برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • این نمایندگان مجلس با بنزین شعبده‌بازی می‌کنند /دغدغه مردم سه برابر شدن قیمت بنزین است یا بی‌خبری نمایندگان؟

    این نمایندگان مجلس با بنزین شعبده‌بازی می‌کنند /دغدغه مردم سه برابر شدن قیمت بنزین است یا بی‌خبری نمایندگان؟

    شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا، پس از چندین جلسه بررسی قیمت سوخت، تصمیم گرفت تا قیمت بنزین را افزایش دهد. مقام معظم رهبری نیز تاکید کردند که از مصوبات این شورا حمایت خواهند کرد. در واکنش به این تحولات‌، اعتراض‌ها و اغتشاش‌هایی شکل گرفت. اموال عمومی آسیب دید و عده‌ای جان باختند.

    تک تک جملات فوق،‌ اتفاق و خبری مهم به حساب می‌آید و هر کدام به طور جداگانه قابل بررسی و اهمیت است اما مهم‌ترین اتفاقی که سایر وقایع از آن منشعب شد، اصلاح قیمت بنزین بود. اصلاحی که به نظر می‌رسد کمترین پرسش از چرایی آن صورت گرفته است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی یکی از مهم‌ترین بازیگران عرصه انتقاد از دولت به حساب می‌آیند. بنابراین به نطق‌ها و تذکرات منتقدان سیاست اصلاح قیمت بزنین سرک کشیده‌ایم تا ببینیم مسئله آنها بعد از افزایش نرخ بنزین چه بوده است؟

    بررسی نطق‌ها و تذکرات نشان می‌دهد که نمایندگان حاشیه را متن انگاشته‌اند و متن را حاشیه. نمایندگان خانه ملت به جای انتقاد از افزایش قیمت بنزین و پرسش یا توضیح چرایی افزایش آن، بیشتر از بی‌خبری مجلس از این طرح انتقاد کردند.

    علی کُرد، نماینده مردم خاش در مجلس از بی‌خبری نمایندگان مجلس از طرح اصلاح قیمت بنزین انتقاد کرد و گفت: انتظار می‌رفت دولت و رئیس مجلس در این موضوع مهم، نمایندگان را محرم نظام می‌دانستند و از مشاوره، راهکارها و پیشنهادات کارشناسی نمایندگان استفاده می‌کردند تا شاهد چنین صحنه‌های دلخراشی در کشور نباشیم.

    حسین هاشمی تختی‌نژاد، نماینده مردم بندرعباس در مجلس در نطق میان دستور خود گفت:« تدابیر لازم در شکل و نحوه اجرای طرح افزایش قیمت بنزین دیده نشد. بهتر بود مردم و نمایندگان را در جریان می‌گذاشتند و آن‌ها را توجیه می‌کردند.»

    سید صادق طباطبایی‌نژاد، نماینده مردم اردستان در مجلس نیز اظهار کرد: ما نمایندگان مجلس هم در مرحله اجرا متوجه افزایش قیمت بنزین شدیم اما به دلیل سوء استفاده ضد انقلاب از فضای ایجاد شده و لزوم حمایت از تصمیم سران قوا، طبق فرمایش رهبری از آن تمکین و حمایت می‌کنیم. اگر با تدبیر عمل شده بود و افکار مردم آماده می‌شد و احساس نامحرم شدن در تصمیم ایجاد نمی‌شد، مردم همکاری بیشتری با این سیاست داشتند.

    در رأس امور بودن مجلس مهم و تذکر نمایندگان در این زمینه قابل درک است. در عین حال باید پرسید که حجم انبوه انتقاد مجلسیان به بی‌خبری خانه ملت، چه چیزی را برجسته می‌کند؟ به عبارت دیگر باید پرسید مسئله اصلی چیست و انتقاد نمایندگان به یک موضوع نسبتا فرعی،‌ چه بلایی بر سر مسئله اصلی می‌آورد. بی‌خبری مجلس از مصوبه افزایش قیمت بنزین آنقدر نمایندگان را مشغول کرده بود که گویی مسئله اصلی را فراموش کرده بودند.

    سید مهدی مقدسی، نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس در نطق میان دستور خود  گفت: انتظار داشتیم که دولت قبل از اجرای این طرح مردم و نمایندگان را در جریان قرار می‌داد. دولت باید صادقانه با مردم صحبت کند. آیا نمایندگان محرم نیستند که مورد مشورت قرار نمی‌گیرند؟ مگر نه این‌که مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

    محمدباسط درازهی، نماینده مردم سراوان در مجلس در نطق خود به این پرداخت که «چرا و چگونه دولت، بدون مشورت با مجلس، شب جمعه و بدون جلب نظر مردم و اقناع نمایندگان مردم این سیاست را بدون آمادگی اجتماعی و ایجاد بسترهای مورد نیاز، انجام داده است؟»

    اسدالله عباسی نماینده مردم رودسر در مجلس نیز اعتقاد داشت:« دولت می‌توانست از ظرفیت‌های مردمی، مجلس و رسانه‌ها استفاده کند و مردم و نمایندگان را در جریان کم و کیف این طرح قرار دهد.»

    محمد مهدی زاهدی نماینده مردم کرمان در مجلس هم از بی‌خبری نمایندگان از طرح اصلاح قیمت بنزین انتقاد کرد و گفت:« آیا مردمی که شما می‌خواهید درآمد حاصل از این افزایش را به آنها برگردانید، نامحرم بوده‌اند؟ آیا مجلس شورای اسلامی نامحرم است؟»

    حجم انتقاد نمایندگان از این ‌بی‌خبری آنقدر زیاد بود که موضوع افزایش قیمت بنزین به حاشیه رفت. اوج واکنش به غافلگیر شدن نمایندگان شاید در جمع کردن امضاء برای استیضاح علی لاریجانی رقم خورد. استیضاحی که هیچ نتیجه‌ای نداشت. ایسنا طی خبری از جلسه علنی عصر یکشنبه(۲۶ آبان ماه) نوشت: مجتبی ذوالنور نماینده قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در حال جمع آوری امضاء از نمایندگان برای استیضاح علی لاریجانی است.

    یک دلیل این استیضاح این بود که در تصمیم اتخاذ شده توسط سران قوا، رأی نمایندگان آن هم حداقل به صورت استمزاجی گرفته نشده است؛ در نهایت امضاء‌کنندگان این نامه اعتراض خود را نسبت به تصمیم گیری‌های مجلس بدون مشورت نمایندگان بیان کرده و طبق آیین نامه مجلس خواستار به جریان افتادن استیضاح علی لاریجانی شدند.

    جمع کردن امضاء برای استیضاح لاریجانی به سردمداری ذوالنوری، باعث شد یکی از نمایندگان، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را به «داشتن درک جناحی از امنیت ملی» متهم کند. علیرضا رحیمی در گفت‌وگویی با بیان اینکه «افراطیون رئیس قوه قضاییه را بی‌نقص می‌دانند»، گفت: مخالفت‌های افراطی با رئیس‌جمهور و رئیس مجلس نشان می‌دهد مخالفان در عمل اعتقادی به رأی مردم و دموکراسی ندارند. اظهارات و اقدامات رئیس کمیسیون امنیت ملی و تلاش برای استیضاح رئیس جمهور و رئیس مجلس نشان از درک جناحی از امنیت ملی دارد.

    هر روز فریاد عدالتخواهی نمایندگان در خانه ملت می‌پیچد این در حالی است که اغلب انتقاد آنها به افزایش قیمت بنزین در دو جمله خلاصه می‌شد. اول اینکه چرا نمایندگان بی‌خبر بودند و دوم اینکه چرا تدبیر لازم برای اقناع مردم صورت نگرفت. به راستی، توجیه کردن مردم از طریق رسانه‌ها و نمایندگان چقدر به کاهش اعتراض‌ها تاثیر می‌گذاشت؟ باید از نمایندگان پرسید که دغدغه مردم چیست؛ سه‌برابر شدن قیمت بنزین یا بی‌خبری مردم و نمایندگان از این سیاست؟ 

    بعضی نمایندگان انتقاد از این مصوبه را به سویی بردند، که مسئله اصلی عملا به محاق رفت. به طور مثال محمد مهدی مقدسی، نماینده مردم اراک در مجلس، افزایش قیمت بنزین در شب میلاد رسول اکرم را «بدسلیقگی» خواند و گفت: انتظار داشتیم رییس جمهور و وزرا، پیشنهادشان درباره این طرح را به مجلس بیاورند و به ما اعتماد داشته باشند. امسال انتخابات است. به مردم چه بگوییم؟ بگوییم ما در جریان تصمیمات مهم نیستیم؟

    نمونه دیگر این نوع انتقاد در نطق محمد مهدی زاهدی، نماینده مردم کرمان در مجلس قابل ردیابی است. زاهدی با دست گذاشتن بر همزمانی سیاست اصلاح قیمت بنزین و  کنفرانس وحدت اسلامی گفت: جای تعجب دارد که افزایش قیمت بنزین در روزی اتفاق افتاد که مجمع تقریب مذاهب اسلامی به مناسبت هفته وحدت از کشورهای مختلف اسلامی مهمان داشت. آن مهمانان خدمت مقام معظم رهبری رسیدند تا پیام وحدت را به دنیا صادر کنند. در همان روز شاهد اغتشاشاتی بودیم تا شاید به دنیا پیام عدم وحدت در کشور مخابره شود. آیا فکر نمی‌کنید که عده‌ای نفوذی باعث انجام چنین اقدامی در آن روز شده بودند؟

    شعبده‌بازها یک اصل اولیه دارند و آن این است که توجه تماشاگران را به چیز دیگری – به جز کاری که در حال انجام آن هستند – جلب می‌کنند. در اتفاقات اخیر نیز توجه مردم اغلب به سوی اتفاقاتی جلب شد که دربرگیری بیشتری داشته و جذاب باشد. مسائلی مثل بی‌تدبیری مسئولان، بی‌خبری و غافلگیری مجلس و هم‌زمانی سیاست افزایش قیمت بنزین با تاریخ‌های مذهبی، برای همگان جذاب است؛ موضوع اصلی را به حاشیه می‌برد؛ افراد را مقابل هم قرار نمی‌دهد و باعث فراموشی مسئله اصلی می‌شود.

