برچسب: اصولگرایان

  • عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌کند/اصلا قالیباف‌نماینده‌کیست؟

    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌کند/اصلا قالیباف‌نماینده‌کیست؟

    به گزارش خبرآنلاین، عباس عبدی صریح حرف می زند و بی پرده، اعتقادی به «مُرده» بودن جریان اصلاح طلبی ندارد و تاکید می کند هنوز هم با ظرفیت ترین جریان سیاسی است و روح زنده ای دارد. او که میهمان کافه خبر لایو خبرگزاری خبرآنلاین بود، تاکید دارد شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارد این را می گوید که بی تفاوتی نسل جدید به این دو جریان و فضای سیاسی بخاطر انقطاع نسلی است که پیش آمده است و اگر فضا باز شود آنها هم به سمت حتی ایجاد حزب جدید خواهند رفت.

    صحبت از رهبری جریان اصلاحات که می شود تاکید می کند برخلاف برخی اعتقادی به رهبری فردی ندارد و با گریزی به سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات می گوید خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند.

    عبدی از تتلو هم حرف زد و با تاکید براینکه نباید نگران چنین پدیده هایی بود، معتقد است«همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!» . این فعال سیاسی اصلاح طلب از انتخابات ۱۴۰۰ هم حرف زد و تاکید کرد اگر در آن انتخابات امید باشد مردم پای صندوق می آیند.

    آنچه می خوانید مشروح گفتگوی لایو سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین با عباس عبدی است

    ****

    *آقای عبدی! به نظر می رسد قصه دو قطبی سازی در فضای سیاست ایران و خصوصا انتخابات دیگر فایده ای ندارد و به نوعی در اسفند شکست خود را نشان داد و بعد از ۴۰ سال دیدیم که دیگر امکان اینکه با دو قطبی سازی بتوان رقابت را پیش برد و مردم را به رای واکنشی واداشت  زمانش دیگر تمام شده و باید فکر دیگری کرد و …
    بله دلیلش این است که ترکیب نیروها در جامعه ایران عوض شده است. شاید در گذشته این دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب می توانستند در مجموع  نماینده ۶۰ درصد مردم در کشور باشند و بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هم پشت‌شان قرار بگیرند. اما الان هر دو جناح با این وضعیت نمی توانند ۴۰ درصد را هم نمایندگی کنند، مگر اینکه یک تغییرات جدی در خود بدهند.

    فیلترها هر روز بسته تر می شود

    بنابراین دو قطبی واقعی بین این دو جریان و بیرون این دو جریان است، بین حضور در انتخابات و عدم حضور است، یعنی اگر انتخاباتی بخواهد شکل بگیرد نیازمند این است که این فیلترها برداشته  شود تا یک قشر وسیع‌تری بتوانند در انتخابات شرکت کنند، اما می بینیم که نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه این فیلترها هر روز بسته تر و بسته تر می شود.

    شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم

    *این حرف یعنی شما شعار اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمومه ماجرا را قبول دارید؟
    خیر این را قبول ندارم چون فکر می کنم این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان.مساله این است که این دو جریان به تنهایی با وضعیت موجودشان غیر ممکن است بتوانند جامعه را نمایندگی کنند. بنابراین نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.

    فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است. و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. اگر نسل دهه ۷۰ و ۸۰ یک جناح جدید تعریف کند، دیگر حس بی تفاوتی ندارد

    *اما همانطور که گفتید جامعه ایرانی واقعا دچار یک تغییر و تحولات اساسی شده است، الان نسل جدید یعنی دهه ۷۰ و ۸۰ اصلا برایشان مساله نیست و می گویند اصلا اصلاح طلب کیست؟ اصولگرا کیست؟ اصلا متوجه نمی شوند دارید از چه کسانی صحبت می کنید. شاید اینجور چیزها برای من و شما جدی باشد.
    این کاملا درست است اما این نسل چون انقطاع دارد اینگونه فکر می کند. اگر این نسل بتواند خودش در عرصه عمومی حضور داشته باشد یا خودش یک جناح جدیدی را تعریف کند یا به این دو جریان نزدیک شود این حس را ندارد. مشکل اساسی این است که آزادی کنش اجتماعی و کنش سیاسی وجود ندارد، نه اینکه بخواهیم بگوییم این نسل کلا متفاوت شده است، اما تفاوتشان هم درست است. چرا این اتفاق رخ داده، دلیل آن هم رسانه است، ۹۰ درصد جوانان (البته آمار قطعی ندارم ولی آمار بالایی از جوانان) از رسانه های غیر رسمی درس می گیرند، آموزش می بینند، ارزش ها و نگاه شان را می گیرند و  رسانه رسمی این وسط اوت شده است.

    این وضعیت موجب شده است که تمام این جوانان دارند با رسانه های غیر رسمی و غیر مرتبط با جامعه شان ارزش هایشان را می گیرند و مسؤلیت آن به عهده حکومت است، به نظر من اگر این فضا را برگردانند، جامعه ما کاملا می تواند یک مسیر طبیعی تری را طی کند. البته که قطعا و بدون تردید محدود به اصلاح طلب و اصولگرا نخواهد بود همانطور که در گذشته هم نبوده است. اما چون هژمونی این دو بیشتر بود اصلاح طلبان می توانستند بخش بیرونی خودشان را نمایندگی کنند و الان نمی توانند این کار را انجام دهند.

    آدمی در تیپ تتلو فقط در ایران می تواند به وجود آید

    *سال ۹۲ که با هم صحبت کردیم؛ شما از رسانه ملی خیلی شاکی بودید و گفتید که رسانه ملی قابل تصحیح شدن است، گفتید از همین گفت و گوهایی که من و شما می گذاریم اگر شبی ۲ تا از این گفت وگوها پخش شود به راحتی رسانه ملی نجات پیدا می کند. باید جا باز شود برای حرفهای خلاف عادت وغیر رسمی و آدم های غیر رسمی که با چهارچوب خشک صدا و سیما همخوانی ندارند، اگر اینها به تلوزیون بیایند مشکل تلویزیون حل می شود. خب همین الان همین لایوها دست ما افتاده و دیگر به تلویزیون اعتنایی نداریم اما در همین بافت باز این تتلو است که با ۴ میلیون بازدید رکورد لایو را می شکند و کسی کاری به اصلاح طلب و اصولگرا  ندارد…
    در مورد تتلو باید نکته ای را بگویم که خیلی مهم است. شما در کل کشورهای دنیا این تیپ آدم را سراغ دارید؟ من که سراغ ندارم! این فقط می تواند در ایران به وجود آید، چرا؟ چون یک نظام بسته فرهنگی درست شده که ته آن تتلو می شود. اگر شما این فضا را باز کنید خود جامعه در برابر او واکنش نشان می دهد. چرا الان در برابر او واکنش نشان نمی دهند؟

    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌کند/اصلا قالیباف‌نماینده‌کیست؟
    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌کند/اصلا قالیباف‌نماینده‌کیست؟

    اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود

    *من حرف شما را قبول دارم، قبلا هم نوشته ام که شما ربنای شجریان و جدی ترین نوع موسیقی را حذف می کنید و برای تتلو جا باز می کنید، در این شکی ندارم که چه کسانی مقصر هستند که تتلو روی کار آمده است و تا اینجا کاملا به شما هم عقیده هستم. بهرحال تتلو محصول نگاه بسته خیلی از حضرات است، فردی که نه هنری دارد، نه قیافه ای، نه صدایی. اما مساله من این است که وقتی لایوی گذاشته می شود، یک امکانی که در اختیا رهمه است، پس چرا از صحبت من و شما یا صحبت من و آقای زیباکلام و دیگران آنقدر استقبال می شود ولی از صحبت های آقای تتلو ۴ میلیون؟

    اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود. مثلا شما یک فیلم ایکس منتشر کنید، چقدر دیده می شود؟ اما اصلا اتفاق خاصی برای جامعه نمی افتد. ما باید آنجاهایی را که عمق دارد  حفظ کنیم. خود من زمانی که مطالبم خواننده زیادی پیدا می کند شک می کنم که نکند درجایی اشکالی داشته ام که خواننده ها زیاد شده اند. شما الان یک یادداشت بنویسید که در آن دوتا حرف بی ادبی بزنید، عین بمب می ترکد و هزاران نفر فوری آن را می خوانند اما یادداشتی بنویسید  و حرفهای فلسفی و علمی در آن بنویسید خیلی کم خوانده می شود.

    فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید بنابراین اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو آن فرد نباشید، ما نگران این طرف باشیم. شما از تلویزیون گفتید، ببینید در سال ۹۲ و ۹۶ تلویزیون در زمان انتخابات چقدر بیننده داشت؟ کسی به رسانه های دیگر کار داشت؟ همان کار را باید تکرار کند. در حوزه فرهنگ آن را تکرار کند تا ببینیم چه کسی حاضر می شود خارج از آن را نگاه کند، همینطور در حوزه هنر، سینما، سیاست، اقتصاد و…! منظورم این است که اصلا نگران تتلو نباشید، این که اصلا رسانه نیست.

    به شکل فاجعه باری عقب گرد می کنیم

    *من اصلا نگران تتلو نیستم؛ مثالی در تایید حرف شما بزنم. شاملو یک آلبومی دارد که در سال ۵۰ یا ۵۱ در دانشگاه تهران دارد شعر می خواند. خیلی از شعرهای خوبی که ما الان می شناسیم به عنوان شعرهای شاملو، آنجا خوانده می شود. هیچکس به آن اعتنایی نمی کند. ولی به محض اینکهدو  تیکه سیاسی می اندازد سالن روی هوا می رود. هنوز هم متر و معیار همین است. من بلد هستم که مطلبی بنویسم و تیتری انتخاب کنم و یک تیکه سیاسی بیاندازم که خیلی خوب دیده شود ولی معمولا سعی می کنم از این کار پرهیز کنم اما گاهی اوقات این کار را می کنم. می فهمم که نبض جامعه کجا می تپد اما آن چیزی که ادم می ترسد و خطرناک به نظر می رسد آن چیزهایی است که از آن عبور می شود و توجهی به آن نمی شود. من چند شب پیش به آقای زیباکلام گفتم که اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمام شد ماجرا، اگر تمام شود من نه تنها ناراحت نمی شوم که خیلی هم خوشحال می شوم ولی اینکه چه چیزی جای آن را میگیرد من را مقداری نگران می کند. الان هم این بی اعتنایی به حوزه سیاست یا به قول آقای اباذری سیاست زدایی چه چیزی را می خواهد به جای خود برای ما به ارمغان بیاورد و این مقداری ترسناک است.

    بحث ما سیاست زدایی نیست. بحث ما این است که مسیر طبیعی جامعه بسته  شده است، شما مسیر طبیعی را برقرار کنید اگر کسی نخواست وارد سیاست بشود، نشود! به ما ارتباطی ندارد چون انتخاب خودش است. کسی هم خواست وارد شود، وارد شود! هرکسی باید انتخاب خودش را انجام دهد، مشکل اصلی این است که این جامعه مسیر طبیعی ندارد. نه در آزادی بیان، نه در نقد، نه در رسانه و نه در هیچ کجای دیگر مسیر طبیعی ندارد و ما داریم به شکل فاجعه باری عقب گرد می‌کنیم.

    *این حرفتان را کاملا قبول دارم چون می شود این را در همه حوزه ها مثال زد. مثلا در حوزه مطبوعات در ۲۰ سال پیش چقدر استقبال در مباحث جدی داشتیم، یا در حوزه موسیقی، در دهه ۶۰ چقدر در این حوزه استقبال داشتیم و الان چقدر استقبال داریم و پسرفت کاملا مشخص است و …
    در مورد آزادی صحبت می کنم؛ در هفته گذشته ۳ اتفاق افتاده است، یکی کشته شدن تعدادی افغانستانی سر مرز ایران و افغانستان، دیگری زدن ناوچه و آخری بحث کرونا و واقعیتی که وجود دارد. در هیچ کدامشان هیچ روزنامه نگاری نمی تواند وارد شود و خیلی جدی حرف بزند. اگر هم وارد شود و حرف بزند کسی آن را چاپ نمی کند.

    همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!

    *بخاطر دارید می گفتند در اصفهان افغانی ها را در یکسری از پارکها راه نمی دادند و …
    این قضیه اخیر با آن فرق می کرد. این مساله حاکمیتی می شود و کلا قضیه با آن متفاوت می شود. مثلا مساله زندان ها و دادگاه ها و هرچیز دیگری، زمانی که نتوانید حرف بزنید مرجعیت رسانه ای هم به خارج می رود. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سن‌شان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، نه در دانشگاه سخنرانی گوش می دهند و …همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود که از جمهوری اسلامی یک فردی به کشور مسیحی گرجستان رفته است و آنها می گویند به او مجوز ندهیم تا او آنجا برنامه داشته باشد، او آبروی اخلاق را در این کشور از بین برده است.

    اصلاح طلبی با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایرن است، بی برو برگرد!

    *خیلی از دوستان شما مشخصا آقای تاجیک یا زیباکلام، در این روزها گفته اند که اصلاح طلبی الان یک اصلاح طلبی مرده است. شما چقدر با این حرف موافق هستید؟
    من با این کلمات خیلی کاری ندارم، که بگوییم مرده است زنده است. ما مشغول زندگی هستیم و می بینیم یک جامعه ای داریم و یک مجموعه ای هم هستند که این مجموعه باید در شرایط فعلی راهشان را یاد بگیرند و تحلیل و اراده مشخصی داشته باشند، اگر توانستند انجام دهند که زنده هستند و اگر نتوانستد کسی برای اینها کاری نمی کند.

    سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند.*یعنی برای شما دیگر مهم نیست که اصلاح طلبی زنده باشد یا مرده؟ 
    نه اینطوری نیست،  بارگذاری کردن این کلمات را قبول ندارم، من هنوز معتقدم که…

    *من احساس می کنم شما مقداری از آن دسته بندی مرسوم اصلاح طلبی و اصولگرایی فاصله گرفته اید.
    من معتقد هستم که هنوز هم اصلاح طلبان با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایران هستند، بی برو برگرد. و هنوز آنها هستند که می توانند کار تاثیرگذار اجتماعی انجام دهند اما به دلایل اشتباهاتی که در گذشته کرده اند، قادر نیستد که از آن اشتباهات برگردند. اصلاح طلبان نیروی سیاسی خیلی قدرتمندی هستند و این ظرفیتشان را در گذشته توانستند به فعلیت در آورند، الان هم می توانند این کار را انجام دهند ولی هرچه زمان می گذرد این ظرفیت غیر قابل بازیافت می شود و نیروها بیشتر از دستشان خارج می شوند.

    اگر اصلاح طلبی مُرده بود انقدر تحت فشارش نمی گذاشتند

    استعمال و کاربرد این کلمات که این مرده است یا زنده، شنونده را از واقعیت وجودی جامعه دور می کند، این حرف ها برای این است که آن حرف ها شنیده شود، من نیازی ندارم شنیده شوم. ما سعی می کنیم اتفاقات را توصیف کنیم، مخاطب هر استنباطی خواست بکند. اگر اصلاح طلبان مرده بودند آنقدر تحت فشار قرارشان نمی دادند، اما من معتقدم که ایرادات آنها جدی است و با شرایط کنونی باید یک بازنگری جدی در تحلیل وضعیت موجودشان در چشم انداز آینده شان بکنند.

    اشکال اصلاح طلبان از قبل ۸۸ شروع شد، در آن سال به اوج رسید

    *یکی از ایراداتی که به نظر من رسید این بود که اصلاح طلبان گاهی اوقات که در مصدر قدرت قرار می گیرند یک طور رفتار می کنند و وقتی که از حاکم بودن معزول می شوند به گونه ای دیگر رفتار می کنندو در سال ۸۸ (شما گفتید که به خیابان ها نیایید) اما خیلی ها گفتند که چرا صدای مردم و معترضین را نمی شنوید و بعد در ۹۶ و ۹۸ بعضی هایشان گفتند باید تندتر برخورد کرد، بعضی ها گفتند باید هاید پارک درست کرد تا به آنجا بروند و حرفهایشان را بزنند، این رفتارهای ۲ گانه مقداری آدم را اذیت می کند.
    ریشه رفتارهای دو گانه اگر خصلتی نباشد، در تحلیل های غلط است. اینکه یک عده قبل از انتخابات یک چیز بگویند و بعد از حاکم شدن مقداری متفاوت عمل کنند تا یک حدی خیلی مساله مهمی نیست و معمولا در همه جا اتفاق می افتد. اما اگر راهبرد خودشان تغییر کند باید پاسخگو باشند. اشکال اصلاح طلبان از سال قبل از ۸۸ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج خود رسید.

    اصلاح طلبان در سال ۸۸ نباید آن مسیر را می آمدند

    فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند و این را هم من الان به شما نمی گویم چون الان تحلیل پس از واقعه است. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید ولی متاسفانه به یک دلایلی که برخی از آن قابل فهم است و بخشی از آن هم قابل قبول نیست این مسیر را آمدند.

    همه اصلاح طلبان بمیرند، مشکلی از حکومت حل می شود؟

    زمانی که وارد این مسیر شوید باید تا آخر آن را طی کنید. ضربه ای که حکومت و اصلاح طلبان خوردند زیاد بود. این موضوعی که شما درباره جوانان گفتید ریشه آن در ۸۸ است. یک انقطاع نسلی بین بچه هایی که آن زمان دانش آموز بودند و دانشجو شدند با الان که ۱۱ سال از آن واقع گذشته است و همه آنها الان دیگر جوان و رشید شده اند. من نمی دانم که آیا این قدرت وجود دارد که این را بازسازی کنند یا خیر. اصلا هم بحث اصلاح طلبی نیست. اصلا فرض کنید که امروز یک سنگی از آسمان بیاید و بر سر تمام اصلاح طلبان بخورد و همه آنها بمیرند، مشکلی از این حکومت حل نمی شود که حتی بدتر هم می شود…

    شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم. این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان! نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.*آقای حدادعادل گفته بودند که یک سرخوردگی اجتماعی پیش آمده  و این یک فرصت خوبی برای ما است. یعنی اگر اصلاح طلبان نباشند که اصولگرایان باید در خانه بنشینند و عکس آن هم همینطور است، یعنی به هرحال به همدیگر نیاز دارند.
    بحث نیاز نیست، اینطور نگاه نکنید. اینکه اگر نیرویی برآمده از مطالبات اجتماعی باشد لازمه آن جامعه است. اگر من می توانم مطالبه ۱۰ نفر را منعکس کنم باید باشم، وگرنه اگر من بمیرم یکی دیگر باید بیاید و این مطالبه را نمایندگی کند و شاید اصولگرایی مجبور به این کار باشد. شما دیدید که دم انتخابات برخی اصولگرایان شعار اصلاح طلبانه می دهند، چرا؟ چون رای آنها را می خواهند.

    *شما گفتید که به اصلاح طلبان گفته اید که در سال ۸۸ کنار بکشند و در انتخابات شرکت نکنند. 
    نگفتم بکشید کنار، گفتم دور نتیجه گرفتن را خط بکشید و حضور عادی داشته باشید.

    اگر در انتخابات ۱۴۰۰ امید وجود داشته باشد، مردم قطع به یقین پای صندوق می آیند

    *الان هم عده ای صراحتا می گویند در سال ۱۴۰۰ کنار بکشیم. این حرف را چقدر مقبول می دانید؟
    الان هم من نه می گویم که حضور داشته باشید و نه می گویم که کنار بکشید، من می گویم به واقعیت بیرونی نگاه کنید. سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند اما دیگر بر اساس امیدهای گذشته کسی نمی آید.

    این امید باید جدی تر باشد، اینطوری نیست که فریب بدهید، این یک مقدماتی دارد. من احساس می کنم اکثریت مردم خواهان اصلاح و تغییر جامعه از طریق شیوه های مسالمت آمیز و کم هزینه هستند وگرنه اگر می خواستند پر هزینه باشد شیوه های دیگری را تا به حال رفته بودند، اما جلب اعتماد مردم هم سخت است. با این وضعیت کنونی دور انتخابات ۱۴۰۰ را باید بالکل خط کشید.

    خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند

    *با این جمله که بعضی ها می گویند رهبری اصلاح طلبی باید اصلاح شود تامشکل حل شود موافق هستید؟
    فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. هرکسی حق انتخاب دارد و می تواند انتخاب خودش را داشته باشد.

    اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد. اصلا من نمی دانم قالیباف نماینده کیست؟*نمی خواهد خودش را در این مقام تعریف کند یا…
    مثالی بزنم، اینکه من نمی خواهم در این لایو شرکت کنم حالا یا چون موبایل ندارم نمی توانم یا نیستم یا به هر دلیلی، نتیجه فرقی ندارد چون در هر حال من نیستم. وقتی شما من را دعوت کردید و من هم پذیرفتم باید موبایل بگیرم، اینترنت آن را درست کنم و کارم را انجام دهم. ایشان نباید بگوید از اصلاح طلبان جامعه محور می‌خواهم تا برنامه‌ها و طرح‌های خود را برای چنین موقعیتی ارائه کنند، باید بگوید برنامه خودشان چیست.

    تاکید می کنم، اصلاح طلبی مطلقا نمرده است

    مشکل اصلی ما شکاف قدرت و مسؤلیت است، چه در حکومت ،چه در منتقدان و اصلاح طلبان و…! هرکسی می خواهد قدرت داشته باشد در هر ساختاری باید مسؤلیت پذیر باشد. مسؤلیت پذیرفتن اینگونه نیست که یک شورا درست کنید که سر و ته آن معلوم نباشد، آدم نمی تواند با آن ارتباطی برقرار کند چون اصلا پاسخگو نیست. ریشه بخش عمده ای از اینها به ۸۸ برمی گردد که هنوز هم متاسفانه درست نشده است ولی من معتقد هستم اصلاح طلبی مطلقا در جامعه نمرده است، و این را تاکید می کنم، اصلاح طلبی یک روح زنده ای دارد که مردم از آن حمایت می کنند اما اینکه اصلاح‌طلبان بتوانند این روح را نمایندگی کنند در شرایط کنونی قادر نیستند، هرچند ظرفیت آن را دارند.

    اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو تتلو نباشید، ما نگران این طرف باشیم. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سن‌شان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود.برخی می گویند افراد و رهبری فردی در ایران مهم است اما…

    *غیر از آقای خاتمی که فرمودید در یک مقام دیگری قرار گرفته است، کسی دیگری را شایسته رهبری اصلاح طلبی نمی دانید؟
    من فکر نمی کنم کسی با صفت فردی بخواهد در این مقام باشد، باید بیشتر به صفت جمعی رفتار کنند. من از سال ۹۰ این را گفته ام که اصلاح طلبان نیازمند یک ایده و اراده هستند. در ایده باید بگویند که شرایط را چگونه می بینند و به دنبال چه چیزی هستند و به چه چیزهای مشخصی پایبند هستند که البته قبلا هم گفته اند اما باید به طور منجز باید بازهم بگویند، در اراده هم باید یک جمعی را تعریف کنند و بگویند اینها نماینده ما برای پیگیری این ایده هستند و محکم هم پای آن بایستند. نیازی هم به فرد و صفت شخصی وجود ندارد. برخی می گویند افراد در ایران مهم هستند، بله مهمند ولی فکر نمی کنم افراد به صفت فردی شان توانسته باشند جای جمع را گرفته باشند.

    محال است در فوتبال ایران کسی رونالدو شود

    *اما بعد از انقلاب نشان داده شد که فرد مهم است…
    ببینید این افراد در خلاء و انتزاع نیست که مهم شوند. محال است که در فوتبال ایران کسی مثل رونالدو درست شود، در حالی که ممکن است آدم هایی با این استعداد داشته باشیم، غیرممکن است این اتفاق رخ دهد. در سیاست هم همینطور است. در سیاست اینگونه نیست که رهبران یک چهره هایی باشند که هرجوری بخواهند بتوانند رفتار کنند. در واقع در عرصه عمومی، این جامعه است که آن رهبری را تا حد زیادی می سازد و آن را جلو می برد.

    اصلا قالیباف نماینده کیست؟ من در این مانده ام!

    *برای ۱۴۰۰ در ذهنتان کسی را پیشنهاد دارید؟
    من فکر می کنم راجع به افراد فکر کردن  یک کار بیهوده و بی نتیجه ای است. اصلا آقای قالیباف نماینده کیست؟ من نمی دانم واقعا. من در این مانده ام، من نمی فهمم ماجرا چطوری است.
    یک جامعه ۲ تا ۳ گرایش دارد و هرکس که بتواند این گرایش ها را نمایندگی کند و برنامه خود را بدهد و بعد هم درانتخابات مشخصا مسؤلیت پذیری داشته باشد و جلو برود. بدون وجود چنین گرایشی نمی شود.

    البته در ایران با این سیستمی که شورای نگهبان اعمال می کند همین می شود و اصلا انتخابات را با آن تفسیری که از قانون می کند از آن مفهوم واقعی تهی می کند. با این تفسیر هرکسی می آید و مردم هم یک امیدی پیدا می کنند، فکر نمی کنم تا سال آینده، ظرفیت جامعه ایران آنقدر باشد که بتواند یک انتخابات مفید را شکل دهد که مثلا من بخواهم به افراد آن هم فکر کنم. من پیشنهاد کردم که انتخابات مجلس را عقب اندازند تا تغییری ایجاد شود که اگر مقداری کرونا را زودتر می گفتند همین طور هم می شد و خیری هم از کرونا به جامعه می رسید. با این انتخابات که نمی شود مجلس درست کرد، یا به قول معروف با این ریش که به تجریش نمی روند، البته با ریش شما می توان به تجریش رفت(خنده)

    اگر من کاندیدا بودم و رأی می آوردم غیرممکن بود پایم را در مجلس بگذارم

    *البته بعضی ها از این وضعیت راضی هستند و …
    بله همه راضی هستند که چسب رازی نمی شود(خنده). این هم ممکن است اما من همیشه اینگونه فکر می کنم که اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد و کسی که الان دارد خودش را اینگونه معرفی می کند فردا می خواهد جلوی چه کسی بایستد و از حق چه کسی دفاع کند؟ می خواهد چطور شخصیت و اقتدار قدرتمندی داشته باشد. او اگر از جلوی شورای نگهبان رد شود سرش را پایین میگیرد تا مبادا برای او مشکلی پیش آید چون نمی تواند در مملکت کاری کند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • احمد زیدآبادی:یکدست شدن مجلس و دولت آینده، احتمال تصمیمات دردناک در حوزه سازش سیاسی را بالا می برد

    احمد زیدآبادی:یکدست شدن مجلس و دولت آینده، احتمال تصمیمات دردناک در حوزه سازش سیاسی را بالا می برد

    بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:

    جناب زیدآبادی، شما وقتی که در زندان بودید محبوبیت ویژه‌ای داشتید و مکررا از شما به عنوان «شرف اهل قلم» یاد می‌شد. اما الان که دیگر زندانی نیستید، انگار محبوبیت سابق را ندارید. به نظرتان چرا این‌طور شده است؟

    راستش من نه برآورد دقیقی از محبوبیت زمان زندان دارم و نه برآوردی از اینکه بعد از زندان تا چه حد آن را از دست داده‌ام! اما این روشن است که در فرهنگ سیاسی و مبارزاتی کشور ما وقتی فردی تحت فشار و در موضع مظلومیت است تعریف و تمجیدهای زیادی از او می‌شود ولی هنگامی که از زیر فشار خارج می‌شود مثل دیگران با او برخورد می‌کنند.

    احترام بیشتر در ایام حبس، در فرهنگ سیاسی جامعه‌ ما نشانه‌ای مثبت است یا منفی؟

    به نظر من صرف زندان رفتن صلاحیت ویژه‌ای برای فرد ایجاد نمی‌کند که از طریق آن بخواهد در برابر انتقادها مصونیت پیدا کند. اما اینکه فردی را هنگام زندانی شدنش اغراق‌آمیز ستایش کنند و بعد از آزادی‌اش تلاش‌های او را به کلی نادیده بگیرند یا نظراتش را برنتابند، طبعا نشانه بیماری در فرهنگ سیاسی جامعه ماست.

    منظورتان از بیماری، قهرمان‌پرستی رایج در فرهنگ سیاسی ما است یا چیز دیگری؟

    منظورم این است که فرهنگ مبارزاتی در ایران دچار آفاتی است که نیاز به بازاندیشی عمیق دارد. طبق این فرهنگ افراد ستیزه‌جوتر و سازش‌ناپذیرتر صرف نظر از سایر داشته‌ها و صلاحیت‌های‌شان در دورانی محبوبیت پیدا می‌کنند و تبدیل به قهرمان می‌شوند. قهرمان‌دوستی به خودی خود نقطه ضعفی نیست و در همه جوامع کم و بیش رایج است، اما منحصر کردن امر قهرمانی به «شدت درگیری یک نفر با قدرت مسلط و تداوم آن تا رفتار منجر به اعدام »، عیب بسیار بزرگی است! در حقیقت چنین فرهنگی سبب ترغیب افراد به اقدامات ماجراجویانه و تهاجمی و پرهیز از شیوه‌های عاقلانه‌تر برای حل مشکلات عینی می‌شود.

    در فضای مجازی بین ما بخش‌هایی از ایرانیان خشونت کلامی آشکاری وجود دارد. آیا این خشونت کلامی فایده‌اش نوعی تخلیه خشم انباشته‌شده در جامعه نیست؟ یا اینکه باید آن را نشانه‌ آمادگی بسیاری از افراد برای ارتکاب خشونت فیزیکی با انگیزه‌های سیاسی دانست؟

    کسانی که نتوانند در کلام خود را کنترل کنند در عمل به طریق اولی نمی‌توانند. اینکه این خشونت کلامی سبب تخلیه خشم انباشته می‌شود به نظرم توجیهی برای ادامه این کار و نادیده گرفتن واقعیت هراسناک است. این چه خشم انباشته شده‌ای است که تخلیه آن الان چند سال است ادامه دارد و تمامی ندارد! من می‌پذیرم که آدمی گاهی بر اثر خشم از کوره در می‌رود و ناسزایی می‌گوید اما این هم در صورتی قابل پذیرش است که هر یک سال یا شش ماه یک بار تکرار شود و بعد هم پشیمانی و عذرخواهی به بار آورد. کسانی که بد و بیراه و خشونت کلامی از دهان‌شان نمی‌افتد و بعد هم به آن افتخار و آن را توجیه می‌کنند روی کدام حساب و کتاب می‌توانند در عمل با بقیه و دگراندیشان کنار بیایند؟

    خودتان هم در یکی دو سال گذشته تجربه‌ مواجهه با این خشونت کلامی را در فضای مجازی داشته‌اید. به نظرتان جان کلام منتقدان خشمگین شما چیست؟

    آن‌هایی که به من فحاشی می‌کنند آی‌دی‌های مشخص و محدودی هستند. تصورشان این است که امثال من آدم‌هایی زودرنج و نازک‌نارنجی هستیم و با چند تا فحش آبدار جل و پلاس‌مان را جمع می‌کنیم و با خود می‌گوییم این‌جا جای ما نیست! هدف آنها از صحنه به در کردن دیگران است تا تمام فضا کاملا در انحصار خودشان باشد. اما دلیل ناراحتی‌شان این است که من چرا حرف آنان را تکرار نمی‌کنم و نظر مستقل خود را دارم. در هر زمینه‌ای که نظر متفاوتی می‌دهم با حرف‌های زننده به سراغم می‌آیند. اینها اما معدودند و سروصدای‌شان چند هزار برابر واقعیت شان است. خیلی نباید جدی‌شان گرفت. عجیب اینکه برخی از آنها خیلی هم کاری به نظرات من درباره وضعیت ایران ندارند. کافی است در نوشته‌ای به جناح نژادپرست حاکم بر اسراییل و افرادی مانند نفتالی بنت و خانواده نتانیاهو که مورد نفرت کامل روشنفکران اسراییلی و بیشتر جوامع یهودی جهان هستند، نقدی وارد کنم. گویی به مقدسات اینها توهین شده است! آدمی که حامی نفتالی بنت باشد یا رسما فاشیست و نژادپرست است یا اینکه کمترین دانشی از منطقه ما ندارد!

    انتقادها بیشتر مربوط به نظرات شما در قبال روابط بین‌الملل است؟ برخی از این منتقدین هم شما را در مجموع مدافع حکومت می‌دانند و به ویژه از دی ماه ۹۶ به این سو، با تحلیل‌های شما که نافی براندازی است مخالفت می‌کنند. به تعبیر دیگر حوصله خواندن این نوع تحلیل‌ها را ندارند.

    تقریبا حوصله هر چیز جدی را از دست داده‌اند! با هر نامی از فلسطینی‌ها و حقوق آنها به صورت هیستریک برخورد می‌کنند. دربست از سیاست خشن‌ترین نیروهای داخلی اسراییل حمایت می‌کنند و کمترین حقوقی برای فلسطینی‌ها قایل نیستند و مرتب می‌گویند به ما چه؟ از طرفی با مواضع داخلی‌ام نیز به‌شدت مخالفند. اساسا تصورشان این است که اگر به حکومت فحش بدهی کار درستی می‌کنی اما اگر از فحاشی بپرهیزی پس در خدمت رژیم درآمده‌ای و دیگر مهم نیست مضمون و محتوای حرفت چیست. شاید واقعا در اینها نفوذی صورت گرفته است چون با این رفتارها همه نیروهای عاقبت‌اندیش را به هراس می‌اندازند و در مواردی که طرف ظرفیت فحش‌خوری‌اش کم باشد چه بسا او را به مدافع نظام تبدیل کنند! در واقع بخشی از افراد مهاجر به خارج از کشور به واسطه همین بدزبانی‌ها به عکس‌العمل افتاده‌اند و به حمایت از نظام برخاسته‌اند!

    در بین این افراد گرایشی وجود دارد که زندانیان سیاسی سابق یا فعلی را به دو دسته‌ موافق و مخالف حکومت تقسیم می‌کنند و صرفا برای گروه دوم احترام قایل می‌شوند. اما برخی حتی به زندانیان فعلی هم می‌تازند و آنها را «خودی» می‌دانند. در واقع این منتقدین نوعی اغتشاش در تشخیص هویت سیاسی افراد (چه زندانی چه آزاد) ایجاد کرده‌اند. آیا علت این وضع، توطئه‌اندیشی این منتقدین است؟

    بسیاری را موافق بقای حکومت معرفی می‌کنند اما در واقع به آنها اتهام می‌زنند! از طرفی مدافعان صریح براندازی در داخل را هم بدنام می‌کنند. در واقع تصورشان این است که نظام در یک‌قدمی سقوط است و ارث و میراث ناشی از آن باید به‌طور کامل به آنها برسد و هیچ شریکی نباید وسط نباشد! انحصارطلبی و تمامیت‌خواهی را با توهمات و بی‌ادبی تجمیع کرده‌اند و خیال می‌کنند واقعا نیرویی شده‌اند!

    در این میان برخی هم به شما البته مودبانه این انتقاد را وارد کرده‌اند که غالبا از افراد و جریان‌های سیاسی انتقاد می‌کنید ولی خودتان انتقادپذیر نیستید.

    چه فعل مشخصی باید انجام داد که روشن شود فردی انتقادپذیر است یا نیست؟

    فکر کنم باید گاهی به دیگران بگوید این یا آن نظرم اشتباه بود و حق با شماست. منظور این نیست که نمی‌پذیرید از شما انتقاد شود. در واقع به نظر می‌رسد هیچ انتقادی را به خودتان وارد نمی‌دانید.

    اگر کسی این سه جلد خاطرات مرا بخواند می‌تواند به راحتی قضاوت کند که آیا من خود را از نقد بری می‌دانم یا اینکه در خودانتقادی چیزی کم نمی‌گذارم. ظاهرا برخی انتظار دارند که من نظری را که همچنان صائب و درست می‌دانم نفی کنم تا از نظر آنان انتقادپذیر باشم! مگر دیوانه‌ام؟ نقد و نقدپذیری و امثال اینها ادب و آداب خود را دارد. اقدامی نمایشی که نیست. طبیعی است که آدمی از نظر خود مادامی که آن را درست بداند باید دفاع کند وگرنه به تلوّن فکر دچار می‌شود.

    تا به حال پیش آمده است که بعضی از نظرات اصلی خودتان را در دو دهه اخیر اشتباه ارزیابی کرده باشید؟

    نه، یادم نمی‌آید که پیش آمده باشد! چون تصور می‌کنم که اشتباه نبوده‌اند! البته ارزیابی‌های مقطعی بسیاری بوده که اشتباه بوده و من هم از اعتراف به اشتباه آنان طفره‌ نرفته‌ام.

    برخی هم معتقدند شما دچار نوعی «تنهایی سیاسی» شده‌اید. یعنی قبلا نظام و اصولگرایان با نظرات شما بر سر مهر نبودند ولی الان اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون هم نظرات شما را خوش ندارند. آیا خودتان هم اوضاع را این‌طور می‌بینید؟

    در واقع همیشه همین‌طور بوده است! به نوعی همیشه کرگدن‌وار تنها سفر کرده‌ام!

    بین آرای شما و اصلاح‌طلبان تفاوتی استراتژیک وجود دارد که مربوط به تصرف نهادهای انتخابی از سوی اصولگرایان و کنار رفتن اصلاح‌طلبان از ساختار قدرت است. الان نظر شما درباره مجلس محقق شده است. به مجلس یازدهم امیدوارید؟

    نه. به چه دلیلی امیدوار باشم؟ هنوز تا پایان ریاست‌جمهوری روحانی بیش از یک سال باقی است و در این مدت هم او و هم مجلس یازدهم کاری جز نسبت دادن مشکلات کشور به یکدیگر نخواهند داشت!

    اگر دولت بعدی اصولگرا شود، به نظرتان روی کار آمدن مجلس و دولت اصولگرا زمینه‌ساز سازش سیاسی در خارج و داخل کشور می‌شود؟

    احتمالش از شرایط کنونی بیشتر می‌شود. در واقع در صورت یکدست شدن قدرت «لحظه حقیقت» برای اصولگرایان فرا می‌رسد. مجبورند تصمیم‌های بسیار سخت و دردناک بگیرند. بی‌تصمیمی دیگر برای‌شان جواب نخواهد داد.

    برخی معتقدند این تحلیل شما عجیب است و فایده‌اش عمدتا این است که نوعی حاشیه امنیت برای شما ایجاد می‌کند. یعنی شما ولو ناخودآگاه، با این تحلیل استراتژیک در کنار کاستن از انتقادات رادیکال از نظام سیاسی، می‌توانید به حق اساسی خودتان یعنی زندگی توام با امنیت و آرامش و آزادی برسید و راحت کتاب بنویسید و کتابهای‌تان منتشر شود و غیره.

    اگر این حرف بهره‌ای از حقیقت برده باشد من به واقع از همان سال ۷۶ در پی ایجاد نوعی حاشیه امنیتی برای خود بوده‌ام! چراکه همان زمان هم ترجیحم این بود که ناطق نوری رییس‌جمهور شود و قدرت یکپارچه به دست اصولگرایان بیفتد. با این حال، در چند دور به زندان افتادم! به نظرم اصولگرایان حرف مرا بهتر و دقیق‌تر از کسانی که به آنها استناد کرده‌اید، درک می‌کنند! در سال ۷۹ در حالی که بسیاری از دوستان درخواست مرا برای استعفای خاتمی خوش‌خدمتی به جناح راست تعبیر می‌کردند، مرا دقیقا به دلیل همین درخواست به تلاش برای براندازی نظام متهم و دستگیر کردند! به هر حال آنها که نوشته‌های مرا دنبال می‌کنند می‌دانند که ترجیع‌بند تمام تحلیل‌های من ضرورت یکپارچگی قدرت در دست اصولگرایان بوده است و حرفم از این جهت تازگی ندارد. در هر حال نیت‌خوانی‌های ناصواب در کشور ما رایج و مسبوق به سابقه است. باید با آن کنار آمد! من اگر دنبال حاشیه امنیتی به معنای مورد نظر این دوستان بودم، شرافتمندانه‌ترین راهش سکوت بود! مگر مریضم که به خاطر حاشیه امنیت، که به راحتی با سکوت حاصل می‌شود، روز و شبم را صرف نوشتن و تحلیل کردن به قیمت برانگیختن خشم و ناراحتی همه طرف‌های دعوای سیاست در ایران کنم؟

    آخر آدم ساکت چندان دیده نمی‌شود ولی تحلیلی از این دست، آن هم از سوی فردی که در جناح اصلاح‌طلب حضور داشته، او را به «فردی متفاوت» تبدیل می‌کند. وانگهی شما اگر در سال ۷۶ طرفدار ریاست‌جمهوری ناطق نوری بودید، چرا بعد از آن در جناح اصلاح‌طلب حکومت فعالیت می‌کردید؟

    من هیچ‌وقت به‌طور مشخص در جناح اصلاح‌طلب نبوده‌ام و همیشه مواضعم با آنها فاصله داشته است. در واقع در تمام سال‌های رونق اصلاح‌طلبی نقد من به اصلاح‌طلبان همواره جریان داشته است و بعضا به نقطه‌های تندی هم رسیده است! دیده شدن هم، حتی اگر انگیزه‌ای برای آن وجود داشته باشد، مگر فقط از همین یک راه به دست می‌آید؟ این دوستان اگر دقت می‌کردند متوجه می‌شدند که من از قضا نمی‌خواهم خیلی دیده شوم. دیده شدن این روزها به برکت فضای مجازی و توسعه صنعت ارتباطی کار بسیار راحتی است اما من کم و بیش از آن پرهیز می‌کنم. از توییتر گریزانم، درخواست برای مصاحبه و سخنرانی را به ندرت پاسخ مثبت می‌دهم و از جنجال در هر زمینه‌ای فرار می‌کنم. با این همه، اگر می‌خواهند این طور فکر کنند، بکنند! آزادی برای همین است دیگر!

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • نسخه چهره اصلاح طلب برای ناکام گذاشتن تحرکات ضدایرانی سیستم های جاسوسی

    نسخه چهره اصلاح طلب برای ناکام گذاشتن تحرکات ضدایرانی سیستم های جاسوسی

    علی تاجرنیا، فعال سیاسی اصلاح طلب درباره وضعیت جناح‌های سیاسی گفت: آنچه که پیش می‌رود این است که یک جناح سیاسی کاملاً از مجلس حذف شده  و شرایط بعدی این است که به سمت یک دست شدن حاکمیت و یک نوع دوگانه‌سازی درون جریان اصولگرایی پیش برویم. به گونه‌ای که جناح‌بندی بین جریان پایداری و قالیباف ایجاد شود که یک دو قطبی کاذب در حوزه سیاسی شکل گیرد و جریان منتقد و اصلاح‌طلب کامل حذف شوند. این تجربه را در زمان آقای احمدی نژاد و مجلس هفتم و هشتم داشته‌ایم که تجربه خوبی هم نبوده است.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب بیان کرد: فلذا دوران پساکرونا به لحاظ اقتصادی به سمت انهدام طبقه متوسط و دو قطبی شدن فضای کشور پیش خواهد رفت و اقلیتی سرمایه‌دار که در شرایط کنونی توانسته‌اند خودشان را بالا بکشند و یک اکثریت فقیری که محتاج کمک دولت خواهند بود، به وجود خوهد آمد. به لحاظ سیاسی هم شاهد بسته‌تر شد فضای سیاسی با این استدلال که یکدست شدن حاکمیت به رفع مشکلات کمک می‌کند، خواهیم بود.

    نماینده مجلس ششم در پاسخ به این سوال که در شرایطی که اصلاح‌طلبان از همه ارکان قدرت حذف شده‌اند چه کاری باید انجام دهند، خاطر نشان کرد: عملاً اصلاح‌طلبان اختیاری ندارند شرایط به گونه‌ای شده است که آنها به علت اینکه از حوزه اجتماعی فاصله گرفته‌اند ضعیف شده اند.

    وی اضافه کرد: پشتوانه افکار عمومی آنها نیز مثل گذشته نیست؛ نه به معنی اینکه این پشتوانه مردمی را جناح اصول‌گرا دارند، نه؛ مردم در وضعیتی هستند که به نوعی ناامید از ایجاد تغییرات در حوزه قدرت هستند. بنابراین کاری که جریان اصلاح‌طلب باید انجام دهد این است که اصلاحات را در حوزه اجتماعی و در بدنه افکار عمومی دنبال و پیگیری کنند.

    نسخه چهره اصلاح طلب برای ناکام گذاشتن تحرکات ضدایرانی سیستم های جاسوسی
    نسخه چهره اصلاح طلب برای ناکام گذاشتن تحرکات ضدایرانی سیستم های جاسوسی

    تاجرنیا با بیان اینکه اگر روال بر مدار گذشته باشد، طبیعتاً انتقادهایی ایجاد خواهد شد، تاکید کرد: بنابراین انباشتی از بی اعتمادی شکل می‌گیرد که زمان فوارن و شکل آن مشخص نیست اما اگر عقلانیت به وجود آید و به خوبی ریشه‌یابی کند شرایط متفاوت خواهد بود چرا که بخش عمده‌ای که در ناآرامی‌ها نقش داشتند عقبه آسیب‌پذیر و حاشیه‌نشینان شهرهای بزرگ بودند و مسئله بزرگ آنها اقتصاد و معیشت است که برآمده از ناکارآمدی سیستم‌های اجرایی کشور است.

    وی در ادامه با بیان اینکه متاسفانه این مسئله در داخل به تسویه حساب جناحی و انتقاد صرف از دولت انجامیده است و در حوزه بین‌المللی نیز موضوع را با سیستم‌های جاسوسی کشورهای دیگر مرتبط می‌کنند، گفت: شکی وجود ندارد که کشورهای قدرتمند و مخالف جمهوری اسلامی و سیستم‌های جاسوسی از ناآرامی‌های داخل کشور خوشحال می‌شوند و تلاش می‌کنند ابعادش را گسترده‌تر و هر چه بیشتر مطرح کنند، اما مهم این است که ما به آنها این امکان را ندهیم و راه آن هم این است که مسائل به شکل درستی آسیب‌شناسی شود و نسخه درست و شفابخشی برای آن طراحی شود.

    تاجرنیا درباره  تحلیل خود از مجلس یازدهم گفت: مشکل حال حاضر مجلس مشکل ریاست و بخش‌های دیگر آن نیست بلکه مشکلش محدود شدن اختیارات پارلمان در کشور است و مشکل این است که مجلس به انحا مختلف محدود شده و از کارآمدی لازم برخوردار نیست.

    وی با بیان اینکه مجلس به جای اینکه جای چهره‌های قوی و عصاره فضائل ملت باشد، تبدیل به جایگاه افرادی شده که مورد تائید شورای نگهبان هستند و نه الزاماً از افکار عمومی، ادامه داد: این مجلس با توجه به اینکه کمترین مشارکت را در طول تاریخ پیروزی انقلاب داشته طبیعا در کنار آن اختیارات محدود قرار می‌گیرد و فاقد توانایی‌های لازم است.

    ۲۷۲۱۵

  • نظارت پارلمان باید «برخط» باشد/تحول ساختاری مجلس اولویت ماست

    نظارت پارلمان باید «برخط» باشد/تحول ساختاری مجلس اولویت ماست

    نظارت پارلمان باید «برخط» باشد/تحول ساختاری مجلس اولویت ماست

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست-زهرا علیدادی؛ ریشه استقبال مردم از جریان انقلابی در انتخابات مجلس شورای اسلامی را ضعف جریان اصلاحات می‌داند و می‌گوید: «اصلاح طلبان مجلس نتوانستند انتظارات مردم را برآورده کنند و فقط دنبال آن بودند که در مجلس برای حزب و گروه خود کسب وجهه کنند.» او می‌گوید: «این افراد در این دوره بیش از حد مجلس را سیاسی کردند و به تعبیری آنقدر رنگ سیاسی مجلس پررنگ شد که نقش قانون‌گذاری و نظارتی این نمایندگان به حداقل رسید و همین مسئله هم باعث شکست آنان در انتخابات شد.»

    «رضا تقی‌پور» به عملکرد اقتصادی دولت نقد می‌کند و می‌گوید: «ما منکر فشارهای خارجی و ایجاد مشکلات اقتصادی برای کشورمان از سوی آنان نیستیم اما با وجود این، نمی‌توانیم نقش سوءمدیریت داخلی را هم در این زمینه منکر شویم و به همین دلیل، یکی از اقدامات اصلی و محوری ما ایجاد تحرک در دولت است و دولتمردان باید برای حل مشکلات اقتصادی به مجلس برنامه دهند.»

    وزیر اسبق ارتباطات برای ساماندهی فضای مجازی و تقویت بعد نظارتی مجلس با دست پر آمده است و می‌گوید: «بنده طرح نظارت برخط را در مجلس دنبال می‌کنم تا از این طریق نمایندگان و دیگر دستگاه‌های نظارتی سریع‌تر بتوانند بر عملکرد دستگاه‌ها نظارت کنند.»

    تقی پور برای سامان دادن به بی‌قانونی‌ها و هرج و مرج‌های فضای مجازی هم برنامه دارد و به دنبال آن است که طرح تشکیل کمیسیون فضای مجازی را در مجلس دنبال کند.

    وی یکی از اولویت‌های اصلی مجلس یازدهم را رسیدگی به وضعیت سخت معیشتی مردم به ویژه اقشار آسیب‌پذیر می‌داند و اشاره‌ای هم به طرح مجلس برای دوران پساکرونا و همچنین برنامه‌های منتخبان مجلس برای تحقق جهش تولید می‌کند.

    متن کامل گفتگوی ما با منتخب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است:

    آیا با منتخبان مجلس به جمع‌بندی رسیدید که اولین طرح مجلس یازدهم در چه بستر و فضایی باشد؟

    تا مجلس جدید تشکیل و همچنین ترکیب کمیسیون‌ها مشخص نشود، نمی‌توان در این باره نظر قطعی داد چرا که پیشنهادات بسیار زیادی وجود دارد. البته مدتی است که ما جلسات مجازی خود را به صورت مداوم برگزار می‌کنیم و در این جلسات درباره اولویت‌های مهم کشور جهت پیگیری در مجلس بحث و تبادل نظر صورت می‌گیرد. دستور کار اکثر این جلسات هم مباحث اقتصادی است و بر این اساس مجلس یازدهم برنامه‌های اساسی در این حیطه دارد.

    منتخبان مجلس یازدهم برای دوران پساکرونا برنامه دارند که تا دو هفته دیگر نهایی می‌شود

    اولویت کاری مجلس یازدهم چه مسائلی است؟

    تحول ساختاری در مجلس یکی از اولویت‌های اصلی ماست که باید از طریق اصلاح آئین‌نامه داخلی مجلس پیگیری شود. همچنین موضوعات کلانی چون جهش تولید و حل مشکلات اقتصادی مردم را در دستور کار خود قرار می‌دهیم.

    در واقع اولویت مجلس باید رسیدگی به وضعیت سخت معیشتی مردم به ویژه اقشار آسیب‌پذیر باشد، چراکه شیوع ویروس کرونا باعث شد که اقتصاد کشور چند ماه راکد شود و این مسئله بیشترین ضربه را به اقشار ضعیف جامعه و محرومان وارد کرد. کارگران روزمزد و بسیاری از افراد دچار مشکلات اقتصادی شدند و درست است که در این ایام، بحث قرنطینه مطرح می‌شود اما اگر آنان فعالیت شغلی نداشته باشند، هیچ پس‌اندازی برای امرار معاش نخواهند داشت. بنابراین برنامه‌ریزی برای دوران پساکرونا نیز از جمله اولویت‌های اصلی ما برای طرح در مجلس یازدهم است.

    تحول ساختاری در مجلس یکی از اولویت‌های اصلی ماست که باید از طریق اصلاح آئین‌نامه داخلی مجلس پیگیری شود البته این برنامه را باید دولت به مجلس ارائه کند اما اگر دولت در ارائه برنامه خود برای دوران پساکرونا تأخیر کند، ما برنامه خود را که چارچوب اصلی آن آماده شده است و تا دو هفته آینده نهایی می‌شود، در صحن علنی مطرح می‌کنیم.

    اصلاح نظام بانکی یکی دیگر از اولویت‌های مجلس یازدهم است چرا که ترکیب پرداخت تسهیلات بانکی طی سال‌های اخیر نشان‌دهنده آن است که ۵۲ درصد این تسهیلات به بخش بازرگانی و ۲۸ درصد به بخش تولید پرداخت شده در حالی که باید منابع بانکی به سمت تولید و اشتغال برود تا چالش‌های تولید برطرف شود.

    برنامه مجلس یازدهم برای «جهش تولید» چیست؟

    بهبود وضعیت اقتصادی در گرو جهش تولید است و بنابراین باید جهش تولید به سرعت اتفاق بیفتد تا هم وضعیت اشتغال و حل مشکل بیکاری بهبود پیدا کند و هم وضعیت معیشتی مردم ارتقا یابد. بر همین مبنا، بنده و جمعی دیگر از منتخبان مجلس یازدهم، برنامه‌ای را برای تحقق جهش تولید آماده کرده‌ایم.

    مهمترین چالش جهش تولید چه مواردی است؟

    طبق برنامه‌ای که ما برای طرح در مجلس درباره جهش تولید آماده کرده‌ایم، عوامل متعددی چون دسترسی ناکافی بنگاه‌های اقتصادی به منابع مالی، نامطلوب بودن فضای کسب و کار، نبود ثبات در فضای اقتصاد کلان، وجود فساد در دستگاه‌ها، نامتناسب بودن الگوی مصرف، ضعف در دیپلماسی اقتصادی و عدم به کارگیری ظرفیت‌های مردمی در اقتصاد مانع تحقق جهش تولید هستند و باید این موانع برطرف شود.

    برای مثال، یکی از موانع جهش تولید مشکلات فضای کسب و کار است. بر این اساس تسهیل فضای کسب و کار یکی از اقداماتی است که باید عملیاتی شود که البته مجالس قبل اقداماتی را در این زمینه انجام دادند اما خروجی کار نشان دهنده آن است که ایجاد یک واحد تولیدی بسیار سخت‌تر از ایجاد یک بنگاه واسطه‌گری یا مؤسسه دلالی است و بر این اساس باید فضای کسب و کار از طریق تصویب قوانین جدید و یا اصلاح قوانین موجود، تسهیل شود تا موتور تولید به جریان بیفتد.

    دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ضعیف است و هیچ کمکی به اقتصاد داخلی نمی‌کند

    چقدر دیپلماسی اقتصادی را در جهش تولید مؤثر می‌دانید و چه برنامه‌ای برای تقویت آن دارید؟

    یکی از مشکلات ما ضعف در دیپلماسی اقتصادی است و می‌توان گفت دستگاه سیاست خارجی ما هیچ کمکی به اقتصاد داخلی نمی‌کند، در حالی که یکی از نقش‌های اصلی سفارتخانه‌ها باید تسهیل امور اقتصادی ایران با سایر کشورها باشد که قطعاً در این زمینه هم باید تحول جدی صورت گیرد.

    با توجه به اینکه با دولت تنبل و کم تحرکی مواجه هستیم، برنامه شما در مجلس آینده برای فعال کردن دولت در زمینه اقتصادی چیست؟

    یکی از اقدامات اصلی و محوری ما ایجاد تحرک در دولت است و باید آنان برای حل مشکلات اقتصادی برنامه داشته باشند. ما معتقدیم که نباید وظایف قوا با یکدیگر جابه جا شود و کار مجلس مطالبه‌گری و نظارت بر عملکرد دولت است و ما حتماً از وزرا و مسئولان اجرایی می‌خواهیم که به مجلس بیایند و برنامه‌های خود برای حل مشکلات اقتصادی را به مجلس ارائه کنند و پیگیری می‌کنیم تا این برنامه‌ها اجرا شود.

    بسیاری از دولتمردان در تریبون‌های مختلف می‌گویند علت اصلی مشکلات اقتصادی کشور تحریم‌های خارجی است. نظر شما در این باره چیست؟

    ما منکر فشارهای خارجی و ایجاد مشکلات اقتصادی برای کشورمان از سوی آنان نیستیم اما با وجود این، نمی‌توانیم نقش سوءمدیریت داخلی را هم در این زمینه منکر شویم. البته مسئولان باید به این نکته واقف باشند که امید داشتن به کشورهای خارجی برای آنکه در جهت اصلاح اقتصاد همراه ما باشند، تفکر اشتباهی است و ما باید با تکیه بر توان داخلی خودمان این مشکلات را حل کنیم.

    باید تحولاتی در عملکرد نمایندگان و نحوه مدیریت مجلس صورت گیرد که مستلزم اصلاح آئین‌نامه داخلی است برای اینکه مجلس به جایگاه اصلی خود و رأس امور بازگردد چه برنامه‌ای دارید؟

    مهمترین هدف مجلس یازدهم باید کارآمدی و احیای جایگاه مجلس شورای اسلامی باشد و مجلس باید به حدی کارآمد شود که فرمایش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه مجلس در رأس امور است، محقق شود. اگر جایگاه مجلس احیا نشود، مجلس کارکرد و نقش لازم را در مدیریت کلان کشور نخواهد داشت. به اعتقاد بنده برخی از نمایندگان مجلس با عملکرد خود باعث تضعیف جایگاه این نهاد شدند که این موضوع در مجلس دهم بارزتر از دیگر دوره‌های مجلس بود. بر این اساس باید تحولاتی در عملکرد نمایندگان و نحوه مدیریت مجلس صورت گیرد که مستلزم اصلاح آئین‌نامه داخلی است.

    طبق گفته شما قرار است در نحوه مدیریت مجلس هم اصلاحاتی صورت گیرد که یکی از گلایه‌های نمایندگان مجلس دهم به ویژه نیروهای انقلابی مربوط به این مسئله است و آنان می‌گویند که در این دوره رئیس مجلس تعیین کننده بسیاری از مسائل بود. چه برنامه‌ای دارید که در این دوره نماینده محوری جایگزین رئیس محوری شود؟

    ما در وهله اول باید در تعیین هیئت رئیسه مجلس دقت کرده و شاخص تعیین کنیم. در واقع با توجه به نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، نامزدهای ریاست و نواب رئیسی مجلس باید به صراحت اعلام کنند که برنامه‌ای برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ندارند که این موضوع از رئیس محوری جلوگیری می‌کند و از سوی دیگر باعث می‌شود که مجلس بیش از اندازه درگیر فضاهای سیاسی نشود.

    رئیس مجلس، مدیر نمایندگان نیست و وظیفه اداره درست جلسات علنی مجلس را بر عهده دارد یکی دیگر از شاخص‌ها این است که افرادی انتخاب شوند که فسادستیز باشند چرا که در مجلس دهم تعدادی از نمایندگان متهم بودند به اینکه فسادستیز نیستند و یا اینکه در مباحث اقتصادی به صورت غیرقانونی وارد شدند که ما در انتخاب هیئت رئیسه مجلس و رؤسای کمیسیون‌های تخصصی قطعاً این مسئله مهم را مدنظر قرار می‌دهیم.

    درباره موضوع رئیس‌محوری در مجلس دهم هم باید بگویم که رئیس مجلس، مدیر نمایندگان نیست و وظیفه اداره درست جلسات علنی مجلس را بر عهده دارد و اگر رئیس مجلس به خوبی صحن علنی را اداره نکند، آرای نمایندگان تضییع می‌شود.

    با توجه به اینکه گفتید جلساتی از سوی منتخبین برای مجلس یازدهم در حال برگزاری است، پیش بینی شما از فضای مجلس یازدهم چیست؟ آیا اختلاف در بین منتخبین شایع است؟

    در این روزها از سوی برخی افراد تلاش‌هایی می‌شود تا بین اصولگرایان مجلس یازدهم دسته‌بندی و اختلاف ایجاد شود اما حفظ وحدت برای ما بسیار مهم است و در این باره جلساتی برگزار کردیم. پیشنهاد مشخص بنده برای حفظ وحدت آن است که ما فراکسیون اکثریت را در قالب یک فراکسیون تشکیل دهیم چرا که تشکیل چند فراکسیون آفتی است که در دوره‌های گذشته شاهدش بودیم. بر این اساس ما باید فراکسیون اکثریت نمایندگان ولایی را در مجلس یازدهم تشکیل دهیم.

    با توجه به اینکه مدتی از فضای انتخابات اسفندماه فاصله گرفتیم شاید بتوانیم در این روزها بهتر انتخابات مجلس یازدهم را تحلیل کنیم. به نظر شما دلیل اصلی رویگردانی مردم از جریان اصلاحات پس از مجلس دهم و دولت یازدهم و دوازدهم چیست؟

    ریشه اقبال مردم به جریان انقلابی در انتخابات مجلس شورای اسلامی آن بود که مردم از نمایندگان مجلس انتظاراتی داشتند که حداقل در این یکی، دو دوره اخیر برآورده نشد چرا که عده‌ای به مجلس آمدند و فقط دنبال آن بودند که برای حزب و گروه خود کسب وجهه کنند و مجلس را محل عرضه برنامه‌های حزبی خود می‌دانستند.

    در واقع تصور نمایندگان جریان اصلاحات این بود که فقط با طرح مباحث سیاسی می‌توانند انتظاراتی را که از مجلس وجود دارد، برآورده کنند که این تصور اشتباه بود و نتیجه این رویکرد، تضعیف مجلس و به تبع آن، تعطیلی دولت و عدم کارآیی آنان شد. این افراد در این دوره بیش از حد مجلس را سیاسی کردند و به تعبیری آنقدر رنگ سیاسی مجلس پررنگ شد، که نقش قانون‌گذاری و نظارتی این نمایندگان به حداقل رسید و همین مسئله هم باعث شکست آنان در انتخابات شد.

    برنامه جریان انقلابی برای حفظ اعتماد عمومی مردم در انتخابات‌های آتی چیست؟

    هر جریانی که در انتخابات پیروز می‌شود، حتماً باید برای اصلاح وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم برنامه داشته باشد. فارغ از برنامه‌هایی که در این زمینه باید آماده شود، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نیز ضروری است.

    متأسفانه اقتصاد مقاومتی در این چند سال مظلوم واقع شده و به نظر می‌رسد که اکثر مسئولان فقط فرمایشات مقام معظم رهبری درباره اقتصاد مقاومتی را تکرار می‌کنند و صرفاً یک لعاب اقتصاد مقاومتی روی بسیاری از پدیده‌ها کشیده شده اما وقتی به هسته کار نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که تحرکی برای اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ایجاد نشده است.

    باید ساختاری را برای مقابله با فساد ایجاد کنیم که به موقع و برخط اجازه تخلف و فساد را به افراد ندهد با توجه به اینکه یکی از پاشنه آشیل‌های مجلس دهم ضعف نظارتی نمایندگان بود، چه برنامه‌هایی برای بهبود وضعیت نظارتی مجلس در دوره یازدهم دارید؟

    در این زمینه هم باید اصلاحات ساختاری انجام شود چرا که برخی از دستگاه‌های نظارتی کارآمدی لازم را ندارند و یا اینکه بسیار کند عمل می‌کنند. برای نمونه دیوان محاسبات یکی از نهادهای نظارتی مجلس است که معمولاً خیلی دیر به موضوعات و پرونده‌ها ورود می‌کند. شاهد این مدعا، آن است که اخیراً گزارش تفریغ بودجه ۹۷ و تخلفات برخی از دستگاه‌ها در مجلس قرائت شد که باید زودتر ارائه می‌شد چرا که بسیاری از مسئولان در این فاصله جا به جا شدند و بر این اساس دستگاه‌های نظارتی باید خیلی زود تخلفات را شناسایی و با متخلفان برخورد کنند.

    با این تفاسیر آیا می‌توان عاملان دلارهای گم شده را شناسایی و با آنان برخورد کرد؟

    درباره این ماجرا شاید بتوان بخشی از این دلارها را پس گرفت و عده‌ای را روانه زندان کرد اما این نظارت دیرهنگام مطلوب نیست و ما باید ساختاری را برای مقابله با فساد ایجاد کنیم که به موقع و برخط اجازه تخلف و فساد را به افراد ندهد و اگر تخلفی در جایی رخ داد، مسئولان نظارتی سریعاً با متخلفان برخورد کنند. بنده برای حل این مشکل طرحی مبنی بر «نظارت بر خط» دارم و معتقدم که این نوع نظارت امری شدنی است اما عزم و اراده عمومی می‌خواهد.

    بنده طرح «نظارت بر خط» را آماده کرده‌ام که با این طرح بهتر از قبل می‌توان با فساد مبارزه کرد

    در راستای همان دولت الکترونیک هم هست…

    بله. دقیقاً بخشی از آن دولت الکترونیک است و به این معناست که ما باید تلاش کنیم همه فعالیت‌ها و خدماتی که از سوی دستگاه‌های اجرایی ارائه می‌شود، به صورت الکترونیکی ثبت و ضبط شود. البته ممکن است عده‌ای بگویند که چندین سال است بحث دولت الکترونیک آغاز شده اما هنوز به نتایج قابل قبول و فراگیری نرسیده‌ایم که این حرف درست است اما باید اقداماتی برای حل این مشکل انجام دهیم چرا که این کار یکی از راهکارهای مبارزه با فساد است.

    برای مثال زمانی که گفته می‌شود حتماً عملیات بانکی به صورت غیر حضوری باشد تا گردش پول نقد به حداقل برسد، این اقدام خود به خود مشکل پولشویی را حل می‌کند. بر این اساس «طرح نظارت بر خط» جز طرح‌هایی است که به سرعت در مجلس بررسی خواهد شد که مطابق با این طرح، قوه مجریه و حتی بخش خصوصی ملزم می‌شوند که خدماتی را که به مردم ارائه می‌دهند، در فضای شبکه‌ای قرار دهند. از این طریق نمایندگان و دیگر دستگاه‌های نظارتی سریع‌تر می‌توانند بر عملکرد دستگاه‌ها نظارت کنند. البته حفظ حریم خصوصی هم در این باره مسئله مهمی است و باید هر چه زودتر قانون حریم خصوصی را در مجلس به تصویب برسانیم.

    یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از افراد به اسم تولید پول می‌گیرند اما زمین و ساختمان برای خودشان خریداری می‌کنند که اگر شفافیت اطلاعات به وجود آید و همه چیز قابل رصد و ردیابی باشد، مشخص می‌شود که این پول‌ها در کجا هزینه شده است. وقتی پول و امکاناتی در اختیار فردی برای تسهیل تولید قرار می‌گیرد، مسئولان نظارتی حتماً باید پیگیری کنند که این پول در کجا هزینه شده و آیا این فرد همان طور که در ابتدا گفته بود این پول را در بخش‌هایی چون کشاورزی و صنعت هزینه کرد یا اینکه زمین و ساختمان خریداری کرد که حکایت وضعیت فعلی و افزایش شدید قیمت مسکن است که این موضوع هم فاجعه‌ای برای اقتصاد کشور است. البته حل مشکل مسکن هم از اولویت‌های مجلس آینده است و ما قطعاً باید در این خصوص راهکار عملی ارائه خواهیم کرد.

    طرح شفافیت آرا و اموال نمایندگان را در مجلس آینده پیگیری خواهیم کرد

    با توجه به اینکه بحث شفافیت آرای نمایندگان در مجلس دهم تعیین تکلیف نشد، آیا برنامه‌ای برای عملیاتی کردن این موضوع در مجلس آینده دارید؟

    ما از این موضوع استقبال می‌کنیم و در این مدت نیز طرح‌های مربوط به شفافیت آرای نمایندگان را که در مجلس دهم به نتیجه نرسید، بررسی و آسیب‌شناسی کردیم تا این موضوع را در مجلس یازدهم به سرانجام برسانیم. البته بنده معتقدم که نباید در این موضوع صرفاً به شفافیت آرای نمایندگان اکتفا کرد بلکه شفافیت اطلاعات اقتصادی و مالی آنان هم ضروری است و باید در بررسی این قانون مورد توجه قرار گیرد.

    ترجیح شما این است که در کدام یک از کمیسیون‌های مجلس فعالیت کنید؟

    با توجه به اینکه بنده حدود ۲۵ سال به عنوان مدیر صنعت در سطوح مختلف چون مدیریت ارشد صنعت الکترونیک و مخابرات خدمت کرده‌ام و سوابقم بیشتر به صنایع و معادن مرتبط است، احتمالاً در این کمیسیون فعالیت خواهم کرد البته مطابق با ضوابط مجلس، انتخاب نمایندگان برای حضور در کمیسیون‌ها صورت می‌گیرد.

    باید کمیسیون فضای مجازی در مجلس تشکیل شود

    برای حل مشکلات فضای مجازی برنامه‌ای در مجلس دارید؟

    بحث ارتباطات و فضای مجازی یکی دیگر از اولویت‌های ما برای پیگیری در مجلس است و پیشنهاد ما این است که «کمیسیون فضای مجازی» در مجلس تشکیل شود. متأسفانه ما شاهد بی‌قانونی‌های زیادی در فضای مجازی هستیم و همین مسئله باعث شده که نتوانیم از فرصت‌های فضای مجازی به خصوص در حیطه کسب و کار به درستی استفاده کنیم. کسی که می‌خواهد کسب و کاری ایجاد کند، در وهله اول باید چارچوب‌های آن را بداند و برای وی روشن باشد که مجاز به انجام چه کارهایی است و چه اموری غیرقانونی است اما زمانی که این مسائل برای وی روشن نباشد، باعث می‌شود عده‌ای به صورت غیرقانونی و با استفاده از این شکاف‌ها، بتوانند درآمدهایی را از فضای مجازی کسب کنند.

    بر این اساس مهم است که چارچوب فعالیت در فضای مجازی مشخص شود و از سوی دیگر شاهد هرج و مرج‌هایی در بحث تولید محتوا در فضای مجازی هستیم که باید این موضوع هم ساماندهی شود. در واقع ما در این باره نیاز به قانون داریم و باید تدابیری اتخاذ شود که افراد مقید به ارزش‌های جامعه بتوانند به فعالیت‌های خود در فضای مجازی ادامه دهند و در مقابل، کسانی که در این عرصه فعالیت‌های غیرقانونی انجام می‌دهند، شناسایی شده و با آنان برخورد شود.

    منبع : مهرنیوز

  • می‌توانیم بازوی نظارتی مجلس باشیم/جمناوشورای ائتلاف ادغام می‌شوند

    می‌توانیم بازوی نظارتی مجلس باشیم/جمناوشورای ائتلاف ادغام می‌شوند

    خبرگزاری مهر – گروه سیاست؛ مهمترین اولویت مجلس یازدهم را اصلاح شرایط اقتصادی می‌داند و بر برنامه محوری نمایندگان در دوره جدید تاکید می‌کند و در عین حال از برنامه‌ها و رویکردهایی که جریان متبوع او در آوردگاه انتخابات ۲ اسفندماه تهیه و تدوین کرده بودند سخن به میان می‌آورد.

    او که نایب رئیس جمنا و از اعضای فعال شورای ائتلاف نیروهای انقلاب محسوب می‌شود، این شوراها را مرکز دوم پژوهش‌ها برای نمایندگان دوره یازدهم معرفی می‌کند و می‌گوید: ما می‌خواهیم نمایندگان مجلس یازدهم را از نظر علمی و تخصصی پشتیبانی کنیم، همانند مرکز پژوهش‌های مجلس که نظرات خود را به نمایندگان اعلام می‌کند و بالاخره آنها [نمایندگان] تصمیم نهایی را می‌گیرند.

    سازوکار شورای ائتلاف نیروهای انقلاب را الگوی مناسب برای انتخابات ۱۴۰۰ می‌داند و معتقد است: فرآیند وحدت و همگرایی در انتخابات ریاست جمهور ساده‌تر از انتخابات مجلس شکل می‌گیرد. درباره انتخابات شوراها هم، نقشه ترسیم شده انتخابات مجلس را قابل قبول می‌داند و معتقد است: همین سازوکار را می‌توان در هر محل، منطقه، شهر و حتی روستا پیاده کرد، البته باید تنظیم شده، مدون و حساب شده کارها را انجام داد.

    از احتمال ادغام «جمنا» در شورای ائتلاف نیروهای انقلاب خبر داد و گفت: پیش بینی می‌کنم جبهه مردمی نیروهای انقلاب با شورای ائتلاف از لحاظ تشکیلاتی ادغام شود چون از نظر روش و کار یکی هستند.

    این بخش‌هایی از اظهارات «مهدی چمران» است. او که در کارنامه خود سه دوره جلوس بر کرسی سبز ریاست شورای شهر تهران را ثبت و ضبط کرده است، در انتخابات مجلس یازدهم از چهره‌های شاخص و فعال شورای ائتلاف نیروهای انقلاب بود.

    آنچه پیش رو دارید گفتگوی مشروح خبرگزاری مهر با مهدی چمران است:

    می‌توانیم بازوی نظارتی مجلس باشیم/جمناوشورای ائتلاف ادغام می‌شوند
    می‌توانیم بازوی نظارتی مجلس باشیم/جمناوشورای ائتلاف ادغام می‌شوند

    مجلس یازدهم، هفتم خرداد ماه سال ۹۹ فعالیت خود را رسماً آغاز می‌کند. مهمترین اولویتی که مجلس جدید باید پیگیری کند چیست؟

    تیم جدید باید برنامه منسجم و کارآمد داشته باشد، از این رو گروه‌ها و تخصص‌های مختلف در شورای ائتلاف، مطالعاتی را انجام دادند و یک بسته‌هایی آماده شده که بتواند مبنای فکر و تصمیم گیری بویژه در شرایط اقتصادی باشد. در کنار این برنامه‌ها باید یک موضوع جدید را نیز اضافه کنیم و تا آنجایی که بنده اطلاع دارم بعضی دوستان روی آن کار و مشورت‌هایی کرده اند و آن دوران پسا کرونا و یا شاید حین کرونا باشد؛ از این رو شرایط اقتصادی که ویروس منحوس کرونا به وجود آورده و منجر به تعطیلی‌ها و ضررهای اقتصادی شده است باید مورد بررسی قرار گیرد.

    با توجه به مطالب ذکر شده معتقدم مهمترین موضوعی که باید در دستور کار مجلس یازدهم قرار گیرد، اصلاح شرایط اقتصادی و رفع آسیب‌های اقتصادی است که هم اکنون باعث مشکلاتی بویژه در بخش تولید شده است.

    جهش تولید با سخنرانی و حتی با برنامه‌های عادی و معمولی شکل نمی‌گیرد؛ جهش تولید نیازمند حرکت جهادی، سریع و تند است

    از سوی دیگر مقام معظم رهبری در سال ۹۹، «رونق تولید» را به «جهش تولید» تبدیل کردند، به همین جهت امیدواریم امسال جهش تولید به وجود آید. به دلیل اینکه قوی شدن بدون تولید، عملیاتی نیست و با حرف زدن، سخنرانی و توضیح دادن و حتی با برنامه‌های عادی و معمولی شکل نمی‌گیرد؛ جهش تولید حالت جهادی، حرکت سریع و تند است که ما در دوران دفاع مقدس آن را تجربه کرده بودیم.

    مجلس هم باید علاوه بر مطالعات و کارهایی که انجام داده بود و اکنون منسجم‌تر می‌تواند انجام دهد، خود را با شرایط جدید اقتصادی تطبیق بدهد و با یکسری مطالعات جدید شروع به کار کند و اولویت فعالیت‌های خود را «جهش تولید» قرار دهد.

    شما به برنامه محوری مجلس یازدهم تاکید کردید، آقای سروری هم پیش از این از ارائه برنامه‌های اقتصادی شورای ائتلاف به نمایندگان مجلس یازدهم خبر داده بود، به عنوان عضو فعال شورای ائتلاف که در متن فعالیت‌ها و تحرکات شورا قرار داشتید درباره برنامه‌های شورای ائتلاف به منتخبان مجلس یازدهم بیشتر توضیح می‌دهید…

    شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، نمایندگان مجلس یازدهم را از نظر علمی و تخصصی پشتیبانی می‌کند

    گروه‌های تخصصی را درست کرده بودیم، این گروه‌ها در زمینه‌های مختلف مثلاً شغل، کسب و کار، مسائل اقتصادی و فرهنگی کار می‌کردند و نتایج آن را قبل از انتخابات نه به صورت کلی بلکه خیلی بازتر ارائه کردند.

    منتخبان هم قاعدتاً در این زمینه مطالعاتی انجام داده بودند اما این کار ما هم می‌توانست مطالعات آنها را تکمیل کند و قرار است این روش ادامه پیدا کند و نمایندگان مجلس یازدهم از نظر علمی و تخصصی پشتیبانی شوند، همانند مرکز پژوهش‌های مجلس که نظرات خود را به نمایندگان اعلام می‌کند و بالاخره آنها تصمیم نهایی را می‌گیرند.

    کمیته‌های علمی و تعدادی از اعضای کمیته‌های شورای ائتلاف همچون کمیته اقتصادی راهی مجلس یازدهم شدند و جلساتی نیز برگزار کرده اند و تصمیمات خوبی هم اتخاذ شد؛ ما علاقه مند هستیم این شیوه ادامه پیدا کند. البته در شرایط کنونی، توقفی به وجود آمد اما امیدواریم با لطف الهی و با تلاش همه کسانی که مسئولیتی در این زمینه دارند این شرایط رفع شود و ما آن دستاوردها را بهتر، بیشتر و منطقی‌تر در اختیار دوستان نماینده (نمایندگان مجلس یازدهم) قرار دهیم.

    پس با این منوال، شورای ائتلاف در عرصه سیاسی پابرجا است و نظرات خود را به نمایندگان مجلس یازدهم ارائه می‌دهد؟

    در همه استان‌ها که شورای ائتلاف را تشکیل داده بودیم، صحبت اولیه ما با دوستان این بود که این شورا را حفظ کنند و ادامه دهند و آن مجمع که در آن استان یا شهر با حضور ۱۵۰ یا ۲۰۰ نفر [کمتر یا بیشتر] تشکیل داده بودند بتوانند به صورت ماهیانه جلسات خود را ادامه دهند. به هر حال این جلسات می‌تواند ارتباط مردم را با نماینده بیشتر کند.

    مردم وقتی به صورت شخصی به نماینده مجلس مراجعه می‌کنند قاعدتاً درخواست‌های شخصی از او دارند و این موضوع در شهرستان خیلی قوی مطرح می‌شود که هر کار و مشکلی دارند به نماینده مراجعه می‌کنند تا او مشکل آنها را حل کند، البته نماینده مجلس هم باید سعی کند در مسیر قانونی تا آنجایی که می‌تواند برای حل مشکلات اقدام کند اما مشکلاتی که جنبه عمومی، شهری، استانی و حتی فراتر از آن پیدا می‌کند و ارزش مطالعه بیشتری دارد را شورای ائتلاف می‌تواند آنها را بررسی کند و با نماینده در میان بگذارد به عبارتی راه حل ارائه بدهند و در نظارت می‌توانند بازوی خوبی برای نمایندگان باشند؛ نظارت‌ها را در مناطق، شهرها و حتی روستاها خوب انجام دهند و در اختیار نماینده مجلس قرار بدهند.

