برچسب: بهزاد نبوی

  • رئیس‌جمهور را درحد تدارکاتچی هم نمی‌خواهند!

    رئیس‌جمهور را درحد تدارکاتچی هم نمی‌خواهند!

    رئیس‌جمهور را درحد تدارکاتچی هم نمی‌خواهند!

     

    اعتمادآنلاین| بهزاد نبوی معروف به «چریک پیر»، در بخش‌هایی از مصاحبه خود گفت:

    * هرگز با گرایش‌های تخریبی برخی از افراد منتسب به اصلاحات برای تخریب کارگزاران، آیت‌ا… هاشمی و خانواده ایشان موافق نبودم. معتقدم ما می‌توانستیم آقای هاشمی را به عنوان پشتیبان قدرتمند اصلاحات پس از دوم خرداد داشته باشیم و با عملکردهای اشتباه، او را از خود دور کردیم. البته ایشان هیچگاه در مقابل اصلاحات نایستادند. رفتار آن زمان ما با آقای هاشمی، بسیار شبیه رفتار کنونی جناح تندرو در کنار هم قرار دادن اروپا و آمریکا در بحث برجام و تلاش برای سوق دادن اروپائیان به سمت آمریکاست.

    * اگر اصلاح‌طلبان صندوق رای را از دست بدهند، حرفی برای گفتن ندارند و عملا باید حداقل۴ سال، در صحنه سیاسی کشور کم تاثیر باشند. دوستان درست می‌گویند که نامزدهای اصلی اصلاحات تایید صلاحیت نشدند، اما با دوره دهم مقایسه کنید، ببینید آیا در آن دوره شما کاندیدای اصلی داشتید که شرکت کردید؟ در آن دوره شما ناچار شدید از طریق آگهی اینترنتی نامزد اصلاح‌طلب جستجو کنید!

    * وظیفه یک جریان‌ پیشاهنگ آن نیست که در مسیر مخالفان اصلاحات که کارشان ناامید سازی مردم است، حرکت کند. کار، کار ده روز آخر نیست، کار ناامیدسازی را دوستان از مدت‌ها قبل شروع کرده بودند. نمی‌بایست در این مدت، همراه و همگام با مخالفان اصلاحات، مردم را از انتخابات ناامید می‌کردیم. مردم علاقه‌مند به شرکت نبودند، ما هم با آنها همراهی کردیم.

    * با آقای روحانی هیچ‌وقت رابطه ویژه‌ای نداشته‌ام. به نظر من دولت روحانی مظلوم واقع شده است. برخوردهای خصمانه تندروهای مخالف دولت که طبیعی است، ولی خود ما هم همه مشکلات را به گردن دولت می‌اندازیم. برجام را ترامپ به کمک و دعای خیر!! تندروهای داخلی به این روز انداخت، ما روحانی را شماتت می‌کنیم

    * در دور دوم ریاست جمهوری رئیس دولت اصلاحات، ایشان گفتند که عده‌ای می‌خواهند دولت تدارکاتچی باشد، امروز به مراتب وضع بدتر است. در دور اول دولت اصلاحات، در گفت‌وگویی با روزنامه‌سلام گفتم که طبق قانون اساسی، دولت در بهترین شرایط ده پانزده درصد اختیارات اداره کشور را در دست دارد. دولت یازدهم و دوازدهم حتی آن ده پانزده درصد را هم نداشته و ندارد، اگر آن زمان دولت را به عنوان تدارکاتچی می‌خواستند، امروز به آن هم احتیاج ندارند، چون بخش زیادی از اقتصاد کشور را در اختیار دارند.

    * اصلاح‌طلبانی که در این شرایط به دولت بابت مشکلات انتقاد می‌کنند، بیشتر به دنبال جدا کردن خرج خود از دولت، به امید کسب رأی در انتخابات بعدی‌اند، که اخلاقی نیست. توصیه جدی‌ای که به دولت دارم این است که مبادا در اثر این فشارها، از مواضع اصولی و صحیحی که در دور اول داشته عدول و عبور کند. نباید به اروپا حمله کند، همراه روسیه، چین و اروپا در برجام بماند.

    * در دولت‌های نهم و دهم، بالاترین درآمد ارزی را داشتیم. ما خودمان با سیاست‌های بی‌منطق و ماجراجویانه خود، سبب تحریم (یا به قول آقای احمدی‌نژاد صدور کاغذ پاره‌ها! ) علیه خود و ایجاد بحران عظیم در کشور شدیم، درآمد ارزی کشور به شدت کاهش یافته و با پرداخت درآمدهای ریالی مانند مسکن مهر، یارانه، طرح‌های‌زود بازده و… خزانه ریالی کشور هم خالی شود.

    * اول باید سیاست خارجی را سامان داد، البته منظورم این نیست که اگر فردا با آمریکا مذاکره کردیم، همه مشکلات حل می‌شود، بلکه معتقدم باید با تدابیری، نگذاریم وضع از این که هست بدتر شود. تاکید می‌کنم با وجود اینکه مشکل اصلی را در بحث سیاست خارجی می‌دانم ولی حل آن را الزاما از طریق مذاکره با آمریکا نمی‌بینم.

    * به یاد دارم پس از بازداشت در بند ۲ الف زندان اوین، روزی بازجو مثل شما، از من خواست که برای برون رفت از آن اوضاع به‌گونه‌ای که طرفین احساس شکست نکنند و یا به عبارتی به راه‌حل برد- برد برسند (عین جمله بازجو)، پیشنهادی ارائه بدهم که بحران بخوابد. احساس کردم همین که به نتیجه رسیده‌اند بحرانی هست و باید بحران را بخوابانند، خوب است. کاغذ و مدادی دادند و مرا به سلول فرستادند تا فکر کنم و راه‌حل پیشنهاد بدهم. من هم پس از فکر در این مورد، پیشنهادم را اینگونه ارائه دادم که رهبری، شورای نگهبان و مجلس را دعوت کنند و از ایشان بخواهند قانون انتخابات را به‌گونه‌ای اصلاح‌کنند که دیگر حوادثی نظیر حوادث۸۸ نتواند پیش بیاید. به‌طور واضح و روشن و علنی از شورای نگهبان و مجلس بخواهند قوانینی در دفاع از انتخابات رقابتی و آزاد، تدوین و به تایید شورای نگهبان برسانند. متقابلا هم دو نامزد رقیب احمدی‌نژاد اعلام کنند که با وجود اعتراضاتی که داریم، با توجه به اینکه شورای ‌نگهبان یعنی عالی‌ترین جایگاه قانونی رسیدگی به شکایات و تایید انتخابات است، چون نتایج انتخابات را تایید کرده است، ما هم باوجود بقای بر اعتراض، به نتایج «تمکین می‌کنیم». بازجو از این طرح استقبال کرد و از من خواست که خودم بیرون رفته و با آقایان کروبی و موسوی صحبت کنم، با توجه به اینکه صداهای دوستان را از بیرون ‌سلول و در هنگام بازجویی‌ها می‌شنیدم، می‌دانستم آقایان ابطحی و امین‌زاده در زندان‌ هستند. ضمن رد پیشنهاد مذاکره خودم با آقایان، پیشنهاد کردم آقای ابطحی با آقای کروبی صحبت کنند و آقای‌ امین‌زاده هم با آقای موسوی. بازجو به دنبال پیگیری پیشنهاد، چند روزی مرا ترک کرد و تا چند روزی به سراغ من نیامد و وقتی آمد نظرش تغییر کرده بود و معلوم بود که قرار نیست ماجرا به خیر و خوشی خاتمه یابد. من همیشه اعتقاد داشته و دارم، ما باید با حاکمیت و گروه‌های غیرهمفکر خودمان، اعم از اصولگرا و حتی اقتدارگرا به یک تعامل برسیم. معتقدم پیشنهاد رئیس دولت اصلاحات تحت‌عنوان گفت‌وگوی ملی در همین جهت و راه‌حلی برای همین بحران بود، که متاسفانه نه تنها پذیرفته نشد و بسیار تند با ایشان برخورد شد و روز‌به‌روز از تعامل و گفت‌وگوی‌ملی دورتر شدیم.

    منبع: آرمان ملی

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ در آستانه انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و با التفات به شکست احتمالی اصلاح طلبان در این انتخابات، برخی چهره‌های شاخص اصلاح طلبی که عمدتاً متعلق به طیف چپ اصلاحات هستند، مباحثی که بوی اغتشاش از آن به مشام می‌رسید را در مقابل ایده طیف راست این جریان یعنی «قدرت محوری» تحت هر شرایطی مطرح کردند.

    سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، مصطفی تاج زاده، عبدالله ناصری و اعضای شاخص حزب اتحاد ملت که عمدتاً برخاسته از حزب منحله مشارکت هستند، شاخص ترین اصلاح طلبانی هستند که بر طبل جامعه محوری (بخوانید اغتشاش یا شورش!) می‌کوبند و به برخی از تکنوکرات های دوم خردادی و برخی کارگزارانی ها به خاطر اصالت بخشیدن به قدرت سیاسی خرده می‌گیرند. با این حال برخی حوادث اخیر از جمله یادداشت فوق الذکر به قلم حجاریان نشان می‌دهد که فقدان یک مانیفست واحد اصلاح طلبی تناقضات فاحش در میان جریان اصلاحات را به همراه داشته است، اگر چه عکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی اختلافات و تناقضات سبب شده تا رسیدن به یک مانیفست واحد امری محال به نظر بیاید. بنابراین به نظر می‌رسد که نسبت مانیفست واحد و تناقض‌های گفتمانی اصلاح طلبان یک نسبت دیالکتیک است.

    رادیکال‌ها علیه قدرت محوری راست مدرن

    اصلاح‌طلبان نه امروز بلکه چند وقتی است در دوگانه‌ای سیاسی قرار گرفته‌اند؛ «بازگشت به جامعه» یا «حضور در قدرت». همین دوگانه باعث به وجود آمدن صف‌بندی‌های جدیدی شده است. نیروهای دست راستی این جریان سیاسی در گفت‌وگوهای مختلف بارها اعلام کرده‌اند که اصلاح‌طلبی بدون حضور در قدرت سیاسی معنی ندارد و اگر اصلاح‌طلبان از کرسی‌های قدرت کناره گیری کنند، جریان اصلاحات با مرگ سیاسی مواجه خواهد شد. غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در گفت و گویی اظهار کرد که «من به دوستان اصلاح‌طلب خودمان می‌گویم، شما که مدام می‌گوئید باید جامعه‌محور باشیم و روی به جامعه بیاوریم و فقط به فکر این نباشیم که در قدرت باشیم، خب این الان جامعه! آقایان و خانم‌های اصلاح‌طلب، چه طرح و چه همبستگی‌ای برای خدمت به این مردم و رفع مشکلات آنها در مسئله کرونا ارائه دادید؟»

    محمد علی وکیلی، نماینده اصلاح طلب مجلس دهم نیز در یادداشتی در روزنامه ابتکار درباره این نزاع نوشت: «اصلاح‌طلبی یک جنبش روشنفکری نیست بلکه از همان ابتدا داعیه اصلاح حکومت و قدرت را داشت. این اصلاحات را نیز می‌خواست از درون قدرت انجام دهد.» او همچنین تاکید کرد: «دوگانه جامعه‌محوری / قدرت‌محوری، بر اتفاقات صحنه هشتاد و هشت نیز اثر گذاشت. عده‌ای متأثر از نگاه نخست به کف خیابان رفتند و امر اصلاح را در خیابان پی گرفتند و عده‌ای نیز معتقد بودند هرچند بخشی از حاکمیت در آن زمان عبوسی می‌کند و سخت می‌گیرد اما نباید همه پل‌های ورود به آن و همه راه‌های گفت‌وگو با آن را بست. آسیبی که من «تنازع رهبران» نام نهادم همین بود؛ نزاع جامعه محوری و قدرت محوری به میان رهبران اصلاحات کشیده شده است.»

    «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور اما فراز مهم یادداشت وکیلی که خود در این تقسیم بندی در طیف قدرت محورها قرار می‌گیرد آنجاست که بر این نزاع صحه گذاشته و تاکید می‌کند «اکنون در سایه این نزاع، طرفین چهره یکدیگر را مخدوش کرده‌اند. جامعه محوران، «قدرت‌محوری» را قدرت‌طلبی تعبیر کرده‌اند و به طعنه غایت آن را کسب قدرت تعریف کرده‌اند. در حالی که مدعای قدرت‌محوری این است که اصلاح‌پذیری ساختارها و نظام، با اصلاحاتِ درون قدرت ممکن‌تر و از ضریب توفیق بیشتری نسبت به اصلاحاتِ جامعه محور برخوردار است. قدرت‌محوران نیز جامعه‌محوری را با طعنه سیاست‌ورزی فانتزی می‌نوازند و جامعه‌محوری را مساوی «بی‌مسئولیتی» معرفی می‌کنند؛ در حالی که این تعبیر اصلاً منصفانه نیست و سقف نقد وارد بر آن این است که نسخه‌هایش، تناسب راهبردی با پروژه اصلاحات ندارد. علت آن هم این است که این ایده اساساً از پارادایم سیاست متولد نشده است بلکه اصالتاً روشنفکری است.»

    طیف مقابل اما اصرار دارد که حضور در قدرت تنها در صورتی مفید و مؤثر است که خواسته‌های اصلاح طلبان از طرف حاکمیت تأمین شود. این ایده عمدتاً از سوی دست چپی‌های اصلاح طلبان مطرح می‌شود که بیش از هر چیز به فشار بر حاکمیت علاقه دارند و «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور. مصطفی تاج زاده یکی از رادیکال‌ترین نیروهای اصلاح طلب در یک نشست گفته است که «راه اصلاح جامعه تقویت جامعه مدنی برابر دولت است و حضور در قدرت بدون داشتن جامعه مدنی قوی اشتباه است»؛ یعنی حالا که دستمان به کرسی‌های قدرت نمی‌رسد تا برای اعمال فشار بر حاکمیت از آن استفاده کنیم و نظم کشور را بهم بریزیم، پس چاره در آن است که با سو استفاده از برخی نابسامانی‌ها مردم را علیه حاکمیت بشورانیم و از این طریق باج بگیریم.

    اما شاخص ترین چهره‌ای که همواره نسخه گذار از قدرت محوری به جامعه محوری را تجویز می‌کرد سعید حجاریان است. استراتژیستی که برای اصلاح طلبان در حکم مغز متفکر است و برای باج خواهی آنها ادبیات نظری دست و پا می‌کند. چند ماه قبل از انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و زمانی که برای اصلاح طلبان مسلم شد که اقبال مردم به آنها برای ورود به مجلس منتفی است و به زودی این کرسی را از دست خواهند داد، حجاریان طی یادداشتی با تجویز راهبرد «مشارکت مشروط» آن را تنها را راه باج خواهی از حاکمیت توصیف کرد. حجاریان صراحتاً نوشت که «به لحاظ منطقی و با توجه به پیشینه تاریخی چنانچه اصلاح‌طلبان (دارای پروژه سیاسی مشخص) و معترضان به وضع معیشت یک‌صدا شوند نخستین گزینه برخورد قهری اصلاح‌طلبان خواهد بود نه توده مردم حاضر در خیابان …. این مدل درباره انتخابات نیز کاراست. اصلاحات باید موضع خود در برابر انتخابات را به‌صراحت اعلام کند.» او همچنین با لحنی تهدید آمیز تاکید کرد: «شاید عقلانی‌ترین راهبرد را بتوان در «مشارکت مشروط» جست؛ از فرصت انتخابات استفاده کرد ولی چنان چه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطای انتخابات را به لقایش بخشید.

    گردش از چپ به راست؛ «بی قدرتی مردود است»

    اما به فاصله کوتاهی پس از آخرین گفت و گوی سعید حجاریان و اتخاذ مواضع رادیکال، او در یادداشت «خشمگین از امپریالیسم و ترسان از انقلاب» به کلی تغییر موضع داد و در قامت یک کنشگر سیاسی درون حاکمیتی ظاهر شد. او که در گفتگوی پیشین خود «اکبر گنجی» را یک «اصلاح طلب تراز» و در اصلاح طلبی اصیل‌تر از بهزاد نبوی توصیف کرده بود، در یک تغییر موضع آشکار نوشت که «اصلاحات یعنی تغییرات از درون!»، (حال چطور می‌شود که هم اکبر گنجی بود و هم اصلاحات درون حاکمیتی انجام داد خود سوالی است که حجاریان باید پاسخ دهد) او اضافه کرد که «طبعاً عامل چنین تغییراتی نیروهای درون حکومت هستند؛ نیروهایی که یا تمامی قدرت را در اختیار دارند یا لااقل بخشی از آن را. از این منظر می‌توان گفت، مادامی که نیرویی درون قدرت نباشد، قادر به اصلاح نیست» و در کمال ناباوری تاکید کرد که «بنابراین، این گزاره که بی‌قدرتی اصلاح‌جویان به‌دلیل حضورشان در قدرت است، مردود است!»

    او که تا قبل از این نگاه قدرت محور را به کلی مردود می‌شمرد این بار حتی به تسلط بر «بخش هایی از بلوک قدرت» هم رضایت داد. او تصریح کرد که «قائلان به پروژه اصلاحات باید تلاش کنند ضمن آنکه پایی در میان مردم دارند، پایی درون قدرت باز کنند و اگر نتوانستند، لااقل بر بخش‌هایی از بلوک قدرت تأثیر بگذارند؛ بخش‌هایی از قدرت که به دورنمای منافع ملی وفادارتر هستند و حاضرند صدای اصلی اصلاح‌طلبان را در سطوح بالا –که تصمیم‌سازی در آن اتفاق می‌افتد- رِله کنند.»

    او حتی بر موضع حمایت خود نسبت به نامه موسوی خوئینی‌ها نیز خط بطلان کشید و با تاکید بر اینکه «جمعی از اصلاح‌طلبان متشکل از کارشناسان اجرایی، سیاستمداران حرفه‌ای و نخبگان آکادمیک مذاکره با رأس حاکمیت را در دستور کار قرار دهند و با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی مسائل را موشکافی کنند و راهبردهایی را برای اصلاح ذهنیت تصمیم‌سازان و سپس بهبود وضعیت پیشنهاد دهند»، اظهار داشت که «جنس این فعالیت از سنخ نامه‌های سرگشاده» نیست.

    حجاریان در قامت یک چهره گفتمانی در حالی به «تسلط بر بخشی از بلوک قدرت» رضایت داده و از «مذاکره با رأس حاکمیت با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی» صحبت کرده که تا کمتر از دو ماه پیش با طرح ایده «مشارکت مشروط» در پی تهدید حاکمیت بود و اعتقاد داشت که تا این شروط برآورده نشده باید عطای قدرت را به لقایش بخشید. با این وصف، سوال مطرح می‌شود که از دو ماه پیش تا امروز و یا از دوم اسفند ۹۸ تا این لحظه کدام شرط اصلاح طلبان برآورده شده که آنها اینچنین عقب نشینی کرده و از استراتژی «مشارکت مشروط» و «جامعه محوری رادیکال» به سمت «قدرت محوری» تغییر موضع داده و حتی به کسب «بخشی» از بلوک قدرت راضی شده‌اند؟ راز این تناقض گویی ها در چیست؟

    «انشقاق»؛ نتیجه تناقض ابدی اصلاحات

    پس از انتخابات اسفند ماه ۹۸ اصلاح طلبان در وضع «آچمز» قرار گرفته‌اند؛ از یک طرف به واسطه چسبندگی با کارنامه دولت و مجلس دهم و عملکرد ضعیف نیروهایشان مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده‌اند و از طرف دیگر هم در حال سپردن کرسی‌های قدرت به جریان رقیب هستند. از این رو چهره‌های گفتمانی این جریان شدیداً در پی چاره‌ای برای برون رفت از این وضع هستند. تحرکاتی مثل نامه موسوی خوئینی‌ها را می‌توان در همین پارادایم تبیین کرد، اما فعالیت‌های از این جنس تنها برای فریب افکار عمومی و در کوتاه مدت پروژه اصلاح طلبان را پیش می‌برد و این آشفتگی و درگیری در اردوگاه اصلاحات با این ترفندها رفع و رجوع نمی‌شود. بنابراین اصلاح طلبان نیاز به یک راهبرد اساسی دارند تا بتوانند خود را از این وضع خارج کنند.

    در این میان بسیاری بر این باورند که مشکل اصلی اصلاح طلبان فقدان مانیفست مدون است و تا زمانی که این مانیفست تدوین نشود اصلاح طلبان به نتیجه مطلوب نمی رسند. محسن رهامی از فعالان اصلاح‌طلب معتقد است که «اصلاح‌طلبان باید طراحی جدیدی برای مانیفست اصلاحات پی‌ریزی کنند گرچه متأسفانه هیچ‌گاه چنین مانیفستی به درستی طراحی و ارائه نشده است تا مردم به درستی بدانند که اصلاح‌طلبان چه می‌خواهند و چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند و چگونه و با چه ابزار و هزینه‌ای می‌خواهند این اصلاح صورت بگیرد.» رسول منتجب نیا دیگر فعال این جریان نیز بر این باور است که تا وقتی مانیفست اصلاح طلبی شکل نگیرد اصلاح طلبان ره به جایی نمی‌برند.

    اینکه چاره کار اصلاح طلبان تدوین مانیفست است بر هیچ اصلاح طلبی پوشیده نیست و چهره‌های شاخص این جریان هر کدام به سهم خود در این باره سخن رانده‌اند، اما تدوین چنین مانیفستی فرع بر وحدت اصلاح طلبان است؛ یعنی اگر قرار باشد همه اصلاح طلبان بر سر سفره یک مانیفست واحد بنشینند، قبل از آن باید یک توافق نسبی میان آنها باشد، در حالی که چنین توافقی نه امروز و نه هیچوقت پیش از این میان اصلاح طلبان نبوده است.

    نزاع میان دو جریان مدعی جامعه محوری که بر مدار سامان دهی یا تحریک مردم بر اغتشاش حرکت می‌کند و قدرت محور آنچنان بالا گرفته است که اصلاح طلبان دیگر نمی‌توانند بر روی یک صندلی بنشینند و انشقاق رسمی آنها نیز دور از این زمان نخواهد بود. بنابراین تدوین «مانیفست واحد اصلاح طلبی» از این جهت که گردآمدن اصلاح طلبان دور یک میز امری محال می‌نماید، خود محال ذاتی است.

    چنان که عبدالله ناصری نیز پیش از این گفته است که «مواضع احزابی مثل اتحاد ملت، توسعه ملی و انجمن اسلامی جامعه پزشکی خیلی با مواضع کارگزاران و مردم‌سالاری متفاوت شده است و ما منطقاً و عملاً نمی‌توانیم شورایی را شکل دهیم که هم احزاب اتحاد ملت و توسعه ملی در آن باشند و هم حزب اسلامی کار و مردم‌سالاری… [بنابراین] انشعاب در جبهه اصلاحات اجتناب‌ناپذیر است.»

    این یعنی دیر یا زود انشقاق اصلاح طلبان دست کم به دو گروه قطعی می رسندو موضوع تدوین مانیفست اصلاح طلبی به طریق اولی منتفی خواهد بود؛ در نهایت نیز این دو گروه در جریان اصلاح طلب نمی‌توانند خدمتی به مردم در زمینه اقتصاد و معیشت داشته باشند؛ زیرا از یک سو آن گروهی که بر مدار تحریک مردم به اغتشاش حرکت می‌کند، نشان داد هر جا وارد میدان سیاست شد نهایتاً دود تصمیماتش به چشم خود مردم رفت و وضعیت اقتصادی و معیشت مردم را خراب‌تر کرد و از سوی دیگر گروهی که معتقد است با رأی مردم به کرسی‌های مجلس و یا دولت دست پیدا کند در سال‌های گذشته کارنامه بسیار بدی را از خود به جای گذاشت؛ هم در دولت یازدهم و دوازدهم اصلاحات نتوانست نمره قبولی را از مردم بگیرد و هم در مجلس دهم. بنابراین پرواضح است دعوای درون جریانی اصلاح طلبان باز هم دودش به چشم مردم می‌رود و باید افکار عمومی مراقبت‌های لازم را به عمل آورد.

    منبع : مهرنیوز

  • بهزاد نبوی: دولت اصلا از برجام خارج نشود/مافی: حرکت دولت در بورس جسورانه بود /پیشنهاد نفتی مرعشی به روحانی/رفیقدوست: از قانون کار خوشم می‌آید

    بهزاد نبوی: دولت اصلا از برجام خارج نشود/مافی: حرکت دولت در بورس جسورانه بود /پیشنهاد نفتی مرعشی به روحانی/رفیقدوست: از قانون کار خوشم می‌آید

    بهزاد نبوی: دولت اصلا از برجام خارج نشود/مافی: حرکت دولت در بورس جسورانه بود /پیشنهاد نفتی مرعشی به روحانی/رفیقدوست: از قانون کار خوشم می‌آید

    گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در دیدار جمعی از فعالان و نخبگان سیاسی درباره موفقیت ها و دستاوردهایی که در زمینه مبارزه با کرونا بدست آمده است، اهمیت سرمایه اجتماعی و تقویت آن، اقدامات دولت یازدهم در زمینه بهداشت و درمان و اجرای طرح تحول سلامت، توسعه فضای مجازی و شبکه ملی اطلاعات و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و همچنین حمایت دولت از بورس صحبت کرد.

    در این دیدار حجت‌الاسلام مصباحی مقدم، مهندس بهزاد نبوی، پروانه مافی، مهندس محسن رفیق‌دوست، رمضانعلی سبحانی فر، سیدحسین مرعشی، الیاس حضرتی و سیاستمداران دیگری حضور داشتند که در سخنانی با تقدیر از مدیریت شایسته دولت و وزارت بهداشت در مقابله با ویروس کرونا دیدگاه‌ها و پیشنهادات خود را در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی با رئیس‌جمهور در میان گذاشتند. در ادامه بخشی از اظهارات سیاسیون را می خوانید.

    راهکارهای اقتصادی مصباحی‌مقدم برای شرایط پساکرونا

    حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم در این دیدار با بیان این‌که سیاست مهار رشد نقدینگی در سال ۹۹ باید انجام شود، اظهار کرد: در سال گذشته رشد نقدینگی خیلی بالا بود و الان دارد نتایج خود را نشان می‌دهد که باید کنترل شود و آن‌قدر بالا نباشد. همچنین اگر سیاست اقتصاد باز و سیاست‌های انقباضی پولی توسط بانک مرکزی اعمال شود و در کنارش آن اوراق ودیعه که در شورای فقهی بانک مرکزی تصویب شده و پیش از این در جلسات سران قوا مطرح شده، اعمال شود خیلی موثر خواهد بود.

    بنابر گزارش ایسنا، وی افزود: همچنین سیاست انبساطی مالی با فروش اوراق بدهی برای تامین مالی پروژه‌های مولد و در کنارش هدایت سرمایه‌های سرازیر شده به سمت بازار بورس برای افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌های بورسی و واگذاری سهام دولت در شرکت‌های دولتی به مردم از طریق بورس از دیگر اقدامات لازم برای کاهش رشد نقدینگی است.

    این کارشناس مسائل اقتصادی تاکید کرد: ایجاد صندوق‌های مدیریت ریسک در بورس که بودن‌شان اجازه نمی‌دهد شاخص بورس خیلی سقوط کند، همچنین سیاست ارزی مدیریت شده برای جلوگیری را جهش نرخ ارز هم در شرایط فعلی بسیار اهمیت دارد. ادامه حمایت‌ها از رشد شرکت‌های دانش‌بنیان با هدف جذب نخبگان ایرانی و نیز مهار هزینه‌های جاری دولت در کنار ادامه حمایت مالی از نیازمندان و کسب‌وکارهای خرد در شرایط فعلی ضروری است.

     دولت سیاست برجامی را حفظ کند

    بهزاد نبوی در دیدار سیاسیون با رییس‌ جمهور با بیان این‌که «مهمترین مشکلات کشور از ابتدای روی کار آمدن دولت روحانی مشکلات اقتصادی بود»، اظهار کرد: دولت روحانی با امضای توافقنامه برجام که به اعتقاد من بزرگترین دستاورد بین‌المللی کشور است، کار بزرگی انجام داد اما از همان ابتدا دوستانی در داخل و بعد با روی کارآمدن ترامپ در آمریکا شرایطی به وجود آمد که نتوانستیم از دستاوردهای برجام برای حل مشکلات اقتصادی کشور استفاده کنیم.

    بنابر گزارش ایسنا، نبوی با یادآوری این‌که «تنها یک سال از عمر دولت روحانی باقیمانده است»، ادامه داد: توصیه من به دولت این است که در این یکسال باقیمانده هم سیاست برجامی خود را حفظ کند؛ چراکه مشکلات اقتصادی امروز کشور نیز دقیقاً با این بحث سیاست خارجی گره خورده است.

    وی تصریح کرد: توصیه می‌کنم که به هیچ عنوان به خروج از برجام رضایت ندهید؛ چراکه به مراتب مشکلات اقتصادی کشور را بدتر می‌کند و به مشی اعتدالی در سیاست خارجی را رها نکنید و به روابط خود با اروپا، روسیه و چین را حفظ و گسترش دهید.

    نبوی در پایان اظهار کرد: به رفتارهای تندوتیزی که در گوشه و کنار می‌شود گوش ندهید که بخواهید برای این‌که از آنان عقب نمانید، تندتر از ایشان موضع بگیرید. اگر این اتفاقات بیفتد ان‌شاالله مشکلات داخلی هم می‌تواند کم شود.

    حفظ اعتماد ایجاد شده نسبت به بازار بورس مورد توجه قرار گیرد

    پروانه مافی در دیدار جمعی از فعالان سیاسی با رئیس جمهور گفت: در یکی دو ماه اخیر کارهای خوبی  صورت گرفته که یکی از آن‌ها حمایت و حرکت جسورانه دولت در بازار بورس و سرمایه است. شاید ما انتظار این جسارت را ا زدولت نداشتیم ولی دولت خیلی خوب و مناسب در این بازار وارد شد و توانست جلب اعتماد کند و سرمایه‌های خرد را جذب کند. در حال حاضر اعتماد مناسبی در بازار بورس و سرمایه ایجاد شده که حفظ آن مهمتر است و دولت باید این اعتماد را قویا حفظ کند. به نظر من اگر این اعتماد حفظ شود حتی به افزایش سرمایه اجتماعی هم کمک می‌کند.

    بنابر آنچه ایسنا نوشته است، این عضو حزب کارگزاران سازندگی اضافه کرد: حرکت خوب دیگری که دولت اخیرا داشت تغییر در مدیریت وزارت سمت بود. البته این کار برای بخشی از مجلسی‌ها کمی دیر شده بود و زودتر انتظار می‌رفت که انجام شود ولی بالاخره انجام شد و نوری در دل مردم روشن کرد. ما در پس خواسته‌های مردم هستیم و می‌بینیم که چند قدمی که سرپرست وزارت خانه اخیرا برداشته توانسته مردم را امیدوار کند.دولت باید خیلی مراقب این امیدهایی باشد که دارد جوانه می‌زند و باید حواسش باشد که این هارا حفظ کند.

    از قانون کار خوشم می‌آید چون به نفع طبقه کارگر است

    محسن رفیق‌دوست در دیدار سیاسیون با رییس‌ جمهور با بیان این‌که «رشد نقدینگی فقط با هدایت سرمایه به سمت تولید قابل کنترل است»، اظهار کرد: برای تحقق شعار جهش تولید که مورد تأکید رهبری است باید آسان‌گیری افزایش پیدا کند. امروز کارگروه‌هایی در دولت هست که سرمایه‌گذار را در میانه راه پشیمان می‌کند.

    بنابر گزاش ایسنا، وی افزود: من از قانون کار خوشم می‌آید چون به نفع طبقه کارگر است اما در این قانون کار ما هیچ تشویقی برای سرمایه‌گذار جهت ایجاد کاری که کارگربر باشد، نداریم و هرکس می‌خواهد کاری شروع کند می‌رود می‌گردد که ببیند چطور می‌توان آن کار را با کارگر کمتری انجام داد.

    این فعال اقتصادی ادامه داد: در حالی که با حفظ همه آن محسناتی که قانون کار برای حمایت از کارگر دارد، می‌توان این نقاطی ضعف را هم برطرف کرد. موانع تولید را بردارید که همین موضوع راه‌حل همه مشکلات کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

    رئیس جمهور مظلوم واقع شده است

    رمضانعلی سبحانی فر در نشست فعالان سیاسی با رئیس جمهور اظهار کرد: دولت یازدهم دولت تدبیر و امید نام گذاری شد و به حق با تدبیر و امید در دولت یازدهم موفق بودید اما چه شد که سرمایه اجتماعی ما امروز دچار آسیب شده است. من می‌گویم مظلوم واقع شدید. خود اعضای دولت نمی‌آیند کارنامه‌شان را تبیین کنند و آن را در ویترین بگذارند. فرماندار و استاندار و وزیر شما نمی‌آیند از عملکردشان دفاع کنند. مشکل اینجاست. و خود شما یک تنه جلو می‌برید.

    بنابر گزارش ایسنا، نماینده مردم سبزوار در مجلس خطاب به رئیس جمهور یاد آور شد: من از شخص جناب عالی تشکر می‌کنم که در  ۴ ماه اخیر پرانرژی بوده‌اید آن قدر که برای همه زبان زد شده‌اید. ما اطلاع داریم که مرتب و حتی روزهای جمعه با وزرا تماس  می‌گیرید. این انرژی را در یک سال پیش رو داشته باشید.

    دولت پت‌های نفتی را با دریافت سکه و ارز از مردم به آنان بفروشد

    حسین مرعشی در دیدار سیاسیون با رییس‌ جمهور با بیان این‌که «کرونا اقتصاد داخلی و بین‌المللی را به رکود تهدید می‌کند»، اظهار کرد: تورم ناشی از رشد نقدینگی و نیز رکود با رفتن منابع مالی به سمت بورس و خبرهای خوبی که در این زمینه شنیده می‌شود می‌تواند کنترل شود.

    وی افزود: ده شرکت اول بورس ایران تقریبا یک سوم کل ارزش این بازار را تشکیل می‌دهند و اگر اراده‌ای از سوی دولت وجود داشته باشد می‌توان این شرکت‌ها را مکلف کرد که به اندازه پنجاه درصد از ارزش بازارشان، پروژه جدید آغاز کنند.

    بر اساس آنچه ایسنا نوشته است، مرعشی تاکید کرد: این پروژه‌ها هم می‌تواند در حوزه تخصصی خودشان انجام شود و هم اگر چنانچه این حوزه‌ها کشش کافی را ندارد، در حوزه‌های تازه انجام شود که به طور کلی در صورت انجام این کار باعث جمع شدن ۷۵۰ هزار میلیارد تومان منابع از بازار بورس می‌شود که هم فشار را از بازار کم می‌کند که شاهد افزایش غیرمنطقی نباشیم و این منابع در طرح‌های جدید استفاده شود. همچنین این ۷۵۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری، کسری سرمایه‌گذاری دولت در بخش عمرانی را جبران می‌کند، به بازار رونق فوق‌العاده‌ای می‌دهد و به بورس عمق می‌بخشد.

    مرعشی تاکید کرد: برآورد این است که چیزی حدود ۳۰ میلیارد دلار، اسکناس دلار و یورو و سکه در دست مردم است و حالا اگر دولت می‌توانست نفت خود را بفروشد رقمی نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ دلار در هر بشکه بود حالا چه اشکالی دارد که وزارت نفت، پت‌های نفت را با سکه یا دلار و یورو به مردم خودمان با تحویل سه سال دیگر بفروشد؟

    با ارز دیجیتال مثل ماهواره و ویدیو برخورد نکنید

    الیاس حضرتی در نشست فعالان سیاسی با رئیس جمهور اظهار کرد: ما باید در این اوضاع و احوال دست به ابتکاراتی بزنیم. ارز دیجیتال در حال حاضر موضوع مهمی در دنیا است. چین ماه گذشته حقوق ۳۰۰ میلیون کارگر را با ارز دیجیتال پرداخت کرده است. ما در کشور گاز ارزان داریم و می‌توانیم از آن برق خوب تولید کنیم. و از آن برق  می‌توانیم ارز دیجیتال استخراج کنیم.  ما مثل  برخورد با ویدیو و ماهواره و رادیو و گرامافون همچنان این قضیه را کش می‌دهیم در حالی که با این کار می‌توان سالیانه ۵ تا ۷ میلیارد درآمد ارزی ایجاد کرد.

    بنابر گزارش ایسنا، وی افزود: این امر برای خیلی از افراد ایجاد انگیزه می‌کند که نیروگاههای بزرگی بسازند . وزارت نیرو می‌تواند در ساعات پیک مصرف برق را دراختیار شبکه سراسری برای تامین برق خود قرار دهند و در ساعات غیر پیک آن را در اختیار این افراد بگذارد که بتوانند ارز دیجیتال استخراج کنند. در حال حاضر دنیا در این زمینه کار می‌کند و این برای ما که در تحریم هستیم ضروری‌تر ازهر چیزی است.

    قائم مقام حزب اعتماد ملی با بیان این‌که «دولت و مجموعه نظام در جنگ با کرونا خوب عمل کرده است» اظهار کرد: برای اولین بار بعد از چندین سال ، شاید بعد از ده یا ۲۰ سال بخش حاکمیتی نظام توانست یک هماهنگی مختصر اولیه را به نمایش بگذارد. صدا و سیما مطالب و صحبت‌های رئیس جمهور را خوب منعکس کرد و همه فکر کردند اگر آقای روحانی از ۵ -۶ سال قبل رئیس جمهور است چرا خبری از بیانات ، رهنمودها و مدیریت ایشان نداشتیم. یا صدا و سیما خوب شده یا آقای روحانی و در یکی از آن‌ها تغییر ایجاد شده است.

    حضرتی با اشاره به رونق بازار بورس گفت: یک نهضت تامین مالی در کشور ایجاد شده و این یک نکته مثبت دولت آقای روحانی است. باید از وزیر اقتصاد تشکر کرد که محکم ایستاده است. ما حرکتی از بانک محور بودن به سمت بازار محور بودن کردیم و اقتصاد مردمی را ترویج می‌کنیم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تحریم انتخابات تاثیری بر مشروعیت نظام نگذاشت/اصلاحات شکست خورد

    تحریم انتخابات تاثیری بر مشروعیت نظام نگذاشت/اصلاحات شکست خورد

    به گزارش خبرگزاری مهر، بهزاد نبوی فعال اصلاح طلب و وزیر کابینه میرحسین موسوی در گفت و گو با روزنامه سازندگی ضمن مخالفت با تحریم انتخابات گفت: اصلاح طلبان هرگز از عدم مشارکت فعال در انتخابات سود نبرده و نخواهند برد.

    وی افزود: برخی از اصلاح طلبان بر این باور بوده و هستند که کاهش مشارکت مردم در انتخابات مشروعیت آن را زیر سوال خواهد برد حال آنکه برای یک جریان اصلاحی که معتقد به حفظ اصل نظام و طبعاً مشروعیت آن و نهادهای تحت پوشش نظام است، علی القاعده نباید کاهش مشروعت انتخابات که به تضعیف نظام منجر می‌شود خشنود کننده باشد.

    نبوی تاکید کرد: تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی نشانگر آن است که هیچ دوره‌ای به جز دوره اخیر مشارکت کمتر از ۵۰ درصد نبوده است که در استاندارد جهانی نشانه عدم مشروعت نظام نمی‌باشد.

    وی همچنین گفت: حتی مشارکت ۴۲ درصدی این دوره از مجلس نیز در استاندار جهانی قابل قبول است. لذا تشویق مردم به عدم مشارکت یا حتی سکوت در این زمینه تنها سودش شکست اصلاح طلبان و میانه روها بوده و خواهد بود.

    منبع : مهرنیوز

  • هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    بهزاد نبوی، نایب رئیس مجلس ششم، در گفت وگویی که با روزنامه سازندگی داشته درباره رویکرد مجلس یازدهم معقتد است که روابط مجلس یازدهم با دولت دوازدهم مشابه روابط مجلس هفتم با دولت هشتم خواهد بود.

    بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛

    ‌در انتخابات اخیر و بعد از آن انتقادات جدی به شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان وارد شده است تا اندازه‌ای که بحث انحلال آن به دلیل ناکارآمدی نیز از جانب برخی چهره‌های سیاسی مطرح می‌شود. نظر شما در این‌باره چیست؟

    به هیچ وجه منکر وجود انتقاد به شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان یا مجلس دهم نیستم ولی ارتباط آن را با شکست میانه‌روها و اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر منطقی نمی‌دانم. این شکست مشابه شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هفتم معلول عوامل متعددی بوده و هست که عملکرد «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» در آن دوره یا «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان» امروز، مجلس در آن دوره یا مجلس دهم در امروز و… تاثیر تعیین‌کننده‌ای در این شکست‌ها نباید داشته باشد و به نظر من اصلی‌ترین عامل شکست در هر دو دوره نحوه برخورد جریان مقابل‌شان بود.

    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند
    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    مخالفان قدرتمند اصلاحات بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ چندماهی دچار سردرگمی و غافلگیری بودند اما پس از آن چند ماه، مشی مقابله با اصلاحات تهیه شد و به مرحله اجرا درآمد. اولین اقدام آنها تلاش سازمان‌یافته برای کاهش قدرت نهادهایی بود که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شدند. اقدام بعدی که بی‌ارتباط با بخش قبلی نبود، تلاش برای ناامید کردن مردم از حضورشان پای صندوق‌های رای، نتیجه‌بخش بودن رای آنان و در نهایت اصلاحات بود. همچنین در جهت کاهش قدرت نهادهای انتخابی،  در عمل به مقابله با دولت و ملت برخاستند. این مقابله به ناکارایی نهادهای انتخابی منجر شد تا آنجا که آقای خاتمی لوایح دوگانه را برای جلوگیری از تضعیف بیشتر دولت و مجلس به مجلس ششم تقدیم کرد که در اثر مخالفت شورای نگهبان عقیم ماند و آقای خاتمی اعلام کرد مخالفان می‌خواهند دولت صرفا «تدارکاتچی» باشد.

    شرایط فوق در عین حال سبب یأس و ناامیدی مردم نسبت به نقش‌شان در اداره کشور و تحقق اصلاحات شد. تبلیغات ضدانقلاب نیز در افزایش این یأس و ناامیدی موثر بود. ردصلاحیت‌های گسترده و بی‌سابقه انتخابات دور هفتم تیرخلاص برای تاثیرگذاری این یأس و ناامیدی بود. عدم شرکت پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هفتم محصول این اقدامات بود.

    پس از انتخاب آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ نیز، حوادث دوم خرداد ۱۳۷۶ تکرار شد با این تفاوت که مخالفان اعتدال و اصلاحات علاوه بر تسلط بر نهادهای غیرانتخابی، کنترل بخش مهمی از اقتصاد کشور را هم در دست گرفته و در عمل نقش «تدارکاتچی» را هم از قوه مجریه گرفتند. علاوه بر این با دخالت علنی در مقدمات انتخابات، به خصوص تعیین صلاحیت‌ها مردم را به صورت کامل نسبت به حضور در پای صندوق‌های رای ناامید و بی‌سابقه‌ترین انتخابات بعد از پیروزی انقلاب را با حضور حدود ۴۲ درصد از واجدین شرایط، برگزار کردند. به این ترتیب ملاحظه می‌شود شورای‌عالی سیاست‌گذاری در انتخابات اخیر تعیین‌کننده نبوده است.

    ‌تصور می‌کنید روابط مجلس یازدهم و دولت دوازدهم به چه شکلی خواهد بود و آیا قیاس این مجلس با مجلس هفتم برای پیش‌بینی تکرار انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۴ و ظهور چهره‌ای جدید با شعارهای پوپولیستی را منطبق بر واقعیت می‌دانید؟ آیا در ۱۴۰۰ نگرانی یک «احمدی‌نژاد» دیگر را دارید که با حمایت مجلس یازدهم روی کار بیاید؟

    به نظر من روابط مجلس یازدهم با دولت دوازدهم مشابه روابط مجلس هفتم با دولت هشتم (دولت دوم آقای خاتمی) خواهد بود. البته دو تفاوت وجود دارد. اول این که مجلس یازدهم با بهره‌گیری از تجربیات قبل، احتمالا پخته‌تر از مجلس هفتم عمل خواهد کرد. ثانیا به دلیل بحران اقتصادی و بحران کرونا قدرت مانورهای پوپولیستی برای مجلس یازدهم کمتر از مجلس هفتم خواهد بود. تفاوت دیگر میان مجلس هفتم و مجلس یازدهم، تفاوت درباره ترکیب آنها است. اصولگرایان معتدل و میانه‌رو در مجلس هفتم قدرت بیش‌تری داشتند حال آن که در مجلس کنونی جایگاهی ندارند و شاید معتدل‌ترین این گروه‌ها در این مجلس حامیان آقای قالیباف باشد.

    البته آنچه قطعی به نظر می‌رسد روی کارآمدن دولتی تندرو در ۱۴۰۰، با بهره‌گیری از تجربیات دوره آقای احمدی‌نژاد و کاهش نقاط ضعف آن دوره و به احتمال قوی از طریق کاهش بیشتر قوه مجریه برای تحت کنترل گرفتن بیش‌تر آن خواهد بود.

    ‌دعوت شما برای شرکت در انتخابات اسفندماه به‌رغم غیررقابتی بودن این انتخابات و نقدهایی که به شورای نگهبان وارد بود، با موضع‌گیری‌های تندی از جانب برخی طیف‌های اصلاح‌طلب روبه‌رو شد. امروز با نتیجه‌ای که از انتخابات مجلس یازدهم ثبت شد هنوز هم مدافع اهمیت تداوم حضور در پای صندوق رای هستید؟

    من کماکان به همان اعتقادم. در هر انتخاباتی که شرکت مردم گسترده بوده، اصلاح‌طلبان و میانه‌روها پیروز شده‌اند و در هر مورد که مشارکت کاهش یافته، مخالفان‌شان پیروز شدند لذا اصلاح‌طلبان هرگز از عدم شرکت فعال در انتخابات سود نبرده و نخواهند برد. برخی از اصلاح‌طلبان بر این باور بوده و هستند که کاهش مشارکت مردم در انتخابات، مشروعیت آن را زیر سوال خواهد برد حال آنکه برای یک جریان اصلاحی که معتقد به حفظ اصل نظام و طبعا مشروعیت آن و نهادهای تحت پوشش نظام است، علی‌القاعده نباید کاهش مشروعیت انتخابات که به تضعیف نظام منجر می‌شود خشنودکننده باشد.

    ثانیا تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی نشانگر آن است که هیچ دوره‌ای به جز دوره اخیر مشارکت کمتر از ۵۰ درصد نبوده است که در استاندارد جهانی نشانه عدم مشروعیت نظام نمی‌باشد حتی مشارکت ۴۲ درصدی این دوره از مجلس نیز در استاندارد جهانی قابل قبول است. لذا تشویق مردم به عدم مشارکت یا حتی سکوت در این زمینه، تنها سودش، شکست اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بوده و خواهد بود.

    ۱۷۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تحریم انتخابات تاثیری بر مشروعیت نظام نگذاشت

    تحریم انتخابات تاثیری بر مشروعیت نظام نگذاشت

    تحریم انتخابات تاثیری بر مشروعیت نظام نگذاشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، بهزاد نبوی فعال اصلاح طلب و وزیر کابینه میرحسین موسوی در گفت و گو با روزنامه سازندگی ضمن مخالفت با تحریم انتخابات گفت: اصلاح طلبان هرگز از عدم مشارکت فعال در انتخابات سود نبرده و نخواهند برد.

    وی افزود: برخی از اصلاح طلبان بر این باور بوده و هستند که کاهش مشارکت مردم در انتخابات مشروعیت آن را زیر سوال خواهد برد حال آنکه برای یک جریان اصلاحی که معتقد به حفظ اصل نظام و طبعاً مشروعیت آن و نهادهای تحت پوشش نظام است، علی القاعده نباید کاهش مشروعت انتخابات که به تضعیف نظام منجر می‌شود خشنود کننده باشد.

    نبوی تاکید کرد: تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی نشانگر آن است که هیچ دوره‌ای به جز دوره اخیر مشارکت کمتر از ۵۰ درصد نبوده است که در استاندارد جهانی نشانه عدم مشروعت نظام نمی‌باشد.

    وی همچنین گفت: حتی مشارکت ۴۲ درصدی این دوره از مجلس نیز در استاندار جهانی قابل قبول است. لذا تشویق مردم به عدم مشارکت یا حتی سکوت در این زمینه تنها سودش شکست اصلاح طلبان و میانه روها بوده و خواهد بود.

    منبع : مهرنیوز

  • مشاور رئیس دولت اصلاحات: اگر ریاست شورای سیاستگذاری به جای عارف با سازمان مجاهدین انقلاب بود، حتما شرایط فرق می کرد

    مشاور رئیس دولت اصلاحات: اگر ریاست شورای سیاستگذاری به جای عارف با سازمان مجاهدین انقلاب بود، حتما شرایط فرق می کرد

    عبدالله ناصری، فعال و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب و از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در بخشی از گفتگوی خود با خبرآنلاین درباره تاثیر عملکرد و مدیریت عارف بر آشفتگی های این روزهای جریان اصلاحات گفت: عملکرد مدیریت سیاسی حتما حرف اول را می‌زند .مثال من همیشه  سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بوده است . مدیریت این حزب، نظام تحزب را قبول داشت.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    اصلاح طلبان باید تا شهریور کاندیدای ریاست جمهوری خود را معرفی کنند

    وی افزود: به عبارت واضح‌تر خیلی از موارد بود که جمع‌بندی حزب با نظر دبیرکل تفاوت عمده‌ای داشت  اما مجبور بود تسلیم اکثریت شود. آقای بهزاد نبوی  که بی شک علی الاطلاق مرجعیت سیاسی داشت و دارد محورهای یک مصاحبه یا نطقش را در سازمان به جمع بندی می‌رساند.

    مشاور رئیس دولت اصلاحات: اگر ریاست شورای سیاستگذاری به جای عارف با سازمان مجاهدین انقلاب بود، حتما شرایط فرق می کرد
    مشاور رئیس دولت اصلاحات: اگر ریاست شورای سیاستگذاری به جای عارف با سازمان مجاهدین انقلاب بود، حتما شرایط فرق می کرد

    ناصری تاکید کرد: اگر ریاست شعسا به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده می‌شد مثلا فردی مانند محسن امین زاده، حتما ارزیابی که امروز درباره شورای عالی سیاست‌گذاری وجود داشت، متفاوت بود. همیشه ناکارآمدی با مدیریت نسبت دارد در واقع دو عاملِ «توان مدیریت تشکیلاتی» و «مسنخ بودن اعضا» حرف اصلی را می زند.

    این چهره اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که آیا جریان اصلاحات با این اختلافات در آستانه فروپاشی است، گفت: نه من چنین برداشتی از این وضعیت ندارم و برای این موضوع هم دلیل دارم. چون اولا گفتمان اصلاحات و اندیشه این نوع کنشگری زنده و قابل فهم است و نسخه بی بدیل راه نجات محسوب می‌شود. ثانیا احزاب اصلی که این گفتمان واندیشه را نمایندگی می‌کنند پویا و فعال هستند اما مسلم است از این پس ائتلاف یا جبهه ای را باید شکل داد که  به قول حجاریان بین العباسین باشد.چون بی‌اعتمادی مدنی زیاد شده است، جریان های سیاسی از این پس نمی‌تواند در ایهام و با کنایه کنشگری کند بلکه باید صریح و شفاف و قابل فهم سخن بگوید.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین