برچسب: ایالات متحده آمریکا

  • خیز آمریکا برای شکار اژدها/ ترامپ خلاف عقربه ساعت چرخید!

    خیز آمریکا برای شکار اژدها/ ترامپ خلاف عقربه ساعت چرخید!

    خیز آمریکا برای شکار اژدها/ ترامپ خلاف عقربه ساعت چرخید!

    خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل – مریم خرمائی: این روزها بخش آنلاین رسانه‌های مطرح جهان را که باز کنیم، از اخبار مربوط به کرونا و اعتراضات ضد نژادپرستی که بگذریم، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، وفور اتهامات علیه چین و البته پاسخ‌های متقابلی است که دولت پکن در دفاع از خود می‌دهد.

    از زمان کشف قاره آمریکا، اگرچه دنیای سیاست همیشه حول محور خواسته‌های غرب چرخیده است؛ اما در سال‌های اخیر، به پیروی از قانون طبیعت و همسو با جهت حرکت کره خاکی، شاهد چرخش دنیای سیاست در خلاف عقربه‌های ساعت یعنی از غرب به شرق هستیم- رویدادی که در دائرهالمعارف دیپلماتیک آمریکا از آن به چرخش به پاسیفیک تعبیر می‌شود شاید از نظر خیلی‌ها، نقطه آغاز تشدید تنش‌ها میان واشنگتن-پکن، رسیدن موج کرونا به ایالات متحده و متعاقب آن ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر این باشد که چینی‌ها با پنهانکاری در خصوص ماهیت بیماری، به شیوع آن دامن زده‌اند؛ اتهامی که در نهایت به این ادعا ختم شد که چینی‌ها در همدستی با دموکرات‌ها (یا به قول ترامپ، دار و دسته «چپ‌ها») و در راستای تضعیف کارزار انتخابی جمهوری‌خواهان، به چنین حیله‌ای متوسل شده‌اند!

    اما اگر از فاصله زمانی بیشتری به موضوع نگاه کنیم، چشم‌انداز وسیع‌تری از اختلافات فی‌مابین در پیش روی‌مان ظاهر می‌شود که نزدیک‌ترین آنها ادعای ترامپ مبنی بر سودجویی چین از نرخ پایین تعرفه‌های گمرکی است که به کسری تراز تجاری آمریکا منجر شده است.

    اختلافات تجاری که گاه با تندزبانی ترامپ و گاه با نرم‌خویی او در مقابل شی جینپینگ همتای چینی همراه بوده است، در سراسر ۲۰۱۹، بر روابط دو کشور سایه انداخت حال آنکه به رغم مانور رسانه‌ای کاخ سفید، باید از آن به عنوان پوسته ظاهری مناقشات عمیق‌تر واشنگتن-پکن یاد کرد.

    اما اگر فاصله زمانی را از این هم بیشتر کنیم، چشم‌انداز رقابت راهبردی میان دو قدرت اقتصادی جهان از دنیای کار و تجارت فراتر رفته و با ورود به ماورای بحار، به تغییر موازنه قدرت در بستر ژئوپلیتیک می‌رسد.

    جغرافیای سیاسی و بازتعریف ادبیات دیپلماتیک

    از زمان کشف قاره آمریکا، اگرچه دنیای سیاست همیشه حول محور خواسته‌های غرب چرخیده است؛ اما در سال‌های اخیر، به پیروی از قانون طبیعت و همسو با جهت حرکت کره خاکی، شاهد چرخش دنیای سیاست در خلاف عقربه‌های ساعت یعنی از غرب به شرق هستیم- رویدادی که در دائرهالمعارف دیپلماتیک آمریکا از آن به چرخش به پاسیفیک تعبیر می‌شود و نگاهی ویژه به تحولات جاری در پهنه آبی دو اقیانوس هند و آرام دارد.

    غرض اصلی پیچیده کردن اوضاع در قلمرو راهبردی چین به‌ویژه از راه مشارکت دادن رقیب قدرتمندی مانند هند و تشویق آن به همکاری نظامی هرچه بیشتر با ژاپن و استرالیا است سیاست چرخش به پاسیفیک که از دوره ریاست جمهوری باراک اوباما (۲۰۰۹-۲۰۱۷) در واکنش به قدرت‌یابی چین و نفوذ آن در آسیای شرقی به دایره دیپلماسی آمریکا افزوده شد؛ از همان ابتدا دورنمایی واضح از آینده تجاری- ژئوپلیتیکی جهان به دست داد و حاکی از آن بود که علیرغم جای گرفتن غرب آسیا در کانون بحران، جریان قدرت در سطح بین‌الملل به سمت جنوب شرق آسیا متمایل است.

    البته این تعریف از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۱۷، دستخوش تغییر شد تاجایی که در سفری که وی در نوامبر همین سال به آسیا داشت؛ به دفعات از واژه ترکیبی «ایندوپاسیفیک = اقیانوس هند و آرام» به جای تک‌واژه «پاسیفیک = آرام» استفاده کرد.

    در این میان، غرض اصلی پیچیده کردن اوضاع در قلمرو راهبردی چین به‌ویژه از راه مشارکت دادن رقیب قدرتمندی مانند هند و تشویق آن به همکاری نظامی هرچه بیشتر با ژاپن و استرالیا بود.

    وقتی از این چشم‌انداز به اقیانوس هند و آرام نگاه می‌کنیم، مطالبات آمریکا و برخی از کشورهای آسه‌آن در دریای چین جنوبی، مطالبات ژاپن در دریای چین شرقی و در نهایت نگرانی دهلی از پروژه اقتصادی «یک کمربند یک جاده» در گستره اقیانوس هند، به ایجاد جبهه واحدی برای تنگ‌تر کردن حلقه مهار چین منجر می‌شود.

    ژئوپلیتیک هسته‌ای و رقابت راهبردی با چین

    اما موازنه قدرت با چین نه تنها جغرافیای سیاسی جهان بلکه جغرافیای هسته‌ای آن را نیز دستخوش تغییر کرده است. وقتی واشنگتن در سال ۲۰۱۸ میلادی، از دکترین جدید هسته‌ای آمریکا رونمایی کرد؛ این فرض به وجود آمد که در رقابت راهبردی با مسکو، زیربنای اصلی آن را روسیه هراسی تشکیل می‌دهد.

    از آنجا که محیط راهبردی جهان به سرعت رو به تغییر است، آمریکا خود را محتاج توسل به پیمان‌های کنترل تسلیحاتی می‌بیند که پاسخگوی زرادخانه‌های هسته‌ای چین و ذخایر تسلیحات غیر راهبردی روسیه و حتی ظهور فناوری‌های جدید مانند تسلیحات هایپرسونیک باشد یک سال بعد (۲۰۱۹)، خروج ناگهانی آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد با روسیه (INF)، می‌توانست تائیدی بر این نظریه باشد حال آنکه واکنش‌های اولیه همپیمانان اروپایی واشنگتن، مرکز ثقل رقابت هسته‌ای جهان را از مسکو به پکن تغییر داد.

    در آن مقطع زمانی که مصادف بود با اواسط مرداد ۹۸، «هایکو ماس» وزیر خارجه آلمان ضمن ابراز نگرانی از بابت برچیده شدن INF، مدعی شد: هرگونه توافق «بین‌المللی» جدید باید «چین» را هم شامل شود!

    در همان زمان بود که امتناع اروپا از پذیرفتن موشک‌های میان‌برد آمریکا و احتمال انتقال آنها به جایی در شرق آسیا (به طور ویژه استرالیا)، تنش دیپلماتیک واشنگتن-پکن را سبب شد حال آنکه از اوایل سال جاری میلادی (۲۰۲۰)، این تنش‌ها با اصرار آمریکا برای اینکه چین هم هنگام تمدید پیمان هسته‌ای دیگری موسوم به «استارت نو»، به میز مذاکرات واشنگتن-مسکو بپیوندد، به اوج خود رسید.

    در واقع، اگرچه بهانه آمریکا برای ختم INF، آنگونه که ادعا می‌شود کارشکنی روسیه است؛ اما شاید چین اصلی‌ترین دلیل برای عملی کردن این تصمیم بود.

    از آنجا که محیط راهبردی جهان به سرعت رو به تغییر است، آمریکا خود را محتاج توسل به پیمان‌های کنترل تسلیحاتی می‌بیند که پاسخگوی زرادخانه‌های هسته‌ای چین و ذخایر تسلیحات غیر راهبردی روسیه و حتی ظهور فناوری‌های جدید مانند تسلیحات هایپرسونیک باشد. از سوی دیگر، بسط دامنه دانش هسته‌ای به کشورهای دیگر نظیر کره شمالی نیز اوضاع را در مقایسه با زمان عقد INF و استارت نو به مراتب پیچیده‌تر کرده است.

    بعضی‌ها مدعی هستند که در حال حاضر، چین پیشرفته‌ترین زرادخانه موشک‌های متعارف جهان را در اختیار دارد که در سراسر قلمرو پهناور این کشور، مستقر شده‌اند. این در حالی است که در سال ۱۹۸۷ و زمان اجرایی شدن INF، توان موشکی پکن به حدی نبود که قابل ملاحظه باشد.

    حتی این ادعا وجود دارد که بُرد موشک‌های مستقر در جنوب شرق چین تا تایوان هم می‌رسد حال آنکه موشک‌های مستقر در دیگر سایت‌ها، کشورهای هند، ژاپن و حتی پایگاه نظامی آمریکا در گوام را هم پوشش داده و از آنچه زنجیره دوم جزایر خوانده می‌شود؛ فراتر می‌روند.

    با این همه، چین برای شکستن حلقه مهار واشنگتن و متحدانش، با اتکا به اینکه سطح زرادخانه‌های هسته‌ایش همچنان پایین‌تر از آمریکا است، از پیوستن به میز مذاکرات واشنگتن-مسکو امتناع می‌کند.

    آمریکا و عبور از خط قرمزهای چین

    خیز آمریکا برای به بند کشیدن اژدهای سرخ به موازنه قدرت در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، هسته‌ای و ژئوپلیتیکی ختم نمی‌شود. حداقل از وقتی که دونالد ترامپ سکان هدایت کاخ سفید را به دست گرفته، آمریکا در تحقق راهبرد چرخش به آسیاپاسیفیک؛ همه تلاش خود را به کار بسته که با تحریک جریان‌های جدایی‌طلب مناطق تابعه چین نظیر هنگ کنگ، تایوان و تبت، اصل چین واحد را زیر سوال برده و اقتدار دولت مرکزی پکن را تضعیف کند.

    لغو شرایط ویژه هنگ کنگ در مخالفت با قانون امنیتی چین، تحریم مقامات چینی به بهانه ممانعت از دسترسی به منطقه تبت، فروش سلاح به تایوان از جمله مواردی است که در کنار قدرت نمایی ناوگان دریایی آمریکا در آبراه راهبردی دریای چین جنوبی، تمامیت ارضی چین را به چالش می‌کشد.

    همزمان، آمریکا به ناامن کردن محیط پیرامون چین هم ادامه می‌دهد که از آن جمله می‌توان به کاهش نظامیان آمریکایی در آلمان و اعزام شماری از آنها به منطقه پاسیفیک، طرح تجهیز تفنگداران دریایی مستقر در منطقه به انواع موشک‌های «تام هاوک» و موشک‌های دوربُرد ضد کشتی و اذعان «مارک اسپر» وزیر دفاع آمریکا به باز آرایش نیروهای نظامی از اکتبر ۲۰۲۰ اشاره کرد که شامل کاهش آنها در دیگر مناطق ازجمله افغانستان و اعزام‌شان به آسیاپاسیفیک می‌شود.

     

  • مردم ایران کشور خود را در برابر تهاجم بیگانگان تنها نمی‌گذارند

    مردم ایران کشور خود را در برابر تهاجم بیگانگان تنها نمی‌گذارند

    مردم ایران کشور خود را در برابر تهاجم بیگانگان تنها نمی‌گذارند

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه گاردین در شماره امروز خود در گزارشی با عنوان «خراب کاری، تحریم و ضربه زدن به ایران نتیجه عکس برای غرب خواهد داشت»، به تحلیل تحولات اخیر ایران و فشارهای آمریکا و همراهانش بر جمهوری اسلامی پرداخته است.

    در بخشی از این گزارش آمده است: با وجود تمام فشارهای وارده بر ایران، تهران نه سیاست‌های خود را در عراق، سوریه و لبنان تغییرداده و نه آنکه برنامه موشکی و هسته‌ای خود را متوقف کرده است.

    در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران آمده است: هدف نهایی از فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی آن است که زندگی در ایران تا حدی سخت شود که یا حکومت ایران مجبور به صلح شود و یا آنکه در نتیجه اعتراضات داخلی سرنگون شود، اما این یک سیاست شکست خورده است زیرا اغلب ایرانیان هر چند با مشکلاتی مواجه هستند اما اگر ایران مورد حمله قرار گیرد همین افراد کشور خو را در اولویت نخست قرار می‌دهند.

     

  • وقتی غربی‌ها نگران استقلال ایران می‌شوند!

    وقتی غربی‌ها نگران استقلال ایران می‌شوند!

    وقتی غربی‌ها نگران استقلال ایران می‌شوند!