    با این منوال، شورای ائتلاف برای «جهش تولید» در مجلس یازدهم برنامه دارد؟

    این شورا در مجلس یازدهم برای «جهش تولید» برنامه دارد، البته منتخبان مجلس یازدهم بر این باور هستند که مشکل اساسی کشور مسائل اقتصادی است و برای رفع این مشکل، باید مسئله تولید در اولویت قرار دهند؛ اکنون بخش قابل توجهی از تولیدکنندگان با مشکلات عدیده ای مواجه هستند که این مشکلات مانع جهش تولید است که باید در مجلس یازدهم به صورت جدی مورد بررسی قرار بگیرد؛ به نظر می‌رسد برخی مشکلات تولید نیازمند تقنین و برخی دیگر نیازمند نظارت دقیق است.

    پس شورای ائتلاف را می‌توان سازوکار مناسب برای انتخابات آینده ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا دانست؟

    به اعتقاد بنده، بله- می‌شود این کار را کرد بویژه آنکه در انتخابات ۱۴۰۰ کار ساده‌تر خواهد بود به دلیل آنکه انتخابات مجلس، شهرستانی و استانی است و خیلی مشکل است و تعداد زیادی از کاندیداها که برای انتخابات ثبت نام کرده اند را بررسی و نامزدهای مورد حمایت را انتخابات و در جهت همگرایی آنها فعالیت کرد اما این فرآیند در انتخابات ریاست جمهوری ساده‌تر دنبال می‌شود و راحت صورت می‌پذیرد، چون تعداد داوطلبان خیلی کمتر است.

    البته در مورد انتخابات شوراها هم باید همانند انتخابات مجلس حرکت کرد و جلو رفت چون تعداد اعضا شوراها زیاد و کاملاً محلی است، بنابراین همین سازوکار را می‌توان در هر محل، منطقه، شهر و حتی روستا پیاده کرد، البته باید تنظیم شده، مدون و حساب شده کارها را ارائه کرد.

    جمنا با شورای ائتلاف از لحاظ تشکیلاتی ادغام می‌شود با توجه به دورنمایی که برای شورای ائتلاف ترسیم کردید، تکلیف جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب) چه خواهد شد؟ آیا منحل می‌شود؟

    ما در این زمینه هنوز تصمیم نگرفته ایم اما قاعدتاً پیش بینی می‌کنم که در هر ادغام شوند چرا که جمنا همان گردآوری احزاب بود که همه آنها را شورای ائتلاف نیروهای انقلاب هماهنگ کرد. شورای ائتلاف می‌تواند همین روش را ادامه دهد یا اینکه اصولاً با شورای ائتلاف از لحاظ تشکیلاتی ادغام شود چون از نظر روش و کار یکی هستند. این موضوع هنوز بررسی نشده و قرار بود بلافاصله بعد از انتخابات مطرح شود که شرایط کنونی چنین اجازه‌ای به ما نداد.

    ما در سال ۹۸ (سال انتخابات) شاهد شکل گیری شورای ائتلاف و همگرایی نیروهای انقلاب برای حضور و شرکت در انتخابات مجلس یازدهم بودیم، بفرمائید چشم انداز نیروهای انقلاب در سال ۹۹ و بایدهایی که برای انتخابات آینده الزامی است، چیست؟

    به اعتقاد بنده، همین وحدت نیروهای انقلاب الزاماً باید ادامه پیدا کند و تصمیم هم همین است و ان شاءالله با همین روال و حتی قوی‌تر و شایسته‌تر و با استفاده از تجربیاتی که در انتخابات ۹۸ آموخته ایم و البته مقداری همبستگی‌ها دیر صورت پذیرفت بتواند این تجربیات پیش روی ما قرار گیرد تا زودتر شاهد این همبستگی‌ها باشیم.

    اگر موافق هستید، وارد نحوه همکاری دولت دوازدهم با مجلس یازدهم شویم، رئیس جمهور در ایام نوروز از انتقادهای برخی منتخبان مجلس پیرامون مدیریت دولت در مبارزه با کرونا موضع گیری کرد و گفته بود نباید جنگ سیاسی کرد، با این منوال، نحوه تعامل و همکاری قوه مجریه با قوه مقننه در دوره جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    جنگ سیاسی نباید کرد اما باید اذعان داشت شرایط حاد است و همه باید متحد شویم و کار کنیم. کسانی هم که انتقاد می‌کنند خودشان به شدت تلاش می‌کنند نه اینکه نشسته باشند گوشه‌ای و فقط انتقاد کنند. حال اگر انتقادِ منطقی مطرح شد باید آن را پذیرفت و به حساب رقابت نگذاشت بلکه به حساب اصلاح گذاشت.

    بالاخره نظر و انتقاد ارائه می‌شود و آنها را نباید به منزله کوبیدن و یا موضع گیری های سیاسی دانست. خود دوستان آقای رئیس جمهور هم همین انتقادها را حتی گاهی با زبان‌های خیلی تند ممکن است بیان کنند، به عقیده بنده ایرادی ندارد.

    مجلس یازدهم نباید نه تقابل و نه تعامل کورکورانه با دولت داشته باشند بلکه باید به دنبال وظایف قانونی خود باشند نکته دیگر هم آنکه همکاری و اتحاد از هر دو جهت باید اعمال شود، همکاری یک طرفه بی معنی است. جهادگران و نیروهای نظامی که در مسائل سیاسی دخالتی ندارند اما شاهدیم بیشترین تلاش‌ها را در زمینه مبارزه با کرونا انجام می‌دهند و فراتر از تفکر سیاسی مشغول خدمت رسانی به مردم همچون زمان دفاع مقدس هستند. براین اساس آنچه باید مورد اهمیت و توجه قرار گیرد این است که اجرای قانون باید عملیاتی شود، حال دولت چه موافق و چه مخالف باشد.

    اگر دولتی هم باشد که همسو و هم جهت با مجلس است اما مجلس بخواهد وظایف قانونی خود را فراموش کند قطعاً آن مجلس به درد نخور و ناکارآمد خواهد بود بر این اساس، مجلس باید کار قانونی خود را انجام دهد.

    در مورد تعامل آنها هم فقط به این نکته بسنده می‌شود که نه تقابل و نه تعامل کورکورانه داشته باشند بلکه باید به دنبال وظایف قانونی خود باشند تا به نحو درست انجام دهند.

    منبع : مهرنیوز

  • وزرای احمدی‌نژاد بر سر ریاست مجلس یازدهم به توافق رسیدند /جزئیات جلسه ۷ کاندیدای ریاست

    وزرای احمدی‌نژاد بر سر ریاست مجلس یازدهم به توافق رسیدند /جزئیات جلسه ۷ کاندیدای ریاست

    وزرای احمدی‌نژاد بر سر ریاست مجلس یازدهم به توافق رسیدند /جزئیات جلسه ۷ کاندیدای ریاست

     

    شمس‌الدین حسینی، وزیر اقتصاد دولت نهم و دهم و منتخب مردم تنکابن، رامسر و عباس‌آباد در مجلس یازدهم در خصوص جلسه‌ای که هفته گذشته با حضور هفت نفر از منتخبان مجلس یازدهم برگزار شد، اظهار کرد: در حال حاضر مجلس ۲۷۶ نماینده دارد که این ۲۷۶ نفر برای مجلس تصمیم‌گیری می‌کنند و هیچ اقلیتی در داخل مجلس و هیچ مجمعی بیرون مجلس در خصوص تشکیل ارکان مجلس نمی‌تواند تصمیم بگیرد.

    وی با بیان اینکه در بین نمایندگان، نماینده‌تر نداریم، گفت: در ادوار گذشته مجلس نه تنها نماینده‌تر داشتیم، بلکه نماینده‌ترین هم داشتیم اما بنا است که در این دوره هیچ شخصی نماینده‌تر نباشد، بر همین اساس همه نماینده‌ها با یکدیگر برابرند و تمامی تصمیمات در صحن مجلس اتخاذ می‌شود.

    حسینی اضافه کرد: فراکسیون‌ها ‌و جریان‌های فراکسیونی که باید از اکثریت نسبی و رقم و رمق کافی برخوردار باشند، این فرایندها را تسهیل می‌کنند. بنابراین اخبار منتشر شده مبنی بر اینکه جمعی هفت نفره برای هیأت رئیسه مجلس تصمیم گرفتند، صحت ندارد.

    وی با بیان اینکه جلسه‌ای که برگزار شده در حد مشورت بوده است، گفت: هر نماینده‌ای‌ حق یک رأی دارد و خود نمایندگان تصمیم می‌گیرند که چه اشخاصی را به عنوان رئیس و نواب انتخاب کنند.

    حسینی با بیان اینکه در جلسه‌ای که هفته گذشته تشکیل شد، دوستان در خصوص یکسری از اصول با یکدیگر مشورت کرده‌اند، گفت: چندی پیش در جلسه‌ای که دوستان شورای مرکزی مؤتلفه تشکیل دادند و تعدادی از نمایندگان در آن حضور داشتند، من به صراحت گفتم که وحدت در اصول، بسیار فرخنده است اما وحدت در افراد نه تنها وحدت نیست بلکه حرکت به سمت تمرکز است؛ محتوای جلسه هفته گذشته نیز مشورت در خصوص یکسری از اصول بوده و اصلا در آن جلسه بحث انتخاب رئیس و هیأت رئیسه مطرح نبوده است. 

    وزیر اقتصاد دولت نهم و دهم با بیان اینکه قطعاً من کاندیدای ریاست مجلس خواهم شد، گفت: از آنجایی که اولویت و مطالبه اصلی مردم، مشکلات اقتصادی است و تعدادی از منتخبان تأکید داشتند که باید به مسائل اقتصادی مردم بپردازیم، من کاندیدا خواهم شد چون فکر می‌کنم مجلس باید با اولویت و نگاه اقتصادی اداره و مدیریت شود. 

    وی افزود: الآن هیچ شخصی رسماً کاندیدا نیست و کاندیداتوری باید در صحن صورت بگیرد؛ هر ۲۷۶ نماینده می‌توانند در صحن کاندیدا شوند و شانس خود را برای خدمت و مسئولیت بیشتر بیازمایند.

    منتخب مردم تنکابن، رامسر و عباس‌آباد در مجلس یازدهم اضافه کرد: مجلس رئیس از پیش تعیین شده ندارد و هیچ گروهی بیرون از صحن نمی‌تواند برای مجلس تصمیم بگیرد؛ اینکه گروهی فکر کنند از قبل می‌توانند کسی را به عنوان رئیس یا هیأت رئیسه یا رؤسای کمیسیون‌ها القا کنند، خلاف قانون اساسی و مشی پارلمانی و مردم‌سالاری است.

    حسینی اظهار کرد: من به استقلال و عزت رأی تک‌تک نمایندگان باور دارم، لذا مطمئناً رئیس و هیأت رئیسه در صحن تعیین خواهند شد. ‌

    وی ادامه داد: فراکسیون‌ها هم تاکنون جلسه‌ای در خصوص تصمیم‌گیری‌های مربوط به ریاست مجلس نداشته‌اند.

    به گفته حسینی چهره‌های خوبی در مجلس یازدهم حضور دارند که ظرفیت ریاست مجلس را دارند.

    وی در خصوص تشکیل فراکسیون توسط مدیران دولت نهم و دهم نیز گفت: بالغ بر ۵۰ نفر از مدیران دولت نهم و دهم بدون هرگونه سازماندهی و هماهنگی از قبل در مجلس یازدهم راه یافته‌اند. از آنجایی که این افراد دارای سوابق تجربی شناخته شده هستند و همچنین تعداد قابل توجهی از نمایندگان ادوار گذشته نیز در دولت‌های نهم و دهم کار کرده‌اند؛ یک ظرفیت جدید در مجلس به وجود آمده و ما در تلاش هستیم این ظرفیت را در مسیر خدمت به کشور به کار بگیریم و خوشبختانه اقبال به این تصمیم زیاد است.

    وزیر اقتصاد دولت نهم و دهم افزود: جلساتی تشکیل خواهیم داد که چگونه از ظرفیت‌های مجلس و ظرفیت‌های این مدیران برای خدمت بیشتر استفاده کنیم. بین خودمان نیز توافق کرده‌ایم که یک نفر از ما برای ریاست مجلس کاندیدا شود.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • واکنش چمران به اختلاف بین اصولگرایان بر سر کرسی ریاست مجلس یازدهم

    واکنش چمران به اختلاف بین اصولگرایان بر سر کرسی ریاست مجلس یازدهم

    واکنش چمران به اختلاف بین اصولگرایان بر سر کرسی ریاست مجلس یازدهم

     

    مهدی چمران، رئیس اسبق شورای شهر تهران، با اشاره به برخی صحبت‌ها مبنی بر وجود اختلاف در بین اصولگرایان بر سر ریاست مجلس شورای اسلامی، گفت: باید دید که منظور از اختلاف چیست و اگر منظور این است که یک تعدادی کاندیدا هستند که باهم رقابت می‌کنند این یک امر طبیعی است و اگر این اختلاف نظر نباشد شاید یک مقدار غیر طبیعی باشد.

    او ادامه داد: این موضوع به این معناست که ممکن است تعداد افرادی هم که می خواهند رئیس مجلس شوند زیاد باشد؛ لذا ما نمی‌توانیم این را به عنوان یک اختلاف عمقی و ریشه ای ببینیم و کسانی هم هستند که کاندیدا شدند و حتی ممکن است که همین تعداد وارد صحن مجلس شوند، کاندیدا شده و رقابت کنند و در نهایت کسی که رای بیشتری بیاورد رئیس مجلس خواهد شد.

    چمران افزود: الان موضوعی که هست مبنی بر اختلاف به این معناست که هر جایی وقتی که یک مسئولیتی گذاشته می‌شود و هرکس که فکر می‌کند این کار را می‌تواند خوب انجام دهد و احساس مسئولیت می کند می رود جلو و آن را دنبال می کند، بنابراین این موضوع نشان می دهد که یک جایی افرادی ننشستند و بگویند که این رئیس شود یا نشود البته خود این دوستان با یکدیگر نشسته و صحبت کردند تا یک ترتیباتی را تنظیم کنند که البته این هم باز با رای گیری بین خودشان خواهد بود و احتمالا یک نشستی خواهند داشت قبل از شکل گیری مجلس تا در آنجا بتوانند رای گیری کنند که دیگر در زمان تشکیل مجلس وقت زیادی برای این کار گرفته نشود.

    رئیس اسبق شورای شهر تهران خاطر نشان کرد: البته این بهترین روشی است که می‌شود دنبال کرد، حالا اگر این کار را بتوانند انجام دهند کار خوبی است و اگرنه که در هر حال یک عده کاندیدا شده اند و با هم صحبت و بحث هم کردند تا وارد مجلس شوند، حال این نمایندگان مجلس هستند که تصمیم می گیرند به چه کسی رای دهند، در نتیجه ما این را ما به عنوان یک اختلاف عمیق و ریشه ای نمی‌توانیم در نظر بگیریم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • سخنگوی جبهه پایداری: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی دیگر معنا ندارد/نشست منتخبان مجلس یازدهم برای رأی گیری هیأت رئیسه

    سخنگوی جبهه پایداری: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی دیگر معنا ندارد/نشست منتخبان مجلس یازدهم برای رأی گیری هیأت رئیسه

    سخنگوی جبهه پایداری: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی دیگر معنا ندارد/نشست منتخبان مجلس یازدهم برای رأی گیری هیأت رئیسه

     

    مجید متقی‌فر، سخنگوی جبهه پایداری، با اشاره به افزایش تعداد نمایندگان در فراکسیون اصولگرایان گفت:  البته این صحبت‌ها هنوز قطعی نشده، اما موضوعی که در این میان اهمیت دارد این است که چهره مجلس جدید قطعا بسیار متفاوت‌تر از مجلس دهم خواهد بود.

    او ادامه داد: اینکه گفته می‌‎شود اعضای فراکسیون اصولگرایان ۵۴ نفر شدند درحالی معنا پیدا می‌کند، که به حدودا ۲۰ نفر از اعضای این مجلس اصلاح طلب هستند، توجه کرد. این تعداد نمی‌توانند یک جریان مستقلی را شکل دهد و طبق خواست مردم مجلس جدید متحول‌تر از مجلس قدیمی است.

    متقی‌فر افزود: ضمنا باید توجه کرد که در مجلس آینده دیگر مفاهیم اصلاح طلب و اصولگرا معنایی ندارد، بلکه مجلس آینده انقلابی و غیر انقلابی خواهد بود و این هویت بیرونی ندارد مردم تصمیم گرفتند که مجلس پیش رو باید یا انقلابی باشد و یا غیر انقلابی و غیر از این هم نمی‌تواند باشد. الان هم پیامی که مردم از رهبرشان دریافت کرده اند، این است که آنچه که به ما ضربه زده؛ غیر انقلابی بودن است که این موضوع در هر قالبی جا پیدا کند برای ما مضر می باشد.

    سخنگوی جبهه پایداری  گفت: از همان ابتدا هم ما گفتیم که مجلس باید کارآمد و انقلابی باشد و این موضوع فعلا برای ما از همه چیز مهم‌تر است. هر مقدار که می‌تواند جریان انقلاب باید پر رنگ‌تر باشد؛ البته این موضوع هم بیشتر بخاطر انتخاب رئیس مجلس است، درحالی که طبق قانون باید نمایندگان رای دهند تا رئیس مجلس انتخاب شود و هرکس هم که رای آورد با هر مشخصه‌ای رئیس است، اما مجلس باید مطابق با معیارهایی که رهبر معظم انقلاب اعلام کردند، انقلابی بودن خود را ثابت کند.

    نشست منتخبان مجلس یازدهم برای رأی گیری هیأت رئیسه پیش از آغاز دوره جدید

    ابوالفضل ابوترابی نماینده مردم نجف آباد در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، گفت: صبح امروز نشستی با حضور جمعی از نمایندگان مجلس دهم که به مجلس یازدهم راه پیدا کرده‌اند برگزار شد.

    بنابر گزارش فارس، وی افزود: در این نشست بنا بر این شد تا در روز چهارشنبه با حضور ۵۶ نفر از منتخبین مجلس یازدهم مقدمات تدوین اساسنامه فراکسیون انقلاب فراهم و عده‌ای از اعضا مأمور تدوین این اساسنامه شوند. علاوه بر این بناست تا نشستی با حضور منتخبین مجلس یازدهم که علاقمند به عضویت در فراکسیون نیروهای انقلاب هستند، پیش از آغاز دوره جدید مجلس برگزار شود.

    ابوترابی در پایان با بیان این که این تعداد حدود ۲۲۰ نفر از منتخبین مجلس یازدهم را تشکیل می‌دهد، گفت: در این جلسه بناست تا در مورد رئیس و هیأت رئیسه مجلس یازدهم رأی‌گیری شود.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • نظر کاربران خبرآنلاین درباره اختلافات بین اصلاح‌طلبان: غضنفرها جریان اصلاحات را نابود کردند /قحط‌الرجال بود، عارف بالا آمد

    نظر کاربران خبرآنلاین درباره اختلافات بین اصلاح‌طلبان: غضنفرها جریان اصلاحات را نابود کردند /قحط‌الرجال بود، عارف بالا آمد

    به گزارش خبرآنلاین، اختلافات در جریان اصلاحات هر روز وارد فاز جدیدی می شود، اختلافاتی که بخشی از آن به عملکرد شورای عالی سیاستگذاری باز می گردد  که طی چند ماه اخیر گسترده تر هم شده است و برخی اصلاح طلبان از ضرورت بازسازی این جریان از یک سو و طراحی سازوکار راهبری جدید در این جریان سخن می گویند.

    زنگ هشدار برای این جریان آنجا به صدا درآمده که براساس تحلیل ها و ادعاهای تئوریسن ها و چهره های شاخص این جریان، بدنه رأی جریان اصلاحات نیز با ریزش قابل توجهی روبرو شده است. آنچنان که صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب، در لایو اینستاگرامی با خبرآنلاین به پایان اصلاحات اشاره کرد و گفت: اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.

    در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین از کاربران خود پرسیده بود؛« از نگاه شما ریشه اختلافات بین اصلاح طلبان کجاست و چقدر ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟». پاسخ‌هایی که کاربران به این سوال دادند قابل توجه بود.

    بعد از سال ۸۸ قحط الرجال شد، عارف بالا آمد

    تعداد از کاربران خبرآنلاین، مشکلات اصلاح طلبان را، ساختاری دانسته و از عدم اعتماد مردم به آنان سخن گفتند. مثلا حسنعلی نوشت:« مشکل اصلاح طلبان ساختاری است. آنان تجربه کار جمعی را بخوبی فرا نگرفتند و از طرف دیگر هر کدامشان برای خود رویایی در سردارند که نمی توانند در جای کوچک جمع شوند پس اشکال ساختاری و رفتاری مشکل کارجمعی در ایران است.»

    کوروش نیز نوشت:« اصلاح طلبی یک حزب و یا ایدئولوژی خاصی نیست. تنها یک حرکت سیاسی با وعده اصلاح قوانین و وضعیت کلی کشور است. به همین دلیل تاریخ مصرف دارد. نمی توان تصور کرد که مردم ۵۰ سال رای بدهند به گروهی با وعده اصلاح کردن اوضاع!»

    روح الله چگینی هم نوشت:« اختلاف بین اصلاح طلبان قابل حل شدن هست. مشکل اصلی که برای احزاب اصلاح طلب وجود داره اعتماد عمومی نسبت به احزاب اصلاح طلب خیلی کم هست. یعنی یه جورایی عدم اعتماد در اکثر زمینه ها چه سیاست داخلی وچه سیاست خارجی. در سیاست خارجی یه نوع خود فروختگی نسبت به بیگانگان وجود داره. اگر چه تعاملی هم میخواهند صورت بگیره برفرض برای صلاح کشور همین یه یه ذره اعتماد هم در بین مردم وجود نداره که این احزاب میخواهند برای ایران انجام بگیره. زیاد طولانی نشه. در بحث سیاست داخلی در کل کارایی مثبتی انجام نشده که مردم ببینند وباور کنند. همیشه احزاب اصلاح طلب یا خودشون دچار حاشیه شدن یا به حاشیه برده شدن. به نظر من بحث مهمتر اعتماد عمومی هست که باید به سمتی پیش بروند که بتونند مردم مستقل و اصولگرا رو هم به سمت خودشون سوق بدن. این حتما امکان پذیر هست. فقط باید باهوش وطرح وبرنامه پیش بروند.»

    کاربر دیگری نیز نوشت:« آقا شما اگه تو رشته برق موفقی دلیل نمیشه تو سیاست هم موفق باشی. البته بعد ۸۸ قحط الرجال شد، که عارف اومد بالا.»

    خاتمی نبود، غضنفرها اصلاحات را نابود کردند

    تعداد دیگری از کاربران هم نوشته بودند که عمر سیاسی ۲ جناح اصلاح طلب و اصولگرا تمام شده است. مثلا کاربری نوشت:« اصلاح طلبی مرده است، دیگه بازسازی معنا نداره همونطور که اصولگرایی به تاریخ پیوست.» فرد دیگری که نامش را منتشر نکرده است، برای خبرآنلاین نوشت:« کی می خواهید بفهمید مردم حتی از شنیدن نام این دسته بندی های سیاسی و یارکشی ها حالشون بد میشه. اصلاح طلب یا اصول گرا فرقی نمی‌کنه. هر کی عرضه کشور داری نداره، یا فقط برای منافع خودش و دار و دسته اش اومده، شرش را کم کنه بره. چیزی که برای مردم مهم هست سر و سامان گرفتن اوضاع اقتصاد کشور هست.»

    دیگری هم نوشت:« خاتمی نبود، غضنفرها اومدن وسط و نابود کردن این جریان را.»

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • روزنامه شرق:اصولگرایان بخاطر ترس از آبروریزی نمی خواهند رقابت بر سر ریاست مجلس را در برابر رسانه ها انجام دهند

    روزنامه شرق:اصولگرایان بخاطر ترس از آبروریزی نمی خواهند رقابت بر سر ریاست مجلس را در برابر رسانه ها انجام دهند

    روزنامه شرق:اصولگرایان بخاطر ترس از آبروریزی نمی خواهند رقابت بر سر ریاست مجلس را در برابر رسانه ها انجام دهند

     

    اخبار و شواهد حاکی از این است که اصولگرایان چاره را در چندمرحله‌ای‌کردن انتخاب رئیس و هیئت‌رئیسه مجلس دیده‌اند؛ یعنی قبل از شروع مجلس با تشکیل جلسات پیشاانتخابی، تعداد رقبا را کاهش دهند؛ درحالی‌که طبق قاعده انتخاب رئیس مجلس باید به صورت رسمی بعد از شروع مجلس و در یک رقابت شفاف با حضور رسانه‌ها انجام شود؛ اما به نظر می‌رسد که اصولگرایان ترس از آبروریزی و درگیری دارند و نمی‌خواهند این رقابت خونینی که مدعیان زیادی هم دارد، جلوی چشم رسانه‌ها رخ دهد.

    برای همین به دنبال این هستند که انتخاب اصلی را پیش از شروع مجلس دور از چشم رسانه‌ها انجام دهند یا دست‌کم دور دوم یا سوم رقابت را به بعد از افتتاح مجلس یازدهم بسپرند؛ یعنی نهایتا دو نفر راه‌یافته به مرحله نهایی یک رقابت شکلی در مجلس جلوی چشم رسانه‌ها شکل دهند؛ تاجایی‌که مهدی چمران، رئیس اسبق شورای شهر تهران، با اشاره به برخی صحبت‌ها مبنی بر وجود اختلاف در بین اصولگرایان بر سر ریاست مجلس شورای اسلامی، گفته است: «احتمالا یک نشستی خواهند داشت قبل از شکل‌گیری مجلس تا در آنجا بتوانند رأی‌گیری کنند که دیگر در زمان تشکیل مجلس وقت زیادی برای این کار گرفته نشود. البته این بهترین روشی است که می‌شود دنبال کرد. حالا اگر این کار را بتوانند انجام دهند، کار خوبی است و اگر نه که درهرحال یک عده کاندیدا شده‌اند و با هم صحبت و بحث هم کردند تا وارد مجلس شوند. حال این نمایندگان مجلس هستند که تصمیم می‌گیرند به چه کسی رأی دهند. در نتیجه ما این را به‌عنوان یک اختلاف عمیق و ریشه‌ای نمی‌توانیم در نظر بگیریم».

    ۱۷۱۷

    منبع : خبرآنلاین