برچسب: انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم

  • مذاکرات وین ثمربخش باشد، نتیجه انتخابات به نفع طیف اعتدالی تغییر می‌کند

    مذاکرات وین ثمربخش باشد، نتیجه انتخابات به نفع طیف اعتدالی تغییر می‌کند

    مذاکرات وین ثمربخش باشد، نتیجه انتخابات به نفع طیف اعتدالی تغییر می‌کند

    ایسنا/خراسان رضوی
    یک استاد دانشگاه گفت: در حال حاضر مهم‌ترین‌موضوع مورد منازعه در ایران، سیاست خارجه است و در انتخابات نیز این موضوع بسیار پررنگ خواهد بود و اگر مذاکراتی که در حال حاضر در حال جریان است ثمربخش باشد، نتیجه انتخابات به نفع طیف سیاسی اعتدالی خواهد بود.

    دکتر روح‌الله اسلامی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص تاثیر احیای برجام بر انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، اظهار کرد: در انتخابات ریاست جمهوری امسال، مانند دوره قبلی، منازعه روی مسئله توسعه سیاست خارجه خواهد بود. در زمان جنگ، بحث اصلی “توسعه امنیت” بود، در دوره مرحوم هاشمی رفسنجانی بحث “توسعه اقتصادی”، در دوره خاتمی ” توسعه سیاست داخلی و فرهنگی”، در دوره احمدی‌نژاد “توسعه اجتماعی” و در دوره روحانی “توسعه‌های سیاست خارجی” مدنظر بود. 

    وی با بیان اینکه جمعیت جوان در ایران خواستار اشتغال و برخورداری از استانداردهای زندگی است، افزود: تامین همه این‌ها نیاز به مراودات بین‌المللی دارد. بنابراین در حال حاضر مهم‌ترین‌موضوع مورد منازعه در ایران، سیاست خارجه است و در انتخابات نیز این موضوع بسیار پررنگ خواهد بود و اگر مذاکراتی که در حال حاضر در حال جریان است ثمربخش باشد، نتیجه انتخابات به نفع طیف سیاسی اعتدالی خواهد بود. 

    عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد جامعه را قشر خاکستری تشکیل داده و این افراد رایی تعیین‌کننده دارند، خاطرنشان کرد: این افراد یا رای نمی‌دهند، یا اگر رای دهند به جریان اعتدالی و اصلاح‌طلب رای می‌دهند. اگر برجام احیا شود، احتمال اینکه از این ۴۰، ۵۰ درصد حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد در انتخابات شرکت کنند، وجود دارد. 

    اسلامی با بیان اینکه سیاست خارجه یک وجه منافع ملی دارد و منافع ملی باید برای همه مردم مهم باشد، عنوان کرد: آقای ظریف به این دلیل اعلام می‌کند قصد حضور در انتخابات را ندارد، چون می‌خواهد بگوید نباید سیاست خارجه را داخل بازی‌های سیاست داخلی برد. البته در نهایت نخبگان روی ایشان اجماع خواهند کرد تا کار نیمه تمام را به پایان برساند. ایشان چهره‌ای علمی و باتجربه است که می‌تواند امید را در جامعه احیا کند. 

    عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه برخی در ایران با انجام تندروی‌هایی، هدف از کار انداختن برجام را دنبال می‌کنند، عنوان کرد: البته رهبری مانع این تندروی‌ها می‌شوند، چراکه برجام و انجام مذاکرات وین یک تصمیم حاکمیتی است.

    انتهای پیام

  • سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید با استناد به نظرسنجی‌های صورت گرفته از سوی دستگاه‌های دولتی میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم به دلیل ردصلاحیت‌هایی که در انتخابات صورت می‌گیرد، زیر یک درصد است.

    سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید با استناد به نظرسنجی‌های صورت گرفته از سوی دستگاه‌های دولتی میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم به دلیل ردصلاحیت‌هایی که در انتخابات صورت می‌گیرد، زیر یک درصد است.

    به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از ایلنا، عباسعلی کدخدایی با دفاع از نظارت استصوابی معتقد است محدودیت‌های قانونی در هیچ نظام سیاسی نافی آزاد بودن و آزادی عمل مردم نیست و در صورت نبودن این محدودیت ها ممکن است مردم به یک قاتل رای دهند! سخنگوی شورای نگهبان درباره انتقاداتی که در زمینه تایید صلاحیت رئیس مجلس به دلیل برخی اتهامات در زمینه املاک نجومی مطرح می‌شود می‌گوید نمی‌توان مطالب رسانه‌ها را ملاک بررسی صلاحیت‌ها قرار داد.

    مهمترین بخش های گفت‌وگو با سخنگوی شورای نگهبان را در ادامه بخوانید:

    پیش از برگزاری انتخابات مجلس یازدهم در گفت‌وگو با رسانه فرانسوی گفتید اگر مشارکت پایین باشد هم تازه مثل فرانسه می‌شویم. چه شده که مشارکت مردم که زمانی از آن به عنوان مشروعیت بخشی و مقبولیت نظام نام برده می‌شد اکنون به این سطح اندک از اهمیت رسیده است. این پارادوکس را چگونه تعریف می‌کنید؟

    من پارادوکسی نمی‌بینم، چون باید تفکیک کنیم. یک بحث سیاسی و اجتماعی و یک بحث حقوقی مطرح است. از جهت حقوقی وقتی سوالی از من پرسیده می‌شود می‌گویم مشارکت ارتباطی با بحث انتخابات ندارد. هر تعدادی از مردم آمدند انتخابات برگزار می‌شود و مشکلی از این جهت وجود ندارد. پاسخ من به خبرنگار فرانسه همین بود.

    اما مشارکت برای فضای عمومی، فضای سیاسی و برای مقبولیت نظام خوب است. من هم معتقدم خوب است. لیکن باید به دنبال دلایل و عوامل کاهش مشارکت بگردیم؛ در نظرسنجی‌هایی که دستگاه‌های دولتی برای ما فرستادند، میزان تاثیر نظرات شورای نگهبان در بررسی صلاحیت‌ها در کاهش مشارکت بسیار اندک بود به طوری که در جدولی که تنظیم کرده بودند در پایین‌ترین رده قرار داشت و زیر یک درصد بود.

     جدیدترین خبرها و رویدادها را در اینستاگرام همشهری آنلاین بخوانید (کلیک کنید)

    اما موضوع معیشت، مسائل اقتصادی و شعارهایی که مسئولان می‌دهند در این جدول رقم بالایی داشت. همین اکنون در نظرسنجی‌ها دلایل و عوامل کاهش مشارکت چیست؟ قطعاً مسائل معیشتی، اقتصادی و مدیریتی و همین وعده‌هایی که می‌دهند، است. نمی‌خواهم بگویم ما مقصر نیستیم اما سهم ما به همان اندازه که نظرسنجی‌ها می‌گویند، اعلام شود. به گونه‌ای مطرح نشود که اگر شورای نگهبان فردی را تأیید می‌کرد همه موضوعات حل می‌شد.

    در مجلس یازدهم تنها صلاحیت ۷۵ نفر از نمایندگان پیشین تأ‌یید نشد، اما مردم به ۱۱۷ نفر رأی ندادند؛ آنجا شورای نگهبان مقصر بود؟ چرا رویکرد مردم منفی بود؟ از همه طیف‌ها هم افرادی که می‌توانستند رأی بیاورند، بودند.

    در هیچ نظام سیاسی به قاتل و کلاهبردار اجازه کاندیداتوری نمی‌دهند

    چگونه می‌توان نظارت استصوابی را به گونه‌ای پیش برد که جای نگرانی برای هیچ جریانی از مردم وجود نداشته باشد؟

    قانون اصلاح شود، جای هیچ نگرانی دیگر وجود نخواهد داشت. اما منطقاً در نظام سیاسی تمام دنیا به کسی که کلاهبردار یا قاتل است اجازه نمی‌دهند که در مجلس حاضر شود.

    یعنی می گویید که مردم یک قاتل را انتخاب می کنند؟

    بله ممکن است.

    پس از انتشار اظهارات شهردار تهران مبنی بر بازپس‌گیری املاک شهرداری از تیم آقای قالیباف و همسر وی، در افکار عمومی این انتقاد از شورای نگهبان مطرح شد که چرا با این حجم از تخلفات اقتصادی و با وجود پرونده سنگین قائم مقام وی، آقای قالیباف تأیید صلاحیت شد. توضیح شما در این خصوص چیست؟

    در همه موارد نظارت بر رفتار افراد نیازمند مستندات است؛ در برخی از این موارد مستندات در واقع باید ایجابی باشد به عنوان مثال در خصوص حسن شهرت، ما هیچ وقت حکم قضایی نمی‌خواهیم چون چنین حکمی اصلا وجود ندارد بلکه باید براساس تحقیقات محلی به دست بیاید اما زمانی که اتهامات این چنینی به افراد وارد می‌شود، نیازمند این هستیم که دستگاه قضایی به ما اعلام نظر کند.

    همانطور که اشاره کردید، پرونده‌هایی وجود دارد. ما معمولاً از مراجع رسمی استعلام می‌کنیم که یکی از آنها قوه قضاییه است به هر حال قوه قضاییه باید به ما اعلام کند که پرونده‌ای هست یا در جریان است. چنین موضوعاتی به ما اعلام نشد و مطالب تنها در رسانه‌ها مطرح شد که نمی‌توان مطالب رسانه‌ها را ملاک بررسی صلاحیت‌ها قرار داد. بنابراین پرونده ایشان هم مانند پرونده‌های دیگر مورد رسیدگی قرار گرفت و مطالبی که در پرونده بود، بیان شد و نهایتاً با رأی مثبت اعضای شورای نگهبان روبرو شد و در واقع تاکنون سندی در این خصوص به دست ما نرسیده است.

    در برخی مواقع ما نیاز به محکمه قضایی نداریم مانند حسن شهرت یا اعتقاد و التزام به قانون اساسی اما این موضوع به نوعی کلاهبرداری و سوءاستفاده مالی است که طبق قانون نیازمند احکام قضایی یا گزارش‌های مستند است.

    ما وقتی یک پرونده را بررسی می‌کنیم، انبوهی از گزارش‌ها به دست ما می‌رسد اما اینکه تا چه حدی این گزارش‌ها مستند است و رسمیت دارد با تشخیص اعضای شورای نگهبان است.

    چرا آقای علی مطهری رد صلاحیت شد؟ دلیل رد صلاحیت علی مطهری چه موضوعی بود؟

    دلیل رد صلاحیت آقای مطهری موضوعات اقتصادی نبوده است بلکه دلایل دیگری مطرح بوده که به خودشان نیز گفته شده است و با یکی از اعضای شورای نگهبان صحبت کردند که از ایشان خواستیم اجازه دهند گفتگوها با دوربین ثبت و ضبط شود، اما آقای مطهری اجازه ندادند. بهترین راه این بود که اجازه می‌دادند آن گفت‌وگو ضبط شود تا امروز شاهد این اختلافات نباشیم.

    آیا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو تعریف مشخصی از «رجل سیاسی» ارائه خواهد شد؟ یک بار برای همیشه موضع شورای نگهبان در این خصوص را بفرمایید، آیا زنان تأیید می‌شوند؟ 

    اول اینکه بحث این که خانم‌ها می‌توانند در برخی از پست‌ها باشند یا نباشند و بحث‌های عمیق فقهی، حقوقی و فرهنگی دارد که اکنون نمی‌خواهم به آنها بپردازم، اما تاکنون نیز شورای نگهبان کسی را به دلیل زن یا مرد بودن محدود نکرده است.

    در اظهار نظری که بعد از ابلاغ سیاست‌های کلی، شورای نگهبان اعلام کرد گفتیم که اکنون نمی‌توانیم تصمیم‌گیری کنیم و بگوییم که خانم‌ها نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند. البته خانم‌ها نیز مانند آقایان که ثبت نام کرده‌اند و صلاحیت آنها بررسی شده است اما اینکه چرا خانمی در صلاحیت‌ها تأیید نشده است، تأیید نشده است دیگر.

    اگر در ثبت نام‌های دوره اخیر و در میان دوره مجلس خبرگان توجه کرده باشید برخی از خانم‌ها شرکت کردند در حالی که تا پیش از این خانم‌ها شرکت نمی‌کردند. اما اینگونه نبود که ممنوعیت یا محدودیتی وجود داشته باشد اما حالا باید به جلو برویم ببینیم اگر خانم‌ها ثبت‌نام کردند نظر اعضای شورای نگهبان چه خواهد شد. امیدوار هستیم که خانم ها جز افرادی باشند که تأیید می‌شوند.

    چقدر امیدوار هستید که این اتفاق بیفتد؟

    این بستگی به نظر آقایان در شورای نگهبان دارد.

    نظر حدودی اعضای شورا چیست؟

    اینکه برای زنان ممنوعیتی اعلام کنند وجود نداشته است اما اختلاف نظر وجود دارد.

    آیا در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت می کنید؟

    خوشبختانه شرط شرکت ما در انتخابات برخلاف دیگران این است که استعفا دهیم. اگر استعفا دادم حتماً شرکت می‌کنم؟!

    چرا قاطع نمی‌گویید؟ 

    در نشست اخیری که داشتم اعلام کردم که قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را ندارم.

  • مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    همشهری‌آنلاین – محمد بیاتی، سلمان زند: مصطفی کواکبیان‎‎ هم استانی دو رئیس ‌جمهوری اخیر کشور است. با محمود احمدی‌نژاد‏ صراحتا مخالف بوده و هیچگاه همسو نبوده اما از حسن روحانی حمایت کرده است هر چند که در مواردی منتقد او نیز بوده است. او منتقد شدید مجلس فعلی و رفتارهای نمایندگان و قالیباف است. از قوه قضائیه و سید ابراهیم رئیسی هم گلایه‌هایی دارد گرچه با ملایمت از او انتقاد می‌کند. هم حزب دارد و هم روزنامه و شاید از معدود سیاستمداران ایرانی است که به ساز وکار حزبی معتقد است و برای آن هم تلاش می‌کند. گفت‌وگو با این نماینده پیشین مجلس در دوره‌های هشتم و دهم در ساختمان روزنامه و حزبش انجام شد؛ طبقه سوم ساختمان روزنامه مردمسالاری. این گفت وگوی مشروح را بخوانید.

     جدیدترین خبرها و رویدادها را در اینستاگرام همشهری آنلاین بخوانید (کلیک کنید)

    آقای کواکبیان؛ با مجلس شروع کنیم. یکی از انتقاداتی که در اواخر مجلس قبل مطرح شد و برخی نمایندگان از جمله آقای مطهری بارها به آن انتقاد داشتند از راس امور خارج شدن مجلس شورای اسلامی بود. شما هم چنین عقیده‌ای دارید و مجلس را در راس امور نمی‌دانید؟ 

    در مورد سوال شما سه جواب می‌توانیم مطرح کنیم. یکی اینکه اساسا ما یک مشکل ساختاری در قانون اساسی داریم و یک مواردی هم به آن اضافه شده که این را می‌توانیم به صورت کلی حل کنیم. برای همین ما در حزب مردمسالاری طرح جمهوریت سوم را مطرح کردیم و معتقدیم نهادهایی هستند که اصلا در قانون اساسی نامی از آنها برده نشده، اما اختیارات زیادی دارند حتی در زمینه مصوبات قانونی. مثلا ما در مجلس طرحی را برای مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی ارائه کردیم اما از مرکز پژوهش ها به ما گفتند که شما حق ندارید پیگیری کنید زیرا قبلا شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوباتی داشته که مصوبات این شورا در شورای نگهبان حکم قانون را دارد. لذا شما هرچه تصویب کنید آنجا رد می‌شود چون قبل مصوب شده است! همین مشکل را در مورد شورای عالی فضای مجازی و شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه داریم.

    برای رفع این مشکل اقدامی هم شده است؟

    من این مورد را در مجلس دهم مطرح کردم و پرسیدم که تا چه زمانی ادامه پیدا می کند گفتند تا زمانی که تحریم‌ها هست. گفتیم حالا حالا تحریم‌ها هستند و … اینها بحث‌های جدی هستند که باید برای‌ آنها فکری کرد. یا نهادهایی که حتی در قانون اساسی از آنها اسم برده شده مانند شورای نگهبان. خب شورای نگهبان باید عدم مغایرت مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی را اعلام کند، اما گاهی تعبیری را می‌آوردند که مثلا این مصوبه ابهام دارد و باید رفع ابهام شود. نمی‌گویند مخالف شرع یا قانون اساسی است‎ می گویند رفع ابهام! یعنی اصلا اصل مصوبه تعطیل شود چون رفع ابهام به آن شکلی که مد نظر آنها باشد، نمی‌شود.

    یعنی مصادیقی برای رد کردن طرح‌ها اعلام نمی‌شود؟

    بله دیگر. با همین کلمه رفع ابهام رد می‌کنند.

    شما چند بار گفته‌اید که مجمع تشخیص مصلحت مجلس دوم شده. منظور شما چیست؟ 

    مساله این است که در داخل مجمع تشخیص مصلحت شورایی درست کرده‌اند به نام «شورای نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام». مصوبات مفصل مجلس قبل از آنکه به شورای نگهبان برود آنجا مطرح می شود و اگر رد شد اصلا در شورای نگهبان بررسی نمی‌شود. خب این یعنی چه؟ یعنی ما مجلس دوم داریم و مجمع تشخیص،مجلس دوم شده؟ یا حتی مصوبات شورای عالی امنیت ملی. مصوبات این شورا طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی لازم اجراست. بسیاری فکر می‌کنند که افزایش نرخ بنزین به خاطر مصوبه سران سه قوه بود، در حالیکه اصلا اینگونه نبود بلکه این طرح را در شورای عالی امنیت ملی تصویب کرده بودند. صبح که به مجلس آمدیم آقای شمخانی آمدند و مصوبه را خواندند در حالیکه ما دوفوریتی داشتیم، سه فوریتی داشتیم. ولی گفتند که این مصوبه بعد از تایید مقام معظم رهبری لازم الاجراست. خب شورای عالی امنیت ملی چه کار به بنزین دارد؟ سیاست‌های کلان امنیتی، نظامی و موضوعات مربوط به سیاست خارجی باید در این شورا مطرح شود نه موضوعی مانند بنزین. به همین دلیل است که تاکید می‌کنم بخشی از مشکلات مربوط به مسائل ساختاری هست که باید آن را حل کنیم.

    عملکرد خود مجلس و نمایندگان در تضعیف این نهاد تاثیر نداشته است؟

    قطعا بخشی هم به عملکرد خود این نهاد بر می‌گردد. متاسفانه از همان مجلس اول همواره این نهاد به جای اینکه روز به روز تقویت شود تضعیف شده است. از طرفی، می‌گویند حرمت امامزاده را متولی آن باید نگه دارد. متاسفانه خود مجلسی‌ها گاهی رفتارهایی می‌کنند که جایگاه مجلس را پایین می آورند.  مثلا برخی نمایندگان به جای آنکه به فکر نظارت دقیق بر دستگاه‌ها و قانون‌گذاری خوب و درست باشند فقط به فکر تغییر روسای ادارات در حوزه انتخابیه خود هستند که فلان رئیس اداره امروز باید عوض شود یا فردا. خب شما اصلا چه‌کار به دستگاه‌های اجرایی دارید؟ از سوی دیگر آن دستگاه اجرایی هم بدش نمی آید و در برخی مواقع با همین ابزار که شما اگر فلان خواسته را دارید پس باید فلان کار را انجام دهید یا فلان مصوبه را به نفع ما رای دهید، نمایندگان را دور می‌زنند. اما مجلس فعلی غیر از این دو بحث یک مشکل مضاعف هم دارد. در این مجلس برای نخستین بار در تاریخ یازده مجلس پایین‌ترین آرای مشارکت مردم را شاهد بودیم. این مجلس در واقع به نوعی دارای بحران مشروعیت سیاسی است. مثلا در مرحله دوم مجلس یازدهم شهر کرج یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر واجد شرایط رای دادن بودند، اما فردی با ۲۷ هزار رای به مجلس راه یافته است. یعنی کمتر از ۲درصد آرا. در کل کشور ۴۰درصد مردم در انتخابات مجلس شرکت کرده‌اند و این نمایندگان در بهترین حالت ۱۵ درصد مردم را نمایندگی می‌کنند. این اتفاق عجیبی است. اگر مجلس به همین روال پیش برود، قطعا در راس امور نخواهد بود. طبیعتا مجلسی با این درصد آرا که اقداماتی ضد خودش را هم انجام می‌دهد نمی تواند در راس امور باشد.

    راه اصلاح این امر چیست؟

    بنده معتقدم باید به سمتی برویم که تحزب در مجلس شکل بگیرد. در همان بحث بحث اصلاح قانون اساسی که مطرح کردم، باید قانون انتخابات هم اصلاح شود و قانون انتخابات حزبی برای مجلس جایگزین شود.

    خب چرا وقتی در مجلس بودید، اقدامی نکردید؟

    چرا، ما در مجلس دهم می‌خواستیم این کار را انجام دهیم حتی شورای نگهبان هم موافق بود اما آن زمان، بخش استانی شدن انتخابات که رد شد آقای لاریجانی اصلا اجازه نداد بقیه بخش‌های آن طرح مورد بحث قرار گیرد. هر چه گفتیم که بحث استانی شدن رد شده (البته ما همان را هم قبول نداشتیم چرا که انتخابات مجلس خبرگان استانی برگزار می شود و هیچ اتفاقی هم رخ نمی دهد. اما چرا مجلس نمی‌شود؟) خب آن بخش را کنار بگذاریم و بقیه طرح مطرح شود، اما اجازه ندادند. انتخابات مجلس مانند بسیاری از کشورها باید حزبی شود.

    ما عراق که رفته بودیم همزمان انتخابات پارلمانشان در حال برگزاری بود. آنجا کسی به فرد رای نمی‌داد بلکه نام احزاب را می‌نوشتند. در افغانستان هم به همین شکل است. مهم‌ترین مزیت انتخابات حزبی این است که بعدا حزب باید پاسخگوی عملکرد خود باشد و چون دوباره رای مردم را می‌خواهد قطعا سعی می‌کند که عملکردش به گونه‌ای باشد که بتواند رای بگیرد. اما وقتی سیستم بر مبنای افراد باشد اینگونه می‌شود که افراد زیادی در حوزه انتخابیه خود راهنمای چپ می‌زنند و به شدت از جناح چپ حمایت می‌کنند، اما وقتی به مجلس آمدند ۱۸۰درجه می‌چرخند و راست می‌شوند. برعکس این را هم دیده‌ایم. همانظور که قبلا هم گفته‌ام خیلی‌ها عکس سلفی خود را را با اصلاح‌طلبان گرفتند اما زنبیل خود را جای دیگری گذاشتند. این مشکل اساسی است که فقط با اصلاح قانون اساسی و قانون انتخابات رفع می شود.

    اینکه اجازه مطرح شدن طرح تغییر قانون انتخابات را ندادند، دلیل خاصی داشت؟ یعنی آنها که اجازه ندادند با حزبی شدن انتخابات مخالف بودند؟

    بله واقعا برخی همواره خود را فراحزب می‌بینند و نمی‌خواهند در قالب احزاب فعالیت کنند. چون در قالب احزاب فعالیت هایشان ملزوماتی دارد که نمی‌خواهد این لوازم را بپذیرند. واقعا نگذاشتند و مخالفت کردند. برخلاف آنچه که در ذهن برخی هست که مجلس دهم، مجلس اصلاح‌طلبان بود، خیر در واقع اینگونه نبود. ما نهایتا بین ۹۰ تا ۱۰۰ رای داشتیم. در حقیقت اگر جریان آقای لاریجانی که در وسط ماجرا بودند به سمت ما می آمدند ما می توانستیم برای مصوبات رای داشته باشیم، که متاسفانه معمولا هم به طرف مقابل غش می‌کردند. یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ نماینده همواره ما را تنها می گذاشتند. در واقع ما اصلاح‌طلبان در مجلس دهم بزرگترین اقلیت بودیم نه اکثریت تام. چوب این مشکل را هم خوردیم  و همه چیز به پای ما نوشته شد. به وقت خود بسیاری از مسائل این مجلس باید واکاوی شود. ما طرح های بسیار مهمی داشتیم ..

    خب چرا این مسائل همان موقع مطرح نمی شد که جریان وسط شما را همراهی نمی کنند؟ به این طرح های مهم هم اشاره کنید که کدام طرح ها بودند و چرا به سر انجام نرسید؟

    چرا مطرح می شد. مثلا در همان مجلس خود من سه بار طرح تحقیق و تفحص از شهرداری دوره آقای قالیباف را مطرح کردم و با کلی مشکلات در کمیسیون مطرح شد. چهار شهردار به کمیسیون آمدند و پاسخ دادند. هم آقای نجفی هم افشانی. آقای حناچی و حتی آقای قالیباف به کمیسیسون آمدند و صحبت کردند. اما طرح ما در صحن با سه، چهار رای اختلاف رد می شد.

    یعنی با لابی های پشت پرده و .. رای نمی آورد؟

    بله . قطعا. بعدا هم بارها این موضوع تکرار شد. یعنی می‌خواهم بگویم ما طرح های زیادی داشتیم که با رای اندکی نتوانستیم در صحن علنی ‌آنها را تصویب کنیم و با فاصله رای اندکی تا تصویب، رد می شد. دلیل رد شدن هم کارهایی بود که در پشت پرده انجام می شد.

     آنگونه که من متوجه شدم‏ شما می گویید اصولگراها مخالف تحزب هستند آیا به صورت سازمانی مخالف تحزب هستند یا کسانی هم دارند که موافق باشند؟

    من مدت کوتاهی رئیس خانه احزاب بودم و در خانه احزاب ما سیستم ۷‏- ۷- ۷ را داریم یعنی ۷ اصولگرا‏ ۷ اصلاح‌طلب و ۷ حزب هم مستقل و میانه‌رو هستند. ما احزاب اصولگرا را هم داریم از جمله حزب موتلفه یا جامعه اسلامی مهندسین. اینها واقعا به جدی گرفتن موضوع احزاب معتقدند، اما تفاوت دیدگاه این است که آنها معتقدند لازم نیست حتما ما بیاییم انتخابات را به احزاب گره بزنیم و احزاب در انتخابات حضور یابند بلکه معتقدند فعالیت کنیم و هر اندازه توانستیم رای بگیریم یا عضو بگیریم با همانها کار تشکیلاتی خود را پیش می‌بریم. یعنی به همین چیزی که الان هست راضی هستند. البته بین خودشان هم دیدگاه های متفاوتی دارند. مثلا بین خودشان بدبینی خاصی به اصلاح طلب‌ها دارند چناکه اخیرا هم آقای ترقی، عضو موتلفه گفته بودند که مذاکره بد نیست اما اصولگراها باید مذاکره کنند. یعنی اگر حزب هم خوب است حزب اصولگرایی خوب است. به احزاب معتقدند، اما نوع رویکردشان به گونه ایست که «کلٌ لنا و هیچُ لکم» (با خنده) و چنین دیدگاهی در مساله احزاب دارند خب این هم از اساس با حزب منافات دارد. چون اساس احزاب بر رقابت است و به وجود می‌آیند که رقابت‌ها را نمایندگی کنند و باید برای رقبا هم احترام و حق و حقوق قائل شویم نه اینکه بگوییم احزاب خوبند اما همه چیز مال ما باشد و هیچ برای شما!

    به نظر می‌آید که ما در میان مسئولان اجرایی و نیز مسئولان نهادهای مختلف ترس از پاسخگویی داریم و شاید همین ترس موجب شده که چندان موافق فعالیت احزاب و نظام حزبی نباشند.

    بله. اگر بحث تحزب باشد پاسخگویی هم هست. البته این پاسخگویی هم صرفا برای رضای خدا نخواهد بود بلکه چون دوباره رای می‌خواهند و نیاز به رای مردم دارند مجبورند پاسخگو باشند. ولی اگر حزب نباشد می‌گویند حالا که خر ما از پل گذشته، تا انتخابات بعد بینیم چه می‌شود. اما در کل کشور همین است متاسفانه نهادهای ما پاسخگو نیستند و ما باید آنها را در همه سطوح پاسخگو کنیم. برای مثال همین مصوبات شورای نگهبان، آیا هیچ جایی هست که شورای نگهبان به آنجا جواب دهد که چرا چنین مصوبه ای داشته؟ خیر. مجمع تشخیص هم همین طور است حتی دولت. دولت سخنگو دارد کنفرانس خبری دارد و … اما اینها برای پیشبرد سیاست‌های خودشان و بیان عملکرد است و آن‌گونه که باید پاسخگو نیستند. یا شورای امنیت‎؛ در هیچ جایی از قانون اساسی نیامده که به افکار عمومی و مردم پاسخ بدهند بله شاید به مقام معظم رهبری پاسخگو باشند، اما به مردم و افکار عمومی هیچ پاسخی نمی‌دهند و تا قانون اساسی بر مبنای پاسخگویی اصلاح نشود وضعیت همین گونه خواهد بود.

    شما در مورد قانون اساسی گفته اید که می‌توان قانون اساسی را به رفراندوم گذاشت و قانون اساسی را بازنگری و اصلاح کرد. اساسا چنین نگاهی در میان سیاست‌گذران کلان کشور پذیرفته هست یا خیر؟

    اصل ۱۷۷ قانون اساسی فعلی این اجازه را داده. البته باید رهبری فرمان بدهند و بعد یک مجموعه با عنوان شورای بازنگری شکل بگیرد و سپس مصوبات آن به رفراندوم گذاشته شود. یک بار هم در سال ۶۸ این اتفاق افتاده و رفراندوم قانون اساسی برگزار شد.

    «جمهوریت سوم» که ما می گوییم هم از همین رو است که از ۵۷ تا ۶۸ یک قانون اساسی داشتیم. سال ۶۸ رفراندوم برگزار شد و از آن زمان تا الان یعنی ۳۲ سال، یک قانون اساسی داریم. بر این اساس ما می‌گویم جمهوریت سوم یعنی که سال ۱۴۰۰ یک بازنگری در قانون اساسی شود و قانون اساسی سوم به رفراندوم گذاشته شود. می‌دانید که طبق قاعده رفراندوم باید بالای ۵۰ درصد مردم رای مثبت دهند تا تصویب شود. اکنون هم با توجه به فضای مجازی و سرعت اطلاع رسانی‌ها و… مردم به هر چیزی رای نمی‌دهند لذا باید تحول جدی شود تا مردم رای بدهند. ساز و کار آن هم در قانون اساسی مطرح شده. جالب است بگویم که آیین نامه اجرایی همین اصل ۱۸۷ را باید مجلس مشخص کند. در مجلس دهم به هر نماینده‌ای گفتیم که آیین نامه را آماده کنیم هیچکس حاضر نشد کمک کند. اصلا جو مجلس آمادگی نداشت. بر این اساس ما باید از رهبری درخواست کنیم و فرمان از سوی ایشان صادر شود.

    آقای کواکبیان! شما یکی از منتقدان آقای روحانی هستید. چند بار هم تلویحا از اینکه برای رای آوردن روحانی تلاش کرده‌اید ابراز پشیمانی کرده‌اید. این نقد شما به عنوان یک اصلاح‌طلب با این انتقادهایی که نمایندگان اصولگرای مجلس یازدهم به دولت و آقای روحانی دارند چه تفاوتی دارد؟

    ابتدا بگویم که هیچگاه نگفته ام که پشیمانم از اینکه به آقای روحانی رای داده‌ام چون آن زمان خود بنده به عنوان کاندیدای حزب مردمسالاری کاندیدا شدم اما احراز صلاحیت نشدم. بنابراین ایشان را خیرالموجودین دانستیم و حمایت کردیم. همیشه گفته‌ام که ما حامی منتقد این دولت هستیم. منتقد بودن از این جهت که واقعا کارهایی می‌شود کرد اما متاسفانه انجام نمی شود.

    مثلا چه کارهایی؟

    آقای روحانی برخی وعده‌ها را داد اما متاسفانه به هر دلیلی به آنها عمل نکرد و متاسفانه حداقل بعد از آن حاضر به پاسخگویی هم نشد که بگوید حالا که عمل نکرده دلیلش چه بوده است. در جلسه‌ای که اصلاح‌طلب‌های مجلس با آقای روحانی داشتیم از ایشان پرسیدم که شما وعده دادید حصر باید برداشته شود. ایشان گفتند آقای کواکبیان من گفتم با حصر مخالف هستم و هنوز هم مخالفم! آقا شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید که مصوبه حصر را هم همان شورا امضا کرده است. خب شما باید به عنوان رئیس جمهور و رئیس آن شورا بروید و اقدام کنید نه من!

    خیلی ناراحت کننده است که افرادی ۱۰ سال حصر باشند و اخیرا هم مبتلا به کرونا شده‌اند. متاسفانه برخی فکر می کنند همچنان همان دوران رقابت است. برای مثال این کار زشتی که چندی پیش روزنامه تهران تایمز انجام داد و نیمی از چهره میرحسین موسوی را کنار چهره ترامپ گذاشت … خب مردم که می‌دانند و می فهمند که این مقایسه زشت است. ترامپ پوپولیست است و در ایران برخی دوستان احمدی‌نژاد بسیار از او حمایت کردند؛ حال این چهره به احمدی نژاد بیشتر شباهت دارد یا به میر حسین موسوی که سالها اصلا در قدرت نبوده و بعد هم که در حصر است و…؟

    حرف من این است که آقای روحانی برخی وعده ها را می‌توانست انجام دهد یا حداقل اقداماتی انجام دهد، پیگیری کند و … من به عنوان یک حزب که نمی‌توانم دراین زمینه رایزنی کنم. البته در حد توان دو بار در تلویزیون و ۴ بار در مجلس‌های هشتم و دهم در این زمینه درخواست کردم. اما آقای روحانی می‌توانست بیشتر پیگیری کند. شاید هم پیگیری کرده‌اند یا دلایلی داشته باشند، اما نیامده اند که برای مردم توضیح بدهند. آقای روحانی حداقل به مردم بگویند برای وعده رفع حصر، چه کار کرده اند.

    ما این انتقادها را داریم اما اصولگرایان به صراحت می‌گویند این دولت باید نابود شود و آقای روحانی هم نه یک بار که هزار بار باید اعدام شود. آن زمان در مجلس دهم آقای ذوالنور نزد ما آمد که استیضاح آقای روحانی را امضا کنیم. من در تذکر گفتم که ما اصلاح‌طلب‌ها رشیدتر از آن هستیم که کار بیهوده و عبث بکنیم. ایشان بر آشفتند که یعنی ما رشید نیستم یا کار عبث می کنیم… چند روز بعد در جلسه‌ای که در بیت رهبری برگزار شد به آنها گفته شد که استیضاح را پیگیری نکنند. این که مجلس دهم بود و رهبری با استیضاح مخالف بودند. چه برسد به مجلس یازدهم که سال آخر دولت است و مقام معظم رهبری دو، سه بار تاکید کرده اند که این دولت باید تا آخر دوره‌اش بماند. یعنی با علم به اینکه مقام رهبری مخالف برکناری آقای روحانی است این کارها را می کنند. خیلی جالب است این رفتار. این یعنی ایستادن در مقابل رهبری دیگر. تعارف نداریم که!

    فرق ما با اصولگرایان اینجاست که آنها با اساس دولت روحانی مخالفند اما ما می خواهیم فقط انتقاداتمان را که واقعا به دولت وارد است مطرح کنیم. من ۴۳ شهر رفته ام و بارها هم گفته‌ام واقعا نمی‌دانستم که قرار است این گونه شود و الان خجالت می کشم که بگویم از این دولت حمایت کرده‌ام اما هرگز نگفته‌ام که از رای دادن به آقای روحانی پشیمانم. خروجی، کارنامه و عملکرد دولت باید به گونه‌ای باشد که من سرم را بالا بگیرم و بگویم من از این دولت حمایت کرده‌ام اما متاسفانه این گونه نیست. لذا ما حامیان منتقد با مخالفان دولت تفاوت مبنایی داریم.

    انتقادهای شما به دولت از کجا شروع شد؟

    قبل از حوادث دی ماه ۹۶ یعنی قبل از نخستین اعتراضات معیشتی مردم در مجلس خطاب دولت آقای روحانی گفتم که همشهری عزیزم بجنب! آن موقع وضع ارز و دلار و سکه و مسکن و خودرو اینگونه نبود و هنوز فشارهای معیشتی زیاد و غیرقابل تحمل نشده بود. متاسفانه آن زمان آن نشاط لازم را در دولت نمی دیدیم و آن فعالیتی که باید دیده نمی‌شد و لذا کم کم مشکلات معیشتی زیاد شد و سال ۹۷ هم که اوضاع بدتر شد.

    دولت در این زمان باقی مانده می تواند اقدام خاصی برای رفع مشکلات معیشتی انجام دهد؟

    من معتقدم دولت تا روز آخر می‌ماند و در ماه‌های باقیمانده نیز می‌تواند کارهای جدی بر زمین مانده و به نفع اکثریت را انجام دهد. البته من مخالف پرداخت یارانه های معیشتی به خاطر کرونا نیستم، اما معتقدم باید کارهای جدی‌تری انجام شود و البته نه فقط دولت بلکه با کمک مجلس می‌توان کارهای مهمی برای مردم انجام داد. البته یک نکته مهم در ماه‌های آخر دولت روحانی در حال مشاهده است که قبلا وجود نداشت. در دوره‌های قبل و در ماه‌های نزدیک به انتخابات، اصولگرایان مردم را تشویق به حضور در انتخابات می‌کردند و تاکید می‌کردند که تکلیف الهی است و وظیفه قرآنی است و… ولی الان هیچکس چیزی نمی گوید گویی زیر دهان‌شان مزه کرده که هرچه مردم کمتر شرکت کنند بهتر است و خودشان به قدرت می‌رسند. از طرفی هم می‌گویند اگر فقط ۴۰ – ۳۰ درصد مردم هم در انتخابات شرکت کنند اتفاق خاصی نمی‌افتد. خودمان هم به قدرت می رسیم.

    به نظر شما چرا نمایندگان مجلس یازدهم که این همه سنگ انقلابی بودن و ولایی بودن را به سینه می‌زنند به صراحت در مقابل هشدار رهبری ایستادند؟ چه دلیلی دارند که هشدارهای رهبری را به گونه دیگری تفسیر می‌کنند؟

    واقعیت این است که رئیس مجلس همچنان در مناظره‌های انتخاباتی به سر می‌برد. مثلا می‌گوید رهبری فرمودند ولی شما این حرفهایتان را در سینه هایتان نگه دارید و… خب این یعنی چی؟ جالب است برخی اصولگرایان سنتی با خود من تماس گرفتند و گفتند که به آقای قالیباف گفته‌ایم که آقا شما همین مجلس برایتان کافی است و… ولی جواب رد می‌دهد. کسی که اینگونه فکر می‌کند دیگر به فکر مجلس نیست.

    یعنی آقای قالیباف نمایندگان را هدایت می کند؟

    بله قطعا تاثیر دارد. رئیس مجلس و هیات رئیسه مجلس قطعا موثر هستند که سمت و سوی مجلس را به گونه‌ای پیش ببرند که جهت و سوی خاصی داشته باشد. مثلا وقتی نماینده‌ای می‌گوید در اعتراض به مشکلات بر زمین مانده مردم اعتصاب غذا می کنم … این چه معنی دارد؟ مگر در مقابل دولت ترامپ ایستاده است؟ یا حرف و حدیث های دیگر که دیده اید. متاسفانه اینها بیش از آنکه به فکر وظیفه ذاتی شان باشند به فکر آینده هستند که چگونه در قدرت بمانند. وقتی طرز فکر این باشد وضعیت هم همین گونه می شود و نمی‌توان انتظار تحول خاصی را داشت. چون می‌خواهند کینه توزانه برخورد کنند.

    سران قوا زمانی سه رقیب بودند. در حال حاضر بر اساس برخی اظهارنظرها آقای رئیسی تمایل چندانی به حضور در انتخابات ریاست جمهوری ندارد اما درباره آقای قالیباف اظهارنظرهای متفاوتی مطرح می‌شود. شما به اختلاف میان سران قوا معتقد هستید؟ اگر پاسخ مثبت است فکر می‌کنید این اختلاف چقدر در نا امیدی شکل گرفته در میان مردم موثر است؟ 

    من معتقدم که آقای رئیسی کار را در قوه قضائیه جدی گرفته است ولی خب انتقاداتی هم بر ایشان وارد است. مثلا در مورد همین کار روزنامه که تصویر میرحسین موسوی را با تصویر ترامپ تلفیق کرد؛ اگر همین کار را یک روزنامه اصلاح‌طلب درمورد یکی از چهره‌های برجسته اصولگرا انجام می‌داد آیا رفتار قوه قضائیه همین بود؟ خب اینها جای بحث دارد.  یا مثلا همین پرونده عیسی شریفی خب چه شد؟ بالاخره شریفی به عنوان قائم مقام آقای قالیباف  فعالیت می‌کرده اما گفتند چون پای برخی از نظامیان در کار هست در دادگاه نظامی محاکمه می‌شوند. خب حداقل یک گزارش به مردم بدهند. یا در مورد املاک نجومی شاید اصلا تبرئه شوند و واقعا تخلفی انجام نداده باشند، اما خب به مردم اعلام کنند که چه شد.

    واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند حتی آن زمان آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس گفتند که شما شیوه ماست‌مالیزاسیون را پیشه کرده‌اید و چرا می‌خواهید اینها را توجیه کنید. خلاصه آنکه ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود. حتی ندیدیم که آقای قالیباف حداقل یک بار به دادگاه بروند. خب دلیلش این است که از ایشان نخواسته اند که بروند. چه بسا اصلا پرونده‌ای شکل نگرفته باشد.

    بنده به عنوان یک روزنامه نگار ۲۷ دادگاه تا کنون داشته ام (همه را هم به لطف الهی تبرئه شده‌ام) در روزهای اخیر شنیدیم که آقای آشنا را هم احضار کرده اند و بسیاری افراد دیگر اما یک بار نشنیدیم که آقای قالیباف را احضار کنند. نمی‌خواهم بگویم آقای رئیسی برخوردهای دوگانه دارند اما موارد نشان می‌دهد که دستگاه قضایی بهتر می‌تواند بر مبنای عدالت رفتار کند و همه جریاناتی را که به هر دلیل مشکل دارند رسیدگی کنند.

    در مورد اختلاف سران سه قوه من معتقدم که مجلسی‌ها همچنان نگاه انتخاباتی دارند و لذا این دولت را خیلی به حساب نمی‌آورند. متقابلا این نگاه در دولت هم هست و می گویند که این نمایندگان خیلی رای مردم را به دنبال خود ندازند و آنها را جدی نمی گیرند در این میان فقط مردم ضرر می کنند. بارها گفته ام ۶۰ درصد کارها به کارآمدی نظام بر می‌گردد و ۴۰ درصد ناشی از تحریم‌ها است. برخی نمایندگان می‌گویند تحریم‌ها برداشته شود به نفع اصلاح‌طلب‌ها تمام می‌شود. آخر این چه دیدگاهی است؛ به جای این که بگویید تحریم‌ها برداشته شود تا گشایش اقتصادی به سود مردم صورت بگیرد و بخشی از مشکلات مردم حل شود به فکر رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی هستند.

    درباره آمریکا هم این نکته را بگویم که من معتقدم در درازمدت برای ما فرقی نمی کند که حزب دموکرات سر کار بیایند یا جمهوری خواه اما در کوتاه‌مدت فرق می کند و قطعا اینکه بایدن می‌گوید می خواهم به برجام برگردم و تحریم‌ها را بردارم و دوباره در قالب برجام مذاکره کنم و … در کوتاه مدت به سود مردم است و  کدام عقل سلیمی می‌گوید من اینها را نمی‌خواهم؟

     متاسفانه حس بدبینی بین دو قوه مجریه و مقننه وجود دارد. قوه قضائیه با قوه‌مقننه همسوتر است و با قوه مجریه هم در حد همان روابط قانونی رفتار می‌کند.

    ابنکه چرا این سه قوه چندان رابطه خوبی ندارند نتیجه همان بدبینی هاست. وگرنه اگر معیار منافع ملی بود یا نگاه حزبی حاکم بود مشکل حل می‌شد اما خب همه دنبال به قدرت رسیدن باند خودشان هستند و دوستان از الان می‌گویند چون برداشته شدن تحریم‌ها موجب گشایش اقتصادی می‌شود و برای انتخابات به سود اصلاح‌طلب‌ها خواهد شد پس مخالفیم.

    این اختلافات به برخی مصوبات مجلس هم کشیده است. رئیس جمهور چند روز پیش با کنایه به مجلس تصریح کرد که با سونامی طرح‌های مجلس روبرو هستیم در حالی که لوایح دولت بایگانی می‌شود. این اختلافات را در مصوبه یارانه معیشتی و همچنین مصوبه جنجالی برجامی مجلس دیدیم. 

    من معتقدم مجلس بهتر بود از ابتدا نظر دولت را می‌گرفت و هماهنگ با دولت طرح را مطرح می‌کرد و با همکاری دولت پیش می برد. ما خودمان که مجلس بودیم ابتدا با آقای نوبخت صحبت می‌کردیم و نظر ایشان را جویا می‌شدیم بعد طرح را مطرح می‌کردیم.

    درباره مصوبه یارانه معیشتی به نظر می‌رسد مجلس منابعی که برای این مصوبه درنظر گرفته بود قبلا توسط دولت در جای دیگری استفاده شده بود و به همین دلیل مخالفت می‌کرد اما در مورد مصوبه برجامی دو دیدگاه خوش بینانه و بدبینانه می‌توان داشت. نگاه بدبینانه به این مصوبه این است که مجلس درپی پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ است و به هر شکل می‌خواهد دولت را زمین بزند، بنابراین با عجله و شتابزدگی سریع، در پی تصویب این طرح بوده به طوری که در مدت سه روز با تصویب کلیات و بررسی جزییات و رفع ایرادات شورای نگهبان، آن را به دولت ابلاغ می‌کند. در نگاه بدبینانه به این مصوبه با توجه به شواهد و قرائن به نظر می‌رسد که منتقدان به دنبال ناکارآمد جلوه دادن دولت هستند.

    بر اساس نگاه خوش بینانه نیز نمایندگان دغدغه حل مشکلات معیشتی مردم، منافع ملی و حل مشکلات کشور را دارند و از سر دلسوزی این طرح‌ها را ارائه می‌دهند. معتقدم سه اشکال عمده در نگاه خوش‌بینانه به این مصوبه مجلس وجود دارد؛ نخست اینکه هرگونه خروج از پروتکل الحاقی در عمل به تشدید تحریم منجر می‌شود نه لغو آن و دیگر اینکه به‌رغم اعلام دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، مشورتی با وزارت امور خارجه نشده است.

    مصوبه مجلس نباید بحثی در مورد پروتکل الحاقی و همکاری با آژانس داشته باشد. درگیر شدن با آژانس اشتباه است و نتیجه آن رویگردانی از ما و اعمال قطعنامه جدید و بردن پرونده ایران به سمت شورای امنیت خواهد بود.

    در واقع در نگاه خوش بینانه هم این مصوبه در بخش پروتکل الحاقی هیچ سودی برای منافع ملی کشور ندارد.

    برویم سراغ سیاست خارجی و پیروزی بایدن. به نظر شما تغییری در روابط دو کشور صورت می‌گیرد و اصلا امکان مذاکره وجود دارد؟ در صورت بازگشت بایدن به برجام شاهد گشایش در بازار خواهیم بود؟

    در این باره سه موضوع را کاملا باید از هم تفکیک کرد. یکی رفع تحریم‌ها. این بحث اصلا نه ربطی به برجام دارد و نه ربطی به مذاکره بعدی که ما احیانا بخواهیم انجام دهیم. بالاخره بایدن آمده و کاری که ترامپ کرده و آن فشارهای حداکثری و تحریم‌هایی که بر مردم ما وارد کرده است را باید بدون هر گونه مذاکره‌ای بردارد تا ما تازه بگوییم آقای بایدن حالتان چطور است! یعنی نخستین شرط یا اقدامی که آقای بایدن باید انجام دهد تا ما پاسخ سلام و احوالپرسی او را بدهیم برداشتن این تحریم‌های ظالمانه، یک جانبه و خارج از قواعد بین المللی ترامپ است.

    موضوع بعدی برجام است. ما برخی تعهدات برجامی خود را کاهش دادیم و رسما هم اعلام کردیم که پنج گام را برداشته ایم و اگر قرار باشد که آقای بایدن به برجام برگردد حتما باید ما هم برگردیم به جای قبلی و آن پنج گام را برگردانیم. در این شکی نیست.

    اما آقای بایدن نمی‌تواند در رابطه موضوع برجام بگوید ما برجام شماره ۲ را می‌خواهیم . برجام یک معاهده بین‌المللی است که با خطای آقای ترامپ و خروج آمریکا از این معاهده، فشار و خسارات بسیاری به مردم ما وارد شد.

     آنها در صورت بازگشتشان به برجام احتمالا بازگشت ما از آن ۵ گام را می‌خواهند. ما هم باید در مقابل خساراتی که به خاطر خروج یکجانبه ترامپ از برجام به ما وارد شد را بخواهیم. اینکه رقم آن چه قدر می شود را نمی‌دانم اما خسارت های زیادی به ما وارد شد. فقط برای نمونه می‌گویم بعد از برجام شرکت‌های مختلف دنیا صف کشیده بودند که با ما قرارداد ببندند و ما حتی در مجلس در مورد قرارداد شرکت توتال در عسلویه که ۵ میلیارد دلار بود در حال بحث بودیم که بعد از خروج ترامپ از برجام این شرکت هم از ایران رفت. مثل این مورد ما دهها نمونه دیگر هم داشتیم که باید خسارات آنها پرداخت شود.

    موضوع سوم بحث مذاکره با آمریکا است. حال ممکن است آمریکا بگوید اگر من بخواهم روابطم را با شما عادی بکنم درخواست‌هایی دارم ما هم متقابلا درخواست‌هایی داریم. آنجا می نشینیم مذاکره می کنیم. ولی من واقعا معتقد هستم که اگر ما بتوانیم به بایدن بگوییم که به خیر تو امیدی نداریم شر هم نرسان لااقل ۷، ۸ مورد مشکل و اولویت مهم دارید از کرونا گرفته تا رقابت امنیتی با روسیه و رقابت اقتصادی با چین و مشکلاتی که ترامپ ایجاد کرده  … خلاصه به این‌ها رسیدگی کنید و کاری به ما نداشته باشید.

    برخی اما گویی درگیری را دوست دارند و انگار اصلا درگیری نباشد روزگارشان نمی گذرد و این مشکل داخلی ما است آقا اجازه بدهید بایدن به برجام برگردد و دیگر کاری به ما نداشته باشد.

    آقای کواکبیان به حضور مردم در انتخابات ۱۴۰۰ امیدوارید؟

    اصلی ترین موضوع این است که مشوق‌هایی برای مردم داشته باشیم تا اندکی امیدوار شوند تا در انتخابات شرکت کنند. مثل همان رفراندم و بازنگری قانون اساسی که می‌تواند محرک مردم برای شرکت شود یا مشکلات معیشتی آنها کمتر شود و … تا مردم انگیزه پیدا کنند و شرکت کنند. این یک طرف ماجرا است و یک طرف هم برخورد شورای نگهبان است که ببینیم انبساطی‌تر برخورد کند یا نه! این طرح که در مجلس مطرح شده و واقعا سخیف است با محتوایی عجیب و غریب که پنج مشاور به شورای نگهبان بروند و مصاحبه بکنند. روحیه جهادی و قانوگرایی داشته باشند و ..  بیاید و برنامه ها اعلام شود که اینها نه تنها گره مشارکت مردم را حل نمی کند بلکه گره ای بر گره های دیگر می افزاید.

    برنامه اصلاح‌طلب ها برای انتخابات ریاست جمهوری چیست؟

    جریانی در میان اصلاح‌طلب‌ها هست که می گوند به هر قیمتی باید شرکت کنیم اما ما در حزب مردمسالاری می گوییم ما کاندیدای قرضی، اجاره ای و نبابتی نمی خواهیم.

     یعنی ممکن است حزب مردم سالاری در انتخابات شرکت نکند؟

     نه منطورم تحریم نیست بلکه از کاندیدای خاصی حمایت نمی کنیم. به اندازه کافی برای دیگران نردبان شده‌ایم و بعدا دیگر تلفن ما را هم جواب نداده اند. تاکید ما این است که کاندیدا حتما اصلاح طلب باشد. خط قرمز حزب مردمسالاری کاندیدایی از درون جریان اصلاحات است. حال دیگران می خواهند از هر کسی حمایت کنند، بکنند.

    آیا احزاب اصلاح طلب جلساتی دارند که برای انتخابات برنامه‌ریزی کنند؟

    بله ما جلساتی البته به صورت مجازی داریم و تصور می کنم که در آذر ماه از میان این سه سناریو  یعنی عدم مشارکت به صورت مطلق، مشارکت تحت هر شرایطی و مشارکت مشروط به یکی برسیم که احتمالا در مورد سوم به اجماع برسیم و نظر حزب مردمسالاری هم سناریوی سوم است که بیشترین طرفدار را هم همین راهبرد دارد.

    پس فعلا در مورد مصداق‌ها و کاندیداها بحثی انجام نشده است؟

     خیر فعلا در مرحله مشخص کردن راهبرد هستیم و به تعیین مصداق و انتخاب نامزدها نرسیده ایم. برای مشخص کردن نامزدها هم باید سازوکاری تعریف شود تا به اجماع برسیم. البته ما طرحمان را داده ایم که پارلمان اصلاحات راه اندازی شود که متاسفانه اجازه ندادند اجرا شود. اما فعلا در مرحله تعیین راهبرد هستیم. اگر تصمیم به مشارکت یا مشارکت مشروط شد باید ساز و کار دستیابی به اجماع مشخص شود و در مرحله سوم اسامی نامزدها معلوم شود.

    خود شما کاندیدا می شوید؟

    بسیاری از من می‌پرسند که شما کاندیدا می شوید آقا اصلا چه اهمیت دارد من کاندیدا بشوم یا نه وقتی مردم نمی‌خواهند پای صندوق رای بیایند… آقا شما اول مردم را پای صندوق بیاورید و آنجا را درست کنید. اما در مجموع، همانطور که گفتم اگر ساز وکاری مشخص شود و معیار دموکراتیک باشد که عقل جمعی به آن برسد من هم خودم را در آن سازوکار عرضه می‌کنم اگر آن سازو کار پذیرفت کاندیدا می‌شوم اگر خیر که عقل جمعی را می‌پذیرم.

    به عنوان آخرین سوال به نظر شما آقای احمدی‌نژاد کاندیدا می شود؟

     احمدی‌نژاد فقط می‌خواهد دیده شود. برایش مهم نیست که رد شود. اگر کاندیدا شدن به دیده شدنش کمک کند، بله حتما تا وزارت کشور می‌رود که نام نویسی کند.

  • مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    مصطفی کواکبیان گفت: واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند. ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود.

    همشهری‌آنلاین – محمد بیاتی، سلمان زند: مصطفی کواکبیان‎‎ هم استانی دو رئیس ‌جمهوری اخیر کشور است. با محمود احمدی‌نژاد‏ صراحتا مخالف بوده و هیچگاه همسو نبوده اما از حسن روحانی حمایت کرده است هر چند که در مواردی منتقد او نیز بوده است. او منتقد شدید مجلس فعلی و رفتارهای نمایندگان و قالیباف است. از قوه قضائیه و سید ابراهیم رئیسی هم گلایه‌هایی دارد گرچه با ملایمت از او انتقاد می‌کند. هم حزب دارد و هم روزنامه و شاید از معدود سیاستمداران ایرانی است که به ساز وکار حزبی معتقد است و برای آن هم تلاش می‌کند. گفت‌وگو با این نماینده پیشین مجلس در دوره‌های هشتم و دهم در ساختمان روزنامه و حزبش انجام شد؛ طبقه سوم ساختمان روزنامه مردمسالاری. این گفت وگوی مشروح را بخوانید.

     جدیدترین خبرها و رویدادها را در اینستاگرام همشهری آنلاین بخوانید (کلیک کنید)

    آقای کواکبیان؛ با مجلس شروع کنیم. یکی از انتقاداتی که در اواخر مجلس قبل مطرح شد و برخی نمایندگان از جمله آقای مطهری بارها به آن انتقاد داشتند از راس امور خارج شدن مجلس شورای اسلامی بود. شما هم چنین عقیده‌ای دارید و مجلس را در راس امور نمی‌دانید؟ 

    در مورد سوال شما سه جواب می‌توانیم مطرح کنیم. یکی اینکه اساسا ما یک مشکل ساختاری در قانون اساسی داریم و یک مواردی هم به آن اضافه شده که این را می‌توانیم به صورت کلی حل کنیم. برای همین ما در حزب مردمسالاری طرح جمهوریت سوم را مطرح کردیم و معتقدیم نهادهایی هستند که اصلا در قانون اساسی نامی از آنها برده نشده، اما اختیارات زیادی دارند حتی در زمینه مصوبات قانونی. مثلا ما در مجلس طرحی را برای مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی ارائه کردیم اما از مرکز پژوهش ها به ما گفتند که شما حق ندارید پیگیری کنید زیرا قبلا شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوباتی داشته که مصوبات این شورا در شورای نگهبان حکم قانون را دارد. لذا شما هرچه تصویب کنید آنجا رد می‌شود چون قبل مصوب شده است! همین مشکل را در مورد شورای عالی فضای مجازی و شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه داریم.

    برای رفع این مشکل اقدامی هم شده است؟

    من این مورد را در مجلس دهم مطرح کردم و پرسیدم که تا چه زمانی ادامه پیدا می کند گفتند تا زمانی که تحریم‌ها هست. گفتیم حالا حالا تحریم‌ها هستند و … اینها بحث‌های جدی هستند که باید برای‌ آنها فکری کرد. یا نهادهایی که حتی در قانون اساسی از آنها اسم برده شده مانند شورای نگهبان. خب شورای نگهبان باید عدم مغایرت مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی را اعلام کند، اما گاهی تعبیری را می‌آوردند که مثلا این مصوبه ابهام دارد و باید رفع ابهام شود. نمی‌گویند مخالف شرع یا قانون اساسی است‎ می گویند رفع ابهام! یعنی اصلا اصل مصوبه تعطیل شود چون رفع ابهام به آن شکلی که مد نظر آنها باشد، نمی‌شود.

    یعنی مصادیقی برای رد کردن طرح‌ها اعلام نمی‌شود؟

    بله دیگر. با همین کلمه رفع ابهام رد می‌کنند.

    شما چند بار گفته‌اید که مجمع تشخیص مصلحت مجلس دوم شده. منظور شما چیست؟ 

    مساله این است که در داخل مجمع تشخیص مصلحت شورایی درست کرده‌اند به نام «شورای نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام». مصوبات مفصل مجلس قبل از آنکه به شورای نگهبان برود آنجا مطرح می شود و اگر رد شد اصلا در شورای نگهبان بررسی نمی‌شود. خب این یعنی چه؟ یعنی ما مجلس دوم داریم و مجمع تشخیص،مجلس دوم شده؟ یا حتی مصوبات شورای عالی امنیت ملی. مصوبات این شورا طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی لازم اجراست. بسیاری فکر می‌کنند که افزایش نرخ بنزین به خاطر مصوبه سران سه قوه بود، در حالیکه اصلا اینگونه نبود بلکه این طرح را در شورای عالی امنیت ملی تصویب کرده بودند. صبح که به مجلس آمدیم آقای شمخانی آمدند و مصوبه را خواندند در حالیکه ما دوفوریتی داشتیم، سه فوریتی داشتیم. ولی گفتند که این مصوبه بعد از تایید مقام معظم رهبری لازم الاجراست. خب شورای عالی امنیت ملی چه کار به بنزین دارد؟ سیاست‌های کلان امنیتی، نظامی و موضوعات مربوط به سیاست خارجی باید در این شورا مطرح شود نه موضوعی مانند بنزین. به همین دلیل است که تاکید می‌کنم بخشی از مشکلات مربوط به مسائل ساختاری هست که باید آن را حل کنیم.

    عملکرد خود مجلس و نمایندگان در تضعیف این نهاد تاثیر نداشته است؟

    قطعا بخشی هم به عملکرد خود این نهاد بر می‌گردد. متاسفانه از همان مجلس اول همواره این نهاد به جای اینکه روز به روز تقویت شود تضعیف شده است. از طرفی، می‌گویند حرمت امامزاده را متولی آن باید نگه دارد. متاسفانه خود مجلسی‌ها گاهی رفتارهایی می‌کنند که جایگاه مجلس را پایین می آورند.  مثلا برخی نمایندگان به جای آنکه به فکر نظارت دقیق بر دستگاه‌ها و قانون‌گذاری خوب و درست باشند فقط به فکر تغییر روسای ادارات در حوزه انتخابیه خود هستند که فلان رئیس اداره امروز باید عوض شود یا فردا. خب شما اصلا چه‌کار به دستگاه‌های اجرایی دارید؟ از سوی دیگر آن دستگاه اجرایی هم بدش نمی آید و در برخی مواقع با همین ابزار که شما اگر فلان خواسته را دارید پس باید فلان کار را انجام دهید یا فلان مصوبه را به نفع ما رای دهید، نمایندگان را دور می‌زنند. اما مجلس فعلی غیر از این دو بحث یک مشکل مضاعف هم دارد. در این مجلس برای نخستین بار در تاریخ یازده مجلس پایین‌ترین آرای مشارکت مردم را شاهد بودیم. این مجلس در واقع به نوعی دارای بحران مشروعیت سیاسی است. مثلا در مرحله دوم مجلس یازدهم شهر کرج یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر واجد شرایط رای دادن بودند، اما فردی با ۲۷ هزار رای به مجلس راه یافته است. یعنی کمتر از ۲درصد آرا. در کل کشور ۴۰درصد مردم در انتخابات مجلس شرکت کرده‌اند و این نمایندگان در بهترین حالت ۱۵ درصد مردم را نمایندگی می‌کنند. این اتفاق عجیبی است. اگر مجلس به همین روال پیش برود، قطعا در راس امور نخواهد بود. طبیعتا مجلسی با این درصد آرا که اقداماتی ضد خودش را هم انجام می‌دهد نمی تواند در راس امور باشد.

    راه اصلاح این امر چیست؟

    بنده معتقدم باید به سمتی برویم که تحزب در مجلس شکل بگیرد. در همان بحث بحث اصلاح قانون اساسی که مطرح کردم، باید قانون انتخابات هم اصلاح شود و قانون انتخابات حزبی برای مجلس جایگزین شود.

    خب چرا وقتی در مجلس بودید، اقدامی نکردید؟

    چرا، ما در مجلس دهم می‌خواستیم این کار را انجام دهیم حتی شورای نگهبان هم موافق بود اما آن زمان، بخش استانی شدن انتخابات که رد شد آقای لاریجانی اصلا اجازه نداد بقیه بخش‌های آن طرح مورد بحث قرار گیرد. هر چه گفتیم که بحث استانی شدن رد شده (البته ما همان را هم قبول نداشتیم چرا که انتخابات مجلس خبرگان استانی برگزار می شود و هیچ اتفاقی هم رخ نمی دهد. اما چرا مجلس نمی‌شود؟) خب آن بخش را کنار بگذاریم و بقیه طرح مطرح شود، اما اجازه ندادند. انتخابات مجلس مانند بسیاری از کشورها باید حزبی شود.

    ما عراق که رفته بودیم همزمان انتخابات پارلمانشان در حال برگزاری بود. آنجا کسی به فرد رای نمی‌داد بلکه نام احزاب را می‌نوشتند. در افغانستان هم به همین شکل است. مهم‌ترین مزیت انتخابات حزبی این است که بعدا حزب باید پاسخگوی عملکرد خود باشد و چون دوباره رای مردم را می‌خواهد قطعا سعی می‌کند که عملکردش به گونه‌ای باشد که بتواند رای بگیرد. اما وقتی سیستم بر مبنای افراد باشد اینگونه می‌شود که افراد زیادی در حوزه انتخابیه خود راهنمای چپ می‌زنند و به شدت از جناح چپ حمایت می‌کنند، اما وقتی به مجلس آمدند ۱۸۰درجه می‌چرخند و راست می‌شوند. برعکس این را هم دیده‌ایم. همانظور که قبلا هم گفته‌ام خیلی‌ها عکس سلفی خود را را با اصلاح‌طلبان گرفتند اما زنبیل خود را جای دیگری گذاشتند. این مشکل اساسی است که فقط با اصلاح قانون اساسی و قانون انتخابات رفع می شود.

    اینکه اجازه مطرح شدن طرح تغییر قانون انتخابات را ندادند، دلیل خاصی داشت؟ یعنی آنها که اجازه ندادند با حزبی شدن انتخابات مخالف بودند؟

    بله واقعا برخی همواره خود را فراحزب می‌بینند و نمی‌خواهند در قالب احزاب فعالیت کنند. چون در قالب احزاب فعالیت هایشان ملزوماتی دارد که نمی‌خواهد این لوازم را بپذیرند. واقعا نگذاشتند و مخالفت کردند. برخلاف آنچه که در ذهن برخی هست که مجلس دهم، مجلس اصلاح‌طلبان بود، خیر در واقع اینگونه نبود. ما نهایتا بین ۹۰ تا ۱۰۰ رای داشتیم. در حقیقت اگر جریان آقای لاریجانی که در وسط ماجرا بودند به سمت ما می آمدند ما می توانستیم برای مصوبات رای داشته باشیم، که متاسفانه معمولا هم به طرف مقابل غش می‌کردند. یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ نماینده همواره ما را تنها می گذاشتند. در واقع ما اصلاح‌طلبان در مجلس دهم بزرگترین اقلیت بودیم نه اکثریت تام. چوب این مشکل را هم خوردیم  و همه چیز به پای ما نوشته شد. به وقت خود بسیاری از مسائل این مجلس باید واکاوی شود. ما طرح های بسیار مهمی داشتیم ..

    خب چرا این مسائل همان موقع مطرح نمی شد که جریان وسط شما را همراهی نمی کنند؟ به این طرح های مهم هم اشاره کنید که کدام طرح ها بودند و چرا به سر انجام نرسید؟

    چرا مطرح می شد. مثلا در همان مجلس خود من سه بار طرح تحقیق و تفحص از شهرداری دوره آقای قالیباف را مطرح کردم و با کلی مشکلات در کمیسیون مطرح شد. چهار شهردار به کمیسیون آمدند و پاسخ دادند. هم آقای نجفی هم افشانی. آقای حناچی و حتی آقای قالیباف به کمیسیسون آمدند و صحبت کردند. اما طرح ما در صحن با سه، چهار رای اختلاف رد می شد.

    یعنی با لابی های پشت پرده و .. رای نمی آورد؟

    بله . قطعا. بعدا هم بارها این موضوع تکرار شد. یعنی می‌خواهم بگویم ما طرح های زیادی داشتیم که با رای اندکی نتوانستیم در صحن علنی ‌آنها را تصویب کنیم و با فاصله رای اندکی تا تصویب، رد می شد. دلیل رد شدن هم کارهایی بود که در پشت پرده انجام می شد.

     آنگونه که من متوجه شدم‏ شما می گویید اصولگراها مخالف تحزب هستند آیا به صورت سازمانی مخالف تحزب هستند یا کسانی هم دارند که موافق باشند؟

    من مدت کوتاهی رئیس خانه احزاب بودم و در خانه احزاب ما سیستم ۷‏- ۷- ۷ را داریم یعنی ۷ اصولگرا‏ ۷ اصلاح‌طلب و ۷ حزب هم مستقل و میانه‌رو هستند. ما احزاب اصولگرا را هم داریم از جمله حزب موتلفه یا جامعه اسلامی مهندسین. اینها واقعا به جدی گرفتن موضوع احزاب معتقدند، اما تفاوت دیدگاه این است که آنها معتقدند لازم نیست حتما ما بیاییم انتخابات را به احزاب گره بزنیم و احزاب در انتخابات حضور یابند بلکه معتقدند فعالیت کنیم و هر اندازه توانستیم رای بگیریم یا عضو بگیریم با همانها کار تشکیلاتی خود را پیش می‌بریم. یعنی به همین چیزی که الان هست راضی هستند. البته بین خودشان هم دیدگاه های متفاوتی دارند. مثلا بین خودشان بدبینی خاصی به اصلاح طلب‌ها دارند چناکه اخیرا هم آقای ترقی، عضو موتلفه گفته بودند که مذاکره بد نیست اما اصولگراها باید مذاکره کنند. یعنی اگر حزب هم خوب است حزب اصولگرایی خوب است. به احزاب معتقدند، اما نوع رویکردشان به گونه ایست که «کلٌ لنا و هیچُ لکم» (با خنده) و چنین دیدگاهی در مساله احزاب دارند خب این هم از اساس با حزب منافات دارد. چون اساس احزاب بر رقابت است و به وجود می‌آیند که رقابت‌ها را نمایندگی کنند و باید برای رقبا هم احترام و حق و حقوق قائل شویم نه اینکه بگوییم احزاب خوبند اما همه چیز مال ما باشد و هیچ برای شما!

    به نظر می‌آید که ما در میان مسئولان اجرایی و نیز مسئولان نهادهای مختلف ترس از پاسخگویی داریم و شاید همین ترس موجب شده که چندان موافق فعالیت احزاب و نظام حزبی نباشند.

    بله. اگر بحث تحزب باشد پاسخگویی هم هست. البته این پاسخگویی هم صرفا برای رضای خدا نخواهد بود بلکه چون دوباره رای می‌خواهند و نیاز به رای مردم دارند مجبورند پاسخگو باشند. ولی اگر حزب نباشد می‌گویند حالا که خر ما از پل گذشته، تا انتخابات بعد بینیم چه می‌شود. اما در کل کشور همین است متاسفانه نهادهای ما پاسخگو نیستند و ما باید آنها را در همه سطوح پاسخگو کنیم. برای مثال همین مصوبات شورای نگهبان، آیا هیچ جایی هست که شورای نگهبان به آنجا جواب دهد که چرا چنین مصوبه ای داشته؟ خیر. مجمع تشخیص هم همین طور است حتی دولت. دولت سخنگو دارد کنفرانس خبری دارد و … اما اینها برای پیشبرد سیاست‌های خودشان و بیان عملکرد است و آن‌گونه که باید پاسخگو نیستند. یا شورای امنیت‎؛ در هیچ جایی از قانون اساسی نیامده که به افکار عمومی و مردم پاسخ بدهند بله شاید به مقام معظم رهبری پاسخگو باشند، اما به مردم و افکار عمومی هیچ پاسخی نمی‌دهند و تا قانون اساسی بر مبنای پاسخگویی اصلاح نشود وضعیت همین گونه خواهد بود.

    شما در مورد قانون اساسی گفته اید که می‌توان قانون اساسی را به رفراندوم گذاشت و قانون اساسی را بازنگری و اصلاح کرد. اساسا چنین نگاهی در میان سیاست‌گذران کلان کشور پذیرفته هست یا خیر؟

    اصل ۱۷۷ قانون اساسی فعلی این اجازه را داده. البته باید رهبری فرمان بدهند و بعد یک مجموعه با عنوان شورای بازنگری شکل بگیرد و سپس مصوبات آن به رفراندوم گذاشته شود. یک بار هم در سال ۶۸ این اتفاق افتاده و رفراندوم قانون اساسی برگزار شد.

    «جمهوریت سوم» که ما می گوییم هم از همین رو است که از ۵۷ تا ۶۸ یک قانون اساسی داشتیم. سال ۶۸ رفراندوم برگزار شد و از آن زمان تا الان یعنی ۳۲ سال، یک قانون اساسی داریم. بر این اساس ما می‌گویم جمهوریت سوم یعنی که سال ۱۴۰۰ یک بازنگری در قانون اساسی شود و قانون اساسی سوم به رفراندوم گذاشته شود. می‌دانید که طبق قاعده رفراندوم باید بالای ۵۰ درصد مردم رای مثبت دهند تا تصویب شود. اکنون هم با توجه به فضای مجازی و سرعت اطلاع رسانی‌ها و… مردم به هر چیزی رای نمی‌دهند لذا باید تحول جدی شود تا مردم رای بدهند. ساز و کار آن هم در قانون اساسی مطرح شده. جالب است بگویم که آیین نامه اجرایی همین اصل ۱۸۷ را باید مجلس مشخص کند. در مجلس دهم به هر نماینده‌ای گفتیم که آیین نامه را آماده کنیم هیچکس حاضر نشد کمک کند. اصلا جو مجلس آمادگی نداشت. بر این اساس ما باید از رهبری درخواست کنیم و فرمان از سوی ایشان صادر شود.

    آقای کواکبیان! شما یکی از منتقدان آقای روحانی هستید. چند بار هم تلویحا از اینکه برای رای آوردن روحانی تلاش کرده‌اید ابراز پشیمانی کرده‌اید. این نقد شما به عنوان یک اصلاح‌طلب با این انتقادهایی که نمایندگان اصولگرای مجلس یازدهم به دولت و آقای روحانی دارند چه تفاوتی دارد؟

    ابتدا بگویم که هیچگاه نگفته ام که پشیمانم از اینکه به آقای روحانی رای داده‌ام چون آن زمان خود بنده به عنوان کاندیدای حزب مردمسالاری کاندیدا شدم اما احراز صلاحیت نشدم. بنابراین ایشان را خیرالموجودین دانستیم و حمایت کردیم. همیشه گفته‌ام که ما حامی منتقد این دولت هستیم. منتقد بودن از این جهت که واقعا کارهایی می‌شود کرد اما متاسفانه انجام نمی شود.

    مثلا چه کارهایی؟

    آقای روحانی برخی وعده‌ها را داد اما متاسفانه به هر دلیلی به آنها عمل نکرد و متاسفانه حداقل بعد از آن حاضر به پاسخگویی هم نشد که بگوید حالا که عمل نکرده دلیلش چه بوده است. در جلسه‌ای که اصلاح‌طلب‌های مجلس با آقای روحانی داشتیم از ایشان پرسیدم که شما وعده دادید حصر باید برداشته شود. ایشان گفتند آقای کواکبیان من گفتم با حصر مخالف هستم و هنوز هم مخالفم! آقا شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید که مصوبه حصر را هم همان شورا امضا کرده است. خب شما باید به عنوان رئیس جمهور و رئیس آن شورا بروید و اقدام کنید نه من!

    خیلی ناراحت کننده است که افرادی ۱۰ سال حصر باشند و اخیرا هم مبتلا به کرونا شده‌اند. متاسفانه برخی فکر می کنند همچنان همان دوران رقابت است. برای مثال این کار زشتی که چندی پیش روزنامه تهران تایمز انجام داد و نیمی از چهره میرحسین موسوی را کنار چهره ترامپ گذاشت … خب مردم که می‌دانند و می فهمند که این مقایسه زشت است. ترامپ پوپولیست است و در ایران برخی دوستان احمدی‌نژاد بسیار از او حمایت کردند؛ حال این چهره به احمدی نژاد بیشتر شباهت دارد یا به میر حسین موسوی که سالها اصلا در قدرت نبوده و بعد هم که در حصر است و…؟

    حرف من این است که آقای روحانی برخی وعده ها را می‌توانست انجام دهد یا حداقل اقداماتی انجام دهد، پیگیری کند و … من به عنوان یک حزب که نمی‌توانم دراین زمینه رایزنی کنم. البته در حد توان دو بار در تلویزیون و ۴ بار در مجلس‌های هشتم و دهم در این زمینه درخواست کردم. اما آقای روحانی می‌توانست بیشتر پیگیری کند. شاید هم پیگیری کرده‌اند یا دلایلی داشته باشند، اما نیامده اند که برای مردم توضیح بدهند. آقای روحانی حداقل به مردم بگویند برای وعده رفع حصر، چه کار کرده اند.

    ما این انتقادها را داریم اما اصولگرایان به صراحت می‌گویند این دولت باید نابود شود و آقای روحانی هم نه یک بار که هزار بار باید اعدام شود. آن زمان در مجلس دهم آقای ذوالنور نزد ما آمد که استیضاح آقای روحانی را امضا کنیم. من در تذکر گفتم که ما اصلاح‌طلب‌ها رشیدتر از آن هستیم که کار بیهوده و عبث بکنیم. ایشان بر آشفتند که یعنی ما رشید نیستم یا کار عبث می کنیم… چند روز بعد در جلسه‌ای که در بیت رهبری برگزار شد به آنها گفته شد که استیضاح را پیگیری نکنند. این که مجلس دهم بود و رهبری با استیضاح مخالف بودند. چه برسد به مجلس یازدهم که سال آخر دولت است و مقام معظم رهبری دو، سه بار تاکید کرده اند که این دولت باید تا آخر دوره‌اش بماند. یعنی با علم به اینکه مقام رهبری مخالف برکناری آقای روحانی است این کارها را می کنند. خیلی جالب است این رفتار. این یعنی ایستادن در مقابل رهبری دیگر. تعارف نداریم که!

    فرق ما با اصولگرایان اینجاست که آنها با اساس دولت روحانی مخالفند اما ما می خواهیم فقط انتقاداتمان را که واقعا به دولت وارد است مطرح کنیم. من ۴۳ شهر رفته ام و بارها هم گفته‌ام واقعا نمی‌دانستم که قرار است این گونه شود و الان خجالت می کشم که بگویم از این دولت حمایت کرده‌ام اما هرگز نگفته‌ام که از رای دادن به آقای روحانی پشیمانم. خروجی، کارنامه و عملکرد دولت باید به گونه‌ای باشد که من سرم را بالا بگیرم و بگویم من از این دولت حمایت کرده‌ام اما متاسفانه این گونه نیست. لذا ما حامیان منتقد با مخالفان دولت تفاوت مبنایی داریم.

    انتقادهای شما به دولت از کجا شروع شد؟

    قبل از حوادث دی ماه ۹۶ یعنی قبل از نخستین اعتراضات معیشتی مردم در مجلس خطاب دولت آقای روحانی گفتم که همشهری عزیزم بجنب! آن موقع وضع ارز و دلار و سکه و مسکن و خودرو اینگونه نبود و هنوز فشارهای معیشتی زیاد و غیرقابل تحمل نشده بود. متاسفانه آن زمان آن نشاط لازم را در دولت نمی دیدیم و آن فعالیتی که باید دیده نمی‌شد و لذا کم کم مشکلات معیشتی زیاد شد و سال ۹۷ هم که اوضاع بدتر شد.

    دولت در این زمان باقی مانده می تواند اقدام خاصی برای رفع مشکلات معیشتی انجام دهد؟

    من معتقدم دولت تا روز آخر می‌ماند و در ماه‌های باقیمانده نیز می‌تواند کارهای جدی بر زمین مانده و به نفع اکثریت را انجام دهد. البته من مخالف پرداخت یارانه های معیشتی به خاطر کرونا نیستم، اما معتقدم باید کارهای جدی‌تری انجام شود و البته نه فقط دولت بلکه با کمک مجلس می‌توان کارهای مهمی برای مردم انجام داد. البته یک نکته مهم در ماه‌های آخر دولت روحانی در حال مشاهده است که قبلا وجود نداشت. در دوره‌های قبل و در ماه‌های نزدیک به انتخابات، اصولگرایان مردم را تشویق به حضور در انتخابات می‌کردند و تاکید می‌کردند که تکلیف الهی است و وظیفه قرآنی است و… ولی الان هیچکس چیزی نمی گوید گویی زیر دهان‌شان مزه کرده که هرچه مردم کمتر شرکت کنند بهتر است و خودشان به قدرت می‌رسند. از طرفی هم می‌گویند اگر فقط ۴۰ – ۳۰ درصد مردم هم در انتخابات شرکت کنند اتفاق خاصی نمی‌افتد. خودمان هم به قدرت می رسیم.

    به نظر شما چرا نمایندگان مجلس یازدهم که این همه سنگ انقلابی بودن و ولایی بودن را به سینه می‌زنند به صراحت در مقابل هشدار رهبری ایستادند؟ چه دلیلی دارند که هشدارهای رهبری را به گونه دیگری تفسیر می‌کنند؟

    واقعیت این است که رئیس مجلس همچنان در مناظره‌های انتخاباتی به سر می‌برد. مثلا می‌گوید رهبری فرمودند ولی شما این حرفهایتان را در سینه هایتان نگه دارید و… خب این یعنی چی؟ جالب است برخی اصولگرایان سنتی با خود من تماس گرفتند و گفتند که به آقای قالیباف گفته‌ایم که آقا شما همین مجلس برایتان کافی است و… ولی جواب رد می‌دهد. کسی که اینگونه فکر می‌کند دیگر به فکر مجلس نیست.

    یعنی آقای قالیباف نمایندگان را هدایت می کند؟

    بله قطعا تاثیر دارد. رئیس مجلس و هیات رئیسه مجلس قطعا موثر هستند که سمت و سوی مجلس را به گونه‌ای پیش ببرند که جهت و سوی خاصی داشته باشد. مثلا وقتی نماینده‌ای می‌گوید در اعتراض به مشکلات بر زمین مانده مردم اعتصاب غذا می کنم … این چه معنی دارد؟ مگر در مقابل دولت ترامپ ایستاده است؟ یا حرف و حدیث های دیگر که دیده اید. متاسفانه اینها بیش از آنکه به فکر وظیفه ذاتی شان باشند به فکر آینده هستند که چگونه در قدرت بمانند. وقتی طرز فکر این باشد وضعیت هم همین گونه می شود و نمی‌توان انتظار تحول خاصی را داشت. چون می‌خواهند کینه توزانه برخورد کنند.

    سران قوا زمانی سه رقیب بودند. در حال حاضر بر اساس برخی اظهارنظرها آقای رئیسی تمایل چندانی به حضور در انتخابات ریاست جمهوری ندارد اما درباره آقای قالیباف اظهارنظرهای متفاوتی مطرح می‌شود. شما به اختلاف میان سران قوا معتقد هستید؟ اگر پاسخ مثبت است فکر می‌کنید این اختلاف چقدر در نا امیدی شکل گرفته در میان مردم موثر است؟ 

    من معتقدم که آقای رئیسی کار را در قوه قضائیه جدی گرفته است ولی خب انتقاداتی هم بر ایشان وارد است. مثلا در مورد همین کار روزنامه که تصویر میرحسین موسوی را با تصویر ترامپ تلفیق کرد؛ اگر همین کار را یک روزنامه اصلاح‌طلب درمورد یکی از چهره‌های برجسته اصولگرا انجام می‌داد آیا رفتار قوه قضائیه همین بود؟ خب اینها جای بحث دارد.  یا مثلا همین پرونده عیسی شریفی خب چه شد؟ بالاخره شریفی به عنوان قائم مقام آقای قالیباف  فعالیت می‌کرده اما گفتند چون پای برخی از نظامیان در کار هست در دادگاه نظامی محاکمه می‌شوند. خب حداقل یک گزارش به مردم بدهند. یا در مورد املاک نجومی شاید اصلا تبرئه شوند و واقعا تخلفی انجام نداده باشند، اما خب به مردم اعلام کنند که چه شد.

    واقعیت این است که یک ملک از موارد املاک نجومی برابر است با همه آنچه به عنوان حقوق نجومی مدعی بودند که پرداخت شده است. آن همه هم سرو صدا کردند حتی آن زمان آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس گفتند که شما شیوه ماست‌مالیزاسیون را پیشه کرده‌اید و چرا می‌خواهید اینها را توجیه کنید. خلاصه آنکه ما در مورد املاک نجومی یا تخلفات صورت گرفته در شهرداری آقای قالیباف ندیدیم که اقدامی انجام شود. حتی ندیدیم که آقای قالیباف حداقل یک بار به دادگاه بروند. خب دلیلش این است که از ایشان نخواسته اند که بروند. چه بسا اصلا پرونده‌ای شکل نگرفته باشد.

    بنده به عنوان یک روزنامه نگار ۲۷ دادگاه تا کنون داشته ام (همه را هم به لطف الهی تبرئه شده‌ام) در روزهای اخیر شنیدیم که آقای آشنا را هم احضار کرده اند و بسیاری افراد دیگر اما یک بار نشنیدیم که آقای قالیباف را احضار کنند. نمی‌خواهم بگویم آقای رئیسی برخوردهای دوگانه دارند اما موارد نشان می‌دهد که دستگاه قضایی بهتر می‌تواند بر مبنای عدالت رفتار کند و همه جریاناتی را که به هر دلیل مشکل دارند رسیدگی کنند.

    در مورد اختلاف سران سه قوه من معتقدم که مجلسی‌ها همچنان نگاه انتخاباتی دارند و لذا این دولت را خیلی به حساب نمی‌آورند. متقابلا این نگاه در دولت هم هست و می گویند که این نمایندگان خیلی رای مردم را به دنبال خود ندازند و آنها را جدی نمی گیرند در این میان فقط مردم ضرر می کنند. بارها گفته ام ۶۰ درصد کارها به کارآمدی نظام بر می‌گردد و ۴۰ درصد ناشی از تحریم‌ها است. برخی نمایندگان می‌گویند تحریم‌ها برداشته شود به نفع اصلاح‌طلب‌ها تمام می‌شود. آخر این چه دیدگاهی است؛ به جای این که بگویید تحریم‌ها برداشته شود تا گشایش اقتصادی به سود مردم صورت بگیرد و بخشی از مشکلات مردم حل شود به فکر رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی هستند.

    درباره آمریکا هم این نکته را بگویم که من معتقدم در درازمدت برای ما فرقی نمی کند که حزب دموکرات سر کار بیایند یا جمهوری خواه اما در کوتاه‌مدت فرق می کند و قطعا اینکه بایدن می‌گوید می خواهم به برجام برگردم و تحریم‌ها را بردارم و دوباره در قالب برجام مذاکره کنم و … در کوتاه مدت به سود مردم است و  کدام عقل سلیمی می‌گوید من اینها را نمی‌خواهم؟

     متاسفانه حس بدبینی بین دو قوه مجریه و مقننه وجود دارد. قوه قضائیه با قوه‌مقننه همسوتر است و با قوه مجریه هم در حد همان روابط قانونی رفتار می‌کند.

    ابنکه چرا این سه قوه چندان رابطه خوبی ندارند نتیجه همان بدبینی هاست. وگرنه اگر معیار منافع ملی بود یا نگاه حزبی حاکم بود مشکل حل می‌شد اما خب همه دنبال به قدرت رسیدن باند خودشان هستند و دوستان از الان می‌گویند چون برداشته شدن تحریم‌ها موجب گشایش اقتصادی می‌شود و برای انتخابات به سود اصلاح‌طلب‌ها خواهد شد پس مخالفیم.

    این اختلافات به برخی مصوبات مجلس هم کشیده است. رئیس جمهور چند روز پیش با کنایه به مجلس تصریح کرد که با سونامی طرح‌های مجلس روبرو هستیم در حالی که لوایح دولت بایگانی می‌شود. این اختلافات را در مصوبه یارانه معیشتی و همچنین مصوبه جنجالی برجامی مجلس دیدیم. 

    من معتقدم مجلس بهتر بود از ابتدا نظر دولت را می‌گرفت و هماهنگ با دولت طرح را مطرح می‌کرد و با همکاری دولت پیش می برد. ما خودمان که مجلس بودیم ابتدا با آقای نوبخت صحبت می‌کردیم و نظر ایشان را جویا می‌شدیم بعد طرح را مطرح می‌کردیم.

    درباره مصوبه یارانه معیشتی به نظر می‌رسد مجلس منابعی که برای این مصوبه درنظر گرفته بود قبلا توسط دولت در جای دیگری استفاده شده بود و به همین دلیل مخالفت می‌کرد اما در مورد مصوبه برجامی دو دیدگاه خوش بینانه و بدبینانه می‌توان داشت. نگاه بدبینانه به این مصوبه این است که مجلس درپی پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ است و به هر شکل می‌خواهد دولت را زمین بزند، بنابراین با عجله و شتابزدگی سریع، در پی تصویب این طرح بوده به طوری که در مدت سه روز با تصویب کلیات و بررسی جزییات و رفع ایرادات شورای نگهبان، آن را به دولت ابلاغ می‌کند. در نگاه بدبینانه به این مصوبه با توجه به شواهد و قرائن به نظر می‌رسد که منتقدان به دنبال ناکارآمد جلوه دادن دولت هستند.

    بر اساس نگاه خوش بینانه نیز نمایندگان دغدغه حل مشکلات معیشتی مردم، منافع ملی و حل مشکلات کشور را دارند و از سر دلسوزی این طرح‌ها را ارائه می‌دهند. معتقدم سه اشکال عمده در نگاه خوش‌بینانه به این مصوبه مجلس وجود دارد؛ نخست اینکه هرگونه خروج از پروتکل الحاقی در عمل به تشدید تحریم منجر می‌شود نه لغو آن و دیگر اینکه به‌رغم اعلام دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، مشورتی با وزارت امور خارجه نشده است.

    مصوبه مجلس نباید بحثی در مورد پروتکل الحاقی و همکاری با آژانس داشته باشد. درگیر شدن با آژانس اشتباه است و نتیجه آن رویگردانی از ما و اعمال قطعنامه جدید و بردن پرونده ایران به سمت شورای امنیت خواهد بود.

    در واقع در نگاه خوش بینانه هم این مصوبه در بخش پروتکل الحاقی هیچ سودی برای منافع ملی کشور ندارد.

    برویم سراغ سیاست خارجی و پیروزی بایدن. به نظر شما تغییری در روابط دو کشور صورت می‌گیرد و اصلا امکان مذاکره وجود دارد؟ در صورت بازگشت بایدن به برجام شاهد گشایش در بازار خواهیم بود؟

    در این باره سه موضوع را کاملا باید از هم تفکیک کرد. یکی رفع تحریم‌ها. این بحث اصلا نه ربطی به برجام دارد و نه ربطی به مذاکره بعدی که ما احیانا بخواهیم انجام دهیم. بالاخره بایدن آمده و کاری که ترامپ کرده و آن فشارهای حداکثری و تحریم‌هایی که بر مردم ما وارد کرده است را باید بدون هر گونه مذاکره‌ای بردارد تا ما تازه بگوییم آقای بایدن حالتان چطور است! یعنی نخستین شرط یا اقدامی که آقای بایدن باید انجام دهد تا ما پاسخ سلام و احوالپرسی او را بدهیم برداشتن این تحریم‌های ظالمانه، یک جانبه و خارج از قواعد بین المللی ترامپ است.

    موضوع بعدی برجام است. ما برخی تعهدات برجامی خود را کاهش دادیم و رسما هم اعلام کردیم که پنج گام را برداشته ایم و اگر قرار باشد که آقای بایدن به برجام برگردد حتما باید ما هم برگردیم به جای قبلی و آن پنج گام را برگردانیم. در این شکی نیست.

    اما آقای بایدن نمی‌تواند در رابطه موضوع برجام بگوید ما برجام شماره ۲ را می‌خواهیم . برجام یک معاهده بین‌المللی است که با خطای آقای ترامپ و خروج آمریکا از این معاهده، فشار و خسارات بسیاری به مردم ما وارد شد.

     آنها در صورت بازگشتشان به برجام احتمالا بازگشت ما از آن ۵ گام را می‌خواهند. ما هم باید در مقابل خساراتی که به خاطر خروج یکجانبه ترامپ از برجام به ما وارد شد را بخواهیم. اینکه رقم آن چه قدر می شود را نمی‌دانم اما خسارت های زیادی به ما وارد شد. فقط برای نمونه می‌گویم بعد از برجام شرکت‌های مختلف دنیا صف کشیده بودند که با ما قرارداد ببندند و ما حتی در مجلس در مورد قرارداد شرکت توتال در عسلویه که ۵ میلیارد دلار بود در حال بحث بودیم که بعد از خروج ترامپ از برجام این شرکت هم از ایران رفت. مثل این مورد ما دهها نمونه دیگر هم داشتیم که باید خسارات آنها پرداخت شود.

    موضوع سوم بحث مذاکره با آمریکا است. حال ممکن است آمریکا بگوید اگر من بخواهم روابطم را با شما عادی بکنم درخواست‌هایی دارم ما هم متقابلا درخواست‌هایی داریم. آنجا می نشینیم مذاکره می کنیم. ولی من واقعا معتقد هستم که اگر ما بتوانیم به بایدن بگوییم که به خیر تو امیدی نداریم شر هم نرسان لااقل ۷، ۸ مورد مشکل و اولویت مهم دارید از کرونا گرفته تا رقابت امنیتی با روسیه و رقابت اقتصادی با چین و مشکلاتی که ترامپ ایجاد کرده  … خلاصه به این‌ها رسیدگی کنید و کاری به ما نداشته باشید.

    برخی اما گویی درگیری را دوست دارند و انگار اصلا درگیری نباشد روزگارشان نمی گذرد و این مشکل داخلی ما است آقا اجازه بدهید بایدن به برجام برگردد و دیگر کاری به ما نداشته باشد.

    آقای کواکبیان به حضور مردم در انتخابات ۱۴۰۰ امیدوارید؟

    اصلی ترین موضوع این است که مشوق‌هایی برای مردم داشته باشیم تا اندکی امیدوار شوند تا در انتخابات شرکت کنند. مثل همان رفراندم و بازنگری قانون اساسی که می‌تواند محرک مردم برای شرکت شود یا مشکلات معیشتی آنها کمتر شود و … تا مردم انگیزه پیدا کنند و شرکت کنند. این یک طرف ماجرا است و یک طرف هم برخورد شورای نگهبان است که ببینیم انبساطی‌تر برخورد کند یا نه! این طرح که در مجلس مطرح شده و واقعا سخیف است با محتوایی عجیب و غریب که پنج مشاور به شورای نگهبان بروند و مصاحبه بکنند. روحیه جهادی و قانوگرایی داشته باشند و ..  بیاید و برنامه ها اعلام شود که اینها نه تنها گره مشارکت مردم را حل نمی کند بلکه گره ای بر گره های دیگر می افزاید.

    برنامه اصلاح‌طلب ها برای انتخابات ریاست جمهوری چیست؟

    جریانی در میان اصلاح‌طلب‌ها هست که می گوند به هر قیمتی باید شرکت کنیم اما ما در حزب مردمسالاری می گوییم ما کاندیدای قرضی، اجاره ای و نبابتی نمی خواهیم.

     یعنی ممکن است حزب مردم سالاری در انتخابات شرکت نکند؟

     نه منطورم تحریم نیست بلکه از کاندیدای خاصی حمایت نمی کنیم. به اندازه کافی برای دیگران نردبان شده‌ایم و بعدا دیگر تلفن ما را هم جواب نداده اند. تاکید ما این است که کاندیدا حتما اصلاح طلب باشد. خط قرمز حزب مردمسالاری کاندیدایی از درون جریان اصلاحات است. حال دیگران می خواهند از هر کسی حمایت کنند، بکنند.

    آیا احزاب اصلاح طلب جلساتی دارند که برای انتخابات برنامه‌ریزی کنند؟

    بله ما جلساتی البته به صورت مجازی داریم و تصور می کنم که در آذر ماه از میان این سه سناریو  یعنی عدم مشارکت به صورت مطلق، مشارکت تحت هر شرایطی و مشارکت مشروط به یکی برسیم که احتمالا در مورد سوم به اجماع برسیم و نظر حزب مردمسالاری هم سناریوی سوم است که بیشترین طرفدار را هم همین راهبرد دارد.

    پس فعلا در مورد مصداق‌ها و کاندیداها بحثی انجام نشده است؟

     خیر فعلا در مرحله مشخص کردن راهبرد هستیم و به تعیین مصداق و انتخاب نامزدها نرسیده ایم. برای مشخص کردن نامزدها هم باید سازوکاری تعریف شود تا به اجماع برسیم. البته ما طرحمان را داده ایم که پارلمان اصلاحات راه اندازی شود که متاسفانه اجازه ندادند اجرا شود. اما فعلا در مرحله تعیین راهبرد هستیم. اگر تصمیم به مشارکت یا مشارکت مشروط شد باید ساز و کار دستیابی به اجماع مشخص شود و در مرحله سوم اسامی نامزدها معلوم شود.

    خود شما کاندیدا می شوید؟

    بسیاری از من می‌پرسند که شما کاندیدا می شوید آقا اصلا چه اهمیت دارد من کاندیدا بشوم یا نه وقتی مردم نمی‌خواهند پای صندوق رای بیایند… آقا شما اول مردم را پای صندوق بیاورید و آنجا را درست کنید. اما در مجموع، همانطور که گفتم اگر ساز وکاری مشخص شود و معیار دموکراتیک باشد که عقل جمعی به آن برسد من هم خودم را در آن سازوکار عرضه می‌کنم اگر آن سازو کار پذیرفت کاندیدا می‌شوم اگر خیر که عقل جمعی را می‌پذیرم.

    به عنوان آخرین سوال به نظر شما آقای احمدی‌نژاد کاندیدا می شود؟

     احمدی‌نژاد فقط می‌خواهد دیده شود. برایش مهم نیست که رد شود. اگر کاندیدا شدن به دیده شدنش کمک کند، بله حتما تا وزارت کشور می‌رود که نام نویسی کند.

  •  رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: برخی از اقدامات جفا در حق مردم است، دوستان سنگ اندازی می‌کند و قوانینی را به تصویب می‌رسانند تا دولت نتواند تحریم‌ها را بردارد.

     رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: برخی از اقدامات جفا در حق مردم است، دوستان سنگ اندازی می‌کند و قوانینی را به تصویب می‌رسانند تا دولت نتواند تحریم‌ها را بردارد.

     رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: برخی از اقدامات جفا در حق مردم است، دوستان سنگ اندازی می‌کند و قوانینی را به تصویب می‌رسانند تا دولت نتواند تحریم‌ها را بردارد.

     

    به گزارش همشهری ‌آنلاین به نقل از ایلنا، محمود واعظی درباره این که در صحن مجلس شورای اسلامی نمایندگانی مطرح کرده‌اند که پس از پایان ریاست جمهوری روحانی و دولت مردانش را به زندان می‌اندازند و محاکمه می‌کنند، مطرح کردن این مسائل آن هم از پشت تریبون مجلس در شرایطی فعلی کشور چه بازتابی در جامعه خواهد داشت، گفت: بسیار متاسفم که بی اخلاقی به برخی از نمایندگان مجلس هم سرایت کرده است و اینگونه رفتارها در جامعه اثرات منفی اجتماعی و امنیتی خواهد داشت.

    رئیس دفتر رئیس جمهور یادآور شد: انقلاب اسلامی ایران برای حاکم شدن اخلاق در جامعه آمد؛ اما در حال حاضر پس از گذشت ۴۰ سال در جایی ایستاده‌ایم که این اتفاقات رخ می‌دهد.

    وی تاکید کرد: البته نباید این دیدگاه را به کلیت مجلس نسبت داد بلکه باید محدود به همان تعداد یا چند نفری دانست که توییت می‌کنند و رفتارهای غیراخلاقی انجام می دهند. این افراد شأن‌شان انجام دادن چنین رفتارهایی نیست و نباید وارد چنین مسائلی شوند بلکه باید کار خودشان را انجام دهند.

    واعظی با تاکید بر اینکه کار مجلس کار قانون‌گذاری است، اظهار کرد: قانون‌گذار باید یک هماهنگی با دستگاه‌های مجریه داشته باشد. آن چیزی که امروز اتفاق می‌افتد ما در گذشته سابقه‌اش را هم نداشته‌ایم. امیدوارم مجلس محترم به ویژه آن افرادی که این رویه ناپسند را انتخاب کرده اند به تذکرات مقام معظم رهبری که هم در جلسه ویدئو کنفراسی بیان کردند و هم در مواردی دیگر گوشزد کردند بیشتر توجه کنند.

    وی درباره این‌که فضای بین المللی به سمت احیای برجام در حال پیش روی بود اما شاید با مصوبه اخیر مجلس پرونده هسته ای ایران دوباره به شورای امنیت و فصل هفتم بازگردد، تاثیر این تصمیم بر سیاست خارجی و بازار داخلی چیست، بیان کرد: در فضای مجازی بیان می‌شود که این مجلس از ابتدا آمده تا با دولت مخالفت کند. ما فکر می‌کردیم که همان مخالفت با دولت کافی است و دیگر کاری با اقداماتی که مربوط به گشایش برای ملت می‌شود و می‌تواند یک مقداری فشارها را بردارد نداشته باشند.

    رئیس دفتر رئیس جمهور ادامه داد: همین تفکری که اکثریت را در مجلس دارند هشت سال خودشان سرکار بودند نه تنها نتوانستند مشکل هسته‌ای را حل کنند، بلکه قطعنامه‌هایی را چه در شورای امنیت سازمان ملل و چه در شورای حکام علیه کشور گرفتند. آنها می‌خواهند که این دولت نتواند برای مردم گشایشی به وجود بیاورد برای همین به طور دائم حمله می‌کنند تا در انتخابات ۱۴۰۰ خودشان پیروز شوند.

    وی ادامه داد: به نظر من این اقدامات جفا به حق مردم است، دوستان سنگ اندازی می‌کند و قوانینی را به تصویب می‌رسانند تا دولت نتواند تحریم‌ها را بردارد. عجیب این است که در مصوبه اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها بندهایی گذاشته‌اند که معلوم است مانع رفع تحریم می‌شود اما اسمش را رفع تحریم‌ها گذاشته‌اند.

    واعظی در پایان گفت: تذکرات و عکس‌العمل‌ها نسبت به این مساله به گونه‌ای است که بیشتر باعث فشار بر مردم می‌شود.

    محمود واعظی در پاسخ به این سوال که برخی در ماجرای ترور شهید فخری زاده دست به تخریب دولت می زنند و دولت را مقصر و ترور را به موضوع برجام گره می زنند به برنا گفت: همواره در این هفت و هشت سال گذشته  گروه هایی وجود داشته اند که اصلا برایشان مهم نیست موضوع بحث چه باشد، هر مطلبی که در کشور اتفاق بیافتد، اعم از مطلب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اینها به دولت حمله می کنند و این موضوع، برای دولت روشن است.

    وی ادامه داد: شهید فخری زاده عضو دولت و وزارت دفاع بود و از همکاران دولت به شمار می رفت، زیر مجموعه دولت فقط وزرا نیستند بلکه شامل یک مجموعه عظیمی از مدیران در سراسر کشور هستند که مورد حمایت قرار می گیرند و رابطه نزدیک با دولت دارند. شهید فخری زاده حسابش با دیگران فرق می‌کرد همکاری های مختلفی با دولت داشت از جمله اینکه ایشان، نشان خدمت را از رییس جمهور دریافت کرد، البته در آن زمان به دلیل مسایل امنیتی، اسم ایشان را اعلام نکردیم و عکسی هم منتشر نشد اما اکنون که شهید شدند باید مردم بدانند که ایشان، همواره مورد توجه دولت و شخص رییس جمهور بوده است.

    واعظی با اشاره به تندروی ها در ماجرای ترور شهید فخری زاده گفت: یک عده ای اصلا ممکن است شهید فخری زاده را در عمرشان یک بار هم ندیده باشند و ندانند که ایشان چه کار کرده است اما اکنون به توییت زدن و حمله کردن به دولت و برجام روی آورده اند. به نظر من این افراد باعث دو دستگی و قطب بندی در کشور می شوند، این گونه رفتارها به مصلحت نیست. خون شهید فخری زاده باید عامل انسجام و وحدت شود، عده ای موضوع شهید فخری زاده را جناحی و سیاسی می کنند که این هم به ضرر کشور است. در حقیقت کسانی که مرتب تحت هر فرصتی بر طبل اختلاف می کوبند و سعی می کنند که شکاف در کشور به وجود بیاورند، خواست آمریکا و خواست دشمنان را اجرا می کنند.

    او در رابطه با اظهارنظر سخنگوی هیات رییسه مبنی بر اینکه نظر دولت مهم نیست با دییرخانه شورای عالی امنیت ملی مشورت کردیم، گفت: رییس شورای عالی امنیت ملی آقای رییس جمهور است، مجلس هیچ هماهنگی با شورای عالی امنیت ملی نکرده است. می گویند که با دبیرخانه هماهنگی کرده اند، دبیرخانه که به تنهایی جایگاهی ندارد، دبیرخانه باید مقدمات کار را آماده کند برای اینکه طرح در جلسه شورای عالی، مطرح شود.

    رییس دفتر رییس جمهور افزود: اعتبار دبیرخانه به این است که مطالبش در شورای عالی مطرح شود وگرنه دبیرخانه چند کارمند هستند و هیچ شأنی ندارند، ضمن اینکه دبیرخانه ممکن است هماهنگی هایی را به صورت یواشکی انجام داده باشد ولی اجازه از رییس جمهور نگرفتند و از خود شورا هم، اجازه نگرفته اند. در هر صورت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این را باید اعلام کند.

  • محمد غرضی گفت: وقتی شهری که ۱۰۰ هزار نفر رای دارد و نماینده آن شهر فقط با ۶ هزار رای وارد مجلس شده است یعنی مردم رضایت ندارند.

    محمد غرضی گفت: وقتی شهری که ۱۰۰ هزار نفر رای دارد و نماینده آن شهر فقط با ۶ هزار رای وارد مجلس شده است یعنی مردم رضایت ندارند.

    محمد غرضی گفت: وقتی شهری که ۱۰۰ هزار نفر رای دارد و نماینده آن شهر فقط با ۶ هزار رای وارد مجلس شده است یعنی مردم رضایت ندارند.

     

    همشهری‌آنلاین – محمد بیاتی: سید محمد غرضی از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ استاندار خوزستان بود و از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ وزیر نفت و از ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۶ به‌عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن فعالیت ‌کرده است. او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ به عنوان کاندیدا شرکت کرد اما رای بسیار پایینی نصیبش شد. در انتخابات ۹۶ هم ثبت نام کرد اما نتوانست از سد شورای نگهبان عبور کند.

    غرضی خود را نه اصلاح طلب می‌داند و نه اصولگرا. او معتقد است حزب‌ها و دسته ‌های سیاسی همه در مقابل انقلاب هستند. محمد غرضی اعلام کرده که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نیز ثبت نام می‌کند و نامزد می‌شود. مشروح گفت و گوی همشهری‌آنلاین با سید محمد غرضی را در ادامه بخوانید:

    باز هم می‌خواهید کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوید. یک بار شکست خورده‌ای با آرایی بسیار پایین و یک بار هم رد صلاحیت شده‌اید. آیا رویکرد شما برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری تغییری کرده است یا با همان رویکرد گذشته‌تان در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدا می‌شوید؟

    مصادیقش تفاوت کرده اما اصولش همان اصول انقلاب است. اصل اول این است که در مدیریت کشور حقوق عامه بر حقوق خاصه ترجیح دارد. مثلا اگر دولت اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند حقوق عامه مردم را رعایت نکرده است. اصل دوم این است که به جای اینکه دموکراسی را منعکس کنیم جمهوریت (اجماع) را منعکس می‌کنیم.

    یعنی ما معتقدیم انقلاب با اجماع انجام شد نه با اصول دموکراسی. در واقع حرف مونتسکیو درباره دموکراسی اینجا کارآمدی ندارد. بله مصادیق تفاوت کرده اما اصول همان اصول انقلاب است.

    جدیدترین خبرها و رویدادها را در اینستاگرام همشهری آنلاین بخوانید

    آیا دولت‌های بعد از انقلاب این اصول مد نظر شما را رعایت کرده‌اند؟

    نه تنها رعایت نکرده اند بلکه کاملا ضد آن عمل کرده اند. ببینید،‌ انقلاب که پیروز شد یک دلار ۷۰ ریال بود. در زمان بنی صدر شد ۳۰۰ ریال، دولت در دهه شصت با ۳۰۰ یا ۴۰۰ ریال تحویل گرفت با ۱۴۰۰ ریال تحویل داد. دولت بعد در دهه هفتاد با ۱۴۰۰ ریال تحویل گرفت با ۴۵۰۰ ریال تحویل داد. دولت دهه هشتاد دلار را با ۴۵۰۰ ریال تحویل گرفت و با ۱۰۰۰۰ هزار ریال تحویل داد و حقوق عامه را ضایع کرد. دولت احمدی نژاد با ۱۰ هزار ریال تحویل گرفت با ۳۰ هزار ریال تحویل داد و دولت فعلی با که با ۳۰ هزار ریال تحویل گرفته الان نرخ دلار بین ۲۵۰ تا  ۳۰۰ هزار ریال شده است.

    شما به عنوان نسل جوان بدانید که این دولت ها به جای خدمت به انقلاب و کمک به عامه مردم تبدیل شده‌اند به احزاب و گروه‌ها و خویش و قوم بازی. به عنوان مثال ۵ هزار نفر از فرزندان مدیران این ۴۰ سال در آمریکا زندگی می‌کنند و ارز زیادی از کشور خارج کرده اند و به جای اینکه به کشور خدمت کنند به امریکا خدمت کرده اند. انقلاب سر جای خودش است اما مدیریت‌ها اصلا قابل دفاع نیست. ۵ هزار فرزند مسئولان اصلاح طلب و اصولگرا در آمریکا زندگی ‌می‌کنند. ببینید چگونه امتیازات را بین خودشان تقسیم کرده‌اند. حساب کنید این تعداد، چقدر ارز از کشور خارج کرده‌اند و چقدر به منافع ملی ضربه زده اند. آنها در بالا دعوای زرگری راه می‌اندازند و در پایین رانت‌ها را بین خودشان تقسیم می‌کنند.

    اگر شما دولت را تحویل بگیرید و فرض کنید ارزش دلار در شرایط فعلی یعنی تقریبا ۲۵ هزار تومان بماند آیا جلوی رشد بیشتر آن را می‌گیرید؟

    قطعا این رشد متوقف خواهد شد و حقوق عامه پرداخت می شود. من اگر رئیس جمهور شوم دلار قطعا گرانتر از این نمی‌شود و به جای اینکه رانت خواری اصل شود ضد رانت خواری اصل می‌شود. همین دولت اعلام کرد که ۵ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشتیم. آن وقت این ارزها را به قیمت های پایینی مثل ۴۲۰۰ تومان و ۸ هزار تومان به مدیران و اطرافیان خودشان می‌دهند. دولت یازدهم و دوازدهم  هر کدام ۶۰۰ میلیارد دلار درآمد داشتند. این پول‌ها الان کجاست؟ بنده ۲۰ سال در دولت بودم و ۲۰ سال قبل از انقلاب راجع به اقتصاد کار کردم و کشور را به لحاظ اقتصادی می شناسم و می‌دانم که مشکلات اقتصادی کجاست. دهه شصت جمعیت کشور ۴۰ میلیون نفر بود و با ۲۰ میلیارد دلار خیلی خوب اداره می شد. الان جمیت کشور ۸۰ میلیون نفر است و البته تولیدات داخلی هم خیلی رشد کرده و حجم صادرات زیاد است. الان هزینه کشور ۴۰ میلیارد دلار بیشتر نیست و بقیه پول‌ها هدر می رود.

    با این تفاسیر که می‌فرمایید تحریم‌ها و مشکلاتی که در رابطه با تحریم‌ها برای کشور ایجاد شده است، عملا نباید تاثیر زیادی بر اقتصاد کشور داشته باشند …

     تحریم داخلی از تحریم خارجی زیان بیشتری دارد. تحریم خارجی همیشه بوده است. اما تحریم داخلی که در گرانی و انحصاری بودن امتیازها و رانت خواری جلوه می‌کند به مراتب ضرر بیشتری به کشور زده است. من تاریخ ایران را خیلی خوب می شناسم. زمان هایی که تحریم خارجی وجود نداشت وضع کشور بدتر از الان بود چون نرم افزار خارجی به مدیریت داخلی حکومت می کرد. من بسیار خوب دهه ۲۰ و ۳۰ را می‌شناسم، مثلا دولت هویدا و امینی و  اقبال را خوب می‌شناسم. این‌ها اسیر نرم افزار خارجی بودند. به طور مثال از وقتی که گندم خارجی وارد شد تا الان که هنوز گندم را وارد می‌کنیم. ما استقلال سیاسی را در انقلاب اسلامی به دست آوردیم اما استقلال نرم افزاری را هنوز نتوانستیم به دست بیاوریم. بانک‌ها که حاکم بر امور مردم شده‌اند تمام تولید را از بین برده اند.

     بانک ها به مدیریت تولیدی وام می دهند با کارمزد ۲۰ درصد، کشور ترکیه همین وام را با کارمزد ۳ تا ۴ درصد به تولید کننده می دهد. چینی ها که اصلا به تولید یارانه می‌دهند. آن وقت در این شرایط آیا تولید ایران می تواند با ۲۰ درصد کارمزد بانک‌ها شکل بگیرد؟ قطعا نه.

    مدیریت‌های نرم افزاری خارجی با همدستی مدیران ضعیف داخلی، تولید این کشور را نابود کرده‌اند. بنده  فارغ التحصیل رشته برق در سال ۱۳۴۴ هستم. وقتی وزیر نفت شدم پتروشمیی را توسعه دادم و بعد وزیر پست و تلگراف شدم و مخابرات توسعه یافت. در همه این وزارتخانه‌ها از سرمایه گذاری و مدیریت و تکنولوژی خارجی استفاده نکردم. وقتی به  وزارت پست و تلگراف رفتم ۷۰۰ هزار فیش از سال ۴۰ تا ۶۴ روی دست مردم بود. قیمت یک خط تلفن ۲۰ برابر قیمت پیکان بود. در آنجا بدون نیاز به مدیریت خارجی همه نیازها را در داخل تامین کردم و مشکلات برطرف شد. در دهه ۶۰ به من گزارش دادند  که ۲۰۰ هزار ایرانی تخصص مخابرات دارند. همه این ها را جمع کردم و به کار گرفتم. نتیجه همان استفاده از تخصص داخلی است که علوم مخابرات در ایران خیلی پیشرفت کرده و الان ۱۸۰ میلیون سیمکارت دست مردم هست و اتفاقا قیمت سیمکارت هم بسیار ارزان است.

    مدیریت در این کشور خیلی ساده است. چون ایران ظرفیت های زیادی دارد. این کشور ۳ تا مشخصه خوب دارد. یکی سرزمین پربها؛ دوم جمعیت پر بها و سوم مردمان زحمت کش. این ویژگی‌ها باعث می‌شود مدیریت خیلی ساده شود و چالش های زیادی نداشته باشد.

    طلب‌های ایران از برخی کشورهای خارجی به خاطر فشار آمریکا پرداخت نمی‌شوند؛ نمونه‌اش ماجرای کره جنوبی. اگر مدیریت کشور را هم به فرموده شما آسان فرض کنیم و تاثیر تحریم‌های آمریکا را کمتر از تحریم‌های داخلی؛ اما وقتی این سرمایه‌ها وارد کشور نمی‌شوند دست دولت‌ها هم بسته می‌ماند …

    این طلب‌ها که عددی نیست. فوقش ۱۰۰ میلیارد دلار. ما نباید وابسته به این عددها باشیم. همین الان درآمد دولت دو سه برابر هزینه کشور است. بنابراین این‌ها نباید مشکلی ایجاد کند. چند وقت پیش شنیدم که از یک مسئول پرسیدند چرا گرانی زیاد شده؟ او در جواب گفت بروید از ترامپ بپرسید. این چه جوابی است؟ ما آمریکا را بیرون کرده ایم و سال‌هاست که دیگر نمی تواند برگردد آن وقت الان برویم از ترامپ بپرسیم که چرا در کشور ما گرانی است. این ذلت است.

    پس این طور که شما می فرمایید ما در وضعیت نامناسب اقتصادی فعلی به اندازه نیاز کشور درآمد داریم؟  

    بله کشور تولید و درآمد زیادی دارد. اما بیهوده هزینه می‌شود. هزینه رانت خواری و البته تزریق ارز به رانت خواران و هواداران خودش می‌شود.

    مشکلات اقتصادی و معضلات کرونا این روزها فشار زیادی به مردم آورده است. مجلس طرحی برای کمک به معیشت مردم را به تصویب رساند که به یارانه ۶۰ و ۱۲۰ هزار تومانی هم مشهور است. نظر شما در این زمینه چیست؟

    این طرح هم فایده‌ای ندارد و اجرایی نیست. مجلس و دولت در کنار هم ناکارآمد هستند. حالا یارانه ۴۰ هزار تومانی مثلا ۳ برابر شود چه تاثیری روی زندگی مردم دارد؟

    عموما همه مسئولان حرف از مردم می زنند اما مردم ناراضی‌اند. چگونه می شود رضایت مردم را به دست آورد؟ وقتی می‌گوییم مردم همه کاره هستند چطوری می‌توان این همه کاره بودن را به مردم نشان داد؟

    این موضوع شرط دارد. شرط آن رضایت مردم است. وقتی شهری که ۱۰۰ هزار نفر رای دارد و نماینده آن شهر فقط با ۶ هزار رای وارد مجلس شده است یعنی مردم رضایت ندارند.

    امید دارید که در انتخابات ۱۴۰۰ رای بیاورد؟

    بله

    در جایی گفته‌اید که احزاب را قبول ندارید. چرا نظام حزبی را قبول ندارید؟

    برای اینکه احزابی که داریم هیچ کارآمدی ندارند. در انقلاب ما این مردم مردم عامی بودند که وارد صحنه  شدند و شهید دادند آن وقت الان احزاب و گروه‌ها فقط دنبال امتیاز طلبی و رانت هستند. بنابراین نه تنها اعتقادی به احزاب ندارم بلکه آنها را مقابل انقلاب می‌دانم.

    حالا اگر شما رای بیاورید تکلیفتان با این احزاب چیست؟

    این گروه ها مثل کف روی آب هستند. به محض اینکه امتیازها از این گروه ها گرفته شوند، بخار می شوند و تمام. به قول امام (ره) این احزاب اصالت ندارند و کسی برای آنها هزینه نمی‌دهد. به طور مثال آیا کسی حاضر است برای این گروه ها کشته شود؟ الان هم می بینید که مردم به برخی از این گروه ها و دسته ها پشت کرده‌اند.

    شما یک دوره رای بسیار پایینی آوردید و یک دوره هم رد صلاحیت شده‌اید. فکر می کنید غیر از خودتان شخص دیگری بتواند از عهده مسئولیت رئیس جمهوری بر بیاید؟

    در سال ۹۲ از من چنین سوالی پرسیدند که کدام یک از کاندیداها را نزدیک به خودت می‌بینی؟ در جواب گفتم اگر کسی نزدیک به من بود که نمی آمدم ثبت نام کنم. همه حرف هایی که من در سال ۹۲ در انتخابات آن وقت زدم به وقوع پیوست.

    برنامه شما برای تبلیغات چگونه است؟

    همین مصاحبه و صحبت با مردم. من نه احتیاجی به رانت دارم و نه سرمایه گذاری در این زمینه دارم. در سال ۹۲ کلا ۵۹ میلیون هزینه تبلیغات انتخابات کردم و آن هم ۳۰ میلیون تومان هزینه فیلم تبلیغاتی شده بود  اما من برنامه ای جز صحبت با مردم ندارم.

  • حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

     

    همشهری آنلاین – سلمان زند: چندی است اختلاف مجلس و دولت از حاشیه‌سازترین موضوعات سیاسی کشور شده است. موضوعی که اساس آن مشکلات اقتصادی کشور است. مخالفان دولت این مشکلات را ناشی از ضعف اداره کشور از سوی دولت و شخص روحانی می‌دانند و همراهان دولت تحریم‌ها را عامل این وضع می‌دانند. در این میان هر چه نقش تحریم‌ها را پر رنگ‌تر بدانیم، اهمیت نتیجه انتخابات آمریکا برای ایران بیشتر می‌شود. در واقع تحریم‌ها همچون نخی انتخابات آمریکا را به وضعیت اقتصادی کشور ما مرتبط می کند.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه تحلیگر سیاسی در مورد رابطه و مذاکره با آمریکا گرچه صراحتا می‌گوید منظورش از تنش زدایی مذاکره مجدد با آمریکا نیست، اما آن را در شرایطی حتما به سود کشور می‌داند. گفت‌وگوی همشهری آنلاین با این تحلیل‌گر سیاسی را بخوانید.

    آقای فلاحت پیشه! با توجه به اوضاع بد اقتصادی دو دیگاه مطرح هست، یکی مخالفان و منتقدان رئیس‌جمهوری و دولت روحانی که مدیریت حاکم بر کشور را ضعیف می‌دانند و مشکل را صرفا در داخل و ناشی از اداره ضعیف کشور می‌دانند و دیگری دیدگاهی که مقصر اصلی را تحریم ها می‌داند. در این میان مجلس و نمایندگان جزو دسته اول هستند و از این رو از همان ابتدای شکل‌گیری مجلس یازدهم شاهد ریارویی بهارستان نشینان با مدیران حاضر در پاستور بودیم. تا آنجا که بارها بحث استیضاح رئیس جمهور مطرح شد. نظر شما در این باره چیست و دلیل وضعیت را چه می دانید؟

    نگاه مردم به حوزه مدیریت سیاسی خیلی تفاوت کرده است. یعنی در گذشته شاید این موضوع مهم بود که چه کسی مقصر اوضاع بد اقتصادی است‏، ولی الان مهم این است که چرا اوضاع اقتصادی بد است و از نظر مردم همه دست‌اندرکاران مقصر هستند. اصلا چه بسا مردم به دنبال مقصر نیستند بلکه به دنبال راه نجات هستند و کسانی را تایید می‌کنند که نگاه اثباتی یا ایجابی داشته باشند و به عبارتی برای مشکلات اقتصادی راه‌حلی داشته باشند‎؛ نه اینها که بر اساس یک رسم دیرینه سعی کنند که گناه مشکلات اقتصادی را گردن یکدیگر بیندازند. اتفاقا این به نوعی مکاری و حیله‌گری سیاسی است که برخی مسئولان سعی می‌کنند گناه مشکلات را گردن همدیگر بیندازند.

    دلیل اینکه معتقدید مسئولان نباید گناه مشکلات را گردن یکدیگر بیندازند، چیست؟

    به هر حال نظام مدیریت سیاسی مشخص است. اگر مشکلاتی وجود دارد به ویژه در حوزه اقتصادی، اگر خلاء قانونی وجود داشته باشد مجلس می‌تواند قانون‌گذاری کند و اگر قانون وجود دارد و در دولت خوب عمل نمی‌شود که من معتقدم ریشه بسیاری از مشکلات به عامل دوم بر می‌گردد چون ما خلاء قانون کمتر داریم؛ آن موقع مجلس می‌تواند ابزارهای نظارتی‌اش را به‌کار بگیرد و در قالب این ابزارها که عبارتند از تذکر، سوال، تحقیق و تفحص و استیضاح و اعمال ماده ۲۲۶، پیگیری‌های لازم را انجام دهد. برای شفاف‌سازی هم مجلس یک اهرم قوی و پشتبانی به نام دیوان محاسبات دارد که می تواند به سوالاتی که برای نمایندگان پیش می آید پاسخ آماری و مستند بدهد. معنای این سخنان این است که دیگر دلیلی و بهانه‌ای برای مقصریابی و چالش سیاسی نمی‌ماند.

    در این میان برخی منتقدان معتقدند دولت در سال آخر هم نمی تواند کاری صورت دهد …

    اینکه دولت چند ماه بیشتر به فعالیتش نمانده و… هم یکی از مکاری‌ها و حیله‌گری‌های سیاسی است که دیگر در ایران نخ‌نما شده است. اینکه معمولا در هر دوره ای عده ای شرایط را ویژه نشان دهند دیگر قابل قبول نیست. به ‌هر حال دولت باید تا آخرین روز کار خود را انجام دهد و این وظیفه ای است که دارد. فرق نمی کند مجلس هم سال اولش باشد یا سال آخر، باید کارش را انجام دهد. به عنوان مثال در روزهای آخر فعالیت مجلس دهم برای نخستین بار در تاریخ لایحه بودجه رد شد و جدی‌ترین کار با جدی‌ترین و مهم‌ترین قانون انجام شد. هرچند طبق روالی دوباره برگشت. چالشی که آن زمان مجلس داشت نیز اقتصادی بود. یکی از چالش‌های اقتصادی، گران کردن بنزین بود. هیچ تصمیم اقتصادی بعد از انقلاب اینقدر مانند بنزین تبعات اجتماعی و سیاسی ناگوار نداشته است. از محل این گران شدن بنزین روزانه ۲۰۰ میلیارد تومان به خزانه دولت می‌رفت و  مجلس سعی داشت این پول صرف تعدیل اقتصادی بشود و فشار اقتصادی از مردم برداشته شود و چون این پول در بودجه نیامده بود لایحه بودجه را برگشت داد.

    مهم‌ترین عامل چالش میان دولت و مجلس را چه می‌دانید؟

    علاوه بر رقابت ذاتی و چالش ذاتی بین مجلس، در این دوره یک عامل ثانوی و بیرونی هم باعث شده که کمتر همکاری صورت بگیرد و بیشتر فضا رقابتی شود و آن انتخابات ریاست جمهوری آینده است. متاسفانه در کشور ما تعدادی سیاستمدران حرفه ای وجود دارند که تنها امر مهم برای آنها، پیروزی در انتخابات است. این افراد همواره در قالب اسامی و جناح بندی‌های جدید که کاملا فرصت طلبانه هم صورت می‌گیرد و اسم و جا عوض می‌کنند، کرسی و منصب سیاسی- اقتصادی عوض می‌کنند و پاسخی هم به مردم نمی دهند. همین ها بزرگترین آفت حوزه مدیریت سیاسی و اقتصادی در ایران به حساب می آیند. بنابر این من اعتقادم بر این است که اگر فرصت‌طلبان سیاست مهار شوند امکان اینکه کشور بتواند با چالش های اقتصادی مواجهه منطقی داشته باشد وجود دارد.

    با توجه به آن بحثی که در ابتدای سخنانتان در مورد نظارت مجلس گفتید، نظرتان در مورد این شیوه نظارتی که آقای قالیباف در پیش گرفته و سفر استانی می‌رود و .. چیست و این شیوه را موثر می‌دانید؟

    بله. من به شخصه در یک سالی که رئیس کمیسیون بودن ۱۸ سفر استانی رفتم و از میان سفرهای خارجی فقط به کشورهایی مانند سوریه و عراق رفتم و ۱۰ سفر را لغو کردم. اما در ۱۸ سفر استانی تقریبا همه مرزهای کشور را رفتم. من معتقدم سفر استانی از سوی هر کدام از نهادها و مسولان که باشد مثبت است و حتی سفرهای استانی آقای احمدی‌نژاد را هم علی رغم انتقادهای بسیار جدی که به دولت ایشان داشتم خوب می‌دانستم به ویژه کم هزینه شدن این سفرها در دور دوم. الان هم به طور طبیعی سفرهای استانی آقای قالیباف به عنوان رئیس مجلس و در راستای فعالیت کمیسیون‌ها می‌تواند موثر باشد. لذا من از هرگونه سفر استانی استقبال می‌کنم چرا که معتقدم در جایی که مدیران استانی نمی‌توانند مشکلات را حل کنند مدیران عالی تر می‌توانند با سفر و جلسات ویژه ای که باید بلافاصله برگزار شود، آن را برطرف کنند.

    آقای فلاحت‌پیشه، شما در بخشی از صحبت هایتان به مسائل داخلی و مشکلات مدیریتی در دولت و نیز برخی ابزارهای مجلس اشاره کردید، حال در مورد تحریم‌های خارجی نظرتان چیست؟ تحریم‌ها را چه اندازه در مشکلات اقتصادی کشور موثر می‌دانید.

    خیلی سخت است که همه چیز را گردن تحریم بیندازند. به هر حال اکنون بیشتر تاثیر تحریم روی نفت است که اثر نفت بر بودجه یک پنجم مالیات است. به عبارتی اکنون کشور ما‏ یک کشور رانتیر نیست و بر اساس مالیاتی که از مردم گرفته می شود اداره می‌شود و مردم هم حق دارند بدانند این مالیات کجا هزینه می‌شود؛ لذا بخش اعظمی از ضعف ها به حوزه مدیریت بر می‌گردد. در حوزه مدیریت هم یک مشکل بزرگ وجود دارد مشکلی که دولت روحانی به وجود آورد. به نظر من آقای روحانی سوار بر موجی از تفکرات سیاسی اقتصادی شد و توانست رئیس جمهور شود، اما در نهایت علمدار یک جریان بوروکرات شد. جریان بوروکراتی که فقط رسیدن به مناصب سیاسی و حفظ رانت‌های اقتصادی‌ و حفظ مناصب برایشان مهم است.

    یعنی بوروکراسی را برای کشور بد می‌دانید؟

    نه، بوروکراسی الزاما بد نیست. ما دونوع بوروکراسی داریم؛ یکی بوروکراسی عقلانی که می تواند کمک کند به کشور و با محاسبه عقلانی عمل می‌کند و می‌تواند اداره سیاسی کشور را تسهیل کند. یک بوروکراسی هم بوروکراسی محفلی، خانوادگی و رانتی است که متاسفانه الان در کشور ما این نوع از بوروکراسی حاکم است و همانطور که گفتم فقط مناصب و حفظ رانت‌های اقتصادی برایشان مهم است.

    برگردیم به موضوع تحریم. گفتید که خیلی سخت است که همه چیز را گردن تحریم بیندازند…

    بله. این تحلیل که گناه مسائل را به گردن تحریم بیندازیم روز به روز نخ نماتر می شود. ولی یک واقعیت وجود دارد کشور ۸۳ میلیونی ایران نمی تواند در چالش مداوم با دنیا به سر ببرد و من اعتقادم بر این است که منازعات سیاسی و خارجی ما به گونه ای مصنوعی افزایش پیدا گرفته است. تروریست های اصلی در دنیای امروز در جایگاه قاضی قرار گرفته اند و ما را محاکمه می کنند که عزیزترین‌هایمان را در راه مقابله با تروریسم از دست داده ایم که نمونه بارزش شهید سلیمانی بود. معنای این موضوع این است که دیپلماسی ما در دنیا خوب عمل نکرده و این یعنی تصمیمات سیاسی و دیپماتیک خوبی  اتخاذ نکرده ایم.

    ما نیازمند دولتی هستیم که چهره واقعی کشورمان را به دنیا نشان بدهد و بتواند کشور را از زیر بار تحریف های صورت گرفته خارج کند و دشمنی های علیه ایران را به حداقل برساند. به‌هرحال اکنون ملت ما در حال مقاومت کردن است، اما کشور ما نمی تواند فرصت‌های توسعه‌ای خود را در بلند مدت فدای یک سری از تابوها بکند.

    تابوهایی که به نظر من بخش عظیمی از آنها الیگارشیک هستند یعنی تابوهایی که برخی از آنها سود می برند. کسانی از تحریم ملت ایران سود می برند؛ مثالش همین داروهایی که در عراق کشف شد یا همین نفت ایران که گاه توسط کاسبکاران تحریم حراج می شود.

    کشور ایران بزرگتر از این است که اینگونه سرنوشتنش به دست کسانی بیفتد که در زیر شعارهای تندی که می دهند و آماج سیاسی  منفی‌ای که برای کشور ایجاد کرده‌اند منافع خود را پیش می برند.

    لذا من معتقدم که ما به هر حال حمله ایران به پایگاه آمریکایی ها در عراق در انتقام از خون سردار سلیمانی یا سقوط پهباد آمریکایی و سایر مولفه های نظامی و امنیتی ما نشان داده که دیگر ما نمی توانیم از تسلیم و شکست و ترس و … صحبت کنیم. حال باید بنیادی قرار بدهیم برای تنش زدایی از موضع قدرت با دنیا و معتقدم این تنش زدایی حتما باید صورت بگیرد و به هر حال کشور بیش از گرفتار تنش هایی تحمیلی نشود.

    یعنی شما در مجموع موافق مذاکره مجدد با آمریکا هستید؟ یعنی این تابو و تنش زدایی منظورتان مذاکره مجدد با امریکا هست یا خیر؟ امکان دارد شفاف‌تر بگویید..

    نه منظورم به‌ این معنا نبود. بحث تنش زدایی فقط آمریکا نیست. وجهه کشور توسط برخی اقدامات افراطی در دنیای امروز تضعیف شده که باعث شده یک مثلث از آن سوء استفاده کنند.

    یک ضلع این مثلث نئومحافظه‌کاران آمریکایی هستند که معتقدند اگر دشمن وجود ندارد باید دشمن را ساخت. کاری که ترامپ با شهادت سردار سلیمانی انجام داد ساختن یک دشمن بود. یعنی ایران که سعی کرد از ملاحظات دیلماتیک بعد از خروج آمریکا از برجام عدول نکند و سعی کرد با دنیا صحبت کند و وارد فضای افراطی نشود اما دیدیم که ترامپ خونی را ریخت که خون ملتی را به جوش آورد تا دشمن سازی کند.

    ضلع دیگر مثلث مرتجعین عرب هستند که هرگاه ایران با دنیا صحبت می کند بیشتر عصبانی می‌شوند.

    سومین ضلع هم صهیونست ها هستند که راهبرد امنیتی آنها صرفا با دشمن سازی ایران پیش می‌رود.

    بحث من این است که در دنیای امروز باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که مثلا از جریان مخالف محافظه‌کاری و افراطی‌گری در داخل آمریکا استقبال کنیم. آمریکا را نباید یک کاسه دید. من معتقدم که اوباما با ترامپ متفاوت بود‎؛ حتی در رفتار و عمل سیاسی. علاوه بر اخلاقیات و روانشناسی سیاسی در رفتار سیاسی هم متفاوت بود. آنها که خلاف نظر من را دارند برای من توضیح دهند که چرا در دوره اوباما از ۱۲۴۸ نوع تحریم ۹۱۵ تحریم برداشته شد. چرا ده ها میلیارد یورو و دلار پول وارد کشور شد و چرا ۷۰ میلیارد یورو با اروپا قرارداد بسته شد.

    البته من اعتقادم بر این است که اگر در همان زمان ایران بخش مبادله اقتصادی با آمریکا را باز می‌گذاشت ترامپ از برجام خارج نمی شد. یعنی برجامی که بیشترین هزینه را آمریکایی‌ها برای کشاندن ایران به پای مذاکره دادند، اما در عمل این کشور، هیچ امتیازی نگرفت و ترامپ بارها بر آن تاکید کرد. من معتقدم که بعد از برجام دلیل وجود نداشت که ایران وارد برخی همکاری های اقتصادی با بخش خصوصی آمریکا نشود. به هرحال خیلی ها با نظر من مخالفند اما معتقدم اگر در آمریکا شرایطی به وجود بیاید که امکان احیای برجام باشد باید از این شرایط استقبال کرد.

    با این حال متاسفانه همانطور که در آمریکا ترامپ به دنبال تحریم ها و ایجاد دشمنی های فراحزبی با ایران است و خون شهید سلیمانی هم در این راستا ریخته شد تا عملا تنش زدایی با مشکل مواجه شود، در ایران هم عده‌ای به دنبال این هستند که زمنیه تنش‌زدایی بین ایران و آمریکا و نیز به طور کلی در عرصه بین المللی فراهم نشود. کسانی هستند که در حوزه‌های مختلف فعالیت می کند و تنش های متعدد مذهبی و سیاسی و… را شکل می دهند. به عنوان مثال ترکیه تنها کشوری در دنیا بود که ما با آن قراری گذاشتیم که در افق ۲۰۳۰ به سی میلیارد دلار مبادلات اقتصادی برسیم، اکنون عده ای به شدت برای ایجاد تنش بین ایران و ترکیه عجله دارند.

    لذا من معتقدم در عالم سیاست، غرور می تواند تبدیل به غرور کاذب شود در حالیکه ما منافع کشور را باید ببینیم و هر کس کشور را یک گام بیشتر به جنگ و تحریم نزدیک کند ناخوداگاه یا خودآگاه دارد خیانت می‌کند و هرکسی کشور را یک گام بیشتر از تحریم و جنگ دور می کند حتما دارد خدمت می کند از هر طیف و جریانی که باشد.

    حال با اتفاقاتی دارد رخ می دهد و افزایش تنش‌ها بین دو کشور ایران و امریکا، می‌توان تحلیل کرد که در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات به سمت جنگ می رویم یا خیر؟ 

    ببینید من معتقدم نوع تعادل نظامی که بین ایران و قدرت های منطقه و نیز آمریکا شکل گرفته، جنگی بین دو طرف رخ نخواهد داد. سیاست آمریکا جنگ نیابتی یا اقدامات ایضایی و نیابتی علیه ایران است. در عین حال که ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت. اگر جو بایدن پیروز انتخابات شود به اعتقاد بنده چالش‌های کنونی در قالب منع تصاعد چالش ها یا گسترش بحران، محدود خواهد شد و ما تصاعد بحران را نخواهیم داشت مسائل دیگری مانند موضوعات حقوق بشری، مسائل منطقه ای و  … مطرح خواهد شد، اما احیای برجام هم در دستور کار قرار خواهد گرفت.

    گرچه شرایط بسیار دشوارتر از گذشته است اما من معتقدم که آنچه مهم است آن است که تا انتخابات آمریکا باید چند کار مهم را صورت داد. یکی آنکه مدیریت اقتصادی، ثبات را در پی داشته باشد به گونه ای که هر کس پیروز انتخابات آمریکا شود فکر نکند که با کشوری ضعیف یا تضعیف شده مذاکره می‌کند.

    مقامات آمریکایی اذعان کرده اند که گزینه تازه‌ای برای تحریم ندارند بنابراین نظریه تحریم حداکثری یا فشار حداکثری این نقطه ضعف اصلی را دارد که وقتی گزینه دیگری نداشته باشند آن وقت عکس ماجرا اتفاق می‌افتد. من معتقدم علی رغم اینکه فشار زیادی به کشور وارد شد اما رساندن کشور به این شرایط نشانه خوبی هم هست و اگر جو بایدن پیروز شود آن موقع تنوع در سیاست خارجی آمریکا بیشتر خواهد شد. ضمن اینکه خیلی از دموکرات ها پیش بینی ناپذیری رفتار مرتجعین عرب را کمتر از تهدیدهایی که در قبال ایران مطرح می‌شود می‌دانند. بنابراین به شخصه اعتقادم بر این است که تا انتخابات امریکا و حتی شکل گیری دولت بعدی این کشور به ویژه در ماه‌هایی که دولت کنونی در ایران بر سر کار است باید اختلافات سیاسی را کنار گذاشت تا بستر ایجاد ثبات اقتصادی در کشور شکل بگیرد و بعد از آن درتصمیم‌گیری‌های کلان آینده نباید تصمیم گیری عقلانی را به گذشت زمان موکول کرد و اگر شرایط برای تنش‌زدایی به جود آمد، با هر بازیگر عرصه بین المللی حتی کشور هایی مثل عربستان و آمریکا به نظر من باید از این فضا استفاده کرد. به هر حال تنش زدایی در دنیای امروز یک ارزش است نه ضد ارزش.

    با این اوصاف با توجه به مجلس کنونی و نماینده‌های تندرویی که در مجلس حضور دارند این امکان وجود دارد که حاضر به کنار گذاشتن اختلافات سیاسی شوند؟

    بله. با شرایط جدیدی که در این ماههای پایانی دولت شکل گرفته، فضا برای فعالیت وجود دارد. البته دولتمردانی که خود می‌دانند ناکارآمد بوده‌اند، از اینکه تنش‌هایی به وجود بیاید استقبال می کنند تا بتوانند ناکارآمدی خود را به گردن این تنش‌ها بیذارند و این را مجلسی ها باید بدانند. در عین حال دولت هم باید بداند که ملت در سال نهایی دولت و در ارزیابی آن به دنبال مقصر نیستند بلکه از آقای روحانی و دولت انتظار دارند که شاخص‌های اقتصادیشان ارتقاء پیدا کند که امیدواریم در این مدت دولت به دنبال این کار باشد و به نظر من فضا هم برای رفع اختلافات میان دولت و مجلس فراهم است.

  • حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه گفت: ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی‌ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی‌ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت.

     

    همشهری آنلاین – سلمان زند: چندی است اختلاف مجلس و دولت از حاشیه‌سازترین موضوعات سیاسی کشور شده است. موضوعی که اساس آن مشکلات اقتصادی کشور است. مخالفان دولت این مشکلات را ناشی از ضعف اداره کشور از سوی دولت و شخص روحانی می‌دانند و همراهان دولت تحریم‌ها را عامل این وضع می‌دانند. در این میان هر چه نقش تحریم‌ها را پر رنگ‌تر بدانیم، اهمیت نتیجه انتخابات آمریکا برای ایران بیشتر می‌شود. در واقع تحریم‌ها همچون نخی انتخابات آمریکا را به وضعیت اقتصادی کشور ما مرتبط می کند.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه تحلیگر سیاسی در مورد رابطه و مذاکره با آمریکا گرچه صراحتا می‌گوید منظورش از تنش زدایی مذاکره مجدد با آمریکا نیست، اما آن را در شرایطی حتما به سود کشور می‌داند. گفت‌وگوی همشهری آنلاین با این تحلیل‌گر سیاسی را بخوانید.

    آقای فلاحت پیشه! با توجه به اوضاع بد اقتصادی دو دیگاه مطرح هست، یکی مخالفان و منتقدان رئیس‌جمهوری و دولت روحانی که مدیریت حاکم بر کشور را ضعیف می‌دانند و مشکل را صرفا در داخل و ناشی از اداره ضعیف کشور می‌دانند و دیگری دیدگاهی که مقصر اصلی را تحریم ها می‌داند. در این میان مجلس و نمایندگان جزو دسته اول هستند و از این رو از همان ابتدای شکل‌گیری مجلس یازدهم شاهد ریارویی بهارستان نشینان با مدیران حاضر در پاستور بودیم. تا آنجا که بارها بحث استیضاح رئیس جمهور مطرح شد. نظر شما در این باره چیست و دلیل وضعیت را چه می دانید؟

    نگاه مردم به حوزه مدیریت سیاسی خیلی تفاوت کرده است. یعنی در گذشته شاید این موضوع مهم بود که چه کسی مقصر اوضاع بد اقتصادی است‏، ولی الان مهم این است که چرا اوضاع اقتصادی بد است و از نظر مردم همه دست‌اندرکاران مقصر هستند. اصلا چه بسا مردم به دنبال مقصر نیستند بلکه به دنبال راه نجات هستند و کسانی را تایید می‌کنند که نگاه اثباتی یا ایجابی داشته باشند و به عبارتی برای مشکلات اقتصادی راه‌حلی داشته باشند‎؛ نه اینها که بر اساس یک رسم دیرینه سعی کنند که گناه مشکلات اقتصادی را گردن یکدیگر بیندازند. اتفاقا این به نوعی مکاری و حیله‌گری سیاسی است که برخی مسئولان سعی می‌کنند گناه مشکلات را گردن همدیگر بیندازند.

    دلیل اینکه معتقدید مسئولان نباید گناه مشکلات را گردن یکدیگر بیندازند، چیست؟

    به هر حال نظام مدیریت سیاسی مشخص است. اگر مشکلاتی وجود دارد به ویژه در حوزه اقتصادی، اگر خلاء قانونی وجود داشته باشد مجلس می‌تواند قانون‌گذاری کند و اگر قانون وجود دارد و در دولت خوب عمل نمی‌شود که من معتقدم ریشه بسیاری از مشکلات به عامل دوم بر می‌گردد چون ما خلاء قانون کمتر داریم؛ آن موقع مجلس می‌تواند ابزارهای نظارتی‌اش را به‌کار بگیرد و در قالب این ابزارها که عبارتند از تذکر، سوال، تحقیق و تفحص و استیضاح و اعمال ماده ۲۲۶، پیگیری‌های لازم را انجام دهد. برای شفاف‌سازی هم مجلس یک اهرم قوی و پشتبانی به نام دیوان محاسبات دارد که می تواند به سوالاتی که برای نمایندگان پیش می آید پاسخ آماری و مستند بدهد. معنای این سخنان این است که دیگر دلیلی و بهانه‌ای برای مقصریابی و چالش سیاسی نمی‌ماند.

    در این میان برخی منتقدان معتقدند دولت در سال آخر هم نمی تواند کاری صورت دهد …

    اینکه دولت چند ماه بیشتر به فعالیتش نمانده و… هم یکی از مکاری‌ها و حیله‌گری‌های سیاسی است که دیگر در ایران نخ‌نما شده است. اینکه معمولا در هر دوره ای عده ای شرایط را ویژه نشان دهند دیگر قابل قبول نیست. به ‌هر حال دولت باید تا آخرین روز کار خود را انجام دهد و این وظیفه ای است که دارد. فرق نمی کند مجلس هم سال اولش باشد یا سال آخر، باید کارش را انجام دهد. به عنوان مثال در روزهای آخر فعالیت مجلس دهم برای نخستین بار در تاریخ لایحه بودجه رد شد و جدی‌ترین کار با جدی‌ترین و مهم‌ترین قانون انجام شد. هرچند طبق روالی دوباره برگشت. چالشی که آن زمان مجلس داشت نیز اقتصادی بود. یکی از چالش‌های اقتصادی، گران کردن بنزین بود. هیچ تصمیم اقتصادی بعد از انقلاب اینقدر مانند بنزین تبعات اجتماعی و سیاسی ناگوار نداشته است. از محل این گران شدن بنزین روزانه ۲۰۰ میلیارد تومان به خزانه دولت می‌رفت و  مجلس سعی داشت این پول صرف تعدیل اقتصادی بشود و فشار اقتصادی از مردم برداشته شود و چون این پول در بودجه نیامده بود لایحه بودجه را برگشت داد.

    مهم‌ترین عامل چالش میان دولت و مجلس را چه می‌دانید؟

    علاوه بر رقابت ذاتی و چالش ذاتی بین مجلس، در این دوره یک عامل ثانوی و بیرونی هم باعث شده که کمتر همکاری صورت بگیرد و بیشتر فضا رقابتی شود و آن انتخابات ریاست جمهوری آینده است. متاسفانه در کشور ما تعدادی سیاستمدران حرفه ای وجود دارند که تنها امر مهم برای آنها، پیروزی در انتخابات است. این افراد همواره در قالب اسامی و جناح بندی‌های جدید که کاملا فرصت طلبانه هم صورت می‌گیرد و اسم و جا عوض می‌کنند، کرسی و منصب سیاسی- اقتصادی عوض می‌کنند و پاسخی هم به مردم نمی دهند. همین ها بزرگترین آفت حوزه مدیریت سیاسی و اقتصادی در ایران به حساب می آیند. بنابر این من اعتقادم بر این است که اگر فرصت‌طلبان سیاست مهار شوند امکان اینکه کشور بتواند با چالش های اقتصادی مواجهه منطقی داشته باشد وجود دارد.

    با توجه به آن بحثی که در ابتدای سخنانتان در مورد نظارت مجلس گفتید، نظرتان در مورد این شیوه نظارتی که آقای قالیباف در پیش گرفته و سفر استانی می‌رود و .. چیست و این شیوه را موثر می‌دانید؟

    بله. من به شخصه در یک سالی که رئیس کمیسیون بودن ۱۸ سفر استانی رفتم و از میان سفرهای خارجی فقط به کشورهایی مانند سوریه و عراق رفتم و ۱۰ سفر را لغو کردم. اما در ۱۸ سفر استانی تقریبا همه مرزهای کشور را رفتم. من معتقدم سفر استانی از سوی هر کدام از نهادها و مسولان که باشد مثبت است و حتی سفرهای استانی آقای احمدی‌نژاد را هم علی رغم انتقادهای بسیار جدی که به دولت ایشان داشتم خوب می‌دانستم به ویژه کم هزینه شدن این سفرها در دور دوم. الان هم به طور طبیعی سفرهای استانی آقای قالیباف به عنوان رئیس مجلس و در راستای فعالیت کمیسیون‌ها می‌تواند موثر باشد. لذا من از هرگونه سفر استانی استقبال می‌کنم چرا که معتقدم در جایی که مدیران استانی نمی‌توانند مشکلات را حل کنند مدیران عالی تر می‌توانند با سفر و جلسات ویژه ای که باید بلافاصله برگزار شود، آن را برطرف کنند.

    آقای فلاحت‌پیشه، شما در بخشی از صحبت هایتان به مسائل داخلی و مشکلات مدیریتی در دولت و نیز برخی ابزارهای مجلس اشاره کردید، حال در مورد تحریم‌های خارجی نظرتان چیست؟ تحریم‌ها را چه اندازه در مشکلات اقتصادی کشور موثر می‌دانید.

    خیلی سخت است که همه چیز را گردن تحریم بیندازند. به هر حال اکنون بیشتر تاثیر تحریم روی نفت است که اثر نفت بر بودجه یک پنجم مالیات است. به عبارتی اکنون کشور ما‏ یک کشور رانتیر نیست و بر اساس مالیاتی که از مردم گرفته می شود اداره می‌شود و مردم هم حق دارند بدانند این مالیات کجا هزینه می‌شود؛ لذا بخش اعظمی از ضعف ها به حوزه مدیریت بر می‌گردد. در حوزه مدیریت هم یک مشکل بزرگ وجود دارد مشکلی که دولت روحانی به وجود آورد. به نظر من آقای روحانی سوار بر موجی از تفکرات سیاسی اقتصادی شد و توانست رئیس جمهور شود، اما در نهایت علمدار یک جریان بوروکرات شد. جریان بوروکراتی که فقط رسیدن به مناصب سیاسی و حفظ رانت‌های اقتصادی‌ و حفظ مناصب برایشان مهم است.

    یعنی بوروکراسی را برای کشور بد می‌دانید؟

    نه، بوروکراسی الزاما بد نیست. ما دونوع بوروکراسی داریم؛ یکی بوروکراسی عقلانی که می تواند کمک کند به کشور و با محاسبه عقلانی عمل می‌کند و می‌تواند اداره سیاسی کشور را تسهیل کند. یک بوروکراسی هم بوروکراسی محفلی، خانوادگی و رانتی است که متاسفانه الان در کشور ما این نوع از بوروکراسی حاکم است و همانطور که گفتم فقط مناصب و حفظ رانت‌های اقتصادی برایشان مهم است.

    برگردیم به موضوع تحریم. گفتید که خیلی سخت است که همه چیز را گردن تحریم بیندازند…

    بله. این تحلیل که گناه مسائل را به گردن تحریم بیندازیم روز به روز نخ نماتر می شود. ولی یک واقعیت وجود دارد کشور ۸۳ میلیونی ایران نمی تواند در چالش مداوم با دنیا به سر ببرد و من اعتقادم بر این است که منازعات سیاسی و خارجی ما به گونه ای مصنوعی افزایش پیدا گرفته است. تروریست های اصلی در دنیای امروز در جایگاه قاضی قرار گرفته اند و ما را محاکمه می کنند که عزیزترین‌هایمان را در راه مقابله با تروریسم از دست داده ایم که نمونه بارزش شهید سلیمانی بود. معنای این موضوع این است که دیپلماسی ما در دنیا خوب عمل نکرده و این یعنی تصمیمات سیاسی و دیپماتیک خوبی  اتخاذ نکرده ایم.

    ما نیازمند دولتی هستیم که چهره واقعی کشورمان را به دنیا نشان بدهد و بتواند کشور را از زیر بار تحریف های صورت گرفته خارج کند و دشمنی های علیه ایران را به حداقل برساند. به‌هرحال اکنون ملت ما در حال مقاومت کردن است، اما کشور ما نمی تواند فرصت‌های توسعه‌ای خود را در بلند مدت فدای یک سری از تابوها بکند.

    تابوهایی که به نظر من بخش عظیمی از آنها الیگارشیک هستند یعنی تابوهایی که برخی از آنها سود می برند. کسانی از تحریم ملت ایران سود می برند؛ مثالش همین داروهایی که در عراق کشف شد یا همین نفت ایران که گاه توسط کاسبکاران تحریم حراج می شود.

    کشور ایران بزرگتر از این است که اینگونه سرنوشتنش به دست کسانی بیفتد که در زیر شعارهای تندی که می دهند و آماج سیاسی  منفی‌ای که برای کشور ایجاد کرده‌اند منافع خود را پیش می برند.

    لذا من معتقدم که ما به هر حال حمله ایران به پایگاه آمریکایی ها در عراق در انتقام از خون سردار سلیمانی یا سقوط پهباد آمریکایی و سایر مولفه های نظامی و امنیتی ما نشان داده که دیگر ما نمی توانیم از تسلیم و شکست و ترس و … صحبت کنیم. حال باید بنیادی قرار بدهیم برای تنش زدایی از موضع قدرت با دنیا و معتقدم این تنش زدایی حتما باید صورت بگیرد و به هر حال کشور بیش از گرفتار تنش هایی تحمیلی نشود.

    یعنی شما در مجموع موافق مذاکره مجدد با آمریکا هستید؟ یعنی این تابو و تنش زدایی منظورتان مذاکره مجدد با امریکا هست یا خیر؟ امکان دارد شفاف‌تر بگویید..

    نه منظورم به‌ این معنا نبود. بحث تنش زدایی فقط آمریکا نیست. وجهه کشور توسط برخی اقدامات افراطی در دنیای امروز تضعیف شده که باعث شده یک مثلث از آن سوء استفاده کنند.

    یک ضلع این مثلث نئومحافظه‌کاران آمریکایی هستند که معتقدند اگر دشمن وجود ندارد باید دشمن را ساخت. کاری که ترامپ با شهادت سردار سلیمانی انجام داد ساختن یک دشمن بود. یعنی ایران که سعی کرد از ملاحظات دیلماتیک بعد از خروج آمریکا از برجام عدول نکند و سعی کرد با دنیا صحبت کند و وارد فضای افراطی نشود اما دیدیم که ترامپ خونی را ریخت که خون ملتی را به جوش آورد تا دشمن سازی کند.

    ضلع دیگر مثلث مرتجعین عرب هستند که هرگاه ایران با دنیا صحبت می کند بیشتر عصبانی می‌شوند.

    سومین ضلع هم صهیونست ها هستند که راهبرد امنیتی آنها صرفا با دشمن سازی ایران پیش می‌رود.

    بحث من این است که در دنیای امروز باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که مثلا از جریان مخالف محافظه‌کاری و افراطی‌گری در داخل آمریکا استقبال کنیم. آمریکا را نباید یک کاسه دید. من معتقدم که اوباما با ترامپ متفاوت بود‎؛ حتی در رفتار و عمل سیاسی. علاوه بر اخلاقیات و روانشناسی سیاسی در رفتار سیاسی هم متفاوت بود. آنها که خلاف نظر من را دارند برای من توضیح دهند که چرا در دوره اوباما از ۱۲۴۸ نوع تحریم ۹۱۵ تحریم برداشته شد. چرا ده ها میلیارد یورو و دلار پول وارد کشور شد و چرا ۷۰ میلیارد یورو با اروپا قرارداد بسته شد.

    البته من اعتقادم بر این است که اگر در همان زمان ایران بخش مبادله اقتصادی با آمریکا را باز می‌گذاشت ترامپ از برجام خارج نمی شد. یعنی برجامی که بیشترین هزینه را آمریکایی‌ها برای کشاندن ایران به پای مذاکره دادند، اما در عمل این کشور، هیچ امتیازی نگرفت و ترامپ بارها بر آن تاکید کرد. من معتقدم که بعد از برجام دلیل وجود نداشت که ایران وارد برخی همکاری های اقتصادی با بخش خصوصی آمریکا نشود. به هرحال خیلی ها با نظر من مخالفند اما معتقدم اگر در آمریکا شرایطی به وجود بیاید که امکان احیای برجام باشد باید از این شرایط استقبال کرد.

    با این حال متاسفانه همانطور که در آمریکا ترامپ به دنبال تحریم ها و ایجاد دشمنی های فراحزبی با ایران است و خون شهید سلیمانی هم در این راستا ریخته شد تا عملا تنش زدایی با مشکل مواجه شود، در ایران هم عده‌ای به دنبال این هستند که زمنیه تنش‌زدایی بین ایران و آمریکا و نیز به طور کلی در عرصه بین المللی فراهم نشود. کسانی هستند که در حوزه‌های مختلف فعالیت می کند و تنش های متعدد مذهبی و سیاسی و… را شکل می دهند. به عنوان مثال ترکیه تنها کشوری در دنیا بود که ما با آن قراری گذاشتیم که در افق ۲۰۳۰ به سی میلیارد دلار مبادلات اقتصادی برسیم، اکنون عده ای به شدت برای ایجاد تنش بین ایران و ترکیه عجله دارند.

    لذا من معتقدم در عالم سیاست، غرور می تواند تبدیل به غرور کاذب شود در حالیکه ما منافع کشور را باید ببینیم و هر کس کشور را یک گام بیشتر به جنگ و تحریم نزدیک کند ناخوداگاه یا خودآگاه دارد خیانت می‌کند و هرکسی کشور را یک گام بیشتر از تحریم و جنگ دور می کند حتما دارد خدمت می کند از هر طیف و جریانی که باشد.

    حال با اتفاقاتی دارد رخ می دهد و افزایش تنش‌ها بین دو کشور ایران و امریکا، می‌توان تحلیل کرد که در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات به سمت جنگ می رویم یا خیر؟ 

    ببینید من معتقدم نوع تعادل نظامی که بین ایران و قدرت های منطقه و نیز آمریکا شکل گرفته، جنگی بین دو طرف رخ نخواهد داد. سیاست آمریکا جنگ نیابتی یا اقدامات ایضایی و نیابتی علیه ایران است. در عین حال که ترامپ سعی می‌کند کارد را به  استخوان ایرانی ها برساند و ما را وادار کند که هر آنچه آمریکایی ها به عنوان شرط اعلام می‌کنند بپذیریم، اما به اعتقاد من آینده چنین اختیاری را به آمریکا نخواهد داد. یعنی حتی اگر ترامپ هم برنده انتخابات آمریکا بشود معنایش این نیست که ایران و امریکا به سمت جنگ خواهند رفت. اگر جو بایدن پیروز انتخابات شود به اعتقاد بنده چالش‌های کنونی در قالب منع تصاعد چالش ها یا گسترش بحران، محدود خواهد شد و ما تصاعد بحران را نخواهیم داشت مسائل دیگری مانند موضوعات حقوق بشری، مسائل منطقه ای و  … مطرح خواهد شد، اما احیای برجام هم در دستور کار قرار خواهد گرفت.

    گرچه شرایط بسیار دشوارتر از گذشته است اما من معتقدم که آنچه مهم است آن است که تا انتخابات آمریکا باید چند کار مهم را صورت داد. یکی آنکه مدیریت اقتصادی، ثبات را در پی داشته باشد به گونه ای که هر کس پیروز انتخابات آمریکا شود فکر نکند که با کشوری ضعیف یا تضعیف شده مذاکره می‌کند.

    مقامات آمریکایی اذعان کرده اند که گزینه تازه‌ای برای تحریم ندارند بنابراین نظریه تحریم حداکثری یا فشار حداکثری این نقطه ضعف اصلی را دارد که وقتی گزینه دیگری نداشته باشند آن وقت عکس ماجرا اتفاق می‌افتد. من معتقدم علی رغم اینکه فشار زیادی به کشور وارد شد اما رساندن کشور به این شرایط نشانه خوبی هم هست و اگر جو بایدن پیروز شود آن موقع تنوع در سیاست خارجی آمریکا بیشتر خواهد شد. ضمن اینکه خیلی از دموکرات ها پیش بینی ناپذیری رفتار مرتجعین عرب را کمتر از تهدیدهایی که در قبال ایران مطرح می‌شود می‌دانند. بنابراین به شخصه اعتقادم بر این است که تا انتخابات امریکا و حتی شکل گیری دولت بعدی این کشور به ویژه در ماه‌هایی که دولت کنونی در ایران بر سر کار است باید اختلافات سیاسی را کنار گذاشت تا بستر ایجاد ثبات اقتصادی در کشور شکل بگیرد و بعد از آن درتصمیم‌گیری‌های کلان آینده نباید تصمیم گیری عقلانی را به گذشت زمان موکول کرد و اگر شرایط برای تنش‌زدایی به جود آمد، با هر بازیگر عرصه بین المللی حتی کشور هایی مثل عربستان و آمریکا به نظر من باید از این فضا استفاده کرد. به هر حال تنش زدایی در دنیای امروز یک ارزش است نه ضد ارزش.

    با این اوصاف با توجه به مجلس کنونی و نماینده‌های تندرویی که در مجلس حضور دارند این امکان وجود دارد که حاضر به کنار گذاشتن اختلافات سیاسی شوند؟

    بله. با شرایط جدیدی که در این ماههای پایانی دولت شکل گرفته، فضا برای فعالیت وجود دارد. البته دولتمردانی که خود می‌دانند ناکارآمد بوده‌اند، از اینکه تنش‌هایی به وجود بیاید استقبال می کنند تا بتوانند ناکارآمدی خود را به گردن این تنش‌ها بیذارند و این را مجلسی ها باید بدانند. در عین حال دولت هم باید بداند که ملت در سال نهایی دولت و در ارزیابی آن به دنبال مقصر نیستند بلکه از آقای روحانی و دولت انتظار دارند که شاخص‌های اقتصادیشان ارتقاء پیدا کند که امیدواریم در این مدت دولت به دنبال این کار باشد و به نظر من فضا هم برای رفع اختلافات میان دولت و مجلس فراهم است.

  • سید محمد غرضی از دغدغه‌هایش برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری گفت.

    سید محمد غرضی از دغدغه‌هایش برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری گفت.

    به گزارش همشهری‌آنلاین، سید محمد غرضی که سابقه حضور در وزارت نفت، وزارتخانه پست، تلگراف و تلفن، نمایندگی مردم اصفهان در دور اول مجلس شورای اسلامی و استانداری خوزستان و کردستان را در کارنامه خود دارد، یکی از افرادی است که حضورش در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در یاد بسیاری از ما مانده و اخیرا هم اعلام کرده است که قصد دارد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده حضور پیدا کند و برای حضور در این انتخابات اعلام آمادگی کرده است. بخش‌هایی از گفتگوی باشگاه خبرنگاران با غرضی را در زیر می‌خوانید:

    مشروح مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

    اخیرا مصاحبه‌ای از شما مبنی بر حضورتان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ منتشر شده است؛ می‌خواستیم بدانیم چه شد که این تصمیم را گرفتید؟

    غرضی: ما همیشه آماده ایم که بیاییم و بعد از مراجعه به نمونه‌های مختلف، راه حل اداره کشور را ارائه کردیم. اداره کشور مثل آب خوردن است، چون دارای مختصات قدرت است و بهترین طبقه متوسط را در دنیا دارد. حدود صد هزار دکترای داخلی و خارجی ایرانی داریم که آمریکا و اروپا از ما قرض می‌گیرند و از همه مهم‌تر ملت ایران است که هزینه‌ای کم و کار بسیار زیادی را پیش روی خود دارد. سال ۹۲ به من گفتند که چه کسی تو را تایید می‌کند؟ گفتم عمل من، من را تایید می‌کند.

    در اداره کشور نیازی به سرمایه، مدیریت و تکنولوژی خارجی نداریم

    راه حل شما برای اداره کشور چیست؟

    ما در اداره کشور به سرمایه، مدیریت و تکنولوژی خارجی نیازی نداریم؛ در اداره کشور بسیاری از روش‌های موجود را نفی و نقد می‌کنیم و روش‌های متکی به مردم را پایه مدیریت خود قرار می‌دهیم.

    در طول ۶۰ سال گذشته موارد مختلفی را در وزارتخانه‌های مختلف مانند نفت، مخابرات، نیرو تجربه کردم و هرگز از صندوق دولت چیزی دریافت نکردم و به قولی چاه ما از خود آب داده و به بهترین نحو عمل کرده است.

    بهترین مثال آن مخابرات است که می‌توان گفت روزگاری قیمت تلفن معادل قیمت ۱۰ پیکان بود، اما امروز کشور ۸۰ میلیونی حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ میلیون سیم‌کارت دارد و مردم با ۵ هزار تومان سیم‌کارت می‌خرند؛ اما آمریکا ۳۲۰ میلیون جمعیت و ۲۷۰ میلیون سیم‌کارت دارد و هر صاحب سیم‌کارت هم باید ماهی ۵۰ دلار به ۶ شرکت خصوصی پرداخت کند، اما هر ایرانی به طور متوسط ماهی ۳۰ الی ۴۰ هزار تومان هزینه استفاده از سیم‌کارت را پرداخت می‌کند که از کرایه تاکسی هم کم‌تر است.

    در دهه هفتاد که مسائل موبایل و ورود آن به کشور را پیگیری می‌کردیم به من گفتند که در داخل و خارج کشور ۲۰۰ هزار نفر در زمینه موبایل تخصص دارند، من با به کارگیری این افراد با تکیه بر نیرو و تکنولوژی داخلی این موارد را گسترش دادم و در حال حاضر تنها چیزی که در ایران ارزان‌تر از آمریکا می‌توان آن را خرید موبایل است. در مدیریت کشور باید حواسمان باشد که دست در جیب فقرا نکنیم، به مردم تکیه کنیم و به خارجی جماعت تکیه نکنیم؛ البته این به این معنی نیست که با کشورهای خارجی تعامل نداشته باشیم و سیاست خارجی را کنار بگذاریم.‌

    می‌توانم کشور را بدون تکیه بر احزاب و گروه‌ها اداره کنم

    امروز با شرایطی مواجه هستیم که مردم ماهی یک و نیم الی دو دلار از دولت یارانه می‌گیرند؛ این در حالی است که دولت در مرداد ماه اعلام کرد که ۵ میلیارد دلار درآمد داشته است؛ کاش کسی باشد و بگوید که این پول‌ها در کجا مصرف می‌شود و به کجا می‌رود. من حتی می‌توانم کشور را بدون تکیه بر احزاب و گروه‌ها و با تکیه بر مردم اداره کنم.

      شما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ هم شرکت کردید و رای کم‌تری نسبت به بقیه آوردید؛ چرا دوباره این تصمیم را گرفتید؟

    در سال ۹۲ آرای من از آرای باطله هم کم‌تر بود و تنها در اصفهان که محل تولدم بود توانستم رای بیشتری به نسبت بقیه شهرها به دست بیاورم، اما تصمیم دارم که به مردم خدمتم کنم و با راهکارهایی که گفتم کشور را از وضع فعلی نجات دهم.

    جناح‌های مختلف منافع مردم را به نفع خود مصادره کرده اند

    از اسامی مطرح شده برای حضور در انتخابات مطلع هستید؟ فکر می‌کنید بتوانید در کنار این افراد رقابت جدی در آینده ایجاد کنید؟

    در طول چهل سال گذشته مدام جناح‌های اصلاح طلب و اصولگرا قدرت اجرایی را در دست گرفته اند و امتیازات مردم را به نفع گروه خود مصادره کردند. اگر دقت کنید می‌بینید که ۵ هزار نفر از فرزندان مدیران میانی کشور در خارج از کشور حضور دارند و مجموعا از ۵۰ میلیون تا یک میلیارد دلار ارز از کشور خارج کرده اند؛ با این حال این افراد مدعی اداره کشور هستند و به همین خاطر است که مردم به آن‌ها اعتماد نمی‌کنند. حالا اگر باز هم در انتخابات آتی یکی از این افراد رای بیاورد، نمی‌تواند کشور را اداره کند و مانند ادوار گذشته مشکلاتی را به وجود می‌آورند.

    اعتقادی به جناح ندارم؛ مردم همه کاره کشور هستند

      پس با این وجود شما از طرف جناح خاصی وارد انتخابات نخواهید شد؛ درسته؟

    من اصلا به جناح اعتقاد ندارم؛ اگر تاریخ را مطالعه کنید می‌بینید که مردم همه کاره کشور بودند و حزب و جناح نقشی در اتفاقات مهم تاریخی نداشتند. تاریخ مشروطه را که بخوانیم می‌بینیم که این مردم بودند که در این واقعه نقش آفرینی کردند؛ افرادی هم در آن حضور داشتند، اما این بطن جامعه بود که کار نهایی را انجام داد.

    در برهه‌ای دیگر بعد از جنگ جهانی دوم کشور توسط نیروهای خارجی اشغال می‌شود؛ این بار هم مردم هستند که وارد عرصه می‌شوند و نفت را ملی می‌کنند و گروه‌ها و احزاب نقشی در آن نداشتند. در حالی که احزاب و جناح‌ها در مجلس اول و دوم با هم درگیر بودند، مردم در جبهه‌ها حضور داشتند و شهید می‌دادند. حدود ۲۴۳ هزار شهید دادیم، اما هیچ کدام از این شهدا وابستگی به اصلاح طلب و اصولگرا نداشتند.

    به همین خاطر است که به احزاب و گروه‌ها اعتقادی ندارم و نه تکیه‌ای بر قدرت سیاسی می‌کنم و حرف هایم را با مردم می‌زنم. در سال ۵۹ که استاندار خوزستان بودم با تکیه بر مردم توانستیم جنگ را مدیریت کنیم و نیروهای دشمن را شکست دهیم.

     مرسوم است افراد که اعلام آمادگی برای شرکت در انتخابات می‌کنند، کابینه فرضی هم برای خود تعیین می‌کنند، آیا برای خود کابینه هم تعیین کردید؟

    غرضی: کابینه من یک کابینه ۵۵ میلیون نفری است؛ یعنی هیچ تصمیمی نمی‌گیرم مگر اینکه رضایت عامه مردم در آن باشد؛ موضوعی که فقه شیعه مدت‌ها پیش بر آن تاکید کرده و آن این است که “حقوق عامه بر حقوق خاصه ارجحیت دارد” و برنامه من برای دولتم این است که آن را بر این پایه بنا کنم.

    وقتی در وزارت نفت بودم دست به جیب راه می‌رفتم و متخصصین کار می‌کردند

     معمولا رایج است افراد اسمی از کابینه خود ببرند، شما تصمیم ندارید از کسی نام ببرید؟

    افرادی که تجربه اداره کشور را ندارند با اتکا به اسم اعضای کابینه خود برای رای آوردن این کار را انجام می‌دهند. بعد از پیروزی انقلاب که استاندار خوزستان شدم به آنجا رفتم و افرادی را که از عقبه اجتماعی خوب و حسن شهرت برخوردار بودند در جایگاه‌های مختلف منصوب می‌کردم و دیدم که همه چیز به راحتی اداره شد.

    در وزارت نفت هم وقتی رفتم، افراد متخصص را جمع کردم و هر کدام را در جایگاه مرتبط با خود به کار گرفتم و به قول اصفهانی‌ها دست در جیب خودم کرده بودم و راه می‌رفتم و متخصصین کار می‌کردند و دیدم که خیلی خوب امور اداره شد؛ در مناصب دیگر هم که قرار داشتم همین کار را انجام دادم.

    در ایران بعد از جلب رضایت اهل فن، کشور اداره می‌شود، ولی اگر دوستان و امتیاز طلبان و رفقا را جمع کنیم، مردم می‌فهمند کارهای شما به نفع آن‌ها نیست و شما را همراهی نمی‌کنند.

      ستاد انتخاباتی هم راه اندازی کردید؟

    احتیاجی به ستاد ندارم؛ اگر مورد تایید شورای نگهبان قرار بگیرم اداره کشور را به همین صورت که گفتم پیش می برم. انقلاب ستاد ندارد؛ انقلاب قلب دارد و قلب انقلاب رضایت عامه است؛ باید با مردم طوری صحبت کرد که رضایتشان جلب شود.

  • ۱۴۰۰ غافلگیرمان می‌کنند؟

    ۱۴۰۰ غافلگیرمان می‌کنند؟

    ۱۴۰۰ غافلگیرمان می‌کنند؟
    ۱۴۰۰ غافلگیرمان می‌کنند؟

    ایسنا/خراسان رضوی انتخابات ۱۴۰۰ را بدون شک می‌توان یکی از مهم‌ترین انتخابات‌های ریاست جمهوری در چند سال اخیر عنوان کرد، انتخاباتی شاید با سناریوهای غیرقابل پیش‌بینی که ممکن است توسط شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی راهبری شود.

    آن‌چه که در انتخابات مجلس سال ۹۸ گذشت، مشارکتی که نسبت به دوره گذشته کاهش قابل توجهی را نشان می‌داد و حضور کم‌رنگ برخی از گروه‌های سیاسی، چالش‌های زیادی را درباره استراتژی و رویکرد احزاب و جریان‌ها به‌خصوص اصلاح‌طلبان نسبت به انتخابات ۱۴۰۰ ایجاد می‌کند.

    گمانه‌زنی‌های فراوانی درباره مردان میدان ۱۴۰۰ مطرح می‌شود، اما نکته قابل توجه در این میان چگونگی حضور احزاب، گروه‌ها و جناح‌های سیاسی در انتخابات است، اینکه آیا اصلاح‌طلبان دست به ائتلاف می‌زنند یا بار دیگر تن به کاندیدای نیابتی می‌دهند؟ در آن سوی میدان آیا جبهه پایداری در کنار اصول‌گرایان قرار می‌گیرد، از اردوگاه اصولگرایی آوای وحدت نواخته می‌شود؟ آیا با تعدد یا فقدان کاندیدا روبه‌رو خواهیم بود؟ و… .

    مروری بر اظهارات دبیران و روسای احزاب و فعالان سیاسی درباره آینده انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، شاید پاسخ به این سوالات را کمی شفاف‌تر کند.

    اصلاح‌طلبان با کاندیدای نیابتی وارد میدان می‌شود؟

    با توجه به تجربه انتخابات‌های گذشته ریاست جمهوری و مجلس که در آن‌، اصلاح‌طلبان به حمایت از کاندیداهای نیابتی و غیراصلاح‌طلب رو آورده‌ بودند و عده‌ای از آنها نتایج حاصل از این اقدام را به عنوان یک آسیب برای این جریان تلقی می‌کردند، این روزها برخی از احزاب و فعالان اصلاح‌طلب حمایت از کاندیداهای غیر اصلاح‌طلب را رد می‌کنند و بر حمایت از کاندیداهای باسابقه در این جناح تاکید می‌ورزند. چنان‌که احمد حکیمی پور، دبیرکل حزب اراده ملت ایران اسلامی در این مورد بیان می‌کند: اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ از نامزد نیابتی حمایت نخواهند کرد و با نامزد اختصاصی خود وارد عرصه رقابت می‌شوند.

    احمد شریف، عضو شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نیز در مورد معرفی کاندیدای اصلاح‌طلب گفت: معتقدم دیگر اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیدند که اگر قرار است که کاندیدایی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند این کاندیدا حتما باید شناسنامه اصلاحات داشته باشد و سابقه روشن و شفافی در گذشته داشته و معتقد به اصلاح‌طلبی باشد تا در صورت احراز پست ریاست جمهوری برنامه‌های اصلاح‌طلبان را اجرا کند.

    وی افزود: کاندیدای ما حتما باید این را ابراز کند که نسبت به جریان اصلاحات وفادار است، او نباید که خود را فراجناحی بداند، اما از یک جریان انتظار حمایت داشته باشد.

    علی صوفی، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان نیز با اشاره به انتخابات مجلس سال ۱۳۹۸ به عنوان نمونه‌ای از راهبرد صرف حمایت از کاندیدای اصلاح‌طلب اشاره کرد و خاطرنشان کرد: قطعاً می‌توانم اعلام کنم سیاست انتخابات ۹۲ تا ۹۶ دیگر تکرار نخواهد شد، به جهت آنکه تبعات آن، نارضایتی مردم و اوضاع نابسامان اقتصادی کشور است و اگر هم بخواهم سند ارائه کنم باید به راهبرد اصلاح طلبان در انتخابات ۹۸ اشاره کنم.

    وی اضافه کرد: در آن مقطع از انتخابات اعلام شده بود، راهبرد ما تعیین کاندیداهای اصلاح طلب است؛ یعنی اصلاح طلبِ شناسنامه دار و شناخته شده باشند، پس دیگر بحث ائتلاف و یا روی آوردن به افراد غیر اصلاح طلب در مقابل رقیب اصلی در آن راهبرد نفی شده است.

    صوفی افزود: تاکید شد اگر ما، کاندیداهای اصلاح طلب داشته باشیم فهرست می‌دهیم در غیر این صورت فهرستی ارائه نمی‌کنیم، کما اینکه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان همین سیاست را در انتخابات ۹۸ اعمال کرد.

    این عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان همچنین بر دو رویکرد انسجام‌بخشی و اجماع‌سازی در جریان اصلاحات تاکید کرد.

    برخی از احزاب اصلاح‌طلب به شکلی از معرفی کاندیدای حزب خود و سخنی از هماهنگی با شورای عالی سیاستگذاری مطرح نکرده‌اند، چنان‌که حسین نورانی نژاد، سخنگوی حزب اتحاد ملت در این مورد عنوان کرد: با کاندیدای خودمان در انتخابات شرکت می کنیم فعلا در حزب فقط صحبت شده کاندیدای حزبی خودمان را داشته باشیم و فعلا بنایی بر استفاده از کاندیدای نیابتی نداریم. همچنین تا کنون درباره هیچ مصداقی برای انتخاب کاندیدا صحبت نکرده‌ایم.

    احزاب اصلاح‌طلب دیگری همچون حزب اعتماد ملی مشخصا بر هماهنگی با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان تاکید کرده‌اند. محمد صادق جوادی‌حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مورد استراتژی حزب برای ورود به انتخابات ۱۴۰۰ تصریح کرد: در این مورد هنوز تصمیم گرفته نشده است اما رفتارهای این حزب عضو جریان اصلاح‌طلب در انتخابات گذشته، حکایت از این دارد که حزب اعتماد ملی در مجموع، با دیگر احزاب اصلاح‌طلب هماهنگی بالایی دارد و به صورت عضوی از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، عمل کرده است.

    اما آن‌طور که مشخص است کماکان برنامه مشخص و مدونی در میان احزاب و حتی درون احزاب اصلاح‌طلب وجود ندارد و احزاب مختلف فعلا در حال بررسی شرایط و انجام گفت‌وگوهای درون‌حزبی هستند. حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران در این مورد بیان می‌کند: هنوز جلساتی برای ائتلاف میان اصلاح‌طلبان شکل نگرفته است و فعلا در درون احزاب بحث‌های انتخاباتی در حال انجام است و ممکن است در آبان‌ماه جلسات هماهنگی بین احزاب و شخصیت‌های اصلاح‌طلب برگزار شود تا بتوانیم به یک خط و مشی مشترک برسیم.

    کارگزاران با برنامه می‌آید

    وی از اعلام برنامه حزب کارگزاران در آبان ماه خبر داد و خاطرنشان کرد: حزب کارگزاران در مقطع فعلی برنامه خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ تنظیم کرده و ویرایش نهایی این برنامه هفته آینده انشاالله آماده خواهد شد و به احتمال زیاد نیز امکان انتشار آن وجود دارد. برنامه حزب کارگزاران برنامه‌ای است که به عقل ما در حزب درباره آینده ایران رسیده است و به هیچ وجه هم درباره افراد هنوز وارد مصادیق نشده‌ایم.

    مرعشی در مورد تاکید حزب کارگزاران بر دولت تکنوکرات عنوان کرد: حزب کارگزاران حتما از یک نامزد غیرحزبی و حتی غیرجبهه‌ای حمایت نمی‌کند. اما همچنان محکم می‌گوییم که دولت آینده باید یک دولت غیرسیاسی و تکنوکرات باشد.

    در این میان حزب وحدت و همکاری ملی از آن دست احزاب اصلاح‌طلبی است که احتمال حمایت اصلاح‌طلبان از کاندیدای نیابتی را مطرح می‌کند، شهرام صادر، دبیرکل حزب وحدت و همکاری ملی در این خصوص با اشاره به اینکه اصلاح‌طلبان تاکنون به نامزد خاصی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نرسیده اند، گفت: احتمال دارد که این گروه‌ها درصورت نداشتن نامزد، گزینه نیابتی معتدل و نزدیک به اصلاح طلبان را برای انتخابات ۱۴۰۰ معرفی کنند.

    تکاپوهای اصولگرایی

    در آن سوی فضای انتخابات احزاب اصول‌گرا نیز شرایط مشابهی دارند و آن‌طور که مشخص است به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌اند و فعلا خبری از ائتلاف نیست و باید منتظر معرفی کاندیداهای مختلف از سوی این احزاب باشیم.

    سید محمد حسینی، دبیرکل کانون دانشگاهیان ایران اسلامی خاطرنشان کرد: جلساتی به صورت پراکنده در حال برگزاری است بدین معنا که تشکلها و احزاب اصولگرا هم به صورت جداگانه و هم در قالب چند جبهه، جلساتی را برگزار می‌کنند ولی هنوز انسجام لازم ایجاد نشده است.

    وی افزود: هنوز تصمیم واحدی درباره ساز و کارانتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ اتخاذ نشده است؛ به بیانی دیگر مانند دوران قبل که جبهه مردمی یا شورای ائتلاف، به جمع بندی می‌پرداخت هنوز چنین محوریتی شکل نگرفته است.

    اسدالله بادامچیان، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان این‌که «مهمترین مسئله فعلی حزب موتلفه اسلامی انتخابات ۱۴۰۰ است»، خاطرنشان کرد: حزب موتلفه اسلامی نیز بر اساس واقع گرایی با تحلیل درست و سعی بر تصمیم جمعی برای اقدام یکپارچه، برنامه خاص خودش را دارد.

    وی افزود: در انتخابات ریاست جمهوری بر اساس سیاست‌گذاری شورای مرکزی حزب اقدام مستقل و حضور جدی خواهیم داشت؛ لیکن در مورد این اقدام با همه تشکل‌ها و گروه‌ها تعامل و ارتباط برقرار خواهیم کرد و تلاش می‌کنیم که با اقدام جمعی و جامع و مورد پذیرش همه نیروهای انقلاب عمل کنیم.

    گزینه نظامی مورد وفاق اصولگرایان قرار می‌گیرد؟

    حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در مورد گزینه‌های انتخابات ۱۴۰۰ عنوان کرد: گرایش به نیروی مدیریت جهادی و اقتصادی است تا سایر گرایش‌ها، ولی روی مصادیق هیچ بحثی نشده است و اگر در بین گزینه‌ها یک فرد نظامی باشد که شاخص‌های لازم را داشته باشد، تعصبی وجود نخواهد داشت که آن  فرد نظامی است.

    برخی از احزاب اصول‌گرا نیز فعلا در صدد حضور حمایتی در جریان انتخابات هستند، چنان‌که غلامرضا مصباحی مقدم، عضو جامعه روحانیت مبارز گفت: ورود جامعه روحانیت به بحث انتخابات، ورودی فعال همراه با مشارکت با مجموعه شخصیت‌ها و احزاب سیاسی جریان انقلابی است.

    حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز نیز خاطرنشان کرد: به‌هیچ‌عنوان جامعه روحانیت مبارز تاکنون (۱۷ مهر) ورود مصداقی به انتخابات نداشته چون اکنون برای این کار خیلی زود است.

    تشکیل کمیته انتخابات جبهه پایداری

    جبهه پایداری نیز به عنوان یکی دیگر از احزاب تاثیرگذار اصول‌گرا از تشکیل کمیته انتخابات خود خبر داده است. مجید متقی‌فر سخنگوی جبهه پایداری خاطرنشان کرد: جبهه پایداری هنوز به صورت رسمی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری با کسی جلسه برگزار نکرده و صحبت‌های مطرح شده در خصوص نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری صرفا گمانه زنی بوده و هیچ مرجعیتی ندارند.

    کمال سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز با بیان این‌که « قصد داریم در انتخابات آتی به صورت فعال‌تری حاضر شویم.» عنوان کرد: معمولا بعد از هر انتخاباتی که انجام می‌شود، شورای مرکزی و هیئت رئیسه بررسی‌هایی انجام داده و نقاط ضعف و قوت را شناسایی می‌کنند و سپس در ادامه تلاش‌هایی برای برطرف شدن نقاط ضعف در کنار انجام فعالیت‌هایی برای حفظ و تقویت نقاط قوت صورت می‌گیرد.

    وی اضافه کرد: هم اعضایی که در معرض کاندیداتوری هستند و چهره‌های دیگر خارج از حزب، بررسی می‌شوند. همچنین افرادی که احتمال حضور آن‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری هم وجود دارد، از روی تحرکات، ملاقات‌ها و موضع‌گیری‌هایی که دارند، به صورت احتمال بررسی می‌شوند. البته این تنها درون احزاب است و شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری تاکنون وارد بحث انتخابات ریاست‌جمهوری به معنای خاص و مشخص نشده است.

    با تمام این اخبار و صحبت‌ها باید ببینیم که در ماه‌های پیش‌رو فضای انتخاباتی کشور و مولفه‌های تاثیرگذار بر آن به چه شکلی تغییر خواهند کرد و درنتیجه پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌های کدام حزب یا جریان سیاسی به شرایط آینده نزدیک‌تر خواهد بود و مسیر انتخابات ۱۴۰۰ برای ادامه حرکت کدام احزاب و جریان‌ها مناسب‌تر خواهد بود.

    انتهای پیام