برچسب: ارکستر ملی

  • نوازنده پیشکسوت: موسیقی به افراد عاشق نیاز دارد نه متعصب

    نوازنده پیشکسوت: موسیقی به افراد عاشق نیاز دارد نه متعصب

    نوازنده پیشکسوت: موسیقی به افراد عاشق نیاز دارد نه متعصب

    موسیقی آذربایجان مانند موسیقی دیگر نواحی ایران دارای قدمت بسیاری است. در منطقه آذربایجان سازهایی وجود دارند که موسیقی آن منطقه را منحصر به فرد کرده‌اند. ناغارا (نقاره)، قاوال (دایره آذربایجانی)، قپوز (چگور)، باغلاما، قارمان (آکاردئون) و بالابان برخی از سازهایی هستند که در موسیقی آذربایجان جایگاه ویژه‌ای دارند، اما با وجود قدمت، اهمیت و کارآیی بسیار آنطور که باید در موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. وحید اسداللهی یکی از معدود هنرمندانی است که علاوه بر نوازندگی سازهای آذربایجانی در چگونگی نواختن ساز نقاره تبحر بسیار دارد تا آنجا که برخی او را پدر نقاره ایران خطاب می‌کنند.

    اسداللهی که طی همکاری با هابیل علی‌اف (کمانچه‌نواز نامی جمهوری آذربایجان) در شهرها و کشورهای مختلفی به اجرای برنامه پرداخته، درباره چگونگی ارتقای سطح کیفی موسیقی آذربایجان گفت: به نظرم در این زمینه اشتباهی از سوی فعالان موسیقی اقوام و اساتید موسیقی مناطق صورت گرفته است. بگذارید خودم را مخاطب قرار دهم و از استادان و فعالان دیگر حرفی نزنم و کاری به آنها نداشته باشم. موضوع این است که طی گذشت زمان گونه‌های مختلف موسیقی نیز باید به روز شوند. یعنی من وحید اسداللهی نیز باید تکنیک‌های ساز نقاره را به‌روز کنم. آیا ما در نوع پوششمان دقت نمی‌کنیم؟ مثلا الان ممکن است که کت و شلوار صد سال پیش را به تن کنیم؟ قاعدتا خیر. موسیقی نیز همین است. یعنی اگر قرار است به رِنگ‌ها و رقص‌های محلی و ردیف‌های موسیقی آذربایجان بپردازیم، باید در نحوه تولید آثار مربوطه تجدید نظر کنیم؛ که در این میان تاکیدم بیشتر بر اساتید موسیقی مناطق، بخصوص موسیقی آذربایجان است.

    او افزود: تکرار مکررات تمرین نمی‌خواهد. با حس و حال زدن را نیز اغلب نوازندگان بلد هستند و زمانی که قرار باشد بنوازیم آن حس و حال لازم ایجاد خواهد شد. مسئله مهم تکنیک است و ما باید با نوآوری به آن تکنیک‌ها دست پیدا کنیم و لازمه رسیدن به آنها، اختصاص دادن مدت زمانی طولانی و چند ساعته طی شبانه‌روز است. من در حال حاضر روزی چند ساعت به فعالیت در زمینه موسیقی مشغولم. متاسفانه این روزها تا هنرمندی را استاد خطاب می‌کنیم، طرف دیگر کار نمی‌کند. فقط گوشه‌ای می‌نشیند و به ضبط چند اثر اکتفا می‌کند. با این روال که نمی‌توان سطح کیفی موسیقی نواحی را ارتقا داد. ما نباید پشت سنت‌ها پنهان شویم و لازم است تعصب را کنار بگذاریم.

    ۵۷۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • روایتی موسیقایی نادر مشایخی از زندگی استادانه پدرش

    روایتی موسیقایی نادر مشایخی از زندگی استادانه پدرش

    روایتی موسیقایی نادر مشایخی از زندگی استادانه پدرش

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم نکوداشت جمشید مشایخی، دوشنبه ۲۷ خرداد ساعت ۱۸ در فرهنگستان هنر برگزار می‌شود. ارکستر ملی ایران به رهبری نادر مشایخی، در این آیین به اجرای برنامه می‌پردازد.

    در این آیین با عنوان «روایتی از زندگی استادانه»، یک عمر فعالیت هنری زنده یاد جمشید مشایخی هنرمند فقید سینما، تئاتر و تلویزیون روایت‌ می‌شود.

