برچسب: امام خمینی(ره)

  • پهپادهای بردبلند در حال ساخت است/هر تهدیدی را می‌توانیم پاسخ دهیم

    پهپادهای بردبلند در حال ساخت است/هر تهدیدی را می‌توانیم پاسخ دهیم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست، هادی رضایی؛ روزهای منتهی به ۲۲ بهمن یادآور اتفاقات و خاطرات تلخ و شیرینی بسیاری برای ملت ایران است، حوادثی که در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ رخ می‌داد. بیعت تاریخی و انقلابی همافران و کارکنان نیروی هوایی ارتش، حرکتی بود که تمام معادلات محمد رضا پهلوی و حامیانش را بر هم زد و به نزدیک شدن پایان عمر رژیم پهلوی سرعت بسیار بالایی داد. اقدام شجاعانه کارکنان نیروی هوایی ارتش موجب شد که سران رژیم شاهنشاهی به این نتیجه برسند که دیگر عمر حکومتشان به پایان رسیده و دیگر نمی‌شود این حرکت عظیم مردمی را مانند سال ۱۳۳۲ سرکوب کرد.

    در دهه مبارک فجر و در آستانه ۲۲ بهمن سال روز پیروزی انقلاب اسلامی به پاس احترام و بزرگداشت حرکت عظیم و تاریخ ساز همافران و کارکنان نیروی هوایی الهی ارتش و همچنین آشنایی با توان و قابلیت‌های امروز نهاجا و با گذشت ۴۳ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با امیر سرتیپ خلبان مهدی هادیان معاون هماهنگ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به گفتگو نشستیم.

    مشروح گفتگوی معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش با خبرگزاری مهر را در زیر می‌خوانید:

    با توجه به اینکه در آستانه بیست و دوم بهمن هستیم در مورد نقش نیروی هوایی و اقدام شجاعانه‌ای که در نوزدهم بهمن ماه توسط نیروی هوایی انجام شد و اهمیت آن توضیح دهید؟

    اجازه می‌خواهم ابتدا با اهمیت رسانه‌های جمعی در حوزه جنگ نرم گفتگو را آغاز و بعد به سوال جنابعالی برسم.

    امروز بخش مهمی از هژمونی و قدرت پوشالی آمریکا و ابرقدرت‌ها مرهون قدرت رسانه و همین طور بحث اخبار و حوزه جنگ ترکیبی و جنگ نرم متأثر از فضای رسانه است. آنها ابزار و فناوری‌های جدید را در خدمت گرفته‌اند تا مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند و بتوانند روی مخاطب کار فرهنگی انجام دهند، با توجه به تدابیری که فرمانده معظم کل قوا در بحث اهمیت جنگ رسانه‌ای و جنگ نرم داشتند هرچند کشور نسبت به ایده‌آل‌های ایشان فاصله دارد اما به نظرم با حضور خبرگزاری‌های قدرتمند و جوانان و پرنشاط و خوش فکری که در بدنه خبرگزاری‌ها هستند، بخشی از مطالبات مد نظر ایشان انجام شده و خبرگزاری‌ها به خوبی نقش خود را ایفا می‌کنند و ما از این بابت به عنوان یک شهروند و یک سرباز در حوزه جنگ سخت و جنگ نرم ممنون هستیم.

    مجدداً ایام الله دهه مبارک فجر انقلاب شکوهمند اسلامی را خدمت همه تبریک می‌گویم و یاد و خاطره جمیع شهدا، شهدای انقلاب، شهدای هشت سال دفاع مقدس، شهدای مدافع حرم و مدافع سلامت را گرامی می‌دارم. بهمن ماه یادآور خاطراتی شیرین از حماسه آفرینی‌های ملتی است که به پیروی از قیام حضرت سیدالشهدا و به رهبری امام راحل انقلاب را به پا کردند. انقلابی که ادامه راه انبیای الهی و مبارزه تاریخی حق علیه باطل است. این انقلاب به عنوان مهم‌ترین حادثه قرن معاصر، بسیاری از معادلات را در هندسه قدرت دستخوش تغییر کرده است و امروز نام ایران اسلامی به عنوان پرچمدار و ام القرای جهان اسلام مزین است و ان‌شاالله این انقلاب با دستان با کفایت مقام معظم رهبری تحویل صاحبش خواهد شد.

    ۴۳ سال از عمر این انقلاب می‌گذرد و امروز انقلاب با اقتدار و ثبات در اوج عزت و رشد عالی ست و ان‌شاالله به سرمنزل مقصود که ساخت تمدن نوین اسلامی و زمینه ساز ظهور حضرت ولی عصر (عج) خواهد رسید؛ اما هر حرکتی در شروع خود با توجه به اینکه ممکن است ثبات لازم را پیدا نکرده باشد، آسیب‌پذیری‌های خاص خود را خواهد داشت.

    روز نوزدهم بهمن روز حماسه آفرینی کارکنان نهاجا و روز به یاد ماندنی بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی است که در حقیقت کارکنان، افسران و درجه داران در تخصص‌های مختلف در آن جمع بودند و سایر کارکنان نهاجا هم در اقصی نقاط کشور و پایگاه‌های مختلف از این حرکت حمایت کردند.

    مردم عزیز عنایت دارند که ماه‌ها قبل از وقوع انقلاب، راهپیمایی‌ها، تحصن‌ها و اعتراضاتی در پایگاه‌ها توسط نیروهای پروازی، فنی، خلبان‌ها، همافران و سایر کارکنان انجام شده بود؛ مثل راهپیمایی پنج هزار نفری پایگاه بوشهر، اعتراضات در پایگاه بندرعباس و اصفهان و دستگیری جمعی از کارکنان نهاجا و اعزام آنان به زندان خاش جهت اعدام.

    انقلاب شگفتی قرن معاصر و روز نوزدهم بهمن شگفتی انقلاب و نقطه عطفی در تاریخ سراسر حماسه میهن اسلامی است و این عزت و افتخار به نام بچه‌های نیروی هوایی ثبت و ضبط شده است. در کلیه روزهای قبل از روز ۲۲ بهمن، یگان‌های عملیاتی ما اعتراضات به صورت علنی مطرح شده بود و این حرکت در سوابق ساواک و سازمان ضد اطلاعات ارتش در کلیه اسناد ثبت و ضبط شده است.

    این حرکت انقلابی کاملاً آشکار بود و نهایتاً در روز ورود حضرت امام (ره) و استقبال باشکوه توسط کارکنان نیروی هوایی از همان بدو ورود، از دریافت حضرت امام (ره) تا تأمین حفاظت ایشان، رفتن ایشان به بهشت زهرا تا زمان مستقر شدن شأن، در بحث کمک به مباحث حفاظتی اماکن مهم همه این جریانات نیروی هوایی نقش بسیار ویژه‌ای داشت.

    شرایط انقلاب در ایام الله دهه فجر و روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، شرایطی خاص و شکننده‌ای بود. زمانی که ارتش مهمترین پشتوانه رژیم طاغوت بود و هرگز این رژیم و ایادی سرسپرده آمریکا، فکر نمی‌کردند که ارتش تحت هیچ شرایطی بخواهد خلاف میل آنان عمل کند، اما با عنایت خداوند متعال، زمان شناسی، دشمن شناسی و تعهدشان باعث شد حماسه تاریخی روز نوزدهم بهمن اتفاق بیفتد و جمعی از کارکنان نیروی هوایی به عنوان پرچمدار و خط‌شکن حاضر شوند.

    بیعت تاریخی کارکنان نیروی هوایی ارتش با حضرت امام امید را به اردوگاه مردم و انقلابیون آورد

    انقلاب اسلامی یک شگفتی و نوزدهم بهمن یکی از شگفتی‌های انقلاب و نقطه عطف در تاریخ انقلاب اسلامی بود. اینکه گفتیم نیروی هوایی خط‌شکن بود، کسانی که خط شکنی می‌کنند باید جسارت لازم و ایمان کافی به کارکنان داشته باشند که این مدال افتخار و رزق لایحتسب را کارکنان نیروی هوایی کسب کردند و در آن روز تاریخی و بیعت تاریخی خط را شکستند. این اتفاق امید را به اردوگاه مردم و انقلابیون می‌آورد و به همان اندازه دشمن و وابستگان به نظام طاغوت را دچار یأس و ناامیدی می‌کند و به تعبیری کمر رژیم را می شکند.

    وقتی در کارزار نظامی کار به نقطه‌ای حساس می‌رسد، هر حرکتی می‌تواند صحنه و نتیجه‌ای متفاوت را رقم بزند که این اتفاق توسط بچه‌های نیروی هوایی رقم خورد. در روز بیستم و بیست و یکم، گارد مرکز آموزش‌ها را محاصره می‌کند و مردم داد می‌زنند که گارد دارد بچه‌های نیروی هوایی را قلع و قمع می‌کند، به دادشان برسید، مردم به سرعت به کمک بچه‌های نیروی هوایی آمدند و با نیروی هوایی همراه شدند و هیمنه گارد را شکستند و برگ زرین دیگری رقم می‌خورد.

    این انتخاب خداوند بود که بچه‌های نیروی هوایی این توفیق را پیدا کنند و آن حرکت تاریخی را انجام دهند، پس از سه روز از روز تاریخی ۱۹ بهمن ماه، همبستگی مردم و ارتش در جاهای مختلف اتفاق افتاده و ارتش با مردم همراه شد و انقلاب ظرف سه روز به پیروزی رسید. اگر واقعه نوزدهم بهمن نبود، می‌بایستی بهای سنگین و شهدای زیادی می‌دادیم و مشکلات زیادی برای ملت انقلابی پیش می‌آمد اما حضور کارکنان نیروی هوایی به این پیروزی سرعت زیادی بخشید و انقلاب به ثمر رسید.

    با گذشت چهل و سه سال از عمر انقلاب اسلامی تفاوت نیروی هوایی را با قبل از انقلاب در چه می‌بینید و شرایط امروز نیروی هوایی را، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    همانطور که می‌دانید قبل از انقلاب آمریکایی‌ها به لحاظ سیاست‌هایی که در خاورمیانه و غرب آسیا داشتند، نیروی زمینی و دریایی را به ویژه نیروی هوایی را به آخرین فناوری‌ها مجهز کرده بودند و آخرین هواپیماها، جنگنده، بمب افکن و شکاری، هواپیمای ترابری سنگین و نیمه سنگین را در اختیار ایران گذاشته بودند. شاید به نوعی بشود گفت ایران یکی از کشورهایی بود که قوی‌ترین ناوگان و قدرت هوایی بلامنازع را در منطقه داشت که آمریکایی‌ها در اجرای راهبردهای خود از آن بهره مند می‌شدند.

    ثروت این آب و خاک، تجهیزات، امکانات و آموزش‌ها در ارتش و به ویژه نیروی هوایی همه تحت‌الشعاع و در راستای سیاست‌های آمریکا بود و به تبع آن بحث وابستگی وجود داشت. نزدیک به صد هزار مستشار در کشور و به ویژه در نیروی هوایی بودند مستشاران کار راهبری را در سطوح بالا حتی در حوزه فرماندهی یگان‌های عملیاتی را انجام می‌دادند، از آموزش خلبان‌ها، بچه‌های فنی تا حوزه تعمیرات در رده‌های مختلف را آمریکایی‌ها انجام می‌دادند.

    یکی از بستگان نزدیک ما که در سیستم فنی بود تعریف می‌کردند که در آن زمان بچه‌ها خودشان قطعه‌ای را باز و تعمیر کردند و چون از پلمپ کارخانه آن را در آورده بودند، توبیخ و تنبیه شدند و کارشان به ساواک کشیده شد، در صورتی که این قطعه با هزاران دلار پول بیت‌المال خریداری می‌شد. قطعاتی که مشکل داشت به صورت پک می‌رفت و یک قطعه نو جایگزین آن می‌شد و این اوج وابستگی بود.

    ارتش و نیروی هوایی کاملاً متکی به مستشاران بود و آمریکایی‌ها باید کار قطعه رسانی را انجام می‌دادند، در آن زمان حوزه آفند و پدافند یکی بود انواع و اقسام سامانه‌ها، چه هواپیماهای ترابری سنگین، نیمه سنگین، سبک، هواپیمای جنگنده اف ۱۴، اف ۴، اف ۵، سایت‌های موشکی و راداری را آمریکایی‌ها پشتیبانی می‌کردند.

    حضرت آقا در خاطراتشان یاد می‌کنند که یکی دو ماه بعد از پیروزی انقلاب، جمعی از بچه‌های انقلابی نیروی هوایی خدمتشان می رسند و گزارشی می‌برند که طی یکی دو ماه آینده نیروی هوایی به‌کلی زمین‌گیر می‌شود و حضرت آقا این گزارش را به محضر امام می‌برند. امام به تعبیر ساده می‌فرمایند: بروید به بچه‌ها سلام من را برسانید و بگویید روی پای خودشان بایستند، می‌توانند هواپیما را سرپا نگه دارند، پیام حضرت امام به بچه‌ها منتقل می‌شود و امسال در آستانه چهل و سومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی هستیم و چهل و دو سال است که پرنده‌های ما پرواز می‌کنند.

    ما بعد از پیروزی انقلاب قائله های بزرگ شمال غرب و غرب را پشت سر گذاشتیم و حضور مقتدرانه نیروی هوایی را با تمام توان و قوا در طی این سال‌ها می‌بینید. اوج عزت و افتخار برای نیروی هوایی حماسه هشت سال دفاع مقدس بود. در آن روزها با وجود همه تحریم‌ها در نیروی هوایی به دست توانمند متخصصین داخلی به سرعت کار تعمیر، بازسازی و آماده سازی سامانه‌ها انجام می‌شود و ما افتخار می‌کنیم که اولین جهاد خودکفایی در نیروی هوایی تشکیل شد.

    نیروی هوایی در مأموریت‌های مختلفی همچون برخورد با ضد انقلاب به ویژه اشراری که در غرب و شمال غرب بودند و در روز اول جنگ و عملیات پر افتخار کمان ۹۹ حضور مقتدرانه‌ای داشت. بچه‌های نیروی هوایی بعد از پیروزی انقلاب با روحیه جهادی پای کار آمدند و سامانه‌ها را عملیاتی نگه داشتند. دفاع مقدس هم شرایط بسیار پیچیده‌ای بود که شاید مجال پرداختن به آن نباشد اما انجام هزاران سورتی در ماه و صدها سورتی در روز با آن محدودیت‌هایی که نیروی هوایی داشت به لحاظ اینکه یک قطعه کوچک هم می‌توانست هواپیما را زمین‌گیر کند، کار بسیار دشواری بود. بیشترین آمار شهدای ما به چند ماه اول و سال اول جنگ برمی‌گردد به خاطر اینکه نیروی هوایی یکه تاز میدان بود و سرنوشت جنگ را تغییر داد.

    حضرت آقا در فرمایشات خود تاکید دارند که هرگز فداکاری‌های خلبانان جان برکف و کارکنان نیروی هوایی را فراموش نمی‌کنیم. کارکنان نیروی هوایی مأموریت‌های افتخارآفرینی را انجام دادند؛ در دفاع مقدس هیچ عملیاتی نبود که نیروی هوایی حضور نداشته باشد، چه در حوزه عملیاتی و انهدام دشمن و چه به عنوان مأموریت پشتیبانی از نیروهای سطحی، شناسایی هوایی، ترابری هوایی و غیره و در هیچ عملیاتی در هشت سال دفاع مقدس نبوده که پشتیبانی نیروی هوایی چه قبل از عملیات و چه بعد و حین عملیات را نداشته باشیم.

    در روز اول جنگ دشمن بعثی اولین سیلی را دو ساعت بعد از حمله به ایران دریافت می‌کند و در روز اول جنگ بخش مهمی از تأسیسات نظامی، پادگان‌ها، پایگاه‌ها، مراکز سیاسی و اقتصادی دشمن، مورد آماج بمب‌ها و حمله خلبانان سرافراز میهن اسلامی قرار می‌گیرد. ظرف یک تا دو هفته صادرات نفت عراق به صفر رسید و اگر پشتیبانی سایر کشورها از غرب و شرق نبود شاید چند ماه هم به طول نمی‌کشید که به هر شکل نیروی هوایی با عملیات کمان ۹۹ جنگ را شروع و با عملیات غرور آفرین مرصاد جنگ را به پایان می‌رساند.

    امروز با عنایت خداوند متعال و تدابیر نورانی مقام معظم رهبری و روح خودباوری کارکنان نیروی هوایی، این نیرو به عنوان یکی از پرچمدارانی است که فعل ما می‌توانیم را صرف کرده‌است.

    شاید ما به ظاهر همان سامانه‌های قبل انقلاب را داشته باشیم اما با تغییراتی که در آنها ایجاد کرده‌ایم، می‌توانند به طیف گسترده‌ای از تهدیدات پاسخ بدهند و بخشی از بازدارندگی راهبردی که مد نظر مقام معظم رهبری ست را رقم بزنند. امروز این امنیت پایدار را در کنار عنایت خداوند متعال و به برکت خون شهدا، مرهون حوزه اقتدار نیروهای مسلح هستیم.

    هواپیماها ما شامل ناوگان‌های شکاری، شکاری بمب افکن، انواع هواپیماهای ترابری و حوزه پهپادی، حوزه جنگ نرم، حوزه شبیه ساز و جنگ الکترونیک آموزش همه به دست توانمند متخصصین مجرب، پیشکسوتان و جوانان انقلابی و خوش‌فکر در نیروی هوایی و حوزه صنایع دفاعی و شرکت‌های دانش بنیان به روز رسانی شده است.

    نیروی هوایی می‌تواند پاسخگوی هر تهدیدی باشد

    در حوزه توان رزم با برخورداری از انواع و اقسام طیف‌های مختلف از هواپیماهایی که از قبل داشتیم و چه هواپیماهایی که بعد از انقلاب خریداری کردیم و چه هواپیماهایی که به دست توانمند متخصصین داخلی ساخته شده مثل صاعقه و کوثر و انواع پهپادها همه از آسمان میهن اسلامی صیانت می‌کنیم. آلرت ما به صورت بیست و چهار ساعته در پایگاه‌های مختلف برقرار است و در صورت نیاز نیروی هوایی با ویژگی‌های ذاتی همچون چابکی، قدرت آتش، سرعت عمل و انعطاف پذیری بالا به سرعت می‌تواند پاسخ گوی هر تهدیدی باشد و این را کسانی که بایست بدانند خوب می‌دانند.

    امروز به مراتب وضعیت ما نسبت به قبل از انقلاب چه از لحاظ ناوگان و چه به لحاظ فناوری کاملاً متفاوت است. صنعت هوانوردی و داشتن نیروی هوایی یک صنعت بسیار پرهزینه است و یک عقبه فناوران محور و پشتوانه‌ای قوی می‌خواهد که بتواند این کار را انجام دهد که به حمدالله در نیروی هوایی این ظرفیت ایجاد شده است.

    در بحث مهم آموزش، در دانشگاه هوایی شهید ستاری و مرکز آموزش‌های هوایی شهید خضرایی، کلیه متخصصین را خودمان آموزش می‌دهیم؛ از آموزش‌های پایه تا آموزش‌های تخصصی، فنی، پروازی، انواع آموزش‌های پیشرفته خلبانی و در تایپ‌های مختلف هواپیماهای شکاری، شکاری بمب افکن و ترابری و پهپاد را خودمان انجام می‌دهیم.

    تربیت خلبان برای اینکه به نقطه‌ای برسد که مأموریت جنگی و رزمی انجام دهد، بایستی زمان خاص خود را سپری کند و فارغ التحصیل شدن از دانشکده خلبانی تازه شروع کار است؛ برای اینکه یک خلبان بتواند خلبان رزمی شود چه در حوزه هواپیمای شکاری، شکاری بمب افکن و چه ترابری و پهپادی باید کار تاکتیکی و رزمی بسیار دقیق را انجام دهید.

    امروز علی رغم همه تحریم‌های ظالمانه‌ای که دشمن چهل و دو سال به میهن اسلامی تحمیل کرده، بچه‌های نیروی هوایی روی پای خودشان ایستاده‌اند. ما از ناوگان هایمان علی رغم همه پیچیدگی‌هایی که دارد خودمان نگهداری می‌کنیم. رسیدن به مرز دانش و لبه فناوری باعث شده که امروز صاعقه را خودمان می‌سازیم؛ ما از ساختن پرستو شروع کردیم بعد رسیدیم به آذرخش، صاعقه و حالا کوثر، یاسین و همه اینها به دست توانمند متخصصین داخلی ساخته شد و این‌یک صنعت بسیار های‌تک و پیچیده است. فناوری‌های مختلف و زیرساخت‌های مهمی باید در کنار هم جمع شوند تا شما بتوانید یک هواپیما تولید کنید، چه برسد به یک هواپیمای شکاری بمب افکن که ویژگی‌های خاص خود را دارد.

    امروز به این افتخار نائل آمدیم که بخش‌های مختلف طراحی، بدنه آیرودینامیک هواپیما، سیستم‌های مختلف، تخصص‌های مختلف مورد نیاز در تولید و ساخت قطعات پیچیده و فن آورانه را خودمان انجام می‌دهیم‌.

    در حوزه تولید تسلیحات، موشک‌های حرارتی و دورایستا، چه پروژه‌هایی در دستور کار دادید و چه موشک‌هایی در این تولید شده است؟

    در حوزه قدرت هوایی و حاکمیت هوا و فضا، تجهیزات و تسلیحات به ویژه تسلیحات هوشمند حرف اول را می‌زند

    به لحاظ شرایط خاص سیاسی حاکم، ظرف یک ماه گذشته رزمایش‌های زیادی انجام شد و قبل از آن هم، رزمایش تخصصی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شده بود. در حوزه قدرت هوایی و حاکمیت هوا و فضا، تجهیزات و تسلیحات به ویژه تسلیحات هوشمند حرف اول را می‌زند. دیگر دوره بمب ۵۰۰ پوندی که ما در دوران دفاع مقدس استفاده می‌کردیم گذشته است.

    ما در دفاع مقدس واقعاً مظلومانه جنگیدیم، آن زمان خلبان‌های ما برای اینکه هدفی را با دقت بالا بزنند بایستی در ارتفاع پایین پرواز می‌کردند، در حالی که دشمن از سامانه‌های مختلف همچون دیواره کابل‌های زمینی تا انواع موشک‌ها و سلاح‌های سبک و سنگین پدافندی را بر علیه هواپیماهای ما استفاده می‌کرد؛ اما امروز این افتخار را داریم که سامانه‌ها و تسلیحات هوشمند، بمب‌ها و موشک‌های دور ایستا از صدها کیلومتر دورتر بدون اینکه به رینگ و سامانه‌های پدافندی دشمن وارد شوند در یک منطقه امن خلبان بتواند با فراغ خاطر و دقت تمام ناوبری را انجام دهد، بدون اینکه نگران دیده شدن باشد و با برخورداری از توانمندی‌های حوزه جنگ الکترونیک و سامانه‌های فریبیک هدف را از صدها مایل دورتر بزند و برگردد.

    حوزه موشک‌های هوا به هوا، بمب یا موشک به ویژه مهمات هوشمند، موشک‌های هوا به هوا، هوا به زمین و در کل هوا پایه داستان خاص خود را دارد و تعداد معدودی از کشورها این تسلیحات را در اختیار دارند. در صنایع دفاعی در حوزه موشک‌های هوا به هوا، هوا به زمین و هوا پایه سامانه‌هایی را تولید می‌کنیم که در عرصه نبرد هوایی شرایط را برایمان به گونه‌ای دیگر رقم بزنند و اقتدار و بازدارندگی را ایجاد نمایند. هیچ نگرانی نداریم و مؤلفه‌های قدرت بازدارندگی و قدرت راهبردی را در اختیار داریم.

    اگر دشمن امروز به حوزه جنگ شناختی، جنگ ترکیبی، جنگ نرم و همینطور حوزه اقتصاد، معیشت و دارو روی آورده به خاطر این است که از حوزه جنگ سخت هیچ چیزی عایدش نشده است و به این نتیجه رسیده‌اند که جنگ سخت هیچ‌گونه دستاوردی برایشان نداشته به جز اینکه هیمنه و اعتبارشان را زیر سوال ببرد و در اذهان عمومی خردشان کند.

    ارتش در دی ماه یکی رزم مشترک پهپادی داشت که همه نیروها در آن حضور داشتند، در مورد این رزمایش بفرمائید، نیروی هوایی از چه نوع پهپاد هایی استفاده کرد؟

    انواع و اقسام مهمات هوشمند، هواپیماهای شکاری، شکاری بمب افکن، کلاس‌های مختلف بمب و موشک‌های هوا پایه را در رزمایش‌های اخیر به کار بردیم. شاید یک زمانی پیشرفته‌ترین مهمات هواپیمای ما موشک نقطه زن آمریکایی بود؛ اما امروز آن موشک سبک ترین سلاح نقطه زنی ست که داریم، امروز با آنچه که در صنایع دفاعی و در حوزه جهاد خودکفایی ساخته شده می‌توانیم از صدها مایل دورتر اهداف را مورد اصابت قرار دهیم.

    توان ساخت پهپاد در کلاس‌های مختلف را داریم

    پهپادهای نیروی هوایی ارتش در حوزه نبرد، چه جنگ کلاسیک و چه جنگ ناهمطراز، نقش و اثر بخشی خاص خود را دارد. امروز نیروی هوایی توانمندی ساخت پهپاد در کلاس‌های مختلف را دارد و به حمد الله کشور در اوج افتخار و اقتدار قرار گرفته است. همانطور که در رزمایش‌های مختلف دیده‌اید، پهپادها از صدها مایل دورتر می‌توانند عملیات انجام دهند، پهپادها بسته به نوع ماموریتشان می‌توانند در فواصل مختلف و ارتفاعات مختلف کار انجام دهند.

    نیروی هوایی پهپادهای هوشمند قابل حمل و تجهیز به سلاح‌های هوشمند و پهپادهای جنگ الکترونیک را در اختیار دارد که می‌توانند کار جنگ الکترونیک را به خوبی انجام دهند و در کنار پهپادهای رزمی و هواپیمای باسرنشین وارد حوزه عملیاتی دشمن شده و به سامانه‌های دشمن نفوذ پیدا کنند.

    پهپادها در حوزه شناسایی و عکسبرداری هم پیشرفت زیادی داشته‌اند این پهپادها به راحتی توانستند از ناو هواپیمابر آمریکایی فیلم بگیرند و در بحث اشراف اطلاعاتی بسیار کارآمد هستند.

    پهپادهای هوشمند قابل تجهیز به سلاح‌های هوشمند و پهپادهای جنگ الکترونیک را در اختیار داریم پهپادها در حوزه رزم، شناسایی و جنگ الکترونیک در نیروهای مختلف مأموریت هایشان را انجام می‌دهند، امروز پهپاد یکی از شاخصه‌های اصلی حوزه توانایی رزم ارتش جمهوری اسلامی ایران است و مرکز ثقل آن نیروی هوایی ست.

    کار آموزش خلبان‌های پهپادی را خودمان انجام می‌دهیم و در حوزه ساخت هم وارد شده‌ایم و وضعیت پهپادهای ما به عنوان یک نیروی بازدارنده روز به روز بهتر و ایده آل تر می‌شود. پهپادها در حوزه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم شرایط خاص خود را دارند و مأموریت‌های خودشان را انجام می‌دهند.

    چند سال پیش پهپاد کمان ۱۲ رونمایی شد، آیا به تولید انبوه رسیده است؟ در چه حوزه‌های از آن استفاده می‌کنید؟

    بله، کمان ۱۲ امروز در رزمایش‌های مختلف نیروهای مسلح به کار گرفته می‌شود و امیدواریم در آینده نه چندان دور خبرهای خوشحال کننده تری در حوزه ساخت پهپادهای با برد بالاتر به سمع و نظر مردم عزیز برسد.

    در رزمایش تخصصی نیروی هوایی که در اصفهان برگزار شد کمان ۱۲ فیلم‌ها را از صحنه بمباران مناطقی که هواپیماها مورد اصابت قرار می‌دادند به صورت آنلاین به تهران مخابره می‌کرد، همزمان با آن پهپادهای کمان ۱۲ رزمی می‌آمدند و کار نقطه زنی را انجام می‌دادند و در کنار آن پهپاد کمان ۱۲ که محمول سیستم جنگ الکترونیک بودند مأموریت جنگ الکترونیک را در سناریوی رزمایش انجام می‌دادند. کمان ۱۲ به عنوان یک مؤلفه شاخص در رزمایش تخصصی نیروی هوایی و در رزمایش پهپاد ایفای نقش کرد و کار خود را در مأموریت تعریف شده به خوبی انجام داد.

    گردان تخصصی کمان ۱۲ را در تعدادی از پایگاه‌هایمان عملیاتی شده است

    ما شاهد پرواز همزمان پهپاد اطلاعاتی، شناسایی، پهپاد جنگالی، و پهپاد رزمی با تعداد زیاد بودیم و این نشان می‌دهد در حوزه تولید به جایی رسیده‌ایم که گردان تخصصی کمان ۱۲ را در تعدادی از پایگاه‌هایمان عملیاتی کنیم و در کنار سایر تولیداتی که داریم کمان دوازده هم بتواند با دستان پر افتخار خلبانان جان برکف و کارکنان فنی آماده پرواز و در مأموریت‌های واگذاری شرکت نمایند.

    امیر موسوی نیروی هوایی را قطب پهپادی ارتش اعلام کردند، شما فکر می‌کنید چرا نیروی هوایی این جایگاه را به دست آورده است؟

    آنچه که در تدابیر امیر فرمانده محترم آجا مطرح شد نشان دهنده انتظارات و مطالباتی ست که به سلسله مراتب باز می‌گردد و خاستگاه پرواز در ارتش است. زمانی که از حوزه پرواز صحبت می‌شود از عامه مردم تا حوزه تخصصی و سلسله مراتب، همه نگاه‌ها به نیروی هوایی ارتش برمی‌گردد. اینکه امیر موسوی از نیروی هوایی به عنوان مرکز ثقل پهپاد در ارتش جمهوری اسلامی یاد کردند، اقتدار آفرینی و مأموریتی ست که نهاجا در توان رزم و قدرت و دکترین بازدارندگی به عهده داشت و مدنظر سلسله مراتب است، نیروی هوایی بایستی به این نقش و رسالت خود بپردازد و مسئولیت خود را به خوبی انجام دهد.

    توانمندی نیروی هوایی را در حوزه جنگ الکترونیک و جنگ سایبری که امروز در سطح جهان بسیار مطرح می‌شود، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    تجهیزات هوایی به نوعی هستند که در حوزه جنگ الکترونیک و سایبر در کنار فناوری‌های مختلف به کار می‌رود. به همین دلیل عرصه هوایی از گذشته خاستگاه جنگ الکترونیک بوده است، شما وقتی تاریخ جنگ الکترونیک را می‌خوانید به وضعیت نیروی هوایی باز می‌گردد و هواپیماها این قابلیت را داشتند که کار جنگ الکترونیک را چه به صورت خاص و چه به صورت معمول انجام دهند.

    نهاجا جلودار حوزه جنگ الکترونیک است

    امروز وضعیت ما در حوزه جنگ الکترونیک کاملاً فرق می‌کند. یک زمانی پارت سامانه‌های جنگ الکترونیک که آمریکایی‌ها به ما می‌دادند طیفی محدود برای معدودی از سلاح‌های شرقی و روسیه در آن زمان تعریف شده بود؛ اما امروز با پیشرفتی که در حوزه جنگ الکترونیک داریم در باند فرکانسی بسیار گسترده، بر علیه رادارهای مختلف و در فرکانس‌های مختلف می‌توانند کار جنگ الکترونیک و کار فریب و اختلال را به خوبی انجام دهند؛ در حوزه رادارهای هوا پایه، سامانه‌های موشکی، رادارهای زمینی و موشک‌های زمین به هوا هم پیشرفت‌های زیادی داشتیم و این جزو افتخارات نیروی هوایی ست.

    در نیروی هوایی به لحاظ وضعیت خاصی که حوزه هوا و امنیت جنگ الکترونیک دارد، جلودار حوزه جنگ الکترونیک هستیم.

    حوزه سایبر هم بسیار خاص است و یکی از محتمل‌ترین تهدیدات محسوب می‌شود. هرچقدر تجهیزات و فناوری‌ها پیشرفته‌تر می‌شود به تبع آن آسیب‌هایی را هم ایجاد می‌کند و هر توانمندی ضعف‌های خاص خود را دارد. ما در حوزه سایبر هم وضعیت بسیار خوبی داریم، امکانات زمینی، کامپیوترها و تجهیزات پیشرفته داریم و می‌توانیم تهدیدات سایبری را خنثی کنیم و در وضعیت موجود به خوبی هم می‌توانیم آفند و هم پدافند را انجام بدهیم.

    با توجه به اینکه برخی از مأموریت‌ها بیست و چهار ساعته و همیشگی است و جنگ و صلح هم تأثیری بر آنها ندارد، آیا در حوزه دفاع از آسمان کشور و رصد آسمان کشور از توان پهپادی استفاده می‌کنید؟

    در حال حاضر پهپادها در بخشی از مأموریت‌ها به عنوان یک راهکار و راهبرد در حوزه مأموریت هواپیماهای با سرنشین می‌توانند ایفای نقش می‌کنند. ما گاهاً از پهپادها به عنوان یک راهبرد در کنار هواپیمای با سرنشین استفاده می‌کنیم و پاسخ مثبت هم گرفته‌ایم، ان‌شاالله با ساخت پهپادهای جدید به صورت گسترده و قوی از پهپاد ها استفاده خواهیم کرد.

    قطعاً در حوزه پهپاد نسبت به دهه‌های گذشته انقلابی ایجاد شده است. مطمئناً اگر نیاز باشد پهپادها در حوزه آفند به عنوان اولین لایه پدافندی عمل می‌کنند، نیروی هوایی این آمادگی را دارد که امکانات پهپادی را گسیل بکند و از امکانات و ظرفیت‌هایی که در این حوزه هست استفاده کند.

    بحث شبیه سازها در نیروی هوایی یک سابقه بسیار گسترده دارد تا الان هم این نیرو بسیاری از شبیه سازها را تولید و بهره برداری کرده است، با توجه به نیاز سازمان هواپیمایی کشور به این شبیه سازها آیا این توانمندی در نیروی هوایی وجود دارد که بتواند نیاز آنها را هم برطرف کند تا مجبور نشوند سالانه برای آموزش هزینه‌های زیادی صرف کنند؟

    حوزه شبیه سازها جز تخصص‌های ویژه و هایتک است که در نیروی هوایی کاربری و تعریف خاص خود را دارد. شبیه سازهایی که آمریکایی‌ها در آن زمان آورده بودند برای تعدادی از هواپیمای شکاری و ترابری بود به مرور زمان بسیاری از قطعاتشان فرسوده می‌شد و فن آوری شأن به مراتب پیشرفته‌تر از فناوری خود هواپیما بود. در گذشته شبیه سازی که بتوانند علاوه بر تیک آف لندینگ انجام دهد، قابلیت حرکت داشته باشد و مأموریت‌های تاکتیکی را شبیه سازی کند به هیچ عنوان وجود نداشت اما امروز شبیه ساز انواع پرنده‌ها یا به دست توانمند نیروهای خودمان ساخته شده مثل هواپیما گردان میراژ، صاعقه، کوثر و انواع دیگر و یا شبیه سازهایی که قبل از انقلاب بوده به روز رسانی شده است و فقط کابین شبیه ساز قدیمی است و کل قطعات کاملاً تغییر کرده و در خدمت نیروی هوایی هستند.

    بخشی از آموزش‌های ما، و توان رزم ما مرهون استفاده از شبیه سازهاست که این هم یک افتخار برای نیروی هوایی ست و ما سالیانه صدها خلبان را آموزش می‌دهیم.

    امروز ما با شبیه سازها کار تاکتیکی، نبرد هوایی، مأموریت برون مرزی انجام می‌دهیم و اهداف خاص را شبیه سازی می‌کنیم و خلبان‌ها از شبیه سازها استفاده می‌کنند.

    در حوزه هواپیمای ترابری سنگین و نیمه سنگین سیمیلاتورهای را داریم که اگر نیاز باشد، سایر سازمان‌ها نیز حتماً می‌توانند از آن استفاده کنند و هم به این قابلیت و مرز فناوری رسیده‌ایم که اگر نیاز باشد کار ساخت را انجام دهیم، این کار سخت‌تر از ساخت سیمیلاتور هواپیمای شکاری و نیمه شکاری بمب افکن و انواع هواپیماهای ترابری نیست.

     

    اخبار سیاسی |

  • ماجرای جلیقه ضدگلوله امام خمینی/ امام به بازرگان وقت ملاقات نداد

    ماجرای جلیقه ضدگلوله امام خمینی/ امام به بازرگان وقت ملاقات نداد

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ روایت جالب از سفر امام خمینی (ره) به پاریس مطرح می‌کند و درباره نحوه ارتباط خود با بنیانگذار انقلاب اسلامی، می‌گوید: من در سال ۴۱ رابط امام و مؤتلفه بودم و هر یکشنبه خدمت ایشان می‌رسیدم، آشنایی ما با امام به آن زمان برمی‌گشت.

    او در خصوص حضور بنی صدر در فرانسه و حتی حضور وی در هواپیمای امام [۱۲ بهمن ۵۷] به این نکته اشاره کرد که بنی‌صدر در اکثر جلسات امام حضور داشت و مطالب را یادداشت می‌کرد. او از همان دوران بدنبال ریاست جمهوری بود و برنامه ریزی کرده بود که بعد از پیروزی انقلاب اولین رئیس جمهور باشد.

    این مبارز انقلابی خاطره جالب از جلیقه ضد گلوله امام در مسیر بازگشت به کشور بیان می‌کند و می‌گوید: حاج مهدی عراقی به امام گفته بود، ما نگران شما هستیم. این جلیقه ضد گلوله را بپوشید. امام بنا به خواسته حاج مهدی جلیقه ضد گلوله را زیر عبایشان می‌پوشند. وقتی سوار بر هواپیما می‌شوند جلیقه را درمی‌آورند و دیگر نپوشیده بودند.

    این بخشی از اظهارات «توکلی بینا» در گفتگو با خبرنگار مهر است، او که مویی در عرصه مبارزه و فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی سفید کرده است هم اکنون از اعضای شاخص و صاحب نام حزب موتلفه اسلامی است، تشکلی که سال ۴۱ تشکیل شد و برخی از اعضای آن هم که آن مقطع در قالب هیئت‌های موتلفه فعالیت می‌کردند، در ستاد استقبال از امام خمینی (ره) مسئولیت‌های مهمی برعهده گرفته بودند.

    ۱۲ بهمن سالروز ورود بنیانگذار انقلاب اسلامی به کشور، فرصتی را فراهم کرد تا به سراغ وی برویم، او هم درخواست ما را برای گفتگو پذیرفت و با اشتیاق از خاطرات خود در سفر به فرانسه، حضور در ستاد استقبال امام، فعالیت‌های نهضت آزادی، بنی صدر و رجوی در اوایل انقلاب گفت.

    آنچه پیش رو دارید گفتگو با ابوالفضل توکلی بینا است:

    ضمن تشکر از جنابعالی بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادید بعنوان اولین سوال بفرمائید که چه شرایطی بوجود آمد که امام خمینی تصمیم گرفتند از نجف به پاریس بروند؟

    از آنجا که صدام با رژیم شاه هماهنگی خوبی داشت به امام خمینی اعلام کرد که دیگر نباید در اینجا سخنرانی و بیانیه صادر کنید، در غیر این صورت باید از عراق بروید. امام هم فرمودند من اگر فرودگاه به فرودگاه بروم رژیم فاسد پهلوی را بر ملأ می‌کنم. آیت‌الله مهری از شاگردان امام در کویت بود. ویزای همه را گرفته بود تا به امام به همراه خانواده و اعضای دفتر به کویت بروند. معمولاً علما را به اسم شهری که در آن زندگی می‌کنند می‌شناسند. فامیلی امام هم موسوی بود به همین خاطر ویزای امام را صادر کرده بودند. وقتی امام وارد مرز می‌شوند و پاسپورت خود را نشان می‌دهند همان جا می‌فهمند که ویزا را برای امام ارسال کرده اند.

    امام درخواست وزیر معارف عراق را قبول نکردند و از همان مرز به سمت بصره حرکت کردند؛ بصره شهر شیعه نشین بود و امام شب را در بصره خوابیدند و هنگامی‌که از خواب بیدار شده بودند به حاج احمد آقا اعلام کرده بودند که به فرانسه می‌رویم به هرحال از خروج امام مانع شدند. وزیر معارف عراق به امام می‌گوید: اگر می‌خواهید به نجف برگردید مانعی ندارد. امام در خواست وزیر معارف عراق را قبول نکردند و از همان مرز به سمت بصره حرکت کردند. بصره شهر شیعه نشین بود. امام شب را در بصره خوابیدند و هنگامی‌که از خواب بیدار شده بودند به حاج احمد آقا اعلام کرده بودند که به فرانسه می‌رویم.

    در آن زمان هر فرد می‌توانست تا ۳ ماه بدون ویزا در فرانسه اقامت داشته باشد. هیچ کسی هم به امام فرانسه را توصیه نکرده بود. از همان جا کارها پیگیری شد. تا امام به فرانسه بروند. مرحوم دکتر حبیبی و چند نفر دیگر در فرودگاه به استقبال امام آمدند.

    امام سه روز در حومه پاریس اقامت داشتند و از طرف دولت فرانسه اجازه مصاحبه هم نداشتند. شاه به رؤسای جمهور کشورها باج‌های زیادی داده بود تا از او حمایت کنند … «ژیسکار دستن» رئیس جمهور وقت فرانسه با شاه تماس می‌گیرد و می‌گوید: آیت‌الله خمینی به فرانسه آمده من چه کار کنم. شاه با توجه به ضعفی که حکومتش در سال ۵۶ داشت، از برگشتن امام به ایران می‌ترسید و از یک طرف دیگر هم فرانسه کشور مسیحی بود و گمان می‌کردند که ماندن امام در فرانسه خطری برای حکومتشان ندارد.

    شاه به «دستن» رئیس جمهور فرانسه اعلام کرد که من مشکلی ندارم و آیت الله خمینی می‌تواند در فرانسه بماند. نوفل لوشاتو در فاصله ۴۰ کیلومتری پاریس قرار داشت آقای عسگری نامی به امام گفت من در نوفل لوشاتو ویلایی دارم و آن را در اختیار شما قرار می‌دهم. حاج احمد آقا و اعضای دفتر با پیشنهاد آقای عسگری مخالفت می‌کردند و می‌گفتند: چه کسی به پاریس می‌آید که بعد از آن به ۴۰ کیلو متر دورتر از آن بیاید. امام انسان خوش ذوقی بودند، اعلام کردند من خودم می‌آیم آنجا را می‌بینم. امام وقتی آن ویلا را در نوفل لوشاتو دیدند، گفتند که اینجا برای اقامت ما خوب است. وقتی امام پسندیدند دیگر کسی جرأت نمی‌کرد مخالفت بکند.

    شما چگونه به فرانسه رفتید؟

    من از دوران مدرسه با شهید مهدی عراقی رفیق بودم. به شهید عراقی زنگ زدم و گفتم که مهدی هرچی ضد انقلاب هست دارد به فرانسه می‌رود؛ منظورم اعضای جبهه ملی بود. مهدی عراقی به من گفت: ما که نمی‌توانیم از کشور خارج شویم، ما قاتل منصور هستیم، به ما ویزا نمی‌دهند. من به مهدی گفتم الان سال ۵۶ هست و خیلی از اطرافیان شاه فرار کرده‌اند و مثل سابق نیست دیگر رژیم قدرتی ندارد.

    یک دوستی در اداره گذرنامه داشتیم با او هماهنگ کردیم و او گفت: مدارک‌تان را بیاورید ۲۴ ساعته گذرنامه‌تان را تحویل می‌دهم. خلاصه پاسپورت ما آماده شد و من هم بلیط پاریس را گرفتم. در فرودگاه لوور فرانسه پرواز ما نشست. در هتل ایفل پاریس مستقر شدیم. در خیابان کشان پاریس دفتری را به امام داده بودند با آن دفتر تماس گرفتم. تلفن را محمد هاشمی برداشت. به محمد هاشمی گفتم شما اینجا چه کار می‌کنید؟ محمد هاشمی گفت: من اینجا یک ماشین استیشن دارم دانشجویانی که به پاریس می‌آیند را من از اینجا به نوفل لوشاتو می‌برم.

    محمد هاشمی به من گفت: زود بیایید اینجا می‌خواهیم به نوفل لوشاتو برویم. موقع اذان ظهر به نوفل لوشاتو رسیدیم. جمعیت به حدی زیاد بود که نتوانستیم نماز جماعت بخوانیم. صبر کردیم تا نماز تمام شود. وقتی نماز تمام شد دیدیم یک طلبه سید جوانی به سمت ما آمد وگفت: حاج آقای توکلی شما کی رسیدید؟ من گفتم شما را نمی‌شناسم. گفت من سید حسین هستم پسر حاج‌آقا مصطفی خمینی، سید حسین ما را قبل از تبعید امام می‌شناخت.

    سید حسین به امام گفته بود که ما به نوفلوشاتو آمدیم. امام هم گفته بود بگویید اینجا بیایند. من در سال ۴۱ رابط امام و مؤتلفه بودم و هر یکشنبه خدمت ایشان می‌رسیدم، آشنایی ما با امام به آن زمان برمی‌گشت. خلاصه خدمت امام رسیدیم و ایشان به ما خیلی محبت کردند و گفتند وسایل‌تان کجاست؟ گفتیم در هتل ایفل پاریس هست. امام گفتند: بروید وسایل‌تان را بیاورید و اداره اینجا برعهده شما دو نفر است. وسایل‌مان را آوردیم ویک اتاقی را در روستای نوفل لوشاتو گرفتیم.

    روزانه بین ۳۳۰ تا ۴۰۰ خبرنگار و اصحاب رسانه به محل استقرار امام می‌آمدند. در هر وعده حدود ۷۰۰ تا غذا برای پذیرایی مهمانان تدارک می‌دیدیم

    روزانه بین ۳۳۰ تا ۴۰۰ خبرنگار و اصحاب رسانه به محل استقرار امام می‌آمدند. در هر وعده حدود ۷۰۰ تا غذا برای پذیرایی مهمانان تدارک می‌دیدیم. شب‌ها ازطرف انجمن اسلامی دانشجویان پاریس ما را برای سخنرانی به پاریس می‌بردند. شهید عراقی در آنجا تحلیل تاریخی مرحوم نواب را بیان می‌کردند. برای اینکه نماز صبح مان قضا نشود معمولاً تا اذن صبح در پاریس بیدار بودیم. ساعت ۹ صبح هم برنامه‌های امام در نوفل لوشاتو شروع می‌شد.

    تأمین امنیت نوفل لوشاتو بر عهده کدام نهاد یا گروه بود؟

    قوی‌ترین نیروی امنیتی پاریس ژاندارم‌ها بودند. روزانه ۴۰۰ ژاندارم امنیت آنجا را تأمین می‌کردند. منزل امام فاصله کمی از محل جلسات داشت. وقتی امام می‌خواستند از منزل به محل جلسات و دفترشان بروند پلیس فرانسه خیابان را می‌بست. این کار را معمولاً برای رؤسای جمهور کشورها انجام می‌دادند. بعضی وقت‌ها هم که اخباری مبنی بر تحرکات ضد انقلاب دریافت می‌شد حدود ۶۰ نفر نیروی نظامی با هماهنگی ما شب‌ها محوطه اقامت امام را می‌بستنند تا خطری امام را تهدید نکند. فرانسوی‌ها در آن زمان خیلی همکاری کردن اما چه سود که با اقدامات بعدی ارزش کارهای خود را از بین بردند و مقابل انقلاب ایستادند.

    همانطور که گفتید افراد ملی مذهبی در اطراف امام در پاریس حضور داشتند. از اعضای سازمان مجاهدین خلق هم در فرانسه حضور داشتند؟

    رجوی به پهلوی‌ها قول همکاری کامل داده بود در غیر این صورت او را می‌کشتند

    خیر- امام سازمانی‌ها را خوب می‌شناخت و اجازه نمی‌داد که این افراد به ایشان نزدیک شوند. زمانی که من و حاج مهدی را به خاطر اعدام انقلابی منصور زندان کردند با تفکرات افراد سازمان در آنجا آشنا شدیم. اگر مسعود رجوی با رژیم پهلوی قوام نکرده بود، اعدام شده بود. رجوی به پهلوی‌ها قول همکاری کامل داده بود در غیر این صورت او را می‌کشتند.

    افرادی مثل صادق قطب زاده که بعدها مقابل انقلاب ایستادند در فرانسه کنار امام حضور داشتند و حتی با هواپیمایی که امام در آن حضور داشت به ایران برگشتند این افراد چگونه به امام نزدیک شدند؟

    افرادی مثل صادق قطب زاده و ابراهیم یزدی از طریق نهضت آزادی به امام نزدیک شدند و یا عضو نهضت آزادی بودند. یک روز این افراد سخنرانی امام را چاپ کردند و در انتهای آن نوشتند نهضت آزادی. مرحوم حاج احمد آقا از این قضیه به شدت ناراحت بودند. من همان جا به حاج احمد گفتم نگران نباشید اوضاع در کنترل ما هست و بعد از آن هم دیگر نگذاشتیم که دست به همچنین کاری بزنند. بعضی از این افراد بر سر مسائل جزئی با هم رقابت و دعوا داشتند.

    خاطرم هست بنی‌صدر وقت مصاحبه برای خبرنگاران می‌خواست، ابراهیم یزدی به او وقت نمی‌داد و می‌گفت خودم باید خبرنگاران را هماهنگ کنم. این نکته را هم بگویم بنی‌صدر در اکثر جلسات امام حضور داشت و مطالب را یادداشت می‌کرد. او از همان دوران بدنبال ریاست جمهوری بود و برنامه ریزی کرده بود که بعد از پیروزی انقلاب اولین رئیس جمهور باشد.

    نقل می‌کنند از سران کشورها در نوفل لوشاتو با امام دیدار می‌کردند؛ خاطره‌ای از این دیدارها دارید؟

    روال دیدارها به این شکل بود که شب‌ها دانشجویان و ارادتمندان امام می‌آمدند و روزها هم افراد سرشناس و شخصیت‌های مهم به دیدار امام می‌آمدند. وقت‌های ملاقات صبح‌ها را ابراهیم یزدی هماهنگ می‌کرد اتاق دیدارهای امام بسیار کوچک بود اکثراً قبل از اینکه امام را ببینند تصور می‌کردند که امام الان در جای مجللی می‌خواهد با آنها دیدار کند. در یکی از این دیدارها «کلارک» دادستان اسبق آمریکا آمد. کلارک دیدارش با امام تمام شد.

    «کلارک» دادستان اسبق آمریکا بعد از دیدارش با امام خمینی گفت: ایشان یک مرد استثنایی در تاریخ است ما رابطه‌مان با ابراهیم یزدی و هم طیفانش خوب نبود دلیل آن هم این بود که مبانی مبارزه ما با آنها فرق داشت. آنها دنبال بدست آوردن مناصب حکومتی بودند. به محمدهاشمی گفتم: که از کلارک بپرسید که نظرش در رابطه با رهبر و امام ما چیست؟ کلارک قدری فکر کرد و گفت ایشان یک مرد استثنایی در تاریخ است. شبیه این جمله را فرح پهلوی در کتاب دختر یتیم نوشته است. در جلد دوم این کتاب درباره شخصیت امام خمینی نوشته: من نمی‌دانم در سیمای این مرد روحانی چه بود که در یک روستا، دنیا را به خود جذب کرد. این جمله بسیار معنا دارد آن‌هم از زبان کسی که همسر شاه مملکت بود و امام هم مقابل همسر او قیام کرده بود.

    واکنش مسیحیان در مواجه با امام خمینی به چه صورتی بود؟

    یکی از اتفاقات جالب در نوفل لوشاتو ماجرای استقبال کلیساهای فرانسه از امام خمینی بود. هنگامی‌که امام در فرانسه مستقر شدند ۵ نفر از طرف کلیساهای فرانسه جهت خوش‌آمد گویی به دیدار امام آمدند. امام هم وقتی فهمید این افراد قرار است به دیدار ایشان بیایند فرمودند که برای این‌ها کادو و گل بگیرید. وقتی این افراد امام را دیدند اشک شوق از چشمانشان جاری شده بود. سرپرست این افراد خطاب به امام گفت: «ای امام ای کسی که آمده‌ای حاکمیت خدا را برروی زمین برقرار کنی. این حرف برای شیعیان است نه برای مسیحیان، فضای عجیبی در آن دیدار بوجود آمده بود.»

    محور اصلی سخنرانی‌های امام خمینی در آنجا چه بود؟

    امام خمینی هر شب بعد از نماز سخنرانی داشتند. محور اصلی سخنرانی امام هم در نقد رژیم پهلوی بود. امام هرشب در سخنرانی‌هایشان می‌گفتند که شاه باید برود. یک عده از افرادی که ترسو بودند می‌گفتند: این سید چه می‌گوید کشوری که شصت هزار نیروی مستشار آمریکایی در آن است چگونه می‌شود که شاه برود. این را هم اینجا بگویم. سه رکن اساسی کشور، ارتش، آموزش و پرورش و برنامه و بودجه در اختیار آمریکایی‌ها بود. شاه در تنظیم بودجه هیچ نقشی نداشت. افراد ترسویی که در آنجا بودند از مشی امام خبر نداشتند. امام شخصیتی بسیار مستحکم بود. امام فرزند شهید بود و پدر او توسط رضا خان به شهادت رسیده بود. ایشان از همان ابتدا با روحیه مبارزه بزرگ شده بود برخی فکر می‌کردند که امام یک فرد معمولی است.

    وقتی خبر فرار شاه به امام رسید ایشان چه برخوردی داشتند؟

    همان طور که عرض کردم امام هرشب در سخنرانی‌های خود می‌گفتند شاه باید برود. وقتی که در روز ۲۶ دی ماه شاه از کشور فرار کرد، امام گفت هرکسی که می‌خواهد با من دیدار کند باید سه جمله را بنویسد. اول نفی رژیم پهلوی کند. دوم مبارزات ملت ایران را تأیید کند و سوم بنویسد من که هستم و موضعش چیست؟

    یکی از افرادی که درخواست ملاقات با امام را داشت مهندس بازرگان بود و چون بازرگان جملات نفی رژیم پهلوی، تأیید مبارزات ملت ایران و مواضعش را ننوشته بود، امام به او وقت ملاقات نداد افرادی که درخواست ملاقات با امام را داشتند، وقتی شرط ملاقات با امام را فهمیدند چه واکنشی داشتند؟

    یکی از افرادی که درخواست ملاقات با امام را داشت مهندس بازرگان بود. چون بازرگان این جملات را ننوشته بود به او وقت ملاقات نداد. شاهپور بختیار درخواست ملاقات با امام را داده بود. امام فرمودند به او بگویید استعفا بدهد بعد بیاید اینجا. یک روز رئیس جبهه ملی آمد و از امام وقت ملاقات خواست. من به او گفتم: امام گفته است این سه جمله را بنویسید بعد می‌توانید با ایشان دیدار کنید. رئیس جبهه ملی این متن را نوعی دیگر نوشت. من نوشته‌ی او را به امام نشان دادم امام گفت: آن چیزی که من گفتم را باید بنویسد. رئیس جبهه ملی نوشته‌اش را اصلاح کرد و بعد از آن توانست با امام دیدارکند.

    با توجه به شناختی که از امام داشتید، اگر شاه در ۲۶ دی ماه فرار نمی‌کرد آیا امام خمینی به ایران برمی‌گشتند؟

    قطعاً بر می‌گشتند. قبل ازاینکه شاه فرار بکند بسیاری از سران از ایران رفته بودند و شاه دیگر کسی را اطراف خود نداشت. شاه انقدر ضعیف شده بود که التماس می‌کرد کسی با او صحبت کند. شما نگاهی به صحبت‌های روز فرارش بیاندازید در چهره او اضطراب و استرس موج می‌زد. او وحشت کرده بود که از ایران رفت.

    از چه زمانی امام تصمیم گرفتند به ایران برگردند؟

    وقتی که خبر فرار شاه منتشر شد امام در سخنرانی اعلام کردند که من باید به میان مردم بروم. یک عده نفوذی هم امام را نصیحت می‌کردند که فعلاً صلاح نیست به ایران بروید.

    هنگام آمدن امام از فرانسه نقل شده که برای امام جلیقه ضد گلوله تهیه شده بود از این ماجرا اطلاعی دارید؟

    وقتی که امام تصمیم گرفتند به ایران برگردند به میزان ظرفیت ۳ فروند هواپیما ۷۴۷ ثبت نام کرده بودند که همراه امام به ایران برگردند. امام هم هزینه سفر حدود ۲۰ نفر از نزدیکان مثل حاج احمد آقا و حاج مهدی عراقی را متقبل شدند و گفتند بقیه افراد با هزینه خودشان به ایران برگردند.

    مهدی عراقی به امام خمینی می‌گوید ما نگران شما هستیم، این جلیقه ضد گلوله را بپوشید؛ امام بنا به خواسته حاج مهدی جلیقه ضد گلوله را زیر عبایشان می‌پوشند وقتی امام می‌خواستند به فرودگاه بروند اطرافیان امام نگرانی بسیاری داشتند. حاج احمد آقا برای امام جلیقه ضد گلوله تهیه می‌کنند ولی می‌ترسیدند که به امام بگویند این جلیقه را بپوشند. حاج احمد می‌رود به شهید مهدی عراقی می‌گوید ما نمی‌توانیم به امام بگوییم که این جلیقه را بپوشد این کار شما است. به امام بگویید این جلیقه را بپوشد. حاج مهدی عراقی می‌رود به امام می‌گوید: ما یک عمری مقلد شما بودیم و هر چه شما گفتی ما گوش دادیم. امروز شما باید مقلد ما بشوید. امام لبخندی می‌زند و می‌گوید: چه چیزی پیش آمده که من باید امروز مقلد شما بشوم. حاج مهدی می‌گوید ما نگران شما هستیم. این جلیقه ضد گلوله را بپوشید. امام بنا به خواسته حاج مهدی جلیقه ضد گلوله را زیر عبایشان می‌پوشند. وقتی سوار بر هواپیما می‌شوند جلیقه را درمی‌آورند ودیگر نپوشیده بودند. امام آرامش عجیبی داشتند.

    وقتی در هواپیما خبرنگار از امام پرسیده بود: «چه احساسی دارید؟» امام گفته بودند: «هیچ». ایمان محض به خدا داشتند. امام می‌گفت: اگر ما شهید بشویم که راه سعادت را طی کرده‌ایم. ما باید تکلیف مان را انجام بدهیم.

    روز ۲۱ بهمن از طرف رژیم اعلان حکومت نظامی شد. رژیم برنامه‌اش این بود که با ایجاد رعب و قتل عام بتواند قدرت را برگرداند و از طرفی شاه هم مجدداً بر تخت بنشیند. امام وقتی خبر حکومت نظامی را شنید از اتاق‌شان بیرون آمدند و خطاب به حضار گفت: به مردم بگویید از خانه‌ها بیرون بیایند و حکومت نظامی هیچ معنایی ندارد.

    کمیته استقبال چگونه شکل گرفت و اعضای این ستاد چه کسانی بودند؟

    در آخرین روزهایی که در پاریس بودیم. معمولاً شب‌ها بعد از جلسات در جمع کوچک با امام حرف می‌زدیم. یک روز من، شهید عراقی، حاج احمد آقا و امام نشسته بودیم. امام به جمع بندی رسیده بودند که دیگر باید به ایران برگردند. بعضی از افراد هم می‌ترسیدند و می‌گفتند که این کار صلاح نیست. امام در پاسخ به نصیحت‌های این افراد گفتند: من باید زودتر از این‌ها بین مردم بروم. وقتی که از تصمیم امام مطمئن شدم به حاج مهدی عراقی گفتم: مهدی وقتی آیت‌الله کاشانی از تبعید برگشتند من ۱۳ ساله بودم و جمعیت استقبال کننده آن روز را در خاطرم هست. آن روز ایران ۱۷ میلیون نفر جمعیت داشت. امروز جمعیت ایران ۳۶ میلیون نفر است. همه‌ی ملت ایران می‌خواهند به دیدار امام بیایند ما باید ستاد استقبال تشکیل دهیم.

    مهدی عراقی گفت من به ایران می‌روم و کارهای تشکیل ستاد را انجام می‌دهم. من به مهدی گفتم تو باید همراه امام باشی و بهتر است با امام برگردی. رفتیم با امام صحبت کردیم و اجازه گرفتم. من به ایران برگشتم و کارهای مربوط به استقبال امام را انجام دادیم. اعضای ستاد هم عمدتاً دوستان مؤتلفه بودند.

    نقل می‌کنند افرادی مثل رجوی و اعضای سازمان مجاهدین خلق برای همکاری در ستاد استقبال اعلام آمادگی کرده بودند این مطلب چقدر صحت دارد؟

    چند شب قبل از اینکه امام به ایران برگردند. صباغیان به همراه مسعود رجوی به ستاد آمدند. صباغیان گفت این دوستان را برای محافظت و تأمین امنیت مراسم پیشنهاد می‌کنیم. به رجوی گفتیم شما چه امکاناتی دارید؟ رجوی گفت: من یک اسلحه دارم. آن اسلحه را هم از پایگاه آمریکایی‌ها به همراه کلی پول برداشته بودند. از طرفی ما این افراد را از دورانی که زندان بودیم می‌شناختیم و با افکار آنها آشنا بودیم. خلاصه مسئولیت امنیت را به اینها ندادیم و به بچه‌های مجاهدین انقلاب واگذار کردیم. بالای ماشین امام هم یک صفحه ضد گلوله نصب کردیم. هفت هزار نیرو در بهشت زهرا مستقر کرده بودیم و برای جلوگیری از ازدحام حفظ امنیت جانی امام و حضار محوطه را نفس کشی کرده بودیم.

    درباره همکاری اعضای نیرو هوایی در روز استقبال از امام کم‌تر مطلبی گفته شده است درباره نقش این عزیزان هم اگر خاطره‌ای دارید بیان کنید؟

    دوستان ما در نیروی هوایی قبل از اینکه امام وارد شوند با همکاری می‌کردند. از قبل هماهنگ کرده بودیم که یک هلی کوپتر در بهشت زهرا مستقر کنند تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانیم از آن استفاده کنیم. اتفاقاً وقتی ماشین امام وارد بهشت زهرا شد ماشین ایشان صفحه کلاج سوزاند و امام را سوار همین هلی‌کوپتر کردیم و در جایگاه سخنرانی مستقر کردیم. بعد از آن سخنرانی معروف، ایشان را با همان هلی‌کوپتر به بیمارستان هزارتختخوابی بردیم.

    چند روز قبل از اینکه امام وارد فرودگاه شوند همین بچه‌های نیروی هوایی چندین مرتبه من را به فرودگاه بردند و من از آنجا کروکی برداشتم. ما طراحی کرده بودیم که امام از ترمینال ۲ خارج شوند و از آنجا به سمت بهشت زهرا حرکت کنند. جمعیت به حدی زیاد بود که امکان نداشت امام را به سالن ترمینال دو ببریم. همان جا به مهدی عراقی گفتم: مهدی امام را به پاویون دولت ببریم جمعیت به حدی زیاد است که نمی‌شود به ترمینال دو برویم.

    در محوطه فرودگاه یک ماشین بنز سرمه‌ای رنگ قرار داشت و در نزدیک ماشین هم حدود ۶۰ نفر از همافران مسلح هم قرار داشتند. من یک مرتبه ترسیدم که خدایی نکرده این‌ها به امام حمله نکنند. درب ماشین را که باز کردم تا امام سوار ماشین شود. امام یک مرتبه رو به همافران کرد و گفت: «تا کی شما افسران شریف ایستاده‌اید تا این بختیار خائن شرف شما را ببرد.» همافران وقتی این حرف امام را شنیدند شروع به صلوات فرستادن کردند و درحمایت از امام شعار سر دادند. نهایتاً هم در روز ۱۹ بهمن به صورت خود جوش به دیدار امام آمدند و با امام بیعت کردند.

    مردم می‌دانستند که امام بعد از بیمارستان به مدرسه علوی می‌روند؟

    خیر- امام بعد از اینکه با مجروحان در بیمارستان ملاقات کردند به خانه یکی از منسوبانشان در نزدیکی بیمارستان رفتند و بعد از ظهر به مدرسه علوی آمدند. مردم بعد از اینکه امام مستقر شدند متوجه شدند و برای دیدار با ایشان به مدرسه علوی می‌آمدند. اگر مردم از قبل محل استقرار امام را می‌دانستند دیگر نمی‌توانستیم ایشان را از شدت ازدحام جمیعت به مدرسه بیاوریم.

    در بخشی از خاطرات شما آمده هنگامی‌که به ایران آمدید شروع به پخش اعلامیه‌های امام در کشور کردید راجع به این ماجرا توضیح می‌دهید؟

    دوستانی در مخابرات داشتیم. از طریق این دوستان شرایط را فراهم کرده بودیم که هر شب از منزل ما با پاریس تماس می‌گرفتیم و متن سخنرانی‌های هرشب امام را در آنجا می‌گرفتیم. به همراه شهید حاج طردخانی سخنرانی‌های امام را پیاده می‌کردیم. و با دستگاه تکثیری که در آنجا داشتیم ۳۰ نسخه از آن را تکثیر می‌کردیم. در ۳۰ نقطه از تهران نیرو داشتیم. این افراد متن پیاده شده سخنرانی‌ها را تکثیر می‌کردند. هر روز قبل از اینکه آفتاب طلوع کند متن سخنرانی شب گذشته امام در سطح شهر پخش می‌شد.

    خود امام برنامه ورودشان به ایران را برنامه ریزی کرده بودند؟

    امام در تماسی که از فرانسه به ایران گرفتند، گفتند: ابتدا می‌خواهم بروم مزار شهدا را زیارت کنم و سپس بین مجروحین بروم. که قرار شد امام را به بیمارستان هزار تختخوابی ببریم. بعد از آن روز، اسم این بیمارستان، امام خمینی شد.

    ما دیگر شب‌ها خانه نمی‌رفتیم و شب‌ها در مدرسه رفاه می‌ماندیم. مدرسه رفاه را با پولی که از امام گرفته بودیم ساخته بودیم و از آنجا که این مدرسه در اختیار خودمان بود شرایط برای ما راحت تر بود. در طول ۳۶ کیلومتر مسیر امام از فرودگاه تا بهشت زهرا را بازوبند انتظامات پخش کرده بودیم و افرادی را برای برقراری نظم مشخص کرده بودیم.

    در هر منطقه فرد امینی داشتیم آن فرد امین رابط بین ما و سایر نیروهای انتظامات بود. در رابطه با مکان استقرار امام در مدرسه رفاه مشکل ازدحام جمعیت را داشتیم. قبل از اینکه امام وارد ایران شود به همراه شهید مطهری به مدرسه علوی رفتیم دیدیم با توجه به موقعیتی که این مدرسه دارد برای استقرار امام و دیدارهای ایشان با سایر اقشار مناسب‌تر است. با مسئولین مدرسه علوی صحبت کردیم آن‌ها هم موافقت کردند.

    برنامه‌های مدرسه علوی درزمان حضور حضرت امام به این ترتیب بود که صبح تا ظهر آقایان حضور داشتند و بعد از نماز و ناهار ساعت ۳ بعد از ظهر خانم‌ها برای دیدار با امام به مدرسه علوی می‌آمدند. در روزهای اول و دوم که خانم‌ها به دیدار امام می‌آمدند حدود ۴۰۰ نفر از خانم‌ها از شوق غش کرده بودند. با توجه همین مشکلاتی که بوجود آمده بود بعضی از دوستان با حضور خانم‌ها مخالفت می‌کردند.

    یک روز در حضور حضرت امام راجع به همین قضیه صحبت شد. شهید محلاتی آنجا گفتند که حضور خانم‌ها دیگر صلاح نیست و حرام است. امام همان جا فرمودند خیال می‌کنید شما مردها شاه را از تخت پایین کشیدید؟ همین زن‌ها بودند که بچه به بغل وارد میدان شدند حق آن‌ها از شما بیشتر است. امام بسیار با هوش بودند این برخورد را در مقطعی انجام دادند که غربی‌تلاش داشتند اسلام را با مسئله حقوق زنان تخریب نمایند.

    امام به صورت مجزا هم با اعضای ستاد استقبال دیدار داشتند؟ اگر خاطره‌ای دارید از آن دیدار بیان کنید؟

    یکی از شب‌ها امام جلسه‌ای را با حضور دست‌اندرکاران در مدرسه علوی برگزار کرد. امام جمله‌ای در آن جلسه گفتند که هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. امام ضمن تشکر از زحمات بچه‌ها خطاب حضار گفت: من نوکر شما هستم. وقتی امام این حرف را زدند فضای جلسه تغییر کرد. واقعاً انتظار همچنین جمله‌ای را از امامی که دنیا را متحیر خود کرده بود نداشتیم. از این جمله امام همه خجالت زده شدیم و چشم حضار گریان شد.

    امام همان‌جا گفتند بروید انتخابات برگزار کنید و هیئت مدیره تشکیل دهید و مشکل خانم‌ها را هم حل کنید. انتخابات برگزار شد و اعضای هیئت مدیره انتخاب شدند. در هیئت مدیره بنده، شهید رجایی، مرحوم عسگراولادی، محسن رفیق دوست و شهید عراقی حضور داشتیم. هر کدام از اعضای هیئت مدیره یک مسئولیتی را بر عهده داشت. محسن رفیق دوست مسئول امنیت ساختمان شده بود. من هم در داخل ساختمان مدرسه مسئولیتی را برعهده داشتم. روزی که همافران به دیدار امام آمدند من برای تأمین امنیت جان این عزیزان گفتم از پشت سر عکس بگیرند. در ورودی مدرسه علوی دو اتاق بزرگ قرار داشت در این اتاق‌ها دو اکیپ بزرگ پزشکی مستقر کردیم و از این طریق مشکل حضور خواهران را حل کردیم.

    برنامه معرفی دولت موقت را چگونه پوشش خبری دادید؟

    روز ۱۵ بهمن قرار بود که دولت موقت را معرفی کنند. از طرفی صدا و سیما دراختیار بختیار بود و برای پوشش برنامه معرفی دولت موقت مشکل داشتیم. دوستی داشتیم به نام مهندس افراشته که در آلمان تحصیل کرده بود و تعمیرات فرستنده‌های صدا و سیما را او انجام می‌داد. مهندس افراشته یک روز آمد به من گفت می‌خواهم استعفا بدهم و دیگر به صدا و سیما نروم. من گفتم نه این کار را نکنید ما به شما در آنجا احتیاج داریم.

    جلسه‌ای را با حضور مهندس افراشته و تیم برق و تأسیسات ستاد استقبال برگزار کردیم. مهندس افراشته گفت من در صداوسیما فرستنده‌ای را سراغ دارم که تا ۴۰ کیلو متر را پوشش می‌دهد، جای این فرستنده را هم می‌دانم کجاست و می‌توانیم آن را بیاوریم. با بچه‌های وزارت نیرو از قبل ارتباط داشتیم و در جریان مراسم ورود امام سه تا خودرو و ۴۰ تا بی‌سیم در اختیار ما گذاشته بودند. آنها را صدا کردیم نقشه آوردن فرستنده را با کمک این دوستان کشیدیم. قرار شد با یک جیپ به صداوسیما برویم و از طرفی هم بچه‌های وزارت نیرو همزمان برق را قطع کنند و در همین حین فرستنده را سوار ماشین کنیم و بیاوریم. خلاصه با این طراحی فرستنده را از صدا و سیما بیرون آوردیم و بالای مدرسه علوی نصب کردیم. بدین ترتیب مراسم معرفی دولت موقت از تلویزیون پخش شد.

    شخص دیگری هم به غیر از مهندس بازرگان برای ریاست دولت موقت مطرح بود؟

    خیر. از زمانی که امام در پاریس بود توافق شده بود که او تصدی امور را برعهده بگیرد. البته امام در حکم تأکید بر شخص ایشان کرد و در حکم اشاره‌ای به تشکیلات نکردند. امام در سخنرانی‌هایشان مرتب اعلام می‌کردند که دولت انقلابی عمل کند. نهایتاً بعد از سفر به الجزایر و تسخیر لانه جاسوسی استعفا کردند.

    نکته خاصی و خاطره‌ی دیگری از آن روز دارید که بخواهید بیان کنید؟

    خیر- حرف خاصی نیست فقط یک خاطره از آن روزها بگویم که شاید گفتن آن خالی از لطف نباشد. تعدادی از مزدوران رژیم پهلوی دستگیر شده بودند و در مدرسه رفاه از آن‌ها نگه داری می‌شد. در یکی از اتاق‌های مدرسه رفاه امیرعباس هویدا قرار داشت. سید احمد آقا خمینی از ما خواست تا هویدا را ببیند. ما هم سید احمد را به اتاقی بردیم که هویدا در آن بود.

    سید احمد آقا به هویدا گفت: این چه کارهایی بود که انجام می‌دادید. هویدا جواب داد من کاره‌ای نبودم سیستم فاسد بود و از ما اینجوری می‌خواست. در آخر هم این نکته را متذکر بشوم انقلاب اسلامی که به رهبری امام خمینی به ثمر نشست از زمان امویان تا به امروز بی سابقه بود و در هیچ مقطعی از تاریخ همچنین حکومت شیعه‌ای نداشتیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • بسیج نهادی برخاسته از متن مردم برای دفاع از انقلاب اسلامی است

    بسیج نهادی برخاسته از متن مردم برای دفاع از انقلاب اسلامی است

    بسیج نهادی برخاسته از متن مردم برای دفاع از انقلاب اسلامی است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، شورای نگهبان با صدور بیانیه‌ای ضمن گرامیداشت «هفته‌ی بسیج»، ابراز امیدواری کرد: منش و روش بسیج که آئینه‌ی تمام‌نمای فرهنگ ناب و انقلابی نگاه به درون و توجه به توانایی‌های فرزندان این مرز و بوم بوده و به شهادت تاریخ چهار دهه‌ی اخیر، همواره دستمایه‌ی گشایش و عبور از بحران‌ها بوده است، باز هم به مانند گذشته مورد عنایت دولتمردان جمهوری اسلامی قرار گیرد.

    متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    «وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِّن قُوَّهٍ وَّ مِن رِّباطِ الخَیلِ تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللهِ وَعَدُوَّکُم»

    پنجم آذر ماه یکی از درخشان‌ترین برگ‌های زرین انقلاب شکوهمند اسلامی و یادآور صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین و ارتش بیست میلیونی در مقطع حساس و سرنوشت‌سازی است که نهال نوپای انقلاب اسلامی تازه پا گرفته بود.

    بی‌شک هوشیاری، دوراندیشی و درایت حضرت امام خمینی (ره) در تأسیس نهاد مقدس بسیج مستضعفین و نیز تدابیر و هدایت روشنگرانه رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) از اساسی‌ترین عوامل خنثی‌کننده‌ی توطئه‌های بدخواهان و دشمنان نظام اسلامی است.

    بسیج نهادی برخاسته از متن مردم برای دفاع از انقلاب اسلامی و دستیابی به آرمان‌ها و اهداف آن تا تشکیل تمدن نوین اسلامی است و امروز این شجره‌ی طیّبه، درخت تنومند، سدّ سَدید و بنیان مرصوصی است که هماره و در مقاطع گوناگون، برگ‌های زرینِ درخشانی در کتاب پرافتخار انقلاب اسلامی رقم زده و در شرایط کنونی نیز نقش مؤثر و بسزایی در سنگرهای مقابله با تهدیدات و تلاش دشمن در تخریب بنیان‌های فکری، اعتقادی و دینی، ترویج اندیشه‌های لیبرالیستی و سکولار دارد و با هوشمندی، بصیرت و زمان‌شناسی مثال‌زدنی، مسئولیت‌های سترگی را عهده‌دار است.

    در این ایام و از ابتدای سال جاری حضور مستمر و نقش بسیج در مقابله با ویروس منحوس کرونا در کنار کادر درمان و همکاری با مسؤولین امر در جهت شکست این ویروس منحوس و همچنین نقش ارزنده‌ی این نهاد مقدس در پویش «ایران همدل»، ستودنی و جای تقدیر و تشکر دارد.

    شورای نگهبان ضمن گرامیداشت هفته‌ی مبارک «بسیج» و یاد شهدای گرانقدر آن، امیدوار است منش و روش بسیج که آئینه‌ی تمام‌نمای فرهنگ ناب و انقلابی نگاه به درون و توجه به توانایی‌های فرزندان این مرز و بوم بوده و به شهادت تاریخ چهار دهه‌ی اخیر، همواره دستمایه‌ی گشایش و عبور از بحران‌ها بوده است، باز هم به مانند گذشته مورد عنایت دولتمردان جمهوری اسلامی قرار گیرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • روایتِ آیت‌الله ری‌شهری از ماجرای رهبری/ امام کار را تمام کردند

    روایتِ آیت‌الله ری‌شهری از ماجرای رهبری/ امام کار را تمام کردند

    روایتِ آیت‌الله ری‌شهری از ماجرای رهبری/ امام کار را تمام کردند

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، ماجرای عزل آیت‌الله منتظری از رهبری آینده‌ی جمهوری اسلامی توسط امام خمینی رحمه‌الله و انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر نظام اسلامی از جمله مسائل مهم و حساس تاریخ انقلاب اسلامی است.

    آیت‌الله ری‌شهری در مقطع زمانیِ برخورد حضرت امام رحمه‌الله با آقای منتظری و همچنین در بُرهه‌ی ارتحال امام رحمه‌الله و انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبریِ نظام، وزیر اطلاعات بوده است.

    او همچنین در پرونده‌های مرتبط با آقای منتظری از نزدیک با حضرت امام رحمه‌الله در ارتباط بود و به دلیل اشراف سیاسی و اطلاعاتی به تحولات آن بُرهه، از مسلط‌ترین افراد برای روایت و تحلیلِ «ماجرای رهبری» هستند.

    آیت‌الله ری‌شهری در گفتگوی خود با پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMEMNEI.IR ضمن بیان روایتی دست اول از ابعاد مختلف این موضوع، چراییِ برکناری آقای منتظری توسط امام خمینی رحمه‌الله و نیز اقدامات امام(ره) برای توجه دادن خواص و خبرگان نسبت به شایستگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی را تحلیل کرده‌اند.

    آنچه پیش رو دارید متن کامل گفتگو با آیت الله ری شهری است:

    همان‌طور که مستحضرید در روزهای چهاردهم و پانزدهم خرداد دو واقعه‌ی مهم اتفاق افتاده است. واقعه اول ۱۵ خرداد ۴۲ است که حضرت امام همیشه به نیکی و بزرگی از این واقعه یاد می‌کردند. و واقعه‌ی دوم ماجرای رحلت حضرت امام در شب چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ و انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری نظام جمهوری اسلامی است. برای ورود به واقعه‌ی دوم نیاز به یک مقدمه‌ی موضوعی داریم. قبل از این مسائل در سال ۶۴ آیت‌الله منتظری از سوی مجلس خبرگان رهبری دوره‌ی اول به عنوان رهبر آینده‌ی انقلاب انتخاب و منصوب شدند و در سال ۶۸ حضرت امام با نگارش نامه‌ای به ایشان فرمودند که شما صلاحیت رهبری را ندارید. جنابعالی در آن دوران مسئولیت وزارت اطلاعات را برعهده داشتید و ازجمله شخصیت‌هایی بودید که با حضرت امام ارتباط مستمر و نزدیکی داشتید. چه مسائل و وقایعی اتفاق افتاد که حضرت امام را به این نتیجه‌ی قطعی رساند که ایشان باید از این منصب برکنار شوند؟

    در اینجا دو مسئله یعنی انتخاب آقای منتظری و عزل ایشان وجود دارد که از مسائل بسیار مهم تاریخی انقلاب هستند. و براساس حکمت الهی این‌چنین مقدّر بود. اگر این اتفاق نمی‌افتاد، انقلاب، که درواقع نه تنها بزرگ‌ترین میراث امام رحمه‌الله بلکه ثمره‌ی چهارده قرن تلاش و مجاهدت، خون و شهادت و اسارت است از بین می‌رفت. این کار به جز از امام رحمه‌الله با اذن الهی از دست کسی ساخته نبود. یعنی تنها امام رحمه‌الله بود که به‌عنوان واسطه‌ی تقدیر بزرگ الهی این کار بزرگ به دستش انجام شد که به عقیده‌ی بنده ایشان زمینه‌ساز حکومت جهانی اسلام به رهبری حضرت بقیه‌الله الاعظم شدند. من تردیدی ندارم.

    امام رحمه‌الله دو اقدام اساسی در اواخر عمرشان انجام دادند که این دو اقدام، نقطه‌ی جمود یادشده را از بین برد. به همین دلیل است که جامعه‌ی تشیع بعد از رحلت ایشان همچنان در حال پویایی است و هیچ توقفی ندارد. یعنی جامعه‌ی تشیع در دوران رهبری آقا دارد روزبه روز در جهان پویاتر می‌شود. خب این دو اقدام امام رحمه‌الله چه بود و هدف امام رحمه‌الله از این اقدامات چه بود؟

    اولین اقدام امام رحمه‌الله که باعث شد نقطه‌ی جمود و مانع و سدّ پویایی از بین برود، تبیین ویژگی‌ها و صفاتِ مجتهد جامع بود. امام رحمه‌الله پیامی دارند که به «منشور روحانیت» معروف شد. این پیام خطاب به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه‌ی جمعه و جماعات و درباره‌ی ویژگی‌های لازم برای فقیه جامع است. جامع بودن یک فقیه به چه معنا هست؟ فقیه جامع، یعنی کسی که واجد شرایط رهبری باشد. هر فقیه و هر مجتهدی واجد شرایط رهبری نیست. ایشان در آن منشور این نکته را آوردند که خیلی حرف مهمی است؛ متن سخن امام این است: «آشنایی با روش برخورد با حیله‌ها و تزویرهای حاکم بر جهان و داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست‌ها و حتی سیاسیون و فرمول‌های دیکته شده‌ی آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه‌داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می‌کند، این‌ها از ویژگی‌های یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست و هدایت یک جامعه‌ی بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد. [این نکات خیلی مهم است]. و در ادامه، امام رحمه‌الله فرموده‌اند علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است، واقعاً مدیر و مدبّر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه‌ی عملی تمام فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان‌دهنده‌ی جنبه‌ی عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی است. فقه تئوری واقعی و کامل اداره‌ی انسان از گهواره تا گور است».

    بنده فکر نمی‌کنم کسی تا به حال چنین تعریفی از مجتهد جامع کرده باشد یا بتواند این تعریف را بکند.

    این نکات مهم را امام رحمه‌الله در تاریخ ۶۷/۱۲/۰۳ یعنی ۳۲ روز قبل از حکم عزل آقای منتظری که در تاریخ ۶۸/۰۱/۰۶ بود، فرمودند. این اقدام امام رحمه‌الله به چه معنا بود؟ به این معنا بود که آقای منتظری این ویژگی‌ها را ندارد. و مردم من به شما کسی را معرفی خواهم کرد که دارای این ویژگی‌ها باشد و او می‌تواند جای من باشد نه آقای منتظری. اما چرا؟

    ببینید آقای منتظری در بیست و دوم بهمن ۶۷ دستاوردهای انقلاب اسلامی به‌ویژه جنگ تحمیلی را به‌شدت زیر سوال برد. هم رسانه‌ها گفتند و نوشتند و هم در آخرین دیدارهایی که بنده با امام رحمه‌الله داشتم همین صحبت‌ها شد. یک خاطره‌ی تاریخی هم اینجا بگویم. بنده به امام رحمه‌الله عرض کردم که آقا این حرف‌ها چیست که آقای منتظری می‌زند و در همه‌ی رسانه‌ها و تلویزیون و رادیو هم پخش می‌شود!؟ ایشان خیلی ناراحت شدند. حاج احمدآقا هم نشسته بود. آنجا امام رحمه‌الله فرمودند که دیگر صحبت‌های آقای منتظری رسانه‌ای نشود. یک نکته‌ی دیگری را هم بگویم. در آن جلسه حاج احمدآقا به بنده رو کردند و گفتند آقا من حرفی به شما نگفتم که اینها را به امام بگو! گفتم بله و من الان دارم خودم می‌گویم و از این حرف‌های آقای منتظری تعجب می‌کنم.

    امام رحمه‌الله با ملاحظه‌ی این سخنان به این جمع‌بندی رسیدند. که مشکل بیش از آن است که آقایان تصور می‌کردند و بیش از آن است که منتقل می‌شده است. یک نکته‌ای هم راجع به خود امام رحمه‌الله بگویم. اگر کسی شمّ سیاسی داشته باشد و از نزدیک با امام رحمه‌الله رفت‌و آمد داشته باشد، می‌داند که امامی یک نابغه‌ی سیاسی بودند. یعنی نه اینکه ایشان هوش سیاسی داشت، اصلاً نابغه‌ی سیاسی بودند. امام شناخته نشدند. به غیر از مقامات عرفانی، فقهی، اصولی و به غیر از مقامات معنوی که باب دیگری هستند، امام یک نابغه‌ی سیاسی بودند که شناخته نشدند. و رهبر فعلی هم شناخته نشده‌اند. فقط امام رحمه‌الله ایشان را شناختند. و امام رحمه‌الله فهمیدند که ایشان بعد از خودشان به درد رهبری می‌خورند.

    امام رحمه‌الله می‌دانست اگر بعد از ایشان، آقای منتظری زمام امور را به دست گیرد همه چیز عوض می‌شود. این مطلب را یکی از نزدیکان آقای منتظری خصوصی قبل از مطرح شدن مسئله‌ی مهدی هاشمی و قبل از اینکه این حرف‌ها پیش بیاید، به من گفت. این شخص به من گفت که انقلاب باید از ریشه عوض بشود! این عین حرفش بود.

    امام رحمه‌الله وقتی به این مسئله رسید که همه چیز با رهبری آقای منتظری خراب می‌شود و اگر اینجا اقدام جدی نکند، همه چیز عوض و خراب می‌شود و این نهال نوپایی که غرس کرده می‌خشکد. و رهبری آقای منتظری برای نظام خطرناک است. امام رحمه‌الله به این جمع‌بندی قطعی رسید. کسی که قرار بود سکان‌دار این نظام بعد از امام رحمه‌الله بشود، به جای اینکه در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب مردم را به آینده امیدوار کند و دشمنان را ناامید کند، عکس آن عمل می‌کند. یعنی آقای منتظری این‌قدر بینش سیاسی نداشت و فاقد بینش سیاسی بود که تلاش‌های هشت سال دفاع مقدس را زیر سوال برد و دشمنان را شاد و دوستان را مأیوس کرد. متن حرف‌هایش را هم کیهان آن موقع منتشر کرد. بعد هم دیگر رویشان نشد و این حرف‌ها را حذف کردند. حتی اگر به سوابق آقای منتظری مراجعه کنید این بخش از سخنرانی در خاطراتش هم نیست. ما هرچه گشتیم نتوانستیم آن را پیدا کنیم، اما توانستیم در آرشیو کیهان این سخنان را پیدا کنیم.

    این متن سخنرانی ایشان است که می‌گوید: «دشمنان ما که این جنگ را تحمیل کردند آن‌ها پیروز از کار درآمدند. چقدر نیرو از ایران و از دست ما رفت و چقدر جوان ان را از دست دادیم». این سخنان از صداوسیما پخش شده است، ولی الان نمی‌توانید در آرشیو صداوسیما این سخنان را پیدا کنید! کسی که قائم مقام رهبری هست و امام رحمه‌الله استادش بوده است و می‌خواهد رهبر آینده بشود، چندماه مانده به سالگرد پیروزی انقلاب، مدیران ارشد جمهوری اسلامی را متهم به لج‌بازی می‌کند و آن‌ها را دعوت می‌کند که توبه کنند. ایشان می‌گوید «اگر اشتباهی کرده‌ایم اینها توبه دارد. اقلاً متنبه بشویم که بعداً تکرار نکنیم. باید بفهمیم اشتباه کرده‌ایم و بعد بگوییم خدایا و ای ملت ایران ما اینجا اشتباه کردیم. ما در جنگ تحمیلی خیلی اشتباه کردیم و خیلی‌ها [یعنی امام رحمه‌الله] لج‌بازی کردند.» البته این قسمت اخیر را در خاطراتش آورده است. راجع به شعارهای انقلاب هم می‌گوید «چقدر در این مدت شعارهایی دادیم که غلط بود و خیلی از آن شعارها، [یعنی مرگ بر آمریکا و…] ما را در دنیا منزوی و مردم دنیا را به ما بدبین کرد.»

    این حرف‌ها در واقع بخشی از نکاتی بودند که ما در بیانیه‌های خیلی از این گروهک‌های سیاسی هم آن‌ها را می‌دیدیم و می‌شنیدیم.

    بله؛ همان حرف‌های منافقین بود. آنها هم همین حرف‌ها را می‌زدند. اما امام رحمه‌الله در همین پیامی که از ایشان خواندم، پیش از تبیین ویژگی‌های مجتهد جامع، به تفصیل صحبت‌های ایشان را مورد انتقاد قرار دادند و به این صحبت اشاره می‌کنند.

    امام رحمه‌الله قبل از اینکه آن پیام را بفرمایند، به صحبت‌های آقای منتظری اشاره می‌کنند و از خانواده‌های شهدا و جانبازان عذرخواهی می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به‌خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسماً معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدا و شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.» – امام رحمه‌الله به اینجا که می‌رسند، به‌خاطر این حرف‌ها آرزوی مرگ می‌کنند و می‌فرمایند «ما در جنگ برای یک لحظه نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.»

    بنابراین تبیین ویژگی‌های مجتهد جامع در فضای سیاسی آن روز اشاره به این است که آقای منتظری مجتهد جامع نیست. و فاقد شرایط رهبری است. اینها همه مقدماتی بود که امام رحمه‌الله برای رهبری آقا فراهم کردند. به ویژه اینکه امام رحمه‌الله در دوم فروردین ۶۸ ضمن پیام به مهاجرین جنگ تحمیلی، بدون ذکر نام آقای منتظری گفتار و رفتار وی را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهند. این اقدام امام رحمه‌الله چهار روز مانده به عزل آقای منتظری است. امام رحمه‌الله با این اقدام و با این حرف‌هایشان به آنهایی که اهل فهم بودند، فهماند که آقای منتظری دیگر به درد این نظام نمی‌خورد.

    اما اقدام دوم امام رحمه‌الله این بود که فرمودند برای رهبری، مرجعیت فعلی لازم نیست. ایشان در پاسخ به نامه‌ی آیت‌الله مشکینی که به امام رحمه‌الله نوشتند که اگر شما نظری دارید بفرمائید که ما می‌خواهیم متمم را بنویسیم، می‌فرمایند: «خواسته بودید نظرم را در متمم قانون اساسی بیان کنم. هر گونه آقایان صلاح دانستید عمل کنید و من نظری ندارم و دخالتی نمی‌کنم، فقط در مورد رهبری، ببینید ما که نمی‌توانیم نظام اسلامی را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی‌مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند- من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادلِ مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می‌کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به‌عهده بگیرد قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم می‌شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی هم من این مسئله را در سال ۵۸ گفتم. ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند و من هم قبول کردم. من در آن هنگام می‌دانستم که در آینده‌ی نه چندان دور این مسئله قابل پیاده شدن نیست.»

    بنابراین از نظر امام مرجعیت و اعلمیت شرط رهبری نیست. و اجتهاد و عدالت در کنار سایر ویژگی‌های مجتهد جامع کافی است. اگر یک چنین کسی که از منظر امام رحمه‌الله شایسته‌ی رهبری است را خبرگان انتخاب کرد آن شخص بر مردم ولایت مطلقه دارد.

    توضیح دادید که امام رحمه‌الله به چه دلیلی آیت‌الله منتظری را فاقد صلاحیت دانستند و ایشان را برای رهبری به هیچ‌وجه مناسب نمی‌دانستند و معتقد بودند اگر نظام و انقلاب به دست ایشان بیفتد همه‌ی تلاش‌ها از بین خواهد رفت. با توجه به اینکه حضرت‌عالی در آن زمان در هیئت دولت بودید و مسئولیت وزارت اطلاعات را برعهده داشتید و با حضرت امام رحمه‌الله و آیت‌الله خامنه‌ای در ارتباط بودید، حضرت امام رحمه‌الله چه ویژگی‌هایی را در آیت‌الله خامنه‌ای سراغ داشتند که ایشان را مورد تأیید قرار دادند و تأکید کردند که ایشان برای رهبری آینده مناسب هستند؟

    قطعاً امام رحمه‌الله بدون دلیل سخنی نمی‌فرمودند. یعنی تا به یقین نمی‌رسیدند، سخن نمی‌گفتند. ولی من توضیحاتی را در مورد اقداماتی که امام رحمه‌الله در این زمینه انجام داده‌اند می‌دهم تا به یک جمع‌بندی درباره‌ی این سوال برسیم. به تعبیر دیگر، شایستگی آیت‌الله خامنه‌ای از منظر امام رحمه‌الله برای رهبری را ایشان جایی ننوشته‌اند و علناً سخنی نگفته‌اند، ولی قرائنی وجود دارد که امام رحمه‌الله کار را تمام کردند و با دلی آرام رفتند. اگر کسی برای ثمره‌ی خون شهدا و برای بعد از خودش کاری نکرده باشد چگونه با دلی آرام می‌رود؟ این همه شهید و اسیر شدند، پس نظام را به چه کسی می‌خواهد بسپارد؟ آقای منتظری را هم که فرموده‌اند شایسته رهبری نیست.

    امام رحمه‌الله اولآ به خواص خودش فرمود که نظر من آیت‌الله خامنه‌ای است. این گزارشی که آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان داد اگر در حضور افرادی نبود که همان‌ها هم در جلسه حضور داشتند، شاید در آن تشکیک می‌کردند. ولی با در نظر گرفتن شهادت خواص یاران امام رحمه‌الله و فرزند ایشان که در جلسه حضور داشتند، و حاج احمدآقا علاوه بر این از امام رحمه‌الله مطالبی را نقل کرده است، اگر خلاف گزارش می‌داد خود رهبر معظّم انقلاب که با شدت با رهبری خودش مخالفت کرد، اگر آقای هاشمی چشم در چشم آقای خامنه‌ای خلاف می‌گفت، که امام گفته آقای خامنه‌ای شایسته‌ی رهبری است، آیا آقای خامنه‌ای نمی‌گفت این چه حرفی است که تو می‌زنی؟

    البته من از طریق دیگری شنیدم که در آن جلسه آقای هاشمی به امام رحمه‌الله می‌گوید ما کسی را بعد از آقای منتظری نداریم و شما هم می‌فرمایید آقای منتظری این‌چنین است، پس چه کسی جانشین است؟ امام رحمه‌الله می‌فرمایند آقای خامنه‌ای.

    مجدداً یک نفر از حضار می‌گوید یا آقای موسوی اردبیلی که امام رحمه‌الله می‌فرمایند نه آقای خامنه‌ای. امام رحمه‌الله تأکید می‌کنند آقای خامنه‌ای. خب این قطعی است و هیچ شکی نیست که امام رحمه‌الله نظرشان ایشان بود. علاوه بر این خانم سیده زهرا مصطفوی، دختر امام رحمه‌الله در دوم آذر ماه سال ۷۶ می‌گوید: «من و تمام کسانی که از نزدیک با امام رحمه‌الله ارتباط داشتیم، شاهد بودیم که امام رحمه‌الله با کمری خمیده خیمه‌ی انقلاب را برپا نگه داشت و عَلَم آن را به دست آیت‌الله خامنه‌ای سپرد تا راه امام رحمه‌الله و اسلام ناب و مبارزه با دشمنان قسم خورده‌ی خارجی و داخلی این ملت را پی بگیرد و در جنگ فقر و غنا تیشه بر زراندوزان زند و در خطاها و لغزش‌ها هدایت‌گر باشد و قدمی از انقلاب و اسلام منحرف نشود.

    می‌گوید ما همه‌مان این را می‌دانستیم. «من مدت‌ها قبل از برکناری قائم مقام رهبری شخصاً از محضر امام رحمه‌الله درباره‌ی رهبری پرسیدم و ایشان از آیت‌الله خامنه‌ای نام بردند. از امام رحمه‌الله پرسیدم آیا شرط مرجعیت و اعلمیت در رهبری لازم نیست؟ ایشان نفی کردند. بعد از ایشان درباره‌ی مراتب علمی آیت‌الله خامنه‌ای پرسیدم که صریحاً فرمودند ایشان اجتهادی که برای ولی فقیه لازم است را دارد.»

    این علاوه‌ی بر آن خاطراتی هست که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آن مجلس می‌گویند.

    بله؛ اصلاً ایشان می‌گوید همه‌ی خانواده‌ی امام رحمه‌الله می‌دانستیم. بعد می‌گوید «ملت شریف ایران نیز با درایت و با هوشیاری راه خویش را و هدایت امام رحمه‌الله را تعیین رهبری یافت و شهادت آیت‌الله اردبیلی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و اخوی عزیزم مرحوم حاج احمدآقا آن قهرمان مبارزه با استکبار و لیبرال‌ها و امین امام رحمه‌الله را با جان و دل پذیرفت. امروز نیز در این انتخاب و انتخاب‌های دیگر رهرو راه امام می‌داند و در راه آرمان‌های خویش انحرافی نمی‌پذیرد. پس باید غافلان این نصیحت را بپذیرند که ما را به اطاعت کورکورانه متهم نکنند و ما را به علم خویش تحقیر نکنند و ما را با نوشته‌ها و سخنرانی‌ها نفریبند.»

    علاوه بر این سخنان، اقدامات عملی امام رحمه‌الله هم بود. در نامه‌ی ۶۸/۰۱/۰۶ به آقای منتظری، امام رحمه‌الله نه تنها تصریح فرمودند وی برای رهبری بعد از امام رحمه‌الله شایستگی ندارد، بلکه او سرنوشت خطرناکی در پیش دارد. اگر کسی امام رحمه‌الله را از نزدیک دیده باشد، ایشان از دوازده سالگی مواظب خودشان و زبان‌شان بوده‌اند- کسی جرأت نداشت جلوی ایشان حرف نادرستی درباره‌ی کسی بزند. امکان نداشت ایشان درباره‌ی کسی بدگویی کند، اما خطاب به آقای منتظری می‌گوید شما در آینده مطالبی خواهی نوشت که آخرتت را خراب‌تر خواهد کرد.

    بنابراین امام رحمه‌الله دو اقدام اساسی برای زمینه‌سازیِ رهبری آقا انجام دادند. یکی همان تبیین ویژگی‌های مجتهد جامع بود که در آن زمان بر هیچ کس جز آیت‌الله خامنه‌ای منطبق نبود و اعضای خبرگان، این را تشخیص دادند. گفتنی است وزنی که خبرگان اول داشت هیچ‌گاه تکرار نشد. یکی هم شرط مرجعیت بود. یعنی امام رحمه‌الله مرجعیت فعلی را برداشت. حالا ممکن است در آینده مرجع تقلید هم رهبر بشود، همان‌طور که الان آقا مرجع تقلید هستند. و لیکن وقت انتخاب، امام رحمه‌الله فرمودند مرجعیت را حذف کنید. [امام رحمه‌الله فرمود] من گفتم این مشکل برایتان درست می‌کند و این را حذفش کنید. باتوجه به این اقدام امام رحمه‌الله در کنار آن گفتار، خیلی روشن است که نظر امام رحمه‌الله چیزی جز این نبود.

    اما یک دلیل دیگر هم در کنار اقدام گفتاری و اقدامات عملی امام رحمه‌الله هست و آن تجربه‌ی رهبری ایشان است. ۳۱ سال است که ایشان دارد این نظام را رهبری می‌کند. جریان‌های سیاسی مختلف کم و بیش با بنده ارتباط دارند، حتی مخالفان ایشان میگویند: جامعیت برای رهبری این نظام را هیچ کس جز آقا ندارد. البته حساب معاندان جداست.

    در آن زمان جامعه‌ی ما نگران این مسئله بود که اگر حضرت امام رحمه‌الله از دنیا بروند چه وضعیتی به وجود می‌آید. دشمنان ما هم که آماده‌گی ایجاد بلوا و آشوب و به‌هم زدن نظام را داشتند. با توجه به اینکه حضرت‌عالی در آن زمان اشراف کاملی بر اوضاع و احوال داشتید، در سال ۶۷ و ۶۸ شرایط چگونه بود و انتخاب حضرت آقا برای رهبری چه تحولی را در این فضا و شرایط به وجود آورد؟

    دیدگاه مسئولان و افراد و جریان‌های سیاسی با مردم زمین تا آسمان فرق داشت. مردم آرام بودند و می‌دانستند که خدا تنهایشان نمی‌گذارد و خدا این راه را ادامه می‌دهد. ولی جریان‌های سیاسی حتی بعضی‌هایشان تصریح می‌کردند که این قبا یعنی جمهوری اسلامی فقط به تن امام رحمه‌الله می‌خورد.

    می‌گفتن بعد از امام رحمه‌الله این قبا به تن هیچ کس دیگری جور در نمی‌آید و از بین می‌رود. ایشان شخصیتی هستند که اصلاً هوای قدرت ندارند. من یک ذرّه در وجود ایشان هوس قدرت ندیدم. در این مدتی که من تا الان با ایشان معاشرت دارم، در وجودشان هوس شهادت دیدم ولی هوس قدرت ندیدم.

    یک خاطره‌ای در این باره عرض کنم. در روز اول جنگ، اولین اتاق جنگ در سال ۵۹ در زیرزمین ستاد مشترک ارتش تشکیل شد در آن جلسه بنی‌صدر، حاج احمد آقا، آقای رجایی و فرماندهان جنگ و همه به غیر از امام رحمه‌الله بودند. در پایان جلسه یک نفر گفت حالا که جنگ شروع شده است خوب است یکی از حاضرین در جبهه حضور داشته باشد و کسی جز آقای خامنه‌ای اعلام آمادگی نکرد. ایشان گفت من می‌روم و دقیق یادم نیست فردای آن روز و یا پس فردای آن روز، ایشان را در فرودگاه دیدم که عازم جبهه‌اند. چند روز بعد هم که به اهواز رفتم، دیدم ایشان لباس جنگ پوشیده‌اند و در جنگ‌های نامنظم با شهید چمران مشغول فعالیت هستند.

    بینی و بین‌الله من شهادت می‌دهم که ایشان آرزوی شهادت داشت، ولی آرزوی قدرت نداشت. همه‌ی اینها که پیش آمد خدا پیش آورد. یعنی رهبری ایشان چیزی جز تقدیر الهی نبود و یک قدم ایشان برای این کار برنداشت. من این را شهادت می‌دهم.

    مجلس خبرگان روز ۱۴ خرداد سال ۶۸ این تصمیم را می‌گیرد که آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان رهبر بعد از حضرت امام رحمه‌الله انتخاب کند. حس شما بعد از شنیدن این خبر چه بود؟

    حس من هم مثل حس همه‌ی مردم بود، یعنی آرامش. حقیقتاً هیچ‌کس حتی بنده که مسئول اطلاعات بودم نمی‌دانستم که ایشان رهبر می‌شود.

    هیچ کس نمی‌دانست ولی آرامشی در مردم و در خود بنده بود که این انقلاب را خداوند بی‌سرپرست نخواهد گذاشت. کمااینکه الان هم آن آرامش هست بحمدالله که این انقلاب به مقصد اصلی‌اش خواهد رسید. بر خلاف خیلی‌ها که به آینده‌ی انقلاب تردید دارند، من نسبت به آینده هیچ دغدغه‌ای ندارم و مطمئن هستم خداوند متعال این انقلاب را به انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف متصل خواهد کرد.

    منبع : مهرنیوز

  • آمریکا در سراشیبی سقوط قرار گرفته است

    آمریکا در سراشیبی سقوط قرار گرفته است

    آمریکا در سراشیبی سقوط قرار گرفته است

    حجت‌الاسلام عبدالله حاجی صادقی نماینده ولی فقیه در سپاه در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره روش و سیره امام (ره) و رهبری در عدم سازش با دشمنان، گفت: حضرت امام (ره) حق حیات بر گردن ما دارد زیرا اسلام ناب را زنده کردند و بنا بر متن صریح قرآن یکی از کارکردها و دستاورهای اسلام حیات بخشیدن به جامعه است. آن هم حیاتی از جنس حیات طیبه نه حیات نباتی یا حیوانی بلکه حیات انسانی که قرآن روی آن تکیه دارد.

    وی افزود: امام راحل مکتب اسلام ناب را زنده کرده است که این مکتب دو رویکرد اساسی دارد. یکی استقرار حاکمیت و ولایت خدا و اینکه جز قانون و ربوبیت خدا هیچ‌کس دیگری شایستگی برنامه ریزی و مدیریت انسان‌ها را ندارد.

    نماینده ولی فقیه در سپاه به تبیین رویکرد دوم پرداخت و اظهار داشت: دوم تبری از اجتناب از طاغوت‌ها و ستمگران جهان است و لذا حقیقت به دین، دو رکن اساسی دارد. کفر به طاغوت و ایمان به خدا، تبری و تولی. به حمدالله حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری به این دو اصل توجه فراوانی دارند چرا که قرآن به ما یاد داده تبری و فاصله گرفتن از طاغوت‌ها گام نخست دستیابی به ولایت الله است.

    حاجی صادقی تاکید کرد: بحمدالله در طول سال‌های بعد از انقلاب مکتب امام خمینی (ره) زنده مانده و روز به روز روحیه استکبارستیزی، طاغوت ستیزی و «نه» گفتن به حاکمیت غیرالهی نه تنها میان مسلمانان بلکه در بین همه ملت‌ها رونق می‌گیرد و می‌بینیم سردمدار جبهه استکبار یعنی آمریکا در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و امروز، روزشمارهای افول آن مطرح است.

    وی با بیان اینکه این مهم نه تنها از سوی ایرانی‌ها بلکه توسط افراد سیاستمدار و کارشناسان و تحلیلگران در سراسر جهان مطرح می‌شود، گفت: آمریکا روز به روز در حال ضعیف‌تر شدن است و به تعبیر زیبای شهید حاج قاسم سلیمانی، انقلاب اسلامی نه فقط نگذاشت آمریکا یک ابرقدرت باشد بلکه شاخص‌های ابرقدرتی را نیز از آن گرفت.

    نماینده ولی فقیه در سپاه تاکید کرد: امروز آمریکایی‌ها برای ماندنشان تلاش می‌کنند و رژیم اشغالگری که می‌خواست نیل تا فرات را بگیرد و بزرگترین مشکلش پرتاب سنگ از سوی کودکان فلسطینی بود امروز تمام تلاشش برای ماندن و حفظ حیات منحوسش است و باور دارد که انقلاب اسلامی می‌خواهد او را از صفحه روزگار حذف کند. چون معتقد است رژیم اشغالگر قدس یک غده سرطانی است و از سوی دیگر صهیونیست‌ها امروز مشاهده می‌کنند سنگ در دست بچه‌های فلسطینی امروز تبدیل به موشک شده است.

    حجت الاسلام حاجی صادقی گفت: انقلاب اسلامی در «نه» گفتن، استکبارستیزی و مبارزه با جبهه کفر فوق العاده موفق بوده و این مسیر نیز با قدرت ادامه دارد و همه توطئه‌ها و دشمنی‌ها به دلیل این است که آنها موجودیت خودشان را با وجود انقلاب اسلامی در خطر می‌بینند.

    وی تصریح کرد: امروز آمریکا مرگ تدریجی خود را با وجود انقلاب اسلامی مشاهده می‌کند و دلیل آن هم این است که بعد از رحلت امام (ره) کسی سکان انقلاب را در دست گرفت و مسیر را ادامه داد که از جنس امام بود و راه و هدف امام را باور داشت. این نعمت بزرگی است که باید به آن توجه داشته باشیم.

    منبع : مهرنیوز

  • اگر نهضت امام (ره) نبود، امکان نداشت طاغوت شکست بخورد

    اگر نهضت امام (ره) نبود، امکان نداشت طاغوت شکست بخورد

    به گزارش خبرگزاری مهر، امشب در برنامه «بنیانگذار» پای صحبت کسی می‌نشینیم که از ابتدای نهضت انقلاب اسلامی پا به رکاب امام خمینی (ره) بوده‌اند. نخستین سخنرانی او در مرداد ۱۳۴۲ در حمایت از نهضت انقلاب اسلامی و امام (ره) شکل گرفت. آخرین صحبت‌های او هم به ۱۷ خرداد ۵۷ برمی‌گردد و در ۴۱ سال گذشته در عرصه‌های مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی انقلاب و نظام اسلامی با حکم امام (ره) و رهبری انقلاب حضور داشته و خیلی‌ها صحبت‌های ایشان را در زمینه‌های مختلف تأثیرگذار می‌دانند.

    خاطره‌ها و ناگفته‌های زیادی از انقلاب و امام (ره) و رهبری دارد که امیدوارم امشب بتوانیم از آنها تا حدی که مقدور باشد، استفاده کنیم.

    در خدمت حضرت آیت الله جنتی، رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و دبیر شورای نگهبان قانون اساسی هستیم؛ چهره شناخته شده انقلاب اسلامی.

    *سلام عرض می‌کنم و خیلی ممنون که این فرصت را به ما دادید.

    و علیکم السلام و رحمه الله. من هم به شما خوش‌آمد عرض می‌کنم و تشکر می‌کنم که برای این برنامه زحمت کشیدید و تشریف آوردید تا بتوانیم ارادتی به حضرت امام (ره) عرضه کنیم.

    *اگر اجازه دهید من با توجه به اینکه ایام ارتحال حضرت امام (ره) است، از این نقطه شروع کنم که ۱۴ خرداد ۶۸ حال و هوای شما چطور بود؟ چه حس و حالی داشتید و چه نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی داشتید؟

    ما دو روز تاریخی، علاوه بر روزهای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی داشته‌ایم؛ یکی شادترین روزهای تاریخ ما بود، یک روز هم غم ترین روزها بود. شادترین روزهای ما، روز حضور ورود حضرت امام (ره) بود که مملکت غرق شادی و سرور بود. تمام مملکت آماده بود و سال‌های سال انتظار این روز را می‌کشید. آرزو داشت امام (ره) را بعد از تبعید در ایران زیارت کند و این آرزو به ثمر نشست. یک روز هم غمگین‌ترین روز بود که همه شادی‌ها تبدیل به غم و غصه شد. رحلت حضرت امام (ره) همه را عزادار کرد. یعنی یک مصیبت سنگینی بود که در همه مملکت وارد شد، نه فقط بر مملکت، که بر اسلام و نظام و انقلاب و بر نیروهای انقلابی این غم وارد شد.

    به هر حال آن روز اتفاق افتاد و مردم این جنازه عزیز را تشییع کردند، با چه وضعیتی! در هر صورت تشییع معتبری اجرا شد و بعد مقدمات دفن ایشان فراهم شد و نماز میت خوانده شد و ایشان هم دفن شدند. غصه سر جای خود هست، اما آن غصه کافی نیست، بلکه باید دید در چه راهی حرکت کردیم و راه اینها را بشناسیم و ادامه دهیم.

    * حاج آقا ما خدمت آیت الله یزدی بودیم، پرسیدم مهم‌ترین تصمیمی که امام (ره) در دوران رهبری خود گرفتند چه بود. ایشان اعتقاد داشت مهمترین تصمیم سر بحث آقای منتظری بود و اینکه تکلیف را برای خبرگان مشخص کردند. فکر می‌کنید اگر امام (ره) آن زمان چنین تصمیمی نمی‌گرفتند فضای تصمیم گیری برای آینده انقلاب سخت‌تر می‌شد؟

    امام (ره) بزرگوار یکی از خصوصیاتی که داشت این بود که از ملامت ملامت‌کنندگان نمی‌هراسید. یک چیزی را که تشخیص وظیفه می‌داد عمل می‌کرد. ملاحظه هیچ چیزی را جز وظیفه شرعی نمی‌کرد. این ویژگی یکی از مختصات ایشان است. به حرف مردم و امثالهم وقتی تکلیف مشخص بود، توجهی نمی‌کرد.

    درباره این آقایی که نام بردید، اولاً آن روزی که در مجلس خبرگان برای ایشان رأی گرفتند من کسی بودم که رأی ندادم، مخالف هم بودم، چون شناخت داشتم و می‌دانستم جایگاه او با جایگاه امام (ره) قابل قیاس نیست. به هرحال آنها رأی دادند و من هم از قلب ایشان هم اطلاع ندارم ولی مطمئن هستم ایشان از این امر خوششان نیامد، ولی این تصمیمی بود که گرفته شد و باید محترم دانست. ایشان آرام آرام با این حرکت می‌کرد. رفت و آمدهایی بود، پیام گرفتن و پیام دادن‌هایی بود. ایشان (امام) از همه بیشتر او را می‌شناخت. ناراحتی‌هایی ایجاد شد و امام (ره) تحمل و صبر کرد. اینکه چه کسانی بر او اثر می‌گذارند، چه کسانی با او رفت و آمد دارند، چه تأثیری از اشخاص می‌گیرد. تا یک زمانی که به این نتیجه رسید با او نمی‌توان کار کرد، آنی تصمیم گرفت.

    امام می‌دانست او عده زیادی طرفدار دارد و این طرفداران نمی‌توانند تحمل کنند، ناراحت می‌شوند و اوقات اینها تلخ می‌شود و عصبانی می‌شوند ولی وظیفه شرعی! آنی تصمیم گرفتند و شبانه عکس‌ها را پایین کشیدند. ایشان ملاحظه این و آن را نمی‌کرد و از بهترین کارهای ایشان این بود. اگر خدای ناکرده امام (ره) این کار را نکرده بود امروز مملکت به کلی و همه دستاوردها از بین می‌رفت.

    *دوست دارم از جلسه حساس خبرگان هم برای ما بگویید. تصمیم بزرگی که روز ۱۴ خرداد گرفته شد.

    مسئله باورناکردنی و معجزه‌آسا در انقلاب اسلامی این بود که همه فکر می‌کردند اگر روزی امام (ره) از دنیا رفت، این انقلاب وابسته به امام (ره) است و با رفتن او همه چیز بهم می‌خورد. باور نمی‌کردند کسی بتواند جای امام (ره) را بگیرد. حتی خود ما هم شاید به این صورت باور نمی‌کردیم، دشمن هم باور نمی‌کرد که به این سادگی بتوان یک رئیس حکومتی با آن قدرت و سوابق و دشمن‌هایی که دارد، با پیروزی‌ها و شکست‌هایی که به دشمن داده، دشمن هم انتظار روز مرگ او را می‌کشید، این از دنیا برود و بعد آب از آب تکان نخورد.

    من به یاد دارم همان شب‌هایی که شب رحلت حضرت امام (ره) بود، در دفتر ایشان در جماران نشسته بودیم، دوستان در این صحبت بودند که ممکن است این اتفاق بیفتد ما زودتر مرزها را ببندیم، دشمن حمله می‌کند، از مرزها وارد می‌شوند و مملکت را اشغال می‌کنند، زودتر باید به فکر مرزها باشیم. این فکر به ذهن همه کس می‌آمد ولی کار خدا! جلسه خبرگان تشکیل شد. جلسه خبرگان هم مسئله این بود که باید چه کار کنیم و جای ایشان باید چه کسی باشد؟ یک نظری بود که نظر خوبی نبود و مخالفت می‌شد. خیلی افراد دیگر هم مخالفت می‌کردند که شورایی کنیم. می‌گفتند کسی را که بتوانیم جای امام (ره) بنشانیم نداریم. وقتی یک نفر را نداریم که جایگزین باشد ناچار چند نفر را باید پیدا کنیم و رهبری شورایی باشد و حکومت شورایی باشد و جای امام را شورا پر کند. این یک نظر بود که این نظر مخالفت شد و از جمله کسانی که مخالفت می‌کردند من بودم. صحبتی هم انجا کردم و گفتم این طور نمی‌شود، شورا نمی‌تواند جای امام (ره) را پر کند.

    فرد باید باشد؛ حالا چه کسی باشد؟ این هم کار خدا بود. همه مقدرات الهی بود. بالاخره مقام معظم رهبری مطرح شد. آقای هاشمی را خداوند رحمت کند جمله‌ای از امام (ره) بیان کرد و مشکل را حل کرد که نظر امام (ره) همین بود که بعد از خود ایشان آیت الله خامنه ای می‌تواند جای ایشان باشد؛ می‌تواند همین طور اداره کند. همین سخن کار خودش را کرد. برخی در عین حال که تردید داشتند، چون بیان امام (ره) مطرح شد، جرأت نمی‌کردند در مقابل حرف امام (ره) حرفی بزنند و کسی هم نداشتند که معرفی کنند. صرفنظر از صحبت امام (ره)، ایشان نباشد چه کسی باشد؟ خود ایشان هم صحبت‌هایی که آن روز کردند و برخی دشمنان سوءاستفاده کردند، خود ایشان هم آمادگی برای این کار نداشتند؛ یعنی این جایگاه را طوری می‌دانستند که می‌گفتند من نمی‌توانم جای امام (ره) را پر کنم. همان جمله را فرمودند، ولی باز هم کار خدا بود.

    بالاخره در ظرف یکی دو روز مرزها حفظ شد، دشمن هم به مرزها تجاوزی نکرد، مملکت هم آرام شد. این ذهنیت بود با این مخالفین، منافقین و افرادی که وجود دارد مملکت را آشوب می‌کنند و مردم را در خیابان می‌ریزند و مغازه‌ها را غارت می‌کنند و دشمنی‌ها کار خودش کند. هیچیک از این اتفاقات رخ نداد. به سادگی و به لطف خدا رأی گرفته شد و ایشان تأیید آورد. والسلام. این هم از الطاف خاص خدا بود. صرفاً باید به حساب خدا گذاشت. الحمدالله رب العالمین، خیال ما از خلأ موجود راحت شد و جای خالی امام (ره) پُر شد.

    *دوست داریم شما درباره امام (ره) صحبت کنید چون حرف‌های زیادی دارید به عنوان یکی از شاگردان امام (ره)، یکی از افرادی که از ابتدا در دوران مبارزه بودید. نگاه می‌کردم اولین سخنرانی شما مرداد ۴۲ در زمینه نهضت انقلاب و نهضت امام (ره) بود. امام (ره) چه ویژگی داشت که توانست رهبری این نهضت را به پیش ببرد؟ برخی‌ها می‌گفتند چنین جراتی وجود نداشت که در مقابل حکومت پهلوی بایستد. اصلاً چنین دیدی در حوزه‌ها نبود و با آمدن امام (ره) یک تحولی ایجاد شد.

    من به صورت مقدمه عرض کنم که من هرچه درباره امام (ره) مطالعه می‌کنم خودم خجالت می کشم از اینکه خودم را یار و پیرو امام (ره) ببینم، یا امام (ره) را بشناسم. واقعاً با همه وجود اقرار می‌کنم هنوز نتوانسته‌ام امام (ره) را آن چنان که باید بشناسم. امام (ره) در وقتی این مسئولیت را به عهده گرفت و وارد این میدان شد – حالا قبل از اینکه رهبری ایشان به رأی گذاشته شود – زمانی بود که حوزه‌های علمیه اگر بگویم همه، گمان نمی‌کنم مبالغه کرده باشم، برای اینکه احتیاط کنم می گویم اکثریت قاطع معتقد بودند دین از سیاست جداست و اگر یک آخوندی قدری بوی سیاست داشت، می‌گفتند این سیاسی است. آیت الله کاشانی را برخی می‌گفتند این آخوند سیاسی است. از این جهت می‌خواستند ایشان را کنار بزنند و انتقاد می‌کردند.

    نرخ ثابت و شاخص بود که دین از سیاست جدا است. یا باید مسلمان و متدین و نماز خوان و اهل عبادت و تقوا باشد یا باید وارد سیاست شود. اگر وارد این وادی شد در آن وادی نمی‌تواند کار کند. خیلی‌ها هم دو دسته شدند؛ اکثریت کسانی بودند که مخالف سیاست بودند، اکثر متدینین اینچنین بودند، حوزه‌های علمیه هم سرجای خودش، علما هم سرجای خودش. علما، مراجع کسانی بودند که واقعاً این نظر را داشتند که نمی‌توانیم بدون سیاست باشیم. به هر دلیلی این نظر را داشتند. یا نمی‌توانیم موفق شویم، یا وظیفه ما نیست، یا خلاف شرع است. از این حرف‌ها بود. در این وادی‌ها بودند. عموم مردم هم تابع علما بودند که نباید وارد سیاست شد. اگر آخوندی وارد سیاست شد باید طرد شود و نمی‌توانیم پشت او نماز بخوانیم. این وضعیتی بود که امام (ره) وارد شد. این وضعیت را امام (ره) زیر و رو کرد. این فکر را عوض کرد که نه تنها یک عالم و روحانی می‌تواند سیاسی باشد بلکه باید سیاسی باشد. برخی می‌گفتند اهل علم در حوزه علمیه می‌گفتند ما که نمی‌توانیم این کارها را کنیم، مگر می‌توانیم با حکومت دربیفتیم؟ برخی می‌گفتند خلاف شرع هم است. تعبیر برخی این بود که عده‌ای کشته می‌شوند و جواب خون اینها را چه کسی می‌دهد. این تعبیرها را داشتند.

    *اگر امام (ره) نبود، اگر نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام (ره) نبود آیا یک حرکت دیگری می‌توانست طاغوت را شکست دهد؟

    امکان نداشت؛ اینها خیالات است. این تفکرات و حرف‌های عوامانه است. آنکه ما می‌دیدیم و در خودمان خبر داشتیم، این بود که اگر امام (ره) نبود همه چیز از دست می‌رفت. دشمن کامل مسلط می‌شد و این سلطه دشمن بیشتر می‌شد و مردم مسلمان منزوی می‌شدند، اسلام، مسجد، زیارتگاه‌ها منزوی می‌شد و همه چیز از بین می‌رفت. بنابراین چیزی برای اسلام و انقلاب اسلامی نمی‌ماند ولی خدا نخواست و این کار شد.

    امام (ره) را باید خود امام (ره) معرفی کند. نمی دانم چقدر این حرف‌ها برای شما قابل شنیدن است. هیچ کسی مانند خود امام (ره)، نمی‌تواند امام (ره) را معرفی کند. یعنی چه؟ یعنی امام (ره) زنده باشد و به اینجا بیاید و بگوید من این هستم؟ نخیر. در آثار امام (ره) باید جستجو کرد. درباره آثار امام (ره) آنقدر حرف دارم و خیلی ناراحت هستم. ما می‌گوئیم اول خدا، بعد پیغمبر، بعد علی و آل علی و بعد امام (ره)! در همان ردیف؛ یعنی همان طور که آنها واجب الاطاعه بودند ایشان هم واجب الاطاعه هستند. همین طور که مخالفت با آنها سر از کفر درمی آورد، مخالفت با امام (ره) هم کمی از آن ندارد. هر مشکلی پیدا کردیم باید ببینیم کجا از امام (ره) تخلف کردیم؟ اگر در مجلس مشکل داشتیم، نمی‌خواهم بگویم افراد راه امام (ره) را طی نمی‌کردند، ولی اکثریت، اگر مجلس راه امام (ره) را طی می‌کرد وضع ما خیلی بهتر از این بود. اگر دولت راه امام (ره) را طی می‌کرد وضع ما خیلی بهتر بود.

    *یعنی از مسیر تخطی کرده‌اند.

    بله. راه امام (ره) را باید شناخت. از کجا باید بشناسیم؟ از آثار امام (ره) باید بشناسیم. وصیت نامه امام چیست؟ این ملت، این دولت، این مسئولین می‌خواهند به این وصیت عمل کنند؟ به چه کسی وصیت کرده است؟ وصی امام (ره) چه کسی است؟ وصی همین‌ها هستند. اینها باید وصیت امام (ره) را عمل کنند. امام (ره) برای مجلس در این وصیتنامه کوتاه، تعیین تکلیف کرده است. برای مجلس، برای دولت، برای نیروهای انقلابی، فرهنگی و همه تعیین تکلیف کرده است. درباره مسائل اقتصادی نیز تکلیف را معین کرده است. همین وصیت نامه را عمل کنند مملکت آباد می‌شود. عمل نشد؛ حالا نمی‌خواهم بگویم ۱۰۰ درصد عمل نشد ولی این طور نبود که ۱۰۰ درصد هم عمل شود. یکی از آثار امام (ره) که تقریباً انیس و مونس من است ۴۰ حدیث ایشان است. به عنوان وظیفه شرعی توصیه می‌کنم این کتاب را پیدا کنید و بخوانید؛ چندین بار هم بخوانید. امام (ره) را در اینجا بهتر می‌شناسید. اینها را از ۴۰ حدیث برداشتم و نوشتم و چند جمله را برای شما می‌خوانم.

    مناجات سید الساجدین هم مثل مناجات من و توست؟ او هم برای حورالعین و گلابی و انار آنقدر ناله و سوز و گداز داشت؟ اگر بشریت پشت به پشت یکدیگر درآیند و بخواهند یک «لا اله الا الله» امیرالمومنین را بخوانند نمی‌توانند. به مقام علی ابن ابیطالب قسم اگر ملائک مقربین، انبیا، غیر از رسول خاتم که مولای علی اوست، بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند. امام (ره) می‌گوید زمین بهشت صاف است و خالی است. اعمال انسان اگر خیر باشد برای او یک درختی می‌کارند.

    برخی اعمال بسیار نیکی دارند که این زمین پر از درخت می‌شود. برخی کمتر و برخی بیشتر است. اگر برخی مواقع عملی نداشت، خالی است. زمین خالی است، درختی ندارد. اگر درخت داشت برخی مواقع یک چیزی آمد مثلاً سیلی آمد و این درختان را برد، یک گناهی کرد و آن گناه سبب شد این درختان از بین رفت. امام (ره) این است.

    *این روحیه انقلابی چقدر به حرکت امام (ره) کمک کرد؟ اگر امام (ره) این روحیه انقلابی را نداشت آیا می‌توانست این مسیر سخت را ادامه دهد؟

    ابداً؛ محال بود. مگر بقیه علما از ابتدای زمان غیبت امام زمان (ع) نبودند؟ از شیخ مفید و شیخ طوسی و شیخ صدوق و امثالهم؛ آنها در وادی دیگری بودند و احترام آنها هم واجب است؛ مقام بالایی هم دارند، نمی‌خواهیم مقام آنها را کم کنیم. مقام آنها بالا است ولی در این وادی نبودند. به هر دلیلی وظیفه شرعی خود نمی‌دانستند که با دولت دربیفتند، یا می‌گفتند توان این را نداریم. نمی‌خواهم بگویم- نعوذبالله -گناه کردند؛ نه، تشخیص وظیفه آنها این بود. آن کسی که این وظیفه را تشخیص داد امام (ره) بود. تشخیص داد که ما می‌توانیم. این کلمه «می توانیم» از جمله‌های قصار امام (ره) است. اینکه ما می‌توانیم را خود امام (ره) تشخیص داد که دولت هست، حکومت هست، امریکا هست، ساواک هست، همه چیز هست، شرق و غرب هست، همه عالم هست، ما اینجا تنها هستیم اما می‌توانیم. این طرز تفکر انقلابی امام (ره) بود و منحصر به خود ایشان بود. دیگران و خیلی از بزرگان بودند، مثلاً در آخر کار آیت الله بروجردی. ایشان چنین تشخیصی نداد که با اینها دربیفتیم. در نهایت می‌گفتند خواسته‌هایی داریم و می‌گوییم این کار را بکنید، اگر بکند یا نکند. برخی مواقع برخی ملاقات هم داشتند و خواسته‌هایی هم داشتند. مشکلاتی بوده و گاهی می‌گفتند این کارها انجام شود، این کارها نباید شود؛ اینها تشخیص بوده است. روحیه انقلابی منحصر و مختص به امام (ره) بود.

    *آیا شده بود در دوران مبارزه یا در دوران بعد از مبارزه، ببینید امام (ره) به سختی خورده‌اند و از یک سختی هراس و ترسی داشته باشند یا بگویند نمی‌توان ادامه داد؟

    ابداً. این جمله‌ای که شاید شنیده باشید، از جمله‌های مسلم امام (ره) بود. امام (ره) می‌فرمایند من از هیچ کسی تا الان نترسیده‌ام. از هیچ کسی نمی‌ترسم. مقام معظم رهبری خودشان می‌فرمودند با امام (ره) درباره موضوعی صحبت می‌کردم و می‌خواستم بگویم شما ملاحظه این را می‌کنید که این‌طور نشود، آنطور نشود. این کلمه به ذهنم آمد و گفتم شما می‌ترسید این‌طور شود؟. گفت خیر من از هیچ کسی نمی‌ترسم. از هیچ کسی نمی‌ترسید. وقتی متکی به قدرت خدا بود، با اتکا به قدرت خدا، از چه چیزی باید بترسد؟

    *ابتدا اشاره کردید که رهبری انقلاب چه حضرت امام (ره) و چه آیت الله خامنه ای ما را از گردنه‌های سختی عبور دادند. هر چقدر در ذهن دارید به عنوان کسی که در صحنه‌های مختلف انقلاب بوده‌اید، با اتکا به ولایت فقیه چه صحنه‌های سختی را گذراندیم؟ کجاها بوده که فکر نمی‌کردیم بگذرانیم ولی با رهبری امام (ره) و رهبری آقا گذراندیم؟

    اصلاً همه چیز ما ولایت فقیه است. یعنی هر چه داریم از ولایت فقیه داریم. اگر ولایت فقیه نبود هیچ چیزی نداشتیم. چیزی جایگزین ولایت فقیه نبود. خود امام (ره) فرمودند ولایت فقیه یعنی ولایت پیغمبر، ولایت علی و ولایت امام معصوم؛ این به معنی ولایت است. در میدان جنگ ۸ سال چه کسی جنگ را اداره کرد؟ جز ولایت فقیه؟ اگر امام (ره) پشتیبان این امر نبود، اگر پیام‌های امام (ره) نبود، اگر صحبت‌هایی که می‌کردند در ملاقات با رزمندگان نبود، دلگرمی‌هایی که به اینها می‌دادند نبود، تشویق‌های اینها نبود، مگر ممکن بود؟ نه تنها ۸ سال که سال اول شکست می‌خوردیم. از ابتدا که در آبادان و خرمشهر وارد شدند، کار تمام می‌شد. ولی این ولایت فقیه بود که نجات داد. به دستور امام (ره) بود که همه در میدان جنگ می‌رفتند و جوانان سینه سپر می‌کردند و سر می‌دادند.

    با یک پیام امام (ره) کلیه نیروها بسیج می‌شد. نیروهای در میدان جنگ و پشت صحنه بسیج می‌شدند. خانم‌هایی که در خانه‌ها برای رزمندگان غذا تهیه می‌کردند، اینها همه از ولایت فقیه بود. هر جایی سست می‌شد یک ملاقات امام (ره) و یک دیدار امام (ره) همه کار را درست می‌کرد و روحیه‌ها تقویت می‌شد. ضعف‌ها برطرف می‌شد. هرچه داریم از ولایت فقیه داریم. آنهایی که ولایت فقیه را نمی‌فهمند عوام هستند.

    *بعد از امام (ره) چطور؟

    حالا هم همان است؛ فرقی نمی‌کند. بالاخره ولایت فقیه که یک فقیه معین نیست. یک فقیهی که بتواند امور مسلمانان را تصدی کند و مردم او را قبول داشته باشند، که ابتدا امام (ره) بود و دومی آیت الله العظمی خامنه ای است. سومی و چهارمی هم با خداست؛ تا قبل از ظهور مسئله همین است. تا ظهور امام زمان (عج) تحقق پیدا نکرده است مسئله همین است؛ ولی فقیه باید اداره کند. اگر روزی –نعوذبالله-ولی فقیه در کار نباشد فاتحه همه چیز خوانده می‌شود. چیزی باقی نمی‌ماند. دشمن در انتظار آن روز است.

    دشمن می‌گفت تا امام (ره) هست انقلاب است؛ اگر امام (ره) نباشد انقلاب نابود می‌شود. این نشد. الان هم همین است. الان هم دشمن نظر دارد این مقام معظم رهبری هست حریف او نمی‌شویم، هر کاری بخواهیم انجام دهیم او خنثی می‌کند، اگر در یمن، سوریه، عراق، ایران و هر جایی هست نقشه‌های ما را خوب می‌شناسد که یکی از خصوصیات امام (ره) هم همین دشمن شناسی و دوست شناسی بود. نقشه‌هایی را می‌داند و راه خنثی کردن این نقشه‌ها را هم می‌داند که چطور این سحر را باطل کنیم. الان هم مسئله همین است و موفقیت‌هایی که ما داشتیم، شکست‌هایی که دشمن در صحنه‌های داخلی و خارجی داشته است، بر محور همین قضیه مقام معظم رهبری است. خداوند به ایشان هم خصوصیت و ویژگی داده که باید بگوییم من عند الله است و همه کار دست خداست. قلب مومن هم در دست خداست. یک قلب را هدایت می‌کند و یک قلب را هدایت نمی‌کند، بنابراین همه اینها با پشتیبانی اراده الهی است و ایشان موید من عندالله است.

    *بعد از امام (ره) می‌توانید مثال بزنید که کدام صحنه‌های سختی بوده که با تدبیر رهبری انقلاب به پیش رفته است؟ مصداقی می‌توانید مثال بزنید.

    در صحنه‌های مختلف مانند تحریم‌ها … اگر در این تحریم‌ها مسئله ولایت فقیه و رهبری مقام معظم رهبری نبود همان ابتدا کار تمام می‌شد. یک دهم این تحریم‌ها را هیچ کشوری نمی‌تواند تحمل کند. حکومت‌ها با این تحریم‌ها سقوط می‌کنند. این یک نمونه است. این تحریم‌ها پشت سرهم می‌آید و در عین حال نظام محفوظ می‌ماند، دل مردم را گرم می‌کند و اجازه نمی‌دهد مردم ناامید شوند، نمی‌گذارد مردم بدبین شوند. الان مسئله‌ای که مربوط به سوال شما می‌تواند باشد، همین است که با دشمن چه کار کنیم؟ می‌توانیم بسازیم یا نمی‌توانیم بسازیم؟ این یکی از مراحل است. عده‌ای که من حسن نیت و سوءنیت آنها را نمی دانم، قلب همه دست خدا است، از قلب اشخاص اطلاعی نداریم، ولی عده‌ای به هر حال معتقد بوده‌اند و هنوز هستند که مشکلات این مملکت را فقط باید با کنار آمدن با سیاست‌های آمریکا حل کرد. اگر با امریکا کنار آمدیم مشکلات اقتصادی و سیاسی ما حل می‌شود و اگر کنار نیامدیم همین وضع وجود دارد و صد برابر بدتر هم می‌شود؛ این یکی از مسائل است و مقابل خنثی کردن تحریم‌ها است. همان نقشه‌ای که با تحریم‌ها می‌خواهند ما را به زانو دربیاورند، این نظرات و مواضع انقلابی و اسلامی رهبری همه را از بین می‌برد. آثار تحریم‌ها از بین می‌رود. فشارهای مضاعف از بین می‌رود.

    چه کسی است که باید بگوید ما فشارها را تحمل می‌کنیم و می‌توانیم تحمل کنیم؟ برخی قدرت ملت را خبر ندارند، از قدرت مردم خبر ندارند. مردم ما مردمی صبور هستند. مردم مقاومی هستند. به شرطی که افرادی اینها را هدایت کند. مانند امام (ره) که هدایت می‌کرد، مانند مقام معظم رهبری که مردم را هدایت می‌کند؛ افکار عمومی را هدایت کنند. مردم استقامت دارند و می‌ایستند. الان هم در مشکلات معیشتی و کرونا همین طور است. مشکلات کم نیست ولی قدرت مقاومت مردم هم کم نیست. این مردمی هستند که در میدان زمان جنگ ۸ ساله نشان دادند که آمادگی دارند تحمل سختی‌ها را کنند و غلبه بر سختی‌ها داشته باشند. این تجربه سال‌های زیاد ما است. در دوران انقلاب این را مردم نشان دادند که شریف هستند. هرچه به این مردم احترام کنیم کم است و امام (ره) بود که این مردم را می‌شناخت. امام (ره) بود که به قول مرحوم مطهری در دیدار خود می‌گفت امام (ره) مردم را می‌شناسد. وقتی به دیدار امام (ره) در پاریس رفتند گفتند امام (ره) مردم را خوب می‌شناسد و اعتماد به مردم دارد.

    *اشاره‌ای کردید که باقی ماند. گفتید اگر مجلس ما، دولت ما، مردم ما به این مکتب امام (ره) و اندیشه‌های امام (ره) پایبند باشند، چقدر جلو می‌رویم. برای ما چند شاخصه مکتب امام (ره) را بیان کنید که مکتب امام (ره) چه درسی به ما داده است؟ کجاها دقت کردیم و کجاها جا ماندیم و باید بیشتر توجه کنیم.

    توکل به خدا و اینکه بدانیم خدا پشتیبان ما است. وقتی خدا پشتیبان است کسی نمی‌تواند بر خدا غلبه کند و خدا را شکست دهد. بنابراین در صحنه‌های اقتصادی خیلی جاها مشکل داشتیم و داریم. چرا این مشکلات حل نمی‌شود؟ اقتصاد مقاومتی را مقام معظم رهبری ارائه دادند. این یکی از حوزه‌هایی است که مقام معظم رهبری به آن وارد شدند. یعنی این مملکت اگر بخواهد از نظر اقتصادی روی پای خودش بایستد، دست گدایی به طرف دشمن دراز نکند، باید خودش اقتصاد خود را قبضه کند و می‌تواند این کار را انجام دهد.

    هر چه درباره این رهبری هم حرف بزنیم کم است. ایشان تکیه بر نیروهای جوان دارد، اما افراد سالخورده و قدیمی را بکار می‌گیرند و نیروهای جوان ما کمتر بکار گرفته می‌شوند و راه همان راه همیشگی است، ولی باید از اینها استفاده کرد. ایشان چقدر گفته‌اند و حرف حق هم هست؛ امکانت کم نداریم، امکاناتی که خدا به ما داده از ذخایر ارزی، از اماکانات زیرزمینی و روزمینی و گنج‌هایی که خدا داده وجود دارد، باید بهره برداری کنیم. ما لب دریا نشسته‌ایم و تشنه می‌میریم. اینها هست و استفاده نمی‌کنیم. نیروهای انسانی را بکار بگیریم، اینها همان مراحلی است که دنبال آن هستید، نیروهای انسانی را بکار بگیریم و شناخت نیروهای انسانی و بکار گرفتن آنها و حذف نیروهای ناصالح… در قضیه ارز و امثالهم مشکل داریم، چون افراد ناصالح آمدند و با ارز ۴۲۰۰ تومانی بلوا درست کردند و پول‌های مردم را گرفتند و به نفع خود استفاده کردند. چه کسی باید این کار را کند؟ اینها راه‌هایی است که راه رهبری با راه این افراد جدا می‌شود. ایشان می‌گوید به نفع مردم باید کار کنید و ارز باید به نفع مردم باشد. واردات باید در حد لزوم مردم باشد، صادرات باید بیشتر شود، اجناسی که مورد نیاز نیست نباید وارد شود. قاچاق نباید باشد. اگر مطالب مقام معظم رهبری را بیان کنیم، یک کتاب می‌شود.

    *در مورد جوان گرایی امام (ره) هم بر نیروهای جوان تاکید داشتند…

    بله. سربازان امام (ره) نیروهای جوان بودند. آنهایی که در میدان جنگ بودند پیرمردها نبودند. در همه صحنه و هر جایی هر کاری بود در داخل و خارج و عمدتاً هم در میدان جنگ همین جوانان بودند که می‌جنگیدند و درمسائل نظامی، مسائل غیرنظامی کار کردند.

    *البته حضرت آقا جدیداً صحبت کردند و گفتند جوان به معنای این نیست که جوان ۳۰ ساله بیاوریم، حاج قاسم سلیمانی را مثال زدند که ایشان با اینکه ۶۰ سال سن داشت، جوان بود. شوخی هم با شما در جلسه خبرگان کردند.

    بله. من هم جوان هستم. (می‌خندد)

    *احسنت (می‌خندد)؛ شوخی آقا را می‌فرمایید. اگر بگویید جالب است.

    صحبت پیرها بود، می‌گفتند آقای جنتی هم پیر هستند. ایشان جوانی ما را قبول ندارند. (میخندد)

    *درباره نقش انقلاب و رهبری امام (ره) و حضرت آقا در مقاومت مقابل امریکا و پرچمداری که انقلاب اسلامی به مسلمانان داد. اساساً تغییر منطقه و تغییر هندسه منطقه اسلامی و منطقه غرب آسیا، خیلی‌ها معتقد هستند با انقلاب اسلامی ایران صورت گرفته است. این را چقدر موثر بوده‌ایم و رهبری انقلاب چقدر در این نقش داشت؟

    اصلاً انقلاب اسلامی در دنیا اثر گذاشت. مسئله این نبود که شاه برود و حکومت اسلامی بیاید. انقلاب اسلامی در شمال آفریقا، لیبی، مصر، در همه جا اثر گذاشت. نیروهای انقلابی آماده برای کار در دنیا زیاد داریم. از همین جوانان اینچنینی زیاد داریم، کسی اینها را بسیج نمی‌کرد. هر جا اینها میدان پیدا کردند الهام از امام (ره) گرفتند. امام (ره) این را در دنیا ثابت کرد که می‌شود با قدرت‌ها درافتاد. این را ثابت کرد.

    امام (ره) ثابت کرد می‌شود با قدرت درافتاد. آنهایی که می‌گفتند نمی‌توانیم، چه از علما و چه از غیرعلما، هیمن طور مانده بودند که باید تسلیم شویم ولی امام (ره) فرمود می‌توانیم و پیروز می‌شویم.

    امام (ره) به این آیات قرآن عقیده داشت. آیات قرآن تابلوی جلوی چشم امام (ره) بود. با این تابلو حرکت می‌کرد و می‌رفت. بنابراین به دنیا فهماند با آمریکا می‌شود درافتاد، با دشمنان مقتدر غربی می‌توان درافتاد. این معجزه امام (ره) بود که می‌شود. عمل نکردند یا کم عمل کردند سر جای خود است ولی بالاخره این را امام (ره) فرمودند که امکان این وجود دارد دشمن هر چقدر هم مقتدر باشد، هر چقدر ضعیف باشیم می‌توانیم دربیفتیم. در قضیه انقلاب اسلامی و جنگ این کار شوخی نبود؛ یک دولت نوپایی که هیچ تجربه اداری ندارد، این‌هایی که اول کار در مجلس و دولت امدند سابقه اجرایی و مدیریتی نداشتند. مثل ما از مدرسه فیضیه اینجا آمده بودیم. چه می‌دانستیم باید چه کار کنیم. در شورای نگهبان که ابتدا آمدیم نمی‌دانستیم باید چه کار کنیم؛ قانون نداشتیم، قانون کم داشتیم. جا نداشتیم. شورای نگهبان ابتدا که اسم ما را امام (ره) فرمودند و اعضای شورای نگهبان را معرفی کردند، اصلاً جا نداشتیم که برویم. هر وزارتخانه‌ای جایی داشت. این وزیر می‌رفت آن یکی جای او می‌آمد. همه چیز بود. شب‌ها جا نداشتیم بخوابیم. در ساختمان مجلس در اتاقی که برخی مواقع می‌نشستیم و خبرگان جمع می‌شوند، می‌رفتیم. شب‌ها آنجا می‌خوابیدیم. برخی مواقع در پادگان می‌خوابیدیم. جا نداشتیم. شورای نگهبان با آن عظمت و اهمیتی که دارد، اینچنین بود. پولش سر جای خودش. جایی نداشتیم بنشینیم و جلسه بگذاریم، قانون و برنامه نداشتیم. عجیب و غریب بود. خدا مرحوم ربانی را بیامرزد. با بنی صدر آشنا بود. اینجا دست بنی صدر بود. او واسطه شد و گفت اینجا را به ما بدهید. آنها هم رفتند و اینجا را به ما دادند. تازه جا پیدا کردیم.

    *آخر کلام بحث را با حاج قاسم سلیمانی تمام کنم. حاج قاسم در وصیت نامه خود توصیه ویژه ای کردند، خطاب به علما و مراجع با همان احترامی که همیشه یاد می‌کنند که پشتیبان آقا باشید و به ولایت فقیه توجه ویژه کنید. چندین بار قسم یاد کردند. فکر می‌کنید چه نگرانی در ذهن حاج قاسم بود که اینقدر روی این تاکید کردند؟

    کاش داغ ما را تازه نمی‌کردید. من واقعاً داغ در دلم همیشه سوزندگی دارد و ما را می‌سوزاند. عکس ایشان را در اینجا دیدید. هر روز از مقابل این عکس عبور می‌کنم. ایشان را می بی نم و حرف‌هایی که نقل می‌کنند و همین مطالبی که شما بیان کردید، ایشان معتقد بود هرچه داریم از ولایت فقیه و رهبری داریم. از این جهت باید با هدایت رهبری و پشتیبانی رهبری کار خود را انجام دهیم.

    این مصیبت بزرگی بود که بر ما وارد شد. در همه مصیبت‌هایی که در دوران انقلاب داشتیم این ویژگی را هیچ کسی نداشت. خوب شد یادی از ایشان کردیم. وضعیتی که در کرمان پیش آمد و جمعیت به آن صورت برای تشییع و دفن ایشان رفت که گفتند ۷۰-۶۰ نفر زیر دست و پا رفتند. کجای تاریخ اسلام چنین چیزی را داشته‌ایم؟ در تاریخ انقلاب اسلامی کجا چنین چیزی را داشتیم؟ این قدر جمعیت بیاید که ۷۰-۶۰ نفر له شوند و از دنیا بروند. این جایگاه را برای مردم داشت. سردار سلیمانی جایگاه منحصر به فردی داشت. او دومی نداشت و ندارد.

    *خاطره‌ای از ایشان دارید برای ما بازگو کنید؟

    نه من الان چیزی در ذهن ندارم. شناختی که بعد پیدا کردیم به آن اندازه شناخت نداشتم. شهادت ایشان، ایشان را معرفی کرد که او چه کسی است. معرفی کرد که از دوستانی همچون ما و دیگرانی که در حد دوستی نبودند تازه شناختند او چه کسی بود. من هر چه می شنوم روحیه اسلامی و الهی و انقلابی داشت. در محراب عبادت یک بنده عبادت‌کار بود و در میدان جنگ یک نظامی سلحشور بود. این را کجا می‌توانید پیدا کنید؟ یادگار علی (ع) آن میدان جنگ و آن محراب عبادت بود.

    *خیلی محبت کردید. ما شما را خسته کردیم.

    خواهش می‌کنم.

    *آخر کلام خاطره یا ناگفته ای از دیدارهایتان با آقا دارید؟

    آنچه بخواهم در آخر بیان کنم این است که آثار امام (ره) را جلوی چشم خود بگذارید، اگر می‌خواهید مسلمان شوید، می‌خواهید متدین باشید، می‌خواهید انقلاب پیروز باشد، اگر می‌خواهید زحمات شما هدر نرود، آثار امام (ره) را جلوی چشم خود بگذارید. آثار امام (ره) همیشه زنده است، امام (ره) همیشه زنده است. الان بیش از ۳۰ سال است که ایشان رحلت فرمودند، تمام آثار از همان وصیت نامه تا سخنرانی‌ها و ان مطالبی که در صحیفه امام (ره) است، مثل این است که امروز امام (ره) صحبت می‌کنند، کهنه نمی‌شود، به روز است.

    من سفارش می‌کنم این را داشته باشند. یک روزی دیداری با مجلسی داشتم، با کمیسیون‌ها هم روزی صحبت داشته باشم همین مطلب را بیان می‌کنم. می‌گویم دستورات امام (ره) را جلوی چشم خود بگذراید. اگر می‌خواهید کار کنید و به انقلاب کمک کنید و اگر می‌خواهید به اسلام و مردم خدمت کنید راه امام را پیدا کنید و این را راه را بروید. این راه امام (ره) است. مجلس باید همین باشد و این دولت باید همین باشد. هر جایی ضربه خوردیم یک جایی اینها با امام (ره) زاویه پیدا کردند. راه امام (ره) را نتوانستند طی کنند.

    *خیلی سپاسگزاریم. امیدواریم بتوانیم به معنای واقعی در مسیر امام (ره) حرکت کنیم.

    منبع : مهرنیوز

  • نیازمند توجه به آموزه‌های امام هستیم/وحدت،اکسیر غلبه برمشکلات است

    نیازمند توجه به آموزه‌های امام هستیم/وحدت،اکسیر غلبه برمشکلات است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس‌جمهور به مناسبت سالروز ارتحال امام خمینی (ره) در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: ایام نیمه خرداد برای ملت ایران یادآور یکی از تلخ‌ترین و دشوارترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی است، روزهایی که امام امت دعوت حق را لبیک گفت و خیل علاقمندان و دوستدارانش را داغدار کرد.

    وی افزود: جمهوریت و اسلامیت نظام دو یادگار سترگ امام راحل (ره) است که تا همین امروز جمهوری اسلامی ایران را از گزند تندبادهای زمانه و دشمنی‌های دشمنان حفظ کرده است.

    واعظی تاکید کرد: حافظه جمعی ملت ایران از ایشان انبوهی از صفات و خصایل نیکو به یاد دارد؛ اخلاق، مهربانی، مردم‌مداری، تدبیر، هوشمندی، کیاست و ده‌ها منقبت دیگر که میلیون‌ها ایرانی را چنان شیفته کرد که تا سرحد جان پای آرمان‌هایش ایستادند و انقلاب بزرگ اسلامی به پیروزی رساندند.

    رئیس دفتر رئیس‌جمهور اظهار داشت: این روزها که کشور روزهای سرنوشت‌سازی را می‌گذراند، بیش از همیشه نیازمند توجه به آموزه‌های اصیل او هستیم، پیش از همه به وحدت کلمه که اکسیر غلبه بر همه موانع و دشمنی‌ها و مشکلات است.

    منبع : مهرنیوز

  • خاطره سفر به تبعیدگاه رهبر انقلاب/ مکتب امام مکتب عقلانیت است

    خاطره سفر به تبعیدگاه رهبر انقلاب/ مکتب امام مکتب عقلانیت است

    خاطره سفر به تبعیدگاه رهبر انقلاب/ مکتب امام مکتب عقلانیت است

    به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه تلویزیونی بنیانگذار در گفتگو با آیت الله سید ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه به بررسی مکتب امام خمینی (ره) پرداخت.

    در ابتدای این برنامه مجری در معرفی مهمان برنامه گفت: در این برنامه پای صحبت کسی خواهیم نشست که در عنفوان جوانی به مکتب خمینی (ره) و نهضت انقلاب اسلامی پیوسته و در دوران نهضت انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف حضور داشته است. از شاگردان استاد شهید آیت الله بهشتی و آیت الله قدوسی است و بعد از انقلاب اسلامی از جوانانی بود که به عرصه قضائی پیوست و دادستانی کرج را در ۲۰ سالگی تجربه کرد. خاطرات زیادی در حوزه قضائی در اول انقلاب دارد. کسی که ۳ حکم مستقیم از امام خمینی (ره) دریافت کرده و مدارج مختلف را در حوزه قضائی کشور طی کرده و الان یکی از مسئولیت‌های مهم کشور را برعهده دارد و حرف‌های گفتنی فراوانی برای ما خواهد داشت.

    *مجری: سلام عرض می‌کنم و خیلی لطف کردید.

    آیت الله رئیسی: من هم خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز، عرض سلام و ادب دارم و این ایام را به همه هموطنان و همه عاشقان امام (ره) در سراسر عالم تسلیت عرض می‌کنم.

    *می‌خواهم از نقطه آشنایی شما با حضرت امام (ره) شروع کنیم. چطور با امام (ره) به عنوان طلبه جوان آشنا شدید؟

    من با اسم امام (ره) و ویژگی‌های ایشان که از جمله بارزترین آنها علم و اجتهاد و هم روحیه انقلابی ایشان بود، شاید سال ۵۲ یا ۵۳ که ابتدای طلبگی من در مشهد مقدس در حوزه علمیه مشهد مقدس بود، با نام امام (ره) و ویژگی‌های ایشان آشنا شدم.

    *چند ساله بودید؟

    من آن زمان ۱۴ یا ۱۵ ساله بودم. چون ابتدای طلبگی من بود، می‌خواستیم در حوزه وارد شویم و آن زمان‌هایی بود که می‌خواستم مرجع تقلیدی برای تقلید خودم انتخاب کنم. در بین مراجعی که آن روز اسم آنها مطرح بود اسم امام (ره) بین انقلابیون و طلاب انقلابی مطرح بود، اما رسیدن خدمت حضرت امام (ره) برای بعد از انقلاب اسلامی است. در واقع چون سن و سال ما آن زمان قبل از انقلاب طوری نبود که خدمت امام (ره) برسیم، چون امام هم در نجف بودند و ما هم سن و سالی نداشتیم که خدمت امام (ره) برسیم. بعد از انقلاب اسلامی خدمت ایشان رسیدیم.

    *با برخی علما درباره حوزه آن زمان و مراجعی که آن زمان بودند صحبت کردم. یک ویژگی خاصی را از امام (ره) بیان می‌کردند؛ شجاعت، صراحت و انقلابیگری امام (ره) که به نوعی حوزه و مکتب شیعه را به سمت تحولی برد.

    اینکه مکتب امام (ره) می‌گوئیم، مکتب طبیعتاً باید یک پشتوانه‌ای برای زندگی انسان باشد. این پشتوانه زندگی هم دارای اهداف و هم دارای ظرفیت‌هایی است و با توجه به ابزارهایی است، با توجه به بایدها و نبایدهایی است. این مکتب طبیعتاً دارای یک جهان‌بینی است که این می‌تواند زندگی انسان را به نحوی رقم بزند که انسان به آن اهداف و آرمان‌های بلند برسد. امام (ره) شخصیت جامعی داشتند. شخصیت ایشان هم علمی بود که ایشان را یک فیلسوف و عارف و فقیه و اصولی و یک مفسر می‌شناختند. کسی که از جهات علمی دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند صاحب یک ایده و مکتب فکری شود.

    از طرف دیگر ایشان، مکتبشان مبتنی بر یک عقلانیت است که این عقلانیت دارای دو عنصر اساسی است؛ یک عنصر بنیادهای معرفتی است که امام (ره) از آن بهره‌مند است یعنی کاملاً بر مبانی تسلط دارد و نکته دوم اینکه ایشان می‌تواند با توجه به توانایی‌های شخصی و توانایی‌هایی که خداوند متعال به ایشان داده، مبتنی بر این بنیادهای معرفتی یک تحولی را ایجاد کند. این عقلانیت امر بسیار مهم و قابل توجهی است که شما در طول این مدت می‌بینید کسانی که حتی ممکن است خیلی آن چنان سینه‌چاک دین نبودند ولی این مبانی را قبول داشتند، یعنی عاشق امام (ره) و روحیه انقلابی و مسئولیت‌پذیری که امام (ره) داشتند، شدند؛ این نکته مهم و قابل توجهی است. لذا در این رابطه مطلبی که الان مهم است، این است که باید بدانیم آنچه از عقلانیت، معنویت، اخلاق و عدالت به عنوان سنگ‌های زیربنای جامعه سالم و اسلامی امام (ره) می‌خواستند در جامعه ایجاد کنند، نگاه کنیم که اینها را چقدر توانسته‌ایم در جامعه ایجاد کنیم و الان در کجای کار هستیم و بعد از این چه اقداماتی باید انجام شود.

    *یک مورد در هم سن و سالان شما در دوران مبارزه این بود که هم مبارزه می‌کردید و هم درس می‌خواندید بنا بر تکلیفی که امام (ره) بر دوش شما گذاشته بودند. چطور این را مدیریت می‌کردید؟

    من به یاد دارم اولین باری که تکه‌ای از روزنامه اطلاعات را در مدرسه خان زدند، مدرسه آیت الله بروجردی (رضوان الله علیه) که آن زمان چون مدرسه فیضیه و دارالشفا بسته بود، مرکزیت در مدرسه خان بود. طلبه‌های مدرسه خان که ما ان زمان جزو طلبه‌های این مدرسه بودیم منزل آیت الله نوری طلاب رفتند و به رگبار بسته شدند و در میدان صفائیه که قضایا را شما و همه بینندگان می‌دانید.

    * ۱۹ دی قم.

    بله. بعد چهلم قم در تبریز و چهلم‌هایی که بعداً برگزار شد. آنجا بحثی که مطرح بود این بود که تمام طلبه‌ها هم درس می‌خواندند و هم تلاش می‌کردند در جایگاه یک طلبه با احساس مسئولیت و دارای روحیه انقلابی کار و تلاش کنند. حالا ما که طلبه معمولی و جوانی بودیم، اما افاضلی که آن زمان بودند و جزو مدرسین بودند، اینها بزرگانی بودند که هم حوزه درس خود را داشتند و هم اطلاعیه می‌دادند، اعلامیه می‌دادند و جلساتی داشتند.

    من خودم یک سال تا یک سال و نیم بود که در اول پیروزی انقلاب که شاید قدری به درس و بحثم توقف ایجاد شد، همواره در این سال همواره تلاش کردم هیچگاه رابطه‌ام با درس و بحث قطع نشود. هیچ زمانی ارتباط من با کتاب و مباحث حقوقی و فقهی که رشته خودم است، قطع نشود و این برای امثال ما طلبه‌ها امر ضروری است که هیچگاه ارتباط ما قطع نشود. الان هم که در دستگاه قضائی هستیم یکی از ابزارهای مهم علم و دانش است؛ یعنی به هیچ عنوان نمی‌تواند رابطه این مجموعه با علم و دانش قطع شود.

    *حتی شنیدم زمانی که دادستان همدان بودید در سن ۲۱ سالگی و درس‌های خارج که نمی‌رسیدید نوار را تهیه می‌کردید و می‌بردید.

    بله. همینطور بود. من آخر هفته یا دو هفته یکبار که به قم می‌رفتم در دفتر تبلیغات یک بسته نوار می‌گرفتم. آن زمان مثل الان ارتباط نبود. الان رادیو معارف است. یا رابطه‌های دیجیتالی است و نیازی به این کارها نیست، ولی آن زمان این‌طور نبود که ضمن کار کردن نباید ارتباط ما با درس و بحث قطع شود. این کار ضروری برای امثال ما است.

    *و البته کار سختی است.

    سخت است ولی به نظر من شدنی است، برای اینکه از یک طرف نمی‌شود رابطه را با درس قطع کرد و از سوی دیگر مسئولیت انقلابی را باید در نظر داشت. اوایل که دادستان کرج بودم وقتی خدمت مرحوم شهید قدوسی رفتم و قدری جوان بودیم و عرصه برای ما سخت شده بود و گفتیم اجازه دهید ما برگردیم به قم و شما فرمودید یک سال تا ۶ ماه بیاییم و الان بیشتر شده است. ایشان فرمودند من خدمت امام (ره) رفتم و همین حرفی که شما می زنید را به امام (ره) زدم. گفتم اجازه دهید به مدرسه حقانی قم برای درس و بحث برویم و دنبال کار خودمان برویم. امام (ره) فرمودند شما این را به من می‌گوئید، من کجا بروم؟

    *می‌خواندم زمان انقلاب تصمیم گرفتید به علما و آدم‌های مؤثر انقلاب که تبعید شدند، سر بزنید. با سه نفر از دوستان خود ایرانشهر خدمت حضرت آقا می روید که آن زمان ایرانشهر بودند.

    ما یک سفر تبلیغی رفته بودیم. به رفسنجان رفتیم. امکانش نشد کار تبلیغی کنیم. سوم چهارم محرم بود و تصمیم گرفتیم سفر خود را از سفر تبلیغی به سفر سیاسی تبدیل کنیم تا اینکه به ایرانشهر خدمت مقام معظم رهبری رفتیم. در خیابانی که می‌رفتیم هنوز به منزل ایشان نرسیده بودیم که دو نفر از دوستان را دستگیر کردند و دو نفر دیگر فرار کردیم و به منزل آقای حجتی کرمانی رفتیم.

    ایشان هم در آنجا تبعید بودند. در یک ساعتی که نزدیک شب بود از منزل ایشان به منزل آقا آمدیم و شب را منزل ایشان ماندیم. آقا بعد از صبحانه فرمودند که از دیشب تا صبح چند بار در خانه من آمدند تا شما دو نفر را ببرند؛ من در مقابل اینها ایشان ایستادم. بعد ایشان ما را دست فردی مورد اعتماد خودشان سپردند و از فرمودند ا زکدام راه بروید تا از شهر خارج شوید. آن سفر برای ما سفر آموزنده‌ای بود به ویژه شبی که منزل آقا بودیم افرادی که آنجا بودند. به یاد دارم چهره‌هایی همچون مرحوم شهید هاشمی نژاد بود، مرحوم آیت الله طبسی منزل ایشان بودند.

    *همان شبی که شما بودید.

    بله. منزل ایشان ۱۵-۱۰ نفر بودند. البته شب هم پذیرایی ایشان برای همه نان و سیب‌زمینی بود. آقایی که خودشان جزو فراری‌ها از دست رژیم پهلوی بود، آن شب در منزل ایشان بود. ایشان از افراد پذیرایی می‌کرد، جزو انقلابی‌ها بود. بعد بعضی از چهره‌های جوان ایرانشهری بودند، حتی از اهل سنت که جزو مریدان آقا شدند. اینها جلوه‌های مکتب امام (ره) است. مکتب امام (ره) بزرگوار که در این دوره از آن صحبت می‌کنیم، به نظر من باید برای نسل نو روشن شود در مقابل مکاتب شرق و غرب، یک مکتبی ارائه شد که دارای ویژگی‌هایی است.

    لذا اگر اجازه دهید خصوصیات و ویژگی‌هایی از مکتب امام (ره) بگویم تا مشخص شود که این مکتب سیاسی با مکاتب سیاسی که امروز در عالم از آن دم زده می‌شود، متفاوت است. اولین ویژگی سیاسی مکتب امام (ره)، اخلاص و دلدادگی به خدا و خداباوری بود. نکته دوم در مکتب سیاسی امام (ره) مردمی بودن و مردم‌داری است؛ واقعاً به مردم عقیده داشتند و مردم را دوست داشتند. نکته سوم در انقلاب امام (ره) مسئله توجه به معنویت و سیاست بود؛ یعنی پیوند بین سیاست و معنویت بود. در احزاب در دنیا و در مکاتب غالباً سیاست بدون معنویت را دنبال می‌کنند. ولی اینجا پیوند بین سیاست و معنویت است. امام (ره) پرچم سیاست توأم با معنویت را بلند کردند.

    *نتیجه‌اش همین کرونایی است که الان در قلب اروپا و آمریکا تفاوت برخورد آنها را با برخورد ما در مقابل کرونا می‌بینیم.

    بله. دیدید که در این قضیه جمهوری اسلامی که پرچم آن به دست مقام معظم رهبری است چطور مردم را به خط کردند. نهادهای انقلاب اسلامی به خط شدند، دولت و ملت به خط شدند، برای اینکه در این امر همه حضور داشته باشند و نتیجه این امر، «موفقیت» شده است. به نظر من، تدابیر حکیمانه ایشان در این امر تأثیرگذار بود. والا مگر می‌شد به این راحتی درب امامزاده‌ها و مساجد را بست! چه برسد که حرم مطهر امام رضا (ع) بسته شود، چون مردم می‌دانند این کاری است که باید بشود. از هر کسی بپرسید می‌گویند آقا این را خبر دارند، آقا این را فرمودند و آقا خودشان می‌گویند باید پایبند این ضوابط بود؛ چشم! این خیلی مهم است که ایشان همه را پایبند به مقررات کردند.

    یکی دیگر از ویژگی‌های مهم در مکتب سیاسی امام (ره) مسئله استکبارستیزی و ظلم‌ستیزی است؛ چه استبداد داخلی و چه استعمار خارجی باشد. از دیگر ویژگی‌های این مکتب، مسئله توجه به دین و آموزه‌های دینی بود؛ یعنی بنای امام (ره) این بود که دین و اموزه های دینی بر تمام زوایای زندگی انسان معاصر، مردم مسلمان ایران حاکم شود. از ویژگی دیگر مکتب سیاسی امام (ره) مسئله توجه به عدالت اجتماعی است. از اول امام (ره) پرچم عدالت اجتماعی را برداشتند و بنای ایشان این بود که عدالت اجرا شود. اینکه می‌گوئیم امامین انقلاب اسلامی، رهبری معظم انقلاب بعد از امام (ره) همین پرچم را برافراشتند و فرمودند توسعه‌یافتگی باید در پرتو عدالت باشد. آقا ادامه‌دهنده همان مکتب سیاسی امام (ره) هستند به این نحو که می‌فرمایند باید جامعه ما توسعه یافته شود؛ حتماً باید جامعه ما توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یابد اما آن توسعه یافتگی در پرتو عدالت اجتماعی باشد.

    انسان خواسته‌های مهمی دارد که یکی معنویت و اخلاق است. در برخی کشورهای اروپایی شاهد بودید از هم ماسک می‌دزدیدند. یعنی فقط توسعه اقتصادی که نماد توسعه یافتگی نیست؛ توسعه یافتگی بخشی از توسعه است. از ویژگی‌های مکتب امام (ره) توجه به همه محرومین عالم است. امام (ره) نه برای الان که از روز اول انقلاب، حتی قبل از پیروزی انقلاب می‌فرمودند مسئله فلسطین اهمیت دارد. ایشان رهبر ایران بودند ولی توجه به آزادی فلسطین جزو اولویت‌های امام (ره) بود و امروز هم جزو اولویت‌های رهبری معظم انقلاب است.

    رفع مظلومیت و محرومیت از کشورهای دیگر و مردم مظلوم دنیا جزو شاخصه‌های مکتب سیاسی امام (ره) بود؛ کسی نگوید چرا لبنان، فلسطین، غزه؟ اینها مسئله ما است؛ «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا» این جزو راهبردهای امیرالمومنین (ع) است که به بشریت در بستر بیماری می‌آموزد. این جزو مسائل و خصوصیات مکتب سیاسی امام (ره) است.

    *خوب است نگاهی شود که وضع فلسطین و جبهه مقاومت قبل از پیروزی امام و بعد از راهبردی که امام (ره) مشخص کردند، به چه صورت بوده است.

    بله. دیروز ابتکار عمل دست یا صهیونیست‌ها یا میزهای مذاکره و سازمان‌های آزادیبخش بود، ولی امروز ابتکار عمل دست مجاهدین در صحنه است. یعنی کسی که ابتکار در عمل دارد مجاهدین فلسطینی و لبنانی و بچه‌های مجاهد غزه و جنوب لبنان هستند؛ ابتکار عمل دست اینها است.

    انتفاضه اول، دوم، سوم، چهارم و اگر این حرکت معامله قرنی که از آن دم می‌زنند و این طرح شکست خورده را دنبال کنند و کراخه باختری را ضمیمه سرزمین‌های اشغالی کنند، حتماً انتفاضه جدیدی بسیار گسترده‌تر از انتفاضه‌های قبل در منطقه به راه خواهد افتاد. خب تلاش کردند که اصل این نظام تأسیس نشود. اما کار آنها نگرفت و بالاخره تأسیس شد. بالاخره تلاش کردند در دهه دوم تثبیت نشود، ناکارامدی را در همه جا دمیدند که درست است که این نظام دینی است اما ناکارآمد است و زندگی انسان معاصر را نمی‌تواند اداره کند. اما معلوم شد این سخن هم بیهوده است و نظام تثبیت شد. دهه سوم تلاش کردند این نظام و پیام آن و مکتب امام (ره) توسعه نیابد، پیام به بقیه ملت‌ها نرسد. این کار هم موفقیتی نداشت.

    الان فهمیده‌اند این جریان سازی که به نام مکتب امام (ره) صورت گرفت با آن شخصیت جامعی که امام (ره) داشت توقف‌ناپذیر است. این ادامه می‌یابد. دیروز نگران یک حزب الله در جنوب لبنان بودند و امروز باید شاهد باشند ۶-۵ حزب الله در جاهای عالم پرچم برافراشته‌ای است که به نام امام حسین (ع)، به نام انقلاب اسلامی و ارزش‌ها پیش می‌رود. بحث سنی و شیعه، این اقلیم و آن اقلیم هم نیست. منطقه این آهنگ را پیدا کرده است. دلیل شهادت حاج قاسم سلیمانی این است که ایشان آن ظرفیت‌های عظیمی را که در کشورهای منطقه است، با منویات رهبری معظم انقلاب اسلامی از شرایط بالقوه به فعلیت رسانده و اینها پای کار آمده‌اند؛ این خیلی مهم است. عینیت‌بخشی کار گام دوم است.

    بیانیه گام دوم عبارت است از تبیین وضع موجود، که در گام دوم واقعیت‌ها را باید بیان کرد. دوم؛ بیان آرمان‌ها یعنی شرایط موجود را بیان کرده، شرایط مطلوب را تبیین کرده و تاکید به اینکه وضع موجود را به وضع مطلوب تبدیل کنیم. این امر شدنی است که در گام دوم انقلاب اسلامی به دنبال گام اول ۴۰ ساله، یک حرکت متفاوت همراه با تحول انجام شود.

    *یکی از مهم‌ترین مسائلی که حضرت آقا در بیانیه گام دوم اشاره کردند جوانگرایی است. شما از جوان‌هایی بودید که در ۲۰ سالگی اولین سمتتان دادستانی کرج را داشتید که پر از ضدانقلاب و وابستگان رژیم طاغوتی بود یعنی یک مسئولیت بسیار سنگین را به شما سپردند. همان طور که امام به جوانان تکیه کردند رهبری انقلاب هم همین تاکید را دارند. نگاهی که امام به جوانان داشتند، چطور بود؟ در ۲۸ سالگی امام به شما حکمی می‌دهند که به مسائل قضائی مردم رسیدگی کنید. ان هم در زمانی که بزرگانی در قضائیه بودند ولی امام به جوان ۲۸ ساله اطمینان می‌کند و این میدان را می‌دهد.

    همین دورانی که شما بیان می‌کنید، من خدمت مرحوم شهید بهشتی رفتم زمانی که دادستان کرج بودم. یک نشستی در دادگستری تهران بود، ما از کرج آمده بودیم، نکته‌ای مطرح بود و ایشان از کرج از من سوالی داشتند که این پرونده را چکار کردید و من گزارشی به ایشان دادم. واقعاً در آن برخورد ایشان به نحوی برخورد کردند، یعنی مواجهه من با شخصیت آیت الله دکتر بهشتی که احساس کردم همه آنچه از روحیه دادن و تشویق کردن و نسبت به اینکه ما را مورد محبت و لطف خود قرار دادند.. وقتی من از جلسه آقای بهشتی بیرون آمدم به حاکم شرع خودمان که شهید سلطانی بودند و در جریان هواپیما به شهادت رسیدند، گفتم آقای بهشتی ما را بسیار تحویل گرفتند، در حالی که گزارش ما اینقدر تحویل گرفتنی نبود ولی ایشان می‌خواست ما را مورد تشویق قرار دهد. جوانی آمده و با بیان خودش به ایشان گزارشی می‌دهد.

    نگاه امام (ره) هم همین طور بود. در جلساتی که خدمت امام (ره) رسیدم، درباره برخی مسائل قضائی در آن سال‌هایی که در تهران بودم. البته قبل از اینکه تهران باشم خدمت ایشان نرسیده بودم. حاج احمد آقا در آن جلسات بودند، واقعاً امام (ره) همین نگاه را داشتند. اول سخنان ما را می‌شنیدند و بعد هم نگاه ایشان این بود که معلوم بود نسبت به ما با اینکه شاگرد شاگردان ایشان و طلبه‌ای جوان بودیم و خدمت ایشان گزارش می‌دهیم. ایشان گوش می‌دادند و انچنان درباره مسائل روحیه می‌دادند.

    یک جلسه‌ای با برخی دوستان خدمت ایشان رفتم وقتی بیرون آمدیم احساس ما این بود که با اینکه روحیه جوان و انقلابی داشتیم، اما امام (ره) انقلابی‌تر از ما هستند. ما گفتیم این کارها را می‌کنیم و ممکن است امام (ره) بگویند اینها تندروی است. دیدیم امام (ره) خیلی گام‌ها از ما جلوتر هستند و نه فقط تشویق کردند بلکه گفتند باید این کار را به صورت جدی دنبال کنید، نه فقط در تهران بلکه در استان‌های دیگر هم دنبال کنید. این معلوم بود که این نگاه را به جوانان دارند و جوانان را باور دارند. وقتی امروز می‌گوئیم امام این انقلاب، همین پرچم توجه به جوانان را امام (ره) دیروز برافراشتند و امروز دست رهبری است و به ما تاکید می‌کنند که توجه به جوانان داشته باشیم. باید اعتماد به جوانان کرد. اینها دارای ظرفیت‌هایی هستند که هرچه اعتماد شود و میدان داده شود طبیعتاً در کار شاهد موفقیت‌ها و بالندگی‌هایی هستیم.

    *این اطمینانی که امام (ره) به شما در آن زمان می‌کردند برخی مواقع دلهره نمی‌داد که این بار مسئولیت من را سنگین می‌کند؟

    امام (ره) اطمینان داشتند و این نوعی اعتماد به نفس ایجاد می‌کرد. من باید یکی از شاخصه‌های مکتب سیاسی امام (ره) را عرض کنم که این اعتماد به نفس بود. هم اعتماد به خودشان که ظرفیتی را خداوند در وجود ایشان قرار داده است و هم اعتماد به توانایی‌های مردم؛ یعنی انچه رهبری معظم انقلاب امروز می‌فرمایند که ما می‌توانیم. در بیانیه گام دوم چند جا فرمودند ما می‌توانیم. این همان نگاه امام (ره) است.

    امام (ره) حقیقتاً معتقد به دست جوانان، قضات، نمایندگان مجلس و مدیران بود که می‌تواند کارهای بزرگی انجام شود و واقعاً هم اینچنین بود. نمونه واضح آن جبهه بود. مگر در جبه امکانات و سلاح کافی را داشتیم؟ ولی بچه‌های جبهه، چه جهاد سازندگی که سنگرسازان بی ‌سنگر آن روزها بودند و چه بچه‌های سپاه و ارتش و بسیج آن روز و نیروهای مردمی نشان دادند که می‌توانیم. برخی متأسفانه دل در گروی غرب دارند و همچنان در دل آنها این نیست که می‌توانیم. برخی مواقع مجبور می‌شوند در ظاهر اینچنین جلوه کنند، چون فضای کشور فضای ما می‌توانیم است، آنها هم اعتراف می‌کنند که می‌توانیم، والا در خلوت خودشان می‌گویند مگر می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ قدرت اصلی برای کدخدا و آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها است. در حالی که این‌طور نیست. در همین قضیه کرونا نشان دادیم که ما می‌توانیم.

    *اشاره کردید به بیانیه گام دوم و نکته‌ای که درباره اجرای عدالت حضرت آقا گفتند. آقا در این بیانیه اشاره به کارهایی داشتند که جمهوری اسلامی در عرصه عدالت انجام داده و کارهای بزرگی هم بوده است، اما نباید کتمان کنیم که عقب افتادگی‌هایی در قضیه عدالت داریم. به لحاظ این اشاره‌ای که حضرت آقا در گام دوم داشته‌اند چه برنامه‌ای ریخته‌اید و چه کاری در این زمینه می‌خواهید انجام دهید؟

    ما حتماً موفقیت‌های بسیاری در حوزه‌های مختلف داشته‌ایم که این موفقیت‌ها در بیانیه گام دوم تبیین شده است؛ واقعیت هم گفته شده است. گام‌های بلندی را به لطف خداوند و به برکت اخلاص مردم و به برکت خون شهدا برداشته‌ایم اما به برخی از بخش‌هایی که مورد تاکید امام (ره) و رهبری بوده، نتوانسته‌ایم دست یابیم. چرا؟

    از جمله از مسائل مهمی که امروز مورد انتظار مردم است مثلاً استقلال اقتصادی، موضوع عدالت اجتماعی است. آنچه مورد انتظار بود با آنچه انجام شد تفاوت دارد. باید گام‌هایی در این رابطه برداشته شود. باید کار جهشی در این زمینه انجام شود. به نظر من در حوزه بانکداری، مالی و پولی، واردات و صادرات، مالیات، مسائل دادرسی، قانونگزاری هرجا به رهنمودهای امام و آنچه رهبری تاکید کرده‌اند عمل کردیم آنجا حوزه موفقیت ما بوده است. هر جایی که کاستی داریم و وضع موجود ما با وضع مطلوب تفاوت دارد، جاهایی است که به این رهنمودها کم توجه یا بی‌توجه بودیم.

    یک حاج قاسم سلیمانی در منطقه بود که دشمن خواست ولی نتوانست. ما خواستیم و توانستیم. چه اتفاقی افتاد؟ ظرفیت‌های منطقه شناسایی شد. این ظرفیت منطقه در جهت اهداف بلند انقلاب اسلامی بکار گرفته شد. امروز نه فقط جبهه مقاومت، بلکه جبهه بین المللی مقاومت علیه صهیونیست‌ها و استکبار جهانی تشکیل شده و ما هم در رابطه با اجرای عدالت همین مسئله را داریم. اجرای عدالت یعنی ظرفیت‌های کشور، داشته‌های کشور به عدالت بین مواردی که از مردم و بخش‌هایی که نیاز است، توزیع عادلانه برای همه شود. این توزیع عادلانه بسیار مهم است. این نیازمند این است که هم قانون عادلانه باشد، هم مجریان عادل باشند و هم قضا و دادرسی عادلانه باشد. این بخشی که مربوط به قضاست مربوط به ما است البته پیشانی عدالت دستگاه قضائی است، اما وقتی می گوئیم عدالت، باید همه اجزای نظام، هر کسی که به نام حکومت کار می‌کند برخوردار از این عدالت باشد و فرقی بین بخشدار، استاندار، فرماندار و قاضی و نماینده مجلس و وزیر و وکیل نیست.

    همه اگر عادلانه حرکت کنند جامعه مزه شیرین عدالت را می چشد. این نکته مهمی است. در بخش قضائی که بخش مهمی است، ما معتقد هستیم کارهایی در این مدت انجام شده است. کارها لازم بوده اما به نظر ما کافی نیست چون ظرفیت قانون اساسی برای قوه قضائیه ظرفیت بسیار بالایی قرار داده است. انتظار این است این دستگاه به عنوان حوزه نظارت و قضاوت که حوزه نظارت آن کمتر دیده شده، اما در نظارت باید دیده شود و در حوزه قضاوت اگر قضاوت عادلانه، به موقع و احکام متناسب باشد، خیلی نقش می‌تواند در رابطه با اجرای عدالت داشته باشد.

    ما سعی کرده‌ایم از ابتدای مسئولیت در اینجا، آن نکات محوری که از آموزه‌های امام (ره) در ذهن داشتم یا خدمت ایشان بودیم و دوره ایشان را درک کردیم و شنیدیم، یا آن آموخته‌هایی که از رهبری داشته‌ایم در مدتی که مسئولیت‌های مختلفی داشته‌ایم، مسئولیت‌هایی بوده که مبسوط‌الید نبوده‌ام، ولی الان واقعاً با این اتمام حجتی که به بنده و امثال ما شده که مسئولیت سنگینی است، فکر می‌کنیم خداوند متعال عنایت کند این ظرفیت‌های بسیاری که در قوه قضائیه وجود دارد را با برنامه ریزی هایی داریم دنبال کنیم، تا شاهد این باشیم پرونده‌ها کمتر شده، پرونده‌ها به موقع رسیدگی شده و مردم احساس کنند دستگاه قضائی ملجا و پناهگاه آنها است. اگر کسی در اقصی نقاط کشور ظلم کرد، مظلوم احساس کند که اگر به این پدر مهربان به عنوان دستگاه قضائی مراجعه کند، حق او ستانده و بازگردانده می‌شود.

    *به ظرفیت‌های قانون اساسی اشاره کردید که ممکن است بعضاً در حوزه عدالت مغفول مانده باشد. آیا نگاه شما به آزادی‌های اجتماعی هم هست؟

    حتماً. یکی از مسائلی که مورد تاکید ماست مسئله گسترش آزادی‌های مشروع، گسترش عدل و آزادی‌های مشروع از محورهای قانون اساسی است. ما دنبال این هستیم که این مسئله کاملاً با ساز و کارهایی که در قوانین پیش‌بینی شده، حتی برخی از سازوکارهایی که ممکن است در قانون پیش‌بینی نشده باشد، ما دنبال پیشنهاد به مجلس شورای اسلامی هستیم که آن سازوکارها بتواند دقیقاً هم نسبت به احقاق حقوق عامه باشد و ما هم توجه جدی در این دوره داریم و هم پیشگیری از وقوع جرم…

    *ممکن است لایحه هم بدهید؟

    بله. درباره آزادی‌های مشروع، به معاونت حقوقی گفتم حتماً در صدد تهیه لایحه باشند. یک زمانی کار سیاسی برای جمع کردن نظر این و آن و رأی است و یک زمانی، یک مأموریت اساسی است که قانون برعهده حکومت گذاشته است. به عهده قوه قضائیه گذاشته است؛ این کاری است که باید انجام شود. بخشنامه کرامت که به قضات و همکاران کردیم یک کار بخشنامه عادی نیست. این را هر ماه دنبال می‌کنم که تحقق یابد. یعنی کرامت انسانی در مجموعه دستگاه قضائیه باید به عنوان محوری‌ترین نکته مورد توجه همه باشد.

    *یا درباره حقوق کنسولی…

    نسبت به مسئله حقوق کنسولی اخیراً بخشنامه کردیم. حقوق شهروندی یک مسئله مهمی است که قانون برای آن داریم. این قانون باید اجرایی شود و دنبال این هستیم قوانینی که به هر دلیلی در حاشیه رفته، به متن بیاید و اجرا شود. قانون پیشگیری از وقوع جرم که ۴ سال است جلسه آن تشکیل نشده بود. جلسه را تشکیل دادیم و دوستان را گفتیم پیگیری کنند. مسئله پیشگیری از وقوع جرم یک مسئله واقعی در قوه قضائیه است. مسئله اصلاح مجرمین؛ مجرم فقط زندانی نیست. بخشی از مجرمین ممکن است زندانی نشوند. بنای قانون اساسی این است کسی که آسیب‌دیده اجتماعی شد، آسیب دیدگی او تبدیل به جرم شد، جرم تبدیل به مجازات و کیفر شد، باید تلاش کرد این را به عنوان آسیب‌دیده اجتماعی اصلاح کرد که جامعه شاهد فساد یا خلاف از ناحیه فرد نباشد. این از کارهایی است که باید صورت گیرد.

    *چند وقت پیش با معاون شما آقای باقری هم گفت و گویی داشتیم حرکتی که در کرونا کردید و آزادی ۱۰۰ هزار زندانی یک الگویی برای کشورهای دیگر شد. ایشان اشاره داشتند در ایتالیا چنین الگویی را اجرا کردند. این نشأت از نظریه فقهی شما می‌گیرد که تعداد زندانی‌ها را به سمت کمتر شدن پیش ببرید یا اینکه صرفاً برای این دوره و برهه دیده‌اید؟

    اولاً این هم مبنای دینی دارد و هم مبنای حقوق بشری که در متن دین و هم انقلاب اسلامی است. توجه به حقوق انسان‌ها و توجه به سلامت انسان‌ها جزو وظایف ماست. جزو مبانی است که دین به آن تاکید می‌کند. همواره مورد تاکید در انقلاب شکوهمند اسلامی بوده است. قرار ما در زندانی بر انتقام‌جویی نیست. قرار ما بر کیفر است. کیفر برای تأثیر زندان بر روحیه زندانی و اصلاح مجرم است. اصلاح مجرم بحث بسیار مهمی است. لذا تلاش زندان‌های ما باید این باشد که مجرمین اصلاح شوند.

    با یک مشکلی مواجه شدیم. در این مشکل جز افرادی که امکان نبود بروند، یا وثیقه مناسب نداشتند یا اتهام آنها در حدی نبود که بروند، افراد دیگر را تلاش کردیم تا بشود مرخصی بروند؛ بیش از ۱۲۰ هزار نفر مرحصی رفتند. این در دنیا بی نظیر است. این کار نشأت گرفته از مبانی انقلاب اسلامی ماست. برخلاف آنچه برخی گفتند اینها مرتکب جرایمی شده‌اند، این‌هایی که بیرون رفتند، آمار و ارقام هم داریم که جز چند مورد که در برخی استان‌ها گزارش شده، این طور نبوده که مرتکب چرم شوند. یعنی در هر کشور دیگری بود ممکن بود کشور بلرزد ولی در کشور ما این کار انجام شد و به قول شما این قضیه موجب شد کشورهای دیگر هم الگو بگیرند. وقتی رفتار حقوق انسانی، نه که حقوق بشر را شما به ما یاد دهید، ما در متن دین خود حقوق بشر داریم.

    *من دو خاطره از شما خواندم برایم جالب بود. آن‌هم در عنفوان جوانی‌تان قاطعانه ایستادید. یکی تماس رئیس جمهور وقت بنی صدر برای یک زندانی که در کرج زندانی شده بود و شما قاطعانه به رئیس دفتر ایشان جواب دادید. یکی هم در مورد آقای خلخالی بود که گلایه ایشان را نزد شهید قدوسی کردید. البته خودتان برخورد قاطع و انقلابی انجام دادید.

    من به عنوان دادستان کرج معتقد بودم باید کسی در کار من دخالت نکند، البته من هم در کار کسی دخالت نمی‌کردم. در حوزه قضائیه من کاری کند. آن زمان تماسی گرفته شد و گفتند آقای رئیس جمهور این نظر را دارند. گفتم اینجا من دادستان هستم، کاری که مطابق با مبانی باشد انجام می‌دهم و کاری که مطابق با مبانی نباشد انجام نمی‌دهم ولو ایشان بگویند. گفتند رئیس جمهور می‌گوید؛ گفتم ایشان در حوزه خودشان می‌توانند دخالت کنند، در حوزه من حق دخالت ندارند.

    در مورد موضوع آقای خلخالی هم همین مطرح بود. افرادی آنجا بودند که به نام ایشان اقداماتی می‌کردند که این کار در حوزه دادستانی بود. من نزد آقای قدوسی آمدم و گفتم در حوزه من کارهایی می‌کنند. من بنا دارم جلوی ایشان را بگیرم. ایشان گفتند در شهرستان‌های دیگر هم افرادی که با ایشان کار می‌کنند اقداماتی می‌کنند که آن کارها در شأن دادستان است. من گفتم در کرج می‌توانم اینها را جمع کنم. خدا رحمت کند آقای خلخالی با من تماس گرفت و گفت می‌دانید چه کار کردید؟ گفتم بله می دانم چه کار کردم، من اینجا دادستان کرج هستم. گفت: بالاتر از شما هم نمی‌تواند کار ما را محدود کند. گفتم شما تماس بگیرید و بگویید من را از اینجا بردارند، مسئله من حل است ولی من تا روزی که اینجا هستم اجازه نخواهم داد کسی این کار را انجام دهد. گفتند این امر در جاهای دیگر کشور هست. گفتم همه جای کشور باشد، اینجا قانون مشخص است و اینجا جایی است که من مسئولیت آن را دارم. این کار در کرج انجام شد. به آقای قدوسی هم گفتم و ایشان گفند خوب کاری کردید! خودتان ابتکاری کردید که آنجا انجام شد.

    *دو فرمان داشتیم که یکی فرمان ۸ ماده‌ای حضرت امام (ره) بود که می‌توانید درباره آن صحبت کنید. یکی هم فرمان مقام معظم رهبری درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی بود. این دو در دو برهه مختلف، اثرات ویژه ای از خود برجای گذاشت.

    فرمان ۸ ماده‌ای امام (ره) به نظر من، همین الان هم آن مبانی برای حفظ حقوق فردی و جمعی و حیثیت افراد، عدم مداخله در زندگی خصوصی افراد همواره پابرجا است. در فرمان ۸ ماده‌ای مقام معظم رهبری که در سال ۸۰ داده شد من سازمان بازرسی کل کشور بودم و سه سال بعد از آنکه تا سال ۸۳ بودم، هر سال نمایشگاه تشکیل دادم که به عنوان نمایشگاه مبارزه با فساد. تمام دستگاه‌های اداری کشور را به تصویر کشیدم. ابتدا که می‌خواستم نمایشگاه تشکیل دهم برخی می‌گفتند مگر اینجا کارخانه است. چه چیزی را می‌خواهید نمایشگاه دهید! من گفتم من نمایش می‌دهم و شما بیایید و ببینید. برخی از کسانی که ما را منع می‌کردند بعداً نوشتند یا فیلم این موجود است که فکر نمی‌کردیم این گونه شود که یک وزارتخانه یا سازمان، آسیب‌هایش را تصویر کنیم.

    *مرحوم آیت الله هاشمی در یکی از همین نمایشگاه‌ها آمد و گفتند ایکاش زودتر این انجام می‌شد.

    بله؛ یا یکی از آقایان سیاسیون که انتظار نداشت گفت من تاکنون فکر می‌کردم بازرسی زهر است؛ امروز می‌فهمم بازرسی پادزهر است. یکی از آقایانی که آن روز جزو کارکنان بازرسی بود یک صفحه نوشت که من خودم این کاره هستم ولی ابتدا به فلانی گفتم چه چیزی را می‌خواهید بازرسی کنید ولی وقتی نمایشگاه گذاشتیم ایشان وقت گذاشت. سه ساعت وقت گذاشته بود و تمام بخش‌ها را دیده بود. گفته بود این جلوه‌ای است که می‌تواند تمام آسیب‌های اداری کشور را به نمایش بگذارد.

    منتهی برخی ساختارهای فسادزا را آن زمان اعلام کردیم، اگر همان زمان اصلاح می‌شد شاهد این میزان مشکل نبودیم. مثال می زنم. آن زمان پرونده‌ای برای فاضل خداداد مطرح بود. مسئله ۱۲۳ میلیارد تومان در بانک صادرات بود و پرونده در قوه قضائیه رسیدگی شد. آن زمان این پرونده را دنبال کردیم. بعد از سال‌ها ۱۲۳ میلیارد، ۵۰۰ میلیارد و بعد سه هزار میلیارد و بعد عددها بیشتر می‌شود. عدد بیشتر شده، متهمین هم فرق کرده‌اند، ولی جنس آنها یکی است. از همانجا که سال ۷۴ و ۷۵ گزیده شدیم باز هم گزیده می‌شویم. نظام بانکداری ما باید اصلاح شود.

    معتقد هستم پیام ۸ ماده‌ای رهبری در سال ۸۰ همواره به عنوان سند است و منشور قابل اجرا برای قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه است. یعنی قوه مقننه اگر می‌خواهد مبارزه با فساد اقتصادی کند، منشور همین پیام ۸ ماده‌ای رهبری است. بنده هم بخواهم دنبال کنم پیام جامعی است و همه چیز در آن وجود دارد. همه موارد کامل در آن دیده شده است. کاملاً دیده شده که یک؛ ساختارهای فسادزا اصلاح شود. دو؛ مقرراتی که منافذ برای فساد ایجاد کرده، قانونگزاران اصلاح کنند. سه؛ به مجرمان و مفسدین اقتصادی هم رسیدگی عادلانه و قاطع شود. اخیراً به دوستان گفتم شاید چندمین بار است که مسئولیت دارم آقا بحث مبارزه با قاچاق کالا را مطرح می‌کنند. مبارزه با قاچاق سازمان‌یافته در این کشور با این گزارشی که اخیراً مجلس اعلام کرده است، امکان‌پذیر نیست؟ حتماً امکان‌پذیر ایت. یک ما می‌توانیم اینجا است. برای صنعتگر می‌شود صنعتگر، برای نوآور در حوزه فناوری، نوآوری حوزه فناوری می‌شود و برای ما مبارزه با قاچاق کالا می‌شود. اصلاح نظام مالیاتی و اصلاح نظام پولی و مالی کشور می‌شود. هر چه این قضیه با تأخیر مواجه شود، با نگاه‌های دیگر و متناسب با انقلاب نباشد ما عقب می‌افتیم. باید مشکلات داخل کشور اینجا حل شود. من عمیقاً به این فرمایش رهبری اعتقاد دارم که هیچ مشکلی در کشور نیست، الا راه حل آن در درون کشور وجود دارد.

    *در بحث قضائی به عنوان کسی که از ابتدای شروع دستگاه قضا در جمهوری اسلامی حضور داشتید، آن راهکارهایی که امام (ره) دادند و نکات ویژه ای که لحاظ داشتند، مثلاً یکی تشکیل دادگاه ویژه روحانیت بود که چگونه با فرمان امام تشکیل شد، نکات دیگری وجود دارد که قابل بیان باشد؟

    حضرت امام (ره) نسبت به برخورد قاطع با مجرمان تاکید داشتند. امروز هم نگاه رهبری همین است. نگاه ایشان این است که مسائلی که بخواهد جامعه را تهدید کند و در حوزه مسائل اقتصادی اخلال ایجاد کند، اخلال در نظام ارزی و پولی، اخلال در نظام توزیع و یا تولید داشته باشد، در جامعه به هیچ وجه پذیرفته نیست. البته من باز هم اشاره کنم؛ این تکرار است اما از آن تکرارهای مفید است، که اخلالگران اقتصادی را می‌شناسیم، معرفی به ما می‌کنند پیگیری می‌کنیم و کیفر می‌کنیم اما این تمام قضیه نیست.

    حتماً باید کاری کرد زمینه از اخلالگران گرفته شود. کسی که جرمی را مرتکب می‌شود، انگیزه جرم، ابزار جرم و بسترها و زمینه‌های ارتکاب جرم وجود دارد. اگر کسی تصمیم بگیرد از بانک دزدی کند ولی وقتی ساختارها در بانک طوری تنظیم شده که امکان دستبرد او وجود ندارد، انگیزه جرم دارد اما زمینه ارتکاب جرم نیست. باید زمینه‌های وقوع جرم را در جامعه از بین ببریم. این همان نظاماتی است که بارها تاکید کردم باید دولت اصلاح کند. اما در ارتباط با مسائل اجتماعی همواره دنبال این هستیم تا بشود کار به دستگاه قضائی کشیده نشود. آخرین دوا دستگاه قضائی است. دستگاه قضائی اولین راه حل نیست. دستگاه قضائی آخرین راه حل است. اولین راه حل این است که دستگاه‌ها باید کار خود را نجام دهند. در این دوره بنای ما این است که مطالبه کنیم از سازمان‌هایی که کار خود را در زمان درست انجام نمی‌دهند.

    *یکی دیگر از سوالاتی که از محضر شما داشتم، در مورد موضوع منافقین و سال ۶۷ بود. تاکیداتی که امام (ره) در این امر داشتند. خاطرات ویژه ای هم آیت الله مقتدایی از این دوران بیان کردند. از صحبت‌های شما می‌خواندم که اگر دستور به موقع امام (ره) نبو، د چه فجایعی ممکن بود اتفاق افتد. در این زمینه هم توضیح می فرمائید.

    جوانان امروز منافقین را نمی‌شناسند، چون قدری اتوکشیده شدند.

    *خیلی هم معرفی نشدند.

    در اروپا اتوکشیده شدند؛ اینها داعشی های سال ۶۰ بودند. همان خونریزی‌ها، پوست از سر مردم کندن‌ها، در سفره افطار مردم همه را به رگبار بستن، کاسب را در دکان زدن، روحانی را در خیابان زدن، استاد دانشگاه را در دانشگاه زدن، ۱۷ هزار نفر را منافقین شهید کردند. رئیس جمهور را کشتند، نخست وزیر را کشتند، رئیس دیوان عالی کشور را کشتند، ۷۲ تن از یاران امام (ره) در حزب جمهوری را کشتند. آنچه جنایت در این کشور از انها برآمد از انفجار، کشتن، ویران کردن انجام دادند. ۱۷ هزار نفر را شهید کردند که مسئله روشنی است. متأسفانه یک سوال جدی این است چطور تروریست‌هایی که تا دیروز هم از ناحیه اروپایی‌ها و هم از ناحیه امریکایی‌ها در لیست سیاه بودند، بخاطر زد و بندهای سیاسی اینها را از لیست سیاه درآوردند و الان با اینها همکاری می‌کنند و به اینها پناه دادند؟!

    ما جریان منافقین را بشناسیم. امام (ره) اینها را خوب شناختند که این داعشی های آن روز بودند. داعشی مثال می زنم چون به ذهن نزدیک‌تر است، تا بگوییم منافقین چطور سر ۵-۴ نفر از بچه‌های کمیته را پوست کندند، زنده زنده برخی را به گور کردند. جنایت‌های هولناکی در کشور مرتکب شدند. اسناد این وجود دارد، هم خارجی‌ها در اسناد خودشان دارند؛ قضیه روشن است. اینها را نباید مجال داد. امام (ره) تا زمانی که به قول خودشان کوچک‌ترین احتمالی می‌دادند که بازگشت کنند و به دامن ملت بازگردند نسبت به آنها لطف داشتند. قهرمان مبارزه با نفاق امام (ره) بزرگوار هستند و کسانی همانند شهید لاجوردی که به خوبی جریان نفاق را شناخت، کسانی همانند شهید کچوئی و بسیاری از این عزیزان که جریان نفاق را خوب شناختند.

    در جریان فتنه لبنان اینها رسماً برای اسرائیلی‌ها و سازمان‌های جاسوسی اسرائیل کار می‌کردند؛ بدترین و زشت‌ترین کارها را علیه ملت ایران مرتکب شدند. اینها کسانی هستند که به هیچ وجه امام (ره) نباید به اینها مجال می‌دادند و امام (ره) آنها را خوب شناختند و در واقع آنچه می‌توان در تحلیل مقام امام (ره) بیان کرد این است که جریان نفاق را و پلیدی نفاق را خوب شناختند و خوب در این رابطه عمل کردند. عزیزان بسیاری که در این رابطه چه در سپاه، چه در کمیته‌ها، چه در دادگاه‌های انقلاب، چه در بخش‌های مختلف انصافاً آنچه درباره مبارزه با منافقین انجام دادند، در رابطه با ایجاد امنیت برای مردم و جامعه بود.

    * به تقریباً ۳۱ سال پیش در این ایام شما را ببرم که دل‌ها برای این می‌تپید که وضعیت امام (ره) را در جماران بدانند. شما چه حسی داشتید؟

    ساعت ۸ یا ۸:۳۰ شب بود که آقای محمد علی انصاری به من زنگ زدند. آن زمان من دادستانی بودم. ایشان فرمودند حال امام (ره) ناجور است. اول این‌طور شروع کردند ولی از بیان ایشان فهمیدم و این ناباورانه بود. شاید هیچ وقت پشت تلفن برای آن حالت پیش نیامده است. سه مقطع برای من خیلی مقاطع خاصی از جهت حزن بود. یکی حاکم شرع ما مرحوم سلطانی که ترور شد و به شهادت رسید و برای ما سخت بود. یکی شهادت آقای بهشتی چون درباره مظلومیت آقای بهشتی امام (ره) صحبت کردند که شاید ۴۰-۳۰ روز در شهادت آقای بهشتی محزون بودم. درباره امام (ره) هم فوق العاده بود. بالاترین درجه درباره امام (ره) بود. آن زمانی که آقای محمدعلی انصاری به من زنگ زدند و فرمودند وضعیت این طور شد ساعت ۹-۸ شب بود و کارهایی باید پیگیری می‌شد و مواردی را باید انجام می‌دادم و پیگیری می‌کردم.

    روز اول صبح فردا که اعلام شد رحلت امام (ره) بزرگوار و روز بعد تشییع جنازه و حضور در نماز بر ایشان، هیچ زمانی باور نمی‌کردیم. باور واقعی تا مدت‌ها نمی‌شد که جامعه ما بدون امام (ره) زندگی کند.

    *آن ایام فکر می‌کردید حضرت آقا انتخاب شوند؟

    من اصلاً نمی‌دانستم چه می‌خواهند بکنند. برای ما روشن نبود که خبرگان چه می‌کند و بعد از امام (ره) چه شرایطی ایجاد می‌شود. نکته مهم، آن خط امام (ره) است. امروز معتقد هستم هیچ کسی برتر و بهتر و عمیق‌تر از رهبری، مفسر خط امام (ره) نیست. بهترین مفسر خط امام (ره)، رهبری است. همه نکاتی که به عنوان مکتب سیاسی امام (ره) گفتم، عیناً در بیانیه گام دوم جلوه دارد. همه در سیره و سلوک رهبری جلوه دارد. امروز کسی که در عمل و اجرا بخواهد ولایی باشد، کسی است که خط امام (ره) را در عمل اجرا کند.

    استکبارستیزی جزو متن خط امام (ره) است. مگر کسی می‌تواند استکبارستیز نباشد و بگوید من خط امامی هستم، کسی می‌تواند به رأی مردم احترام نگذارد و بعد بگوید من خط امامی هستم؟ امام (ره) به رأی مردم احترام می‌گذاشت. امام (ره) می‌فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. کسی می‌تواند پشتیبان ولایت فقیه نباشد و بگوید خط امامی هستم. خط امام (ره) خط روشن و نورانی است، خط تاریکی نیست که من بگویم خط امام (ره) چیست؟ خط امام (ره) روشن است. هم در حمایت از ولایت فقیه و هم در حمایت از مردم و رأی مردم و در مبارزه با ظلم و استکبار و در توجه به محرومین و مستضعفین!

    *از جمله افرادی بودید که از آغاز درس خارج حضرت آقا شرکت داشته‌اید. ویژگی‌هایی که در درس و تدریس دارند…

    آقا بعد از رهبری، اولین بحثی که شروع کردند بحث جهاد بود. من توفیق شرکت در درس ایشان را داشتم و استفاده می‌کردم و سال‌ها استضائه از درس ایشان می‌کردم. یکی از ویژگی‌های درس ایشان استظهارات ایشان است. استظهارات ایشان بسیار قوی است. یعنی مجتهد و فقیه از نکات مهمی که دارد از مبانی یعنی از آیات قرآن، روایات، سنت بتواند برداشت‌های دقیق و نوینی داشته باشد. همان مبانی است اما یک برداشت‌های بسیار نو و دقیق داشته باشد و این در درس ایشان کاملاً روشن بوده است. مسئله استظهارات از ویژگی‌های درسی ایشان است. نکته دیگر در درس، توجه ایشان به رجال بود. شناخت رجال حدیث یکی از کارهای فنی حدیث‌شناسی است. بالاخره برای شناخت آیات قرآن به روایات باید استناد کنیم. روایاتی که از وجود مقدس پیغمبر و ائمه بیان شده است. اینکه این روایت قابل استناد است یا خیر، شناخت رجالش خیلی مهم است. در رجال، ایشان واقعاً قوی هستند. هر کسی مدتی درس ایشان برود کاملاً می فهمد. یکی از ابزارهای مهمی که در فقاهت بسیار می‌تواند تأثیر داشته باشد کاری است که فقیه مهارت می‌دهد؛ یعنی یک فقیه ماهر کسی است که به رجال مسلط باشد. این از ویژگی ایشان بود که به رجال کاملاً تسلط دارند.

    نکته سوم اینکه برخلاف ان چه برخی اوایل تصور می‌کردند به برخی ابواب فقهی تسلط دارند، ما در حین درس برداشت ما این بود که ایشان به تمام ابواب فقه تسلط دارند، نه اینکه به چند باب یا چند بحث تسلط دارند. کسی است که تمام مبانی را در دست دارند و به تمام ابواب تسلط دارند و این هم از نکاتی بود که کسی مدتی درس ایشان می‌رفت می‌فهمید تسلط ایشان به ابواب مختلف فقه زیاد است.

    *شما جدای از اینکه موفق در تحصیلات حوزوی بودید در تحصیلات دانشگاهی هم همواره شاگرد اول بودید. درست است؟

    نه، شاگرد اول نبودم ولی جزو کسانی بودیم که سعی می‌کردیم عقب نمانیم. در کنکور دکترا که شرکت کردیم چون ما را می‌شناسند و قیافه ما مشهور است، وارد سالن که شدم برخی فکر کردند برای بازدید آمده‌ام، جلوی پای من بلند می‌شدند. دیدند آخر سالن نشستیم و شروع به نوشتن کردیم. همه عقب نگاه کردند و تعجب کردند و فهمیدند مانند دیگران در امتحان عمومی شرکت کردیم.

    *شما از سال ۸۰ هم درس خارج تدریس می‌کنید. مدتی است متوقف کرده‌اید؟

    الان تمام هم و غم ما قوه قضائیه است. یعنی درس و بحث من قوه قضائیه شده است. دو مقطع یک فاصله‌ای ایجاد شد که یکی، مقطع اول انقلاب که یک سال، یک سال و نیم که آن زمان داشت و مقطع دوم از روزی که به قوه قضائیه امدم. تقریباً یک سالی است البته کرونا هم به آن اضافه شد که این مقطع را توفیق پیدا نکردم. ان شاالله بعد از این خداوند توفیق دهد بتوان بیشتر…

    *البته به گفته خودتان نباید قطع کنید.

    ان شالله.

    *خیلی‌ها معتقد هستند عمود خیمه جمهوری اسلامی ولایت فقیه است. توانسته حتی آدم‌های خارجی که نظام را رصد می‌کنند، با تکیه بر ولایت فقیه توانستیم خیلی از بحران‌ها را بگذرانیم. از زبان شما شنیدنی است که کجاها بود اگر ولایت فقیه نبود ما می‌ماندیم؟

    امروز ما واقعاً آنچه از عزت و افتخار و اقتدار نظام ما دارد بدون تردید یکی از علت‌های مهم و اساسی آن مسئله ولایت فقیه است. دشمنی‌های بسیاری که از روز اول انقلاب با کشور ما شده، امروز رمز ماندگاری کشور را باید در امام (ره) و رهبری دید. بعد از این هم همین طور است.

    در منطقه هم روزی که داعش حمله کرد خیلی‌ها ترسیدند خصوصاً با جنایت‌هایی که انجام می‌دادند؛ چون دست ساخته صهیونیست‌ها بودند و با درس‌های آنها کار را دنبال می‌کردند. رهبری به همه اعتماد دادند که کار را پیش ببرید و پیروز هستید. در جنگ تحمیلی امام بعد از اینکه صدام ۳۱ شهریور ۵۹ فرودگاه مهرآباد را زد بسیاری از نقاط غرب و جنوب را اشغال کرد، امام (ره) فرمود بایستید و با ایستادگی حصر ابادان باید شکسته شود. بعد با اقتدار نیروهای مسلح را در میدان نگه داشتند و پیروزی و افتخار نصیب شد. در جریان نفاق و بنی صدر چالش‌های بسیاری کشور ما داشت. در این فراز و فرودها جریان بنی صدر و جریان نفاق و جریان‌های مختلفی که در کشور پیش آمده، هر سال با فتنه‌ها و توطئه‌هایی مواجه بوده‌ایم.

    فتنه ۸۸ مسئله کمی در این کشور نبود. ابعاد فتنه ۸۸ امریکایی‌ها اروپایی‌ها سوار بر موج شدند و در میدان آمدند و گفتند در سفارتخانه‌ها باز است و هر کسی می‌خواهد پناهنده شود. هم مالی و هم رسانه‌ای از جریان فتنه حمایت کردند. ولی آنکه کشور را نجات داد، بدون تردید نقش ولی فقیه نقش اول است. در همه فتنه‌ها و سختی‌ها اینچنین است.

    در همین قضیه اخیر که کرونا است یکی از جهاتی که باید امروز مورد توجه قرار گیرد که نقش رهبری در دل دادن به مردم و تحمل این وضعیت، ایجاد ظرفیت برای تحمل این مشکلات، حضور مردم برای تولید کالای مورد نیاز پزشکی و درمانی، بسیاری از مسائل که مهمترین آن نقش روحی و معنوی و ظرفیت ایجاد کردن برای کشور بود. جز از رهبری این کار از کسی برنمی آمد؛ واقعاً این طور است. دلیلش این است که کشورهای دیگر به شدت بهم ریخته است. احزاب و مدعیان همه کشورها، از کشورهای همسایه تا همه عالم، این است که به شدت بهم ریخته است.

    نقش اول در کشور ما در همه مسائل نقش رهبری است. هم دشمنان اهمیت این بخش را فهمیده‌اند و تضعیف می‌کنند و به دنبال اهداف پلید خودشان هستند و هم دوستان فهمیده‌اند که امروز با هر سلیقه سیاسی فهمیده‌اند که جایگاه رهبری جایگاهی است که می‌تواند کشور را در همه سختی‌ها به پیش ببرد و به نقاط هدفی و آرمانی کشور را نزدیک کند، باید مورد توجه همه باشد.

    ان شاالله خداوند سایه مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدارد. ما هم به عنوان سربازان ایشان در کسوت قضائی، اداری، سازمانی، در مجلس، در دولت و هر جایی که هستیم توفیق یابیم وظیفه خود را بشناسیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

    *دو سه بار به شهید بزرگوار شهید قاسم سلیمانی اشاره کردید، متن وصیت نامه ایشان در فرازی خیلی توجهات را جلب کرد. آنجا که خطاب به خیلی از مراجع دارند که به معنای واقعی حمایت کنید و پشتیبان رهبری باشید. فکر می‌کنید چه در ذهن حاج قاسم می‌گذشت که چنین جمله‌ای را با این جهت‌گیری نوشتند؟

    امروز این انگیزه‌ای که در منطقه برای دفاع از جریان مقاومت ایجاد شده، فقط با عشق به رهبری اتفاق افتاده است. من در جمع اینها در سوریه رفتم. اینها نیروهای حزب اللهی متدین عاشق آقا هستند که اسم آقا را می‌بردند اشک می‌ریختند. من دیدم این بچه‌ها را. این جریان راهپیمائی اربعین دیدنی است. سال‌ها این راهپیمائی را رفته‌اید. من این سال‌هایی که اربعین رفتم غوغایی است. آنجا کار ایرانی و عراقی و حجازی نیست، یعنی جبهه بین المللی مقاومت را می‌توانید در آنجا ببینید.

    همه مسئله این است که بسیاری از این اربعینی ها، کربلای خود را هدیه به آقا کردند. کسی به اینها گفته این کار را کنید؟ این رابطه را بسیاری درک نمی‌کنند. فکر می‌کنند رابطه بین رؤسای کشورها و مردم است، یک رابطه سیاسی است. رابطه‌ای که آقا امروز با ملت‌ها دارند که امروز حاج قاسم همه آنها را به خط کرده و امروز چبهه مقاومت در منطقه تشکیل شده و ترامپ و اذنابش این تصور را داشتند که با رفتن حاج قاسم این قضایا متوقف شود که متوقف نخواهد شد. شیخ نمر را در سعودی زدند و فکر کردند انقلاب آنجا در حجاز دچار وقفه شود، آقای شیخ زکزاکی را دچار آسیب کردند و خانواده او را از هم پاشاندند و ۵ فرزند او را شهید کردند و فکر کردند مسئله نیجریه تمام است؛ اصلاً این‌طور نیست. قضیه یمن با شکم گرسنه نزدیک به ۶ سال ایستادگی در مقابل سعودی‌ها که همان یمن سابق است، چه تغییری ایجاد شده است؟ اینها همان نقش عظیم رهبری است. در غزه، غزه‌ای ها هستند. در فلسطین، فلسطینی‌ها هستند. دنبال ایرانی نگردند. فقط مردم انجا به برکت این انقلاب بیدار شدند.

    *اگر ناگفته یا خاطره‌ای دارید بفرمائید.

    من خاطره‌ای از آقا درباره قضیه قوه قضائیه بگویم. من آستان قدس بودم که برای من سخت بود از خدمت حضرت امام رضا (ع) بیایم. با یک حالتی به ایشان عرض کردم برای من سخت است. ایشان فرمودند من می دانم کراهت در پذیرفتن این مسئولیت دارید، البته به دلیل اینکه خادم حضرت رضا (ع) بودم، اما شما بدان که در این قضیه خیر دنیا و آخرت است. چیزی که خودتان نمی‌خواهید اما این مسئولیت را می‌پذیرید.

    این جمله‌ای که ایشان بیان کرد احساس کردم خواست و مأموریتی که به من به عنوان سرباز محول شده، در آن خیر و برکتی است که همواره در کار خودم می بی نم. دلیل هم اخلاص خود ایشان است. امیدوارم که خداوند توفیق دهد بتوانیم قضائی که در تراز قضای انقلاب اسلامی باشد، در تراز قضائی که امیرالمومنین فرمودند باشد، بتوانیم دستگاه قضائی را نزدیک‌تر کنیم به آنچه مورد توقع است.

    *خیلی لطف کردید. برای شما آرزوی توفیق می‌کنم. مردم به شما و قوه قضائیه امید بسته‌اند.

    شما و مردم دعا کنید که ما شرمنده خدا و پیغمبر و خون شهدا و رهبری معظم نشویم و آنچه برعهده داریم را درست بشناسیم و به درستی انجام دهیم.

    منبع : مهرنیوز

  • نیروی هوایی ارتش همواره در تامین امنیت آسمان نقشی ستودنی دارد

    نیروی هوایی ارتش همواره در تامین امنیت آسمان نقشی ستودنی دارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور در پایگاه هوایی شهید لشگری مهرآباد از بخش های مختلف بازدید و میزان آمادگی رزمی این یگان را مورد ارزیابی قرار داد.

    وی در حاشیه این بازدید، ضمن گرامیداشت سی و یکمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره)، با تاکید بر افزایش و توجه بیش از پیش به یادگیری دانش و علوم فناورانه گفت: یادگیری انواع علوم و فنون، بسیار ارزشمند، مهم، مفید و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ ولی آنچه این علوم را مهم‌تر از سایر شاخصه ها قرار می‌دهد، تاثیر گزاری آنها است که باید مورد توجه قرار گیرد.

    فرمانده نیروی هوایی ارتش در ادامه با تاکید براینکه قدردانی از شهدا با سرلوحه قرار دادن روحیه رزمندگی و خدمت گزاری در اجرای ماموریت میسر خواهد شد، خاطرنشان کرد: نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همواره در تامین امنیت آسمان ایران اسلامی نقش مهم، مقدس و ستودنی را ایفا می کند.

    سرتیپ نصیرزاده در ادامه ضمن تقدیر از زحمات کارکنان خدوم پایگاه هوایی شهید لشکری از خداوند منان آرزوی توفیق بیشتر برای آنان خواستار شد.

    منبع : مهرنیوز

  • امام راحل بارهبری پیامبرگونه خویش بساط ابوسفیان‌های زمان را برچید

    امام راحل بارهبری پیامبرگونه خویش بساط ابوسفیان‌های زمان را برچید

    به گزارش خبرگزاری مهر، ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت رحلت معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)، قیام خونین ۱۵ خرداد و سی و یکمین سال رهبری امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بیانیه‌ای صادر کرد.

    متن بیانیه به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روزهای ۱۴ و ۱۵ خردادماه در تاریخ معاصر ایران یادآور رویدادهایی است که مسیر کشور، منطقه و حتی جهان را با تغییر و تحول مواجه کرده است. این روزها با نام بزرگ‌مردی گره خورده که بر بسیاری از معادلات منطقه‌ای و جهانی تأثیرگذار بود. ۱۵ خردادماه سال ۱۳۴۲ آغاز حرکت نهضت اسلامی مردم ایران است که در نهایت تبدیل به حرکت عظیم انقلاب اسلامی شد و طومار رژیم پهلوی را درهم پیچید. این روز سرنوشت‌ساز مبدأ حرکت عظیم ملت بزرگ ایران شد تا ایران و منطقه راهبردی غرب آسیا و جهان اسلام را متأثر سازد.

    ۱۴ خردادماه یادآور رحلت جان‌سوز معمار و بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است که در حرکتی عظیم و هوشمندانه در ادامه حکومت نبوی و علوی پس از ۱۴ قرن نظام جمهوری اسلامی را بنیان گذارد و اسلام ناب محمدی (ص) را پس از چهارده قرن احیا نمود.

    امام راحل (ره) با رهبری‌های پیامبرگونه خویش بساط ابوسفیان‌های زمان را برچید و ندای حق‌طلبی را در جهان طنین‌انداز کرد. اما در کوتاه ترین زمان ممکن پس از رحلت جان‌سوز امام رحمه الله علیه، مجلس خبرگان رهبری سکان زعامت امت اسلامی را به دست خلف صالح امام سپرد تا راه امام تداوم یابد و اندیشه های نورانی آن رهبر کبیر به منصه ظهور رسد. در طول زعامت رهبر عظیم‌الشان انقلاب، نظام مقدس اسلامی با رهبری‌های داهیانه و حکیمانه معظم‌له فراز و نشیب‌های بسیاری را با پشت سر گذاشته و مسیر بالندگی و پیشرفت را طی نموده است به گونه‌ای که امروز جمهوری اسلامی ایران علاوه بر دستیابی به توان بازدارنگی کامل، به سطح تعیین کنندگی در منطقه رسیده و از اقتدار و عزت بی نظیر در منطقه غرب آسیا برخوردار شده است.

    ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن گرامی داشت یاد و خاطره روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد و آرزوی علو درجات برای شهدای راه انقلاب، همواره آمادگی دارد تا تحت رهبرهای داهیانه خلف صالح بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای عزیز از کیان مقدس جمهوری اسلامی ایران دفاع کرده و در سالروز رحلت امام راحل (ره) ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های بلند ایشان، آمادگی خود برای جان‌فشانی در راه اسلام، انقلاب و ایران عزیز اسلامی را اعلام می دارد.

    منبع : مهرنیوز