    نمایندگانی که در رأس امور بودن مجلس برایشان مهم است، می‌توانستند کاری کارشناسی انجام دهند. آنها به جای انتقاد از بی‌خبری مجلس، می‌توانستند علت اصلی اصلاح قیمت بنزین را پیگیری کنند. پس از روشن شدن علت واقعی، در کمیسیون‌های تخصصی تبعات مثبت و منفی این سیاست را به بحث می‌گذاشتند. در آن صورت شاید می‌توانستند به دغدغه دوم خود یعنی اقناع وتوجیه مردم جامه عمل بپوشند.

    دقایقی که صرف پرداختن به مسائل فرعی می‌شود، برای شعبده‌بازان ارزشمند است زیرا مسائل مهمی را پنهان می‌کنند. هر شهروند نیازمند اطلاعاتی است تا بتواند حقوق دموکراتیک خود را اعمال کند. وقت تلف کردن خلأء اطلاعاتی به وجود می‌آورد تا شهروندان از حق خود محروم شوند. شعبده‌بازی، این حق شهروندان را ‌سلب می‌کند.

    ۲۷۲۷

  • آزاد ارمکی:شرایط ما بعد از ناآرامی های اخیر مثل پایان جنگ است/ نظام سیاسی ناگزیر از قانونخواهی و توجه به طبقه متوسط است

    آزاد ارمکی:شرایط ما بعد از ناآرامی های اخیر مثل پایان جنگ است/ نظام سیاسی ناگزیر از قانونخواهی و توجه به طبقه متوسط است

    بخشی از این مصاحبه را می خوانید:

