برچسب: اپوزیسیون

  • دست‌کم ۱۵۰ معترض بلاروسی بازداشت شدند

    دست‌کم ۱۵۰ معترض بلاروسی بازداشت شدند

     

    دست‌کم ۱۵۰ معترض بلاروسی بازداشت شدند

     

    اعتمادآنلاین| براساس گزارش وب‌سایت این گروه حقوق بشری موسوم به “ویاسنا”، دست‌کم ۱۵۰ معترض به جرم شرکت در اعترضات ضد دولتی غیر قانونی به دست پلیس بازداشت شدند. اکثر بازداشت‌شدگان متعلق به اعتراضات شهر مینسک هستند.

    شامگاه یکشنبه گروه حقوق بشری ویاسنا همچنین از بازداشت دست‌کم ۱۹۴ معترض در جریان اعتراضاتی که مجوز نداشت، در سراسر بلاروس در روز یکشنبه خبر داد.

    معترضان حامی اپوزیسیون بلاروس شنبه و یکشنبه هر هفته در اعتراض به نتایج انتخابات نهم اوت به خیابان‌ها می‌آیند، انتخاباتی که با روی کار آمدن دوباره الکساندر لوکاشنکو، رئیس‌جمهوری بلاروس برای ششمین بار همراه شد. اپوزیسیون بلاروس مدعی تقلب در انتخابات است و سوتلانا تیخانوفسکایا، نامزد اپوزیسیون را پیروز رقابت می‌داند.

    شرکت ارتباطی-مخابراتی ای۱ روز یکشنبه اعلام کرد، به دستور سرویس‌های امنیتی از کیفیت اینترنت ارائه شده در مینسک بابت آنچه “اهداف امنیت ملی” خواند، کاسته است. یکشنبه ده‌ها هزار تن از مردم بلاروس به خیابان‌های مینسک رفتند و خواستار استعفای الکساندر لوکاشنکو شدند.

    این تظاهرات زیر سایه تهدید وزارت کشور بلاروس برگزار شد. این وزارتخانه با هشدار نسبت به آنچه «رادیکالیزه شدن اعتراض‌ها» خوانده تهدید کرده بود که ماموران پلیس «در صورت لزوم» برای مهار اعتراض‌ها از گلوله‌های واقعی استفاده کنند.

    منبع: ایسنا

  • روایت عضو اپوزیسیون از دروغ‌های کرونایی ضد انقلاب

    روایت عضو اپوزیسیون از دروغ‌های کرونایی ضد انقلاب

    محمد برقعی ساکن نیویورک در سایت ملی-مذهبی نوشت:پیدایش کرونا در ایران و نوع برخورد اپوزیسیون سؤالات بسیاری را برانگیخت. از جمله آیا واقعا اخبار پخش شده درست است یا میدانی است برای سوءاستفاده از آن. دوعامل در شکل‌دهی این شرایط نقش اساسی داشت: یک بی‌اعتمادی به حکومت.
    دوم: فعالیت گسترده رسانه‌هایی که از طریق عربستان سعودی و متحدانش اسرائیل و آمریکا تامین می‌شوند، تا هرچه می‌توانند با اخبار دروغ و مشکوک وتیترهایی که بامتن خبر نمی‌خوانند، جامعه را فریب داده، و ذهن مردم را نسبت به حکومت تیره و بدبین کنند.
    نمونه‌ای چند به عنوان شاهد درذیل می‌آید.شواهدی که در اول که هر شنونده‌ای می‌شنید اقدامات دولت با این موارد را به شدت محکوم می‌کرد، و بر آن می‌شد که نه تنها حکومت کاملا نالایق است، بلکه بیشتر مردم ایران  مشتی نادان و خرافاتی هستند. تنها پس از آنکه اطلاعات دیگر کشورهای پیشرفته و قدرتمند به گوش مردم ایران رسید، متوجه شدند یا کل خبر نادرست و مغرضانه است، یا به دلیل پیچیدگی و ناشناخته بودن این ویروس، حتی کشورهای پیشرفته نیز برخطا رفته‌اند. و حتی در مواردی ایران به مراتب از آنان بهتر هم عمل کرده است.
    نویسنده سپس مستنداتی از همین دروغ‌بافی‌ها با عناوین زیر را برمی‌شمارد:
    – پنهان‌کاری و دروغ‌گویی حکومت
    – گور دسته‌جمعی
    – کمبود ماسک و مواد ضد عفونی‌کننده
    – حکومت فکر مردم نیست و به بازگرداندن آنها سرکار اصرار دارد.
    – و…
    نویسنده در ادامه با انتقاد از «چشم‌پوشی از بیان نکات مثبت» می‌نویسد: این منفی‌خوانی‌ها، که بسیاری از آنها توسط رسانه‌های مزدور تولید و با امکانات وسیع آنان پخش می‌شوند، قادر به ذهن‌شویی بخش وسیعی از جامعه می‌شوند، حتی وطن دوستانی که هیچ نیت سوئی در بیان و پخش آن دروغ‌ها در شبکه‌های مردمی و یا ارسال آنها به حلقه دوستانشان ندارند. نمونه‌ای چند از سکوت، یا سعی در انحراف کشیدن موارد مثبت را ذکر می‌کنم.
    بسیج سیصد هزار گروه داوطلب جهادی و بسیجی: برای مراجعه به خانه‌ها و یافتن مبتلایان و ارسال آنها به مراکز درمانی. خدمت بزرگی که مردم محروم شهرها، و به ویژه روستائیان محروم از دسترسی به درمانگاه‌ها را نجات می‌دهد امتیازی که شاید هیچ کشوری در دنیا ندارد، و این دستاورد انقلاب است. اما از آنجا که قرار نیست هیچ نکته مثبتی گفته شود رسانه‌های مزدور شروع به سم‌پاشی کردند. لشگر متخصص نماهای بی‌اطلاع خود را بسیج کردند،که بگویند اینان حرفه‌ای نیستند، و به همین سبب بیشتر سبب پخش ویروس می‌شوند تا شناسایی مبتلایان. و ده‌ها دلیل ساده‌انگارانه‌تر دیگر. از آن بدتر اینکه اینان بسیجی هستند و عاملان سرکوب، گویی تمام بسیجیان و جهادی‌ها لباس شخصی‌هایی هستند که وظیفه‌شان سرکوب معترضان و تظاهر کنندگان می‌باشد. در حالی که هرکس با مناطق فقیر شهری و روستاهای محروم کشور سرو کار داشته باشد می‌داند اینان تا دورترین مناطق کشور را پوشش درمانی داده‌اند.
    فراوانی وسایل پیشگیری و درمان: ایران از معدود کشورهایی بود که به‌زودی از کمبود ماسک و مواد ضد عفونی نجات پیدا کرد، وحتی شروع به صادرکردن آنها شد و این حاصل کار داوطلبانه مردم بود. همین بسیجی‌ها و جهادی‌ها و داوطلبان در مساجد نیز سهم بزرگی در تولید ماسک‌ها و توزیع آنها و مواد ضد عفونی داشتند.کمتر کشوری درجهان است که هر دو هفته یک بار داوطلبان ماسک و مواد ضد عفونی را به در خانه‌ها و کپرهای مردم، تا دورترین و محروم‌ترین نقاط کشور ببرند. ولی هیچ یک از این خدمات بسیار باارزش و کارساز، از سوی این رسانه‌ها اعلام نمی‌شود.
    در حالی که بسیاری از کشورهای ثروتمند و پیشرفته غرب، به‌دلیل کمبود امکانات اعلام کردند به جز مریض‌های کرونایی، تنها مریض‌هایی را می‌پذیرند که جان آنان در خطر باشد. ایران نه تنها مجبور به این گزینش سخت و بی‌رحمانه نشد ،بلکه اعلام کرد که در پاره‌ای از بیمارستان‌ها تخت خالی هم دارد.
    قدردانی از کادرهای درمانی: در این مورد هم با وجود آن همه فداکاری و کارآیی شگفت‌انگیز کادر درمانی ایران، تنها زمانی این رسانه‌ها صحبت از قدردانی کادرهای درمانی کردند که این کار ارزنده در غرب رسانه‌ای شد. و الا تا پیش از آن در تشویق این روحیه‌ای که در جهان کم نظیر بود سخنی نمی‌گفتند.
    این به‌ظاهر رسانه‌ها چون به دستور دولت‌هایی عمل می‌کنندکه بودجه آنان را تامین می‌نمایند، لذا نه تنها موفقیت‌های ایران را نمی‌گویند بلکه سعی می‌کنند تا آنجا که می‌توانند به ایران ضربه بزنند،حتی اگر این ضربه جان مردم را به خطر بیندازد. از جمله بر طبق سندی که مقامات رسمی دولت کره جنوبی انتشار دادند رسانه‌ اینترنشنال، زمانی که متوجه می‌شود ایران مقداری وسایل پزشکی برای مقابله با کرونا به آن کشور سفارش داده و معامله تایید شده است به سراغ تولیدکنندگان آن رفته و هشدار داده که ایران زیر تحریم آمریکا است، و اگر این محصولات ارسال شود آمریکا آن شرکت‌ها را جریمه سنگین می‌کند. با آنکه آن معامله قانونی بود، و بر طبق قانون تحریم شامل کالاهای پزشکی نمی‌شد، ولی تولید کنندگان از سر محافظه‌کاری بر آن شدند کالا را نفرستند.
    این رسانه به دو سؤال باید پاسخ بدهد یک: در کجای دنیا یک رسانه دست به چنین کارهایی می‌زند. دوم اگر آن گونه که مرتبا اعلام می‌کنید همه تلاش شما در راه کمک به مردم ایران است، آیا جلوگیری از رساندن کالاهای درمانی خدمت به مردم ایران است یا دشمنی آشکار با آنان.
    کلام آخر: این روزها همان رسانه‌ها مرتب می‌گویند حکومت ایران چنان با سیاست آمریکاستیزی خود منافع ایران را نادیده می‌انگارد، که حتی در بحران کرونا، به‌جای آنکه پیشنهاد انسان‌دوستانه آمریکا را فرصتی برای برقراری رابطه کند، این دست به دوستی دراز شده را با کمال لجاجت رد می‌کند.درحالی که آقای ترامپ رسما و با تبلیغات وسیع اعلام کرده تنها کافی است ایران تقاضای کمک کند.ادعایی که چنان بی‌منطق و تبلیغاتی است که بیشتر به یک لطیفه خنده‌دار می‌ماند تا یک پیشنهاد جدی.زیرا آمریکا خود آنچنان درمانده است که همه ایالات مرتبا اعلام می‌کنند ما درهمه زمینه‌ها برای پیشگیری و درمان کمبود بسیار داریم و بنده خود دو هفته‌ای است که به هر طریق ممکن به‌دنبال خرید ماسک هستم و پیدا نمی‌کنم ومن ساکن یک شهرک دور افتاده نیستم بلکه در پایتخت این کشور (نیویورک) زندگی می‌کنم ازآن سوی در ایران نیروهای داوطلب هر دوهفته یک بار به خانه‌ها می‌روند تا ماسک و مواد ضد عفونی را رایگان به آنان بدهند و این شامل دورترین روستاهای کشور هم می‌شود.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • رمزگشایی‌از سخنان ‌ اردشیر زاهدی/ وزیرخارجه سوییس نشین پهلوی می خواهد در ایران بمیرد؟

    رمزگشایی‌از سخنان ‌ اردشیر زاهدی/ وزیرخارجه سوییس نشین پهلوی می خواهد در ایران بمیرد؟

    رمزگشایی‌از سخنان ‌ اردشیر زاهدی/ وزیرخارجه سوییس نشین پهلوی می خواهد در ایران بمیرد؟

    از سوی دسته اول توهین و دشنام می‌شود و دسته دوم را متعجب و گیج کرده است. او کسی نیست جز اردشیر زاهدی. نامه اخیرش به ترامپ، یادداشت دو سال قبلش در نیویورک‌تایمز در تمجید از سیاست‌های ایران یا گفت‌وگویش با یک شبکه تلویزیونی روسی و حمایت‌هایش از سردار سلیمانی به نظر خلاف جهت آب شناکردن او می‌رسد.

    داماد سابق شاه، سفیر سابق ایران در آمریکا، فرزند یکی از عوامل مهم کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد که با رخداد انقلاب اسلامی۵۷ از ایران کوچ کرد که اگر مانده بود، حتما محاکمه شده بود، چرا باید به آمریکا بتازد و از ایران حمایت کند؟

    کلید این نگاه زاهدی را باید در تاریخ جست. طبق یکی از اسناد ساواک در اردیبهشت ۱۳۵۶، کمک ۱۲۰میلیون‌دلاری اردشیر زاهدی، سفیر شاه در آمریکا به جمهوری‌خواهان که برای جلوگیری از شکست آنان در انتخابات ارسال شده بود، خشم دموکرات‌های پیروز آن کشور را برانگیخته است. در کتاب خاطرات علم هم آمده است که محمدرضا پهلوی بارها از طریق زاهدی سعی کرده است در انتخابات‌های مختلف به نفع جمهوری‌خواهان با هزینه‌های هنگفت دلاری اثر بگذارد. اینها نشان می‌دهد سیاست خارجی ایران در قبال آمریکا در زمان شاه حاوی جزئیات و نکات ریزی بوده که در پشت یک کلیشه کلی در همه این سال‌ها، از دید پنهان مانده است.
    این سند نشان می‌دهد که ایران احتمالا آن زمان از درگیری بین دو جناح استفاده می‌کرده چون درست یا غلط از نگاه امروز، به دنبال منافع خود بوده است. اردشیر زاهدی در نوشته‌ها و گفته‌هایش هم امروز دقیقا از همین منظر به رابطه ایران و آمریکا نگاه می‌کند؛ حمایت از منافع ایران.
    در مصاحبه‌ای گفته بود: «بی‌کارم و یک پایم هم در گور است، من الان نه به کاری علاقه‌مندم نه چیزی، عشقم به مردم و مملکتم است… من عقل کل نیستم. زمانی هم که پادشاه بود به او خدمت می‌کردم، دوست داشتم و دارم چیزهایی که به‌ نظرم می‌رسید به او عرض می‌کردم، یا قبول می‌کرد یا قبول نمی‌کرد، اغلب هم قبول می‌کرد. خدا بیامرزد مرحوم معتمدالملک را».
    حالا زاهدی در نامه‌ای که جمعه در ستون آگهی‌ها در روزنامه نیویورک‌تایمز با عنوان «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه» منتشر کرده، به آمریکا توصیه می‌کند به ایران حمله نظامی نداشته باشد.
    این نامه که شش روز بعد از نوشته‌شدن منتشر شده، حضور ایران در سوریه را به دعوت دولت این کشور دانسته و هم‌زمان از عربستان (متحد بسیار نزدیک آمریکا) به دلیل بمباران یک مراسم عروسی در یمن انتقاد کرده است.
    آخرین سفیر ایران در آمریکا، در این یادداشت حمله به عراق را یادآوری کرده و پرسیده: آیا مغزهای وزارت خارجه و سیا از دودشدن هفت‌ هزار میلیارد دلار بی‌خبرند؟ دو سال پیش هم نوشته دیگری در نیویورک‌تایمز منتشر کرده و نام آن را «گربه‌هایی که در آرزوی گرفتن موش می‌مانند» گذاشته بود. در آن نامه استراتژی دولت دونالد ترامپ و «۱۲ خواسته وزیر خارجه آمریکا از ایران» را نقد کرده بود. اظهارات مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا درباره ایران را هم سردرگم‌کننده و هم ناراحت‌کننده خوانده و نوشته بود قلدری به ندرت توفیق می‌یابد: «تاریخ به سرعت به متجاوزان خارجی این درس را داده است که افکار پوچ و خیال خام درباره شکستن و خردکردن ایران را رها کنند. گربه‌ها در آرزوی گرفتن موش خواهند ماند. هیچ‌کس قادر نخواهد بود ایران را درهم بشکند و خرد کند». او درخصوص برجام نیز گفته بود «حتی اگر یکی از طرف‌های امضاکننده توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ از آن خارج شود، این همچنان یک سند معتبر و لازم‌الاجراست. من دعا می‌کنم منطق و عقلانیت و بلوغ دیپلماتیک غالب شود».
     زاهدی پشت‌بند نامه اخیر خود به ترامپ با بی‌بی‌سی فارسی هم گفت‌وگویی انجام داده و در پاسخ به این سؤال که آیا او از جمهوری اسلامی حمایت می‌کند، گفته: راجع به دولت و جمهوری اسلامی هیچ‌وقت صحبت نکردم و نمی‌کنم، در این موضوع عقیده‌ام بوده و هست درحالی‌که ما در اینجا [خارج] خوش می‌گذرانیم و خوب می‌خوریم، دلم با ایرانی‌هایی است که در ایران شرایط اقتصادی مساعد و حتی دارو ندارند. آنها را برادران و خواهران خودم می‌خوانم. دیپلمات‌های ایران الحق‌والانصاف پنج سال زحمت کشیدند و توافق‌نامه‌ای را امضا کردند اما رئیس‌جمهور آمریکا [ترامپ] آمد گفت چون رئیس‌جمهور قبلی [اوباما] که امضا کرده سیاه‌پوست است، من آن را قبول ندارم؛ این چیزها در دنیای امروز قابل قبول نیست. در انتقاد از سیاست‌های آمریکا هم گفته است: «آمریکا و شرکایش مانند اسرائیل و سعودی در برابر ایران به زانو درآمدند. آنها خلاف قانون سازمان ملل که خودشان در آن حضور دارند و در آنجا رأی دادند عمل می‌کنند. وزیر خارجه آمریکا غلط می‌کند که از خلیج ع‌رب‌ی به جای خلیج فارس استفاده می‌کند، کجا خوانده؟ او بچه بوده. من نمی‌خواهم کسی از خارج برای ما تصمیم بگیرد».
    زاهدی و سلیمانی
    بعد از شهادت سردار، زاهدی از او دفاع کرد و در مصاحبه‌ای او را با ژنرال‌های معروف تاریخ مقایسه کرده و گفته بود: «سلیمانی یکی از شخصیت‌هایی است که در دنیا شناخته شده است. سرباز وطن‌پرست و شرافتمند و بچه ساخته ایران بود. در گذشته در جنگ دوم آدم‌هایی داشتیم مثل دوگل یا مونتگمری یا آیزنهاور یا رومل یا مک‌کارتی که این افراد آدم‌های شرافتمندی هستند. یکی از چیزهایی که همیشه قبلا هم گفته‌ام وزیر خارجه آمریکا آدم بدبختی است که حرفش را عوض می‌کند این قانون بین‌الملل است که خود بدبخت آمریکا امضا کرده، چطور یک وزیر خارجه این حرف را می‌زند؟ این جنایت جنگی است یا می‌گوید سلیمانی تروریست بود. بزرگ‌ترین تروریست خود آمریکاست. در کشوری که دولت و مجلس دارد و کسی را که میهمان آن کشور بوده و برای اقدامات ضدتروریستی با این کشور همکاری می‌کرده، می‌کشد؛ بعد هم می‌گوید ما مدرک داریم. چرا نشان نمی‌دهند مدارک را؟ مگر آمریکا قانون و مجلس ندارد؟ مگر نباید در کنگره تصویب کند؟ اینها خیال می‌کنند همه کر و کور خراند. گیر کرده‌اند در گل. مستأصل شده‌اند. هر روز یک کار غلط می‌کنند».
     زاهدی در همین گفت‌وگوی اخیرش با بی‌بی‌سی بعد از انتشار نامه‌اش به ترامپ گفته است: «هرکسی هرچیزی دلش می‌خواهد بگوید. این سربازان و افسران و به بالا [فرماندهان] به قرآن و مملکتشان قسم خوردند و برای مملکتشان مقابل اسرائیل جنگیدند و از مملکتشان دفاع کردند. من به او [قاسم سلیمانی] افتخار می‌کردم، افتخار می‌کنم و افتخار خواهم کرد، کسی که جان خودش را در راه مملکتش فدا کرد نه کسانی که خودشان را به پول فروخته‌اند.۶۰ میلیون از جمعیت امروز ایرانی سواد دارند و ۴۰ میلیون آنها مدرسه و دانشگاه رفته یا دکتر و مهندس هستند. ۲۰ میلیون از این جمعیت خانم‌ها هستند و این سرمایه‌ای است که بسیاری از کشورها آن را ندارند. من به منابع انسانی ایران افتخار می‌کنم. من به قدرت ارتش ایران که برای مملکت خودش قسم‌ خورده افتخار می‌کنم، به همین دلیل با یک ژنرالش بد بودند؛ آنها برخلاف قوانین بین‌المللی چه کردند؟ بعد به سایرین می‌گویند شما تروریست هستید و تروریست کسانی هستند که برخلاف قوانین ترور می‌کنند و بعد می‌گویند افتخار می‌کنیم که ترور کردیم».
    حمله به اپوزیسیون
    او در این گفت‌وگو ادامه داده: «آینده ایران در اختیار کسانی است که اراده دارند و می‌توانند خودشان دولت را بیاورند و ببرند و ما در خارج چنین حقی را نداریم. اگر می‌خواهید علیه مردم ایران زور بگویید، من طرفدار هرکسی [جمهوری اسلامی] می‌خواهید بگویید هستم. دولت ایران امروز مال مردم ایران است. آن جوانان هستند که برای خودشان تصمیم می‌گیرند. ما کسانی که از ایران رفتیم پول هم برای خودمان برداشتیم و آوردیم، حق نداریم بگوییم لنگش کن! این خلاف شرف است».
    بهمن ۹۷ هم در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی «آرتی» روسیه، از عملکرد و کارنامه جمهوری اسلامی در ۴۰ سال گذشته دفاع و حملات تندی را متوجه اپوزیسیون خارج‌نشین کرد. او با حمله به دولت ترامپ و سیاست‌های خصمانه این دولت نسبت به ایران، سیاست اصلی آمریکا و دولت ترامپ را تغییر رژیم در ایران دانست و در عین حال این سیاست را غیرعملی و خوش‌خیالانه دانست. او با اشاره به اینکه از نظر آمریکا پسر شاه مخلوع یکی از گزینه‌ها برای تغییر رژیم است، سیاست تغییر رژیم را زیر سؤال برد و گفت: «تصور براندازی در ایران خوش‌خیالی است… اینها (اپوزیسیون) از کجا پول می‌گیرند؟ چه کسی از آنها پشتیبانی می‌کند؟ چقدر ارتش و نیروی نظامی در اختیار دارند؟… ایران امروز دارای ارتش و نیروهای نظامی و پلیس و… است. چطور می‌خواهند به ایران بروند؟ با هواپیمای جت شخصی؟!».
    او گفته بود: «من بسیاری از این افراد را می‌شناسم… آنها از خارجی‌ها پول می‌گیرند و علیه مردم ایران فعالیت می‌کنند. من آنها را خائن می‌دانم».در نوشته دو سال پیشش در نیویورک‌تایمز هم آورده بود: «ایرانی‌هایی که در خارج می‌گویند بروید آنجا بمب بیندازید، به نظرم آنها دیگر ایرانی نیستند و شرافتشان را فروختند و از خارج پول می‌گیرند». در مصاحبه دیگری هم گفته بود «کسانی که از خارجی‌ها پول می‌گیرند و بر علیه مملکتشان حرف می‌زنند، اینها لایق بدترین فحش هستند؛ مثل کسی که پستان مادرش را گاز می‌گیرد. باکی ندارم از گفتنش».
    اردشیر زاهدی، متولد ۲۴ مهر ۱۳۰۷ شمسی در تهران با ۹۲ سال سن هم‌اکنون در سوئیس زندگی می‌کند و احتمالا مکنون قلبی‌اش این است که در ایران بمیرد… .
    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین