برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • اکرمی به شورای نگهبان: با دید بازتری صلاحیت نامزدهای ۱۴۰۰ را بررسی کنید

    اکرمی به شورای نگهبان: با دید بازتری صلاحیت نامزدهای ۱۴۰۰ را بررسی کنید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فاصله باقیمانده تا انتخابات ۱۴۰۰، بحث و رایزنی ها بر سر کاندیداهای بالا گرفته است. از یک سو لیست نامزدهای احتمالی هر روز کم و زیاد می شود و از سوی دیگر نگرانی از باب مشارکت در این انتخابات جدی تر از قبل مطرح می شود.

    سیدرضا اکرمی، عضو جامعه روحانیت مبارز تاکید دارد شورای نگهبان باید زمینه مشارکت گسترده تر را فراهم کند و می تواند با نگاه بازتری صلاحیت ها را بررسی کند.  این روحانیِ اصولگرا احتمال رئیس جمهور شدن یک روحانی، چهره نظامی و زنان را کم می داند اما این را هم می گوید که «نوع نگاه مردم در انتخابات سال آینده قابل پیش بینی نیست.»

    حجت الاسلام والمسلمین سیدرضا اکرمی عضو شاخص جامعه روحانیت مبارز، در پاسخ به این پرسش که مطرح شدن اسامی پر تعداد کاندیداهای ریاست جمهوری از هم اکنون مردم را دچار سردرگمی برای انتخاب نمی‌کند؟، به خبرگزاری خبرآنلاین گفت:‌نمی‌توان از چندین ماه مانده به انتخابات در خصوص افرادی که اسامی آنها برای سال ۱۴۰۰ مطرح می‌شود، پیش داوری کرد.

    این عضو جامعه روحانیت مبارز اضافه کرد: باید دید شورای نگهبان کدامیک از چهره‌های سیاسی را برای انتخابات احراز صلاحیت می‌کند و اینکه چه تعداد کاندیدا مجال حضور در مرحله پایانی انتخابات را پیدا می‌کنند.

    اکرمی گفت: باید منتظر ایام انتخابات ماند تا در آن زمان تشخیص داد که رقابت تا چه میزان جدی است تا مردم از بین کاندیداها یک نفر را برگزینند.

    کرونا شاید انتخابات را کم رونق کند

    این روحانی سیاستمدار در ارزیابی فعالیت جناح‌های سیاسی و فضای انتخاباتی کشور، اظهار کرد: شیوع بیماری کرونا در جهان باعث شده تا نوع برگزاری انتخابات در سال ۱۴۰۰ از هم اکنون به عنوان یک مسأله مورد بحث قرار گیرد. مشخص نیست که مردم باید در سال آینده در شعب اخذ رأی صف ببندند و یا برای مثال از طریق پست آرای خود را به مقامات دست اندرکار برسانند.

    وی ادامه داد: شاید کرونا یکی از عوامل مهم در کاهش مشارکت مردم در انتخابات سال آینده شود و به همین دلیل باید تلاش‌هایی صورت بگیرد تا مردم به رأی دادن ترغیب شوند.

    اکرمی به شورای نگهبان: با دید بازتری صلاحیت نامزدهای ۱۴۰۰ را بررسی کنید
    اکرمی به شورای نگهبان: با دید بازتری صلاحیت نامزدهای ۱۴۰۰ را بررسی کنید

    تغییر نگاه شورای نگهبان موجب افزایش مشارکت می‌شود

    اکرمی در پاسخ به این سوال که آیا شورای نگهبان می‌تواند با تغییر نگاه خود به برخی کاندیداها می تواند زمینه مشارکت بیشتر مردم در انتخابات را فراهم کند؟، گفت: به طور طبیعی به هر میزان که شورای نگهبان یک فضای بسته برای بررسی صلاحیت‌ها ایجاد کند، به تبع آن دواطلبان و حتی مشارکت مردم کمتر می‌شود.

    وی تصریح کرد: بهتر است شورای نگهبان با دید بازتری به مقوله بررسی صلاحیت‌ها بپردازد تا در نهایت موجب افزایش مشارکت مردم در امر انتخابات شود.

    عرصه برای کاندیداتوری زنان فراهم نیست

    این روحانی سیاستمدار در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حضور بانوان در قامت کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ نیز گفت: بعید است که یک کاندیدای خانم در سال ۱۴۰۰ با مردان رقابت کند. هنوز زمینه برای حضور بانوان در این عرصه فراهم نیست و این قشر از جامعه همچنان می‌توانند در مجلس شورای اسلامی و یا سایر نهادها از جمله شورای شهر نقش آفرینی کنند.

    اکرمی در خصوص شانس کاندیداهای نظامی، ابراز داشت: تا کنون مردم اقبالی به نظامیان نشان نداده‌اند. البته نوع نگاه مردم در انتخابات سال آینده قابل پیش بینی نیست.

    احتمال رئیس جمهور شدن یک کاندیدایِ روحانی کم است

    این عضو جامعه روحانیت مبارز در پایان و در پاسخ به اینکه آیا این احتمال وجود دارد که یک چهره روحانی راهی پاستور شود؟، اظهار کرد: به نظر نمی‌رسد که در فضای فعلی این اتفاق رخ دهد. امیدوار هستم که در آینده نزدیک گشایش بیشتری برای حضور داوطلبان در انتخابات و همچنین مردم در پای صندوق‌های رأی ایجاد شود.

    نماینده ادوار مجلس درباره اینکه آیا احزاب سیاسی قدرت معرفی کاندیدا و به پیروزی رساندن نماینده خود در انتخابات سال ۱۴۰۰ را دارند؟، اظهار کرد: متاسفانه احزاب به این دلیل که در طول سال فعالیت جدی ندارند، نمی‌توان آنها را در جایگاهی ببینیم که توانایی معرفی کاندیدای مستقل و حتی گسیل آن فرد به آوردگاه انتخابات را داشته باشند.

    وی افزود: این موضوع در دو جناح سیاسی کشور نیز وجود دارد و احزاب حاضر در این دو جریان اصلی کشور گریزی ندارند که در نهایت برای انتخابات ریاست جمهوری تنها بر حضور یک کاندیدا اجماع کنند.

    این عضو جامعه روحانیت مبارز تأکید کرد: هنوز بستری در کشور به وجود نیامده که در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، احزاب با یدگیر رقابت کنند که این موضوع نیز برآمده از کم کاری خود احزاب است.

    ۲۷۲۱۹

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • مشارکت پایین در انتخابات ریاست‌جمهوری، نظام را با بحران‌های بین‌المللی روبرو خواهد کرد

    مشارکت پایین در انتخابات ریاست‌جمهوری، نظام را با بحران‌های بین‌المللی روبرو خواهد کرد

    اعتمادآنلاین| ایران در حال حاضر، یکی از سخت‌ترین دوره‌های سیاسی و اقتصادی خود در تاریخ را تجربه می‌کند. از طرفی فشار تحریم‌های اقتصادی روز به روز تشدید شده و از سوی دیگر شیوع ویروس کرونا، نظام جمهوری اسلامی را دچار چالش‌های جدی کرده است. همچنین تورم افسارگسیخته و رشد سرسام‌آور قیمت‌ها سبب شده نگرانی‌ها از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ افزایش یاید. رد صلاحیت‌های گسترده کاندیداهای حضور در مجلس یازدهم به‌ویژه از میان طیف اصلاح‌طلبان از سوی شورای نگهبان نیز یکی دیگر از دغدغه‌هایی است که باعث شده از هم‌اکنون شایعات فراوانی پیرامون خروج قطعی نام رئیس جمهوری اصولگرا از صندوق‌های رأی شکل بگیرد.

    محمدصادق جوادی حصار، تحلیل‌گر سیاسی، ماه گذشته در گفت‌وگویی، چالش‌های پیش روی ایران در قرن جدید را بررسی و بر لزوم احیای پیوند میان حاکمیت و مردم تأکید کرد. این گفت‌وگو به دلیل برخی مشکلات ناشی از کرونا در محیط کار، با تأخیر منتشر می‌شود.

    عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، انتخابات ۱۴۰۰ را پیچی تاریخی و نقطه عطفی در مناسبات ملی ایران دانست و فردی را شایسته ریاست جمهوری توصیف کرد که ظرفیت تجمیع پتانسیل‌های ملی را داشته باشد. ماحصل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    در آستانه ورود به قرن جدید قرار داریم. به نظر شما در قرن آینده با چه چالش‌هایی به لحاظ حکمرانی روبرو خواهیم بود؟

    اگر از منظر ملی به چالش‌های پیش رو در آستانه قرن جدید نگاه کنیم، افقی برابر چشمان ما باز خواهد شد و اگر از نظر حاکمیتی و سیستمی و نظامات درونی به موضوع نگاه کنیم، افق دیگری مقابل دیدگان‌مان گشوده می‌شود. به نظر من از نگاه حاکمان دین‌دار یا از منظر ایدئولوژی حاکمیتی، قرن جدید برای دغدغه‌مندان حوزه دیانت و دین‌ورزی، یکی از پُرچالش‌ترین روزگاران قابل تصور خواهد بود، به دلیل اینکه شیوه‌های متعددی از زمامداری معطوف به دین را در تاریخ تجربه کرده‌ایم، اما شیوه زمامداری معطوف به دین از منظر شیعی در این روزگاران، آن هم با نظامات نوین جهانی و بین‌المللی، تقریباً بی‌نظیر است.

    البته عهد صفویه را در تاریخ داشته‌ایم که مردم، حکومت شیعی را تجربه کرده‌اند، اما آن سلطنت شیعی بوده است. به نظر من رفتار دین‌ورزانه حاکمیتی مبتنی بر شاخص‌های نوین جهانی و بین‌المللی و معطوف به مناسبات نوینی مثل حقوق بشر در قالب جمهوری اسلامی، برای حاکمیت‌ها و اضلاع حاکمیتی، یکی از پُرچالش‌ترین‌ها خواهد بود.

    از طرف دیگر دغدغه اصالت دین، حضور معنوی دین و اینکه مردم به خاطر گرایش‌های سیاسی و کاستی‌های برخاسته از این حوزه، به اصل دیانت و دین‌ورزی بی‌باور نشوند، یکی از دغدغه‌های اصلی دین‌ورزان بیرون از حاکمیت‌ها خواهد بود. در حال حاضر شرایطی به وجود آمده که اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بخش‌هایی از مردم تصور می‌کنند دین، همانی است که از طرف متولیان امور دینی تبلیغ می‌شود و چون این جماعت نمی‌توانند به وعده‌های داده شده عمل کنند، حاجات جماعت دین‌باور را برآورده سازند و کارکرد مناسبی برای رفتارهای دینی در حوزه ملی و جهانی تعریف کنند، به ناکارآمدی دین و تفکیک دین از حوزه‌های مختلف بشری مثل زندگی اجتماعی و زندگی سیاسی می‌رسند. آنها به چیزی برمی‌گردند که در جهان غرب به آن رسیده بودند، یعنی تفکیک دین از سیاست و امور اجتماعی. این موضوع، دغدغه دین‌ورزانی است که فارغ از دغدغه‌های حکومتی و سیاسی، می‌خواهند همچنان به اصالت دین و باورهای دینی معتقد بمانند. این چالش‌ها از منظر دین‌ورزی وجود دارد.

    اگر از منظر ملی نگاه کنیم، باز هم در سال ۱۴۰۰، یکی از دغدغه‌های اصلی را می‌بینیم. از منظر ملی دو، سه فاکتور داشته‌ایم که طی قرون متمادی مایه پیوند اجزای کشورمان بوده است. یکی از ابزارها و موضوعات پیونددهنده ملی در ایران، دین بوده که مردم را به همدیگر پیوند می‌داده است. گرایش‌های دینی مایه پیوند ایرانیان با یکدیگر بوده است.

    یکی دیگر از این ابزارهای پیونددهنده، گرایش‌های میهنی بوده است؛ آب و خاک و سرزمین که ایرانیان را به یکدیگر پیوند داده است. این تجربه ۴۰ ساله به ما می‌گوید که اگر همچنان بخواهیم با تکیه بر باورهای دینی خودمان، مطمئن از پیوندهای ملی باشیم، باید خیلی خوش‌بینانه به موضوع نگاه کرده باشیم. نمی‌شود با اطمینان به این موضوع نگاه کرد، چون عده‌ای می‌گویند اگر قرار است با این گرایش دینی که شما می‌گویید با یکدیگر هم‌بند و پیوسته باشیم، ما تمایل زیادی به این پیوستگی نداریم، بنابراین باید آلترناتیوهای مستحکم‌تری را به میدان بیاوریم، ضمن اینکه باید این پیوند را بازتولید کنیم، نه اینکه طردش کنیم. این پیوند بارها کارآمدی خود را نشان داده و حالا به دلیل بدفهمی‌ها، کج‌خلقی‌ها و سوءتفاهم‌ها دچار سستی‌ها و فتوراتی گشته و با چالش‌هایی روبرو شده است.

    چالش‌های درونی را بر آینده ایران مؤثرتر می‌دانید یا معتقدید چالش‌های بیرونی، اثرگذارتر هستند؟

    تصور می‌کنم چالش‌های درون مجموعه‌ای جدی‌تر هستند. البته یک‌سری چالش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نیز داریم. در قرن آینده خواهی نخواهی، ایران یکی از تأثیرگذارترین کشورهای منطقه در حوزه ژئوپلیتیک خواهد بود. ایران به عنوان کشور قدرتمند سیاسی، نظامی و تأثیرگذار، حداقل در مناسبات منطقه‌ای (اگر نگوییم بین‌المللی) به طور جدی با چالش روبرو است؛ چالشی که باید با پیرامون خود به موازنه برسد تا همه چیز بالانس شود و در این بالانس پیرامونی، نوسانات به قدری شدید نباشد که کسی احساس کند از کشتی امنیت به داخل اقیانوس متلاطم خطر پرتاب می‌شود. باید به موازنه برسند، چون نقش ایران در ایجاد این موازنه بسیار بالاست. تمام فشارها، هجمه‌ها و سختگیری‌ها بر ایران به خاطر کاستن از حجم این تأثیر است، یعنی تمام تحلیلگران بین‌المللی می‌دانند که اگر ایران با همین سبک و سیاق پیش برود، در ۱۰، ۲۰ سال آینده، حفره‌هایی را از نظر امنیتی در منطقه ایجاد خواهد کرد که پُر کردن آن حفره‌ها برای‌شان هزینه زیادی خواهد داشت، بنابراین سعی می‌کنند از شتاب‌گیری این حرکت جلوگیری کنند. به نظر من یکی از چالشی‌ترین دوران‌های ما، ربع قرن آینده خواهد بود که ایران به قدرتی قابل اعتنا و غیر قابل خدشه در مناسبات سیاسی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد، یا اگر بتوانند، ایران را تکه تکه می‌کنند.

    فکر می‌کنم این حجم از ایجاد خوف، وحشت و ناامنی از ایران در ذهن و ضمیر پیرامونیان ما به این دلیل است که اگر دست‌شان رسید به زخمی کردن اکتفا نکنند، چون به مثله کردن می‌اندیشند. آنها به این موضوع فکر می‌کنند که ایران را به قدری ناتوان کنند تا هیچ‌وقت از این سرزمین، صدای نوینی برای نظم بین‌المللی  و حداقل منطقه‌ای برنخیزد. تصور می‌کنم یکی از پُرچالش‌ترین زمان‌های پیش رو نه تنها برای جمهوری اسلامی، بلکه برای ایران، ۲۵ سال آینده است.

    ایران چگونه می‌تواند به تقابل با چالش‌های بیرونی برخیزد و در عین حال فشارهای درونی را نیز کاهش دهد؟

    برخی تصور می‌کنند اگر جمهوری اسلامی نباشد و حکومت بعدی در ایران تشکیل شود، خوف و خطرها در ایران از بین خواهد رفت. ایران در منظومه جهانی به بلوغ نسبتاً کاملی رسیده و فصل آن است که پیوندهای جدیدی را انتخاب کند. ایران اصلاً نمی‌تواند مثل نوجوانی تازه به دوران رسیده فکر کند. ایران به بلوغی رسیده که با هر مجموعه‌ای وارد تعامل و تبادل اطلاعات و نظر و مناسبات اقتصادی شود، از منظر بالغی دانا و آگاه به حقوق خود برخورد می‌کند و می‌فهمد چقدر قدرت دارد.

    تصور نکنید اگر در فردای احتمالی، جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد و حکومت دیگری بیاید، ما هیچ قدرتی نداریم. اتفاقاً حکومت جدید می‌گوید: «ما کشور خیلی قدرتمندی هستیم و قبلی‌ها عرضه نداشتند از این قدرت استفاده کنند». کسی نمی‌تواند روی این بلوغ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، خط بکشد. ایران به مرحله‌ای از دانایی، توانایی و دانش روز رسیده که در بسیاری از حوزه‌ها احساس استغنا می‌کند.

    ما هستیم و نیازی به دیگران نداریم؛ این نگاه برخاسته از بینش ملی است، نه بینش حاکمیتی. بینش ملی است که باعث می‌شود یک کشور بتواند تداوم رفتاری داشته باشد. وقتی کشوری ۴۰ سال در برابر خواسته‌ای مقاومت می‌کند، همه‌اش حاکمیتی و محصول تعاملات دولتی و نظام مستقر نیست، بلکه بخش گسترده‌ای از آن مبتنی بر تمایلات متن جامعه است. متن جامعه می‌خواهد این اتفاق بیفتد و می‌خواهد سربلند و عزتمند باشد، حتی اعتراضاتی که صورت می‌گیرد به این دلیل نیست که مردم بگویند: «چرا ما در چنین شرایطی هستیم»، بلکه می‌گویند: «چرا ما عزتمند نیستیم؟ چرا شما نمی‌توانید از توانایی‌های کشور  برای عزتمند کردن ما استفاده کنید؟ چرا تلاش نمی‌کنید ما به جایگاهی دست یابیم که باید باشیم».

    در حال حاضر مهم‌ترین چالش پیش روی کشور را کدام مسئله می‌دانید؟

    من از هر دو منظر  به موضوع نگاه می‌کنم. اینکه سرنوشت ما در چالش‌های پیش رو چه خواهد بود، یکی از جدی‌ترین  بحث‌های ماست، اما چالش جدی دیگری نیز وجود دارد و آن چالش مردم و حاکمیت است. حاکمیت باید خود را با مطالبات و مناسبات متن جامعه تطبیق دهد، در غیر اینصورت محکوم به شکست است. اصلاً تردید نکنید. این سخن پیغمبر (ص) است: «الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم» (زمامداری با کفر پایدار می‌ماند، اما با ظلم پایدار نمی‌ماند). شما نمی‌توانید حتی سخن حق خود را ظالمانه تحمیل کنید.

    ما باید به سمتی برویم که چالش میان دستگاه‌های حاکمیتی و متن جامعه را از بین ببریم. باید به بالانس برسیم. اگر ایران می‌خواهد در منطقه به بالانس برسد، ابتدا باید در درون خود به بالانس برسد. این توانایی درونی باید بتواند با بدنه کشور، ارتباط وثیق و محکمی برقرار کند تا هر دو طرف، سود و زیان را برای هم بدانند، یعنی مردم احساس کنند سودشان، سود حاکمیت بوده و حاکمیت نیز احساس کند سودش، سود مردم است. اگر این تعامل به صورت قدرتمندی برقرار شود، در ادامه می‌توانیم توازن منطقه‌ای ایجاد کنیم، دولت باید خود را فرزند ملت بداند و به اعتبار پدرش در بازار بین‌المللی حرف بزند. اگر پدر بگوید: «من این پسر را عاق کرده و رها کرده‌ام»، دولت‌های دیگر تره نیز برای او خرد نمی‌کنند. بارها عرض کرده‌ام بزرگترین سرمایه هر دولتی، پشتوانه مردمی است، بنابراین تنها سرمایه‌ای که نظام جمهوری اسلامی می‌تواند روی آن حساب کند، همین مردم هستند. چالش اصلی حکومت جمهوری اسلامی این است که این سرمایه را از دست ندهد.

    در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، حضور مردم پای صندوق‌های رأی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اگر شورای نگهبان بخواهد سختگیری‌های مشابه انتخابات مجلس یازدهم را اعمال کند، ممکن است باز هم شاهد مشارکت حداقلی مردم باشیم؟

    با تمام احترامی که برای شورای نگهبان قائل هستم، فکر می‌کنم بسیاری از مواقع، دوستی شورای نگهبان مانند دوستی خاله خرسه است! یعنی می‌گویند: «ما از بس شما را دوست داریم، سنگی روی سرتان رها می‌کنیم و نابودتان می‌کنیم تا مگس روی صورت‌تان ننشیند!» از خوف اینکه مبادا خطایی صورت بگیرد، دارند اعتماد مردم نسبت به نظام و حاکمیت را سلب می‌کنند. اینکه شما فکر کنید می‌توانید به عنوان قیم و به‌جای مردم، خوب و بد را تشخیص دهید، دغدغه خودتان است، اما دغدغه مردم نیست. مردم حاضر نیستند بگویند: «آنچه از فاهمه آقای جنتی بیرون می‌آید، در هاضمه ملت ایران نیز قابل هضم است»، چون واقعاً اینطور نیست.

    یکی از مهمترین کارهایی که در حوزه وظایف رهبری است، اصلاح امور است و شفاف می‌گویم به گمان من، یکی از مهمترین اصلاحاتی که باید در امور جاری کشور به دست  رهبری اتفاق بیفتد، اصلاح شورای نگهبان است؛ جوانگرایی کارآمد و به‌روز، مبتنی بر دغدغه‌های عصر حاضر. آقای جنتی و ذهنیت‌های امثال او، قدرت انطباق با شرایط کنونی را ندارند. نه اینکه سوءنیت داشته باشند، بلکه اصلاً قدرت انطباق ندارند. آقای جنتی نمی‌تواند تمایلات جوان امروزی را هضم کند. هاضمه او ناتوان‌تر از آن است که بفهمد جوان از اسلام و حکومت چه می‌خواهد، از مشارکت چه طلب می‌کند و از نماینده چه تصویری دارد.

    در ذهنیت آقای جنتی، نماینده مجلس باید حتماً یک‌سره نماز شب بخواند و در مجلس نیز به‌جای اینکه به لوایح فکر کند، ذکر بگوید. از نگاه او، این نماینده خیلی خوبی خواهد بود، ولی چقدر توانایی و کارآمدی دارد؟ چقدر منظومه قدرت و تعاملات درون و بیرون حاکمیت را می‌شناسد؟ چقدر می‌تواند در مناسبات به درستی رفتار کند؟ به نظر من امثال آقای جنتی نمی‌توانند این موضوعات را هضم کنند. البته اصلاً منظورم این نیست که گناهی دارند. من معتقدم «لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها» (خداوند هیچ‌کس را تکلیف نمی‌کند، مگر به قدر توانایی او). وسع امثال آقای جنتی بیشتر از این نیست. به نظر من بهترین کاری که رهبری می‌توانند در این عرصه انجام دهند، این است که در سیستم گزینش‌گری کشور بازنگری کنند. امثال آقای جنتی با این ذهنیت‌ها برای خود، اصلاً انگار مشارکتی تصور نمی‌کنند. با این ذهنیت نمی‌شود کار کرد.

    در مجلس یازدهم شاهد یک‌سری نظارت‌های میدانی هستیم. اساساً مجلس باید بر چه حوزه‌هایی نظارت کند و از طرفی نظارت‌های میدانی را تا چه اندازه مؤثر قلمداد می‌کنید؟

    خداوند، شهید بهشتی را رحمت کند؛ او می‌گفت: «مدیر خوب، مدیری نیست که به اندازه ۷۰ نفر کار کند، بلکه مدیر خوب، مدیری است که ۷۰ نفر را به کار بگیرد». ما کشوری داریم که سیستم و شبکه مدیریتی قدرتمندی دارد. اگر جریان امور به طور علمی و بدون رانت، مسیر خود را طی کند، اصلاً نیازی نیست آقای قالیباف به خرمشهر، آبادان یا شهرهای دیگر برود و پای درد دل مردم بنشیند. مگر استاندار آن استان، لولوی سر خرمن است؟ وظیفه ذاتی او از طرف دولت، همین کارهاست.

    مجلس مثل مدیری است که بودجه‌ای را به فردی می‌دهد و می‌گوید: «برو خرج کن»، بعد بر حسن اجرای کار نظارت می‌کند، نه اینکه بگوید: «تو بلد نیستی خرج کنی، بده خودم خرج کنم»، مثل پدری که پولی به فرزندش بدهد تا برود نان بخرد، بعد بگوید: «بچه است و نمی‌تواند نان بخرد، خودم می‌روم نان می‌خرم»، در این صورت که آقای رئیس جمهور باید صبح تا شب در کشور راه بیفتد و بگوید: «به‌جای فرماندار و استاندار خودم تصمیم می‌گیرم». مجلس نیز به‌جای نماینده قوه مقننه در استان‌ها که همان نمایندگان مجلس هستند، بر حسن اجرای امور نظارت کند و رئیس مجلس بگوید: «خودم به عنوان رئیس قوه شخصاً نظارت می‌کنم»، پس نمایندگان شهرستان‌ها و استان‌ها چه هستند؟ مشکل ما این است که بخش قابل توجهی از نمایندگان، نماینده مردم نیستند، بلکه آنها نمایندگان تحمیل شده بر مردم هستند، یعنی به طور مثال به مردم گفته‌ایم: «فقط همین میوه‌ها هستند. دل‌تان می‌خواهد بخرید، دل‌تان نمی‌خواهد نخرید.» جمع کوچکی خریده‌اند و حالا می‌گوییم: «دیدید میوه‌مان را می‌خرند!»، مثلاً نماینده شهری با ۱۰ هزار رأی به مجلس رفته است.

    فیلمی در فضای مجازی پخش شد که نماینده‌ای بعد از پیروزی، از شدت خوشحالی به این سو و آن سو می‌دوید. این رفتارها، شائباتی مبنی بر تأمین منافع شخصی از طریق ورود به بهارستان را ایجاد نمی‌کند؟

    این اتفاقات، محصول تنگ‌نظری است. نمی‌توانیم به مردم بگوییم: «نمی‌خواهد شما غصه بخورید، ما به‌جای شما غصه می‌خوریم». وقتی چند بار به مردم بگویید: «شما کاره‌ای نیستید و بروید کنار. خودمان می‌دانیم چه کسی را به مجلس بیاوریم.»، مردم نیز می‌گویند: «حالا که اینطور است، خودتان زحمت بکشید فردی را به مجلس ببرید»، اما آدمی که شما به مجلس می‌فرستید، حرفش در میان مدیران دولتی حوزه انتخابیه‌اش، خریدار ندارد و کسی برای حرفش، تره هم خرد نمی‌کند. او نمی‌تواند بگوید: «من وظیفه نظارتی دارم تا ببینم استاندار به درستی به وظایف خود عمل می‌کند یا خیر.» نمی‌تواند بر بودجه‌ای که برای استان «الف» یا «ب» از طرف دولت اختصاص یافته و در مجلس تصویب شده، نظارت کند تا ببیند مسیر خود را طی می‌کند یا خیر. نماینده مجلس باید چنین کاری را انجام دهد، اما به دنبال این است که کاری کند تا شورای نگهبان دوباره تأییدش کند. نماینده از روزی که به مجلس می‌رود، یا به فکر تأیید دوباره است یا می‌خواهد برای خود بعد از پایان دوره نمایندگی، پست وزارتی ایجاد کند. او نماینده مردم نیست، بلکه نماینده بخش‌های قدرت، ثروت، رانت و امثالهم است. چرا ما نمایندگانی که در میان مردم، ماندگار باشند را کم داریم؟ چون واقعاً شیوه گزینش‌گری ما اجازه نمی‌دهد نمایندگان واقعی مردم به مجلس بیایند. همان‌طور که گفتم به نظرم این فرایند نیاز به بازنگری جدی دارد.

    با توجه به مدت زمان باقی مانده تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، ارزیابی شما از افراد و جناح‌های مختلف سیاسی چیست؟ کدام یک از چهره‌های برجسته، شانس و امکان حضور در انتخابات را دارند؟ آیا با عقیده جمعیت قابل توجهی از سیاسیون موافقید که رئیس جمهور بعدی به طور قطعی، اصولگراست؟

    ریاست جمهوری متعلق به اصولگراها نیست، بلکه می‌خواهند ریاست جمهوری را به اصولگراها بدهند. این دو نکته با فرق می‌کنند و دو مقوله مجزا هستند. اشکالی هم ندارد، ریاست جمهوری را به آنها بدهند. اصولگراها احساس می‌کنند هر هشت سال، یک بار نوبت آنهاست. خیلی هم خوب است، بیایند مملکت را اداره کنند، اما امیدواریم تجربه احمدی‌نژاد را تکرار نکنند. بهتر است اکنون به‌جای اینکه بگوییم: «فلان چهره نامدار اصلاح‌طلب یا فلان چهره نامدار اصولگرا بیاید»، فکر کنیم در شرایط کنونی چه فرد و چه برنامه‌ای می‌تواند این کشتی به گل نشسته را به ساحل برساند.

    ما باید هم‌اندیشی نخبگانی در کشور ایجاد کنیم، حاکمیت نیز بپذیرد و مشارکت کند تا جمعی از نخبگان کشور بنشینند و معضلات و مشکلات فعلی و پیش روی کشور در ۲۵ سال آینده را به طور جدی و بدون رودربایستی احصا کنند. به طور مثال ۱۰ چالش را شناسایی و اولویت‌بندی کنند تا ببینند چه فرد یا اندیشه‌ای می‌تواند این چالش‌ها را مرتفع کند و از میان بردارد. در تاریخ اساطیری ما نوشته شده، هر وقت حکومت مرکزی گیر می‌افتاد و کاری از دستش برنمی‌آمد، می‌گفت: «بگویید رستم از سیستان بیاید تا ببینیم چه کاری می‌تواند برای ما انجام دهد». رستم امروز ایران، جماعت همفکر و هم‌اندیشی است که به صورت ملی دغدغه ایران را داشته باشد. امروز دیگر رستم در شکل یک آدم ظاهر نخواهد شد؛ رستمی که برآورنده حاجات ملی کشور ماست، محصول هم‌اندیشی نخبگان ملی این کشور خواهد بود.

    باید اتاق فکری تشکیل دهند و ببینند کاراکتری که امروز می‌تواند مشکل کشور را در پناه اعتماد ملی حل کند، چه مختصات و شرایطی دارد. اگر چهره بوروکرات یا مذهبی جواب می‌دهد، سر کار بیاید، فقط باید اولویت‌ها را تعریف کنند و ببینند کدام یک از شاخصه‌ها در گام اول، اعتماد عمومی را جلب می‌کند و در ادامه برنامه کارآمدی برای مناقشات ملی و بین‌المللی ارائه می‌دهد. اینکه اصولگراها استخاره کنند تا نام چه فردی را از صندوق بیرون بیاورند و اصلاح‌طلبان قرعه بیندازند تا ببینند قرعه به نام چه کسی می‌افتد، درست نیست، مثلاً پنج کاندیدا معرفی کنند و هر کدام را شورای نگهبان رد نکرد، دیگران روی نام او ائتلاف کنند، بعد هم به شورای نگهبان، گرا بدهند که چه کسی را رد کند و چه کسی را رد نکند. باید این بچه‌بازی‌ها را کنار بگذاریم.

    کشور در آستانه بحران جدی مشروعیت است. اگر در انتخابات پیش رو، نظام به راه چاره‌ای برای بازسازی اعتماد ملی دست پیدا نکند، مردم در انتخابات مشارکت نکرده و بیش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت نکنند، در آینده نزدیک با بحران‌های شدید بین‌المللی روبرو خواهیم بود. غربی‌ها فشار می‌آورند و کافی است اعلام شود مشارکت در انتخابات آینده، ۱۵ یا ۲۰ درصد بوده، در این صورت فقط با تکیه بر قدرت نظامی می‌توانند برخورد کنند، قدرت نظامی هم که بی‌حد و حصر نیست. حرف من این است که انتخابات ۱۴۰۰ پیچی تاریخی و نقطه عطفی در مناسبات ملی ماست. مدام بر واژه «ملی» تأکید دارم، چون اعتقاد دارم دیگر عناصری مثل بستن دکمه یقه پیراهن یا انتخاب به عنوان استاندار نمونه جواب نمی‌دهد. باید فردی را بیاورند که ظرفیت تجمیع پتانسیل‌های ملی را داشته باشد. باید شخصی باشد که اصلاح‌طلبان بگویند ۵۰ درصد او را قبول داریم و اصولگرایان و ملیون نیز همین نظر را داشته باشند. امروز کشور ما چهره‌ای را طلب می‌کند که در میان نظامی‌ها نقش قاسم سلیمانی، در بین تکنوکرات‌ها نقش محمدجواد ظریف، در میان مذهبیون نقش آیت‌الله طالقانی و در بین عناصر تشکیلاتی، نقش آیت‌الله بهشتی را داشته باشد. باید آدمی در این سطح را مطرح کنیم، زمام کشور را به دست او بسپاریم و بگوییم: «تو را به خدا قسم، کشور را نجات بده و ما نیز پشت سرت هستیم»، اما در دعواهای خاله‌زنکی امروز، هر کسی سهم خود را طلب می‌کند.

    فردی با چنین ظرفیت و پتانسیلی در حال حاضر در کشور وجود دارد؟

    بله، ظرفیت‌های زیادی داریم، اما حاکمیت استکبار می‌ورزد و از موضع بالا به جماعت نگاه می‌کند. افرادی که در حاکمیت، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌کنند، به حدی از موضع بالا به مجموعه نگاه می‌کنند که اصلاً هر حرفی جز حرف خودشان را قابل شنیدن نمی‌دانند. این اتفاق برای آنها مشکل درست می‌کند، البته مشکل آنها برای من چندان اهمیتی ندارد، بلکه مشکل کشور برای من حائز اهمیت است.

    دولت کنونی با بحران تحریم و کرونا به طور همزمان مواجه است. به نظر شما مسئله تحریم و چگونگی رابطه با غرب به کجا می‌رسد؟ همچنین چه تصوری از حل بحران‌های بین‌المللی مثل برجام و اف‌اِی‌تی‌اف دارید؟

    می‌گویند: «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی». بحران‌هایی در دو، سه سال اخیر، کشور را درگیر کرده است که بعضی اتفاق می‌افتد و بعضی ایجاد می‌شود. این بحران‌ها دست به دست همدیگر دادند. البته هر کدام از آنها کفایت می‌کرد دولتی را در شرایط کنونی ایران ساقط کند. باید این واقعیت را بپذیریم. آقای روحانی همانند ستونی شده که در رمی جمرات، به آن سنگی می‌زنند! اشکالی ندارد، سنگ بزنند. آقای روحانی نشان داده پوستش کلفت است، می‌خندد و بی‌تفاوت رد می‌شود که البته به نظر من کار پسندیده‌ای نیست، اما واقعیت این است که ایران در بحران کرونا، از دنیا خیلی عقب نیست. کشورهایی که از نظر صنعتی در جمع برترین‌های دنیا هستند، مانند انگلستان، هند، برزیل، آمریکا و فرانسه، کمتر از ایران در ماجرای کرونا، بحران ندارند.

    باید تحریم‌های کمرشکنی که آمریکا به ایران تحمیل کرده را نیز اضافه کرده و منصفانه قضاوت کنیم. اگر دولت از جیب مردم هم خرج کرده، حداقل نگذاشته این بحران، راه نفس کشور را ببندد. آمریکایی‌ها می‌خواستند نفس ایران را بند بیاورند. اقدام دولت قابل ستایش بوده، ولی درد ما این است که عده‌ای در داخل کشور، عناد و دشمنی جناحی را تا مرزی پیش می‌برند که می‌خواهند به‌جای دشمن بنشینند و حتی بکُشند. فرقی هم نمی‌کند از کدام طرف بوده است. فردی، زیر پای کسی که سر کار است را خالی می‌کند که با مغز به زمین بخورد و بگوید: «تو نمی‌توانی و من می‌توانم». آن کسی که سر کار است هم می‌گوید: «تو نمی‌توانستی و من می‌توانم». این معضل باید از بین برود، ولی همان‌طور که پیش‌تر گفتم بدون تردید، ایران در آینده یکی از کشورهای تعیین کننده در منطقه و جهان خواهد بود، راه‌های حل منازعات نیز تن دادن به یک‌سری قواعد بین‌المللی است. افراط و تفریط در سیاست، معنا ندارد و قهر و آشتی دائم در کار سیاسی بی‌معناست. روزی با انگلیس درگیر بودیم، امام گفت: «آمریکا از شوروی بدتر و شوروی از انگلیس بدتر است». اکنون نیز همین است. هیچ کشوری با ما عهد اخوت دائمی نمی‌بندد. اگر منافع ما تأمین شود و ما نیز منافع طرف مقابل را تأمین کنیم، می‌توانیم دوست باشیم. دیدیم که امام در پایان عمرشان، مسئله جنگ را حل کردند و قانون اساسی را به رفراندوم گذاشتند. جز امام هیچ‌کسی نمی‌توانست این کار را آن‌طور کم‌هزینه انجام دهد.

    یکی از وظایف خطیر دستگاه رهبری این کشور این است که جاده تعاملات بین‌المللی به‌ویژه تعاملات منطقه‌ای، کارآمد، مساوی و انسانی با آمریکا را هموار کند. ما روزی با شوروی مشکل داشتیم و حالا با یکدیگر شریک استراتژیک هستیم. روزی غربی‌ها با صدام دشمن بودند، امروز با عراق شریک استراتژیک هستند. انگلیسی‌‌ها علیه ما کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند، امروز با ما سر یک میز می‌نشینند و حتی از حقوق ایران در مقابل آمریکا دفاع می‌کنند، بنابراین معنی ندارد که بگوییم ارتباط ما با آمریکا باید تا ابد قطع باشد.

    نقل است که وقتی لانه جاسوسی تسخیر شد، عده‌ای می‌خواستند محل سفارت را به امورات دیگری اختصاص دهند، اما امام گفتند: «قرار نیست تا ابد با آمریکا قطع رابطه کنیم. آنها فردا می‌خواهند به ملک خود بیایند و کار کنند». حداقل به این حرف امام گوش کنیم. یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید اتفاق بیفتد، هموارسازی این مسیر به دست توانای رهبری و مجموعه تصمیم‌ساز کشور است. اگر این اتفاق در دوره ایشان با هزینه کم نیفتد، ممکن است در آینده با هزینه زیاد به ما تحمیل شود. باید به این موضوع، توجه جدی داشته باشیم.

    منبع: پیام نو

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | احزاب جدی گرفته نمی‌شوند / در انتخابات‌ها چند نفر دور هم جمع می‌شوند و بدون توجه به شرایط، شعارهای احساسی می‌دهند

    انتخابات ۱۴۰۰ | احزاب جدی گرفته نمی‌شوند / در انتخابات‌ها چند نفر دور هم جمع می‌شوند و بدون توجه به شرایط، شعارهای احساسی می‌دهند

     

    انتخابات ۱۴۰۰ | احزاب جدی گرفته نمی‌شوند / در انتخابات‌ها چند نفر دور هم جمع می‌شوند و بدون توجه به شرایط، شعارهای احساسی می‌دهند

     

    اعتمادآنلاین| «نظام پارلمانی» موثر یا هزینه‌ساز؟ این سوالی است که هر از چند گاهی در سپهر سیاسی ایران مورد توجه قرار می‌گیرد و باطبع نظرات موافق و مخالفی هم در رابطه با آن مطرح می‌شود. آن هم در حالی که در دهه اول جمهوری اسلامی تجربه مدیریت کشور بر اساس نظام شبه پارلمانی را انجام شده است.

    کاظم اکرمی، ‌فعال سیاسی، در گفت‌وگو با اعتماد‌آنلاین در این‌باره اظهار داشت: نظام پارلمانی شیوه‌ای است که در برخی از کشورهای جهان جاری است. اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی رئیس‌جمهوری که با رای عامه مردم انتخاب می شود،‌ مامور به تشکیل دولت است و قوه مجریه زیر نظر رهبری امور مربوط به مملکت را به عهده می گیرد. البته این روش که نخست‌وزیر توسط نمایندگان مجلس انتخاب شود، قاعدتا می‌تواند مزیت‌هایی هم داشته باشد.

    عضو کابینه دولت دوران جنگ در ادامه گفت: با در نظر گرفتن اینکه مجلس فعلی منتخب اقلیت مردم ایران است و نمایندگان با رای‌های بسیار پایین مجلس‌نشین شده‌اند، می‌توان گفت اگر این مجلس نخست‌وزیر را انتخاب کند، نفر اول کشور کسی خواهد بود که توسط نمایندگان بخش کمی از مردم روی کار آمده‌اند. در چنین حالتی منافع ملی آن طور که لازم است تامین نمی‌شود.

    او همچنین تصریح کرد: مشکل اصلی نظام ما این است که به احزاب توجهی نمی‌شود و به همین دلیل فعالیت‌های گروه‌های سیاسی به طور پراکنده و نامنظم انجام می‌شود. اگر حزب‌ به معنای درست آن‌ داشته باشیم، در آستانه هر انتخاباتی احزاب بعد از بررسی شرایط کشور برنامه‌ای دقیق و مدون آماده می‌کنند و آن را به عنوان راه حلی عملی برای برون رفت از مشکلات و تحقق پیشرفت و توسعه به اطلاع مردم می‌رسانند. در این صورت مردم هم به جای اینکه در انتخابات روی اسم‌ها تمرکز کنند، بعد از بررسی برنامه‌هایی که احزاب مختلف نوشته‌اند به برنامه‌ای رای می‌دهند که به نظرشان از برنامه‌های دیگر واقع‌بینانه و عملی‌تر است. «رای به برنامه» می‌تواند کشور را در مسیر اصلاح به حرکت در بیاورد.

    وی توضیح داد: وقتی احزاب جدی گرفته نشوند، در آستانه انتخابات چند نفر دور هم جمع می‌شوند و بدون اینکه توجهی به شرایط کشور و نظرات عمومی داشته باشند شعارهای احساسی و هیجانی می‌دهند تا به طریقی رای‌های بیشتری نسبت به رقیب داشته باشند. ناگفته پیداست در این شکل،‌ گروه‌های سیاسی اولویت را کسب قدرت و موقعیت می‌بینند و مصلحت عمومی به همین راحتی به بوته فراموشی سپرده می‌شود.

    کاظم اکرمی در پایان سخنانش گفت: برای برون رفت از این شرایط و کاهش دغدغه‌های مردم باید خرد جمعی را جدی بگیریم تا بتوانیم رضایت‌مندی را به جامعه تزریق کنیم.

    چکیده گفت‌وگو با کاظم اکرمی

    -برای کاهش دغدغه‌های مردم باید خرد جمعی را جدی بگیریم

    -رای به برنامه، کشور را در مسیر اصلاح قرار می‌دهد

    -گروه‌های سیاسی اولویت را کسب قدرت و موقعیت می‌بینند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جامعتین با کاندیدای اختصاصی وارد انتخابات ۱۴۰۰ می شود؟

    جامعتین با کاندیدای اختصاصی وارد انتخابات ۱۴۰۰ می شود؟

    جامعتین با کاندیدای اختصاصی وارد انتخابات ۱۴۰۰ می شود؟

     

    حجت الاسلام احمد سالک عضو جامعه روحانیت مبارز در گفتگویی با خبرگزاری خبرآنلاین در خصوص مطرح شدن برخی اسامی از جناح اصولگرا برای انتخابات سال ۱۴۰۰، اظهار کرد: هنوز ابعاد کار انتخاباتی برای سال ۱۴۰۰ مشخص نشده و نمی‌توان درباره مصادیق اعلام نظر کرد.

    در همین رابطه بخوانید؛

    جامعتین؛ فانوس‌دار اصولگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ خواهد شد؟

    وی ادامه داد: باید شاخصه‌ها و معیارهای قانونی که در مجلس در حال بررسی است به نتیجه برسند تا پس از آن افرادی که شرایط ورود به عرصه را دارند، مورد قضاوت قرار داد.

    سالک در خصوص نقش جامعتین در ایجاد اجماع میان اصولگرایان در انتخابات سال آینده، گفت: قطعا وحدت برای اصولگرایان یک امر لازم است. جامعتین نیز در این مسیر جلساتی را برگزار خواهند کرد.

    این عضو جامعه روحانیت مبارز در مواجهه با این سوال که آیا جامعتین احتمال دارد یک کاندیدای مشخص را به اصولگرایان معرفی کند؟،ابراز داشت: باید منتظر آینده بمانیم و بر اساس آن سیاست کلی خود را اتخاذ کنیم.شاید در جلسات جامعتین به این نتیجه برسیم که باید بر روی مصادیق تمرکز کنیم که بحث در خصوص این سیاست‌های احتمالی زود است.

    وی در پاسخ به این سوال که اگر تعدد کاندیدا از سوی اصولگرایان برای انتخابات ۱۴۰۰ رخ دهد، چگونه این جریان سیاسی به وحدت خواهد رسید؟، گفت: بنده امیدوارم همانطور که اصولگرایان در انتخابات اسفندماه سال ۹۸ به وحدت رسیدند، در انتخابات پیش رو نیز وحدت خود را حفظ کنند.

    احتمالا پایداری در انتخابات ۱۴۰۰ با دیگر اصولگرایان به وحدت می رسد

    این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در خصوص احتمال وحدت جبهه پایداری با سایر اصولگرایان در سال ۱۴۰۰ نیز گفت: بنده پیش بینی می‌کنم اعضای پایداری در سال ۱۴۰۰ با سایر اصولگرایان در امر وحدت اشتراک نظر داشته باشند.

    سالک در پایان در پاسخ به این سوال که نقش آیت الله مصباح در تبیین سیاست‌های انتخاباتی جبهه پایداری در سال ۱۴۰۰ را چگونه ارزیابی می‌کند؟، اظهار کرد: بنده از جانب ایشان نمی‌توانم سخنی بگویم اما، آیت الله مصباح همانند گذشته در صحنه انقلاب خواهند بود.

    ۲۷۲۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • الکترونیکی شدن انتخابات ۱۴۰۰ تا آخر آبان تعیین تکلیف می‌شود

    الکترونیکی شدن انتخابات ۱۴۰۰ تا آخر آبان تعیین تکلیف می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، جمال عرف درباره تمهیدات وزارت کشور برای برگزاری انتخابات ۱۴۰۰ متناسب با شرایط کرونایی، گفت: تجربه نخستین ما در این باره مربوط به اسفند ۹۸ است که در آن مقطع به مسئولان وزارت بهداشت اعلام کردیم هر نوع شیوه نامه‌ای را که ارائه کنند مبنا قرار می‌دهیم که طبق شیوه نامه‌های آن دوره اقدام کردیم.

    وی افزود: تجربه دیگر مربوط به مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی است که قرار بود ۲۹ فروردین امسال برگزار شود، اما به شهریور موکول شد که طبق شیوه نامه‌های بهداشتی اقدام کردیم و برای انتخابات ۱۴۰۰ نیز قطعاً همین رویه را در پیش می‌گیریم.

    معاون سیاسی وزیر کشور، یکی از پیشنهادهای این وزارتخانه را برای انتخابات ۱۴۰۰، اعمال کل فرآیند الکترونیکی شدن انتخابات دانست.

    عرف گفت: در انتخابات گذشته، جز یک مرحله که مربوط به صندوق رأی است باقی ۲۴ مرحله، الکترونیکی برگزار شد که در خصوص یک مرحله باقیمانده نیز با اعضای شورای نگهبان رایزنی کردیم، زیرا آقایان در آن شورا پرسش‌هایی از نظر فنی در این باره دارند که باید به آن پاسخ دهیم.

    وی تاکید کرد: احتمالاً این موضوع باید در همین ماه مشخص شود، زیرا در نهایت باید به سمت تولید صندوق‌های الکترونیک برویم؛ البته برای ساخت تعداد زیادی از این صندوق‌ها زمان خواهیم داشت.

    رئیس ستاد انتخابات افزود: پس از اعلام نظر شورای نگهبان؛ یا وارد فرآیند کلی انتخابات الکترونیک می‌شویم یعنی ۲۵ مرحله، الکترونیکی می‌شود یا مانند انتخابات گذشته ۲۴ مرحله از این فرآیند الکترونیکی خواهد بود و رأی گیری مانند قبل دستی انجام خواهد شد.

    عرف در پاسخ به پرسش دیگری درباره ملاحظات امنیتی در رأی گیری با صندوق‌های الکترونیکی و لزوم ارائه تضمین‌های لازم از جانب نهادهای ذیربط در این باره، گفت: آنچه بر عهده دولت و وزارت کشور است ما صندوق موجود را داریم که به تعداد؛ در اختیار شورای نگهبان گذاشتیم.

    وی تاکید کرد: قاعدتاً اعضای آن شورا باید صندوق‌ها را بررسی کنند که برای این کار، حتماً از مشاوران فنی و آزمایشگاه‌های تخصصی استفاده خواهند کرد، زیرا این فرآیندی کاملاً فنی است و باید در زمینه امنیتی به اطمینان برسند.

    عرف گفت: بر اساس بند ۱۲ از سیاست‌های کلی انتخابات تصریح شده است که اخذ و شمارش آرا در انتخابات باید الکترونیکی انجام شود، اما این فرآیندی فنی است که امیدوارم دو نهاد اجرایی و نظارتی انتخابات، هر چه زودتر در این باره به اجماع برسند تا این کار انجام شود.

    رئیس ستاد انتخابات کشور، از ارائه تعرفه‌های انتخابات ۱۴۰۰ به شورای نگهبان و اعلام نظر این شورا درباره تعرفه‌ها تا پایان آبان خبر داد.

    جمال عرف گفت: طبعاً این تعرفه‌ها باید به تأیید شورای نگهبان برسد و ما پس از اعلام نتایج به سرعت برای چاپ آن اقدام می‌کنیم.

    وی افزود: البته برای چاپ تعرفه‌ها مانند مراحل مختلف انتخابات که طبق تقویم اقدام می‌شود، مهلتی تعیین نشده است، اما هم ما و هم شورای نگهبان توجیه هستیم که باید زمان کافی در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم آن را چاپ کنیم که به این علت، حداکثر تا پایان آبان باید این کار انجام شود.

    رئیس ستاد انتخابات همچنین درباره تمهیدات این وزارتخانه برای انتخابات ۱۴۰۰ گفت: قاعدتاً نخستین اقدام ما تدوین تقویم انتخابات است؛ بر اساس این تقویم در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در سراسر کشور و دو انتخابات میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و خبرگان در برخی حوزه‌های انتخابیه برپا می‌شود.

    عرف افزود: طبق تقویم انتخابات، اکنون در حال طی شدن انتخابات میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی هستیم که هشت شهریور آگهی آن اعلام شد و طبق این تقویم، کسانی که می‌خواهند برای داوطلبی این انتخابات در شش حوزه انتخابیه اقدام کنند باید تا به حال استعفای شأن را داده باشند و با آن موافقت شده باشد.

    وی گفت: طبق تقویم سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، این انتخابات از ۱۱ اسفند با معرفی معتمدان برای تشکیل هیأت‌های اجرایی از جانب وزیر کشور آغاز می‌شود و فرمان این انتخابات از ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ برای تشکیل هیأت‌های اجرایی و آغاز نام نویسی داوطلبان صادر می‌شود.

    معاون سیاسی وزیر کشور افزود: از ۲۱ تا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ رسیدگی به صلاحیت داوطلبان انجام می‌شود و پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیت‌ها از جانب شورای نگهبان و انتشار اسامی نامزدها از جانب وزارت کشور، تبلیغات انتخابات آغاز می‌شود که این فرایند تا ۲۶ خرداد ادامه خواهد داشت.

    عرف اضافه کرد: طبق تقویم انتخابات ۱۴۰۰؛ ۲۷ خرداد، سکوت انتخاباتی خواهد بود و رأی گیری در روز ۲۸ خرداد انجام می‌شود که در مجموع، فرآیند انتخابات پیش رو از ۱۱ اسفند ۹۹ تا ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ ادامه دارد.

    وی گفت: اگر انتخابات ریاست جمهوری به هر علت به مرحله دوم موکول شود، قاعدتاً باید زمان برگزاری آن، هفته بعد از ۲۸ خرداد باشد که آمادگی داریم در ۴ تیر برگزار کنیم.

    رئیس ستاد انتخابات در پاسخ به این پرسش که استعفای مقامات داوطلب انتخابات ریاست جمهوری در چه سطحی و از چه زمانی الزامی است تاکید کرد: طبق قانون، مسئولان اجرایی و نظارتی موظف هستند از سمتشان استعفا دهند و قاعدتاً از وقتی فرآیند این انتخابات آغاز می‌شود، داوطلبان باید استعفا دهند.

    عرف افزود: به عنوان نمونه اگر وزیر کشور یا هر یک از اعضای شورای نگهبان یا در هر یک از سطوح مختلف این دو دستگاه بخواهند داوطلب انتخابات شوند، برای داوطلبی باید استعفا دهند.

    وی افزود: البته نمایندگان مجلس طرحی ناظر بر این موضوع دارند که طبق آن در پی تعیین زمان جدیدی برای استعفای داوطلبان هستند که هنوز مصوب و ابلاغ نشده است و تا آن زمان، قاعدتاً طبق قانون قبل عمل خواهیم کرد.

    رئیس ستاد انتخابات کشور در پاسخ به این پرسش که آیا نمایندگان مجلس نیز ملزم به استعفا هستند تاکید کرد: این الزام، صرفاً منحصر به متولیان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یعنی عناصری است که مسئولیت امور اجرایی و نظارتی انتخابات را به عهده دارد.

    عرف همچنین درباره تمهیدات انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا گفت: جدول برگزاری ششمین دوره انتخابات شوراها از ۲۴ فروردین ۱۴۰۰ با صدور فرمان آغاز این انتخابات از جانب وزیر کشور آغاز و فرآیند برگزاری آن اعم از نام نویسی داوطلبان، تشکیل هیأت‌های اجرایی و کارهای مختلف انجام می‌شود و این انتخابات نیز ۲۸ خرداد برپا خواهد شد.

    وی افزود: انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری نیز در چند حوزه انتخابیه که نمایندگان شأن فوت کردند برگزار می‌شود.

    سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری و ششمین انتخابات شوراها در سراسر کشور و انتخابات میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در شماری از حوزه‌های انتخابیه، همزمان در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ برگزار می‌شود.

    تهران جز حوزه‌های انتخابیه‌ای است که هر چهار انتخابات، ۲۸ خرداد آینده برگزار می‌شود.

     

    اخبار سیاسی |

  • ۵۰ سال پای درس آیت‌الله صانعی

    ۵۰ سال پای درس آیت‌الله صانعی

    اعتمادآنلاین| یکی از شاگردان آیت‌الله العظمی صانعی(ره) گفت: اعتقاد من این است که سال ۸۸ هم که ایشان از میرحسین موسوی حمایت کردند و بعد اتفاقاتی که افتاد تشخیص دینی ایشان بود که ایشان را روی موضع خودش نگه داشت. اصلا اهل جناح بندی نبود و فقط ارزش‌های دینی برای ایشان مهم بود و محور هم امام خمینی(س) بود. یعنی فوق‌العاده شیفتگی نسبت به امام داشت و اگر کسی متعرض امام می شد واقعا برآشفته می شد. روی دینش هم خیلی حساس بود. روی این محورها ایستاد و صدمه هم خورد. هزینه داد ولی من یکی دو بار بعد از آن قضایا دیدمش، وجدانش خیلی آرام بود. به خاطر این که احساس می کرد وظیفه شرعی اش را عمل کرده است.

    یکی از شاگردان آیت‌الله العظمی یوسف صانعی که از سال‌های دهه ۴۰، یعنی بالغ بر ۵۰ سال پیش، در مدرسه فیضیه قم با ایشان آشنا شده و در درس مکاسب این استاد صاحب نام حوزه علمیه شرکت کرده و تا اواخر عمر آیت‌الله صانعی ملاقات‌های مکرر با ایشان داشته، خاطرات شیرینی از حضور پای درس استاد، دقت نظر ایشان در تدریس، مواضع سیاسی و علمی شجاعانه و زندگی زاهدانه ایشان دارد. در گفت و گویی با او سعی کرده ایم این خاطرات را مرور کنیم.

    آنچه در ادامه می آید مشروح گفت‌وگو با آیت‌الله عباسعلی روحانی است:

    *سابقه آشنایی شما با آیت‌الله العظمی صانعی(ره) به چه زمانی بر می گردد و چه خاطراتی از ایشان دارید؟

    من در همان سال‌هایی که به قم آمدم؛ اوایل دهه ۴۰ بود که از بعضی شاگردان فاضل و مبرز امام بین طلبه‌ها نام نیکی برده می شد و یکی از آنها مرحوم آیت‌الله العظمی صانعی بود. من هنوز ایشان را ندیده بودم ولی ذکر خیر ایشان در محافل طلبگی و بین طلبه‌ها بود. تا اینکه توفیقی شد در خدمت جمعی از دوستان همبحث و همدرسمان در مدرسه فیضیه خدمت ایشان رسیدیم.

    عصرهای مدرسه فیضیه عصرهای محفلی بود. معمولا طلبه‌های هر شهر و استانی همدیگر را پیدا می کردند و در ایوان، کتابخانه یا مدرَس دور هم جمع می شدند و مسائل داخلی خودشان را مرور می کردند. مثلا ترک‌ها با هم، فارس‌ها با هم و لرها با هم بودند. می شد هم که این محفل‌ها محفل‌های غیر این جهت باشد. یعنی لر و فارس و غیره که با هم همدرس بودند گاهی با هم می نشستند.

    شاید ۱۰۰ گروه از این محفل‌ها در مدرسه فیضیه تشکیل می شد. یکی از این گروه‌ها گروه فضلای اصفهان بود. بعضی از مدرسین آن موقع حوزه علمیه قم گاهی در محلی می نشستند و طلبه‌هایی که می خواستند استفاده کنند دور اینها جمع می شدند. از جمله یکی از آنها محفلی بود که آیت‌الله صانعی حضور داشتند و ما هم با بعضی از رفقا به آن جمع وصل شدیم و من ایشان را خیلی پر انرژی دیدم. از همان سال‌های حدود ۴۷ ایشان خیلی پر شور از امام خمینی(س) یاد می کردند. به ایشان علاقمند شدیم و با اینکه من آن درس را خوانده بودم، قرار گذاشتیم که در درس ایشان شرکت کنیم.

    *اسم درس را هم برای ما می فرمایید؟

    مکاسب بود. ایشان کتاب البیع را درس می دادند و من با آن جمع از دوستانم که بعضی از آنها به رحمت خدا رفته اند درس ایشان شرکت می کردم. این اولین ارتباط نزدیک و هر روز من با ایشان بود که از آن درس خیلی خاطرات شیرینی دارم.

