برچسب: اصلاح طلبان

  • صوفی: عزم و تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ جدی است

    صوفی: عزم و تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ جدی است

    سیدسجاد موسوی: حضور اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ با اما و اگرهایی روبروست، این جریان همچنان نگران تایید صلاحیت نشدن کاندیداهایش است و از سوی دیگر تصمیم خود برای نرفتن به سمت کاندیدای نیابتی را هم جزم کرده است.

    علی صوفی، وزیر دولت اصلاحات و از اعضای شورایعالی سیاستگذاری تاکید دارد اصلاح طلبان به صندوق رأی پشت نمی کنند اما حضورشان در انتخابات پیش رو نیز بی قید و شرط نخواهد بود. او که رابطه خوبی نیز با عارف دارد می گوید عارف عزم خود برای کاندیداتوری در ۱۴۰۰ را جزم کرده است، هرچند از نگاه صوفی کاندیدای حداکثری این جریان سیدمحمد خاتمی است.

    در همین رابطه بخوانید؛

    خوش‌چهره:کاربلدها وارد انتخابات ۱۴۰۰ شوند، مردم پای صندوق می‌آیند

    غفوری‌فرد: ورود کاندیداهای جوان، انتخابات ۱۴۰۰ را پرشور خواهد کرد

    این چهره اصلاح طلب درباره نقدها به شورایعالی سیاستگذاری نیز صحبت کرد و این را هم گفت که تشکیل پارلمان اصلاحات همچنان در دستور کار است.

    آنچه در ادامه می خوانید، مشروح گفتگوی خبرآنلاین با علی صوفی است؛

                                      **********

    *آقای صوفی! در فاصله ای که تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باقیمانده، اصولگرایان تحرکات نصفه و نیمه خود برای این انتخابات را کلید زده اند، برخی کاندیداها حتی ستادهایشان را چراغ خاموش فعال کرده اند، برنامه اصلاح طلبان چیست؟ قرار نیست از این سکوت و انفعال خارج شوند؟ یا استراتژی همین سکوت و عقب نشستن است؟

    اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم مجال مشارکت پیدا نکردند و به تبع همین موضوع نتوانستند به صورت منسجم با یکدیگر ارتباط داشته باشند. بعد از انتخابات مجلس نیز پدیده کرونا عاملی شد تا اصلاح طلبان نتوانند ذیل «شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان» به بحث و بررسی در خصوص وضع موجود، و حتی انتخابات سال آینده بپردازند.

    اصلاح طلبان مجال حضور در انتخابات ۱۴۰۰ را نخواهند یافت

    *اما به نظر می رسد جدا از بحث کرونا، هنوز در شوک انتخابات اسفند هستند.

    واقعیت این است که اتفاقات انتخابات اسفندماه بر جریان انتخاب رییس جمهور در سال ۱۴۰۰ سایه می‌اندازد. اصلاح طلبان همانند آنچه در اسفندماه رخ داد، مجال شرکت در عرصه را همانند «اصولگرایان» نخواهند داشت؛ و همین امر تصمیم گیری برای اصلاح طلبان را سخت خواهد کرد.

    برخی از سیاسیون و فعالان جریان اصلاحات نقدهایی را بر «شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان» وارد می‌کنند و معتقدند که این شورا در زمینه نظارت بر عملکرد کاندیداهای خود در مجلس دهم یا شورای شهر تهران، عملکرد خوبی نداشته است. نتیجه این نقدها قرار است به کجا برسد؟ انحلال شورا یا …؟

    باید عملکرد شواری عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان را در چند انتخابات گذشته، و به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار داد تا بتوان از دل همین تحلیل‌ها، در خصوص ادامه کار و حتی ترکیب این شورا تصمیم گیری کرد. شرایط در ماه‌های اخیر به گونه‌ای رقم خورده که هنوز مجالی برای بررسی این مباحث شکل نگرفته است.

    نظارت شورایعالی سیاستگذاری بر نمایندگانش در مجلس به شکل توصیه اخلاقی بود چون…

    موضوعی که باید در خصوص شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان مدنظر داشت این است که احزاب اصلاح طلب تشکیل دهنده این شورا، سازوکار قانونی برای پیگیری فعالیت کاندیداهای خود ندارند و اکثر فعالیت‌های نظارتی بیشتر معطوف به «توصیه‌های اخلاقی» و یا «میثاق نامه» می‌شود.

    البته تاکنون شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان موضع مشخصی درخصوص فعالیت کاندیداهای خود درمجلس دهم و شورای شهر ارائه نکرده است،اما ازطریق آقای«محمود صادقی»با تشکیل یک کارگروه،شروع به ارزیابی عملکرد«فراکسیون امید» کرد و حتی با توزیع فرم‌هایی در بین «اعضاء شورا» و «نمایندگان خود در پارلمان» به اخذ نظر ایشان پرداخت که به دلیل رکود ایجاد شده در فضای سیاسی در ماه‌های اخیر؛ نتیجه این ارزیابی به اطلاع اعضای شواری سیاست‌گذاری اصلاح طلبان نرسید.

    *انتقادات به شورایعالی تا حدی به نوع عملکرد آقای عارف هم برمی گردد، اینکه او براساس یک تعارفات بعد از سال ۹۲ یا منزوی بودن چهره های شاخص در رأس شورا قرار گرفت. فکر نمی کنید شرایط فعلی اصلاح طلبان نیازمند کنار گذاشتن تعارف حتی تغییر مدیریت شورایعالی است؟

    تصمیمات در خصوص ساختار هیأت رئیسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان به صورت جمعی اتخاذ می‌شود و نمی‌توان بر اساس نظرات فردی درباره تغییر رئیس اعمال نظر کرد. بنده نیز نمی‌توانم بر خلاف نظر جمعی نظری درباره جایگاه هیأت رئیسه اعلام کنم.

    صوفی: عزم و تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ جدی است
    صوفی: عزم و تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ جدی است

    تا کنون آقای عارف نیز بر اساس یک نظر اجماعی بر مسند ریاست باقی مانده‌اند. بنده دوبار شاهد روند انتخاب ایشان به عنوان رئیس بوده‌ام و هر دوبار نیز ایشان با اجماع کلی در جایگاه کنونی قرار گرفتند. اعضای کارگروه‌ها و ترکیب هیأت رئیسه نیز در این شورا با رأی‌ گیری مشخص شده‌اند و هر تغییری نیز باید در ذیل این فرایند شکل بگیرد.

    عارف تصمیم و عزم جدی برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ دارد

    * خود آقای عارف هم گویا دیگر تمایلی برای ریاست این شورا ندارد و …

    آقای عارف تصمیم جدی برای حضور در عرصه انتخابات سال ۱۴۰۰ دارند و شواهد نشان می‌دهد که برای این کار عزم جدی نیز دارند. بنده قائل به این موضوع نیستم که عملکرد کاندیداهای احتمالی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را به صورت فردی مورد ارزیابی قرار دهیم و باید اجازه داد که یک جمع درباره عملکرد افراد در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان، و یا کل جریان جریان اصلاحات نظر بدهند.

    خاتمی داعیه رهبری جریان اصلاحات را ندارد

    در شرایطی که آقای خاتمی به عنوان رهبر جریان اصلاحات چندان امکان تحرک و فعالیت سیاسی را ندارند، فکر نمی کنید نیاز به فعال شدن چهره های دیگری چون «عبدالله نوری»، ، «موسوی خوئینی‌ها» و حتی تشکلی چون «مجمع روحانیون مبارز» است تا تحرکات در این جریان شکل و وضعی منسجم تر بگیرد؟

    فردی مانند آقای خاتمی تا کنون در جریان اصلاحات داعیه رهبری نداشته‌اند و دست به یک کار تشکیلاتی نیز نزده‌اند. ایشان فراتر از یک جایگاه تشکیلاتی هستند و بر اساس شخصیت کاریزماتیکی که دارند باعث شده‌اند تا همواره از نظرات و رهنمودهایی که داشته‌اند، بهره گرفته شود.

    تشکیل پارلمان اصلاحات در دستور کار است

    *آقای صوفی! تشکیل پارلمان اصلاحات به کجا رسید؟

    موضوع تشکیل این پارلمان رفت و برگشت‌هایی به «کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» داشت و در نهایت در بخش بررسی اساسنامه آن متوقف ماند. هرچند که در ماه‌های اخیر به دلیل همزمانی با ایام انتخابات این موضوع مورد بررسی قرار نگرفته، اما همچنان بحث تشکیل پارلمان اصلاحات در دستورکار شورای عال سیاست‌گذاری اصلاح طلبان قرار دارد.

    *فکر می‌کنید اصلاح طلبان در سال ۱۴۰۰ شانسی دارند یا بهتر است به سمت بازسازی بدنه رأی و احیای گفتمان این جریان بروند؟

    من مخالف تحلیل‌هایی هستم که یک جریان سیاسی را در زمان از بین می‌برد و دوباره در اذهان زنده می‌کند. جریان اصلاحات همانند مسیر زندگی است و موجودیت آن نشان از زنده بودن آن دارد.

    جریان اصلاحات کار انتخاباتی را تعطیل نخواهد کرد

    در انتخابات اسفندماه گذشته شاهد بودیم که علیرغم کاهش انگیزه برای شرکت در انتخابات، همچنان این جریان در عرصه ماند و کار انتخاباتی را تعطیل نکرد.  جریان اصلاحات تنها راه تغییر در برابر جریان تندرو را، حضور در پای صندوق‌های رأی می‌داند؛ ولی مفهوم این حرف به معنای حضور بدون برنامه و به هر قیمت در عرصه انتخابات نیست.اصلاح طلبان در سال ۹۸ به دلیل مشکلاتی که به وجود آمد نتوانستند یک لیست واحد تشکیل و آن را به عرصه انتخابات بفرستند، اما این عدم ارائه لیست هرگز منجر به عدم تحرک در عرصه انتخابات نشد.

    اصلاحات حتی در دوره‌هایی برای مقابله با جریان تندرو از ظرفیت چهره‌هایی در خارج از جریان خود بهره برد و همچنان مردم را به شرکت در انتخابات ترغیب کرد. هرچند که این استراتژی با مشکلات و آسیب‌هایی نیز همراه بود.

    در ۱۴۰۰ باید با کاندیدای اصلاح طلب وارد میدان شویم

    یعنی جریان اصلاحات دیگر به سمت استراتژی بهره گرفتن از نیروهای خارج از جریان اصلاحات نخواهد رفت؟

    واقعیت امر این است که مردم دیگر نمی‌پذیرند که جریان اصلاحات با حمایت از برخی چهره‌ها که درون جریان اصلاح طلبی حضور ندارد، پا به عرصه بگذارد؛ بلکه انتظار دارند افراد در ذیل پرچم اصلاحات وارد گود انتخابات شوند.

    *براین اساس پیش بینی شما درباره استراتژی اصلاح طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

    اگر اصلاح طلبان بتوانند در انتخابات سال ۱۴۰۰ کاندیدا داشته باشند، قطعا به صورت جدی به آوردگاه انتخابات ورود می‌کنند. اما اگر این اتفاق رخ ندهد، قطعا مجالی برای مشارکت در سطح کاندیدا وجود نخواهد داشت؛ هرچند که بسیار زود است درباره خالی کردن صحنه از سوی این جریان صحبتی شود.

    خاتمی گزینه حداکثری است اما شاید بخاطر شرایط سنی ردصلاحیت شود

    *اگر فرض را بر این بگیریم که شورای نگهبان زمینه ورود کاندیداهای اصلاح طلبان را فراهم می‌کند، فکر می‌کنید کدامیک از افراد شاخص جریان شما می‌تواند زمینه مشارکت بیشتر مردم و بدنه رأی تان را فراهم کند؟

    گزینه حداکثری اصلاح طلبان برای انتخابات سال ۱۴۰۰ آقای سید محمد خاتمی است و اگر ایشان به دلیل شرایط سنی از سوی شورای نگهبان رد نشوند، قطعا می‌توانند جمعیت زیادی از مردم را به پای صندوق‌های رأی بکشانند. در خصوص سایر چهره‌های شاخص بنده بنا ندارم به صورت فردی اعلام نظر کنم و باید منتظر بمانیم تا شاکله اصلاح طلبان بر اساس یک سازوکار مشخص و اخذ نظر از تمامی گروه‌های سیاسی و افراد شاخص، به نتیجه نهایی برسد.

    اصلاح طلبان برای انتخابات شورای شهر برنامه جدی دارند

    *اصلاح طلبان برنامه‌ای برای انتخابات شورای شهر در سال ۱۴۰۰ دارند؟

    بنده پیش بینی می‌کنم جریان اصلاحات برنامه جدی برای هر دو انتخابات دارد و شورای شهر تهران را نیز نمی‌خواهد از دست بدهد.اساسا اصلاح طلبان بنایی بر پشت کردن به صندوق‌های رأی ندارند؛ ولی بدون قید و شرط نیز وارد عرصه نمی‌شوند.

    نمایندگان شورای شهر موفق تر از مجلس دهم بودند

    *فکر می‌کنید نیروهای اصلاح طلبان در «شورای شهر» موفق‌تر بودند یا «مجلس شورای اسلامی»؟

    به نظر بنده اصلاح طلبان حاضر در شوراهای شهر در سراسر کشور، نسبت به نمایندگان اصلاح طلب حاضر در پارلمان منسجم‌تر عمل کردند و توانستند تصمیماتی را که اتخاذ کردند را با مشی اصلاح طلبی به پیش ببرند.

    ۲۳ / ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • دولت روحانی در بدترین شرایط کشور را اداره کرد/نطق‌های تریبون مجلس نباید تند و علیه دولت باشد /نگاه دو چهره اصولگرا و اصلاح‌طلب به عملکرد دولت

    دولت روحانی در بدترین شرایط کشور را اداره کرد/نطق‌های تریبون مجلس نباید تند و علیه دولت باشد /نگاه دو چهره اصولگرا و اصلاح‌طلب به عملکرد دولت

    دولت روحانی در بدترین شرایط کشور را اداره کرد

    سید محمود میرلوحی، عضو شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گفت: دولت روحانی در بدترین شرایط کشور را اداره کرد در حالی که دولت نهم و دهم تا سال ۹۲ با در اختیار داشتن ۷۰۰ میلیارد دلار ارز نتوانست به تولید، اشتغال و رونق اقتصاد و توسعه کشور کمکی کند.

    وی با بیان اینکه کسی نمی‌تواند بگوید مردم از اصلاحات عبور کرده‌اند چون در انتخابات ۹۸ آنها به سمت اصولگرایان هم نرفتند و اصولگرایان از همان رای حداقلی و ثابت خودشان استفاده کردند؛ گفت: به عنوان جریانی ریشه‌دار پیروز سه انتخابات گذشته بودیم و حق داشتیم در این انتخابات با مطالعه و ارزیابی فضای سیاسی کشور تصمیم بگیریم، لذا شورای‌عالی در این دوره ارزیابی خود از فضای سیاسی کشور را صادقانه با مردم در میان گذاشت.

    میرلوحی گفت: در انتخابات پرشور و بسیار مهم سال ۹۶ مردم به صحنه آمدند و ۶ ماه بعد از آن اتفاقات دی ۹۶ رخ داد و به دنبال آن حوادث طبیعی و غیر طبیعی سال‌های ۹۷ و ۹۸ را شاهد بود، این مباحث تاثیر زیادی در اراده و حس مشارکت مردم داشت.

    دولت روحانی در بدترین شرایط کشور را اداره کرد

    میرلوحی درباره انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ گفت: «اگر قرار است همه مشارکت کنند بسم الله و اگر نه، ما هم به وقتش برآورد خود را می گوییم.»

    میرلوحی اظهار کرد: اصلاحات مجانی به دست نیامده است. اصلاح‌طلبان برای حضور در صحنه همیشه هزینه داده‌اند. هیچ وقت دنبال راحتی و کنار نشستن نبوده‌اند، اما بعضی وقتها با وجود این هزینه‌ها نتیجه نگرفته‌اند اما مسئولیت ملی خود را انجام می‌دهند.

    شرط اولیه هر اتفاق مثبت در کشور، تعامل مجلس با دولت است

    همچنین احمد کریمی اصفهانی، عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری، درخصوص لزوم تعامل و همکاری مجلس و دولت در شرایط کنونی با توجه به مشکلات موجود و تحقق شعار سال که «جهش تولید» است، گفت: مساله این است که باید ببینیم در سالی که به نام «جهش تولید» نامیده شده است، چه کارها و اقداماتی باید انجام دهیم تا چرخ تولید به چرخش درآید و این اقدامات را پس از شناسایی و برنامه‌ریزی در فهرست اولویت‌های کاری کشور قرار دهیم.

    بنابر گزارش ایلنا، وی ادامه داد: باید به این مساله توجه داشته باشیم که شناسایی و تصمیم‌سازی درست برای این اولویت‌ها، برنامه‌ریزی برای تحقق آن‌ها و همچنین انجام اقدامات متناسب و پیشرفت در این حوزه مستلزم هماهنگی و تعامل میان قوا به ویژه مجلس و دولت است. با توجه به این که دولت باید قوانین را اجرا کند، اگر مجلس بهترین قانون را تصویب کند اما تعامل مناسب میان مجلس و دولت ایجاد نشود، این قانون به نتیجه و ثمر نخواهد رسید، لذا شرط اولیه هر نوع تصمیم درست و نتیجه مثبت ایجاد تعامل است.

    این فعال سیاسی اصولگرا  با تاکید بر لزوم تعامل میان قوا، تصریح کرد: معضلات و مشکلات تنها در سایه تعامل قابلیت حل و برطرف شدن دارد و هرگز از مسیر حمله به دولت کار را پیش نخواهد برد. مسئولان باید بدانند هر مقدار بیشتر به یکدیگر کمک کنند و با هم تعامل داشته باشند، به نفع مردم است و قرار نیست در برابر هم قرار گیرند.

    وی گفت: البته توجه کنیم که فقط مجلس نیست که باید تعامل کند، بلکه دولت هم باید با مجلس وارد تعامل شد. اما نطق‌های تریبون مجلس هم نباید تند و علیه دولت باشد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • صوفی: پیشنهاد استعفا به عارف به مشورت گذاشته می‌شود

    صوفی: پیشنهاد استعفا به عارف به مشورت گذاشته می‌شود

    «علی صوفی» دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان درخصوص آخرین وضعیت این شورا و آینده این نهاد گفت: تا امروز آخرین جلسه‌ای که شورایعالی اصلاح‌طلبان داشت مربوط به یک هفته پیش از انتخابات دوم اسفند است و غیر از آن جلسه دیگری نداشته است، بنابراین شورای عالی سیاستگذاری فعلا در رابطه با مواردی که در رسانه‌ها مطرح می‌شود، وارد نشده و بحثی نداشته است. درخصوص اینکه پارلمان اصلاحات یا مجمع عالی اصلاح‌طلبان تشکیل می‌شود یا نه، باید بگویم که این طرح قبلا در دستور کار شورای هماهنگی احزاب جبهه اصلاحات بود که متوقف ماند و در حال حاضر هنوز تصویب نشده یا شکل نگرفته که ما بخواهیم بگوییم این ایده اجرایی شود یا نشود.

    هنوز پیشنهاد استعفا به عارف مطرح نشده است

    وی ادامه داد: مجموع موضوعاتی که مطرح می‌شود همگی یک نوع گمانه‌زنی است، تنها مساله‌ای که تاکنون درخصوص شورایعالی واقعیت دارد، استعفای آقای موسوی‌لاری است که ایشان خودش رسانه‌ای کرده است و هنوز شورا جلسه‌ای تشکیل نداده است که این موضوع مطرح و در این خصوص تصمیم‌گیری شود.

    عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان درخصوص مطرح شدن استعفای عارف از سوی برخی چهره‌ها، با بیان اینکه نیاز اولیه‌ شورا برگزاری جلسات و نظرسنجی از استان‌ها است، تصریح کرد: در شورایعالی سیاستگذاری عرف این است که شورا بعد از هر انتخابات در سطح کشور از شوراهای اصلاح‌طلبان استان‌ها یک نظرسنجی را ترتیب می‌دهد و کارگروهی را برای جمع‌آوری و بررسی این نظرسنجی‌ها مشخص می‌کند و جلساتی را شورای عالی سیاستگذاری تشکیل می‌دهد که در آن پیرامون نظرات و انتقاداتی که از استان‌ها می‌آید و همچنین نظراتی که ممکن است اعضا داشته باشند به بحث و مشورت می‌پردازد تا نقاط ضعف و قوت شورا بررسی شود.

    وی ادامه داد: در حال حاضر تا زمانی که این روال سپری نشود هنوز اتفاقی رخ نداده است و همه مواردی که مطرح می‌شود از جمله پیشنهاد استعفا به آقای عارف بعد از نظرسنجی درخصوص عملکرد شورایعالی سیاستگذاری در این شورا به مشورت گذاشته می‌شود.

    صوفی: پیشنهاد استعفا به عارف به مشورت گذاشته می‌شود
    صوفی: پیشنهاد استعفا به عارف به مشورت گذاشته می‌شود

    صوفی درخصوص زمان احتمالی برگزاری نخستین جلسه شورایعالی در سال ۹۹  گفت: این به اعضای شورا بستگی دارد، مثلا شورای هماهنگی احزاب تصمیم گرفت که یک جلسه حضوری را برگزار کند، خب شورایعالی هم می‌تواند چنین جلسه‌ای را برگزار کند، به نظر من احتمال دارد این جلسه برگزار شود تا روی مباحثی که مطرح شده است، بحث و بررسی کند. هنوز برای طرح این مسائل زود است و این قضاوت‌ها که مطرح می‌شود بیشتر گمانه‌زنی و اظهارنظر شخصی است و از نظر شورایعالی سیاستگذاری اعتباری ندارد.

    منطقی است اصلاح‌طلبان به کاندیداهای اصلاح‌طلب روی بیاورند

    دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات در خصوص مطرح شدن احتمال حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری از افرادی که به جریان راست سنتی و معتدلان تعلق دارند، اظهار داشت: شورایعالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در سال ۹۸ رویکرد و راهبرد خود را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی طی مصوبه‌ای اعلام کرد و در آن اظهار کرد که نسبت به انتخابات‌های ۹۲ ،۹۴و ۹۶ تغییر رویکرد داده است، تغییر رویکرد به این معنا که دیگر شیوه مشارکت بدون قید و شرط در انتخابات را کنار گذشته است. یعنی قبلا اگر کاندیدای اصلاح‌طلب داشتیم و شورای نگهبان ردصلاحیت می‌کرد ما به دنبال افراد بینابین می‌رفتیم، مثلا در انتخابات سال ۹۲ آقای روحانی که اصلا خود را اصلاح‌طلب نمی‌دانست، نسبت به دکتر عارف که اصلاح‌طلب بود ترجیح داده شد، یا در ۹۴ لیستی که به عنوان لیست امید مطرح شد، یک لیست ائتلافی بود.

    وی ادامه داد: اما در انتخابات ۹۸ تصمیم بر این شد که شورایعالی سیاستگذاری به عنوان نهاد تصمیم‌گیری انتخاباتی اصلاح‌طلبان، تنها معیارها و ملاک‌های اصلاح‌طلبی را در نظر بگیرد و کاندیداها صد در صد کاندیدای شناسنامه‌دار اصلاح‌طلب و توانمند برای آن کار باشند. بر همین روال هم شورایعالی سیاستگذاری وقتی دید تمام کاندیداهای اصلاح‌طلب را رد صلاحیت کردند، اعلام کرد که چون ما دیگر کاندیدای اصلاح‌طلب نداریم، بنابراین لیست ارائه نمی‌دهیم لذا همین روال تا این لحظه اعتبار دارد.

    صوفی در ادامه اظهار داشت: با توجه به تبعات معرفی این نوع کاندیداها که نتیجه‌اش افزایش نارضایتی و ریزش رای اصلاح‌طلبان شده است، منطقی به نظر می‌رسد که این جریان سیاسی برای بازیابی بدنه و اعتبار اجتماعی خود به اصالت و گفتمان خود باز گردد و با همان ادبیات با مردم صحبت کند و همچنین مسئولیت اقدام خود را هم بپذیرد.

    وی تصریح کرد: تغییر رویکرد یا مصلحت‌سنجی و هر مساله دیگری به شورایعالی سیاستگذاری بستگی دارد، اما منطق حکم می‌کند که اصلاح‌طلبان فقط و فقط به کاندیداهای اصلاح‌طلب روی بیاورند و اگر کاندیدای خودشان ردصلاحیت شد از معرفی کاندیدا پرهیز کنند.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • تاجرنیا:چهره‌های باسابقه اصلاحات عادت کردندجایی درقدرت داشته باشند

    تاجرنیا:چهره‌های باسابقه اصلاحات عادت کردندجایی درقدرت داشته باشند

    به گزارش  خبرگزاری خبرآنلاین، آینده حیات سیاسی جریان اصلاح طلب ماه‌هاست که زیر ذره بین رسانه‌ها و منتقدان قرار گرفته است. برخی چهره‌های اصلاح طلب بحث ضرورت بازسازی درون تشکیلاتی را مطرح می کنند و بعضی از ناکارآمدی اصلاح طلبان در مجلس دهم و سومدیریت شورای عالی‌سیاستگذاری اصلاح طلبان می گویند؛ نقطه عطف همه بحث ها اما چند و چون حضور این جریان سیاسی در انتخابات ۱۴۰۰ و اما و اگرها پیرامون نحوه بروز و ظهور اصلاح طلبان در  آن است.

    علی تاجرنیا، عضو حزب اتحاد ملت و نماینده مجلس ششم در همین رابطه تاکید می کند که بهتر است جریان های سیاسی هر کدام به چند تشکل اصلی تقسیم شوند و هر یک در انتخابات کاندیدای خود را داشته باشند. از نظر او تعدد کاندیدا در یک جریان سیاسی ایراد نیست به همین دلیل توضیح می دهد که چرا مخالف ائتلاف و اجماع بر سر یک فرد است.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب معتقد است که انتخاب افراد برای حضور در انتخابات ها به اسم مصلحت اندیشی صورت می گیرد و نهایتا باعث می شود هر روز یک نوع تفکر محافظه کاری که به حضور در قدرت به هر جهت اعتقاد دارد، بر اصلاح طلبان سایه بیاندازد.

    مشروح گفتگوی علی تاجرنیا با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛

    ****

    *آقای تاجرنیا! با توجه به شرایطی که جریان اصلاح طلب در آن قرار دارد، به خصوص با ضعف ساختاری موجود در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، فکر می کنید اصلاح طلبان باید چه روشی را برای ادامه راه خود انتخاب کنند؟ 

    رفتارهای جبهه ای چه از طرف مجموعه اصلاح طلب و چه از طرف مجموعه اصولگرا باعث شده که پاسخگویی جدی درمورد تصمیمات و کنش های سیاسی این مجموعه ها وجود نداشته باشد؛ یعنی هرکدام از این  ائتلاف ها بعد از بحث و جدل های فراوان در هر انتخابات به یک لیست واحد می رسند و با آن وارد انتخابات می شوند اما به دلیل شرایطی که بعد از انتخاب فرد یا افراد، به وجود می آید هیچ جریانی پاسخگوی عملکرد آنها نیست.

    اصولگرایان و اصلاح طلبان به ۲ تا ۳ تشکل تقسیم شوند

    به طور مثال در مجلس دهم، شورای عالی اصلاح طلبان لیست امید را معرفی کرد، بعد از اینکه نتوانست آنطور که باید و شاید عمل کند یکسری از احزاب درون اصلاح طلبان نسبت به عملکرد آنها منتقد شدند، یا مثلا درمورد شورای شهر هم ما شاهد بودیم که مجموعه هایی شکل گرفت اما کسی پاسخگوی این نبود که چرا در حوزه مدیریت شهری در یک دوره، ۳ شهردار عوض شد و فعالیت هایی که آنها انجام داده اند تا چقدر کارآمد بوده است.واقعیت این است که این نوع رفتارهای جبهه ای در کشور ما از اساس تاثیرگذار نبوده است؛ از نظر من اکنون راه حل این است که باید هر دو جبهه سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب در درون خود به ۲ تا ۳ تشکیلات تقسیم شوند و هرکدام از آنها به طور مجزا در انتخابات ورود کنند و بر اساس کاندیداهایی که دارند بعد از انتخابات با هم ائتلاف کنند.

    احمدی نژاد خرابکاری می کند و اصولگرایان نمی توانند دفاع کنند

    در حال حاضر کاندیدای گروه هایی که صاحب رای هستند تایید صلاحیت نمی شود و در ادامه مجبور می شوند به یکسری کاندیدهای مستقل روی بیاورند و رای دهند؛ اما این منتخبان بعد از رای‌آوری تعهدی به مانیفست ها و باورهای آن جریان سیاسی ندارند و این موضوع ما را دچار یک دور باطلی کرده است که نهایتا نمی توانیم پاسخگوی مردم هم باشیم.

    آقای احمدی نژاد خرابکاری می کند و اصولگرایان نمی توانند دفاع کنند و آقای روحانی بد عمل می کند و اصلاح طلبان نمی توانند دفاع کنند. بنابراین من معتقد هستم هرکدام از این شرایط و انتخاب ها که به اسم مصلحت اندیشی صورت می گیرد، نهایتا باعث می شود که هر روز یک نوع تفکر محافظه کاری که به حضور در قدرت به هر جهت اعتقاد دارد، بر اصلاح طلبان سایه بیاندازد و همین امر باعث از دست دادن سرمایه های اجتماعی در دراز مدت می شود.

    متاسفانه یکسری دوستان ما در نسل اول در طی چند دهه گذشته، زمانی که ۲۲ و ۲۳ ساله بودند تا الان که ۶۰ و ۷۰ سال دارند، همیشه تاثیرگذار بوده اند و هیچ وقت هم پاسخگوی اشتباهات خود نبودند. من فکر می کنم که احزاب باید خودشان به تنهایی فعالیت‌هایی بر اساس ظرفیت هایشان انجام دهند و نهایتا بعد از آن به ائتلاف برسند، اینکه جناح مقابل با هم جمع شود و این امکان باشد که ما انتخابات را از دست بدهیم، به نظر من خیلی بهتر از این شکل ورود است.

    علی تاجرنیا

    اصولگرایان بخاطر پیروزی بر اصلاح طلبان به اتحاد ظاهری می‌رسند اما…

    متاسفانه مردم هم آرام آرام از این نوع انتخاباتی که معمولا در آن پاسخگویی وجود ندارد،زده می شوند.بنابراین من معتقد به ساختار چندحزبی هستم بنابراین باید دولت و مجلس را متقاعد کرد که انتخابات را به صورت حزبی به رسمیت بشناسند. ما همین مساله را در میان اصولگرایان هم می بینیم که بخاطر پیروزی بر جناح اصلاح طلب سعی می کنند با هم اتحاد ظاهری داشته باشند و بعد از پیروزی دچار مشکل و انشقاق می شوند.

    من معتقدم که این روش ها خیلی مؤثر نیست خصوصا جایی که به جای احزاب و تشکل ها، حضور افراد تعیین کننده می شود، این کار، سم فعالیت های اجتماعی و تشکیلاتی است و عملا رواج دادن فعالیت های باندی است که بیش از اینکه تشکیلات سالار باشد بر اساس ارادت سالاری شکل می گیرد، بنابراین به نظر من این ساختار باید دگرگون شود؛ تجربه هم نشان داده که با تغییرات جزئی و اضافه و کم کردن چند نفر این مسائل حل نمی شود.

    با این شرایط که نمی شود سیاست ورزی کرد

    *یعنی شما فکر می کنید بهتر است جریان اصلاح طلب در ادامه مسیر با تشکیل چند حزب با تشکیلات قدرتمند، چند کاندیدا هم داشته باشد؟

    بالاخره باید چند نفرشان بهم نزدیک شوند. درحال حاضر در بین اصلاح طلبان ۲ تشکیلات خیلی جدی وجود دارد، در اصولگرایان هم همینطور. در این شرایط باید سایر تشکل‌ها هم به یکی از آنها نزدیک شود که احزابی فراگیرتر و سراسری شکل دهند. اما اکنون ۳۰ الی ۴۰ تشکیلات وجود دارد و معمولا نزدیک انتخابات همه شان فعال می شوند و سهم خواهی می کنند و بعد می روند و خبری از آنها نیست، با این شرایط که نمی شود سیاست ورزی کرد!

    تعدد کاندیدا در انتخابات مسیر درستی است/ نباید همیشه در قدرت باشیم

    *برای مثال اصلاح طلبان در انتخابات‌ ریاست جمهوری سال‌ ۸۴ و اصولگرایان در سال ۹۲ مشخصا این تجربه را داشتند و با چند کاندیدا وارد انتخابات شدند که هر دو جناح از آن به عنوان یک اشتباه عبرت آموز یاد می‌کنند و می گویند اگر کاندیدای واحد داشتند پیروز می شدند، یعنی در تمام این سالها این بحث بوده است که شکست اصولگرایان یا اصلاح طلبان در هر انتخابات بخاطر تعدد کاندیدا بوده به همین دلیل همیشه تلاش برای اجماع بر سر یک کاندیدا مطرح است تا هر کدام رای حداکثری بگیرد. توضیحات شما به این معناست که باید این رویه را کنار گذاشت؟

    موضوع ریاست جمهوری مقداری متفاوت است چون وجهه ملی دارد  و چه بسا نزدیک به انتخابات هم شرایط به گونه ای می شود که خیلی از احزاب بهم نزدیک می شوند، مثل اینکه شما در دوره قبل در جریان اصولگرا دیدید آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار کشید یا در انتخابات ریاست جمهوری آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار رفت. این شرایط  یک امر طبیعی است منتهی باید از ابتدا این افراد بر اساس ساختار حزبی تشکیل می شود. ما اگر می خواهیم مردم را در دراز مدت به کارهای تشکیلاتی و شفاف عادت دهیم باید این مسیر را امتحان کنیم، به نظر من آن مسیری که سال ۸۴ منجر به این شد که بخشی آقای دکتر معین و بخشی آقای دکتر کروبی را انتخاب کنند، اشتباه نبوده است و آن مسیر درستی بوده است. چون ما که نباید همیشه در قدرت باشیم.

    *آن زمان می گفتند این چند کاندیدایی اصلاح طلبان نهایتا باعث روی کار آمدن فردی همچون محمود احمدی نژاد شده است…

    حالا هم ما اجماع کردیم و آقای روحانی سر کار آمده است، آقای روحانی چه گُلی به سر این کشور زده است؟

    چهره های باسابقه اصلاحات عادت کرده اند حتما یک جای پایی درقدرت داشته باشند

    *پس یعنی هدف وسیله را توجیه نمی‌کند…

    چهره های باسابقه اصلاحات عادت کرده اند که حتما باید یک جای پایی درقدرت داشته باشند، اگر آقای روحانی هم کاندید نبود برخی بین آقای قالیباف و رئیسی می رفتند و کسی دیگر را انتخاب می کردند. کما اینکه الان هم یکسری دنبال این هستند که آقای لاریجانی را برای دور بعد کاندیدا کنند و اعلام می کنند رای دهید تا یکهو یک اصولگرای تند یا یک جبهه پایداری روی کار نیاید.

    این استراتژی درستی نیست. البته ممکن است یک زمانی بنشینند و با آقای لاریجانی بحث کنند که به فرض شما باید کابینه را به این صورت بچینید یا این کار را انجام دهید و… که این شفافیت ها خوب است، اما اینکه ما به دنبال آدم ها می رویم و بعد هم به دنبال آنها می دویم که این را وزیر خود نگذار و اینجا اینگونه عمل کن یا آنجا اینطوری عمل نکن، فایده ندارد.

    یک جریان سیاسی ممکن است ۸ سال از قدرت دور باشد، خب باشد!

    من این روش ها را قبول ندارم چون سیاست ورزی های فرصت طلبانه است و به نظر من اینها سیاست ورزی‌ نیست که منتج به بهتر شدن وضع مردم شود. یک جریان سیاسی ممکن است ۱ دوره یا ۲ دوره یا ۸ سال از قدرت دور باشد، خب باشد! دلیلی ندارد بیاید و بخاطر یک مصلحت اندیشی هر فعالیتی به هر شکل  انجام دهد. اگر فردا در انتخابات ریاست جمهوری آینده هیچ اصلاح طلبی نیاید و آقای لاریجانی هم کاندید نشود، باز هم یکسری می گویند بین آقای قالیباف و فلان آدم تندِ احمدی‌نژادی سراغ قالیباف برویم. اینکه ما برای سیاست ورزی در انتخاب آدم ها هیچ برنامه ای نداریم و جز بردن به چیز دیگری فکر نمی کنیم، واقعا کار درستی نیست؛ این روش با اصولِ اصلاح طلبی هم در تعارض است.

    متاسفانه غیر از چند چهره خاص در جریان اصلاح طلبی بقیه همه به دنبال این نوع سیاست‌ورزی هستند. من معتقدم هرچقدر که ما در دروه آقای احمدی نژاد و عملکرد بد او سرمایه اجتماعی بدست آوردیم را از دست دادیم.

    *پس فکر می کنید در انتخابات ۱۴۰۰ هم باید اینگونه عمل کرد؟

    من معتقد هستم که اگر می خواهیم سیاست ورزی کنیم باید شفاف عمل کنیم. مثلا اگر آقای لاریجانی کاندیدای اصلاح طلبان است، باید مشخص باشد که ایشان چه موضعی دارد و چه کاری می کند و چه فعالیت هایی را در خصوص شعارها و بحث اصلاح طلبی دنبال می کند و بعد هر بحثی را ادامه دهیم.

    نباید چک سفید امضا به کاندیداها داد

    *یعنی همان بحثی که گفته می شود نباید یک چک سفید امضا به یک کاندیدا داده شود؟

    بله. دولت آقای روحانی عزم جدی برای مبارزه با فساد نداشته است، اگرچه این فساد در زمان آقای احمدی نژاد نهادینه شده است اما اراده ای هم در دولت آقای روحانی برای مبارزه با فساد وجود نداشته است. بخش عمده بی اعتمادی که مردم امروز دارند به دلیل همین مسائل بوده است.ما نمی توانیم چک سفید امضا به افراد بدهیم که شما رئیس جمهور شو و بعد بخواهیم به دنبال آنها بدویم.

    باید مشخص شود سهم هر جریان سیاسی از دولت ائتلافی چقدر خواهد بود

    من معتقدم یا باید وارد بحث های انتخاباتی به شکل مرسوم خودش شویم و یا مثل کشورهای غربی بدون تعارف بحث کنیم که فردی که می خواهد وارد انتخابات شود مشخص کند سهم هر جریان سیاسی از دولت ائتلافی چقدر خواهد بود و این مجموعه چگونه عمل خواهد کرد.

    متاسفانه این بحث ها در کشور ما نهادینه نشده است، خیلی از افراد حاضر نیستند روی صحنه این نوع بحث ها را انجام دهند، اسم بردن از قدرت امر منفی تلقی می شود، اما در پشت صحنه بجای اینکه احزاب میدان دار باشند، اشخاص لابی های فردی می کنند و هزینه آن را جریان سیاسی می دهد. ضمن اینکه در کشور ما ظاهرا قرار نیست که کسی از نظر سیاسی بازنشسته شود، بالاخره باید فضا را برای دیگران هم آماده کنند تا آنهایی هم که در این بحث وارد شده اند رشد کنند و بحث های خودشان را مطرح کنند.

    ۲۳/ ۲۷۲۱۴

    منبع : خبرآنلاین

  • مانیفست جدید اصلاح طلبان در دست تدوین است

    مانیفست جدید اصلاح طلبان در دست تدوین است

    مانیفست جدید اصلاح طلبان در دست تدوین است

    به گزارش خبرنگار مهر، نخستین جلسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در سال ۱۳۹۹ عصر امروز (یکشنبه ۱۱ خرداد) در محل سالن اجتماعات حزب اسلامی کار و به ریاست حزب اراده ملت برگزار شد.

    احمد حکیمی پور دبیرکل حزب اتحاد ملت و رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در پایان نشست امروز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه جلسه با حضور اکثر اعضا برگزار شد، گفت: به خاطر شرایط خاص کشور و شیوع بیماری کرونا این جلسه اولین نشست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بعد از گذشت ۴ ماه بود و به همین دلیل بیشتر مسائل کلی در آن مطرح شد.

    وی افزود: در این جلسه با پیشنهاداتی که اعضا مطرح کردند مقرر شد که عملکرد اصلاح طلبان در انتخابات ۲ اسفند به صورت جامع و توسط کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ارزیابی شود.

    حکیمی پور تاکید کرد: همچنین با توجه به اینکه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان یکی دیگر از مأموریت‌های خود را انجام داد، بنا شد که تکلیف این ساختار را در جلسات آتی مشخص کنیم، چون شورای عالی سیاست گذاری با مصوبه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تشکیل شد بنابراین سرنوشت آن باید در همین شورا تعیین شود.

    وی درباره سرنوشت شورای عالی سیاست گذاری تصریح کرد: شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان یک ساختار موقت بود و از ابتدا هم بنا نبود که به صورت دائمی فعالیت کند، بنابراین بحث از تعیین ساختار جدید فعالیت اصلاح طلبان بسیار جدی است که باید به زودی مورد توافق قرار بگیرد و با ارزیابی عملکرد همه ساختارهای موجود در میان اصلاح طلبان باید معلوم شود که چه ساختاری برای ساماندهی بهتر اصلاح طلبان مناسب است.

    دبیرکل حزب اراده ملت درباره بحث‌های مطرح شده پیرامون پارلمان اصلاحات و مجمع عالی اصلاح طلبان هم گفت: بحث از پارلمان اصلاحات و مجمع عالی به خاطر نزدیک شدن به انتخابات موقتاً از دستور کار خارج شد. باید ببینیم با تجاربی که در این چند ماه اندوختیم به چه نتیجه‌ای می رسیم و آیا همان ساختارها جوابگو خواهد بود و یا باید در آن بحث‌ها بازنگری شود.

    حکیمی پور افزود: حدود دو سوم از بحث‌های مربوط به پارلمان اصلاحات پیش از انتخابات انجام شده بود که چون با انتخابات مجلس همزمان شد بقیه مباحث به بعد از انتخابات موکول شد.

    وی در ادامه گفت: یکی دیگر از پیشنهاداتی که در این جلسه مورد بحث قرار گرفت موضوع تعیین مانیفست اصلاح طلبی در ابعاد مختلف به ویژه در بعد اقتصادی بود که در این رابطه نیز در جلسات آتی تصمیم گیری خواهد شد.

    رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اظهار داشت: بیشتر بحث‌هایی که در جلسه مطرح شد مربوط به مسائل روز بود و اعضا پیشنهادات خود برای دستور جلسه آتی را مطرح کردند. در این جلسه قرار شد که عملکرد اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران و سایر شهرها در جلسات عادی ارزیابی شود.

    وی در پایان گفت: در ابتدای جلسه با توجه به نزدیکی سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) یاد و خاطره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران گرامی داشته شد و همچنین از مرحوم راه چمنی دبیرکل حزب وحدت و همکاری اسلامی و عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که به خاطر بیماری کرونا از دنیا رفت یاد شد.

    منبع : مهرنیوز

  • شورای عالی اصلاح طلبان قدرت و اقتدار ندارد/اصلاحات نیاز به بازسازی جدی دارد

    شورای عالی اصلاح طلبان قدرت و اقتدار ندارد/اصلاحات نیاز به بازسازی جدی دارد

    شورای عالی اصلاح طلبان قدرت و اقتدار ندارد/اصلاحات نیاز به بازسازی جدی دارد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، محسن آرمین عضو سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی و فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با روزنامه سازندگی گفت: بازسازی و تجدید نظر در سازماندهی و استراتژی و تاکتیک‌ها شرط پویندگی و تداوم هر جریان سیاسی است.

    وی افزود: به گمانم اصلاحات در هر سه سطح نیاز به تجدید نظر دارد. به هر حال افتراق جبهه اصلاحات در جریان انتخابات اخیر مجلس نشان داد که اولاً شورای عالی سیاست‌گذاری به عنوان مغز و کانون فرماندهی جریان اصلاحات اقتدار لازم را برای ایجاد هماهنگی سازمانی و اداره بخش‌های مختلف این جریان ندارد.

    وی همچنین گفت: اختلاف بخش‌های مختلف جریان اصلاحات در قبال انتخابات صرفاً اختلاف در قبال یک پدیده یا رخداد در عرصه سیاسی نبود، بلکه ناشی از اختلاف در استراتژی و نیز تاکتیک بود. بنابراین فکر می‌کنم جریان اصلاحات برای تداوم و بقا به شدت نیاز به بازسازی در سه سطح سازماندهی، تحلیل راهبردی از شرایط و تدوین تاکتیک‌های جدید متناسب با شرایط روز دارد.

    آرمین با حمایت از تصمیم اصلاح طلبان در حمایت از روحانی گفت: حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری موضع‌گیری سیاسی خطایی نبود. آقای روحانی کاندیدای اصلاح‌طلبان نبود، اما تنها کاندیدای متفاوت در میان کاندیداهایی بود که همگی می‌توانستند در صورت پیروزی، جریان اقتدارگرا را نمایندگی کنند و مجری دیدگاه‌ها و سیاست‌های اقتدارگرایان حاکم باشند.

    وی تاکید کرد: معتقدم ضعف کادر مدیریت دولت و اشتباهات و خطاها و عدم ایستادگی اصولی بر مواضع به گونه‌ای است که اصلاح‌طلبان را در حمایت از دولت آقای روحانی در برابر افکار عمومی خلع سلاح کرده است.‌

    عضو شاخص سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ادامه بیان داشت: به گمان من دو خطر یا بهتر است بگویم دو انحراف همواره جنبش اصلاحی را تهدید کرده است. انحراف نخست شعار خروج از حاکمیت و روی آوردن به فعالیت‌های مدنی و اجتماعی است که از همان دوره دولت و مجلس اصلاحات مطرح می‌شد و دیگری حضور به هر قیمتی در قدرت است که بخش‌های محافظه‌کار اصلاحات امروز بر آن تاکید دارند.

    وی درباره نحوه حضور اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ نیز تاکید کرد: اصلاح‌طلبان پیش از هر چیز باید به بازسازی و تجدید نظر در سطح سازمانی و راهبردها و تاکتیک‌ها بپردازند. آنان باید تکلیف خود را با دوگانه حضور در قدرت یا فعالیت اجتماعی و حضور در جامعه مدنی روشن کنند و صریحاً به این پرسش پاسخ دهند که آیا خواهان حضور به هر قیمت و تحت هر شرایط در نهادهای حاکمیت نظیر مجلس و دولت هستند و یا این حضور را مشروط و مقید به امکان نقش‌آفرینی مؤثر می‌دانند.

    منبع : مهرنیوز

  • عباس عبدی: همه ما اصلاح طلبان همین الان بمیریم، مشکلی از حکومت حل می شود؟ / اصلاح‌طلبان نباید آن مسیر را در سال ۸۸ می‌آمدند

    عباس عبدی: همه ما اصلاح طلبان همین الان بمیریم، مشکلی از حکومت حل می شود؟ / اصلاح‌طلبان نباید آن مسیر را در سال ۸۸ می‌آمدند

    عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح طلب، در گفتگو لایو اینستاگرامی با خبرآنلاین، درباره برخی اظهارنظرها مبنی براینکه اصلاح طلبی مُرده است، گفت: من معتقد هستم که هنوز هم اصلاح طلبان با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایران هستند، بی برو برگرد. و هنوز آنها هستند که می توانند کار تاثیرگذار اجتماعی انجام دهند اما به دلایل اشتباهاتی که در گذشته کرده اند، قادر نیستد که از آن اشتباهات برگردند. اصلاح طلبان نیروی سیاسی خیلی قدرتمندی هستند و این ظرفیتشان را در گذشته توانستند به فعلیت در آورند، الان هم می توانند این کار را انجام دهند ولی هرچه زمان می گذرد این ظرفیت غیر قابل بازیافت می شود و نیروها بیشتر از دستشان خارج می شوند.

    >>>> در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

    >>>> عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌ کند /قالیباف‌ نماینده‌ کیست؟

    وی ادامه داد: استعمال و کاربرد این کلمات که این مرده است یا زنده، شنونده را از واقعیت وجودی جامعه دور می کند، این حرف ها برای این است که آن حرف ها شنیده شود، من نیازی ندارم شنیده شوم. ما سعی می کنیم اتفاقات را توصیف کنیم، مخاطب هر استنباطی خواست بکند. اگر اصلاح طلبان مرده بودند آنقدر تحت فشار قرارشان نمی دادند، اما من معتقدم که ایرادات آنها جدی است و با شرایط کنونی باید یک بازنگری جدی در تحلیل وضعیت موجودشان در چشم انداز آینده شان بکنند.

    عباس عبدی: همه ما اصلاح طلبان همین الان بمیریم، مشکلی از حکومت حل می شود؟ / اصلاح‌طلبان نباید آن مسیر را در سال ۸۸ می‌آمدند
    عباس عبدی: همه ما اصلاح طلبان همین الان بمیریم، مشکلی از حکومت حل می شود؟ / اصلاح‌طلبان نباید آن مسیر را در سال ۸۸ می‌آمدند

    این تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب با بیان اینکه اشکال اصلاح طلبان از سال قبل از ۸۸ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج خود رسید، گفت: فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند و این را هم من الان به شما نمی گویم چون الان تحلیل پس از واقعه است. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید ولی متاسفانه به یک دلایلی که برخی از آن قابل فهم است و بخشی از آن هم قابل قبول نیست این مسیر را آمدند.