    به گزارش خبرگزاری مهر، رسالت نوشت: طی روزهای اخیر، شاهد هجمه‌های هدفمند و محاسبه‌شده‌ای علیه انعقاد سند ۲۵ ساله همکاری ایران و چین هستیم. در تحلیل فضاسازی‌هایی که علیه رابطه مستمر و استراتژیک میان ایران و چین ایجادشده، لازم است نکاتی را مدنظر قرار دهیم:
    نخست این‌که منتقدان راهبرد «نگاه به شرق» از مدت‌ها قبل، علیه شکل‌گیری هرگونه رابطه‌ای (اعم از روابط راهبردی، استراتژیک و تاکتیکی) با کشورهای چین و روسیه موضع‌گیری کرده و به لحاظ ماهوی، مخالف شکل‌گیری چنین راهبردی در حوزه سیاست خارجی کشورمان هستند.
    آن‌ها در یک عملیات روانی حساب‌شده، «نگاه به شرق» را به‌مثابه «وابستگی به شرق» تلقی کرده و از این طریق، مدعی از دست رفتن استقلال کشور می‌شوند! این افراد کسانی بودند که نه‌تنها درگذشته، بلکه حتی پس از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و تحقق بدعهدی اروپاییان در تأمین منافع اقتصادی حداقلی کشورمان، همچنان استراتژی «تبدیل دشمن به دوست» را در قبال غرب در سر پرورانده و برای پیروزی بایدن و دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر (آبان ماه) لحظه‌شماری می‌کنند. نکته دوم این‌که هم‌صدایی سلطنت‌طلبان، جریان‌های ضدانقلاب و رسانه‌های غربی با یکدیگر در انتقاد از انعقاد هرگونه توافق بلندمدت میان تهران-پکن، اتفاقاً نشان می‌دهد که استراتژی «تغییر زمین‌بازی» از سوی کشورمان درست تعریف‌شده و شکل‌گرفته است! درحالی‌که آمریکا و تروئیکای اروپایی در بهترین حالت ممکن درصدد «تغییر قواعد بازی» با ایران، آن‌هم بر اساس همان استراتژی فشار حداکثری بودند، پرده‌برداری از کلیت ماجرای توافقنامه بلندمدت همکاری‌های تهران-پکن، پازل طراحی‌شده از سوی آمریکا و متحدانش را هدف قرار داده است. تشویش و اضطراب حاکم بر اردوگاه غرب، ریشه در همین حقیقت دارد. اگرچه مسیر نقد کارشناسانه در حوزه سیاست خارجی کشورمان باز بوده و هرگونه سند، توافقنامه یا عهدنامه‌ای می‌تواند از سوی کارشناسان خبره حقوقی و سیاسی موردبررسی و تطبیق با اسناد و خطوط قرمز کلان کشور قرار بگیرد، اما نباید فراموش کرد که اکثر فضاسازی‌های اخیر، ناظر به محتوای قرارداد همکاری بلندمدت با چین (آن‌هم درحالی‌که سند آن هنوز به‌صورت رسمی و کامل منتشرنشده است) نبوده و اصل این همکاری را موردحمله و تشکیک قرار داده است. بدیهی است که «شراکت استراتژیک» با چین، آن‌هم در شرایطی که ناکارآمدی بسته پیشنهادی و سازوکار مالی ویژه مقامات اروپایی به اثبات رسیده است، گزاره تعیین‌کننده‌ای در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی کشورمان محسوب می‌شود.ازاین‌رو نگرانی مشترک واشنگتن، تل‌آویو و ریاض از تعمیق همکاری‌های اقتصادی و سیاسی تهران و پکن و متعاقباً، جریان سازی‌های صورت گرفته در خصوص کلیت این توافق، کاملاً قابل پیش‌بینی بود. در این معادله، «نگاه به شرق» می‌تواند حکم یک «نقشه راه» را داشته باشد. بدیهی است که باید با در نظر گرفتن مؤلفه‌هایی مانند «استقلال»، «عزت» و «تأمین منافع ملی» در این مسیر گام برداشت و اتفاقاً جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده است که در حوزه سیاست خارجی، وابستگی به هر کشوری را نفی می‌کند. در شرایطی که واشنگتن با خروج از برجام و اتحادیه اروپا با اتخاذ روش‌های چندگانه و پارادوکسیکال در قبال توافق هسته‌ای و ایران، ماهیت و عیار خود را نزد ملت ما و سایر ملت‌های دنیا مشخص کرده‌اند، لازم است طرح نوینی در مناسبات سیاست خارجی و تجارت خود
    در اندازیم. آری! باید زمین‌بازی را عوض کنیم….

     

  • راکت لب هفت ماهواره خود را از دست داد

    راکت لب هفت ماهواره خود را از دست داد

    راکت لب هفت ماهواره خود را از دست داد

     

    به گزارش پایگاه اینترنتی اسپیس، شرکت فضایی «راکت لب» ساعت ۱۷  و ۱۹ دقیقه عصر شنبه به وقت شرق آمریکا سیزدهمین ماموریت فضایی خود را انجام داد. در این ماموریت بوستر دومرحله ای «الکترون» راکت لب به همراه هفت ماهواره برای سه مشتری مختلف از سکوی پرتاب این شرکت در نیوزلند به فضا پرتاب شد.

    مرحله اول بوستر الکترون بطور عادی کار کرد اما با نزدیک شدن مرحله دوم این بوستر به ارتفاع ۲۰۰ کیلومتری زمین، مشکلی پیش آمد که باعث از بین رفتن تمام هفت ماهواره محموله بار این راکت شد.

    پیتر بک بنیانگذار و مدیرعامل شرکت راکت لب در صفحه توییتر خود با عذرخواهی به دلیل بروز این ناکامی نوشت: بسیار متاسفم که نتوانستیم امروز ماهواره های مشتریان خود را تحویل دهیم. مطمئن باشید که مشکل را پیدا خواهیم کرد، آن را تصحیح می کنیم و به زودی این راکت را بر سکوی پرتاب قرار خواهیم داد.

    در دقایق اول پرواز به نظر می رسید که این پرتاب طبق برنامه در حال انجام است اما ۶دقیقه پس از پرتاب، پخش فیلم زنده از این راکت متوقف شد. این فیلم زنده ویدیویی نشان  داد که راکت الکترون شروع به از دست دادن سرعت و ارتفاع می کند و در این زمان بود که شرکت راکت لب پخش فیلم زنده را متوقف کرد.

    این شرکت فضایی اندکی بعد در صفحه توییتر خود اعلام کرد که راکت دچار مشکل شده است و محموله بار خود را از دست داده است.

    راکت الکترون شرکت راکت لب در این ماموریت که Pics Or It Didn’t Happen نام داشت، حامل ۵ ماهواره SuperDove برای شرکت تصویربرداری Planet و دو ماهواره تجاری برای شرکت های Canon Electronics و In-Space Missions بود.

    این پرتاب که از نیوزیلند انجام شد، دومین پرتاب این شرکت سازنده راکت در عرض تنها سه هفته محسوب می شود. این کم ترین زمان میان ماموریت های این شرکت تا به امروز است.

    منبع : خبرگزاری ایرنا

  • ۱.۴ میلیون آمریکایی دیگر هفته گذشته درخواست بیمه بیکاری ثبت کردند

    ۱.۴ میلیون آمریکایی دیگر هفته گذشته درخواست بیمه بیکاری ثبت کردند

    ۱.۴ میلیون آمریکایی دیگر هفته گذشته درخواست بیمه بیکاری ثبت کردند

     

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، طبق آمار جدید وزارت کار آمریکا مشخص شد تعداد افرادی که به تازگی بیکار شده و این هفته درخواست حمایت از بیکاری خود را ثبت کرده‌اند فراتر از انتظار بوده و به ۱.۴۲۷ میلیون نفر رسیده است.

    این در حالی است که اقتصاددانان شرکت‌کننده در نظرسنجی داوجونز پیش‌بینی کرده بودند که این هفته (هفته منتهی به ۲۷ ژوئن) ۱.۳۸ میلیون نفر بیکار شده و درخواست حمایت از بیکاری به ثبت برسانند.

    وزارت کار آمریکا همچنین آمار ماهانه خود را منتشر کرد که نشان داد در ماه ژوئن ۴.۸ میلیون فرصت شغلی جدید ایجاد شده در حالی که اقتصاددانان شرکت‌کننده در نظرسنجی داوجونز پیش‌بینی کرده بودند ۲.۹ میلیون شغل جدید ایجاد خواهد شد.

    به این ترتیب نرخ بیکاری آمریکا در این ماه به ۱۱.۱ درصد کاهش یافت، در حالی که پیش‌بینی شده بود در ۱۲.۴ درصد باقی بماند.

    رودریگو کارتیل، استراتژیست ارشد بانک ملی استرالیا، می‌گوید: در حالی گزارش اشتغال ماه ژوئن آمریکا نشان می‌دهد وضعیت بازار کار این کشور در حال بهبود است، اما گزارش افزایش شدید بیکاری در هفته انتهایی این ماه که با رشد مجدد شیوع ویروس کرونا همراه است آینده‌ای همچنان مبهم را به تصویر کشیده است.

     

  • پیام رمزی قرارگاه عملیاتی ناوگان آمریکایی برای شلیک به هواپیمای ایرانی چه بود؟ /دختری که بخاطر جنایت پدر علیه ایران خودکشی کرد

    پیام رمزی قرارگاه عملیاتی ناوگان آمریکایی برای شلیک به هواپیمای ایرانی چه بود؟ /دختری که بخاطر جنایت پدر علیه ایران خودکشی کرد

    «عملیات نیروهای ایران در کردستان (عملیات والفجر ۱۰)»، «دور چهارم جنگ شهرها»، «بازپس‌گیری شبه جزیره فاو توسط عراق»، «راهبرد جدید عراق»، «حملات شیمیایی عراق»، «انتصاب مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به جانشینی فرماندهی جنگ» و تأثیر آن بر روند جنگ، «ماجرای جزایر مجنون و شلمچه»، «انهدام هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس آمریکا»، «پذیرش قطعنامه از سوی دو کشور»، «دوره پس از برقراری آتش‌بس بین دو کشور» و «سرنوشت سازمان‌های نیابتی جنگ مانند سازمان‌های کرد معارض عراقی و سازمان منافقین»، «گفت‌وگوهای صلح دو کشور» از جمله حوادث سال‌های منتهی و پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.

    در میان این حوادث که به برخی از آن‌ها اشاره شد، «انهدام هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس آمریکا» به عنوان تاریخی‌ترین لکه ننگ از جنایت‌های این کشور در تاریخ جنایت‌هایش علیه ایران به ثبت رسیده است. چراکه در روز ۱۲ تیر ۱۳۶۷، در فاصله ۱۵۰ مایلی بندرعباس، ناوِ هواپیمابرِ فوقِ مدرنِ وینسنس که به محدوده آب‌های ایران وارد شده بود، پیام رمزی از قرارگاه عملیاتی ناوگان پنجم آمریکا در «منامه» دریافت کرد تا به واسطه آن بتواند ایران را ملزم به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کند.

    پیام رمزی قرارگاه عملیاتی ناوگان آمریکایی برای شلیک به هواپیمای ایرانی چه بود؟ /دختری که بخاطر جنایت پدر علیه ایران خودکشی کرد
    پیام رمزی قرارگاه عملیاتی ناوگان آمریکایی برای شلیک به هواپیمای ایرانی چه بود؟ /دختری که بخاطر جنایت پدر علیه ایران خودکشی کرد

    متن پیام این بود: «به سوی هر نوع هواپیمای ایرانی که بر فراز آب‌های خلیج فارس پرواز می‌کند، شلیک شود». آنها هواپیمای مسافربری ایران را که در آسمان آب‌های اطراف جزیره «هنگام» پرواز می‌کرد، با دو موشک مورد اصابت قرار دادند و همه مسافران و خدمه آن را به شهادت رساندند. این اقدام پایان تلاش‌های آمریکا در اعمال فشار به ایران برای قبول قطعنامه ۵۹۸ بود؛ فشارهایی که از فروردین ۱۳۶۷ شروع شده بود.

    انکار قتل عام مسافران هواپیمای مسافربری

    آمریکایی‌ها در ابتدا منکر این حمله شدند، اما پس از آنکه خبرِ سقوط این هواپیما از رسانه‌های عمومی منتشر شد، اعلام کردند در این شلیک دچار اشتباه شده‌اند. این اعتراف که درحقیقت یک عقب‌نشینی استراتژیک بود، از نظر ایرانی‌ها پذیرفته نشد. مدتی بعد “دیوید کارلسون»، فرمانده ناو «سایدز» که در اجرای عملیات دست داشت، در برنامه «روی خط شب» از تلویزیون ملی آمریکا گفت: «براساس دستور «راجرز»، تهاجمی را سامان داده است که چند هفته قبل از آن برنامه‌ریزی شده بود تا ایرانیان را مجبور به عقب‌نشینی در جنگ با عراق کنند”.

    مدتی بعد دخترِ «ویل راجرز»، کاپیتانِ ناو وینسنس، به دلیل اقدامی که پدرش انجام داده بود خودکشی کرد. پس از آن، ویل راجرز به افکار عمومی جهان توضیح داد که ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران به دستور مقامات ارشد ارتش آمریکا بوده و او اراده‌ای در انجام این کار نداشته است.

    ماجرای حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس

    نکته قابل توجه این است که از اول ژانویه تا ۲۰ جولای ۱۹۸۸ مقارن با ۱۱ دی ۱۳۶۶ تا ۲۹ تیر ۱۳۶۷، درمجموع به حدود ۹۰ فروند کشتی در خلیج فارس حمله شد و از آغاز جنگ نفتکش‌ها در می ۱۹۸۱ یعنی اردیبهشت ۱۳۶۰ نیز دو طرف حدود ۵۴۰ کشتی را هدف قرار دادند.

    حضور نیروهای دریایی کشورهای خارجی و عملیات‌های عادی آنها همچنان در خلیج فارس ادامه داشت و نیروی دریایی آمریکا نیز که بزرگ‌ترین آنها به شمار می‌آمد، همچنان نفتکش‌های کویتی را تحت پرچم خود همراهی می‌کرد. تا اوایل آوریل برابر با اواسط فروردین ۱۳۶۷، ایران ظاهراً عملیات مین ریزی نداشت و تا ۱۴ آوریل مصادف با ۲۵ فروردین ۱۳۶۷ نیز دستِ کم ۱۷ مورد از مین‌های قدیمی منهدم شدند.

    اما در ۱۴ آوریل، یک ناوچه آمریکایی در نزدیکی قطر پس از مشاهده تعدادی مین با یکی از آنها برخورد کرد و ۱۰ تن از خدمه این ناوچه مجروح شدند. چد روز پس از این حادثه نیز مین روب‌های آمریکا، فرانسه، ایتالیا و هلند ۱۲ مین دیگر را خنثی کردند که دستِ کم تعدادی از آنها به تازگی در دریا رها شده بود.

    در ۱۸ آوریل مقارن با ۲۹ فروردین ۱۳۶۷، نیروی دریایی آمریکا به تلافی این مین‌ریزی‌ها، دو سکوی نفتی ایران را در جزایر «ساسان» و «سیری» منهدم کرد که گفته می‌شد ایران از هریک از این سکوها روزانه ۱۵۰ هزار بشکه نفت تولید می‌کند و از آنها برای مقاصد نظامی هم بهره می‌برد. در ادامه نبرد دریایی آمریکا و ایران، دو ناوچه ایرانی و تعدادی از قایق‌های موشک انداز این کشور هدف جنگنده‌ها و ناوهای آمریکایی قرار گرفتند که یکی از قایق‌های ایرانی غرق و یک بالگرد آمریکایی نیز ساقط شد. ایران در ادامه به یکی از تأسیسات نفتی امارات عربی متحده حمله کرد.عملیات آمریکایی‌ها در خلیج فارس هم زمان با عملیات عراق برای بازپس گیری فاو انجام شد و از این رو ایران همان گونه که پیش‌تر گفته شد آمریکا را متهم کرد که این عملیات را برای کمک به عراق انجام داده است. پس از حمله عراق به جزیره «لارک»، ایران بار دیگر آمریکا را متهم کرد که ازطریق تماس با جنگنده‌های مهاجم، ایجاد اختلال در سامانه‌های راداری ایران و دادن تصاویر پس از عملیات‌ها به بغداد با عراق همکاری کرده است.

    این درحالی بود که در دوم ماه «می»، یعنی ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۷، ناو وینسنس و تعدادی دیگر از ناوهای آمریکایی یک قایق توپ‏دار ایرانی را که قصد داشت به یک نفتکش حمله کند غرق کرده بودند. در دوم ماه می برابر با ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۷ نیز ناو وینسنس در بدترین حادثه آن سال درگیر شده بود. یک فروند هواپیمای مسافری ایران یعنی پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر هدف شلیک دو موشک این ناو قرار گرفته و همه ۲۹۰ سرنشین آن شهید شده بودند.

    ناو آمریکایی ظاهراً این هواپیما را با یک جنگنده اِف ۱۴ ایرانی اشتباه گرفته بود. مسلماً هنوز خاطره حادثه ناو «استارک (Stark) در ماه می ۱۹۸۷ همزمان اردیبهشت ۱۳۶۶، کاملاً در ذهن آمریکایی‌ها زنده بود که به دلیل تعلل فرمانده ناو در شلیک موشک به جنگنده عراقی غرق شد و ۳۷ تن از خدمه ناو کشته شدند. هیأتی که امریکایی‌ها به طور رسمی برای تحقیق دراین باره تعیین کردند، در گزارش خود خطای فرمانده ناو وینسنس را به خطای خدمه ناو نسبت داد و به عبارتی «ماشین سبب خطای انسان نشد، بلکه انسان در استفاده از ماشین اشتباه کرد”

    ایران معتقد بود که سرنگونی این هواپیما تعمدی بوده و تا ماه‌ها خود را در جنگ با آمریکا می‌دید تا آنجا که آیت‌الله رفسنجانی در این‌باره گفت: «ما واقعاً با آمریکا درحال جنگیم. آنها در فاو به طور رسمی با ما وارد جنگ شدند.» دراین میان، امام خمینی (ره) احساسات شدید کسانی را که خواهان انتقام جویی و جنگ با آمریکا در جبهه‌های سیاسی، فرهنگی و نظامی بودند، آرام کرد و از آنها خواست از آیت الله هاشمی رفسنجانی حمایت کنند.

    آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در واکنشی هوشمندانه اظهار کرد: «زمانی باید انتقام گرفته شود که برای ایران مناسب باشد و درمورد خطر تحریک امریکا هشدار داد.» احساس همدردی و شگفتی جهانیان و حتی همسایگان عرب ایران درخصوص سقوط هواپیمای مسافری زمینه‌ای برای ایران فراهم کرد تا برای اولین‏ بار از شورای امنیت بخواهد که آمریکا را محکوم کند. البته، شورا از این کار امتناع کرد و درعوض، در ۲۱ جولای یعنی ۳۰ تیر ۱۳۶۷، قطعنامه نسبتاً ملایمی صادر کرد که ایرانیان آن را «بی محتوا و بی تأثیر» توصیف کردند.

    رفتار مزدورانه آمریکا در این میان نیز قابل مطالعه است. از یک سو، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، در اعلامیه‌ای، با اظهار تأسف از این رویداد تلخ، به سرنگون شدن هواپیمای مسافربری ایران اعتراف کرد، ولی اقدام ناو آمریکایی را عمل دفاعی به جا دانست و مدعی شد هواپیمای ایرباس ایرانی در حال کاهش ارتفاع و شیرجه رفتن به سوی ناو آمریکایی بوده است. از سوی دیگر، به فرمانده ناو وینسنس که موجب سقوط هواپیمای مسافربری ایران شده بود نشان افتخار داد و بر جنایت او مُهر تأیید زد. این تناقض آشکار از عوام فریبی ریاکارانه دولت آمریکا و نیات شوم سردمداران این کشور خبر می‌‏داد.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • ایجاد یک بنچ‌مارک قیمت جدید برای نفت خام خلیج آمریکا

    ایجاد یک بنچ‌مارک قیمت جدید برای نفت خام خلیج آمریکا

    ایجاد یک بنچ‌مارک قیمت جدید برای نفت خام خلیج آمریکا

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از راشاتودی، اس‌اندپی گلوبال پلاتز و آرگوس مدیا بنچ‌مارک‌های جدیدی برای قیمت‌گذاری نفت خام صادراتی آمریکا به راه خواهند انداخت که جایگزین بنچ‌مارک وست تگزاس اینترمدییت (دابلیو تی‌آی)، خواهد شد.

    دابلیوتی‌آی همچنان به عنوان مبنای کار خواهد بود اما در واقع برای قیمت‌گذاری نفتی که به مرکز کوشینگ تحویل داده می‌شود مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

    طبق گزارش رویترز، این بنچ‌مارک‌ها صادرات نفت از خلیج آمریکا به صورت مقداری بالاتر یا پایین‌تر از دابلیوتی‌آی قیمت‌گذاری خواهند شد. در این بنچ‌مارک‌ها تولید نفت تگزاس، لوئیزیانا و اوکلاهاما اهمیت بالاتری خواهد داشت. به لطف شکوفایی تولید نفت شیل که آمریکا را یک بار دیگر به صادرکننده نفت تبدیل کرده است، اهمیت مرکز نفتی کوشینک کمتر شده است.

    یوآن کرایک، رئیس بخش امور آمریکا در آرگوس مدیا، می‌گوید: تاجران حالا گزینه بنچ‌مارک‌های جدیدی را در اختیار دارند که کلیت بازار خلیج آمریکا را نمایش می‌دهد.

    طبق گزارش رویترز، بنچ‌مارک آرگوس نفت ذخیره شده در ۷ موقعیت در طول سواحل خلیج آمریکا را در بر خواهد گرفت. این موقعیت‌ها شامل پایانه شرق هیوستن که اوپراتور آن ماژلان میداستریم پارتنرز است، ۳ پایانه تحت مالکیت انترپرایز پروداکتس پارتنرز و ۳ تأسیسات نفتی دریایی در هیوستن، سیبروک و تگزاس سیتی، می‌باشند.

    بنچ‌مارک پلاتز، که با نام پلاتز امریکن گولف سلکت معرفی خواهد شد، بر اساس نفت خام سبک شیرین تولید شده در حوزه نفتی پرمیان که با خط لوله به ساحل خلیج آمریکا منتقل می‌شود، قیمت‌گذاری می‌شود.

    انتظار می‌رود بنچ‌مارک‌های جدید که برای صادرات نفت آمریکا استفاده می‌شوند جایگاهی معادل نفت برنت پیدا کنند که در حال حاضر قیمت‌گذاری ۵۰ درصد از صادرات نفت جهان را به عهده دارد.

     

  • رشد اقتصادی آمریکا ۵ درصد سقوط کرد

    رشد اقتصادی آمریکا ۵ درصد سقوط کرد

    رشد اقتصادی آمریکا ۵ درصد سقوط کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، گزارش وزارت بازرگانی آمریکا حاکی از آن است که کاهش تولید ناخالص داخلی- مجموع تولید کالاها و خدمات- از ژانویه تا مارس نسبت به برآورد قبلی انجام شده در ماه گذشته، بدون تغییر بوده است.

    براساس این گزارش، از زمانی که آمریکا در سه ماهه چهارم سال ۲۰۰۸ و در جریان بحران مالی، کاهش ۸.۴ درصدی رشد اقتصادی را به ثبت رساند، این شدیدترین رکود سه ماهانه واشنگتن محسوب می‌شود.

    افت رشد اقتصادی در سه ماهه نخست سال تنها دو هفته از تعطیلی گسترده اواسط مارس را منعکس می‌کند. اقتصاددانان پیش بینی می‌کنند که در سه ماهه جاری یعنی آوریل تا پایان ژوئن، تولید ناخالص داخلی آمریکا با افتی به مراتب شدیدتر، کاهشی حوالی ۳۰ درصد را تجربه کند.

     

  • تعداد کل بیکاران آمریکا در دوره کرونا ۴۷ میلیون نفر شد

    تعداد کل بیکاران آمریکا در دوره کرونا ۴۷ میلیون نفر شد

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از راشاتودی، طبق گزارش جدید اداره کار آمریکا در هفته گذشته ۱.۴۸ میلیون نفر دیگر درخواست حمایت از بیکاری خود را ثبت کردند.

    این در حالی است که اقتصاددانان شرکت‌کننده در نظرسنجی رویترز پیش‌بینی کرده بودند در هفته گذشته ۱.۳ میلیون آمریکایی بیکار شوند.

    با این تعداد جدید، تعداد کل درخواست‌های ثبت شده حمایت از بیکاران که از اواسط مارس تا کنون به ثبت رسیده به ۴۷.۳ میلیون رسید.

    تعداد افرادی که حداقل ۲ هفته پشت سر هم حقوق بیکاری دریافت کرده‌اند، در هفته گذشته به ۱۹.۵ میلیون نفر رسید که نسبت به هفته قبل از آن با ۲۰.۳ میلیون نفر، روندی کاهشی داشته است.

    لوئیس الکساندر، اقتصاددانان شرکت نمو را، می‌گوید: تعداد متقاضیان جدید دریافت حقوق بیکاری هر هفته خیلی تدریجی کاهش می‌یابد. این در حالی است بازار کار علی‌رغم بازگشایی اقتصاد همچنان بسیار ضعیف باقی مانده است و به نظر می‌رسد در گزارش ماهانه این ماه هیچ فرصت شغلی جدیدی ایجاد نشده باشد.

     

  • میلیون‌ها آمریکایی ماه آینده با مشکل درآمد مواجه می‌شوند

    میلیون‌ها آمریکایی ماه آینده با مشکل درآمد مواجه می‌شوند

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، در ۳۱ جولای با به پایان رسیدن برنامه کمک اضافی ۶۰۰ دلاری هفتگی به خانوارهای درگیر با کرونا، زندگی میلیون‌ها خانوار این کشور دچار مشکلات مالی بزرگی خواهد شد.

    بسیاری از آمریکایی‌هایی که به علت ویروس کرونا شغل خود را از دست داده‌اند می‌توانستند از کمک هفتگی ۶۰۰ دلار دولت به علاوه حقوق بیکاری استانداردی که به آنها پرداخت می‌شد استفاده کنند. برای بسیاری از خانوارهای آمریکا این کمک اضافی به مسأله مرگ و زندگی تبدیل شد و آنها می‌توانستند به این وسیله با وجود رکورد زدن بیکاری و رکود عمیق اقتصادی به زندگی خود ادامه دهند اما از ماه آینده این وضعیت تغییر خواهد کرد.

    بسته کمک هفتگی ۶۰۰ دلاری در کنار بسته‌های حمایتی دیگر کرونا به بسیاری از آمریکایی‌ها کمک کرد تا روی خط فقر شناور باقی بمانند و حتی برخی توانستند با وجود پاندمی به کمک این بسته بیش از پیش پس‌انداز کنند. بعضی اقتصاددانان این بسته را بهترین بخش پاسخ اقتصادی دولت به کرونا می‌دانند.

    حالا با قطع شدن این برنامه درآمد خانوارهای آمریکایی به یکباره ۶۰ درصد سقوط خواهد کرد.

    آرینراجیت دوب، استاد اقتصاد دانشگاه ماساچوست می‌گوید: قطع این برنامه برای میلیون‌ها خانوار آمریکایی دردناک خواهد بود. با این اقدام فعالیت‌های اقتصادی کاهش یافته و ریکاوری اقتصادی با مشکل مواجه خواهد شد.

    علی‌رغم بازگشایی اقتصاد آمریکا ۲۱ میلیون آمریکایی همچنان بیکار هستند.