    *از همدرس‌های شما در آن دوره چه کسانی بودند؟

    همه آنها را یادم نیست؛ ولی دو نفر از آنها را که بعد از درس با همدیگر مباحثه می کردیم، یکی مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حسن ابراهیمی نجف آبادی بودند که جا دارد از ایشان به نیکی یاد کنم. خیلی مرد شریف و وارسته ای بود. یعنی خلقیاتی داشت که منحصر به خودش بود. کاش یادنامه ای از ایشان تهیه می شد که من مجموعه خاطراتم از ایشان را می گفتم. دیگری هم آیت‌الله سیدمحمد‌هاشمی تیرانی بود که از اعضای دفتر امام بود و هنوز هم با بیت امام ارتباط دارد. الآن هم بحمدالله از مدرسین خارج فقه و اصول قم هستند. ایشان هم در آن درس حضور داشتند و درس را در مدرسه فیضیه سه نفری مباحثه می کردیم. آن درس شاید نزدیک یک سال طول کشید.

    مدرسین در حوزه دو دسته هستند. یک دسته کسانی که مثل اینکه وظیفه خودش می داند یک درس بدهد و خیلی تعهدی نسبت به این ندارد که شاگردان چیزی از آن درس می گیرند یا نمی گیرند. یک دسته از مدرسین، که تعداد آنها کم بود، کسانی هستند که درس را وظیفه می دانند و بعد هم تعهد دارند که درس را بفهمانند و عنایت دارند که هیچ کدام شاگردان نفهمیده از پای درس پا نشوند. این استادان باید خیلی انرژی بگذارند. چون سطح گیرنده‌ها متفاوت است و گیرنده‌های ضعیف هم در درس هستند.

    آیت‌الله العظمی صانعی(ره) از قسم دوم بودند. یعنی مدرسی بود که اصرار داشت درس را همه بفهمند و خیلی هم انرژی می گذاشت. من این خصوصیت را کم در استادان دیدم و می توانم بگویم آیت‌الله صانعی در این حد منحصر به فرد بود. جمله ای هم داشتند و همیشه از قول یکی از اساتیدشان در اصفهان نقل می کردند و می گفتند ایشان می گفت من درس را که می خواهم بگویم دوبار مطالعه می کنم. یک بار خوب مطالعه می کنم که خودم بفهمم و یک بار که بیشتر باید وقت بگذارم، مطالعه می کنم که چه طور بفهمانم.

    از خصوصیات دیگر درس مکاسبی که من می رفتم این بود که خیلی دقیق بود. این هم استاد و مدرس را با سختی مواجه می کند. استادی به نام مرحوم آیت‌الله شیخ مجتبی لنکرانی در نجف داشتیم؛ از علمای هم رده مرحوم آیت‌الله خویی و سال‌ها با آیت‌الله خویی همدرس و همبحث بود. او هم ویژگی‌های خاص خودش داشت. ترازش تراز مراجع بود ولی هیچ وقت رساله نداد و همیشه هم مکاسب درس می داد و هیچ بالاتر نرفت. چند سالی هم اصفهان مقیم شده بود و طلبه‌ها متقاضی بودند که درس خارج بگوید و می گفت همه چیز در همین مکاسب هست.

    مرحوم آیت‌الله صانعی در درس مکاسبی که می گفتند اولا کل شیخ انصاری را از حفظ برای شاگردان تقریر می کردند و خیلی هم خوش بیان بودند و واضح صحبت می کردند. بعد آن حرف‌ها را در متن سطر به سطر تطبیق می کردند و خیلی دقت داشتند که چیزی از فرمایشات شیخ را در متن جا به جا نکنند؛ و این کار سختی است. کسانی که از روی متون عالی حوزه مثل رسائل، مکاسب و کفایه درس گفته اند می دانند این کار سخت است. انصافا در آن درس وقتی آقای صانعی برای تطبیق می آمد می دیدیم که دقیقا همان را در این سطر شیخ می شود پیدا کرد. یعنی دقت نظر خیلی بالایی داشت.

    به نظر من این جزو امتیازات شیخ انصاری است که در تحقیقات اصولی و فقهی به شدت باز عمل کرده است. بعضی از متون اصولی و فقهی ما به شدت دچار دگماتیسم است. یعنی نویسنده یا محقق روی یک مطلب می بندد و می گوید حرف فقط همین است. مرحوم آخوند خراسانی در کفایه زیاد می گوید که «و قد عرفت بما لامزید علیه». یعنی مطلبی که ما گفتیم همین است و چیزی جز این ندارد. اما شیخ انصاری مطلبی را تحقیق می کند و می گوید دلیل قرآنی و روایی این است و اجماع و شهرت این را می گویند، بعد می گوید ممکن است کسی خدشه کند و بگوید این درست نیست. معمولا نمی شود یک نظر جزمی و قطعی از شیخ انصاری در مسأله ای گرفت. لذا طلبه وقتی مکاسب و رسائل شیخ انصاری را می خواند باز بار می آید و به اندیشه‌های دیگر هم میدان بروز می دهد.

    کفایه چنین اجازه ای نمی دهد و می گوید همه حرف همین است. من دیده ام بعضی از شاگردان این شعبه مکتب نجف که وصل به آخوند خراسانی می شود از مراجعی هستند که در قم بودند و یا هستند، گاهی در درس می گفتند این مطالبی که ما می گوییم را اگر فهمیدی دیگر نجف هم که بروی خبری نیست. یعنی حرف همین است که من می گویم. اگر ما این ذهنیت را به مخاطب القا کنیم، برای تحقیق آفت است. عرض من این است که معصوم می تواند این حرف را بزند. امیرالمؤمنین(ع) می تواند بگوید «الیمین و الشمال مظله و طریق الوسطی هی جاده» و یا قرآن می تواند بگوید «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‌ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ وَ أَنِ اعْبُدُونی‌ هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ». امام باقر(ع) فرمود از در خانه ما که دور شوی حقیقت دیگر جایی نیست.

    ولی یک عالم دینی که با صدها سؤال، تردید و شک به دریا می زند تا حکم خدا را بگوید، مشکل است بگوید این حرف آخر است. در مکتب شیخ انصاری این ویژگی هست که نمی گوید این حرف آخر است. مرحوم آیت‌الله العظمی صانعی تربیت شده این شاخه از مکتب قم و نجف است. یعنی به اندیشه‌های فقهی و اصلی دیگر حق عرض اندام می داد که آنها هم استدلالشان را بیاورند. چه بسا در حرف طرف مقابل حقیقتی باشد که قانع بشوی و بپذیری.

    ویژگی دیگر درس آیت‌الله العظمی صانعی بیان شیرین بود. این از امتیازات منبرهایی بود که حضرت آیت‌الله العظمی صانعی در آن دوران تهران، اصفهان و هرجایی که دعوت می کردند دهه محرم، صفر و ماه رمضان برای منبر می رفتند. بخشی هم به خاطر این بود که برای امرار معاش نیاز داشتند که منبر بروند.

    *در سنین جوانی؟

    بله. همان سالی هم که ما پیش ایشان درس می خواندیم منبر می رفتند. یعنی دهه محرم یا ماه رمضان ایشان تهران بودند و اینجا مریدانی داشتند و دعوتشان می کردند و منبر می رفتند و موعظه می کردند.

    مدرسی که پا به منبر داشته باشد با مدرسی که پا به منبر نداشته باشد خیلی فرق دارد. یعنی مدرس یا استاد حوزوی که باید برای مردم حرف بزند ناچار است جوری حرف بزند که مردم بفهمند و در حقیقت زبانش مردمی، باز و گویا می شود. نوع کسانی که اهل منبر هستند بهتر صحبت می کنند تا علمایی که اهل منبر نبودند؛ آنها سخت تر صحبت می کنند. در حقیقت منبرهایی که علما می رفتند برای آنها تمرین سخنرانی بود و خیلی فرق هست بین آدمی که برای صحبت کردن تمرین کرده و کسی که تمرین نداشته است.

    از ویژگی‌های مرحوم آیت‌الله صانعی به دلیل با مردم بودن و منبر رفتن این بود که بیان شفافی داشت. من در اساتیدم که خیلی خوش بیان بودند می توانم از مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری نام ببرم که پیچیده ترین مسائل علمی را در بیان انقدر نرم می کردند که شما راحت می گرفتید. عالمی هم بود و الآن هم هست که ساده ترین مطالب علمی را آنچنان پیچیده می کند که بعد از یک ساعت هم نمی فهمی چه می خواهد بگوید. این موهبتی بود که خدا به مرحوم آیت‌الله صانعی داده بود.

    ویژگی دیگر درس و جنبه تربیتی ایشان این بود که با شاگردان می جوشیدند و نمی آمدند یک درس بگویند و بروند. وقتی درس می گفت اولا نگاهش به همه یکسان و با محبت بود. درس که تمام می شد گاهی شاگردان دور ایشان را می گرفتند که سؤالاتشان را بپرسند. حوصله می کرد و یک یک سؤالات را جواب می داد و بعضی وقت‌ها هم که خسته می شد، پا می شد و طلبه‌ها دنبال ایشان راه می افتادند.

    گاهی من پشت سر ایشان بودم و سؤالی هم نداشتم؛ من می خواستم به مدرسه بروم و ایشان هم می خواست به فیضیه برود. بر می گشت و می گفت که آقای روحانی نروید من شما را کار دارم. خلوت که می شد می گفت ظهر کجایی؟ گفتم حجره؛ گفت ناهار بیا برویم خانه ما و آقای فلانی شما هم بیایید. گفت نمی دانم در خانه چه چیزی پخته اند؛ اگر هیچ چیزی هم نبود نان خالی و پنیر داریم. نماز ظهر را با مرحوم آیت‌الله سیداحمد زنجانی(پدر آیت‌الله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی) در فیضیه می خواندیم و همراه آقای صانعی به منزل ایشان می رفتیم.

    خیلی این اتفاق می افتاد و منحصر به من هم نبود. با بعضی از طلبه‌های درس دیگر ایشان همین مشی را داشتند. به نظر من این هم بر می گشت به دوران فقر و تنگدستی که ایشان در طلبگی گذرانده بود و فقر و گرسنگی طلبه‌ها را می فهمید. در ذهن ایشان این بود که نکند طلبه چیزی نداشته باشد و ظهر به زحمت باشد؛ امروز را خانه ما بیاید و ناهار بخورد. آن موقع من حدود ۲۰ سال سن داشتم و شاگردان درس ایشان هم به جز دو نفر، بقیه در همین رنج سنی بودند. بعضا هم نیاز نداشتند ولی بعضی مواقع واقعا دعوت ایشان به موقع بود.

    خدا رحمت کند خانم ایشان، چه زن صبور، با فضیلت و بزرگی بود. بی جهت نبود وقتی خانم ایشان از دنیا رفت در تشییع جنازه ضجه می زد. شاید بعضی‌ها بگویند بد است ولی ایشان اصلا به این حرف‌ها توجه نداشت. خیلی زن با فضیلتی بود و مثل اینکه بچه‌های خودش آمده اند پذیرایی می کرد.

    *نظر شما در خصوص فتاوای بعضا منحصر به فرد ایشان چیست؟

    فقه مرحوم آیت‌الله صانعی فقه جواهری بود. یعنی فقهی نبود که فقه سنتی جواهری را به تعبیر امام خمینی(س) دور زده باشد. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که زندگی با مردم به فقیه می دهد روزآمد کردن فقه است. یعنی شخصیتی مثل ایشان که هم ملّای حوزه است و هم منبر می رود و نوعا هم تیپ‌های روشن فکر زیاد پای منبر ایشان می آمدند، طبعا سؤالاتی می کردند و ایشان باید پاسخگو می بود. این پاسخگویی و عقلانی نشان دادن دین اسلام و فقه اهل بیت(ع) ایشان را به روش‌های جدیدی برد.

    اینکه ما با نیمی از جامعه که زن‌ها باشند برخورد دسته دومی داشته باشیم و بگوییم دیه آنها نصف است را چطور باید جواب داد؟ ایشان خودشان را مدافع فقه اهل بیت(ع) می دانستند و معتقد بودند فقه اهل بیت(ع) در هر زمانی باید سرآمد باشد و نمی شود بگوییم همین است که هست و از اشکال فرار کنیم. خود این مواجه شدن با شبهات در حوزه متدینین روشن فکر ایشان را واداشت به اینکه در شیوه‌ها تجدیدنظر کند.

    آیت‌الله صانعی در اجتهادشان دو اصل داشتند که به نظر من رکن تحول آیت‌الله صانعی در فقه است. یکی اینکه ایشان به شدت قرآن را اصل می دانستند. ما کتاب فقهی هم داریم که فقیه اصلا کاری به آیه قرآن ندارد و می گوید روایات چه گفته و فقها چه گفته اند. آیت‌الله صانعی معتقد بود منبع اصلی فقه ما قرآن است و روایات حاشیه قرآن هستند. لذا اگر ما بخواهیم بفهمیم که روایات درست هست یا نیست باید بر قرآن عرضه کنیم. اگر قرآن این روایات را تأیید کرد پذیرفته است ولی اگر روایتی باشد که نقطه مقابل قرآن است باید این روایت را به سینه دیوار زد.

    دوم این است که ایشان اصلی به نام «عدالت» دارد و می گوید هیچ حکمی از احکام اسلامی نمی تواند غیر عادلانه باشد. چون قرآن، پیامبر(ص) و معصومین(ع) همه برای اجرای عدالت آمده اند و چیزی که طبیعت بشر می پذیرد عدالت است. اگر یک قدم از عدالت دور شوی هیچ فطرتی آن را نمی پذیرد و می گوید چیزی که ضد عدالت است و عقل آن را عادلانه نمی داند حتما حرف خدا نیست. در بحث تساوی دیه مرد و زن عمده استدلال ایشان به همین اصل عدالت است. هیچ فقیهی هم نمی تواند اصل عدالت را رد کند و بگوید یک جاهایی هم عدالت نباشد طوری نیست. آیت‌الله صانعی می گوید اگر عدالت اصلی است که نمی توان به آن خدشه وارد کرد و همه قبول داریم که تمام احکام دین عادلانه است، اگر جایی عادلانه نبود باید بگوییم آن حکم عادلانه نیست.

    اما مسأله بلوغ دختر در ۱۳ سالگی استنباط فقه جواهری ایشان است. عده ای روایت آورده اند که ۹ سالگی است و ایشان هم روایت آورده اند که ۱۳ سالگی است.

    ایشان یک سری فتاوای اختصاصی دارند که به نظر من جای کار دارد و آقازاده‌های ایشان که جزو فضلا و مدرسین خوب حوزه هستند وقت بگذارند و با شاگردانی که سال‌های درس خارج ایشان را درک کرده اند، فتاوای اختصاصی مرحوم صانعی را با استدلال‌هایی که داشته اند تدوین کنند و در اختیار جامعه علمی بگذارند و جامعه علمی هم نقد کند و آنها دوباره دفاع کنند. این رفت و برگشت باب علمی بسیار خوبی را باز می کند. اینکه بخواهند با توهین و مسخره کردن به جنگ فتوای ایشان بروند بیشتر جا می افتد.

    *مواضع سیاسی ایشان چقدر به مردمی بودن ایشان و اصل عدالتی که شما به آن اشاره کردید برمی‌گردد؟

    بدون اینکه من بخواهم وارد جزئیات مواضع سیاسی ایشان بشوم، یک اصل کلی را در آیت‌الله صانعی می شود دید. از همان زمانی که من با ایشان آشنا شدم و ارادت پیدا کردم همیشه این را در وجود ایشان دیدم که بسیار نسبت به دین دغدغه مند بود و اگر تشخیص می داد کاری را خدا می پسندد که انجام دهد، تأمل نمی کرد و اگر تشخیص می داد کاری مورد بغض شارع است و خدا از این کار بدش می آید، به هر قیمتی آن را انجام نمی داد.

    در داستان مرحوم آیت‌الله منتظری و حمله ای که به بیت ایشان شد، بیت آیت‌الله منتظری و ایشان تقریبا متصل به همدیگر است. ظاهرا ایشان در بیسیم محافظین شنیده بودند که گفته شده ایشان را بیرون بیاورید.

    *یعنی آقای منتظری؟

    بله. ایشان خیلی برآشفته می شود و سر و پای برهنه بیرون می آید و فریاد می زند و آن سناریو را بر هم می زند. غیر از اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی ارادتی به آیت‌الله منتظری داشتند و ظاهرا مقطعی هم پیش ایشان سطح می خواندند، مسأله جان انسان مسلمان، آن هم در رده یک مرجع تقلید، خیلی برایش مهم بود؛ که نکند خدای ناکرده تعرضی به ایشان شود. فارغ از اینکه چه هزینه ای برای ایشان دارد به میدان آمد و سناریو آنها را بر هم زد. این به دغدغه مندی تعهد دینی اش بر می گردد؛ برای کس دیگری هم بود همین طور برخورد می کرد.

    اعتقاد من این است که سال ۸۸ هم که ایشان از میرحسین موسوی حمایت کردند و بعد اتفاقاتی که افتاد تشخیص دینی ایشان بود که ایشان را روی موضع خودش نگه داشت. اصلا اهل جناح بندی نبود و فقط ارزش‌های دینی برای ایشان مهم بود و محور هم امام خمینی(س) بود. یعنی فوق العاده شیفتگی نسبت به امام داشت و اگر کسی متعرض امام می شد واقعا برآشفته می شد. روی دینش هم خیلی حساس بود. روی این محورها ایستاد و صدمه هم خورد. هزینه داد ولی من یکی دو بار بعد از آن قضایا دیدمش، وجدانش خیلی آرام بود. به خاطر این که احساس می کرد وظیفه شرعی اش را عمل کرده است.

    *اگر نکته ای در پایان دارید برای ما بفرمایید.

    درباره حضرت آیت‌الله العظمی صانعی سخن بسیار هست که حتما در مصاحبه کوتاه نمی گنجد ولی فقیه خیلی متواضعی بود. من چون طلبه هستم این را خوب می دانم که بعضی از علمای دینی هستند که یک سری آداب و پروتکل‌ها برای آنها اصل است. مثلا بعد از رحلت آیت‌الله العظمی اراکی عده ای و از جمله جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم چند نفری را به مرجعیت معرفی کردند. یکی از آنها آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی بود. من گاهی صبح در حرم حضرت معصومه(ع) به نماز ایشان می رفتم. بعد از نماز پیاده به منزلشان می رفتند و همراه بعضی از رفقا کنار ایشان راه می رفتیم و سؤال می پرسیدیم و استفاده می کردیم. بعد از اعلام مرجعیت یک بار دیدم ایشان بعد از نماز به نانوایی کنار حرم حضرت معصومه(ع) رفت و داخل صف ایستاد تا برای منزل نان بخرد و ما هم کنار آقا ایستادیم. یکی از دوستان به من یواش در گوش من گفت این چه مرجعی است که صف می ایستد تا یک نان سنگک بگیرد و به خانه ببرد؟ معمولا مراجع خادمی دارند و کسی خریدشان را انجام می دهد و خودشان برای خرید نمی روند.

    ما این مرجع را مرجع مردمی می گوییم؛ که به پروتکل کاری ندارد. آیت‌الله العظمی صانعی از این قماش شخصیت‌ها بود. مدتی که یک خرده مسائل امنیتی بالا گرفته بود ایشان خانه نشین شده بودند؛ و الّا بقیه مواقع همین جور بود که خودشان در صف بایستند و نان بخرند و به مغازه برای خرید بروند و امثال اینها بود. تا بچه‌ها بزرگ نشده بودند خودشان همه خریدها را انجام می دادند. منهای مسائل امنیتی، باید سلوک یک مرجع این باشد و آیت‌الله العظمی صانعی دقیقا این بود. اصلا به پروتکل‌ها، بگیر و ببندها و در و دربان‌ها اعتقاد نداشت.

    نکته دومی هم که خیلی برای هم جالب است، شخصیت‌هایی که چه به لحاظ دانشگاهی و چه به لحاظ حوزوی روشن فکر می شوند توقع این است که در مسائل ولایی نسبت به اهل بیت(ع) و امام حسین(ع) مقداری تحفظ کنند. آیت‌الله صانعی دقیقا عکس بود. روشن فکری خودش را داشت و فتاوایی داده که هنوز هیچ فقیهی نداده و جرأتش را هم داشته که بگوید. ولی اسم امام حسین(ع) که می آمد اشک از تمام وجودش می ریخت؛ و گاهی خودش را می زد. یعنی شیوه ای که یک عوام بسیار سنتی نسبت به گریه برای امام حسین(ع) دارد، با همان صفای عوامانه، آیت‌الله صانعی با آن مقام علمی، از آن شدیدترش را داشتند.

    یک نکته برجسته دیگر آیت‌الله صانعی شجاعت اظهار نظر بود. من فقهایی را می شناسم که فتاوایی دارند و جرأت نمی کنند بگویند؛ خودشان به من گفته اند. ایشان هرچه می فهمید و فکر می کرد استنباط درستش از دین این است، تحفظ نمی کرد و همان را می گفت. واقعا من کم مثل ایشان سراغ دارم. در میان فقهایی که در رده مرجعیت قرار نگرفته اند داریم که می گویند حرفی را که می فهمند. من در نجف پیش مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی تفسیر قرآن می خواندم. ایشان هم هرچه می فهمید می گفت و انصافا در اظهار نظر شجاع بود و خیلی هم هزینه داد.

    تشکر می کنم که این فرصت را به من دادید که بتوانم گوشه ای از حق استادی را ادا کنم و امیدوارم زندگینامه مفصلی برای آیت‌الله العظمی صانعی نوشته و جنبه‌های علمی ایشان خوب باز شود و زوایای زندگی زیسته ایشان که فقر تنگدستی شروع شد و تا آخر هم زندگی ساده ای حفظ کرد و با اینکه خدا امکاناتش را در اختیارش گذاشت، به زندگی اش گسترش نداد. این هم ویژگی آخر ایشان بود که حقیقتا تا آخر عمر زاهد ماند. با این ویژگی که حتی این زهد را هم نفروخت و این که خرج جایی و موقعیتی نکرد. ان شاء الله اینها در جایی جمع شود چون فراز و نشیب‌های زندگی یک عالم دینی مثل آیت‌الله العظمی صانعی خیلی به درد دانشگاهیان و حوزویان می خورد.

    منبع: جماران

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ایران علاقه‌ای به دخالت در انتخابات آمریکا ندارد

    ایران علاقه‌ای به دخالت در انتخابات آمریکا ندارد

    اعتمادآنلاین| سخنگوی شورای نگهبان، گفت: انتخابات آمریکا نیز موضوعی است داخلی که ایران علاقه و لزومی به دخالت در آن نمی بیند.

    عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر دخالت ایران در انتخابات آمریکا، نوشت: ایران بارها اعلام کرده در امور داخلی کشورها دخالت نمی‌کند و فراتر اینکه نیازی به این دخالت نمی بیند.

    وی افزود: انتخابات آمریکا نیز موضوعی است داخلی که ایران علاقه و لزومی به دخالت در آن نمی‌بیند. البته ترامپ هم باید بداند دوران دخالت در امور داخلی کشورها به پایان رسیده است!

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تراکم کاری در کمیسیون زیاد است، لایحه دولت را در دستور کار قرار نمی دهیم!

    تراکم کاری در کمیسیون زیاد است، لایحه دولت را در دستور کار قرار نمی دهیم!

     

    تراکم کاری در کمیسیون زیاد است، لایحه دولت را در دستور کار قرار نمی دهیم!

     

    اعتمادآنلاین| عضو کمیسیون شوراها در مجلس یازدهم گفت: آنقدر تراکم کاری در کمیسیون زیاد است که امکان اینکه مجدد لایحه را در دستور کار قرار گیرد وجود ندارد، کمیسیون شورا‌ها باید به موضعات دیگر بپردازد.

    طبق گفته «حسینعلی امیری»، معاون پارلمانی رییس جمهور، در ابتدای آغاز به کار مجلس یازدهم تعداد قابل توجهی لایحه از سوی دولت به مجلس ارسال شده؛ از جمله این لوایح، لایحه جامع انتخابات است که دولت از مجلس خواسته آن را در دستورکار خود قرار بدهد، اما تاکنون مجلس از بررسی این لایحه سر باز زده است. به بیانی دیگر مجلس یازدهم که حدود ۵ ماه از آغاز به کار آن می گذرد، با بی اعتنایی به لایحه جامع انتخابات که ویژگی‌های کامل برای انتخابات را دربرمی گیرد و کار کارشناسی عمیقی بر روی آن صورت گرفته، طرحی تحت عنوان “اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری” را در دستورکار خود قرار داده است، طرحی که طبق گفته رییس کمیسیون، آماده ارایه به صحن علنی مجلس است.

    اعضای کمیسیون شوراهای مجلس یازدهم در پاسخ به این سوال که چرا لایحه دولت را در دستور کار خود قرار نداده اید، اظهار می کنند که این لایحه پس از تهیه و برگزاری چندین جلسه پیرامون اصلاح قانون انتخابات به کمیسیون ارجاع شده است و بررسی لایحه جامع انتخابات پیش از انتخابات ۱۴۰۰ منتفی است.

    «محمد صالح جوکار»، رییس کمیسیون شوراها در مجلس یازدهم، در این رابطه گفته بود: «لایحه جامع انتخابات قطعا زمان بیشتری برای بررسی نیاز دارد. البته به ‌تازگی لایحه در دستورکار قرار گرفته ولی تا انتخابات ۱۴۰۰ به هیچ عنوان امکان تصحیح آن وجود ندارد. ان‌شاءالله به لایحه جامع انتخابات که دولت ارسال کرده در فرصت‌های بعدی خواهیم پرداخت.»

    ناهماهنگی مجلس و خصوصا کمیسیون شوراها با دولت در خصوص اصلاح قانون انتخابات، واکنش معاون رییس جمهور را به همراه داشت.

    حسینعلی امیری در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران در واکنش به اظهارات نمایندگان و در دستور قرار نگرفتن لایحه دولت گفت: «دولت نسبت به طرح مجلس مبنی بر اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری نظر موافق ندارد. باوجود لایحه جامع انتخابات که شفافیت و منابع مالی کاندیداها در آن دیده شده، پرداختن به این لایحه ضرورت کشور است. وزیر کشور به عنوان مخالف و به نمایندگی از دولت، در این باره سخنرانی می کند.»

    «محمد حسن آصفری»، عضو کمیسیون شوراها در مجلس یازدهم، مبنی بر اینکه دولت با طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری موافق نیست اکنون کمیسیون چه تصمیمی اتخاذ می کند آیا به لایحه دولت روی می‌آورد و یا بر طرح خود پای فشاری می کند، گفت: ما کار خودمان را در اصلاح قانون انتخابات انجام داده ایم و آن را به هیات رییسه تقدیم کردیم. بیش از دو ماه نمایندگان، مرکز پژوهش‌ها و نماینده دولت در وزارت کشور در جلسات حضور داشتند و این طرح، مورد بررسی قرار گرفته است.

    او ادامه داد: آنقدر تراکم کاری در کمیسیون زیاد است که امکان اینکه مجدداً لایحه در دستورکار قرار بگیرد، وجود ندارد؛ کمیسیون شوراها باید به موضوعات دیگر بپردازد.

    آصفری بیان کرد: دولت اگر نظری دارد می تواند پیشنهادات خود را در حین تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات به نمایندگان ارایه بدهد. طرح خودمان در رابطه با اصلاح قانون انتخابات را در دستورکار قرار می دهیم و این طرح را به هیات رییسه، ارجاع داده‌ایم.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تحلیل میرسلیم از علت مشارکت پایین مردم در انتخابات

    تحلیل میرسلیم از علت مشارکت پایین مردم در انتخابات

     

    تحلیل میرسلیم از علت مشارکت پایین مردم در انتخابات

     

    سید مصطفی میرسلیم  تمرکز بیش از ۵۰ درصد گردش مالی کشور در تهران،  افزایش جمعیت بدون رعایت معیارهای آمایشی و گسترش بی رویه ساخت و سازها بدون توجه به طرح جامع و طرح تفصیلی و ضوابط مصوب شورای عالی معماری و شهرسازی برای پهنه ها و زیر پهنه های مختلف،  آلودگی هوا بویژه ناشی از شیوۀ اتخاذ شده برای ترابری و استفاده نامناسب از وسائل شخصی به جای توسعه و استفاده از حمل و نقل عمومی خصوصا راه آهن (مترو) را از مشکلات تهران برشمرد.

    وی تخریب کوهپایه و بلندمرتبه سازی در کوهپایه به جای ساماندهی آن به عنوان یکی از ظرفیتهای تنفسی شهر،  ادارۀ ناپایدار امور شهر به دلیل ادامۀ وابستگی به درآمد جعلی حاصل از فروش تراکم و فروش تخلف،  امنیت شکنندۀ شهر بویژه در حواشی تهران بر اثر افزایش جرائم،  نابسامانی فرهنگی و اجتماعی در اثر گسترش طلاق و فحشا و اعتیاد را از دیگر مسائل تهران عنوان کرد.

    میرسلیم با بیان اینکه مشارکت بسیار ضعیف مدنی اهالی شهر تهران در ادارۀ امور شهر به دلیل عدم تقسیم بندی شهر تهران به ۳۰ منطقۀ انتخاباتی است، تاکید کرد: مردم هر منطقه با انگیزه و احساس مسئولیت در انتخاب نمایندۀ شناخته شدۀ خود شرکت کنند تا انتخابات تهران از مضحکۀ کنونی خارج شود.

    نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی گفت: کافی است به ترکیب نمایندگان انتخاب شده از تهران برای مجلس و شورای اسلامی شهر توجه شود تا ضایعۀ ناشی از عدم اصلاح قانون و تبعیت از سیاستهای کلی انتخابات مشخص شود.

    میرسلیم افزود: البته نمایندگان تهران تاکنون دیدارهایی با استاندار، شهردار، فرماندۀ نیروی انتظامی و برخی مسئولان استان تهران داشته اند و متوجه آسیب های مناطق مختلف شهر شده اند ولی به دلیل گستردگی مسائل مبتلابه که اغلب جنبۀ میهنی دارند،  هنوز دستاورد عملی نداشته ایم.

    در خصوص اولویت های اقدام مسوولان نیز گفت: برخی از مسائل حالت اضطراری پیدا کرده که به بروز فلاکت، تبعیض و توزیع بسیار غلط ثروت در جامعه بر می گردد، این مشکل وخیم اقتصادی البته آثار و تبعات اجتماعی از جمله بی توجهی به قانون، نظام اجتماعی، رشد انحراف های فرهنگی و اخلاقی دارد.

    میرسلیم با بیان اینکه ریشۀ اصلی این مشکلات رکود،  بیکاری، تعطیل کارگاههای تولیدی، سخت شدن کسب و کار،  بویژه اشتغال جوانان است که با ترکیب شدن با تورم،  بسیاری از خانواده ها را متلاشی و کمر گروههای کم برخوردار در دهک‌های اول تا سوم را شکسته است، تصریح کرد: رمز خروج از این وضع بغرنج رونق دادن به کسب و کار و اشتغال مولد است.

    نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی گفت: به تأخیر انداختن پرداخت مطالبات دولت و دستگاههای عمومی به پیمانکاران و مردم اصلا مجاز نیست و تأدیۀ آن بدهی ها باید همراه باشد با کمک اداری و پشتیبانی برای راه اندازی مجدد بنگاههای تولیدی. این تأخیر خسارتهای مهمی از خود به جای گذاشته زیرا بسیاری از پیمانکاران برای ایفای تعهدات خود از بانکها تسهیلات دریافت کرده اند ولی نتوانسته اند بدهی بانکی خود را تأدیه کنند،  در نتیجه تراز بسیاری از بانکهای کشور در حال حاضر عملا منفی است و برای حمایت از آنها بانک مرکزی اقداماتی انجام داده که به نوبۀ خود موجب افزایش نقدینگی و در نتیجه کاهش ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید مردم شده است.

    میرسلیم افزود: کشور ما فقیر نیست اما امکانات آن در اثر سوء تدبیر،  اسراف و تبذیر و بخش دیگر در اثر تباهی ها به تاراج رفته است بنابراین همزمان با پشتیبانی از تولید باید به طور قاطع جلو فساد گرفته شود.

    وی بیان کرد: جلوگیری از فساد هم دو مرحله دارد: دستگیری مفسدان، تبهکاران و بازگرداندن اموال و مقابله با فرآیندهای فسادزا که این مقابله اهمیت بیشتری دارد؛  اصلاح مفاسد اگر انجام نگیرد، نتیجه گیری از بقیۀ اقدامات یا غیرممکن یا بسیار کند می شود و این وضعی است که اکنون در آن قرار گرفته ایم.

    نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی همچنین در خصوص احیای اعتماد عمومی و اقبال مردم به شرکت حداکثری در انتخابات نیز گفت: مشارکت ضعیف مردم در پای صندوقهای رأی در انتخابات گذشته نشان دهندۀ دلسردی مردم از اثرگذاری حضور و فعالیت های سیاسی و اجتماعی آنها است، این برای استحکام نظام شایسته نیست زیرا در هر حکومت جمهوری، قوام نظام وابسته به مشارکت خود مردم و کمیت و کیفیت آراء آنها است و ضعف مشارکت حکایت از عدم کارآمدی ارکان نظام یعنی مجلس و دولت می کند و نمایندگان مجلس یازدهم باید بدانند امروز غیر از ادارۀ امور کشور وظیفۀ احیای اعتماد عمومی را نیز برعهده دارند و تکلیفشان بمراتب سخت تر از دوره های قبلی است.

    ۲۱۶۲۱۶

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • کدام نماینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شبکه‌های اجتماعی پیشتاز است؟

    کدام نماینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شبکه‌های اجتماعی پیشتاز است؟

     

    کدام نماینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شبکه‌های اجتماعی پیشتاز است؟

     

    اعتمادآنلاین| آخرین مناظره جو بایدن، معاون اول پیشین ایالات متحده و دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور در حالی برگزار شد که کمتر از دو هفته تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی مانده و این مناظره می‌توانست تأثیر بسزایی بر سرنوشت رقابت‌ها داشته باشد؛ با این وجود آمار و ارقام نشان می‌دهد هیچ کدام از دو کاندیدا موفق نشدند تغییر خاصی بر آرای مردد ایجاد کنند و برتری شکننده جو بایدن در نظرسنجی‌ها همچنان ادامه دارد. اما این نظرسنجی ها در شبکه های اجتماعی دو طرف نشان دهنده این مطلب است که دونالد ترامپ با اختلاف بسیار بالا نظر دنبال کنندگان این شبکه ها را به خودش جلب کرده است.

    به عنوان مثال جو بایدن نامزد دموکرات ها در انتخابات پیش رو در شبکه اینستاگرام پنج میلیون و سیصدهزار دنبال کنند دارد اما دونالد ترامپ ۲۲ میلیون هشتصد هزار دنبال کنند دارد.

    همچنین جو بایدن در شبکه اجتماعی توییتر ۱۱ میلیون چهارصد هزار دنبال کننده دارد اما رئیس جمهور آمریکا با ۸۷ میلیون سیصدهزار دنبال کننده پیشتاز شبکه های اجتماعی  در مقابل رقیب انتخاباتی دموکراتش است.

    منبع: ایرنا