    با اعتراضات آبان ماه، که تکرار شدیدتر و پردامنه‌تر اعتراضات دی ماه۹۶ بود، ما هم در معرض این واقعیت قرار گرفتیم که  باید بتواند به مطالبات مردم که «خواست زندگی» است، پاسخ دهیم. دوگانه، ساحت ایدئولوژیک و پاسخ به مطالبات مردم، شفاف‌تر و صریح‌تر شد؟
    دیر زمانی است که صریح شده است. ما در گفتمان‌های خود به آن نمی‌پردازیم، اما واقعیت اجتماعی اتفاقاً از صراحت، سرعت و دگردیسی آن حکایت می‌کند. به این معنی اتفاق آبان ۹۸ با دی ماه ۹۶، هر دو، به شکلی قدرت اجتماعی جامعه را بازگو می‌کنند، در مواردی توأم با خشونت است و گاهی هم با خشونت نیست. در هر صورت، جامعه و نیروهای اجتماعی با تنوع و تکثری که پیدا کرده، بیشتر خودش را نشان داده و درحال اشغال حوزه سیاست است. اگر در دهه اول تلاش می‌کردیم عرصه سیاست، عرصه فرهنگ و جامعه را اشغال کند که اشغال هم کرده بود و به‌همین دلیل از جامعه ایدئولوژیک حرف می‌زدیم، امروز از جامعه غیرایدئولوژیک حرف می‌زنیم، یعنی عرصه اجتماعی دارد از حد خود فراتر رفته و حوزه سیاست را نیز اشغال می‌کند و اتفاقاً چون در حال اشغال حوزه سیاست است، به خشونت می‌انجامد. در دوره هایی شاهد بودیم که نمایندگان عرصه سیاسی مانند روشنفکران و زنان به حاشیه رانده شدند، اما امروز معکوس عمل می‌شود و اتفاقاً این بخش‌ها دارند در حوزه سیاسی غلبه پیدا می‌کنند.
    اما چرا خشونت؟ آیا بدون توسل به خشونت این جابه‌جایی صورت نمی‌گرفت؟
    به این دلیل که کلیت نظام سیاسی اجازه زیست در موقعیت خود و زیست در خود را به جامعه نداد و به جامعه بی‌اعتنا بود. به‌همین دلیل، از هر زاویه‌ای که نگاه کنید، اعتراض و اشغال عرصه سیاست، خود را با آتش زدن مؤلفه‌های عرصه قدرت و سیاست، مانند بانک، که نماد عرصه اقتصاد است و اداره‌های دولتی که نماد عرصه سیاست است، نشان می‌دهد.
    قبلا گفته اید  که وقتی حوزه سیاسی به جامعه‌ای با این مختصات اجازه زیست مستقل نمی‌دهد، حضور او در انتخابات هم ویرانگر خواهد بود؛ یعنی در دموکراسی‌های جا افتاده، ما شاهد مشارکت‌های ۵۰ تا ۶۰ درصد هستیم، اما مشارکت‌های ۷۵ یا ۸۵ درصدی در انتخابات ایران، یک نوع ویرانگری است که در درون خود یک نوع پوپولیسم هم دارد. در دو سال گذشته چه شد که جامعه به جای اینکه ویرانگری و قدرت «نه» گفتن را در انتخابات نشان دهد، در خیابان نشان می‌دهد؟
    به‌خاطر اینکه در عرصه سیاسی و انتخابات نتیجه نگرفته است. جامعه با حضور حداکثری در عرصه سیاست و انتخابات، انتظار تغییراتی حداکثری داشت، نه بازگشت به نقطه صفر، اما نه تنها نتیجه‌ای به‌دست نیاورد، بلکه بر اثر مشارکت یا رأی دادن او، تغییرات مهمی در دولت «آ» یا «ب» با هر نوع گرایش سیاسی ایجاد نکرد. به‌عبارت دیگر، چیزی عوض نمی‌شود و به نیازی پاسخ داده نمی‌شود. به‌همین دلیل این بار منتظر نماند تا در انتخابات بازی دیگری رقم بزند وصبر او لبریز شد. دوم اینکه عمر حوادث در ایران بسیار کوتاه شده است. تحولات جهان ۱۰ یا ۲۰ ساله است، اما عمر تحولات در جامعه ایرانی، لحظه به لحظه شده است، جامعه ایرانی امروز پرحادثه ترین، پرمشغله‌ترین و پراتفاق‌ترین جامعه جهانی است. ایران را با ترکیه، یا عراق یا با کشورها دیگر منطقه مانند مصر مقایسه کنید.
    پرحادثه بودن ناشی از شکاف حاکمیت و جامعه است یا اینکه جامعه، متکثر و ناهموار است؟
    به این علت که جامعه متکثر و ناهموار است. وقتی به دامنه عمل قومیت‌ها، دامنه عمل گرایش‌های مختلف فرهنگی، گروه‌های اجتماعی و حوزه کارشناسی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در واقع جامعه دامنه عمل قدرتمند وسیعی پیدا کرده است.
    اساساً آموزش در ایران، نظام اجتماعی را از بالا تا پایین شخم زده است. به این معنی که با افرادی مواجه هستیم که درس خوانده یا نخوانده، باسواد یا کم سواد، صاحب مدرک و دارای ادعاهای بزرگ هستند و این همان شخم زدن نظام اجتماعی و کارشناسی کشور است. پیامد این امر این است که همه درباره همه چیز به داوری می‌نشینند، درحالی که در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که مردم تا این اندازه درباره موضوعات مختلف از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ و جامعه داوری کنند، اما ایرانیان مستمراً درحال داوری و ارزیابی جامعه هستند.
    این امر نشانه پیدایش یک ظرفیت بزرگ اجتماعی و فرهنگی است، اما مسأله این است که امروز دیگر مظروفی که برای این جامعه طراحی کرده ایم، پاسخگوی آن نیست، کفاف حجم آن را نمی‌دهد و سرریز می‌شود. یک بار به‌صورت مهاجرت سرریز می‌کند، یک سرریز آن، مشارکت حداکثری در انتخابات است، یک سرریز آن هجوم برای مصرف و کالاهای مصرفی و یک سرریز دیگر نیز موقعیت‌هایی مانند اتفاقات آبان ماه است که جامعه خود را تعین می‌بخشد و می‌گوید تکلیف مرا در موقعیت‌ها تعیین کنید.
    در این وضعیت، مسأله‌ای به‌ نام تنظیم رابطه جامعه با حاکمیت، قدرت و سیاست وجود دارد. این جامعه با این ظرفیت، اساساً درباره مشارکت اجتماعی بلاتکلیف است. مردم می‌گویند ما نمی‌توانیم وام بگیریم و کاری را آغاز کنیم، یا اگر چیزی داریم را بفروشیم، یا اگر می‌فروشیم، کسی نمی‌خرد و اگر می‌خرد، کسی پولش را نمی‌دهد. علاوه بر حوزه اقتصادی، کسانی که مدرک تحصیلی و تخصص دارند هم می‌گویند کسی سخن ما را نمی‌شنود. این به این معنی است که ما مجموعه‌ای از ظرفیت‌های بسیار زیاد در جامعه ایجاد کردیم، اما مظروف آن کوچک است و کفاف این ظرفیت را نمی‌دهد، سرریز می‌کند.
     آینده فضای ایران را چگونه می بینید؟
    به باور من در یکی دو سال آینده، آینده ایران نه از نوع تغییرات خشونت آمیز، بلکه ازنوع تغییرات معطوف به تغییرات ساختاری خواهد بود. اتفاق آبان ماه وجه رادیکال این تغییرات را برده است؛ زیرا نیروهای رادیکال به میدان آمدند، هم در نظام سیاسی و هم در مقابل، به میدان آمدند. ما شاهد یک نزاع میان رادیکال‌های عرصه جامعه و عرصه سیاسی بودیم که خشونت هم شکل گرفت. اما این دو در آینده، کم جان و غیرمشروع می‌شوند، مدتی بعد، بار دیگر امکان، فضا و ظرفیت بازی برای کسانی که قانونمداری و مدنیت تولید کنند، به وجود خواهد آمد. ماجرای دی ماه یا آبان‌ ماه، ماجرای مشابه تولید نخواهد کرد. به نظر من اتفاقات آبان ماه از خودش عبور می‌کند.
    اما شواهد حاکی است که حوزه قدرت، تغییری ایجاد نخواهد کرد، حتی پس از اعتراضات آبان ماه که دو سال بعد از اتفاقات دی ماه ۹۶ رخ داد.
    البته اتفاقات اخیر چند نتیجه دارد؛ نخست اینکه وقتی نیروی امنیتی وارد میدان می‌شود، خود و کل نظام سیاسی را بازبینی می‌کند.  این نیروی امنیتی، احتمالاً دغدغه تغییر در رفتار سیاسی ایجاد خواهد کرد، به این سادگی کوتاه نمی‌آید و باز نمی‌گردد. دوم اینکه شوک بسیار بزرگی در نظام سیاسی افتاد. برخلاف ماجرای دی ماه ۹۶ اغلب معترضان آدم‌های ندار و فرودستان هستند. بنابراین باید تکلیف خود را با آنان معلوم کنیم. در بحث‌های قبلی می‌گفتیم که جنبش دموکراتیک در ایران با بازیگری طبقه متوسط، اگر به سمت طبقه پایین سوگیری کند، دیگر نمی‌توان آن را جمع کرد. ما درحال نزدیک شدن به این مرحله هستیم و این خطرناک است.
    معتقدم حاکمیت و نظام سیاسی این صدا را شنیده و این خطر را درک کرده است. به عبارت دیگر، این بار نمی‌توان روشنفکران را متهم کرد که غربی هستند و آنان را محدود کنید، این بار، ماجرا، ماجرای یک اکثریت بزرگ است. طبقه متوسط، محدود است و بخشی از آن در نظام بوروکراتیک قرار دارد، بنابراین می‌توان آن را کنترل کرد. اما بقیه جامعه چطور؟ آنان مستقل هستند. ضمن اینکه نیروهایی که آن را وصل و این بخش گسترده را توجیه می‌کنند، تنها از حاکمیت نیستند. به این ترتیب معتقدم حاکمیت به‌طور طبیعی به این دغدغه خواهد رسید که در سوگیری جامعه و به رسمیت شناختن نیروهای اجتماعی تغییر رفتار مهم انجام دهد.
    سومین نکته اینکه طبقه متوسط یک بازیگری جدید خواهد کرد، به این معنی که اتفاقات آبان ماه را معنادار خواهد کرد. طبقه متوسط در ماجرای دی ماه ۹۶ سکوت کرد، آن اتفاقات را توضیح نداد و پیش نرفت، اما اکنون موقعیتی است که وقایع اخیر را معنا کند تا بتواند بازی خود را تصحیح کند. چون در اتفاقات دی ماه ۹۶، خود طبقه متوسط متهم می‌شد، اما اکنون تا حدودی از او عبور کرده و طبقه متوسط مجبور است بازی طبقه پایین را معنا و توصیف و مختصات آن را تشریح کند. بنابراین این امر یک گام به جلو خواهد بود و برداشتن یک گام به جلو از سوی طبقه متوسط، امکان رادیکالیسم در عرصه سیاسی و ماندگاری امنیتی‌ها در عرصه سیاسی را تقلیل خواهد داد. به این معنی که بار دیگر شاهد درگیری بیشتر طبقه متوسط با جریان‌های رادیکال خواهیم بود که در این حالت، فضایی برای نفس کشیدن جامعه و بعد گامی برای جلوتر رفتن ایجاد می‌شود. وقتی این‌ها را با هم جمع می‌کنیم، بحث اصولگرایی و اصلاح‌طلبی جدید هم مطرح می‌شود. بنابراین در آینده نزدیک ما با صورت جدیدی از حوزه سیاسی مواجه خواهیم بود که قدری جوان است، دغدغه‌ها و شعارهای دیگری دارد و مسأله او زیست و زندگی است.
    اما برخی معتقدند اتفاقاً شدت و گستره درگیری‌ها و خشونت میان طرفین باعث شد که طبقه متوسط از این مهلکه فاصله بگیرد.
    حد نهایی خشونت همین است و بیش از این نخواهد شد. این اوج خشونتی بود که در ایران اتفاق افتاد، فراتر از آن، انقلاب است. معتقدم ما به‌سمت انقلاب نخواهیم رفت، زیرا خشونتی که در این وقایع دیده شد، اوج خودش بود و بیش از آن نخواهد رفت. این اوج خشونت به معنای تخلیه اعتراض انباشتی بود. آنکه به خیابان آمد می‌گوید «ما زدیم‌ها، ما حسابش را رسیدیم‌ها؟» بسیاری (در بیرون) تلاش کرده بودند این انرژی را برای روز دیگری نگه دارند، اما این انرژی تخلیه شد. از آن سو نیروهای امنیتی که به‌دلیل تهدیدات امریکا، یک سال در حال آماده باش به سر می‌بردند، اتفاقات آبان ماه باعث شد که انرژی آنان هم تخلیه شد، آنان هم خسته شدند و خستگی درخواهند کرد. این درست مانند اتفاقی است که بعد از جنگ رخ داد. به این معنی که ما بعد از جنگ وارد فرآیند دموکراسی شدیم. در جنگ هم ۸ سال نیروهای ما ایستاده بودند، اما جنگ که تمام شد همه وارد فرآیند سازندگی و دموکراسی خواهی شدیم.
    بنابراین شما تغییراتی را که پس از اعتراضات آبان ماه در کشور رخ خواهد داد، با چرخش به بازار آزاد و غرب، پس از سال ۶۸ برابر و متناظر می‌دانید؟
    این اتفاق خواهد افتاد. دغدغه بعدی ما ساماندهی مناسبات با جهان پیرامونی و غرب است، مجبوریم که این مسأله را سامان دهیم، چراکه جامعه این را طلب خواهد کرد و حوزه سیاسی نیز به این سمت خواهد رفت. بحث دیگر ساماندهی زندگی مردم است؛ یعنی اکثریتی که می‌خواهند زندگی کنند. در دوران جنگ، اکثریتی تلاش کردند جهان را عوض کنند، اما وقتی آن ایده‌های کلان در جنگ شکست خورد، برخورد آنان عقلانی شد و پس از بازگشت از جنگ، بسیاری از کسانی که در حوزه نظامی بودند، سرمایه‌گذار شدند. در دوره جدید هم ما وارد یک عرصه دیگری خواهیم شد. البته این امر الزاماتی هم دارد. یکی از الزامات این است که شاکله کلان جمهوری اسلامی باقی بماند، دوم اینکه امکان بازی از دست طبقه متوسط گرفته نشود. اگر در آینده اتفاقات دیگری بروز کند، ممکن است حوزه سخت قدرت طبقه متوسط را تنبیه کند، اما اگر این اتفاق نیفتد، طبقه متوسط وارد عرصه ساماندهی جامعه و سیاست خواهد شد. طبقه متوسط نمی‌خواهد به یک ویرانگری برسد و آنچه به دست آورده را از دست بدهد، بلکه می‌خواهد آنچه را دارد با طبقه پایین به اشتراک بگذارد.
    اما به‌دلیل شرایط اقتصادی سال‌های اخیر، بخش زیادی از طبقه متوسط ریزش کرده و به طبقه پایین پیوسته است؟
    به‌لحاظ اقتصادی ممکن است، اما به‌لحاظ فرهنگی و علایق اجتماعی این‌طور نیست. همچنان در آمال و آرزوهای زندگی شهری نسبتاً مرفه، زیست می‌کنند، به‌همین دلیل است که نگه داشته شد، اگر غیر این بود، می‌بایست انقلاب به معنای انقلاب پابرهنه‌ها اتفاق می‌افتاد، یا همان که کارل مارکس در تئوری خود گفته است. بنابراین ممکن است به‌لحاظ اقتصادی جابه‌جا شده باشند، یعنی جیب‌شان خالی شده باشد، اما مغزشان خالی نیست و آمال و آرزوی آنان سرجای خودش است. به‌همین دلیل هنوز آن تلاش‌ها را دنبال می‌کنند، هنوز به شهرها می‌آیند، هنوز جابه‌جا می‌شوند، هنوز در مسابقه خرید و فروش شرکت می‌کنند تا منفعتی کسب کنند. به‌نظر من در آینده ایران، اگر ما با امریکا وارد جنگ نشویم یا در ادامه، اگر به‌طبقه متوسط هم هجمه‌ای نشود، حاکمان وارد عرصه قانونخواهی خواهند شد. حاکمان قانون خواهی را اعلام خواهند کرد و به‌دنبال آن، جامعه مدنی هم مشارکت اجتماعی را طلب خواهد کرد. این دو در جایی به هم وصل خواهند شد و معنای تازه‌ای از نظام اجتماعی متولد خواهد شد. زیرا احیای قانون یعنی عبور از مسأله‌ای به‌نام اطاعت از قدرت، یعنی اکثریت نظام سیاسی که تا پیش از این، فقط اطاعت را طلب می‌کرد، زین پس قانون را مطرح خواهد کرد. از سوی دیگر جامعه هم خواهد گفت که حق من مشارکت یا مالکیت بود، چه شد؟ این دو حوزه در امر قانون به یکدیگر وصل خواهند شد، اینجا است که معتقدم ما شاهد تعبیر جدیدی در جمهوری اسلامی خواهیم بود.
  • آمریکا و رژیم صهیونیستی در مسیر توقف جنگ یمن سنگ‌اندازی می‌کنند

    آمریکا و رژیم صهیونیستی در مسیر توقف جنگ یمن سنگ‌اندازی می‌کنند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المیادین، محمد البخیتی عضو شورای سیاسی انصارالله یمن تاکید کرد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در مسیر پایان دادن به جنگ در یمن سنگ اندازی می‌کنند.

    وی تصریح کرد که ائتلاف سعودی موضع خود را درباره توقف جنگ علیه یمن تغییر داده است، اما رژیم صهیونیستی و آمریکا سنگ اندازی می‌کنند.

    البخیتی هم چنین سرنگونی یک بالگرد آپاچی ائتلاف سعودی توسط پدافند هوایی یمن را ضربه بزرگی به متجاوزان خواند و گفت: به نفع عربستان است که این پیام قدرتمند را درک کند وگرنه خسارات آن بیشتر خواهد بود.

    وی تاکید کرد: تغییر مواضع امارات و عربستان درباره توقف جنگ علیه یمن کاملا واضح است، اگرچه اعلام نشده اما این آمریکا و اسرائیل هستند که سنگ اندازی می‌کنند. اکثر آنهایی که روی تجاوز ائتلاف سعودی حساب باز کرده بودند به شکست خود معترف هستند، زیرا موازنه‌های قوا از لحاظ نظامی و روانی بخصوص پس از فروپاشی صفوف نیروهای متجاوز تغییر کرد.

    البخیتی گفت: در سایه مانع تراشی سازمان ملل در مسیر مذاکرات یمن عمان میانجی پاک‌تر است کما اینکه روسیه هم پشتیبان تلاش‌ها برای پایان دادن به جنگ در یمن است.

  • نظرسنجی سازی های اصولگرایانه از باند احمدی نژاد آب می خورد؟

    نظرسنجی سازی های اصولگرایانه از باند احمدی نژاد آب می خورد؟

     

    فاصله‌های ایجاد شده میان اصولگرایان و احمدی‌نژادی‌ها نه قابل‌انکار است و نه قابل‌کتمان ولی عملکرد جریان رسانه‌ای آنها، زمانی که پای روحانی و دولتش در میان باشد، چنان به یکدیگر نزدیک می‌شود که اگر ندانید گمان می‌کنید همه‌چیز به روزهای دور اول حضور احمدی‌نژاد در کاخ ریاست‌جمهوری برگشته است. اینکه اصولگرایان در انتخابات پیش‌رو از این نزدیکی با احمدی‌نژاد بهره برده و دست به دامن سبد رای او می‌شوند یا خیر، پرسشی است حداقل تا لحظه نگارش این گزارش بدون پاسخ مشخص است ولی در این میان نمی‌توان بر حربه جدید فعالان فضای مجازی نزدیک به این جریان چشم پوشید؛ «نظرسنجی‌سازی».

    شبکه اجتماعی توییتر به لطف حضور قابل‌توجه فعالان سیاسی و رسانه‌ای بیش از سایر شبکه‌های اجتماعی محل تضارب آراست و جریان اصولگرا با بهره‌گیری از این موضوع می‌کوشد تا گاه و بی‌گاه با نظرسنجی‌های توییتری پیام ناکارآمدی روحانی را به جامعه القا کند اما از قرار معلوم موضوع تنها به نظرسنجی‌های توییتری منحصر نمی‌شود.

    «براساس آخرین نظرسنجی‌های صورت گرفته حسن روحانی به پایین‌ترین میزان محبوبیتش رسیده است.» این جمله یا مشابه آن بارها و بارها از سوی افراد مختلفی بیان شده ولی یکی از شاخص‌ترین آنها، کسی است که این روزها و براساس آخرین اطلاعات منتشر شده، به دلیل ارتباط با مدیر کانال تلگرامی آمدنیوز، روح‌الله زم، در بازداشت به سر می‌برد؛ «عبدالرضا داوری». اینکه این نظرسنجی‌ها چگونه و توسط چه افرادی و با چه معیارهایی تهیه و تنظیم شده، هرگز مشخص نشده است ولی به نظر می‌رسد هدف نهان آنان همان باشد که کاربران بعضا ناشناخته توییتر در سر می‌پرورانند؛ «ناامیدسازی جامعه از عملکرد حسن روحانی».

    ۱۷۳۰۲

  • مجلس دهم از راس امور بودن افتاد/«ایران خودرو»بدهی قابل توجهی دارد

    مجلس دهم از راس امور بودن افتاد/«ایران خودرو»بدهی قابل توجهی دارد

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست، سیدمحمدمهدی توسلی و زهرا علیدادی: هرم سبز بهارستان، طبقه هفتم، اتاق ۷۰۷، دفتر کار محمود بهمنی؛ هم اتاقی عزیز اکبریان، رئیس کمیسیون صنایع و معادن و محمدجواد کولیوند رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس. یکی از هم اتاقی‌ها آنقدر به دفتر کارش سر نمی‌زد که پشت میزش برای نماز خواندن مفروش شده بود و خاک گرفته بود.

    اما بهمنی؛ مرد مو و ابرو سپید کرده در اقتصاد. آخرین مسئولیت دولتی او به دوران ریاست بانک مرکزی دولت احمدی نژاد می‌رسد اما از پَسِ همین خطاب قراردادنش به عنوان رئیس بانک مرکزی احمدی نژاد هم در رسانه‌ها دل خوشی نداشت و می‌گفت در دولت های سازندگی و اصلاحات هم «بار» مسئولیت بر دوش می کشید و حتی حاضر بود اگر روحانی می خواست با او هم کار کند.

    جواب سئوال‌ها را نمی‌دهد؛ زیر «بار» موضع گیری نمی رود و سعی می کند از میان سئوالات «سُر» بخورد؛ شاید سئوالتمان «لیز» بود و مسیر سیاسی و کاریش را تغییر می‌داد. هر از گاهی هم می‌گوید «نمی خواهم تیتر بزنید که بهمنی فلان گفت و بهمان گفت! برای همین من فقط شرایط «نرمال» را توضیح می‌دهم!» پاسخ می‌شنود که «شما به عنوان نماینده مجلس که یکی از کارهایش «نظارت» است، باید پرونده‌ها را ورق زده باشید تا از حقوق مردمی که به شما رأی دادند دفاع کنید»؛ ولی باز قبول نمی‌کند و می گوید فقط شرایط «نرمال» را توضیح می دهیم!

    این مصاحبه با اصرار بهمنی در شرایط «غیرنرمال» سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، درباره شرایط «نرمال» اقتصادی انجام شد و اکنون به رشته تحریر درآمده است تا از پیش نگاه مخاطبان بگذرد. 

    بهمنی با اشاره به موضوع گرانی و سهمیه‌بندی بنزین، گفت: دولتمردان هیچ‌گونه صحبتی در این باره با مجلس نکردند و بهتر آن بود که قیمت بنزین هر سال متناسب با افزایش قیمت سایر کالاها و اقلام، ۵ یا ۱۰ درصد افزایش می‌یافت.

    وی درباره آخرین وضعیت اصلاح ساختار بودجه‌ریزی کشور، اظهار داشت: دولت این لایحه را به مجلس نداده است که ما بتوانیم آن را بررسی کنیم و دولت باید در این باره پاسخگو باشد.

    این نماینده مجلس گذری هم به مشکلات ایران خودرو زد و در این باره گفـت: ایران‌خودرو به سیستم بانکی بدهی بسیار زیاد و قابل توجهی دارد و با وجود این، منابع مالی در اختیار خود را صرف خرید سهام کرده است و باید سهام خود را واگذار کنند تا از این طریق، بخشی از نیازهایشان برطرف شود.

    بهمنی در پاسخ به این سئوال که این مجلس از جایگاه خود استفاده کرد یا خیر؟ هم جواب داد: به نحو مطلوب استفاده نکرد. البته نمی‌خواهم بگویم که به هیچ وجه استفاده نکرد، بلکه در جاهایی در رأس امور قرار گرفت اما در جاهایی هم از رأس امور بودن افتاد.

    متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

    آقای بهمنی از بنزین شروع کنیم. آیا دولت در انتخاب زمان و اجرای طرح سهمیه بندی بنزین عملکرد مناسبی داشت؟

    دولت باید حداقل ۱۰ روز قبل از افزایش قیمت و سهمیه‌بندی بنزین، اذهان عمومی را آماده و یارانه بنزین را به مردم پرداخت می‌کرد. اما نحوه اطلاع‌رسانی آنان کاملاً اشتباه و شوک‌آور بود. البته هنوز دیر نشده است و باید مردم را آگاه و قانع کرد که سهمیه‌بندی بنزین به زیان آنان نیست.

    شما چه زمانی مطلع شدید که دولت قرار است این تصمیم را بگیرد؟

    بنده روز جمعه (۲۴ آبان ماه) به پمپ‌ بنزین رفتم و متوجه شدم که بنزین گران شده است!

    یعنی دولت پیش از اعلام رسمی این خبر، جلسه‌ای با مجلس نداشت؟

    گاهی‌اوقات دولت علاقه‌مند نیست که با ما جلسه بگذارد و حتی نظراتمان را بشنود، درحالی‌که ما تجربیات زیادی به ویژه در زمینه تحریم‌ و مدیریت افزایش‌قیمت‌ها داریم.

    منظور از «ما»، مجلس است یا اینکه دولت تمایل ندارد که نظرات برخی شخصیت‌های سیاسی را بشنود؟

    دولت دوست ندارد نظرات ما را که در دولت قبل مسئولیت داشتیم، بپذیرد.

    به غیر شما که در دولت قبل بودید، در مورد گرانی بنزین، دولت با هیچ‌ یک از نمایندگان مجلس صحبت نکرد؟

    ممکن است چند نفر از نمایندگان از این موضوع مطلع بوده باشند اما با ما هیچ صحبت و مشورتی در این باره نشد.

    نظر نمایندگان درباره این موضوع چیست؟

    در کل افزایش قیمت بنزین باید اتفاق می‌افتاد و ما اصلاً مخالف افزایش قیمت بنزین نیستیم بلکه مخالفت‌ ما با نحوه اجرا و اعلام این خبر است.

    دولت پیش از تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین با مجلس مشورت نکرد و تصور ما این بود که این موضوع در زمان بررسی بودجه مطرح می‌شود

    شما گفتید که دولت درباره گرانی بنزین با مجلس هیچ صحبت و مشورتی نکرد. یعنی آنان در جلسات غیرعلنی مجلس هم اشاره‌ای به تصمیم خود برای افزایش قیمت بنزین نکرده بودند؟

    دولتمردان هیچ‌گونه صحبتی در این باره در مجلس مطرح نکردند. تصور ما هم این بود که دولت پیشنهاد خود درباره قیمت و سهمیه‌بندی بنزین را در زمان بررسی لایحه بودجه ۹۹ مطرح کند.

    خب چرا اعضای دولت پس از اعلام خبر افزایش قیمت بنزین، در جلسات علنی و یا غیرعلنی مجلس شرکت نکردند تا در این باره به نمایندگان توضیح دهند؟

    این سؤال را باید خود آنان پاسخ دهند.

    این رفتار دولتمردان به معنای پشت کردن به مجلس نیست؟

    خیر، شاید رئیس مجلس باید آنان را دعوت می‌کرد تا در مجلس حضور یابند.

    یعنی دعوت نشدند؟

    نمی‌دانم.

    مجلس هفته گذشته نشستی غیرعلنی با دبیر شورای عالی امنیت ملی پیرامون افزایش قیمت بنزین داشت. آقای شمخانی چه توضیحاتی به نمایندگان داد؟

    بخش قابل توجهی از صحبت‌های دبیر شورای عالی امنیت ملی، آگاهی دادن به نمایندگان مجلس درباره این تصمیم و توجیه ما بود.

    آیا دبیر شورای عالی امنیت ملی به مشکلات امنیتی پس از این تصمیم هم اشاره‌ای کرد؟

    نظر همه ما در آن جلسه این بود که باید به مردم اطمینان دهیم که از افزایش قیمت و سهمیه‌بندی بنزین متضرر نمی‌شوند.

    نظر شورای عالی امنیت ملی درباره افزایش قیمت بنزین چه بود؟

    آقای شمخانی مطلبی در این باره مطرح نکرد اما اصولاً وقتی گروهی تصمیمی را می‌گیرند، آن تصمیم نهایی و جمعی اهمیت دارد و فردی که مخالف باشد، نمی‌تواند به تنهایی کاری کند.

    نظر خود شما درباره این تصمیم چیست؟

    بنده معتقدم که دولت باید در چندین مرحله، قیمت بنزین را افزایش می‌داد اما آنان شش سال قیمت همه چیز را گران کردند و قیمت بنزین را ثابت نگه داشتند. به جای آنکه قیمت بنزین چند سال در جا می‌زد، بهتر بود که هر سال متناسب با افزایش قیمت سایر کالاها و اقلام، ۵ یا ۱۰ درصد افزایش می‌یافت چرا که در پایان هر سال چه قیمت بنزین افزایش یابد و یا نیابد، معمولاً ما چند درصد تورم بر اثر افزایش حقوق‌ها و مسائل دیگر داریم.

    رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده که تأثیر گرانی بنزین بر تورم چهار درصد است، آیا این رقم واقعی است؟

    باید محاسبه کرد اما در هر صورت، گرانی بنزین در افزایش تورم تأثیر دارد.

    پس افزایش قیمت خواهیم داشت؟

    حتماً این‌گونه خواهد بود. من تعجب می‌کنم که برخی از مسئولان می‌گویند که افزایش قیمت بنزین نباید روی قیمت سایر کالاها تأثیر بگذارد. اقتصاد دستوری نیست و مانند بازی دومینو است. ما نمی‌توانیم به راننده تاکسی بگوییم که بنزین را با قیمت لیتری ۳۰۰۰ تومان بزن اما کرایه‌ها را زیاد نکن، البته ممکن است تا یک زمانی این شیوه را بتوان اعمال کرد اما پس از مدتی اگر مردم ببینند که کارشان به صرفه نیست، دیگر کار نمی‌کنند. پس نمی‌توانیم بگوییم که افزایش قیمت بنزین هیچ اثری روی سایر قیمت‌ها نمی‌گذارد اما می‌توانیم این تاثیر را به حداقل برسانیم.

    از موضوع افزایش قیمت بنزین بگذریم. مقام معظم رهبری فرمودند که ساختار بودجه طی چهار ماه ابتدای سال اصلاح شود. این مسئله به کجا رسید؟

    بودجه سال ۹۸ با احتساب فروش روزانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت با قیمت ۵۵ دلار بسته شد. زمانی که فروش نفت به کمتر از یک میلیون بشکه رسیده است، نشان می‌دهد که حتماً کسری بودجه داریم و بر این اساس باید بلافاصله و در تیر ماه لایحه تعدیل یا اصلاح بودجه به مجلس ارائه می‌شد.

    چرا مجلس این موضوع را پیگیری نکرد؟

    ما بارها در گفتگوها و همچنین تذکرات خود در مجلس، از دولت خواسته‌ایم که سریعاً لایحه اصلاح ساختار بودجه را به مجلس ارائه کند و آنان باید پاسخگوی مجلس و دیوان محاسبات باشند.

    آیا دولت در این باره به کمیسیون اقتصادی مجلس پاسخگو بود؟

    خیر.

    علی رغم تذکرات متعدد نمایندگان، دولت لایحه اصلاح ساختار بودجه را به مجلس ارائه نکرد و باید در این باره پاسخگو باشدیعنی دولت در هیچ زمینه‌ای به مجلس پاسخگو نیست؟

    دولت در صورتی پاسخگوست که سر موعد، لوایح را به مجلس ارائه کند. از سوی دیگر اگر دولت کسری بودجه نداشت، بحث دیگری بود اما در شرایط فعلی که قطعاً کسری بودجه دارد، باید لایحه اصلاح ساختار بودجه را به مجلس ارائه کند تا برای این حل این مشکل برنامه‌ریزی شود.

    بالاخره رهبر معظم انقلاب یک زمانی را برای اصلاح ساختار بودجه تعیین کردند اما نه دولت به آن عمل کرد و نه مجلس پیگیری می‌کند.

    دولت این لایحه را به مجلس نداده است که ما بتوانیم آن را بررسی کنیم.

    قرار بود مجلس هم در این زمینه فعال باشد، چرا شما طرح اصلاح ساختار بودجه را تدوین نکردید؟

    اصولاً لایحه کارشناسی‌تر از طرح است و اولویت ما این است که درباره مسائل کلان، دولت لایحه تهیه کند و سپس در مجلس چکش‌کاری شود.

    پس با این تفاسیر اصلاح ساختار بودجه هم در دولت و هم در مجلس مسکوت مانده است؟

    مجلس از بسیاری از آمار و اطلاعات خبر ندارد، درحالی‌که دولت همه اطلاعات لازم را در اختیار دارد و باید این لایحه را سروقت به مجلس ارائه می‌کرد. ما از دیوان محاسبات می‌خواهیم که علت تعلل دولت در ارائه این لایحه به مجلس را بررسی کند.

    فارغ از بحث ارائه لایحه اصلاح ساختار بودجه، قرار بود جلسات مشترکی بین دولت و مجلس برای اصلاح ساختار بودجه برگزار شود. آیا این جلسات تشکیل شد؟

    بنده بی‌اطلاع هستم.

    آقای نوبخت گفته است که پانزدهم آذر لایحه دوسالانه بودجه مربوط به سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به مجلس ارسال می‌شود، آیا مجلس ارائه لایحه دوسالانه بودجه را می‌پذیرد؟

    این مسئله مشکل قانون اساسی دارد و بودجه‌ریزی حتماً باید به صورت سالانه باشد.

    با توجه به اینک کشورمان در شرایط خاصی است، امکان پیش‌بینی بودجه دو سال آینده کشور و ارائه لایحه دوسالانه بودجه وجود نداردیعنی شما صرفاً به دلیل مشکلات قانون اساسی، با ارائه بودجه دوسالانه مخالف هستید؟

    بودجه حتماً باید سالانه باشد چرا که ما در شرایط خاصی هستیم و ممکن است طی یک سال آینده تغییرات اساسی اتفاق بیفتد. البته اگر کشوری بتواند بودجه پنج سال بعد خود را از حالا پیش‌بینی کند، خوب است اما ما حتی بودجه سال ۹۸ را نتوانستیم به خوبی پیش‌بینی کنیم و درآمدهای کشور با آن چیزی که پیش‌بینی شده بود، تفاوت زیادی دارد و بر این اساس نمی‌توانیم بودجه دو سال آینده کشور را پیش‌بینی کنیم.

    رئیس سازمان برنامه و بودجه گفته است که بودجه ۹۹ بدون درآمدهای نفتی است؟ این مسئله در این دولت و در این بودجه شدنی است؟

    مقام معظم رهبری سال‌هاست که بر ضرورت کاهش وابستگی بودجه به نفت تاکید می‌کنند و اگر سالانه فقط ۱۰ درصد از میزان وابستگی بودجه به نفت را کاهش می‌دادیم، امروز این وابستگی صفر شده بود و اثراتش در سال‌های مختلف پخش می‌شد اما اگر به یک باره بودجه از نفت جدا شود، باید از راه‌هایی چون دریافت مالیات بودجه کشور تأمین شود که به بخش تولید و مردم فشار وارد می‌شود.

    مسئله مهم دیگر آن است که طبق قانون ۱۴.۵ درصد از درآمدهای نفتی باید به وزارت نفت اختصاص یابد و زمانی که فروش نفت کاهش یابد، سهم این وزارتخانه هم کم می‌شود. علاوه بر این، مطابق قانون باید ۳۲ درصد از درآمدهای نفتی به صندوق توسعه ملی وارد شود که با کاهش فروش نفت، قطعاً سهم صندوق توسعه ملی هم کاهش می‌یابد و زمانی که از صندوق توسعه ملی برداشت می‌کنیم، باید این موضوع را در نظر بگیریم که درآمدهای ورودی به صندوق توسعه ملی چقدر است تا برداشت‌های بیش از حد از آن، موجب نشود که ذخایر کشور کاهش یابد.

    مدتی است که بحث ادغام پنج بانک نیروهای مسلح مطرح می‌شود. چه زمانی این ادغام نهایی می‌شود؟

    این اقدام بسیار خوب است و بنده هم زمانی که در بانک مرکزی بودم، سیاست ادغام بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری را دنبال کردم چرا که بسیاری از آن مؤسسات مجوز رسمی نداشتند و لازم بود که یک کاسه شوند و توانستیم حدود ۱۷۰۰ مؤسسه مالی و اعتباری را ادغام کرده و به ۱۴ مؤسسه برسانیم. همچنین بخشنامه‌ای را صادر کردم که هر سال ۲۰ درصد از شعب بانک‌ها را کاهش دهیم تا کیفیت عملکرد بانک‌ها ارتقا پیدا کند.

    آقای همتی اعلام کرده است که ادغام بانک‌های وابسته به نیروهای مسلح تا پایان آذر قطعی می‌شود. آیا امکان نهایی کردن این ادغام در این ماه وجود دارد؟

    ابتدا قرار بود که این ادغام تا پایان شهریور انجام شود که نشد. از سوی دیگر ادغام سیستم‌های مالی کار سختی است و اگر تا پایان سال هم این طرح اجرا شود، خوب است.

    پس صحبت‌های رئیس بانک مرکزی درباره زمان نهایی شدن این طرح غیرکارشناسی بوده است؟

    نمی‌خواهم بگویم که غیرکارشناسی است بلکه منظورم این است که بانک‌ها طلبکاران، بدهکاران و مطالبات معوق بسیار زیادی دارند و همچنین برای ادغام قطعاً باید دارایی‌ها شناسایی شود و شناسایی دارایی‌ هم کار ساده‌ای نیست.

    ادغام بانک‌های نیروهای مسلح کار ساده‌ای نیست و اگر تا پایان سال هم انجام شود، خوب استخب رئیس بانک مرکزی باید با احتساب این مسائل، زمان قطعی شدن ادغام بانک‌های وابسته به نیروهای مسلح را اعلام می‌کرد؟

    اگر ما در مقوله‌ای ریز ِکار را ندانیم، حتماً چیزی می‌گوییم که عملی نیست و علت تأخیرها هم همین موضوع است. البته اگر این ادغام تا پایان سال انجام شود، ما از آقایان ممنون خواهیم بود چرا که این کار خیلی ساده نیست که بگوییم دوماهه یا سه‌ماهه به نتیجه می‌رسد.

    پس به نظر شما این تصمیم بانک مرکزی غیرکارشناسی بود؟

    بنده ۴۰ سال سابقه بانکی دارم و به خوبی می‌دانم که کارشناسان بانکی و به ویژه بانک مرکزی فوق‌العاده باسواد هستند و باید از نظرات آنان استفاده شود. نکته قابل توجه دیگر آن است که معمولاً کارشناسان واقعیت‌ها را مطرح می‌کنند که ممکن است برای مسئولان خیلی خوشایند نباشد که آن حرف‌های کارشناسی را مطرح کنند و به همین دلیل تا حدی آن نظرات را تعدیل می‌کنند.

    آیا این دولت به نظرات کارشناسان بها می‌دهد؟

    دولت باید به نظرات کارشناسان دقیقاً توجه کند و از آنان مشورت بگیرد و نباید این مشورت را به گرایش‌های سیاسی و جناحی افراد منتسب کند. به این معنا که نباید بگوید که چون این افراد با ما بودند، قطعاً نظراتشان خوب است اما چون فلان فرد از طیف ما نیست، نظراتش برای ما قابل قبول نیست. گاهی‌اوقات مسئولان نظرات معمولی و پرت و پَلای طرفداران خود را می‌پذیرند اما نظرات پخته و کارشناسی مخالفان خود را مورد پذیرش قرار نمی‌دهند که درست نیست.

    چندی پیش سخنگوی دولت در نشست خبری خود از برکناری یکه‌زارع مدیرعامل وقت ایران‌خودرو خبر داد و اعلام کرد که عباس علی‌آبادی به عنوان مدیرعامل جدید ایران‌خودرو شروع به کار خواهد کرد؛ با این حال این اتفاق نیفتاد. مشکلی که آقای علی آبادی مسئولیت را نپذیرفت چه بود؟

    بنده اطلاعی ندارم اما اگر دستگاهی ایراداتی دارد، باید آن را برطرف کند.

    ایران‌خودرو به سیستم بانکی بدهی بسیار زیاد و قابل توجهی دارد و منابع مالی در اختیار خود را هم صرف خرید سهام کردبدهی‌های ایران خودرو بالا بود که علی آبادی نپذیرفت؟

    ایران‌خودرو به سیستم بانکی بدهی بسیار زیاد و قابل توجهی دارد و منابع مالی در اختیار خود را صرف خرید سهام کرد و سوال ما این است که چرا ایران‌خودرو کاری غیر از کار خودش را انجام می‌دهد و سهامدار بانک است؟ آنان باید سهام خود را واگذار کنند تا از این طریق، بخشی از نیازها و مشکلاتشان برطرف شود.

    بریم به سراغ ماجرای التهابات بازار ارز. عامل اصلی التهابات بازار ارز چه بود؟

    بنده درباره افراد صحبت نمی‌کنم اما معتقدم که دو نرخی کردن ارز زمینه فساد و سوء‌استفاده دلالان را فراهم می‌کند و معنایی ندارد که ارز دو نرخی باشد.

    بالاخره در بانک مرکزی در آن برهه چه خبر بود؟ از یک سو احمد عراقچی معاون امور ارزی بانک مرکزی بازداشت شد و از سوی دیگر گفته شد که ظاهرا فرد دیگری مسئول التهابات بازار ارز بوده است.

    بنده وارد این بحث نمی‌شوم.

    به عنوان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس و از بعد نظارتی نمی‌خواهید به این مسئله ورود کنید؟

    مجلس در همان مقطع هم پیرامون نرخ ارز ورود کرد و جلساتی را تشکیل داد.

    احمد عراقچی گفته‌ است که مداخله در بازار ارز با دستور رئیس جمهور انجام شد. درست است؟

    بنده معتقدم که بانک مرکزی باید مستقل باشد.

    ترکیب شورای پول و اعتبار دولتی است و بهتر است که بخش خصوصی وارد این کار شودجواب سئوال ما نیست. خب زمانی که سیف رئیس بانک مرکزی بود، می‌گفت بانک مرکزی مستقل است و در حال حاضر هم همتی این مسئله را تأیید می‌کند…

    مستقل بودن مفهوم خاص خودش را دارد و معتقدم که باید ترکیب شورای پول و اعتبار تغییر کند چرا که دولتی است. در واقع در شورای پول و اعتبار چند وزیر دور هم می‌نشینند و هر کدام به نفع خودشان صحبت می‌کنند و مصوبات کاملا دولتی است، اما اگر شورای پول و اعتبار دولتی نباشد، قطعاً در تصمیمات مصالح کشور در نظر گرفته می‌شود.

    با این تفاسیر در حال حاضر بانک مرکزی مستقل نیست؟

    هر چقدر بخش خصوصی وارد کار شود و مسئولیت را بپذیرد بهتر است چرا که آنان تکلیفی ندارند که زیر بار مسئولان دولتی بروند.

    باز جواب سئوال ما مشخص نشد. بالاخره بانک مرکزی چه زمانی مستقل می‌شود؟

    بررسی طرح بانکداری اسلامی در کمیسیون اقتصادی مجلس به اتمام رسیده و آماده ارائه به صحن علنی مجلس است که در صورت تصویب، بانک مرکزی به سمت استقلال بیشتر حرکت می‌کند.

    برسیم به همان سئوال اول. آیا احمد عراقچی یا سیف در ماجرای التهابات بازار ارز مقصر بود؟

    بنده این پرونده را بررسی نکردم که بگویم چه کسی مقصر است اما معتقدم که اگر فردی باتجربه در بخش‌های مهمی چون بانک مرکزی به کار گمارده شود، قطعاً اشتباهاتش کمتر است تا اینکه فردی که اطلاعات خاصی ندارد برای این سمت انتخاب شود. در واقع اگر افراد متخصص را سر جای خودشان بگذاریم، امور بهتر پیش می‌رود.

    پس منظور شما این است که در انتصابات حوزه اقتصادی کشور تخصص‌گرایی وجود ندارد؟

    نمی‌گویم وجود ندارد بلکه می‌گویم درست است که ما باید به جوان‌گرایی و نخبه‌ها توجه داشته باشیم اما بهتر است جوانان نخبه ابتدا مسئولیت‌های ابتدایی را بپذیرند تا برای تصدی پست‌های بالاتر آماده شوند. زمانی که یک مرتبه جوانی در یک منصب عالی کشور منصوب می‌شود، ممکن است اشتباهاتی داشته باشد و برای همیشه از صحنه مدیریت کشور خارج شود. 

    جواب سئوالمان را نگرفتیم و البته شما هم اصرار دارید پاسخ ندهید. بحث را عوض کنیم؛ آقای بهمنی، مجلس دهم کارآمد بود؟

    این مجلس انتظارات را آن طور که باید و شاید برآورده نکرد. البته اگر به مجلس و یا رئیس‌جمهور نقد می‌شود، باید این مسئله را در نظر گرفت که خود مردم آنان را انتخاب کرده‌اند و بهتر است حواسمان را جمع کنیم و با آگاهی بیشتری انتخاب کنیم. از قدیم گفته‌اند که “گندم از گندم بروید جو ز جو”؛ انتخاب‌های مردم بسیار مهم است و باید آگاهانه باشد.

    اینکه ما چشممان را ببندیم و به همه افراد یک لیست در انتخابات رأی دهیم، درست نیست. البته ممکن است گاهی اوقات به یک لیستی کاملاً مطمئن باشیم که بحث آن جداست اما اگر این انتخاب بدون آگاهی باشد، قطعاً مسئولان ناکارآمدی تصدی امور کشور را در دست می‌گیرند. پس اگر مسئولی خوب است، خود مردم او را انتخاب کرده‌اند و اگر هم بد باشد، مردم انتخاب کرده‌اند.

    یعنی مردم به دلیل انتخاب مسئولان خود، حق ندارند عملکرد آنان را مورد نقد قرار دهند؟

    حتماً باید نقد کنند اما پیش از آن باید در انتخاب‌هایشان دقت کنند.

    با توجه به اینکه می‌گویید مجلس دهم ناکارآمد بود، آیا ترکیب مجلس در انتخابات پیش رو تغییر می‌کند؟

    بنده نمی‌گویم ناکارآمد است، بلکه می‌گویم می‌توانست بهتر از این باشد.

    سوال ما این است که آیا این مجلس توانست با توجه به شرایط خاص کشور کارآمد باشد؟

    در حد خودش توانست.

    یعنی در حد رأس امور بودنش توانست کارآمد باشد؟

    خیر، باید از این مجلس در حد خودش انتظار داشت.

    پس منظور شما این است که از این مجلس بیشتر از این نمی‌توانستیم انتظار داشته باشیم؟

    بله. منظورم همین است. بنده معتقدم که نباید فردی صفر کیلومتر به مجلس بیاید. چه معنایی دارد که فردی از پشت میز درس و دانشگاه به مجلس بیاید؟ مجلس باید متشکل از افرادی مسن، باسابقه و باتجربه باشد و دولت باید شامل افرادی جوان، نخبه، جسور و تصمیم‌گیر باشد اما اگر جای این دو عوض شود، نتیجه‌اش را در تصمیمات کشور خواهید دید.

    شما گفتید که از این مجلس بیشتر از این انتظار نمی‌رود. بالاخره بگویید که آیا این مجلس کارآمد و در رأس امور بود یا خیر؟

    با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود. وقتی چیزی در هیچ جای امور نیست، نمی‌توانیم بگوییم که در رأس امور است.

    منظور شما این است که مجلس در هیچ جای امور نیست؟

    خیر، بنده می‌گویم که گاهی اوقات فردی ده درصد قدرت دارد و نهایت استفاده را از آن می‌کند اما در مقابل افرادی هستند که اختیارات زیادی دارند اما از تمام قدرت و اختیار خود به نحو مطلوب استفاده نمی‌کنند.

    ما در نهایت پاسخ سوال خود را نگرفتیم، حد در رأس امور بودن مجلس کجاست؟

    حد ندارد، حدش خودش است.

    خب این مجلس شاخصی چون کارآمدی و یا در رأس امور بودن را دارد؟

    مجلس در رأس امور است اما باید دید نمایندگان از جایگاه در رأس امور بودن خود استفاده می‌کنند یا خیر.

    مجلس دوره دهم در جاهایی در رأس امور قرار گرفت اما در جاهایی هم از رأس امور بودن افتاداین مجلس از جایگاه خود استفاده کرد یا خیر؟

    به نحو مطلوب استفاده نکرد. البته نمی‌خواهم بگویم که به هیچ وجه استفاده نکرد، بلکه در جاهایی در رأس امور قرار گرفت اما در جاهایی هم از رأس امور بودن افتاد.

    آیا ترکیب مجلس تغییر می‌کند؟

    بنده فکر می‌کنم که حتماً در مجلس بعدی تغییرات اساسی داریم.

    مجلس یازدهم به سمت کدام جریان سیاسی متمایل می شود؟

    من به جناح فکر نمی‌کنم چرا که با همه جناح‌های سیاسی کار کردم.

    مجلس دهم انتظارات مردم را به خوبی برآورده نکرد و قطعا بیش از ۷۰ درصد نمایندگان فعلی مجلس تغییر می‌کنندپس از چه نظر مجلس بعدی تغییر می‌کند؟

    انتظارات مردم از این مجلس برآورده نشده است.

    یعنی اکثر نمایندگان فعلی مجلس عوض می‌شوند؟

    حتماً؛ بنده فکر می‌کنم که بیش از ۷۰ درصد نمایندگان فعلی مجلس تغییر می‌کنند.

    مجلس یازدهم به سمت جریان اصولگرایی می‌رود یا اصلاح‌طلبی؟

    شاید به صورت سیاسی بتوانم به شما پاسخی دهم اما معتقدم که نیروهای خوب باید گزینش شوند و به مجلس بیایند و باید نگاه های جناحی را کنار بگذاریم. باید یک روزی برسد که در مملکت ما از همه ظرفیت‌ها و جناح‌های مختلف استفاده شود. یعنی باید بهترین افراد بدون توجه به طرز فکر و جناح‌شان روی کار آیند. ما نباید یک فرد ضعیف را روی کار بیاوریم، به صرف اینکه از نظر فکری به ما نزدیک است.

    اخیراً یکی از نمایندگان گفته است که دولت برای انتخابات مجلس یازدهم جلسات مخفی برگزار می‌کند. آیا از این موضوع مطلع هستید؟

    در جریان نیستم اما ممکن است داشته باشد. البته این کار نباید انجام شود و ما باید اجازه دهیم که مردم خودشان انتخاب کنند.

  • واکنش آمریکا به خبر استعفای عادل عبدالمهدی

    واکنش آمریکا به خبر استعفای عادل عبدالمهدی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه سومریه، وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای مداخله جویانه از دولت عراق خواست اصلاحات و پاسخگویی به مطالبات معترضان عراقی را آغاز نماید.

    در این بیانیه که پس از اعلام آمادگی عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق برای استعفا منتشر شده وزارت خارجه آمریکا از دولت عراق خواسته است که اصلاحات در زمینه مبارزه با فساد و رفع بیکاری را آغاز کند.

    گفتنی است که «عادل عبدالمهدی» نخست وزیر عراق روز جمعه اعلام کرد که قصد دارد استعفا دهد. وی گفت: استعفای خود را تقدیم پارلمان می کنم.

    در بیانیه عبدالمهدی آمده است: امروز جمعه خطبه های مرجعیت عالی دینی را گوش دادم که در آن تأکید شده بود باتوجه به شرایط دشوار کشور و ناتوانی دستگاه های مختلف در جلوگیری از ریخته شدن خون مردم، پارلمان باید در گزینه های خود تجدید نظر کند و با در نظر گرفتن منافع عراق، به ناآرامی ها پایان دهد. 

    عبدالمهدی افزوده است: بنابراین، به منظور تعجیل در عملیاتی شدن این خواسته به زودی استعفای خود را تقدیم پارلمان می کنم.

  • ازمذاکرات منجربه توقف جنگ وپایان حضور نظامی خارجی استقبال می کنیم

    ازمذاکرات منجربه توقف جنگ وپایان حضور نظامی خارجی استقبال می کنیم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المسیره، رئیس شورای عالی سیاسی یمن تاکید کرد که ادامه جنگ و محاصره، منطقه را با خطرات بزرگی مواجه خواهد کرد که که رویارویی یا مهار پیامدهای آن در آینده کار دشواری است.

    مهدی المشاط که جمعه شب به مناسبت پنجاه و دومین سالروز استقلال یمن صحبت می کرد، گفت: به مردم بزرگ یمن و قهرمانان ارتش و کمیته های مردمی و قبایل تسلیم ناپذیر روز ۳۰ نوامبر را تبریک می گویم.

    رئیس شورای عالی سیاسی یمن تصریح کرد: ما در یمن و منطقه نشان دادیم که امت واحد هستیم و تا زمانی که همگان به شروط و اصول ثبات گردن ننهند، مجالی برای ثبات وجود ندارد.

    وی با اعلام اینکه تجدیدنظر همه جانبه در خصوص اشتباهات و پایبندی به احترام به یمن نخستین شرط برقراری ثبات در منطقه است بر توجه به صلح عادلانه و فراگیر که رزمندگان یمنی بخاطر آن مبارزه می کنند، تاکید کرد.

    رئیس شورای عالی سیاسی یمن در عین حال از هرگونه مذاکرات جدی که به توقف جنگ و کشتار و رفع محاصره و پایان حضور نظامی بیگانگان در آب و خاک یمن منجر شود، استقبال کرد.

    المشاط خاطرنشان کرد: جای بسی تاسف است که عدن (در جنوب یمن) بار دیگر تحت اشغال اشغالگران است.

  • فرانسه: انتظار داریم ایران به تبعیت از برجام بازگردد

    فرانسه: انتظار داریم ایران به تبعیت از برجام بازگردد

    به گزارش خبرگزاری مهر، وزیر امور خارجه فرانسه با اشاره به وعده چند کشور جدید اروپایی برای پیوستن به سازوکار موسوم به اینستکس، مدعی است که ایران باید به تبعیت از برجام برگردد.

    «ژان ایو لودریان» بدون اشاره به عدم پایبندی کشورهای اروپایی به تعهدات خود در برجام، در صفحه توئیترش نوشت: تصمیم مهم امروز شش کشور اروپایی برای پیوستن به اینستکس. اروپایی ها تعهد شدیدی برای حمایت از برجام و استقلال عمل اروپا نشان دادند. ما انتظار داریم که ایران به عنوان بخشی از این توافق برگردد.

    گفتنی است اینستکس ساز و کاری است که در ماه میلادی فوریه از سوی آلمان، فرانسه و انگلیس با هدف کمک به شرکت‌های اروپایی برای حفظ تعامل با ایران علیرغم تحریم‌های آمریکا، ایجاد شد.

    این در حالی است که اروپایی‌ها تاکنون به حمایت لفظی از برجام پایبند بوده و در عمل نشان داده‌اند علاقه‌ای به مقاومت در برابر واشنگتن ندارند.

    «سید عباس عراقچی» معاون وزیر امور خارجه ایران نیز اخیرا در گفتگویی با «ان آر سی»  هلند، خواستار تلاش بیشتر اروپا برای حفظ برجام شد.

    وی از اروپا خواست تا صندوقی برای محافظت از شرکت‌های خود در برابر تنبیه آمریکا ایجاد کند، چون هر چیز هزینه‌ای دارد.

    وزارت خارجه فنلاند از پیوستن ۶ کشور اروپایی به ساز و کار تسهیل تجارت با ایران موسوم به «اینستکس» خبر داد.

    وزارت خارجه فنلاند روز جمعه در بیانیه‌ای اعلام کرد این کشور به همراه بلژیک، دانمارک، هلند، نروژ و سوئد قصد پیوستن به مکانیسم تجارت با ایران موسوم به «اینستکس» را دارد.

    در بخشی از این بیانیه می‌خوانیم: در ادامه حمایت اروپا از برجام و تلاش مستمر برای اجرای بخش اقتصادی این توافق و همچنین در راستای تسهیل تجارت مشروع با ایران، در تدارک تبدیل شدن به شرکای ابزار حمایت از تبادلات تجاری با ایران (اینستکس) هستیم.

  • فرانسه سفیر ترکیه را احضار می کند

    فرانسه سفیر ترکیه را احضار می کند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، یک مقام کاخ ریاست جمهوری فرانسه از احضار سفیر ترکیه در پاریس در پی اظهارات روز جمعه رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه خبر داد.

    رئیس‌جمهوری ترکیه به اظهارنظر همتای فرانسوی درباره مرگ مغزی ناتو واکنش تندی نشان داد.

    در حالی که واکنش‌ها به اظهارنظر امانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه مبنی بر «مرگ مغزی» ناتو ادامه دارد رجب طیب اردوغان همتای ترکیه ای وی روز جمعه گفت که ماکرون باید قبل از بیان چنین اظهاراتی، مرگ مغزی خود را چک کند!

    گفتنی است یکی از دلایل ماکرون برای زیرسوال بردن ناتو، عقب نشینی آمریکا از شمال سوریه و بازکردن راه ترکیه برای حمله به نیروهای کُرد دموکراتیک سوریه بود.

    ماکرون گفته بود چنین اقدامات یکجانبه ای نشان می‌دهد که نمی‌توان روی کمک آمریکا به عنوان تامین‌کننده امنیت جمعی اروپا حساب باز کرد.

    این در حالی است که حتی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان نیز که همگام با ماکرون از ایجاد ارتش اروپایی حمایت می‌کند، مدعی است اروپا هنوز قادر نیست به تنهایی از پس تامین امنیت خود برآید و همچنان به کمک ناتو نیازمند است.