برچسب: احزاب

احزاب و حزب ها و سیاست گزاری خارجی

  • انتقاد توئیتری علیرضا معزی از تحریک افکارعمومی علیه دولت توسط رسانه ملی

    انتقاد توئیتری علیرضا معزی از تحریک افکارعمومی علیه دولت توسط رسانه ملی

    به گزارش خبرآنلاین، علیرضا معزی، معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور در توییتی نوشت:

    رسانه ملی بازوی حاکمیت برای اقناع افکار عمومی در تصمیم های سخت است. تنزل یافتن اقناع به تحریک افکار عمومی علیه دولت، نه نشان شجاعت است و نه مسئولیت پذیری و نه حتی حقیقیت جویی . از تعمیق شکاف ها، امنیت زاده نشده و نمی شود.

    ۲۷۲۷

  • کدخدایی: حمایت غرب از تخریب اموال عمومی در ایران پیگیری بین‎ المللی شود

    کدخدایی: حمایت غرب از تخریب اموال عمومی در ایران پیگیری بین‎ المللی شود

    عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان طی مطلبی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی تاکید کرد: اقدام به موقع سفیر محترم ایران در انگلیس در اعتراض به دروغ پردازیهای BBC قابل تقدیر است.
    وی در ادامه تاکید کرد: لازم است دولت جمهوری اسلامی ایران نیز، دخالت و حمایت علنی سردمداران اروپا و آمریکا از تخریب اموال عمومی و قتل عام مردم با سلاح گرم و سرد را، در مراجع بین المللی پیگیری نماید.
  • برنی سندرز: میلیاردرهایی همچون«بلومبرگ»در انتخابات دوام نمی آورند

    برنی سندرز: میلیاردرهایی همچون«بلومبرگ»در انتخابات دوام نمی آورند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، با ورود مایکل بلومبرگ میلیاردر و شهردار سابق نیویورک به عرصه رقابتهای انتخاباتی ۲۰۲۰ آمریکا «برنی سندرز» سناتور دموکرات و نامزد این انتخابات در اظهاراتی تازه مدعی شد که میلیاردرها در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا دوام نمی آورند.

    سندرز در یک مراسم انتخاباتی در ایالت نیوهمپشایر اظهار داشت: «ما گمان نمی کنیم که میلیاردرها حق داشته باشند انتخابات را بخرند و به همین دلیل است که میلیاردرهایی همچون آقای بلومبرگ در این انتخابات دستاوردی نخواهند داشت».

    سندرز اندکی بعد در یک پیام توئیتری نوشت: «طبقه میلیاردر از هیچ چیز به جز یک جنبش اتحادیه ای قدرتمند نمی هراسد». وی در ادامه افزود که او و حامیانش «برای اتحاد و اتفاق کارگران مبارزه خواهندکرد».

    گفتنی است که منابع رسمی در آمریکا روز یکشنبه اعلام کردند مایکل بلومبرگ میلیاردر ۷۷ ساله آمریکایی و شهردار سابق نیویورک به طور رسمی نامزدی خود در انتخابات ۲۰۲۰ ریاست جمهوری آمریکا از حزب دموکرات را اعلام کرد.

     به نوشته نیویورک تایمز، بلومبرگ پیش از این هم تصمیم داشت وارد کارزار انتخابات ۲۰۲۰ شود، ولی از این تصمیم انصراف داده بود.

  • عرب سرخی:اصلاح طلبان باید شورای نگهبان را متقاعدکنند که ردصلاحیت گسترده به سود نظام نیست/مگر اصولگرایان دفعات قبل نمی گفتن ما پیروزیم؟حالا هم می گویند

    عرب سرخی:اصلاح طلبان باید شورای نگهبان را متقاعدکنند که ردصلاحیت گسترده به سود نظام نیست/مگر اصولگرایان دفعات قبل نمی گفتن ما پیروزیم؟حالا هم می گویند

    بخشهایی از گفت وگو را می خوانید:

    ‌ اصلاح‌طلبان بر سر حضور مشروط در انتخابات به توافق رسیدند؛ این در حالی است که هیچ چراغ سبزی برای موافقت نهادهای نظارتی با شروط اصلاحات روشن نشده است. بنابراین وقتی نتیجه از هم‌اکنون معلوم است، چه ضرورتی به مشروط‌کردن حضور وجود دارد؟

    مسئله مشارکت در انتخابات از مهم‌ترین موضوعات مرکز توافق اصلاح‌طلبان است و هیچ‌یک از اعضای این جریان در اهمیت آن تردید ندارد. اصلاح‌طلبان امروز می‌توانند یک تصمیم درباره انتخابات بگیرند و از سویی همان تصمیم را یک هفته قبل از انتخابات هم اتخاذ کنند، اما چرا باید تعجیل کرد درحالی‌که تا زمان انتخابات ممکن است رویدادهای مختلفی رخ دهد. بنابراین باید پذیرفت که نباید با بی‌حوصلگی با مسئله انتخابات مواجه شد و در تصمیم‌گیری تعجیل کرد یا امروز سخنی گفت که فردا ناگزیر به تغییر آن شد.
    ‌ معتقدید دلیلی برای تعجیل اصلاح‌طلبان برای چگونگی حضور در انتخابات وجود ندارد، درحالی‌که اصلاحات این بار به دلیل اعتراض‌های اخیر بخش‌هایی از جامعه به دولت و انتقادها به فراکسیون امید در مجلس، با شرایطی کاملا متفاوت روبه‌رو است؛ آیا با این ‌همه نباید افزایش بی‌اعتمادی جامعه را اضطراری انگاشت و دنبال چاره بود؟
    جریان اصلاحات باید در همه عرصه‌ها تلاش کند. اصلاح‌طلبان باید شورای نگهبان و مسئولان را به گسترده‌کردن دایره تأییدصلاحیت‌ها متقاعد کنند. تا زمانی که این جریان راهکار بهتری برای ایجاد تغییر ندارد، نباید مشارکت مشروط در انتخابات را از دستور کار خارج کند. این جریان باید برای بهبود شرایط تلاش کند و در نهایت بر اساس آخرین ارزیابی‌ها، تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند.
    ‌ عده‌ای از اصلاح‌طلبان بر این اعتقادند که حضور مشروط در انتخابات و درخواست از نهادهای نظارتی، به مفهوم تسلیم است و این نوع ورود با توجه به ‌احتمال موافقت‌نکردن شورای نگهبان، حتی ممکن است به زیان اصلاح‌طلبان باشد. در این صورت اساسا بهتر نیست این جریان مانند گذشته به همان حضور بی‌قیدوشرط در انتخابات بسنده کند؟
    گفت‌وگو با شورای نگهبان برای بازترکردن دایره تأییدصلاحیت‌ها به‌هیچ‌عنوان به مفهوم تسلیم نیست؛ زیرا اصلاح‌طلبان درصددند به شورای نگهبان بگویند حتی اگر قانون اساسی هم اجازه ردصلاحیت‌های گسترده را بدهد، بازهم چنین روشی به صلاح کشور نیست و باید این نهاد در عملکرد خود تجدیدنظر کند. اصلاح‌طلبان باید درباره ضرورت‌ها و الزامات وضعیت موجود و شرایط خاص کشور به نهادهای نظارتی هشدار دهند و از آنها بخواهند در روش خود تجدیدنظر کنند. بنابراین بحث بر سر تأکید بر خطیربودن شرایط کشور است. البته معتقدم شورای نگهبان تنها مجری تصمیمات است، اما به هر روی سخن درباره وضعیت کشور نه‌تنها به مفهوم تسلیم نیست، بلکه وظیفه‌ای ملی از سوی همه جریان‌های سیاسی نیز محسوب می‌شود.
    فارغ از نظارت استصوابی، اصلاح‌طلبان با مشکلی جدی‌تر یعنی کاهش اعتماد بدنه اجتماعی نیز با توجه به وقایع اخیر روبه‌رو هستند؛ جریان اصلاحات برای ترمیم اعتماد حامیانش باید با چه مکانیسم و برنامه‌ای به انتخابات ورود پیدا کند؟
    تصمیم درباره مشارکت و رأی و عدم رأی به نامزدها حق جامعه است، اما آنچه ‌ به احزاب اصلاح‌طلب به‌عنوان بخشی از نیروهای سیاسی مرتبط است این است که باید رفتاری شفاف از خود در پیشگاه عموم نشان دهند. این جریان باید به جامعه توضیح دهد که با چه برنامه‌ای قرار است به انتخابات ورود پیدا کند و اساسا چه اهدافی را از تحقق این برنامه‌ها در مجلس یازدهم دنبال می‌کند. به ‌طور طبیعی هیچ جریانی برای مردم تصمیم نمی‌گیرد، بلکه تنها پیشنهاد می‌دهد. چنانچه جامعه صداقت اصلاح‌طلبان را باور کنند و راهکار این جریان را به‌عنوان راه‌حلی مطلوب و اثرگذار برای برون‌رفت از شرایط کنونی بپذیرند، در این صورت ممکن است برای حضور در انتخابات ترغیب شوند. ممکن است افکار عمومی با توجه به لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان متقاعد به تلاش این جریان برای کاهش مشکلات جامعه شود، زیرا این ادعا که همه مشکلات به‌سرعت حل می‌شود، سخنی غیرواقعی است. اما ادعای تلاش برای تعدیل مشکلات بدون‌تردید از سوی جامعه پذیرفته خواهد شد. اصلاح‌طلبان باید در این چارچوب تلاش کنند.
    ‌ وضعیت موجود نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان خود نیز امید چندانی به اقناع افکار عمومی ندارند. در چنین وضعی رویکرد سلبی تا چه اندازه پاسخ‌گوست؟
    در هر صورت در یک دوره هشت‌ساله تندروترین نیروها در ساختار سیاسی کشور حاکم شدند و شرایط را آن‌قدر تخریب کردند که دولت روحانی با وجود سال‌ها تلاش نتوانست آن‌طور که باید به بهبود شرایط کشور کمک کند. بنابراین این تصور که اصلاح‌طلبان از صحنه کناره‌گیری کنند تا تندروها در صحنه سیاسی کشور وارد شوند، کاملا اشتباه است، چراکه طی چند انتخابات اخیر، اصلاح‌طلبان با حضور خود توانسته‌اند وضعیت گذشته را تعدیل کنند. تفاوت دولت فعلی با دولت احمدی‌نژاد تفاوت در رأی‌دادن و رأی‌ندادن است. تفاوت رأی‌دادن و عدم حضور مردم در انتخابات در این است که در یک دولت هفت قطع‌نامه بین‌المللی علیه کشورمان صادر می‌شود و در دولت بعدی هفت قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل ملغی می‌شود. بنابراین جامعه باید بررسی کند که با رأی‌دادن نتیجه بهتری حاصل می‌کند یا با رأی‌ندادن نتیجه بهتری به دست می‌آورد، در غیر این صورت جریان اصلاحات بر سر کاستی‌های موجود سخنی برای دفاع ندارد. ازاین‌رو، آیا بهتر نیست به‌جای اینکه کشور در وضعیت سخت‌تر و پیچیده‌تری قرار بگیرد، اصلاح‌طلبان به بهبود شرایط کشور کمک کنند. در این مدت ما در این ارتباط با اقشار مختلف جامعه به گفت‌وگو خواهیم پرداخت و در انتها این مردم هستند که تصمیم می‌گیرند در انتخابات شرکت کنند یا شرایط گذشته بار دیگر تکرار شود.
    ‌ اما بخش‌های ناراضی در جامعه می‌گویند که ما یک‌بار به جریان اصلاحات اعتماد کردیم و به روحانی رأی دادیم، در مقابل این اعتماد مطالباتمان محقق نشد؛ این‌بار چرا باید باز هم به اصلاح‌طلبان اعتماد کنیم؟
    به ‌طور یقین شرایط کشور نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده است، اما این بهبود با سطح انتظارات جامعه منطبق نیست. اکنون نیز می‌شود رأی نداد و به وضعیت گذشته بازگشت، البته اصلاح‌طلبان هم با قطعیت اظهارنظری نکرده‌اند. این امکان وجود دارد که جریان اصلاحات اصلا کاندیدایی نداشته باشد. تصمیم اصلاح‌طلبان نهایتا تا ۱۰ روز مانده به برگزاری انتخابات اعلام خواهد شد. زمانی که نتیجه تأیید صلاحیت‌ها اعلام شود، اصلاح‌طلبان تصمیم نهایی‌شان را به مردم می‌گویند. معتقدیم وضعیت در دوره فعلی بهتر از دوره احمدی‌نژاد است، اما به‌هرروی کاستی‌ها کم نیست. انتظارات مردم بیش از این بوده و به وعده‌هایی که مطرح شد، عمل نشده است.
    ‌ سامانه «سرا» که اخیرا توسط اصلاح‌طلبان ایجاد شده است تأثیری در ترغیب جامعه برای شرکت در انتخابات مجلس دارد یا تنها مکانیسمی برای انتخاب بهتر نامزدها از سوی بدنه اصلاح‌طلبی محسوب می‌شود؟
    سامانه سرا روشی است که وضعیت اصلاح‌طلبان را در انتخاب نامزدها بهبود خواهد داد. این سامانه به‌جای تصمیم‌گیری ۴۰ نفر در شورای‌عالی سیاست‌گذاری درباره نامزدها، انتخاب آنها را به بدنه فعال اصلاحات خواهد سپرد. این روش به‌طورقطع کاستی‌هایی دارد، اما از این جهت که فعالان اصلاح‌طلب در این سامانه خود از میان افرادی که تأیید صلاحیت شده‌اند اشخاصی را انتخاب می‌کنند، مفید است، زیرا به افزایش انگیزه نامزدها در فعالیت‌های انتخاباتی منجر خواهد شد و در نتیجه این نامزدها در اقناع جامعه برای مشارکت در انتخابات تلاش بیشتری خواهند کرد. اما در مورد این مسئله که ساختار به سرانجام خواهد رسید یا خیر و آیا ایراداتی دارد یا خیر، باید اذعان کرد که روش‌های موجود در این ساختار محل ابهام است. اما به‌هرروی انتخاب نامزدها از سوی سرا بهتر از تصمیمات گروه ۴۰ نفره در شورای‌عالی سیاست‌گذاری است و در نهایت فرصتی برای آزمایش سرا به وجود خواهد آمد.
    ‌ به نظر می‌رسد با توجه به ابهامات موجود نسبت به سرا، این سامانه آن‌طور که باید از پختگی لازم برخوردار نیست و حتی برای ترغیب جامعه برای حضور در انتخابات راه‌حلی ندارد، ازاین‌رو اصلاح‌طلبان چگونه می‌توانند مردم را ترغیب به مشارکت مانند انتخابات گذشته کنند؟ اساسا امیدی به برگزاری انتخاباتی با یک مشارکت نسبی وجود دارد؟
    اصلاح‌طلبان باید روی برنامه انتخاباتی خود کار کنند و با توجه به پتانسیل‌ها و امکانات موجود برنامه‌ای ارائه دهند که عملی باشد و نه تخیلی. بنابراین دو موضوع در دستور کار اصلاحات است و طرح سرا قصد ندارد برنامه انتخاباتی اصلاح‌طلبان را پوشش دهد. واقعیت آن است که نهادهای انتخابی در مقاطع مختلف دچار افول شده‌اند. در گذشته مجلس با محدودیت امروز مواجه نبود و حتی رئیس‌جمهور با حجم گسترده موانع کنونی روبه‌رو نبود. یک نگاه معتقد است که باید از صحنه کنار کشید و نگاه دیگر بر این اعتقاد است که به هر میزان که بشود باید از شرایط به نفع اصلاحات استفاده کرد و هر فرصتی را غنیمت شمرد. به‌جای اینکه عرصه‌های قدرت را به رقیب واگذار کنیم، باید تلاش کنیم کارایی این نهادها را با کمک افکار عمومی و برنامه‌های اصلاح‌طلبانه افزایش دهیم. بنابراین چنانچه اصلاح‌طلبان بر این باورند که وضعیت تنها در صورت مشارکت مردم بهبود می‌یابد، باید اقدام کنند. از این رو، مهم‌ترین مسئله‌ای که به یأس و ناامیدی می‌انجامد، تلاش برای ناکارآمدترکردن نهادهای انتخابی است. اصلاح‌طلبان باید در این زمینه به روشنگری روی آورده و افکار عمومی را نسبت به دست‌های پشت پرده‌ای که تلاش دارند این نهادها را ناکارآمد کنند، آگاه کرده و انتظارات عموم را هم البته از طریق این نهادها در بخش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پیگیری کنند. انتظاراتی وجود دارد و مردم در مورد آن سخن گفته‌اند؛ یکی از این گام‌ها حذف محدودیت‌ها در محیط‌های دانشجویی به‌عنوان یک مسئله فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین موضوعاتی که مردم خواستار پیگیری آن از ما اصلاح‌طلبان هستند، کاملا روشن است. مشکلات اقتصادی مردم در قالب بی‌کاری و تورم خود را نشان داده است؛ از این رو، موضوعات نه تنها مبهم نیست بلکه محل اختلاف هم نیست. امروز اگر مشکلات جامعه را از یک اصولگرا هم بپرسیم، او خواهد گفت که مردم مشکل اقتصادی دارند و برای رفع آن باید تلاش کرد اما اینکه کدام راهکارها می‌تواند به حل این مشکل بینجامد، مسئله دیگری است. معتقدم نوع روابط با کشورهای جهان در این وضعیت مؤثر است. اگر خواهان کاهش مشکلات اقتصادی هستیم، ضمن استفاده از ظرفیت‌های داخل باید با سیاست تنش‌زدایی به سمت همکاری با جهان حرکت کنیم. مسئله تسلیم نیست بلکه بحث بر سر استفاده از ظرفیت‌ها و دادوستدهاست. تصور اینکه با اتکا بر ظرفیت‌های داخلی به صورت مطلق می‌توان مشکلات کشور را حل کرد، تصور دقیقی نیست. بنابراین در حل مسائل اقتصادی، بهبود روابط با جهان از اهمیت بالایی برخوردار است. زمانی که به گذشته نگاه می‌کنید، بهترین دوره کشور در زمان دولت اصلاحات است چون در آن دوره روابط بهتری با سایر کشورها برقرار کردیم. دولت هفتم و هشتم تنها دوره بهار مطبوعات نبود بلکه در این دوره پایین‌ترین نرخ تورم، بالاترین رشد اقتصادی و بیشترین رقم اشتغال را داشتیم. زیرا ایران دارای روابط بسیار مطلوبی با کشورهای بزرگ و اثرگذار جهان بود. دولت اصلاحات موفق شد از ظرفیت‌های بین‌المللی برای بهبود وضعیت مردم استفاده کند. بنابراین امروز بهبود روابط با جهان و کاهش تنش می‌تواند در بهبود وضعیت اقتصادی کشور بسیار مؤثر باشد.
    ‌ اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۴ و ۹۶ با شعار تنش‌زدایی در روابط بین‌الملل، حل مشکلات اقتصادی و کمک به دولت برای حفظ برجام و… موفق به کسب صد کرسی در مجلس و نشاندن دوباره روحانی بر صندلی پاستور شدند اما مطالبات جامعه آن‌طور که باید محقق نشد. به نظر می‌رسد مردم دیگر به شاخصه‌های اصلاح‌طلبی اعتماد ندارند؛ از این رو، تکرار شعارهای گذشته چه فایده‌ای دارد و چه کمکی به اعتمادسازی می‌کند؟
     واقعیت آن است که راهکار بهتری سراغ نداریم. اگر راهکار جایگزینی وجود دارد که پاسخ‌گوی مسائل جامعه است، باید همان راهکار را به کار گرفت. اما تا زمانی که راهکار بهتری وجود ندارد، طبیعی است که ناگزیر به استفاده از این راهکار هستیم. مردم البته می‌توانند هرگونه که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند. استدلال من نافی حقوق مردم نیست بلکه به عنوان فردی که تا حدی از تجربه سیاسی برخوردارم به هم‌وطنانم پیشنهاد می‌کنم در انتخابات شرکت کنند. در نهایت تشخیص با مردم است و امیدواریم این منطق، امید را هرچند کم به جامعه بازگرداند.
    ‌ اصولگرایان با توجه به سردی فضای انتخابات، ناامیدی بخش‌هایی از جامعه و اعتراضات اخیر، پیشاپیش خود را پیروز انتخابات اسفندماه می‌دانند. با توجه به ناکامی قالیباف در چند انتخابات اخیر آیا در صورت سرلیستی وی یا هر فرد دیگری می‌توان شانسی برای اصولگرایان جهت پیروزی در انتخابات متصور شد؟
    واقعیت آن است که جبهه اصولگرایان فاقد انسجام است و این مسئله نیاز به بررسی ندارد. مصاحبه‌های بخش‌های مختلف جبهه اصولگرایی به وضوح نشان می‌دهد که چنین انسجامی در این جریان وجود ندارد. ثانیا در مقاطعی که این انسجام در سطح حداکثری خود وجود داشت و آنها نسبت به پیروزی خود مطمئن بودند، در بسیاری از دفعات باز هم پیروز انتخابات نبودند. بنابراین باید تلاش کرد که اعتماد جامعه را برای بهبود شرایط جامعه به دست آورد. اگر اصولگرایان وضعیتی به تصویر کشیده‌اند که خود را پیروز انتخابات می‌دانند، پیگیری مسئولیت مشکلات مردم بر دوش آنهاست.
    ‌ با این وصف معتقدید اگر قالیباف یا هر فرد دیگری سرلیست شود، این جریان باز هم شانس پیروزی در انتخابات اسفندماه را نخواهد داشت؟
    مگر در دفعات گذشته که تصور آنها پیروزی صددرصدی بود، پیروز شدند؟! مگر در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ آنها با اطمینان نمی‌گفتند کاندیدای ما رئیس‌جمهور است؛ چرا این اتفاق نیفتاد؟ بنابراین صرف اطمینان اصولگرایان از پیروزی کافی نیست، پیروزی در انتخابات به مسائل مختلف از جمله آرایش سیاسی، نامزدها و وعده‌ها، نگاه جامعه و… بستگی دارد. اما به هر روی، هر یک از جریان‌ها حتی اگر اصولگرایان در انتخابات پیش‌رو پیروز شوند مسئول پیگیری مطالبات جامعه خواهند بود و این واقعیت را تغییر نخواهد داد.

  • علی مطهری: اگر رهبری با استیضاح وزیر کشور مخالف باشند، طرح را متوقف می‌کنیم

    علی مطهری: اگر رهبری با استیضاح وزیر کشور مخالف باشند، طرح را متوقف می‌کنیم

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    آقای مطهری! روز گذشته اخباری مبنی بر تهیه طرح استیضاح وزیر کشور منتشر شد. تعداد امضاهای این طرح باتوجه به آنکه شما طراح آن بوده‌اید، چقدر بوده است؟

    طرح استیضاح وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی تهیه و تقدیم هیات‌رییسه مجلس شد تا روال قانونی خود را طی کند. براساس آیین‌نامه داخلی مجلس، هیات‌رییسه موظف است طرح استیضاح وزیر کشور را به کمیسیون تخصصی مربوط (کمیسیون امور داخلی و شوراها) ارجاع دهد تا جلسه بررسی آن برگزار شود. طرح استیضاح وزیر کشور تا آخرین لحظه توسط ۱۹ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی امضا شده بود ولی همچنان امکان افزایش تعداد امضاها وجود دارد.

    محورهای استیضاح وزیر کشور شامل چه مواردی است؟

    اصلی‌ترین محور استیضاح وزیر کشور به حوادث اخیر کشور برمی‌گردد. وزیر کشور مسوول اصلی اجرای تصمیم شورای هماهنگی سران قوا بوده ولی مقدمات و تمهیدات لازم برای آن را فراهم نکرد و در نتیجه آسیب جدی به نظام جمهوری اسلامی و همچنین خسارات جانی و مالی به مردم وارد شد.

    یعنی نمایندگان خواستار استیضاح وزیر کشور معتقدند که او مدیریت خوبی در ماجرای اتفاقات اخیر رخ داده در کشور به‌ویژه اعتراضات مردمی نداشت؟

    بله، علاوه بر اینکه ایشان قبل از اجرای طرح تمهیدات لازم را فراهم نکرد، برای آغاز اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین هم برنامه درستی نداشت. ایشان هم مردم را غافلگیر کرد و هم بسیاری از مسوولان را و به نوعی همگان را مقابل عمل انجام شده قرار داد.

    نکته دیگری که همواره و هنگام استیضاح برخی وزرا به‌ویژه وزیر کشور مطرح می‌شود، توصیه برخی افراد برای پرهیز نمایندگان از انجام چنین عملی است، تا این لحظهچنین پیامی دریافت کرده‌اید؟

    استیضاح‌ها همواره ممکن است مخالفانی داشته باشد، بنابراین این احتمال وجود دارد که برخی مقامات یا نهادها مخالف طرح استیضاح وزیر کشور باشند ولی مجلس و نمایندگان به وظیفه خودشان عمل خواهند کرد.

    این مخالفت‌ها ممکن است باعث لغو طرح استیضاح وزیر کشور شود؟

    افرادی که طرح استیضاح را امضا کرده‌اند افراد استواری هستند که امضای خود را پس نخواهند گرفت، بنابراین امیدوارم که این استیضاح انجام شود مگر اینکه مقام رهبری مخالفت کنند که در این صورت با اعلام مخالفت ایشان، ما (نمایندگان خواستار استیضاح عبدالرضا رحمانی‌فضلی) هم موضوع استیضاح وزیر کشور را ادامه نخواهیم داد.

    ۲۳۳۰۲

  • زیباکلام: چرا نتوانستیم از نقش افراد ، شخصیتها و نهادهای مدنی در ناآرامی های اخیر بهره بگیریم؟

    زیباکلام: چرا نتوانستیم از نقش افراد ، شخصیتها و نهادهای مدنی در ناآرامی های اخیر بهره بگیریم؟

    بعدازظهر آن روز، دانشجویان حقوق هم به دانشجویان علوم سیاسی می‌پیوندند و از دانشکده‌های دیگر هم به معترضان اضافه می‌شوند. آن روزها اینترنت و فضای مجازی نبود؛ اما شب همان روز، رادیوهای فارسی‌زبان از آن تجمع به‌عنوان نخستین تجمع دانشجویی بعد از انقلاب یاد کردند.

    فردای آن روز تجمع ادامه پیدا کرد و از دانشگاه‌های دیگر هم شماری از دانشجویان به معترضان اضافه شدند.

    بعدازظهر روز دوم دکتر محمدرضا عارف که به‌تازگی رئیس دانشگاه تهران شده بود، نمایندگان دانشجویان و شماری از استادان را می‌پذیرند و یک جلسه پرتنش دوساعته میان‌شان برگزار می‌شود. دکتر عارف به دانشجویان می‌گوید تا زمانی که رئیس دانشگاه است، هیچ استادی اخراج نمی‌شود؛ اما دانشجویان حاضر به پایان‌دادن به تجمع نبودند و بیم آن را داشتند که اگر به کلاس‌ها بازگردند، ممکن است برخی از آنها بازداشت شوند و آن حرکت نصفه بماند هیچ، استادان هم اخراج شوند.

    عارف هم متقابلا می‌گفت تا دانشجویان به تجمع خاتمه ندهند و به کلاس‌ها بازنگردند، ایشان هیچ گامی برنمی‌دارند. در میانه آن بن‌بست میان دانشجویان و هیئت‌رئیسه دانشگاه بود که برخی استادان دانشکده که از وجاهت و اعتبار میان دانشجویان برخوردار بودند، پادرمیانی کرده و به تعبیری ضامن تعهدات دکتر عارف شده و از دانشجویان خواستند به اعتراض خاتمه داده و به کلاس‌ها بازگردند.

    با ریاست دانشگاه و رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران هم هماهنگی کردند که هیچ دانشجویی بازداشت نشود. البته دکتر عارف هم گفته بود مانع از بازداشت خواهد شد؛ اما دانشجویان به وعده‌های او به‌عنوان یک مقام دولتی اعتماد نمی‌کردند. سرمایه اجتماعی استادان نزد دانشجویان آن روز کارساز شد و توانست به یک بحران پایان دهد.

    به عبارت دیگر اگر این مثال را با شرایط اعتراضات به گرانی بنزین مقایسه کرده و مسئولان دانشگاه را دولت و دانشجویان را مردم یا ملت فرض کنیم، در یک منازعه جدی میان آن دو، یک گروه سوم به نام استادان که نزد دانشجویان یا همان ملت از اعتبار برخوردار بودند، توانستند میانجیگری کرده و به بحران خاتمه دهند. این در حالی بود که همچنان از دانشگاه‌های دیگر، دانشجویان خود را به دانشگاه تهران رسانده، به معترضان می‌پیوستند.

    البته بودند دانشجویانی که اعتباری برای استادان هم قائل نبوده و آنها را در نهایت وابسته به مدیریت دانشگاه می‌دانستند؛ اما اکثریت دانشجویان، استادان را به‌عنوان یک گروه مورد اطمینان مستقل از مدیریت دانشگاه قبول داشتند.

    قصد نگارنده از ذکر این ماجرای واقعی این بود که بگویم نقشی که استادان آن روز داشتند و به کمک آن توانستند به یک بحران جدی در دانشگاه تهران و چه‌بسا شهر تهران خاتمه دهند، در یک سطح وسیع‌تر، نهادهای جامعه مدنی می‌توانند از آن برخوردار باشند. دانشگاهیان، نویسندگان، چهره‌های مؤثر صنفی و اتحادیه‌های کارگری، احزاب و تشکل‌های مستقل ازجمله نهادهایی هستند که ممکن است در یک شرایط بحرانی بتوانند به‌عنوان یک واسط میان مردم و مسئولان عمل کنند.

     
     سؤال اساسی آن است که چرا از چنین ظرفیت‌هایی برای حل‌وفصل بحران‌های سیاسی و اجتماعی در جامعه ما استفاده نمی‌شود؟ پاسخ کوتاه آن است که اساسا چنین ظرفیتی برای گروه‌های مرجعی که می‌توانند نقش واسط را بازی کنند، باقی نمانده است. نخستین شرط احراز چنین جایگاهی، استقلال و بی‌طرفی واسط‌ها و به تعبیری اعتبار اجتماعی آنان است. متأسفانه در سال‌های گذشته روند به گونه‌ای بوده که نهادهای واسط به‌تدریج به حاشیه رانده شده و عملا بی‌اعتبار شده‌اند. 
    دانشگاهیان، مجلس، چهره‌ها و شخصیت‌های فرهنگی و اجتماعی، احزاب و تشکل‌های سیاسی، اتحادیه و تشکل‌های صنفی و… عملا برای هیچ یک از نهادهای اجتماعی دیگر چندان اعتبار و سرمایه اجتماعی باقی نمانده که به کمک آن بتوانند در شرایط بحرانی، نقش‌آفرینی کرده و به برون‌رفت جامعه از تنش کمک کنند.
     راه دور نرویم؛ در جریان زلزله کرمانشاه دو سال پیش شاهد بودیم که مردم به برخی از چهره‌های اجتماعی اقبال نشان داده و کمک‌های درخورتوجهی در اختیار آنان برای کمک به هم‌وطنان زلزله‌زده قرار دادند؛ اما متأسفانه بسیاری از مسئولان دولتی به جای حمایت از این پدیده و پشتیبانی از چهره‌ها که با نام سلبریتی‌ها معروف شده بودند، حتی اقدام به کارشکنی هم کردند.
     در ابتدای سال جاری که سیل، استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان را درنوردید، نخستین اقدام مسئولان قدغن‌کردن ورود سلبریتی‌ها به جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای سیل‌زدگان بود. در عوض تا آنجا که توانستند برای سازمان‌های دولتی در صداوسیما تبلیغ کردند. 
    به بیان ساده‌تر، نگاه بسیاری از مسئولان کشور به چهره‌ها و تشکل‌های مستقل که اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردمی کرده بودند، به‌مثابه رقیب بود تا رفیق. این نگاه بدبینانه به برخی چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی، هنری، فرهنگی و اجتماعی متأسفانه در حال تشدید است.
     حاصل آن شده که برخلاف جوامع دیگر که لایه‌های اجتماعی مرجع در قالب اجزای جامعه مدنی، نقش واسطه و حکم میان مردم و مسئولان پیدا کرده و جامعه را به وفاق رهنمون می‌کنند، در ایران متأسفانه امکان نقش‌آفرینی معدود واسطه‌های معتبر و مستقل هم باقی نمانده که بتواند جلوی خشونت را گرفته و جامعه را از بحران و بحران‌زدگی به سمت وفاق و تعامل سوق دهد.

    ۲۳۳۰۲

  • وزیر نیروی دریایی آمریکا اخراج شد

    وزیر نیروی دریایی آمریکا اخراج شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از راشاتودی، «مارک اسپر» وزیر دفاع آمریکا روز یکشنبه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که «ریچارد اسپنسر» وزیر نیروی دریایی ایالات متحده را در پی یک رسوایی از سمت خود برکنار کرد.

    مارک اسپر در این ارتباط گفت: «من بشدت از شیوه رفتار یکی از مقامات بلندپایه وزارت دفاع رنجیده خاطر شدم. متأسفانه به این نتیجه رسیدم که به وزیر اسپنسر برای باقی ماندن در سمتش دیگر اعتمادی ندارم. برای او آرزوی موفقیت می کنم».

    روزنامه واشنگتن پست در گزارشی اعلام کرد که ریچارد اسپنسر تلاش کرد تا با ترغیب مقامات کاخ سفید از مداخله ترامپ در پرونده «ادوارد گالاگر» یکی از اعضای یگان ویژه نیروی دریایی این کشور جلوگیری کند.

    ادوارد گالاگر متهم است که در جریان مأموریت خود در عراق در سال ۲۰۱۷ مرتکب جنایتهای جنگی از جمله تیراندازی به غیرنظامیان و ضرب و جرح یک زندانی مجروح با چاقو شده است. وی در نهایت از تمام اتهامات وارده تبرئه شد؛ اما به دلیل عکسبرداری از یک جسد گناهکار شناخته شد و تنزل درجه یافت.

    این محکومیت گالاگر از سوی ترامپ که حامی وی بود، به چالش کشیده شد. رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته گالاگر را در درجه نظامی پیشین خود گماشت و دو نظامی دیگر را که به ارتکاب جرائم جنگی متهم بودند، مورد عفو قرار داد.

    اما اخراج ریچارد اسپنسر در پی حمله های انتقادی گالاگر در روز یکشنبه صورت گرفت. گالاگر مدعی شد که مقامات مافوق وی درصدد انتقام جویی هستند. گالاگر همچنین اسپنسر را به مداخله در پرونده خود و دریابان «کالین گرین» را به «سرپیچی کامل» از ترامپ متهم کرد.