    در این رویداد قطعاتی با عنوان «افسوس همه عمر دیر رسیدیم» ساخته نادر مشایخی توسط نوازندگان ارکستر ملی ایران به همراهی شاه‌نامه خوانی و موسیقی زورخانه اجرا می‌شود.

    این مراسم به همت فرهنگستان هنر و همکاری بنیاد رودکی، خانه سینما، بنیاد سینمایی فارابی، سازمان زیباسازی شهر تهران، موزه سینما و بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران روز دوشنبه ۲۷ خرداد از ساعت ۱۸ برگزار می‌شود.

    ۵۷۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • ۸ میلیارد تومانی که در روسیه دور ریخته شد

    ۸ میلیارد تومانی که در روسیه دور ریخته شد

    به گزارش خبرآنلاین، مهدی یاورمنش در وبلاگ خود با اشاره به پروژه ساخت و اجرای سرود «۱۱ ستاره» توسط بنیاد رودکی برای بازی‌های جام جهانی روسیه ۲۰۱۸، این حرکت تبلیغاتی را فاقد هرگونه ارزش فرهنگی و هنری دانسته است.

    او نوشته است: «پارسال، منتخبی از ارکسترهای سمفونیک و ملی ایران به جام جهانی روسیه ۲۰۱۸  اعزام شدند و سرودی را با صدای سالار عقیلی اجرا کردند که امروز حتی کمتر کسی نام آن را به خاطر دارد. سرود «۱۱ ستاره»، همان زمان انتشارش هم مورد استقبال قرار نگرفت. اینک پس از گذشت یک‌سال از اجرای آن، انگار چنین سرودی هرگز ساخته، اجرا و خوانده نشده است. امروز اگر از مدیران بنیاد رودکی و یا حتی خود سالار عقیلی بخواهید یک خط از این سرود را بخوانند، بعید است حافظه‌شان یاری کند.»

    در ادامه این یادداشت آمده است: «بنیاد رودکی به‌تازگی در راستای شفاف سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هزینه‌های ساخت سرود «۱۱ ستاره» و سفر هیئت اعزامی به روسیه را منتشر کرده که آه از نهاد آدمی برمی‌آورد. بر این اساس، هزینه کل این پروژه، نزدیک به ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان اعلام شده است که با توجه به قیمت دلار دولتی در تیر ۱۳۹۷، می‌توان هزینه این پروژه را به ارزش امروز، نزدیک به ۸ میلیارد تومان برآورد کرد.»

    یاورمنش ادامه داده است: «شاید مدیران بنیاد رودکی، برای توجیه به پرداخت هزینه‌های این پروژه توسط اسپانسر اشاره کنند که عذر بدتر از گناه است؛ چون در حالی‌که تالار وحدت از نظر ساختمانی و تجهیزات صحنه و سالن نیاز به تعمیرات اساسی دارد و ارکسترهای سمفونیک و ملی به شدت نیازمند سازهای تازه و مناسب‌تری برای نوازندگان هستند، چنین کمکی را به معنای واقعی کلمه در یک سفر تفریحی به روسیه دور ریخته‌اند.»

    در پایان این یادداشت تاکید شده است: «امیدواریم در روزهای آینده، بنیاد رودکی، بر اساس سیاست‌های وزارت ارشاد، شفاف‌تر عمل کند و ابعاد این پروژه، ترکیب هیئت اعزامی و هزینه‌های انجام شده را دقیق‌تر و ریزتَر اعلام کند و خود را پشت نوازندگان محترم ارکسترها پنهان نکند.»

    متن کامل این یادداشت را بخوانید

    ۸ میلیارد تومانی که در روسیه دور ریخته شد
    ۸ میلیارد تومانی که در روسیه دور ریخته شد

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    موسیقی سنتی مجوز کم‌تری نمی‌گیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقی‌ها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده و هجمه موسیقی که آن را موسیقی پاپ می‌نامیم به دنبال هویت است و با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالن‌ها هنگام اجرا پخش می‌شود، باعث می‌شود مردم در آن‌جا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیش‌تر تحت  تاثیر قرار داده  و آنها ترجیح می‌دهند بروند چنین موسیقی‌هایی را ببینند که چند منظوره از آن بهره‌برداری کنند ولی موسیقی‌های دستگاهی و کلاسیک حواس جمع‌تری می‌خواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقی‌ها موسیقی اندیشه‌ورز می‌گویند و تهیه کنندگان، اسپانسرها و حمایت‌کننده‌ها وارد این بخش نمی‌شوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایه‌گذاری‌ها و پول‌هایی که در این راه خرج می‌شوند یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیش‌تر توجه شود.

    موسیقی تلفیقی یک کلاه‌گذاری بر سر موسیقی اصیل

    من زیاد به آمار توجه ندارم به این خاطر که آمار هیچگاه در کشور ما جدی نبوده است و وقتی نهادهای مختلف آمار می‌دهند با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، ولی من به تجربه خودم بسنده می‌کنم و می‌گویم حتی کسانی که در خواست موسیقی تلفیقی می‌دهند یک نوع کلاه بر سر موسیقی اصیل ایرانی می‌گذارند ما خوانندگانی داریم که تخصص اصلیشان موسیقی اصیل و سنتی ایرانی است، آواز می‌دانند، دستگاه می‌دانند ولی این افراد هم برای اینکه به روز باشند، از جامعه عقب نمانند و توجه تهیه کنندگان را جلب کنند شروع می‌کنند به خواندن موسیقی تلفیقی که البته به نظر من واژه پاپ_سنتی بهترین واژه برای این نوع موسیقی است، که یک تلفیق نادرست از موسیقی است.

    جایگاه‌ها در عرصه هنر مخدوش شده است

    یک درصد خیلی ناچیزی هستند که موسیقی جدی دستگاهی و موسیقی ارکسترال ایرانی به معنای واقعی انجام می‌دهند. اساسا ما دو نوع موسیقی داریم یک موسیقی جدی، یک موسیقی غیر جدی. موسیقی غیر جدی قصد دارد سالن را شلوغ کند که این نوع موسیقی مانند سینما می‌ماند. شما می‌روید یک سینمای درجه یک، بلیت درجه یک هم می‌گیرید، دور هم می نشینید، تنقلات می خرید و با هیجان فیلم را نگاه می‌کنید. این سبک موسیقی، موسیقی پاپ، هم اینگونه است در واقع جایگاه‌ها در عرصه هنر مخدوش شده است، نه تنها در عرصه موسیقی، بلکه در جایگاه رسانه، در جایگاه فنی، در جایگاه تولیدی و هم در جایگاه حاکمیتی مانند وزارت ارشاد یک مقدار دچار معضل شده‌ایم.

    موسیقی سنتی به دنبال اندیشه

    شما توجه کنید اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰هزار تومان یا ۲۰۰هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینه‌اش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادی‌های کاذب و دنبال ستاره‌ها و سلبریتی‌ها هستند و می‌توان گفت بیش‌تر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کرده‌ایم و فلان اجرا را دیده‌ایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند. طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالت‌ها و ریشه‌ها هستند.

    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند
    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    اما چون موسیقی‌دانان جدی هم سرخورده شده‌اند شرکت‌های حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنه‌ای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا می‌کند و سالیانه سالن‌ها را اجاره می‌کند و باعث تشکیل مافیا می‌شود، در پشت پرده هم هزینه‌هایی می‌کند که باعث می‌شود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث می‌شود که ما روزبه‌روز شاهد کمتر دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.

    اشعار امروزی شعر متقدم را به حاشیه می‌کشد

    امروزه اشعار نادرستی که از طریق برخی از موسیقی‌های ما اشاعه پیدا می‌کند، باعث می‌شود که شعر متقدم، شعر شاعران قدیمی به حاشیه برود. رسانه ملی و برنامه‌های تلویزیونی هم بیش‌تر دنبال این هستند که از طریق این چهره‌ها که در سالن‌ها دیده می‌شود، برنامه‌های پربیننده و جذاب‌تری بسازد.

    پاپ-سنتی به جای تلفیقی

    اما موسیقی تلفیقی که بحث آن جدا است، برای موسیقی تلفیقی هم باید جشنواره برگزار شود، همایش‌های دانشگاهی برگزار شود، اساتید بیایند ببینند وضعیت این موسیقی‌ها چیست و درباره آن اظهارنظر کنند. امروز پاپ_سنتی می‌خوانند و به آن می‌گویند تلفیقی و این باعث ترویج نادرست موسیقی در این بین می‌شود که شما یک رگه ترک در آن می بینید، یک رگه یونانی و… می‌بینید. این موسیقی یک کار فرهنگی جدید نیست، بلکه نوع ساز بندی و آهنگ این گونه است. هم اکنون مشکل این است که همه به اشتباه از واژه تلفیقی استفاده می‌کنند مثل آن زمانی که همه به اشتباه از واژه زیر زمینی استفاده می‌کردند. آن کلمه واژه غلطی بود، باید می‌گفتند تولیدات خانگی چون تولیدات خوبی بودند اما در حد بضاعت وزارت ارشاد نبود که مجوز بدهد، در حال حاضر فضا بازتر شده و امکان گرفتن مجوز راحت‌تر است ما هم متوجه شدیم آن واژه زیرزمینی غلط بود و بار منفی برای موسیقی داشت.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • مجتبی توسل: تخفیفات برج میلاد برای کنسرت‌هایی است که به موسیقی نگاه تجاری ندارند

    مجتبی توسل: تخفیفات برج میلاد برای کنسرت‌هایی است که به موسیقی نگاه تجاری ندارند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مجتبی توسل مدیرعامل برج میلاد گفت: موسیقی سهم انکار ناپذیری در فرهنگ جامعه دارد، بنابراین باید آنرا از رانت و تجارت و دلالی دور نگاه داشت.
    روز گذشته مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار موسیقی و شنیداری با ارسال نامه‌ای سرگشاده به مدیرعامل برج میلاد تهران ضمن انتقاد از افزایش نرخ اجاره‌بهای مرکز همایش‌های این مجموعه از تحریم برگزاری کنسرت‌ها در این مکان خبر داد.
    مجتبی توسل صبح امروز در یک گفت‌وگو به نوعی به این نامه سرگشاده پاسخ داد. توسل با بیان اینکه موسیقی هنر مردمی است و باید در دسترس عموم شهروندان قرار گیرد، گفت: «یکی از اهداف برج میلاد به عنوان مرکز دیپلماسی فرهنگی و هنری، حمایت از توسعه فرهنگ و هنر این مرز و بوم است و در همین راستا نسبت به گذشته تخفیف‌های ویژه‌ای را برای اجرای موسیقی اصیل ایرانی در نظر گرفته ایم.  همچنین اگر تهیه‌کنندگان کنسرت‌های فاخر حاضر به برگزاری کنسرت رایگان برای علاقه‌مندان موسیقی باشند، ما نیز در همراهی با این حرکت  ارزشمند می توانیم سالن محل برگزاری را به صورت رایگان در اختیار ایشان قرار دهیم.»
    توسل ادامه داد : «بدیهی است که این تخفیفات و تسهیلات ویژه به کسانی که نگاه تجاری به موسیقی دارند تعلق نمی‌گیرد و آنها می‌توانند طبق روال عادی و بدون امتیاز خاصی از سالن های برج میلاد برای برگزاری کنسرت های خود استفاده کنند.»
    مدیرعامل برج میلاد در ادامه گفت: «در راستای سیاست‌های حمایتی برج میلاد، ارکستر فیلارمونیک شهر تهران در تابستان سال جاری با اجرای قطعات فاخر و با حضور چهره‌های برتر موسیقی کشور بر روی صحنه رفت و همچنین در حال حاضر به مناسبت ایام محرم، برج میلاد سوگواره موسیقایی «وداع» را به خوانندگی حسام الدین سراج  و باکلام وحید جلیلوند به صورت رایگان برای عموم مردم  روی صحنه دارد.»
    وی در پایان تاکید کرد: «تخفیف‌هایی که پیش از این وجود داشته در حال حاضر به صورت هدفمند صرفا در خدمت موسیقی‌های کلاسیک، فاخر، اصیل ایرانی و برگزارکنندگانی که نگاه تجاری به هنر موسیقی ندارند، قرار می‌گیرد.»
    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • برگزاری مراسم تشییع پیکر حسین دهلوی/ حسین علیزاده: ایرانی‌تر از دهلوی ندیده‌ام

    برگزاری مراسم تشییع پیکر حسین دهلوی/ حسین علیزاده: ایرانی‌تر از دهلوی ندیده‌ام

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین دهلوی، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر صبح سه‌شنبه (۲۳ مهر ۱۳۹۸) پس از مدت‌ها بیماری و ابتلا به آلزایمر در سن ۹۲ سالگی آخرین نت موسیقی زندگی پرافتخار خود را نواخت.

    حسین علیزاده که در این مراسم حضور داشت گفت: «من ایرانی تر از دهلوی به عمرم ندیدم؛ او بهترین جانشین برای مدیران قبلی هنرستان بود. با مدیریت او سرنوشت موسیقی ایران عوض شد. نام این تالار قبلا رودکی بود چرا شد وحدت نمی‌دانم؛ اما می‌شود همین الان نامش را دهلوی گذاشت. در دوران ساخت این تالار ارکستری همنام این تالار به نام رودکی بود اما امروز پیکر دهلوی اینجاست. بسیاری دهلوی را درک می‌کنند، بر خلاف مدیرانی که درکش نکردند. دهلوی از نادر هنرمندانی بود که از تمام زوایای او می‌توان آموخت. متاسفانه باید گفت دهلوی عصاره رنج موسیقی امروز ایران بود باعث افتخار ماست که با وجود همه بی مهری‌ها اینچنین تشییع می‌شود؛ من از طرف همه شاگردان دهلوی دست همسرشان را می‌بوسم و سر تعظیم فرود می‌آورم برای دهلوی که شاید قرن‌ها مانند او دیگر نیاید.»

    برگزاری مراسم تشییع پیکر حسین دهلوی/ حسین علیزاده: ایرانی‌تر از دهلوی ندیده‌ام
    برگزاری مراسم تشییع پیکر حسین دهلوی/ حسین علیزاده: ایرانی‌تر از دهلوی ندیده‌ام

    این مراسم با حضور مدیران هنری؛ از جمله سیدمحمد مجتبی حسینی، معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد اللهیاری فومنی مدیر کل دفتر موسیقی و چهره های مختلف عرصه موسیقی از جمله شهرام صارمی، آهنگساز و پژوهشگر، علی ترابی مدیر کل پشین دفتر موسیقی، حسین علیزاده آهنگساز پیشکسوت، علی ثابت نیا، مدیرعامل انجمن موسیقی، محمد سریر، آهنگساز و موسیقیدان، هوشنگ کامکار، حمیدرضا نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی پری ملکی، خواننده و موسیقیدان، جمال الدین منبری، مزدا انصاری، نوازنده پیانو مجید فروغی روابط عمومی معاونت هنری سیمون آیوازیان، نوازنده پیشکسوت گیتار، جاوید مجلسی، رهبر اکستر سازهای بادی، اکبر محمدی استاد هنرستان موسیقی، مسعود اللهیاری، رافائل میناسکانیان، علی مرادخانی، رئیس موزه موسیقی، داود گنجه‌ای، عضو شورای عالی خانه مومسیقی، داریوش پیرنیاکان، بیژن بیژنی، بیژن کامکار و جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک از ساعت ۹ صبح امروز (یکشنبه/ ۲۸ مهر) در تالار وحدت تهران آغاز شد.

    ۲۴۱۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

    روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

    روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

     

    مهسا بهادری: به سمت سالن رودکی تالار وحدت می‌رویم؛ صدای سازها پیدا کردن سالن را راحت می‌کند. وارد سالن می‌شویم و اولین چیزی که به چشم می‌آید  جدیت اعضای گروهی است که به سختی روی سن سالن رودکی جای گرفته‌اند. تمرین گروه کر آوازی دانشگاه تهران و بنیاد رودکی و نوازندگان ارکستر ملی که قرار است  در تالار وحدت «پوئم سمفونی آب تشنه» اثر محمدرضا علیقلی را اجرا کنند. اجرایی که در ادامه همکاری سهراب کاشف و محمدرضا علیقلی در اجرای «شب خاطره‌ها» است که ششم و هفتم شهریور برگزار شد.

    گروه نوازنده‌ها در حال تمرین هستند و گروه آواز کُر در حال گرم کردن صدایشان، سهراب کاشف که رهبر گروه موسیقی و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رهبری ارکستر از کنسرواتوار شهر وین است و پس از بازنشستگی استاد فریدون شهبازیان به عنوان رهبر مهمان هدایت ارکستر ملی ایران را بر عهده گرفته است؛ از راه می‌رسد و آرام روی صحنه می‌رود.

    تمرین آغاز می‌شود و نوای بسم الله ارحمن الرحیم در سالن می‌پیچید در حالی که نوازندگان در حال نواختن هستند، صدای نوای (امشبی را شه دین در حرمش مهمان است) از گروه کُر بلند می‌شود و رازمیک اوحانیان که رهبری گروه کر پنجاه نفره را بر عهده دارد با لذتی وصف نشدنی به صدای شاگردانش گوش می‌دهد. صدایی که روایتگر عاشورا است و آواز خوانان چه ملتمسانه از صبح می خواهند که طلوع نکند.

    محمدرضا علیقلی، آهنگساز این اثر وارد سالن می‌شود؛ بخشی از ملودی‌هایی که در این اثر شنیده می‌شود حاصل آهنگسازی و تنظیم محمدرضا علیقلی روی نوحه‌های فولکلوریک و موسیقی آئین نواحی جنوبی ایران و لالایی‌های موضوعی است که ارکستر آنها را تحت برنامه‌ریزی فشرده‌ای برای اجرا آماده می‌کند. علیقلی که وارد می‌شود خاطره بخشی از سریال‌های نوستالژیک زنده می‌شود. خاطراتی از «گل پامچال»، «مدرسه موش‌ها» و «شوق پرواز» که با موسیقی او در ذهن‌ها ماندگار شدند.

    قدم‌زنان و آهسته پله‌ها را پایین می‌آید و روی یک صندلی در ردیف اول به تماشای ماحصل کارش می‌نشیند. نوای سقای دشت کربلا برادر سالن را پر کرده و رهبر گروه تمام توجهش به اعضای گروهش است؛ وقتی تمرین این بخش به پایان می‌رسد تازه متوجه حضور استاد می‌شود، با  احترام به سمت او می‌آید و ضمن خوش‌آمدگویی از اعضای گروه می‌خواهد تا به استاد بزرگ خیر مقدم بگویند و نوازندگان هم با کوباندن آرشه‌های خود به پاپیت‌ها ادای احترامی به استاد خود می‌کنند. حالا رهبر گروه که از دیدن صاحب اثر به وجد آمده با هیجان بیشتری گروه را رهبری می‌کند و نوازنده‌ها و خواننده‌ها با دقت بیشتری کار خود را انجام می‌دهند.

    «یک‌سری از حروف را طوری بگویید که انگار در حال گاز زدن سیب سبز سفت ترش هستید حروف را باید اینگونه بگویید، اما این طرز ادا کردن بیشتر شبیه خوردن کوکای گرم است.سعی کنید صداهای اضافه را حذف کنید» این بخشی از صحبت‌های سهراب کاشف برای اصلاح تلفظ خوانندگان گروه کر است.

    حالا زمان آن است که تمرین را از سر بگیرند. کاشف دست خود را بالا می‌آورد آن را به سمت سازهای کوبه ای می گیرد و می‌گوید اول شما بزنید و بعد که از ریتم آنها احساس رضایت می‌کند، نگاهی به سازهای زهی می‌اندازد و می‌گوید بعد شما بزنید.

    علیقلی آرام بلند می‌شود و قدم‌زنان جایی می‌رود که صدای سازها را با دقت بیشتری بشنود. کمی دقت می‌کند و با یک غرور همراه با تحسین و لبخند روی لب به تماشای گروه می‌نشیند که این آخرین تمرینشان پیش از رفتن به روی صحنه تالار وحدت است.

    زمان استراحت رسیده و اعضای گروه به خاطر حضور محمدرضا علیقلی بسیار خوشحال هستند تک تک از پله‌ها پایین می‌آیند و با برقی که در نگاهشان هست و اشتیاقی که در صدایشان موج می‌زند می‌گویند سلام استاد! و استاد چه متواضعانه پاسخ آنها را می‌دهد و با آنها صحبت می‌کند.

    رهبر گروه از جایگاهش پائین می‌آید و با اشتیاق فراوان شروع به توضیح دادن جزئیات می‌کند.

    تمرین به پایان رسیده و حالا گروه که به نظر می‌رسد خستگی برایشان معنی ندارد با لبخند رضایت استاد علیقلی سازها و برگه‌های نت را جمع می‌کنند تا برای اجرای اصلی روی صحنه آماده شوند. اتفاقی که حالا پس از بازگشت استاد علیقلی از سفری طولانی انجام می‌شود و احتمالا علاقمندان بسیاری را به تالار وحدت خواهد کشاند. آنهایی که برای شنیدن قطعات حماسی عاشورایی با سازهای کلاسیک و پر از ضرب و فراز و فرود و البته برای تجدید خاطره با آهنگسازی قدیمی و باسابقه برای دیدن و شنیدن این اجرا لحظه‌شماری می‌کنند.

    عکاس: آرزو مهرآبادی

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

    سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

    سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

     

    نخستین بار در سده‌های هجدهم، نوزدهم و بیستم بود که دولت‌های ملی ظهور کردند و از همان ابتدا تولید و انتشار سرود ملی را در دستور کار قرار دادند و آن را در مراسم اجتماعی، سیاسی، ورزشی و هر تشکل رسمی دیگر بازخوانی یا پخش کردند و این رویه همچنان وجود دارد.

    تاریخچه و سرنوشت سرود ملی ایران از آغاز تاکنون

    ایران در طول تاریخ معاصر خود، پنج سرود ملی داشته که نخستین سرود، مربوط به دوره ناصرالدین شاه است. واضح‌تر اینکه سابقه و پیشینه سرود ملی ایران به دوران قاجار می‌رسد. در دوره پهلوی دو سرود داشته‌ایم که محمدرضا شاه پس از عزل پدرش از حکومت، سرود ملی را به سرود شاهنشاهی تغییر داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دو سرود ملی داریم که نخستین سرود به سبب طولانی بودن تغییر می‌کند و سرود ملی کنونی جایگزین آن می‌شود.

    در دوران سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار بود که سرود ملی عمومیت پیدا کرد، البته نامش سرود ملی نبود. این سرود که آلفرد لومر فرانسوی سازنده‌اش بود، نوعی مارش بود که آن را «سلام شاهی» می‌دانستند.« سلام شاهی» به افتخار حضور ناصرالدین قاجار در مناسبات رسمی پخش می‌شد. مارش مذکور در زمان سلطنت مظفرالدین شاه روی صفحه رفت و به این وسیله ماندگار شد.

    اعضای موزیک قزاقخانه

    عامه مردم سرود ملی دوران ناصرالدین‌شاه را با نام «جاوید وطن» یا «ایران جوان» می‌شناسند. زنده‌یاد بیژن ترقی در سال ۱۳۸۴ روی ملودی جدید «ایران جوان» ساخته سیاوش بیضایی شعری سرود. این اثر نخستین‌بار توسط ارکستر ملل اجرا شد که پیمان سلطانی رهبری آن را به عهده داشت و سالار عقیلی خواننده آن بود. شهرام ناظری نیز در سال ۱۳۹۴ این اثر را بازخوانی کرد.

    سرود «سلامتی دولت علیه ایران»

    «سلامتی دولت علیه ایران» مارش دیگری بود که در دوران مشروطه ساخته شد. احمدشاه قاجار پس از برگزاری مراسم تاج‌گذاری‌اش آن اثر را سرود ملی ایران نامید و پس از این اتفاق بود که مارش ملی از سوی دولت و مردم به عنوان سرود ملی شناخته شد.

    نت مارش ملی ایران یا سرود «دولت علیه ایران»

    آهنگسازِ سرود «سلامتی دولت علیه ایران» غلامرضاخان امیرپنجه سالار معزز بوده است و آنطور که می‌گویند شعر آن را نیز خودش سروده است. امیرپنجه که در دوره پهلوی نام خانوادگی خود را به «مین باشیان» تغییر داد، موزیکانچی‌باشی «بریگاد قزاق» بوده است. بریگاد قزاق نیروی نظامی ویژه‌ای بود که به درخواست ناصرالدین شاه قاجار در پی قراردادی بین ایران و روسیه تزاری تشکیل شد. پس از ساخت و اجرا و باز اجرای سرود «سلامتی دولت علیه ایران»، در دوران رضا شاه، داوود نجمی‌مقدم ۳ سرود ساخت که «سرود شاهنشاهی»، «سرود پرچم» و «سرود ملی» نام داشتند. در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی سرود شاهنشاهی به نوعی تبدیل به سرود ملی کشور شد.

    «عمو سبزی فروش» جایگزین سرود ملی

    درباره دوران سلطنت احمدشاه قاجار ماجرای جالبی وجود دارد که به این شرح است. دانشجویان ایرانی در زمان سلطنت احمدشاه برای تحصیل به آلمان رفته بودند. از آنها خواسته می‌شود سرود ملی ایران را اجرا کنند.

    جلال گنجی فر در شماره سیزدهم  فصلنامه «ره‌آورد» شماره ۳۵ درباره این ماجرای واقعی اینگونه گفته است: «ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد احمدشاه تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام کرد همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراتور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشورشان را بخوانند. ما بهانه آوردیم که تعدادمان کم است. گفت اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد و سرود ملی خود را خواهد خواند. چاره‌ای نداشتیم. همه ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، به‌ یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ماست؟ کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفی را که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم، اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به ‌صورت سرود خواند. بالاخره من گفتم: بچه‌ها، «عمو سبزی‌فروش» را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر «عمو سبزی‌فروش» که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش… بله. سبزی کم‌فروش… بله. سبزی خوب داری؟… بله» فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین کردیم. بیشتر تکیه شعر روی کلمه «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم.

    روز رژه با یونیفورم یک ‌شکل و یکرنگ از مقابل امپراتور آلمان، عمو سبزی‌فروش‌خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از بله گفتن ما به هیجان آمدند و بله را با ما همصدا شدند، طوری که صدای بله در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراتور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌ خیر گذشت.»

    سرود «ای ایران»

    «ای ایران» سرودی است که در سال اول پس از انقلاب اسلامی (از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۵۸) بسیار مورد توجه بود و به عنوان سرود ملی ایران خوانده و اجرا می‌شد. شاعر این اثر ماندگار حسن گل‌گلاب است و روح‌اله خالقی آهنگساز آن است. این اثر هیچ‌گاه سرود ملی کشور ایران نبوده اما به گفته کارشناسان و منتقدان مهم‌ترین سرود میهن‌پرستانه ماست و به همین دلیل سرود ملی تلقی می‌شده است. سرود «ای ایران» تا پیش از آنکه صادق قطب‌زاده سرپرستی رادیو و تلویزیون ملی ایران را به عهده گیرد به طور مستمر پخش می‌شد اما مدتی بعد پخش آن ممنوع شد.

    اسماعیل نواب‌صفا در خاطراتش به نقل از حسین گل‌گلاب نوشته است: «وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود. بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم و از ناراحتی نمی‌دانستم چه کنم، بی‌اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده بود، پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف کردم. او گفت ناراحتی فایده‌ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم. این بود که سرود «ای ایران» خلق شد. در تاریخ ۲۷ مهرماه سال ۱۳۲۳ سرود «ای ایران» توسط گروه کر در تالار دبستان نظامی دانشکده اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت. پس از استقبال بسیار مخاطبان و مردم وزیر فرهنگ وقت هیئت نوازندگان اثر را به مرکز پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط کنند. «ای ایران» پس از ضبط هر روز از رادیو تهران پخش می‌شد.

    «ای ایران» و اجراهای دیگر

    شیوه اجرای «ای ایران» که نسخه اولیه آن نایاب است، محدود به یک نسخه نیست. زنده‌یاد غلامحسین بنان «ای ایران» را اواخر دهه سی و اوائل دهه چهل در برنامه «گلها» خوانده است. در سال ۱۳۵۰ نیز اُپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قره‌باغی ضبط شد. دو اجرای دیگر نیز از این اثر با صدای حسین سرشار و رشید وطن‌دوست وجود دارد.

    «ای ایران» را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار میهن‌پرستانه به حساب آورد، زیرا بیش از شش دهه است که در ذهن مردم باقی مانده است. شاید به همین دلیل است که دولت‌های پس از انقلاب به این اثر توجه نشان داده‌اند. «ای ایران» در دوران دفاع مقدس خوانده شد. البته باید یادآور شد این اثر کامل، در مقاطع مختلف سیاسی با تغییر در شعر بر اساس اتفاقات روز بازخوانی شده است.

    سرود «پاینده بادا ایران»

    «پاینده بادا ایران» اولین سرود ملی پس از انقلاب است که از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۱ مورد توجه بوده است. ابولقاسم حالت (شاعر و طنزپرداز ادبی) در سال ۱۳۵۸ شعر این اثر ملی را سروده و محمد بیگلری‌پور آهنگ آن را ساخته و کلیت آن در مدح و ستایش انقلاب و مقاومت و مبارزه است.

    سرود «مهر خاوران»

    در سال ۱۳۷۱ سرود «پاینده بادا ایران» کنار گذاشته شد و «مهرخاوران» جای آن را گرفت که تا امروز سرود ملی کشور بوده است. یکی از دلایل تغییر سرود ملی در سال‌های بعد طولانی بودن سرود «پاینده‌ بادا ایران» است. شعر سرود ملی «مهر خاوران» از آن ساعد باقری است و حسن ریاحی سازنده آن است.

    ساعد باقری که کتاب‌های «نجوای جنون»، «شعر امروز» و «مدیرباش، رئیس» را در کارنامه دارد. در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد مدیرکل مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما بود و پس از آن مسئولیت‌های دیگری به عهده گرفت. حسن ریاحی نیز آهنگساز و موسیقی‌دان است که در دهه شصت مدیر گروه موسیقی اداره فرهنگ و هنر شیراز بوده و پس از آن مدیریت مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما را به عهده داشته است. از دیگر مسئولیت‌های او می‌توان به ریاست هنرستان آواز «رودکی»، ریاست گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما و ریاست انجمن آهنگسازان جوان صدا و سیما اشاره کرد. قطعه «آب زنید راه را» یکی از آثار مشهور حسن ریاحی است.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین