برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • ماجرای آخرین گفتگوی تلفنی محسن رضایی با سردار سلیمانی چند روز قبل از شهادت

    ماجرای آخرین گفتگوی تلفنی محسن رضایی با سردار سلیمانی چند روز قبل از شهادت

    به گزارش خبرآنلاین، سرلشکر محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به تحلیل «الگوی مدیریت فرماندهان دفاع مفدس» و ذکر خاطراتی از سردار شهید آقامهدی باکری و سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی پرداخته است.

    مصاحبه با محسن رضایی را در ذیل می‌خوانید: 

    چرا صحبت کردن فرماندهان ما از جمله شهید باکری از بی‌سیم و در خط مقدم نبرد با عقبه، در بین ژنرال‌های بلندپایه‌ نظامی مرسوم نیست؟

    یاد و خاطره‌ این سردار سرافراز انقلاب اسلامی و ایران عزیز را گرامی می‌داریم و امیدوار هستیم که راه این عزیزان ان‌شاالله تا ظهور حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ادامه پیدا کند و شاهد دستاوردهای بزرگ‌تری از آن چیزی که تاکنون شهدا برای ما به ارمغان آوردند باشیم.

    ببینید جنگ ما یک جنگ اعتقادی بود. جنگ بر سر ثروت و مال و منال نبود. و اوج پیروزی ما دستیابی رضایت پروردگار متعال بود. به همین دلیل بود که شهدای ما در این دریای معنوی بیکران و بی‌انتهای الهی غرق می‌شدند و رنگ و بو و ادبیات و زبانشان همه خدایی بود. لذا مسائل دنیایی مثل بالا بودن و یا پایین بودن عوض می‌شد و رنگ و بوی الهی می‌گرفت. هر که به رضای خدا نزدیک‌تر بود یعنی به فداکاری و ایثار نزدیک‌تر بود و مقامش بالاتر می‌رفت. لذا بالایی‌ها آرزو می‌کردند که به آن پایین بروند تا شاید وصل بشوند، و اتصال پیدا کنند. و از این دریای بیکران معنوی بیشتر بهره‌مند بشوند. به همین دلیل ادبیات آقا مهدی باکری از بی‌سیم در اوج آتش و در فاصله‌ی صد متری با عراقی‌ها به‌گونه‌ای بود که انگار مثلاً در یک پارکی دارد قدم می‌زند. یک چنین وضعی از نظر روحی داشت.

    شما در آن لحظات، گفت‌وگوی ایشان را از بی‌سیم شنیدید؟

    من چون متوجه شده بودم، مرتب به احمد و آقای رحیم صفوی که به جلو رفته بودند می‌گفتم که آقا مهدی را به عقب برگردانید. خودم می‌خواستم مستقیم با بی‌سیم با ایشان صحبت کنم که برادرها گفتند که آقا مهدی می‌داند که اگر ارتباط شما برقرار شد ایشان باید عقب بیاید و اینطور بود. یعنی در طول دفاع مقدس با وجود آن عظمت روحی که داشت و از من و امثال من خیلی جلوتر بود، هیچ‌گاه ندیدم که دستوری به ایشان بدهم و عمل نکند. اما تا آخرین لحظه نتوانستم با او از طریق بی‌سیم ارتباط برقرار کنم و به دوستان گفتم که به هر قیمتی که می‌شود آقا مهدی را به عقب برگردانید و نگذارید آنجا بماند.

    با توجه به اینکه شهیدمهدی باکری فرمانده‌ لشکر بود، شما چقدر در محاسبات خودتان برای مدیریت جنگ بر روی توان فرماندهی و لشکری تحت مسئولیت ایشان مطمئن بودید؟

    لشکر ۳۱ عاشورا یکی از لشکرهای بسیار موفق و خط شکن ما بود. هم به‌دلیل رزمندگان با غیرت آذربایجانی و هم به‌دلیل فردی مثل آقا مهدی باکری که فرمانده این لشکر بود. لذا در خط شکنی هر مسئولیتی ما به ایشان می‌دادیم از عهده‌اش برمی‌آمد. ما دو نفر در جنگ داشتیم که من به این‌ها استاد تاکتیک می‌گفتم. یکی آقا مهدی باکری و دیگری حسین خرازی بود. یعنی این‌ها از قوی‌ترین استحکامات، پیچیده‌ترین میادین مین، پیچیده‌ترین سیم خاردارها عبور می‌کردند. و در تاکتیک و در خط شکنی استاد کامل بودند.

    یادم می‌آید که در عملیات خیبر به‌خاطر آب گرفتگی ما نیروهایمان را عقب آورده بودیم و فقط جزایر مجنون مانده بود، و امام هم فرمان داده بود که باید جزایر مجنون را حفظ کنید. من فرمان امام را به احمد کاظمی و شهید بزرگوار همت و آقا مهدی باکری گفتم. جزیره‌ی جنوبی مجنون سه جبهه داشت. و عراق هم تمام جبهه‌های دیگر را خلوت کرده بود و با تمام قدرت با توپخانه و هواپیما منطقه‌ی کوچک جزیره‌ی جنوبی را متر به متر بمباران می‌کرد. محور وسط جزیره‌ مجنون دست لشکر ۳۱ عاشورا بود که جنگ بسیار سختی در آنجا صورت گرفت. عراقی‌ها یک سنگر بسیار مستحکمی به فاصله‌ی ۸۰ متر جلوی نیروهای ما درست کرده بودند و وقتی آن‌ها سرشان را بالا می‌آوردند ما می‌زدیم، و وقتی ما سرمان را بالا می‌آوردیم آن‌ها ما را می‌زدند.

    درگیری نزدیک و سخت و شدید بود. آقا مهدی باکری به این نتیجه می‌رسد که اگر سنگر عراقی‌ها منهدم نشود، نیروهایش شهید و زخمی خواهند شد. لذا یک ابتکاری به خرج می‌دهد و حدود کمتر از بیست نفر از بچه‌های آذربایجان را از میان صد نفر انتخاب می‌کند و آن‌ها را آموزش می‌دهد و به آن‌ها می‌گوید به محض اینکه من دستور دادم از سنگر بلند می‌شوید و در عین حال هم که دشمن دارد تیراندازی می‌کند با سرعت تمام و کمتر از یک لحظه خودتان را به سنگر عراقی‌ها برسانید که تا دشمن می‌خواهد دست به کاری بزند شما در سنگر آن‌ها باشید.

    بعد ایشان هم همین کار را می‌کند و به محض اینکه احساس می‌کند که زمانش فرا رسیده است به بچه‌ها دستور حمله می‌دهد. تا عراقی‌ها می‌خواستند پشت این تیربارها مستقر بشوند، بچه‌های لشکر ۳۱ به بالای سر این‌ها رسیده بودند و این‌ها را اسیر کرده بودند و سنگر را گرفتند و جزیره‌ جنوبی مجنون کاملاً به دست ما افتاد و عراقی‌ها دیگر نتوانستند کاری بکنند.

    شما ناراحت نمی‌شدید از اینکه چنین فردی در وسط و معرکه‌ی میدان نبرد قرار می‌گیرد و خودش را به‌خطر می‌اندازد؟

    ما راهی غیر از این نداشتیم. ما اگر همه‌مان جلو نمی‌رفتیم امکان نداشت که جنگ را هدایت کنیم. مصلحت نیست من در اینجا از خودم صحبت کنم، ولی خود من سه بار نزدیک بود که در جنگ اسیر بشوم. اما همانند آقا مهدی باکری و حاج قاسم سلیمانی این لیاقت را نداشتم که حضور بیشتری در خط داشته باشم. بنابراین اگر فرماندهان ما جلو نمی‌رفتند امکان نداشت که جنگ را پیش برد. لذا ایشان، حاج قاسم، حسین خرازی، همت، احمد متوسلیان، مهدی زین‌الدین، اسماعیل دقایقی، علی هاشمی، شهید بقایی و سایر فرماندهان دیگر راهی غیر از این نداشتند که خودشان جلوتر از همه حرکت کنند.

    این الگوی فرماندهی که فرماندهان‌ ما باید به خط مقدم می‌رفتند و ما چاره‌ی دیگری برای اداره‌ی جنگ نداشتیم، این الگو در جنگ فقط مختص ما بود و تا پیش از این هم در دانشکده‌های جنگ و هم در استراتژی‌های نوین نظامی چنین الگویی را ما نداشتیم. یک مقدار راجع به این الگو و شاخص‌های آن صحبت کنید.

    البته الگوی مدیریت جهادی که در دفاع مقدس ما کاملاً به ظهور رسید، ریشه‌ و منشأ آن به انقلاب اسلامی، و ۲۲ بهمن و سال‌های مبارزه تا قبل از پیروزی انقلاب برمی‌گردد که در دل جوان‌های انقلابی پیرو امام رشد کرد. و بلوغش در دفاع مقدس بود. یعنی در دفاع مقدس این الگو به بلوغ رسید و تا قبل از آن فقط در تاریخ صدر اسلام چنین الگویی بود. مثلاً در جنگ احد خود پیامبر اکرم به همراه امیرالمؤمنین در خط مقدم می‌جنگیدند و حتی زخمی هم می‌شوند. بعد از آن موقع فقط در دفاع مقدس چنین پدیده‌ای به‌وجود آمد. که ما اسم این پدیده را مدیریت جهادی و مدیریت انقلابی گذاشته‌ایم. این مدیریت ویژگی‌هایی دارد که ما الان در دانشگاه امام حسین داریم آن را مستند می‌کنیم و آموزش می‌دهیم.

    اگر کسی از من سؤال بکند که بزرگ‌ترین دستاورد دفاع مقدس چه بود. من مسئله‌ی موشک و پهپاد و… که آن زمان شروع شد و بعداً رشد کرد را در وهله‌ی اول نمی‌گویم. حتی آزادی سرزمین‌های کشور را هم نمی‌گویم. بلکه مهم‌ترین دستاورد دفاع مقدس را من مدیریت انقلابی و مدیریت جهادی می‌دانم که امروز در اختیار ما هست. همان گمشده‌ای که امروز کشور در بسیاری از مسائل با آن مواجه هست و به‌عنوان یک گنج بزرگی در دل آقا مهدی باکری، قاسم سلیمانی، احمد کاظمی و سایر فرماندهان ما به‌وجود آمد و شکل گرفت. اما اولین ویژگی این است که یک فرمانده حرفی نمی‌زند مگر اینکه خودش عامل به آن باشد. یعنی هیچ‌وقت به کسی نمی‌گوید شما جلو برو، بلکه خودش به جلو می‌رود و به دیگران می‌گوید بیایید. در زندگی‌اش، در رفتارش، در صداقتش باید عامل به آن حرف باشد. یعنی اول باید روی خودش عمل کند، بعد به دیگران آن را توصیه کند. حتی به کسانی که در ظاهر زیردست او و در حقیقت فرمانبر او هستند.

    ویژگی دوم کار برای رضای خدا است. ما یک اصطلاحی داشتیم که می‌گفتیم مهم نیست کسی گزارش کار شما را متوجه نشود. ما باید اول گزارش‌ خود را به خدا و بعد به دیگران بدهیم. هدف اصلی این بود که آیا خدا از ما راضی هست یا راضی نیست.

    این ویژگی‌هایی که می‌گویید یک مقدار از شخصیت خاص نظامی‌گری فاصله نمی‌گیرد؟

    اتفاقاً عامل شکست‌ناپذیری ما همین‌ها بود. یعنی این نوع باورها، این نوع برخوردها کأنه یک صف بنیانی درست می‌کرد و در حقیقت در میان آتش‌های سنگین نیروهای ما را آب دیده و شکست‌ناپذیر می‌کرد و تبدیل به انسان‌هایی می‌شدند که از همه‌ی موانع می‌توانستند عبور کنند. ویژگی‌ سوم الفت و برادری است که در این نوع مدیریت به‌وجود می‌آید. یعنی عاطفه، برادری و اعتماد کردن به همدیگر، در این مدیریت خیلی اوج می‌گیرد. کمااینکه شما اگر خاطرات فرماندهان شهید و یا در قید حیات را مطالعه بکنید، می‌بینید که بعضی از این‌ها واقعاً عاشق همدیگر بودند. به همین دلیل بود که خیلی از دوستان ما در جبهه‌ی جنگ حتی خانواده‌هایشان را به‌خاطر دفاع از انقلاب و دفاع از مردم فراموش می‌کردند، نه اینکه فراموش بکنند که به یادشان نباشند. اما سعی می‌کردند با احساسات خانوادگی‌شان مقابله بکنند تا بلکه بتوانند آن رسالتشان را انجام بدهند.

    محبت، عاطفه و برادری در اوج خودش به سر می‌برد. حتی عراقی‌هایی که تا چند دقیقه‌ی پیش روبروی ما تیراندازی می‌کردند، وقتی اسیر می‌شد سر سفره‌ فرماندهان غذا می‌خوردند. در عملیات فتح‌المبین فرمانده تیپ عراقی از کردهای شمال عراق بود که ما او را اسیر کرده بودیم. یک آدم بعثی و خیلی متعصبی بود. چند روز بود که ما اطلاعات مهمی از او می‌خواستیم ولی او اطلاعاتی به ما نمی‌داد، فکر می‌کنم فرمانده آنجا شهید حسن باقری بود. موقعی که داشت با این فرمانده اسیر عراقی صحبت می‌کرد وقت ناهار می‌شود. به‌جای اینکه چند سرباز برای به زندان بردن این اسیر بیایند، حسن باقری گفته بود که من و این افسر عراقی باهمدیگر ناهار می‌خوریم.

    این فرمانده عراقی وقتی ناهار می‌خورد، مرتب به باقری نگاه می‌کرد و برایش عجیب بود که مگر ممکن است که من به‌عنوان یک اسیر با فرمانده‌ این عملیات غذا بخورم. به‌کلی تمام ذهنیاتش به هم می‌ریزد و می‌گوید که من می‌خواهم به شما اطلاعات بدهم و بعد از ناهار اطلاعات بسیار مهمی را به ما داد. جنگ ما واقعاً برای آدم‌کشی نبود. امروز دفاع ما هم آدم‌کشی و انتقام‌کشی نیست.

    همین سربازان آمریکایی که برادران سپاهی ما در نیروی دریایی در جزیره‌ فارسی در سال ۸۶ آن‌ها را اسیر کردند، ‌ بچه‌ها آن‌قدر با این‌ها خوب برخورد کرده بودند که این‌ها به‌کلی داشتند عوض می‌شدند. یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها می‌خواستند سربازانشان سریع‌تر آزاد بشوند این بود که می‌گفتند می‌ترسیم اخلاق پاسداران روی سربازان ما اثر کند، و این‌ها انقلابی و مسلمان بشوند و برای ما مشکلات درست کنند. یعنی روحیات مردمی و مردم دوستی و مردم یاری در این نوع مدیریت فوق‌العاده بالا است.

    اشاره به سردار سلیمانی کردید، درباره‌ی مدل و الگوی فرماندهی ایشان هم مقداری برای ما بگویید.

    برادرمان قاسم سلیمانی در حقیقت تماماً تربیت شده‌ انقلاب و مخصوصاً دفاع مقدس بود. یک جوان ۲۱ ساله‌ای که وقتی وارد دفاع مقدس می‌شود، همه‌ی شخصیتش جهادی شکل می‌گیرد. از رده‌های بسیار پایین، مثل فرماندهی گردان در عملیات طریق‌القدس در آذرماه سال ۶۰ تا چندماه بعد فرماندهی تیپ در عملیات فتح‌المبین در دی‌ماه سال ۶۰ را برعهده می‌گیرد و تا فرماندهی لشکر پیش می‌رود و تمام فنون و علوم دفاع مقدس را یاد می‌گیرد. لذا ایشان یک انسان کاملاً تربیت شده‌ دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بود و اخلاق و روحیاتش در فضای ادبیات و روحیات حضرت امام شکل گرفت. البته بر روی خودش هم خیلی کار می‌کرد، و زحمت می‌کشید، و به عبادات، زیارات و نمازهایش توجه داشت که برای رسیدن به چنین مقامی بسیار مؤثر بود.

    ایشان تقریباً ویژگی‌هایی که من در رابطه با مدیریت جهادی گفتم را به نحو کاملی پیدا کرده بود. مدیریت جهادی انواع مختلفی دارد. ممکن است در یک مقطعی از زمان کسانی کنار فرمانده لشکرها بوده باشند، ولی نتوانسته باشند که این مدیریت را یاد بگیرند. ولی بعضی‌ها بودند که از ابتدا تا انتها با همه‌ی وجود در این فضای معنوی و فضای مدیریتی حضور داشتند و کاملاً آن را فرا گرفتند. قاسم سلیمانی این‌گونه بود.

    اواسط دهه‌ هفتاد وقتی ایشان به‌عنوان فرمانده سپاه قدس انتخاب شدند، پیش از آن در لشکر ۴۱ ثارالله مشغول مبارزه با اشرار در شرق کشور بودند، چه ویژگی در شخصیت و مدل مسئولیت و فرماندهی‌شان دیده شد که ایشان را به این چنین جایگاهی ارتقا دادند؟

    مدت‌ها بود که ما از حاج قاسم تقاضا می‌کردیم و حتی بعضاً فشار می‌آوردیم که به تهران بیاید. منتها ایشان به‌شدت به لشکر ۴۱ ثارالله علاقه‌مند بود. کمااینکه وصیت کرد که در کنار همان رزمندگان لشکر ۴۱ ثارالله دفن شود. عشق و علاقه‌ای که به این لشکر و به رزمندگان و شهدای آن داشت، این عشق و علاقه اجازه نمی‌داد که از این لشکر جدا شود و به تهران بیاید. از طرف دیگر در مسئله‌ی فرماندهی قرارگاه جنوب شرق که شامل استان‌های هرمزگان، کرمان، سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان در مقابل این اشرار می‌شد، به‌دلیل اینکه ما مشغول جنگ بودیم، اشرار بعضی از روستاها و ارتفاعات جنوب کرمان را گرفته بودند و جاده‌ها را می‌بستند و مردم را اذیت می‌کردند. و تا مرز پاکستان یک منطقه‌ی بسیار وسیعی را ناامن کرده بودند.

