفتن سرمایه مردم شده است.
سلیمیبروجنی متذکر شد: حباب بازار سرمایه میتواند ضربههای جدی و تخریبکننده به پیکره اقتصاد بیمار ایران بزند و با تخلیه حباب، به طور حتم سرمایههای مردم از بین خواهند رفت که این نیز میتواند تبعات اجتماعی سنگینی در ماههای پیش رو برای کشورمان به همراه بیاورد.
روحانی: پسانداز مردم در بانکها رشد داشته است /کارگران و فعالان اقتصادی در مضیقه هستند /شاهد یک تحول و رشد بی نظیر در بورس بودیم
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلیمن حسن روحانی، رئیس جمهور صبح امروز در آیین آغاز بهرهبرداری از طرحهای ملی وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی در استان ایلام که به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد، گفت: امسال برای ما سال بسیار مهمی است؛ سالی که از یک طرف تحریم و از یک طرف توطئههای دشمنان و از طرف دیگر کرونا را داریم. اما باید امسال را در عمل تبدیل کنیم به سال جهش تولید و همانطور که رهبر معظم انقلاب تاکید کردند امسال باید یک اقدام ویژهای در بخش تولید اعم از کشاورزی، صنعت، خدمات و … انجام دهیم.
وی افزود: امسال دست به دست هم میدهیم تا سال، سال جهش تولید باشد و دشمنان ما هم بداند که این ملت قدرتمند در برابر توطئه آنها تسلیم نخواهد شد.
اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از فارس بخوانید؛
* امسال شرایط ما به دلیل این ویروس کمی سخت است، در این روز کارگر احساس میکنم که عدهای از کارگران و فعالان اقتصادی ما در فشار و مضیقه هستند؛ اما در کنار همه این سختیها قدم های بسیار خوبی را هم امسال شاهد هستیم. گزارشی را دیروز بانک مرکزی از وضع پسانداز مردم به من در بانکها داد که رشد داشته است.
* در بورس هم شاهد یک تحول و رشد بی نظیر بودیم که مردم عزیز ما آنهایی که بیشتر در بورس فعال هستند، از این تحول خوشحال هستند و هم سود فرآوانی به آنها رسیده است.
بورس گوی سبقت را از دلار ربود/ اعلام رشد بازار ارز و سهام در سال ۹۹
اما در سال جدید، یک چله رویایی برای بورس تهران به ثبت رسید تا تزریق نقدینگی به این بازار، رشد بورس با قدرت بیشتری ادامه یابد. شاخص بازار در ۴۰ روز اول سال، با ثبت ۷۱ درصد رشد به کانال ۸۷۸ هزار واحدی رسید تا به راحتی تمامی بازارهای رقیب را پشتسر بگذارد. با این حال مقایسه بازدهی بورس با بازارهای موازی، بهخوبی از درجه جذایبت بازار سهام برای عموم جامعه خبر میدهد. در همین بازه ۴۰ روزه، نرخ دلار در بازار آزاد تنها ۴/ ۱ درصد رشد کرد. سکه اما با کمک اونس جهانی، توانست حداقل از دلار سبقت گیرد و بازدهی ۳/ ۶ درصدی را ثبت کند. بازدهی طلای ۱۸ عیار نیز از ۵/ ۷ درصد فراتر نرفت تا رشد ۴۰ روزه این دو بازار نیز به هیچ وجه با بازدهی بورس، قابل قیاس نباشد. مقایسه بازدهی این سه بازار نشان میدهد سرمایهگذاران آنها جاماندگان محض در رالی با سهامداران بورس بودهاند. البته رشد خیرهکننده بورس موضوع بحث بسیاری از کارشناسان شده است؛ بهگونهایکه برخی از آنان بر این باورند که همه متغیرهای تحلیلی از توجیه منطقی ادامه رشد قیمتهای سهام باز ماندهاند.
رشد بورس
در دهمین روز اردیبهشت ماه سرعت رشد دلار تندتر شد و سکه تمام بهار آزادی به مسیر افزایشی بازگشت. روز چهارشنبه، شاخص بازار ارز ۲۰۰ تومان افزایش را به ثبت رساند و به بهای ۱۶ هزار و ۲۳۰ تومان رسید. این در حالی بود که روز سهشنبه اسکناس آمریکایی تنها ۳۰ تومان رشد قیمت را به ثبت رسانده بود. رشد روز چهارشنبه موجب شد که بازدهی دلار از ابتدای سال ۹۹ به حدود ۴/ ۱ درصد برسد که بسیار کمتر از بازارهای رقیب بوده است. بهعنوان مثال، در بازار فلزات گرانبها، سکه تمام بهار آزادی رشد بسیار بیشتر ۶ درصدی را نسبت به دلار تجربه کرده است. سکه امامی روز چهارشنبه رشد نه چندان قابل توجه ۲۵ هزار تومانی را تجربه کرد و به بهای ۶ میلیون و ۴۸۵ هزار تومان رسید. با این حال، همین سطح قیمتی بیانگر آن است که ارزشمندترین سکه بازار داخلی در سال ۹۹، ۳/ ۶ درصد بازدهی را به ثبت رسانده است. قیمت طلای جهانی در تاریخ ۲۷ اسفند پشت سد هزار و ۵۰۰ دلاری قرار داشت و اکنون در حوالی مرز هزار و ۷۰۰ دلاری قرار گرفته است. در نتیجه طبیعی به نظر میرسد که سکه در مقایسه با دلار در بازار داخلی رشد بیشتری را تجربه کرده باشد. سکه تاثیر افزایشی خود را از حدود ۲۰۰ دلار افزایش اونس طلا بهدست آورده است. همین مساله قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار را نیز تحتتاثیر قرار داده است. طلای ۱۸ عیار دیروز به قیمت ۶۴۲ هزار تومان رسید و بازدهی خود از ابتدای سال را به ۵/ ۷ درصد رسانید. البته بازدهی هیچ کدام از این بازارها قابل قیاس با بازار سهام نیست که از ابتدای سال تاکنون بیش از ۷۰ درصد افزایش ارزش را تجربه کرده است. با توجه به این آمارها، به وضوح شکست دلار در برابر سایر داراییها به چشم میآید. حتی رشد دلار به اندازهای نبوده است که بتوان برای آن مزیتی نسبت به سپرده بانکی قائل بود. با این حال، آیا چنین وضعیتی در ادامه سال نیز پایدار خواهد بود و دلار همچنان در برابر سایر داراییها حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
مسلما پاسخ به این سوال آسان نیست؛ ولی حداقل دو نکته را میدانیم؛ در صورتی که بورس از فاز هیجان خارج شود، احتمال بازگشت بخشی از تقاضا و نقدینگی به بازار ارز وجود دارد و در صورتی که طلای جهانی کاهشی شود، احتمالا سکهبازان برای حفظ ارزش دارایی خود اقدام به خرید دلار خواهند کرد. با این حال، در شرایط کنونی بهخوبی مشخص شده است که تا زمانی که این ارز زیر سطح مقاومتی ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومانی قرار دارد، معاملهگران فنی تمایلی برای حضور قدرتمند در بازار ندارند. شاخص ارزی از ابتدای سال گرفتار بازه ۱۵ هزار و ۵۰۰ تا ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان شده است و میزان نوسانات در این بازار در مقایسه با سایر بازارها چنان محدود شده است که دیگر کمتر توجهی را به خود جلب میکند. این در حالی است که دلار در ۶ ماه ابتدایی سال ۹۷ توجهات را به خود خیره کرده بود و مرتب از یک کانال به کانال دیگر میرفت. در آن مقطع زمانی کمتر کسی تصور میکرد که روزی ترمز بازار ارز کشیده شود؛ ولی نکته جالب این است که از اوایل مهر ۹۷ که دلار برای دقایقی به کانال ۱۹ هزار تومانی رفت، دیگر قیمت تا روز جاری حتی نزدیک به این سطح نیز نشده است. در واقع هر بازار هیجانی زمانی از حرکت میایستد و به همین منظور است که به بازیگران بازار پیشنهاد میشود سعی کنند، هیجانات معاملاتی خود را مدیریت کنند.
گرم شدن بازار بورس باعث افزایش فاصله طبقاتی میشود
در روزهای اخیر، شاهد عرضه شتابان سهام شرکتهای بزرگ وابسته به سازمان تأمین اجتماعی چون شستا و … در بورس و فرابورس بودیم که بنا بر اعلام مسئولان دست اندرکار، با استقبال بینظیر از سوی خریداران مواجه شده است و بنا به روایتهایی، این سهامها در همان لحظه اول به فروش رفته است. شاید رونق گرفتن بورس در کشور در شرایط حاضر که اکثر کشورها با بحران بیماری کرونا مواجه هستند و بورس و سایر فعالیتهای اقتصادی آنان متأثر از آن کم رونق و بی رمق گشته برای مسئولان و بخشی از مردم و خریداران شرایط مساعدتر و نوید بخشی را فراهم کرده است.
بنا بر اعلام رسانهها، دولت تصمیم دارد در روزهای آتی سهام بیشتری از شرکتهای وابسته به خود و یا بانکها را برای عموم مردم در بورس عرصه کند، این اقدام دولت حداقل از چند بعد پسندیده است و در ضمن دارای عواقب و پیامدهایی هم هست. اولاً با این اقدام از انباشت سرمایه در دست معدود افرادی که صاحبان این شرکتها هستند جلوگیری خواهد شد و در کنار آن بخش بزرگی از مردم جامعه، سهامدار شرکتها خواهند شد؛ هرچند بخش بزرگی از جامعه که اقشار متوسط و فرودست جامعه هستتد نیز همچنان محروم خواهند ماند، زیرا فرایند عضویت و خرید و فروش سهام برای افراد فرودست جامعه بدلائل مختلف قابل درک و بهره برداری عینی نیست و به همین دلیل از این فرصت پیش آمده برای جهش درآمدی نیز محروم خواهند شد.
هر چند شنیدن این گونه اخبار و اقدامات، خبر مسرت بخش برای کسانی است که در حوزههای مختلف اقتصادی و مالی و بازارها فعالیت دارند، اما پیامدهای ناگوار هم برای بخش قابل توجهی از مردم متصور است که در عرصههای یاد شده فراموش شدهاند و در امورات اقتصادی و سایر عرصههای عمومی به مانند آنها دستی بر آتش ندارند. اگر اسم این گروه از مردم را اقشار آسیب پذیر، محروم و یا طبقه مستضعف بگذاریم از منظر جامعه شناختی، آثار و عواقب این قبیل واگذاریها قابل بررسی و مطالعه علمی است.
نظرسنجیای که توسط ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، وابسته به جهاد دانشگاهی) در مورد نحوه رفتار پس انداز جامعه ایرانی در سال ۹۸ صورت گرفته نشان میدهد که یک سوم مردم ایران (۳۴.۴) درصد مردم ایران هیچ پس اندازی نداشتهاند. سوالی که اینجا پیش میآید این است که عملاً سهم این افراد در بورس چه خواهد شد زیرا خرید سهام در بورس، علاوه بر نیاز به مهارت، نیاز به سرمایه و پس انداز هم دارد که عملاً قشر آسیب پذیر و فقیر جامعه از این نظر در تنگنا هستند. میتوان گفت فقدان پس انداز به وجود شکاف فقر و نابرابریهایی بر میگردد که در طی سالیان گذشته بدلیل تصمیمات اقتصادی مانند همین واگذاریها خیل عظیمی از جمعیت بازنده و در مقابل، عدهای نیز برنده شدهاند و در این فراز و فرودها همواره لطماتی به اقشار فقیر جامعه وارد آمده است.
اگر به رفتار اقتصادی افرادی که پس انداز داشتهاند نگاه کنیم مشاهده میشود عده قابل توجهی از پس اندازهای گروههای برخوردار و یا قشر متوسط به بالای جامعه، بدلیل برگشت سریع و مطمئن سرمایه در حوزههای املاک و مستغلات و یا به صورت سپرده گذاری در بانکهای خصوصی و دولتی بوده است و کمتر دیده شده در حوزههای تولیدی و یا ایجاد اشتغال که مورد نیاز توسعه و پیشرفت جامعه است بکارگرفته شده است. طبق نظرسنجی مذکور، ۴۷ درصد پس اندازها در دو بخش یادشده صورت گرفته است.
اینکه دولت بتواند همزمان با کم کردن سود سپرده گذاریها در بانکها به عرصه سهام شرکتها وابسته به خود روی بیاورد و این حجم از نقدینگیهای سرگردان را به بورس منتقل نماید جای بسی امیدواری است. اما در این میان، بخش عظیمی از مردم پس انداز نداشته و یا حتی قادر به تأمین حداقلهای زندگی خود نبودهاند. اگر آمار اعلام شده توسط ایسپا با درصدی از خطا هم درست باشد، آمار نگران کنندهای است و نشان میدهد که حیات اقتصادی این تعداد از مردم جامعه در وضعیت بغرنجی قرار گرفته و زندگی آنها در برابر نوسانات اقتصادی بسیار آسیب پذیر است. درصد کسانی که پس انداز ندارند منطبق با درصد جمعیت زیر خط فقر هستند که تاکنون نتوانستهاند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همواره در شرایط نامساعدی زندگی کردهاند.
به نظر میرسد واگذاری سهام شرکتهای وابسته به دولت در شرایط فعلی که بخش عظیمی از شاغلان کشور، بدلیل ویروس کرونا بیکار شدهاند و یا بخشی از درآمد خود را از دست دادهاند فرصت مناسبی نباشد اما میتوان گفت فرصت گرانبها برای کسانی است که درآمد مکفی و پس انداز داشتهاند و در گذر زمان نیز سود حاصل از واگذاریها، طبعاً به جیب کسانی سرازیر خواهد شد که همواره از دارائی و پس انداز مکفی برخوردار بودهاند و دود آن به چشم کسانی خواهد رفت که عملاً هیچ گونه پس اندازی در طی سالیان گذشته بدلیل شرایط اقتصادی و نابرابریهای موجود در جامعه نداشتهاند و طبیعی است که در آینده نیز ادامه این روند به فاصله و تبعیض بیشتر منجر خواهد کرد.
خبرهای خوش و مهم درباره بورس از زبان سخنگوی دولت /بورس بازان منتظر باشند
به گزارش خبرآنلاین، علی ربیعی سخنگوی دولت در نشست خبری با برخی رسانه ها، درباره برنامههای دولت برای مدیریت بازار بورس، گفت: به طور کلی سرمایه گذاری در هر زمینهای از جمله خرید سهام ممکن است با فراز و نشیبهایی همراه باشد اما دولت همه تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا امنیت سرمایه گذاری مردم تحقق یابد. خوشبختانه مردم پولهای خود را به سمت بازارهای مسکن، سکه و ارز نبرده اند بلکه به سمت بازار بورس برده اند که علامت بسیار خوبی برای جامعه است و نشان میدهد که جامعه درست و منطقی تصمیم میگیرد.
وی افزود: شستا که اخیراً عرضه شده است، منابعی را از طریق بازار بورس به دست آورده و حتماً از این منابع در جهت سرمایه گذاریهای جدید و اشتغال زایی و البته بدون بنگاه داری استفاده خواهد کرد. خوشبختانه بخشی از ساتا نیز به بورس خواهد آمد و همچنین در روزهای آینده ایمیدرو و ایدرو به بازار بورس می آیند و بر این اساس عرضههای جدیدی را در بازار بورس شاهد خواهیم بود.
سخنگوی دولت اظهار داشت: صندوقهای ETF یا صندوقهای قابل معامله در بورس که دولت تا ۲۰ درصد تخفیف خواهد داد، صندوقهای بسیار ایمنی برای سرمایه گذاری هستند که تداوم نشاط بازار، سیاست و استراتژی دولت است. دولت کنترل ریسک بازار را هم در دستور کار دارد، ما به دنبال آن هستیم که علاوه بر اینکه تداوم سودآوری واقعی در بازار محقق شود، نشاط بازار هم محقق شود.
خبرهای خوش و مهم درباره بورس از زبان سخنگوی دولت /بورس بازان منتظر باشند
ربیعی با بیان اینکه ما تلاش میکنیم شرکتهای دولتی را نیز عرضه کنیم، خاطرنشان کرد: برنامه ریزی دقیقی در این زمینه انجام شده و شرکتهایی که تا پیش از این تمام یا بخشی از سهام آنان متعلق به دولت یا نهاد عمومی غیردولتی بوده به تدریج وارد بورس میشوند و این عرضهها ادامه خواهد داشت.
وی تاکید کرد: برنامه عرضه ایمیدرو هم تا حد زیادی نهایی شده است، فکر میکنم تا یک ماه آینده بتوانیم ایمیدرو را در بورس عرضه کنیم و سایر شرکتهای متعلق به نهادهای عمومی و شرکتهای دولتی هم به تدریج تا پایان سال عرضه خواهند شد.
ربیعی خاطرنشان ساخت: صندوقهای سرمایه گذاری با تخفیف ۲۰ درصدی تضمین بسیار خوبی برای سرمایه گذاری هستند، در بخش کنترل بازار و تداوم سودآوری هم ما تمام سعی خود را میکنیم تا مشارکت مردم از طریق روشهای کم ریسک تر مثل صندوقهای مشاع تداوم یابد. دولت تمام اهتمام خود را به خرج خواهد داد تا نشاط در بازار بورس تداوم یابد و امیدواریم مردم هم همچنان سرمایه گذاری خود را در جای درستی مثل صندوقهای ETF که دولت در برنامه خود دارد، دنبال کند.
وی گفت: برنامه ریزی هایی صورت گرفته تا بخشی از سهام نهادهای عمومی نیز به افرادی از صاحبان صندوقها واگذار کنیم که البته چون این موضوع هنوز نهایی نشده است، بنده نمیتوانم چگونگی آن را در حال حاضر اعلام کنم اما صاحبان صندوقهای نهادهای عمومی مطمئن باشند که تلاشهای زیادی صورت خواهد گرفت که بخشی از سهام آنان یا با کسر از حقوق و یا از محل سودی که خواهند داشت به طبقات پایین اجتماعی هم تعلق گیرد.