برچسب: استانی-سیاسی

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»
    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»
    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    مصدق میان مثلث «سوء تفاهم»

    ایسنا/خراسان رضوی تلاش انگلستان برای سرنگون کردن دولت مصدق و الغای ملی‌شدن صنعت نفت مستندی تاریخی است که نمی‌توان منکر آن شد، چنان‌که این مساله به وضوح در پیام‌ وزارت خارجه بریتانیا آشکار است که می گوید:« درحالی‌که در انتظار و فعالیت برای سقوط مصدق هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که در متقاعد کردن امریکا برای حمایت از ما در مخالفت با ملی‌شدن نیز موفق خواهیم شد.»

    این پیام صراحتا بر انتظار و فعالیت انگلستان برای سقوط دولت دکتر مصدق صحه می گذارد. فعالیتی که به سرعت امریکا را که منافع نفتی خود را در کشورهای مختلف در معرض خطر می‌دید، نیز همراه و پشتیبان خود می‌یابد و زمینه‌ساز کودتا ۲۸ مرداد می‌شود.

    فارغ از دسیسه‌ها و تلاش‌های خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و در پی آن جلوگیری و الغای ملی‌شدن صنعت، مسائل داخلی متعددی تسهیل‌گر وقوع این کودتا شدند. پراکنده‌شدن نیروهای حامی جبهه‌ ملی و در واقع کسانی که تا پیش از این برای ملی‌شدن صنعت نفت همگی در کنار هم قرار داشتند، اما پس از آن دچار از هم گسیختگی شدند و نوعا حتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و این کار را برای انگلستان و امریکا که در پی اجرای کودتا بودند، آسان کرد.

    چنان‌که به گفته آبراهمیان، تاریخ‌نگار برجسته، در زمانی که مصدق حامیان سنتی‌اش را از دست می‌داد، افسران سلطنت‌طلب ناخشنود، پنهانی برای انجام کودتا نقشه می‌کشیدند، این اتفاقات که پیرامون مصدق را خالی کرده بود به همراه یک سری اشتباهات استراتژیک از سوی خود مصدق از جمله خالی‌کردن خیابان‌ها از تظاهرات‌کنندگان در روز ۲۸ مرداد شرایط را مهیای کودتا و سرنگونی دولت او کرد.

    مصدق به محیط بین‌الملل توجه زیادی نمی‌کرد

    در همین رابطه دکتر مهدی نجف‌زاده، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در مورد عملکرد دکتر مصدق در مساله ملی‌شدن صنعت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های کودتا ۲۸ مرداد اظهار کرد: با ملی شدن صنعت نفت اتفاق بزرگی برای ایران افتاد، به ویژه این‌که از اولین کشورهایی هستیم که به این کار مبادرت کردیم و در آن دوره خیلی از منابع بسیاری از کشورها ملی نبود. من فکر می‌کنم استراتژی که مصدق در پیش گرفته بود کمی بی‌توجه به محیط بین‌الملل بود یعنی در پارامترهایی که مصدق لحاظ می‌کرد خیلی نقش عمده‌ای به مناسبات بین‌الملل نمی‌داد درحالی‌که می‌دانیم مناسبات بین‌الملل بر روی کشوری مانند ایران که یک کشور در معرض و مهمی است، بسیار تاثیرگذار است اما مصدق توجه کافی را به این مساله نشان نداد.

    وی ادامه داد: خصوصا مصدق مساله و امکان ورود کمونیسم را که در آن زمان بسیار اهمیت داشت و تمام مناسبات بین‌المللی را به خود معطوف کرده بود، ندیده گرفته بود و در حقیقت استراتژی موازنه منفی که در پیش گرفته بود آن طور که باید و شاید در محیط بین‌الملل ترجمه نشد و بیشتر به این ترجمه شد که مصدق خطر کمونیسم را درک نکرده است و کم‌تر به آن بها می‌دهد و این مساله کشورهای قدرتمند اروپایی و امریکا را مجاب کرد که مصدق باید سرنگون شود.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مصدق نتوانست سیاست موازنه منفی خود را طوری در فضای بین‌الملل اجرا کند تا هم به معنای جدی گرفتن کمونیسم باشد و در عین حال مناسبات ایران با انگلستان را تغییر دهد و روی ملی شدن صنعت نفت تاکید کند. گرچه اقداماتی انجام داد اما کافی نبود به عنوان مثال سه نامه به رییس جمهور امریکا نوشت و در آن‌جا تاکید کرد که اگر شما کمک نکنید احتمال خطر کمونیسم زیاد خواهد بود. ترجمه‌ای که در ایالت متحده امریکا از این مساله شد این مفهوم را رساند که مصدق از برخورد با کمونیسم ناتوان است.

    نجف‌زاده در مورد نگرش‌های مختلفی که پیرامون دکتر مصدق وجود داشته است، گفت: اگر از چپ‌های آن زمان بپرسید می‌گویند که مصدق به ما اجازه نداد که خیابان‌ها را به تسخیر خود در بیاوریم و از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری کنیم، از امریکایی‌ها بپرسید می‌گویند که مصدق دست کمونیست‌ها را در مناسبات آن زمان آزاد گذاشت و با توجه به این احتمال این مساله که ایران منطقه نفوذ شوروی در بیاید، زیاد می‌شد که البته این می‌تواند اوهام باشد که با توجه به داده‌هایی که ما داریم خطر کمونیسم آن‌طور که تبلیغ می‌شده، نبوده است و در آن زمان به این صورت بوده است که اگر مصدق مخالف کمونیسم به حساب نمی‌آمد پس یا حامی آن بود و یا حداقل توان مقابله با آن را نداشت.

    وی در مورد اضلاع مختلف فضای سیاسی در دوران منتهی به کودتا و دولت دکتر مصدق عنوان کرد: از سوی دیگر اگر بخواهیم از شرایط ترسیمی داشته باشیم. مثلثی در داخل با سه ضلع مذهبی‌ها، مصدق و شاه و مثلثی در خارج با سه ضلع کمونیسم، غرب و ایران وجود دارد که در این اضلاع است که کودتا ۲۸ مرداد اتفاق می‌افتد. در اضلاع داخل همه از هم ترسیده بودند یعنی مذهبی‌ها از مصدق می‌ترسیدند که نکند کشور را به سمت کمونیست‌ها یا غربی‌ها ببرد از طرف دیگر شاه نیز این تصور را داشت که ممکن است مصدق زیر پای او را خالی کند و مساله سلطنت را ملغی کند که این مساله هم شنیده می‌شد، چنان‌که در گفته‌های حسین فاطمی این مساله وجود داشت.

    ۲۸ مرداد در یک مثلث سوءتفاهم بودیم

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در عرصه بین‌المللی نیز امریکایی‌ها ترس از کمونیسم داشتند و کمونیست‌ها نمی‌دانستند که چگونه با مصدق برخورد کنند و به طورکل در عرصه بین‌الملل نگاه منسجمی به مصدق وجود نداشت. در مجموع در ۲۸ مرداد ما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در مثلث سو تفاهم به سر می‌بردیم و نیروهای مختلف درک درستی از یکدیگر نداشتند و این از مسائل تشدید کننده شکل‌گیری کودتا ۲۸ مرداد است.

    نجف‌زاده بیان کرد: آمریکایی‌ها تا لحظه آخر با انگلیسی‌ها همراهی نکردند و اتفاقا یکی از اولین کشورهایی بودند که ایران را تشویق می‌کردند و به صورت غیر رسمی پیشنهاد می‌دادند که ایرانیان قرارداد نفت با انگلستان را بهم بزنند تا همان‌طور که امتیاز نفت شمال را به روس‌ها ندادند، امتیاز نفت جنوب را که در دوره قاجار به انگلیسی‌ها سپرده شده است، پس بگیرند.

    وی در مورد تاثیر مساله ناسیونالیسم بر وقایع منتهی به ۲۸ مرداد خاطرنشان کرد: برای امریکایی‌ها ناسیونالیسم اهمیتی نداشت و این مساله بیشتر برای انگلیسی‌ها اهمیت داشت که البته همان هم در دوره‌های مختلف تاریخی سیاست‌های مختلفی داشته است کما این‌که از انقلاب مشروطه حمایت می‌کند، در مجموع این‌گونه هم نیست که ما فکر کنیم خطر ناسیونالیسم برای آن‌ها جدی بود، من فکر می‌کنم که باید از جنبه اهمیت نفت در آن روزگار و گره خوردن آن با مساله کمونیسم به این موضوع نگاه کنیم.

    تشتت در پیکره گروه‌های حامی ملی شدن صنعت نفت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گروه‌های حامی مصدق و ملی شدن صنعت نفت گفت: ائتلافی که برای ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود، سه پیکره داشت؛ مذهبی‌ها، کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها. این گروه‌ها از همان ابتدا نامنسجم بودند چرا که نه خاستگاه و نه اهداف آن‌ها یکی بود به عنوان مثال تا اقداماتی در راستای مدرن‌سازی ایران اتفاق می‌افتاد مذهبی‌ها به شدت مخالفت می‌ورزیدند. بنابراین ائتلاف نانوشته‌ای که در جبهه ملی به وجود آمد از همان اول محکوم به شکست بود. این مساله بعدا تداوم و گسترش پیدا کرد و پس از آن‌که نفت ملی شد دیگر هدفی نبود که آن‌ها را منسجم کند و بنابراین آن‌ها به شدت دچار تشتت شدند.

    نجف‌زاده بیان کرد: نگرش‌های چپ در ایران این تلقی را نداشتند که ما به شوروی خدمت کنیم و ایران را نادیده بگیریم بلکه درک آن‌ها از سوسیالیسم و کمونیسم این بود که دنیا در حال حرکت به سمت آن است و ما پاره‌ای از این قطعه بزرگ کمونیسم هستیم و در همان راستا مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند، گروهی که از حزب توده جدا شدند و به ملی شدن صنعت نفت انتقاد می‌کردند، تاکید می‌‎کنند که ما درک درستی از شرایط نداشتیم و از مصدق، شاه و نه حتی امریکایی‌ها ارزیابی درستی نداشتیم.

    وی عنوان کرد: آن چیزی که در ایران تا امروز مطرح بوده، سو تفاهم چپ بوده است. پروژه بسیار بزرگ فلسفی کمونیسم وجود داشته و قرار بوده است که انقلاب‌های کمونیسیتی در تمام دنیا اتفاق بیافتد که این اتفاق نیافتاده است. در دوره‌های مختلف به آن نقدهای زیادی وارد شده است. مساله کمونیسم در دوره‌های تاریخی نیز با مسائل ما پیوند خورده و به شدت بر روی مسائل و حتی انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: مناسبات داخلی ایران از سال ۱۳۲۰ به بعد تحت تاثیر کمونیسم بوده، به عنوان مثال اگر به گفتارهای محمدرضا پهلوی دقت کنیم همیشه از مساله‌ای به زعم او تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه صحبت می‌کند. بنابراین مساله کمونیسم بسیار مهم است چنان‌که همان‌طور که گفته شد شاه در تمام مدت از این مساله صحبت می‌کرد.

    رابطه مصدق با توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود

    نجف‌زاده در مورد حمایت حزب توده از دکتر مصدق گفت: زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بسیاری از چپ‌ها می‌گفتند که ما منتظر دستور مصدق بودیم تا با کودتاچی‌ها مقابله کنیم بنابراین می‌توان گفت که آن‌ها از مصدق حمایت می‌کردند اما برخورد میان مصدق و توده‌ای‌ها بر اساس یک قرارداد مکتوب نبود که مشخص شود آن‌ها از هم چه می‌خواهند. در حقیقت آن‌ها در راستای همان منویات مارکسیستی خود مصدق را روایت و تفسیر می‌کردند و از آن‌جا که مصدق نگرش‌های ضداستعماری داشت، از او استقبال می‌کردند اما در عین حال در استراتژی‌ها، راهبردها و در خصوص این‌که مصدق در راستای قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد با او مخالفت می‌کردند.