    همه اصلاح طلبان بمیرند، مشکلی از حکومت حل می شود؟

    وی با بیان آنکه زمانی که وارد این مسیر شوید باید تا آخر آن را طی کنید، گفت: ضربه ای که حکومت و اصلاح طلبان خوردند زیاد بود. این موضوعی که شما درباره جوانان گفتید ریشه آن در ۸۸ است. یک انقطاع نسلی بین بچه هایی که آن زمان دانش آموز بودند و دانشجو شدند با الان که ۱۱ سال از آن واقع گذشته است و همه آنها الان دیگر جوان و رشید شده اند. من نمی دانم که آیا این قدرت وجود دارد که این را بازسازی کنند یا خیر. اصلا هم بحث اصلاح طلبی نیست. اصلا فرض کنید که امروز یک سنگی از آسمان بیاید و بر سر تمام اصلاح طلبان بخورد و همه آنها بمیرند، مشکلی از این حکومت حل نمی شود که حتی بدتر هم می شود.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • محمد جواد ظریف گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ است؟

    محمد جواد ظریف گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ است؟

    شرایط این‌روزهای اصلاح‌طلبان چندان مناسب نیست زیرا از یک سو دولت تحت حمایت‌شان با انواع انتقادها روبه‌روست و از سوی دیگر در میان خودشان نیز وحدت نظری بر چگونگی مواجهه جریان اصلاحات با انتخابات ریاست‌جمهوری سال۱۴۰۰ وجود ندارد. برخی از آنها باور دارند که اصلاح‌طلبیان برای بازسازی سرمایه اجتماعی خود باید به جامعه بازگردند و قدری از عالم سیاسی دور بمانند و برخی دیگر مانند اعضای حزب کارگزاران سازندگی می‌گویند که قطع فعالیت سیاسی یعنی حذف همشیگی از قدرت. به‌هرحال همه این اختلاف‌نظرها در حالی است که مدت اندکی تا انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده باقی است و در این مدت، اصلاح‌طلبان باید سیاست انتخاباتی خود را تعیین کنند زیرا در غیر این صورت بعید است نتیجه‌ای متفاوت از انتخابات مجلس برای آنها ایجاد شود.

    مصطفی هاشمی‌طبا باور دارد که سخن بازگشت اصلاح‌طلبان به جامعه و دوری از سیاست ناشی از راحت‌طلبی برخی اصلاح‌طلبان است. او درباره شرایط کنونی جریان اصلاحات  گفت: «اینکه برخی اصلاح‌طلبان سخن از بازگشت به جامعه می‌زنند، می‌تواند دو نتیجه داشته باشد یا آنکه کلا از عالم سیاست کناره بگیرند و هیچ کنش سیاسی نداشته باشند یا آنکه بخواهند به طور کامل اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی شوند. حالت نخست که ناشی از یک راحت‌طلبی و بی‌عملی است و حالت دوم هم که در قاموس جریان اصلاحات نمی‌گنجد. من باور دارم اصلاح‌طلبی هیچ پایانی ندارد و اگر فردی بر خود نام اصلاح‌طلب می‌زند باید همیشه کار کند و سعی کند در شرایط مختلف کارآمدترین راه‌حل را انتخاب کند».

    او درباره اختلاف‌نظرهایی که اصلاح‌طلبان در چگونگی شرکت در انتخابات با یکدیگر داشتند، اظهار کرد: «وقتی کسی وارد انتخابات می‌شود، تصور می‌کند که می‌تواند خود را در معرض رقابت و رأی مردم قرار دهد اما وقتی ناگهان شورای نگهبان بسیاری از نامزدها را ردصلاحیت می‌کند این پرسش برای اصلاح‌طلبان ایجاد می‌شود که چه ضرورتی برای شرکت در انتخابات وجود داشت؟ بنابراین فارغ از آنکه موافق یا مخالف حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات باشیم، اما باید بپذیریم که درگرفتن چنین بحث‌هایی طبیعی بود. اصلاح‌طلبان با همین بحث‌ها در تمام این‌سال‌ها توانسته‌اند به بهترین نتایج نایل شوند. از انتخابات سال۷۶ و روی کار آمدن آقای خاتمی گرفته تا اجماع بر سر حمایت از آقای روحانی که توانست اصلاح‌طلبان از یک بن‌بست سیاسی برهاند. عالم سیاست، عالم نفع و ضرر است و هر تصمیمی معایب و محاسنی دارد که باید سنجید که کدام تصمیم حسنش از عیبش بیشتر است».

    محمد جواد ظریف گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات 1400 است؟
    محمد جواد ظریف گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ است؟

    این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که اصلاح‌طلبان چه‌کار می‌توانند بکنند که اعتماد عمومی به کنشگری سیاسی و شرکت در انتخابات بازسازی شود، گفت: «هم اصلاح‌طلبان و هم اصولگرایان در لفافه سخن می‌گویند و هیچ‌کدام هیچ برنامه‌ای برای اداره کشور ندارند؛ حتی همین مجلسی که به زودی تشکیل می‌شود هم بی‌برنامه است. همه سخنان پوپولیستی مطرح می‌کنند و فقط شعار می‌دهند و هنگامی که پشت آن شعارها هیچ برنامه‌ای وجود ندارد، طبیعی است که اجرا نمی‌شود و در نهایت مردم از همه سیاسی‌ها دلسرد می‌شوند و تصور می‌کنند که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات فرقی ندارد. راه‌حل بازسازی اعتماد عمومی این است که اگر اصلاح‌طلبان برنامه‌ای دارند، آن را در قالب یک مانیفست منسجم منتشر کنند و بر اساس آن با مردم صادقانه سخن بگویند و مطرح کنند که در زمینه‌های مختلف چه برنامه‌هایی دارند. ممکن است طرح چنین سخنانی گزنده باشد اما در نهایت مردم می‌گویند که اصلاح‌طلبان صادق و واقع‌بین هستند».

    هاشمی‌طبا در پایان درخصوص احتمال سرمایه‌گذاری اصلاح‌طلبان بر محمدجواد ظریف در انتخابات ریاست‌جمهوری۱۴۰۰ مطرح کرد: «آقای ظریف یک‌بار گفت که بعد از پایان کارش در وزارت خارجه به دانشگاه می‌رود و از آنجایی که او سعی می‌کند زیر حرف‌هایش نزدند، شاید نپذیرد که در انتخابات حاضر شود اما اگر هم وارد عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شود و حتی اگر رئیس‌جمهور هم بشود بازهم در حوزه اجرایی کاری از پیش نمی‌برد زیرا برنامه‌ای منسجم برای اداره کشور وجود ندارد؛ از سوی دیگر پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری برای او چندان آسان هم نخواهد بود زیرا فقط نخبگان و روشنفکران به او اقبال نشان می‌دهند و معمولا مردم عادی به شعارهای بی‌برنامه و پوپولیستی رأی می‌دهند».

    ۲۱۷۲۱۷

    منبع : خبرآنلاین

  • محمدرضا تاجیک: اصلاح‌طلبی مُرد / جریان اصلاحات در برزخ است

    محمدرضا تاجیک: اصلاح‌طلبی مُرد / جریان اصلاحات در برزخ است

    محمدرضا تاجیک، تئوریسین و فعال سیاسی اصلاح طلب در بخشی از گفتگوی تفصیلی خود با خبرآنلاین، در پاسخ به سوالی درباره وضعیت اصلاح طلبان تا انتخابات ۱۴۰۰ گفت: امروز، جریان اصلاح‌طلبی دوران برزخ یا به گفته‌ی آگامبن کسوف خود را می‌گذراند، زیرا که از رویارویی با چالش‌های نظری و عملی تاریخ اکنون خود، که مقوله‌ها و مفهوم‌های‌ مالوف و مرسوم اصلاح‌طلبی را به تدریج از درون تهی کرده‌اند، سر باز می‌زند، و به تبع، به لحاظ کنشی نیز دچار نوعی پرتاب‌شدگی از مرحله‌ی کنش اکنون خود شده است. اما کاملا معتقدم که وجه زمانیِ اصلاح‌طلبی آینده است، یعنی قرار است همواره در حال آمدن باشد.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    تاجیک: کَک قدرت به‌جان اصلاح‌طلبان افتاده

    وی افزود: با این بیان می‌خواهم با دریدا هم‌صدا شوم و بگویم: اصلاح‌طلبی مرده است چون «آن‌چه می‌میرد، از قدرتِ خاصی برخوردار می‌شود»! این قدرت، قدرت اشباح آن است که در کالبد هر کنش سیاسی-اجتماعی و هر اراده‌ی معطوف به مقاومت و تغییر در اکنون و فردایی که در راه است، حلول کرده و هر لحظه اصلاح‌طلبان را به خود می‌خواند، و با مخاطب قراردادن و استیضاح مداوم آنان، و فراخواندن آنان به تغییر استراتژی و تغییرِ استراتژیک، این امکان و مجال دوباره را به آنان می‌دهد که کماکان به‌مثابه سوژه‌های سیاسی و کارگزاران تغییر تاریخی جامعه‌ی خود باقی و مطرح بمانند.

    تاجیک تاکید کرد: امروز بسیاری از دقایق گفتمانی اصلاح‌طلبی از معنای اصیل خود، و از حقیقت‌شان، تهی شده‌اند، منسوخ و سرانجام از کار افتاده‌اند. این دقایق مفهومی، به گفته آگامبن، امروز واقعیتی را دربرمی‌گیرند که دیگر هیچ ربطی با آن واقعیتی ندارد که در ابتدا و در اصل این مفاهیم تبیین می‌کردند. لذا اصلاح‌طلبان ضرورتا باید دقایق گفتمانی خود را دوباره بازبینی کنند، بازاندیشند و حتا آن‌ها در صورت لزوم کنار گذارند و یا نسخ کنند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    بهزاد نبوی، نایب رئیس مجلس ششم، در گفت وگویی که با روزنامه سازندگی داشته درباره رویکرد مجلس یازدهم معقتد است که روابط مجلس یازدهم با دولت دوازدهم مشابه روابط مجلس هفتم با دولت هشتم خواهد بود.

    بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛

    ‌در انتخابات اخیر و بعد از آن انتقادات جدی به شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان وارد شده است تا اندازه‌ای که بحث انحلال آن به دلیل ناکارآمدی نیز از جانب برخی چهره‌های سیاسی مطرح می‌شود. نظر شما در این‌باره چیست؟

    به هیچ وجه منکر وجود انتقاد به شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان یا مجلس دهم نیستم ولی ارتباط آن را با شکست میانه‌روها و اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر منطقی نمی‌دانم. این شکست مشابه شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هفتم معلول عوامل متعددی بوده و هست که عملکرد «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» در آن دوره یا «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان» امروز، مجلس در آن دوره یا مجلس دهم در امروز و… تاثیر تعیین‌کننده‌ای در این شکست‌ها نباید داشته باشد و به نظر من اصلی‌ترین عامل شکست در هر دو دوره نحوه برخورد جریان مقابل‌شان بود.

    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند
    هشدار بهزاد نبوی درباره روی کار آمدن رئیس جمهور تندرو در ۱۴۰۰ /حامیان قالیباف، معتدل‌ترین اصولگرایان در مجلس یازدهم هستند

    مخالفان قدرتمند اصلاحات بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ چندماهی دچار سردرگمی و غافلگیری بودند اما پس از آن چند ماه، مشی مقابله با اصلاحات تهیه شد و به مرحله اجرا درآمد. اولین اقدام آنها تلاش سازمان‌یافته برای کاهش قدرت نهادهایی بود که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شدند. اقدام بعدی که بی‌ارتباط با بخش قبلی نبود، تلاش برای ناامید کردن مردم از حضورشان پای صندوق‌های رای، نتیجه‌بخش بودن رای آنان و در نهایت اصلاحات بود. همچنین در جهت کاهش قدرت نهادهای انتخابی،  در عمل به مقابله با دولت و ملت برخاستند. این مقابله به ناکارایی نهادهای انتخابی منجر شد تا آنجا که آقای خاتمی لوایح دوگانه را برای جلوگیری از تضعیف بیشتر دولت و مجلس به مجلس ششم تقدیم کرد که در اثر مخالفت شورای نگهبان عقیم ماند و آقای خاتمی اعلام کرد مخالفان می‌خواهند دولت صرفا «تدارکاتچی» باشد.

    شرایط فوق در عین حال سبب یأس و ناامیدی مردم نسبت به نقش‌شان در اداره کشور و تحقق اصلاحات شد. تبلیغات ضدانقلاب نیز در افزایش این یأس و ناامیدی موثر بود. ردصلاحیت‌های گسترده و بی‌سابقه انتخابات دور هفتم تیرخلاص برای تاثیرگذاری این یأس و ناامیدی بود. عدم شرکت پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هفتم محصول این اقدامات بود.

    پس از انتخاب آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ نیز، حوادث دوم خرداد ۱۳۷۶ تکرار شد با این تفاوت که مخالفان اعتدال و اصلاحات علاوه بر تسلط بر نهادهای غیرانتخابی، کنترل بخش مهمی از اقتصاد کشور را هم در دست گرفته و در عمل نقش «تدارکاتچی» را هم از قوه مجریه گرفتند. علاوه بر این با دخالت علنی در مقدمات انتخابات، به خصوص تعیین صلاحیت‌ها مردم را به صورت کامل نسبت به حضور در پای صندوق‌های رای ناامید و بی‌سابقه‌ترین انتخابات بعد از پیروزی انقلاب را با حضور حدود ۴۲ درصد از واجدین شرایط، برگزار کردند. به این ترتیب ملاحظه می‌شود شورای‌عالی سیاست‌گذاری در انتخابات اخیر تعیین‌کننده نبوده است.

    ‌تصور می‌کنید روابط مجلس یازدهم و دولت دوازدهم به چه شکلی خواهد بود و آیا قیاس این مجلس با مجلس هفتم برای پیش‌بینی تکرار انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۴ و ظهور چهره‌ای جدید با شعارهای پوپولیستی را منطبق بر واقعیت می‌دانید؟ آیا در ۱۴۰۰ نگرانی یک «احمدی‌نژاد» دیگر را دارید که با حمایت مجلس یازدهم روی کار بیاید؟

    به نظر من روابط مجلس یازدهم با دولت دوازدهم مشابه روابط مجلس هفتم با دولت هشتم (دولت دوم آقای خاتمی) خواهد بود. البته دو تفاوت وجود دارد. اول این که مجلس یازدهم با بهره‌گیری از تجربیات قبل، احتمالا پخته‌تر از مجلس هفتم عمل خواهد کرد. ثانیا به دلیل بحران اقتصادی و بحران کرونا قدرت مانورهای پوپولیستی برای مجلس یازدهم کمتر از مجلس هفتم خواهد بود. تفاوت دیگر میان مجلس هفتم و مجلس یازدهم، تفاوت درباره ترکیب آنها است. اصولگرایان معتدل و میانه‌رو در مجلس هفتم قدرت بیش‌تری داشتند حال آن که در مجلس کنونی جایگاهی ندارند و شاید معتدل‌ترین این گروه‌ها در این مجلس حامیان آقای قالیباف باشد.

    البته آنچه قطعی به نظر می‌رسد روی کارآمدن دولتی تندرو در ۱۴۰۰، با بهره‌گیری از تجربیات دوره آقای احمدی‌نژاد و کاهش نقاط ضعف آن دوره و به احتمال قوی از طریق کاهش بیشتر قوه مجریه برای تحت کنترل گرفتن بیش‌تر آن خواهد بود.

    ‌دعوت شما برای شرکت در انتخابات اسفندماه به‌رغم غیررقابتی بودن این انتخابات و نقدهایی که به شورای نگهبان وارد بود، با موضع‌گیری‌های تندی از جانب برخی طیف‌های اصلاح‌طلب روبه‌رو شد. امروز با نتیجه‌ای که از انتخابات مجلس یازدهم ثبت شد هنوز هم مدافع اهمیت تداوم حضور در پای صندوق رای هستید؟

    من کماکان به همان اعتقادم. در هر انتخاباتی که شرکت مردم گسترده بوده، اصلاح‌طلبان و میانه‌روها پیروز شده‌اند و در هر مورد که مشارکت کاهش یافته، مخالفان‌شان پیروز شدند لذا اصلاح‌طلبان هرگز از عدم شرکت فعال در انتخابات سود نبرده و نخواهند برد. برخی از اصلاح‌طلبان بر این باور بوده و هستند که کاهش مشارکت مردم در انتخابات، مشروعیت آن را زیر سوال خواهد برد حال آنکه برای یک جریان اصلاحی که معتقد به حفظ اصل نظام و طبعا مشروعیت آن و نهادهای تحت پوشش نظام است، علی‌القاعده نباید کاهش مشروعیت انتخابات که به تضعیف نظام منجر می‌شود خشنودکننده باشد.

    ثانیا تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی نشانگر آن است که هیچ دوره‌ای به جز دوره اخیر مشارکت کمتر از ۵۰ درصد نبوده است که در استاندارد جهانی نشانه عدم مشروعیت نظام نمی‌باشد حتی مشارکت ۴۲ درصدی این دوره از مجلس نیز در استاندارد جهانی قابل قبول است. لذا تشویق مردم به عدم مشارکت یا حتی سکوت در این زمینه، تنها سودش، شکست اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بوده و خواهد بود.

    ۱۷۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین