برچسب: انتخابات مجلس یازدهم

  • میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    کیاوش حافظی: «دیگر کاندیدا استقراض و اجاره نمی کنیم»؛ محمود میرلوحی فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر تهران، پیام اصلاح طلبان در انتخابات دوم اسفند ۹۸ را این می داند که اصلاح طلبان از این به بعد فقط کاندیدای اختصاصی خود را به صحنه خواهند آورد و گرنه به تعبیر او دنبال اجاره و استقراض کاندیدا نخواهند بود.

    به گفته میرلوحی، این رفتار اصلاح طلبان در انتخابات گذشته که برخلاف گذشته از هیچ لیستی حمایت نکردند اما احزاب را برای لیست معرفی کردن آزاد گذاشتند رفتار سیاسی منسجمی بود.

    تعبیر او از این اقدام این است که جریان اصلاحات ترجیح داد در کنار اکثریت مردم بایستد تا وارد صحنه انتخابات شود. در ادامه متن گفت و گوی خبرآنلاین با این فعال سیاسی و عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را می‌خوانید.

    *****

    آقای میرلوحی! در سال ۹۹ کلید انتخابات ۱۴۰۰ زده خواهد شد. اصلاح طلبان علی رغم سه انتخابات ۹۲، ۹۴ و ۹۶ در انتخابات دوم اسفند موفق نبودند. حتی آقای خاتمی که در دوره های گذشته از لیست های امید حمایت می کردند در این دوره از هیچ لیستی حمایت نکردند. جبهه اصلاحات در سطح کلان هم مثل گذشته به میدان نیامد و حضور این جریان سیاسی در انتخابات به لیست چند تشکل سیاسی محدود شد. با توجه به انتقاداتی که در بین جریان اصلاح طلب به شورای عالی سیاستگذاری وجود دارد آیا این شورا به سبک و سیاق گذشته به فعالیت خود ادامه می دهد یا آنکه برای ادامه حیات جریان اصلاحات، فعالان سیاسی اصلاح طلب باید به فکر چاره دیگری باشند؟

    ما به تازگی انتخابات مجلس یازدهم را پشت سر گذاشتیم. کرونا فرصت نداد که این انتخابات به درستی بحث و تحلیل شود و تقریبا این موضوع فراموش شد. شاید گفت و گو در خصوص سال آتی و انتخابات ۱۴۰۰ یک مقدار در این شرایط بلاتکلیف است. ما شاهد این هستیم که در بعضی کشورها مثل لهستان انتخابات به تعویق افتاد. انتخابات شهرداری های پاریس هم دچار چنین وضعیتی شد. انتخابات ۱۴۰۰ هم مبهم است.

    قیف شورای نگهبان در انتخابات مجلس تنگ تر شد

    با این حال ما فکر می کنیم باید به بحث هایی برگردیم که جریان اصلاح طلب در آغاز سال ۹۸ با موضوع انتخابات مطرح کرد؛ بحث ها این بود که مجموعه شرایط بین المللی و شرایط داخلی کشور اقتضا می کند که یک گفت و گوی ملی شکل بگیرد و بخش های مختلف سیاسی کشور با هم تعامل و نشست داشته باشند تا مجلس قدرتمندی که برآمده از همه نیروها و دیدگاه های ملی و بخش های مختلف جامعه ایرانی است روی کار بیاید و بتواند چالش های مهم فراروی اقتصاد، اشتغال، آب و … که در زندگی مردم وجود دارد را حل کند. اما به پیشنهادات ما اعتنایی نشد و شورای نگهبان با همان دست فرمان خود حرکت کرد و انتخابات مجلسی برگزار شد که اگر بعد از سال ۸۸ حتی در مجلس نهم تعدادی اصلاح طلب مثل آقای مطهری، تابش و … حضور داشتند این بار قیف شورای نگهبان آنقدر تنگ شد که این افراد هم بیرون ماندند.

    تنها چیزی که می شود گفت این است که اگر آن موقع گوش شنوایی نبود الان با وضعیت فعلی و بحران ها موفقیت و پیشرفت و حل مسائل داخلی و خارجی که وجود دارد از عهده هرجناحی به تنهایی خارج است. به ویژه الان بخش قابل توجهی از معتدلین جریان اصولگرا هم از ورود به مجلس منع شدند. با این حال بعد از انتخابات هم درگیر موضوع کرونا شدیم و به این ترتیب نه برای برندگان انتخابات و و نه برای منتقدین و جریان اصلاحات فرصتی پیش نیامد که صحبتی بکنند.

    بین جریان اصلاحات و رای دهندگانش شکاف ایجاد شده است

    شما به رد صلاحیت ها اشاره می کنید. فکر نمی کنید بخش از دلیل نبود اصلاح طلبان در مجلس به این برمی گردد که بین جریان اصلاح طلب و بدنه اجتماعی رای او شکاف و بی اعتمادی وسیعی به وجود آمد؟

    بله بین جریان اصلاحات و رای دهندگان شکاف ایجاد شده است. این شکاف را شما در اعلام پشیمانی از رای به آقای روحانی می بینید. فارغ از اینکه این میزان پشیمانی چقدر بود اما به هرحال این صداها شنیده شد. ما مرتبا گفته ایم که اگر این رای ها از اصلاحات و آقای روحانی پس گرفته شد به سمت جریان رقیب نمی رود.

    انتخابات هم نشان داد که همینطور است. بحث ما این است که اصلاحات کنار اکثریت ایستاد. اما بعضی عده ای هستند که می گویند شما بیخود می گویید کنار اکثریت ایستاده اید. اکثریت اصلا کاری با شما ندارد. اگر هم چنین چیزی وجود داشته باشد نمی دانم بیان آن چه نفعی برای طرفداران نظارت استصوابی شورای نگهبان وجود دارد. اما به هرحال مشخص شد که اکثریت روش آنها را نمی پذیرد. اگر رای مردم را کانالیزه کنیم می توانیم معنای آن را مشاهده کنیم.

    اگر خاتمی از لیست اصلاح طلبان حمایت می کرد هم اتفاقی نمی افتاد

    با وضعیتی که تشریح می کنید چاره را در چه می بینید؟

    اصلاحات باید اولا سازمان خود را منسجم کند که البته به نظر ما منسجم است. اینکه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گوید ما شرکت نمی کنیم و لیست نمی دهیم اما احزاب می توانند لیست بدهند نشانه انسجام جریان اصلاحات بود. برآورد هم درست و دقیق بود. دوستانی مثل آقای کرباسچی و کارگزاران معتقدند اگر آقای خاتمی و دیگران پشت این لیست می آمدند اتفاقات دیگری می افتاد. با این حال دوستانی که نظر دیگری داشتند می گفتند اگر آقای خاتمی هم از لیست حمایت می کردند اتفاقی نمی افتاد و فقط دو درصد آرا بیشتر می شد.

    در واقع آنگونه که می گویید اصلاح طلبان به صورت منسجم حضور نداشته باشند ولو آنکه اصلا اصلاح طلبان در مجلس نباشند؟
    نه اینطور نیست. در بعضی جاها کاندیدا هم بود. مثلا آقای شکوری راد از تهران تا قزوین که چند نفر از اصلاح طلبان کاندیدا بودند رفتند که رای دهند و در انتخابات شرکت کنند. اما برآورد کارشناسی ما این بود که جامعه و اکثریت رای دهندگان دیگر همراه نمی شوند. بالاخره بعد از ۹۶ حوادثی مثل دی ماه یا آبان ۹۸ رخ داد که نمی شود آنها را نادیده گرفت. مردم فکر می کردند با آمدن آقای روحانی و جریان اصلاحات مسائل آنها حل می شود، آنها برجام را دیده بودند و فکر می کردند که فرصتی برای حل مشکلات اقتصادی، تحریم ها و … است. اما دیدند که این ها هم افاقه نکرد و مسائل حل نشد.ما گلایه ها و شکایات مردم را در هرجایی می شنویم و نمی توانیم این صداها را کتمان کنیم و نشنویم. به این ترتیب اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر کنار اکثریت بماند بهتر از این است که به میدان بیاید.

    اصلاح طلبان در انتخابات اسفند کنار نایستاد، بلکه کنار اکثریت مردم بود

    آقای میرلوحی شما می گویید اصلاحات خواست در کنار اکثریت بماند. اما در واقع شاید بتوان گفت اصلاح طلبان کنار ایستاده اند نه کنار اکثریت …

    نه کنار نبودند. شورای عالی ایستاده بود. در استان هایی که افرادی بوده اند با حضور آنها مخالفتی نکرده است اما دیگر نمی تواند لیست بدهد. مگر می شود شما دست و پای کسی را ببندید و او را داخل استخر بیندازید و به او بگویید شنا کن؟ وقتی در طول سه سال گذشته از سوی نیروهای خودمان به خاطر لیست امید و فراکسیون امید نقد می شویم دوباره لیست بدهیم؟

    دستگاه های نظارتی فضا را در انتخابات ۱۴۰۰ باز بگذارند

    اگر هم دوباره امکان تشکیل فراکسیون امید بود شورای عالی مجاز نبود لیست بدهد چرا که به خاطر عملکردش مورد نقد بود، هرچند چنین امکانی هم فراهم نبود و افرادی مثل آقای صادقی، مطهری، میرزایی نکو و … هم رد صلاحیت شدند. در واقع از ۳۰ نفری که سال ۹۴ با وجود همه شرایط تایید صلاحیت شده بودند ۱۸ نفر رد صلاحیت شدند. ما در این که این ۱۸ نفر مثل آقای صادقی و مطهری نه مساله اخلاقی دارند و نه مسائل مالی شکی نداریم. ما می دانیم حرفشان این است که اگر کسی نظرش مخالف رای و نظر ما باشد نمی گذاریم بیاید. الان می گوییم برای ۱۴۰۰ نباید چنین کاری بکنند، بلکه باید فضا را باز بگذارند …

    شورای نگهبان باید بپذیرد اصلاح طلب واقعی وارد انتخابات ۱۴۰۰ شود

    فکر می کنید در این یک سال باقی مانده بدنه اصلاح طلبان دوباره سمت این جریان برمی گردد؟

    اگر جریان اصلاحات بتواند وسط بیاید و فردی را بیاورد که حرف هایی بزند و پایش هم بایستد بله. البته آقای روحانی هم در بخش هایی ایستاد. این کاندیدا باید بگوید اگر من گفتم نهادهای خصولتی و … مثل ستاد اجرایی، آستان قدس و قرارگاه خاتم که مالیات نمی دهد را مجبور به دادن مالیات می کنم و قانون را اصلاح می کنم یا در دنیا تنش زدایی را پیش می گیرم باید پای آن بایستم. آقای روحانی از کجا بیشتر مورد اعتراض است؟ بخشی از آن به ترامپ برمی گردد اما مسائل داخلی ما کم نیست. دولت و مجلس می توانستند تصمیماتی بگیرند اما نگرفتند. دولت می توانست در نصب وزرا دست کم به بخشی از رویکرد رای مردم اعتنا کند. از بحث اقوام می توانست کارهایی بکند اما نکرد.

    اصلاح طلبان نباید دوباره کاندیدا استقراض و اجاره کنند

    شورای نگهبان بپذیرد که اصلاح طلب واقعی وارد صحنه شود، نه اینکه ما از جناح مقابل دوباره کاندیدا استقراض کنیم. ما نمی توانیم کاندیدا اجاره کنیم. ما می گوییم شرایط کشور و مسیری که به پیش می رود دیگر مسیر بازگشت به سیاست های قبل از ۹۲ نیست. فضای دموکراسی، رعایت حقوق اساسی مردم و نقش مجلس باید به رسمیت شناخته شود. نمی شود مجلس در وضعیت فعلی باشد.

    مگر قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟

    آقای میرلوحی بخشی از وضعیت این مجلس به عملکرد آقای عارف و فراکسیون امید برمی گردد. آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییر کند؟ 

    چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟

    پس قرار است در راس شورای عالی تغییری صورت بگیرد؟

    همانطور که گفتم با توجه به وضعیت کرونا بعد از انتخابات هنوز فرصتی پیش نیامده که شورای عالی به بحث بنشیند و به این فکر کند که چه باید بکند.

    جریان اصلاحات پای کار سیاست و انتخابات است اما…

    اراده برای تغییر وجود دارد؟

    جریان اصلاحات اولا فکر می کند مسئولیتش در خدمت به مردم و کشور است و در این خدشه ای وارد نیست. جریان اصلاحات همواره به رغم جفاهایی که در حقش شد گفته که من پای صندوق رای هستم. همانطور که مشاهده کردید آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرد. ما مرتب اعلام کردیم انتخابات را تحریم نمی کنیم اما لیست هم نمی توانیم بدهیم. لیست دادن نیازمند شرایطی است؛ بالاخره مفهوم انتخابات باید حفظ شود اما متاسفانه نشد. همین امروز در جلسه مجازی شورای مرکزی حزب اتحاد بحث هایی وجود داشت و دوستان از انتخابات صحبت می کردند. بالاخره سال ۹۹ سال ورود به انتخابات و بحث های سیاسی است. بله چنین بحث هایی مطرح خواهد شد و مد نظر قرار خواهد بود. من می توانم از قرائن و سوابق بگویم جریان اصلاحات پای کار، پای سیاست و پای انتخابات هست.

    وقتی انتخابات را تحریم نمی کنیم یعنی به رویکردهای حاکمیت توجه داریم

    تغییری که گفتید ممکن است به وجود بیاید فقط در چهره های شورای عالی سیاستگذاری خواهد بود یا آنکه در نوع ساز و کار هم اتفاق خواهد افتاد؟

    همانطور که گفتم وقتی شورای عالی دست کم این تلقی را دارد که در کنار اکثریت ایستاده هر گونه اصلاح ساختار، اصلاح روش و رویکرد میسر است. البته می شود پیش بینی کرد که این تغییر باید به سمت مطالبات مردم باشد. ما این را قبلا هم گفته ایم که جریان اصلاحات باید لولای حاکمیت و مردم باشد. شاید دوستانی که دست فرمان انتخابات و نظارت استصوابی دست آنها بود اینگونه فکر می کردند که اصلاحات هرکاری کند مجبور است به میدان بیاید، اما دیدند که اینگونه نیست و اصلاحات هیچ اجباری برای به میدان آمدن ندارد و این جریان کنار مردم می ماند. جریان اصلاحات دوست دارد که لولا باشد و هم مطالبات جامعه و مردم را ببیند و هم به حفظ نظام و ساختار کلی کشور توجه داشته باشد. همین که انتخابات را تحریم نمی کند یعنی به رویکردهای حاکمیت توجه دارد و از طرف دیگر وقتی می بینیم اصلاحات نمی تواند لیست بدهد باید به مطالبات مردم پاسخ گو باشد. علی القاعده در آینده هم همین رویکرد باید ادامه پیدا کند یعنی هم بتواند مطالبات مردم را نمایندگی کند و هم بتواند در حفظ نظام تلاش کند.

    طی سالهای گذشته از ساز و کارهای مختلفی برای جریان اصلاحات صحبت می شد. یکی از بحث هایی که سالهاست مطرح می شود بحث پارلمان اصلاحات است. آیا ممکن است در یک سال باقی مانده تا انتخابات چنین ساز و کارهایی تشکیل شود و یا جایگزین شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان شود؟

    واقعیت این است که با این اوضاع کرونایی نمی دانم شرایط کشور به کدام سمت می رود. فعلا که امکان برگزاری هیچ نشستی نیست. بحث پارلمان اصلاحات نکته ای بود که قبلا هم گفته می شد که در واقع باید یک پله بالاتر از جبهه ای که شورای عالی آن را نمایندگی می کرد باشد. در واقع این بحث می خواست عمق و گستره را اضافه کند و به حضور نمایندگان یک شکل نیمه رسمی بدهد. باید منتظر بمانیم و ببینم کرونا تا کی ادامه پیدا می کند.

    حامیان پارلمان اصلاحات چه کسانی هستند؟ 

    کسانی که پارلمان اصلاحات را مطرح می کردند تقریبا همان کسانی بودند که در انتخابات مجلس اخیر لیست معرفی کردند این دوستان هم علی القاعده مفهوم عمق و گستره بیشتر کمتر مورد توجهشان بود. اینها بیشتر در نقد شورای عالی چنین بحثی را مطرح می کردند. در صورتی که نمی توان از بالا بگوییم بیایید دور هم جمع شویم.

    اگر ما الان می گوییم جبهه ای حرکت کردیم و بر اساس اقتضای شرایط کشور به صورت جبهه ای حرکت می کنیم که هم احزاب رسمی و هم شخصیت های موثر و با نفوذ فعالیت کنند باید به آن وجهه رسمی داد. این مسائل مستلزم اقدامات و فرآیندهایی است که با چیزی که عرض کردم و دوستانی که در انتخابات تهران لیست دادند متفاوت است. بعضی دوستان فکر می کردند که می شود به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عمق داد. در صورتی که مشخص بود اگر این ظرفیت وجود داشت به شورای عالی منجر نمی شد.

    همانطور که ما در ارتباط با فضای سیاسی کشور می گوییم نمی توان به عقب برگشت به این دوستان هم می شود اینگونه پیشنهاد داد که نمی شود به عقب برگشت، بلکه باید از شورای عالی اصلاح طلبان دو گام جلوتر رفت. باید در واقع به صورت پلکانی و سلسله مراتبی در شهرستان و استان فعالیت کرد و این مستلزم ساز و کارهای گسترده ای است که نمی دانم آیا امسال با شرایط کرونایی چقدر فراهم است.

    اگر شرایط به همین گونه پیش برود فکر می کنید باید برای انتخابات ریاست جمهوری از مدل فردی رهبر در این جریان استفاده کرد؟ در واقع چهره هایی مثل آقای خاتمی یا … که تاثیرگذار هستند وارد شوند؟

    علی القاعده باید مثل دو دوره گذشته که شورای عالی گروه کارشناسی تشکیل داد و مسائل را آسیب شناسی و بررسی کرد بنشینیم و مسائل را بررسی کنیم. اما هنوز وارد این بحث ها نشدیم. علی القاعده شورای عالی باید ولو به صورت مجازی جلساتش را برگزار و یک ارزیابی از مسائل داشته باشد. شاید مثل دوره گذشته یک کارگروهی تشکیل شود و گزارشی ارائه شود تا بتوان وضعیت شورای عالی و انتخابات آینده را برآورد کرد.

    پیام انتخابات ۹۸ این بود که اصلاح طلبان قطعا نیروهای خودش را به میدان می آورد

    اساسا اصلاح طلبان در شرایط فعلی اصلا مایل به معرفی کاندیدا هستند؟

    همانطور که عرض کردم پیام انتخاباتی ۹۸ اصلاح طلبان این بود که قطعا نیروهای خاص خودش را به میدان می آورد.

    یعنی دیگر از میانه روها استفاده نخواهد شد؟

    پیام همین بود. اگر این کار شدنی بود در انتخابات مجلس می شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد  

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد  

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آنچه در فعالیت جناح راست در مقطع مهم و حساس انتخابات مجلس یازدهم بسیار خودنمایی کرد، حاشیه نشینی طیف به اصطلاح سنتی یا عقلای اصولگرا در میانه ترک‌تازی و بیش فعالی اصولگرایان جوان تر و جویای نام بود. حاشیه نشینی و سکوتی که به نظر می رسد شکاف بین این دو طیف را بیش از گذشته کند و هزینه هایی را برای جناح اصولگرایی به همراه داشته باشد.

    جدال راست و چپ 

    وقتی از راست و چپ در عرصه سیاسی ایران سخن به میان می آوریم، باید به دهه شصت نقب بزنیم و نخ ماجرا را در آن برهه بجوییم. پس از دست به اسلحه شدن سازمان مجاهدین خلق در تابستان سال ۶۰ و منزوی شدن جریان حامی آنها در داخل، عمده منابع قدرت به دست نیروهای به اصطلاح «مکتبی» افتاد. پس از اینکه حاکمیت به ظاهر یکدست شد، آرام آرام اختلافات ماهوی و روشی میان یاران دیروز و رقبای امروز به وجود آمد.

    از آن برهه به بعد، عناصر وفادار به گفتمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، به دو نحله یا مسلک تقسیم شدند؛ راست و چپ. راست ها در حوزه فرهنگی و اجتماعی سنت گرا و در حوزه اقتصادی بازارگرا (بازار بیشتر در مفهوم سنتی و تجاری اش) اما در مقابل، چپ‌ها در امور فرهنگی نسبتا بازتر و قائل به فقه پویا و در حوزه اقتصادی قائل به روش های متمرکز و توزیعی بودند.

    رقابت سیاسی اصلی در دهه شصت تا نیمه دهه هفتاد، میان راست ها و چپ ها جریان داشت و اگر شخصی قصد کنش داشت،باید ارادتش به یکی ازاین دو مشرب را اعلام می‌داشت.تضاد و در موارد زیادی تقابل میان راست گرایان و چپ گرایان، عوارض و پیامدهای زیادی به دنبال داشت که انحلال حزب جمهوری اسلامی، بی اثر شدن سازمان مجاهدین انقلاب و همچنین دو شقه شدن جامعه روحانیت مبارز و تولد مجمع روحانیون مبارز از دل آن، از جمله آنها بود.

    تحرکات عقلای راست با محوریت روحانیت

    راست های سنتی عمدتا با میدان داری چهره های شاخصی مانند آیت الله مهدوی کنی و تشکل هایی مانند جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شناخته می شدند. آنها اگرچه در انتخابات مجلس سوم در بهار سال ۶۷ قافیه را به چپ ها واگذار کردند اما چهار سال بعد، با قاطعیت صندلی های قرمز آن روزهای پارلمان را مال خود کردند. آستانه انتخابات مجلس پنجم که فرارسید، راست دچار استحاله درونی شد و جریانی از دل آن بیرون آمد که بعدها نام «راست مدرن» را یدک کشید. راست مدرن یا همان حزب کارگزاران سازندگی در انتخابات مجلس پنجم در سال ۷۴ با طیفی از جریان چپ نظیر سازمان مجاهدین انقلاب و خانه کارگر ائتلاف کرد و موفق شد به «اقلیت قدرتمند» آن مجلس تبدیل شود؛ با این حال اما هژمونی همچنان در دستان راست های سنتی و در راس آنها علی اکبر ناطق نوری باقی ماند.

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد
    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد

    راست های سنتی در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ روی ناطق نوری به عنوان کاندیدای اصلی خود اجماع کردند اما او رقابت را به محمد خاتمی نامزد جریان ائتلافی چپ سنتی(مجمع روحانیون مبارز)، چپ مدرن(سازمان مجاهدین انقلاب و هسته تشکیل دهنده حزب مشارکت) و راست مدرن(حزب کارگزاران سازندگی) واگذار کرد و نتوانست به پاستور راه یابد. 

    وقتی سنتی های اصولگرا به صف دوم رانده شدند

    در انتخابات شوراهای شهر دوم و سپس مجلس هفتم، تلفیقی از سنت گرایی و جوانگرایی ذیل زعامت ناطق نوری، پیروزی را برای راست ها تحت عنوان «ائتلاف آبادگران» به ارمغان آورد. داستان اما در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ متفاوت پیش رفت و بروز تشتت در اردوگاه راست و خودمختاری محمود احمدی نژاد از «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» همه بافته ها را پنبه کرد. هر چند در آن انتخابات احمدی نژاد که ظاهرا برآمده از جبهه اصولگرایی بود، به پیروزی رسید اما آن خودمختاری و اعلام استقلال در دقایق پایانی توسط احمدی نژاد و یارانش، زخم هایی را موجب شد که تا سالها بعد و در هر بزنگاه سیاسی، تازگی اش را از دست نداد.

    شاید بهتر باشد جلوتر نرویم و از انتخابات نهم ریاست جمهوری به انتخابات مجلس یازدهم در دوم اسفند ۹۸ پرش کنیم؛ جایی که بار دیگر اصولگرایان جوان و جویای نام پیشتاز شدند و سنتی ها و عقلای راست، به صف دوم رانده و در برابر تغییر و تحولات، منفعل شدند. 

    انتخاباتی که شبیه ۸۴ شد  

    در انتخابات دوره یازدهم مجلس، آن تشکلی که در جناح راست زمام امور را به دست گرفت و با کمترین دخل و تصرف از سوی سنتی ها، خود به بستن لیست مبادرت کرد، شورای ائتلاف نیروهای انقلاب بود. در این شورا، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین (موسوم به جامعتین) و دیگر گروه های سنتی نظیر حزب موتلفه و جبهه پیروان خط امام و رهبری و جامعه اسلامی مهندسین، کمترین نقش را ایفا کردند و بیشتر امورات به ویژه در یکی-دو هفته منتهی به انتخابات به دست طیف جوان جناح راست افتاد.

    سکوت معنادار عقلای اصولگرا

    سکوت معنادار چهره های شاخصی مانند محمدرضا باهنر، آیت الله موحدی کرمانی، حجت الاسلام ابوترابی فرد، علی لاریجانی، علی اکبر ولایتی و همچنین حجت الاسلام پورمحمدی در آستانه انتخابات دوم اسفند، نشان از این داشت که این طیف از جناح اصولگرایی، دورترین فاصله را از پخت و پزهای انتخاباتی نواصولگرایان یا اصولگرایان جدید دارد و ابدا نمی توان لیست واحد اصولگرایان با نام «ایران سربلند» حتی با وجود چهره هایی مانند حجت الاسلام سیدرضا تقوی سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در آن را محصول کنش ورزی عقلای اصولگرایی دانست.

    سکوت طیف عقلای اصولگرایی مختص به آستانه انتخابات نبود و پس از آن تا همین الان نیز اظهار نظر یا مانیفست یا راهبرد چندانی از سوی ایشان بیرون نیامده است و به همین جهت بسیاری از تحلیلگران درباره این سکوت نقطه نظرات گوناگونی از جمله اختلاف نظر تا تفاوت بنیادین فکری را در عرصه سیاست ورزی اعلام کردند .

    زنگ خطر برای اصولگرایان؟     

    جدایی میان عقلای سنتی و طیف جدید جناح اصولگرایی و افتادن تمشیت امور به دست طیف رادیکال، شاید در نوع خود بتواند زنگ خطری جدی برای اصولگرایان باشد؛زنگ خطری که می‌تواند هزینه هایی به مراتب بیشتر از آنچه در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۲ بر اصولگرایان تحمیل شد را به همراه داشته باشد. به نظر می رسد با توجه به سکوت معنادار عقلای اصولگرایی در طول ماه های اخیر و بی اثری و غیبت آشکار آنها در جریان رتق و فتق لیست ایران سربلند، ترکیب مجلس یازدهم اصلا باب طبع آنها نباشد و برای همین بخواهند از همین الان دامان خود را از بروندادهای این مجلس برچینند.

    با این حال این سوال مطرح است که آیا شکاف میان دو طیف مزبور در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری بعدی، دوام و قوام خواهد یافت یا اگر قرار است وحدتی میان این دو شکل بگیرد، سازوکار آن وحدت چگونه خواهد بود؟ 

    ۲۷۲۷ / ۲۳

    منبع : خبر آنلاین