    وی در مورد دلیل عدم به کارگیری حضور مردم در خیابان برای جلوگیری از کودتا ۲۸ مرداد بیان کرد: زمانی که مصدق مردم را به خیابان‌ها فرا می‌خواند، سه نیروی هرچند نامنسجم پشتیبان مصدق با همدیگر بودند. باید در نظر داشته باشیم که در آن زمانه تنها مذهبی‌ها و تا حدی مارکسیست‌ها می‌توانستند بسیج مردمی تشکیل دهند. در کودتای ۲۸ مرداد پشت مصدق خالی بود چنان‌که خیلی از حامیان مذهبی پیشین او با انگلستان، شاه و یا امریکایی‌ها وارد مذاکرده شده بودند. خیلی از حامیان مصدق با پول کنار زده شده بودند و خیلی از آن‌ها هم درک درستی از آن‌چه که مصدق می‌گفت، نداشتند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در کودتای ۲۸ مرداد مصدق تنها بود و البته این ویژگی سیاستمدارانی است که پوپولیستی رفتار می‌کنند یعنی سعی می‌کنند به پشتوانه مردم پیش بروند اما مردم خصوصا در ایران ممکن است که همیشه پشت آن‌ها نباشند و به شدت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند، بنابراین زمانی که کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد صحنه خالی بود و در حقیقت نه گفتمان رسانه‌ای قدرتمند و نه گفتمان مردمی که پیشتر از مصدق حمایت می‌کردند اکنون کنار رفته بودند، البته نه به این معنا که لزوما حمایت نمی‌کردند بلکه در شوک قرار داشتند و دچار تشتت شده بودند.

    مصدق سیاست‌مدار اهل چانه‌زنی نبود

    نجف‌زاده افزود: مصدق در این روزگار تنها شد و از آن‌جا که اهل رایزنی نبود و بیشتر یک سیاستمدار پوپولیستی بود تا یک سیاستمداری که وارد چانه‌زنی شود، چنان‌که می‌گویند مصدق در عرصه سیاست شیر بود، نه روباه. همین مساله باعث شد که نتواند نیروها را در کنار خود نگه دارد.

    وی در مورد عزل دکتر مصدق گفت: در قانون اساسی مشروطه نخست‌وزیر نداریم. نخست‌وزیرها توسط شاه معرفی می‌شوند و مجلس به آن رای می‌دهد و مسوولیت آن پاسخگویی به مجلس است و از لحاظ قانون اساسی خلایی ایجاد شده بود. عزل نخست‌وزیر در دوره‌های مختلف با فشار و یا شیوه‌های مختلف انجام می‌شود کما این‌که افرادی چون امینی و هویدا برکنار می‌شوند. بنابراین در این مورد که شاه نخست‌وزیر را بر کنار کند حرفی نیست، مشکل این است که یک دولت خارجی این کار را انجام دهد و علنا به انجام کودتا مبادرت کند.

    پس از کودتای ۲۸ مرداد ترس‌خوردگی از محیط بین‌الملل افزایش یافت

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد نتایج کودتا ۲۸ مرداد تصریح کرد: مهم‌ترین تغییر بنیادی که با کودتا ۲۸ مرداد اتفاق افتاد این بود که تا سال ۱۳۷۶ مساله اصلی ایران از ازادی به استقلال تغییر یافته بود، گفتمان اصلی ایران را استقلال‌خواهی قرار داده بود، کما این‌که انقلاب ایران نیز به شدت تحت تاثیر استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم قرار می‌گیرد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: کودتا ۲۸ مرداد آن چنان زخم بزرگی را به پیکره سیاسی ایران وارد کرد که ما دیگر فرصت پیدا نکردیم گفتمان آزادی‌خواهی را همراه با گفتمان استقلال‌خواهی جلو ببریم. مساله دیگر حاصل از کودتا ۲۸ مرداد این است که ترس‌خوردگی ما را از محیط بین‌الملل به شدت افزایش داد.

    انتهای پیام

  • لبنان کی به «ثبات» می‌رسد؟

    لبنان کی به «ثبات» می‌رسد؟

    لبنان کی به «ثبات» می‌رسد؟
    لبنان کی به «ثبات» می‌رسد؟

    ایسنا/خراسان رضوی یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: حتی اگر دولت وحدت ملی در لبنان تشکیل شود، باز هم نمی‌توان از به ثبات رسیدن لبنان در کوتاه مدت و یا حتی در میان مدت صحبت کرد. چراکه اقتصاد لبنان به مرز فروپاشی رسیده است.

    سیاوش فلاح‌پور در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره به اوضاع نابسامان اقتصادی لبنان پیش از انفجار اخیر این کشور، اظهار کرد: در حال حاضر حدود هشت ماه از بحران اقتصادی لبنان می‌گذرد و این کشور اوضاع فروپاشی ارز، ورشکستگی سیستم بانکی و بدهی‌های سنگین خارجی را تجربه کرده است و به همین دلیل از اکتبر سال گذشته اعتراضات خیابانی شدید و بی‌سابقه ای در لبنان شروع شد و مردم نارضایتی خود را نسبت به سیستم حاکم بر این کشور ابراز می‌کردند.

    وی افزود: در چنین شرایطی حادثه انفجار بیروت رخ داد که فاجعه بزرگی بود و حدود نیمی از این شهر آسیب دید، ۳۰۰ هزار نفر بی‌خانمان شدند و بخش زیادی از خانه‌ها و مراکزی که در شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری بندر قرار داشتند یا از بین رفته‌اند و یا آسیب جدی دیدند. بنابراین چشم‌اندازی که برای این کشور می‌توان متصور بود، چشم‌انداز مثبتی نیست.

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل ادامه داد: حتی اگر دولت وحدت ملی در لبنان تشکیل شود، باز هم نمی‌توان از به ثبات رسیدن لبنان در کوتاه مدت و یا حتی در میان مدت صحبت کرد. چراکه اقتصاد لبنان به مرز فروپاشی رسیده است. کمک‌هایی که از طرف مجامع بین‌المللی به این کشور رسیده نیز مبلغ زیادی نیست و بسیار کمتر از هزینه‌ای است که در طی انفجار اخیر بیروت به بندر این شهر وارد شده است.

    فلاح‌پور اضافه کرد: بنابراین لبنان هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ درگیری قدرت‌های بین‌المللی در وضعیت خطرناکی قرار دارد، البته نشانه‌هایی از گفت‌وگو در لبنان بین طرف‌های مختلف دیده می‌شود اما وضعیت این کشور بحرانی‌تر این حرف‌هاست. اوضاع اقتصادی نامطلوب این کشور و به تبع آن شرایط نامناسب اجتماعی و خشم مردم و نارضایتی آنان نسبت به سیستم حاکم، باعث شده هیچ چشم انداز مطلوبی برای این کشور وجود نداشته باشد.

    اساس اعتراضات لبنان و اعتراضات چند ماه گذشته عراق یکسان است

    وی ضمن اشاره به اوضاع سیاسی عراق، عنوان کرد: ۱۷ سال از سرنگونی دولت صدام در عراق می‌گذرد و در تمام این مدت حتی ساده‌ترین اتفاقات سازنده در زیرساخت‌ها و خدمات دولتی این کشور نیفتاده است. یعنی در این کشور مردم همچنان با مشکل قطعی برق و ضعف خدمات بهداشتی و ضعف در سایر خدمات دولتی مواجه‌اند و همه این عوامل منجر به خشم مردم شد، البته جریاناتی هم هستند که می‌خواهند از این نارضایتی عمومی مردم عراق سوءاستفاده کنند و آتش این نارضایتی‌ها را برافروخته‌تر کنند.

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه فضای عراق در مقایسه با لبنان سیاسی‌تر است، خاطرنشان کرد: در لبنان اکثریت مردم به تمام سیستم حاکمیت این کشور معترض‌اند، اما در عراق به دلیل دارا بودن جامعه مدنی ضعیف‌تر نسبت به لبنان و بالاتر بودن نفوذ قدرت‌های خارجی در این کشور، اعتراضات وجهه سیاسی بیشتری پیدا کرد، در لبنان این چنین نیست و مردم آگاهانه نسبت به کل سیستم این کشور اظهار نارضایتی می‌کنند و آن جریانی که سعی می‌کند اعتراضات لبنان را علیه حزب‌الله سازماندهی کند خود مورد هدف اعتراضات مردم قرار دارد.

    فلاح‌پور ضمن مشابه دانستن پایه و اساس اعتراضات در عراق و لبنان، اضافه کرد: هر دو این اعتراضات نسبت به ناکارآمدی و فساد عمومی که در سیستم این دو کشور وجود دارد و باعث نارضایتی مردم خصوصا قشر جوان شده است، صورت گرفته است، ضمن اینکه جریان‌هایی هم وجود دارند که سعی در سوءاستفاده کردن از این اعتراضات دارند.

    وی با اشاره به ضعیف بودن حاکمیت ملی لبنان نسبت به قدرت‌های خارجی دارای نفوذ در این کشور، بیان کرد: در لبنان نفوذ تاریخی فرانسه وجود دارد که اتفاقا این نفوذ دارای حامیانی جدی نیز هست، چراکه سابقه استعمار فرانسه در خاک لبنان، سابقه‌ای چندان منفی نیست؛ یعنی فرانسه در لبنان برعکس دیگر کشورهایی که در آن‌ها حضور داشته، سازندگی‌های بیشتری انجام داده است، بنابراین روابط بین لبنان و فرانسه هنوز در سطح خوبی قرار دارد.

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل ادامه داد: همچنین کشورهایی همچون ایران، آمریکا و عربستان نیز در حال ایفای نقش در لبنان هستند. ترکیه نیز که در تمام این سال‌ها در لبنان غایب بوده است، حالا به دلیل افزایش قدرتش در منطقه، به دنبال احیای نفوذ خود در این کشور است. در حال حاضر فرانسه نسبت به بازگشت ترکیه به لبنان بسیار نگران است و ترکیه نیز سعی دارد از طریق سرمایه‌گذاری در بندر بیروت، جایگاه خود در لبنان را تثبیت کند.

    فلاح‌پور با بیان اینکه عربستان و آمریکا همان سیاست فشار حداکثری علیه ایران را در قبال لبنان نیز به اجرا گذاشته‌اند، اظهار کرد: سیاست این کشورها این است که تا وقتی حزب‌الله در حاکمیت لبنان باشد، به این کشور فشار وارد می‌کنند و هیچ مصالحه‌ای از طرف این دو کشور با حزب‌الله انجام نخواهد شد.

    وی افزود: البته به عقیده من آمریکا و عربستان در پی تغییر این سیاست خود در قبال لبنان هستند. خصوصا با توجه به اینکه فرانسه نسبت به نفوذ ترکیه در لبنان نگران است، حاضر است همکاری های محدودی با ایران و حزب‌الله داشته باشد تا بتواند از نفوذ ترکیه در لبنان جلوگیری کند و ممکن است روی موضع آمریکا نیز بتواند تاثیر بگذارد. اما در مجموع بین قدرت‌های خارجی بحث جنگ نفوذ وجود دارد و هر کدام می‌خواهند بر روی لبنان تاثیرگذار باشند و با ابزارها و ظرفیت‌هایی که در اختیار دارند وارد میدان شوند.

    ایران آماده شکل‌گیری هر گونه مصالحه در لبنان است

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در خصوص نقش ایران در تحولات پیش روی لبنان اظهار کرد: ایران نسبت به سایر قدرت‌ها نفوذ غیر قابل مقایسه ای در بین شیعیان و حامیان حزب‌الله در لبنان دارد. علاوه بر این ایران در شهرهای بزرگ این کشور مانند بیروت، از نفوذ بالایی برخوردار است. ایران مانند عربستان و آمریکا به لبنان نگاه نمی‌کند و کمک‌های خود را منوط به نابودی حزب‌الله و سعد حریری نکرده است و همواره رویکرد مثبتی در قبال لبنان داشته است. ایران ضمن حمایت از پایگاه و نفوذ خود در لبنان، همواره برای هر نوع مصالحه‌ای در این کشور آماده بوده است.

    فلاح‌پور با اشاره به استقبال حزب‌الله از سفر مکرون به لبنان، تصریح کرد: این یعنی ایران و حزب‌الله برای هر مصالحه‌ای که به نفع حزب‌الله و منطقه باشد، آمادگی دارند. نفوذ ایران در لبنان طبق خواسته آمریکا و عربستان مهار شدنی نیست و این دو کشور خودشان دارند به این نتیجه‌گیری می‌رسند که راه‌حل نهایی همان مذاکره و توافق است.

    محال است لبنان به سوریه ای دیگر تبدیل شود

    وی با بیان اینکه بعید است شرایط سوریه برای لبنان تکرار شود، خاطر نشان کرد: قدرت‌های خارجی زیادی در لبنان دارای منافع هستند و اجازه نمی‌دهند این کشور به وضعیت سوریه دچار شود، همچنین از زمان پایان جنگ داخلی در این کشور تنها حدود ۳۰ سال می‌گذرد و درست است که در این مدت نسل جدیدی در لبنان متولد شده اما سابقه این جنگ داخلی به سادگی از ذهن مردم پاک نمی‌شود، البته لبنان وضعیت خوبی ندارد و اوضاع حال حاضر این کشور کمتر از جنگ داخلی نیست.

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در خصوص نقش حزب‌الله در لبنان عنوان کرد: حزب‌الله یک نیروی نظامی است و بیشتر از امنیت و ثبات این کشور حمایت می‌کند. حزب‌الله نسبت به سایر گروه‌ها از نفوذ سیاسی کمتری در لبنان برخوردار است. یعنی حتی جنبش امل نبیه بری نیز نسبت به حزب‌الله نفوذ سیاسی بیشتری در لبنان دارد. معمولا حزب‌الله در عرصه سیاسی ناچار به هماهنگی با گروه‌های دیگر یعنی ائتلاف هشت مارس است.

    فلاح‌پور ادامه داد: حزب‌الله در برابر اسرائیل قدرت تاثیرگذاری است و اجازه تجاوز به مرزهای جنوبی لبنان را نمی‌دهد و در سال‌های اخیر نسبت به مرزهای سوریه نیز حفظ امنیت کرده است و همچنین به خاطر قدرت نظامی و امنیتی که دارد، یک نقطه توازن جدی در داخل لبنان به شمار می‌رود، اما در حوزه سیاسی سایر گروه‌ها نفوذ بیشتر در دولت‌ها و سیستم بانکی لبنان دارند.

    وی در مورد احتمال تجاوز اسرائیل به خاک لبنان، بیان کرد: گفته می‌شود مکرون در سفر اخیر خود به لبنان پیام اسرائیل مبنی بر سهوی بودن به شهادت رساندن فرمانده حزب‌الله در سوریه را به مقامات لبنانی منتقل کرده است، این بدین معناست که اسرائیل به دنبال ایجاد تنش در لبنان نیست.

    فلاح‌پور به این نکته که هر گونه تنش خارجی در نهایت به نفع نتانیاهو است اشاره کرد و افزود: اما در حال حاضر دیگر دولت یکپارچه نتانیاهو در اسرائیل حاکم نیست و مخالفین او در دولت اسرائیل حضور دارند و این مخالفین اجازه تنش را به او نمی‌دهند. چراکه می‌دانند در خود سرزمین اشغالی نیز دولت اسرائیل از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و احتمال سقوط این دولت در انتخابات پارلمانی وجود دارد. ضمن اینکه وجود حزب‌الله در مرزهای جنوبی لبنان نیز مسئله تجاوز اسرائیل به این کشور را بیش از پیش بعید می‌نماید. اما تنش‌های مرزی بین دو کشور که هر از گاهی پیش می‌آید، ادامه خواهد داشت.

    انتهای پیام

  • تعیین هویت جسد کشف شده در جهان نما/ تحویل جسد به خانواده رضانژاد

    تعیین هویت جسد کشف شده در جهان نما/ تحویل جسد به خانواده رضانژاد

    تعیین هویت جسد کشف شده در جهان نما

     

    هادی عزیز زاده اظهار کرد: ساعتی پیش جواب آزمایش  DNA به پزشکی قانونی استان اعلام شد و بر اساس آن نتیجه آزمایش DNA جسد کشف شده در ارتفاعات جهان نمای کردکوی با نمونه های اخذشده از پدر و مادر سها رضانژاد مطابقت دارد.

    وی گفت: با تعیین هویت جسد، پیکر مرحوم سها رضانژاد فردا به خانواده او تحویل می شود.

    دادستان کردکوی ادامه داد: نتیجه آزمایش های مربوط به تعیین علت مرگ مرحوم رضانژاد نیز به آزمایشگاه پزشکی قانونی ارسال شده  است که اعلام نتایج آن زمان بیشتری می برد.

    به گزارش ایسنا به نقل از دادگستری گلستان، عزیز زاده با بیان اینکه تحقیقات پرونده ادامه دارد، گفت: نیابت قضایی به دادستانی تهران برای تحقیق از اعضای تور که ساکن تهران هستند و تاکنون بازجویی نشده اند نیز صادر شده است.

    «سها رضانژاد» دختر  طبیعت گردی است که از صبح جمعه ۲۰ تیرماه در ارتفاعات جهان نما کردکوی مفقود شد  و جسد وی پس از ۲۸ روز جستجو در جنگل‌های شموشک پیدا شد.

  • قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود
    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر بود

    ایسنا/خراسان رضوی یک استاد دانشگاه گفت: ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی بسیار پیشرفته در ایران نوشته شد، چنان‌که من فکر می‌کنم از قانون اساسی امریکا پیشرفته‌تر بود.

    دکتر مهدی نجف‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در مورد قانون اساسی مشروطه اظهار کرد: ما دو قانون اساسی در مشروطه داریم، یکی قانون اساسی اولیه است که این مهم نیست و بیشتر نظام‌نامه مجلس است و بخش دیگر که متمم قانون اساسی است، اهمیت دارد.

    وی ادامه داد: نکته‌ قابل توجه دیگر هم در مورد قانون اساسی مشروطه این است که تفسیربردار نیست و کلمات طوری انتخاب شده‌اند که کم‌ترین تفسیر را داشته باشند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: اگر ایرانی‌ها یک افتخار در دنیا در ابعاد شکست هیتلر یا حل بحران اقتصادی توسط امریکا در ۱۹۲۹ داشته باشند که بتوانند از آن یاد کنند این است که ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی نوشتند، بنابراین خیلی مهم است که بدانیم که انقلاب مشروطه یک انقلاب بسیار مهم است و ایران سرآمد این حرکت در منطقه است.

    قانون اساسی مشروطه از قانون اساسی آمریکا پیشرفته‌تر است

    نجف‌زاده افزود: ۱۱۵ سال پیش یک قانون اساسی تمیز و بسیار پیشرفته نوشته شد، چنان‌که من فکر می‌کنم از قانون اساسی امریکا پیشرفته‌تر است. حق رای، اصول انسانی، اصل سلطنت پادشاه نه حکومت پادشاه.

    وی در مورد سپردن قدرت به مردم در قانون اساسی مشروطه اضافه کرد: از همه مهم‌تر این است که در این قانون اساسی قدرت را به مردم سپردند و آن اندیشه‌های پیش از آن که بر مبنای پدرسالاری و فر ایزدی همه به فراموشی و قدرت به مردم سپرده شد و در قانون اساسی این را به صراحت نوشتند. این قانون اساسی در جامعه عقب مانده آن زمان ایران چنان پیشرفته بود که باعث تعجب اسپرینگ رایس، سفیر کبیر وقت انگلستان، در ایران شده بود.

    اغلب روشنفکران دوای درد ایران را قانون می‌دانستند

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه «دولت‌های بعدی هم با وجود این‌که قانون اساسی مشروطه را دور زدند و ناکارآمد کردند، اما نتوانستند آن را کنار بزنند»، خاطرنشان کرد: در مورد مشروطه مهم این است که ما ببینیم از چه چیزی به چه چیزی رسیدیم. قبل از مشروطه ما حکومتی داشتیم که پادشاه، دربار، حکمرانان محلی، روحانیون و خیلی از افراد دیگر به هیچ عنوان پاسخگوی مردم نبودند و مردم برای آن‌ها اهمیتی نداشت و چیزی به نام قانون مطرح نبود چنان‌که اغلب روشنفکران همواره از قانون حرف می‌زدند و می‌گفتند که دوای درد ایران قانون است.

    نجف‌زاده افزود: با وقوع مشروطه ما از آن نقطه به شرایطی رسیدیم که دیگر پادشاه باید محدود باشد، همچنین وزرا و دولت در مورد اقداماتی که انجام می‌دهند و بحران‌هایی که اتفاق می‌افتد، پاسخگو باشد.

    مجلس اول شورای ملی، مقتدرترین مجلس

    وی در مورد تلاش‌های مجلس اول برای جا انداختن قانون بیان کرد: اولین مجلس شورای ملی که به نظر من با اقتدارترین و بهترین مجلسی است که در ایران شکل گرفته، چندین ماه فقط به دنبال این بودند که وزرا را به مجلس بکشانند و نسبت به اقدامات خود پاسخگو کنند، یعنی مثلا اگر مساله کمبود گندم پیش می‌آمد وزیر را صدا می‌زدند تا پاسخگو باشد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در مجموع در ابتدا خیلی تلاش شد که ابتدا هسته اولیه درست چیده شود، یعنی در متن قانون درست عمل کنند که این کار انجام شد ولی سربه‌راه کردن یک استبداد هزار ساله بسیار مشکل است.

    عدالت‌خانه به معنای برخورداری از حق انسانی است

    نجف‌زاده در مورد مفهوم عدالت‌خانه در کنار شورای در مشروطه عنوان کرد: ما در مشروطه دو مفهوم شورا و عدالت‌خانه را داریم. به نظر من عدالت‌خانه چیز مهم‌تری از شورا بود اما آن را تقلیل دادند گرچه مساله مجلس شورای ملی هم مساله بسیار مهمی بود، اما به نظرم من جامعه ایران پیش از آن‌که مجلس شورای ملی بخواهد چیزی به نام عدالت‌خانه می‌خواست و عدالت خانه هم به معنای برخورداری از حق انسانی بود.

    وی افزود: من فکر می‌کنم که روح عدالت‌خانه و چیزی که ایرانی‌ها در مشروطه طلب کردند سربسته باقی ماند و فقط به شکل قانونی متبلور شد، حال آن‌که ایرانی‌ها در عین اهمیت قانون چیزی بیش از قانون می‌خواستند و در حقیقت آن‌ها حق انسانی خود را طلب می‌کردند، این چیزی است که در طول تاریخ ایران هیچ‌گاه متبلور نشد و باید گفت که قانون مساله لازم است اما کافی نیست. کافی بودن این است که انسان‌ها بتوانند حق خود را بگیرند و آزادی پیدا کنند که این‌ها صرفا در قانون تبلور پیدا کردند. خیلی از اصول انسانی ما مثل حق برابری، برخورداری از شغل و برخورداری از آزادی بیان در دوره‌های مختلف مورد اجحاف قرار گرفت. در مجموع اگر عدالت‌خانه را به زبان امروزی برگردانیم همان حقوق انسانی می‌شود.

    مالیات‌های چندگانه در دوران پیشامشروطه

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد تاکید قانون اساسی مشروطه در چند اصل بر مساله مالیات گفت: در زمان پیش از مشروطه چندین نوع مالیات داشتیم و حتی زمانی‌که پادشاهی به جنگ می‌رفت با وجود این‌که تمام انواع مالیات را دریافت کرده بود باز هم از مردم تقاضا می‌شد که مزارع و اسب‌های خود را در اختیار آن‌ها بگذارند، بنابراین بی‌حساب و کتاب بودن در طول تاریخ ایران وجود داشته است و ما ساخت اجتماعی مانند اروپا را نداریم، شاهان اروپایی اصلا این امکان را نداشتند که زمین را از فئودال‌ها تصاحب کنند.

    نجف‌زاده اضافه کرد: در قانون مشروطه این مساله بیان شد تا پرداخت‌های میان دولت و ملت قانون‌مند شود ولی بعد مشخص شد که فقط قانون در کشور ایران کافی نیست چرا که ساخت اجتماعی ما مبتنی بر استقلال طبقاتی-مانند آن‌چه در اروپا وجود دارد- نیست، حلقه مفقوده‌ای که در جامعه ایران وجود دارد استقلال طبقاتی است بدین صورت که هر طبقه‌ای و هر فردی در هر طبقه‌ای بتواند مال خود را داشته باشد و حق تعرض وجود نداشته باشد.

    طبقات روبه‌زوال در فرانسه و انگلستان در برابر موج‌های جدید بورژوازی مقاومت نکردند

    وی در مورد گذار از فئودالیسم به بورژوازی در جوامعی مانند انگلستان و فرانسه خاطرنشان کرد: هم در انگلستان و هم در فرانسه با پایان دوران فئودالی و فرارسیدن دوران بورژوازی و مساله جایگزین شدن مساله پول با زمین و بسیاری از مسائل دیگر، طبقات پیشین به طبقات جدید پیوستند و در حقیقت این یکی از عواملی است که باعث شد تا فرانسه و انگلستان به سمت توسعه بروند، بدین صورت که آن طبقات پشم‌ریس در انگلستان و طبقات کشاورز که در باغ‌های انگور در فرانسه کار می‌کردند، در شرایطی که جامعه به سمت صنعتی شدن می‌رفت در برابر موج های جدیدی که از بورژوازی بر می‌خاست مقاومت نکردند بلکه همراهی کردند و انتقال پیدا کردند یعنی در حقیقت کشاورزی و دامپروری صنعتی را شکل دادند.

    طبقات زمین‌دار در ایران در برابر امواج مشروطه مقاومت کردند

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد مقاومت طبقات مختلف در ایران افزود: متاسفانه در ایران این اتفاق نیافتاد، یعنی بخش‌های عمده‌ای از طبقاتی که رو به افول می‌رفتند در برابر دستاوردهای مدرنیته مقاومت و آن را ناکارآمد کردند. در جامعه ایران طبقات زمین‌دار و دامپرور که فرماسیون اصلی جامعه ایران را تشکیل می‌دادند مانند اروپایی‌ها رفتار نکردند و مدرن و صنعتی نشدند و در قالب جدید فعالیت نکردند بنابراین هسته‌هایی از مقاومت در ایران در برابر امواج مشروطه شکل گرفت.

    نجف‌زاده اضافه کرد: ما قبل از انقلاب مشروطه تلاش‌های بسیار موثر اما شکست‌خورده‌ای داریم که توسط دولت و نظام سیاسی ایجاد می‌شود که این اقدامات از عباس میرزا شروع می‌شود و به امیرکبیر میرزاحسین خان سپهسالار و امین الدوله می‌رسد؛ این چهار نفر مساعی بسیار مهمی را انجام دادند تا جامعه‌ را با روندهای مدرنیته آشنا کنند، مثلا سپهسالار چشم ناصرالدین شاه را به اروپا گشود یا امیرکبیر که اقدامات موثری انجام داد تا جامعه از شکل ابتدایی خود خارج شود اما این تلاش‌ها همه شکست خورده بود.

    وی افزود: بنابراین ما اقداماتی قبل از انقلاب مشروطه داریم که جامعه با روندهای مدرنیته آشنا و نو شود، تحت تاثیر همان‌ اقدامات، انقلاب مشروطه پیش از این که این اقدامات در جامعه ایران موثر واقع شود یک انقلاب ذهنی و فکری بود که در جامعه ایران اتفاق افتاد.

    انقلاب فکری پیش از عمل در جامعه ایران متبلور شد

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: می‌توان گفت که شکست‌هایی که در ساختار قدرت برای انجام اصلاحات اتفاق افتاد روشنفکران را وادار کرد که انقلاب فکری در جامعه ایران ایجاد کند و فکر پیش از عمل در عرصه جامعه ایران متبلور شد، البته به این معنا نیست که بگوییم این مساله خطاست چرا که در جوامعی که تحت تاثیر جوامع صنعتی قرار گرفته‌اند ابتدا فکر و ایده وارد می‌شود کما این‌که این فکر و ایده به ایران، روسیه و عثمانی رفت و حال باید بررسی کرد که چرا علی‌رغم توفنده بودن این فکر و وجود حامیان به شکست انجامید؟ در ایران مسایل خاصی از جمله مقاومت طبقات پیشین رو به زوال و مداخله بی‌حد و مرز خارجی‌ها دست به دست هم داد تا ما به نحو مطلوب وارد فرایند صنعتی شدن نشویم.

    در جامعه ایران طبقات به معنای خاص تاریخی وجود ندارد

    نجف‌زاده در مورد یکی دیگر از دلایلی که مانع از سیر صنعتی شدن کامل در ایران شد، عنوان کرد: یکی دیگر از دلایل این است که در این جوامع از جمله ایران طبقات به آن معنای خاص تاریخی وجود ندارد، در واقع طبقات به صورت طبقات سیال یا اقشار یا لایه‌های اجتماعی هستند. طبقاتی که در ایران وجود دارد و تاثیرگذارند از همین جنس‌اند، آن چه که در اروپا برای یک طبقه رو به زوال اتفاق می‌افتد اینگونه است که این طبقات وقتی از بین می‌روند دیگر کامل از بین می‌روند و جایگزین می‌شوند.

    وی افزود: اقشار تاثیرگذار در جامعه ایران همیشه وجود دارند و به صورت مداوم تکرار می‌شوند و سیال بودن آن‌ها باعث می‌شود به هر طبقه‌ای بچسبند. در مجموع می‌توان گفت که چیزی به نام طبقه در جوامع ما وجود ندارد و این یکی از دلایلی است که فورماسیون‌های تاریخی ما خیلی شبیه اروپایی‌ها نیست.

    «مالکیت» برای نخستین بار در متن قانون نوشته شد

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد تاکید بر مالکیت افراد در قانون اساسی مشروطه تصریح کرد: مالکیت و مالکیت فردی مفاهیمی مثل طبقه و اقتصاد را شکل می‌دهد. این مساله مالکیت در انقلاب مشروطه هم آمد و برای اولین بار در متن قانون نوشته شد.

    نجف‌زاده اضافه کرد: بنابراین آن‌طور نیست که مساله مالکیت در جامعه ایران وجود نداشته یا نسبت به آن ناآشنا بودند و روشنفکران با هم‌فکری روحانیونی که در مجلس بودند این مساله را به صورت قانون در آوردند. در طول تاریخ ایران نیز با وجود این‌که همه چیز از جمله زمین‌ها و املاک زیر نظر پادشاه بوده اما باز هم مالکیت خصوصی وجود داشته است، اما به این منزله نیست که در بحث مالکیت ما همان فرایند اروپایی‌ها را داشته‌ایم، مساله این است که در طول تاریخ ایران دولت به واسطه قدرت خود در این حق اجحاف کرده است و این حق مالکیت از سوی دولت‌ها به رسمیت شناخته نشده و مورد تعرض قرار گرفته است، خیلی از ایرانی‌ها مال خود را وقف می‌کردند تا مورد تعرض قرار نگیرند.

    وی در مورد عدم اجرایی شدن برخی از اصول قانون اساسی مشروطه مانند تشکیل مجلس سنا بیان کرد: نه تنها مجلس سنا که حتی مجالس ایالتی و ولایتی هم تشکیل نمی‌شود، در برهه‌ای مجلس به توپ بسته می‌شود، در سال‌های ۱۲۸۶ تا ۱۲۹۹ یک دوره‌ای از هرج و مرج کشور را فرا می‌گیرد و جنگ جهانی اول نیز اتفاق می‌افتد و در واقع مجالی را فراهم نکرد و به همین شکل خیلی از اصول قانون اساسی اجرایی نشد، مجلس سنا در نهایت مدتی پس از روی کار آمدن رضاشاه تشکیل می‌شود اما انجمن‌های ایالتی و ولایتی آن گونه که در قانون متبلور شده بود، هیچ‌وقت تشکیل نشد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد عدم آمادگی جامعه ایران برای پذیرش قانون مشروطه اضافه کرد: جامعه ایران یک جامعه خرافی و عقب‌مانده‌ای بود که حتی تا قبل از دوره پهلوی دختران حق تحصیل نداشتند، ما راه و جاده نداشتیم و راه‌زنی یکی از راه‌های کسب درآمد بود، در نتیجه می‌توان گفت که در چنین وضعیتی ما یک متن نوشته شده قانون اساسی به دست آوردیم اما برای این‌که این اجرایی شود، جامعه باید در هم شکسته و سپس بازآرایی می‌شد.

    جامعه ایران مستعد پذیرش قانون اساسی مشروطه نبود

    نجف‌زاده افزود: در مجموع واقعیت اجتماعی جامعه ایرانی، مستعد پذیرش آن متن نوشته شده نبود بنابراین باید اقدامات موثری صورت می‌گرفت تا این جامعه خود را برای آن متن قانونی مشروطه آماده کند، در اروپا و امریکا این اتفاق افتاده است که یک دولت مقتدر مرکزی بیاید و جامعه را به سامان کند.

    وی اضافه کرد: اقدامات رضا شاه نیز فارغ از این‌که استبداد به خرج داد، در راستای همان اجرایی شدن مشروطه بود، مشکل اصلی این بود که رضاشاه نهاد ایجاد نکرد که اگر نهاد ایجاد می‌کرد به مرور خود او کنار می‌رفت، البته این در شرایطی است که وضعیت خوبی می‌داشتیم، انگلستان و روسیه مداخله نمی‌کردند اما در مجموع چه پهلوی اول و چه پهلوی دوم آن‌ را به یک قدرت استبدادی تبدیل کردند که فقط شخص، تصمیم‌گیرنده اصلی است.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: وقتی ما از آزادی و برابری سخن می‌گوییم مگر می‌شود که دختران و زنان آموزش نبینند و مدرسه نروند و ما هنوز از برابری حرف بزنیم؟ این برابری در قانون اساسی آمده بود اما مشکل در ساخت اجتماعی ایران بود.

    انتهای پیام

  • اصلاحات نتیجه نداد، مردم به مشروطه روی آوردند

    اصلاحات نتیجه نداد، مردم به مشروطه روی آوردند

    اصلاحات نتیجه نداد، مردم به مشروطه روی آوردند
    اصلاحات نتیجه نداد، مردم به مشروطه روی آوردند

    ایسنا/خراسان رضوی انقلاب مشروطه به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران شناخته می‌شود، چنان‌که تمام مناسبات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران در نتیجه آن دست‌خوش تغییر می‌شود و عصری نو را برای کشور رقم می‌زند.

    این تحول عمده در تاریخ ایران نیز همچون هر تحول دیگری تحت تاثیر عوامل متعدد خارجی و داخلی بوده است، مشروطه بروز عینی این تفکر بود که سرنوشت مردم و جامعه محتوم نیست و مردم می‌توانند آن را به دست خود تغییر دهند، چنان‌که در انقلاب مشروطه در میان حکومت و ساختاری سراسر استبدادی جایی برای مجلس قانون‌گذاری باز می‌شود.

    اگر به پیش‌زمینه انقلاب مشروطه نگاهی کنیم روشن است که این انقلاب به دنبال مجموعه‌ای از اقدامات اصلاحی نافرجام سر رسید؛ اقداماتی که همه با مخالفت راس قدرت و ساختار حاکم همراه بود و این مساله مردم را از اصلاحات روبنایی به تغییرات زیربنایی سوق داد.

    بدون شک شهرنشینان در انقلاب مشروطه نقش غالب را به خود اختصاص داده بودند، اگر با یک تحلیل طبقاتی به این انقلاب نگاه کنیم نظر به نقش گسترده شهرنشینان و همچنین متن فرمان مشروطیت که توسط مظفرالدین شاه به امضا رسید و مجلس شورای ملی را متشکل « از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف» دانست، می‌توان در مجموع این انقلاب را یک انقلاب بورژوایی دانست.

    قانون‌گرایی، عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی از جمله کلیدواژه‌هایی است که در میان سخنان مشروطه‌خواهان به کرات به چشم می‌خورد اما به استناد روزنامه‌ها، رساله‌ها و کتب این دوره از جمله روزنامه قانون و رساله «یک کلمه» به قطع می‌توان گفت که مشروطه‌خواهان قانون و قانون‌گرایی را در صدر خواسته‌های خود قرار داده‌ بودند و دستیابی به این مهم را اولویت خود می‌دانستند چنان‌که مساله آزادی نیز ذیل این اصل و مکمل آن محسوب می‌شد تا قانون با تنظیم حدود آن به این مفهوم انتزاعی شکلی انضمامی ببخشد.

    دکتر محسن مدیرشانه‌چی، استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص زمینه‌ها و عوامل انقلاب مشروطه اظهار کرد: انقلاب مشروطه استثنایی بر قاعده نیست، یعنی مشابه همه انقلاب‌ها و مشابه همه نهضت‌ها وجنبش‌های سیاسی و اجتماعی زمینه‌ها و پیشینه‌ای دارد.

    وی افزود: این علل و پیشینه‌ها معمولا یک مورد نیست، یعنی ما تحولات عمده را مانند انقلاب مشروط نمی‌توانیم تک عاملی ببینیم، بلکه مجموعه‌ای از عوامل تاثیرگذار بوده‌اند.

    مدیرشانه‌چی ادامه داد: به طور کلی این عوامل به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم‌بندی می‌شود، عوامل داخلی می‌تواند به عوامل فکری، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امثال آن تقسیم شود.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد تصریح کرد: از عوامل خارجی، تحولاتی بود که به طور همزمان اتفاق افتاد و در مردم ایران این فکر و اندیشه را ایجاد کرد که می‌توانند تحولاتی صورت دهند، تصور در آن زمان این بود که یک حکومت قدرتمند وجود دارد، پشتیبان آن نیز یک دولت قدرتمند مانند روسیه تزاری است و اساسا این تفکر و اندیشه در مردم ایران نبود که می‌توانند وضع خود را تغییر بدهند یا به وضعیت دیگری برسند.

    مدیرشانه‌چی افزود: این مساله کم کم تغییر کرد چرا که دیدند در شمال، روسیه تزاری قدرتمند که پشتیبان استبداد قاجاری بود، توسط یک کشور آسیایی مثل خودشان شکست خورد پس گفتند که مانند ژاپنی‌ها با اتحاد و همبستگی و کارهایی که آن‌ها هم کردند، ما هم می‌توانیم این حکومتی را که عامل یک قدرتی مثل روسیه تزاری است، شکست دهیم.

    بزرگان فکری سرنوشت محتوم جامعه پیشامشروطه را توجیه می‌کردند

    وی در مورد تغییر تصور مردم ایران نسبت به جایگاه پادشاه خاطرنشان کرد: در مجموع عوامل خارجی زیادی وجود دارد، اما مهم‌ترین عامل خارجی فکر و اندیشه‌ای است که به ایران آمد، در جامعه سنتی ایران تصور بر این بود که خدایی به عنوان ظل‌الله است و این حکومت یک مشروعیتی داشت و قدرت تبدیل به اقتدار می‌شد، قدرت مشروع را اقتدار می‌گویند، این اقتدار یک اقتدار سنتی بود که همواره شاهان به عنوان سایه خدا هستند و این یک وضعیت محتوم و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر است و بزرگان فکری آن زمان که به طور سنتی علما و روحانیون بودند، این مساله را توجیه می‌کردند.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد اضافه کرد: علما و روحانیون که بر روی توده‌های مردم سنتی و مذهبی نفوذ داشتند، می‌گفتند که این وضعیت شماست باید این وضعیت را بپذیرید و صبر کنید، این‌ها غالبا با حکومت قاجار ارتباط و پیوندهای خویشاوندی داشتند، در واقع دو قطب قدرت که غالبا با هم ارتباط و تعاملی داشتند سلطنت و دربار و از طرف دیگر روحانیت و علما بودند.

    مدیرشانه‌چی افزود: این وضعیت در نتیجه فکر و اندیشه‌ای که از خارج آمد تغییر کرد. به تدریج در این مدت، زمانه دگرگون شده بود. ایرانیان برای تحصیل، تجارت و یا فرار از مملکت به خاطر ظلم و زور حکام به خارج سفر می‌کردند از جمله سفرهایی که به قفقاز، بخشی از روسیه تزاری که پیش‌تر متعلق به ایران بود، می‌رفتند در حالی که در آن‌جا تحولاتی صورت می‌گرفت کما اینکه در اروپا و عثمانی که تحولات و اصلاحات صورت گرفت.

    با تغییر افکار، مردم به محتوم نبودن سرنوشت خود پی بردند

    وی در مورد نتایج ارتباط با خارج اضافه کرد: نتیجه و ره‌آورد این سفرها کتاب‌هایی است که به ایران آمد و ترجمه شد و نهضت ترجمه شکل گرفت و در واقع تغییر افکار، در جامعه وضعیتی را ایجاد کرد که مردم احساس کردند که این سرنوشت، سرنوشت محتوم آن‌ها نیست. در جاهای دیگر تغییراتی صورت گرفته است و مردم به حقوق خود رسیده‌اند و خواسته‌های آن‌ها تحقق پیدا کرده است و در ایران هم این امکان وجود دارد که وضعیت بهتر و مناسب‌تری شکل بگیرد.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد عنوان کرد: در مورد انقلاب‌ها گفته می‌شود که انقلاب معلول دو زمینه است و این زمینه‌ها به زمینه‌های عینی و ذهنی تقسیم می‌شوند زمینه‌های عینی مانند فقر، فلاکت، بیداد، تبعیض و سایر مشکلات هستند، اما تا زمانی که این زمینه‌های عینی به زمینه‌های ذهنی تبدیل نشوند یعنی در ذهن مردم وارد نشود، ممکن است مردم فکر کنند فقر، ظلم، زور، فاصله و نابرابری حق آن‌هاست، همیشه بوده و خواهد بود و در تمام جوامع چنین بوده است.

    زمینه عینی برای انقلاب شرط لازم است اما کافی نیست

    مدیرشانه‌چی افزود: در مجموع تبعیض و فقر باعث تغییر نمی‌شود بلکه احساس تبعیض و احساس فقر موجب تغییر و تحول می‌شوند، بدین معنا که زمانی که زمینه عینی به زمینه ذهنی تبدیل شد انقلاب می‌تواند شکل بگیرد و به قول منطقیون زمینه عینی شرط لازم است اما کافی نیست.

    وی بیان کرد: تحت تاثیر عوامل خارجی که اشاره کردیم از جمله ره‌آوردها از غرب همچون فکر مشروطه‌خواهی، قانون‌خواهی  و آزادی‌خواهی از طریق مسافران، محصلان، تجار و آثاری و کتاب‌هایی که ترجمه شد این زمینه‌های ذهنی شکل گرفت. زمانی که این زمینه‌های عینی در ذهنیت مردم توسط روشنگران تبلور پیدا کرد به تدریج زمینه انقلاب را فراهم کرد.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد تاکید کرد: انقلاب به عنوان یک تحول اساسی و دگرگون‌ساز که یک نظام سیاسی و ساختار سیاسی به کلی عوض می‌شود چنان که در تعریف انقلاب گفته شده است « تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب.» ولی این وضع مطلوب ممکن است پیش بیاید یا فقط در ذهن و ضمیر انقلابیون باشد و وضع قبل به شکل دیگری تکرار شود و یا حتی بدتر شود.

    پیش از انقلاب مشروطه اصلاحاتی صورت گرفته بود

    مدیرشانه‌چی اضافه کرد: این تغییر و تحول اساسی زمانی صورت می‌گیرد که همه اقدامات قبلی، مطالبات و خواسته‌های قبلی، اصلاحات و رفرم‌ها درون سیستم به نتیجه نرسیده باشد و به تدریج مردم یا پیشگامان این حرکات را به این نتیجه برساند که به جز تغییر اساسی و زیربنایی یعنی انقلاب راه دیگری وجود ندارد. ما می‌دانیم که پیش از انقلاب مشروطه اصلاحاتی صورت گرفته بود.

    وی افزود:  این اصلاحات از اوایل دوره ناصرالدین شاه در زمان امیر کبیر شکل گرفته بود البته قبل از آن‌ هم در دوره فتحعلی شاه توسط عباس میرزا و در دوره محمد شاه توسط قائم مقام و برخی شاهزادگان وطن پرست و وزرای اصلاح طلب، اصلاحاتی صورت گرفت که در مجموع گسترده‌ترین آن‌ها اصلاحات امیرکبیر بود.

    با به نتیجه نرسیدن اصلاحات مردم به انقلاب روی آوردند

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد اضافه کرد: از آن‌جا که این اصلاحات ناکام و نافرجام بود و راس قدرت و ساختار حاکم تن به این اصلاحات نمی‌داد و اصلاحات به نتیجه نرسید، کم کم جامعه و پیشگامان فکری آن را به این نتیجه رساند که از اصلاح و رفرم که اقدامات روبنایی بودند به یک اقدام زیربنایی یعنی انقلاب روی بیاورند.

    مدیرشانه‌چی تصریح کرد: چند مقدمه از این انقلاب اتفاق افتاد که این مقدمه‌ها همان قیام‌ها هستند به عنوان مثال قیام ۱۲۷۰ در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه (قیام تنباکو) با وجود اینکه قیام بود و در حد انقلاب گسترده نبود و تنها خواسته‌ها ومطالباتی را دنبال می‌کرد اما چون به نتیجه رسید، مردم احساس کردند که می‌توانند خواسته‌های فراتری را با کارهایی که سبب به نتیجه رسیدن قیام تنباکو شد، به نتیجه برسانند که این کار، همبستگی اقشار و طبقات مختلف و تاکید و پافشاری بر روی خواسته‌ها بود. خواسته‌های اساسی از جمله تاسیس عدالت‌خانه بود که به سرعت به تغییر اساسی سیستم از یک حکومت مطلقه به یک حکومت مشروطه بود.

    طبقه متوسط بیشترین نقش را در انقلاب مشروطه داشت

    وی در مورد طبقات و اقشار مشارکت‌کننده در انقلاب مشروطه خاطرنشان کرد: در انقلاب مشروطه و حتی پیش از آن در قیام تنباکو طبقات و اقشار گوناگون در جامعه ایران شرکت داشتند و در واقع تغییراتی بود که تنها یک طبقه در آن نقش نداشت اما طبقه متوسط بیشترین نقش را داشت.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد در مورد طبقه متوسط افزود: ما دو طبقه متوسط داشتیم، یکی طبقه متوسط سنتی بود که از گذشته داشتیم، از جمله پیشه‌وران، قشری از روحانیون و کسبه و اصناف بودند، دیگری طبقه متوسط جدید بود که با تحولات این دوره از جمله اعزام محصل تاسیس مدارس و وزارت‌خانه‌ها به صورت افراد تحصیل‌کرده و کارمندان و امثال آن شکل گرفته بود.

    افرادی که در انقلاب مشروطه نقش داشتند عمدتا در شهرها بودند

    مدیرشانه‌چی گفت: افرادی که در تحولاتی چون مشروطه و یا انقلاب ۵۷ نقش داشتند، عمدتا در شهرها بودند اگر می‌گوییم که همه مردم در این انقلاب‌ها نقش داشتند واقع قضیه این است که آن کسانی که نقش اساسی را داشتند طبقات شهرنشین در تهران و شهرهای بزرگ بودند، روستاها، ایلات و عشایر آن‌قدر از وقایع دور بودند که نقش چندانی نداشتند.

    وی افزود: این نقش طبقات شهرنشین بدین دلیل بود که هم سواد کافی داشتند تا از روزنامه و کتاب آگاهی‌های لازم را بگیرند و هم اینکه در یک محیط بزرگ در کنار هم بودند که امکان فعالیت‌های جمعی همچون اعتصاب و راهپیمایی‌ها وجود داشت.

    اتقلاب مشروطه یک انقلاب بورژوازی بود

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد تصریح کرد: اگر بخواهیم یک تحلیل طبقاتی انجام دهیم به این صورت که انقلاب روسیه کارگری، انقلاب چین دهقانی و انقلاب فرانسه بورژوازی خوانده می‌شد، می‌توانیم بگوییم که انقلاب مشروطه هم در مجموع یک انقلاب بورژوازی بود که با توجه به این نکته که عمدتا شهری بود و در این انقلاب روستاییان و دهقانان نقش چندانی نداشتند پس نمی‌توانیم بگوییم که یک انقلاب دهقانی بود، کارگران نیز نقش چندانی نداشتند چرا که ایران تا آن زمان و حتی مدت‌ها بعد از آن‌ صنعتی و حتی نیمه‌صنعتی هم نشده بود که تعداد قابل توجهی کارگر داشته باشیم.

    مدیرشانه‌چی بیان کرد: همان‌طور که اشاره شد در این انقلاب افرادی از جمله روحانیون، تجار، کسبه و پیشه‌وران که در مجلس نیز قرار گرفتند، بخشی از این افراد که در انقلاب حضور پیدا کردند از طبقه متوسط سنتی و جدید بودند و بخشی هم از طبقات بالا بودند.

    طبقات بالا در هنگامه انقلاب مشروطه با آن همراه شدند

    وی اضافه کرد: طبقات بالا در هنگامه انقلاب مشروطه همراه شدند بدین صورت که از شاهزادگان، اشراف و حتی فرماندهان به این انقلاب پیوستند مانند سپهدار تنکابنی که از فرماندهان و مالکان شمال بود که در کنار حکومت و از مستبدین بود و حتی مشروطه‌خواهان را سرکوب می‌کرد اما او هم به این جریان پیوست.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد  تاکید کرد: در مجموع در این انقلاب همان‌طور که گفته شد کارگر و دهقان حضور ندارند اما تنها یک طبقه خاص هم وجود ندارد و هم طبقات بالا هستند و هم طبقات متوسط، در مجالس نیز همین وضعیت بود، بدین صورت که اشراف و اعیان، شاهزادگان، روحانیان سطوح بالا و سطوح میانی، پیشه‌وران و کسبه که به آن‌ها خرده بورژوازی می‌گوییم نیز در مجلس حضور داشتند.

    مدیرشانه‌چی در مورد اولویت قانون‌گرایی بر آزادی‌خواهی در انقلاب مشروطه عنوان کرد: این مطالبات و خواسته‌ها در برابر هم نیستند بلکه مکمل یکدیگر هستند. انقلاب مشروطه هم انقلاب عدالت‌خواهانه بود و هم انقلاب آزادی‌خواهانه بود و هم یک انقلاب برای قانون بود، اما اگر بر قانون بیشتر تاکید می‌شود به این دلیل است که قانون یک امر مشخص است حال آن‌که آزادی یک حد بسیار گسترده‌ای دارد.

    قانون می‌تواند پشتیبان آزادی باشد

    وی افزود: قانون می‌تواند پشتیبان آزادی باشد و حدود آزادی را مشخص کند و تحقق و عینیت آزادی را تضمین می‌کند، در رساله «یک کلمه»، کتاب‌های دیگر و روزنامه‌های مختلف از جمله روزنامه قانون بحث قانون مطرح شده بود چراکه احساس می‌کردند اگر بحث آزادی مطرح شود آن وقت تضمین آزادی چه چیزی است؟ هر فرد مستبدی می‌تواند بگوید که الان آزادی وجود دارد کما اینکه در مستبدانه‌ترین حکومت‌ها، حاکمان ممکن است بگویند  که کشور آن‌ها آزادترین کشور است.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد در مورد تاثیر قانون اضافه کرد: چیزی که می‌تواند باعث این ‌شود که آزادی از حرف و شعار خارج شود و یک متر و معیاری داشته باشد قانون است تا همه از راس تا ذیل، از شاه و هیات حاکمه تا توده مردم در چهارچوب قانون حدود خود را مشخص کنند، بنابراین قانون تضمین‌کننده و مشخص‌کننده آزادی بود. به همین جهت نخستین چیزی که خواسته شد این بود که مجلسی تشکیل شود تا در آن‌جا قانون گذاشته شود چرا که پیش از آن قانون به این معنا که ما استنباط می‌کنیم وجود نداشت، قانون حرف و حکم شاه بود و حتی جارچی‌ها و نمایندگان حکومت در خیابان‌ها می‌گفتند که «امروز قانون شده است» و این یعنی شاه خواسته است.

    قانون حدود اختیار همه از جمله شاه را مشخص می‌کند

    مدیرشانه‌چی افزود: برخی از روحانیون نیز می‌گفتند که قانون همان شرع است و در قرآن است و در باب هر موضوع مشخص، استنباط و تفسیر خود را از قرآن به عنوان قانون می‌گفتند در نتیجه خواست مردم با هوشمندی این بود که جایی باشد تا نمایندگان مردم قانون بگذارند و حدود اختیارات همه از جمله شاه و مردم را مشخص کنند، بدین صورت با تعیین حدود اختیار هم آن‌ها دارای آزادی می‌شوند و هم حدود و ثقور آزادی مشخص می‌شود.

    وی تاکید کرد: اگر از ابتدا به جای قانون بر آزادی تاکید می‌شد این مساله بیشتر یک امر ذهنی و انتزاعی بود و عینیت نداشت، این مساله زمانی می‌تواند از حالت انتزاعی به حالت انضمامی تبدیل شود که حدود و ثقور آن مشخص شود.

    انقلاب مشروطه در زمانه خود پیشگام بود

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد تصریح کرد: انقلاب مشروطه در زمانه خود بسیار پیشگام و پیشتاز بود و تحولی شگرف را ایجاد کرد به همین جهت گفته شده است که در هیچ‌جا از آسیا چنین تحولی پیش از مشروطه اتفاق نیفتاد و انقلاب اکتبر در روسیه نیز بعد از مشروطه اتفاق افتاد، تمام این مسائل نشان می‌دهد که انقلاب مشروطه در یک جامعه شرقی و سنتی حرکت بسیار موثری بود، هیچ مساله‌ای مطلق نیست اما به طور نسبی حرکتی با دستاوردهای بسیار گسترده بود.

    مدیرشانه‌چی در مورد تقسیم جامعه در زمان تحولاتی همچون انقلاب مشروطه به دو اردو گفت: در تمام تحولات مانند انقلاب مشروطه یا نهضت ملی شدن صنعت نفت، جامعه به دو قطب یا دو اردو تبدیل شد و در هر دو اردو از تمام اقشار و طبقات داشتیم در انقلاب مشروطه هم به این صورت نبود که تمام روحانیون موافق یا مخالف باشند.

    وی اضافه کرد: جمع کثیری از روحانیون از بالاترین سطوح تا سطوح میانی و پایینی داشتیم که در مقابل مشروطه و خواهان استبداد و حفظ وضع موجود بودند و با طرح کردن مسائلی مثل مشروعه می‌خواستند این حرکت را لوث کنند و در مقابل کسانی بودند که نوگرا و نواندیش بودند و همراه با مردم، طبقات مترقی و مشروطه‌خواه بودند. این مساله در روحانیون، روزنامه‌نگاران، روشنفکران، تجار، اصناف زمین‌داران و مالکان و شاهزادگان دیده می‌شود.

    این استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد خاطرنشان کرد: در مجموع همان‌طور که گفته شد جامعه به دو قطب تقسیم شد. ما در بین روحانیون، کسانی را داشتیم که توجیه‌گر استبداد بودند و تا آخر در برابر مشروطه ایستادند و به حلیت خون مشروطه‌خواهان و کفر مشروطه فتوی دادند و از سوی دیگر روحانیون دیگر داشتم که هم‌سو با مردم، اقشار طبقات متوسط، روشنفکران و پیشگامان بودند چرا که با آن‌ها در تعامل بودند و خودشان برخی زبان‌های خارجی را آموخته بودند، به فرنگ رفته بودند، روزنامه می‌خواندند، افکار نو را می‌گفتند و فقر و فلاکت مردم را تحت ظلم و ستم می‌دیدند و احساس مسوولیت می‌کردند.

    مدیرشانه‌چی افزود: کسانی مانند مراجع ثلاث در نجف یعنی آخوند خراسانی، تهرانی و مازندرانی فتوی به حلیت مشروطه دادند در حالی که بسیاری به حرمت مشروطه قائل بودند. در تهران سید محمد طباطبایی نیز روحانی نوگرا و روشنفکری بود که از حامیان مشروطه بود.

    انتهای پیام

  • کرونا اشراف دولت بر سایر نهادها را بیشتر کرده است

    کرونا اشراف دولت بر سایر نهادها را بیشتر کرده است

    کرونا اشراف دولت بر سایر نهادها را بیشتر کرده است

    ایسنا/خراسان رضوی نماینده سابق مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی گفت: کرونا باعث شده دولت ابتکار عمل را همه زمینه‌ها در دست داشته باشد.

    جواد آرین‌منش در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره به اینکه شیوع ویروس کرونا برتمام عرصه‌ها و جنبه‌های زندگی انسان‌ در سرتاسر جهان تاثیر گذاشته است، اظهار کرد : به عنوان مثال در عرصه اقتصادی اثراتی مانند ایجاد رکود اقتصادی، افزایش بیکاری، کاهش تولیدات و صادرات و منفی شدن اقتصاد کشورها، از جمله کشور ما را به دنبال داشته است .

    این فعال سیاسی اصولگرا ادامه داد: همچنین در عرصه  اجتماعی  نیز از زمان شیوع این ویروس، ما شاهد افزایش اختلافات خانوادگی، بالا رفتن خشونت‌های اجتماعی، کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق و سایر مشکلات از این دست هستیم .

    وی ادامه داد: در عرصه فرهنگی نیز شیوع کرونا توقف اکثر فعالیت‌های فرهنگی مانند نمایشگاه‌ها ، جشنواره‌ها، ‌ همایش‌ها، رکود تولیدات فرهنگی و هنری و مواردی این چنینی را به دنبال داشته است .

    نماینده پیشین  مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه کرونا بر سیاست اکثر کشورهای جهان اثراتی بسیار جدی به جای گذاشته است،  بیان کرد: به عنوان مثال اینکه محبوبیت ترامپ در آمریکا از حدود ۵۳ درصد به حدود ۳۶ درصد تنزل پیدا کرده است ، دقیقا از آثار سیاسی شیوع کرونا در این کشور است، طبیعتا در سیاست کشور ما نیز کرونا تاثیرگذار بوده است .

    کرونا باعث شد دولت ابتکار عمل را در همه حوزه‌ها در دست بگیرد

    این فعال سیاسی اصولگرا اضافه کرد: به عنوان مثال تشکیل ستاد ملی مبارزه با کرونا که ابتکار آن با دولت است و جلسات آن با حضور نمایندگانی از سایر قوای سه‌گانه تشکیل می‌شود، از تاثیرات سیاسی کرونا بر کشور ماست، در این ستاد ابتکار عمل با دولت است و تصمیمات این ستاد که عملا  تصمیمات دولت است، برای همه قوا و نهادها از جمله نهادهای دینی و نهادهای غیر دولتی، لازم الاجرا است و در واقع سایر قوا و نهادها تابع تصمیمات و سیاست‌های دولت هستند، این یکی از آثار کروناست، یعنی کرونا باعث شده دولت ابتکار عمل را همه زمینه‌ها در دست داشته باشد .

    وی خاطرنشان کرد : حتی نهادهای مذهبی و دینی مانند اماکن متبرکه، مساجد، حوزه‌ها و هیئت‌ها که معمولا مستقل عمل می‌کردند و تابع سیاست‌ها و دستورالعمل‌های دولت نبودند، امروز بازگشایی و فعالیت آن‌ها تابع نظرات ستاد ملی مبارزه با کرونا و دولت است . یعنی کرونا اشراف دولت بر سایر نهادها را بیشتر کرده است.

    آرین‌منش به پوشش ضعف‌ها و کم‌کاری‌های دولت و سایر نهادها به عنوان یکی دیگر از تاثیرات سیاسی کرونا اشاره کرد و افزود: معمولا با پررنگ‌تر کردن مسئله کرونا، سایر ضعف‌ و کم‌کاری‌های دولت پنهان می‌ماند و تاخیر در انجام اقدامات به گردن کرونا انداخته می‌شود، همان ‌طور که در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز جنگ دلیل تمام اتفاقات کشور عنوان می‌شد .

    کاهش کشمکش‌های سیاسی یکی از اثرات مثبت کرونا است

    این فعال سیاسی اصولگرا بیان کرد ‌: همچنین کاهش کشمکش‌های سیاسی و افزایش انسجام ملی از آثار مثبت شیوع کرونا در کشور ما است . نزاع‌های سیاسی که در گذشته در عرصه اجتماع بیشتر مطرح بوده ، الان به دلیل گسترش شیوع کرونا و ضرورت مهار آن،  به حاشیه رانده شده‌اند، همچنین چون مردم متوجه شدند که بدون مشارکت، همدلی و انسجام در عرصه مبارزه با کرونا امکان شکست این ویروس وجود ندارد، به هم نزدیک‌تر شدند و همدلی بیشتری بین آن‌ها حاکم شده و منافع جمعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، این همدلی و هماهنگی به وجود آمده می‌تواند در سایر عرصه‌های سیاسی و اجتماعی به عنوان یک مدل و الگو در کاهش بحران‌ها مورد توجه قرار گیرد .

    وی با اشاره به این که کرونا باعث وقفه در فعالیت‌های سیاسی و  نوعی عقب ماندگی‌ در توسعه سیاسی شده است، تاکید کرد: اگر این مسئله در آینده جبران نشود قاعدتا می‌تواند آثار نامطلوبی از خود به جای بگذارد و در صورت استمرار یافتن کرونا، امکان دارد این آثار سوء سیاسی ناشی از این ویروس، بر فعالیت‌های حزبی و گروهی و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تاثیرگذار باشد .

    آرین‌منش ادامه داد: همان طور که کاهش محبوبیت ترامپ در آمریکا نیز به دلیل شیوع گسترده کرونا در این کشور و عدم توانایی دولت در مهار آن بوده است . بنابراین ممکن است کرونا باعث شود دولتی از صحنه سیاست کنار رود و دولت دیگری جای او را بگیرد که این از آثار بلندمدت کروناست که حداقل در چهار سال بعدی همراه کشورها خواهد بود، در کشور ما نیز کرونا ممکن است چنین آثار و پیامدهایی را به دنبال داشته باشد .

    نماینده پیشین مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی ضمن اشاره به اینکه در انتخابات آینده ایران، عملکرد دولت در تمام زمینه‌ها ملاک خواهد بود، اظهار کرد: دولت در عرصه اقتصادی عملکردی نامطلوب داشته است اما ممکن است توانایی دولت در مهار کرونا بتواند یک امتیاز مثبت برای جریان اصلاحات و اعتدال تلقی شود، بنابراین این متغیرها بر کاندیداهایی که جریان‌های سیاسی معرفی خواهند کرد موثر خواهد بود، همچنین اگر دولت در این زمینه ضعیف عمل کند، این موضوع برگه برنده‌ای برای جریان اصولگرا خواهد بود.

    این فعال سیاسی اصولگرا بیان کرد: در تمام دنیا همواره احزاب نماینده‌ای را که به مجلس می‌فرستند یا رئیس جمهوری را که انتخاب می‌کنند، با پیشینه سیاسی‌شان در ارتباط است و عملکرد آن نماینده یا رئیس جمهور نیز بر تقویت و یا تضعیف حزب حمایت کننده‌اش تاثیر می‌گذارد، اما در کشور ما احزاب قدرت چندانی ندارند و خیلی به آن‌ها بها داده نمی‌شود و مردم نیز خیلی با احزاب ارتباط مناسبی برقرار نکردند.

    آرین‌منش گفت‌: لذا قاعدتا احزاب نقش زیادی در مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ندارند و حاکمیت بهای لازم را به احزاب سیاسی نداده است وگرنه در بحران‌هایی مانند کرونا احزاب می‌توانند به کمک حاکمیت بیایند و در افزایش مشارکت مردم نقش داشته باشند اما در کشور ما آن‌قدر احزاب سیاسی تضعیف شده اند که توانایی ایفای یک نقش فعال در بسیج کردن مردم را ندارند .

    وی افزود : در صورت ایجاد شدن یک فضای باز سیاسی،  مناظره‌ها و گفت‌وگوها می‌توانند باعث افزایش مشارکت مردم در عرصه‌های سیاسی شوند، در حال حاضر عملکرد حاکمیت باعث ناامیدی مردم شده است و مردم چشم‌اندازی امیدوار کننده پیش روی خود نمی‌بینند که باعث شود به احزاب و گروه‌های سیاسی دل ببندند .

    انتهای پیام

  • نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    ایسنا/خراسان رضوی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: پیشینه تاریخی قراردادهای بین‌المللی و استقلال‌خواهی ایرانیان این احساس را شکل داده که اگر ما قراردادی ببندیم این قرارداد ننگین خواهد بود، حتی ممکن است به محتوای آن هم نگاه نکنیم اما معمولا افکار عمومی چنین دیدگاهی دارد.

    دکتر مهدی نجف‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص پیشینه تاریخی قراردادهای بین‌المللی ایران اظهار کرد: در این مورد یک نکته بسیار مهم این است که ایرانی‌ها همیشه با شک و تردید به این قراردادها نگاه کرده‌اند.

    وی ادامه داد: قراردادهایی که در اوایل دوره قاجاریه با روسیه بسته شد و از آن‌ها به عنوان قراردادهای ننگین گلستان و ترکمان‌چای یاد می‌شود، یک نگرشی را در ایرانیان شکل داده که دولت ایران به واسطه ضعف خود نمی‌تواند مصالح ملی را رعایت کند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: از طرف دیگر  نسبت به وضعیت دنیا ناآگاهی تاریخ وجود دارد، به عنوان مثال در مورد برخی از قراردادها در دوره قاجار مانند قرارداد رژی چون ناآگاه بودیم فکر می‌کردیم که اروپایی‌ها می‌خواهند بیایند و منابع ما را ببرند بنابراین از لحاظ پیشینه تاریخی این احساس در ایرانیان شکل گرفته که تمام این قراردادها ننگین هستند در حالی که اگر واقعیت تاریخی را نگاه کنیم این گونه نیست، به عنوان مثال به پیشینه قرارداد دارسی که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در آن دوره تاریخی سال‌ها طول کشید که این قرارداد به بار بنشیند که آن هم به واسطه یک شانس بود که چاه‌های نفت فوران کرد و قرارداد دارسی که به نظر من در آن دوره تاریخی قرداد مهمی نبود به یکی از مهم‌ترین قراردادهای تاریخ ایران تبدیل می‌شود.

    ایرانی‌ها به قراردادهای بین‌المللی بدبین هستند

    نجف‌زاده بیان کرد: باید در مورد قراردادهای بین‌المللی دو مساله را در نظر گرفت یکی اینکه ایرانی‌ها بدبین هستند چرا که وقتی این قراردادها بسته می‌شد، بعد نتایجی که از این قراردادها به بار می‌آمد به ضرر مصالح ملی بود. دوم اینکه ایرانی‌ها با توجه به نگرش‌های تاریخی که نسبت به جهان پیرامونی خود دارند برای آنها مساله استقلال‌خواهی پیشینه تاریخی دارد و علت آن هم این است که در دوره قاجار دو کشور روسیه و انگلستان به شدت ایران را تحت منگنه تاریخی قرار داده بودند و این استقلال‌خواهی از همین‌جا آمد که ایرانیان می‌خواستند قدرت‌ها در کشور مداخله نکنند.

    وی افزود: در مجموع پیشینه تاریخی این قراردادها و استقلال‌خواهی ایرانیان این احساس را شکل داده که اگر ما قراردادی ببندیم این قرارداد ننگین خواهد بود و حتی ممکن است به محتوای آن هم نگاه نکنیم اما افکار عمومی چنین دیدگاهی دارد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: نکته حائز اهمیت دیگر در خصوص قراردادهای بین‌المللی این است که برای اینکه قراردادها توسط ملت‌ها به رسمیت شناخته شوند باید رابطه دولت-ملت قوی باشد، این به منزله این است که دولت‌ها نماینده‌های راستین ملت‌ها باشند که در امور بین‌الملل از جانب ملت چانه‌زنی می‌کنند و قرارداد می‌بندند. متاسفانه در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران چنین نگرشی مبتنی بر تضاد دولت و ملت وجود دارد که هرگاه این تضادها بیشتر می‌شود، مخالفت‌ با قراردادها افزایش پیدا می‌کند.

    نجف‌زاده اضافه کرد: در رابطه با قراردادها مساله اصلی این بوده که ملت برداشت مشترکی با دولت نداشته است، در مجموع هرگاه رابطه دولت-ملت قوی بوده است این منازعات کم‌تر شده و هرگاه رابطه دولت-ملت کاهش پیدا کرده است، اعتماد ملت نسبت به اینکه مصالح‌ آنها در این قراردادها تامین می‌شود، مورد خدشه قرار می‌گیرد و بنابراین مساله بحران‌ساز می‌شود.

    دولت‌های ایران جرات نداشته‌اند بر سر مصالح ملی معامله کنند

    وی خاطرنشان کرد: اگر به دوره‌های اخیر چه قاجار و چه دیگر دوره‌ها در ایران نگاه کنیم همه در یک چیز مشترک هستند و آن هم این است که دولت‌ها جرات نداشتند به آسانی بر سر مصالح ملی با کشورهای دیگر معامله کنند و چیزهایی را واگذار کنند، بنابراین حتی در دوره ضعیف قاجاریه می‌بینیم که مصالح ملی رعایت می‌شود و پادشاهان قاجار با وجود اینکه تصور بر این است که هیچ نگرش تاریخی ندارند، اتفاقا تا حد زیادی آگاهانه کار می‌کنند، اما باید به یاد داشته باشیم که دست آن‌ها خالی است و توانایی ندارند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد قراردادهای گلستان و ترکمان‌چای اضافه کرد: عباس میرزا با این قراردادها توانست خطه شمال و تبریز را حفظ کند یعنی مصالح ملی را رعایت کردند، قدرت‌شان دیگر بیش از این نمی‌رسید که سرزمین‌هایی را که در دوردست بود، حفظ کنند ولی می‌بینیم که بعد از رسیدن دوره ناصرالدین شاه مرزهای ایران تثبیت می‌شود و این اثراتی است که از قرارداد ترکمانچای داریم.

    ایرانی‌ها در قراردادهای بین‌المللی به رعایت مصالح ملی دقت کرده‌اند

    وی عنوان کرد: ایرانی‌ها در قراردادهای بین‌المللی خود خیلی دقت کرده‌اند که مصالح ملی را رعایت کنند و این قراردادها برای حاکمیت ملی خطری نداشته باشد، این خیلی نکته مهمی است که در طول این دوران‌ها خیلی از کشورها مستعمره شدند و واگذار شدند و در بین قدرت‌های بزرگ اروپایی دست به دست شدند، ایران استقلال خود را حفظ کرده است، بنابراین اگر از این زاویه نگاه کنیم، دولت‌ها تا جایی که قدرت‌شان اجازه می‌داده است، مجبور بوده‌اند که مصالح ملی را درک کنند و آن را در قراردادها لحاظ کنند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: قاعده روابط بین‌الملل بر پایه قدرت است و همه چیزی که در روابط بین‌الملل می‌بینیم چانه‌زنی بر سر قدرت و کسب منافع است، بنابراین دولت‌ها باید خود را قدرتمند کنند و قدرت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ قدرت‌های نرم و سخت. قدرت‌های سخت مانند قدرت نظامی که باید در حوزه دریایی، هوایی و زمینی خود را قدرتمند کنند و این‌ها همگی تابعی از قدرت اقتصادی است و قدرت دیگر در رابطه دولت و ملت است که باید قوی باشد که این مورد از قدرت‌های نرم به حساب می‌آید.

    ناسیونالیسم در ایران از حالت نرمال خود خارج شده است

    نجف‌زاده درمورد قراردادهای اقتصادی تصریح کرد: قراردادهای اقتصادی در جهان خیلی مرسوم است و این به معنای آن نیست که آن‌ها کشور خود را می‌فروشند، کشورهای اتحادیه اروپا یکی شده‌اند و مرزهای خود را برداشته‌اند و اتفاقات دیگری نیز افتاده است اگر چنین چیزی برای ایران بود بلافاصله عده‌ای می‌گفتند که استقلال چه می‌شود اما برای کشورهای اروپایی چنین نیست، من فکر می‌کنم ناسیونالیسم در ایران از حالت نرمال و معنای فرانسوی خود خارج شده و به یک نگرش منفی در بعضی از جنبه‌های ناسیونالیسم تبدیل شده است که ما قادر به درک این نیستیم که به عنوان یک کشور مستقل قادر هستیم در عرصه بین‌الملل حاضر شویم.

    وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم یک مثال تاریخی مطرح کنیم می‌توان به این مساله اشاره کرد که زمانی که محمدرضا پهلوی به آمریکا رفت و درخواست کرد که صنایع نظامی پیشرفته را در اختیار بگیرد کنگره بحث کرد که ایران چنین احتیاجی ندارد و برای چه می‌خواهد و در مجموع دعوایی شکل گرفت، در این شرایط ایران هم گفت که به سمت شوروی می‌رود و این باعث شد که دعواهای کنگره و دولت امریکا برچیده شود و با درخواست ایران موافقت شود. در مجموع هر زمانی که ایران می‌خواست امتیازی از امریکایی‌ها بگیرد با تهدید روس‌ها این کار را انجام می‌داد و در همین حال نیز که در دایره غرب به حساب می‌آمد قراردادهایی را با روس‌ها بست از جمله اینکه صنایع آهن، فولاد و لوله‌ساز و از این دست صنایع و صنایع خرد دیگر از روسیه می‌آمد.

    ایران نباید به وجه‌المصالحه یک منازعه تبدیل شود

    وی در ادامه سخنان خود به قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین اشاره و تصریح کرد: اگر ایران به سمت چین کشیده شود، این طوری نخواهد بود که غربی‌ها رها کنند که ایران در کنار چین و روسیه قرار بگیرد و در دراز مدت باید مراقبت شود که ایران وارد یک منازعه تاریخی و وجه‌المصالحه نشود که در دوره قاجار نیز مشابه آن را داشتیم، چنان که در دوره قاجار ما وجه‌المصالحه دو کشور روسیه و انگلستان شدیم و این ضربه بسیار زیادی به ما زد.

    دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: از لحاظ اقتصادی چین قدرتمند شده اما همواره باید این نکته را به یاد داشت که چین هنوز ابداع‌کننده نیست، اقتصاد چین به این صورت است که از دستاوردهای صنعت دنیا با توجه به شرایط مطلوبی که خود دارد، استفاده می‌کند و آن‌ها را ارزان‌سازی می‌کند و در اختیار دنیا قرار می‌دهد و از این راه گسترش می‌یابد.

    نجف‌زاده در جمع‌بندی دیدگاه خود درباره قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین گفت: در مجموع اگر این قرارداد یک مفری باشد که در واقع بتوانیم دایره تنگ تحریم‌ها را بشکافیم و فراتر برویم، عاقلانه است. البته اگر نگاه راهبردی و استراتژیک به آن داشته باشیم، قابل بحث است اما اگر یک نگاه تجویزی و تاکتیکی باشد، اشکالی ندارد و در شرایط اضطراری که وجود دارد ایران باید بتواند با خطراتی که آن را تهدید می‌کند مقابله کند که یکی از راه‌های آن این است که روابط خود را با کشورهایی پیوند بزند که در دایره تحریم‌ها قرار نمی‌گیرند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه در مورد دلیل آنچه چین‌هراسی در جهان میخواند گفت: این مساله به این دلیل است که هنوز مشخص نیست که قدرت رو به‌ رشد چین از چه نظمی برخوردار است، دنیا تقریبا پس از جنگ جهانی دوم مبتنی بر یک نظم اقتصاد جهانی است که این نظم مشخص است اما در مورد رفتار چین یک نقاط مبهمی وجود دارد که ما در حقیقت نمی‌دانیم که این کشور وقتی بیاید و وارد شود چه رفتاری را در پیش خواهد گرفت و چگونه رفتار خواهد کرد، خصوصا که برای ایرانی‌ها استقلال‌خواهی بسیار اهمیت دارد.

    نجف‌زاده در ادامه درباره محتوای قرارداد مورد بحث بین ایران و چین عنوان کرد: آن‌طور که از پیش‌نویسی که از قرارداد منتشر شده است، برمی‌آید خطری برای مصالح ملی ندارد. این قرارداد باید بیشتر به صورت یک قرارداد اقتصادی میان ایران و چین باشد که ما از امکانات و توانایی‌های چین استفاده کنیم تا شرایط خود را بهبود ببخشیم.

    انتهای پیام

  • نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی
    نگرش ایرانیان نسبت به قراردادهای خارجی

    ایسنا/خراسان رضوی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: پیشینه تاریخی قراردادهای بین‌المللی و استقلال‌خواهی ایرانیان این احساس را شکل داده که اگر ما قراردادی ببندیم این قرارداد ننگین خواهد بود، حتی ممکن است به محتوای آن هم نگاه نکنیم اما معمولا افکار عمومی چنین دیدگاهی دارد.

    دکتر مهدی نجف‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص پیشینه تاریخی قراردادهای بین‌المللی ایران اظهار کرد: در این مورد یک نکته بسیار مهم این است که ایرانی‌ها همیشه با شک و تردید به این قراردادها نگاه کرده‌اند.

    وی ادامه داد: قراردادهایی که در اوایل دوره قاجاریه با روسیه بسته شد و از آن‌ها به عنوان قراردادهای ننگین گلستان و ترکمان‌چای یاد می‌شود، یک نگرشی را در ایرانیان شکل داده که دولت ایران به واسطه ضعف خود نمی‌تواند مصالح ملی را رعایت کند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: از طرف دیگر  نسبت به وضعیت دنیا ناآگاهی تاریخ وجود دارد، به عنوان مثال در مورد برخی از قراردادها در دوره قاجار مانند قرارداد رژی چون ناآگاه بودیم فکر می‌کردیم که اروپایی‌ها می‌خواهند بیایند و منابع ما را ببرند بنابراین از لحاظ پیشینه تاریخی این احساس در ایرانیان شکل گرفته که تمام این قراردادها ننگین هستند در حالی که اگر واقعیت تاریخی را نگاه کنیم این گونه نیست، به عنوان مثال به پیشینه قرارداد دارسی که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در آن دوره تاریخی سال‌ها طول کشید که این قرارداد به بار بنشیند که آن هم به واسطه یک شانس بود که چاه‌های نفت فوران کرد و قرارداد دارسی که به نظر من در آن دوره تاریخی قرداد مهمی نبود به یکی از مهم‌ترین قراردادهای تاریخ ایران تبدیل می‌شود.

    ایرانی‌ها به قراردادهای بین‌المللی بدبین هستند

    نجف‌زاده بیان کرد: باید در مورد قراردادهای بین‌المللی دو مساله را در نظر گرفت یکی اینکه ایرانی‌ها بدبین هستند چرا که وقتی این قراردادها بسته می‌شد، بعد نتایجی که از این قراردادها به بار می‌آمد به ضرر مصالح ملی بود. دوم اینکه ایرانی‌ها با توجه به نگرش‌های تاریخی که نسبت به جهان پیرامونی خود دارند برای آنها مساله استقلال‌خواهی پیشینه تاریخی دارد و علت آن هم این است که در دوره قاجار دو کشور روسیه و انگلستان به شدت ایران را تحت منگنه تاریخی قرار داده بودند و این استقلال‌خواهی از همین‌جا آمد که ایرانیان می‌خواستند قدرت‌ها در کشور مداخله نکنند.

    وی افزود: در مجموع پیشینه تاریخی این قراردادها و استقلال‌خواهی ایرانیان این احساس را شکل داده که اگر ما قراردادی ببندیم این قرارداد ننگین خواهد بود و حتی ممکن است به محتوای آن هم نگاه نکنیم اما افکار عمومی چنین دیدگاهی دارد.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: نکته حائز اهمیت دیگر در خصوص قراردادهای بین‌المللی این است که برای اینکه قراردادها توسط ملت‌ها به رسمیت شناخته شوند باید رابطه دولت-ملت قوی باشد، این به منزله این است که دولت‌ها نماینده‌های راستین ملت‌ها باشند که در امور بین‌الملل از جانب ملت چانه‌زنی می‌کنند و قرارداد می‌بندند. متاسفانه در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران چنین نگرشی مبتنی بر تضاد دولت و ملت وجود دارد که هرگاه این تضادها بیشتر می‌شود، مخالفت‌ با قراردادها افزایش پیدا می‌کند.

    نجف‌زاده اضافه کرد: در رابطه با قراردادها مساله اصلی این بوده که ملت برداشت مشترکی با دولت نداشته است، در مجموع هرگاه رابطه دولت-ملت قوی بوده است این منازعات کم‌تر شده و هرگاه رابطه دولت-ملت کاهش پیدا کرده است، اعتماد ملت نسبت به اینکه مصالح‌ آنها در این قراردادها تامین می‌شود، مورد خدشه قرار می‌گیرد و بنابراین مساله بحران‌ساز می‌شود.

    دولت‌های ایران جرات نداشته‌اند بر سر مصالح ملی معامله کنند

    وی خاطرنشان کرد: اگر به دوره‌های اخیر چه قاجار و چه دیگر دوره‌ها در ایران نگاه کنیم همه در یک چیز مشترک هستند و آن هم این است که دولت‌ها جرات نداشتند به آسانی بر سر مصالح ملی با کشورهای دیگر معامله کنند و چیزهایی را واگذار کنند، بنابراین حتی در دوره ضعیف قاجاریه می‌بینیم که مصالح ملی رعایت می‌شود و پادشاهان قاجار با وجود اینکه تصور بر این است که هیچ نگرش تاریخی ندارند، اتفاقا تا حد زیادی آگاهانه کار می‌کنند، اما باید به یاد داشته باشیم که دست آن‌ها خالی است و توانایی ندارند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در مورد قراردادهای گلستان و ترکمان‌چای اضافه کرد: عباس میرزا با این قراردادها توانست خطه شمال و تبریز را حفظ کند یعنی مصالح ملی را رعایت کردند، قدرت‌شان دیگر بیش از این نمی‌رسید که سرزمین‌هایی را که در دوردست بود، حفظ کنند ولی می‌بینیم که بعد از رسیدن دوره ناصرالدین شاه مرزهای ایران تثبیت می‌شود و این اثراتی است که از قرارداد ترکمانچای داریم.

    ایرانی‌ها در قراردادهای بین‌المللی به رعایت مصالح ملی دقت کرده‌اند

    وی عنوان کرد: ایرانی‌ها در قراردادهای بین‌المللی خود خیلی دقت کرده‌اند که مصالح ملی را رعایت کنند و این قراردادها برای حاکمیت ملی خطری نداشته باشد، این خیلی نکته مهمی است که در طول این دوران‌ها خیلی از کشورها مستعمره شدند و واگذار شدند و در بین قدرت‌های بزرگ اروپایی دست به دست شدند، ایران استقلال خود را حفظ کرده است، بنابراین اگر از این زاویه نگاه کنیم، دولت‌ها تا جایی که قدرت‌شان اجازه می‌داده است، مجبور بوده‌اند که مصالح ملی را درک کنند و آن را در قراردادها لحاظ کنند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: قاعده روابط بین‌الملل بر پایه قدرت است و همه چیزی که در روابط بین‌الملل می‌بینیم چانه‌زنی بر سر قدرت و کسب منافع است، بنابراین دولت‌ها باید خود را قدرتمند کنند و قدرت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ قدرت‌های نرم و سخت. قدرت‌های سخت مانند قدرت نظامی که باید در حوزه دریایی، هوایی و زمینی خود را قدرتمند کنند و این‌ها همگی تابعی از قدرت اقتصادی است و قدرت دیگر در رابطه دولت و ملت است که باید قوی باشد که این مورد از قدرت‌های نرم به حساب می‌آید.

    ناسیونالیسم در ایران از حالت نرمال خود خارج شده است

    نجف‌زاده درمورد قراردادهای اقتصادی تصریح کرد: قراردادهای اقتصادی در جهان خیلی مرسوم است و این به معنای آن نیست که آن‌ها کشور خود را می‌فروشند، کشورهای اتحادیه اروپا یکی شده‌اند و مرزهای خود را برداشته‌اند و اتفاقات دیگری نیز افتاده است اگر چنین چیزی برای ایران بود بلافاصله عده‌ای می‌گفتند که استقلال چه می‌شود اما برای کشورهای اروپایی چنین نیست، من فکر می‌کنم ناسیونالیسم در ایران از حالت نرمال و معنای فرانسوی خود خارج شده و به یک نگرش منفی در بعضی از جنبه‌های ناسیونالیسم تبدیل شده است که ما قادر به درک این نیستیم که به عنوان یک کشور مستقل قادر هستیم در عرصه بین‌الملل حاضر شویم.

    وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم یک مثال تاریخی مطرح کنیم می‌توان به این مساله اشاره کرد که زمانی که محمدرضا پهلوی به آمریکا رفت و درخواست کرد که صنایع نظامی پیشرفته را در اختیار بگیرد کنگره بحث کرد که ایران چنین احتیاجی ندارد و برای چه می‌خواهد و در مجموع دعوایی شکل گرفت، در این شرایط ایران هم گفت که به سمت شوروی می‌رود و این باعث شد که دعواهای کنگره و دولت امریکا برچیده شود و با درخواست ایران موافقت شود. در مجموع هر زمانی که ایران می‌خواست امتیازی از امریکایی‌ها بگیرد با تهدید روس‌ها این کار را انجام می‌داد و در همین حال نیز که در دایره غرب به حساب می‌آمد قراردادهایی را با روس‌ها بست از جمله اینکه صنایع آهن، فولاد و لوله‌ساز و از این دست صنایع و صنایع خرد دیگر از روسیه می‌آمد.

    ایران نباید به وجه‌المصالحه یک منازعه تبدیل شود

    وی در ادامه سخنان خود به قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین اشاره و تصریح کرد: اگر ایران به سمت چین کشیده شود، این طوری نخواهد بود که غربی‌ها رها کنند که ایران در کنار چین و روسیه قرار بگیرد و در دراز مدت باید مراقبت شود که ایران وارد یک منازعه تاریخی و وجه‌المصالحه نشود که در دوره قاجار نیز مشابه آن را داشتیم، چنان که در دوره قاجار ما وجه‌المصالحه دو کشور روسیه و انگلستان شدیم و این ضربه بسیار زیادی به ما زد.

    دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: از لحاظ اقتصادی چین قدرتمند شده اما همواره باید این نکته را به یاد داشت که چین هنوز ابداع‌کننده نیست، اقتصاد چین به این صورت است که از دستاوردهای صنعت دنیا با توجه به شرایط مطلوبی که خود دارد، استفاده می‌کند و آن‌ها را ارزان‌سازی می‌کند و در اختیار دنیا قرار می‌دهد و از این راه گسترش می‌یابد.

    نجف‌زاده در جمع‌بندی دیدگاه خود درباره قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین گفت: در مجموع اگر این قرارداد یک مفری باشد که در واقع بتوانیم دایره تنگ تحریم‌ها را بشکافیم و فراتر برویم، عاقلانه است. البته اگر نگاه راهبردی و استراتژیک به آن داشته باشیم، قابل بحث است اما اگر یک نگاه تجویزی و تاکتیکی باشد، اشکالی ندارد و در شرایط اضطراری که وجود دارد ایران باید بتواند با خطراتی که آن را تهدید می‌کند مقابله کند که یکی از راه‌های آن این است که روابط خود را با کشورهایی پیوند بزند که در دایره تحریم‌ها قرار نمی‌گیرند.

    این دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه در مورد دلیل آنچه چین‌هراسی در جهان میخواند گفت: این مساله به این دلیل است که هنوز مشخص نیست که قدرت رو به‌ رشد چین از چه نظمی برخوردار است، دنیا تقریبا پس از جنگ جهانی دوم مبتنی بر یک نظم اقتصاد جهانی است که این نظم مشخص است اما در مورد رفتار چین یک نقاط مبهمی وجود دارد که ما در حقیقت نمی‌دانیم که این کشور وقتی بیاید و وارد شود چه رفتاری را در پیش خواهد گرفت و چگونه رفتار خواهد کرد، خصوصا که برای ایرانی‌ها استقلال‌خواهی بسیار اهمیت دارد.

    نجف‌زاده در ادامه درباره محتوای قرارداد مورد بحث بین ایران و چین عنوان کرد: آن‌طور که از پیش‌نویسی که از قرارداد منتشر شده است، برمی‌آید خطری برای مصالح ملی ندارد. این قرارداد باید بیشتر به صورت یک قرارداد اقتصادی میان ایران و چین باشد که ما از امکانات و توانایی‌های چین استفاده کنیم تا شرایط خود را بهبود ببخشیم.

    انتهای پیام