برچسب: ایالات متحده امریکا

  • روایتی از یک تحقیر ملی/ چه کسانی برای ذلت ایران جشن گرفتند؟

    روایتی از یک تحقیر ملی/ چه کسانی برای ذلت ایران جشن گرفتند؟

     

    روایتی از یک تحقیر ملی/ چه کسانی برای ذلت ایران جشن گرفتند؟

     

    خبرگزاری مهر-گروه سیاست؛ ششم آذر ماه سال ۱۳۲۲ رؤسای جمهور سه کشور پیروز جنگ جهانی دوم بدون اطلاع دولت وقت، وارد ایران شدند و یکی از کنفرانس‌های چندگانه‌شان را در سفارت شوروی در تهران برگزار کردند. این کنفرانس پس از کنفرانس قاهره و پیش از کنفرانس‌های پوتسدام و یالتا با موضوع توافق برای وضعیت جهان پس از جنگ جهانی دوم برگزار شد.

    در این کنفرانس چهار روزه «فرانکلین دلانو روزولت» رئیس‌جمهور آمریکا، «وینستون چرچیل» نخست‌وزیر انگلیس و «ژوزف استالین» رهبر اتحاد جماهیر شوروی حضور داشتند.

    کنفرانس با پیشنهاد استالین رهبر شوروی در تهران برگزار شد. در روز ورود رهبران متفقین به ایران، علی سهیلی نخست‌وزیر وقت ایران در جریان سفر قرار گرفت. او نیز خبر حضور این افراد را به اطلاع محمدرضا پهلوی شاه جوانِ تازه به قدرت رسیده رساند.

    محمدرضا پهلوی برای شرکت در کنفرانس به سفارت شوروی در تهران رفت، اما در جریان کنفرانس، چرچیل و روزولت حاضر نشدند به دیدار شاه ایران بروند و تنها با وی در محل سفارت دیدار کردند. چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس تنها برای چند دقیقه در حیاط سفارت شوروی با شاه دیدار کرد که شامل سلام و احوال‌پرسی و گرفتن یک عکس بود. در دیدار کوتاه شاه با روزولت نیز، محمدرضا پهلوی از رئیس‌جمهور آمریکا خواست تا پدرش (رضاشاه) را از جزیره موریس به جای دیگری که آب و هوای بهتری دارد، منتقل کند. البته استالین رهبر شوروی پذیرفت تنها در ضیافت شام شاه جوان در کاخ سعدآباد شرکت کند.

    اینکه در جریان کنفرانس تهران چه گذشت و چه تصمیماتی گرفته شد، موضوع بحث این نوشتار نیست. تنها به این نکته اشاره می‌شود که در روز پایانی نشست سران متفقین، اعلامیه مشترکی به امضا رسید که در یکی از بندهای آن در رابطه با ایران نوشته شده بود: «سه دولت نامبرده تصدیق دارند که این جنگ مشکلات اقتصادی خاصی برای ایران فراهم آورده و موافقت دارند که با در نظر گرفتن احتیاجات سنگینی که عملیات جنگی جهانی بر آنها تحمیل می‏‌کند و کمی وسایل حمل و نقل در دنیا و همچنین کمی مواد خام و سایر حوائج کشوری، کمک‌های اقتصادی خود را تا حد امکان به دولت ایران ادامه بدهند.» بندی که هیچگاه عملی نشد و نه تنها خسارت و غرامتی به ایران پرداخت نشد، بلکه نیروهای شوروی تا مدت‌ها پس از این کنفرانس در ایران ماندند.

    در این گزارش تلاش داریم به بازخوانی بازتاب برگزاری کنفرانس تهران در مطبوعات داخلی کشور بپردازیم.

    گفته می‌شود اولین خبر مربوط به برگزاری این کنفرانس پس از بازگشت سران متفقین به کشورهایشان، توسط سهیلی در جلسه مشترک هیأت دولت، نمایندگان مجلس و سران کشوری و لشکری که در روز دهم آذرماه منتشر شد. سهیلی در این جلسه گفت: «ابتدا از طریق کاردار شوروی در تهران در جریان برگزاری این اجلاس در تهران قرار گرفتم. روز ۴ آذر استالین و روز ۵ آذر روزولت و چرچیل وارد تهران شدند. کنفرانس مشترک آنان روز ۶ آذر شروع شد. روز هفتم آذر نشست محرمانه آنان در سفارت شوروی جریان داشت، روز نهم این نشست خاتمه یافت و اعلامیه مشترک آنان منتشر شد و روز دهم رهبران هر سه کشور از ایران خارج شدند.»

    در آن روز در روزنامه اطلاعات خبر «پایان کنفرانس مهم چرچیل، روزولت و چیانکایشک در قاهره» که مربوط به ۶ روز پیش بود، منتشر شد. این کنفرانس در روزهای ۳۰ آبان تا ۴ آذر با حضور رئیس‌جمهور آمریکا، نخست‌وزیر انگلیس و رهبر سیاسی و نظامی چین در مصر برگزار شد. در واقع کنفرانس تهران بلافاصله پس از کنفرانس مصر برگزار شد و روزولت و چرچیل مستقیم از قاهره به تهران آمدند.

    در روز دوازدهم آذر ماه خبر حضور سران متفقین در ایران به نقل از منابع خارجی (شوروی، آمریکایی و انگلیسی) در روزنامه اطلاعات منتشر شد. روزنامه اطلاعات با عنوان «انجمن مهم و تاریخی تهران؛ ملاقات و مذاکرات استالین، چرچیل و روزولت» این خبر را منتشر کرد. در ذیل این عنوان به نقل از رادیو مسکو آمده بود: «انجمن روزولت و استالین و چرچیل چند روز پیش در تهران تشکیل شد. نمایندگان سیاسی و نظامی سه کشور هم در این انجمن شرکت داشتند. رادیوی مسکو اضافه می‌کند که مسائل مورد بحث در این انجمن مسئله جنگ برعلیه آلمان و چندین مسئله دیگر بود. راجع به به تصمیماتی که اتخاذ شد، بعداً اعلامیه منتشر خواهد شد.»

    آنچه در این شماره از روزنامه اطلاعات به آن پرداخته شده بود، اهمیت و محتویات برگزاری کنفرانس تهران در چگونگی وضعیت جهان پس از جنگ جهانی دوم بود و اشاره‌ای به دیدارهای کوتاه شاه و ضیافت شام در کاخ سعدآباد نشده بود.

    اما در روز بعد، روزنامه اطلاعات در صفحه نخست به شادمانی و سرور از برگزاری این کنفرانس پرداخت. این روزنامه در ابتدای صفحه نخست نوشت: «ورود رئیس‌جمهوری کشورهای باعظمت آمریکا و مارشال استالین نخست‌وزیر اتحاد جماهیر شوروی و چرچیل نخست‌وزیر انگلستان به ایران و تشکیل کنفرانس مهم سه‌جانبه‌ای در تهران موجب مسرت و شادمانی قاطبه اهالی ایران واقع شد و ما از صمیم قلب ورود سران کشورهای متفق را به تهران و موفقیت‌هایی که در پرتو مساعی ذات مقدس شاهانه نصیب دولت و ملت ایران گردیده به عموم هم‌میهنان شادباش می‌گوئیم.»

    روزنامه اطلاعات در روز ۱۳ آذر، چهار عکس از شاه و سران متفقین در صفحه نخست منتشر کرد که عکس شاه بزرگ‌تر و مافوق تصاویر سران متفقین قرار داشت. این روزنامه همچنین در مطلبی دیگر، برگزاری کنفرانس تهران را جزو روزهای درخشان تاریخ معاصر ایران دانست.

    این روزنامه در فردای آن روز و در ادامه سیاست پیروزنمایی کنفرانس تهران، اعلامیه سران متفقین را یک سند تاریخی بزرگ دانست و نوشت: «متفقین به ما یک بار دیگر ثابت نمودند که هدف آن‌ها در جنگ کنونی تأمین عدل و آزادی و رفاه و آسایش کل ملل است.» این روزنامه با فراموشی حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ همچنین نوشت: «اجتماع سران سه دولت بزرگ متفق جهان با بسیاری از مردان بزرگ سیاسی و نظامی آن کشورها در تهران و تشکیل بزرگترین کنفرانس که در تاریخ جنگ کنونی بی‌نظیر و در تاریخ دیپلماسی جهان کم‌نظیر بوده فوق‌العاده اسباب افتخار مردم ایران به ویژه ساکنین تهران می‌باشد. ایران در شمار کشورهای پیروز و فاتح است و از ثمرات نیک فتح و فیروزی به حد کمال استفاده خواهد کرد… اینک از صمیم قلب تشکر و مسرت بی‌پایان قاطبه ملت ایران را تقدیم رؤسای بزرگ سه دولت نموده و از این حق‌شناسی که نسبت به ملت و دولت ایران ابراز داشته‌اند سپاسگزاریم… شخص اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی و آقای نخست‌وزیر و اولیای دولت در این موفقیتی که نصیب ملت ایران شده، تأثیر فراوان داشته.»

    روزنامه اطلاعات در روز ۱۴ آذر در حالی این اتفاق را پیروزی بزرگ و موفقیت و آن هم از سوی شاه و نخست‌وزیر دانست که هر دوی آنان (شاه و نخست‌وزیر) تا پیش از ورود سران متفقین به ایران، از برگزاری چنین رویدادی در کشورشان بی‌اطلاع بودند. آن وقت هم که شاه به سفارت شوروی رفت، مورد استقبال جدی سران متفقین قرار نگرفت و تنها به یک سلام و علیک ساده پرداختند و در بزرگترین اقدام استالین درخواست ضیافت شام شاه در کاخ سعدآباد را پذیرفت.

    نه تنها مطبوعات و رادیو که دولت و رژیم نیز از برگزاری چنین کنفرانسی در ایران به شادمانی پرداختند. طبق خبر منتشر شده در صفحه نخست روز ۱۵ آذر روزنامه اطلاعات، ضیافتی به مناسبت تشکیل کنفرانس در تهران و انتشار اعلامیه سران متفقین توسط نخست‌وزیر، وزیر مختار آمریکا در ایران، وزیر مختار انگلیس در ایران و کاردار سفارت شوروی برگزار شد. در این ضیافت اعضای هیأت دولت، نمایندگان مجلس و سران کشوری و لشکری حضور داشتند.

    مطبوعات و مسئولان رژیم تلاش کردند این اتفاق را به یک جشن بزرگ و ملی تبدیل کنند. از این رو مدام اقدام به تبریک‌گویی و برگزاری جشن‌هایی می‌کردند. یکی از این جشن‌ها و مراسمات، جلسه‌ای بود که با حضور معاون وزیر کشور و شهردار تهران و به افتخار اجتماع سران سه دولت در تهران در انجمن شهر تهران برگزار شد. انجمن شهر تهران به نوعی کارکرد شورای شهر امروز را داشت. در این جلسه شهردار تهران پیشنهاد داد سه خیابان مهم و بزرگ در تهران به نام‌های روزولت، چرچیل و استالین ثبت شود. این پیشنهاد به تصویب بیشتر نمایندگان انجمن رسید و اجرایی شد. این سه خیابان تا پیروزی انقلاب اسلامی به همین نام بودند که پس از انقلاب تغییر یافتند.

    بدین ترتیب کنفرانس تهران که دو سال پس از حمله متفقین به ایران و اشغال تهران برگزار شد، توسط مسئولان رژیم و مطبوعات داخلی به عنوان یک اتفاق مبارک و تاریخی به مردم معرفی شد. در حالی که هنوز غرامت‌های حمله به ایران پرداخت نشده بود، سران متفقین بدون اطلاع مقامات ایران، وارد خاک کشورمان شده بودند و شاه ایران را هم حتی به حضور نپذیرفتند و تنها در حد چند دقیقه با او در حیاط سفارت شوروی سلام و علیک کردند.

    پس از شادمانی و سرور و وارونه‌نمایی و بزرگ‌نمایی کنفرانسی که در تهران برگزار شده بود، اتفاق خاصی نیافتاد و برخلاف وعده‌ای که در اعلامیه پایانی نشست سران متفقین داده شده بود، نه تنها غرامت‌ها و خسارت‌های حمله به ایران و اشغال تهران در سال ۱۳۲۰ پرداخت نشد، تمامی نیروهای متجاوز نیز از خاک کشورمان خارج نشدند و تا چند سال بعد بخش‌هایی از ایران در اشغال نیروهای شوروی باقی ماند. حضور نیروهای شوروی در خاک کشورمان تا سال ۱۳۲۵ خسارت‌هایی را متوجه تمامیت ارضی کشورمان کرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

    آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

    آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، مجید تخت‌روانچی روز چهارشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد که با موضوع سوریه برگزار شد، گفت: نیروهای آمریکایی با تداوم اشغال خاک سوریه مشغول غارت نفت و ثروت این کشور هستند.

    نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد افزود: برخی کشورها با تحمیل تحریم‌های یکجانبه علیه مردم سوریه، ممانعت از تلاش‌های بین‌المللی برای بازگشت پناهندگان و آوارگان سوری و نیز کارشکنی در فرآیند سیاسی، در پی طولانی‌تر کردن بحران سوریه و تحمیل ارائه خود بر مردم آن هستند.

    وی ادامه داد: در حالیکه مردم سوریه به شدت تحت فشارهای ناشی از درگیری و گسترش کرونا در این کشور قرار دارند، اعمال تحریم‌های یکجانبه آمریکا موجب افزایش رنج سوری‌ها می‌شود و ما آن را با قدرت محکوم می‌کنیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

    آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

    آمریکا مشغول غارت نفت و ثروت مردم سوریه است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، مجید تخت‌روانچی روز چهارشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد که با موضوع سوریه برگزار شد، گفت: نیروهای آمریکایی با تداوم اشغال خاک سوریه مشغول غارت نفت و ثروت این کشور هستند.

    نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد افزود: برخی کشورها با تحمیل تحریم‌های یکجانبه علیه مردم سوریه، ممانعت از تلاش‌های بین‌المللی برای بازگشت پناهندگان و آوارگان سوری و نیز کارشکنی در فرآیند سیاسی، در پی طولانی‌تر کردن بحران سوریه و تحمیل ارائه خود بر مردم آن هستند.

    وی ادامه داد: در حالیکه مردم سوریه به شدت تحت فشارهای ناشی از درگیری و گسترش کرونا در این کشور قرار دارند، اعمال تحریم‌های یکجانبه آمریکا موجب افزایش رنج سوری‌ها می‌شود و ما آن را با قدرت محکوم می‌کنیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • علیرغم اعمال تحریم ها پایه‌های تولیدات داخلی ایران محکم تر شد

    علیرغم اعمال تحریم ها پایه‌های تولیدات داخلی ایران محکم تر شد

    علیرغم اعمال تحریم ها پایه‌های تولیدات داخلی ایران محکم تر شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خانه ملت، دریا اورس سفیر ترکیه در تهران صبح امروز (دوشنبه، ۳ آذرماه) با محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار و گفت‌وگو کرد.

    قالیباف در ابتدای این دیدار با اشاره به پیوندهای عمیق و تاریخی ایران و ترکیه در حوزه فرهنگی گفت: روند رو به رشد ارتباطات فیمابین و توسعه دو کشور در منطقه، فرصت‌های فراوانی برای همکاریهای همه جانبه فیمابین فراهم آورده که باید از آن در راستای منافع دو ملت بهره ببریم.

    رئیس مجلس شورای اسلامی تحریم‌های آمریکا علیه کشورهای مستقل را سیاستی شکست خورده خواند و تصریح کرد: در سال‌های اخیر علیرغم اعمال تحریم‌های ظالمانه و سیاست یکجانبه گرایی آمریکا بر علیه کشورمان، پایه‌های تولیدات داخلی جمهوری اسلامی ایران محکم‌تر شد و تهدیدها به فرصت تبدیل شدند که آثار آن در آینده نزدیک قابل مشاهده است.

    وی در همین بخش افزود: شیوع کرونا از دلایل کاهش مناسبات تجاری میان دو کشور هست و باعث مشکلاتی در حوزه بازارچه‌های مرزی و تجارت رسمی گردید اما امیدوارم با تمهیدات مسئولان ایران و ترکیه بتوانیم هرچه سریع‌تر از موانع عبور کنیم.

    قالیباف یادآور شد: هر دو کشور باید از فرصت‌ها استفاده کنیم و برای ارتقای روابط اقتصادی، رفت و آمدهای بین ایران و ترکیه و غلبه بر شرایط کرونایی بیش از پیش تقویت شود.

    رئیس مجلس شورای اسلامی در پایان با تأکید بر اهمیت ارتباطات میان مجالس ایران و ترکیه گفت: توسعه همکاری‌های پارلمانی با کشورهای همسایه به ویژه با پارلمان ترکیه از اولویت‌های مجلس شورای اسلامی است و گسترش مراودات پارلمانی می‌تواند تأثیرات مثبتی در موضوعات منطقه ای و بین ‌المللی داشته باشد.

    دریا اورس سفیر ترکیه در تهران نیز در این دیدار گفت: مجالس دو کشور از جایگاه مهمی برخوردار هستند و پارلمان ترکیه بر توسعه هرچه بیشتر مراودات پارلمانی با مجلس شورای اسلامی تأکید دارد.

    سفیر ترکیه در تهران یادآور شد: ترکیه نیز همانند برخی کشورهای غربی و ایران موضوع تولید واکسن کرونا را دنبال می‌کند. امیدواریم در سال آینده میلادی با تولید واکسن کرونا و بهبود اوضاع، مبادلات اقتصادی و تجاری دو کشور گسترش یابد.

    وی روابط تهران و آنکارا را تاریخی و رو به رشد خواند و بر اهمیت رفع موانع احتمالی در حوزه‌های مختلف مناسبات دوجانبه تأکید کرد.

    سفیر ترکیه در پایان بر دعوت رسمی رئیس پارلمان ترکیه از آقای قالیباف جهت سفر به ترکیه تأکید کرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • قدرت انقلاب اسلامی آمریکا را از قرارگاه راهبردی‌اش دور کرده است

    قدرت انقلاب اسلامی آمریکا را از قرارگاه راهبردی‌اش دور کرده است

    قدرت انقلاب اسلامی آمریکا را از قرارگاه راهبردی‌اش دور کرده است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، سردار سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آیین تکریم و معارفه فرمانده سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ که امروز (یکشنبه) در ستاد فرماندهی سپاه حضرت محمد رسول الله برگزار شد، گفت: در اینگونه مراسم و مجالس معنوی که سرشار از روح و ریحان و رحمت الهی است؛ باید از نام مبارکه رهبر کبیر انقلاب اسلامی که همه عزت و سرافرازی و استقلال و افتخار کشور عزیز ایران و ملت‌های مسلمان مدیون مجاهدت‌های بزرگ و تاثیرات شگفت انگیز شخصیت فکری او است، یاد کنیم.

    وی افزود: امام خمینی (ره) با معجزه ذهنی خود بسیج را بر روی زمین به یک حقیقت متعالی تبدیل کرد و به اراده الهی این شجره طیبه را در سرزمین ایمان و اعتقاد و باورهای همه مردم کاشت؛ بسیج شجره مبارکه است که ریشه آن در ایمان مردم و شاخسارهای آن در عالم معنا سیر می‌کند.

    فرمانده کل سپاه تاکید کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی که بعد از امام خمینی (ره) پرچم این پدیده مبارک را بر دست گرفت آن را به بلوغ و کفایت رساند به شکلی که امروز می‌توان گفت فرمول حل تمامی مسائل انقلاب و نظام بسیج است، امروز بسیج یک حقیقت جاری بر روی زمین است و قرآن در فرازهای زیبایی رخساره دل انگیز بسیج را ترسیم کرده است.

    سرلشکر سلامی با اشاره به رویکرد معنویت محور و خالصانه بسیج در خدمت به مردم، تصریح کرد: بسیجیانی که خدا را دوست دارند و خدا نیز آنها را دوست دارد در واقع مجاهدان راه خدا هستند که در مسیر الهی با آبروی خود معامله می‌کنند و این‌ها از ملامت دیگران واهمه ندارند و تنها در راه خدا به بندگان خدمت می‌کنند.

    وی گفت: بسیجیان در برابر دشمن تسلیم ناپذیر، مستحکم و شکست ناپذیرند اما در برابر مومنان رئوف، رحیم، خدوم و متواضع و در سیمای نورانی شان آثار عبادت مشهود است.

    فرمانده کل سپاه ادامه داد: تاریخ در طول ۴۱ سال گذشته اثبات کرده است که بسیج همواره فرشته نجات ملت در هر سختی به ظاهر غیر قابل عبوری بوده است؛ تفکری است که بن بست‌ها را می‌شکند و برای جهاد در راه خدا راه‌ها را می‌گشاید، بسیج بر غیر ممکن‌ها غلبه می‌کند و معادله سیطره بر کفار را تنظیم می‌کند.

    سرلشکر سلامی اظهار داشت: بسیج در همه مخاطرات در قلب خطر برای ملت همچون کوه آرامش است، بسیج موجب اعتماد به نفس ملت می‌باشد و بسیج بر اصل توکل پای بند است. بسیج دارای اندیشه جاری و سیال و پیش رونده است که محدود به جغرافیای خاصی نمی‌شود امروز گفتمان بسیج در یمن، لبنان، سوریه و عراق تکثیر شده است و تا آمریکای لاتین و قسمت‌هایی از آفریقا پیشرفته است.

    وی با اشاره به قرار گرفتن در هفته بسیج، گفت: این روزها، روزهای تکریم مجاهدان خستگی‌ناپذیر بسیجی است که هر جا قدرت‌های بزرگ در برابر اسلام صف‌آرایی کردند آنها در برابرشان ایستادند و شمشیر زدند و سر پنجه‌های آنان را قطع کردند و از شکوه ظاهری دشمنان و امپراطوری های به‌ظاهر بزرگ نترسیدند.

    فرمانده کل سپاه با اشاره به خدمات بی شائبه بسیج در مواقع بحرانی، خاطرنشان کرد: امروز بسیج نقطه اتکا، اعتماد و آرامش درونی مردم است چراکه در زمان‌های بحرانی همچون سیل زلزله بیماری و تنگدستی این بسیج است که در همه این بحران‌ها در میان مردم حضوری شایسته دارد و خدمت می‌کند و همین عامل شکست ناپذیری ما است.

    سرلشکر سلامی گفت: سپاه حضرت محمد رسول الله که به نام این پیامبر عظیم‌الشأن مزین است امروز به واسطه شهدایی که تقدیم انقلاب اسلامی کرده است در تراز این نام مبارک تجلی پیدا کرده و گرامی می‌داریم یاد شهدایی را که هیچگاه اجازه ندادند دشمن بر ما مسلط شود.

    وی افزود: متاسفانه در دنیا این قاعده ظالمانه حاکم است که هر ملت ضعیفی محکوم به ذلت است و هیچ ملتی نیست که دشمن در عمق سرزمینش نفوذ کند و این ملت ذلیل نشود، بنابراین برای عزیز بودن باید قوی بود چراکه ضعف نقطه تسلیم است و قدرت و قوت عامل اقتدار عزت و سربلندی است.

    فرمانده کل سپاه گفت: آنچه ما را در برابر دنیای استکباری به پیروزی رسانده تفکر بسیجی است که بیانگر شرف، مردانگی، جوانمردی، غیرت و تعصب مومنانه و دیندارانه بوده و سبب شده در برابر قدرت‌های به هم پیوسته بزرگ به پیروزی برسیم.

    سرلشکر سلامی تصریح کرد: امروز ما برای اینکه بتوانیم در برابر این همه قدرت انباشته شده که برای تسلط بر جهان متراکم شده‌اند بایستیم باید خطی از یک مقاومت گسترده و پایان ناپذیر در برابرشان ترسیم می‌کردیم تا بدین واسطه قدرت استکباری آنان را فرسوده کنیم و استخوان‌هایشان را پوک و اندیشه شان را باطل و آرزوهایشان را از بین ببریم.

    وی افزود: این کار بزرگ به واسطه بسیج و اشاعه تفکر بسیجی انجام شد و اگر این توفیقات و پیروزی‌های مستمر به دست آمد به واسطه همین تفکر بود و این مسئله نیز به برکت چند عامل تحقق یافته است که مهمترین آن بهره گیری از رهبری حکیم با حکمت بالغه الهی، سنت شناس، خداشناس، وارسته و آراسته به فضایل، ژرف‌اندیش و دشمن شناس با روحی نافذ و کلامی طیب و عملی صالح بوده که سکان انقلاب اسلامی را بعد از امام امت در دست گرفته است.

    فرمانده کل سپاه تاکید کرد: هر ملتی که از نعمت رهبری حکیم، شجاع و مدبر برخوردار باشد هرگز شکست نخواهد خورد چرا که شخصیت هر ملتی بازتاب هویت رهبرش است، چراکه رهبر روح تکثیر شونده در میان ملت است. شخصیتی است که جامعه را در تراز تفکر و آرزو به اهداف والا می‌رساند.

    سرلشکر سلامی گفت: عامل دیگر، مکتب اسلام است که رهبری آن را تعلیم می‌دهد، مکتبی که معلم جهاد و مروج روح شهادت است و این دو عامل سبب شکست‌ناپذیری یک ملت هستند و تبیین کننده این پیام‌های که ملتی که شهادت دارد قطعاً اسارت ندارد، جهاد عامل نجات، رمز سرافرازی و شهادت عامل شکست ناپذیری است.

    وی گفت: امروز بسیج پیشانی و خط مقدم مقابله با مستکبران جهان است و هر جا که دشمن قد علم کرده، تفکر بسیجی بدون محدودیت جغرافیایی در برابر آن ایستادند و از حیثیت و ناموس مسلمانان جهان دفاع کرده‌اند و امروز به واقع همین تفکر بسیجی عامل فرسایش و زوال دشمن شده است.

    فرمانده کل سپاه تاکید کرد: امروز وقتی که جبهه مقابله با کفار می‌نگریم درمی‌یابیم که چقدر پیشانی این جبهه وسیع شده است هر کجا که مستکبران آمده‌اند یاوران ولی امر در مقابلشان حاضر شدند و از حیثیت و ناموس مسلمانان بدون توجه به محدودیت‌های جغرافیایی دفاع کردند و همین وسعت و عرصه نبرد امروز عامل فرسایش و زوال دشمن شده است.

    سرلشکر سلامی با طرح این سوال که امروز چه چیزی در شخصیت آمریکا به عنوان قدرت درجه یک دهه‌های اخیر مشاهده می‌کنیم؟ گفت: آیا احساس نمی‌کنید این قدرت در حال فرسوده و پیر شدن است و رژیم لاغری و پوکی استخوان گرفته است و از درون متلاشی شده و بی صاحب است و در بیرون نیز کم خاصیت شده و میدان اثرگذاری‌اش کوچک و شعاع عملیاتی‌اش محدود شده است و دیگر قدرتش قاهر نیست؛ در سیاست تخلیه شده است و در برخی حوادث دیگر حضور ندارد.

    وی افزود: امروز آمریکا از نظر اقتصادی دچار مشکلات بزرگی شده و قدرت نظامی‌اش نیز فرسوده شده است چرا که یک مقاومت فرسایش گر توانمند ظرف ۴۰ سال او را از قرارگاه راهبردی‌اش خارج کرده است و در میدان نبرد از نزدیک با او دست به گریبان شده و بارها او را شکست داده است و امروز نیز این قدرت فرسایشگر در برابرش با اقتدار ایستاده است.

    فرمانده کل سپاه با اشاره به بصیرت و دشمن شناسی ملت بزرگ ایران در مواجهه با آمریکا و اذنابش، گفت: امروز ملت ایران در برابر همه فشارهای حداکثری اعمال شده با تاسی از قرآن کریم، صبر و شکیبایی و استقامت برگزیده است و این تازه ابتدای راه است برای ملتی که هیچگاه حتی یک لحظه بر دشمن ظالم تکیه نکرده‌اند.

    سرلشکر سلامی افزود: امروز در حال تماشای این واقعیت شیرین هستیم که غرب در مغرب، غروب را تجربه می‌کند و آمریکا به عنوان نماد قدرت غرب در حال تجربه زوال خورشید عمرش است و این واقعیت انکارناپذیر است.

    وی با بیان اینکه امروز ایران اسلامی در برابر همه فشارهای حداکثری ایستاده است و قدرت این ایستادگی فراتر از فشارهای اعمال شده است، گفت: دشمن امروز سلامت، امنیت، معیشت دین و فرهنگ، قلب و ذهن مردم را نشانه گرفته است و مردم دقیقاً این واقعیت را می‌دانند و در برابر او با قدرت ایستاده و جبهه‌گیری کرده‌اند.

     

    اخبار سیاسی |

  • «ایرانِ امن»/ مروری بر موفقیت‌های دستگاه‌های امنیتی

    «ایرانِ امن»/ مروری بر موفقیت‌های دستگاه‌های امنیتی

    «ایرانِ امن»/ مروری بر موفقیت‌های دستگاه‌های امنیتی

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ انتشار خبر هلاکت «ملاعمر شاهوزهی» از سرکردگان ارشد گروه تروریستی جیش الظلم و طراح چندین حمله انتحاری به مردم و نیروهای حافظ امنیت کشورمان در مناطق مرزی گویای این واقعیت است که به بیان نورانی رهبر معظم انقلاب؛ «دوران بزن و در رو تمام شده است» و فرزندان ایران اسلامی در نیروهای مسلح و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشورمان به آنچنان توان و اشراف اطلاعاتی رسیده‌اند که خواب را از چشمان بدخواهان ملت ایران گرفته‌اند و هیچ اقدام تروریستی و کور کورانه ای را بی پاسخ نه گذاشته و در سریع‌ترین زمان ممکن عوامل و سرکرده‌های اقدامات تروریستی را به سزای اعمال پلید خود می‌رسانند، به گونه‌ای که حتی حامیان آنها نتوانند به داد این افراد خود فروخته و خائن به مردم خویش برسند و این افراد آنچنان در تور امنیتی و اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در دستگاه‌های امنیتی کشور گرفتار می‌شوند که باورشان نمی‌شود.

    اقدامات و مأموریت‌های سربازان میهن و گمنامان سرافراز دستگاه‌های امنیتی کشور بسیار گسترده است و اقدامات و مأموریت‌های متنوعی در حوزه مقابله با تروریسم، ضد جاسوسی، قاچاق ارز، کالا، مواد مخدر و… دارند که ما از بیشتر آنها به دلایل مختلفی بی اطلاع هستیم و تنها بخش کمی از این مأموریت‌ها و موفقیت‌ها رسانه‌ای می‌شود. بر همین اساس برخی از توفیقات دستگاه‌های امنیتی کشور را از ابتدای سال تا کنون مرور بازخوانی و بررسی قرار می‌دهیم.

    ۱- هلاکت ملاعمر شاهوزهی از سرکردگان ارشد گروه تروریستی جیش الظلم

    روز چهار شنبه ۲۸ آبان بود که رسانه‌ها از هلاکت ملاعمر شاهوزهی (ملقب به ملأ عمر)، از سرکردگان ارشد گروه تروریستی جیش الظلم و طراح حمله انتحاری به اتوبوس حامل رزمندگان سپاه اصفهان در سال ۹۷ به همراه ۲ همراهش در منطقه تربت پاکستان خبر دادند، اگر چه این عملیات توسط نیروهای امنیتی پاکستان صورت گرفت اما قطعاً با همکاری سربازان گمنام امام زمان (عج) بوده است.

    به شهادت رساندن ۱۴ مرزبان ایران در سراوان، ربودن ۵ مرزبان ایرانی در سال ۹۲، ربودن ۱۲ مرزبان ایرانی در سال ۹۷ و حمله به بالگرد در سروان و حمله به پایگاه بسیج در نیک شهر از سوابق تاریکی جنایت بار این تروریست سابقه دار است.

    عمر شاهوزهی شرور خطرناک و معروف منطقه بلوچستان که یکی از سرکردگان قاچاق مواد مخدر در مرز بین کشور ایران و پاکستان محسوب می‌شد، اقدامات تروریستی بیشماری را علیه مردم مظلوم منطقه به تنهایی و یا با همکاری گروهک‌های تروریستی دیگر به انجام رسانده است.

    او در راستای مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با سلطنت طلبان خارج از کشور، سرویس‌های جاسوسی کشورهای معاند ایران و منافقین در ارتباط بوده و کمک‌های اطلاعاتی و مالی زیادی از آن‌ها برای تشدید فعالیت‌های خود در منطقه بلوچستان دریافت کرده و به عنوان یکی از حامیان گروهک‌های تروریستی موسوم به سپاه صحابه، جیش النصر، جیش العدل، جند الشیطان مقادیری از این کمک‌های مالی و اطلاعاتی را جهت انجام اقدامات تروریستی در اختیار گروهک‌های مذکور قرار می‌دهد.

    ۲- دستگیری سرکرده گروه‌های تروریستی النضال

    دستگیری سرکرده گروهک تروریستی النضال مسئول حمله تروریستی خونین ۳۱ شهریور سال ۹۷ اهواز یکی دیگر از اقدامات سربازان گمنام امام (عج) بود که چهار شنبه ۲۱ آبان اعلام شد.

    وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: با اقدامات تخصصی و ترکیبی سربازان گمنام امام زمان (عج)، «فرج الله چعب» سرکرده گروهک تجزیه طلب «حرکه النضال» شناسایی و دستگیر شد.

    سرکرده گروهک تجزیه طلب حرکه النضال در سال‌های اخیر قصد چندین عملیات بزرگ دیگر در تهران و خوزستان را داشت و اخیراً در حال برنامه ریزی برای هدایت عملیات تروریستی جدیدی بود که با اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) ناکام ماند.

    این گروهک که تحت حمایت مستقیم سرویس‌های اطلاعاتی عربستان و رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ علی رغم صدور حکم بین المللی برای سرکردگان آن گروه، عملیات تروریستی در ایران را مدیریت می‌کرد.

    ۳- انهدام شبکه بزرگ قاچاق ارز

    ضربه به اخلال گران شبکه بزرگ قاچاق حرفه‌ای ارز یکی دیگر از ابعاد فعالیت سربازان گمنام امام زمان (عج) که خبر این اقدام مهم ۱۷ آبان منتشر شد.

    مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای اعلام کرد؛ در راستای برخورد با اخلال گران بازار ارز، با اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره کل اطلاعات استان یزد، ۴ شبکه بزرگ قاچاق ارز شناسایی و مورد ضربه قرار گرفت.

    این شبکه به منظور پنهان ساختن ماهیت مجرمانه فعالیت خود، معاملات ارزی را بدون ثبت در سامانه سنا و با استفاده از حساب‌های شخصی مرتبط خود انجام می‌دادند.

    برابر اسناد پرونده، حجم قاچاق ارز متهمین بیش از ۳۰ هزار میلیارد ریال ارزیابی شده است که در این عملیات بیش از ۳۰ نوع ارز مختلف به ارزش ریالی بالغ بر ۴۵۰ میلیارد ریال کشف و ضبط شد؛ بر همین اساس تا کنون بیش از ۵۰۰ حساب بانکی مسدود و حدود ۵۰ نفر از افراد مرتبط با این شبکه جهت رسیدگی پرونده تحویل مراجع قضائی شد.

    ۴- دستگیری ۱۵ نفر از اعضای اصلی باند جعل اسناد بانکی

    ۸ آبان بود که وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: بیش از ۱۵ نفر از اعضای اصلی باند کلاهبرداری سازمان یافته تهیه چک‌های بانکی و جعل اسناد در استان آذربایجان شرقی را شناسایی و دستگیر کرده است.

    این متهمان اقدام به کلاهبرداری، جعل اسناد، تهیه و خرید و فروش چک‌های بانکی بلامحل نموده‌اند و تاکنون بیش از ۴۵ هزار فقره چک‌های برگشتی به ارزش ۱۳ هزار میلیارد ریال از باند مذکور کشف گردید.

    ۵- شناسایی و انهدام شبکه اخلالگران بازار ارز

    دستگیری ۴۳ نفر از دلالان و اخلالگران بازار ارز به اتهام ایجاد اخلال در بازار و افزایش کاذب قیمت ارز در استان اصفهان یکی دیگر از اقدامات صورت گرفته توسط دستگاه‌های امنیتی کشور بود که در اول آبان ماه صورت گرفت.

    این متهمان با اقدامات خلاف قانون در بازار حقیقی و مجازی از جمله معاملات فردایی و دلالی عمده در بازار، ضمن ایجاد اخلال در بازار و افزایش کاذب قیمت ارز، اقدام به کسب سودهای نامشروع کرده‌اند.

    بر اساس اسناد و مدارک پرونده، گردش مالی متهمان بالغ بر ۵۰ هزار میلیارد ریال بوده و مقادیر قابل توجهی ارزهای خارجی از متهمان کشف و ضبط شده است.

    ۶- انهدام شبکه متخلف ارزی در خراسان رضوی

    شناسایی و انهدام شبکه متخلف ارزی در استان خراسان رضوی در ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، یکی دیگر از اقدامات وزارت اطلاعات در جهت مقابله با اخلالگران ارزی بود.

    این شبکه متخلف ارزی با اغفال برخی افراد و سو استفاده از کارت‌های بازرگانی آنان، حدود یک میلیارد یورو ارز حاصل از صادرات مربوطه را در اختیار گرفته و در موارد غیر مجاز مصرف و منجر به اتلاف سرمایه ارزی کشور شده شناسایی و با هماهنگی دستگاه قضائی، اعضای اصلی شبکه و تعدادی از مرتبطین شبکه مذکور در استان خراسان رضوی بازداشت شدند.

    ۷- شناسایی و توقیف ۱۸ هزار لاستیک دولتی احتکار شده

    برخورد با اخلالگران و محتکران بخش دیگری از مأموریت‌های فرزندان ملت ایران در دستگاه‌های امینی کشور است که در این سال‌ها و با توجه به نوسانات موجود در بازار ارز و کالا و البته تلاش عده‌ای برای سود جویی بیشتر و کسب مال از این طریق است. در همین راستا عامل اصلی اخلال در توزیع ۱۸۰۰۰ حلقه لاستیک دولتی در استان خوزستان در ۲۳ مهر ۱۳۹۹ دستگیر و انبار احتکار کنندگان ۲۸ هزار تن انواع ورق‌های فولادی در اصفهان شناسایی و توقیف شد.

    با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در دو عملیات، عامل اصلی اخلال در توزیع لاستیک دولتی به ناوگان حمل و نقل جاده‌ای در استان خوزستان دستگیر و انبارهای احتکار کنندگان انواع ورق‌های فولادی در شهرستان مبارکه اصفهان شناسایی و توقیف شد.

    بر اساس اعترافات و اسناد پرونده در استان خوزستان، متهم با اخذ ۱۸۰۰۰ حلقه لاستیک به نرخ دولتی با عدم توزیع لاستیک‌ها به نرخ مصوب و فروش آن در بازار آزاد خارج از استان، سبب اخلال در تأمین لاستیک کامیون داران گردیده بود؛ در بازرسی به عمل آمده از انبار، بیش از ۱۰۰۰ حلقه لاستیک کشف و پس از توقیف تحویل مراجع قضائی شد.

    همچنین با بررسی‌های انجام شده در استان اصفهان، احتکار کنندگان ۲۸ هزار تن انواع ورق‌های فولادی را از طریق سهمیه بورس ضمن تبانی با انبارهای موصوف اخذ و اقدام به مخدوش نمودن لیبل های قبلی و صدور حواله بار مجدد به مقاصد مختلف، خارج از شبکه و در بازار آزاد به بیش از دو برابر قیمت در بورس به فروش می‌رساندند؛ پس از بازرسی ۹ انبار حاشیه شهرستان مبارکه استان اصفهان شناسایی و ضمن توقیف، تحویل مراجع ذیصلاح شد.

    ۸- دستگیری شبکه سازمان یافته دلالان و سوداگران دارو

    ۷ مهر ۱۳۹۹ وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای از شناسایی و دستگیری شبکه سازمان یافته‌ای از دلالان و سوداگران دارویی که به صورت غیرقانونی و خارج از شبکه رسمی بهداشت و درمان اقدام به تهیه و فروش داروهای درمان کرونا می‌کردند، خبر داد.

    شبکه سازمان یافته‌ای از دلالان و سوداگران دارویی که به صورت غیرقانونی و خارج از شبکه رسمی بهداشت و درمان اقدام به تهیه و فروش داروهای مورد استفاده در دوره درمان کرونا می‌کردند. عده‌ای از سوداگران و دلالان دارویی که با همدستی تعداد معدودی از پرسنل متخلف مراکز درمانی، داروهای مورد استفاده در درمان کرونا را که به صورت سهمیه‌ای در اختیار مراکز درمانی قرار می‌گرفت؛ با هدف کسب سود نا مشروع خارج و با قیمت‌های گزاف به خانواده‌های بیماران به فروش می‌رساندند.

    ۹- آزادی ۳ صیاد بلوچ

    آزادی سه ۳ تن از هموطنان بلوچ که از سال ۱۳۹۴ توسط راهزنان دریایی سومالی ربوده شده بودند یکی دیگر از اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در ماه‌های اخیر است که ۳۱ مرداد اعلام شد.

    ۱۰- ضربه به یک باند بزرگ قاچاق سلاح و مهمات

    ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ وزارت اطلاعات طی اطلاعیه‌ای از ضربه به باند بزرگ قاچاق سلاح و مهمات در استان البرز خبر داد.

    این باند در استان‌های البرز، تهران، کرمانشاه، لرستان، اصفهان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی و کرمان فعالیت داشته است.

    اعضای این باند با سو استفاده و جعل مکاتبات و عناوین وزارت اطلاعات، نهادهای حاکمیتی، مراجع قضائی و ارگان‌های نظامی، اقدام به قاچاق سلاح و مهمات، قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی، اخلال در نظام اقتصادی، قاچاق ارز، سکه، منسوجات طلا و عتیقه کرده‌اند.

    در این عملیات هوشمندانه بیش از ۲۰ نفر از اعضای اصلی باند مذکور با هماهنگی مراجع قضائی دستگیر و تعداد قابل توجهی سلاح جنگی، کمری، شکاری، مهمات و خودروهایی با پوشش نظامی کشف و ضبط شد.

    ۱۱- دستگیری ۵ تیم جاسوسی

    معاون ضد جاسوسی ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ از دستگیری ۵ تیم جاسوسی توسط وزارت اطلاعات خبر داد.

    معاون ضد جاسوسی وزارت اطلاعات اعلام کرد: با استعانت از الطاف الهی و با تلاش‌های شبانه روزی سربازان گمنام امام زمان (عج)، به دنبال ضربات پی در پی به سرویس‌های جاسوسی نظام سلطه، تعدادی از جاسوسان مرتبط با سرویس‌های اطلاعاتی مذکور شناسایی و دستگیر شدند.

    افسران اطلاعاتی بیگانه با بهره گیری از روش‌های پیچیده و متنوع اطلاعاتی، درصدد انجام جاسوسی نسبت به پروژه‌های هسته‌ای، سیاسی، اقتصادی، نظامی و زیرساختی با هدف سرویس‌های اطلاعاتی سیا، موساد و برخی کشورهای اروپایی مرتبط با پرونده‌های جاسوسی اخیر؛ خرابکاری در زیرساخت‌ها، پروژه‌ها، تشدید تحریم‌های ظالمانه و ممانعت از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به دانش و تکنولوژی‌های نوین و همچنین ایجاد چالش در روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای همسو بوده که این تلاش‌ها و اقدامات مذبوحانه با هوشیاری و اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج)، با شکست مواجه شد.

    ۱۲- ضربه اساسی به تروریست‌ها در آمریکا

    وزارت اطلاعات ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد؛ سربازان گمنام امام زمان (عج) ضربه‌ای اساسی به یک گروه تروریستی مستقر در آمریکا وارد کردند و سرکرده این گروه در اختیار وزارت اطلاعات است.

    «جمشید شارمهد» سرکرده گروه تروریستی تندر که از آمریکا عملیات مسلحانه و خرابکارانه در ایران را هدایت می‌کرد در پی عملیاتی پیچیده، اکنون در دستان قدرتمند سربازان گمنام امام زمان (عج) قرار دارد.

    شارمهد در سال ۱۳۸۷ عملیات انفجار در حسینیه سیدالشهدای شیراز را طراحی و هدایت کرد. در آن اقدام تروریستی، ۱۴ نفر شهید و ۲۱۵ نفر از عزاداران حسینی مجروح شدند. گروه تروریستی تندر در سال‌های اخیر نیز قصد اجرای چند عملیات بزرگ را داشت.

    منفجر کردن سد سیوند شیراز، انفجار بمب‌های سیانوری در نمایشگاه کتاب تهران و منفجر کردن حرم حضرت امام خمینی (ره) هنگام برگزاری مراسم عمومی از جمله این عملیات‌ها بود؛ این عملیات تروریستی با تسلط اطلاعاتی مأموران وزارت اطلاعات ناکام ماند.

    ۱۳- انهدام دو تیم تروریستی در آذربایجان غربی و کردستان

    روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت اطلاعات، ۱۷ اردیبهشت در اطلاعیه‌ای اعلام کرد سربازان گمنام امام زمان (عج) در ادارات کل آذربایجان غربی و کردستان موفق شدند دو تیم تروریستی وابسته به گروهک‌های تجزیه طلب که برای اقدامات ایذایی و تروریستی از اقلیم همسایه وارد کشور شده بودند را رصد و منهدم کنند.

    ۱۶ نفر از عناصر تروریست به همراه ۲ قبضه کلاشینکف، یک قبضه کلت کمری، ۲ قبضه نارنجک جنگی، ۷ عدد خشاب و ۲۴۰ عدد فشنگ به همراه تجهیزات انفجاری بازداشت شدند.

    سرکرده این گروهک تروریستی تحت حمایت یکی از کشورهای مرتجع عربی و در اروپا مستقر است.

    برخی از تروریست‌های دستگیر شده، در ترور و به شهادت رساندن افراد بی گناه و اخاذی از تولیدکنندگان و تجار در غرب کشور نقش داشته‌اند. یکی از تیم‌های تروریستی در اقدامی جنایت کارانه فرزند یکی از هواداران نظام را مظلومانه به شهادت رسانده است.

    به گزارش مهر، بر اساس آنچه در گزارش بالا آمده است توفیقات دستگاه‌های امنیتی کشور در همه زمینه‌ها از مبارزه با تروریسم تا مبارزه با اخلالگران اقتصادی کشور وجود دارد تا به اینجا برسیم که مسئولان اقتصادی کشور اعلام کنند که سطح درخواست‌های خارجی برای سرمایه گذاری در ایران بسیار قابل توجه است، زیرا یکی از مهمترین مواردی که در موضوع سرمایه گذاری خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد، امنیت و آرامش کشور مورد هدف برای سرمایه گذار است.

     

    اخبار سیاسی |

  • ایران روی توان دفاعی وعناصر قدرت ملی خود با هیچ کس مذاکره نمی کند

    ایران روی توان دفاعی وعناصر قدرت ملی خود با هیچ کس مذاکره نمی کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسین دهقان مشاور مقام معظم رهبری در گفتگوی مشروح با خبرگزاری آسوشیتدپرس اظهار داشت: جمهوری اسلامی در هیچ شرایطی روی توان دفاعی و عناصر قدرت ملی خود با هیچ کس مذاکره نخواهد کرد.

    مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

    سوال: اگر اجازه بدهید، سوال ابتدایی را درباره موقعیت فعلی نیروهای متخاصم نسبت به جمهوری اسلامی بپرسم؛ رژیم صهیونیستی هم‌اکنون در حال گسترش پایگاه‌های دیپلماتیک یا غیردیپلماتیک در منطقه است. شنیده می‌شود در کشورهای حاشیه خلیج فارس پایگاه‌هایی زده و بعضاً هم می‌گویند که پایگاه‌های ایران در سوریه را مورد حمله قرار می‌دهند. این مجموعه حرکات را چگونه ارزیابی می‌کنید و واکنش جمهوری اسلامی چگونه می‌تواند باشد؟

    بحثی که در کلان می‌تواند مطرح باشد و معمولاً باید رویکردمان این باشد که مسائل را از منظر راهبردی نگاه کنیم. بدانیم بسترهای این اقدام چیست، اهدافی که یک بازیگر دنبال می‌کند، توانمندی و قابلیتی که آن بازیگر برای خود قائل است و در نهایت عوامل کمک‌کننده فضایی که آن راهبرد را می‌تواند به نتیجه برساند چیست؟

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مقامات اسرائیلی اعلام کردند که زلزله بزرگی بر ارکان نظام صهیونیستی با پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده است و به طور طبیعی انقلاب ما نه هیچ‌گاه رسمیت این رژیم را پذیرفت و نه هیچ‌گاه تن به خواسته‌های او و همه کسانی که مدافع او هستند داده است. اسرائیل همواره ایران را برای خود تهدیدی جدی و تعیین‌کننده می‌داند و همیشه روی این شعار مانور می‌دهند و آن هم این است که ایران به دنبال نابودی اسرائیل است. هم‌چنین آن جمله معروف امام خمینی (ره) که فرمودند «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود» را تکرار می‌کنند. نظام و انقلاب اسلامی ما اعلام کرده، می‌کند و خواهد کرد که ما حتماً مدافع آرمان ملت فلسطین هستیم.

    حتماً دنبال این هستیم که فلسطین به حق قانونی، تاریخی و مالکیت سرزمین خود دست پیدا کند و البته به این موضوع باور داریم که نهادهای حقوقی و سیاسی جهان که در سیطره نظام صهیونیستی قرار دارند در جهت منافع اسرائیل هر کاری که می‌توانستند را انجام داده‌اند. کمتر قطعنامه‌ای را می‌توانید پیدا کنید که در شورای امنیت سازمان ملل رفته باشد و برعلیه اسرائیل تصویب شده باشد و یا قطعنامه‌ای که تصویب شده باشد و کشوری در دنیا به دنبال اجراکردن آن باشد. این موضوع در حالی است که طبق منشور سازمان ملل، اگر قطعنامه‌ای را شورای امنیت سازمان ملل تصویب کند، همه اعضا موظف به این هستند که نسبت به آن متعهد و وفادار باشند.

    آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها همواره اصل ثابتی در سیاست خارجی خود داشتند و آن هم حفظ موجودیت این رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه خاورمیانه است. اولاً ما اسرائیل را عامل ناامنی در فضای عمومی منطقه می‌دانیم، وجود او مخالف اهداف و منافع ملی همه ملت‌های منطقه است و اگر دولت‌های منطقه خودشان پایبند به منافع ملی خود باشند، قاعدتاً همکاری، پذیرش یا پایگاه دادن به اسرائیل را انجام نمی‌دهند. با این حال، آنان هم عمدتاً نظام‌های وابسته‌ای هستند، اتکایی به مردم‌شان ندارند، منافع ملی‌شان موضوع ثانویه نسبت به آن چیزی که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها ازشان می‌خواهند و شاید هم بتوان این‌گونه گفت که موجودیت، بقا و تثبیت خود را در سایه نوع همکاری، میزان و عمق تعاملاتی می‌دانند که با آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها دارند.

    بنابراین اسرائیل همواره به دنبال این بوده است که ما را به عنوان تهدید و آن هم تهدیدی فوری برای خود تلقی کند. همواره تلاش کرده خود را به مرزهای ما نزدیک کند و تلاش کرده است که به جنگی مذهبی دامن بزند. از این منظر تلاش کردند که ایران را تهدیدی برای دنیای اسلام و عرب جلوه داده و ایران هراسی کنند. آنان این مسیر را تاکنون ادامه دادند. اینها سیاست‌هایی است که بستری را برایشان فراهم می‌کند تا بتوانند با همه همسایگان ما و همه کسانی که در سراسر جهان به نوعی با ما تعامل دارند اثرگذاری کرده و سیاست‌هایشان را علیه ما سامان دهد.

    حال سوال بعدی این است که اسرائیل با جغرافیا، جمعیت و توان خود می‌تواند پایگاه‌های نظامی را در سراسر منطقه ایجاد کند؟ پاسخ منفی است. آیا می‌تواند در دراز مدت روی این پایگاه‌ها حساب کند؟ پاسخ منفی است. ذهنیت شکل گرفته تاریخی مسلمانان، هیچ‌گاه اشغال فلسطین و بیت‌المقدس را تمکین نکرده و نپذیرفته است. در حقیقت اسرائیل با اشتباهات راهبردی که انجام می‌دهد، جبهه گسترده‌ای را فراهم می‌کند که بر علیه خودش به کار گرفته خواهد شد. دقت کنید اسرائیل امروز با بحران هویت مواجه شده است و توجیه خود در جوانان اسرائیلی و یهودی را از دست رفته می‌بیند. روحیه تجاوز، اشغال‌گری و آدم‌کشی که شاخصه‌های اصلی رژیم صهیونیستی است، امروز پذیرش ندارد.

    حال موضع جمهوری اسلامی چیست؟ موضع ما کاملاً مشخص است. ما اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسیم و معتقدیم تعیین تکلیف وضعیت آینده و سرنوشت فلسطین اشغالی به دست خود مردم فلسطین انجام خواهد شد. چه کسانی که هجرت داده شده و از سرزمین خود خارج شده‌اند و چه کسانی که هنوز در این سرزمین حضور دارند. یقیناً مردم فلسطین خودشان باید نسبت به آینده نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند. این موضوع، هنجار پذیرفته شده جهانی نیز هست. اگر آمریکایی‌ها به دموکراسی و تعیین سرنوشت ملت‌ها توسط خودشان، تمامیت ارضی و احترام به حاکمیت‌های سیاسی معتقدند باید این اجازه را بدهند که بعد از این همه فجایع انسانی که رخ داده است، نقطه پایانی بر فشار حداکثری یک ملت بگذارند و اجازه بدهند که فلسطینی‌ها جمع شده و هر تصمیمی که می‌خواهند را خودشان بگیرند. ما هم از این موضوع حمایت می‌کنیم و البته رسماً اعلام کرده‌ایم که هر جریانی که مقابل اسرائیل، زیاده‌خواهی‌ها و تجاوزگری او بایستد، از او حمایت کرده و خواهیم کرد.

    سوال من این است که وقتی اسرائیل به تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی این کشورها تهاجم می‌کند، چرا دنیا در برابر این تهاجم سکوت کرده است؟ حال هر بهانه‌ای که می‌خواهند بگیرند. اولاً ما حضور سازمان‌یافته‌ای در عراق یا سوریه نداریم که بگویند مقری متعلق به ایران را زدیم. اگر همه ملت سوریه حامی ایران و سیاست‌های او باشند، آیا اسرائیل باید همه‌شان را مورد هجوم قرار بدهد؟ این خود سوری‌ها هستند که از سرزمین و حاکمیت سیاسی‌شان حمایت می‌کنند، اسرائیل باید آنان را مورد حمله قرار بدهد به این بهانه که طرفدار ایران‌اند؟ آیا این موضوع قابل قبول است؟ به نظرم امروز نوعی سکوت جنایت‌بار در قبال اقداماتی که اسرائیل در منطقه و جهان انجام می‌دهد، شکل گرفته و آن هم یک نقطه محوری دارد؛ مخالفت با ایران.

    به نظرم عقلانیت حکم می‌کند، تجربه تاریخی دیکته می‌کند و آیندهِ همراه با صلح و رفاه اقتضا می‌کند که نظام سلطه و صهونیست‌ها دست از این نگاه تاریخی که خودشان را محق بر اعمال اربابی و حاکمیت بر دنیا می‌دانند بردارند، واقعیت‌های امروز بشری را پذیرفته و اجازه بدهند که دنیا چهره همراه با صلح، آرامش و امنیت را از خود نشان بدهد. بس است جنگ‌افروزی، فتنه‌گری، اغتشاش‌آفرینی، احساس حق بودن و حق اربابی که آمریکایی‌ها و مغز متفکرشان، صهیونیست‌ها، به آن معتقدند.

    آنان ایران را متهم می‌کنند که نظامی ایدئولوژیک دارد. من می‌خواهم بگویم این موضوع در آن طرف جدی‌تر است. زمانی که منافع و اهداف ملی خود را تعریف می‌کنیم، نقطه مرکزی آن اسلام و مردم مسلمان‌مان خواهد بود اما نسبت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با ما چیست؟ آنها ادعا می‌کنند رفتارشان ایدئولوژیک نیست، در حالی که بار اصلی رفتار آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با نظام جمهوری اسلامی صرفاً ایدئولوژیک است. ما می‌گوئیم از منظر راهبردی به مسائل نگاه کنیم، ما یک موجودیتیم. در طول تاریخ قابل حذف‌شدن نبودیم. ما واقعیت تاریخی، تمدنی، فرهنگی و … داریم. ما مؤثر در منطقه و جهان هستیم. خب چرا می‌خواهند ما را نبینید و حذف‌مان کنند؟ باید این واقعیت‌ها را بپذیرند و با آن کار کنند.

    سوال: ایالات متحده هفته‌هاست که درگیر مسائل انتخاباتی است و هر دو طرف برای اینکه خود را برنده انتخابات نشان بدهند، واکنش‌هایی نسبت به موضع‌شان درباره ایران داشتند. مثلاً گفته شد آقای ترامپ و دستیارانش موضوع حمله به ایران را مطرح کردند و در نقطه مقابل، آقای بایدن گفته است که به برجام برمی‌گردد. ارزیابی شما از این دو نفر چیست و اساساً چه تفاوت‌هایی بین‌شان می‌بینید؟ عده‌ای در داخل ایران می‌گویند برنده شدن بایدن تأثیراتی بر اقتصاد ایران دارد که نمونه‌اش را در افزایش ارزش ریال دیدید. ارزیابی شما از این دو نفر چیست و اساساً کدامیک را ترجیح می‌دهید؟

    من فکر می‌کنم دنیا امروز صحنه‌هایی را در آمریکا مشاهده می‌کند و آن هم این است که همه اصول‌ی که به دنیا عرضه می‌کردند و می‌گفتند که این اصول می‌تواند استقرار را فراهم کند، به سخره گرفته شده است. نهادهای قانونی، حقوقی و سیاسی که در آمریکا وجود دارد تاکنون نتوانسته برای این موضوع راه‌حلی پیدا کند و به نظرم این اتفاق به سخره گرفتن همه آن چیزهایی است که به عنوان اصل، میزان و مبنا برای استقرار یک نظام برآمده از اراده مردم از آن یاد می‌کردند. آمریکایی‌ها امروز در معرض فروپاشی رفتاری در موضع سیاسی و اخلاقی‌اند. البته که نمی‌توان انتظار داشت اخلاقی رفتار کنند اما اتفاقات روزهای اخیر نشان داد به همان نرمال‌هایی که همیشه از آن یاد می‌کردند نیز پایبند نیستند. به نظرم این صحنه، صحنه‌ای تماشایی است و محل عبرت برای کسانی است که فکر می‌کنند تکرار آن رفتارها و اقدامات می‌تواند آن‌ها را به توسعه، آبادانی و رفاه برساند. اکنون صحنه آمریکا می‌تواند تبدیل به یک جنگ داخلی شود.

    در پاسخ به سوال شما مبنی ارجحیت بایدن یا ترامپ باید بگویم، اگر از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز را بررسی کنیم می‌بینیم که هم دموکرات‌ها سرکار بودند و هم جمهوری‌خواه‌ها. تا قبل از وقوع جنگ، هر اقدامی که در کشور رخ داده که به نوعی نظام را تهدید می‌کرده است حتماً مورد حمایت آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بوده و دیگر کشورهای منطقه نیز به نوبه خود سهمی در آن ایفا کردند. در دوران جنگ، این آمریکایی‌ها بودند که صدام را به جنگ تحریک کردند. در طول جنگ نیز همه اقدامات آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و کشورهای منطقه در حمایت از صدام و در مقابل ما بود. او را تجهیز کردند، حتی تحریک بیشتری کردند و تا آخر در میدان نگه داشتند.

    در آخر نیز آمریکایی‌ها هواپیمای مسافربری ما و سکوی نفتی ما را زدند. قبل از انقلاب هم که تجربه خوبی از آمریکایی‌ها نداشتیم؛ از کودتای مردادماه بگیرید تا حمایت مستمر و تمام عیار از نظام سیاسی که مدافع و تأمین‌کننده منافع خودشان بود. شکنجه‌ها، تبعیدها و … جز کارهایی است که در کارنامه سیاه آمریکایی‌ها در برابر ملت ما به چشم می‌خورد. عرض کردم که هم دموکرات‌ها سرکار بودند و هم جمهوری‌خواه‌ها. بنابراین این که بگوییم کدامیک علیه ما و کدامیک به نفع ماست، ساده‌اندیشی است. آنان عمقی در سیاست و راهبرد خود دارند در عین این که عمل‌گرایند، عملیات هم می‌کنند.

    حرف آمریکایی‌ها از ابتدا با ما چه بود؟ عدم پذیرش یک نظام که ما باشیم. بنابراین در راستای براندازی و تغییر رفتار ما اقدام کردند. تغییر رفتار به این معنا که در برابر خواسته‌های او تسلیم شویم. این سیاست‌های ثابت آمریکایی‌ها بوده است. به گذشته برگردید و می‌بینید که آمریکایی‌ها همواره چه در اسناد ملی خود و چه در قوانین خود، ایرانی‌ها را به عنوان یک تهدید جدی برای خویش قلمداد کرده اند. آنان در بودجه خود برای کار کردن در مورد براندازی ایران پول پیش‌بینی می‌کنند. مگر نمی‌گویند که مخالف ترور و تروریست هستیم؟ پس مجاهدین خلق چه تعداد از مردم بی‌گناه ما را کشتند، مقامات مسئول ما را ترور کردند و به شهادت رسیدند.

    مگر غیر از این است که آقای بولتن به عنوان بزرگ‌ترین مدافع آنان در اجلاس سالیانه آنان شرکت می‌کند؟ مگر اروپایی‌ها شرکت نمی‌کنند؟ بعد از جنگ هم آنان هیچگاه عرصه درگیری با ما را خالی نگذاشتند و حالا اوج این موضوع به جنگ اقتصادی و تحریم‌هایی رسیده است که در زمان آقای اوباما و حتی قبل‌تر یعنی از زمان تسخیر لانه جاسوسی آغاز شده است. همواره این تحریم‌ها را تحکیم بخشیده و گسترش دادند و فقط هم دنبال دو چیزند؛ براندازی یا تسلیم.

    ایران نشان داده است که نه قابل براندازی است و نه تسلیم می‌شود. در دو دهه اخیر، به خصوص در زمان آقای اوباما، دوره‌ای را با آمریکایی‌ها تجربه کردیم به نوعی دوران صلح سرد است. در این دوران ما مذاکره کردیم، صلح کردیم و با دیپلماسی فعال با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها کار کردیم اما در همان دوران تحریم بودیم. آقای اوباما رسماً اعلام کرد که اگر می‌توانستم تمام پیچ و مهره‌های تأسیسات هسته‌ای ایران را باز کنم، حتماً می‌کردم و چون این امکان وجود ندارد، نکردم. پس این‌گونه نیست که بگوییم آقای اوباما همراه ما بود. ما به آمریکایی‌ها و دنیا نشان دادیم که آماده‌ایم حرف بزنیم و مذاکره کنیم، ما به دیپلماسی معتقدیم و به دنبال جنگ و بحران نیستیم.

    این موضوع را اثبات کردیم اما در آن طرف چه نتیجه‌ای گرفتیم؟ آقای اوباما در آخرین روزهای دوره خود تحریم‌های ما را تمدید کرد و به دستورالعمل‌های اجرایی از پیش معین‌شده مجدداً رسمیت داد. بعد از او هم آقای ترامپ سرکار آمد، برجام که محصول مذاکره طولانی مدت ۵+۱ با جمهوری اسلامی بود را در همان دوران قبل از انتخابات نفی کرد و پس از آن، زمانی که رئیس جمهور شد خیلی سریع از آن بیرون رفت و عملاً فضا را به سمت فضایی پرتنش و تصاعد بحران پیش برد. به عبارت دیگر، در زمان آقای ترامپ نسبت ما با آنان نوعی جنگ سرد به جای صلح سرد بود. در مقاطعی هم برخوردهای تاکتیکی صورت گرفت. مثلاً آمریکایی‌ها به ما تجاوز هوایی کردند و ما پهپادهایشان را زدیم و پس از آن هم شهادت سردار سلیمانی را داشتیم که ما هم در مقابل، عین‌الاسد را زدیم. به نظرم ترامپ همواره تلاش کرده است که هم سطح بحران را تصاعد ببخشید و در حوزه تاکتیکی هم پرهیز نکرده است.

    مثلاً همانطور که اشاره کردید، جلسه‌ای می‌گذارد تا به ما حمله کرده و تأسیسات هسته‌ای ما را بزند اما یادمان باشد تمامی کسانی که به او مشورت دادند از عواقب ایجاد یک جنگ در هر سطحی، او را پرهیز دادند چرا که یک درگیری تاکتیکی می‌تواند به جنگی فراگیر ختم شود و یقیناً آمریکایی‌ها، منطقه و دنیا تحمل چنین بحران فراگیر و گسترده‌ای را ندارند. ما از این بحران و جنگ استقبال نمی‌کنیم. ما دنبال ایجاد جنگ نیستیم اما مذاکره برای مذاکره و وقت دادن و وقت خریدن از طرف مقابل برای تضعیف هرچه بیشتر ملت ما و اعمال تحریم‌های بیشتر بر این ملت را هم نمی‌پذیریم. چیزی که امروز در آمریکا رخ داد، «نه» بزرگی بود که دنیا به آقای ترامپ داد. ترامپ آمد و نوعی آنارشی را بر کل دنیا حاکم کرد. او اگر گفت: «اول آمریکا» یعنی «اول اسرائیل». به عبارت دیگر هر آن چیزی که صهونیست‌ها از آقای ترامپ خواستند را اجرا کرد؛ او زمانی خود را در موضع قدرت می‌دید که صهیونیست‌ها دنبال او باشند.

    حال جالب است که آقای نتانیاهو حتی حاضر نیست از آقای ترامپ دفاع کند در حالی که شاید وجود ترامپ به نفع‌شان بود و شاید اگر بایدن بیاید، سیاست‌های منطقه‌ای‌اش تغییر کند. امروز دیگر ترامپ را در موضع قدرت نمی‌بینیم. اگر او امروز تلاش می‌کند که در قدرت بماند یعنی دیگر در قدرت نیست چرا که اگر در قدرت بود، نباید این همه تلاش می‌کرد. فلذا «نه» بزرگی به آقای ترامپ در صحنه جهانی، منطقه‌ای و حتی نسبت به موضوعات خاص‌تر در موقعیت‌های جغرافیایی خاص‌تر داده شده است. حال سوال این است که ما در چه وضعیتی قرار می‌گیریم؟ به نظرم چیزی که می‌تواند شکل بگیرد، تغییر رویکرد و نگاه آمریکایی‌هاست. اگر آنان ایران و قدرتش در منطقه را به رسمیت بشناسند، ایران هیچ مشکلی را برای آنان ایجاد نکرده و نمی‌کند.

    اگر قرار باشد که اهداف راهبردی‌شان را در منطقه ما تعریف کنند در حالی که این راهبردها در نقطه مقابل اهداف راهبردی ما باشد، همواره تنش خواهد بود و می‌تواند زمینه و بستر درگیری‌هایی را فراهم کند. اما ما فکر می‌کنیم که آمریکایی‌ها در عین اینکه توسعه‌طلب و زیاده‌خواه هستند، عمل‌گرا هم هستند و کمی عقلانیت در رفتارهایشان وجود دارد. به عبارت دیگر، هزینه- منفعت می‌کنند و می‌دانند برای تصمیم‌هایی که می‌گیرند چه هزینه‌هایی بهشان تحمیل می‌شود. امروز هر نوع درگیری با ما، از منظر هزینه منفعت در کوتاه مدت و بلند مدت تأمین‌کننده خواسته‌های آمریکایی‌ها نیست.

    ایران تا به امروز همه برنامه‌های منطقه‌ای آمریکا را با شکست مواجه کرده است و اگر قرار باشد ایران خارج از گردونه آنان در منطقه باشد، هیچ برنامه صلح‌آمیزی شکل نخواهد گرفت. البته نه اینکه ایران به دنبال ایجاد تنش، جنگ و منازعه است، بلکه ایران باور دارد منطقه ما نیاز به مدل امنیت دسته‌جمعی دارد و برای دستیابی به این موضوع همه کشورهای منطقه باید خودشان را مقید به حفظ و احترام حاکمیت‌های سیاسی، به رسمیت‌شناختن تمامیت‌های ارضی و عدم حضور و مداخله بیگانگان در منطقه و حفظ هویت‌ها و منافع ملی‌شان کنند. ایران مدافع چنین فضایی در منطقه است که طبیعتاً در چنین وضعیتی مرزها محترم شناخته خواهد شد.

    حقوق همه ملت‌ها به رسمیت شناخته می‌شود و عدم مداخله در امور دیگری موضوعیت پیدا می‌کند چرا که بسیاری از این مداخلات به نوعی نیابتی است و اهداف فرا مرزی بر رفتار سیاسی کشورهای منطقه حاکم می‌شود و باعث می‌شود بازیگری دیگری بکنند. فلذا لازمه صلح و ثبات در منطقه عبارت است از: عدم حضور نیروهای فرامنطقه‌ای، توجه به آرمان ملت فلسطین و سرنوشت آنان و شکل‌گیری امنیت دسته‌جمعی به نحوی که کشورهای منطقه صلح، ثبات و رفاه خودشان را در آن جست‌وجو کنند.

    سوال: با این اوصاف، چه شانسی برای حاصل شدن خواسته‌های دولت آمریکا در زمینه برنامه‌های موشکی ایران، نفوذ منطقه‌ای آن و … وجود دارد؟

    آیا حضور منطقه‌ای ما اشغال سرزمینی است؟ آیا با ایجاد دولت‌های وابسته و نیابتی است یا از حقوق مردم، خواسته‌ها و مطالبات آنان دفاع کردیم؟ آیا غیر از این است که ما دفاع کردیم تا دولت‌های مدافع منافع ملی مردم در منطقه حاکم شوند؟ ما از این موضوع دفاع کرده و دفاع می‌کنیم. من فکر می‌کنم هر وجدان آگاه و متعهدی در جهان فارغ از همه نگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیک چنین کاری می‌کند. فرض کنید که یک خانواده می‌خواهند کنار یکدیگر زندگی کنند؛ چرا نمی‌گذاریم زندگی کنند؟ این خانواده زمانی خانواده خواهد بود که این عناصر و اعضا در کنار یکدیگر با هم شکل بگیرد، خودش را حفاظت کند، صیانت کند و رشد و توسعه بدهد. چرا بقیه می‌خواهند برایش تعیین تکلیف کنند؟ برنامه بنویسند و دیکته کنند که باید این کارها را کنید؟ دیگران نمی‌خواهند که منافع‌شان را شما تعیین کنید پس اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند.

    آمریکایی‌ها وضعیت مطلوب را چه چیزی می‌دانند؟ این که دیکته کنند و آن دیکته اجرا شود. ما دنبال چنین چیزی نیستیم. ما می‌گوئیم همه فرآیندها و زیرسیستم‌ها و همه آن چیزی که امکان تحقق و پیاده‌سازی اراده ملت‌ها را شکل می‌دهد، مطلوب است. هیچ چیز نباید مانع این شود که خواسته مردم و مطالبات یک ملت منع شود. در نتیجه ما در اینجا مدافع منافع و امنیت ملی کشورها و ملت‌ها خواهیم بود و آمریکا مدافع منافع خودش است. این دو نکته در جایی با هم تناقض و تعارض پیدا می‌کنند. حتی ممکن است این تناقض در کشور خودشان هم به وجود بیاید. ما به آنان توصیه می‌کنیم که به ملت خود توجه کنند. چرا از مردم‌تان مالیات می‌گیرید و با آن پول علیه کشورهای دیگر می‌جنگید و آدم‌کشی می‌کنید؟ این نصیحت را به آنان هم می‌کنیم اما کو گوش شنوا و چشم بینا و قلب زنده. قساوت اساساً جلوی تعقل را هم می‌گیرد و در چنین جایی فقط بغض، کینه‌ورزی و انتقام‌گیری کار می‌کند.

    در نهایت باید بگویم حضور ما در منطقه، حضوری فرهنگی و حمایتی از ملتی است که درگیر در جنگی شده و مورد تهاجم قرار گرفته است. حال اگر ملت‌ها نپذیرند، می‌توان کاری کرد؟ هیچ ملتی را نمی‌توان با زور سرنیزه در مسیری برای همیشه نگه داشت اما اگر ملتی از نظر فکری با ملت دیگری هم‌پای و هم‌اندیشه شود، همیشه زنده و پایدار است. به اعتقاد من، کشورهای منطقه در مسیر احیاگری خود قرار گرفته‌اند و در این مسیر متوجه می‌شوند که اولاً دشمن‌شان کیست؟ دوست‌شان کیست؟ مدافع‌شان کیست و آن کسی که علیه منافع‌شان می‌جنگد کیست؟ در این مسیر هزینه پرداخت می‌کنند که آگاهانه و مسئولانه هم پرداخت می‌کنند. محصول آن هم پیروزی خودشان است. اگر این پیروزی را دیگران می‌خواهند به پای ملت ما بنویسند، الحمدالله و اگر شکست خودشان می‌خواهند تلقی کنند باز هم می‌گوئیم الحمدالله. فرقی ندارد. برای ما یک ملت، یک هویت، یک سرزمین و یک حاکمیت محبوب آن سرزمین است.

    سوال: برنامه موشکی در این بین چه می‌شود؟

    تعجب می‌کنم که چرا این بحث مطرح می‌شود؟ مگر چند روز پیش نبود که خود آمریکایی‌ها موشک ضد بالستیک را در جو آزمایش کردند. چرا این کار را کردند؟ چرا هر روز ناوشکن، زیردریایی، هسته‌ای، موشکی، برد بلند، کوتاه برد، پایگاه منطقه‌ای و … ایجاد می‌کنند؟ چرا کشورهای منطقه را تا این اندازه مسلح می‌کنند؟ انتظار دارید ما بنشینیم و کشورهای منطقه علیه ما مسلح شوند و ما از توان راهبرد دفاعی تخلیه شویم؟ در این وضعیت آیا راهی داریم به جز این که دست‌مان را بالا ببریم؟ آمریکایی‌ها بیایند و جواب بدهند که چرا صدام به ما حمله کرد؟ به این دلیل که تصور می‌کرد که ما قدرت دفاع نداریم. امروز کافی است که به آمریکایی‌ها این حس دست بدهد که یا ما اراده اقدام و واکنش نداریم و یا توانش را نداریم، در آن صورت چه کار خواهند کرد؟ اسرائیل فکر کند که می‌تواند ایران را بزند و ما نمی‌توانیم جوابش را بدهیم، چه خواهد کرد؟ منطق و عقل حکم می‌کند هر کسی برای دفاع از خودش، خودش را تجهیز کند.

    صلح در سایه قدرت شکل می‌گیرد. ما دنبال صلحیم و دنبال جنگ نیستیم باید قوی باشیم تا کسی به ما تجاوز نکند و تصمیمی برای این کار نگیرد. حال برعکس این موضوع را مطرح می‌کنیم؛ آیا تاکنون ایران اسلامی به کشوری حمله و تجاوز کرده است؟ ما چنین کاری نکردیم بنابراین توان دفاعی و موشکی ما مختص به خود ماست و اراده ما بر دفاع از خودمان هست و در هر شرایطی از خود دفاع می‌کنیم. اما ما علیه کسی اقدام نمی‌کنیم مگر آنکه علیه ما اقدامی صورت گیرد. یقیناً هر اقدامی را متناسب با نوع اقدام جواب می‌دهیم.

    در حقیقت، ملاحظه‌ای جز عزت و امنیت مردم خود نداریم. مردم ما همواره نشان دادند در دفاع از خود، سرزمین و نظام سیاسی‌شان تمام قد حاضرند. بنابراین توان دفاعی ما هیچ ربطی به هیچ کسی ندارد. این موضوع به اراده، تصمیم و دکترینی که در داخل داریم برمی‌گردد و به هیچ عنوان انعکاسی از خواسته دیگری نیست. عزم، اراده و تصمیم مردم این کشور است. با توجه به تهدیداتی که دارد، خودش را تجهیز می‌کند. ما متناسب با تهدیدات خود را تجهیز می‌کنیم و این تجهیز تنها یک عنصر حاکم بر خود دارد و آن هم این است که در موضع بازدارندگی قرار بگیریم. در عین حال که می‌گوئیم دنبال ایجاد توان‌های آن‌چنانی نیستیم. اساساً کنش ما نامتقارن است و در جایی سرمایه‌گذاری کردیم که برایمان ایجاد برتری می‌کند.

    در بعد تکنولوژی، سازمانی، تجهیزات و محصولات دفاعی نیز همین است. باید بگویم تمامی این توان‌ها را از هیچ کس نگرفتیم بلکه برآمده از توان علمی و فناوری توسعه یافته در درون کشور ماست فلذا ما صاحب عناصر قدرت هستیم. این موشک نماد و محصولی از پشتوانه عظیمی است که در جوانان ما، دانشمندان ما و مراکز صنعتی ما وجود دارد. این توان تعیین‌کننده است و در صحنه جهانی حرف می‌زند. آن موشک جنبه ظاهری این توان عمیق و گسترده است. آمریکایی‌ها با همین موضوع مخالفند و با موشک مخالف نیستند چرا که موشک را داریم. چه چیزی را باید از ما بگیرند؟ آن توان و قدرت بالا را. به همین دلیل است که دانشمندان هسته‌ای ما را ترور می‌کنند و خوشحال می‌شوند، اگر بتوانند جایی خرابکاری صنعتی بکنند، انجام می‌دهند، جاسوسی می‌کنند و… آنان دنبال این هستند که عناصر قدرت در جمهوری اسلامی شکل نگیرد و مستقر نشود. ما حتماً موشک می‌سازیم و متناسب با تهدیدات این کار را می‌کنیم. جمهوری اسلامی در هیچ شرایطی روی توان دفاعی و عناصر قدرت ملی خود با هیچ کس مذاکره نخواهد کرد.

    سوال: یکی از صریح‌ترین اتفاقاتی که در یک سال اخیر رخ داد، حمله به سردار سلیمانی و شهادت ایشان توسط آمریکایی‌ها بود. از آن به بعد، موضوع انتقام از سوی ایرانیان مطرح بود و هرزگاهی افرادی آن را مطرح می‌کردند. به نظر شما این انتقام در چه سطحی خواهد بود؟ آیا هم‌سطح است؟ بدین معنی که کسی مانند ایشان مورد هدف قرار خواهد گرفت یا رفتارهای دیگری را شاهد خواهیم بود؟

    موضع رسمی ما در مورد شهادت حاج قاسم پس از شهادت ایشان مطرح شد و خود من مصاحبه‌ای داشتم و آن را بیان کردم. مقام معظم رهبری هم پس از عین‌الاسد رسماً اعلام کردند که این یک سیلی محکم اولیه بود و انتقام سخت خروج آمریکایی‌ها از منطقه است. ما فکر می‌کنیم دفع شر، پاسخ به شهادت شهید سلیمانی است. در حقیقت باید شر آمریکایی‌ها از منطقه و همه جاهایی که حضور دارند، کم کرد چرا که وجودشان شرآفرین است و باعث ایجاد ناامنی می‌شود. سردار سلیمانی نماد تمام عیار دفاع از امنیت مردم فارغ از رنگ و عقیده است. او نماد صلح و صلح‌خوانی است. در برابر تمام عناصری که می‌تواند آمریکایی‌ها را در ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی نمایندگی کنند و در نقطه مقابل تمام کسانی که صلح، امنیت، پایداری و نوع دوستی را مورد توجه دارند، جبهه فراگیری شکل گرفته است. ما اعلام رسمی کردیم که انتقام ما اخراج آمریکایی‌ها از منطقه است. قاعدتاً این موضوع توسط کشورهای منطقه که عناصر تعیین‌کننده‌ای دارند، دنبال می‌شود.

    سوال: می‌خواهم به مسئله هسته‌ای که همیشه یکی از مهم‌ترین مسائل ایران بوده است، اشاره کنم. گاهی شنیده می‌شود که ایران قصد دارد غنی‌سازی را افزایش دهد و حتی گفته می‌شود مجلس به دنبال طرح‌هایی است که مجدداً ۲۰ درصد را فعال کنند. این موضوعات سال‌ها موجب نگرانی غرب و اروپا بوده است؛ به نظر شما آیا ایران باید به سمت افزایش درصد غنی‌سازی برود؟ در این صورت پاسخ‌تان به نگرانی شرکای اروپایی یا حتی برخی شرکای غیراروپایی نظیر چین و روسیه وجود دارد چیست؟

    در مذاکرات هسته‌ای وقتی برجام را پذیرفتیم، بر مبنای آن چیزی که در آن آمده بود، برنامه هسته‌ای خود را به آژانس اعلام کردیم. گفتیم که می‌خواهیم برمبنای برجام در چه بازه‌های زمانی چه کنیم و … بنابراین برنامه ما روشن و اعلام شده است. مهم این است که بدانیم چه اتفاقی افتاد؟ اولاً چه کسانی با برجام مخالف بودند؟ حتماً اروپایی‌ها نمی‌خواستند ما به حدی از توانمندی برسیم اما در این بین کسانی که با برجام مخالفت کردند تندروهای آمریکایی، اسرائیلی و عربستانی بودند. حرف آنان این بود که برجام توافق خوبی برای ایران از منظر آنان نیست چرا که ایران را هسته‌ای کرد. ما هیچ وقت بنای برهم زدن چیزهایی که در برجام توافق کرده بودیم را نداشتیم اما چه کسی برجام را زیر پا گذاشت و از آن خارج شد و در عین حال کسانی که در برجام مانده بودند نیامدند تا در حوزه منافع ایران که در برجام پیش‌بینی شده بود، عمل کنند.

    اروپایی‌ها چند سال است که بازی می‌کنند و وقت‌کشی کردند. حتی در میدانی که آمریکایی‌ها می‌خواستند بازی کرده و از خود هیچ عزم و اراده‌ای نشان ندادند. حال سوال این است که ما به تعهدات‌مان عمل کردیم و طرف مقابل ناقض تعهداتش بود. در دوران برجام فرصت‌ها و امکاناتی برای ما پیش‌بینی شده است. جمهوری اسلامی ایران تا به امروز براساس همان ظرفیت حقوقی که در برجام برای ما توافق شده بود، عمل کرده است و خارج از آن عمل نکردیم. حال بحث این است که برجام چه می‌شود؟ در ابتدا باید دید که برجام چه قدر زنده است و چه قدر قابل احیاست؟ کسانی که حرف از برجام می‌زنند مقصودشان این است که برجام ۲ و ۳ را دنبال کنیم. ما چنین بحثی را در ادبیات خود نداریم و در فضای ذهنی سیاسی ما نیست.

    اگر به برجام معتقدند، به صورت کامل به آن برگردند و اگر مشکلاتی را در این بازه زمانی به وجود آوردند جبران کنند. به اعتقاد من در برجام، حق غنی‌سازی برای ملت ایران و استفاده صلح‌آمیز از آن کاملاً پذیرفته شده است. در آنجا هم گفتیم که به سمت سلاح نمی‌رویم، نرفتیم و نخواهیم رفت. آنان از نظامی‌شدن بحث هسته‌ای ما می‌ترسند و جالب است کسانی می‌ترسند که خودشان آن را دارند و نمی‌خواهند دیگران داشته باشند. ما دنبال این سلاح نیستیم و نخواهیم بود. در حقیقت، در هیچ شرایطی ظرفیت دانشی و فناوری هسته‌ای خود را برای کاربردهای صلح‌آمیز آن با کسی معامله نمی‌کنیم.

    سوال: اخیراً اتفاقاتی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران رخ داد که نمونه آن در نطنز بود. بارها مطرح شد که آیا این کار خرابکاری بوده است یا خیر. این ماجرا به کجا رسید؟

    بالاخره یک خرابکاری صنعتی بود و این موضوعی قطعی است. کسانی که متولی نصب یک سری تجهیزات بودند در زمانی تغییراتی را در آنجا ایجاد کردند که منجر به انفجار شده است.

    سوال: بازسازی ادامه دارد؟

    حتماً ادامه دارد. حتماً توقفی در کار نیست.

    سوال: به واسطه فعالیت‌هایی که در گذشته در سوریه و حمایت‌هایتان از حزب‌الله داشتید، اتهامات و حتی تحریم‌هایی علیه شما مطرح شده است. چه پاسخی به این موضوع دارید؟

    آمریکایی‌ها حتی خدا و پیغمبر را هم تحریم می‌کنند. من را هم تحریم کنند، افتخار می‌کنم.

    سوال: سوالم این است که چه پاسخی به این اتهام دارید؟

    واقعاً کسانی که این اتهام را زدند، مدرک دارند؟ امروز یک ماهی در خلیج فارس خفه شد، آمریکایی‌ها مقصرش بودند! اتهام زدن که کاری ندارد.

    آمریکایی‌ها دوست دارند هر اتفاقی که در هر جایی از دنیا رخ می‌دهد را به یکی از ایرانیان نسبت دهند. حاضر نیستند بپذیرند که اعمال آنها عکس‌العمل‌هایی را به وجود می‌آورد که هیچ دلیلی ندارد دنبال مقصر برای آن بگردند. کسی وارد بیروت شده و از شمال تا جنوب را اشغال کرده است، نیرو مستقر کرده، سازمان محلی ایجاد کرده و ملت را تحت فشار قرار داده است و … حال جوانان لبنانی چنین چیزی را نمی‌پذیرند و می‌گویند عاملش اسرائیل و آمریکاست. چه کار بکنیم؟ باید پایش را از منطقه کوتاه کنیم و همین کار را کردند.

    چرا به ایران نسبت می‌دهند؟ امروز تظاهراتی که در آمریکا رخ می‌دهد به واسطه تحریکات ماست؟ مگر خود ترامپ به طرفدارانش نمی‌گوید که مسلح شوید و بیرون بیایید؟ چرا این کار را می‌کند؟ حال فرض کنید که ملت شریف لبنان هم گفته است که ای جوانان با غیرت ما، چرا نشسته‌اید که کشور ما در اشغال قرار بگیرد. بروید و رفع اشغال کنید و آنان هم رفتند. چرا به بنده یا دولت ایران نسبت می‌دهند؟

    سوال: در ایران دو سازمان مهم نظامی به نام‌های ارتش و سپاه داریم. برخی معتقدند که اینها و به ویژه سپاه بیش از حد در مسائل مختلف به ویژه مسائل اقتصادی درگیر شدند. به نظر شما جایگاه سازمان‌های نظامی چیست و چه قدر باید در مسائل غیرنظامی حضور داشته باشند؟

    فلسفه وجودی دستگاه‌های امنیتی و دفاعی، دفاع از نظام است. اینها شامل صیانت از منافع ملی، حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، رفاه مردم و.. است. اینها موضوعاتی است که نیروهای نظامی در سراسر دنیا بدان پایبندند و اصلاً برای همین کارها به وجود می‌آیند. علاوه بر این، همه نیروهای نظامی در همه کشورهای دنیا در بحران‌ها موج اول ورود برای امدادرسانی و کمک هستند. فرقی ندارد، در هر بحرانی نظیر سیل، زلزله و … آنان در موج اول باید ورود کنند. فلذا نقشی که ایفا می‌کنند طبیعی است.

    سپاه برحسب قانون تشکیل و فلسفه وجودی‌اش حافظ انقلاب و دستاوردهای آن است. فلذا برای سپاه این نقش را قائل هستیم که در هر جایی که کاستی داریم که فضاهای رسمی نظام از پس آن مشکل برنمی‌آیند، سپاه به کمک دولت برود. در حقیقت سپاه هیچ‌گاه خارج از خواست و اراده دولت عمل نکرده و نمی‌کند. سپاه همواره در همه حوزه‌ها تلاش کرده است که توانمندسازی کند. برای مثال فرض کنید اگر در قرارگاه خاتم ما ۵۰۰ هزار نفر شاغل باشند، خود عناصر اصلی یک دهم آن هم نمی‌شوند. پس بقیه چه کسانی هستند؟ مردم‌اند. فلذا نظام این نقش را برای سپاه پذیرفته است که در جاهایی که کاستی وجود دارد، ورود کند. برای مثال فرض کنید به هر دلیلی، در بعضی از مناطق کشور ظرفیت‌های محلی برای انجام کاری وجود نداشته باشد. در این حال چه کسی باید ورود کند؟ چه کسی سریع استقبال می‌کند؟ بنابراین یادمان باشد تمام فعالیت‌های انجام شده بدون استثنا با خواست، مطالبه و موافقت دولت‌ها بوده است. هماهنگ می‌شوند و سپس ظرفیت‌ها را به کار می‌گیرند.

    بحثی که می‌تواند مطرح باشد این است که آیا نهادهای نظامی حق مداخله در امور سیاسی را دارند؟ به این معنا که مانع از آمدن کسی شوند و دیگری را کمک کنند. نیروهای مسلح ما به هیچ وجه چنین کاری نمی‌کنند، نکردند و نخواهند کرد. این موضوع مغایر با وصیت حضرت امام و مخالف با تدابیر مقام معظم رهبری است. نیروهای مسلح در موضع خودشان رفتار می‌کنند. بدخواهان این ملت با هر عنصر انسجام‌بخش و توانمندی که بخواهد در خدمت مردم باشد و نظام را تقویت کنند، این گونه رفتار می‌کنند و او را می‌زنند. حال هر که می‌خواهد باشد، فرقی ندارد. سپاه بهترین سیبلی است که پیدا کردند و می‌زنند.

    سوال: اشاره کردید که ایران پایبند به برجام خواهد بود و هست.

    نه. گفتم ایران برجام را قبول کرد. اتفاقاتی بعد از آن افتاده که باید بررسی کرد و دید چرا این اتفاقات رخ داده است؟ باید بدانیم چرا با ما بدعهدی کردند؟ طرف ما مجدداً که خواهد بود؟ ما از نظر موازین اعتقادی اگر به چیزی قول دادیم و تعهد کردیم، پایش می‌مانیم. دنیا فقط یک چیز را می‌فهمد و آن هم منفعت خودش است. به این موضوع برد برد می‌گویند اما برد برد برایشان به این معنی است که همه بردها به سمت خودشان برود و برایشان مهم نیست این طرف ضرر بکند یا نکند. ملت ما زیر بار این حرف‌ها نمی‌رود؛ این جمله را یادمان نمی‌رود که مقام معظم رهبری فرمودند «ملت ما می‌خواهد یکبار آمریکایی‌ها را در موضع مذاکره تجربه کند.» ما آنان را تجربه کردیم. چگونه می‌خواهیم به آنان اعتماد کنیم؟ آنان چه وجه‌الضمانی را می‌گذارند؟ در گذشته می‌گفتند اگر کسی می‌خواست قول قطعی بدهد، یک تار سبیل می‌گذاشت، حالا آنان که سبیل ندارند به جز بولتن که آن هم به درد ضمانت می‌خورد!

    سوال: آیا ایران هنوز اجازه می‌دهد که بازرسان سازمان انرژی اتمی برای بازدید بیایند؟

    بله همکاری می‌کنند.

    کسی با آن مخالفتی ندارد؟

    خیر.

    ما NPT را پذیرفتیم و در پروتکل الحاقی همکاری می‌کنیم. البته در این بین بحثی وجود دارد؛ ما باید حتماً بازرسی که می‌خواهد از سمت سازمان بیاید را بشناسیم؛ جاسوس که راه نمی‌دهیم. اگر جنبه جاسوس نبودن او اثبات شود، بدون مانع می‌آید و کارش را انجام می‌دهد. موضوع دیگری هم وجود دارد و آن هم این است که نمی‌شود هر چه قاعده و دستورالعمل است را ما بپذیریم و خودشان هیچ کدام از اینها را نپذیرند. کمی انصاف هم بد نیست.

     

    اخبار سیاسی |

  • هفته نامه خط حزب الله با عنوان «شکست حداکثری» منتشر شد

    هفته نامه خط حزب الله با عنوان «شکست حداکثری» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، «سیاست فشار حداکثری» عنوان کلی برنامه‌های رژیم مستکبر آمریکا علیه ملت ایران در دوره‌ی چهارساله اخیر بوده است. این سیاست کلی در قالب برنامه‌ها و اقدامات متعددی انجام گرفته است که بررسی مجموعه‌ی این اقدامات و اهداف هر یک از آنها می‌تواند تصویر روشن‌تری از میزان موفقیت یا شکست سیاست فشار حداکثری به‌دست دهد. با هدف پاسخ به همین سوال که سیاست فشار حداکثری به چه میزان در چهار سال گذشته موفق بوده است، در سخن هفته این شماره از خط حزب‌الله برخی از مهم‌ترین اقدامات آمریکایی‌ها در چهار سال گذشته مرور شده است.

    رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی روز ۱۳ آبان، وضعیت کشور آمریکا در ایام برگزاری انتخاباتشان را تماشایی ارزیابی کردند و انهدام آمریکا در فاصله نه چندان طولانی را پیش‌بینی کردند: «حرف سخنگویان خودشان و نویسندگان خودشان و صاحبان فکر از داخل خود آمریکا است؛ آنها این حرف را می‌زنند. در این چند سال چند کتاب نوشته‌اند، با تیراژهای بالا در داخل آمریکا منتشر شده که برخی پرده‌ها را این کتاب‌ها بالا می‌زند. یکی از این کتاب‌ها را که به فارسی ترجمه شده، بنده خواندم؛ پُر از شواهدِ همین انحطاط است.» “ترس، ترامپ در کاخ سفید” عنوان کتابی بود که رهبر انقلاب در ابن بخش از بیاناتشان به آن اشاره کردند.

    نشریه خط حزب‌الله در مطلبی با عنوان «آمریکای آشفته» بخش‌هایی از این کتاب را بازخوانی کرده است.

    دیگر بخش‌های نشریه‌ی خط حزب‌الله به شرح زیر است:

    – کلید همین‌جاست نه در کاخ سفید / مسئله روز

    – وحشیگری فرهنگی / کلیدواژه

    – تا قطع تمام وابستگی‌ها مبارزه با استکبار ادامه دارد / کلام امام

    – باید از پیری جمعیت ترسید / خانواده ایرانی

    – باید شانه زیر بار مسئولیت‌ها بدهید / دولت جوان انقلابی

    – علاج بیماری کرونا دست خودمان است / مطالبه رهبری

    – بیشتر پیشرفت‌های کشور کار بچه‌های انقلاب است / حزب‌الله این است

    – ماجرای یک نامه، ۲۶ آبان ۵۹ / عکس‌نوشت

     

    اخبار سیاسی |

  • دولت از گرانی ارز نفعی نمی‌برد/ نرخ فعلی ارز  زیان‌بار است

    دولت از گرانی ارز نفعی نمی‌برد/ نرخ فعلی ارز زیان‌بار است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور به برخی ادعاها درباره تمایل دولت به افزایش نرخ ارز واکنش نشان داد.

    وی در این زمینه گفت: این ادعایی است که هر چند وقت یک بار از سوی برخی محافل علیه دولت مطرح می‌شود در حالی که هم طراحان و هم منتشرکنندگان آن می‌دانند چنین حرفی چقدر غلط، متناقض و بی‌اساس است.

    واعظی با بیان اینکه از زمان خروج آمریکا از برجام، دولت مستمرا در دو جبهه جنگیده است، خاطرنشان کرد: دولت از یک طرف با تحریم‌های بی‌سابقه آمریکا مقابله کرده تا جنگ اقتصادی تمام‌عیاری که علیه ایران آغاز کردند، خنثی شود، و از طرف دیگر در تمام این مدت با سوداگران و کاسبانی که از شرایط تحریمی ارتزاق می‌کنند، در نبرد بوده است.

    وی ادامه داد: این سوداگران تحت هر شرایطی به دنبال مطامع خود هستند و برای این کار ابایی از بی‌ثبات‌سازی اقتصاد و ایجاد تنش و نوسان در بازارهای مختلف ندارند. به همین منظور همیشه در راستای موفق نشدن سیاست‌های ثبات‌ساز و کنترلی دولت حرکت می‌کنند.

    رئیس دفتر رئیس‌جمهور تامین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و تامین مواد اولیه کارخانجات را دو سیاست مبنایی دولت در سال‌های تحریم دانست و خاطرنشان کرد: دولت همواره تلاش کرده کالاهای اساسی مورد نیاز مردم اولاً به وفور و ثانیاً با قیمت منطقی به دست آنها برسد، از سوی دیگر به دنبال این بوده که با تامین مواد اولیه کارخانجات، چرخ تولید در کشور متوقف نشود.

    واعظی با بیان اینکه ادعای تمایل دولت به گرانی ارز در درون خود دارای تناقض است، اظهار داشت: دولتی که تمام هم‌وغم خود را بر کنترل قیمت کالاهای اساسی و تامین مواد اولیه کارخانجات قرار داده، چطور ممکن است متمایل به افزایش نرخ ارز باشد. دولت نه تنها از گرانی ارز هیچ نفعی نمی‌برد، بلکه بارها اعلام کرده که نرخ فعلی ارز را غیرواقعی و زیان‌بار می‌داند.

    وی طرح چنین ادعایی علیه دولت را کاملاً مغرضانه دانست و اذعان داشت: این تحلیل مغرضانه زاییده ذهن کاسبان تحریم و سوداگرانی است که به دنبال متلاطم کردن جو بازارهای مختلف و انحراف افکار عمومی هستند.

    رئیس‌دفتر رئیس جمهور تصریح کرد: دولت همواره به دنبال ثبات در اقتصاد، مبارزه با تورم، کاهش فشارهای معیشتی به مردم و رونق تولید بوده و از همین منظر، همیشه تلاش کرده از نرخ‌های غیرواقعی ارز فاصله گرفته و به سوی قیمت واقعی و همخوان با واقعیت‌های اقتصادی کشور حرکت کنیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • دست خود را جهت حل اختلافات به سوی همسایگان پیش می آوریم

    دست خود را جهت حل اختلافات به سوی همسایگان پیش می آوریم

    به گزارش خبرگزاری مهر، ظریف در توییتی خطاب به همسایگان کشورمان نوشت: ترامپ ۷۰ روز دیگر رفته است. اما ما برای همیشه اینجا می‌مانیم.

    وی تاکید کرد: شرط بستن روی خارجی‌ها برای تأمین امنیت هرگز قمار خوبی نیست.

    وزیر امور خارجه کشورمان ادامه داد: دست خود را برای گفتگو جهت حل اختلافات به سوی همسایگانمان پیش می‌آوریم. تنها با هم است که می‌توانیم آینده‌ای بهتر برای همه بسازیم.

     

    اخبار سیاسی |