حتی اگر او به داوری اعتراض داشت هم چنین رفتار ناپسندی زیبنده نام ایران نیست.
۴۱۴۱
منبع : خبر آنلاین
منبع : خبر آنلاین
به گزارش خبرنگار اعزامی خبرآنلاین؛ جواد دلیر بعد از شکست ملک محمدی در کوراش بازی های آسیایی گفت: فکر می کنم این افتضاح ترین داوری ای بود که دیدم. ازبکها از روز اول هر کاری خواستند کردند.
وی افزود: اگر ملک محمدی صعود می کرد، حریفش ازبکستانی بود. ورزشکار ما این حریف را قبلا در مسابقات آسیایی «حلال» کرده بود و از ترس خودشان افتضاح ترین داوری را کردند و کاری کردند که آدم شرمش می آید.
سرمربی تیم کوراش در پاسخ به این سوال که بهانه آنها برای حذف ایران چه بود؟ گفت: بهانه ای به آنها ندادیم. فقط نمی خواستند ایران حریف آنها شود. خودم هم مانده ام. حریف افغانستانی تا آخر مسابقه فقط روی زمین بود و از اول تا آخر فرار کرد. سناریو را خوب چیده بودند تا ایران را بازنده کنند. تنها کسی که می توانست ازبکستان را در فینال شکست بدهد، ملک محمدی بود.
وی در پایان گفت: حالا حریف ازبکستانی در مرحله بعد افغانستان است که به راحتی افغانستانی شکست می خورد چون در حد و اندازه ازبکستانی نیست.
۴۱۴۱
منبع : خبر آنلاین
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛رقابت های وزنه برداری بازی های آسیایی چند روز پیش به پایان رسید که تیم ایران در این رقابت ها به دو مدال طلا،یک نقره و یک برنز دست یافت.فارغ از هر نتیجه ای که در این رقابت ها به دست آمد آنچه که برای ایران اهمیت داشت این بود که یک نفر در این مسابقات قضاوت کند.
قبل ازآغاز این رقابت ها حرف از این بود که علی مرادی نام خودش را به عنوان داور به مسئولان برگزار کننده بازی ها و البته فدراسیون جهانی اعلام کرده است تا در اندونزی یکی از داوران باشد اما وقتی بازی های شروع شد خبری از این اتفاق نبود.
اما چرا این اتفاق افتاد؟خبر رسیده که ظاهرا مرادی توقع داشته که پشت میز اصلی داوران بنشیند و یکی از نفرات اصلی ژوری باشد که با این درخواست او موافقت نشده است.خبر دیگر هم که بیشتر شبیه به شایعه است این است که به مرادی گفته بودند فقط می تواند در اتاق گرم بنشیند و داواران ایران در روی صحنه حضور نخواهند داشت که این اتفاق با مخالفت مرادی روبرو شده است.البته این خبر در حد شایعه است و امیدوار هستیم که هرگز صحت نداشته باشد.
از زمانی که جلود عراقی گوی سبقت را از علی مرادی ربوده هر اتفاقی که علیه ایران می افتد گمان خیلی ها به این سمت می رود که پای این مرد عراقی در میان است.مثل همین ماجرای داوری که به عقیده خیلی ها بعید نیست جلود دوباره نقشی در آن داشته باشد.
۲۵۱ ۴۱
منبع : خبر آنلاین

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرآنلاین از جاکارتا؛ امروز (پنجشنبه) در ادامه رقابت های جودوی هجدهمین دوره بازی های آسیایی٬ چهار جودوکار کشورمان روی تاتامی رفتند که «مبینا عزیزی» و «دنیا آقایی» در بانوان با شکست برابر حریفان٬ حذف شدند.
در وزن منهای ۷۳ کیلوگرم «محمد محمدی بریمانلو» به مدال ارزشمند برنز دست یافت.
سپس «سعید ملایی» که حریفانی از اندونزی٬ چین و کره جنوبی را شکست داده بود در فینال وزن منهای ۸۱ کیلوگرم به مصاف «دیدار خامزا» از قزاقستان رفت.
در حالی که در پایان وقت قانونی «ملایی» برنده بازی بود و حتی برای لحظاتی به شادمانی پرداخت٬ هیات ژوری بعد از بازبینی سه ثانیه پایانی مبارزه به ملایی اخطار سوم کم کاری را داد تا او بازنده و طلای جوان شایسته جودوی ایران با نقره عوض شود.
جودوی ایران پیش از این تنها یک مرتبه در سال ۲۰۰۲ در بازی های آسیایی پوسان توسط «مسعود حاجی آخوندزاده» به مدال طلا رسیده بود که «ملایی» هم نتوانست به این انتظار پایان داد.
رقابت های جودوی بازی های آسیایی ۲۰۱۸ فردا (جمعه) به اتمام می رسد و «جواد محجوب» در سنگین وزن به عنوان آخرین نماینده ایران به میدان می رود.

256 ۴۱
منبع : خبر آنلاین

سومین مدال دوومیدانی ایران/ نقره ۱۵۰۰ متر برای امیر مرادی
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امیر مرادی در دوازدهمین روز از بازیهای آسیایی ۲۰۱۸ در فینال دوی ۱۵۰۰ متر رقابت کرد که با رکورد ۳:۴۵.۶۲ در رده دوم ایستاد و مدال نقره را بر گردن انداخت. او در این مرحله رکورد بهتری نسبن به مقدماتی به ثبت رساند.
او در مرحله مقدماتی دوی ۱۵۰۰ متر با رکورد ۳:۴۶.۹۳ در رده سوم دسته دوم ایستاد و به فینال رسیده بود و همچنین توانست در این مرحله بهترین رکورد فصلش را به جای بگذارد.
مرادی در بازی های آسیایی ۲۰۱۸ در ماده ۸۰۰ متر نیز رقابت کرده بود که در فینال با اختلاف کمی با نفرات برتر در رده چهارم قرار گرفت و دستش از مدال کوتاه ماند.
۲۵۶ ۴۱
منبع : خبر آنلاین

بیواسطه با دختران و پسران کبدی که تاریخسازی کردند
هادی اشتراک: آنقدر هیجان و انرژی داشتند که
انگار همین یک ساعت پیش قهرمان شدهاند نه دو روز پیش. ملیپوشان کبدی با قهرمانی
در بازیهای آسیایی همه نگاهها را به خودشان جلب کردند. آنها اما حالا ته دلشان
نگران است. نگران تمام شدن همه این هیجانات و توجهها و دوباره فراموشی، دوباره هیچ.
مثل نقرهای که در بازیهای آسیایی اینچئون گرفتند و بعد هیچ. آنها که در لیگ ایران
نهایت قرارداد ۱۰ میلیونی میبندند اما دست آخر هم هیچی به دستشان نمیرسد حالا
سودای کوچ به هند را دارند. سرزمین هفتاد و دو ملت که دنیای دیگری برای آنهاست.
پولی که در حد یک فوتبالیست میتوانند بگیرند.
چه شد که تصمیم گرفتید
این دوره قهرمان بازیهای آسیایی شوید؟
هر تیمی که نتیجه میگیرد مسلماً قبلش یکسری کارها را
انجام داده است. ما ۱۲ اردوی سخت را داشتیم که برای نتیجه خوب، لازم است. البته روی
قهرمانی بانوان ۶۰، ۷۰ درصد هم حساب نمیکردند اما خودشان خواستند و توانستند. من
نمیگویم در تیم کبدی مردان کار خیلی خیلی بزرگی کردیم اما بانوان که از نزدیک
کارشان را دیدیم، شاهکار کردند؛ تیم بزرگ هند را با این همه هزینه بردند. در قسمت
مردان حالا فقط کره رقیب ماست اما بانوان خیلی رقیب دارند؛ بنگلادش و چینتایپه
را در مقدماتی بردند و هند را در فینال. خدا را شکر که دو تیم طلا گرفتند. نشان
دادیم میتوانیم طلا را بگیریم. البته حالا حفظ قهرمانی برای ما و فدراسیون سخت
است.
انشاءالله با برنامه این قهرمانان را حفظ کنند چراکه اگر بازیکنان حفظ
نشوند هرکس به یک راهی میرود. به عنوان مثال محمد قربانی جوان ۲۰ سالهای است که
جاکارتا اولین تجربهاش بود. خیلی شرایط خوبی دارد ولی از حالا به بعد چه کسی پیگیر
او است؟ من شاید آخرین دوره بازیام باشد اما او حالا، حالاها میتواند بازی کند.
فدراسیون باید برای او برنامهریزی خوبی داشته باشد. ما در اردوی اول بهمن ماه سال
قبل، برای قهرمانی همقسم شدیم. البته تیم ما مشخص بود قهرمان میشود. هرکس بازی
اول و دوم ما را دید گفت ایران تیم را برای قهرمانی بسته است. بازی هند را ۶-۱ عقب
افتادیم اما بعد ۱۲ تا جلو افتادیم. در واقع تیمی که هدف داشته باشد و بازیکنانش یکصدا باشند نتیجهاش را میبیند،
مثل ما.
باخت دوره قبل با اختلاف یک
امتیاز دردآور بود؟
هادی: بله، بدترین تجربه ورزشیام همان دوره بود. در اینچئون
ناراحتی کردیم و در جاکارتا خوشحالی.
وقتی بانوان قهرمان شدند
شما هم به وسط زمین آمدید.
هادی: من یک کلیپ نگاه میکردم که همه نشسته بودند و آیهالکرسی میخواندند. بعد از
آن صحنه اشک ریختم. خدا را شکر کردم. از ما که گذشت اما کاش از جوانان حمایت کنند.
وقتی به ۴ سال گذشته فکر میکنم، میبینم عمر ما رفت. اگر درآمدزا نبود من چه میکردم؟
یا باید ساندویچی میزدم یا…
شما شغلتان فقط کبدی
است؟
هادی: ورزشکار حرفهای که باشی، ربطی ندارد فوتبال، والیبال، بسکتبال،
تکواندو یا کبدی، باید همه توانت را بگذاری. ما هم همیشه تمام تلاشمان را کردهایم.
خدا کند کاری که با ما کردند را با این تیم نکنند.
وقتی قهرمان شدید فدراسیون
و مسئولان به شما قول پاداش هم دادند؟
هادی: قبل از این سفر، اورسجی رئیس فدراسیون گفتند تیم بانوان و
مردان قهرمان شوند نفری ۱۰ سکه پاداش میدهد. ما با قهرمانی، برادریمان را ثابت
کردیم اما پاداشی ندیدیم و میگویند شاید و اینها، این بد است چون من مربیگری
هم میکنم مثلاً به نوجوانان میگویم رئیس فدراسیون قول داد و عمل نکرد و آنها او
را دروغگو میبینند.
انتظار داشتید در جاکارتا
پاداش را بدهند؟
هادی: شما بگویید یک ماه دیگر. فقط پول و حق ما را بدهند. از طرف
کمیته المپیک باید ۳۰۰۰ دلار پاداش میدادند به ما ۲۵۰۰ دلار دادند چون تیمی بودیم
که گفتند ممکن است حذف شویم. تیمهایی که مقام بیاورند هم ۵۰۰۰ دلار میگیرند که
به ما ندادند.
چرا چون تیمی هستید؟
هادی: چون ما فوتبال نیستیم که برویم حذف شویم و برگردیم.
محمد قربانی: والیبال که دوره قبل اولین بار قهرمان بازیها شد، به
اندازه انفرادی پاداش گرفت ما هم توقع داشتیم کبدی هم همینطور شود. الان ما دو تا
طلا گرفتیم فرقی هم نمیکند. بعضی از رشتهها ۶، ۷ نفر دارند و فقط یک برنز میگیرند.
این حرفها ناراحتی شما
را از تبعیض نشان میدهد؟
هادی: من یک سؤال از شما دارم، در رنکینک مدالها ایران چهارم
است. اگر سپکتاکرا مدال بگیرد فرقی با فوتبال دارد؟ باید آنها را از طلا بگیرند چون در رنکینگ
تأثیرگذار میشوند.
محمد: حالا فاصله ایران و اندونزی همان مدالهای کبدی است چون
اندونزی دو مدال طلای کاراته را گرفت. ما یک سالن اختصاصی هم نداریم و برای تمرین
به کیش میرویم و این شرایط اصلاً خوب نیست.
اولین قهرمانی تیم بانوان
چطور بود؟
فریده ظریفپور: همانطور که تیم مردان برای قهرمانی بسته شد ما هم همین هدف
را داشتیم. من سومین دورهای بود که بازیهای آسیایی را تجربه میکردم. به جز یک دوره
که به بهانه جوانگرایی خط خوردم و تیم سوم شد و نبودمان هم حس شد، دوباره برگشتم و
باز هم سوم شدیم. چند تا
مربی آوردند که برای بازیهای آسیایی حرف یکی نبود. بعد از آن شرایط عوض شد
و بهتر شد. سالهای قبل همیشه اردوهایمان یکجا بود اما امسال خیلی اردوهای خوبی
داشتیم؛ با اینکه کم استراحت کردیم، یعنی از بهمن تا بازیهای آسیایی هر ۱۵ روز یک
روز استراحت داشتیم. من فقط یک روز میرفتم سیستان حال مادرم را میپرسیدم و برمیگشتم
ولی ارزشش را داشت. تیم خوبی داشتیم. اگر تیم همدل باشد خوب نتیجه میگیرد. اگر
گوشی مرا ببینید یک متنی نوشتم که ما برای برد رفته بودیم و هند آمده بود که فقط
به ما نبازد و این فرق ما بود ولی جنگیدیم و بردیم.
هادی: ما نیمهنهایی با هند بازی داشتیم که دختران ترکاندند.
فریده: علت بردمان هم این بود؛ ما استرس زیادی داشتیم و فقط میخواستیم
مسابقه تمام شود. اول بازی کره را با ۲۶ اختلاف بردیم، با بنگلادش شل بازی کردیم اما
باز هم خوب بردیم. بازی چینتایپه خیلی شل بازی کردیم. میدانستیم برد و باخت
تأثیر ندارد و خوب شد باختیم چون تایلند را با قدرت بردیم. آن موقع نقره را داشتیم
و چیزی برای از دست دادن نداشتیم در فینال هم با تمام وجود جنگیدیم و بردیم.
نگاه کاروان بعد از
قهرمانی چطور بود؟
سیدی: نگاهها بعد از قهرمانی با قبل خیلی فرق میکرد. به دهکده
که آمدیم همه تبریک میگفتند چون قبلش کاروان پنجم بود و با دو طلای ما چهارم شدیم.
دیدگاهها خیلی فرق کرد.
هادی: حتی والیبالیستها قبل از آن اصلاً با ما صحبت هم نمیکردند
اما بعد از قهرمانی همه ما را بغل کردند. کریم باقری هم پست گذاشت و حمید استیلی
هم به سالن آمده بود.
کبدی امکانات لازم را
دارد؟
فریده: داریم اما نه زیاد. فدراسیون میخواست ما را راضی نگه دارد.
مثلاً حقوق را به موقع واریز میکرد و اگر مشکل داشتند، میگفتند اما امیدواریم از
این به بعد یک کمپ خوب تیم ملی داشتیم.
هادی: کاش خوابگاه ما را میدیدید، تیمهایی که قهرمان بازیهای
آسیایی شدهاند چه خوابگاه بدی دارند. یک جور خرابه است اما رشتهای مثل کاراته ۱۰
تا کمپ دارد.
سیدی: ما یکسالن کوچک تمرین داشتیم. آنقدر کوچک که موقع تمرین
سر یکی از بچهها به دیوار خورد و بیهوش شد. کفپوشهای تاتامیها خراب است تا حدی
که ممکن است زانوهایمان مشکل پیدا کند.
فریده: اردوهای اول تعداد بچهها که زیاد بود، تمرین خیلی سخت بود
اما تحمل کردیم و امیدواریم از این به بعد بهتر شود.
هادی: انصافاً بانوان کار بزرگی کردند. من چون در دل کبدی هند
بازی میکنم این را میدانم.
چند سال است در لیگ هند
بازی میکنی؟
هادی: پنج فصل میشود.
لیگ هند چطور است؟
هادی: امکاناتشان عالی است. هتلهایی که تیمها در آن مستقر میشوند،
در تهران هم نیست.
به نظرم این برد تجربهای
بود که از هند گرفته بودیم. در دوره قبل از نظر حمله بهتر بودیم اما بیتجربه بودیم.
اینکه چند نفری از بچهها در لیگ هند بازی کردند کمک بزرگی بود. بعد از برد ما از
هند بانوان هم ترسشان ریخت.
سیدی: با برد مردان از هند در نیمهنهایی، قهرمان مشخص میشد،
بعد هم ترس ما ریخت.
هادی: فینال بانوان هم به ما کمککرد. اگر بانوان نترسند همیشه
قهرمان میشوند. وقتی بازی پایاپای بود از پوئن سه امتیازی هم نترسیدیم. کاپیتان
هند هم خداحافظی کرد و بچهها هم برایش پست گذاشتند که برگرد.
مربی هندی چقدر اعتماد به
نفس تیم را بالا برد؟
جعفری: برای ما مهم شکست هند بود و فرقی نمیکرد مربی ایرانی باشد
یا هندی. از باخت مدام به هند خسته شده بودیم. بالاخره این طلسم را شکستیم اما
حضور شایلا هم خیلی مؤثر بود. به نظرم کار بزرگی کردیم. درست است که مدام نباید از
قهرمانی بگوییم اما هر چه فکر میکنم وقتی مدال را گردنم انداختم تمام سختیها جلوی
چشمم مثل فیلم رژه میرفت و میگفتم خدا را شکر. البته سختیها ارزش این طلا را
داشت اما به نظرم حمایتی که بچهها تأکید دارند، مهم است. من از فارس میآیم و وقتی
میخواهم به اردو بیایم، به حدی دغدغه پول، مکمل، رفت وآمد و… دارم که نمیتوانم
روی بازی، تمریناتم و اجرای حرفهای مربی تمرکز کنم. در همه اینها به نظرم مسئولان ورزش،
رئیس فدراسیون و ارگانها میتوانند کمک کنند چون همه بچهها دغدغه مالی دارند. این
در تمام رشتهها هم هست مخصوصاً برای بانوان.

بازی با حجاب کار را سخت
میکند؟
جعفری: بله اما برای ما ما حفظ پوششمان مهمتر از امتیاز بود.
ممکن است در کبدی این کشیدن لباس باعث شود پوشش از بین برود و ما ارزش پوششمان از
قهرمانی برایمان مهمتر بود. همین کار ما را سختتر میکند. اولویت ما حجاب بود.
شکر خدا هم توانستیم ارزش حجاب را حفظ کنیم و هم ثابت کنیم لیاقت بانوان ما قهرمانی
است.
گفتید بعد از قهرمانی راه
لژیونر شدن خانمها باز میشود. هند لیگ بانوان دارد؟
هادی: قرار است در فصل هفتم لیگ مردان هند، فصل اول لیگ بانوانشان
برگزار شود. با شروع آن به احتمال زیاد ۵، ۶ نفر از بانوان ایرانی در این لیگ بازی
میکنند. نحوه لژیونری آنها اول دست فدراسیون است بعد با شورای برونمرزی چون حراست
باید با خانمها باشد. یک مقدار سخت میگیرند اما صددرصد ۵، ۶ نفر میروند.
بچهها برای بازی در هند
با حجاب مشکل ندارند؟
هادی: خیر، من با باشگاه خودمان حرف زدم. با حجاب کاری نداشتند.
فقط گفتند تأییدیه فدراسیون برای ورزشکار باید باشد.
منظور این است که همه به یکتیم
میروند؟
هادی: نه در تیمهای مختلف پخش میشوند و پول خوبی هم میدهند.
بازی در لیگ هند به لحاظ
مالی صرف دارد؟
هادی: قراردادهایشان ۶۰۰، ۷۰۰ میلیونی است. حالا یکی از بازیکنان
ملیپوش هند که یک امتیاز هم در بازیهای آسیایی نگرفت سه میلیارد و نیم قیمتش
است.
فریده: در کل هند حدود ۱۳ میلیارد قیمت داشت اما در ایران بهترین
بازیکنها ۱۰ میلیون میگیرند. تازه آن را هم نمیگیرند.
هادی: آنجا بچهها قراردادهای خوبی بستند و تا یک میلیارد هم
گرفتند.
سیدی: آقایان باز یک مزیتی دارند. من مثلاً در اصفهان بازی کردم
و قهرمان شدیم با قرارداد یک میلیونی که وقتی مصدوم شدم خودم از جیب برای درمان هزینه
کردم و همان را هم به من ندادند.
جعفری: جای تأسف است، ما نسبت به بقیه رشتهها امکانات آنچنانی نمیخواهیم.
یک سالن مجهز میخواهیم با کفپوش تاتامی مثل سالنهای رزمی. پوشش ما یک لباس
ساده است. مثل تکواندو، هوگو و ساقبند و… نمیخواهیم اما یک رسیدگی نمیشود.
واقعاً جای تأسف دارد.
با این قهرمانی معاف شدی؟
محمد: من که معافیت داشتم اما یکی، دو نفر از بچهها معاف شدند.
به نظرتان حالا که کبدی
به چشم آمده چطور مثل والیبال توسعه پیدا میکند؟
فریده: ما الان روزنامه را دیدیم. نوشته بود کبدی قلب ورزش ایران
که خیلی خوشحال شدیم و شاید فقط استانهای ما کبدی را به این اسم بشناسند اما بقیه
استانها به اسم زومی میشناختند که حالا احساس میکنم همه میدانند کبدی چیست و انشاءا…
همین خبرگزاریها و اینها باعث شوند که کبدی روز به روز پیشرفت کند.
فکر میکنید این قهرمانی
پیشزمینه قهرمانی جهان است؟
هادی: صددرصد شک نکنید.
آنجا به صالحیامیری توقعتان
را گفتید؟
هادی: فقط عکس گرفتند و رفتند.
این انتقاد من را هم بنویسید.
در بازیهای نیمهنهایی و فینال که مهمترین بازیهای کبدی بود هیچکس از وزارت در سالن نبود.
آقای داورزنی را آخر سر فرستادند. خبری از آقایان رحیمی سجادی نبود خیلی ناراحتکننده بود. خودمان برای
خودمان شادی کردیم. آقای ساعی هم بودند.
نکته آخر.
فریده: شهرهای دیگر باران میآید. من در شهری زندگی میکنم که
همیشه خاک میگیرد. من این مدال را به مردم شهرم که همیشه مظلوم هستند، تقدیم میکنم.
آنها عذاب میکشند و هیچ مسئولی به فکرشان نیست. این را ذکر کنید که مسئولان
بخوانند و بدانند که زابل هم یکیاز شهرهای ایران است.
محمد: یکی از صمیمیترین دوستانم پیش از مسابقات فوت کرد و من
مدالم را به روح او تقدیم میکنم.
جعفری: انشاءا… که مسئولان نگاه بهتری به کبدی داشته باشند.
نیستم که به دنیا آمدنش را ببینم. از آقای مازندرانی سرمربی تیم و رئیس فدراسیون هم قدردانی
میکنم و از هیچکس دیگری هم تقدیر نمیکنم.
شما وقتی یکبار به تمرین
ما بیایید مظلومیت ما را میبینید. بچهها برای خودشان سر تمرین آب میآورند.
مسئولی که بیاید آنجا و دروغ بگوید به درد ما نمیخورد. مسئولی میخواهیم که خودش
ورزشکار بوده باشد. مگر چقدر هزینه دارد که وقتی ما به تهران میآییم یک خوابگاه
خوب به ما بدهند؟ مگر به بقیه تیمها اینگونه نمیرسند؟ خون هیچ رشتهای از خون
ما رنگینتر نیست. الان ۳۰ میلیون به من جایزه بدهند چند روز دیگر تمام میشود. یک
کاری بکنند که بماند. مثلاً شخص هادی اشتراک یا خانم ظریفزاده برای خانواده کبدی
ماندگار شوند. نسل ما که تمام شود نسل بعدی استفادهاش را ببرند. به رشته ما شخصیت
بدهند. مثلاً وقتی در سالن غذاخوری پیش یک تکواندوکار مینشینیم میگویند شما که
نه ماشین دارید نه اتوبوسی که فدراسیونتان بدهد. ما را با اتوبوس مدل ۷۸
به سینما میبرند. برای لباس و در اردو هزار تا منت باید بکشیم و این چیزها خیلی
بد است.
جعفری: به ما روز اول دو دست لباس دادند که تا روز آخر همان بود.
همه پاره و رنگ و رو رفته شده بودند.
هادی: فرق ایران و هند همین است. اینجا کلاً دو دست لباس داریم
اما آنجا روز اول سی دست لباس بازی و تمرین میدهند. ما برای اعزام یکمیلیون میگیریم فقط.
کاش رسانهها کبدی را
فراموش نکنند.
تشکر: من هم از اولین مربیام خانم یادیمقدم تشکر میکنم. دست
پدر و مادرم را میبوسم که همیشه حمایتم کردند و هر وقت شکست خوردم کنارم
بودند. خیلی جاها میخواستم کنار بگذارم اما آنها نگذاشتند. یعنی خواستند که
ادامه بدهم. بعد از مربیهایی که در همین مدت حمایتمان کردند تشکر میکنم.
خانم تربتی و خانم جل و رحیمنژاد و تکتک دوستانی که بودند. خانم مقصودلو که اگر
بودند من اولین نفر خط میخوردم ولی از ایشان تشکر میکنم. از پدرشان هم خیلی
تشکر میکنم. ایشان پدر کبدی هستند. در استان خودمان خانم موسوی هستند که رئیس
بانوان استان هستند و همیشه به من زنگ میزدند. با اینکه سالهای دیگر اینطوری
نبود. من با ۲۶ سال سن سه دوره است شرکت میکنم، فقط امسال اینگونه بود. میدانستم
که اگر امروز زنگ نزند فردا میزند. همه چیز پول نیست بلکه احترام هم خیلی مهم است.
من هم از مربی پایهام آقای
مسلم امیری و مازندرانی سرمربی بزرگسالان و بزرگترهای تیم تشکر میکنم. برای
اولین بار بود که در تیم آقایان به جوانها بها دادند. انشاءا… بتوانیم جواب
این اعتماد را پس بدهیم.
۲۵۴ ۴۱
منبع : خبر آنلاین
پاسخ فدراسیون تیراندازی به شایعه زندانی کردن دختران ملیپوش
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ یکی از مهم ترین شایعات روزهای اخیر مربوط
به فدراسیون تیراندازی است. وقتی از بین کاروان ۱۹ نفره تیم ملی مردان و
زنان تیراندازی فقط یک مدال برنز نصیب ورزشکاران شد، شایعه ای پیرامون تیم
ملی بانوان پیچید که دلیل ناکامی آنها را نشان می داد. اینکه دختران در
اردوی تهران توسط مسئولان در خوابگاه حبس شده بودند و اجازه خروج به آنها
داده نمی شد و همین تاثیر زیادی روی کار آنها داشته. در همین رابطه تماسی
تلفنی با دادگر، رئیس فدراسیون تیراندازی برقرار کردیم. اما تلفن همراه او
توسط صالحی، سخنگوی فدراسیون پاسخ داده شد و او به سوالات ما درباره شایعات
اخیر جواب داد.
آقای صالحی درباره بحث زندانی شدن دختران ملی پوش توضیح می دهید؟
بحث زندانی شدن مطرح نبوده. خوابگاه بانوان دو تا در دارد که یکی به فضای بیرونی فدراسیون باز می شود و یک در هم که در ورودی پرسنل است و ریاست و نایب رئیس و …همه از این در وارد و خارج می شوند و این در مجهز به روشنایی و دوربین مداربسته و … است. اینها همه از این در تردد می کنند. طبق قانون همه فدراسیون ها در یک ساعتی این در بسته می شود.
*پس اینطور است که در پشتی که می گویید سگ داشت بستید؟
دری که روشنایی و دوربین و نگهبانی نداشت را بستیم.
*می ماند در اصلی فدراسیون که بعد از ساعت کاری می بندید.
ساعت کاری چهار بعدازظهر است ولی این در معمولا تا هشت، نه شب باز است، بچه ها از این در خارج می شوند. به رستوران می روند و باز به خوابگاه برمی گردند. تا زمانی که کل بچه ها از رستوران نیایند و در ساختمان مستقر نشوند آن در با حضور نگهبان باز است. این موضوع هم برای سه، چهار ماه پیش است.
*در دوره های قبلی چطور بوده که احساس زندانی بودن به این بچه ها دست نمی داده؟ این حرف خود بازیکن هاست.
در دوره قبلی هم قطعا همین بوده شما در خانه ات را بالاخره وقتی می خواهی بخوابی در یک ساعتی می بندی.
*اگر یکی از بچه ها بیرون می رفته یازده شب می آمده راهش نمی دادند؟
وقتی ورزشکاری به خصوص دخترهای شهرستانی می خواسته از خوابگاه خارج شود باید یا با نایب رئیس بانوان هماهنگ می کرده تا یا با اجازه خانواده اش یا اجازه نایب رئیس بانوان فدراسیون باشد که مشخص باشد آن دختر شب کجا می خواهد بخواهد. بعضا بودند دخترانی که شب می خواستند به خانه اقوام بروند از خوابگاه مجوز گرفته اند، رفته اند و بعد برگشته اند. یا مثلا هایپراستار یا امامزاده صالح یا سینما با مجوز رفته اند. اینها منعی نداشته اما باید خارج از خوابگاه می خواستند بمانند باید به نایب رئیس بانوان اطلاع می دادند. آنهایی که با هماهنگی بوده منعی نداشته مابقی هم که دیگر دیر وقت در فدراسیون بسته می شده.
*ماجرای تولد چه بوده؟ اینکه می گویند به خاطر تولد تنبیه شدند.
این جشن تولد خارج از فضای فدراسیون بوده. هر کسی که این اطلاعات را داده، راستش من فکر می کنم یک ورزشکاری نتیجه نگرفته یا می خواهد شیطنت کند، آمده سه قطعه از سه پازل مجزا را به هم چسبانده و می خواهد ایجاد ابهام کند. این جشن تولد اصلا هیچ ربطی به این ماجرا نبوده. اصلا جشن تولدی بیرون از فدراسیون بوده.
*رفتند دیر آمدند یا مواخذه شدند برای جشن تولد؟
جشن تولد اصلا مواخذه ندارد.
*پس ماجرا چیست؟
من و شما و چند نفر از دوستان جمع می شویم یک جشن تولد می گیریم. تمام شد و رفت.
*این ربطش به نتایج و بسته شدن در فدراسیون چیست؟
هیچ ربطی ندارد. من اصلا جا خوردم این دو موضوع را کنار هم دیدم. آدمی که این اطلاعات را داده در حقیقت خواسته بگوید ما فلان جا رفتیم ما را مواخذه کردند. اصلا این به نظر شما منطق دارد؟
*نکته ای که وجود دارد این است که ما ۱۹ ورزشکار فرستادیم فقط یک برنز گرفتیم. اگر برای هر کدام از این ورزشکارها در چهار سال گذشته حدود ده هزار دلار هزینه شده باشد، چیزی حدود ۱۹۰ هزار دلار هزینه کردیم و یک برنز گرفتیم.
درباره بازی های آسیایی و نتیجه ای که به دست آمد الان نمی خواهیم صحبت کنیم. تیم الان در مسابقات کسب سهمیه المپیک در کره هستند، اجازه بدهید برگردند، یک نشست تخصصی برگزار کنیم و نتایج را بررسی کنیم، قطعا آنالیز عملکرد بچه ها را به شما اطلاع رسانی خواهیم کرد.
۴۳۲۵۷
منبع : خبر آنلاین
پایان حسرت ۶۰ ساله را این ورزشکار ایرانی رقم زد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛در ادامه رقابتهای تنیس روی میز بازیهای آسیایی نوشاد عالمیان در مرحله یک چهارم نهایی این مسابقات از ساعت ۱۸ به وقت محلی به مصاف وونگ چون تینگ از هنگ کنگ رفت.
عالمیان تنها نماینده ایران در این مرحله است و برای رسیدن به یک چهارم ظهر امروز توانست مقابل پینگ پنگ باز کره جنوبی به برتری برسد. ورزشکار کشورمان در گیم اول بازی خوبی را ارائه نداد و با نتیجه ۱۱-۶ نتیجه را واگذار کرد. ولی در گیمهای بعد عالمیان بازی را در اختیار گرفت و در گیمهای دوم، سوم و چهارم توانست با نتایج ۱۱-۸، ۱۲-۱۰ و ۱۱-۵ از حریف پیش بیفتد. در گیم پنجم عالمیان توانست با یک بازی حساب شده با نتیجه ۱۰-۸ به پیروزی رسید.
در پایان این بازی نوشاد عالمیان توانست با نتیجه ۴ بر یک مقابل حریف سخت کوش خود به برتری دست پیدا کند. با این نتیجه مدال برنز عالمیان قطعی شد و حالا بعد از ۶۰ سال تیم تنیس روی میز ما صاحب مدال خواهد شد.
۲۵۱ ۴۱
منبع : خبر آنلاین

همه ما که با پیچ آخر معکوس نوشاد اشک ریختیم
مجید کوهستانی: امتیاز آخر نوشاد، قبلِ آخرین پیچ معکوس معروفش به توپ، دلم رفت پیش رحمت عالمیان؛ آن میز تمرینی که از۲۰سال پیش در پارکینگ آپارتمان بابل پهن کرده بود و از همان شرجی طبقه منفی یک، این دو نابغه را به آسمان ورزش آسیا(که اینجا فرقی با جهان و المپیک ندارد) فرستاد. برای آنها که یکروز کامل از زندگی یک بازیکن حرفه ای پینگ پنگ را از نزدیک ندیده اند، درک میزان سختی رسیدن به سطوح جهانی این رشته تقریبا محال است چون تصوری از تمرینات فیزیکی و روانی طاقت فرسایش ندارند.
نوجوان بودم که در صف نانوایی رحمت و نعمت عالمیان قهرمان دوبل ایران می ایستادم و تقریبا هر روز از دیدن شان ذوق می کردم. از آنجا که دنیا کوچک است و زمانه می چرخد، حدود دو دهه پیش از قضا سردبیر تنها نشریه تخصصی پینگ پنگ شدم و چندسالی کنار تک تک بچه های این نسل، نان ونمک خوردم و آنجا بود که نوشاد پسر رحمت را در نونهالان دیدم. تقریبا هیچ خبرنگار تخصصی نداشتیم که فقط پینگ پنگ بنویسد چون جز تورهای درجه۲و آسیای میانه و بازیهای اسلامی و شبیه این، مدال دندانگیری نبود که خبرش نوشته و گفته شود. پیمان حسنی مسوول لیگ، خودش شده بود خبرنگار !
امشب غیر از من خیلی ها با مدال قطعی نوشاد گریستند؛ از رحمت و نعمت عالمیان در بابل، مجید احتشام زاده روی آنتن، شاهرخ شهنازی پای تلویزیون ، فواد کاسب و همه خانواده کوچک پینگ پنگ.
این مدال برای ما خیلی می ارزد و مهمتر اینکه بعد از ۶۰ سال جای حق نشست، رواق خانه رحمت عالمیان. موارکه برار
۴۳ ۴۳
منبع : خبر آنلاین

رکورد مدال طلاهای ایران در چه صورتی شکسته میشود؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛بازی های آسیایی امروز برای نمایندگان ایران به پایان می رسد و این در حالی است که هنوز ۲ مدال طلای دیگر با طلاهایی که در بازی های آسیایی اینچئون کسب شده فاصله است.این اتفاق در حالی افتاده است که سه – چهار مدال طلا در رشته های مختلف از جمله کوراش،بسکتبال سه نفره،تکواندو و کاراته با ناداوری از ایران گرفته شده است با این حال ملی پوشان ایران این شانس را دارند که با گرفتن ۲ مدال طلا از مسابقاتی که باقی مانده است به رکورد بازی های آسیایی در ۴ سال قبل برسند.
والیبال؛۸۰ درصد طلا برای ایران است
کارشناسان رشته ورزشی والیبال بر این عقیده هستند که کره جنوبی که حریف امروز ایران در بازی فینال است نمی تواند چندان برای ملی پوشان کشورمان حریف دردسر سازی باشند.تیم ایران در شرایطی با نفرات اصلی خودش راهی بازی های آسیایی شده است که سایر تیم ها نفرات اصلی خودشان را به این رقابت ها نیاورده اند.شاگردان کولاکوویچ که با شکست دادن قطر به فینال بازی های آسیایی رسیده اند به احتما ۸۰ درصد مدال طلای این دوره را هم بر گردن خواهند آویخت.
آب های آرام؛شاید طلا شاید هیچ
امروز اول صبح قایقران آب های آرام ایران شانس خودشان را برای کسب مدال طلا در بازی های آسیایی امتحان می کنند.در فینال کایاک یک نفره بانوان امروز آروز حکیمی در ۲۰۰ متر کایاک به مصاف رقیبان خودش خواهد رفت.
در فینال ۲۰۰ متر کایاک یک نفره آقایان علی آقامیرزایی نماینده آقایان است و ملی پوشان ایران در ماده های ۲۰۰ متر دو نفره آقایان و کایاک ۵۰۰ متر دو نفره بانوان شانس این را دارند تا مدال طلای دیگری را به سینه کاروان ایران سنجاق کنند.
بسکتبال؛طلا بلندتر از دیوار چین است!
ملی پوشان بسکتبال ایران که با شایستگی تیم ملی کره جنوبی را شکست دادند و انتقام فینال ۴ سال قبل را از آنها گرفتند در فینال باید مقابل حریف قدرتمند خود یعنی چین قرار بگیرند.کار برای کسب مدال طلا در رشته بسکتبال سخت است و نگاهی منصفانه به نفرات دو تیم نشان می دهد که با توجه به حضور دو بسکتبالیست آمریکایی در تیم ملی چین،آنها شانس بالاتری برای کسب مدال طلا دارند.با این حال بچه های ایران شایسته رسیدن به قهرمانی در این دوره از بازی های آسیایی هستند اما شکی وجود ندارد که برای رسیدن به این افتخار باید طلا را در جایی بلندتر از دیوار چین جستجو کنند.
۲۵۶ ۴۳
منبع : خبر آنلاین