    ما ایشان را فرمانده‌ آنجا گذاشتیم و ظرف دو سال خیلی خوب توانست شرق کشور را آرام بکند و اشرار را از روی کوه‌ها به پایین بیاورد و خیلی از آن‌ها را به کار کشاورزی مشغول کند. چون ما به کمک وزارت کشاورزی بیش از ۱۱۰ حلقه‌ی چاه در اطراف کهنوج درست کرده بودیم و این چاه‌ها به‌خاطر بیکاری و استفاده نکردن در حال از بین رفتن بودند، حاج قاسم مأمور شده بود که این اشرار را از کوه‌ها پایین بیاورد و آن‌ها را به کار کشاورزی مشغول کند. یعنی آن‌ها را از آدم‌کشی به کشاورز تبدیل کرده بود. این استعدادها باعث شد که ایشان قابلیت و شایستگی فرماندهی قدس را پیدا کند. البته چندماهی هم من در همان زمان ایشان را به‌عنوان رئیس کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع گذاشتم و کاملاً قابلیت اداره‌ راهبردی و آگاهی به مسائل سیاسی، دفاعی و امنیتی را داشت و این شایستگی را نشان می‌داد.

    و حسن ختام گفت‌وگو؛ آخرین خاطره‌ای که از شهید حاج قاسم سلیمانی دارید، برای مردم بگویید.

    هفته‌ها و روزهای آخر من خیلی نگران ایشان بودم. حتی در جلساتی که با فرماندهان داشتم به آن‌ها گفتم که کاری کنید که ایشان کمتر به مأموریت بروند، و بچه‌های دیگر را بفرستید، اما توفیق پیدا نکرده بودم که حضوری با ایشان صحبت کنم. هفته قبل از شهادت، با تلفن احوالش را پرسیدم و از ایشان تقاضا کردم که مراقب خودش باشد. و چند روز بعد این حادثه اتفاق افتاد و ما از احساس وجودی ایشان در کنار خودمان محروم شدیم…. .

    ۲۷۲۱۵

  • ماجرای آخرین تلفن محسن رضایی با سردار سلیمانی چند روز قبل از شهادت /حاج قاسم اشرار شرق کشور از آدم کشی به کشاورز تبدیل کرد

    ماجرای آخرین تلفن محسن رضایی با سردار سلیمانی چند روز قبل از شهادت /حاج قاسم اشرار شرق کشور از آدم کشی به کشاورز تبدیل کرد

    به گزارش خبرآنلاین، سرلشکر محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به تحلیل «الگوی مدیریت فرماندهان دفاع مفدس» و ذکر خاطراتی از سردار شهید آقامهدی باکری و سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی پرداخته است.

    مصاحبه با محسن رضایی را در ذیل می‌خوانید: 

    چرا صحبت کردن فرماندهان ما از جمله شهید باکری از بی‌سیم و در خط مقدم نبرد با عقبه، در بین ژنرال‌های بلندپایه‌ نظامی مرسوم نیست؟

    یاد و خاطره‌ این سردار سرافراز انقلاب اسلامی و ایران عزیز را گرامی می‌داریم و امیدوار هستیم که راه این عزیزان ان‌شاالله تا ظهور حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ادامه پیدا کند و شاهد دستاوردهای بزرگ‌تری از آن چیزی که تاکنون شهدا برای ما به ارمغان آوردند باشیم.

    ببینید جنگ ما یک جنگ اعتقادی بود. جنگ بر سر ثروت و مال و منال نبود. و اوج پیروزی ما دستیابی رضایت پروردگار متعال بود. به همین دلیل بود که شهدای ما در این دریای معنوی بیکران و بی‌انتهای الهی غرق می‌شدند و رنگ و بو و ادبیات و زبانشان همه خدایی بود. لذا مسائل دنیایی مثل بالا بودن و یا پایین بودن عوض می‌شد و رنگ و بوی الهی می‌گرفت. هر که به رضای خدا نزدیک‌تر بود یعنی به فداکاری و ایثار نزدیک‌تر بود و مقامش بالاتر می‌رفت. لذا بالایی‌ها آرزو می‌کردند که به آن پایین بروند تا شاید وصل بشوند، و اتصال پیدا کنند. و از این دریای بیکران معنوی بیشتر بهره‌مند بشوند. به همین دلیل ادبیات آقا مهدی باکری از بی‌سیم در اوج آتش و در فاصله‌ی صد متری با عراقی‌ها به‌گونه‌ای بود که انگار مثلاً در یک پارکی دارد قدم می‌زند. یک چنین وضعی از نظر روحی داشت.

    شما در آن لحظات، گفت‌وگوی ایشان را از بی‌سیم شنیدید؟

    من چون متوجه شده بودم، مرتب به احمد و آقای رحیم صفوی که به جلو رفته بودند می‌گفتم که آقا مهدی را به عقب برگردانید. خودم می‌خواستم مستقیم با بی‌سیم با ایشان صحبت کنم که برادرها گفتند که آقا مهدی می‌داند که اگر ارتباط شما برقرار شد ایشان باید عقب بیاید و اینطور بود. یعنی در طول دفاع مقدس با وجود آن عظمت روحی که داشت و از من و امثال من خیلی جلوتر بود، هیچ‌گاه ندیدم که دستوری به ایشان بدهم و عمل نکند. اما تا آخرین لحظه نتوانستم با او از طریق بی‌سیم ارتباط برقرار کنم و به دوستان گفتم که به هر قیمتی که می‌شود آقا مهدی را به عقب برگردانید و نگذارید آنجا بماند.

    با توجه به اینکه شهیدمهدی باکری فرمانده‌ لشکر بود، شما چقدر در محاسبات خودتان برای مدیریت جنگ بر روی توان فرماندهی و لشکری تحت مسئولیت ایشان مطمئن بودید؟

    لشکر ۳۱ عاشورا یکی از لشکرهای بسیار موفق و خط شکن ما بود. هم به‌دلیل رزمندگان با غیرت آذربایجانی و هم به‌دلیل فردی مثل آقا مهدی باکری که فرمانده این لشکر بود. لذا در خط شکنی هر مسئولیتی ما به ایشان می‌دادیم از عهده‌اش برمی‌آمد. ما دو نفر در جنگ داشتیم که من به این‌ها استاد تاکتیک می‌گفتم. یکی آقا مهدی باکری و دیگری حسین خرازی بود. یعنی این‌ها از قوی‌ترین استحکامات، پیچیده‌ترین میادین مین، پیچیده‌ترین سیم خاردارها عبور می‌کردند. و در تاکتیک و در خط شکنی استاد کامل بودند.

    یادم می‌آید که در عملیات خیبر به‌خاطر آب گرفتگی ما نیروهایمان را عقب آورده بودیم و فقط جزایر مجنون مانده بود، و امام هم فرمان داده بود که باید جزایر مجنون را حفظ کنید. من فرمان امام را به احمد کاظمی و شهید بزرگوار همت و آقا مهدی باکری گفتم. جزیره‌ی جنوبی مجنون سه جبهه داشت. و عراق هم تمام جبهه‌های دیگر را خلوت کرده بود و با تمام قدرت با توپخانه و هواپیما منطقه‌ی کوچک جزیره‌ی جنوبی را متر به متر بمباران می‌کرد. محور وسط جزیره‌ مجنون دست لشکر ۳۱ عاشورا بود که جنگ بسیار سختی در آنجا صورت گرفت. عراقی‌ها یک سنگر بسیار مستحکمی به فاصله‌ی ۸۰ متر جلوی نیروهای ما درست کرده بودند و وقتی آن‌ها سرشان را بالا می‌آوردند ما می‌زدیم، و وقتی ما سرمان را بالا می‌آوردیم آن‌ها ما را می‌زدند.

    درگیری نزدیک و سخت و شدید بود. آقا مهدی باکری به این نتیجه می‌رسد که اگر سنگر عراقی‌ها منهدم نشود، نیروهایش شهید و زخمی خواهند شد. لذا یک ابتکاری به خرج می‌دهد و حدود کمتر از بیست نفر از بچه‌های آذربایجان را از میان صد نفر انتخاب می‌کند و آن‌ها را آموزش می‌دهد و به آن‌ها می‌گوید به محض اینکه من دستور دادم از سنگر بلند می‌شوید و در عین حال هم که دشمن دارد تیراندازی می‌کند با سرعت تمام و کمتر از یک لحظه خودتان را به سنگر عراقی‌ها برسانید که تا دشمن می‌خواهد دست به کاری بزند شما در سنگر آن‌ها باشید.

    بعد ایشان هم همین کار را می‌کند و به محض اینکه احساس می‌کند که زمانش فرا رسیده است به بچه‌ها دستور حمله می‌دهد. تا عراقی‌ها می‌خواستند پشت این تیربارها مستقر بشوند، بچه‌های لشکر ۳۱ به بالای سر این‌ها رسیده بودند و این‌ها را اسیر کرده بودند و سنگر را گرفتند و جزیره‌ جنوبی مجنون کاملاً به دست ما افتاد و عراقی‌ها دیگر نتوانستند کاری بکنند.

    شما ناراحت نمی‌شدید از اینکه چنین فردی در وسط و معرکه‌ی میدان نبرد قرار می‌گیرد و خودش را به‌خطر می‌اندازد؟

    ما راهی غیر از این نداشتیم. ما اگر همه‌مان جلو نمی‌رفتیم امکان نداشت که جنگ را هدایت کنیم. مصلحت نیست من در اینجا از خودم صحبت کنم، ولی خود من سه بار نزدیک بود که در جنگ اسیر بشوم. اما همانند آقا مهدی باکری و حاج قاسم سلیمانی این لیاقت را نداشتم که حضور بیشتری در خط داشته باشم. بنابراین اگر فرماندهان ما جلو نمی‌رفتند امکان نداشت که جنگ را پیش برد. لذا ایشان، حاج قاسم، حسین خرازی، همت، احمد متوسلیان، مهدی زین‌الدین، اسماعیل دقایقی، علی هاشمی، شهید بقایی و سایر فرماندهان دیگر راهی غیر از این نداشتند که خودشان جلوتر از همه حرکت کنند.

    این الگوی فرماندهی که فرماندهان‌ ما باید به خط مقدم می‌رفتند و ما چاره‌ی دیگری برای اداره‌ی جنگ نداشتیم، این الگو در جنگ فقط مختص ما بود و تا پیش از این هم در دانشکده‌های جنگ و هم در استراتژی‌های نوین نظامی چنین الگویی را ما نداشتیم. یک مقدار راجع به این الگو و شاخص‌های آن صحبت کنید.

    البته الگوی مدیریت جهادی که در دفاع مقدس ما کاملاً به ظهور رسید، ریشه‌ و منشأ آن به انقلاب اسلامی، و ۲۲ بهمن و سال‌های مبارزه تا قبل از پیروزی انقلاب برمی‌گردد که در دل جوان‌های انقلابی پیرو امام رشد کرد. و بلوغش در دفاع مقدس بود. یعنی در دفاع مقدس این الگو به بلوغ رسید و تا قبل از آن فقط در تاریخ صدر اسلام چنین الگویی بود. مثلاً در جنگ احد خود پیامبر اکرم به همراه امیرالمؤمنین در خط مقدم می‌جنگیدند و حتی زخمی هم می‌شوند. بعد از آن موقع فقط در دفاع مقدس چنین پدیده‌ای به‌وجود آمد. که ما اسم این پدیده را مدیریت جهادی و مدیریت انقلابی گذاشته‌ایم. این مدیریت ویژگی‌هایی دارد که ما الان در دانشگاه امام حسین داریم آن را مستند می‌کنیم و آموزش می‌دهیم.

    اگر کسی از من سؤال بکند که بزرگ‌ترین دستاورد دفاع مقدس چه بود. من مسئله‌ی موشک و پهپاد و… که آن زمان شروع شد و بعداً رشد کرد را در وهله‌ی اول نمی‌گویم. حتی آزادی سرزمین‌های کشور را هم نمی‌گویم. بلکه مهم‌ترین دستاورد دفاع مقدس را من مدیریت انقلابی و مدیریت جهادی می‌دانم که امروز در اختیار ما هست. همان گمشده‌ای که امروز کشور در بسیاری از مسائل با آن مواجه هست و به‌عنوان یک گنج بزرگی در دل آقا مهدی باکری، قاسم سلیمانی، احمد کاظمی و سایر فرماندهان ما به‌وجود آمد و شکل گرفت. اما اولین ویژگی این است که یک فرمانده حرفی نمی‌زند مگر اینکه خودش عامل به آن باشد. یعنی هیچ‌وقت به کسی نمی‌گوید شما جلو برو، بلکه خودش به جلو می‌رود و به دیگران می‌گوید بیایید. در زندگی‌اش، در رفتارش، در صداقتش باید عامل به آن حرف باشد. یعنی اول باید روی خودش عمل کند، بعد به دیگران آن را توصیه کند. حتی به کسانی که در ظاهر زیردست او و در حقیقت فرمانبر او هستند.

    ویژگی دوم کار برای رضای خدا است. ما یک اصطلاحی داشتیم که می‌گفتیم مهم نیست کسی گزارش کار شما را متوجه نشود. ما باید اول گزارش‌ خود را به خدا و بعد به دیگران بدهیم. هدف اصلی این بود که آیا خدا از ما راضی هست یا راضی نیست.

    این ویژگی‌هایی که می‌گویید یک مقدار از شخصیت خاص نظامی‌گری فاصله نمی‌گیرد؟

    اتفاقاً عامل شکست‌ناپذیری ما همین‌ها بود. یعنی این نوع باورها، این نوع برخوردها کأنه یک صف بنیانی درست می‌کرد و در حقیقت در میان آتش‌های سنگین نیروهای ما را آب دیده و شکست‌ناپذیر می‌کرد و تبدیل به انسان‌هایی می‌شدند که از همه‌ی موانع می‌توانستند عبور کنند. ویژگی‌ سوم الفت و برادری است که در این نوع مدیریت به‌وجود می‌آید. یعنی عاطفه، برادری و اعتماد کردن به همدیگر، در این مدیریت خیلی اوج می‌گیرد. کمااینکه شما اگر خاطرات فرماندهان شهید و یا در قید حیات را مطالعه بکنید، می‌بینید که بعضی از این‌ها واقعاً عاشق همدیگر بودند. به همین دلیل بود که خیلی از دوستان ما در جبهه‌ی جنگ حتی خانواده‌هایشان را به‌خاطر دفاع از انقلاب و دفاع از مردم فراموش می‌کردند، نه اینکه فراموش بکنند که به یادشان نباشند. اما سعی می‌کردند با احساسات خانوادگی‌شان مقابله بکنند تا بلکه بتوانند آن رسالتشان را انجام بدهند.

    محبت، عاطفه و برادری در اوج خودش به سر می‌برد. حتی عراقی‌هایی که تا چند دقیقه‌ی پیش روبروی ما تیراندازی می‌کردند، وقتی اسیر می‌شد سر سفره‌ فرماندهان غذا می‌خوردند. در عملیات فتح‌المبین فرمانده تیپ عراقی از کردهای شمال عراق بود که ما او را اسیر کرده بودیم. یک آدم بعثی و خیلی متعصبی بود. چند روز بود که ما اطلاعات مهمی از او می‌خواستیم ولی او اطلاعاتی به ما نمی‌داد، فکر می‌کنم فرمانده آنجا شهید حسن باقری بود. موقعی که داشت با این فرمانده اسیر عراقی صحبت می‌کرد وقت ناهار می‌شود. به‌جای اینکه چند سرباز برای به زندان بردن این اسیر بیایند، حسن باقری گفته بود که من و این افسر عراقی باهمدیگر ناهار می‌خوریم.

    این فرمانده عراقی وقتی ناهار می‌خورد، مرتب به باقری نگاه می‌کرد و برایش عجیب بود که مگر ممکن است که من به‌عنوان یک اسیر با فرمانده‌ این عملیات غذا بخورم. به‌کلی تمام ذهنیاتش به هم می‌ریزد و می‌گوید که من می‌خواهم به شما اطلاعات بدهم و بعد از ناهار اطلاعات بسیار مهمی را به ما داد. جنگ ما واقعاً برای آدم‌کشی نبود. امروز دفاع ما هم آدم‌کشی و انتقام‌کشی نیست.

    همین سربازان آمریکایی که برادران سپاهی ما در نیروی دریایی در جزیره‌ فارسی در سال ۸۶ آن‌ها را اسیر کردند، ‌ بچه‌ها آن‌قدر با این‌ها خوب برخورد کرده بودند که این‌ها به‌کلی داشتند عوض می‌شدند. یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها می‌خواستند سربازانشان سریع‌تر آزاد بشوند این بود که می‌گفتند می‌ترسیم اخلاق پاسداران روی سربازان ما اثر کند، و این‌ها انقلابی و مسلمان بشوند و برای ما مشکلات درست کنند. یعنی روحیات مردمی و مردم دوستی و مردم یاری در این نوع مدیریت فوق‌العاده بالا است.

    اشاره به سردار سلیمانی کردید، درباره‌ی مدل و الگوی فرماندهی ایشان هم مقداری برای ما بگویید.

    برادرمان قاسم سلیمانی در حقیقت تماماً تربیت شده‌ انقلاب و مخصوصاً دفاع مقدس بود. یک جوان ۲۱ ساله‌ای که وقتی وارد دفاع مقدس می‌شود، همه‌ی شخصیتش جهادی شکل می‌گیرد. از رده‌های بسیار پایین، مثل فرماندهی گردان در عملیات طریق‌القدس در آذرماه سال ۶۰ تا چندماه بعد فرماندهی تیپ در عملیات فتح‌المبین در دی‌ماه سال ۶۰ را برعهده می‌گیرد و تا فرماندهی لشکر پیش می‌رود و تمام فنون و علوم دفاع مقدس را یاد می‌گیرد. لذا ایشان یک انسان کاملاً تربیت شده‌ دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بود و اخلاق و روحیاتش در فضای ادبیات و روحیات حضرت امام شکل گرفت. البته بر روی خودش هم خیلی کار می‌کرد، و زحمت می‌کشید، و به عبادات، زیارات و نمازهایش توجه داشت که برای رسیدن به چنین مقامی بسیار مؤثر بود.

    ایشان تقریباً ویژگی‌هایی که من در رابطه با مدیریت جهادی گفتم را به نحو کاملی پیدا کرده بود. مدیریت جهادی انواع مختلفی دارد. ممکن است در یک مقطعی از زمان کسانی کنار فرمانده لشکرها بوده باشند، ولی نتوانسته باشند که این مدیریت را یاد بگیرند. ولی بعضی‌ها بودند که از ابتدا تا انتها با همه‌ی وجود در این فضای معنوی و فضای مدیریتی حضور داشتند و کاملاً آن را فرا گرفتند. قاسم سلیمانی این‌گونه بود.

    اواسط دهه‌ هفتاد وقتی ایشان به‌عنوان فرمانده سپاه قدس انتخاب شدند، پیش از آن در لشکر ۴۱ ثارالله مشغول مبارزه با اشرار در شرق کشور بودند، چه ویژگی در شخصیت و مدل مسئولیت و فرماندهی‌شان دیده شد که ایشان را به این چنین جایگاهی ارتقا دادند؟

    مدت‌ها بود که ما از حاج قاسم تقاضا می‌کردیم و حتی بعضاً فشار می‌آوردیم که به تهران بیاید. منتها ایشان به‌شدت به لشکر ۴۱ ثارالله علاقه‌مند بود. کمااینکه وصیت کرد که در کنار همان رزمندگان لشکر ۴۱ ثارالله دفن شود. عشق و علاقه‌ای که به این لشکر و به رزمندگان و شهدای آن داشت، این عشق و علاقه اجازه نمی‌داد که از این لشکر جدا شود و به تهران بیاید. از طرف دیگر در مسئله‌ی فرماندهی قرارگاه جنوب شرق که شامل استان‌های هرمزگان، کرمان، سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان در مقابل این اشرار می‌شد، به‌دلیل اینکه ما مشغول جنگ بودیم، اشرار بعضی از روستاها و ارتفاعات جنوب کرمان را گرفته بودند و جاده‌ها را می‌بستند و مردم را اذیت می‌کردند. و تا مرز پاکستان یک منطقه‌ی بسیار وسیعی را ناامن کرده بودند.

    ما ایشان را فرمانده‌ آنجا گذاشتیم و ظرف دو سال خیلی خوب توانست شرق کشور را آرام بکند و اشرار را از روی کوه‌ها به پایین بیاورد و خیلی از آن‌ها را به کار کشاورزی مشغول کند. چون ما به کمک وزارت کشاورزی بیش از ۱۱۰ حلقه‌ی چاه در اطراف کهنوج درست کرده بودیم و این چاه‌ها به‌خاطر بیکاری و استفاده نکردن در حال از بین رفتن بودند، حاج قاسم مأمور شده بود که این اشرار را از کوه‌ها پایین بیاورد و آن‌ها را به کار کشاورزی مشغول کند. یعنی آن‌ها را از آدم‌کشی به کشاورز تبدیل کرده بود. این استعدادها باعث شد که ایشان قابلیت و شایستگی فرماندهی قدس را پیدا کند. البته چندماهی هم من در همان زمان ایشان را به‌عنوان رئیس کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع گذاشتم و کاملاً قابلیت اداره‌ راهبردی و آگاهی به مسائل سیاسی، دفاعی و امنیتی را داشت و این شایستگی را نشان می‌داد.

    و حسن ختام گفت‌وگو؛ آخرین خاطره‌ای که از شهید حاج قاسم سلیمانی دارید، برای مردم بگویید.

    هفته‌ها و روزهای آخر من خیلی نگران ایشان بودم. حتی در جلساتی که با فرماندهان داشتم به آن‌ها گفتم که کاری کنید که ایشان کمتر به مأموریت بروند، و بچه‌های دیگر را بفرستید، اما توفیق پیدا نکرده بودم که حضوری با ایشان صحبت کنم. هفته قبل از شهادت، با تلفن احوالش را پرسیدم و از ایشان تقاضا کردم که مراقب خودش باشد. و چند روز بعد این حادثه اتفاق افتاد و ما از احساس وجودی ایشان در کنار خودمان محروم شدیم…. .

    ۲۷۲۱۵

  • تصویری از سردار سلیمانی در روزگار جوانی

    تصویری از سردار سلیمانی در روزگار جوانی

    به گزارش خبرآنلاین، این ازاده کسی است که در مقابل دوربین های جهان شعار «مرگ بر صدام ضد اسلام» را سر داد.

    برای اولین بار از طریق لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی در عملیات «الی‌بیت المقدس» شرکت کرد.

    بنا به روایت ایسنا سرانجام این آزاده سرافراز روز ۲۰ مردادماه سال ۱۳۷۵ برای انجام مأموریت در روز پاسدار راهی زاهدان شد. افراد ناشناس خودرو حامل او و سربازی به نام بهبودی را که ۲۰ روز دیگر تا پایان خدمتش بقای مانده بود، چندبار از مسیرش منحرف کردند، سرانجام با واژگون شدن خودرو، هر دو نفر شهید شدند. بعد از شهادتش، مدال درجه سوم شجاعت را به این شهید اعطا کردند.

    در ادامه تصویری از این شهید بزرگوار را در کنار سردار سلیمانی ببینید.

    ۲۷۲۷

  • اطلاعیه فرودگاه «مسقط» درباره کارشکنی در روند بازگشت اتباع بحرینی

    اطلاعیه فرودگاه «مسقط» درباره کارشکنی در روند بازگشت اتباع بحرینی

    به گزارش خبرگزاری مهر، فرودگاه «مسقط» در خصوص سرگردانی اتباع بحرینی در این فرودگاه در پی کارشکنی های آل خلیفه در پذیرش آنها، اطلاعیه ای صادر کرد.

    در این اطلاعیه آمده است: روز گذشته خطوط هواپیمایی (بحرینی Gulf air) که مسئول انتقال مجموعه ای از ۷۶ بحرینی به منامه بود، پیش از پرواز بلیط های این افراد را لغو کرده و از سوار کردن آنها ممانعت نمود. این در حالیست که این افراد تمامی شرایط لازم برای پرواز را داشته و پیش از بسته شدن خروجی در محل حاضر بودند. این اقدام نقض قوانین بین المللی محسوب می شود.

    در ادامه این اطلاعیه ذکر شده است: فرودگاه تمام سعی خود را بکار بست تا با همکاری سازمان هواپیمایی مدنی، پلیس عمان و تمامی ارگانهای ذی ربط راه حلی یافته و احتیاجات آنها را بر آورد، همانگونه که در موارد مشابه صورت می گیرد. بر همین اساس با سفارت بحرین در مسقط تماس حاصل شد.

    این اطلاعیه می افزاید: در پی عدم دستیابی به راه حل، طبق آنچه در موارد مشابه رخ می دهد، فرودگاه با شرکت هواپیمایی که این افراد را به مسقط آورده بود (هواپیمایی قطر)  تماس حاصل نمود تا آنها را به مبدأ (تهران) بازگرداند. این امر با مخالفت شدید مسافران روبرو شده و حاضر به بازگشت نشدند.

    در پایان اطلاعیه مذکور آمده است: از آنجایی که از ظهر روز یکشنبه ۲۹ مارس تمامی پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه مسقط متوقف می گردند، تلاشها برای انجام هماهنگی با سفارت بحرین در مسقط به ثمره نشست و قرار بر این شد هواپیمایی آنها را به فرودگاه بین المللی بحرین منتقل کند.

  • دو تصمیم مهم دولت برای مبتلایان به کرونا /مراجع قضایی هم ورود خواهند کرد /بیمارانی که امکان قرنطینه خانگی را ندارند، به نقاهتگاه‌ها بروند

    دو تصمیم مهم دولت برای مبتلایان به کرونا /مراجع قضایی هم ورود خواهند کرد /بیمارانی که امکان قرنطینه خانگی را ندارند، به نقاهتگاه‌ها بروند

    علی ربیعی سخنگوی دولت در حاشیه جلسه ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا، گفت: بحث اول در جلسه امروز چگونگی اجرای طرح فاصله گذاری اجتماعی بررسی شد. با گزارش‌هایی که داده شد این طرح تا ۲۰ فروردین ادامه خواهد یافت.

    وی ادامه داد: تمام محدودیت‌هایی که اعلام شده تا ۲۰ فروردین ادامه خواهد یافت. 

    ربیعی در مورد جداسازی افراد مبتلا از جامعه اظهار داشت: در گزارش‌هایی که به جلسه داده شده  افرادی که مبتلا به کرونا هستند دو تصمیم برایشان گرفته شده است. تصمیم اول این بود که از پروتکل‌ها و توصیه‌ها برای قرنطینه کردن خود تبعیت نکنند، کمیته اجتماعی و امنیتی تمهیدات حقوقی و قضایی برای وادار کردن این افراد را تصمیم گیری خواهد کرد تا آن‌ها به اجبار تن دهند و به عنوان حامل ویروس در جامعه نباشند.

    سخنگوی دولت در مورد تصمیم دیگر برای افراد مبتلا به کرونا تاکید کرد: تصمیم دیگر برای حمایت از شهروندانی بود که امکان نگهداری از بیماران ندارند. بسیاری از خانه‌ها کوچک است و اتاق زیادی ندارند و فردی در این خانواده اگر مبتلا شود تمام آنها دچار رنج می‌شوند. 

    وی در این باره افزود: دولت در جهت حمایت از این خانوارها امکانات برای بستری شدن در نقاهتگاه‌ها را فراهم می‌کند. این خانواده‌ها با مراجعه می‌توانند مبتلایان را بستری کنند.

    ۲۷۲۱۵

  • اجازه خدشه به امنیت‌ کشور را نمی‌دهیم/آمریکا اخطارها را جدی بگیرد

    اجازه خدشه به امنیت‌ کشور را نمی‌دهیم/آمریکا اخطارها را جدی بگیرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، سرلشکر حسین سلامی در گفتگویی به مناسبت روز پاسدار گفت: فلسفه وجودی سپاه پاسداران در عاشورای سال ۶۱ هجری قمری و زمانی که امام حسین (ع) و اصحاب با وفای آن حضرت تمام هستی خود را برای دفاع از اسلام به صحنه آوردند، شکل گرفت.

    وی افزود: روح سپاه هم همیشه با فداکاری، وفاداری، اخلاقی، ایثار و از جان گذشتگی، حضور در قلب خطر همراه بوده است و این‌ها فلسفه قیام عاشورا هم هست و به همین علت امام حسین (ع) را نماد و نشانه دفاع از اسلام می‌دانیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: آنچه تغییر کرده، ابعاد و جغرافیای این دفاع است، زیرا به مرور و با وسعت یافتن انقلاب اسلامی، تا جغرافیاهای جدیدی را در تصرف خود در آورده است.

    سرلشکر سلامی افزود: تهدیدها پیچیده‌تر و همه جانبه‌تر شده اند، میادین عمل وسعت یافته، بنابراین قلمروی عملکرد سپاه هم گسترش پیدا کرده است.

    فرمانده کل سپاه گفت: امروز سپاه از قلب این سرزمین تا هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آن، برای دفاع از هویت، شخصیت، اعتبار، منزلت، عزت، امنیت، شرف و کرامت امت اسلامی در این جغرافیای وسیع دفاع می‌کند و این فقط دفاع امنیتی، نظامی، یا اطلاعاتی نیست بلکه یک دفاع فرهنگی و هویتی است.

    وی اضافه کرد: سپاه در برابر فقر، حوادث، بلایا و هر چیزی که بخواهد به ملت ایران آسیب بزند، موظف است که در میدان مرکزی این حوادث و در خطوط مقدم و لحظه‌های ابتدایی حادثه حضور یابد و این را ملت عزیز ایران در سال‌های گذشته و در صحنه‌های مختلف شاهد بوده اند.

    فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرد: رسالت سپاه با گذر زمان تغییری نکرده است و سپاه پرچمدار و پیشگام در برابر همه تهدیدها و مشکلاتی است که عزت و هویت ملت ایران را به مخاطره می‌اندازد.

    سرلشکر سلامی گفت: آرمان‌ها، رسالت، فلسفه وجودی، ارزش‌ها و صراط مستقیم سپاه همچنان ثابت است، اگر چه ممکن است روش‌ها یا قلمروی جغرافیای اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، اطلاعاتی و روانی آن وسیع شده باشد.

    اخطار فرمانده سپاه به آمریکایی‌ها برای ترک منطقه

    فرمانده کل سپاه پاسداران بار دیگر به آمریکایی‌ها اخطار داد که منطقه را ترک کنند.

    سرلشکر حسین سلامی گفت: آمریکایی‌ها وقتی در این منطقه حضور دارند هم خودشان ضرر می‌کنند و هم به ملت‌های منطقه ضرر می‌زنند و وجودشان هیچ خاصیتی جز زوال قدرت خودشان و آسیب برای ملت‌های منطقه ندارد.

    وی با یادآوری حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد عراق گفت: برخی مقامات آمریکایی بعد از آن حمله اعلام کردند که می‌خواستند، عملیات محدودی هم علیه ایرانی‌ها انجام دهند که یک بلوف سیاسی بیش نبود.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: آمریکایی‌ها قدرت ما را آزموده اند و محک زده اند و می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران در این منطقه علیه هر قدرتی که بخواهد شیطنت کند چه دست برتری دارد.

    سرلشکر سلامی همچنین گفت: ایران برای این کار هم قدرت و هم اراده برای اعمال این قدرت دارد.

    وی افزود: امیدواریم خداوند به این ملت کمک کند که همچون گذشته عزت خود را حفظ کند.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: ما به عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام می‌کنیم که در همه مشکلات و مخاطرات، چالش‌ها و بلایا و تهدیدات، پیشمرگ ملت بزرگ ایران هستیم و تا وقتی که هستیم که ان شاءالله تا ابد این سپاه عظیم خواهد درخشید، اجازه نخواهیم داد، ذره‌ای به اعتبار، حیثیت، منافع، امنیت و آبروی این ملت خدشه‌ای وارد شود.

    سرلشکر سلامی افزود: آرزو داریم، مردم عزیز ما همواره سالم و تندرست باشند و این سال هم برای مردم ما پر از رحمت، سلامتی، پیروزی و درخشش و سرشار از توفیقات بزرگ و شگفت انگیز باشد.

    وی همچنین گفت: به مقامات آمریکایی‌ها توصیه می‌کنیم که به جای فکر کردن به سناریوهای هالیوودی و کشتار مردم در عراق، واقعاً به فکر جان مردم شأن در نیویورک و ایالات‌های درگیر کرونا باشند و به جای اینکه ارتش شأن را در نقاط مختلف جهان مستقر کنند که مردم آن جاها را آواره کننده و عروسی‌های شأن را به خاک و خون بکشند، شب‌ها وارد خانه‌های شأن بشوند، این ارتش را مثل کشور ایران که نیروهای مسلح خود را در خدمت مقابله با کرونا بکار گرفته اند، بهتر است ارتش خود را در همان آمریکا برای رفع مشکل‌های مردم خود بکار گیرد.

    همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج از روز اول در صحنه مقابله با کروناست

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: از روز نخست آغاز شیوع بیماری کرونا، همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج را به صحنه آوردیم.

    سرلشکر حسین سلامی افزود: از همان ابتدا همه بیمارستان‌های ثابت و سیار برای درمان بیماران کرونایی بسیج شد.

    وی گفت: بیمارستان‌های سیار سپاه همه تجهیزات درمانی و تشخیصی و نیروی انسانی درمانی را در اختیار دارد و به سرعت قابل انتقال به نقطه دیگری است.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: نخستین کاری که ما در این صحنه انجام دادیم این بود که مثل یک جنگ که همواره یک کشور در آن با موج شوک اولیه مواجه می‌شود و نیاز دارد که نیرویی در خطوط مقدم آن عملیات تأخیری انجام دهد، یعنی در قلب ماجرا قرار گیرد، تا همه سیستم خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و بتواند در مقابل ماجرا ایستادگی کند، سپاه هم عملیات تأخیری انجام داد.

    سرلشکر سلامی اضافه کرد: سازماندهی سپاه در مقابله با این موضوع از ابتدا بر همین اساس بود.

    وی گفت: تا این لحظه هیچ بیمار رها شده‌ای در کشور وجود نداشته است یعنی در کشور ایران همواره پذیرش بیماران کرونایی از حجم مراجعه کننده‌ها و بستری شده‌ها بیشتر بوده است.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: شاید در آن روزهای اول از نظر تأمین تجهیزات مراقبتی و بهداشتی، التهابی بوجود آمده، اما به سرعت در تمام ملت، هم در سطح وزارت بهداشت و بیمارستان‌های کشور و هم در مراکز تولیدی و هم بسیج، بعثتی اتفاق افتاد و به سرعت این کمبودها را جبران کردند.

    بسیج روزانه ۳ میلیون ماسک تولید می‌کند

    فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در حال حاضر بسیج، روزی ۳ میلیون ماسک بهداشتی تولید می‌کند که با مدیریت ستاد ملی مقابله با کرونا و وزارت بهداشت به طور مستمر توزیع می‌شود.

    سرلشکر حسین سلامی افزود: این میزان ماسک را روزانه بسیج در کارگاه‌های خانگی و غیر خانگی تولید می‌کند.

    وی گفت: به مرور و با گسترش شیوع بیماری کرونا همه بیمارستان‌های سپاه را تحت پوشش این مسئله قرار دادیم و به عنوان یک نیروی مکمل در کنار ستاد مقابله با کرونا و در خدمت این عزیزان قرار گرفتیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: بیمارستان حضرت علی بن ابیطالب (ع) در قم با همه ظرفیت خود که در ابتدا ۱۰۰ تخت بود در اختیار بیماران کرونایی قرار گرفت و حدود ۷۰۰ تخت نقاهتگاهی و استراحتگاهی را هم مدیریت کرد و یک بیمارستان صحرایی شهید صدوقی هم از اصفهان به قم منتقل شد تا به عنوان احتیاط بیمارستان‌های قم استقرار یابد.

    سرلشکر سلامی با بیان اینکه بیمارستان بقیه الله (عج) سپاه هم در چند جهت اساسی حرکت کرد، گفت: اولاً همه این بیمارستان‌ها با ظرفیت کامل با تقریباً ۵۵۰ تخت در اختیار کرونا قرار دادیم.

    وی افزود: امروز با تلاش دوستان ما در بیمارستان بقیه الله تعداد تخت‌های بستری برای بیماران کرونایی به ۷۰۰ تخت بستری افزایش یافته است.

    فرمانده کل سپاه پاسداران اضافه کرد: در این بیمارستان ۳۰ تخت آی سی یو داشتیم در فاز اولیه به ۷۰ و امروز به ۱۰۰ تخت آی سی یو با همه تجهیزات مراقبتی کامل رساندند.

    سرلشکر سلامی گفت: این در حالی است که در آمریکا فرماندار یکی از ایالات اعلام می‌کند که تجهیزات اساسی آی سی یو و ماسک‌های بهداشتی و گان کجاست؟ و به مقدار کافی در اختیار نداریم.

    وی افزود: امروز بیمارستان بقیه الله روزانه تعداد زیادی ماسک ان ۹۵ (N۹۵) تولید می‌کند، هزار تخت نقاهتگاهی را درون خود ایجاد کرده است، اگر چه مردم ما از تخت‌های استراحتگاهی و نقاهتگاهی خیلی استقبال نمی‌کنند.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: همین بیمارستان هر روز پروتکل‌های درمانی را به روز و در سطح جهان منتشر می‌کند.

    سرلشکر سلامی افزود: یعنی شیوه‌های درمان نوسازی شده این بیماری را روز به روز پزشکان ما در گروه‌های متعددی پژوهشی و تحقیقاتی به روز می‌کنند و در سطح کشور و جهان منتشر می‌کنند.

    وی گفت: حتماً در این بیمارستان داروهای جدیدی مورد تست‌های بالینی قرار گرفته است که برخی از آن‌ها نتایج نسبتاً موفقیت آمیزی داشته اند.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: گروه‌های تحقیقاتی در مرکز ژنتیکی در حال کار روی یافتن آنتی ویروس برای ساختن واکسن هستند که هنوز در ابتدای راه هستند.

    سرلشکر سلامی گفت: تلاش کرده ایم که همه توانمندی‌های سپاه را در این مسیر به اختیار بگیریم.

    حوادث بزرگ تحمیلی به ملت ایران، به فرصت‌های بزرگ تبدیل شده است

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: هر حادثه بزرگی که به ملت ایران تحمیل شده، به فرصت‌های بزرگی برای ملت ایران تبدیل شده است.

    سرلشکر حسین سلامی افزود: یکی از بزرگترین حوادثی که سپاه در ابتدای تولد خود با آن روبرو شد، جنگ تحمیل شده از سوی نظام سلطه در مقیاسی جهانی علیه ملتی بود که تازه انقلاب کرده بود و یک سیستم دفاعی قدرتمند و منسجمی نداشت.

    وی اضافه کرد: تصور اینکه چگونه آن تهدید ویرانگر و مخرب می‌تواند به یک فرصت برای استحکام بخشی برای پایه‌های امنیتی و دفاعی کشوری مثل ایران تبدیل شود، تصور بسیار سختی بود.

    سرلشکر سلامی گفت: سپاه با بضاعت اندک و اولیه خود وارد این میدان شد و سلاح‌های خود را از دشمن به غنیمت گرفت. چون ما در محاصره تسلیحاتی بودیم.

    مجاهدت ۷۰۰ هزار بسیجی در مقابله با کرونا

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: بیش از ۷۰۰ هزار بسیجی برای غربالگری سراسری در اختیار جهاد عمومی مقابله با کرونا قرار گرفتند.

    سرلشکر حسین سلامی افزود: دوستان در وزارت بهداشت و درمان، گزارش‌های خوبی را از نحوه عملکرد بسیجیان عزیز در زمینه غربالگری بیماری کرونا ارائه کردند.

    وی گفت: حدود ۵۰ میلیون نفر از افراد جامعه تحت غربالگری قرار گرفتند و همین تشخیص بیماران، به آنان کمک می‌کند که به سرعت قرنطینه شوند، یا به مراکز درمانی مراجعه کنند و از شیوع بی رویه بیماری کرونا جلوگیری شود.

    فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: در کنار این اقدامات صدها هزار بسته بهداشتی و معیشتی میان خانواده‌ها توزیع شد.

    سرلشکر سلامی گفت: براساس فرمان و تأکیدات رهبر معظم انقلاب همه امکانات را بسیج کردیم و خانواده‌های کم بضاعتی را که از ناحیه بیماری کرونا مورد آسیب قرار گرفته اند را تحت پوشش قرار دادیم.

    وی افزود: ما به عنوان سپاه پاسداران و برادران مان در سپاه‌های استانی با کمک خیران، تقریباً ۳۰۰ هزار خانواده آسیب دیده معیشتی ناشی از کرونا را تحت پوشش دریافت بسته‌های معیشتی قرار دادیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: نیروهای عزیز بسیجی با کوله پشتی‌های طراحی شده که مملو از مواد ضدعفونی شده، شبانه روزی در اماکن مختلف حضور می‌یابند.

    سرلشکر سلامی افزود: برخی بسیجیان حتی برای کمک به خانواده‌هایی که دارای سرپرست قوی نیستند، کهولت سن یا بیماری دارند اقدام می‌کنند و این جلوه‌های بسیار زیبایی از عاطفه و محبت آفریده است.

    وی گفت: وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که یک جنب و جوش و بسیجی از عمق جان شکل گرفته که این نشان می‌دهد این کشور وقتی دارای رهبری است که طبیب دل‌ها و نفوس است و رنج‌ها و سختی‌ها را با استفاده از توصیه‌ها و تدابیر خود به یک میدان همبستگی و همدلی و تجلی عاطفه‌ها، احساس‌ها و برادری تبدیل می‌کند، چنین ملتی در هیچ حادثه‌ای شکست نمی‌خورد و بر هر پدیده‌ای غلبه می‌کند.

  • تشریح فعالیت‌های سپاه در مقابله با کرونا از سوی سردار سلامی/همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج را به صحنه آوردیم

    تشریح فعالیت‌های سپاه در مقابله با کرونا از سوی سردار سلامی/همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج را به صحنه آوردیم

    سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی، فرمانده کل سپاه به مناسبت روز پاسدار گفت: فلسفه وجودی سپاه پاسداران در عاشورای سال ۶۱ هجری قمری و زمانی که امام حسین (ع) و اصحاب با وفای آن حضرت تمام هستی خود را برای دفاع از اسلام به صحنه آوردند، شکل گرفت. روح سپاه هم همیشه با فداکاری، وفاداری، اخلاقی، ایثار و از جان گذشتگی، حضور در قلب خطر همراه بوده است و این‌ها فلسفه قیام عاشورا هم هست و به همین علت امام حسین (ع) را نماد و نشانه دفاع از اسلام می‌دانیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: آنچه تغییر کرده، ابعاد و جغرافیای این دفاع است، زیرا به مرور و با وسعت یافتن انقلاب اسلامی، تا جغرافیاهای جدیدی را در تصرف خود در آورده است. تهدیدها پیچیده‌تر و همه جانبه‌تر شده اند، میادین عمل وسعت یافته، بنابراین قلمروی عملکرد سپاه هم گسترش پیدا کرده است. امروز سپاه از قلب این سرزمین تا هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آن، برای دفاع از هویت، شخصیت، اعتبار، منزلت، عزت، امنیت، شرف و کرامت امت اسلامی در این جغرافیای وسیع دفاع می‌کند و این فقط دفاع امنیتی، نظامی، یا اطلاعاتی نیست بلکه یک دفاع فرهنگی و هویتی است.

    وی اضافه کرد: سپاه در برابر فقر، حوادث، بلایا و هر چیزی که بخواهد به ملت ایران آسیب بزند، موظف است که در میدان مرکزی این حوادث و در خطوط مقدم و لحظه‌های ابتدایی حادثه حضور یابد و این را ملت عزیز ایران در سال‌های گذشته و در صحنه‌های مختلف شاهد بوده اند. رسالت سپاه با گذر زمان تغییری نکرده است و سپاه پرچمدار و پیشگام در برابر همه تهدیدها و مشکلاتی است که عزت و هویت ملت ایران را به مخاطره می‌اندازد. آرمان ها، رسالت، فلسفه وجودی، ارزش‌ها و صراط مستقیم سپاه همچنان ثابت است، اگر چه ممکن است روش‌ها یا قلمروی جغرافیای اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، اطلاعاتی و روانی آن وسیع شده باشد.

    همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج از روز اول در صحنه مقابله با کروناست

    فرمانده کل سپاه پاسداران تاکید کرد: از روز نخست آغاز شیوع بیماری کرونا، همه ظرفیت‌های سپاه و بسیج را به صحنه آوردیم. از همان ابتدا همه بیمارستان‌های ثابت و سیار برای درمان بیماران کرونایی بسیج شد. بیمارستان‌های سیار سپاه همه تجهیزات درمانی و تشخیصی و نیروی انسانی درمانی را در اختیار دارد و به سرعت قابل انتقال به نقطه دیگری است. نخستین کاری که ما در این صحنه انجام دادیم این بود که مثل یک جنگ که همواره یک کشور در آن با موج شوک اولیه مواجه می‌شود و نیاز دارد که نیرویی در خطوط مقدم آن عملیات تاخیری انجام دهد، یعنی در قلب ماجرا قرار گیرد، تا همه سیستم خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و بتواند در مقابل ماجرا ایستادگی کند، سپاه هم عملیات تأخیری انجام داد. سازماندهی سپاه در مقابله با این موضوع از ابتدا بر همین اساس بود.

    وی گفت: تا این لحظه هیچ بیمار رها شده‌ای در کشور وجود نداشته است یعنی در کشور ایران همواره پذیرش بیماران کرونایی از حجم مراجعه کننده‌ها و بستری شده‌ها بیشتر بوده است. شاید در آن روزهای اول از نظر تأمین تجهیزات مراقبتی و بهداشتی، التهابی بوجود آمده، اما به سرعت در تمام ملت، هم در سطح وزارت بهداشت و بیمارستان‌های کشور و هم در مراکز تولیدی و هم بسیج، بعثتی اتفاق افتاد و به سرعت این کمبودها را جبران کردند.

    بسیج روزانه ۳ میلیون ماسک تولید می‌کند

    فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توضیح داد: در حال حاضر بسیج، روزی ۳ میلیون ماسک بهداشتی تولید می‌کند. این میزان ماسک را روزانه بسیج در کارگاه‌های خانگی و غیر خانگی تولید می‌کند. به مرور و با گسترش شیوع بیماری کرونا همه بیمارستان‌های سپاه را تحت پوشش این مسئله قرار دادیم و به عنوان یک نیروی مکمل در کنار ستاد مقابله با کرونا و در خدمت این عزیزان قرار گرفتیم. بیمارستان حضرت علی بن ابیطالب (ع) در قم با همه ظرفیت خود که در ابتدا ۱۰۰ تخت بود در اختیار بیماران کرونایی قرار گرفت و حدود ۷۰۰ تخت نقاهتگاهی و استراحتگاهی را هم مدیریت کرد و یک بیمارستان صحرایی شهید صدوقی هم از اصفهان به قم منتقل شد تا به عنوان احتیاط بیمارستان‌های قم استقرار یابد.

    سرلشکر سلامی با بیان اینکه بیمارستان بقیه الله (عج) سپاه هم در چند جهت اساسی حرکت کرد، گفت: اولاً همه این بیمارستان‌ها با ظرفیت کامل با تقریباً ۵۵۰ تخت در اختیار کرونا قرار دادیم. امروز با تلاش دوستان ما در بیمارستان بقیه الله تعداد تخت‌های بستری برای بیماران کرونایی به ۷۰۰ تخت بستری افزایش یافته است. در این بیمارستان ۳۰ تخت آی سی یو داشتیم در فاز اولیه به ۷۰ و امروز به ۱۰۰ تخت آی سی یو با همه تجهیزات مراقبتی کامل رساندند. این در حالی است که در آمریکا فرماندار یکی از ایالات اعلام می‌کند که تجهیزات اساسی آی سی یو و ماسک‌های بهداشتی و گان کجاست؟ و به مقدار کافی در اختیار نداریم.

    وی افزود: امروز بیمارستان بقیه الله روزانه تعداد زیادی ماسک ان ۹۵ (N۹۵) تولید می‌کند، هزار تخت نقاهتگاهی را درون خود ایجاد کرده است، اگر چه مردم ما از تخت‌های استراحتگاهی و نقاهتگاهی خیلی استقبال نمی‌کنند. همین بیمارستان هر روز پروتکل‌های درمانی را به روز و در سطح جهان منتشر می‌کند. یعنی شیوه‌های درمان نوسازی شده این بیماری را روز به روز پزشکان ما در گروه‌های متعددی پژوهشی و تحقیقاتی به روز می‌کنند و در سطح کشور و جهان منتشر می‌کنند. حتماً در این بیمارستان داروهای جدیدی مورد تست‌های بالینی قرار گرفته است که برخی از آن‌ها نتایج نسبتاً موفقیت آمیزی داشته اند. گروه‌های تحقیقاتی در مرکز ژنتیکی در حال کار روی یافتن آنتی ویروس برای ساختن واکسن هستند که هنوز در ابتدای راه هستند. تلاش کرده ایم که همه توانمندی‌های سپاه را در این مسیر به اختیار بگیریم.

    حوادث بزرگ تحمیلی به ملت ایران، به فرصت‌های بزرگ تبدیل شده است 

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: هر حادثه بزرگی که به ملت ایران تحمیل شده، به فرصت‌های بزرگی برای ملت ایران تبدیل شده است. یکی از بزرگترین حوادثی که سپاه در ابتدای تولد خود با آن روبرو شد، جنگ تحمیل شده از سوی نظام سلطه در مقیاسی جهانی علیه ملتی بود که تازه انقلاب کرده بود و یک سیستم دفاعی قدرتمند و منسجمی نداشت.

    وی اضافه کرد: تصور اینکه چگونه آن تهدید ویرانگر و مخرب می‌تواند به یک فرصت برای استحکام بخشی برای پایه‌های امنیتی و دفاعی کشوری مثل ایران تبدیل شود، تصور بسیار سختی بود. سپاه با بضاعت اندک و اولیه خود وارد این میدان شد و سلاح‌های خود را از دشمن به غنیمت گرفت. چون ما در محاصره تسلیحاتی بودیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: بیش از ۷۰۰ هزار بسیجی برای غربالگری سراسری در اختیار جهاد عمومی مقابله با کرونا قرار گرفتند. دوستان در وزارت بهداشت و درمان، گزارش‌های خوبی را از نحوه عملکرد بسیجیان عزیز در زمینه غربالگری بیماری کرونا ارائه کردند. حدود ۵۰ میلیون نفر از افراد جامعه تحت غربالگری قرار گرفتند و همین تشخیص بیماران، به آنان کمک می‌کند که به سرعت قرنطینه شوند، یا به مراکز درمانی مراجعه کنند و از شیوع بی رویه بیماری کرونا جلوگیری شود. در کنار این اقدامات صدها هزار بسته بهداشتی و معیشتی میان خانواده‌ها توزیع شد.

    سرلشکر سلامی بیان کرد: براساس فرمان و تاکیدات رهبر معظم انقلاب همه امکانات را بسیج کردیم و خانواده‌های کم بضاعتی را که از ناحیه بیماری کرونا مورد آسیب قرار گرفته اند را تحت پوشش قرار دادیم. ما به عنوان سپاه پاسداران و برادران مان در سپاه‌های استانی با کمک خیران، تقریباً ۳۰۰ هزار خانواده آسیب دیده معیشتی ناشی از کرونا را تحت پوشش دریافت بسته‌های معیشتی قرار دادیم.

    فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: نیروهای عزیز بسیجی با کوله پشتی‌های طراحی شده که مملو از مواد ضدعفونی شده، شبانه روزی در اماکن مختلف حضور می‌یابند.
    سرلشکر سلامی افزود: برخی بسیجیان حتی برای کمک به خانواده‌هایی که دارای سرپرست قوی نیستند، کهولت سن یا بیماری دارند اقدام می‌کنند و این جلوه‌های بسیار زیبایی از عاطفه و محبت آفریده است. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که یک جنب و جوش و بسیجی از عمق جان شکل گرفته که این نشان می‌دهد این کشور وقتی دارای رهبری است که طبیب دل‌ها و نفوس است و رنج‌ها و سختی‌ها را با استفاده از توصیه‌ها و تدابیر خود به یک میدان همبستگی و همدلی و تجلی عاطفه ها، احساس‌ها و برادری تبدیل می‌کند، چنین ملتی در هیچ جادثه‌ای شکست نمی‌خورد و بر هر پدیده‌ای غلبه می‌کند.

    ۲۷۲۱۵

  • ثبت ۱۰ مورد جدید از ابتلا به کرونا در کویت/ مبتلایان ۲۳۵ نفر شدند

    ثبت ۱۰ مورد جدید از ابتلا به کرونا در کویت/ مبتلایان ۲۳۵ نفر شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العهد، وزارت بهداشت کویت بیانیه ای در خصوص شیوع ویروس کرونا در این کشور منتشر کرد.

    بر اساس این گزارش، این وزارتخانه اعلام کرد که ۱۰ مورد جدید از ابتلاء به کرونا در کویت به ثبت رسیده است.

    طبق اعلام وزارت بهداشت کویت، با این احتساب شمار مبتلایان به کرونا در این کشور به ۲۳۵ نفر افزایش یافته است. 

    گفتنی است، ویروس کرونا برای اولین بار در شهر ووهان چین مشاهده شد و پس از آن به بسیاری از کشورهای جهان سرایت کرد.