برچسب: بحران آب

  • تاثیرات تانکر آب در صرفه جویی مصرف آب

    تاثیرات تانکر آب در صرفه جویی مصرف آب

  • بشیرآباد با کمک خیران به آب می‌رسد

    بشیرآباد با کمک خیران به آب می‌رسد

    بشیرآباد با کمک خیران به آب می‌رسد
    بشیرآباد با کمک خیران به آب می‌رسد

    ایسنا/خراسان رضوی شانزدهم خردادماه بود که اولین گزارش ایسنا درباره مشکلات بی‌آبی بشیرآباد منتشر شد؛ حالا پس از حدود یک ماه پس از انتشار آن گزارش‌ها، مدیرکل آب و فاضلاب(آبفا) استان خراسان رضوی خبر از تامین مالی پروژه آب‌رسانی به بشیرآباد می‌دهد؛ اگر چه به گفته او «بشیرآباد»ها کم نیستند و حدود ۲۸۰ روستا در استان وجود دارند که با تانکر آب رسانی می‌شوند. او مهمترین مشکل در این‌حوزه را کمبود اعتبارات عنوان می‌کند و در پاسخ به اینکه « آبفا استان خراسان رضوی از نظر جذب اعتبارات در چه رتبه‌ای در کشور قرار دارد » اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

    نماینده یکی از بنیادهای خیریه اوایل تیرماه، طی تماسی پس از دیدن گزارش‌های منتشر شده درباره بشیرآباد بنا داشت تا اطلاعات بیشتری از وضعیت روستا کسب کند. بنیاد فرهنگی و نیکوکاری ابراهیمی پس از بررسی‌های میدانی و گفت‌وگو با کارشناسان ادارات استانی و شهرستانی بنا دارد تا با تامین ۶ و نیم میلیارد تومان، آب را به بشیرآباد برساند. برای اطلاع بیشتر از موضوع و بررسی وضعیت آب‌رسانی روستایی در سطح استان نشستی داشتیم با مدیرکل آبفای استان و همچنین نماینده بنیاد خیریه ابراهیمی؛ که در ادامه خواهد آمد:

    مشروح گفت‌وگوی ایسنا را با سید ابراهیم علوی مدیرکل آب و فاضلاب(آبفا) استان خراسان رضوی می‌خوانید:

    چه تعداد روستا زیر نظر آبفا است؟

    از ابتدای فروردین ماه شرکت‌های آب و فاضلاب روستایی و شهری در یکدیگر ادغام شده‌اند و دیگر آب و فاضلاب روستایی نداریم، اما در خراسان دو تا آب و فاضلاب داریم؛ یکی آب و فاضلاب مشهد و دیگری آب و فاضلاب استان که ما هستیم؛ یعنی روستاهای حوزه شهرستان مشهد در اختیار آبفا مشهد قرار دارد. بنابراین ۲۲۲ روستا در حوزه آب و فاضلاب مشهد است و ۲۸۰۰ روستا نیز در زیرمجموعه آب و فاضلاب استان قرار دارد.

    وضعیت آب‌رسانی به این روستاها چگونه است؟

    روستاهای زیر ۲۰ خانوار در فاز اول کاری ما قرار ندارد. ۹۱ درصد روستاهای بالای ۲۰ خانوار تحت پوشش شرکت قرار دارند و ۹ درصد دیگر هم به معنای آب نداشتن‌شان نیست. آن ۹ درصد به صورت خودگردان مدیریت می‌شوند؛ البته بر اساس مصوبات استانداری به دنبال این هستیم که این روستاهای خودگردان را هم تحت پوشش بیاوریم تا استانداردها رعایت شود. یک سری مجتمع‌های آب‌رسانی روستایی داریم که اگر شما فقط بخواهید نقاشی این‌ها را بکشید چندین ماه طول می‌کشد، این‌ها طراحی شده‌اند و مشخص است که در شهرستان‌های مختلف و تک تک روستاها باید چه اقداماتی انجام دهیم.

    هر ساله چه میزان بودجه برای آب‌رسانی وجود دارد؟

    از صندوق توسعه ملی اعتباری ۱۰۲ میلیارد تومانی را جذب کردیم که به صورت ۱۰۰ درصدی هم تخصیص پیدا کرده است. دوره جذب اعتبارات ما از شهریور تا شهریور سال بعد است و این ۱۰۰میلیارد تومان تا پایان شهریور۹۹ است، اما این ۱۰۲ میلیارد تومان برای روستاهایی هستند که از قبل مشخص شده‌اند و لیست آن‌ها هم ارسال شده است؛ روستاهای دیگری نیز در سطح استان داریم که اعتباری برایشان وجود ندارد و باید به شکل‌های دیگری مشکلات مردم را برطرف کنیم؛ اعتبارات استانی پاسخگو نیستند و اگرچه فرماندارها نگاه کمکی به روستاها دارند اما مثلا حفر یک چاه حدود ۶۰۰ میلیون تومان هزینه دارد و با این ۲۰ میلیون تومان‌ها کاری پیش نمی‌رود. تلاش ما این است منتظر اعتبارات دولتی نمانیم و تا حد امکان با مشارکت‌ها، سرمایه‌گذارها و خیران پروژه‌ها را انجام دهیم. یکی از روش‌هایی که خارج از اعتبارات دولتی به دنبال آن هستیم، استفاده از ظرفیت خیران محترم است. به عنوان مثال خیّری که هم ‌اکنون خدمتشان هستیم در حوزه سه شهرستان خواف، تربت‌جام و درگز قرار شده کمک نمایند. در مورد همین روستای بشیرآباد کمک ارزنده‌ای کردند که خودشان توضیح می‌دهند.

    از ابتدای سال جاری مشکلات کدام روستاها برطرف شده است و محروم‌ترین شهرستان‌های استان در حوزه آبی کدام شهرها هستند؟

    از ابتدای سال جاری توانسته‌ایم مشکلات ۷۰۰ روستا را یا برطرف کنیم یا کاهش دهیم که کار بزرگی بوده و از همکارانم که شب و روزشان را گذاشته‌اند، تشکر می‌کنم. خواف، تربت‌جام و نیشابور بیشترین مشکلات را دارند، اما به طور کلی استان ما محروم است. مثلا حتی قوچان که تصور سرسبز بودن از آن در بین مردم است، منابع آب زیرزمینی فقیری دارد. بارندگی‌های چندساله اخیر منابع آب سطحی را تقویت می‌کنند و تامین آبی که برای روستاها و شهرها انجام می‌شود از طریق منابع آب زیرزمینی است که به این راحتی‌ها هم جبران نمی‌شوند  و با وجود مدیریتی که طی سال‌های اخیر برای مدیریت آب‌های زیرزمینی شده است، اما بازهم افت آب‌های زیرزمینی را در اکثر ۳۰ واندی دشت‌های سطح استان داریم و مدام چاه‌ها خشک می‌شود و باید جابه‌جا کنیم.

    روزانه چه میزان آب برای روستاییان تامین می‌شود؟

    بزرگترین مشکل ما در روستاها استفاده از آب شرب برای دام است. وظیفه ما تامین آب شرب و بهداشتی برای انسان است و تقریبا در این حوزه هیچ مشکلی برای تامین آب نداریم و سرانه‌های روستاها که حدود ۱۲۰ لیتر در شبانه روز برای هر نفر است، می‌توانیم تامین کنیم ولی ایراد کار از جایی است که روستاییان از این آب برای دام‌های سبک و سنگین خود استفاده می‌کنند؛ مجتمع‌های آب‌رسانی روستایی هم به صورتی است که اگر روستای ابتدای مسیر آب زیادی برداشت کند به آخری‌ها آب نمی‌رسد؛ بنابراین برای مصارف دام و باغ باید ساماندهی صورت بگیرد؛ چراکه روستا را بدون دام نمی‌توان تصور کرد ولی قرار هم نیست آبی که به زحمت از ۲۰۰ کیلومتر دیگر به روستا آورده می‌شود، صرف دام شود.

    چند روستا با تانکر آب‌رسانی می‌شوند؟

    روزانه به طور متوسط بین ۲۰۰ تا ۲۸۰ روستا را با تانکر آب‌رسانی می‌کنیم؛ به طور ثابت ۲۰۰ روستا هستند، اما چون بعضی مواقع اتفاقاتی برای مجتمع‌های آب‌رسانی رخ می‌دهد، مثلا پمپ یا ترانس خراب می‌شود، بین ۷۰ تا ۸۰ روستا به صورت متغیر به آن ۲۰۰ روستا اضافه می‌شوند. مثلا تیترهای عجیب غریبی که زده می‌شود مثل “غیزانیه خراسان” درباره روستای حسین‌آباد جنگل، این روستا در انتهای یک مجتمع آب‌رسانی قرار دارد و اگر برق قطع شود اول از همه آب این روستا قطع می‌شود و آخر از همه هم آبش وصل می‌شود و باید با تانکر آب ببریم و این که می‌گویند ۲۰ روز آب نداده‌ایم صحت ندارد. مسأله آب‌رسانی سیار هم بیشتر در ایام تابستان مطرح می‌شود؛ چراکه در فصل‌های سرد سال مصارف کاهش پیدا می‌کند.

    برای آب‌رسانی به این ۲۸۰ روستا کمبود تانکر و خودرو ندارید؟

    در شرایط عادی، تانکرهایی که در سطح استان چه به صورت تملکی و چه استیجاری داریم برای آب‌رسانی کفایت می‌کنند، اما در شرایط غیرعادی مثل زمانی که پمپ در چند منطقه همزمان می‌سوزد، با تمهیداتی که با استانداری داشته‌ایم، ۱۳ تانکر کمکی پیش‌بینی شده است تا سرویس‌دهی نمایند.

    منابع آبی آبفای استان چه تعداد هستند؟

    در حال حاضر ۱۴۰۰ حلقه چاه برای آب‌رسانی روستاها و ۴۵۰ حلقه هم برای شهرها داریم و در مجموع ۱۸۵۰ منبع آب زیرزمینی داریم که آب شهرها و روستاها را تامین می‌کنند.

    مصارف غیرقانونی مانند چاه غیرمجاز یا برداشت غیرمجاز وجود دارد؟

    چاه‌های غیرمجاز در حوزه شرکت آب منطقه‌ای قرار می‌گیرد و مشکل ما بیشتر انشعابات یا برداشت‌های غیرمجاز است؛ به عنوان مثال باغ یا ویلاهایی که بدون مجوز قانونی به شبکه ما وصل می‌شوند و یا اصلا قانونی وصل می‌کنند، اما مصرف غیر قانونی دارند و استخر پر می‌کنند.

    چه تعداد مجتمع آبی در سال گذشته به بهره‌برداری رسید؟

    فکر می‌کنم حدود ۲۶ مورد بود.

    چه تعداد مجتمع برای سال جاری در دست احداث دارید؟

    ۲۸ مجتمع در حال راه‌اندازی داریم که اکثرا امسال به بهره‌برداری می‌رسند.

    در حوزه آب‌رسانی روستایی چه شاخصی وجود دارد و وضعیت استان چگونه است؟

    میانگین شاخص جمعیت تحت پوشش آب روستایی در کل کشور حدود ۷۵ است که این شاخص در استان خراسان رضوی رضوی روی ۹۱ قرار دارد و نشان‌دهنده این است که مقداری وضع ما از بقیه استان‌ها بهتر است، اما بعضی روستاها هستند که منبع آبی‌شان خشک می‌شود و مجبوریم با تانکر برای آن‌ها ببریم.

    به نظر می‌رسد یکی از مهمترین مشکلات آبفا برای آب‌رسانی به روستاها مسأله بودجه است.

    بله‌.

    آبفا استان خراسان رضوی از نظر جذب اعتبارات در چه رتبه‌ای در کشور قرار دارد؟

    از رتبه استان اطلاعی ندارم.

    در نشست خبری یکم تیرماه درباره خبرگزاری‌هایی که گزارش بشیرآباد را منتشر کرده بودند گفته بودید آن‌ها سناریوسازی و شانتاژ کرده‌اند و مطلب جهت‌دار منتشر کرده‌اند؛ منظورتان از این عبارات چیست؟

    گاهی اوقات یک واقعیتی وجود دارد اما همه آن نشان داده نمی‌شود و فقط قسمتی از واقعیت به تصویر کشیده می‌شود. این که ما در بشیرآباد مشکل داریم واضح است و شاید اصلا اگر این گزارش‌ها منتشر نمی‌شد، این اقدامات (خیّر و اجرای پروژه آب‌رسانی به بشیرآباد) به این شکل صورت نمی‌گرفت ولی ایراد زمانی‌ است که بگوییم بشیرآباد مشکل دارد و تصویر آبشخور گوسفند نشان دهیم.

    آن محلی که به آن آبشخور گوسفند می‌گویید دقیقا محلی است که مردم روستا از آنجا آب برداشت می‌کنند و حتی رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام نیز گفته است که طبیعتا زمانی که آب وجود نداشته باشد مردم از همان محل که اتفاقا آب غیربهداشتی و غیرقابل شرب دارد، آب برداشت می‌کنند.

    بشیرآباد سه مخزن آب سیار در داخل روستا داشته که تانکر آب را به داخل آن‌ها می‌ریخته و دهیار تعهد داده که مدیریت آب را به عهده می‌گیرد و این تانکرهای سیار داخل روستا جمع‌آوری شوند.

    مردم، شورا و دهیار روستا در مصاحبه با ایسنا گفته‌اند به این دلیل بوده که بر اثر تجمع اطراف مخازن نزاع‌های خانوادگی و دسته‌جمعی صورت می‌گرفته و حتی چندین مورد طلاق داشته‌اند و به همین دلیل درخواست جمع‌آوری داده شده است.

