برچسب: ایران

کشور جمهوری اسلامی ایران

  • هزینه‌ زندگی کارگران چقدر شده است؟

    هزینه‌ زندگی کارگران چقدر شده است؟

    علیرضا حیدری  ادامه داد: امسال از نظر من کار بسیار سختی برای تعیین دستمزد کارگران داریم چون به عنوان گروه کارگری همواره در بحث مذاکرات باید به مسایل مختلف توجه کنیم؛ در غیر این صورت اگر قرار باشد صرفا بحث حداقل معیشت و نیازهای کارگران را مطرح کنیم، قاعده کلی این است که نباید از سقف سه میلیون و ۷۵۰ هزار تومان سال گذشته یک ریال هم پایین بیاییم، چون با تغییراتی که در بازارهای ارز، مسکن و کالاهای اساسی ایجاد شده، هزینه‌های معیشت کارگران به شدت تغییر کرده و قطعا افزایش یافته است.

    توجه به حداقل‌های زندگی کارگران اجتناب ناپذیر است

    این کارشناس حوزه کار افزود: ترکیب مجموع هزینه‌های زندگی یک کارگر، سبد معیشتی که دنبال می‌کنیم را پوشش می‌دهد و در این سبد، اقلام کالایی وجود دارد که اجتناب ناپذیر است و حداقل‌های یک زندگی است یعنی نمی‌توانیم کمتر از آن را ببینیم.این حداقل‌ها خودشان را با عدد نشان می‌دهند و جمع نیازهای کارگر و قیمت‌هایی است که در بازار وجود دارد.

    حیدری با بیان اینکه قانون کار بر لزوم توجه به حداقل‌های زندگی کارگران تاکید کرده است، گفت: تاکنون در شورای عالی کار بر این اساس پیش رفته‌ایم ولی یکسری ملاحظات به لحاظ اقتصادی و وضعیت کارفرمایی همیشه بوده که باعث شده با یک شکاف درآمد هزینه روبه رو شویم.

    نتیجه مصوبات دستمزد، بهبود معیشت کارگران نبود

    وی با اشاره به افزایش هزینه سبد معیشت خانوارهای کارگری، اظهار کرد: سال قبل کمیته دستمزد درباره هزینه سبد معیشت کارگران به عدد سه میلیون و ۷۵۰ هزار تومان رسید و ما در بهترین شرایط آن را تا مرز ۴۵ درصد پوشش دادیم. اکنون ضریب پوشش به کمتر از ۳۵ درصد رسیده است یعنی می‌توانیم بگوییم که وضعیت یک کارگر در پایان سال ۹۷ بهتر از پایان سال ۹۸ بود لذا مصوبات دستمزدی ما نه تنها شرایط زندگی را برای کارگران بهبود نبخشیده بلکه در جریان فرایند تورمی هم اوضاع را خرابتر کرده است.

    به گفته حیدری، شکاف بین هزینه دستمزد و معیشت کارگر در ابتدای سال پنجاه درصد بوده که اکنون به حدود هفتاد درصد رسیده و سه میلیون و ۷۵۰ هزار تومانی که به عنوان هزینه سبد معیشت کارگران در سال گذشته به تصویب کمیته دستمزد رسید افزایش پیدا کرده است.

    ۱۷۱۷

  • بانکهای امریکایی هم برای مشتریان خود رمز دوم دارند

    بانکهای امریکایی هم برای مشتریان خود رمز دوم دارند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اوایل دهه ۱۷۰۰ بازرگانان بریتانیایی به ایالات متحده سفر کردند و در سال ۱۷۹۰ بانک پنسیلوانیا را برای تامین بودجه جنگ‌های انقلاب آمریکا که طی سال‌های ۱۷۷۵ تا ۱۷۸۳ رخ داد، تاسیس کردند و از آن سال تاکنون سیستم بانکی آمریکا پیشرفت چشمگیری کرده است که در حال حاضر با سیستم بانکداری مدرنی در این کشور رو به رو هستیم.

    با پیشرفت چشمگیر آمریکا در سیستم بانکی، بانک های این کشور برای تامین امنیت کاربرانش روش های گوناگونی را به کار برده اند .

    زمانی که یک شهروند آمریکایی از کارت اعتباری خود برای پرداخت استفاده می کند بانکی که آن کارت اعتباری از آن جا صادر شده است موقعیت مکانی فرد را از طریق گوشی وی می سنجد و با موقعیتی که خرید در آن صورت گرفته است تطبیق می دهد و اگر موقعیت فرد با جایی که در آن خرید صورت گرفته است هماهنگی نداشته باشد کارت اعتباری وی مسدود می شود.

    زمانی که یک شهروند آمریکایی بخواهد از طریق اینترنت وارد حساب بانکی خود شود باید مشخصات خود را وارد سایت آن بانک کند و کد تایید را دریافت کند و اگر با یک رایانه دیگر بخواهد وارد حساب خود شود باید رمزی که از طریق ایمیل بانک برای آن شخص ارسال شده است را در سیستم ثبت کند.

    برخی از بانک های آمریکا پول شما را گارانتی می کنند به این معنا که اگر آن بانک هدف حمله هکر ها قرار گرفت و پول شما دزدیده شد بانک مبلغ آن پول را به حساب شما برخواهد گرداند.

    برخی دیگر از بانک های آمریکا نیز هنگامی که هدف حمله هکرها قرار میگرند و یا در آن ها کلاهبرداری هایی صورت می گیرد پولی که درحساب کاربرانشان بوده است را به صورت نقدی به آن ها بازپرداخت می کنند.

    تقریبا تمام بانک های آمریکا به برنامه های بانکی مجهز هستند و زمانی که کارت یکی از شهروندان به سرقت رود وی می تواند از طریق برنامه این بانک که بر روی تلفن همراهش نصب است کارت خود را مسدود و غیرفعال کند.

    بانک های آمریکا برای تامین امنیت حساب های کاربران خود در هنگام خریدهای اینترنتی رمز یکبار مصرف را ارائه می دهند به این صورت که شما برای هربار خرید از یک رمز مجازی استفاده می کنید و هر رمز مجازی برای بار دوم قابل استفاده نیست.

    یکی دیگر از روش هایی که بانک های آمریکایی برای تامین امنیت حساب کاربرانشان در پیش گرفته اند استفاده از کارت های تراشه و پین و یا تراشه و امضاء است. این کارت ها به یک مدار مجتمع متصل هستند که با هربار استفاده تمام اطلاعات آن ها رمزگذاری می شود؛ به این معنا که با هر بار استفاده از این کارت ها اطلاعات آنها تغییر می کند.

    ۱۷۲۲۳۲۲۷

  • کسری بودجه ۱۸۰ هزار میلیارد تومانی/ آسیب‌های بودجه‌ریزی غیرواقعی

    کسری بودجه ۱۸۰ هزار میلیارد تومانی/ آسیب‌های بودجه‌ریزی غیرواقعی

    سیدمحمد هادی سبحانیان در گفتگو با خبرنگار مهر درباره ماهیت کلی لایحه بودجه ۹۹ اظهار داشت: انتظار می رفت با توجه به الزاماتی که رهبر معظم انقلاب در خصوص  اصلاحات ساختاری بودجه تاکید داشتند و همچنین اقتضای شرایط تحریمی موجود را دارد در تدوین لایحه بودجه سال آتی لحاظ می شد و با اصلاحات ساختاری به مجلس شورای اسلامی تقدیم می شد ولی یک بررسی اجمالی از این لایحه نشان می دهد عملا شاهد انجام اصلاحات ساختاری در تدوین بودجه نیستیم.
    وی افزود: متاسفانه لایحه بودجه سال ۹۹ مشابه لوایح سالهای گذشته تقدیم مجلس شد و به نظر می رسد دولت عزمی برای آنکه بتواند در دو سال باقی مانده از عمر دولت دوازدهم را صرف تدوین لوایح منطبق با شرایط تحریمی و دارای اصلاح ساختاری باشد، ندارد.

    عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی یادآور شد: لایحه بودجه سال ۹۹ تناسبی با شرایط تحریمی موجود ندارد و تنها تفاوت آن با نحوه تدوین لوایح بودجه سالهایی که تحریم نبودیم این است که مقداری از درآمد نفتی کم شده است.

    سبحانیان تاکید کرد: بدیهی ترین انتظار از لایحه بودجه ۹۹ این بود که درآمدهای نفتی در آن واقع بینانه دیده می شد. این موضوع مورد تاکید رهبر معظم انقلاب و نمایندگان مجلس در سنوات مجلس بوده است. نباید در لایحه سال آینده درآمدی موهومی و غیرواقع بینانه از نفت لحاظ می شد که تبعات منفی در پی دارد.

    وی افزود: متاسفانه در لایحه بودجه سال آتی حتی اصلاحات مقدماتی و ابتدایی هم اعمال نشده و عملا با نگاهی بسیار خوشبینانه که به دیدگاه غیرواقع بین نزدیک تر است درآمدهای نفتی را لحاظ کرده ایم. به عنوان مثال به نظر می رسد درآمد دولت از فروش نفت در لایحه بودجه ۹۹ فروش روزانه یک میلیون بشکه نفت است. در حالی که می دانیم کمتر از نیمی ازاین رقم محقق خواهد شد.

    کارشناس اقتصادی تصریح کرد: توجیه دولت این است که در لایحه بودجه سال آینده درآمد نفتی دولت ۴۸ هزار میلیارد تومان تعیین شده که تنها ۱۰ درصد کل منابع دولت را شامل می‌شود. در حالی که از محل درآمدهای نفتی انتظار می رود نزدیک ۲۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته باشیم.

    وی خاطرنشان کرد: معتقدم بخشی از سایر منابع درآمدی دولت نیز که در لایحه بودجه ۹۹ ذکر شده، محقق نشود و مجموعا بیش از ۱۸۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه خواهیم داشت؛ این موضوع بدون در نظر گرفتن ۸۰ هزار میلیارد تومانی است که دولت از محل فروش اوراق مالی اسلامی در نظر گرفته است.

    مدرس دانشگاه درباره آسیب هایی که ارقام غیرواقعی درآمدی به بودجه وارد می کنند گفت: به نظر من اتفاقی که در قانون بودجه سال جاری (۹۸) رخ داد عینا در سال آینده هم تکرار خواهد شد. زمانی که لایحه بودجه ۹۸ به مجلس ارائه شد کارشناسان، غیرواقعی بودن درآمدها را گوشزد می کردند و می گفتند پیش بینی فروش روزانه یک میلیون بشکه نفت محقق نخواهد شد.

    سبحانیان تصریح کرد: اما دولت در آن زمان استدلال می کرد که اگر میزان درآمدهای نفت را در لایحه بودجه کاهش دهیم نشان دهنده ضعف ما دربرابر آمریکا است.  در نتیجه دولت توجیه می کرد که باید درآمد نفتی را بالا اعلام کنیم اما این استدلال چندان دقیق نیست.

    وی بیان داشت: به نظر من دولت باید به طور کل درآمدهای نفتی را ازبودجه جدا کند و هر آنچه می تواند به فروش برساند، درآمد آن را به صندوق توسعه واریز کند اما اینکه بخواهیم با این استدلال، درآمدهای فروش نفت را وارد بودجه کرده و یک لایحه غیرواقع بینانه تنظیم کنیم روش درستی نیست و صرفا یک تعادل صوری در لایحه ایجاد کرده ایم.

    کارشناس اقتصادی ادامه داد: آسیب این اقدام، و قطعا وقوع کسری بودجه خواهد بود کما اینکه در بودجه سال جاری نیز این کسری دیده می‌شود. نتیجه اینکه قیمت به جای آنکه از ابتدا لایحه واقع بینانه در خصوص بودجه ۹۸ به مجلس بدهد مجبور شد در میانه سال و از طریق سازوکار شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا کسری بودجه را جبران کنند. همین روند قطعا سال آینده هم تکرار می‌شود.  

    وی به یکی دیگر از آسیب های بودجه ریزی غیرواقعی اشاره و اظهار کرد: وقتی منابع درآمدی پوشالی هنگفتی در لایحه وارد می‌شود دیگر عزم جدی برای مدیریت مصارف و منابع دیده نخواهد شد. کما اینکه در بودجه امسال هم نمی بینیم که رویه مناسبی در خصوص کنترل مصارف دستگاهها خصوصا بخش سلامت ایجاد شده باشد.

    سبحانیان درباره معافیت های مالیاتی و همچنین فرار مالیاتی تاکید کرد: دولت در لایحه بودجه سال آینده عزم جدی در خصوص جلوگیری از فرارهای مالیاتی نداشته است که این هم از نتایج و آسیب های بودجه ریزی غیرواقع بینانه است؛ ساماندهی درآمدهای مالیاتی و ایجاد پایه های جدید مالیاتی می تواند به انضباط مالی دولت منجر شود که عملا در لایحه بودجه ۹۹ مغفول مانده است.

  • یک کارشناس اقتصادی: رقم معافیت‌های مالیاتی در ایران به ۵۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد

    یک کارشناس اقتصادی: رقم معافیت‌های مالیاتی در ایران به ۵۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد

     این کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرآنلاین افزود: برآوردها حاکی از این است که سالانه ۵۰ هزار میلیارد تومان در غالب معافیت مالیاتی در اقتصاد کشور جریان دارد. این رقم مانند یک رانت عمل می‌کند و این معافیت به شکل یک رانت در ایران توزیع می‌شود.

    شقاقی گفت: به عنوان مثال کشاورزان از پرداخت مالیات معاف هستند، این در حالی است که حمایت از کشاورزان ضروری است اما این حمایت در ابعادی جز مالیات می تواند تبلور پیدا کند.

    وی اضافه کرد:به نظر من بهتر است آنها مالیات خود را بدهند و بعدا در تهیه نهاده‌های کشاورزی یا تسهیلات ارزان‌تر و حتی قیمت بالاتر خرید تضمینی از آنها حمایت شود. باید توجه داشت عملا بیش از نیمی از معافیتهای مالیاتی نتیجه بده و بستان‌های پشت صحنه است و باید به جای این نحوه حمایت بی ثمر، حمایت هدفمند از بخش‌های ضروری صورت بگیرد.

    وحید شقاقی شهری

    او گفت: در ایران حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان سالانه فرار مالیاتی صورت می‌گیرد. از سوی دیگر دولت برای سال آینده در لایحه بودجه درآمد ۱۶۰ هزار میلیارد تومانی از مالیات را پیش‌بینی کرده است. همچنین پیش‌بینی می‌شود همین مقدار هم پایه‌های شناسایی نشده مالیاتی در کشور وجود دارد که همه اینها در کنار هم می‌توانند مشکلات دولت را برطرف کنند.

    او تصریح کرد:‌ باید توجه داشت سالانه در ایران دو هزار و ۵۰۰ هزار میلیارد تومان تولید می‌شود که اگر آن را به دلار تبدیل کنیم به رقمی نزدیک ۴۲۰ میلیارد دلار می‌رسیم. اگر تنها ۱۵ درصد این رقم که رقم متعارف مالیات‌گیری در جهان است صورت بگیرد، سالانه ۶۰ میلیارد دلار مالیات ستانی خواهیم داشت که اگر دلار را تنها ۱۰ هزار تومانی پیش فرض بگیریم به رقم ۶۰۰ هزار میلیارد تومان خواهیم رسید که پایه واقعی مالیاتی در کشور است.

    مشروح مصاحبه وحید شقاقی شهری را اینجا بخوانید. 

    ۲۲۳۲۲۳

  • پیش‌بینی یک اقتصاددان از قیمت آتی نرخ ارز

    پیش‌بینی یک اقتصاددان از قیمت آتی نرخ ارز

    حیدر مستخدمین حسینی در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین با اشاره به وضعیت بازار ارز، اظهار داشت: افزایش قیمت ارز ناشی از واقعیات اقتصاد نبود، زیرا روندی که در بازار حاکم بود، از کاهشی نسبی خبر می‌داد.

    وی افزود: این روند تا آنجا پیش رفت که انتظار داشتیم تا عید قیمت دلار به حدود ۱۰ هزار تومان برسد. با این همه تصمیم‌گیران تصمیماتی را اتخاذ کردند که وضعیت دگرگون شد.

    این کارشناس اقتصادی درباره این‌که آیا جو کنونی را در بازار ماندگار می‌بینید یا خیر؟ تصریح کرد: معتقدم در همین فضا امکان مدیریت بازار وجود دارد. بررسی ها نشان می‌دهد بازار ارز ایران مستعد جهش تازه‌ای نیست و در نتیجه می‌توان انتظار داشت که قیمت‌ها از محدوده های فعلی عقب نشینی کند و این شرایط با پایان دوره تسویه حساب های بین‌المللی و تخلیه فضار بنزین بر بازارها تغییر کند.

    مستخدمین حسینی عنوان کرد: وقتی رییس‌کل بانک مرکزی گفتند انتظار روند کاهشی در بازار را می‌کشند، من هم چنین باوری دارم و فکر می‌کنم در مجموع بازار نمی‌تواند به این روند ادامه دهد و نهایتا دوباره به ثبات خواهد رسید.

    ۲۲۳۲۲۵

  • دیدگاه کاربران خبرآنلاین درباره کمپین گران نخریم/ بخریم و نخریم، باز هم گران می‌شود

    دیدگاه کاربران خبرآنلاین درباره کمپین گران نخریم/ بخریم و نخریم، باز هم گران می‌شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، افزایش قیمت بسیاری از کالاها در هفته‌های اخیر بار دیگر موضوع «گران نخریم» را در میان کارشناسان، مسئولان و افکارعمومی مطرح کرده است.

     این در حالی است که برخی معتقدند ریشه افزایش قیمت‌ها در هفته‌های اخیر نه افزایش تقاضا که سیگنال‌هایی چون رشد بهای بنزین بوده است. در این شرایط، سوالی که مطرح است، این‌که حضور در چنین کمپین‌هایی و خودداری از خرید کالایی که با افزایش نامتعارف قیمت روبرو شده است، در مهار تورم موثر است؟ کاربران خبرآن در نظرسنجی‌ای که در این خصوص منتشر شد، دیدگاه‌های خود را مطرح کردند. یکی از کاربران خبرآنلاین نوشت: «اگه در نخریدن همه با هم متحد بشوند، حتما قیمت‌ها پایین میاد. مشکل اینه که مردم ما با هم اتحاد ندارند، یعنی طبق مرفه و متوسط معمولا توان خرید داره و می‌خره و به همین دلیل قیمت‌ها باز هم افزایش پیدا می‌کنه و زندگی برای اقشار ضعیف روز به روز سخت‌تر می‌شود. »

    کاربر دیگری عنوان کرد: «باید از اسطوره‌های ورزشی‌مون الگو بگیریم. مثلا مایلی‌کهن با این‌که توانایی مالی خوبی داره، ولی اکثرا از میدون میوه تره‌بار میوه می‌خره و هنوزم همون ۴۰۵ قدیمی واشر سوخته رو سوار می‌شه. »

    کاربری متذکر شد: «واقیت اینه که: نمی‌تونیم بخریم. »

    یکی از کاربران خبرآنلاین نوشت: «کاملا مشخصه نخریدن هیچ تاثیری در کاهش قیمت نداره. یعنی اگر شما هیچی نخرید، بازم قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کنه، ولی اگر هجوم ببرید برای خرید، بازم قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کنه. یعنی در هر حالتی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کنه. »

    «سعید» کاربر خبرآنلاین عنوان کرد: «واقعیت‌های اقتصادی را باید پذیرفت. الان بحث خریدن و نخریدن کلا منتفیه»

    کاربری تصریح کرد: «همراهی ملت در نخریدن هر کالای بی‌کیفیتی موجب کاهش شدید قیمت محصول و حتی حذف آن از چرخه تولید می‌شود. از انواع پراید و پژو بگیر تا پوشاک و صنایع غذایی و حتی مسکن. »

    یکی از کاربران خبرآنلاین متذکر شد: «من ماشین نخریدم ارزون بشه، الان با این پول دیگه موتور هم نمی‌تونم بخرم. »

    «احسان» کاربر خبرآنلاین نوشت: «علت این‌که در ایران تاثیر ندارد، این است که ما در هر حوزه‌، مافیاهای قدرتمند و ثروتمند و پرنفوذ داریم. اینها قدرت دارند، ثروت دارند و رانت دارند، بنابراین وقتی تصمیم بگیرند که مثلا ماشین چینی به قیمت ۲۰۰ میلیون به بالا فروش برود، هر اتفاقی هم بیفتد، از موضعشان کوتاه نمی‌آیند. اگر چند سال هم چیزی نفروشند، برایشان مشکلی به‌وجود نمی‌آید، چون می‌دانند بالاخره به خورد ملت خواهند داد. این‌جوری می‌شود که وقتی بنزین ۳ برابر می‌شود، به طرز عجیبی قیمت ماشین نه تنها افت نمی‌کند، بلکه ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش می‌یابد. »

    ۲۲۳۲۲۵

  • پیش‌بینی خروج تقاضای احتیاطی از بازار ارز

    پیش‌بینی خروج تقاضای احتیاطی از بازار ارز

    به این ترتیب شاخص ارزی در دو هفته قبل و هفته قبل رشد ۵ و ۴.۵ درصدی را تجربه کرده است. این در حالی است که رشد قیمت سکه در هفته گذشته به دلیل عبور بهای جهانی طلا از محدود هزار و ۴۷۰ دلار نسبت به رشد قیمتی دلار بیشتر بوده است.

    در شروع هفته جاری رشد قیمت دلار و سکه همچنان ادامه داشت. به اعتقاد فعالان بازار با افزایش اعتراض‌های پیرامون افزایش قیمت بنزین در آبان ماه نااطمینانی تشدید شده و با افزایش تمایل بازیگران به تبدیل نقدینگی خود به دارایی‌های امن مانند دلار و سکه رشد تقاضای احتیاطی منجر به ادامه رشد قیمت‌ها در هفته جاری شده است. این در حالی است که بازارساز در روزهای اخیر هشدار داده است که تقاضای احتیاطی به زودی از بازار خارج خواهد شد و با افزایش عرضه ارز، قیمت‌ها به مسیر کاهشی بازخواهند گشت. علاوه بر این، افزایش فاصله بین  قیمت ثبت شده بر تابلوی صرافی‌های بانکی و قیمت در بازار آزاد در این هفته کمسابقه بوده است.

    به طوری که در مقاطعی از روز فاصله این دو قیمت به ۵۰۰ تومان نیز رسیده است. به اعتقاد بازیگران ارزی، همین مسئله با افزایش تقاضای کاذب زمینه را برای افزایش ورود سفتهبازان به منظور کسب سود از این فاصله قیمتی را فراهم کرده است. به اعتقاد تحلیلگران علاوه بر مواردی همچون رشد تقاضای فصلی، ورود تقاضای احتیاطی به بازار و کاهش تمایل عرضه ارز توسط صادرکنندگان که به نوعی افزایش قیمتها در دو هفته اخیر را تشدید کرده است؛ خوشبینی دولت نسبت به درآمدهای نفتی در سال آینده و اعلام قیمت ۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای قیمت دلار نیمایی در بودجه در تداوم روند انتظارات افزایشی مؤثر خواهد بود. در واقع این گروه استدلال میکنند که این میزان از درآمدهای پیش‌بینی شده در سال آینده محقق نخواهد شد و دولت مجبور به استقراض از بانک مرکزی خواهد شد که این موضوع افزایش نرخ تورم و رشد قیمت دلار را به دنبال دارد. البته پدیدار شدن نشانههایی از بهبود روابط بین ایران و آمریکا مانند احتمال میانجیگری ژاپن برای برقرار شدن مجدد مذاکرات بین دو کشور و مبادله زندانیهای بین دو کشور در افزایش خوش‌بینیها در این هفته و در نتیجه کاهش نوسانات نرخ ارز تأثیرگذار بوده است. در سومین روز هفته نیز شاخص ارز با ششمین جهش متوالی به سرعت از مرز مقاومتی ۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان عبور کرد و در پایان روز به ۱۳ هزار و ۷۰۰ تومان رسید.

    این در حالی است که رشد قیمتها با اصلاح‌های کوچک متوالی در دو هفته گذشته از ویژگی‌های بارز بازارها بوده است. در واقع افزایش قیمت دلار و عدم وجود عقب‌گردهای متوالی مانند هفته‌های گذشته نشان می‌دهد رشد قیمت بیشتر به واسطه هیجانات است و عوامل بنیادی نقش کمتری در ادامه این روند صعودی داشتهاند. عدهای نیز بر این باورند که محدودیتهای گسترده صرافیهای دولتی در تأمین ارز متقاضیان موجب مراجعه این افراد به بازار آزاد برای تأمین ارز مورد نیاز خود شده که این موضوع افزایش هیجانات و نوسانات در بازار را سبب شده است. اما در روز سهشنبه اوضاع کمی متفاوت بوده است و به باور فعالان بازار یکی از شدیدترین روزهای نوسانی در سال ۹۸ رقم خورده است. شاخص ارزی در ابتدای روز سهشبه به سرعت کانال ۱۴ هزار تومان را پشت سر گذاشت و به قیمت ۱۴ هزار و ۲۰۰ تومان جهش کرد. اما در پایان روز افتی بیش از ۵۰۰ تومان را ثبت کرده است. مسلما افزایش شدید فروشها در نزدیکی سطح مقاومتی ۱۴ هزار تومان بیشترین تأثیر را بر افت قیمت در این روز داشته است.

    افزایش عرضه توسط بازارساز و محدودیت جدید بانک مرکزی در مورد تراکنش‌های بانکی نیز بر این کاهش قیمتها تأثیرگذار بوده است. عدهای نیز معتقدند که بازار نیاز به یک اصلاح قیمتی داشت و نقطه مقاومتی ۱۴ هزار تومان سطح مناسبی برای این اصلاح بوده است. البته نباید از نقش  قیمت‌گذاری صرافی‌های بانکی در افت قیمتها غافل ماند. در واقع مکانسیم واکنش صرافی‌ها در روز سه‌شنبه اینگونه بوده است که با افزایش قیمت دلار در بازار آزاد، صرافی‌ها قیمت دلار خود را تا ۱۳ هزار و ۹۰۰ تومان نیز بالا بردند (این در حالی است که حداکثر قیمت ثبت شده بر تابلوی صرافیها در دو روز قبل ۱۲ هزار و ۹۵۰ تومان بوده است) و این تفکر در میان سفته‌بازان تقویت شد که بازارساز حساسیت زیادی به افزایش قیمت‌ها ندارد و در نتیجه نوسانگیران خریدهای خود را افزایش دادند. با ادامه این روند، بازارساز با افزایش یکباره عرضه خود قیمت را با چنان سرعتی کاهشی کرد که نوسان‌گیران نتوانستند در قیمت‌های بالا اقدام به فروش کنند. بنابراین، برگشت دلار از مرز ۱۴ هزار تومانی بسیاری از معامله‌گران و سفته‌بازان را متضرر کرد. در پنجمین روز هفته نیز دلار با سرعت زیادی در مسیر کاهشی قرار گرفت و به راحتی از مرز حمایتی ۱۳ هزار و ۵۰۰ تومانی پایین رفت. از جمله دلایل این کاهش میتوان به افزایش عرضه ارز، افت نرخ حواله درهم و افزایش فروش‌ها اشاره نمود. کاهش ۲.۷ درصدی قیمت سکه در روز چهارشنبه و رسیدن به قیمت ۴ میلیون و ۵۴۰ هزار تومان نیز در ۴ ماه و نیم گذشته بی‌سابقه بوده است. به اعتقاد فعالان بازار  در صورت شکست مرز حمایتی ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی احتمال افت بیشتر قیمت سکه وجود دارد. با توجه به عدم نوسان بهای جهانی طلا، مهم‌ترین عامل اثرگذار بر بازار سکه و طلا در این هفته نیز همچنان تغییرات قیمت دلار بوده است.

    شاخص سهام در هفته گذشته تحت تأثیر  قدرت نقدینگی، طرح سناریوهای مثبت مؤثر بر بورس در لایحه بودجه سال ۹۹ و افزایش انتظارات تورمی و روند صعودی قیمت‌ها از جمله افزایش نرخ ارز و ارزش جهانی فولاد و تأثیر این بازارها در افزایش ارزش سهام بزرگ و بنیادی به‌ویژه در گروه فلزات اساسی با ثبت بازدهی ۳.۶ درصدی سیزدهمین رشد متوالی خود را پشت سر گذاشت و به نیمه کانال ۳۲۲ هزار واحدی رسید.کارشناسان معتقدند که قیمت سهام می‌تواند تا سطوحی بسیار فراتر از ارزش ذاتی حرکت کند و قیمت انواع سهام در مدت کوتاهی چند برابر شده و در ادامه ریزش‌های سنگینی را در پی داشته است. علاوه بر این، با ورود نقدینگی جدید نیز بر دامنه این نوسانات افزوده میگردد. به عبارت دیگر، می‌توان گفت حباب قیمتی در بورس همواره وجود دارد و این سناریوهای افزایشی و کاهشی مرتبا تکرار خواهد شد.

    در شروع هفته جاری نیز شاخص کل بورس با رشد ۱.۶ درصدی با چهاردهمین صعود متوالی به حدود ۳۲۷ هزار و ۶۲۵ واحد رسید که در طول تاریخ بورس بی‌سابقه بوده است. تداوم ورود نقدینگی جدید، افزایش انتظارات تورمی به واسطه‌ی عبور قیمت دلار از مرز مقاومتی ۱۳ هزار تومان، رشد قیمت فلزات مانند مس و فولاد و در عین حال نفت در بازار جهانی با محوریت افزایش خریدهای سهامداران حقیقی از دلایل ادامه رشد ارزش معاملات در اولین روز معاملاتی هفته جاری است. توجه به رونق سهام‌ کامودیتی محور به واسطه رشد قیمت فلزات اساسی در این هفته نیز حائز اهمیت است. البته با نزدیک شدن به زمان وضع تعرفه‌های تجاری بر واردات ۳۰۰ میلیارد دلار از محصولات چینی توسط دولت آمریکا در ۱۵ دسامبر (۲۴ آذرماه) و ارسال سیگنالهایی مبنی بر عدم دستیابی به یک توافق جامع و قطعی شدن اعمال تعرفه در چند روز آینده احتمال بروز شوک‌های منفی و ریزش سهام کالایی‌ها و کامودیتی‌محور وجود دارد. این افزایش قیمت‌ها در بازار ارز، بازار جهانی و بورس کالا در ادامه معاملات هفته جاری نیز همچنان وجود داشته است. البته تحقق اطمینان بازیگران از عدم افزایش شدید نرخ‌های مالیات و حامل‌های انرژی موثر بر سهام در لایحه بودجه دولت برای سال آینده در صعود شاخص سهام و تداوم ورود نقدینگی در این هفته مؤثر بوده است. با ادامه این روند صعودی، شاخص کل بورس در روز سه‌شنبه به ارتفاع بی‌سابقه ۳۳۹ هزار و ۴۳۴ واحد رسید. با این شرایط بازدهی این بازار از ابتدای امسال تاکنون به ۹۰ درصد رسیده است. نزدیک شدن ارزش معاملات خرد بورس به ۲۴۰۰ میلیارد تومان نیز در صعود ۳۶۴۲ واحدی شاخص کل نقش مهمی داشته است. در آخرین روز معاملاتی هفته جاری نیز شاخص بورس تحت تأثیر افت قیمت دلار و در نتیجه افزایش ارزش ریال پس از ۱۷ صعود متوالی افت محدودی در حدود ۴۸ واحد را تجربه کرد. به این ترتیب، شاخص سهام با قرار گرفتن پشت مرز ۳۴۰ هزار واحد رشد هفتگی خود را به بیش از ۵ درصد رساند.سرنوشت جنگ تجاری و قیمت ارزهای خارجی از عوامل تأثیرگذار بر بازدهی سهام در روزهای آتی خواهند بود. این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان، قیمت برخی سهم‌ها در بورس حبابی است و در صورت افزایش تعداد سهمهای همراه با حباب قیمتی، احتمال ترکیدن این حباب و سقوط بی‌سابقه شاخص سهام وجود دارد.

    ۲- بازارهای جهانی

    در نشست کشورهای عضو و غیرعضو اوپک موسوم به اوپک پلاس در پنج‌شنبه هفته گذشته بر سر کاهش بیشتر تولیدات نفت نسبت به توافق قبلی در حدود ۵۰۰ هزار بشکه توافق حاصل شد. علاوه بر این، عربستان سعودی اعلام کرد ۴۰۰ هزار بشکه مازاد بر این رقم را به‌طور داوطلبانه تا پایان فصل اول ۲۰۲۰ از تولیدات خود کم خواهد نمود. در نتیجه، مجموع کاهش تولید اوپک پلاس به ۲.۱ میلیون بشکه در روز نزدیک شد. با اعلام این توافق قیمت انواع نفت در روز جمعه افزایشی در حد اندک را تجربه کرد. به طوریکه قیمت هر بشکه نفت اوپک به ۶۵ دلار و ۵۷ سنت رسید. البته به اعتقاد تحلیلگران، رشد تولیدات نفت آمریکا و کاهش تقاضا برای نفت به‌دنبال جنگ تجاری عامل مهمی برای کاهش اثرگذاری تعمیق در توافق نفتی اوپک‌پلاس بر رشد قیمتهاست. در همین راستا، بانک گلدمن ساکس پیش‌بینی خود از رشد تقاضا را  در سال ۲۰۲۰ به میزان ۵۰ هزار بشکه دیگر در روز کاهش داده است و همچنین رشد تولید نفت شیل آمریکا در سال ۲۰۲۰ را ۶۰۰ هزار بشکه در روز پیش‌بینی کرده است. در واقع، این بانک حداکثر افزایش قیمت نفت در سال آینده را در حدود ۳ دلار پیش‌بینی کرده است. در شروع هفته جاری میلادی نیز به علت چشم‌انداز ضعیف از تقاضای نفت ناشی از کاهش ۱.۱ درصدی صادرات چین در ماه نوامبر نسبت به مدت مشابه سال گذشته و گمانه‌زنی درباره افزایش تولید نفت توسط کشورهای غیراوپکی اندکی از اثرات افزایش قیمت ناشی از توافق اوپک پلاس کاسته شد و قیمت نفت خام آمریکا به ۵۹ دلار نزدیک شد. همچنین، با اعلام افزایش ۸۲۲ هزار بشکهای موجودی ذخائر نفت‌خام ایالات متحده و نزدیک شدن به  اعمال دور جدید تعرفه‌های آمریکا بر کالاهای چینی قیمت نفت در روز چهارشنبه کاهش را ثبت کرده است.

    انتظار می‌رفت در هفته جاری عدم قطعیت‌های ناشی از توافق تجاری چین و آمریکا افزایش بهای جهانی طلا را به دنبال داشته باشد. اما بهبود شاخص مدیران خرید چین و ادامه آمار مثبت بازار کار ایالات متحده در افت قیمت طلا مؤثر بوده است.نشست فدرال رزرو، وضعیت مذاکرات تجاری چین و آمریکا و نزدیک شدن به موعد اعمال تعرفه‌های تجاری آمریکا بر واردات ۳۰۰ میلیارد دلار کالاهای چینی و در نتیجه نگرانی درباره رشد اقتصادی جهان از تحولات اثرگذار بر قیمت طلا در روزهای آتی خواهد بود. سرمایه‌گذاران مین‌استریت بر این باورند که قیمت طلا در روزهای آینده صعودی خواهد بود، اما تحلیلگران وال‌استریت انتظار دارند که انتشار آمارهای مثبت از بازار اشتغال آمریکا قیمت طلا را کاهش دهد. همچنین تا زمانی که جنگ تجاری آمریکا و چین ادامه داشته باشد، تقاضا برای خرید طلا افزایشی خواهد بود. علاوه بر این، تحلیلگران اقتصادی پیش‌بینی می‌کنند قیمت طلا تا پایان سال میلادی بین سطح حمایتی ۱۴۵۰ و سطح مقاومتی ۱۵۰۰ دلاری در نوسان خواهد بود. این در حالی است که بانک گلدمن ساکس با تأکید بر عواملی از جمله عدم قطعیت سیاسی، افزایش نگرانی‌ها از وقوع رکود، افزایش پس‌انداز خانوارها، نرخ‌های بهره پایین، سبقت عرضه بر تقاضا در بازار سرمایه و فروش زودهنگام سهام، رشد بازارهای نوظهور، رشد معتدل تولید معادن طلا، افزایش خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی پیش‌بینی کرده است که قیمت طلا در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ به ۱۶۰۰ دلار خواهد رسید. از سوی دیگر فعالان بازار معتقدند که نگرانی و نااطمینانی سیاسی در سال آینده افزایش تقاضا و قیمت جهانی طلا را به دنبال خواهد داشت و ادامه سیاست‌های انبساطی پولی بانک‌های مرکزی مانند کاهش نرخ بهره و افزایش هزینه‌های دولت از بهای جهانی طلا حمایت خواهد کرد. گروهی نیز از تقویت شاخص دلار و بهبود بازار سهام آمریکا در سال آینده به عنوان مانعی برای افزایش قیمت طلا یاد میکنند.

    بیت‌کوین که در هفته‌ گذشته میلادی با نوسان در محدوده ۷ هزار و ۳۰۰ تا ۷ هزار و ۵۰۰ دلار بازدهی ۰.۴ درصدی را ثبت کرد، در این هفته از سطح حمایتی ۷ هزار و ۳۰۰ دلار پایین‌تر رفت و در روز چهارشنبه به قیمت ۷ هزار و ۲۰۰ دلار نزدیک شد. برخی از تحلیلگران با اشاره به کاهش بیش از ۱۷ درصدی ارزش بیت کوین و عدم موفقیت این ارز در عبور از سطح مقاومتی ۸ هزار دلار نسبت به آینده این ارز دیجیتال خوشبین نیستند. البته گروهی دیگر نیز معتقدند، این رمز ارز بار دیگر به روند صعودی بازخواهد گشت.در همین راستا، گروهی از تحلیلگران و خوش‌بین‌های بازار بیت‌کوین پیش‌بینی کرده است که قیمت بیت‌کوین تا سال ۲۰۲۳ به ۲۵۰ هزار دلار افزایش یابد. همانطور که مشخص است ارزهای دیجیتال هنوز در جریان‌های مالی جهانی نقش قابل توجهی ندارند. اما گفته می‌شود علاوه بر شرکتهای بزرگ مانند فیسبوک و تلگرام برخی از کشورها از جمله چین نیز برای تسلط بر بازارهای مالی در حال ساختن ارز دیجیتال هستند. همچنین شرکت نفت عمان با همکاری بانک HSBC در عمان اولین تراکنش مالی در حوزه نفت را با تکنولوژی بلاک‌چین انجام داد. با ادامه این روند انتظار میرود سهم ارزهای دیجیتال از کل تجارت جهان افزایش یابد. به اعتقاد کارشناسان با توجه به اینکه به واسطه‌ی تکنولوژی بلاکچین همه ماینرها از تراکنشهای انجام گرفته مطلع می‌شوند و امکان تقلب در معاملات بلاک چین بسیار دشوار است؛ انتظار میرود همین ویژگی افزایش تمایل دولتها برای استفاده از ارزهای دیجیتال در معاملات تجاری را به دنبال داشته باشد.

    در نهایت با نگاه به آنچه در اقتصاد دنیا رخ داده است می توان گفت:

    در این هفته رشد قیمت دلار و سکه همچنان ادامه داشت. به اعتقاد فعالان بازار با افزایش اعتراضهای پیرامون افزایش قیمت بنزین در آبان ماه نااطمینانی تشدید شده و با افزایش تمایل بازیگران به تبدیل نقدینگی خود به دارایی‌های امن مانند دلار و سکه رشد تقاضای احتیاطی منجر به ادامه رشد قیمت‌ها در هفته جاری شده است. این در حالی است که بازارساز در روزهای اخیر هشدار داده است که تقاضای احتیاطی به زودی از بازار خارج خواهد شد و با افزایش عرضه ارز، قیمت‌ها به مسیر کاهشی بازخواهند گشت. تداوم ورود نقدینگی تازه، افزایش انتظارات تورمی به واسطه‌ی عبور قیمت دلار از مرز مقاومتی ۱۳ هزار تومان، رشد قیمت فلزات مانند مس و فولاد و در عین حال نفت در بازار جهانی با محوریت افزایش خریدهای سهامداران حقیقی صعود شاخص بورس به ۳۳۹ هزار واحد را به دنبال داشته است. سرنوشت جنگ تجاری و قیمت ارزهای خارجی از عوامل تأثیرگذار بر بازدهی سهام در روزهای آتی خواهند بود. عدم تأثیر قابل توجه توافق کاهش تولید توسط اوپک پلاس در تقویت قیمت نفت و چشم‌انداز ضعیف تقاضای نفت به واسطه افزایش احتمال رکود اقتصادی از تحولات بازار نفت در این هفته بوده است. فعالان بازار معتقدند که افزایش نگرانی و نااطمینانی سیاسی در سال آینده و ادامه سیاست‌های انبساطی پولی بانک‌های مرکزی مانند کاهش نرخ بهره و افزایش هزینه‌های دولت از بهای جهانی طلا در سال ۲۰۲۰ حمایت خواهد کرد. علاوه بر این، پیشبینیها از افزایش سهم ارزهای دیجیتال از تجارت جهان در سالهای آینده حکایت دارد.

    *رییس اتاق بازرگانی شیراز

    ۲۲۳۲۲۳

  • خبرهای مهم مالیاتی دژپسند/ مالیات بر عایدی سرمایه در دست بررسی است

    خبرهای مهم مالیاتی دژپسند/ مالیات بر عایدی سرمایه در دست بررسی است

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی در گفت و گویی با پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به برخی ابهامات اقتصادی پاسخ داده است، که متن این گفتگو را در ادامه می خوانید:

    وزارت امور اقتصادی و دارایی از اصلی‌ترین مخاطبان بیانات رهبر انقلاب در دیدار با فعالان اقتصادی بود. همچنین ایشان به یکی از راهبردهای اساسی اشاره کردند که مصون‌سازی اقتصاد کشور در برابر تحریم است. اولاً این مصون‌سازی چگونه اتفاق می‌افتد و چه سازوکاری برایش وجود دارد؟ ثانیاً وزارت امور اقتصادی و دارایی چه اقداماتی در این باره انجام داده و چه فعالیت‌هایی را پیش رو خواهد داشت؟

    فرمایش‌های رهبر انقلاب که شما به آن اشاره کردید، ریشه در مبحث اقتصاد مقاومتی دارد. این بحث را می‌شود از سال ۱۳۸۹ در فرمایش‌های ایشان پیدا کرد، ولی در اواخر سال ۹۲ یعنی ۲۹ بهمن ۹۲ ایشان سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کردند. اگر خوب دقت کنیم، این سیاست‌ها ابعاد بسیار متنوعی دارد که بخشی از آن به مصون‌سازی اقتصاد منتهی می‌شود.  ما برای مصون‌سازی اقتصادمان باید به دو بُعد اصلی توجه کنیم؛ یکی انقطاع بودجه‌ی دولت از نفت و خام‌فروشی آن است،  به‌ویژه در شرایطی که دولت نقش گسترده‌ای در اقتصاد دارد.  تا زمانی که این انقطاع صورت نگیرد، بودجه‌ی دولت همیشه آسیب‌پذیر خواهد بود و نفت از طریق بودجه آسیبش را به اقتصاد می‌رساند. یعنی در زمانی که ما رونق نفتی داریم، دولت از منابع حاصل از نفت، زیاد از حد استفاده می‌کند و منابع از این دریچه تزریق می‌شود و تقاضای کل به شکل نامناسبی انجام می‌گیرد و تبعاتش از جمله تبعات تورمی‌ شکل می‌گیرد. از آن طرف اگر وضع نفت بد شود، یعنی نتوانیم نفت خام را صادر کنیم یا نتوانیم منابع حاصل از صدور را به کشور برگردانیم، مثل وضعیت الان که این دو مورد را داریم، طبیعتاً اثرش را روی بودجه می‌گذارد و دولت باید برای آن بودجه‌ی ساخت‌یافته‌ی ناشی از تحول دوره‌های تاریخی، تدبیری برای جایگزین منابع بیندیشد.

    بخشی از این تدابیر به کاهش هزینه‌ها برمی‌گردد که خب ما می‌دانیم چسبندگی هزینه‌ها مانع از این می‌شود. شما در زندگی شخصی خودتان هم اگر دقت کنید، وقتی هزینه‌ها بالا می‌رود و درآمد پایین می‌آید، هزینه‌ها با همان نسبت جور درنمی‌آید. پس هزینه‌ها را به اندازه‌ای که سهم نفت در بودجه کاهش پیدا می‌کند، به‌خصوص الان نمی‌شود کاهش داد.

    مدل دیگر این است که ما درآمدهای جایگزین را افزایش دهیم. بهترین و تمیزترینِ این درآمدهای جایگزین هم درآمد مالیاتی است که اتفاقاً می‌تواند به پایداری منابع دولت نیز بینجامد.  درآمدهای مالیاتی زمانی می‌تواند به ‌صورت مثبت و اثرگذار رشد پیدا کند که تولید و پایه‌های تولید رشد پیدا کرده باشد. یعنی تا تولید افزایش پیدا نکند و ما بخواهیم درآمد مالیاتی را افزایش بدهیم، ممکن است اثر سوء بر اقتصاد داشته باشد و تولیدکننده را به زمین بزند. پس بنابراین ما باید تولید را بالا ببریم تا حاشیه‌ی سود بالا برود تا برداشت از آن برای دولت صورت بگیرد. یا این که باید تنوع تولید را بالا برد. یا باید پایه‌های مالیاتی جدیدی را تعریف کنیم که اثر سوئی بر تولید نداشته باشد.

    پس یکی از جاهایی که می‌توانیم به مصون‌سازی کمک کنیم، این است که درآمد مالیاتی دولت به ‌صورت پایدار افزایش پیدا کند. برای این افزایش چه باید کرد؟ باید تولید کرد. مقدمه‌ی تولید هم سرمایه‌گذاری است. حالا ما اگر بخواهیم سرمایه‌گذاری را افزایش دهیم، اولین چیزی که سرمایه‌گذار از ما طلب می‌کند، محیط امن و آرام برای سرمایه‌گذاری است.

     
    این محیط امن و آرامی که شما به آن اشاره کردید، برای سرمایه‌گذار داخلی و خارجی‌ فرقی هم می‌کند؟

    هیچ فرق ندارد. وقتی سرمایه‌گذار می‌خواهد سرمایه‌اش را در محیطی بنشاند، باید یک چشم‌انداز بیست تا سی ساله‌ی معین و مثبت داشته باشد. باید بتواند مجوزهایی را که می‌خواهد، بدون دغدغه بگیرد و بداند که قوانین و مقررات دست‌ و پایش را نمی‌بندد. خب وظیفه‌ی ما در این‌جا چیست؟ ما باید در فضای کسب‌وکار شرایط مناسبی را فراهم بیاوریم. پس این یک ملزوم ریشه‌ای است.  درواقع رشد سرمایه‌گذاری مقدمه‌ی رشد تولید و تشکیل پایه‌ی مالیاتی است.

    البته رشد تولید یک اثر مثبت دیگر هم دارد که به مصون‌سازی اقتصاد منتهی می‌شود و آن بی‌نیازی کشور از وابستگی است. ببینید، این که بگوییم کشور کلاً حصاری به دور خودش بکشد و کاری به بیرون نداشته باشد که درست نیست. حتماً باید رفت‌وآمد، ارتباطات و نقل‌ و انتقالات وجود داشته باشد، اما این مهم است که نباید کشور در حوزه‌ی کالا یا گروه کالایی خاصی به خارج وابسته باشد به این معنا که اگر آن تأمین نشود، کشور دچار فروپاشی شود. از فواید افزایش تولید ناشی از افزایش سرمایه‌گذاری و ناشی از بهبود فضای کسب‌وکار این است که ما را از وابستگی مفرط به اقتصاد خارج از کشور بی‌نیاز می‌کند.  لذا این دو در کنار هم می‌تواند به یک اقتصادی بینجامد که هم نیازهای اصلی‌اش به‌ صورت خوداتکا از داخل تأمین ‌شود و هم بودجه‌ی دولت از وابستگی به نفت رهایی خواهد یافت.

    خوشبختانه بسیاری از حوزه‌های وزارت اقتصاد به همین امور برمی‌گردد. مثلاً یک سرمایه‌گذار نباید از وصول مالیات بترسد. یا وقتی مؤدی وقتی مأمور مالیاتی را می‌بیند، نباید فرار کند، بلکه باید احساس کند یک مأمور رئوف و خوش‌رفتار دولت برای وصول مالیات مراجعه کرده است. ما یک عبارتی در این باره به ‌کار می‌بریم و می‌گوییم «افزایش وصولی همراه با رعایت اصول است.» خب این خیلی به سرمایه‌گذار کمک می‌کند و می‌داند که خیالش راحت است.

    یا وقتی سرمایه‌گذار به گمرک می‌آید و می‌خواهد تجهیزات تولیدی‌اش یا مواد اولیه یا کالای واسطه‌ای‌اش را بیاورد، اگر ایستگاه به ایستگاه با ناراحتی و سختگیری و مزاحمت مواجه شود، آن وقت از توسل به این امر برای بهبود تولید کلافه خواهد شد. پس سرمایه‌گذار هم باید خیالش آسوده باشد که بابت این فرآیند دچار شکنجه‌ی مضاعف نشود. بنابراین گمرک هم می‌تواند نقش بسیار مهمی در این زمینه داشته باشد. اگر تولیدکننده بخواهد مازاد مصرف تولیدش نسبت به مصرف داخل را مثلاً برای تأمین ارز مورد نیازش یا به‌ هر دلیل دیگری صادر کند، این‌جا هم گمرک باید پشتیبان تولید صادراتی باشد و این سرمایه‌گذار را بیشتر جذب می‌کند و محیط را برای سرمایه‌گذار دلنشین می‌کند. این‌ها کارهایی است که ما در فضای کسب‌وکار به کمک سازمان امور مالیاتی و گمرک انجام می‌دهیم.
     
    از موضوعاتی که در جمهوری اسلامی معمولاً در مقایسه‌ با اقتصادهای دنیا مطرح است، میزان دریافت مالیات و تأثیر آن بر زندگی‌ مردم است. چرا این موضوع در کشور ما درست و بسامان نمی‌شود و چرا ما هنوز فرار مالیاتی داریم؟ آیا این موضوع به مشکل قانون‌گذاری برمی‌گردد یا به سازوکارها یا به فرهنگ مالیاتی حاکم بر مردم و تولیدکننده‌ها؟

    دلایل مختلفی دارد که اولینِ آن‌ها جنبه و زمینه‌های تاریخی‌ است. مردم ایران در طول تاریخ با نظام‌های استبدادی کار کرده‌اند. بنابراین مالیات را پول زور می‌دانستند و هر موقع مأمور آن دولت را می‌دیدند که اغلب با زور هم ورود پیدا می‌کرده تا حقوق دولت را بگیرد، لذا یک ذهنیتی شکل گرفته که هر چه دولت می‌گیرد، بالاخره زور است. نکته‌ی دوم این که مردم در جریان مصارف وصولی بر مالیات نیستند. یعنی فکر می‌کنند مالیات مثل دوران شاهان خرج دربار می‌شود. البته خوشبختانه در دوره‌های اخیر و در سال‌های پس از انقلاب این توضیح داده شده، ولی هنوز زمان می‌برد تا آن سبقه‌ی تاریخی پاک شود.

    آیا در اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی این موضوع ضعف وجود دارد؟

    این موضوع هنوز ملکه‌ی ذهنی آحاد جامعه‌ی ما نشده است که برای اداره‌ی بهتر جامعه باید خرج کنند.  نکته‌ایی که در این‌جا هست، موضوعیت خود نفت است. یعنی چه؟ یعنی الان چه دولت و چه مردم یک صندوق مطمئنی به ‌نام نفت دارند و بنابراین نگران نیستند که مالیات به اندازه‌ی کافی وصول نشود.

    نکته‌ی بعدی باز یک مقدار به فرهنگ ما برمی‌گردد. مثلاً ما یک مالیات اسلامی داریم به نام خمس و زکات که بعضی از آدم‌های متشرع اگر یک ساعت از سال خمسی‌شان بگذرد، دست به زندگی‌شان و منابع‌شان نمی‌زنند و می‌گویند باید بپردازند تا پاک شود، اما همان آدم از این که مالیات به دولت را ندهد، شاید افتخار هم بکند. البته این جور افراد خیلی کم هستند، اما این هم بخشی از آن‌هاست.

    نکته‌ی دیگر این که ما باید به تجهیزات، روش‌ها و ابزارهای پیشرفته‌ی مالیاتی مجهز شویم.  امروز مالیات را در دنیا با روش‌های مدرن می‌گیرند و نه به روش‌های سنتی که ممیز مالیاتی یا مأمور مالیاتی با مؤدی چانه بزند. ‌اصلاً روابط رودررویی و حضوری برچیده شده است. خوشبختانه در کشور ما زیرساخت‌های حقوقی و فنی‌ آن درست شده، اما یک مقدار باید فرهنگ ما با آن ممزوج شود، و صورت‌های متکامل شکل بگیرد. ما باید روابط رودررویی و حضوری را به حداقل ممکن برسانیم و کلاً چرخه‌ی فعالیت اقتصادی ما مالیاتی بشود. یعنی وصول در یک محیط کاملاً شفاف مشخص و آشکار انجام بگیرد.

    عوامل فرار از مالیات چه چیزهای دیگری می‌تواند باشد؟

    بخش دیگری از این برمی‌گردد به منفعت‌طلبی‌های سوداگرانه‌ی بعضی از مؤدی‌ها. متأسفانه ممکن است مؤدی از اقشار فرهیخته هم باشد و پایه‌های علمی و دانشی‌اش هم خوب باشد، اما احساس ‌کند که هر چه از پرداخت مالیات فرار کند، زیرک‌تر و زرنگ‌تر است و حق خودش بداند و مثلاً بگوید این پولی که حاصل دسترنج من است، چرا باید مالیات بدهم!؟ غافل از این که نمی‌داند الان کسی که در موقعیتی قرار دارد که از امکانات مناسب و ارزان برخوردار است، این امکانات از مالیات مؤدی‌های بسیار جزء جمع شده یا از منابعی مثل نفت استحصال شده و به این مراتب رسیده است. محیط امن اقتصادی، دانش ارزان و رایگان، برق ارزان، جاده‌ی مناسب و … دارد، اما مقاومت می‌کند و اصرار به فرار از مالیات دارد!
     
    یک مسأله‌ای که به آن اشاره نشد، بحث قانون است. آیا ما در زمینه‌ی قوانین مالیاتی دچار نقص نیستیم؟ قانون‌گزاری یا اصلاح قوانین در این حوزه بر عهده‌ی کیست؟

    مالیات از موادری است که وضع یا معافیتش باید به تصویب مجلس محترم برسد. یعنی اگر بخواهیم یک مالیاتی را وضع یا یک معافیتی را اِعمال کنیم، مجلس باید تصویب کند. خب ببینید، ما به لحاظ تاریخی دارای معافیت‌های قانونی بی‌شماری هستیم و برخی از این‌ها به اقتضای دوره‌ی خاصی تصویب شده است که شاید الان آن اقتضائات از بین رفته باشد، ولی چه‌بسا اصلاح آن با مقاومت مواجه شود، چون مردم با آن اخلاق و رویه‌ی معاف از مالیات خو گرفته‌اند. مثلاً یک صنفی به من گفتند چرا می‌خواهید معافیت‌های ما را حذف کنید؟ گفتم مگر پیشنهاد ما بوده و مگر از وزارت اقتصاد به دولت رفته است؟ گفتند نه، ولی شنیده‌ایم که در حال بررسی است. گفتم موردی را که دارد بررسی می‌شود که من نباید جواب بدهم. خب این نشان می‌دهد که آن‌ها چقدر واکنش و مقاومت نشان می‌دهند.

    در مورد مشکل قانون ‌و مقررات هم که به آن اشاره کردید، خوشبختانه ما صندوق‌های مکانیزه را ابلاغ کرده‌ایم که یکی از قوانین مهم بود و خدا را شکر می‌کنیم که در حال آماده‌سازی تمهیدات لازم برای اجرایی شدن آن هستیم. قانون مالیات بر ارزش افزوده هم که به طور آزمایشی عمل شده است، الان در آستانه‌ی نهایی شدن است. همچنین داریم روی قانون مالیات مستقیم و از جمله مالیات بر عائدی سرمایه کار می‌کنیم و ان‌شاءلله هر وقت که نهایی شود، برای دولت ارسال می‌کنیم.
     
    محور دوم بحث ما در مورد سیاست‌های کلی اصل ۴۴ است. همان طور که مستحضرید، این سیاست یک ابلاغیه از طرف رهبر انقلاب است، اما به‌ معنی واقعی مسیر خودش را طی نکرد. به ‌نظر شما اولاً چرا به این‌جا رسید؟ و ثانیاً وزارت اقتصاد در دوران وزارت و تصدی‌گری شما برای این که این حوزه را کارآمدتر کند، چه اقداماتی انجام داده است؟

    به‌ نظر من یکی از قابلیت‌های مهم سیاست‌های کلی اصل ۴۴ این است که یک منشور انقلاب اقتصادی برای انتقال از اقتصاد دولت‌بازار به اقتصاد بازاردولت است. «بند الف» این منشور از بهترین و بنیادی‌ترین بندهای این سیاست است، چون در آن بند رهبر انقلاب می‌فرمایند که مخاطب من بخش خصوصی است و به این بخش در سرمایه‌گذاری و مدیریت در اقتصاد اجازه داده شده است و این که در مصادیق اصل ۴۴ ورود پیدا کند. ببینید، این تحول اساسی است و کیک اقتصاد را بزرگ می‌کند، ولی متأسفانه ما همیشه روی «بند ج» تأکید داریم، یعنی واگذاری بنگاه‌های دولتی. ‌ تازه این بند را رهبر انقلاب تقریباً با یک فاصله‌ای اگر اشتباه نکنم، در نیمه‌ی اول سال ۸۵ ابلاغ کردند. یعنی بیش از یک سال پس از ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ این بند ابلاغ شد.

    بنابراین اصل بحث این است که آن سه بندی که ابلاغ کردند، می‌توانست منشور یک تحول و انقلاب پایه‌ای باشد، ولی ما گرفتار بند ج شدیم، چون راحت‌ترین کار است و من مظلومیت سیاست‌های کلی اصل ۴۴ را از این دریچه بیشتر از بقیه‌ی جهات می‌بینم.  یعنی بخش خصوصی میدان پیدا کند و در عرصه‌های گوناگون بیاید و به سرمایه‌گذاری، مدیریت، راهبری بنگاه‌ها اقدام کند و متکفل بخش مهمی از اقتصاد بشود، اما به‌ سمت واگذاری شیب پیدا کرد.

    ما آسیب‌ها را احصاء کردیم و به هیأت واگذاری بردیم و راه‌حل‌های جایگزین‌ را در زمینه‌ی روش‌های واگذاری و قیمت‌گذاری  اصلاح و تصویب کردیم تا کمک کنیم آن یک درصدی که مورد اشاره‌ی رهبر انقلاب بود، یا کاملاً رفع شود یا به حداقل ممکن و به صفر برسد. خب این زمان‌بر است، چون این روش‌های نو هم پذیرش ندارد و این که مثلاً ما یک روش نوینی را برای تعدادی از بنگاه‌ها اجرا کنیم، اما فوراً نهادهای نظارتی واکنش نشان دادند. لذا روش‌های نو هم الزاماتی برای خودش دارد، ولی ما به ‌طور جدی دنبال این هستیم و جلسات مختلفی هم برگزار کرده‌ایم که بتوانیم این حواشی را با اصلاح روش‌ها و با انتخاب روش‌های متناسب با ویژگی بنگاه‌های مورد واگذاری به حداقل برسانیم. البته این کار راحتی نیست و نیاز به ترویج و باورسازی دارد.

    موضوع بعدی ثبات در سیاست‌های پولی و مالی است که رهبر انقلاب هم به آن اشاره کردند. منظور ایشان از این سیاست‌ پولی و مالی چیست و چه نکات مهمی دارد؟ در مورد نظام بانکی هم که صحبت‌های زیادی از طرف تولیدکنندگان و فعالین اقتصادی درباره‌ی آن می‌شود توضیح دهید.

    به‌ نظر من فرمایش‌های رهبر انقلاب مبنی بر سیاست‌های پولی و مالی، هماهنگی بین سیاست‌های پولی، مالی، تجاری و ارزی بود. سیاست‌های پولی در دنیا هم سیاست‌های خیلی مثلاً سالانه نیست و ممکن است به اقتضای دوره‌های تجاری در درون سال اتخاذ شود. البته در برخی کشورها و از جمله ایران در برخی از سال‌ها سالانه بوده است. یعنی شورای پول در پایان یا ابتدای سال یک بسته از سیاست‌های پولی را تصویب می‌کرده که مبنای کار قرار می‌گرفته است، ولی سیاست‌های مالی نه، حتماً سالانه است و بعضی‌ها حتی برای این که از ثبات لازم برخوردار باشد، اعتقاد دارند که باید یک دوره‌ی میان‌مدت سه تا پنج ساله برای آن در نظر گرفت. ما می‌دانیم برای کشوری مثل ما که دولت نقش زیادی دارد، نمی‌تواند سیاست مالیِ خیلی میان‌مدتی داشته باشد و عمدتاً سالانه است.

    به ‌نظر من نکته‌ی مهم همان هماهنگی بین این سیاست‌هاست و باید به‌گونه‌ای باشد که این‌ها همدیگر را خنثی نکنند و باید مراقبت جدی صورت بگیرد که سیاست تجاری در تناقض با این‌ها نباشد. حالا یک موقع است به اقتضای بهبود شرایط، تغییر سیاست هم هست و نباید از آن خودداری کرد. البته نباید این تغییرات زیاد آزاردهنده باشد که یک فعال اقتصادی نداند مثلاً سه ماه یا شش ماه یا یک سال دیگر چه باید بکند. این عیب است. یعنی چشم‌انداز باید روشن باشد که اگر دولت یک سیاستی را تغییر داد و بابت آن تغییر خسرانی به بخش خصوصی رسید، دولت جبران می‌کند و بخش خصوصی و فعال اقتصادی ما در یک تکیه‌گاه امن قرار می‌گیرد و می‌داند که هیچ کس برایش مزاحمت ایجاد نمی‌کند.

    اما در مورد اصلاح نظام بانکی، ببینید،  در اقتصاد ایران که بازار مالی‌اش بازار بانک‌پایه است، اگر بخواهیم برای فعالان اقتصادی یک جریان آسان، آرام و مطمئن تأمین مالی ایجاد کنیم، باید نظام بانکی را اصلاح کنیم و این باید در اولویت باشد.  رهبر معظم انقلاب هم بارها این را تکرار و تأکید کرده‌اند. برای این که باید نظام بانکی ما به مأموریت اصلی‌اش یعنی تأمین مالی در اقتصاد ایران بپردازد.

    در اقتصاد ایران مأموریت اصلی نظام بانکی تأمین مالی جریان اقتصادی در مسیر توسعه است. خب نظام مالی که از دارایی‌های منجمد رنج می‌برد، پس امکان اعطای تسهیلات مناسب را هم ندارد. نظام مالی که از مطالبات معوق رنج می‌برد، نمی‌تواند کارهای اعطای تسهیلات‌بندی را انجام بدهد و این‌ها باید اصلاح شود.

    عوامل این رنج‌بردن‌ها چیست؟

    عوامل متعددی در آن دخیل است. مثلاً وقتی ما می‌گوییم مطالبات معوّق بالا، یعنی کسانی که قبلاً برای کسب‌وکارشان تسهیلات گرفته‌اند و تا امروز بازپرداخت نکرده‌اند. البته من این را هم بگویم که بدهکاران بانکی فقط در بخش خصوصی نیستند و در دولت هم هستند. البته دولت در چند سال اخیر این مسئولیت را قبول کرده و برخی از مطالبات بخش خصوصی را با یک چرخه‌ی تهاتری به نام خودش کرده و به حساب خودش برده است. این که شما می‌شنوید اخیراً مطالبات بانک از دولت زیاد شده، این ناشی از استقراض دولت از سیستم بانکی نیست، بلکه ناشی از چرخه‌ی تهاتر برای کمک به بخش خصوصی است.

    اگر مطالبات و بدهی‌هایی به بانک‌ها پرداخت نشده، خب بانک به دو دلیل نمی‌تواند رها کند. یکی این که برای کمک به فعالان به منابع نیاز دارد و دوم این که سپرده‌گذاران منتظر سپرده و سودشان هستند. بنابراین بانک به تملیک وثایق متوسل می‌شود. تملیک وثایق هم چیزی جز تشکیل و افزایش اجزاء دارایی منجمد نیست.

    اخیراً ما از یک سامانه‌ای برای واگذاری دارایی‌های تملیکی بانک‌ها رونمایی کردیم و حدود هفده هزار میلیارد تومان الان از این نوع دارایی‌ها داریم. این‌ها را باید چه کنیم؟ آیا واگذار کنیم و مثل قبل بفروشیم؟ نه، این بار دیدیم فروش به‌تنهایی شاید کافی نباشد. لذا واگذاری مدیریت را هم در نظر گرفته‌ایم. قبلاً بانک، بانک بود، اما در حال حاضر همه‌ی بانک‌ها را تقریباً جز چند بانک خصوصی، در همه‌ی مناطق یکپارچه کرده‌ایم. بنابراین اگر یک فعال اقتصادی امکان و شمّ مالی خوبی داشته باشد، به یک‌باره می‌تواند زنجیره‌ای از یک موضوع را در چند استان از چند بانک ابتیاع کند یا مدیریتش را قبول کند. این تحولاتی که الان ایجاد شده، نوآوری‌هایی است که انجام داده‌ایم و امیدواریم کمک ‌کند.
     
    اما در مورد اصلاح نظام بانکی و طی آن دستوری که آقای رئیس‌جمهور در شهریور ماه داد، ما پیشنهادمان را در قالب راهکارهای اصلاحی و حتی عملیات اجرایی در این مورد برای ایشان فرستادیم و دقیقاً سعی کردیم همه‌ی ابعاد آن را پوشش دهیم. اکنون هم منتظریم که این پیشنهاد در دستور کار قرار بگیرد.

    بانک‌ها اگر بتوانند بدون گرفتارشدن در تصدی، در ضروری‌ترین نیازهای کشور مثل مسکن مشارکت کنند، بسیار کار پسندیده‌ای است. با این کار ما چند نشان را با یک تیر خواهیم زد؛ هم دارایی بانک‌ها را تبدیل می‌کنیم، ‌ هم اقشار بسیاری را درگیر اشتغال می‌کنیم، هم سرمایه‌های خُرد را جمع می‌کنیم و هم یک الگویی را برای بهبود عرضه‌ی مسکن ارائه می‌دهیم. پس ان‌شاءاللّه باید بانک‌ها را ترغیب کنیم به ورود به این مدل مشارکتی و زمان‌دار و با برنامه‌ی معلوم.
     
    یک نکته‌ در حوزه‌ی مباحث تولیدی، بحث ثبات سیاست‌هایی مثل ارز است. موضوع ارز چه زمانی قرار است در اقتصاد ایران به‌ طور جدی حل شود تا این‌قدر روی عرصه‌های مختلف زندگی مردم و تولیدکننده‌ها اثر منفی نگذارد؟

    بحث ارز یک بحث مفصلی دارد. این نقش و اثرگذاری ارز به‌خاطر این است که اقتصاد ما متأسفانه دلاریزه شده است.  مثلاً شما گوجه‌فرنگی را در نظر بگیرید؛ بذر آن، خاک آن، آب آن و تولید آن از داخل است، ولی یک‌باره می‌بینید که قیمت آن جهش پیدا کرده است. از عرضه‌کننده که می‌پرسید، می‌گوید مگر نمی‌بینید ارز گران شده است!؟ این همان دلاریزه‌شدن است! زمانی ما می‌توانیم ارز را به ‌عنوان یک متغیر خارج کنیم که این عادت و این رویه را حذف کنیم.

    نکته‌ی دوم این که ببینید، ۸۵ درصد واردات ما مواد اولیه واسطه‌ای و سرمایه‌ای است. یعنی چه؟ یعنی از خارج می‌آید و وابسته به نرخ ارز است. وقتی نرخ ارز بالا می‌رود، موجب افزایش هزینه‌ی تولید می‌شود.

    نکته‌ی سوم هم بنگاه‌های تولیدی هستند که مصرف ارزی دارند و مثلاً دیروز می‌خواسته ارز بخرد و ۳۷۰۰ تومان بوده، امروز اما می‌خواهد بخرد ۱۱ هزار تومان. منابع مورد نیاز ۳۷۰۰ تومان با منابع مورد نیاز ۱۱ هزار تومان کاملاً متفاوت است. لذا این بنگاه باید به نظام بانکی متوسل شود، چون خودش که پولی ندارد و باید از نظام بانکی تأمین کند. نظام بانکی هم که بخواهد تأمین کند و تسهیلات بدهد، پول پمپاژ بشود و اثر خودش را بر رشد نقدینگی و تقاضا می‌گذارد. حال دولت در این‌جا چه می‌کند؟ نفت را صادر می‌کند و معادل ریالی‌اش را در بودجه استفاده می‌کند. خب این ارز را باید چه کند؟ به بازار بفروشد؟ اگر زیاد از حد به بازار بفروشد، نرخ ارز پایین نگهداشته می‌شود و واردات شیرین می‌شود و تولید ما آسیب می‌بیند.

    اگرنه، بخواهد مازاد آن را کنترل کند، بانک مرکزی باید آن را بخرد که پول پمپاژ می‌شود. ببینید این‌جا تولید آسیب می‌بیند و آن‌جا نقدینگی پمپاژ می‌شود و درواقع فشار ناشی از تقاضا زیاد می‌شود و تورم را به‌ دنبال دارد. پس باید این چرخه را سالم کنیم و هر موقع موفق به سالم‌سازی این چرخه شدیم، آن وقت می‌توانیم بگوییم که از دلاریزه شدن اقتصاد رهایی پیدا کرده‌ایم و امیدوارم که ان‌شاءاللّه خیلی دور نباشد.

    در این زمینه وزارتخانه چه اقداماتی انجام داده است؟

    وزارت اقتصادی و دارایی در اجرای وظیفه‌ی اصلی‌اش، یعنی تنظیم سیاست‌های اقتصادی باید در این زمینه‌ها پیشنهاد داشته باشد و کار کند. خوشبختانه یک مجموعه‌ی کاملی را برای رونق تولید و رشد اقتصادی برای یک برنامه‌ی دوساله تنظیم کرده‌ایم و برای دولت و دیگر دستگاه‌ها فرستاده‌ایم که الحمدللّه دارند نظرات‌شان را به ما می‌دهند تا تکمیل کنیم.

    اگر مواردی بوده که رهبر انقلاب مستقیما با شما مطرح کرده‌اند اعم از توصیه و پیگیری و… مطرح کنید.

    تقریباً در ماه‌ اول یا دوم شروع مسئولتم یک بار خیلی کوتاه رهبر انقلاب را در نماز ملاقات کردم. ایشان گویا در جریان بحث‌ها و تأکیدهایی که من در مورد حفظ قدرت خرید مردم و حفظ ارزش پول و کنترل تورم داشتم، قرار گرفته بودند. به‌ همین خاطر در آن دیدار بحث تولید را به من مؤکداً گوشزد کردند و قریب به این مضمون فرمودند که «راه حل همین مشکلات ارزی و کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم ما هم، همین رونق تولید داخلی است» و خیلی جدی روی آن تأکید فرمودند که من هم امتثال امر کردم و پیشنهادهایی را تنظیم کردم و در چند مرحله خدمت ایشان ارائه دادم.

    در همین جلسه‌ با فعالان اقتصادی هم فرمایش‌های ایشان متوجه چند حوزه‌ی وزارت اقتصاد و دارایی ‌شد. به ‌همین دلیل من پس از جلسه با ایشان یک گفت‌وگوی کوتاهی داشتم و آن‌جا اتفاقاً به‌ همین روش‌های جدید واگذاری‌ها اشاره کردم و توضیحاتی را خدمت ایشان دادم. من خیلی خوشحال شدم که ایشان یک واکنش خیلی مثبتی در مورد این روش‌های جدید نشان دادند و قرار شد من به‌ صورت مکتوب این توضیحات را مفصل‌تر خدمتشان ارائه بدهم و اگر لازم شد، یک جلسه‌ی حضوری هم در خدمت ایشان این بحث را ارائه کنیم.

    بحث سومی هم که همان شب در دیدار مطرح شد، راجع به آزادسازی سهام عدالت بود. قرار شد که یک نامه‌ای را من و آقای دکتر فولادگر مشترکاً خدمت ایشان بنویسیم و ایشان در آن زمینه هم راهنمایی‌های لازم را بفرمایند. دقیقاً این که ده سال از واگذاری سهام عدالت به مردم گذشته، ولی مردم الان نمی‌توانند مولّد این سهام عدالت باشند و آن را فعال کنند. بحث‌ ما این بود که این سهام باید آزاد شود و دارنده‌ی آن خودش قبول مسئولیت کند و عهده‌دار شود. اگر خواست، این سهام را نگهدارد وگرنه آن را واگذار کند و تصمیم به‌ عهده‌ی خودش باشد.

    مورد بعدی هم بحث تعاونی‌های استانی است که چون قبلاً با اذن و موافقت رهبر انقلاب آن کار انجام شده، لازم است ما الان دوباره نظر ایشان را بگیریم و چون در مجلس بررسی نهایی آن طی شده و در آستانه‌ی ارائه‌ در صحن علنی است، این کار را بکنیم.

    ۲۲۳۲۲۵