یارکشی اصولگرایان مجلس یازدهم آغاز شد /اولین جلسه با حضور ۵۰ منتخب برگزار میشود
به گزارش خبرآنلاین، شمارش معکوس برای پایان مجلس دهم و آغاز مجلس یازدهم شروع شده است و حالا نبض اصولگرایان برای اینکه چه کسی قرار است روی صندلی ریاست بنشیند. هرچند یارکشی آنها از چند روز بعد از انتخابات آغاز شد و هنوز هم زمزمه جلسات مجازی و لابی های پشت پرده به گوش می رسید اما آنطور که میرتاجالدینی نماینده منتخب تبریز می گوید این رایزنی ها قرار است هفته آینده در قالب فراکسیون اکثریت دنبال شود.
او به فارس درباره این نشست گفته است: هدف از برگزاری این نشستها ایجاد هماهنگی و همدلی بیشتر بین نیروهای انقلاب است.
او افزود: در این جلسات درباره راهکارها برای کارآمد کردن مجلس یازدهم و فرآیندها درباره هماهنگی درباره انتخابات هیئت رئیسه مجلس یازدهم بحث و تبادل نظر صورت میگیرد.
منتخب مردم تبریز در مجلس یازدهم در ادامه از برگزاری نخستین جلسه ۵۰ نفره جریان اکثریت مجلس یازدهم به دعوت شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی در تهران در هفته آینده خبر داد و گفت: قرار است در نشست شورای ۵۰ نفره، کمیته اجرایی انتخاب شود و کارهای مربوط به تشکیل فراکسیون اکثریت توسط هیئت اجرایی انجام شود.
میرتاجالدینی خاطرنشان کرد: نخستین جلسه فراکسیون اکثریت مجلس به دلیل جلوگیری از شیوع و گسترش ویروس کرونا و با توصیه وزارت بهداشت با حضور ۵۰ نفر از منتخبین برگزار می شود.
محمدباقر قالیباف، مرتضی آقاتهرانی، سیدرضا تقوی، علی نیکزاد، حمیدرضا حاجیبابایی، سیدمحمدرضا میرتاجالدینی و البته علیرضا زاکانی و سیدمصطفی میرسلیم ۸ نفری بودند که در این نشست حاضر شدند. نشستی که برای این جریان سیاسی آنقدر حائز اهمیت بود که نه پیش از آن و نه پس از آن، حداقل تا لحظه نگارش این گزارش صحبتی از آن از سوی فعالان این جریان سیاسی به میان نیامده و این طور که گفته میشود جز حاضران، تنها برخی افراد معدود در جریان برگزاری آن قرار داشتند.آنچه درباره این نشست که الیاس نادران، منتخب یازدهمین دوره مجلس از آن به عنوان عاملی برای یکصدایی و کارآمدی پارلمان آینده به منظور حل و فصل مشکلات فعلی موجود در جامعه ایران یاد کرده قابل توجه است، علنی نبودن بودن محل برگزاری آن است؛ بدین معنا که به علاوه بر حاضران در این نشست به اعضای دفتر آنان نیز گفته شده بود درباره محل برگزاری آن سخنی به میان نیاوردند؛ چنانکه برخی از همین ۸ نفر، اعضای دفتر خود را نیز در جریان محل و جزییات این نشست قرار نداده بودند اما شنیدههای روزنامه اعتماد حاکی از آن است که این نشست به میزبانی قالیباف برگزار شده است.
مذاکره تا یک صبح
با تمام این موارد براساس پیگیریهای روزنامه اعتماد، آن ۸ نفر غروب روز گذشته هنگام افطار، گرد هم آمده و پس از صرف افطار به رایزنی درباره کرسیهای حساس یازدهمین دوره مجلس، از ریاست پارلمان و مرکز پژوهشها گرفته تا نواب رییس و ریاست کمیسیونها پرداختهاند.
این رایزنیها تا ساعت یک بامداد ادامه داشته است. چهرهای چون مرتضی آقاتهرانی که تا پیش از برگزاری این نشست در قم حضور داشته بعد از پایان این نشست نیز عازم قم شده است. میرتاجالدینی نیز که چندی پیش تلویحا از یاران محمود احمدینژاد در مجلس و فراکسیون آنان، «جبهه خدمت»، اعلام برائت کرده و خواستار تشکیل فراکسیونی به نام «نیروهای انقلاب» شده بود، بعد از پایان جلسه برای حضور در جلساتی استانی به تبریز، حوزه انتخابیهاش بازگشته است. پیگیریهای خبرنگار ما همچنین حاکی از آن است که سایر افراد حاضر در این نشست، دستکم تا ظهر روز گذشته در پایتخت حضور داشتهاند.
تفاهم بر سر ریاست
بدینترتیب و با توجه به تلاشهای اصولگرایان برای جلوگیری از درز اخبار این نشست به رسانهها، آنچه حائز اهمیت است، جزییات نشست ۱+۷ چهره سرشناس و مدعی پارلمان آینده است. این روزها بزرگترین بحث اصولگرایان ریاست مجلس یازدهم و رقابت احتمالی میان قالیباف با آقاتهرانی، زاکانی، میرسلیم و البته نیکزاد است.
شنیدههای ما حاکی از شکلگیری بحثهای جدی درباره کرسی ریاست مجلس و طرح خواستههای هریک از طرفها در نشست موسوم به وحدت است. بحثهایی که البته درنهایت با خرسندی و ابراز رضایت و توافق اکثر حاضران پایان یافته و گویا قرار بر آن شده که قالیباف حداقل در سال نخست ریاست مجلس را برعهده بگیرد.
تفاهم بر سر این مهم آن هم در شرایطی که پیشتر منابع مطلع به «اعتماد» گفته بودند که عدم استفاده از مدیران قالیباف در زمان شهرداری تهران و عدم کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰، دو شرط پایداریها برای پذیرش ریاست قالیباف بر مجلس بوده، میتواند بدان معنا باشد که احتمالا این شروط از سوی قالیباف پذیرفته شدهاند؛ هر چند بعید به نظر میرسد که قالیباف عدم کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ را پذیرفته باشد.
سرنوشت زاکانی
علیرضا زاکانی که ارتباطات نزدیکی به مرتضی آقاتهرانی و به طور کلی پایداریها و اصولگرایان تندرو دارد،اصلیترین گزینه این جریان سیاسی که اختلافات ریشهدار و بعضا بنیادینی با سایر اصولگرایان به ویژه سنتیهای این جریان دارد برای ریاست مجلس و رقابت با قالیباف محسوب میشود. یکی از منتخبان اصولگرای دوره یازدهم که نخواست نامش فاش شود درهمین راستا به «اعتماد» گفت که با تفاهم میان اصولگرایان برسر ریاست قالیباف،شانس او برای ریاست مرکز پژوهشهاافزایش یافته اما در این مسیر احتمالا با چهرهای چون الیاس نادران که به نحوی با شهردار اسبق تهران نیز نزدیک است،رقابت خواهد کرد.با این حال به نظر نمیرسدزاکانی با آن سوابق و نظرات سیاسی چندان علاقهای به مرکز پژوهشها و دوری ازسیاست داشته باشد؛ از این رو به نظر میرسد، زاکانی از بین نایبرییسی اول قالیباف و تشکیل فراکسیونی قدرتمند با حضور پایداریها و احمدینژادیها، یکی را انتخاب کند.
رقابت داخلی برای نایب رییسی
یکی از خروجیهای جالب نشست وحدت اصولگرایان، چنانچه منابع مطلع به «اعتماد» گفتهاند، تصمیمگیری بر سر کرسیهای نایبرییسی مجلس بوده است. براساس اظهارات یکی از منتخبان مجلس یازدهم که او نیز نخواست نامش فاش شود، قالیباف در این نشست پذیرفته که بهازای کرسی ریاست یکی از کرسیهای نواب رییسی را به یاران محمود احمدینژاد اختصاص دهد و این یعنی از بین نیکزاد و حاجیبابایی یک نفر بر کرسی نایبرییسی قالیباف خواهد نشست. در این میان اگر زاکانی حاضر به پذیرش نایبرییسی قالیباف باشد، رقابت درون گروهی احمدینژادیها بر سر نایبرییسی دوم خواهد بود اما اگر زاکانی بالانشینی در پارلمان را به هوای تشکیل فراکسیونی قدرتمندتر از رییس رها کند، نایبرییسی اول به یکی از یاران رییسجمهوری سابق خواهد رسید.
تقسیم کمیسیونها
یکی از افراد حاضر در نشست وحدت اصولگرایان به «اعتماد» گفت که در این نشست علاوه بر واگذاری فراکسیون اصولگرایان سنتی و متمایل به موتلفه به میرسلیم که بعید است چندان پرتعداد باشد، تصمیماتی برای کمیسیونهای مجلس نیز اتخاذ شده و از قرار معلوم حاجیبابایی در صورت واگذاری کرسی نایبرییسی به نیکزاد، ریاست کمیسیون برنامه و بودجه را برعهده گرفته و به دوران سکانداری غلامرضا تاجگردون در این کمیسیون پایان میدهد. نکته حائز اهمیت در این میان غیبت شمسالدین حسینی و فریدون عباسی، دو عضو فراکسیون «جبهه خدمت» در نشست وحدت است که میتواند به معنای کنارهگیری آنان از کرسی ریاست مجلس باشد؛ هر چند که شنیدههای «اعتماد» حاکی از قطعیت ریاست حسینی بر کمیسیون اقتصاد و عباسی بر کمیسیون انرژی دارد ولی همچنان این احتمال وجود دارد که از میان حسینی و عباسی یک نفر برای شکست آراء قالیباف و جلوگیری از ریاست او با بیش از ۲۰۰ رای وارد میدان شود. اقدامی که در صورت وقوع برای جلوگیری از فراموشی قول و قرارها توسط قالیباف و یارانش انجام شده است.
به گزارش خبرآنلاین، هر روز که به آغاز مجلس یازدهم نزدیکتر می شویم مدعیان جدیدی برای رقابت بر سر کرسی ریاست مجلس سربرمی آورند. یک روز پایداری ها کاندیدا رو می کنند و برای توافقات پشت پرده ان قلت می آورند و روز دیگر دولتمردان احمدی نژاد ادعای تکیه بر کرسی ریاست دارند. از طرف دیگر هم چهره های سنتی و در رأس آنها مصطفی میرسلیم، ریاست مجلس را حق خود می داند.
عباس سلیمینمین معتقد است اصولگرایان در همان زمان انتخابات بر سرلیستی محمدباقر قالیباف توافق کردند و این موضوع «معنا و مفهوم خاصی را منتقل می کند، یک امر تعیین کننده است و مشخص می کند نتیجه انتخابات هیئت رئیسه و کرسی ریاست مجلس چه خواهد بود.»
هرچند این تحلیلگر سیاسی اصولگرا احتمال همراهی دولتمردان احمدی نژاد و پایداری ها هم بعید نمی داند و حتی می گوید برخی از آنها با احمدی نژاد رابطه پنهان دارند ولی معتقد است بسیاری از دولتمردان دولت سابق از احمدی نژاد اعلام برائت کرده اند.
او که مخالف سرسخت رفتارهای سیاسی جبهه پایداری است می گوید بعید است سهمی به این جبهه در مجلس یازدهم داده شود و باید اجازه داد عِده و عُده آنها برای مردم مشخص شود.
مشروح گفتگوی عباس سلیمینمین با خبرگزاری خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛
****
*آقای سلیمی نمین! تحلیل و پیش بینی شما از معادلات پارلمان آینده خصوصا در بحث انتخابات هیات رئیسه مجلس و کرسی ریاست مجلس چیست؟ درحال حاضر افراد مختلف از طیف های اصولگرا برای حضور در انتخابات هیئت رئیسه و به خصوص ریاست مجلس اعلام آمادگی کرده اند. به نظر شما کدام گزینه شانس بیشتری برای ریاست مجلس یازدهم دارد؟
فکر می کنم اجماعی که در دوران انتخابات صورت گرفت (یعنی ارائه لیست واحد توسط اصولگرایان)، همچنان به طور کلی باقی است و تاثیراتش را در بحث هیئت رئیسه و ریاست مجلس هم خواهد گذاشت، یعنی گرایش عمومی اصولگرایان که امروز اکثریت مجلس را تشکیل می دهند در دوران انتخابات کاملا روشن شده است.
سرلیستی قالیباف معنای خاص خود را منتقل می کند
در عین حال سرلیستی آقای قالیباف طبیعتا معنا و مفهوم خاصی را منتقل می کند که این یک امر تعیین کننده است. اصولگرایان توانستند لیست واحدی را با یک سرلیستی در تهران ارائه دهند که این مشخص می کند نتیجه انتخابات هیئت رئیسه و کرسی ریاست مجلس چه خواهد بود، هرچند به این معنی هم نیست که همان موقع که اجماع و توافق صورت گرفت کسانی خلف عهد نکرده باشند؛ الان هم همان کسانی که خلف عهد کرده اند بحث هایی را مطرح می کنند که به نظر من جایگاهی در کلیت اصولگرایان ندارد.
برخی کاندیداهای ریاست مجلس فقط به دنبال مطرح کردن خودشان هستند
*شاید تا همین چند وقت پیش به نظر می رسید که آقای قالیباف مسیر راحتی را برای کسب کرسی ریاست دارد اما الان پایداریها همچنان بر طبل اختلاف می کوبند. از سویی طیفی از دولتمردان آقای احمدی نژاد مثل آقای حسینی، نیکزاد و حاجی بابایی و .. به نوعی برای ریاست اعلام آمادگی کرده اند و از طرفی دیگر آقای میرسلیم هست. شما فکر می کنید احتمال ائتلاف این طیف ها برای ریاست آقای قالیباف وجود دارد و این در چه شرایطی فراهم می شود؟
هدف این نوع خود مطرح کردن ها کاملا روشن است. مثلا کسی می آید و خودش را برای ریاست مجلس مطرح می کند، اینکه آیا او شانسی دارد و یا می تواند در این وادی گام بردارد یا خیر، بحثی دیگری است. هدف این خودمطرح کردن ها این است که یک جایگاه و سهمی در مجلس پیدا کنند، مثلا مخبر کمیسیون یا رئیس کمیسیون، یا جزء هیئت رئیسه و… شوند، و الا به این معنی نیست که این بحثی جدی است. مسائل این چنینی در گذشته هم بوده است منتهی ایندفعه تعداد این افراد خیلی زیاد تر است و بحث اینکه حتما بتوانند به این جایگاه برسند، نیست بلکه فقط برای طرح کردن خودشان است.
یک گروه اندک که سروصدای زیادی دارند باعث اختلاف شده اند
*در جریان لیستبندی و نهایی کردن لیست وحدت هم خیلی ها اعتقاد داشتند پایداریها رای بالایی ندارند اما نهایتا به آنها سهم داده شد که در لیست حضور داشته باشند، فکر می کنید اینبار هم ممکن است که به طور مثال بر سر کرسی های دیگر هیئت رئیسه یا هیئت رئیسه کمیسیون ها توافقاتی صورت بگیرد که با آقای قالیباف برای رسیدن به کرسی ریاست همراهی داشته باشند؟
یک دلیل برای اینکه در انتخابات تلاش شد تا وحدت صورت بگیرد این بود که جلوی اختلافات گرفته شود ولو اینکه آن افرادی که دارند اختلاف می کنند اندک باشند،اما خود این زمینه ساز مسائل دیگری خواهد شد،لذا تلاش کردند که با دادن سهمی به جریان پایداری آنها را همراه کنند. این آدمها تعدادشان اندک است اما اهل درآوردن سر و صدای زیاد هستند(سر و صدایشان بیشتر از تعدادشان است)، اهل عقل و عدل معتقدند آنهایی که سر و صدا دارند را به گونه ای مدیریت کنند.
اجازه دهیم جامعه بفهمد عِده و عُده جبهه پایداری چقدر است
شاید من چنین اعتقادی نداشته باشم، من معتقدم باید اجازه دهیم تا جامعه بفهمد که عده و عُده و پایگاه اجتماعی آنها چقدر است، قطعا آنها پایگاه اجتماعی بسیار نازلی دارند و رو به افول هستند، یعنی خیلی از کسانی که عضو شورای مرکزی آنها بودند به دلیل همین کارهای تخریبی که انجام می دادند از آنها جدا شدند، هرچند آنها می توانند در مجلس بحث هایی را دنبال کنند ولی من فکر نمی کنم خیلی حائز اهمیت باشند.
بعید است سهمی به پایداری ها داده شود
*فکر می کنید آن سهم دهی در جریان انتخابات، در مجلس هم برای کم کردن اختلافات بر سر صندلی های مهم ادامه پیدا کند؟
بعید می دانم به آنها سهمی داده شود.
ممکن است برخی دولتمردان سابق ارتباط پنهانی با احمدی نژاد داشته باشد
*یکسری از دولتمردان آقای احمدی نژاد در دولت نهم و دهم هم در این مجلس حضور دارند که شاید بتوانند به جهت همراهی با پایداری ها تاثیرگذار باشند و ائتلافی با آنها تشکیل دهند. چقدر احتمال بروز و ظهور چنین پدیده ای را محتمل می دانید؟
بسیاری از مدیران برجسته دولتهای نهم و دهم دارای موضع گیری نسبت به جبهه پایداری و آقای احمدی نژاد شده اند. این موضوع به آن معنی نیست که کسانی که در آن دو دولت مشارکت داشته اند، مواضع سیاسی امروز آقای احمدی نژاد را قبول دارند. بعضی از آنها اخیرا مصاحبه داشتند و رسما اعلام کردند که هیچ همگونی با آقای احمدی نژاد ندارند و عنوان دولتمردان آقای احمدی نژاد را نپذیرفتند و قبول نکردند. هرچند امکان دارد که تعدادی از آنها به صورت پنهانی ارتباطات خودشان را با آقای احمدی نژاد حفظ کرده باشند اما کلیت آنها خیر؛ کلیت آنها با آقای احمدی نژاد جهت گیری دارند ولی فارغ از ارتباطات، احتمال دارد با جبهه پایداریها از برخی جهت گیریها تاثیر بگیرند و من این را محتمل می دانم.
ائتلاف پایداری ها و دولتمردان احمدی نژاد می تواند مخرب باشد
*فکر نمی کنید بتوانند نقش منفی در جریان مجلس داشته باشند؟ چه در انتخابات هیئت رییسه و ریاست مجلس و چه در مسیرهای بعدی؟
قطعا می توانند نقش منفی ایفا کنند اما در اینکه چقدر مؤثر واقع شود تردید دارم، چون می توانند مخرب باشند و بحث های انحرافی و حرف های جنجالی مطرح کنند اما تصور نمی کنم که خیلی تاثیرگذار باشند.
شورای ائتلاف دنبال پارلمان در سایه نیست اما…
*شما نقش لیدرها و چهره های برون پارلمانی و بزرگان اصولگرایی را در این معادلات چگونه ارزیابی می کنید؟ چه آنها و چه شورای ائتلاف می تواند نظارتی از بالا بر مجلس یازدهم داشته باشند و چیزی شبیه به پارلمان در سایه تشکیل دهند؟ به طور کلی به نظر شما احتمال فراهم شدن چنین شرایطی وجود دارد؟
بحث پارلمان در سایه مطرح نیست، بحث این است که ائتلافی شکل گرفته است و آن ائتلاف برای این آقایان هزینه کرده است. طبیعی است که آن آقایانی که با اعتبار این ائتلاف به مجلس راه پیدا کرده اند نسبت به آن توافقات و جهت گیری ها از خودشان پایبندی نشان دهند و این کمترین چیزی است که از آنها انتظار می رود، یعنی شورای ائتلاف وجود داشته است و این شورا هزینه کرده است و اعتبار خودش را پای برخی از کاندیداها گذاشته است تا امروز آن کسانی که از این طریق به مجلس راه یافته اند در مورد مواضع مشترک با آنها همراهی داشته باشند و مواضع مشترک هم در نوع ارائه لیست و سرلیست و .. کاملا منعکس است.
پایداری تلاش کردن لیست اصولگرایان ۲ سرلیست داشته باشد
جبهه پایداری ها خیلی تلاش کردند تا کسی از خودشان را در سرلیست بگذارند و ۲ سرلیست داشته باشیم ولی اکثریت اصولگرا این مطلب را نپذیرفتند، پس این به آن معناست که آن جهت گیری هایی که قبلا تا حدودی روشن شده است، در درون مجلس، همچنان حفظ شود و منطقی هم همین است.
جامعه روحانیت کنار زده نشد، جایگاه مشورتی را هنوز هم دارد
*در این شرایط شما نقش جامعه روحانیت را چگونه می بینید؟ آنها از زمان لیست بندی وارد فاز سکوت شدند و کنار زده شدند، الان در ادامه راه، بعد از تشکیل مجلس فکر می کنید بتوانند نقشی مثل نقش مشورتی یا نقش همراهی بیشتر با مجموع اصولگرایان برای پیشبرد امور مجلس در مجلس یازدهم را ایفا کنند؟
آنها کنار زده نشدند. خودشان خواستند چنین نقشی را ایفا کنند.
*درحال حاضر کسی به دنبال این هست که بازگردند و مجددا همراه اصولگرایان باشند؟
آنها الان هم همچنان یک مرجع مشورتی خواهند بود، کما اینکه در زمان انتخابات هم خودشان خواستند که مرجع مشورتی باشند. به نظر من همین جایگاه برای آنها حفظ خواهد شد و به عنوان عناصری که در ارتباط با وحدت از آنها استفاده شود قطعا استفاده خواهد شد.
*یعنی به نظر شما شرایطی که الان دارند خودخواسته بوده و خودشان انتخاب کرده اند که همچین مسیری را بروند؟
بله.
اصولگرایان اجازه ایجاد دعوا را به آدم های جنجالی مجلس یازدهم ندهند
*فکر می کنید با توجه به این دسته بندی هایی که تا امروز شکل گرفته است و نظرهای مختلفی که پیش از تشکیل مجلس یازدهم داده می شود، پیش زمینه اختلاف بین اصولگرایان در مجلس آینده وجود دارد و آیا می تواند بیشتر شود یا کنترل می شود؟
قطعا بدون اختلاف معنی ندارد. اصولگرایان یک طیف هستند، اگر اختلاف نداشتند یک حزب می شدند. وقتی یک جریانی به صورت طیف مطرح می شود یعنی کسانی که دارای سلایق مختلف هستند اما در یک هدف هایی با هم مشترک هستند در یک طیف با هم قرار می گیرند. طبیعی است که آنها در مسائل مختلف دیدگاه های متفاوت داشته باشند، اما این اختلافات نظرها و اندیشه ای در قالب منطقی و خارج از حوزه جنجال دنبال شود، یعنی طرح هایی مطرح کنند که پشتوانه نظری و فکری داشته باشد.
بنابراین قطعا اعلام می کنم که اختلافاتی هم در مجلس بعد خواهند داشت اما نباید اجازه دهند که آدم های جنجالی از این اختلافات برای ایجاد دعوا استفاده کنند، بلکه از این اختلافات برای تولید فکر استفاده شود.
گمانهزنیها حاکی از بازگشت دوباره نظامیهای پیشین به عرصه انتخابات ۱۴۰۰ است. دو سال پیش که بحث ریاستجمهوری یک فرد با سابقه نظامی در فضای رسانهای مطرح شد، چهرههایی مانند محمدعلی پورمختار، حسین اللهکرم و ابراهیم فیاض از رویکارآمدن یک رئیسجمهور با پیشینه نظامی دفاع و حمایت کرده بودند.
پورمختار در پاسخ به این پرسش که چرا در انتخابات ۸۸ به عنوان یک اصولگرا به جای اینکه نام محمود احمدینژاد را روی برگه رأی بنویسد، نام محسن رضایی، سردار سابق سپاه را به صندوق انداخته است، گفته بود: «اگر یک نظامی رئیسجمهور شود حتما میتواند کشور را از مشکلات نجات بدهد». در حال حاضر تأثیرگذاری دو جناح اصلی سیاسی کمتر از گذشته شده و اختلاف و دودستگی بینشان به کاهش محبوبیت و بیاعتمادی مردم منجر شده است؛ تا جایی که در جریان اصلاحطلبی بحث از ناکارآمدی شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، استعفای موسویلاری و شایعه استعفای عارف مطرح میشود و در جریان اصولگرایی هم هنوز پای منتخبان به مجلس باز نشده، رقابت برای تسخیر صندلی مجلس آنقدر بالا گرفته که حداقل هفت نامزد بالقوه برای ریاست پارلمان پیدا شده است. در شرایطی که اوضاع اقتصادی در داخل و سیاسی از خارج با بحرانهایی روبهرو است، بازگشت نظامیها محتملتر میشود. اگرچه برخیشان سالهاست رخت نظامی از تن کندهاند و بوروکرات شدهاند، اما بعید نیست در این بزنگاه با برجستهسازی گذشته نظامی خود قصد فتح پاستور کنند.
محتمل ترین گزینه ها
برخی تحلیلها میگوید اگر یک نظامی قدیمی رئیسجمهور شود، در مسیر لبخند زدن به جامعه مدنی قرار میگیرد؛ زیرا مسیر دیگری وجود ندارد. این تحول باعث میشود برخی به جای انتقاد، مجبور شوند نیروی خود را صرف حل چالشهای آن دولتی کنند که اینبار بهطور کیفیتری از میانه خودشان برخاسته است. در این صورت انتقادهای «بیرونگودی» از متصدیان دولت واقعا محلی از اعراب نخواهد داشت.
محسن رضایی و محمدباقر قالیباف، دو چهره با پیشینه نظامی، محتملترین گزینهها هستند. برخی گمانهزنیها حاکی از این است که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام برای سومینبار قصد پاستور کرده است. قالیباف هم که شایعات آمدنش بسیار قوی است، چهارمین شانس خود را خواهد آزمود. در این صورت دو فرمانده پیشین برای دومینبار خواهد بود که به مصاف یکدیگر خواهند رفت؛ سال ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰. محسن رضایی سال ۸۴ هم قصد آمدن کرده بود که انصراف داد. یکی از دلایل تحرکات اخیر محسن رضایی و اوجگرفتن انتقادهای تند و تیزش به دولت نگاهی است که به ۱۴۰۰ دارد. محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت، اخیرا در توییتر نوشته بود: «توضیحات رئیسجمهور درباره بورس ناکافی و غیرکارشناسانه بود. اگر موانع تولید رفع نشوند، سرمایه در بورس از دست میرود».
نگاهی به زندگی و زمانه محسن رضایی
محسن رضایی از اعضای گروه «منصورون» بود که در سال ۶۰ فرمانده سپاه پاسداران شد. محسن رضایی بعدا تحصیلات خود را در حوزه اقتصاد ادامه داد و خود را در حوزه اقتصاد صاحب سبک و ایده میداند اما این اواخر بیشتر صحبتهایش رنگ وبوی سیاسی دارد تا اقتصادی. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۸۴ تصمیم گرفت با رئیس خود رقابت کند، پس اعلام نامزدی کرد. یک ماه مانده به انتخابات، شایعاتی مبنیبر انصراف او از انتخابات دهانبهدهان چرخید. نظرسنجی «ایرنا» در سال ۸۴ میزان رأی «رضایی» را چهار و هفتدهم درصد و «قالیباف» را ۱۶ونیم درصد اعلام کرده بود.
همان زمان اعلام شد که از ۷۰ عضو «فراکسیون وفاق» مجلس هفتم، ۲۰ نفر از «رضایی» حمایت میکنند، وضعیت برای فرمانده جنگ چندان امیدوارکننده نبود. شاید همینها بود که باعث شد که خرداد ۸۴ در چرخشی بگوید: «در سطح کنونی برای جلوگیری از تشتت آرا و به نفع ملت ایران از انتخابات کنارهگیری میکنم». او از جمله «من آبروی خودم را تقدیم ملت میکنم» استفاده کرد. چهار روز قبل هم حمیدرضا ترقی، از کنارهگیری او خبر داده بود.
چند ماه بعد «رضایی» در برنامه صندلی داغ شرکت کرد و گفت: «حس کردم رأی لازم را ندارم. ۱۶ سال برنامهای برای تحول کشور و فعالیت اقتصادی سیاسی اداره جامعه طراحی کردم. نخبگان به برنامه من اقبال نشان دادند؛ اما این موج به جامعه منتقل نشد و همین، دلیل انصراف من بود». شاید این روزها که کشور با انواع و اقسام مسائل اقتصادی روبهروست، محسن رضایی به این نتیجه رسیده است که فضا برای بازگشتش مهیاست و آن موج میتواند در ۱۴۰۰ به جامعه منتقل شود.
محسن رضایی سال ۸۸ در جریان مناظرههای ریاستجمهوری هم با ورود به مستندات اقتصادی، رفتار دولت وقت را به نقد کشید. «منحنی فلاکت» را در برابر «احمدینژاد» گذاشت و نسبت به عواقب رفتارهای اقتصادی دولت او هشدار داد. گفته شد مناظره او با احمدینژاد با توسل به نگاه کارشناسی و به مدد آمار مستند، یکی از بهترین مناظرهها در برابر احمدینژاد بوده است. در انتخابات ۹۲ هم باز اطلاعات اقتصادیاش را به رخ دیگران کشید. وقتی در مناظرهها تصویری از یک معدن در برابر نامزدهای انتخاباتی گذاشتند، محسن رضایی گفت این مشخص است که یک معدن است و مکانش هم حوالی یزد است! رئیس ستاد انتخاباتی او در سال ۹۲ داوود دانش جعفری، اقتصاددان و وزیر سابق دولت احمدینژاد بود.
سردار، دکتر، خلبان، شهردار و شاید رئیس مجلس
رقیب اصلی محسن رضایی اهل مشهد و از فرماندهان میانی جنگ است که در ۲۲ سالگی فرمانده لشکر پنج نصر خراسان و زیرمجموعه محسن رضایی بود؛ او سه بار بختش را در انتخابات آزموده است. سال ۸۴ با عنوان دکتر خلبان وارد کارزار شد اما در جناح خود، به رقیب تازهوارد، یعنی احمدینژاد باخت.
قالیباف اما برخلاف فرمانده ارشد، وارد کارزار انتخابات ۸۸ نشد و پیش از انتخابات گفت: «با جمعبندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری نیستم». سالهای ۹۲ و ۹۶ قالیباف در اصل به جناخ خودش باخت تا مردم. در سال ۹۲، آرای اصولگرایان بین او و جلیلی پخش شد. بعد از انتخابات حامیان قالیباف به حامیان جلیلی حمله کردند و کنارنرفتن نامزد اصلح جبهه پایداری و آیتالله مصباح را عامل شکست اصولگرایان دانستند. قالیباف البته بیش از آنکه از مردم ناامید شود، از اصولگرایانی ناامید است که بزنگاه دیگری را به او ترجیح دادهاند خاصه در انتخابات اخیر. بسیاری از گمانهزنیها حاکی از این است که یکی از مهمترین دلایل او برای آمدن به مجلس، فتح صندلی ریاست آن و بلافاصله جهش به صندلی پاستور است.
آمدن قالیباف برای ۱۴۰۰ آنقدر محتمل است که مرتضی طلایی از نزدیکان او سال پیش احتمال نامزدی او برای مجلس را رد اما ریاستجمهوری را تأیید کرده و گفته بود: «قالیباف نامزد انتخابات مجلس نمیشود اما درصورتیکه به او تکلیف شود برای انتخابات ریاستجمهوری به میدان میآید». او اخیرا باز هم مصاحبه دیگری داشته و آمدن قالیباف برای انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ را تلویحا تأیید کرده است. «گاهی شرایط کشور بهگونهای اقتضا میکند که نخبگان، بزرگان و دلسوزان در جریان اصولگرایی به این نتیجه برسند که یک نفر از افراد شاغل در مجلس باید در صحنه ریاستجمهوری حضور یابد، آن یک اجماع و اتفاق جمعی و جز استثنائات است».
سومین نظامی کاندیدای ۱۴۰۰ کیست؟
البته نظامیهای سابق دیگری هم هستند که آمدنشان به کارزار ۱۴۰۰ محتمل است، وقتی محمدعلی پورمختار، نماینده اصولگرای مجلس از ضرورت رویکارآمدن یک رئیسجمهور نظامی سخن گفت همه صورتها به سوی شهید سردار سلیمانی برگشت اما شنیدهها حاکی از آن است که سرتیپ حسین دهقان، وزیر دفاع دولت یازدهم، هم عزم خود را جزم کرده تا روزهای قبل از انتخابات ۱۴۰۰ لباس نظامی را درآورده و کتوشلوار ریاستجمهوری به تن کند. او در سالهای ۶۱ تا ۶۳ فرمانده سپاه سوریه و لبنان و در سالهای ۶۵ تا ۶۹ قائممقام فرمانده نیروی هوایی سپاه و بعد از آن فرمانده نیروی هوایی سپاه بود.
چمران: جمنا در شورای ائتلاف ادغام میشود /کار در ۱۴۰۰ راحتتر است /شورای ائتلاف نقشی شبیه مرکز پژوهشها را خواهد داشت
بخش هایی از گفتگو با مهدی چمران، نایب رئیس جمنا و از اعضای شورای ائتلاف نیروهای انقلاب را بخوانید؛
*گروههای تخصصی را درست کرده بودیم، این گروهها در زمینههای مختلف مثلاً شغل، کسب و کار، مسائل اقتصادی و فرهنگی کار میکردند و نتایج آن را قبل از انتخابات نه به صورت کلی بلکه خیلی بازتر ارائه کردند. منتخبان هم قاعدتاً در این زمینه مطالعاتی انجام داده بودند اما این کار ما هم میتوانست مطالعات آنها را تکمیل کند و قرار است این روش ادامه پیدا کند و نمایندگان مجلس یازدهم از نظر علمی و تخصصی پشتیبانی شوند، همانند مرکز پژوهشهای مجلس که نظرات خود را به نمایندگان اعلام میکند و بالاخره آنها تصمیم نهایی را میگیرند.
*در همه استانها که شورای ائتلاف را تشکیل داده بودیم، صحبت اولیه ما با دوستان این بود که این شورا را حفظ کنند. شورای ائتلاف در نظارت میتوانند بازوی خوبی برای نمایندگان باشد؛ نظارتها را در مناطق، شهرها و حتی روستاها خوب انجام دهند و در اختیار نماینده مجلس قرار بدهند.
*{در پاسخ به این سوال که شورای ائتلاف را میتوان سازوکار مناسب برای انتخابات آینده ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا دانست؟}: به اعتقاد بنده، بله- میشود این کار را کرد بویژه آنکه در انتخابات ۱۴۰۰ کار سادهتر خواهد بود به دلیل آنکه انتخابات مجلس، شهرستانی و استانی است و خیلی مشکل است و تعداد زیادی از کاندیداها که برای انتخابات ثبت نام کرده اند را بررسی و نامزدهای مورد حمایت را انتخابات و در جهت همگرایی آنها فعالیت کرد اما این فرآیند در انتخابات ریاست جمهوری سادهتر دنبال میشود و راحت صورت میپذیرد، چون تعداد داوطلبان خیلی کمتر است.
*{در پاسخ به این سوال که جمنا با شورای ائتلاف از لحاظ تشکیلاتی ادغام میشود ؟ تکلیف جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب) چه خواهد شد؟ آیا منحل میشود؟}؛ ما در این زمینه هنوز تصمیم نگرفته ایم اما قاعدتاً پیش بینی میکنم که در هم ادغام شوند چرا که جمنا همان گردآوری احزاب بود که همه آنها را شورای ائتلاف نیروهای انقلاب هماهنگ کرد. شورای ائتلاف میتواند همین روش را ادامه دهد یا اینکه اصولاً با شورای ائتلاف از لحاظ تشکیلاتی ادغام شود چون از نظر روش و کار یکی هستند. این موضوع هنوز بررسی نشده و قرار بود بلافاصله بعد از انتخابات مطرح شود که شرایط کنونی چنین اجازهای به ما نداد.
زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشد
به گزارش خبرآنلاین، گفتگو با صادق زیباکلام همیشه پرتیتر است و جنجالی، او صریح حرف می زند، بدون روتوش های معمول و رایج دنیای سیاست. شاید همین خصلت هم باعث محبوبیتش شده هم نقدهای زیادی را متوجه او کرده است.
در این روزهای کرونا زده صادق زیباکلام از طریق لایو اینستاگرام مهمان کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین شد و در گپ و گفتی جذاب و خواندنی با سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین هم از زمزمه های عبور از خاتمی گفت هم از اردشیر زاهدی.
او که می گوید حاضر است پشت سر رقبای اصولگرایش چون احمد توکلی نماز بخواند از ترسی رونمایی کرد که جالب بود، او گفت همانقدر که از امثال ابوبکر البغدادی و اسامه بن لادن می ترسد از تتلو و تتلوها هم می ترسد، و البته از نسلی که پر از خشم و نفرت است.
از شعار«اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» هم حرف زد و صریح و بی پرده از اصلاح طلبان انتقاد کرد، اصلاح طلبانی که می گوید روزگارشان به سر آمده و باید به مانند مردم قرون وسطی که بعد از مرگ پادشاه می گفتند«شاه مرد، زنده باد شاه» حالا باید اصلاح طلبان هم بگویند؛ «اصلاحات مُرد، زنده باد اصلاحات»
مشروح گفتگوی لایو کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین با صادق زیباکلام را بخوانید؛
******
*آقای زیباکلام شما اصطلاحی دارید تحت عنوان «توهم توطئه» و انقدر به کار بردید که اصلا به نام شما ثبت شد، منتهی اخیرا یک نقل قولی از شما در مورد آقای اردشیر زاهدی شنیدم که باعث شد در اصل این که آن تعبیر را از شما شنیدم شک کنم،بعد از تعریف و تمجیدهای اردشیر زاهدی از شهید سردار سلیمانی و جمهوری اسلامی، ظاهرا شما فرموده بودید که او برای اینکه دل بعضی ها را بدست آورد و بخواهد به ایران بازگردد این حرف ها را زده است. آیا شما این را گفته اید؟
هم بله، هم خیر. من اطلاع دقیقی نداشتم که ایشان در مصاحبه ای که با تلویزیون فارسی زبان بی بیسی کرده چه گفته است. از یکی از خبرنگاران سایت های خبری شنیدم که او از سردار سلیمانی و سیاست های جمهوری اسلامی تجلیل کرده و انتقاداتی هم به ترامپ در مورد سیاست هایی که علیه ایران دارد کرده بود. خبرنگار که یک خانم بود تلفنی از من پرسید شما حدس می زنید یا فکر میکنید که آقای زاهدی چه دلیل و انگیزه هایی می تواند داشته باشد برای این تعریف و تمجیدی که از جمهوری اسلامی ایران کرده است؟ من پاسخ دادم یک احتمال می تواند این باشد که شاید او بنا بر دلایلی می خواهد به ایران بازگردد و می خواهد مقداری روابط بهتری را با مسؤلین داشته باشد، تاکید می کنم گفتم یک احتمال این است. در نهایت خودم اضافه کردم که بعید به نظر می رسد که او خواسته باشد به ایران بازگردد، بنابراین شاید انگیزه ها و دلایل دیگری داشته باشد.
خیلی ها درد و بلای اردشیر زاهدی شاه پرست را بر فرق سر من کوبیدند
بعد خبرنگار گفت آقای زیباکلام با توجه به سن و سال زاهدی که ۹۱، ۹۲ ساله است، احتمال این را می شود داد که دلیلی که او می خواهد به ایران بازگردد این باشد که شاید فکر می کند چند سالی بیشتر زنده نباشد و دوست دارد که اگر فوت شد در ایران باشد و من گفتم نمی دانم، شاید.
من از تتلو، از تتلوها، از مائده هژبری می ترسم، از اسامه بن لادن، از ابوبکر بغدادی می ترسم امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. از اینجا نظر من در مورد آقای اردشیر زاهدی مطرح شد و آن نظر هم این بود که من در دوران جنگ ندیدم که او خیلی قرص و محکم بیاید و از ایران دفاع کند و علیه عراق موضع بگیرد. نکته دیگری که مطرح کردم این بود که اردشیر زاهدی خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر، زندانیان سیاسی، آزادی بیان و دموکراسی و…، قائل نیست این کل صحبتهای من بود. خیلی ها از این نظر من انتقاد کردند، از بهنود تا بقیه و یکی پس از دیگری حزب اللهی ها از هم سبقت گرفتند تا درد و بلای وطن پرستی آقای زاهدی شاه پرست را بر فرق سر صادق زیباکلام بکوبند.
گفتند من به دنبال جاده صاف کنی هستم تا راحت گرین کارت بگیرم
*البته آقای زاهدی پیش تر هم چنین مواضعی گرفته بود منتهی یک رویه بدی که کلا در حوزه سیاست داریم این است که هرکسی از این قسم مواضع بگیرد با این اتهام به راحتی روبرو میشود، مثل خود آقای بهنود، عطاءالله مهاجرانی و … هم با همین اتهام روبرو هستند که هروقت در مورد جمهوری اسلامی حرفی میزنند سریع به آنها می گویند چقدر پول گرفته اید یا کی می خواهید به ایران بازگردید، حتی شاید درمورد خود شما هم همینطور باشد، مثلا وقتی شما از سیاست های غرب تعریف می کنید ممکن است بگویند این حرف ها را به خاطر پناهنده شدن می زنید و یا پول گرفته اید و …
اتفاقا آقای گنجی و آقای علیزاده و کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند. به هرحال این صحبت ها گفته می شود.
فکر می کنم اردشیر زاهدی آن حرف ها را صادقانه گفته باشد
*پس شما این ادبیات را قبول ندارید؟
نه اصلا. عرض می کنم من گفتم شاید ایشان چنین انگیزه ای داشته باشند، اگر ۵۰ ساله بود مثلا می گفتیم ممکن است او در زمان انقلاب ملکی، باغی، کارخانه ای در ایران داشته و الان میخواهد آنها را احیا کند، ولی هرچه بیشتر فکر می کنم می بینم این ها برای زدن آن حرفها انگیزه آنچنانی نمیتواند برای این فرد بوده باشد، بنابراین تنها دلیلی که می ماند این است که ایشان واقعا حرفهایش را صادقانه می گوید.
زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشدزیباکلام
*خب این چیزهایی که می گویید خودش نوعی نیت خوانی و توهم توطئه نیست؟ یعنی در تحلیل حرفهای یک آدم ما مجاز هستیم که این احتمالات را در نظر بگیریم؟
ببینید، یک وقتی شما به من می گویید گفتهاند که در را باز کنید و پنجره را ببندید، شما فکر می کنید که چه دلایلی می تواند پشت این حرف باشد؟ مثلا من می گویم شاید برودت هوا باعث شده است که چنین تصمیمی را بگیرند یا آقای رئیس از “در” خوشش نمی آید و..، این خیلی فرق می کند تا مثلا من بگویم تو چقدر ساده ای موسوی! پشت قضیه این کار یک برنامه است و مثلا این “در” باید اینجوری بشود چون امریکایی ها اینجوری کرده اند.
اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت نمی شد گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.
آنچیزی که من مخالف آن هستم این است که شما باز شدن “در” و بسته شدن پنجره را بخشی از توطئه های فراماسون ها و فراموشخانه ها بدانید که یک جای تاریک نشسته اند و برنامهریزی کرده اند، والا بالاخره هر حزب و جریان سیاسی و هر چهره و شخصیتی یک دلیلی برای عقاید و افکارش دارد، اگر شما به عنون یک تحلیلگر سعی کنید بگویید که دلیل او چه می توانسته باشد این توهم توطئه نیست.
*فکر نمی کنم درباره اینکه ایشان به خاندان پهلوی گرایش دارند شما مشکلی داشته باشید. درست است؟
من برای انسان هایی که وفاداری دارند احترام خاصی قائل می شوم، من برای فرح پهلوی احترام زیادی قائل هستم و این احترام هیچ ارتباطی به مسائل سیاسی ندارد، برای اینکه ایشان ۴۱ سال است به محمدرضا پهلوی که من به شدت با او مخالفم، وفادار مانده است، این کار از نظر من خیلی ارزشمند است. همسر شهید دکتر فاطمی که به ایران آمد با من رفت و آمد خانوادگی داشت، سر قضیه آقای احمدی نژاد و رحیم مشایی سال ۹۰ وقتی ایشان بازداشت شد، من خیلی برای ایشان تلاش کردم و استغفرالله فقط پیش خدا نرفتم و برای این کارم فقط یک دلیل داشتم، آنهم اینکه این زن از روزی که در سال ۳۲ یا ۳۳ زمانی که دکتر فاطمی را تیرباران کردند همچنان به دکتر فاطمی وفادار ماند. این چیزها برای من ارزش دارد و از این بابت هم من برای آقای اردشیر زاهدی فوق العاده احترام قائل هستم چون او می گوید من طرفدار جمهوری اسلامی و سردار قاسم سلیمانی هستم و خیلی کارهای خوبی در سوریه کردیم ولی در عین حال عکس محمدرضا پهلوی هم روی طاقچه اش هست.
با تمام سلول های بدنم با ترامپ مخالف هستم و علیه او هستم
*عین این تعبیر را هوشنگ ابتهاج در کتاب پیر پرنیان اندیش دارد، او می گوید که من به اصول اخلاقی احترام می گذارم و مثال می زند و می گوید زمانی که محمدرضا شاه از ایران فرار کرده بود یک تاجری آنجا می رود و برای او یک چک می کشد و می گوید شما اینجا بی پول و تنها هستید و شاید به این پول احتیاج پیدا کنید، در حالی که کسی فکر نمی کرد محمدرضا شاه بتواند به ایران بازگردد ولی او کمک خود را کرد. از یک نفر هم در دادگاه مصدق نام می برد که وقتی او را برای شهادت دادن احضار کردند جلوی مصدق پا می کوبد و از او اجازه می گیرد، او می گوید این ۲ آدم در دو موضع مختلف سیاسی هستند ولی همین که آنقدر جوانمردی داشتند و بر سر عقاید خودشان ایستاده اند برای من قابل احترام است. ما تا اینجا متوجه شدیم که نظرتان در مورد آقای زاهدی چیست، این فاکتورها را کنار بگذاریم. نظرتان در مورد حرفهایی که آقای اردشیر زاهدی زد چیست؟
من با حرفهایشان موافق نیستم. حرف های او ۲ بخش دارد، یکی تجلیل از شهید سردار سلیمانی است و بخش دیگر آن هم مخالفت با آقای ترامپ و تحریم ها است. من فکر می کنم همه ایرانیان از حزب اللهی تا شاه پرست، حتی خود من با تحریم ها مخالف هستیم، اگر اساسا تحریم ها هم نبود، آدمی به اسم صادق زیباکلام با تمام سلول های بدنش با ترامپ مخالف است، من ترامپ را نژادپرست، ضدزن، ضدمسلمان و ضد سیاهپوستان می دانم، بنابراین من همه جوره علیه ترامپ هستم، ولی امیدواربودم که این بحث مطرح نشود و خواهش می کنم خیلی موشکافی نکنید.
در دوران جنگ ندیدم که اردشیر زاهدی خیلی قرص و محکم از ایران دفاع کند.او خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر و زندانیان سیاسی، آزادی بیان، دموکراسی و…، قائل نیست. خیلی ها به من انتقاد کردند و یکی پس از دیگری سبقت گرفتند تا درد و بلای زاهدی شاه پرست را بر سر من بکوبند. من در مورد سوریه یک نظر دارم، خیلی ها در ایران از من بخاطر ابراز این نظر متنفر هستند، من معتقد هستم ما ایرانی ها نمی توانیم درمورد عملکرد خودمان در سوریه اظهارنظر کنیم و مردم سوریه باید در مورد سیاست جمهوری اسلامی ایران و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در مملکت خودشان قضاوت کنند.
*مقصود من بیشتر در مورد آن بحث آقای زاهدی درباره توان نظامی و موشکی ایران بود، اینکه ما قبل از انقلاب این تجهیزات را می خریدیم اما امروز بچه های ما دارند این تجهیزات را میسازند و ما باید به این بچه ها افتخار کنیم. نظر شما درباره این بحث چیست؟
من به بچه هایی که بتوانند یک دوچرخه بسازند هم افتخار می کنم تا ما بتوانیم آن دوچرخه را در بازار جهانی صادر کنیم و بتوانیم با آن دوچرخه، با دوچرخه نوع مرغوب ترکیه، کره یا چین رقابت کنیم. من فکر می کنم این هم از نظر صنعتی و هم از نظر تکنولوژی و هم از نظر اقتصادی بیشتر ارزش دارد تا موشک و پهپاد. من پیشرفت را در ساخت یک دوچرخه ای می بینم که شما بتوانید آن را به خارج از کشور صادر کنید و با امثال ترکیه و .. رقابت کنید.
احمد توکلی، کرباسچی و مطهری مصداق سیاستمدار مستقل هستند
*آقای زیباکلام! کمی فضای گفتگو را عوض کنیم.از نظر شما آدم مستقل و سیاستمدار مستقل چه کسی است؟ مصادیق سیاستمدار مستقل از نظر شما کیست؟
مستقل کسی است که هم شاه پرست ها هم حزب اللهی ها می خواهند سر به تن او نباشد، مثل خود من.(خنده) اما در مورد مصادیقی که گفتید، در اصولگراها آقای احمد توکلی را من یک فرد مستقل میدانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی مستقل هستند.
*علی مطهری چطور؟
بله آقای علی مطهری یا آقای محمود صادقی چهره هایی مستقل هستند. سیاستمدار مستقل کم نیستند.
بحث عبور از خاتمی مطرح نیست اما….
*به اصلاح طلبان اشاره داشتید، شما احتمالا این روزها بحث عبور از خاتمی را زیاد شنیده اید، منتهی من در این زمینه اظهارنظری از شما ندیده ام و ….
گفت مدینه گفتی و کردی کبابم. بحث عبور از خاتمی نیست، ۲۲ سال پیش یک شبی در دوم خرداد ۷۶ اصلاحات متولد شد او اسمش دوم خرداد بود بعد اصلاحات شد. یک سوال ساده می کنم، اگر یک دختر و پسری آن شب متولد شده باشند، الان آن دختر یا پسر ۲۲ ساله هستند و اگر خوب درس خوانده باشند الان فارغ التحصیل شده اند، اگر یک نفر از کره ماه بیاید و از آن دختر یا پسر بپرسد که چه فرقی بین یک اصلاح طلب و یک اصولگرا است، نمی تواند پاسخ دهد.
اگر محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. ما ۱ و نیم میلیون رای در انتخابات ۹۴ را به ۸۰ هزار رای کاندیداهایمان در سال ۹۸ رسانده ایم و مقصر اصلی خود ما هستیم.
اینکه دختر و پسرهای ما نمی دانند فرق اصلاح طلب و اصولگرا چیست تقصیر ما اصلاح طلبان است
اینکه آنها نمی توانند پاسخ این سؤال را بدهند آنها مقصر نیستند بلکه مقصر صادق زیباکلام، سید محمد خاتمی، محمدرضا عارف و.. هستند، مقصر ما هستیم که نتوانستیم بعد از ۲۲ سال بگوییم اصلاح طلبی یعنی چی، اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست! زبان من مو درآورد که باید به آدم ها بگویند که اصلاح طلب کیست، جامعه به چه عنوان ما را باید بشناسد. خیلی از آن چیزهایی که ما می گوییم اصولگراها هم می گویند.احترام به قانون، به رأی مردم، احترام به حقوق همسایه و …را مگر اصولگراها هم نمی گویند؟
اگر عارف کاندیدا می شد ۱۰۰ هزار رأی هم نمی آورد
نهایتا به اینجا رسیدیم که آقای عارف که ۱ و نیم میلیون رای در اسفند ۹۴ آورد، نامزدهای اصلاح طلب در سال ۹۸ و آنهایی که تایید صلاحیت شده بودند ۸۰ هزار رای آوردند، یعنی از ۱ و نیم میلیون به ۸۰ هزار رای رسیدیم و من معتقد هستم که اگر آقای محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. اینکه ۱ و نیم میلیون رای را ما به ۸۰ هزار رای رسانده ایم، درست است که بخشی از آن را اصولگرایان گرفته اند و بخشی دیگر را شورای نگهبان ولی مقصر اصلی خود ما هستیم.
ما اصلاح طلبان خبط و خطا کم نداشتیم
*یک دلیل آن این نیست که وقتی اصلاح طلبان قدرت را در دست می گیرند یک جاهایی خلاف آن چیزی که گفته اند رفتار می کنند؟
تهرانی های قدیم به ناصرالدین شاه می گفتند شاه شهید(خنده). آخرین بار که اصلاح طلبان قدرت در دستشان بود برای زمان ناصرالدین شاه بوده است. زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و مجلس ششم روی کار بود بازهم مجبور بودند که خیلی از چیزها را رعایت کنند. من بعد از حادثه کوی دانشگاه روی پای آقای خاتمی افتادم که بیا کسانی که در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و آسیب دیدند و در بیمارستان هستند را چند دقیقه ببین، به قرآن اعدامت نمی کنند ولی نیامد. ملاحظاتی داشت که نیامد.
اگر خاتمی چک سفید امضا از رهبری داشت و همه کاره مملکت بود می خواست چه کار کند؟
ما خبط و خطا کم نداشته ایم و یک جاهایی باید محکم تر می ایستادیم و یک جاهایی باید یک کارهایی را می کردیم ولی خطای اصلی این بود که ما بعد از ۲۲ سال نتوانستیم به مردم بگوییم که ما به دنبال چه هستیم. اگر آقای خاتمی امروز همه کاره مملکت شده بود و قدرت می داشت، مقام معظم رهبری به ایشان چک سفید می دادند و می گفتند سید هرکاری خواستی انجام بده و به اطلاعات و سپاه و قوه وقضاییه و همه می گفتند که هیچ کس حق ندارد معترض اینها بشود، آقای خاتمی میخواهی چه کار می خواست بکند؟ ما نتوانستیم این را بگوییم که چه کار می خواهیم بکنیم. ما فقط کلمات زیبا گفته ایم.
در اصولگراها آقای توکلی را من یک فرد مستقل میدانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی. آقایان مطهری و محمود صادقی هم مستقل هستندخاتمی باید پاسخگو باشد
*آقای زیباکلام! در سال ۸۸ وقتی مردم به خیابان ها آمدند، خیلی از روزنامه نگاران و تئوریسن های اصلاح طلب به صراحت می گفتند که باید صدای معترضین را شنید و باید با مردم حرف زد، ولی بعدها و در همی یکی دو سال اخیر که این اتفاق افتاد و مردم به خیابان آمدند، بعضی از همان آدمها خواستار سرکوب مردم بودند و بعضی ها هم می گفتند باید هایدپارکی درست کرد و اینها به آنجا بروند و آنجا داد بزنند، یعنی یک مرتبه موضع از این رو به آن رو شد، این مواضع متناقض هم در نگاه مردم تاثیر دارد.
می دانید چرا؟ وقتی شما استراتژی نداشته باشید، نمی توانید پاسخگوی مردم باشید. من به شخصه استراتژی داشتم. من در انتخابات سال ۹۶، نزدیک به ۳ ماه از کار و زندگیم و زن و بچه ام زدم و شهر به شهر و استان به استان و دانشگاه به دانشگاه رفتم و برای شرکت مردم در انتخابات کمپین ایجاد کردم تا به آقای روحانی رای بدهند. از ۲۹ اردیبهشت ۹۶ تا امروز بیشترین انتقادات و حملات گزنده را من از آقای روحانی کرده ام، این یعنی داشتن یک استراتژی! شما می گویید که اینها در آبان ۹۸ چکار کردند، من می گویم شما از آقای خاتمی و رهبری اصلاح طلبان یک سوال ساده بکنید که ما ۲۴ میلیون نفری که آمده ایم و رای داده ایم آقای روحانی دربرابر مطالبات ما چه گامی را در این ۳ سال برداشته است؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟
آقای خاتمی باید پاسخگو باشد، آقای عارف باید پاسخگو باشد، آقای سعید حجاریان، موسوی لاری، مصطفی تاجزاده و صادق زیباکلام باید پاسخگو باشند، ما باید پاسخگو باشیم چون ما بودیم که آن ۲۴ میلیون نفر را به رای دادن ترغیب کرده ایم. ما یکبار گفته ایم که نظرمان نسبت به روحانی چیست؟ اصلا انگار نه انگار آن ۲۴ میلیون نفری که به او رای داده اند یک مطالباتی هم داشته اند. اینها نقص های فاحش اصلاح طلبان بوده است.
*اینکه می گویید آن مطالبات محقق نشده یا پیش نرفته است یک بحث است ولی در مواجهه با مردم کوچه و خیابان نیز گاهی اوقات یک مواضعی گرفته شده است که برای مردم خیلی قابل قبول نبوده است و دوستان اصلاح طلب شما از این ناحیه بیشترین ضربه را خورده اند. نظر شما چیست؟
چو صدآید نود هم پیش ماست. وقتی شما استراتژی و چه باید کرد ندارید، وقتی شما در برابر ۲۴ میلیون پاسخگو نیستید، در اعتراضات آبان ۹۸ هم دست راستت به دست چپت می گوید که باید چکار کنیم، در انتخابات اسفند ۹۸ هم همین طور! اینکه عده ای شرکت می کنند و عده ای شرکت نمی کنند، همه بخاطر نداشتن استراتژی است.
انتقاد پذیری اصلاح طلبان کمتر از اصولگرایان نباشد، یقینا بیشتر هم نیست
*آنوقت اصلاح طلبان گوش شنوا هم دارند؟ یعنی انتقادات شما را کسی هم می شنود؟
خیر متاسفانه. با کمال تاسف، با کمال تاسف، با کمال تاسف میزان انتقاد پذیری آنها اگر کمتر از اصولگرایان نباشد یقینا بیشتر هم نیست.
اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت
*پس ادامه دادن این راه چه فایده ای دارد وقتی گوش همه بسته باشد و ..
اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.
کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند
می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات»
در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات» اصلاحات به آن معنایی که زیبا کلام، تاجزاده، عارف و سیدمحمد خاتمی و این و آن داشتند مرد و دیگر نیست و محال ممکن است کسی به اعتبار آنها بیاید و ۱ دانه رای بدهد، ولی آن ضرورتی که اصلاحات را در خرداد ۷۶ آورد، الان به مراتب ضرورت وجود آن بیشتر از دوم خرداد ۷۶ است.
با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم اصلاحات را رهبری کنیم
*و شما دلایل آن معایب، آن کم کاری ها و… را پیدا کرده اید؟ یعنی اگر قرار باشد شما یک بار دیگر حامی اصلاحات باشید، می دانید که آن معایب چه بوده است؟
یکی از معایب آن رهبری اصلاحات است. ما ۲۲ سال است که رهبری نداشته ایم. ما با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم رهبری کنیم. زبان من مو درآورد انقدر که گفتم ما باید یک جمع ۵ تا ۱۵ نفره که در آن دموکراسی باشد را به عنوان رهبری اصلاحات مشخص کنیم و این چند نفر تحت یک مکانیزمی انتخاب شوند، فکر نمیکنم برای انجام دادن این کار ما را به اوین ببرند و ممنوع الملاقات کنند، یعنی ما می توانیم این کار را انجام دهیم. مثلا الان چه کسی سخنگوی اصلاحات است؟، در مسائل خیلی مهم آقای حجاریان یک چیزی را می گوید و آقای تاجزاده یک چیز دیگر، کارگزاران یک چیز دیگر می گوید، اینطور که نمی شود، ما یک حداقلی به عنوان رهبری اصلاحات نتوانستیم درست کنیم. فقط یکسری چهره ها داریم.
اگر یک سخنگو داشتیم یک چیز واحدی گفته می شد. مگر می شود بدون رهبری مبارزه سیاسی کرد؟ لنین یک جمله معروفی دارد و می گوید «ما با حزب همه چیز هستیم و بدون حزب چیزی نیستیم.» مقصود از حزب تشکل و سازماندهی است. تشکیلاتی کار کردن چیزی بود که از همان روز اول اصلا و ابدا در جریان اصلاحات وجود نداشت.
با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی نه توسعه اقتصادی
*بی توجهی به عدالت و مردم فرودست از فاکتورهایی است که خیلی از منتقدان شما روی آن تاکید دارند که آقایان اصلاح طلب به این ماجرا بی اعتنا بوده اند. این را می پذیرید؟
خیر اصلا قبول ندارم، من معتقد هستم که اول اقتصاد درست نمی شود که بعد دوم توسعه سیاسی انجام شود، من با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی، دوم توسعه سیاسی، سوم توسعه سیاسی و آخر هم توسعه سیاسی.
یک کشوری را که توانسته باشد از مدار توسعه نیافتگی ظرف ۴۰ سال گذشته خارج شده باشد و در عین حال همچنان نظام آن استبداد دیکتاتوری مطلق بوده باشد را به من نشان بدهید، همچین کشوری هیچ کجا نداریم.
*کوبا کشوری است که توسعه سیاسی ندارد و در آن دیکتاتوری دارد ولی مردم آن هم گرسنه نیستند و نان دارند که بخورند و کسی هم تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته است.
شما زمانی می توانید در مورد سوریه، کره شمالی و کوبا صحبت کنید که مردمشان حق انتخاب داشته باشند. چون پای سردار سلیمانی وسط آمد من دلم نیامد به شما جواب بدهم ولی ببینید آن ۳ میلیون نفری که در ترکیه هستند اگر یک نفرشان طرفدار بشار اسد بود مطمئن باشید که اخبار ۲۰ و ۳۰ هرشب او را می آوردند و نشان می دادند که مثلا ببینید اینها طرفدار بشار اسد هستند. بنابراین شما نمی توانید اینها را به عنوان نظام های موفق ذکر کنید.
*من فقط کوبا را گفتم و آنجا را به عنوان نظام موفق هم ذکر نکردم. گفتم کوبا توسعه سیاسی ندارد ولی گرسنه هم ندارد.
من گفتم کشوری که از مدار توسعه نیافتگی خارج شده باشد، مقصود من مثلا ترکیه، اندونزی، برزیل، ویتنام، مکزیک و.. است. همه اینها از مدار توسعه نیافتگی خارج شده اند، مثلا ترکیه ۱۵۰ میلیارد دلار در سال صادرات می کند. ۴۲ میلیون توریست به این کشور رفته اند، قبول دارید که یک حداقل دموکراسی در ترکیه، اندونزی، برزیل، مکزیک و.. وجود دارد؟
کلاف چین دارد باز می شود
*واقعا معتقدید در ترکیه دموکراسی است؟
بله تاحدودی. اینها واقعیت هایی است که شاید شما دوست نداشته باشید بشنوید. من با تمام وجود بنا بر دلایلی که برای خودم دارم با اردوغان آبم در یک جوی نمی رود، ولی به هرحال در ترکیه یک درجه ای از انتخابات آزاد وجود دارد که حاصل آن ۱۵۰ میلیارد دلار در سالی شده است که ترکیه صادرات دارد. مقصود من این است که تا یک درجه ای از توسعه سیاسی در کشوری به وجود نیاید آن کشور نمی تواند جهش پیدا کند و فقط یک استثنا وجود دارد. مثال کوبا وحشتناک بود و رد است. آن کشور چین است، چین علی رغم دیکتاتوری و استبداد حزب کمونیست توانسته است آن جهش را بکند، منتهی من معتقد هستم که هنوز کلاف چین باز نشده است، مثلا هنگ کنک یک نمونه است که برای چین مشکل به وجود آورده است، کرونا نمونه دوم است که مشکل بوجود آورده است. من معتقد هستم که کلاف چین دارد باز می شود و دیر یا زود بزرگترین مشکلی که در چین به وجود خواهد آمد دیکتاتوری حزب کمونیست است.
*من معتقدم که دولت های ما از زمان آقای هاشمی به این طرف چون توسعه را در همه سطوح مطرح نمی کنند باعث می شوند که بعد یک آلترناتیو دیگری روی کار آید. برای مثال ما در دوره آقای هاشمی صرفا روی توسعه اقتصادی مانور می دهیم و بعد مردم ناراضی از توسعه اقتصادی به کسی رای می دهند که توسعه سیاسی را بخواهد پیش ببرد. آن کسی که که می آید روی توسعه سیاسی تاکید می کند و از توسعه اقتصادی غافل می شود، دوره بعد کسی می آید که شعارش عدالت و عدالت خواهی است و رای می آورد و این بازی ادامه دارد. یعنی ما فکر می کنیم که انسان یک موجود تک ساحتی است که یا اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی است، هیچ دولتی تا الان نیامده است که همه اینها را با هم پیش ببرد و به همه نیازهای آدمها از جمله آزادی و حقوق بشر و نان و مسکن به یک اندازه اهمیت دهد. اگر همچین دولتی سر کار می آمد ما خیلی از این مشکلات را نداشتیم.
حاضرم پشت سر توکلی، الله کرم و برادرم نماز بخوانم
خب کمی فضای بحث را تغییر دهیم و به سوالات کاربران خبرآنلاین برسیم، پرسیدند آقای زیباکلام شما پشت سر کدام اصولگرا حاضرید نماز بخوانید؟
اولین و شاخص ترینشان برادرم دکتر سعید زیبا کلام است. با اینکه هزار در هزار با او فاصله دارم ولی پشت سر او نماز می خوانم. شخصیت دومی که پشت سر او نماز می خوانم دکتر احمد توکلی است، حدودا ۱۳ الی ۱۴ سالی می شود که با ایشان رفت و آمد خانوادگی داریم و انصافا من از این انسان پاک تر ندیده ام.
در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات».*با این دو نفر که نسبت دارید(خنده)…
پشت سر شما و آقای محمد مهاجری هم حاضرم(خنده)
*پشت سر آقای الله کرم هم یکی دوبار نماز خواندید
بله پشت سر آقای الله کرم هم حاضرم نماز بخوانم.
*از آقای الله کرم خبر دارید؟ مدتیست کم خبر هستند و پیدایشان نیست
از ایشان گاهی وقتها هیچ خبری نمی شود و یک مرتبه چیزی اتفاق می افتد که مشخص می شود کار ایشان بوده است. یکی از دلایلی که من پشت سر آقای الله کرم نماز می خوانم این است که ایشان هنوز اتومبیل سواری ندارد(خنده) و با موتور تردد می کند. این برای من ارزشمند است چون من می دانم که ایشان می توانستند دراین مملکت تریلیاردر باشند ولی با موتور رفت و آمد می کند و پارسال هم تصادف کرد و متاسفانه مدتی در بیمارستان بود.
دهکده امید اولین دهکده ای است که فاضلاب آن به رودخانه ریخته نمی شود
*آقای زیباکلام دهکده امید چه شد و فرجامش به کجا رسید؟
دهکده امید اولین دهکده ای در ایران است که فاضلاب آن به نزدیکترین رودخانه ریخته نمی شود چون فاضلاب آن در زمین نمی رود، مردمش پول جمع کردند و دادند به صادق زیباکلام او هم یک مقدارش را دزدیده همه اش را ندزدیده است(خنده) و برای آن دهکده یک سیستم فاضلابی به کمک اساتید دانشگاه شریف درست کرده که یک سیستمی جدید است، این سیستم فاضلاب را به روش هوازی تصفیه می کند و تبدیل به موادی می کند که برای کشاورزی از آن استفاده می شود.
چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان دهنده است. در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود*پس در دهکده امید توسعه اقتصادی را بر توسعه سیاسی مقدم دانسته اید؟
این توسعه اقتصادی نیست، توسعه پایدار است. ایده آن هم برای اساتید دانشگاه شریف و دانشگاهی در سنندج و کرمانشاه است. از ما خیلی ایراد گرفتند و بر سر من زدند که باید خانه می ساختید یا کانکس می خریدید، ما با پولی که ملت دادند یعنی چیزی حدود ۳ و نیم میلیارد تومان، می توانستیم حدود ۵۰۰ کانکس بخریم یا حداکثر ۱۰۰ خانه بسازیم.
الان کانکس ها تبدیل به آهن پاره شده اند، ۲۰ هزار کانکس بعد از زلزله آورده شد که ۱۵ هزارتا را ارگان های دولتی آوردند و ۵ هزار تارا هم مردم هدیه دادند. آن ۲۰ هزار کانکس الان بلای جان مردم شده است، چون ۲۰ هزار آهن پاره است که معلوم نیست می خواهند با آن چکار کنند.
می دانید چه زمانی خستگی من بر سر دهکده امید در در رفت؟ وقتی که آقای مهندس کولیوند گفت برخی از روستاهای اطراف این دهکده آمدند و به من گفتند ما حاضریم نصف پول را بدهیم و بیایید و در روستای ما هم این تصفیه خانه را بزنید. آن وقت خستگی من در رفت.
سعید قاسمی یک گزارش کار از اقدامتش در مناطق زلزله زده ارائه کرده است؟
*می دانستید که آقای سعید قاسمی هم آنجا خیلی فعال است؟
دوست ندارم درباره ایشان صحبت کنم.
*می خواستم درباره نحوه کارشان صحبت کنیم نه شخص خودشان.
من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان یعنی در حدود ۲ و نیم سال، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.
*البته ایشان با ما مصاحبه نمی کنند و ….(خنده)
بله. شما از من پرسیدید چکار کردی، من هم کارهایی که انجام داده ایم را گفتم. ایشان هم بیاید و بگوید که تا الان چکار کرده است.
من از تتلو، تتلوها، اسامه بن لادن و ابوبکر البغدادی می ترسم چون…
*آقای زیباکلام اگر حرف خاصی مانده است در خدمتتان هستیم.
دعا و اینکه مقداری برای همدیگر ارزش و احترام قائل باشیم. من از امیرحسین تتلو، من از تتلوها می ترسم، از مائده هژبری می ترسم، امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. من از اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی هم می ترسم چون اینها فقط می خواهند تخریب کنند. اسامه بن لادن به جز اعدام و سربریدن چه کرد؟ من از این تیپ افراد و از این تفکر می ترسم. جا دارد که در نظام جمع شوند و فکر کنند که ما دهه هفتادی ها چه باید کنیم.
من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.
چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» را جدی نگرفتم
من الان می فهمم که آن شعار دی ماه ۹۶ که گفته شد« اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» یعنی چه! و من چقدر ساده لوح بودم که این شعار را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان دهنده است.
در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود. ما با نسل جدیدمان چه کرده ایم.
*داریوش آشوری جمله ای دارد و می گوید باید دید همیشه در ازای آن چیزی که از دست می دهیم چه چیزی به دست می آوریم. من واقعا از اینکه اصلاح طلب و اصولگرا عمرشان به سر آید و به موزه تاریخ بروند نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه خیلی هم خوشحال می شوم، ولی گاهی به قول شما وقتها وحشت می کنم که چه چیزی می خواهد جای این را بگیرد و از ترس آن بر خود می لرزم و اینکه چه آینده ای قرار است رقم بخورد و …
شلیک کیهان به جایگاه رئیس مجلس یازدهم: او فقط یک سخنگوست
متاسفانه دو دسته شدن اکثریت منتسب به اصولگرایی از مجلس هشتم آغاز و در مجلس نهم و دهم ادامه پیدا کرد، به نحوی که با وجود راهیابی اکثریت نمایندگان زیر تابلوی اصولگرایی، جمعی از آنها به خاطر ضعف انسجام و نظارت جمعی، دچار اختلاف یا انحراف اولویتها شدند.
نباید موضوعاتی مانند انتخاب رئیس مجلس، موجب انشقاق و تقابل میان منتخبان انقلابی شود. هیئترئیسه به انضمام ریاست کمیسیونها و مرکز پژوهشها، یک تیم است.
مجلس، متوقف و منحصر در ریاست مجلس نیست. بلکه رئیس با همه اهمیت جایگاهش، سخنگوی مجلس است. یک تیم، وقتی موفق میشود که اعضای آن کار گروهی بکنند و از تکروی و اصطکاک با هم بپرهیزند. از لوازم همدلی و انسجام، مرزبندی با پایگاههای سیاسی- رسانهای نفاق و اشرافیت است. مثلا در همین بحث ریاست مجلس نباید وارد بازی رسانههای شد و اجازه داد تا آنها فاصلهگذاری و تمایزطلبی را به نمایندگان تلقین و تحمیل کنند. منتخبان، نماینده مردم هستند، نه این حزب و آن گروه یا فلان و بهمان چهره سیاسی.
17302
تشدید تلاش محافظهکاران در آستانه مجلس یازدهم برای مسدود سازی اینستاگرام
این خبری است که صبح نهم اردیبهشت ماه در شبکههای اجتماعی و رسانههای نزدیک به اصولگرایان منتشر و با واکنشهای بسیاری مواجه شد. این ۴۰۰ طلبه ایرانی که در ۶۵ شهر ایران زندگی کرده و عمدتا چهرههایی گمنام، دستکم به لحاظ رسانهای، محسوب میشوند در این نامه که حالا با استقبال آن شیخ بازمانده از راهیابی به پارلمان آینده و آن گزینه ریاست مرکز پژوهشهای یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی مواجه شده با اشاره به اظهارات رهبری در زمینه فضای مجازی «زمینهسازی نفوذ فرهنگی با ترویج اباحهگری و قبحشکنی گناه، حمله به مقدسات دینی و ارزشهای اسلامی- ایرانی، ترویج سبک زندگی غربی، ترویج بیخدایی، مسیحیت، بهاییت و عرفانهای کاذب» را از جمله گناهان شبکههای اجتماعی دانسته و از این رو خواستار مسدودسازی این شبکهها شدهاند.
این نامه اما اولین تلاش محافظهکاران در ایران برای مسدودسازی شبکههای اجتماعی نیست. حسن روحانی در قامت رییسجمهوری چه در جریان مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۶ و چه پیش از آن بارها و بارها از این تلاشها انتقاد و حتی وعده داد بود که دست وزیر جوان ارتباطاتش روی دکمه فیلترینگ نخواهد رفت. وعدهای که البته چندی بعد با مسدودسازی تلگرام، پر مخاطبترین شبکه اجتماعی میان ایرانیان، با دستور یک بازپرس در قوه قضاییه که حالا در زندان روزگار میگذراند، نقض و به عاملی برای انتقاد از دولت تدبیر و امید تبدیل شد. با این حال نامه اخیر و برخی اظهارات گوشه و کنار اصولگرایان در رابطه با شبکههای اجتماعی را میتوان تلاش جدید محافظهکاران در ایران برای مسدودسازی شبکههای اجتماعی دانست، تلاشی که از قرار معلوم و با توجه به اتفاقات رخ داده در لایوهای اینستاگرام در روزگار خانهنشینی ایرانیان به لطف ویروس کرونا دوباره شدت گرفته است.
حمله به چپ و راست
آنچه در نامه این ۴۰۰ طلبه گمنام جلب توجه میکند، انتقاد همزمان آنان از وزیر ارتباطات و دبیر شورای عالی فضای مجازی است. حال آنکه اگر قرار بر تقسیمبندی جریانهای سیاسی ایران به چپ و راست باشد و راستها را مخالفان فعالیت آزادانه شبکههای اجتماعی تشکیل دهند و چپها را مخالفان فیلترینگ و مسدودسازی این شبکهها، آذریجهرمی احتمالا نزدیک به چپها خواهد بود و فیروزآبادی در زمره فعالان سمت راست نمودار. به نظر میرسد آنچه سبب شده این طلاب هر دو این افراد را با یک چوب برانند و درخواست محاکمه و بازداشت آنان را رسما به قاضیالقضات جمهوری اسلامی تقدیم کنند، عدم راهاندازی شبکه ملی اطلاعات است. از قرار معلوم این افراد و سایر وابستگانشان، راهاندازی شبکه ملی اطلاعات را به معنای مسدودسازی شبکههای اجتماعی خارجی دانسته و خواستار استفاده مردم از پیامرسانهای داخلی هستند. حال آنکه دولتیها و متخصصان امر بارها و بارها تاکید کردهاند که شبکه ملی اطلاعات به معنای فیلترینگ شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام نیست. از سوی دیگر تجربه مسدودسازی تلگرام در سال ۹۷ و ایجاد فضای انحصاری برای پیامرسانهای داخلی از سروش گرفته تا ایتا و پرداخت مبالغی تحت عنوان وام به این پیامرسانها به خوبی نشان داد که فیلترینگ نه تنها منجر به روی آوردن جامعه به پیامرسانهای داخلی نمیشود بلکه بالعکس با رشد استفاده از فیلترشکنها، مخاطرات جدیدی را پیش روی خانوادهها قرار میدهد. با این حال نویسندگان این نامه بدون توجه به اثرات سوء فیلتر تلگرام و رشد فیلترشکنها و ایجاد بازار چند صد میلیونی برای آنان تاکید کردهاند:«این دو فرد مکررا به نفع سرویسهای خارجی وقتکشی کرده و تعهدات خود را طی ۵ سال اخیر نقض کرده و به دستورات و منویات رهبر انقلاب عمل نکردهاند. اسناد و مدارک تخلفهای فراوان نامبردگان از قوانین کشور دراختیار است که در صورت صلاحدید در اختیار حضرتعالی قرار خواهد گرفت.»
هشدار به سبک اصولگرایان
همان طور که گفته شد، اصولگرایان در بیشتر مواقع در قامت موافقان فیلترینگ شبکههای اجتماعی ظاهر شدهاند و از این رو به نظر میرسد با توجه به تغییرات ایجاد شده در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به ویژه در پارلمان، این تقابلها بر سر بودن یا نبودن اینستاگرام در ماههای آتی شدت بیشتری بگیرد.
تا اینجای کار علیرضا زاکانی، اصلیترین گزینه اعضای جبهه پایداری برای رقابت با محمدباقر قالیباف بر سر کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی که از قرار معلوم در جریان نشست اخیر گزینههای اصلی ریاست پارلمان به ازای کرسی مرکز پژوهشها از رقابت با قالیباف سر باز زده به نامه ۴۰۰ طلبه برای بازداشت آذریجهرمی و فیروزآبادی واکنش نشان داده و در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی توییتر نوشته است:«گروههای فرهنگی، مجمع طلاب و فضلا و بیش از ۴۰۰ نفر از اساتید حوزه از رییس قوه قضاییه برخورد با عاملان ولنگاری فضای مجازی کشور را خواستار شدند. ضمن خدا قوت به عزیزان باید گفت، مشکل ما مسوولانی است که منافع ملی را فدای مصالح قبیلگی و استقلال و اساس کشور را قربانی قدرتطلبی خود کردهاند.» از سوی دیگر حمید رسایی که با عدم حضور در لیست شورای ائتلاف نیروهای انقلاب در انتخابات اسفند ماه از راهیابی به پارلمان یازدهم بازماند در کانال تلگرامی خود در شبکه اجتماعی تلگرام که حالا فیلتر است از عدم برخورد وزیر ارتباطات با اینستاگرام و عدم فیلترینگ آن انتقاد کرد و با یادآوری بسته شدن پیج «امیرحسین مقصودلو» برای همیشه در این شبکه اجتماعی، این مهم را در راستای «حفظ همراهی افکار عمومی» برای رسیدن به «مقاصد مدنظر صهیونیستها» دانست و با طرح این پرسش که «زمان محاکمه» آذریجهرمی «فرانرسیده» است، نوشت:«وزیر جوان دولت جمهوری اسلامی با اینکه ادعا میکند به آرمانهای این نظام وفادار است، هیچ قدمی برای مقابله با این هجمه طراحی شده که تمام تلاشش تقویت ابزار دشمنان این ملت و فرهنگ ایرانی و اسلامی آن است، برنداشته است.» بدینترتیب و با اتکا به سوابق کنش و واکنش میان موافقان و مخالفان فعالیت آزادانه شبکههای اجتماعی در ایران به نظر میرسد در سال ابتدایی آغاز به کار پارلمان یازدهم باید انتظار تقابلهای جدی میان پاستور و بهارستان حداقل بر سر این موضوع را داشت. تقابلی که برای اینستاگرام و کاربرانش به منزله جنگی است که صدای شیپورش از هماکنون به گوش میرسد.
اصغرزاده: اصولگرایان ،اصلاح طلبان را برانداز می دانند/ چرا انگشت به دهان ماندیم از ۶۰۰هزار تماشاگر لایو اینستاگرام تتلو؟
رفتار جامعه و سبک زندگی مردم و حوادث خیابانی در این سالها، اما حکایت از شکست کامل پروژه یکدستسازی مدنظر محافظهکاران دارد. فقدان تعبیه مکانیسمهایی برای حل منازعه، موجب شده است نیروهای محافظهکار بهجای تبدیل خشم و نارضایتی به گفتوگو یا تفاهم و ائتلاف بر سر منافع، در بزنگاهها، خشم و عصبانیت فروخفته را به خشونت و عصیان بکشانند.
مردم ناراضی نباید تصور کنند اصلاحطلبان برای توجیه حضورشان در قدرت، خود را به ندیدن زده و بزککننده و توجیهکننده ندانمکاریهای محافظهکاران شدهاند. چه در دولت سابق که جامعه مدنی شخم زده شد و چه در دولت فعلی که باب هر وجه از توسعه سیاسی بسته شد،چشم محافظهکاران تنها نفوذ در منطقه را میدید و ذهنشان پر شده بود از رشد شاخصهای اقتصادی؛آنهم با الگویی چینی. گویا رابطه محافظهکاران با هر شکل از توسعه سیاسی که دارای بار عرفی باشد، از جنس نسبت جن و بسمالله است.
محافظهکاران بر این باورند که با توسعه سیاسی مدنظر اصلاحطلبان و ایجاد کوچکترین فرجه، تور امنیتی موجود پاره میشود و ثبات و تعادل از کف میرود؛ پس تنها اصلاحاتی مجاز شمرده خواهد شد که به تحکیم پایههای اقتصادی و ایدئولوژیک بینجامد، اما اگر اصلاحطلبان این راهحلها را ناکافی بدانند و از راههای برونرفت دیگری سخن بگویند، به براندازی و توطئهچینی متهم میشوند. همین چند روز پیش محافظهکاران از تعجب انگشت به دهان مانده بودند که ۶۰۰ هزار نفر ایرانی، یعنی بیشتر از دو برابر جمعیت ۲۵۰هزارنفری کشور ایسلند، ساعت سه نیمهشب چرا به تماشای لایو اینستاگرامی تتلو بیدار نشستهاند؟
بسیاری از این جماعت شبزندهدار در ایران زاده و رشد کرده و تحت برنامههای تبلیغاتی همین دورهها آموزش دیده و تربیت شدهاند و قاعدتا نباید دنبال برنامههایی به تعریف محافظهکاران مبتذل بروند. اگر این به معنای شکست کامل ساختمان و سیاستهای فرهنگی محافظهکاران نیست که اتفاقا بودجههای هنگفتی برایش صرف شده است، پس نشانه چیست؟
انتخاب رئیس مجلس یازدهم از پشت «مانیتورهایِ سیاسی»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیروزی در انتخابات یک روی سکه بود و معادلات سیاسی بعد از آن روی دیگرش؛ هنوز ۳۷ روز مانده تا ماحصل شورای ائتلاف اصولگرایان کار خود را در ساختمان هرمی بهارستان رسما آغاز کنند اما هنوز چشمشان به مجلس روشن نشده زمزمهها از جلسات مجازی و حقیقی به گوش میرسد جلساتی که گاهی گفته میشود برای سازماندهی طرحها و اولویتبندی اقدامات آینده است و گاهی هم جسته و گریخته صحبتهایی از برنامهریزی و لابی برای هیات رئیسه به میان میآید؛ و حالا واکنش مهدی چمران از حلقه اصلی شورای ائتلاف این جلسات را تائید میکند و میگوید: «اگر شورای ائتلاف بخواهد کار هماهنگی و پشتیبانی را در جریان اصولگرایی انجام دهد عده ای می گویند که شما در حال فشار آوردن به نماینده ها هستید و اگر هم حضوری در این عرصه نداشته باشد عده ای خواهند گفت که این شورا نیز به سرنوشت نمونه های مشابه خود دچار شده است. بنابراین نمی توانیم فعالیت های خود را صرفاً با اظهار نظراتی که در قبال اقدامات ما انجام می شود، تنظیم کنیم.»
هرچند ابهام اول یعنی بود و نبود جلسه در همان قدم اول رفع شده و مُهر تائید بر برگزاری جلسه زده می شود اما سوال اصلی همچنان به قوت خود باقی است و آن اینکه خروجی این جلسات قرار است چه چیزی باشد؟
جلسه اقتصادی و سیاسی از پشت مانیتورهای سیاسی
«جلسه منتخبان مجلس یازدهم لغو شد» این خبری بود بود که چند روز پیش از سوی دبیرخانه شورای ائتلاف منتشر شد؛ جلسهای که به گفته نماینده اصولگرای فلاورجان با فراخوان و دعوت غلامعلی حدادعادل قرار بود اول اردیبهشت برگزار شود اما محدودیتهای کرونایی برنامههایشان را بر هم زد. هرچند این را میتوان رسمیترین خبر برای صحت جلسات و رایزنیهای اصولگرایان درون مجلس یازدهم و لیدرهای بیرون مجلس دانست اما موضوع مهمتر، مباحثی است که در این جلساتی که گفته می شود بصورت مجازی برگزار می شود، به بحث گذاشته میشود.
او میگوید: «این جلسات ارتباطی با بحث انتخابات هیئت رئیسه ندارد و البته ممکن است نمایندگان نظراتی درباره هیئت رئیسه داشته باشند اما این دلیلی بر این نیست که جلسه مجازی منتخبان ارتباطی با انتخابات هیئت رئیسه دارد.»
حکایت مجلس یازدهم نیست بلکه هر دولت و مجلسی که روی کار میآید خود را آنقدر تازه نفس میبیند که میخواهد از دل این چهارسال کارستانی بیرون بیاورد؛ مجلس یازدهم هم که اغلب نمایندگانش روزگانی بر سر همین صندلیها نشسته بودند و ماحصل اقداماتشان هنوز قابل مشاهده است میخواهند ۴ سالی متفاوت رقم بزنند. آنطور که امیرحسین قاضیزاده هاشمی عضو هیات رئیسه مجلس دهم و منتخب مردم مشهد در مجلس یازدهم از طرحی سخن میگوید که قرار است هم آئیننامه داخلی مجلس را تحت الشعاع قرار دهد و هم برنامههای اقتصادی را شامل میشود. البته از آنجا که هم اعضای شورای نگهبان میانه خوبی با مجلس یازدهمیها دارد و هم مجمع تشخیص مصلحت نظام نمایندگانی در این مجلس دارند امید زیادی برای به ثمر نشستن مصوبات مجلس دارد.
او میگوید: «علاوه بر این، این طرح ذیل راهکارهای مهمی برای کارآمدسازی نظارت مجلس از طریق اعمال مقررات دقیقتر و جدیتر در سوال از وزرا،فرآیند سوال از رئیس جمهور، استیضاح وزرا و نظارت بر رفتار نمایندگان دارد.طرح مذکور همچنین به دنبال تفویض و تقلیل برخی اختیارات رئیس مجلس است.»
مسلم است وقتی قاضیزاده از چنین طرحی صحبت میکند و آن را به عنوان یکی از برنامههای مجلس یازدهم معرفی میکند نمیتواند بدون هماهنگی باشد قطعا یکسر جلسات مجازی به این موضوع ختم شده است.
مجهول ۱۲ کرسی در معادله جلسات مجازی
هرچند گفته میشود موضوع اقتصاد و شرایط بعد از کرونا یکی از محورهای اصلی جلسات مجازی منتخبان اصولگرایان است اما باور این موضوع نمیتواند چندان آسان باشد به هر صورت سه رقیب اصلی از سه طیف اصولگرا در مجلس یازدهم حضور دارند که هر سه برای نشستن بر راس هرم قوه مقننه خود را برتر و لایق میدانند؛ منظور قالیباف، میرسلیم و آقاتهرانی است که هر کدام در مجلس طرفدارانی هم دارند.هرچند نباید چهره هایی که برخواسته از دولت احمدی نژاد هستند و پا به پارلمان گذاشته اند را در این بازار رقابتی نادیده گرفت.
البته اینها پایان جلسات مجازی و حقیقی اصولگرایان نیست و آنطور که چمران میگوید مشکل اصلی یافتن محل مناسبی برای برگزاری این جلسه است که استانداردهای مدنظر وزارت بهداشت را داشته باشد، جلسه ای که گویا قرار است هیات رئیسه مجلس از پشت مانتیورهای آن بیرون بیایند.