    آبی که ما به مخزن می‌ریزیم از طریق لوله‌کشی مستقیم وارد خانه‌های مردم می‌شود.

    به دلیل شرایط جغرافیایی روستا، فقط به برخی منازل روستا آب می‌رسد و نه تمام روستا، همچنین مردم می‌گویند پیش از این که گزارش‌ها منتشر شود شما هر سه چهار روز یک بار آب با تانکر به روستا می‌بردید.

    چنین موضوعی صحت ندارد و هر روز یک تانکر آب می‌بردیم و اکنون هم هر روز دو تانکر آب می‌بریم. الان حدود ۱۴۰ لیتر برای هر نفر در هر شبانه روز به بشیرآباد آب‌رسانی می‌کنیم.

    خواهشمندیم بازدیدی از بشیرآباد داشته باشید و به گزارش‌های همکارانتان بسنده نکنید. افراد سالمند و پیر به آن چشمه مراجعه می‌کنند تا آب بردارند و دبه‌های ۲۰ لیتری آب را با خود حمل می‌کنند.

    هر روز در روستاهای استان هستم و گریه می‌کنم. شما ناظرید اما من مسئولش هستم ولی با چه چیزی باید انجام دهیم؟ چه راهکاری؟ شما خیلی کارها دوست دارید انجام دهید اما اینجا دست ما کوتاه و خرما بر نخیل است. بعد هم گفته‌اند در بشیرآباد سقط جنین شده در صورتی که صحت ندارد.

    علوم پزشکی سقط جنین و مرده‌زایی را تایید کرده است.

    شما باید منصف باشید و تمام واقعیت را نشان دهید. آیا یک عکس از مخزن روستا گذاشتید؟ خیلی ها فقط عکس و تیتر خبر را می‌خوانند.

    ما درباره بشیرآباد فیلم منتشر کردیم.

    در این شرایط و مشکلات رسالت شما این است که امیدبخش باشید. وسط مشکلات مختلف هستیم و از این شرایط سخت‌تر واقعا تا حالا نداشته‌ایم باید یک رسانه ضمن انتقاد، امید بخش باشد.

    رسالت مسئولان هم نباید تکذیب واقعیت‌ها باشد. این که با شما مصاحبه می‌کنیم برای همین است تا پاسخگویی به مردم داشته باشید.

    چند تا خبر کار کردید از این ۷۰۰ روستایی که ما مشکلاتش را برطرف کردیم؟ رسانه باید منصف و امیدبخش باشد. برای خودم نمی‌گویم، من عکس‌هایم را گرفتم و جلوی دوربین‌ها هم رفتم و مدال هم گردنم انداخته‌اند و دیگر برایم بس است و دنبال کارگری خودم هستم؛ این‌ها را می‌گویم منعکس کنید تا مردم ببینند چه کارهایی انجام می‌شود. آیا یک بار دو شب رفتید تا از کارهای همکاران ما اطلاع رسانی کنید؟ شهری مثل تربت‌جام با این همه کسری، آب دارد مدیریت می‌شود.

     وظیفه ما این نیست که ساعت ۲ بامداد پیش همکاران شما برویم؛ این مسیر دو طرفه است و باید از سمت شما مثلا در نشست‌های خبری اطلاع رسانی شود.

    فیروزه مشکل آبش حل شد، مشکل ۱۱۰ روستای سبزوار برطرف شد، تربت‌جام و نیشابور نیز همین طور. خیلی کارهای سنگینی انجام می‌شود؛ به مردم اطلاع رسانی کنید، نه برای من؛ برای خوشحالی آن‌ها.

    چهار ماه آینده آب به بشیرآباد می‌رسد

    در ادامه این نشست نیز با محمدرضا قربانی، نماینده بنیاد فرهنگی و نیکوکاری ابراهیمی نیز گفت‌وگو کردیم، او به ایسنا گفت: خبر خوشی که می‌خواهم بدهم این است که با هماهنگی و همکاری مدیرکل آبفا و فرمانداری تربت جام، بنا داریم تا حداکثر ظرف چهار ماه آینده آب را به بشیرآباد برسانیم.

    وی ادامه داد: طی هفته گذشته بازدید میدانی داشتیم از بسیاری از روستاهای چند شهرستان که یکی از روستاهایی که کار اجرایی را در آن آغاز کردیم، بشیرآباد است. چندین چشمه مورد بررسی قرار گرفت، اما در نهایت همان چاهی که در مسیر تربت‌جام به چشمه گل قرار دارد و پیش‌تر با عنوان پروژه ۱۰ میلیارد تومانی از آن یاد می‌شد، معین گردید.

    قربانی اظهار کرد: همان طور که قبلا اعلام شده بود این چاه برای آب رسانی به ۶ یا هشت روستا است، اما روستای هدف ما در این طرح خیریه بشیرآباد است و هزینه‌ها را برآورد کردیم تا بتوانیم آب را به بشیرآباد برسانیم؛ چراکه چاه در مالکیت روستای چشمه گل است این روستا هم در مسیر روستای بشیرآباد دارای آب‌ می‌شود.

    وی تصریح کرد: همچنین طرح را به گونه‌ای اجرا خواهیم کرد که قابل توسعه به روستاهای دیگر نیز باشد و صدمه‌ای به طرح اصلی آبفا وارد نشود؛ یعنی ما در حال حاضر روستاهای چشمه گل و بشیرآباد را آب رسانی می‌کنیم اما آبفا می‌تواند این طرح را توسعه دهد و بعدا آب را به سایر روستاها نیز برساند. اکنون ۷۰ درصد کار را ما انجام می‌دهیم و برای رساندن آب به آن روستاهای دیگر هم کافی‌ست آبفا لوله گذاری کند و کار یک مخزن را به انجام برساند، منتها ما الان قولی در این زمینه نمی‌دهیم و تعهد ما به آبفا فاز اول کار و رساندن آب به بشیرآباد است که ۶ و نیم میلیارد تومان برای آن اختصاص داده‌ایم. امیدواریم ۱۷ آبان‌ماه بتوانیم شیر آب را در بشیرآباد باز کنیم.

    انتهای پیام

  • مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود
    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    ایسنا/خراسان رضوی بشیرآباد تربت‌جام، فقط ۲ ساعت تا مشهد فاصله دارد، فقط ۲ ساعت… به سمت این روستا راه افتادیم. در میانه راه روستا با جاده آسفالت خداحافظی کردیم و راه را به سمت کوه‌هایی پیش گرفتیم که سمت چپ جاده اصلی قرار دارد. تا چشم کار می‌کند دشت است و کوه؛ بدون آبادی. ۱۵ دقیقه طول کشید تا در این گرما و این مسیر خاکی، چشممان به روستایی که «آباد» نیست، روشن شد.

    از ورودی روستا، جمعیتی که در آن دوردست گرد هم آمده‌اند، مشخص است؛ با سطل هایی سفید در دست که احتمالا انتظار آب را می‌کشند؛ کمبود آب، فصل مشترک بسیاری از محرومیت‌هاست. غیزانیه نیز “سیر از نفت و تشنه آب است”. چشم اهالی که به ما خورد، جلوتر آمدند و آنجا بود که زبان به گلایه گشودند؛ درد و دلی که حالا و پس از چند ساعت انگار هنوز برایمان تکرار می‌شود: “مگر ما آدم نیستیم؟ اگر ما بمیریم برایمان بهتر است”…

    جمعیت زیادی منتظر پر کردن سطل‌هایشان از آب قناتی هستند که به یک جوی آب می‌ریزد. در سمت راست و بالادست جوی آب، زنان و مردان ایستاده و نشسته در صف قرار دارند، پایین‌تر از آن عده‌ای در حال شستن مقدار کمی لباس‌ هستند و در انتهای این جوی آب نیز گوسفندان اهالی روستا آب می‌خورند. این وضعیت آب روستایی‌ است که اخیرا بحران آبش خبرساز شد.

    سراغ دوربین و انجام مصاحبه که رفتیم، درد و دل این مردم که رنج در چهره‌هاشان نمایان بود، آغاز شد؛ ابتدا سه زن جلو آمدند و با هم جمله‌ها را تکرار و یا کامل می‌کردند، گفتند: پنج الی هفت ساعت در روز منتظر آب می‌مانیم؛ این وضعیت آب روستایی به این بزرگی‌ است. این آب را بخوریم یا برای مصارف بهداشتی استفاده کنیم؟ این ظرف را که من الان به خانه ببرم به لباس‌هایم برسانم یا به خوردن؟ آب مثل یک نخ می‌آید. رحمی به ما بکنند.

    دیگری این طور ادامه داد: ما امروز مراسم درگذشت یکی از عزیزانمان را داشتیم، از شهرستان تربت‌جام آب برای مراسم آوردیم. مسئولان به فکر ما باشند؛ به خدا بابت این گاز، آب و جاده خیلی محرومیم. بی‌آبی خیلی سخت است؛ چه طور بچه‌ها را حمام ببریم؟ یک عمری‌ است که همین طور بدبختی می‌کشیم.

    در این میان یکی از آن مادرانی که فرزندش سقط شده است، جلو آمد تعریف کرد که دو سه ماه پیش به دلیل همین آب آوردن بچه‌اش سقط شده است و گفت: یک نفر دیگر را نیز که فرزندش سقط شده است، همین الان از بیمارستان آورده‌اند.

    درباره آبی که با تانکر به روستا می‌آید سوال کردیم و پاسخ دادند: تنها یک تانکر آب می‌آید در حالی که این همه خانوار در روستا ساکن هستند.

    یکی دیگر از زنان روستایی نیز عنوان کرد: همه زنان روستا دیسک کمر گرفته‌اند. حداقل مسئولان بگویند که روستا را تخلیه کنیم؛ مردها و بچه‌هایمان از صبح تا شب کار می‌کنند، زنان هم به فکر آب هستند و دست‌هایشان همه آسیب دیده و عروس‌هایمان هم فرزندانشان سقط می‌شوند.

    زن سالمندی که در حال پر کردن دبه‌هایش بود، گفت: روز تا شب همین فرغون‌ها و دبه‌ها به دستم است و همین جا هستم. دیشب آن قدر اینجا دعوا و فحاشی بر سر آب صورت گرفت که نپرسید… اگر ما از این ملت ایران نیستیم ما را بفرستید کشورهای اطراف. همین الان یکی برای سقط جنینش در بیمارستان خوابیده است، شب تا صبح از کمر درد خوابمان نمی‌برد. ما بنده خدا نیستیم؟ قبل از آمدن شما هم همین جا بین خانم‌ها دعوا شد. ما چه گناهی کردیم؟ شما بگویید گناه ما چیست؟ به درد ما رسیدگی بکنید.

    سراغ کسانی که در دور قنات حلقه زده بودند رفتیم؛ آن‌ها هم این طور گفتند: وقتی آب نباشد، آبادی می‌شود؟ می‌گویند: “مریضی آمده، کرونا آمده” خوب چه طور رعایت کنیم؟ بدون آب چه طور می‌شود بهداشت را رعایت کرد. از داخل همین لوله قنات، مار و عقرب بارها بیرون آمده. الان یک ماه است که لباس‌ها را نشسته‌ایم. من الان این دبه را باید تا خانه ببرم، باز برگردم و دیگری را آب کنم و ببرم، به خدا دست‌هایم قوت ندارند و نمی‌کشند. آب که به آبادی نبود، زنده هم نباشی بهتر است.

    یکی دیگر از اهالی گفت: به خدا سه ماه است در خانه افتاده‌ام؛ پاهایم ورم کرده است دکتر گفته عمل و استراحت کن؛ هم پول عمل ندارم و هم این که نمی‌توانم در خانه بمانم چرا که مدام برای تامین آب باید بیایم. سه ماه است لباس‌هایم را نشسته‌ام.

    سراغ کوچه‌های روستا رفتیم و با اهالی گفت‌وگو کردیم؛ یکی از مردان درباره وضعیت بهداشتی عنوان کرد: ما الان حمام ساخته‌ایم اما آب نداریم. زمانی‌که می‌خواهیم حمام برویم باید اول داخل چراغ نفت بریزیم تا روشن شود، سپس آب را روی آن بگذاریم تا داغ شود. اذان می‌دهد می‌خواهیم وضو بگیریم آب نیست. غذا می‌خوریم، ظرف‌ها را تا دو روز نمی‌توانیم بشوییم و باید ظرف‌ها را به قنات ببریم شست‌و شو دهیم؛ باز همان جا هم شلوغ می‌شود و خانم‌ها با هم دعوا می‌کنند. یک روز که در روستا باشیم باید ۱۰ روز در مشهد کارگری کنیم تا پول در بیاوریم؛ ما که نیستیم، زنان هم وضعیت سختی دارند.

    یکی دیگر از مردان روستا گفت: ما اصلا انگار بچه این انقلاب نیستیم. ما مگر جبهه نرفتیم و نجنگیدیم و سرباز ندادیم؟ اصلا هیچکس فکر ما نیست؛ ۱۶۰ خانوار که شوخی نیست. نماینده می‌گوید “آب می‌آوریم” و نمی‌آورد. این آب فعلی روستا اصلا قابل خوردن نیست؛ دیگری که از سمت کوه می‌آید مال دویست سیصد سال گذشته است و از رو خاکستر می‌آید، یعنی ما خاکسترخوریم؟ همه این جوان‌های روستا کمر درد شدند، فلج شدند از بس کار بنایی کردند و به مشهد و شمال رفتند. آب نیست، کشت دیم هم نیست. این وضعیت ماست. شما را به خدا صدای ما را به یک کسی برسانید که دست ما را بگیرند. به خدا مرگ از این زندگی که ما داریم در این روستا بهتر است؛ یا مرگ یا زندگی. نه زن‌ها و نه خود ما آسایشی نداریم؛ یک حمام حتی نداریم؛ هیچ چیزی نداریم.

    سید محمد شکارچی، دهیار روستا نیز درباره وضعیت کمبود آب به ایسنا گفت: روستای بشیرآباد در فاصله ۲۷ کیلومتری از مرکز شهرستان واقع شده و دارای جمعیت بالای ۵۰۰ نفر و ۱۳۲ خانوار است که نزدیک ۱۵ سال با این مشکل بی‌آبی درست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلی که هم مربوط به انسان و هم مروبط به دام می‌شود. متاسفانه خانم‌ها با فاصله ۷۰۰ متری قنات، فرغون‌های سنگین آب را حمل می‌کنند که به همین دلیل پنج مورد سقط جنین داشته‌ایم.

    وی ادامه داد: خانم‌های باردار فرغون‌های آب را که حمل می‌کردند، در مسیر دردشان می‌گرفته، بعد که مشکلات بعدی برایشان پیش می‌آمده به پزشک مراجعه می‌کردند و متوجه می‌شدند که بچه پنچ شش ماهه را باید سقط کنند. افرادی در روستا داریم که به دلیل کمردردهایی که دارند داخل خانه‌ها زمین‌گیر شده‌اند؛ دیسک‌های گردن، آرتروز گردن و… سایر بیماری‌ها همه با مدارک پزشکی موجود است.

    دهیار روستا افزود: تانکر آب سیار هم گاهی می‌آید و گاهی نمی‌آید. الان هم مطالبه کرده‌اند که هر تانکری ۵۴.۹۰۰ تومان پول باید بدهیم؛ حساب کردیم در ماه می‌شود ۲.۳۶۰.۰۰۰ تومان. به علاوه این که شبکه آب‌رسانی روستای ما به گونه‌ای اجرا شده که یک سوم روستا آب لوله‌کشی که با تانکر درون مخزن خالی می‌شود می‌رسد، فقط پایین دست روستا دو الی سه دبه آب می‌بینند و بقیه روستا هیچ.

    شکارچی عنوان کرد: بنابراین افراد به تنها قنات روستا هجوم می‌آورند؛ از طرف دیگر ازدحام دام اهالی در محل قنات را هم داریم؛ چراکه تنها درآمد اهالی دامداری است، ما یک متر کشاورزی نداریم چون چاه کشاورزی اینجا نیست و فقط مرتع داریم. امرار معاش صد در صد اهالی از دامداری است و تنها چند خانواده ماشین دارند که از آن استفاده می‌کنند. ۱۵ سال است که اهالی اینجا با مشکلات بحران آب زندگی می‌کنند.

    دهیار روستای بشیرآباد تاکید کرد: ما هیچی از نظام نمی‌خواهیم؛ چهل سال از نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد و ما تنها عدالت را می‌خواهیم؛ عدالت را برقرار کند و آب را به ما برساند؛ ما اینترنت نمی‌خواهیم، الان بعضی بر سر اینترنت دعوا دارند؛ ما گاز، اینترنت و جاده نمی‌خواهیم، ما آب می‌خواهیم. نیاز اولیه انسان آب است. واقعا دیگر مردم نمی‌توانند.

    شکارچی اظهار کرد: این آب قنات بر اساس آزمایش‌های اداره علوم پزشکی اصلا قابل شرب برای انسان نیست. ما بیماران سرطانی داشتیم و انگشت شمار هم نیستند و زیاد هستند؛ بیماران کلیوی داریم. آرتروز گردن و کمر که به وفور داریم که داد مردم را درآورده. چهل سال از انقلاب گذشته تنها توقع مردم روستای بشیرآباد این است که مسئولان به فکر آب این روستا باشند. تنها خواسته ما آب است.

    وی ادامه داد: یک کیلومتری روستای چشمه گل هشت ساله، چاه حفر شده و اگر چه کیفیت آن سنگین است اما قابل استفاده است؛ سال گذشته ۲۵۰ میلیون اعتبار برای برق‌دار کردن چاه گذاشتند اما یک هزارتومانی تخصیص پیدا نکرد. به مسئولان پیشنهاد دادیم که از آب روستایی استفاده کنیم که در۶ کیلومتری آن در منطقه تاریک دره که اهالی روستای تیمنک نهایتا ۶۰ تا ۷۰ روز از آب آن استفاده می‌کنند و بقیه ایام سال آب به کال و زمین می‌رود اما اینجا ۵۰۰ نفر آدم با ۷۰۰۰ راس گوسفند در حال تلف شدن هستند؛ با ۳۰۰ میلیون تومان این کار انجام پذیر است، نه ایستگاه پمپاژ می‌خواهد و نه برق؛ چراکه به دلیل بالا بودن ارتفاعش نسبت به روستا می‌توان به راحتی از آب آن جا استفاده کرد. مردم هم پای کار هستند؛ همه گفته‌اند اگر بدانیم منبع آب داریم یک میش یا بره را می‌فروشیم تا آب را تامین کنیم که از صبح تا شب جنگ اعصاب و نزاع و درگیری سر برداشت آب نداشته باشیم.

    شکارچی با اشاره به اینکه مشکل دیگر این بحران آب، تبعات اجتماعی بر سر برداشت آن است، متذکر شد: اینجا قوم و قبیله‌ای است؛ این چوپان می‌گوید گوسفندم را سریع‌تر آورده‌ام و دیگری می‌گوید من زودتر آب بدهم و چون آب هم نیست، درگیر می‌شوند.

    وی گفت: بالای ۵۰ خانوار طی این سال‌ها ریزش داشته‌ایم که همه به حاشیه شهرها رفته‌اند و بعضی گرفتار مشکلات حاشیه‌نشین‌ها نظیر اعتیاد و… شده‌اند. همه می‌خواهند به روستا برگردند؛ چراکه محیط روستا سالم است اما به دلیل مشکلات آب دلسرد شده‌اند.

    دهیار بشیرآباد درباره وضعیت خانه بهداشت روستا خاطرنشان کرد: از زمان دولت احمدی‌نژاد که خانم دستجردی وزیر محترم بهداشت بودند در حال پیگیری هستیم؛ در آن زمان گفتند باید حداقل ۵۰۰ نفر جمعیت داشته باشیم تا امتیاز خانه بهداشت را واگذار کنند که در آن زمان ۳۳۰ نفر جمعیت داشتیم. مجدد در زمان وزارت دکتر قاضی زاده هاشمی مکاتبه کردیم و گفتند باید ۷۰۰ نفر باشد و قرار شد یک روستای دیگر به عنوان قمر روستای ما قرار بگیرد تا حد نصاب جمعیتی را داشته باشیم اما به دلیل نامناسب بودن جاده روستای ما، آن روستا قبول نکرد و اهالی گفتند مراجعه به دیگر روستاها برای ما راحت‌تر است. در سال ۹۸ هم بخشنامه جدید آمده که روستا باید ۱۲۰۰ نفر جمعیت داشته باشد؛ واقعا با این مشکلات اقتصادی، بی‌آبی و بیکاری چه طور می‌شود از ۵۰۰ به ۱۲۰۰ رسید. این روستا هم دورافتاده است و نمی‌توان تعریف کرد که به سرانه جمعیت کشوری برسد؛ باید یک طرح آمایشی باشد که امتیاز خانه بهداشت را متناسب با مناطق واگذار کنند.

    تیرماه سال گذشته بود که جمعی از مسئولان شهر به این روستا سر زده بودند اما کماکان بشیرآباد در عطش و بی‌آبی می‌سوزد. اگر در همان زمان اقدامی عاجل برای رفع مشکلات این روستا صورت می‌پذیرفت، شاید آن پنج کودک حالا زنده بودند؛ اما هنوز می‌توان از جان دادن دیگران جلوگیری کرد…

    اما از سوی دیگر رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام به ایسنا گفت: آب روستای بشیرآباد از دو طریق تانکر که برای شرب است و به صورت مداوم توسط کارشناسان بهداشتی بررسی می‌شود و همچنین چشمه(قنات) تامین می‌شود که در یک سال اخیر هیچ مورد بیماری ناشی از انتقال عفونت از منابع آبی چه تانکر و قنات گزارش نشده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره کیفیت آب قنات و اعتراض اهالی روستا گفت: ما از روز اول گفته‌ایم آب چشمه قابل مصرف برای خوراکی نیست و آب شرب روستا، آبی است که از طریق تانکر تامین می‌شود و هیچ وقت آب قنات را قابل شرب نمی‌دانیم چرا که از نظر نیترات، میکروبی و… باید بررسی شود.

    افکار در پاسخ به این‌که طبق گفته اهالی روستا آب تانکر جوابگوی نیاز روستا نیست و ناچار زمانی که آب نباشد، همان آب قنات مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیان کرد: این مشکل آب و فاضلاب است و به ما ارتباطی ندارد؛ از نظر بحث سلامتی و امنیت آب به ما مربوط است که آب تانکر را مورد ارزیابی، کلرسنجی و… قرار می‌دهیم تا مشکلی نداشته باشد.

    وی تاکید کرد: مشکلات بهداشتی مانند عدم شست‌وشوی لباس‌ها و ظروف به کمبود آب منطقه برمی‌گردد و وقتی آب نباشد بهداشت هم خوب رعایت نمی‌شود؛ از اولین ابزارهای بهداشت، آب است و بنابراین در صورتی که موجود نباشد خیلی موارد بهداشتی مثل شست‌وشوی لباس‌ها، ظروف و دست‌ها همه با مشکل مواجه می‌شود.

    رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام درباره سقط جنین مادران هم عنوان کرد: این مطلب را به طور کلی تکذیب می‌کنیم. روستای ۴۵۹ نفره بشیرآباد هفت مادر باردار دارد که از طریق سامانه سیب و مراکز بهداشتی به طور پیوسته مورد پایش و معاینه قرار می‌گیرند و هیچ مشکلی هم ندارند. آخرین سقط روستا به تاریخ دو سال گذشته برمی‌گردد، یک مورد مرده‌زایی در تاریخ سوم تیرماه سال جاری این روستا داشته که به دلیل مشکلات ارثی و فامیلی بوده است و هیچ مورد دیگری به جز این را تایید نمی‌کنیم.

    افکار در خصوص اهمیت آمار سقط یا آسیب به مادران باردار گفت: یکی از شاخص‌های توسعه پایدار در هر کشور میزان آسیبی است که به مادران باردار وارد می‌شود و یکی از مهم‌ترین موضوعات در این مورد سقط است که در این شاخص اهمیت فراوانی دارد و از نظر وزارت بهداشت و سازمان‌های جهانی مهم است. به همین دلیل است که ما تاکید می‌کنیم مراقبت از مادران باردار حتما باید انجام شود و هر آسیبی که می‌رسد، گزارش شود.

    وی درباره خانه بهداشت روستای بشیرآباد عنوان کرد: خانه بهداشت به روستاهایی که حدود یک هزار نفر جمعیت داشته باشند، تعلق می‌گیرد و چون این روستا زیر این تعداد جمعیت دارد خانه بهداشت به آن تعلق نمی‌گیرد اما تیم‌های سیار مراقبت‌های لازم را انجام می‌دهند. همچنین فاصله‌ این روستا با روستای چشمه گل که خانه بهداشت دارد زیاد نیست. باز هم پیگیری می‌کنیم و در صورت امکان امتیاز خانه بهداشت را اعطا می‌کنیم.

    اگر چه پاسخ مسئولان و گفته‌های اهالی با هم تفاوت زیادی دارند ولی آنچه در این میان مهم است، معضل اساسی کمبود آب است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. نبود آب اهالی این روستا را به ستوه آورده است…

    انتهای پیام

  • مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود
    مشکلات آب در بشیرآباد باید حل شود

    ایسنا/خراسان رضوی بشیرآباد تربت‌جام، فقط ۲ ساعت تا مشهد فاصله دارد، فقط ۲ ساعت… به سمت این روستا راه افتادیم. در میانه راه روستا با جاده آسفالت خداحافظی کردیم و راه را به سمت کوه‌هایی پیش گرفتیم که سمت چپ جاده اصلی قرار دارد. تا چشم کار می‌کند دشت است و کوه؛ بدون آبادی. ۱۵ دقیقه طول کشید تا در این گرما و این مسیر خاکی، چشممان به روستایی که «آباد» نیست، روشن شد.

    از ورودی روستا، جمعیتی که در آن دوردست گرد هم آمده‌اند، مشخص است؛ با سطل هایی سفید در دست که احتمالا انتظار آب را می‌کشند؛ کمبود آب، فصل مشترک بسیاری از محرومیت‌هاست. غیزانیه نیز “سیر از نفت و تشنه آب است”. چشم اهالی که به ما خورد، جلوتر آمدند و آنجا بود که زبان به گلایه گشودند؛ درد و دلی که حالا و پس از چند ساعت انگار هنوز برایمان تکرار می‌شود: “مگر ما آدم نیستیم؟ اگر ما بمیریم برایمان بهتر است”…

    جمعیت زیادی منتظر پر کردن سطل‌هایشان از آب قناتی هستند که به یک جوی آب می‌ریزد. در سمت راست و بالادست جوی آب، زنان و مردان ایستاده و نشسته در صف قرار دارند، پایین‌تر از آن عده‌ای در حال شستن مقدار کمی لباس‌ هستند و در انتهای این جوی آب نیز گوسفندان اهالی روستا آب می‌خورند. این وضعیت آب روستایی‌ است که اخیرا بحران آبش خبرساز شد.

    سراغ دوربین و انجام مصاحبه که رفتیم، درد و دل این مردم که رنج در چهره‌هاشان نمایان بود، آغاز شد؛ ابتدا سه زن جلو آمدند و با هم جمله‌ها را تکرار و یا کامل می‌کردند، گفتند: پنج الی هفت ساعت در روز منتظر آب می‌مانیم؛ این وضعیت آب روستایی به این بزرگی‌ است. این آب را بخوریم یا برای مصارف بهداشتی استفاده کنیم؟ این ظرف را که من الان به خانه ببرم به لباس‌هایم برسانم یا به خوردن؟ آب مثل یک نخ می‌آید. رحمی به ما بکنند.

    دیگری این طور ادامه داد: ما امروز مراسم درگذشت یکی از عزیزانمان را داشتیم، از شهرستان تربت‌جام آب برای مراسم آوردیم. مسئولان به فکر ما باشند؛ به خدا بابت این گاز، آب و جاده خیلی محرومیم. بی‌آبی خیلی سخت است؛ چه طور بچه‌ها را حمام ببریم؟ یک عمری‌ است که همین طور بدبختی می‌کشیم.

    در این میان یکی از آن مادرانی که فرزندش سقط شده است، جلو آمد تعریف کرد که دو سه ماه پیش به دلیل همین آب آوردن بچه‌اش سقط شده است و گفت: یک نفر دیگر را نیز که فرزندش سقط شده است، همین الان از بیمارستان آورده‌اند.

    درباره آبی که با تانکر به روستا می‌آید سوال کردیم و پاسخ دادند: تنها یک تانکر آب می‌آید در حالی که این همه خانوار در روستا ساکن هستند.

    یکی دیگر از زنان روستایی نیز عنوان کرد: همه زنان روستا دیسک کمر گرفته‌اند. حداقل مسئولان بگویند که روستا را تخلیه کنیم؛ مردها و بچه‌هایمان از صبح تا شب کار می‌کنند، زنان هم به فکر آب هستند و دست‌هایشان همه آسیب دیده و عروس‌هایمان هم فرزندانشان سقط می‌شوند.

    زن سالمندی که در حال پر کردن دبه‌هایش بود، گفت: روز تا شب همین فرغون‌ها و دبه‌ها به دستم است و همین جا هستم. دیشب آن قدر اینجا دعوا و فحاشی بر سر آب صورت گرفت که نپرسید… اگر ما از این ملت ایران نیستیم ما را بفرستید کشورهای اطراف. همین الان یکی برای سقط جنینش در بیمارستان خوابیده است، شب تا صبح از کمر درد خوابمان نمی‌برد. ما بنده خدا نیستیم؟ قبل از آمدن شما هم همین جا بین خانم‌ها دعوا شد. ما چه گناهی کردیم؟ شما بگویید گناه ما چیست؟ به درد ما رسیدگی بکنید.

    سراغ کسانی که در دور قنات حلقه زده بودند رفتیم؛ آن‌ها هم این طور گفتند: وقتی آب نباشد، آبادی می‌شود؟ می‌گویند: “مریضی آمده، کرونا آمده” خوب چه طور رعایت کنیم؟ بدون آب چه طور می‌شود بهداشت را رعایت کرد. از داخل همین لوله قنات، مار و عقرب بارها بیرون آمده. الان یک ماه است که لباس‌ها را نشسته‌ایم. من الان این دبه را باید تا خانه ببرم، باز برگردم و دیگری را آب کنم و ببرم، به خدا دست‌هایم قوت ندارند و نمی‌کشند. آب که به آبادی نبود، زنده هم نباشی بهتر است.

    یکی دیگر از اهالی گفت: به خدا سه ماه است در خانه افتاده‌ام؛ پاهایم ورم کرده است دکتر گفته عمل و استراحت کن؛ هم پول عمل ندارم و هم این که نمی‌توانم در خانه بمانم چرا که مدام برای تامین آب باید بیایم. سه ماه است لباس‌هایم را نشسته‌ام.

    سراغ کوچه‌های روستا رفتیم و با اهالی گفت‌وگو کردیم؛ یکی از مردان درباره وضعیت بهداشتی عنوان کرد: ما الان حمام ساخته‌ایم اما آب نداریم. زمانی‌که می‌خواهیم حمام برویم باید اول داخل چراغ نفت بریزیم تا روشن شود، سپس آب را روی آن بگذاریم تا داغ شود. اذان می‌دهد می‌خواهیم وضو بگیریم آب نیست. غذا می‌خوریم، ظرف‌ها را تا دو روز نمی‌توانیم بشوییم و باید ظرف‌ها را به قنات ببریم شست‌و شو دهیم؛ باز همان جا هم شلوغ می‌شود و خانم‌ها با هم دعوا می‌کنند. یک روز که در روستا باشیم باید ۱۰ روز در مشهد کارگری کنیم تا پول در بیاوریم؛ ما که نیستیم، زنان هم وضعیت سختی دارند.

    یکی دیگر از مردان روستا گفت: ما اصلا انگار بچه این انقلاب نیستیم. ما مگر جبهه نرفتیم و نجنگیدیم و سرباز ندادیم؟ اصلا هیچکس فکر ما نیست؛ ۱۶۰ خانوار که شوخی نیست. نماینده می‌گوید “آب می‌آوریم” و نمی‌آورد. این آب فعلی روستا اصلا قابل خوردن نیست؛ دیگری که از سمت کوه می‌آید مال دویست سیصد سال گذشته است و از رو خاکستر می‌آید، یعنی ما خاکسترخوریم؟ همه این جوان‌های روستا کمر درد شدند، فلج شدند از بس کار بنایی کردند و به مشهد و شمال رفتند. آب نیست، کشت دیم هم نیست. این وضعیت ماست. شما را به خدا صدای ما را به یک کسی برسانید که دست ما را بگیرند. به خدا مرگ از این زندگی که ما داریم در این روستا بهتر است؛ یا مرگ یا زندگی. نه زن‌ها و نه خود ما آسایشی نداریم؛ یک حمام حتی نداریم؛ هیچ چیزی نداریم.

    سید محمد شکارچی، دهیار روستا نیز درباره وضعیت کمبود آب به ایسنا گفت: روستای بشیرآباد در فاصله ۲۷ کیلومتری از مرکز شهرستان واقع شده و دارای جمعیت بالای ۵۰۰ نفر و ۱۳۲ خانوار است که نزدیک ۱۵ سال با این مشکل بی‌آبی درست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلی که هم مربوط به انسان و هم مروبط به دام می‌شود. متاسفانه خانم‌ها با فاصله ۷۰۰ متری قنات، فرغون‌های سنگین آب را حمل می‌کنند که به همین دلیل پنج مورد سقط جنین داشته‌ایم.

    وی ادامه داد: خانم‌های باردار فرغون‌های آب را که حمل می‌کردند، در مسیر دردشان می‌گرفته، بعد که مشکلات بعدی برایشان پیش می‌آمده به پزشک مراجعه می‌کردند و متوجه می‌شدند که بچه پنچ شش ماهه را باید سقط کنند. افرادی در روستا داریم که به دلیل کمردردهایی که دارند داخل خانه‌ها زمین‌گیر شده‌اند؛ دیسک‌های گردن، آرتروز گردن و… سایر بیماری‌ها همه با مدارک پزشکی موجود است.

    دهیار روستا افزود: تانکر آب سیار هم گاهی می‌آید و گاهی نمی‌آید. الان هم مطالبه کرده‌اند که هر تانکری ۵۴.۹۰۰ تومان پول باید بدهیم؛ حساب کردیم در ماه می‌شود ۲.۳۶۰.۰۰۰ تومان. به علاوه این که شبکه آب‌رسانی روستای ما به گونه‌ای اجرا شده که یک سوم روستا آب لوله‌کشی که با تانکر درون مخزن خالی می‌شود می‌رسد، فقط پایین دست روستا دو الی سه دبه آب می‌بینند و بقیه روستا هیچ.

    شکارچی عنوان کرد: بنابراین افراد به تنها قنات روستا هجوم می‌آورند؛ از طرف دیگر ازدحام دام اهالی در محل قنات را هم داریم؛ چراکه تنها درآمد اهالی دامداری است، ما یک متر کشاورزی نداریم چون چاه کشاورزی اینجا نیست و فقط مرتع داریم. امرار معاش صد در صد اهالی از دامداری است و تنها چند خانواده ماشین دارند که از آن استفاده می‌کنند. ۱۵ سال است که اهالی اینجا با مشکلات بحران آب زندگی می‌کنند.

    دهیار روستای بشیرآباد تاکید کرد: ما هیچی از نظام نمی‌خواهیم؛ چهل سال از نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد و ما تنها عدالت را می‌خواهیم؛ عدالت را برقرار کند و آب را به ما برساند؛ ما اینترنت نمی‌خواهیم، الان بعضی بر سر اینترنت دعوا دارند؛ ما گاز، اینترنت و جاده نمی‌خواهیم، ما آب می‌خواهیم. نیاز اولیه انسان آب است. واقعا دیگر مردم نمی‌توانند.

    شکارچی اظهار کرد: این آب قنات بر اساس آزمایش‌های اداره علوم پزشکی اصلا قابل شرب برای انسان نیست. ما بیماران سرطانی داشتیم و انگشت شمار هم نیستند و زیاد هستند؛ بیماران کلیوی داریم. آرتروز گردن و کمر که به وفور داریم که داد مردم را درآورده. چهل سال از انقلاب گذشته تنها توقع مردم روستای بشیرآباد این است که مسئولان به فکر آب این روستا باشند. تنها خواسته ما آب است.

    وی ادامه داد: یک کیلومتری روستای چشمه گل هشت ساله، چاه حفر شده و اگر چه کیفیت آن سنگین است اما قابل استفاده است؛ سال گذشته ۲۵۰ میلیون اعتبار برای برق‌دار کردن چاه گذاشتند اما یک هزارتومانی تخصیص پیدا نکرد. به مسئولان پیشنهاد دادیم که از آب روستایی استفاده کنیم که در۶ کیلومتری آن در منطقه تاریک دره که اهالی روستای تیمنک نهایتا ۶۰ تا ۷۰ روز از آب آن استفاده می‌کنند و بقیه ایام سال آب به کال و زمین می‌رود اما اینجا ۵۰۰ نفر آدم با ۷۰۰۰ راس گوسفند در حال تلف شدن هستند؛ با ۳۰۰ میلیون تومان این کار انجام پذیر است، نه ایستگاه پمپاژ می‌خواهد و نه برق؛ چراکه به دلیل بالا بودن ارتفاعش نسبت به روستا می‌توان به راحتی از آب آن جا استفاده کرد. مردم هم پای کار هستند؛ همه گفته‌اند اگر بدانیم منبع آب داریم یک میش یا بره را می‌فروشیم تا آب را تامین کنیم که از صبح تا شب جنگ اعصاب و نزاع و درگیری سر برداشت آب نداشته باشیم.

    شکارچی با اشاره به اینکه مشکل دیگر این بحران آب، تبعات اجتماعی بر سر برداشت آن است، متذکر شد: اینجا قوم و قبیله‌ای است؛ این چوپان می‌گوید گوسفندم را سریع‌تر آورده‌ام و دیگری می‌گوید من زودتر آب بدهم و چون آب هم نیست، درگیر می‌شوند.

    وی گفت: بالای ۵۰ خانوار طی این سال‌ها ریزش داشته‌ایم که همه به حاشیه شهرها رفته‌اند و بعضی گرفتار مشکلات حاشیه‌نشین‌ها نظیر اعتیاد و… شده‌اند. همه می‌خواهند به روستا برگردند؛ چراکه محیط روستا سالم است اما به دلیل مشکلات آب دلسرد شده‌اند.

    دهیار بشیرآباد درباره وضعیت خانه بهداشت روستا خاطرنشان کرد: از زمان دولت احمدی‌نژاد که خانم دستجردی وزیر محترم بهداشت بودند در حال پیگیری هستیم؛ در آن زمان گفتند باید حداقل ۵۰۰ نفر جمعیت داشته باشیم تا امتیاز خانه بهداشت را واگذار کنند که در آن زمان ۳۳۰ نفر جمعیت داشتیم. مجدد در زمان وزارت دکتر قاضی زاده هاشمی مکاتبه کردیم و گفتند باید ۷۰۰ نفر باشد و قرار شد یک روستای دیگر به عنوان قمر روستای ما قرار بگیرد تا حد نصاب جمعیتی را داشته باشیم اما به دلیل نامناسب بودن جاده روستای ما، آن روستا قبول نکرد و اهالی گفتند مراجعه به دیگر روستاها برای ما راحت‌تر است. در سال ۹۸ هم بخشنامه جدید آمده که روستا باید ۱۲۰۰ نفر جمعیت داشته باشد؛ واقعا با این مشکلات اقتصادی، بی‌آبی و بیکاری چه طور می‌شود از ۵۰۰ به ۱۲۰۰ رسید. این روستا هم دورافتاده است و نمی‌توان تعریف کرد که به سرانه جمعیت کشوری برسد؛ باید یک طرح آمایشی باشد که امتیاز خانه بهداشت را متناسب با مناطق واگذار کنند.

    تیرماه سال گذشته بود که جمعی از مسئولان شهر به این روستا سر زده بودند اما کماکان بشیرآباد در عطش و بی‌آبی می‌سوزد. اگر در همان زمان اقدامی عاجل برای رفع مشکلات این روستا صورت می‌پذیرفت، شاید آن پنج کودک حالا زنده بودند؛ اما هنوز می‌توان از جان دادن دیگران جلوگیری کرد…

    اما از سوی دیگر رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام به ایسنا گفت: آب روستای بشیرآباد از دو طریق تانکر که برای شرب است و به صورت مداوم توسط کارشناسان بهداشتی بررسی می‌شود و همچنین چشمه(قنات) تامین می‌شود که در یک سال اخیر هیچ مورد بیماری ناشی از انتقال عفونت از منابع آبی چه تانکر و قنات گزارش نشده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره کیفیت آب قنات و اعتراض اهالی روستا گفت: ما از روز اول گفته‌ایم آب چشمه قابل مصرف برای خوراکی نیست و آب شرب روستا، آبی است که از طریق تانکر تامین می‌شود و هیچ وقت آب قنات را قابل شرب نمی‌دانیم چرا که از نظر نیترات، میکروبی و… باید بررسی شود.

    افکار در پاسخ به این‌که طبق گفته اهالی روستا آب تانکر جوابگوی نیاز روستا نیست و ناچار زمانی که آب نباشد، همان آب قنات مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیان کرد: این مشکل آب و فاضلاب است و به ما ارتباطی ندارد؛ از نظر بحث سلامتی و امنیت آب به ما مربوط است که آب تانکر را مورد ارزیابی، کلرسنجی و… قرار می‌دهیم تا مشکلی نداشته باشد.

    وی تاکید کرد: مشکلات بهداشتی مانند عدم شست‌وشوی لباس‌ها و ظروف به کمبود آب منطقه برمی‌گردد و وقتی آب نباشد بهداشت هم خوب رعایت نمی‌شود؛ از اولین ابزارهای بهداشت، آب است و بنابراین در صورتی که موجود نباشد خیلی موارد بهداشتی مثل شست‌وشوی لباس‌ها، ظروف و دست‌ها همه با مشکل مواجه می‌شود.

    رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام درباره سقط جنین مادران هم عنوان کرد: این مطلب را به طور کلی تکذیب می‌کنیم. روستای ۴۵۹ نفره بشیرآباد هفت مادر باردار دارد که از طریق سامانه سیب و مراکز بهداشتی به طور پیوسته مورد پایش و معاینه قرار می‌گیرند و هیچ مشکلی هم ندارند. آخرین سقط روستا به تاریخ دو سال گذشته برمی‌گردد، یک مورد مرده‌زایی در تاریخ سوم تیرماه سال جاری این روستا داشته که به دلیل مشکلات ارثی و فامیلی بوده است و هیچ مورد دیگری به جز این را تایید نمی‌کنیم.

    افکار در خصوص اهمیت آمار سقط یا آسیب به مادران باردار گفت: یکی از شاخص‌های توسعه پایدار در هر کشور میزان آسیبی است که به مادران باردار وارد می‌شود و یکی از مهم‌ترین موضوعات در این مورد سقط است که در این شاخص اهمیت فراوانی دارد و از نظر وزارت بهداشت و سازمان‌های جهانی مهم است. به همین دلیل است که ما تاکید می‌کنیم مراقبت از مادران باردار حتما باید انجام شود و هر آسیبی که می‌رسد، گزارش شود.

    وی درباره خانه بهداشت روستای بشیرآباد عنوان کرد: خانه بهداشت به روستاهایی که حدود یک هزار نفر جمعیت داشته باشند، تعلق می‌گیرد و چون این روستا زیر این تعداد جمعیت دارد خانه بهداشت به آن تعلق نمی‌گیرد اما تیم‌های سیار مراقبت‌های لازم را انجام می‌دهند. همچنین فاصله‌ این روستا با روستای چشمه گل که خانه بهداشت دارد زیاد نیست. باز هم پیگیری می‌کنیم و در صورت امکان امتیاز خانه بهداشت را اعطا می‌کنیم.

    اگر چه پاسخ مسئولان و گفته‌های اهالی با هم تفاوت زیادی دارند ولی آنچه در این میان مهم است، معضل اساسی کمبود آب است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. نبود آب اهالی این روستا را به ستوه آورده است…

    انتهای پیام

  • تهیه آب به قیمت سقط جنین

    تهیه آب به قیمت سقط جنین

    تهیه آب به قیمت سقط جنین
    تهیه آب به قیمت سقط جنین

    ایسنا/خراسان رضوی جنین‌های پنج مادر در یکی از روستاهای خراسان رضوی، به‌هنگام تهیه آب سقط شده‌اند، روستایی که چندان دور از مرکز استان نیست.

    بشیرآباد تربت‌جام، فقط ۲ ساعت تا مشهد فاصله دارد، فقط ۲ ساعت… به سمت این روستا راه افتادیم. در میانه راه روستا با جاده آسفالت خداحافظی کردیم و راه را به سمت کوه‌هایی پیش گرفتیم که سمت چپ جاده اصلی قرار دارد. تا چشم کار می‌کند دشت است و کوه؛ بدون آبادی. ۱۵ دقیقه طول کشید تا در این گرما و این مسیر خاکی، چشممان به روستایی که «آباد» نیست، روشن شد.

    از ورودی روستا، جمعیتی که در آن دوردست گرد هم آمده‌اند، مشخص است؛ با سطل هایی سفید در دست که احتمالا انتظار آب را می‌کشند؛ کمبود آب، فصل مشترک بسیاری از محرومیت‌هاست. غیزانیه نیز “سیر از نفت و تشنه آب است”. چشم اهالی که به ما خورد، جلوتر آمدند و آنجا بود که زبان به گلایه گشودند؛ درد و دلی که حالا و پس از چند ساعت انگار هنوز برایمان تکرار می‌شود: “مگر ما آدم نیستیم؟ اگر ما بمیریم برایمان بهتر است”…

    جمعیت زیادی منتظر پر کردن سطل‌هایشان از آب قناتی هستند که به یک جوی آب می‌ریزد. در سمت راست و بالادست جوی آب، زنان و مردان ایستاده و نشسته در صف قرار دارند، پایین‌تر از آن عده‌ای در حال شستن مقدار کمی لباس‌ هستند و در انتهای این جوی آب نیز گوسفندان اهالی روستا آب می‌خورند. این وضعیت آب روستایی‌ است که اخیرا بحران آبش خبرساز شد.

    سراغ دوربین و انجام مصاحبه که رفتیم، درد و دل این مردم که رنج در چهره‌هاشان نمایان بود، آغاز شد؛ ابتدا سه زن جلو آمدند و با هم جمله‌ها را تکرار و یا کامل می‌کردند، گفتند: پنج الی هفت ساعت در روز منتظر آب می‌مانیم؛ این وضعیت آب روستایی به این بزرگی‌ است. این آب را بخوریم یا برای مصارف بهداشتی استفاده کنیم؟ این ظرف را که من الان به خانه ببرم به لباس‌هایم برسانم یا به خوردن؟ آب مثل یک نخ می‌آید. رحمی به ما بکنند.

    دیگری این طور ادامه داد: ما امروز مراسم درگذشت یکی از عزیزانمان را داشتیم، از شهرستان تربت‌جام آب برای مراسم آوردیم. مسئولان به فکر ما باشند؛ به خدا بابت این گاز، آب و جاده خیلی محرومیم. بی‌آبی خیلی سخت است؛ چه طور بچه‌ها را حمام ببریم؟ یک عمری‌ است که همین طور بدبختی می‌کشیم.

    در این میان یکی از آن مادرانی که فرزندش سقط شده است، جلو آمد تعریف کرد که دو سه ماه پیش به دلیل همین آب آوردن بچه‌اش سقط شده است و گفت: یک نفر دیگر را نیز که فرزندش سقط شده است، همین الان از بیمارستان آورده‌اند.

    درباره آبی که با تانکر به روستا می‌آید سوال کردیم و پاسخ دادند: تنها یک تانکر آب می‌آید در حالی که این همه خانوار در روستا ساکن هستند.

    یکی دیگر از زنان روستایی نیز عنوان کرد: همه زنان روستا دیسک کمر گرفته‌اند. حداقل مسئولان بگویند که روستا را تخلیه کنیم؛ مردها و بچه‌هایمان از صبح تا شب کار می‌کنند، زنان هم به فکر آب هستند و دست‌هایشان همه آسیب دیده و عروس‌هایمان هم فرزندانشان سقط می‌شوند.

    زن سالمندی که در حال پر کردن دبه‌هایش بود، گفت: روز تا شب همین فرغون‌ها و دبه‌ها به دستم است و همین جا هستم. دیشب آن قدر اینجا دعوا و فحاشی بر سر آب صورت گرفت که نپرسید… اگر ما از این ملت ایران نیستیم ما را بفرستید کشورهای اطراف. همین الان یکی برای سقط جنینش در بیمارستان خوابیده است، شب تا صبح از کمر درد خوابمان نمی‌برد. ما بنده خدا نیستیم؟ قبل از آمدن شما هم همین جا بین خانم‌ها دعوا شد. ما چه گناهی کردیم؟ شما بگویید گناه ما چیست؟ به درد ما رسیدگی بکنید.

    سراغ کسانی که در دور قنات حلقه زده بودند رفتیم؛ آن‌ها هم این طور گفتند: وقتی آب نباشد، آبادی می‌شود؟ می‌گویند: “مریضی آمده، کرونا آمده” خوب چه طور رعایت کنیم؟ بدون آب چه طور می‌شود بهداشت را رعایت کرد. از داخل همین لوله قنات، مار و عقرب بارها بیرون آمده. الان یک ماه است که لباس‌ها را نشسته‌ایم. من الان این دبه را باید تا خانه ببرم، باز برگردم و دیگری را آب کنم و ببرم، به خدا دست‌هایم قوت ندارند و نمی‌کشند. آب که به آبادی نبود، زنده هم نباشی بهتر است.

    یکی دیگر از اهالی گفت: به خدا سه ماه است در خانه افتاده‌ام؛ پاهایم ورم کرده است دکتر گفته عمل و استراحت کن؛ هم پول عمل ندارم و هم این که نمی‌توانم در خانه بمانم چرا که مدام برای تامین آب باید بیایم. سه ماه است لباس‌هایم را نشسته‌ام.

    سراغ کوچه‌های روستا رفتیم و با اهالی گفت‌وگو کردیم؛ یکی از مردان درباره وضعیت بهداشتی عنوان کرد: ما الان حمام ساخته‌ایم اما آب نداریم. زمانی‌که می‌خواهیم حمام برویم باید اول داخل چراغ نفت بریزیم تا روشن شود، سپس آب را روی آن بگذاریم تا داغ شود. اذان می‌دهد می‌خواهیم وضو بگیریم آب نیست. غذا می‌خوریم، ظرف‌ها را تا دو روز نمی‌توانیم بشوییم و باید ظرف‌ها را به قنات ببریم شست‌و شو دهیم؛ باز همان جا هم شلوغ می‌شود و خانم‌ها با هم دعوا می‌کنند. یک روز که در روستا باشیم باید ۱۰ روز در مشهد کارگری کنیم تا پول در بیاوریم؛ ما که نیستیم، زنان هم وضعیت سختی دارند.

    یکی دیگر از مردان روستا گفت: ما اصلا انگار بچه این انقلاب نیستیم. ما مگر جبهه نرفتیم و نجنگیدیم و سرباز ندادیم؟ اصلا هیچکس فکر ما نیست؛ ۱۶۰ خانوار که شوخی نیست. نماینده می‌گوید “آب می‌آوریم” و نمی‌آورد. این آب فعلی روستا اصلا قابل خوردن نیست؛ دیگری که از سمت کوه می‌آید مال دویست سیصد سال گذشته است و از رو خاکستر می‌آید، یعنی ما خاکسترخوریم؟ همه این جوان‌های روستا کمر درد شدند، فلج شدند از بس کار بنایی کردند و به مشهد و شمال رفتند. آب نیست، کشت دیم هم نیست. این وضعیت ماست. شما را به خدا صدای ما را به یک کسی برسانید که دست ما را بگیرند. به خدا مرگ از این زندگی که ما داریم در این روستا بهتر است؛ یا مرگ یا زندگی. نه زن‌ها و نه خود ما آسایشی نداریم؛ یک حمام حتی نداریم؛ هیچ چیزی نداریم.

    سید محمد شکارچی، دهیار روستا نیز درباره وضعیت کمبود آب به ایسنا گفت: روستای بشیرآباد در فاصله ۲۷ کیلومتری از مرکز شهرستان واقع شده و دارای جمعیت بالای ۵۰۰ نفر و ۱۳۲ خانوار است که نزدیک ۱۵ سال با این مشکل بی‌آبی درست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلی که هم مربوط به انسان و هم مروبط به دام می‌شود. متاسفانه خانم‌ها با فاصله ۷۰۰ متری قنات، فرغون‌های سنگین آب را حمل می‌کنند که به همین دلیل پنج مورد سقط جنین داشته‌ایم.

    وی ادامه داد: خانم‌های باردار فرغون‌های آب را که حمل می‌کردند، در مسیر دردشان می‌گرفته، بعد که مشکلات بعدی برایشان پیش می‌آمده به پزشک مراجعه می‌کردند و متوجه می‌شدند که بچه پنچ شش ماهه را باید سقط کنند. افرادی در روستا داریم که به دلیل کمردردهایی که دارند داخل خانه‌ها زمین‌گیر شده‌اند؛ دیسک‌های گردن، آرتروز گردن و… سایر بیماری‌ها همه با مدارک پزشکی موجود است.

    دهیار روستا افزود: تانکر آب سیار هم گاهی می‌آید و گاهی نمی‌آید. الان هم مطالبه کرده‌اند که هر تانکری ۵۴.۹۰۰ تومان پول باید بدهیم؛ حساب کردیم در ماه می‌شود ۲.۳۶۰.۰۰۰ تومان. به علاوه این که شبکه آب‌رسانی روستای ما به گونه‌ای اجرا شده که یک سوم روستا آب لوله‌کشی که با تانکر درون مخزن خالی می‌شود می‌رسد، فقط پایین دست روستا دو الی سه دبه آب می‌بینند و بقیه روستا هیچ.

    شکارچی عنوان کرد: بنابراین افراد به تنها قنات روستا هجوم می‌آورند؛ از طرف دیگر ازدحام دام اهالی در محل قنات را هم داریم؛ چراکه تنها درآمد اهالی دامداری است، ما یک متر کشاورزی نداریم چون چاه کشاورزی اینجا نیست و فقط مرتع داریم. امرار معاش صد در صد اهالی از دامداری است و تنها چند خانواده ماشین دارند که از آن استفاده می‌کنند. ۱۵ سال است که اهالی اینجا با مشکلات بحران آب زندگی می‌کنند.

    دهیار روستای بشیرآباد تاکید کرد: ما هیچی از نظام نمی‌خواهیم؛ چهل سال از نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد و ما تنها عدالت را می‌خواهیم؛ عدالت را برقرار کند و آب را به ما برساند؛ ما اینترنت نمی‌خواهیم، الان بعضی بر سر اینترنت دعوا دارند؛ ما گاز، اینترنت و جاده نمی‌خواهیم، ما آب می‌خواهیم. نیاز اولیه انسان آب است. واقعا دیگر مردم نمی‌توانند.

    شکارچی اظهار کرد: این آب قنات بر اساس آزمایش‌های اداره علوم پزشکی اصلا قابل شرب برای انسان نیست. ما بیماران سرطانی داشتیم و انگشت شمار هم نیستند و زیاد هستند؛ بیماران کلیوی داریم. آرتروز گردن و کمر که به وفور داریم که داد مردم را درآورده. چهل سال از انقلاب گذشته تنها توقع مردم روستای بشیرآباد این است که مسئولان به فکر آب این روستا باشند. تنها خواسته ما آب است.

    وی ادامه داد: یک کیلومتری روستای چشمه گل هشت ساله، چاه حفر شده و اگر چه کیفیت آن سنگین است اما قابل استفاده است؛ سال گذشته ۲۵۰ میلیون اعتبار برای برق‌دار کردن چاه گذاشتند اما یک هزارتومانی تخصیص پیدا نکرد. به مسئولان پیشنهاد دادیم که از آب روستایی استفاده کنیم که در۶ کیلومتری آن در منطقه تاریک دره که اهالی روستای تیمنک نهایتا ۶۰ تا ۷۰ روز از آب آن استفاده می‌کنند و بقیه ایام سال آب به کال و زمین می‌رود اما اینجا ۵۰۰ نفر آدم با ۷۰۰۰ راس گوسفند در حال تلف شدن هستند؛ با ۳۰۰ میلیون تومان این کار انجام پذیر است، نه ایستگاه پمپاژ می‌خواهد و نه برق؛ چراکه به دلیل بالا بودن ارتفاعش نسبت به روستا می‌توان به راحتی از آب آن جا استفاده کرد. مردم هم پای کار هستند؛ همه گفته‌اند اگر بدانیم منبع آب داریم یک میش یا بره را می‌فروشیم تا آب را تامین کنیم که از صبح تا شب جنگ اعصاب و نزاع و درگیری سر برداشت آب نداشته باشیم.

    شکارچی با اشاره به اینکه مشکل دیگر این بحران آب، تبعات اجتماعی بر سر برداشت آن است، متذکر شد: اینجا قوم و قبیله‌ای است؛ این چوپان می‌گوید گوسفندم را سریع‌تر آورده‌ام و دیگری می‌گوید من زودتر آب بدهم و چون آب هم نیست، درگیر می‌شوند.

    وی گفت: بالای ۵۰ خانوار طی این سال‌ها ریزش داشته‌ایم که همه به حاشیه شهرها رفته‌اند و بعضی گرفتار مشکلات حاشیه‌نشین‌ها نظیر اعتیاد و… شده‌اند. همه می‌خواهند به روستا برگردند؛ چراکه محیط روستا سالم است اما به دلیل مشکلات آب دلسرد شده‌اند.

    دهیار بشیرآباد درباره وضعیت خانه بهداشت روستا خاطرنشان کرد: از زمان دولت احمدی‌نژاد که خانم دستجردی وزیر محترم بهداشت بودند در حال پیگیری هستیم؛ در آن زمان گفتند باید حداقل ۵۰۰ نفر جمعیت داشته باشیم تا امتیاز خانه بهداشت را واگذار کنند که در آن زمان ۳۳۰ نفر جمعیت داشتیم. مجدد در زمان وزارت دکتر قاضی زاده هاشمی مکاتبه کردیم و گفتند باید ۷۰۰ نفر باشد و قرار شد یک روستای دیگر به عنوان قمر روستای ما قرار بگیرد تا حد نصاب جمعیتی را داشته باشیم اما به دلیل نامناسب بودن جاده روستای ما، آن روستا قبول نکرد و اهالی گفتند مراجعه به دیگر روستاها برای ما راحت‌تر است. در سال ۹۸ هم بخشنامه جدید آمده که روستا باید ۱۲۰۰ نفر جمعیت داشته باشد؛ واقعا با این مشکلات اقتصادی، بی‌آبی و بیکاری چه طور می‌شود از ۵۰۰ به ۱۲۰۰ رسید. این روستا هم دورافتاده است و نمی‌توان تعریف کرد که به سرانه جمعیت کشوری برسد؛ باید یک طرح آمایشی باشد که امتیاز خانه بهداشت را متناسب با مناطق واگذار کنند.

    تیرماه سال گذشته بود که جمعی از مسئولان شهر به این روستا سر زده بودند اما کماکان بشیرآباد در عطش و بی‌آبی می‌سوزد. اگر در همان زمان اقدامی عاجل برای رفع مشکلات این روستا صورت می‌پذیرفت، شاید آن پنج کودک حالا زنده بودند؛ اما هنوز می‌توان از جان دادن دیگران جلوگیری کرد…

    اما از سوی دیگر رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام به ایسنا گفت: آب روستای بشیرآباد از دو طریق تانکر که برای شرب است و به صورت مداوم توسط کارشناسان بهداشتی بررسی می‌شود و همچنین چشمه(قنات) تامین می‌شود که در یک سال اخیر هیچ مورد بیماری ناشی از انتقال عفونت از منابع آبی چه تانکر و قنات گزارش نشده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره کیفیت آب قنات و اعتراض اهالی روستا گفت: ما از روز اول گفته‌ایم آب چشمه قابل مصرف برای خوراکی نیست و آب شرب روستا، آبی است که از طریق تانکر تامین می‌شود و هیچ وقت آب قنات را قابل شرب نمی‌دانیم چرا که از نظر نیترات، میکروبی و… باید بررسی شود.

    افکار در پاسخ به این‌که طبق گفته اهالی روستا آب تانکر جوابگوی نیاز روستا نیست و ناچار زمانی که آب نباشد، همان آب قنات مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیان کرد: این مشکل آب و فاضلاب است و به ما ارتباطی ندارد؛ از نظر بحث سلامتی و امنیت آب به ما مربوط است که آب تانکر را مورد ارزیابی، کلرسنجی و… قرار می‌دهیم تا مشکلی نداشته باشد.

    وی تاکید کرد: مشکلات بهداشتی مانند عدم شست‌وشوی لباس‌ها و ظروف به کمبود آب منطقه برمی‌گردد و وقتی آب نباشد بهداشت هم خوب رعایت نمی‌شود؛ از اولین ابزارهای بهداشت، آب است و بنابراین در صورتی که موجود نباشد خیلی موارد بهداشتی مثل شست‌وشوی لباس‌ها، ظروف و دست‌ها همه با مشکل مواجه می‌شود.

    رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام درباره سقط جنین مادران هم عنوان کرد: این مطلب را به طور کلی تکذیب می‌کنیم. روستای ۴۵۹ نفره بشیرآباد هفت مادر باردار دارد که از طریق سامانه سیب و مراکز بهداشتی به طور پیوسته مورد پایش و معاینه قرار می‌گیرند و هیچ مشکلی هم ندارند. آخرین سقط روستا به تاریخ دو سال گذشته برمی‌گردد، یک مورد مرده‌زایی در تاریخ سوم تیرماه سال جاری این روستا داشته که به دلیل مشکلات ارثی و فامیلی بوده است و هیچ مورد دیگری به جز این را تایید نمی‌کنیم.

    افکار در خصوص اهمیت آمار سقط یا آسیب به مادران باردار گفت: یکی از شاخص‌های توسعه پایدار در هر کشور میزان آسیبی است که به مادران باردار وارد می‌شود و یکی از مهم‌ترین موضوعات در این مورد سقط است که در این شاخص اهمیت فراوانی دارد و از نظر وزارت بهداشت و سازمان‌های جهانی مهم است. به همین دلیل است که ما تاکید می‌کنیم مراقبت از مادران باردار حتما باید انجام شود و هر آسیبی که می‌رسد، گزارش شود.

    وی درباره خانه بهداشت روستای بشیرآباد عنوان کرد: خانه بهداشت به روستاهایی که حدود یک هزار نفر جمعیت داشته باشند، تعلق می‌گیرد و چون این روستا زیر این تعداد جمعیت دارد خانه بهداشت به آن تعلق نمی‌گیرد اما تیم‌های سیار مراقبت‌های لازم را انجام می‌دهند. همچنین فاصله‌ این روستا با روستای چشمه گل که خانه بهداشت دارد زیاد نیست. باز هم پیگیری می‌کنیم و در صورت امکان امتیاز خانه بهداشت را اعطا می‌کنیم.

    اگر چه پاسخ مسئولان و گفته‌های اهالی با هم تفاوت زیادی دارند ولی آنچه در این میان مهم است، معضل اساسی کمبود آب است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. نبود آب اهالی این روستا را به ستوه آورده است…

    انتهای پیام

  • آب به قیمت سقط جنین

    آب به قیمت سقط جنین

    آب به قیمت سقط جنین
    آب به قیمت سقط جنین

    ایسنا/خراسان رضوی جنین‌های پنج مادر در یکی از روستاهای خراسان رضوی، به‌هنگام تهیه آب سقط شده‌اند، روستایی که چندان دور از مرکز استان نیست.

    بشیرآباد تربت‌جام، فقط ۲ ساعت تا مشهد فاصله دارد، فقط ۲ ساعت… به سمت این روستا راه افتادیم. در میانه راه روستا با جاده آسفالت خداحافظی کردیم و راه را به سمت کوه‌هایی پیش گرفتیم که سمت چپ جاده اصلی قرار دارد. تا چشم کار می‌کند دشت است و کوه؛ بدون آبادی. ۱۵ دقیقه طول کشید تا در این گرما و این مسیر خاکی، چشممان به روستایی که «آباد» نیست، روشن شد.

    از ورودی روستا، جمعیتی که در آن دوردست گرد هم آمده‌اند، مشخص است؛ با سطل هایی سفید در دست که احتمالا انتظار آب را می‌کشند؛ کمبود آب، فصل مشترک بسیاری از محرومیت‌هاست. غیزانیه نیز “سیر از نفت و تشنه آب است”. چشم اهالی که به ما خورد، جلوتر آمدند و آنجا بود که زبان به گلایه گشودند؛ درد و دلی که حالا و پس از چند ساعت انگار هنوز برایمان تکرار می‌شود: “مگر ما آدم نیستیم؟ اگر ما بمیریم برایمان بهتر است”…

    جمعیت زیادی منتظر پر کردن سطل‌هایشان از آب قناتی هستند که به یک جوی آب می‌ریزد. در سمت راست و بالادست جوی آب، زنان و مردان ایستاده و نشسته در صف قرار دارند، پایین‌تر از آن عده‌ای در حال شستن مقدار کمی لباس‌ هستند و در انتهای این جوی آب نیز گوسفندان اهالی روستا آب می‌خورند. این وضعیت آب روستایی‌ است که اخیرا بحران آبش خبرساز شد.

    سراغ دوربین و انجام مصاحبه که رفتیم، درد و دل این مردم که رنج در چهره‌هاشان نمایان بود، آغاز شد؛ ابتدا سه زن جلو آمدند و با هم جمله‌ها را تکرار و یا کامل می‌کردند، گفتند: پنج الی هفت ساعت در روز منتظر آب می‌مانیم؛ این وضعیت آب روستایی به این بزرگی‌ است. این آب را بخوریم یا برای مصارف بهداشتی استفاده کنیم؟ این ظرف را که من الان به خانه ببرم به لباس‌هایم برسانم یا به خوردن؟ آب مثل یک نخ می‌آید. رحمی به ما بکنند.

    دیگری این طور ادامه داد: ما امروز مراسم درگذشت یکی از عزیزانمان را داشتیم، از شهرستان تربت‌جام آب برای مراسم آوردیم. مسئولان به فکر ما باشند؛ به خدا بابت این گاز، آب و جاده خیلی محرومیم. بی‌آبی خیلی سخت است؛ چه طور بچه‌ها را حمام ببریم؟ یک عمری‌ است که همین طور بدبختی می‌کشیم.

    در این میان یکی از آن مادرانی که فرزندش سقط شده است، جلو آمد تعریف کرد که دو سه ماه پیش به دلیل همین آب آوردن بچه‌اش سقط شده است و گفت: یک نفر دیگر را نیز که فرزندش سقط شده است، همین الان از بیمارستان آورده‌اند.

    درباره آبی که با تانکر به روستا می‌آید سوال کردیم و پاسخ دادند: تنها یک تانکر آب می‌آید در حالی که این همه خانوار در روستا ساکن هستند.

    یکی دیگر از زنان روستایی نیز عنوان کرد: همه زنان روستا دیسک کمر گرفته‌اند. حداقل مسئولان بگویند که روستا را تخلیه کنیم؛ مردها و بچه‌هایمان از صبح تا شب کار می‌کنند، زنان هم به فکر آب هستند و دست‌هایشان همه آسیب دیده و عروس‌هایمان هم فرزندانشان سقط می‌شوند.

    زن سالمندی که در حال پر کردن دبه‌هایش بود، گفت: روز تا شب همین فرغون‌ها و دبه‌ها به دستم است و همین جا هستم. دیشب آن قدر اینجا دعوا و فحاشی بر سر آب صورت گرفت که نپرسید… اگر ما از این ملت ایران نیستیم ما را بفرستید کشورهای اطراف. همین الان یکی برای سقط جنینش در بیمارستان خوابیده است، شب تا صبح از کمر درد خوابمان نمی‌برد. ما بنده خدا نیستیم؟ قبل از آمدن شما هم همین جا بین خانم‌ها دعوا شد. ما چه گناهی کردیم؟ شما بگویید گناه ما چیست؟ به درد ما رسیدگی بکنید.

    سراغ کسانی که در دور قنات حلقه زده بودند رفتیم؛ آن‌ها هم این طور گفتند: وقتی آب نباشد، آبادی می‌شود؟ می‌گویند: “مریضی آمده، کرونا آمده” خوب چه طور رعایت کنیم؟ بدون آب چه طور می‌شود بهداشت را رعایت کرد. از داخل همین لوله قنات، مار و عقرب بارها بیرون آمده. الان یک ماه است که لباس‌ها را نشسته‌ایم. من الان این دبه را باید تا خانه ببرم، باز برگردم و دیگری را آب کنم و ببرم، به خدا دست‌هایم قوت ندارند و نمی‌کشند. آب که به آبادی نبود، زنده هم نباشی بهتر است.

    یکی دیگر از اهالی گفت: به خدا سه ماه است در خانه افتاده‌ام؛ پاهایم ورم کرده است دکتر گفته عمل و استراحت کن؛ هم پول عمل ندارم و هم این که نمی‌توانم در خانه بمانم چرا که مدام برای تامین آب باید بیایم. سه ماه است لباس‌هایم را نشسته‌ام.

    سراغ کوچه‌های روستا رفتیم و با اهالی گفت‌وگو کردیم؛ یکی از مردان درباره وضعیت بهداشتی عنوان کرد: ما الان حمام ساخته‌ایم اما آب نداریم. زمانی‌که می‌خواهیم حمام برویم باید اول داخل چراغ نفت بریزیم تا روشن شود، سپس آب را روی آن بگذاریم تا داغ شود. اذان می‌دهد می‌خواهیم وضو بگیریم آب نیست. غذا می‌خوریم، ظرف‌ها را تا دو روز نمی‌توانیم بشوییم و باید ظرف‌ها را به قنات ببریم شست‌و شو دهیم؛ باز همان جا هم شلوغ می‌شود و خانم‌ها با هم دعوا می‌کنند. یک روز که در روستا باشیم باید ۱۰ روز در مشهد کارگری کنیم تا پول در بیاوریم؛ ما که نیستیم، زنان هم وضعیت سختی دارند.

    یکی دیگر از مردان روستا گفت: ما اصلا انگار بچه این انقلاب نیستیم. ما مگر جبهه نرفتیم و نجنگیدیم و سرباز ندادیم؟ اصلا هیچکس فکر ما نیست؛ ۱۶۰ خانوار که شوخی نیست. نماینده می‌گوید “آب می‌آوریم” و نمی‌آورد. این آب فعلی روستا اصلا قابل خوردن نیست؛ دیگری که از سمت کوه می‌آید مال دویست سیصد سال گذشته است و از رو خاکستر می‌آید، یعنی ما خاکسترخوریم؟ همه این جوان‌های روستا کمر درد شدند، فلج شدند از بس کار بنایی کردند و به مشهد و شمال رفتند. آب نیست، کشت دیم هم نیست. این وضعیت ماست. شما را به خدا صدای ما را به یک کسی برسانید که دست ما را بگیرند. به خدا مرگ از این زندگی که ما داریم در این روستا بهتر است؛ یا مرگ یا زندگی. نه زن‌ها و نه خود ما آسایشی نداریم؛ یک حمام حتی نداریم؛ هیچ چیزی نداریم.

    سید محمد شکارچی، دهیار روستا نیز درباره وضعیت کمبود آب به ایسنا گفت: روستای بشیرآباد در فاصله ۲۷ کیلومتری از مرکز شهرستان واقع شده و دارای جمعیت بالای ۵۰۰ نفر و ۱۳۲ خانوار است که نزدیک ۱۵ سال با این مشکل بی‌آبی درست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلی که هم مربوط به انسان و هم مروبط به دام می‌شود. متاسفانه خانم‌ها با فاصله ۷۰۰ متری قنات، فرغون‌های سنگین آب را حمل می‌کنند که به همین دلیل پنج مورد سقط جنین داشته‌ایم.

    وی ادامه داد: خانم‌های باردار فرغون‌های آب را که حمل می‌کردند، در مسیر دردشان می‌گرفته، بعد که مشکلات بعدی برایشان پیش می‌آمده به پزشک مراجعه می‌کردند و متوجه می‌شدند که بچه پنچ شش ماهه را باید سقط کنند. افرادی در روستا داریم که به دلیل کمردردهایی که دارند داخل خانه‌ها زمین‌گیر شده‌اند؛ دیسک‌های گردن، آرتروز گردن و… سایر بیماری‌ها همه با مدارک پزشکی موجود است.

    دهیار روستا افزود: تانکر آب سیار هم گاهی می‌آید و گاهی نمی‌آید. الان هم مطالبه کرده‌اند که هر تانکری ۵۴.۹۰۰ تومان پول باید بدهیم؛ حساب کردیم در ماه می‌شود ۲.۳۶۰.۰۰۰ تومان. به علاوه این که شبکه آب‌رسانی روستای ما به گونه‌ای اجرا شده که یک سوم روستا آب لوله‌کشی که با تانکر درون مخزن خالی می‌شود می‌رسد، فقط پایین دست روستا دو الی سه دبه آب می‌بینند و بقیه روستا هیچ.

    شکارچی عنوان کرد: بنابراین افراد به تنها قنات روستا هجوم می‌آورند؛ از طرف دیگر ازدحام دام اهالی در محل قنات را هم داریم؛ چراکه تنها درآمد اهالی دامداری است، ما یک متر کشاورزی نداریم چون چاه کشاورزی اینجا نیست و فقط مرتع داریم. امرار معاش صد در صد اهالی از دامداری است و تنها چند خانواده ماشین دارند که از آن استفاده می‌کنند. ۱۵ سال است که اهالی اینجا با مشکلات بحران آب زندگی می‌کنند.

    دهیار روستای بشیرآباد تاکید کرد: ما هیچی از نظام نمی‌خواهیم؛ چهل سال از نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد و ما تنها عدالت را می‌خواهیم؛ عدالت را برقرار کند و آب را به ما برساند؛ ما اینترنت نمی‌خواهیم، الان بعضی بر سر اینترنت دعوا دارند؛ ما گاز، اینترنت و جاده نمی‌خواهیم، ما آب می‌خواهیم. نیاز اولیه انسان آب است. واقعا دیگر مردم نمی‌توانند.

    شکارچی اظهار کرد: این آب قنات بر اساس آزمایش‌های اداره علوم پزشکی اصلا قابل شرب برای انسان نیست. ما بیماران سرطانی داشتیم و انگشت شمار هم نیستند و زیاد هستند؛ بیماران کلیوی داریم. آرتروز گردن و کمر که به وفور داریم که داد مردم را درآورده. چهل سال از انقلاب گذشته تنها توقع مردم روستای بشیرآباد این است که مسئولان به فکر آب این روستا باشند. تنها خواسته ما آب است.

    وی ادامه داد: یک کیلومتری روستای چشمه گل هشت ساله، چاه حفر شده و اگر چه کیفیت آن سنگین است اما قابل استفاده است؛ سال گذشته ۲۵۰ میلیون اعتبار برای برق‌دار کردن چاه گذاشتند اما یک هزارتومانی تخصیص پیدا نکرد. به مسئولان پیشنهاد دادیم که از آب روستایی استفاده کنیم که در۶ کیلومتری آن در منطقه تاریک دره که اهالی روستای تیمنک نهایتا ۶۰ تا ۷۰ روز از آب آن استفاده می‌کنند و بقیه ایام سال آب به کال و زمین می‌رود اما اینجا ۵۰۰ نفر آدم با ۷۰۰۰ راس گوسفند در حال تلف شدن هستند؛ با ۳۰۰ میلیون تومان این کار انجام پذیر است، نه ایستگاه پمپاژ می‌خواهد و نه برق؛ چراکه به دلیل بالا بودن ارتفاعش نسبت به روستا می‌توان به راحتی از آب آن جا استفاده کرد. مردم هم پای کار هستند؛ همه گفته‌اند اگر بدانیم منبع آب داریم یک میش یا بره را می‌فروشیم تا آب را تامین کنیم که از صبح تا شب جنگ اعصاب و نزاع و درگیری سر برداشت آب نداشته باشیم.

    شکارچی با اشاره به اینکه مشکل دیگر این بحران آب، تبعات اجتماعی بر سر برداشت آن است، متذکر شد: اینجا قوم و قبیله‌ای است؛ این چوپان می‌گوید گوسفندم را سریع‌تر آورده‌ام و دیگری می‌گوید من زودتر آب بدهم و چون آب هم نیست، درگیر می‌شوند.

    وی گفت: بالای ۵۰ خانوار طی این سال‌ها ریزش داشته‌ایم که همه به حاشیه شهرها رفته‌اند و بعضی گرفتار مشکلات حاشیه‌نشین‌ها نظیر اعتیاد و… شده‌اند. همه می‌خواهند به روستا برگردند؛ چراکه محیط روستا سالم است اما به دلیل مشکلات آب دلسرد شده‌اند.

    دهیار بشیرآباد درباره وضعیت خانه بهداشت روستا خاطرنشان کرد: از زمان دولت احمدی‌نژاد که خانم دستجردی وزیر محترم بهداشت بودند در حال پیگیری هستیم؛ در آن زمان گفتند باید حداقل ۵۰۰ نفر جمعیت داشته باشیم تا امتیاز خانه بهداشت را واگذار کنند که در آن زمان ۳۳۰ نفر جمعیت داشتیم. مجدد در زمان وزارت دکتر قاضی زاده هاشمی مکاتبه کردیم و گفتند باید ۷۰۰ نفر باشد و قرار شد یک روستای دیگر به عنوان قمر روستای ما قرار بگیرد تا حد نصاب جمعیتی را داشته باشیم اما به دلیل نامناسب بودن جاده روستای ما، آن روستا قبول نکرد و اهالی گفتند مراجعه به دیگر روستاها برای ما راحت‌تر است. در سال ۹۸ هم بخشنامه جدید آمده که روستا باید ۱۲۰۰ نفر جمعیت داشته باشد؛ واقعا با این مشکلات اقتصادی، بی‌آبی و بیکاری چه طور می‌شود از ۵۰۰ به ۱۲۰۰ رسید. این روستا هم دورافتاده است و نمی‌توان تعریف کرد که به سرانه جمعیت کشوری برسد؛ باید یک طرح آمایشی باشد که امتیاز خانه بهداشت را متناسب با مناطق واگذار کنند.

    تیرماه سال گذشته بود که جمعی از مسئولان شهر به این روستا سر زده بودند اما کماکان بشیرآباد در عطش و بی‌آبی می‌سوزد. اگر در همان زمان اقدامی عاجل برای رفع مشکلات این روستا صورت می‌پذیرفت، شاید آن پنج کودک حالا زنده بودند؛ اما هنوز می‌توان از جان دادن دیگران جلوگیری کرد…

    اما از سوی دیگر رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام به ایسنا گفت: آب روستای بشیرآباد از دو طریق تانکر که برای شرب است و به صورت مداوم توسط کارشناسان بهداشتی بررسی می‌شود و همچنین چشمه(قنات) تامین می‌شود که در یک سال اخیر هیچ مورد بیماری ناشی از انتقال عفونت از منابع آبی چه تانکر و قنات گزارش نشده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره کیفیت آب قنات و اعتراض اهالی روستا گفت: ما از روز اول گفته‌ایم آب چشمه قابل مصرف برای خوراکی نیست و آب شرب روستا، آبی است که از طریق تانکر تامین می‌شود و هیچ وقت آب قنات را قابل شرب نمی‌دانیم چرا که از نظر نیترات، میکروبی و… باید بررسی شود.

    افکار در پاسخ به این‌که طبق گفته اهالی روستا آب تانکر جوابگوی نیاز روستا نیست و ناچار زمانی که آب نباشد، همان آب قنات مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیان کرد: این مشکل آب و فاضلاب است و به ما ارتباطی ندارد؛ از نظر بحث سلامتی و امنیت آب به ما مربوط است که آب تانکر را مورد ارزیابی، کلرسنجی و… قرار می‌دهیم تا مشکلی نداشته باشد.

    وی تاکید کرد: مشکلات بهداشتی مانند عدم شست‌وشوی لباس‌ها و ظروف به کمبود آب منطقه برمی‌گردد و وقتی آب نباشد بهداشت هم خوب رعایت نمی‌شود؛ از اولین ابزارهای بهداشت، آب است و بنابراین در صورتی که موجود نباشد خیلی موارد بهداشتی مثل شست‌وشوی لباس‌ها، ظروف و دست‌ها همه با مشکل مواجه می‌شود.

    رئیس دانشکده علوم پزشکی شهرستان تربت‌جام درباره سقط جنین مادران هم عنوان کرد: این مطلب را به طور کلی تکذیب می‌کنیم. روستای ۴۵۹ نفره بشیرآباد هفت مادر باردار دارد که از طریق سامانه سیب و مراکز بهداشتی به طور پیوسته مورد پایش و معاینه قرار می‌گیرند و هیچ مشکلی هم ندارند. آخرین سقط روستا به تاریخ دو سال گذشته برمی‌گردد، یک مورد مرده‌زایی در تاریخ سوم تیرماه سال جاری این روستا داشته که به دلیل مشکلات ارثی و فامیلی بوده است و هیچ مورد دیگری به جز این را تایید نمی‌کنیم.

    افکار در خصوص اهمیت آمار سقط یا آسیب به مادران باردار گفت: یکی از شاخص‌های توسعه پایدار در هر کشور میزان آسیبی است که به مادران باردار وارد می‌شود و یکی از مهم‌ترین موضوعات در این مورد سقط است که در این شاخص اهمیت فراوانی دارد و از نظر وزارت بهداشت و سازمان‌های جهانی مهم است. به همین دلیل است که ما تاکید می‌کنیم مراقبت از مادران باردار حتما باید انجام شود و هر آسیبی که می‌رسد، گزارش شود.

    وی درباره خانه بهداشت روستای بشیرآباد عنوان کرد: خانه بهداشت به روستاهایی که حدود یک هزار نفر جمعیت داشته باشند، تعلق می‌گیرد و چون این روستا زیر این تعداد جمعیت دارد خانه بهداشت به آن تعلق نمی‌گیرد اما تیم‌های سیار مراقبت‌های لازم را انجام می‌دهند. همچنین فاصله‌ این روستا با روستای چشمه گل که خانه بهداشت دارد زیاد نیست. باز هم پیگیری می‌کنیم و در صورت امکان امتیاز خانه بهداشت را اعطا می‌کنیم.

    اگر چه پاسخ مسئولان و گفته‌های اهالی با هم تفاوت زیادی دارند ولی آنچه در این میان مهم است، معضل اساسی کمبود آب است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. نبود آب اهالی این روستا را به ستوه آورده است…

    انتهای پیام

  • امکان تامین آب کشاورزی ، ۳۰ درصد بیشتر از میزان متوسط

    امکان تامین آب کشاورزی ، ۳۰ درصد بیشتر از میزان متوسط

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، رضا اردکانیان در مراسم آغاز بهره برداری از طرح‌های ملی در استان سیستان و بلوچستان، افزود: امروز قطار پویش هر هفته الف ب ایران، بعد از استان‌های تهران، ایلام و مرکزی، در سال ۹۹ در استان سیستان توقف دارد.

    وی با بیان اینکه ما به شکرانه نعمت الهی و بارش رحمت، جهش تولید را به معنای واقعی کلمه با استفاده صحیح و بهینه از این نعمت محقق خواهیم کرد گفت: در اولین روز از سومین ماه بهار، شاهد این هستیم که بیش از ۳۰۰ میلیمتر بارش در سال آبی داشتیم و در مقایسه با ۵۰ سال اخیر، سال آبی ۹۸ و ۹۹، چهارمین سال پربارش کشور است.

    اردکانیان با اشاره به اینکه سدها به میزان قابل ملاحظه‌ای پر شده اند و حجم خالی آن‌ها برای کنترل و تسکین سیلاب‌های محتمل است ابراز امیدواری کرد: در خرداد نیز این بارش‌ها در نقاط مختلف کشور ادامه داشته باشد.

    وی با اشاره به وضعیت بهتر سفره‌های زیرزمینی با وجود بارش‌های اخیر گفت: متاسفانه به علت سال‌های خشک متمادی و البته در برخی نقاط استفاده بی رویه‌ای که از منابع زیرزمینی شد، ما تقریبا به طور متوسط پنج و هشت دهم میلیارد متر مکعب کسری در سفره‌های زیرزمینی داشتیم و در دو سال اخیر در وضعیتی هستیم که یک میلیارد متر مکعب از این کسری جبران شده، علاوه بر این از ۱۵۰ تالاب کشور، ۵۰ تالاب اصلی و مهم از ۴۰ تا ۱۰۰ درصد آب گیری شد.

    وزیر نیرو با بیان اینکه آب نقش مهمی به عنوان محرک اصلی و عامل اصلی در کشاورزی دارد افزود: امروز به طور متوسط ۷۰ درصد آب مصرفی در دنیا در بخش کشاورزی مصرف می‌شود و البته کشورهایی دردنیا هستند که مصرف آب آن‌ها در بخش کشاورزی به علت استفاده صحیح نکردن از این منبع، از میزان متوسط خیلی بیشتر است و متاسفانه ما هم جزو همین گروه هستیم و امیدواریم با برنامه ریزی‌های صورت گرفته بتوانیم به میزان متوسط جهانی نزدیک شویم.

    اردکانیان گفت: از ۱۷۰۰ میلیون هکتار اراضی کشاورزی، فقط حدود ۳۰۰ میلیون هکتار در دنیا اراضی آبی است، اما همین ۳۰۰ میلیون هکتار غذای بیش از ۴۰ درصد را تامین می‌کند، مواد غذایی از این طریق قطعا به شکل مناسب تری تامین می‌شود. کشور ما هم جزو کشورهایی است که اراضی آبی قابل ملاحظه‌ای دارد و ما پنجمین کشور در دنیا از این نظر هستیم.

    وی افزود: بعد از چین، هند، ایالات متحده و پاکستان، ایران با هشت میلیون و ۴۶۰ هزار هکتار اراضی آبی، در این لیست در رتبه پنجم قرار دارد، این به آن معناست که ما در حالی که در دنیا برای هر هزار نفر، ۴۰ هکتار اراضی آبی به طور متوسط هست، اما در کشور ما برای هر هزار نفر میزان اراضی آبی حدود ۱۰۰ هکتار است یعنی دو و نیم برابر متوسط جهانی و این حکایت از آن دارد که ظرفیت‌های بالقوه آب و خاک در کشور ما و موقعیت کنترل و مهار آب‌ها در وضعیت خوبی است.

    اردکانیان گفت: ما نه تنها برای جمعیت فعلی بلکه برای جمعیت بیش از این نیز می‌توانیم با اتخاذ روش‌های صحیح در آب یاری و الگوهای مناسب در کشت، غذا ویا محصول خشک بیشتری را تدارک کنیم.

    وی در خصوص روش شبکه‌های آبیاری زه کشی که روش صحیح استفاده در اراضی آبی است خاطرنشان کرد: مجموع ظرفیتی که ما در کشور داریم دو میلیون و ۸۶۰ هزار هکتار است یعنی اگر ما همه شبکه‌های اصلی و فرعی را اجرا کنیم، این سطح از اراضی آبی ما می‌تواند دارای شبکه‌های اصلی باشند به لحاظ نزدیکی به آب سدها و موقعیتشان در رودخانه‌ها.

    اردکانیان گفت: خوشبختانه در حال حاضر از این دو میلیون و ۸۶۰ هزار هکتار ظرفیت، حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار دارای شبکه هستند.

    وی افزود: برای نمونه در دولت یازدهم و از نیمه سال ۹۲ تا کنون ۳۰۱ هزار هکتار شبکه اصلی اجرا شده و این مسیر ادامه خواهد داشت که تا پایان دولت دوازدهم به بیش از ۳۳۰ هزار هکتار خواهیم رسید.

    وزیر نیرو به استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: این استان، حدود ۱۱ درصد از وسعت خاک ایران را به خود اختصاص داده، اما مساله اصلی ما بحث نحوه کشاورزی و انتخاب الگوی کشت در این استان نیست.

    اردکانیان افزود: به علت شرایط طبیعی این منطقه، بادهای ۱۲۰ روزه و سیلاب‌های وسیع، موضوع لایروبی و مهندسی رودخانه هاو البته همکاری نزدیک با کشورهای همسایه و دریافت حق آبه‌های قانونی از رودخانه هیرمند در سرفصل برنامه‌های ماست.

    وی گفت: خوشبختانه با توجهی که دولت داشته و منابع قابل ملاحظه‌ای که به ویژه از سال گذشته بعد از سیلاب بهار ۹۸ برای وزارت نیرو فراهم شده، در این استان، بیش از ۳ میلیون متر مکعب رسوب برداری از رودخانه‌های اصلی داشتیم، این موجب شده که ما ظرفیت آب گذری رودخانه سیستان را از ۳۱۰۰ مترمکعب در ثانیه به ۳۶۰۰ متر مکعب در ثانیه افزایش دهیم، تمام سردهنه‌ها لایروبی شدند و موجب شده که ظرفیت آب گذری رودخانه تا ۴۵ درصد افزایش پیدا کند.

    اردکانیان افزود: اینکه ما در طول سال گذشته تا آغاز بهار، سیلاب‌های متعددی در جنوب شرق داشتیم که خوشبختانه همانطور که موردتاکید بود این سیلاب‌ها بیشتر نفع بود تا نقمت و نعمت بود برای ما، به ویژه به علت حدود ۴ برابر هزینه کردن و فعالیت در امر مدیریت رودخانه‌ها بوده است.

    وزیر نیرو گفت: امروز در خصوص یکی از طرح‌های مهمی که در استان سیستان یا در سطح کشور که درباره شبکه‌های آبیاری زه کشی هست و موسوم به طرح ۴۶ هزار هکتاری است، سهم و بخش وزارت نیرو را خدمت شما و مردم گزارش دهیم و بخش تامین آب آن که بر عهده وزارت نیرو بوده، در قالب سه طرح افتتاح شود.

    اردکانیان افزود: ما وظیفه داشتیم ۴۰۰ میلیون متر مکعب آب را در طول سال به شکل مطمئن و تضمین شده برای این اراضی فراهم کنیم که بخشی از آن نزولاتی است که در استان وجود دارد و منابع آب سطحی و سدهایی که هست شامل چاه نیمه‌ها، و بخش دیگر آن به مهندسی رودخانه‌ها و لایروبی‌ها برمی گردد.

    وی دربار این سوال رئیس جمهور مبنی بر اینکه مقصود این است که این ۴۰۰ میلیون مترمکعب برای کل ۴۶ هزار هکتار است یا موضوعی که امروز افتتاح می‌شود؟ گفت: برای کل ۴۶ هزار هکتار است.

    اردکانیان افزود: موضوع از اینجا شروع شد که ابتدا وزارت نیرو بعد از سفر ۹۳ شما (رئیس جمهور)، اعلام کند که چه میزان آب با توجه به وضعیت استان و شرایط روان آب‌ها و بارش‌ها می‌تواند تامین کند که بر اساس مطالعات انجام شده، به ۴۰۰ میلیون متر مکعب در سال رسیدیم که اراضی متناسب با این حجم آب، ۴۶ هزار هکتار است.

    وی در پاسخ به سوال دیگر رئیس جمهور مبنی بر اینکه در سال‌های خشک سالی چه اقدامی انجام می‌شود؟ گفت: مخازن احداث شده صد درصد به عنوان سد ساخته شده، و مخازن نیمه طبیعی که تحت عنوان چاه نیمه‌ها که حجم آن حدود یک و نیم میلیارد مترمکعب در استان است، به گونه‌ای مدیریت خواهد شد که ما بتوانیم دوره‌های خشک را با ظرفیت‌های حداقلی تامین کنیم.

    وزیر نیرو افزود: به عنوان نمونه یکی از منابع ما برای آب این اراضی، چاه نیمه چهاراست، ما در این چاه نیمه، دو طرح را تعریف کردیم که یکی از آن‌ها به اتمام رسیده و امروز افتتاح می‌شود که این پروژه، خروجی مستقل چاه نیمه چهار برای ۴۶ هزار هکتاری است به حجم ۲۴۰ میلیون متر مکعب در سال.

    اردکانیان گفت: همزمان، طرح دیگری را شروع کردیم برای استفاده از حجم مرده چاه نیمه چهار که آن هم امکان ۱۴۰ میلیون متر مکعب را در سال‌های خشک می‌تواند فراهم کند که ۹۲ درصد پیشرفت دارد که در همین دوره به اتمام خواهد رسید، اما به علت سال خوبی که پارسال و امسال داشتیم، اولویت یک ما تکمیل آن طرح نبوده است.

    وی به سه اقدام مهم در استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد و افزود: یکی خروجی مستقل چاه نیمه چهار برای اراضی ۴۶ هزار هکتاری است که به طور مشخص هدف آن تامین آب کشاورزی است.

    اردکانیان مهندسی رودخانه و لایروبی‌ها را یکی دیگر از اقدامات مهم و بزرگ بیان کرد و گفت: اثر مثبت آن بر روی همه منابع آب ماست، کاری که امسال صورت گرفت حتی موجب شد، سیلاب‌هایی که در هفته‌های اخیر داشتیم به میزان قابل ملاحظه بدون اینکه خسارت به اراضی کشاورزی برساند وارد تالاب بین المللی هامون شود و رودخانه سیستان نقش مهمی در این زمینه دارد.

    وی سازه کنترلی بین چاه نیمه یک و چاه نیمه سه را طرح فوق العاده مهمی دانست که برای تضمین آب شرب با کیفیت برای زاهدان و زابل و شهرهای دیگر در منطقه انجام شده است.

    اردکانیان گفت: چاه نیمه سه، چاه نیمه عمیقی است، سطح کمتر و تبخیر کمتری دارد و آب با کیفیت تری را می‌شود از آنجا برای مصارف شرب اختصاص داد.

    وی افزود: تا کنون اینگونه بود که اتصال این دو چاه نیمه، یک اتصال طبیعی بوده و به طور طبیعی، بحث آب شرب در برخی مواقع با مخاطره مواجه می‌شده، و این سازه کنترلی بیش از یک صد میلیارد تومان هزینه شده و نقش مهمی را در تضمین تامین آب با کیفیت شرب خواهد داشت و به نوعی مصرف شرب و کشاورزی را تفکیک می‌کند.