اعتمادآنلاین| فیسبوک در گزارشی به طرح ادعایی بیاساس علیه ایران پرداخت.
فیسبوک در پایگاه اینترنتی خود مدعی شد: حسابهای کاربری جعلی متعلق به ایران که برای حمایت از اعتراضات مردمی علیه بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل راهاندازی شده بود مسدود شده است.
فیسبوک مدعی شد که ۱۲ حساب کاربری، دو صفحه و ۳۰۷ حساب اینستاگرام مطالبی را برای حمایت از اعتراضات در اسرائیل منتشر کرده بودند.
اعتمادآنلاین| براساس مهمترین بندهای معاهده صلح میان امارات و رژیم صهیونیستی، دو طرف برای تحقق چشماندازی تلاش میکنند که به ادعای امضاکنندگان توافق «صلح و ثبات و شکوفایی را در خاورمیانه ایجاد میکند و تمام کشورها و مردم منطقه از آن برخوردار میشوند.»
در این معاهده آمده است: دو طرف روابط دوستانه و دیپلماتیک برقرار کرده و برای همکاری و عادیسازی کامل روابط و حرکت در مسیری جدید تلاش میکنند.
در این توافق آمده است: چالشهای موجود در خاورمیانه تنها با همکاری حل میشود نه با جنگ. دو طرف برای تحقق «صلح دائم و ثبات و شکوفایی» تلاش خواهند کرد.
دو طرف همچنین بر اهمیت برقراری «امنیت و صلح» در منطقه و جهان براساس تفاهم متقابل و همزیستی تاکید کردند.
براساس متن معاهده، «امارات و رژیم صهیونیستی تلاشها برای تقویت مذاکره میان ادیان و فرهنگهای مختلف با هدف تقویت فرهنگ صلح بین ادیان سهگانه و تمام بشریت را تایید میکنند.»
همچنین برای ریشهکن کردن تفکرات «افراطی» و پایان دادن به نزاعها برای ایجاد «آیندهای بهتر» برای کودکان تلاش میکنند.
این معاهده را عبدالله بن زاید آل نهیان، وزیر خارجه امارات و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی امضا کردند.
اعتمادآنلاین|«دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، «عبدالله بن زاید»، وزیر خارجه امارات و «عبدالطیف بن راشد الزیانی»، وزیر خارجه بحرین امروز در مراسمی در کاخ سفید توافق عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی با امارات متحده عربی و بحرین را امضا کردند.
این توافق به زبانهای انگلیسی، عبری و عربی تنظیم شده بود و به امضای مقامهای طرفها رسید.
رئیسجمهور آمریکا قبل از امضای این توافق در یک سخنرانی مدعی شد این توافقها مسیر را برای صلح در خاورمیانه هموار خواهد کرد. او مدعی شد که کسی فکر نمیکرده حصول چنین توافقاتی امکانپذیر بوده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم گفت که قصد دارد اسرائیل را قوی کند چون تاریخ نشان داده قدرت امنیت میآورد.
وزیر خارجه امارات هم این توافق را نشاندهنده «تغییر در قلب خاورمیانه» خواند و از نخستوزیر رژیم صهیونیستی بابت متوقف کردن طرح اشغال بخشهای جدیدی از کرانه باختری تشکر کرد. او ادعا کرد این توافق به امارات کمک خواهد کرد در کنار مردم فلسطین بایستد.
وزیر خارجه بحرین هم از نتانیاهو، ترامپ و وزیر خارجه امارات تشکر کرد و گفت که توافقها گام نخست هستند و باید به تشکیل کشور فلسطین منجر شوند.
در همین راستا واشنگتن، ابوظبی و تلآویو در بیانیهای مشترک روز۲۳ مرداد (۱۳ اوت) اعلام کردند به توافقی برای عادیسازی روابط میان امارات و اسرائیل دست پیدا کردهاند.
آمریکا همچنین روز ۲۱ شهریور اعلام کرد بحرین هم تصمیم گرفته روابط خود با رژیم اسرائیل را علنی کند.
توافق سازش میان رژیم صهیونیستی با امارات و بحرین امضا شد
اعتمادآنلاین|«دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، «عبدالله بن زاید»، وزیر خارجه امارات و «عبدالطیف بن راشد الزیانی»، وزیر خارجه بحرین امروز در مراسمی در کاخ سفید توافق عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی با امارات متحده عربی و بحرین را امضا کردند.
این توافق به زبانهای انگلیسی، عبری و عربی تنظیم شده بود و به امضای مقامهای طرفها رسید.
رئیسجمهور آمریکا قبل از امضای این توافق در یک سخنرانی مدعی شد این توافقها مسیر را برای صلح در خاورمیانه هموار خواهد کرد. او مدعی شد که کسی فکر نمیکرده حصول چنین توافقاتی امکانپذیر بوده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم گفت که قصد دارد اسرائیل را قوی کند چون تاریخ نشان داده قدرت امنیت میآورد.
وزیر خارجه امارات هم این توافق را نشاندهنده «تغییر در قلب خاورمیانه» خواند و از نخستوزیر رژیم صهیونیستی بابت متوقف کردن طرح اشغال بخشهای جدیدی از کرانه باختری تشکر کرد. او ادعا کرد این توافق به امارات کمک خواهد کرد در کنار مردم فلسطین بایستد.
وزیر خارجه بحرین هم از نتانیاهو، ترامپ و وزیر خارجه امارات تشکر کرد و گفت که توافقها گام نخست هستند و باید به تشکیل کشور فلسطین منجر شوند.
پیش از جنگ ۱۹۴۸ در فلسطین بین اردن، مصر، عراق، سوریه، لبنان و عربستان سعودی از یک سو و گروه های مسلح صهیونیست از سوی دیگر، منطقه کرانه باختری رود اردن تحت قیمومیت انگلستان بر فلسطین بود. در سال ۱۹۴۹ و پس از امضای توافقات آتش بس در ادامه مذاکرات رودس یونان که به جنگ، پایان داد، مرزها بین کرانه باختری و سرزمین های اشغالی ترسیم شد؛ جایی که رژیم صهیونیستی در آن تشکیل شده بود. این مرزها که بخشی از محدوده موسوم به خط سبز است، بخش شرقی شهر قدس از جمله بافت قدیم (تاریخی) آن به جز « کوه اسکوپوس» (به عربی؛ جبل المشارف) در شمال شرقی قدس را نیز به کرانه باختری الحاق کرد.
اتحاد دو کرانه باختری (فلسطینی) و خاوری (اردنی) رود اردن بعد از کنفرانس اریحا در سال ۱۹۵۱ میسر شد. این وحدت تا سال ۱۹۸۸ پابرجا بود و اهالی کرانه غربی، تابعیت اردنی داشتند تا اینکه ملک حسین پادشاه وقت اردن تصمیم گرفت ارتباط قانونی و اداری و مالی دو سوی رود را به درخواست سازمان آزادی بخش فلسطین قطع کند؛ به استثنای اوقاف و عتبات مسیحی و اسلامی قدس که همچنان زیر نظر و تولیت پادشاهی اردن تا به امروز مانده است؛ البته اگر الحاق کرانه باختری و قدس به مناطق اشغالی صهیونیست ها، اجرایی شود، دیگر خبری از تولیت اردنی ها بر قدس نیز نخواهد بود.
در پنجم ژوئن ۱۹۶۷، اسرائیل اراضی کرانه باختری را در جنگ شش روزه اشغال کرد. با این حال، اسرائیل اقدام به ساخت شهرک های یهودی نشین متعدد در کرانه باختری کرد. همچنین قدس شرقی و حاشیه های آن را در اقدامی یکجانبه بدون رسمیت یا اعتراف بین المللی الحاق کرد. اکنون رژیم صهیونیستی بر اساس ادعای برگرفته از آموزه های توراتی، حتی نام این مناطق را «یهودا و شومرون» یا «یهودا و سامره» می خواند و در اسناد رسمی آن، چیزی به نام کرانه باختری رود اردن، ذکر نمی شود.
در سال ۱۹۹۳ اسرائیل و سازمان آزادی بخش فلسطین، توافقنامه اسلو را امضا کردند که تشکیل حکومتی خودگردان را در کرانه باختری و غزه تصریح می کرد؛ البته بدون سلاح (غیر نظامی)، به صورت انتقالی، موقت و در سه بخش (عمدتا تحت نظارت اسرائیل در ۸۲ درصد این اراضی که شرح آن در ادامه می آید) تا اینکه مذاکرات بر سر سایر قضایای معلق مثل قدس و پناهندگان از سر گرفته شود. به این ترتیب، تشکیلات خودگردان فلسطینی در سال ۱۹۹۴ از دل این توافق نیم بند، زاده شد و مذاکرات همچنان، بدون نتیجه و با اصرار رژیم صهیونیستی بر ادامه شهرک سازی ها و بلع تدریجی مابقی سرزمین ها در کرانه باختری ادامه یافت.
در سال ۲۰۰۲ یک معضل دیگر به توده متراکم اختلافات افزوده شد؛ دیوار حائلی که به بهانه حمایت از امنیت اسرائیل به دستور آریل شارون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، بین سرزمین های اشغالی و کرانه باختری ساخته شد و بسیاری از زمین ها را نیز اینگونه غصب کرد و با جداسازی برخی شهرها و روستاهای تحت نظارت تشکیلات خودگردان، فلسطینی ها را در محاصره ای واقعی قرار داد.
الحاق کرانه باختری؛ وقتی جنازه اسلو بر زمین بماند
آنچه از کرانه باختری باقی مانده است
بر اساس توافق اسلو، کرانه باختری به سه بخش تقسیم شد که شامل مناطق A و B و C (به عربی أ، ب و ج) می شود.
مناطق A شامل مراکز جمعیتی اصلی است که ۱۸ درصد سرزمین های کرانه را با حدود ۵ هزار و ۸۰۲ کیلومتر مربع در بر می گیرد و تحت سیطره امنیتی و اداری فلسطینی ها (مسئولان تشکیلات خودگردان) است.
مناطق B شامل روستاها و شهرک های اطراف شهرها است که ۲۱ درصد مساحت کرانه باختری را دارد و تحت نظارت مشترک فلسطینی ها و اسرائیلی ها اداره می شود اما نظارت مدنی و اداری آن بر عهده تشکیلات خودگردان و از حیث امنیتی، تحت سیطره صهیونیست ها است. طبیعتا این مناطق بر اساس مزاج مسئولان اسرائیلی، عملا هیچ اختیار یا تصمیم گیری موثری به فلسطینی ها نمی دهد.
مناطق C که کاملا به هم متصل و در سرتاسر کرانه باختری گسترده شده است ۶۱ درصد مساحت کرانه را به خود اختصاص می دهد و کاملا تحت سیطره اداری و امنیتی رژیم صهیونیستی است.
در تصویر بالا، مناطق سه گانه و دست اندازی های متنوع صهیونیستی به سرزمین های فلسطینیان با رنگ های متمایز، مشخص شده است. رنگ زرد پررنگ مناطق سیطره فلسطینی ها (A ) رنگ زرد کمرنگ یا کرمی منطقه نظارت مشترک (B ) و رنگ خاکستری و طوسی، مناطق تحت سیطره کامل اسرائیلی ها (C ) را نشان می دهد. بخش هایی که با رنگ زرشکی مشاهده می شود، شهرک های غیرقانونی صهیونیستی تاسیس شده از ۱۹۶۷ تاکنون است. همچنین مناطق هاشور خورده با رنگ های مختلف، زمین هایی است که به بهانه های مختلف از جمله به نام منابع طبیعی به دست صهیونیست ها مصادره شده است.
چطور فلسطینی ها به این نحوه توزیع راضی شدند؟
قرار بر این بود در ابتدا تشکیلات فلسطینی بر بخش های کمی از منابع طبیعی و زمین های کشاورزی به صورت موقت سیطره داشته باشد و بر اساس توافق اسلو ۲ در روندی تدریجی و سه مرحله ای (هر مرحله حداقل ۶ و حداکثر ۱۸ ماه) فلسطینی ها به حاکمیت دیگر بخش ها دست یابند و کلیه اختیارات و مسئولیت ها از جمله مسئولیت امنیت داخلی مناطق نیز به تشکیلات سپرده شود (به استثنای قضایایی مانند قدس، شهرک های صهیونیست نشین، مرزها، آب ها و پناهندگان که قرار بود در مذاکرات نهایی تعیین تکلیف شوند) اما اسرائیل به الزامات خود عمل نکرد.
مشوق های نتانیاهو برای الحاق کرانه باختری و دره رود اردن
الحاق دره اردن نیز در دستور کار رژیم صهیونیستی است. از همان ابتدای اشغال کرانه باختری در سال ۱۹۶۷ نیز برخی سیاستمداران اسرائیلی ایده الحاق دره رود اردن را مطرح کرده بودند و شاخص ترین طرح در این زمینه نیز طرح «آلون» در ۱۹۶۷ بود.
در سال ۲۰۱۹ بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی، موضوع الحاق دره رود اردن و کرانه باختری را دوباره احیا کرد و قرار است اول ماه آینده میلادی (جولای) طرح الحاق را عملیاتی کند.
واقعیت این است که نتانیاهو انگیزه های متعددی را برای اجرای این طرح در سر دارد؛ از انفعال بی سابقه سران عرب و رقابت آنها بر سر تسریع سازش با رژیم صهیونیستی گرفته تا حمایت بی قید و شرط و کامل دولت دونالد ترامپ در آمریکا که مشوق اصلی نتانیاهو در اقدام های توسعه طلبانه بود؛ ترامپ برای اولین بار خدماتی به کابینه راست گرای افراطی نتانیاهو داد که تاکنون هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نداده است؛ به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت آمریکا به این شهر، به رسمیت شناختن اشغال جولان سوریه و نهایتا زدن چوب حراج بر حقوق ملت فلسطین با طرح «معامله قرن» که جراد کوشنر، داماد ترامپ آن را طراحی و با استفاده از انفعال سران عرب به اجرا نزدیک کرد. همه اینها مشوق هایی است که نتانیاهو را به سمت الحاق کرانه باختری سوق داد.
الحاق رسمی بخش هایی از کرانه باختری و دره رود اردن به سایر سرزمین های اشغال شده در حالی صورت می گیرد که بسیاری از شخصیت های صهیونیستی رقیب نتانیاهو، این اقدام را حیله ای سیاسی برای فرار نتانیاهو از پرونده های متعدد فساد و نیز تلاشی برای کسب اعتبار داخلی او می دانند هر چند در بعد خارجی، واکنش های شدید و مخالفت هایی را به ویژه از سوی اتحادیه اروپا برانگیخت.
موشه یعلون عضو کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی از ائتلاف «سفید-آبی» و رقیب لیکود که البته اکنون با نتانیاهو در دولت ائتلافی سهیم شده است پیش تر گفت: نتانیاهو در سال ۲۰۱۴ با تخلیه شهرک های (یهودی نشین) دره اردن موافقت کرده بود.
یعلون به خوبی می داند که اگر مشوق های پیش گفته نبود، نتانیاهو امکان مطرح کردن موضوع الحاق کرانه باختری را نمی یافت. یعلون در سال ۲۰۱۴ عضو حزب لیکود تحت ریاست نتانیاهو و وزیر دفاع در کابینه وی بود.
برای نتانیاهو، همراهی کامل دولت فعلی آمریکا و شخص ترامپ یک فرصت مغتنم است زیرا مشخص نیست دونالد ترامپ در انتخابات چند ماه دیگر آمریکا در سایه معضلات پیش روی دولت وی مانند اعتراضات ضد نژاد پرستی و بی اعتباری های ناشی از سوء مدیریت در بحران کرونا، باز هم بتواند اعتماد رای دهندگان آمریکایی را جلب کند.
نتانیاهو مدعی شد که برای اولین بار، برای اسرائیل فرصتی دست داده است که صحنه و میدان واقعی را به سود خود تغییر دهد زیرا «اسرائیل همواره محکوم به تخلیه (شهرک ها و مناطق) و تسلیم و تعلیق و خروج از سرزمین ها بوده است». نتانیاهو اذعان کرد: «حالا رئیس جمهوری به نام ترامپ در آمریکا روی کار آمده که می گوید این اسرائیل نیست که باید چیزی را تسلیم کند و فلسطینی ها باید تسلیم کنند».
بعد از الحاق، چه چیزی از توافقات باقی می ماند؟
اگر الحاق کرانه باختری، دره اردن، شهرک های صهیونیستی داخل مرزهای ۱۹۶۷ و قدس، مطابق میل اسرائیلی ها پیش برود، واقعیت هایی روی زمین فلسطین و خاورمیانه به وجود خواهد آمد که اعراب و پرچمداران قضیه فلسطین قادر به انکار این واقعیت ها نخواهند بود.
در فضایی که جهان مشغول دغدغه های کرونایی است و دولت ها، چشم های نگران خود را به داخل مرزهایشان برای عبور از این بحران جهانگیر دوخته اند، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی با رقیب خود بنی گانتز دور یک میز نشستند و برای تشکیل دولت وحدت به توافق رسیدند و یک توافق مهم دیگر را نیز به سرانجام رساندند. به نتانیاهو اجازه داده شد قبل از تحویل پست یک سال و نیمه نخست وزیری به بنی گانتز در اکتبر آینده و بعد از موافقت کنست اسرائیلی، قدس را به طور کامل و بخشی از سرزمین های فلسطینیان (حدود ۳۰ درصد کرانه باختری) را علاوه بر شهرک های یهودی نشین و دره رود اردن، الحاق کند. پرونده الحاق آنقدر برای همه سیاستمداران اسرائیلی مهم بود که حتی قضات دیوان عالی نیز چشمشان را بر فسادهای نتانیاهو بستند تا بتواند کابینه اش را تشکیل دهد و در پایان، اسرائیل بزرگتری را تحویل رقیب خود بنی گانتز دهد. در واقع یک بار دیگر، این فلسطین بود که وجه المصالحه جنگ قدرت داخلی این رژیم شد.
حالا که از همه طیف های سیاسی اسرائیل، نعره های الحاق به گوش می رسد و این رژیم برای بلعیدن سرزمین های فلسطینی، یکپارچه، دهان شده است؛ حالا که همه طیف های اسرائیلی بر طبل آپارتید نژادی برای متمایز کردن نژاد صهیونیستی از سایر ساکنان فلسطین و نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان حتی حق شهروندی می کوبند، معنای معاهدات و توافقات عربی با اسرائیل چیست؟ آیا وقت بازنگری عمیق در نحوه تعامل با رژیم صهیونیستی فرا نرسیده است؟ اگر الحاق کرانه باختری به معنای مرگ توافق اسلو باشد که هست، مبنای عمل درباره کرانه باختری و احقاق حقوق فلسطینیان در غیاب اسلو چیست؟
در یک دست، شاخه زیتون و دیگر هیچ
وقتی در سال ۱۹۹۱ ، سوریه، لبنان، اردن و فلسطینی ها تصمیم گرفتند به مادرید بروند، هدفشان فقط بازگرداندن جولان اشغال شده و اراضی اشغال شده اردنی ها و مزارع شبعا نبود، بلکه هدف اصلی، پایان دادن به اشغالگری اسرائیل در فلسطین، بازگرداندن قدس شرقی و برقراری دولت مستقل فلسطینی در خاک فلسطین بود اما با چه روشی؟ نخواستند از مهم ترین عنصر قدرت در مواجهه با اشغالگری، یعنی سلاح استفاده کنند. دیگر حتی «یک دست سلاح و دست دیگر شاخه زیتون» یاسر عرفات نیز در کار نبود.
معروف است که یاسر عرفات در سال ۱۹۷۴، در سازمان ملل متحد گفت:
«من اینجا در حضور همه شما میگویم که ما میل نداریم که حتی یک قطره از خون اعراب یا یهود (فرق نمیکند) بر زمین ریخته شود… امروز من آمدهام با یک شاخه زیتون در یک دست و تفنگ رزمنده راه آزادی در دست دیگر، کاری نکنید که شاخه زیتون از دست من رها شود.»
در میان بهت و حیرت جامعه جهانی، این شاخه زیتون نبود که از دست یاسر عرفات افتاد؛ بلعکس، همه دیدند که چگونه سلاح فلسطینی ها بر زمین افتاد و جبهه ای که افتخار و عنوانش «آزادیبخش فلسطین» بود، به شاخه زیتونی در دست و محکومیت های گاه و بیگاه بین المللی در قبال اقدامات اسرائیل، دلخوش شد.
نشان دادن شاخهی زیتون در مجمع عمومی سازمان ملل، نتیجهای جز قرارداد خسارتبار اسلو نداشت و سرانجام هم به سرنوشت عبرتانگیز یاسر عرفات منتهی شد.
توافق اسلو سال هاست که مرده است؛ باور نمی کردند
حالا نفس های توافق اسلو هم به شماره افتاده است، هر چند به جرات می توان گفت این توافق از همان زمانی مرده بود که اولین کلنگ احداث نخستین شهرک یهودی نشین در کرانه باختری بر زمین خورد. واقعیت این است که توافق اسلو تا همین جای کار و پیش از الحاق کرانه باختری نیز مرده بود. اگر تنها نتیجه توافق اسلو باید انتقال اداره کرانه باختری به تشکیلات خودگردان باشد، می توان به صراحت گفت تا الان آنچه فلسطینیان به آن تکیه می کردند نه درختی پربار و ثمر ده، بلکه چوبی خشک و توخالی بوده است.
به نظر می رسد تشکیلات خودگردان فلسطینی اکنون به این درک رسیده است که تکیه به دیوار سست مذاکرات و توافقات با رژیم صهیونیستی نهایتا می تواند به دفن همه سازوکارها و دلخوشی ها و تشکیلات و بساط کسانی شود که سال هاست در سایه این دیوار کهنه به امید بنایی نو نشسته اند. توافق اسلو از همان ابتدا به نوزادی ناقص الخلقه شبیه بود که انتظار نمی رفت به بلوغ برسد.
امروز که هیچ کس حاضر نمی شود زیر تابوت توافق اسلو را هم بگیرد و سرابی هم از فرآیند سیاسی برای حل و فصل قضیه فلسطین باقی نمانده است و همه تشکیلات سیاسی اسرائیل بر اشغال کرانه باختری اصرار دارد، معنای توافق و مذاکره چیست؟ چه کسی می تواند ضمانت دهد که معاهده ای بین اردن و اسرائیل باقی مانده است؟ اسرائیل از این واضح تر نمی توانست دولت فلسطینی را گردن بزند یا علیه منافع ملی اردن، آشکارتر و خطرناکتر از این اقدامی بکند و هویت ملی اردنی و فلسطینی را یکجا لگدکوب کند.
به گزارش خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی، چهارشنبه شب «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر، «یاریو لِوین» رئیس پارلمان، «بنی گانتس» وزیر جنگ و «گابی اشکنازی» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، نشستی درباره طرح الحاق کرانه باختری برگزار کردند.
بر اساس این گزارش و به نقل از منابع حاضر در این نشست، نتانیاهو چهار سناریو از اشغال ۳۰ درصدی کرانه باختری تا اشغال نمادین فقط بخشهایی از آن را برای بنی گانتس ارائه کرده است.
این گزارش میافزاید؛ همه سناریوها روی نقشه ارائه شد اما نتانیاهو به حاضران در نشست، درباره این موضوع که کدام سناریو را ترجیح میدهد، چیزی نگفته است.
در ادامه این گزارش آمده است: گانتس و اشکنازی در این نشست تأکید کردند که با الحاق بخشهایی از کرانه باختری که ساکنان فلسطینی دارند، مخالفند. آنها همچنین با طرح اشغال بدون ارائه حق برابر به فلسطینیها برای زندگی کردن در آن مکانها، مخالفت کردند.
گانتس و اشکنازی در این نشست، خواستند که هر طرح الحاقی که قرار است اجرا شود، یکجانبه نبوده و ذیل چارچوب دیپلماتیک وسیعتری باشد که در آن فلسطینیها نیز مابهازایی دریافت کنند.
این منابع افزودند: این نشست بدون نتیجه خاص یا پیشرفتی پایان یافت و قرار است در روزهای آینده نیز این گفت وگوها میان نتانیاهو و گانتس برگزار شود.
رژیم صهیونیستی قصد دارد بخشهایی از کرانه باختری رود اردن را که در جنگ ۱۹۶۷ میلادی به اشغال در آورده، به قلمرو خاکی خود ضمیمه کند.
طرح صلح «دونالد ترامپ» که به «معامله قرن» معرفی شده است، چند ماه پیش منتشر و موجب خشم فلسطینیان و رد آن از سوی جامعه بینالمللی شد.
در این طرح، رژیم صهیونیستی مجاز میشود تا شهرکهای کرانه باختری و منطقه راهبردی دره اردن را به سرزمینهای اشغالی الحاق کند.
برخی کشورهای اروپایی تهدید کردهاند که در صورت اجرای تصمیم رژیم اسرائیل برای الحاق کرانه باختری، اساس روابط خود با تل آویو را تغییر خواهند داد.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص نوشته نمایندگان دو حزب بعد از امضای این توافقنامه پیشبرد قانونی را که خواستار چرخشی شدن نخستوزیری میان نتانیاهو و گانتز است آغاز خواهند کرد.
در این توافق تصریح شده نتانیاهو ابتدا سمت نخستوزیری را در دست خواهد گرفت و پس از مدتی استعفا خواهد کرد تا گانتز جانشین او شود.
حزب لیکود بعد از امضای این توافقنامه توافقنامههای دیگری با سایر جناحهای راستگرا امضا کرده و خواستار پیشبرد این طرح نخستوزیری چرخشی در کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) خواهد شد.
هفته گذشته رئیس رژیم صهیونیستی به بنی گانتز اطلاع داد پس از ناکامی او در رسیدن به توافق برای تشکیل کابینه فراگیر این وظیفه را به کنست محول میکند.
با این اقدام، هر یک از قانونگذاران پارلمان که ظرف ۲۱ روز آینده بتوانند ۶۱ امضا از کنست جمعآوری کنند میتوانند ائتلاف تشکیل دهند. در صورتی که قانونگذاری در این امر موفق شود کنست منحل خواهد شد و ظرف ۹۰ روز انتخابات دیگری برگزار میشود.
گانتز و نتانیاهو که در سه انتخابات فلسطین اشغالی در سال گذشته رقابت تنگاتنگی داشتند از یک ماه پیش مذاکراتی را برای تشکیل کابینه فراگیر آغاز کردهلاند.
از جمله دیگر مسائل مهم حول این انتخابات این است که نتانیاهو رسماً در سه پرونده قضائی به ارتشا، کلاهبرداری و خیانت در امانت متهم شده و محاکمه او قرار است از روز ۲۴ ماه می آغاز شود. رسیدگی به پرونده او به دلیل شیوع ویروس کرونا در فلسطین اشغالی فعلاً متوقف شده است.
این خبر در حالی اعلام شده که نزدیک به هزار معترض صهیونیست یکشنبه شب در میدان «رابین» تلآویو در اعتراض به مذاکرات نتانیاهو و گانتز برای تشکیل کابینه تظاهرات کردند.
شبکه تلویزیونی «اسرائیل ۲۴» رژیم صهیونیستی یکشنبه گزارش داد که معترضان با فراخوان از قبل، ساعت هفت و نیم عصر به وقت تلآویو در این میدان جمع شده و علیه دو رقیب انتخاباتی شعار دادند.
ساعاتی قبلتر، امروز دوشنبه روزنامه تایمز اسرائیل گزارش داده بود «بنی گانتز» بدون امضای توافق با «بنیامین نتانیاهو» اقامتگاه وی را ترک کرده است.
پیشتر «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی و رئیس کنونی حزب «اسرائیل بیتُنا» در پیامی به گانتز گفته بود که نتانیاهو فقط به دنبال وقتکُشی است و با او توافق نخواهد کرد.
لیبرمن همچنین از گانتز خواسته بود که هرچه سریعتر مقدمات برای تصویب طرح ممنوعیت نخستوزیری نتانیاهو را فراهم کند.
مذاکرات دو حزب لیکود و آبیوسفید به دلیل درخواست نتانیاهو برای تصویب قانونی که مانع برکناری وی از نخستوزیری توسط دیوان عالی رژیم صهیونیستی شود، به بنبست خورده بود.
دادستانی کل رژیم صهیونیستی حدود یک ماه و نیم قبل، کیفرخواست نتانیاهو را به دادگاه قدس اشغالی تقدیم کرده و او به اولین نخستوزیر تاریخ رژیم صهیونیستی تبدیل شد که در زمان اشتغال به این سمت در یک محکمه قضائی به جرائم ارتشا، کلاهبرداری و خیانت در امانت متهم شده است.
روزنامه القدس العربی، محمد اشتیه، نخستوزیر فلسطین در واکنش به تشکیل دولت جدید رژیم صهیونیستی گفت: توافق بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر کنونی اسرائیل و بنی گانتس، رئیس ائتلاف آبی سفید برای تشکیل دولت، امیدها به تحقق صلح را از بین میبرد.
وی در توئیتی نوشت: تشکیل دولتی که الحاق شهرکها به اراضی اشغالی را تأیید میکند به معنای از بین بردن راهکار تشکیل دو کشور و پایمال کردن حقوق مردم فلسطین است.
از سوی دیگر عزام الاحمد، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح گفت: این توافق قابل پیشبینی بود چراکه نتانیاهو هر کاری برای ماندنش در پست نخستوزیری میکرد و یکی از مهمترین سلاحهایش در این باره مقابله با کرونا بود.
وی افزود: در رابطه با مسئله فلسطین، بنی گانتس با نتانیاهو فرقی ندارد. گانتس و اعضای ائتلافش جزو افراطگرایان هستند. فلسطینیها باید در برابر این دولت تحرکات سیاسی خود را تقویت کنند.
وی گفت: تقویت تحرکات سیاسیمان میتواند مانع اقدامات اسرائیل از جمله الحاق غور اردن و بخشهایی از کرانه باختری به اراضی اشغالی شود.
الاحمد گفت: سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) تحرکات سیاسی را با همکاری طرفهای بین المللی از جمله سازمان ملل، روسیه، اتحادیه اروپا آغاز کرده است. مرحله کنونی پیان دودستگی را میطلبد. ویروس اشغالگری بدتر از ویروس کرونا برای فلسطینیهاست. برای همین نباید بگذاریم اسرائیل خاکمان را غصب کند.
شامگاه دوشنبه گانتس و نتانیاهو توافق نهایی برای تشکیل دولت وحدت را امضا کردند.
جهش قیمت مسکن در اروپا / گرانترین و ارزانترین خانههای اروپایی در کدام کشورهاست؟
حماس نیز در واکنش به تشکیل دولت رژیم صهیونیستی در بیانیهای اعلام کرد: فراکسیونهای اسرائیلی که با دستورکارهای افراطی خود با حذف حقوق مردم فلسطین و الحاق اراضیاش و تشکیل “کشور یهود” توافق کردند هرگز موجب ترس و وحشت فلسطینیها نمیشوند.
فوزی برهوم، سخنگوی حماس گفت: حساب باز کردن روی صلح با اسرائیل کاملا اشتباه و توهم است. اسرائیل دشمن مردم فلسطین و بزرگترین خطر علیه منطقه است. تشکیل دولت اسرائیل تنها بر پایبندی ما به حقوق مردممان و مقاومت در برابر اشغالگران میافزاید. اینها باید انگیزهای شوند تا ما استراتژی ملی بر پایه مقاومت تدوین کنیم.
همچنین رئیس لیست مشترک(ائتلافی شامل چهار حزب عربی است) در توییتی نوشت: دولت تسلیمی که نتانیاهو و گانتس تشکیل دادهاند سیلی به صورت مردمی است که بارها برای سرنگون کردن نتانیاهو پای صندوق رای رفتند. گانتس به اندازه کافی شجاع نبود که بتواند پیروز شده و برای الحاق و نژادپرستی و فساد آماده شود.
براساس توافق گانتس و نتانیاهو، ابتدا نتانیاهو برای یک سال اول نخستوزیر شده و بعد گانتس برای دو سال بعدی نخستوزیر میشود. نتانیاهو میتواند از اول ژوئیه درباره الحاق غور اردن و بخشهای دیگر کرانه باختری با سایر گروهها به توافق برسد و بعد دولت آن را تصویب کند.
ولی ماجرا در اینجا خاتمه نیافت و توسط بعضی از اعضای شورای امنیت ملی رژیم صهیونیستی در اختیار میر بن شبات مشاور امنیت ملی آن رژیم قرار می گیرد، شبات هم بدون تحقیق در مورد صحت و سقم فیلم، فریب این ویدئو ادعایی را می خورد، به نتانیاهو نشان میدهد و در ادامه از آن به عنوان سندی ارزشمند در افشاگری علیه نظام ایران سخن به میان می آورد. پس از آن، نتانیاهو در کنفرانس تلفنی با کابینه خود از کلیپ مورد نظر بعنوان سند پنهانکاری حکومت در ایران یاد می کند. اما چند ساعت بعد تقلبی بودن کلیپ آشکار و معلوم می شود، چرا که ویدئو بخشی از یک فیلم مربوط به سال ۲۰۰۷ است که تحت عنوان Pandemic در کانال تلویزیونی هالمارک به نمایش درآمده است. در صحنهای از این سریال، سربازانی را نشان می دهد که اجساد مردگان را در کامیون قرار داده و به محلی که آشغالها را می ریزند میبرند.
هر چند این مسئله یک افتضاح اطلاعاتی بزرگی محسوب می شود، اما این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی در رژیم صهیونیستی، برای نتانیاهو و کابینه اش رخ می دهد. در طول سال ها این رژیم منحوس از هیچ تلاشی برای نفاق بین مردم و حکومت ایران مضایغه نکرده و با ابزارهای دروغین در پی نیل به این هدف است.
بدین منظور به کمک تیم رسانهایاش بهدقت مناسبتها و اعیاد ملی ما را دنبال میکند و تبریک میگوید، برای پیروزیهای تیم ملی فوتبال هورا میکشد، از وقوع زلزله در کشور محزون و عزادار میشود و حتی برای کمآبی و تشنگی ایران هم راهحل دستوپا میکند. خلاصه اینکه هیچ بهانه و فرصتی را برای ابراز عشق به ملت ایران از دست نمیدهد. اما ملت ایران باوجود تفاوتهای نژادی، مذهبی، قومی و زبانی، فراز و نشیبهای بسیاری را در کنار یکدیگر پشت سر گذاشتهاند و می توانند به راحتی چهره «دروغ» را از پشت نقاب دوستی و خیرخواهی تشخیص دهند و به عشق پوشالی این افراد دل نبندند. هرچند ریاکاری نخستوزیر صهیونیست بیش از این حرفهاست تا جائیکه آویگدور لیبرمن شخصیت برجسته سیاسی این رژیم از نتانیاهو به عنوان ماشین دروغگویی یاد می کند که به هیچ وجه حس شرمندگی و ناراحتی از بیان حرفهای غیرواقعی خود ندارد.
در این میان بیان مصداق های مختصری از خیل عظیم دروغ های او میتواند این موضوع را بیش از پیش به اثبات برساند.
آش دروغگویی نتانیاهو آنچنان شور است که محافل صهیونیستی نیز لب به شکوه و شکایت گشودهاند. روزنامه های این رژیم در موارد متعدد سرمقاله های خود را به دروغگویی نتانیاهو اختصاص داده اند و از فسادها و دروغ های اداری و سیاسی وی به کرات سخن به میان آورده اند. وی در خصوص ایران نیز همیشه وضعیت مشابهی ارائه داده و بیش از بیست و شش سال است که میگوید ایران ظرف سه سال آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت. گذشت زمان بی پایه بودن ادعاهای نتانیاهو را ثابت کرد و در اثنای توافق هستهای، آژانس بینالمللی انرژی هستهای پس از بازرسیهای مکرر، طی بیانیهای، عاری بودن ایران از سلاحهای هستهای را تائید کرد. به قول یکی از خبرنگاران مشهور بینالمللی، نتانیاهو در زمینه دروغگویی دست چوپان دروغگو را از پشت بسته است.
اما میل سیری ناپذیر نخست وزیر صهیونیستی به دروغ، باعث شد تا او در نمایشی مضحک در صحن علنی مجمع عمومی سازمان ملل(۲۰۱۸) خود را در معرض تمسخر قرار دهد. او در این نمایش مضحک مدعی شد، ایران در تورقوزآباد انبار مواد هستهای دارد و قصد ساخت تسلیحات هستهای دارد. وی همچنین در ادامه گفت: «پیامی دارم برای (یوکیو) آمانو رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، بروید و همین حالا از این انبار هستهای قبل از اینکه ایرانیها آن را پاکسازی کنند بازدید کنید. چرا این منطقه را بازرسی نمیکنید؟ یک بار برای همیشه واقعیت را بگویید.»
اما یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، چند روز بعد از درخواست نتانیاهو برای بازرسی تاسیسات ادعایی، در بیانیهای این خواسته را رد کرد.
در حالی نخست وزیر رژیم صهیونیستی با دروغگویی ایران را به داشتن بمب اتمی متهم می کند که این رژیم تنها دارنده تسلیحات هستهای در منطقه غرب آسیا بوده و بر اساس گزارشها بین ۸۰ تا ۲۰۰ کلاهک هستهای در زرادخانه آن وجود دارد.
به گفته محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، هیچ ترفند و تردستی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که رژیم صهیونیستی تنها رژیم در منطقۀ ماست که برنامۀ تسلیحات هستهای «محرمانه» و «اعلام نشده» دارد، از جمله یک «زرادخانه اتمی واقعی». زمان آن رسیده که اسرائیل اعتراف کند و برنامۀ تسلیحات هستهای غیرقانونی خود را در معرض بازدید بازرسان بینالمللی قرار دهد. چرا که اسرائیل با «زرادخانههای هستهای» مخفی خود سالهاست که نظام جهانی منع اشاعه هستهای را به تمسخر گرفته است.
طرح این ادعا آن هم توسط نخست وزیر رژیم صهیونیستی کافی بود تا بنیامین نتانیاهو و شوخی جدید او دستمایه طنز مردم دنیا به ویژه مردم ایران شود و آنها در فضای مجازی با انتشار تصاویری از لحظه اعلام کشف جدید نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل، او را مخاطب طنزهای خود قرار دهند.
دقت در موارد فوق می تواند نشان دهد نتانیاهو برای رسیدن به اهداف سیاسی خود از دروغ گفتن باکی ندارد. او نه تنها دروغ می گوید، بلکه متهم به فسادهای رنگارنگ است. دروغ گویی بخش اجتناب ناپذیری از وجود وی است تا جائیکه این دروغگویی های مکرر، رسانه های صهیونیستی را نیز به واکنش واداشته است. اما شاید جالبتر از همه، اظهارات و اعترافات سیاستمداران کشورهای غربی، یعنی کشورهای دوست آن رژیم باشد که از دروغگویی های نتانیاهو به ستوه آمده و لب به اعتراض گشوده اند.
حال با تمام این تفاسیر باید گفت که رژیم اشغالگر باید بداند در عصر جدید، جهانیان به این نوع سخنان دروغ، نسنجیده و بی محتوا و شوهای دروغین تنها با صدای بلند خواهند خندید. یوکیا آمانو دبیرکل فقید آژانس انرژی اتمی در دوران تصدی پستش در دام نتانیاهو نیفتاد و این انتظار از دبیرکل جدید وجود دارد که در چنین دامهایی نیفتد و چرا که ارزش گذاری به چنین دروغگویی هایی آب در هاون کوبیدن است و غیر از بی اعتباری سازی آژانس نتیجه ی دیگری نخواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در حالی اظهارات مذکور را مطرح کرد که فلسطینیها از طرحهای این رژیم برای اشغال مناطقی بیشتر از آنچه در جنگ ۱۹۶۷ به اشغال خود درآوردهاند، خشمگین هستند؛ مناطقی که فلسطینیها تلاش میکنند در آنها کشور خود را تشکیل دهند.
نتانیاهو هنگام اعلام توافق خود با رقیبش بنی گانتس، رهبر ائتلاف آبی – سفید پیرامون تشکیل دولت متحد، اول ژوئیه را تاریخ آغاز مذاکرات با دولت جدید درباره گسترش حاکمیت رژیم صهیونیستی بر شهرکهای یهودینشین کرانه باختری و الحاق کامل منطقه غور اردن اعلام کرده بود. براساس توافق نتانیاهو و گانتس در چنین اقداماتی باید با واشنگتن هم توافق شود.
نتانیاهو روز یکشنبه در پیامی تصویری خطاب به مسیحیان حامی رژیم صهیونیستی در اروپا طرح “معامله قرن” آمریکا را وعدهای برای به رسمیت شناختن “حاکمیت” این رژیم بر شهرکهای کرانه باختری توصیف کرد.
وی گفت: اطمینان دارم که از اکنون تا دو ماه آینده این وعده اجرایی خواهد شد.
فلسطینیان هنوز هیچ واکنشی به این اظهارات نتانیاهو نشان ندادهاند.