دولت عقل اجرایی منسجم ندارد/ از چالش مدیریتی در کرونا آسیب خوردیم
علی خضریان منتخب مردم تهران در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه به عقیده من در موضوع کرونا ما با یک چالش مدیریتی مواجه هستیم، گفت: بیشترین آسیبی که کشور در مقابله با اپیدمی کرونا متحمل میشود، چالش مدیریت اجرایی و مدیریت تصمیم گیری است. این نکته به معنای نادیده گرفتن و ندیدن زحمات بخش درمان و خصوصاً وزارت محترم بهداشت نیست و همچنین منظور این نیست که زحمت، وقت و ایثاری که بیمارستانها و بخش درمانی انجام میدهند را نمیبینیم.
وی افزود: معنای نکتهای که گفته شد این است که قانون زمانی که باید به این حوزه کمک کند، نتوانسته است به تصمیم درست، منطقی و واضح برای افکار عمومی برسد. برای مثال پیش از عید، کشور در شرایطی قرار داشت که نیاز بود این جداسازیهای اجتماعی و فیزیکی انجام شود تا این بیماری رشد نکند اما در همان شرایط میبینیم آقای رئیس جمهور صحبت میکنند و میگویند اوضاع باید عادی شود. این نشان دهنده آن است که تصمیم، تصمیم غلطی است.
نماینده منتخب مجلس یازدهم تاکید کرد: این یک چالش مالی نیست که بخواهیم آن را به تحریم یا هر حوزه دیگری در حوزههای اقتصاد ارتباط بدهیم بلکه این چالش، یک چالش مدیریتی است. در ادامه داستان بعضاً دوستان توجیه میکردند که ما به این دلیل مانع جداسازیها شدیم که مبادا بازار اقتصادی در شب عید آسیب ببیند و به مردم آسیب بزند.
خضریان تصریح کرد: نکته قابل توجه این است که، کسانی این حرف را میزنند که چند ماه قبل و در آبان ۹۸ بدون توجه به حوزه معیشت، افکار عمومی و اقتصاد یک شبه تصمیمی را اعلام کردند و تا یک هفته بعد هم آقای رئیس جمهور موضعی نمیگرفت و بعد از یک هفته هم گفت «من هم خبر نداشتم». اینکه ما دغدغه بازار و شرایط اقتصادی را داشته باشیم علی الظاهر حرف منطقی نیست.
وی ادامه داد: نکته مهمتر اینکه باید پرسید با باز نگه داشتن شرایط کشور، چه اندازه اقتصاد توانست در حوزه بازار و کارهای خصوصی مردم رونق پیدا کند؟ معلوم و واضح بود که در شرایطی که کرونا در حال رشد است اتفاقاً آنهایی که دارای سرمایه هستند زودتر برای حفظ سرمایه خودشان، بازار را تعطیل میکنند و به دنبال سلامت خودشان میروند، اما بدنه کارگر، کارمند و بدنهای که مجبور بود به این دلیل که تعطیلی اعلام و محدودیتها اعمال نشده است در محل کار خود حضور یابند بسیار آسیب خورد.
نماینده منتخب یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی با اشاره به این سوال که ما دو هفته طلایی نوروز و اول فروردین که میتوانست زمینه کنترل مناسب اپیدمی کرونا را فراهم کند را چگونه گذراندیم؟ گفت: ما در این زمان با موجی از سفرهایی که زمینه گسترش کرونا را در کشور فراهم کرد روبرو بودیم. کجای این بی تدبیری به مسائل اقتصادی، تحریمها یا کمکهای بین المللی برمی گردد؟ آیا این موضوع، چیزی جز فقدان عقل اجرایی منسجم برای اداره کشور است؟ من در دولت عقل اجرایی منسجم را مشاهده نمیکنم. کجای این مسائل به مشکلات اقتصادی بر میگردد؟
خضریان در پایان خاطرنشان کرد: شما میخواهید بی تدبیری مدیریتی را به گردن اتفاقی بیرون از خود بیاندازید. به عقیده من این دوگانههای سیاسی بعد از حدود ۷ سال از مدیریت اجرایی آقای روحانی، دیگر جواب نمیدهد. پیشنهاد من به دوستانی که هوادار ایشان هستند این است که فرمول جدیدتری برای توجیه این بی تدبیریها طراحی کنند.
ردپای کرونا و احمدینژاد درمیان گزینههای ریاست پارلمان یازدهم /برای مردم ریاست اهمیت دارد یا کارآیی مجلس؟/رأی بالای کاربران به قالیباف
به گزارش خبرآنلاین، مجلس یازدهم نزدیک به چهل روز دیگر کارش را رسما آغاز خواهد کرد؛ مجلسی که به لحاظ ترکیب سیاسی، تفاوت زیادی با دوره قبل خود یعنی مجلس دهم دارد و از آنجا که دیگر علی لاریجانی هم در آن حضور ندارد حرف و حدیث درباره اینکه چه کسی راس نشین هرم قوه مقننه خواهد بود زیاد است.
قالیباف، میرسلیم، آقاتهرانی؛ اینها کسانی هستند که بیش از دیگران اسمشان برای کرسی ریاست مطرح میشود. جدالی که گاهی در فضای رسانهای آنقدر داغ میشود که منجر به صفآرایی حامیانشان در مقابل هم میشود و گاهی هم کنایهای در لفافه خطاب به یکدیگر مطرح میکنند. خلاصه آنکه میدان رزم هنوز مجلس شروع نشده حسابی آماده شده است اما سوال اینجاست که مردم درباره ریاست مجلس آینده چطور فکر می کنند آیا برای آنها هم مهم است چه کسی میخواهد سکان اداره مجلس را به عهده بگیرد.
همین موضوع موجب شد تا خبرآنلاین این سوال را با کاربران خود در میان بگذارد و از آنها بپرسد «برای شما اهمیت دارد چه کسی رئیس مجلس یازدهم شود؟» پاسخی که کاربران به این سوال دادن پاسخهای جالبی بود برخی از اهمیت نقش ریاست مجلس میگفتند و حتی اسامی را مطرح میکردند که به نظر آنها شایستگی برای ریاست را دارند. برخی هم میگفتند که برایشان مهم نیست و دلایلی هم برای این بیاهمیتی لیست میکردند.
از کرونا تا احمدینژاد
در میان پاسخهای مختلف و رنگ وارنگ کاربران برخی درباره بیاهمیتی مجلس و ریاستش مطالب مختلفی را مطرح کردند مثلا کاربری نوشت «مجلس خیلی وقت است که کارایی خود را از دست داده و فرقی نمی کند چه کسی در آن اصلاً حضور دارد چه برسد به ریاست!» کمال هم نوشت: «اصلا به خودم اجازه نمیدم که ذهنم به سمت این موضوعات بره.نماینده مجلسی (قم )که به خاطر ضدعفونی کردن میز و صندلیش به کارکنان ان مجموعه داد و بیدا کرده. صد در صد رییس مجلش هم همین طرز تفکر داره» در این میان کاربری هم به نا «م» نوشت: «ویروس کرونا بهترین گزینه برای ریاست مجلس هست ، از این نمایندگان بهتر است .» کاربر دیگری هم احمدینژاد را پیشنهاد داده بود.
کاربر دیگری هم نوشت: «اصلا مهم نیست چون هر چه هست فقط منافع شخصی خودشان است»
گرشا هم با تکیه کلامها در سریال پایتخت نوشت: «ما ررررررررررررررد دادیم انوقت شما از ما درباره مجلسی که مشکلات ما در اولویت هزارم تصمیمات آنها جا ندارد سوال می کنید. عجبا»
حسین هم نوشت: «خود انتخابات مجلس مهم نبود و رای ندادیم چه برسه به رییسش»
قالیباف و غیرقالیباف
هرچند برخی کاربران در اظهار نظرهای خود از بیاهمیت بودن مسئله ریاست مجلس سخن گفتند اما در این میان بسیاری هم اسامی را برای رئیس شدن یا نشدن معرفی میکردند. جدالها با این جمله که یکی از کاربران نوشته بود آغاز شد «مهم نیست کی بشه/ اما مهمه که کی نشه»
چند کاربر در کامنتهایی جدا گانه نوشتند «هر کسی به جز قالیباف» در مقابل این اظهار نظر برخی هم تنها قالیباف را شایسته این کرسی دانستند و در همین راستا کاربری به نام «ح.غدیریان» نوشت: «قالیباف رئیس ..وپزشکیان باتوجه به سوابق ممتد در مجلس واجرا نایب رییس. ویا بالعکس …بقیه اقایان نه ظرفیت لازم را دارند ونه سابقه درست ودرمان ویا تند روهستند ویا کند رو.» یا کاربری نوشت: «بجز قالیباف همه امتحانشان را پس دادن مجلس مقتدر با ریاست دکتر قالیباف» کاربری به نام سید در مخالفت با اظهار نظرهایی که قالیباف را گزینه مناسبی میدانستند نوشت: «فقط پزشکیان .قالیباف هر چی باشه نظامیه وتندرو.سرهنگ نمیخوایم.حقوقدان بامعرفت.شجاع.مدیر.برای همه ارزش قائل بشه» کاربری هم به اسم ناشناس نوشته بود: «من ترجیح میدم قالیباف رییس مجلس نباشه ، قالیباف به درد ریاست جمهوری و کار اجرایی میخوره ،چون هم مدیره ،هم به لایه های بالای قدرت دسترسی داره ،فقط یه کم باید سعه صدرش رو ببره بالا»
در این میدان برخی هم از ریاست حاجیبابایی، میرسلیم و فریدون عباسی سخن گفتند.
مجلس به کدام سمت و سو
در میان اظهار نظرها وقتی صحبت درباره اهمیت داشتن یا نداشتن ریاست مجلس حسابی گل انداخته بود برخی آن را مهم میدانستند و برای این مهم بودن هم دلایل خود را مطرح میکردند. سعید ترک از کابران خبرآنلاین نوشت: «برای ما خیلی مهم است که نظاره گر یک رییس مجلس مقتدرباشیم که هم پیچ و خم قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن را بداند و هم قدرت پیگیری و کارکشیدن از دولت در حوزه های اقتصاد و فرهنگ و سیاست خارجی را داشته باشد. برعکس مجلس منفعل فعلی که پایان عمر خود را سپری می کند سوخته ترین مجلس ادوار بعد از انقلاب است ..»
حسنعلی از دیگر کاربران هم نوشت: «به نظرم خیلی اهمیت داره چون رئیس یکی از قوااصلی کشوره در عین حال خط دهنده و ناظر بر اعمال و رفتار دولت خود مجلس و هماهنگ کننده با دیگر ارکان نظامه برای همین باید کسی باشه که در جایگاههای کلان نظام مثل ریاست جمهوری یا مجمع و فعالیت های اجرایی مسئولیت داشته مثل اقای میرسلیم که هم عاقله و هم مجرب.»
البته برخی هم نوشتند کسانی که رای ندادهاند حق ندارند در این زمینه اظهار نظر کنند.
کدام سرداران سپاه در لیست ترور آمریکا و اسرائیل هستند؟ /شایعهسازیها ضدانقلاب درباره سردار قاآنی و امیرپوردستان
بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران بر خلاف مقامات بلندپایه ایالات متحده که گفتهاند خواهان جنگ نیستیم، اما اقدام به ترور فرماندهان ایرانی را اقدامی بسیار خطرناک و تحریک آمیز دانسته اند که نمیتوان آن را چیزی جز اعلان جنگ یکطرفه از سوی آمریکاییها نام نهاد؛ آمریکا کشوری است که در حرف به دنبال جنگ نیست؛ اما عمل آنها چیز دیگری نشان میدهد، به طوری که هر بار یکی از فرماندهان سپاه را مورد سوء قصد قرار میدهند.
حاج قاسم سلیمانی
سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده بزرگ محور مقاومت که بارها دشمنان اسلام را شکست داده بود بارها هدف ترور قرار گرفت، اما هر بار به لطف خدا و هوشیاری نیروهای اطلاعاتی کشور این پروژهها با شکست روبهرو شد، یکی از آنها در تاریخ یازدهم فروردین توسط حجت الاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران اعلام شد.
حجت الاسلام طائب در این باره گفت که دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران پس از ناکامی توطئهها و فتنههای مختلف برای تسلیم جمهوری اسلامی، برنامه ریزی چند ساله خود برای ترور سردار حاج قاسم سلیمانی را عملیاتی کردند تا بتوانند وی را در داخل کشور و در استان کرمان هدف قرار دهند.
رئیس سازمان اطلاعات سپاه در تشریح بخشی از طراحی سرویسهای عبری – عربی برای ترور فرمانده نیروی قدس سپاه وی گفت که در این طراحی قرار بود تیم تروریستی وابسته و اجیر شده با ورود به کشور در ایام فاطمیه، محلی در جوار حسینیه مرحوم پدر سردار سلیمانی را خریداری کرده و با استقرار در آن ۳۵۰ تا ۵۰۰ کیلو مواد منفجره را تهیه و از طریق ایجاد کانال در زیر حسینیه قرار دهند تا زمانی که این سردار عزیز به رسم همه ساله در ایام تاسوعا و عاشورا در این حسینیه و در جمع عزاداران حسینی حضور مییابند، آن را منفجر کنند.
حجت الاسلام والمسلمین طائب در ادامه افزود که آنها با این اقدام شوم درصدد بودند یک جنگ مذهبی را راه اندازی و بگویند مسئله انتقام داخلی بوده است. اما به فضل الهی برغم برنامه ریزی چند ساله به سد هوشمندی و هوشیاری فرزندان ملت ایران برخورد و قبل از اقدام در تور اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفتند.
اذعان رئیس جمهور تروریست آمریکا به ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
دونالد ترامپ رئیس جمهور تروریست آمریکا هم بارها در موارد متعدد در صحبتهای خود به اینکه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ و ﻳﺎ ﻏﻴﺮﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ وی در ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی را اﺣﺮاز میﻛﻨﺪ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﮔﺰارشﻫﺎیی ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺗﺮاﻣﭗ درﺑﺎره ﻣﺎﻣﻮرﻳﺖ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی را ﺛﺎﺑﺖ میﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ذﻛﺮ ﻣﻨﺒﻊ و ﻣﺴﺘﻨﺪ ذﻛﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. در اداﻣﻪ اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺟﻤﻊآوری ﺷﺪه را میﺧﻮاﻧﻴﺪ:
ﺳﺎﻋﺎتی ﭘﺲ از ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻗﺎﺳﻢ ﺳﻠﻴﻤﺎنی، ﻃی ﺑﻴﺎﻧﻴﻪای ﻛﻪ دوﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮاﻣﭗ آن را ﺻﺎدر ﻛﺮد و در ﺳﺎﻳﺖ رﺳمی ﻛﺎخ ﺳﻔﻴﺪ ﻧﻴﺰ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ، وی ﺷﺨﺼﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﮔﺮﻓﺖ. ﭘﻴﺶ از اﻧﺘﺸﺎر ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ زﻳﺮ و ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﭘﺲ از اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺗﺮور ﻫﻢ ﺑﺎ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاک ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﭘﺮﭼﻢ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﺣﺴﺎب ﺗﻮﺋﻴﺘﺮی ﺧﻮد، ﺗﻠﻮﻳﺤﺎ از ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی اﺑﺮاز رﺿﺎﻳﺖ ﻛﺮد. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺗﻴﺘﺮ اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
طی ﺑﻴﺎﻧﻪای ﻛﻪ دوﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮاﻣﭗ آن را در ﺗﺎرﻳﺦ ۳ ژاﻧﻮﻳﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۱۳ دی ﻣﺎه، ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﺮد و در ﺳﺎﻳﺖ رﺳمی ﻛﺎخ ﺳﻔﻴﺪ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاک ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪ، آﻣﺪه اﺳﺖ؛ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ ارﺗﺶ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﺤﺖ ﻧﻈﺎرت ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻦ، طی ﻋﻤﻠیاتی بی ﻋﻴﺐوﻧﻘﺺ، ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﺷﻤﺎر یک ﺟﻬﺎن یعنی ﻗﺎﺳﻢ ﺳﻠﻴﻤﺎنی را ﻛﺸﺖ.
در اداﻣﻪ اﻳﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ادﻋﺎ ﺷﺪه ﺳﻠﻴﻤﺎنی در ﺣﺎل ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﺑﺮای یک ﺣﻤﻠﻪ ﻗﺮﻳﺐاﻟﻮﻗﻮع ﺑﻪ دﻳﭙﻠﻤﺎتﻫﺎ و ﭘﺮﺳﻨﻞ آﻣﺮﻳﻜﺎیی در ﻋﺮاق ﺑﻮد، اﻣﺎ ﻣﺎ در ﺣﻴﻦ اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻣﺘﻮﺟﻪ او ﺷﺪﻳﻢ و ﺑﻪ ﻛﺎر او ﭘﺎﻳﺎن دادﻳﻢ. ﺗﺼﻮﻳﺮ اﻳﻦ ﺑﺨﺶ از ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
دوﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮاﻣﭗ طی روزﻫﺎی ﭘﺲ از اﻧﺘﺸﺎر ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ در ۱۳ ژاﻧﻮﻳﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۳ دی ﻣﺎه، و ﭘﺲ از آﻧﻜﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺖ ﻗﺮﻳﺐاﻟﻮﻗﻮع ﺑﻮدن ﺣﻤﻠﻪ از ﺳﻮی ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺑﻪ دﻳﭙﻠﻤﺎتﻫﺎی آﻣﺮﻳﻜﺎیی را اﺛﺒﺎت ﻛﻨﺪ طی ﭘﻴﺎمی در ﺣﺴﺎب ﺗﻮﺋﻴﺘﺮ ﺧﻮد ﻧﻮﺷﺖ:«اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع اﻫمیتی ﻧﺪارد…» در ﭘﻴﺎم ﺗﻮﺋﻴﺘﺮی آﻣﺪه: رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی ﺟﻌلی ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺷﺮﻛﺎی دﻣﻮﻛﺮات ﺧﻮد ﺑﻪ ﺳﺨتی در ﺣﺎل ﺗﺤﻘﻴﻖاﻧﺪ ﻛﻪ آﻳﺎ واﻗﻌﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﻗﺮﻳﺐاﻟﻮﻗﻮع ﺑﻮده و ﻳﺎ ﺧﻴﺮ و اﻳﻨﻜﻪ ﺗﻴﻢ ﻣﻦ ﻣﻮاﻓﻖ ﺑﺎ اﻳﻦ اﻗﺪام ﺑﻮدهاﻧﺪ و ﻳﺎ ﺧﻴﺮ. ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻫﺮ دو ﺳﻮال یک ﺑﻠﻪ ﻣﺤﻜﻢ اﺳﺖ. اﻣﺎ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﺬﺷﺘﻪ وﺣﺸﺘﻨﺎک او اﻫﻤیتی ﻫﻢ ﻧﺪارد. ﺗﺼﻮﻳﺮ اﻳﻦ ﺗﻮﺋﻴﺖ را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
دوﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮاﻣﭗ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ﻫﻤﺎن روز، ﺗﻮﺋﻴﺖ دﻳﮕﺮی ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﺮد و ﺗﻠﻮﻳﺤﺎ ﺑﻪ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی اﻋﺘﺮاف ﻛﺮد. او ﻣﺠﺪدا ﻣﺪعی ﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدی آﻣﺮﻳﻜﺎیی را ﻛﺸﺘﻪ و ﻗﺼﺪ داﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺠﺪدا در ﻋﻤﻠﻴﺎت دﻳﮕﺮی ﺗﻌﺪاد دﻳﮕﺮی را ﺑﻜﺸﺪ، اﻣﺎ ﻣﺎ اﺟﺎزه ﻧﺪادﻳﻢ و او را ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ) ﺗﺮور ﻛﺮدﻳﻢ. ﺗﺼﻮﻳﺮ اﻳﻦ ﺗﻮﺋﻴﺖ را ﻧﻴﺰ در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
اﻣﺎ در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ دوﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮاﻣﭗ اذﻋﺎن ﻛﺮده ﻛﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت در ﺣﺎلی ﻛﻪ در ﺗﻌﻄﻴﻼت ﺳﺎل ﻧﻮ به سر میﺑﺮده، ﺧﻮد ﺷﺨﺼﺎ از ﻃﺮﻳﻖ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮر ﺷﺎﻫﺪ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺑﻮده اﺳﺖ. سی ان ان طی ﮔﺰارشی در ۱۸ ژاﻧﻮﻳﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۸ دی ﻣﺎه ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﻛﻮﻳﻦ ﻟﻴﭙﺘﺎک، ﻣﻄﻠﺐ ذﻛﺮ ﺷﺪه را ﺷﺮح داده اﺳﺖ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺗﻴﺘﺮ اﻳﻦ ﮔﺰارش را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
طی این گزارش جزئیات عملیات از قول ترامپ نقل شده است. وی طی یک مراسمی در اقامتگاه اختصاصی خود اعلام کرده که افسر نظامی مسئول به من گفت که آنها با هم هستند و دو دقیقه و در مارالاگو ماجرا را اینطور شرح میدهد که یازده ثانیه با مرگ فاصله دارند. او گفت که آنها در یک ماشین هستند و تقریبا تا یک دقیقه دیگر بیشتر زنده نیستند. سی ثانیه. ده، نه، هشت، … بوم.. به من گفتند که کار آنها تمام شد. در ادامه میبینید.
اﻧﺪﻳﻜﺸﺪه ﺑﺮوﻛﻴﻨﺰ ﻫﻢ در ﮔﺰارش دﻳﮕﺮی ﺗﻠﻮﻳﺤﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎﻧی را ﺑﻪ ﮔﺮدن ﭘﻨﺘﺎﮔﻮن اﻧﺪاﺧﺘﻪ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻛﻪ اﺳﺎﺳﺎ ﭼﻄﻮر و ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤانی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یک ﮔﺰﻳﻨﻪ از ﺳﻮی ﭘﻨﺘﺎﮔﻮن در اﺧﺘﻴﺎر ﺗﺮاﻣﭗ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ﮔﺰارشی ﺑﻪ ﻗﻠﻢ آﻟﻴﺲ ﻓﺮﻧﺪ و ﻣﺎرا ﻛﺎرﻟﻴﻦ ﻛﻪ در ﺗﺎرﻳﺦ ۱۴ ژاﻧﻮﻳﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۴ دی ﻣﺎه، ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه ﺗﺮاﻣﭗ ﺷﺪﻳﺪا ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ اﻧﺪاﺧﺘﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺗﻴﺘﺮ اﻳﻦ ﮔﺰارش را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
در اﻳﻦ ﮔﺰارش آﻣﺪه: اﺗﺨﺎذ راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻧﻈﺎمی حتی در دﻗﻴﻖﺗﺮﻳﻦ و ﺳﻨﺠﻴﺪهﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻢ دارای ﻋﻮاﻗﺐ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. اﺗﺨﺎذ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎتی ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﻋﺪم ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣلی آﻣﺮﻳﻜﺎ و ﺷﻬروﻧﺪان اﻳﻦ ﻛﺸﻮر اﺳﺖ… ﺑﺮ اﺳﺎس ﮔﺰارﺷﺎت ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﻧﻈﺎمی ﺗﻌﺪادی ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد را ﺑﻪ ﺗﺮاﻣﭗ اراﺋﻪ ﻛﺮدﻧﺪ، اﻣﺎ وی از ﻣﻴﺎن ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدات ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﺳﺮاغ ﺗﺮور سردار شهید حاج قاسم ﺳﻠﻴﻤﺎنی رﻓﺖ و ﺑﺪون ﻫﻴﭻ آﻣﺎدگی اﻳﻦ اﻗﺪام را اﻧﺠﺎم داد. ﻧﻈﺎم اﻣﻨﻴﺖ ﻣلی ﻣﺎ آﻣﺎدگی ﭼﻨﻴﻦ اﻗﺪامی را ﻧﺪاﺷﺖ. ﺗﺼﻮﻳﺮ اﻳﻦ ﺑﺨﺶ از ﮔﺰارش را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
وﻛﺲ در ﮔﺰارش دﻳﮕﺮی در تاریخ ۱۳ ژاﻧﻮﻳﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۳ دی ﻣﺎه به قلم اﻟﻜﺲ وارد ﻓﺎش میﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﺮاﻣﭗ از ﺳﺎل ۲۰۱۷ ﻃﺮح ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی را در ذﻫﻦ میﭘﺮوراﻧﺪه اﺳﺖ. ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه اﻋﺘﺮاف میﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻃﺮح ﻣﻮﺿﻮع ﺣﻤﻠﻪای ﻗﺮﻳﺐاﻟﻮﻗﻮع از ﺳﻮی ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺑﻪ ﭘﺮﺳﻨﻞ آﻣﺮﻳﻜﺎیی در ﻋﺮاق دﻟﻴﻞ واقعی ﺗﺮور وی ﻧﺒﻮده و اﻳﻨﻜﻪ ﺗﺮاﻣﭗ از ﻣﺪتﻫﺎ ﭘﻴﺶ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺗﻴﺘﺮ اﻳﻦ ﮔﺰارش را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
در اﻳﻦ ﮔﺰارش آﻣﺪه ﻛﻪ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی ﺑﺴﻴﺎر ﻓﺮاﺗﺮ از ادﻋﺎی ﻗﺮﻳﺐاﻟﻮﻗﻮع ﺑﻮدن یک ﺣﻤﻠﻪ از ﺳﻮی وی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﻳﻦ ﮔﺰارش ﺗﺎﻛﻴﺪ ﻛﺮده ﻛﻪ ﺑﺤﺚ ﺗﺮور ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎنی اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر در ﺳﺎل ۲۰۱۷ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه و ﺳﭙﺲ در ﻣﺎه ژوﺋﻦ ﺳﺎل ۲۰۱۹ یعنی ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻳﺐ رﺳﻴﺪه اﺳﺖ. وﻛﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﮔﺰارشی از واﺷﻨﮕﺘﻦ ﭘﺴﺖ ﻣیﻧﻮﻳﺴﺪ: ﺳﺎﻋﺎتی ﭘﻴﺶ از ورود ﺗﺮاﻣﭗ ﺑﻪ رﻳﺎض، ﺣﻮﺛیﻫﺎ رﻳﺎض را ﻣﻮرد ﻫﺪف ﻗﺮار می دﻫﻨﺪ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﺮاﻣﭗ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﺗﺮور ﺳﻠﻴﻤﺎنی اﻓﺘﺎد، اﻣﺎ ﺟﻴمز ﻣﺎﺗﻴﺲ وزﻳﺮ دﻓﺎع وﻗﺖ آﻣﺮﻳﻜﺎ او را از اﻳﻦ اﻗﺪام ﺑﺎزداﺷﺖ. ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﺗﻴﺲ از اﻇﻬﺎر ﻧﻈﺮ در اﻳﻦﺑﺎره در رﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺧﻮدداری ﻛﺮده اﺳﺖ. ﺗﺼﻮﻳﺮ اﻳﻦ ﺑﺨﺶ از ﮔﺰارش را در اداﻣﻪ میﺑﻴﻨﻴﺪ.
رسانهها هدف بعدی ارتش تروریست آمریکا
پس از شهادت سردار سلیمانی آمریکاییها که نتوانستند رسانههایی که این اقدام را منعکس کرده بودند و نسبت به آن انتقاداتی نیز داشتند را سانسور شدند.
ترور نافرجام فرمانده سپاه قدس
یکی دیگر از اقدامات ایالات متحده آمریکا که در تاریخ ۲۰ دی ماه سال گذشته رسانهای شد ترور نافرجام سردار عبدالرضا شهلایی مسئول امور دارایی سپاه قدس بود.
در این خصوص نشریه واشنگتن پست به نقل از چهار تن از مقامات آمریکایی که نامشان فاش نشد نوشت که ارتش آمریکا قصد داشت تا در شب سیزدهم دی ماه و همزمان با ترور سردار سلیمانی سردار شهلایی را نیز ترور کند که اگر این عملیات به صورت موفق آمیز صورت میگرفت، در همان شب اعلام میشد.
این نشریه در ادامه مطلب خود اعلام کرد که دولت آمریکا عبدالرضا شهلایی را به اقداماتی علیه آمریکاییها و متحدان این کشور از جمله در کشور عراق در سال ۲۰۰۷ متهم کرده و ممکن است در آینده همچنان برای ترور این فرمانده سپاه اسلام تلاش کند.
فرمانده هوافضای سپاه هدف رژیم کودککش صهیونیستی
۱۱ دی ماه ۹۸ بود که یک وبگاه عربیزبان مدعی شد یک ژنرال بلندپایه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا در جنوب دمشق مورد سوء قصد قرار گرفته است. اوایل دی ماه بود که رژیم صهیونیستی به دو فردوگاه حماه و تی فور و همچنین منطقه سیده زینب (س) در جنوب دمشق حمله کرد.
در این زمان یک رسانه برون مرزی ایرانی میگوید در حمله اخیر اسرائیل به مزرعهای در منطقه سیده زینب (س) امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مورد سوء قصد قرار گرفته است. وبگاه عربی زبان جاده ایران مدعی شد اسرائیل منزلی را در سیده زینب (س) هدف گرفت که حاجی زاده و خانوادهاش در آن سکونت داشتند، اما طبق روایت این وبگاه، حاجی زاده یک هفته قبل از حمله اسرائیل، منزل خود را تغییر داد. در نتیجه، اسرائیل نتوانست او را ترور کند.
نکته جالب این بود جاده ایران در همان زمان از یک سوء قصد دیگری نیز پرده برداشت. به گفته این وبگاه، قبل از سوء قصد به حاجی زاده، اسرائیل تلاش کرد سردار ایرانی دیگری را ترور کند. این سردار، که نام او فاش نشده، مسئول جنگ سایبری سپاه پاسداران است.
تهدیدی از روی ترس
ترور سردار مقاومت آمریکاییها را توهم زده کرد به نحوی که پس از این اقدام جنایتکارانه و پس از مشخص شدن فرمانده جدید سپاه قدس مقامات کاخ سفید تهدید کردند که او را نیز ترور خواهند کرد.
در این راستا برایان هوک مسئول ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط مدعی شد سردار اسماعیل قاآنی، جانشین سردار شهید قاسم سلیمانی در سپاه قدس در صورتی که بخواهد مانند سردار سلیمانی رفتار کند به همان سرنوشت وی دچار خواهد شد.
هوک در سوم دی ماه به این روزنامه عرب زبان گفت: “اگر (اسماعیل) قاآنی همان مسیر کشتن آمریکاییها را دنبال کند، آنگاه وی سرنوشتی مشابه (سردار سلیمانی) خواهد داشت” و مدعی شد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مدتهاست به صراحت اعلام کرده است “که هر گونه حمله به آمریکاییها یا منافع آمریکا با پاسخی قاطع مواجه خواهد شد”.
ترور فرماندهی که ترس به اندام داعش میانداخت
نیروهای مستشار جمهوری اسلامی ایران در سوریه برای حفاظت از حرم حضرت زینب از همان ابتدا وارد میدان شدند و در این راه تعدادی هم شهید شدند که یکی از آنها فرهاد دبیریان بود.
«دیدبان حقوق بشر سوریه» که تحولات جنگ داخلی سوریه را دنبال میکند، خبر شهادت دبیریان را در تاریخ ۱۶ اسفند ماه اعلام کرد و اعلام کرد که او یک فرمانده بلندپایه در سپاه پاسداران است که فرماندهی عملیات نظامی علیه داعش برای آزادسازی شهر تدمر (پالمیرا) را بر عهده داشته است. این نهاد، از دبیریان به عنوان چهرهای نزدیک به سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان، نام برده شده است.
خبرگزاری فارس هم با تایید شهادت این فرمانده سپاه، او را مسئول بلدیه زینبیه و فرمانده قبلی شهر تدمر معرفی کرده است.
پردهبرداری از ترور قدیمی حاج قاسم توسط گروهک منافقین
دوران دفاع مقدس دوره درخشش جوانان مومن و انقلابی بود که یکی از آنها حاج قاسم سلیمانی بود، سردار جبهه مقاومت در دوران دفاع مقدس هم خوش درخشیده بود به حدی دشمنان را وادار کرد تا او را ترور کنند.
در این زمینه صادق خرازی در گفتوگو با سالنامه اعتماد گفت: حاج قاسم سلیمانی (در عملیات طریق القدس) مجروح شده بود. برای درمان او را به مشهد فرستاده بودند. چون شکمش ترکش خورده بود از زیر قفسه سینهاش تا روی مثانهاش را باز کرده بودند و وضع بدی داشت. ۴۶-۴۵ روز کسی نمیدانست قاسم سلیمانی زنده است یا شهید شده. در آن زمان هم فرمانده گردان بود که مجروح شد. بالاخره شهید موحدی کرمانی پسر همین آقای موحدی کرمانی قاسم را در مشهد پیدا کرد و گفت طبقه سوم یک بیمارستان در مشهد (قائم) است.
پزشک حاج قاسم از منافقین بود و میخواست حاج قاسم را بکشد، به همین دلیل شکم قاسم را باز گذاشته بود که منجر به عفونت شده بود. یک پرستار باشرف کرمانی به خاطر حس کرمانی و ناسیونالیستیاش قاسم را شب دزدیده بود، جایش را با دو مریض دیگر در یک طبقه دیگر عوض کرد و به دکتر گفته بود قاسم را از اینجا بردند.
شایعهپراکنی نقشه همیشگی دشمن برای پوشش شکستهای خود
دشمنان ایران اسلامی در اقدامی تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی را وارد میدان کردند تا دوباره با حمله به سوریه آبروی از دست رفته خود را به دست آورند، ساعات اولیه روز ۱۳ فروردین ۹۸ بود که اسرائیل با عبور غیر مجاز از آسمان لبنان دو نقطه در خاک سوریه را هدف قرار داده و همزمان هم برخی منابع ناشناس مدعی شده بودند که سردار قاآنی فرمانده سپاه قدس و امیر احمدرضا پوردستان رئیس مرکز مطالعات راهبردی ارتش در جریان این حملات شهید شدند.
در همین راستا یکی از خبرنگاران رسانه ایران اینترنشنال به نقل از دو منبع عربی از شهادت سردار اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه و امیر پوردستان در حملات اسرائیل به سوریه خبر داد و برخی از رسانههای عبری- عربی به شایعهسازی درباره شهادت سردار قاآنی دامن زدند.
این در حالی بود که روسیا الیوم به نقل از یک منبع دولتی عراق روز سه شنبه از سفر محرمانه سردار اسماعیل قاآنی فرمانده سپاه قدس به بغداد پایتخت عراق خبر داد که با شماری از مقامات عراقی دیدار کرده است.
در مورد شهادت امیر پوردستان هم یکی از خبرنگاران کشورمان پس از تماس با وی در حساب توئیتر خود نوشت: با امیر سرتیپ پوردستان رئیس مرکز مطالعات راهبردی ارتش صحبت کردم. ایشان در ایران هستند و اخبار منتشره درباره شهادتشان در سوریه، کذب است. به نظر میرسد تمام این موارد دروغ سیزده بود باشد.
آخرین وضعیت جسمانی علی لاریجانی از زبان نائب رئیس مجلس
به گزارش خبرآنلاین، جلسه علنی امروز مجلس دقایقی پیش با ریاست مسعود پزشکیان آغاز شد. پزشکیان در جریان این نشست درباره وضعیت جسمانی علی لاریجانی گفت: خوشبختانه وضعیت جسمانی برادرمان علی لاریجانی بسیار خوب است و از هفته دیگر در خدمت ایشان هستیم.
جلسه علنی آغاز شد/بررسی گزارش تفریغ بودجه سال۹۷ در دستور کار مجلس
به گزارش خبرنگار مهر، جلسه علنی روز سه شنبه مجلس شورای اسلامی دقایقی پیش به ریاست مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس و با حضور اکثریت نمایندگان آغاز شد.
دستورکار جلسه علنی به شرح زیر است:
– بررسی گزارش کمیسیون اقتصاد در مورد لایحه مالیات بر ارزش افزوده
– بررسی گزارش کمیسیون اقتصاد در مورد لایحه تأسیس صندوق بیمه همگانی حوادث طبیعی (اعاده شده از شورای نگهبان)
– بررسی گزارش کمیسیون عمران در مورد لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به موافقتنامه حمل و نقل بین المللی مواد غذایی فسادپذیر و تجهیزات خاص کاربردی برای اینگونه جابه جایی ها (مورخ یکم سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی برابر با دهم شهریور ۱۳۴۹ هجری شمسی)
– بررسی گزارش کمیسیون عمران در مورد لایحه موافقتنامه سرویسهای هوایی دوجانبه بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت کشور کویت
– بررسی گزارش کمیسیون اقتصاد در مورد لایحه موافقتنامه بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری هند به منظور اجتناب از أخذ مالیات مضاعف و جلوگیری از فرار مالیاتی در مورد مالیاتهای بر درآمد به انضمام پروتکل الحاقی
– بررسی گزارش رئیس دیوان محاسبات در مورد گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۷
جنگ بین اصولگراها بالا گرفت /ریاست مجلس به کدام چهره اصولگرا میرسد؟
راه دشوار جریان اصولگرا یا راست سیاسی ایران برای رسیدن به جایگاهی که در آن قرار دارند، یعنی دستیابی به اکثریت مجلس یازدهم تقریبا از یک سال گذشته آغاز شد. جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب) سازوکار ابتدایی اصولگرایان بود اما برای رسیدن به وحدتی پیروزبخش نیاز به سازوکارهای بزرگ تر و کارآمدتر بودند که در نهایت پاییز سال گذشته به شاجا و پس از آن به شانا رسیدند. شورای ائتلاف نیروهای انقلاب در تلاشی شبانه روزی و خستگیناپذیر در زمستان ۹۸ و در حالی که رقیب اصلاح طلب پشت سد احراز صلاحیت و عدم اقبال مردم ماند، توانست طیفهای مختلف اصولگرا از پایداریهای همیشه معترض و جدا تا سنتیهای موتلفه را در مدار وحدت گردآورده و دستکم در تهران پیروز انتخابات کنند.
این پیروزی برای اصولگرایان حتی اگر با هر میزان مشارکت مردم تهران هم به دست آمده باشد، ارزشمند است و برای تداوم آن به فاصله نزدیک به دوماه تا آغاز رسمی مجلس یازدهم برای تعیین بسیاری از موضوعات مهم آن جلسه تشکیل داده و رایزنیهای خود را آغاز کرده اند و یکی از مهمترین دغدغه های پیش روی خود را انتخاب رئیس و هیات رئیسه میبینند.
دیدارهای حقیقی و مجازی برای هماهنگی
برنامهریزی جهت جهش تولید، تشکیل مجلسی در تراز گام دوم انقلاب و آشنایی بیشتر منتخبان جوان، دو هدفی است که رسانهها از نشست روز جمعه منتخبان جوان مجلس یازدهم منتشر کردند. نشستی که از برگزارکنندگان، حاضران و اظهارات آنان خبر چندانی در دست نیست اما حضور چهرههایی مانند «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، «محمد دهقان» از اعضای حقوقدان شورای نگهبان و «مهرداد بذرپاش» به عنوان سخنران نشان میدهد که اصولگرایان در پی هماهنگی و شناخت یکدیگر در مجلس آینده و استفاده از دیدگاههای این افراد هستند و برای این آشنایی کرونا و سختی جلسات و میتینگها هم تاثیری نداشته است.
در این جلسه گرچه به گفته «احسان خاندوزی» منتخب مجلس آینده خط قرمز و ممنوعیت جلسه، صحبت بر سر ریاست بود، اما سخنرانی مهرداد بذرپاش از چهرههای نزدیک به جبهه پایداری در این نشست تا حدودی میتواند ردی از برگزارکنندگان را مشخص کرده و گپ و گفتهای پیش و پس از جلسه را به میزان حمایتها از کاندیدای پایداری ریاست مجلس بکشاند. در کنار این جلسات حقیقی برگزار شده، گروههای مجازی هم به منظور گردآوری منتخبان مجلس یازدهم ایجاد شده و به گفته حجتالاسلام «حسین جلالی» منتخب مجلس، گفت و گوها در این گروهها ادامه دارد.
ردای ریاست مجلس خواهان زیاد دارد
جلسات مختلف برگزار شده گرچه با عنوان موجه هماهنگی و آشنایی و برنامه ریزی در فضای مجازی و حقیقی در حال برگزاری است اما هر آشنا به سیاستی می تواند در پشت صحنه هریک از این جلسات آشنایی؛ نوعی از رایزنی را هم مشاهده کند. به ویژه آنکه «محمدرضا میرتاجالدینی» از منتخبان مجلس و مردان احمدی نژادی گفته است: «اصولگرایان قرار است هیات رئیسه را پیش از آنکه مجلس یازدهم رسما آغاز شود انتخاب کنند و در این زمینه با همه طیفهای اصولگرایی در مجلس به تفاهم برسند.»
ریاست مجلس آینده این بار رقابتی میان یک جناح است و اصولگرایانی که تا این مرحله با هزاران ترفند وحدت را حفظ کرده اند گام در مرحله و آزمون تازهای خواهند گذاشت. سنتیهای اصولگرا، قالیبافیهای نواصولگرا، بهاریون احمدینژادی و در نهایت جبهه پایداری طیفهای اصلی مجلس آینده هستند و تقسیم صندلیهای ریاست و هیات رئیسه و فراکسیونها میان این گروهها و با توجه به اظهارنظرهای این روزها چندان ساده به نظر نمیرسد.
محمدباقر قالیباف، مرتضی آقاتهرانی، مصطفی میرسلیم و در نهایت علیرضا زاکانی نامهای مطرح این طیفها برای کسب کرسی ریاست بهارستان هستند. نامهایی که هریک برای رسیدن به ریاست مجلس دشواریهای خاص خود را در پیش دارند. این میان بهاریها هم در مسیر دستیابی به کرسی ریاست مجلس یا دستکم هیات رئیسه تلاشهای خود را آغاز کردهاند و خبرهای تایید نشده حتی از تشکیل فراکسیون متشکل از وزرا و معاونان دولتهای نهم و دهم راه یافته به مجلس خبر میدهند تا رایزنیهای پارلمانی این جریان را هم آغاز شده تلقی کنیم. در این مسیر نخستین مخالف ریاست قالیباف همین بهاریها هستند و «علی اکبر جوانفکر» از نزدیکان محمود احمدی نژاد در تحلیل مجلس یازدهم و ریاست قالیباف گفته است: «میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم در پایینترین سطح بود بنابراین مجلس یازدهم منتخب اقلیتی از مردم ایران بوده و ریاست قالیباف بازگشت به دور باطل گذشته است.»
بحثهای درگرفته پیرامون ریاست مجلس اما گویا چندان به مذاق موتلفه ایها خوش نیامده و میرسلیم هم در واکنش به بحثهای رسانهای پیرامون انتخاب زودهنگام رئیس مجلس گفته است: «انتخاب ریاست مجلس فرایندی قانونی دارد که باید در وقت خودش و طبق آئیننامۀ داخلی مجلس، به ویژه بدون تطمیع و تهدید انجام گیرد.» نماینده منتخب مردم در توییتی هم نوشت: «نمایندگان مجلس برای خدمت مخلصانه به مردم انتخاب شدهاند و هیئت رئیسه خدمتگزاران آنهایند و رئیس مجلس خادم قسم خورده آن هیئت. این مقام جای برتری جویی نیست ولی آن خدمت، افتخار است.»
رئیس بازیهای برخی در جریان اصولگرا البته واکنشهای نه چندان مثبت دیگر هم در پی داشته است. «اسدالله بادامچیان» دبیرکل حزب موتلفه در توییتی نوشت: «جهاد و صمیمیت و خدمت باید در رفع مشکلات اقتصادی حاصل از کرونا به کارگرفته شود. از منتخبین مجلس یازدهم درخواست میکنیم برای برنامههای پساکرونا تدبیر و تفکر کنند. بودجه نویسی نیاز به بازنگری دارد و باید از حالا در تنظیم بودجه، متناسب با وضعیت کشوراقدام کرد.»
«عبدالحسین روح الامینی» منتخب مردم تهران با اشاره به اینکه اختلاف در انتخاب ریاست مجلس منجر به دور شدن از نقشآفرینی موثر در حیات سیاسی کشور میشود، تاکید کرده است: «پرداختن زودهنگام به موضوع هیاترئیسه مجلس و یارگیری درون جبهه انقلاب نهتنها مفید فایده نیست، بلکه مضر هم خواهد بود.»
«محسن کوهکن» هم دشواری کار را حواله به امداد غیبی داده و گفته است: «به هرحال واقعیت این است که افرادی برای اختلاف افکنی و تخریب در تلاش هستند اما فکر میکنم دست غیب الهی در دقیقه نود همه را دور هم مینشاند تا با مشارکت یکدیگر مجلس یازدهم را اداره کنند.»
قالیباف در مسیر ریاست، بهاریون را سد راه دارد، میرسلیم هم نوصولگرایان را، آقاتهرانی و زاکانی هم سنتیها و نواصولگرایان را مخالف خود میدانند. برخی معتقدند ریاست مجلس دو نوع صوری و در سایه خواهد بود و برخی دیگر معتقدند کاندیداهای ریاست از پله قوه مقننه پلی برای قوه مجریه میخواهند. اینکه اما در خرداد ماه سال جاری کدام یک از اصولگرایان رئیس خواهد بود و کدام یک نواب، موضوع مهمی است اما مهمتر از آن میتوان کار رئیس آینده را آن زمان که مخالفان درون جناحی را در مسیر حرکت خود میبیند، سخت تر از همیشه و پیشبرد برنامههای کشور را در مجلسی پر از کشمکش درون جناحی دشوارتر از همیشه مشاهده کرد.
روایت کیهان از ساخت یک سریال عشقی-فتنه ای در مورد ایران توسط اسرائیل
در این سریال که «تهران» نام دارد، یک جاسوس اسرائیلی برای هک کردن سیستم پدافندی ایران فرستاده میشود اما پس از ناکامی در این ماموریت، درگیر اغتشاشات داخل کشور شده و در این میان عاشق یکی از آشوبگران فتنه میشود.
براساس گزارش «هالیوود ریپورتر»، این سریال که توسط «دنی سرکین» کارگردانی شده، به کمک یک شبکه جهانی صهیونیستی توسط شرکت «سینه فلیکس» که مرکزیت آن در مونترال کاناداست، پخش خواهد شد.
عامل اصلی سریال «تهران» یکی از مزدوران باسابقه صهیونیست به نام «موشه زوندر» است که در سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل از جمله «موساد» و «شین بت» فعالیت مستمری داشته و پیش از این سریالی تحت عنوان «فوضی» درباره نفوذ جاسوسان اسرائیلی به فلسطین اشغالی ساخته بود و آن را با کمک همان شبکه جهانی صهیونیستی پخش کرده و به نمایش درآورده بود.
اگرچه پیش از این نیز سران رژیم صهیونیستی از جمله شیمون پرز و بنیامین نتانیاهو، به طور رسمی فعالان فتنه سال ۸۸ را از ذخائر خود به شمار آورده بودند اما توجه این جاسوس کهنه کار اسرائیلی به فتنهگران داخل کشور (که خود را فعال سیاسی یا اجتماعی معرفی میکنند) در یک سریال تلویزیونی، حکایت دیگری از جهتگیری و وابستگیهای این جریان معاند داخلی به نظر میرسد. مضافا اینکه گویا این بار بیش از پیش، ماهیت غربگرا و لاابالی و بیبند و بار این افراد را در این سریال نشان داده است.
موشه زوندر به «هالیوود ریپورتر» میگوید: «برای اولین بار سریالی غربی، زندگی فعالان جوان ضدرژیم در تهران را نشان میدهد. در خانههاشان و در خیابان. اضطراب و خطر و دوستی و وفاداری بین آنها را میبینیم. شجاعتشان در مقاومت علیه حکومت آیتاللهها را در کنار سبک زندگی پرشور و هیجانانگیزشان، مملو از سکس و مواد مخدر و راکاند رول میبینیم.
به این ترتیب سریال اسرائیلی «تهران» به طور مشخص بخشی از خواستهها و آمال و آرزوهای این به اصطلاح فعالان سیاسی و اجتماعی را لو میدهد که مشخصه آن تطابق با فرهنگ غربی است.
دو سال پیش نیز، فیلمی به نام «مامور مخفی» توسط رژیم صهیونیستی درباره جاسوسی علیه ایران و ترور دانشمندان هستهای ساخته شد که بخشی از آن در خیابانهای تهران فیلمبرداری شده بود که در آن فیلم زندگی ایرانیان مملو از دروغ و دورویی و ریاکاری تصویر شده بود.
۲۳ تن از عناصر داعش به دست نیروهای عراقی به هلاکت رسیدند
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الیوم السابع، نیروهای عراقی موفق شدند در عملیات خود در استان کرکوک واقع در شمال این کشور تعدادی از عناصر داعش را به هلاکت برسانند.
این نیروها در استان کرکوک پایگاه عناصر تروریستی را در منطقه وادی الشام شناسایی کردند.
بعد از شناسایی، نیروهای هوایی ارتش عراق پایگاه مذکور را محاصره کرده و درگیریهای با عناصر داعش در این پایگاه به وقوع پیوست. در جریان این درگیریها ۲۳ تن از عناصر داعش به هلاکت رسیدند.
روز یکشنبه نیز اعلام شده بود که عناصر داعش قصد حمله به یک روستا در جنوب کرکوک را داشتند که با واکنش نیروهای عراقی روبهرو شدند.
احمدینژادیهایِ پیدا و پنهان، در سودای ریاست بر مجلس یازدهم
حسام رضایی- حضور چند چهره، با سابقه فعالیت در دولت های نهم و دهم، در میان راه یافتگان به مجلس یازدهم، رنگ و لعاب خاصی به نهاد پارلمان بخشیده است. این گروه که در اصطلاح عامیانه به «احمدی نژادی» ها یا دولتمردان احمدی نژادی شهره هستند، هرچند به لحاظ کمی اقلیت به شمار می آیند اما برای تصرف جایگاه های مهم مجلس آینده، میتوانند رقیبی قدرتمند برای دیگران باشند.
در اقلیت اما پردردسر
مرتضی تمدن چهره نزدیک به احمدی نژاد ۵ روز مانده به انتخابات دوم اسفند ۹۸ در گفتگو با «خبرآنلاین» ضمن رد هرگونه ارتباط میان لیست های انتخاباتی با شخص رئیس دولت های نهم و دهم، درباره سودای وزرای دولت او برای راه یابی به مجلس، گفت: «این ظرفیت آقای احمدی نژاد بود که از همه نظرات در کابینه خود استفاده کردند، اما اینکه این افراد، چه آنها که فاصله گرفتند و چه آنها که رابطه دوستانه ای دارند بخواهند در فضای انتخابات و در بحث لیست ها با نام آقای احمدی نژاد ورود پیدا کنند از سوی ما مورد تایید نیست.»
با وجود این اظهارنظر، پس از سال ها و با آغاز به کار مجلس یازدهم در ۷ خرداد ۹۹، میتوانیم دوباره از یاران پایبند یا حتی توبه کرده از مسلک محمود احمدی نژاد، نشانه هایی در قدرت بیابیم. احمدی نژاد هرچند خودش چند سالی میشود از قدرت به دور است و در فاز اپوزیسیون به سر میبرد و حتی یک بار برای کاندیداتوری به دست گرفتن مجدد زمام قوه مجریه رد صلاحیت شد، لیکن با حضور همزمان چندین چهره مطرح دو دولتش در مجلس آینده، بار دیگر نامش بر سر زبان ها افتاده است.
حضور تازه افرادی مانند علی نیکزاد(وزیر راه از سال ۹۰ تا ۹۲)، فریدون عباسی(رئیس سازمان انرژی اتمی از سال ۸۹ تا ۹۲)، سیدشمس الدین حسینی(وزیر اقتصاد از سال ۸۷ تا ۹۲) و رضا تقی پور(وزیر ارتباطات از سال ۸۸ تا ۹۱) در کنار دو چهره ای که سابقا حضور در مجلس را تجربه کرده اند یعنی حمیدرضا حاجی بابایی(وزیر آموزش و پرورش از سال ۸۸ تا ۹۲) و عبدالرضا مصری (وزیر رفاه از سال ۸۵ تا ۸۸) می تواند نوید شکل یابی اقلیتی قدرتمند در پارلمان آینده را بدهد.
نیکزاد و حسینی دو چهره بالقوه برای ریاست
هر چند همه این چهره های نامبرده، مشخصا در جرگه اصولگرایی تعریف میشوند اما شنیده ها دال بر آن است که این گروه، بالقوه می تواند به مجموعه مستقل کوچک اما بسیار تاثیرگذار در مناسبات مجلس آینده تبدیل شود به گونه ای که برای به دست گرفتن جایگاه های تراز مجلس یعنی کرسی های هیئت رئیسه و ریاست کمیسیون های مهم، به چانه زنی های پشت پرده و رقابت بپردازد.
علاوه بر این برخی شنیده ها نیز حاکی از آن است که برخی از همین چهره ها، از مدتها پیش برای کسب ریاست مجلس مشغول رایزنی با سایر نمایندگان هستند. در این میان نام دو نفر بیشتر از بقیه شنیده می شود؛ علی نیکزاد و سیدشمس الدین حسینی. بنا به روایت ها نیکزاد و حسینی با انجام رایزنی های پشت پرده، مشغول بالابردن شانس خود برای رقابت با گزینه هایی مثل قالیباف، آقاتهرانی و میرسلیم بر سر ریاست مجلس هستند.
در این میان البته نمی توان از تلاش های حاجی بابایی نیز عبور کرد. او در همین مجلس فعلی که لیدری اصولگرایان را نیز برعهده داشت، برای تکیه بر کرسی ریاست خیز برداشت اما ناکام ماند. و با چندین دوره سابقه پارلمانی شاید حتی خود را محق تر و مدعی تر از دیگر دولتمردان احمدی نژاد در مجلس بداند.
وزرای سابق در میان مشتی جویای نام
از یک منظر متفاوت اگر بخواهیم به صحنه مجلس یازدهم بنگریم، واقعیت این است که احمدی نژادی های این مجلس، درست است که در اقلیت فاحشی قرار دارند اما در میانه نمایندگان جویای نام مجلس یازدهم، آنها به لحاظ احراز پست های وزارتی و سازمانی سطح بالا در گذشته، خود را برای تصدی رأس مجلس یک سر و گردن از بقیه محق تر و شایسته تر میبینند و یا حتی اگر احمدی نژادی ها، خود نتوانند به پست های کلیدی مثل ریاست مجلس برسند، برای تعیین سرنوشت سایر پست ها مثل نواب ریاست، یا خود مدعی شوند یا اینکه وزن رای های لازمه را در سبد مدعیان، کم و زیاد کنند.
احمدی نژادی های مخفی
نیکزاد، حسینی، عباسی، تقی پور، حاجی بابایی و مصری فقط آن دسته از احمدی نژادی هایی هستند که مشخصا کارگزار دولت های محمود احمدی نژاد بودند و برخی استانداران و فرماندهان و مدیران رده میانی او نیز راهی بهارستان یازدهم شده اند. یقینا اگر به این گروه، نام افرادی مانند مرتضی آقاتهرانی و رفقای پایداری اش که از چهره های حامی احمدی نژاد بوده اند اضافه کنیم، سمبه احمدی نژادی ها برای کنش گری در مجلس آینده پر زورتر نیز خواهد شد.
1727215
موجسواری روی مطالبات اقتصادی البته کنش جدیدی در این جریان نیست. چهره شاخص آن، رئیس دولت محبوب این جریان سیاسی یعنی محمود احمدینژاد بود.
در حالی که کارشناسان اقتصادی معتقدند در شرایط فعلی اقتصاد که با بحرانهای متعددی روبهرو هستیم، افزایش بیشتر حداقل دستمزد کارگری، نتیجهای جز توسعه افسارگسیخته تعدیل نیرو و رشد تصاعدی بیکاری ندارد و این میزان افزایش حقوق در جهت حمایت از حداقل معیشت کارگری در شرایط فعلی تعیین شده اما یک جریان سیاسی در این هنگام تنها به موجسواری بر دامنزدن به نارضایتیهای اقتصادی میاندیشد بدون اینکه اعتقادی به آن داشته باشد.
جریانی که تاکنون کمترین رد پایی از خود در حمایت از مطالبات کارگری به جا گذاشته است، ناگهان حامی کارگران میشود. در حالی که دیده نشد در سالهای گذشته و بهویژه در دوره دولت هشتساله مورد تأیید آنها یعنی محمود احمدینژاد، کمترین اعتراضی به میزان افزایش حداقل حقوق داشته باشند.
در همه اعتراضات کارگری این سالها هم هیچ وقت هیچ تشکل سیاسی اصولگرا یا حتی چهره سیاسی شاخصشان به حمایت از حقوق کارگران بر نخاسته است. حالا تشکلهای دانشجوییشان نامهنگاری میکنند و حامی حقوق کارگران شدهاند.
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران که یک تشکل اصولگراست، در نامهای به محمد شریعتمداری، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، به مصوبه شورای عالی کار درباره میزان حقوق کارگران در سال ۹۹ انتقاد کرده و گفته اگر در مصوبه تغییری حاصل نشود، تبعاتش متوجه خودتان خواهد شد. نگاه سیاسی و موجسواری این تشکل سیاسی از مطالبات اقتصادی زمانی رخ نشان میدهد که به این بخش از نامه آنها دقت شود. این تشکل سیاسی اصولگرا، مقصر اعتراضات خیابانی آبان ۹۸ را هم دولت معرفی کرده و نوشته است: «تجربه سالهای اخیر نشان میدهد اغلب اعتراضات خیابانی از تصمیمات غیرکارشناسیشده مسئولین بهوجود میآید، جناب وزیر لطفا با محک وجدانتان بررسی نمایید با حداقل حقوق یک ماه کارگران جنابعالی و معاونانتان چند روز را میتوانید سپری کنید؟ شاید با پاسخ به این سؤال عمق مشکلات و درماندگی این قشر مستضعف را زیر فشارهای اقتصادی بیشتر و بهتر درک نمایید!».
بسیج دانشجویی بیش از ۱۵۰ دانشگاه کشور هم در نامهای به حجتالاسلام بهرامی، رئیس دیوان عدالت اداری، از وی درخواست کردند تا به مصوبه شورای عالی کار درباره حقوق کارگران ورود کند. در بخشی از این نامه آمده است: «آنچه از بینتیجهماندن جلسات تعیین نرخ دستمزد در سال جدید به گوش میرسید، حاکی از اختلاف بر سر رقم افزایش دستمزد بود. انتظار میرفت با تدبیر وزیر محترم این اختلافات به نحوی مدیریت شود که از طرفی کارگران در اوضاع بد اقتصادی پیشآمده بتوانند حداقل معیشت خود را حفظ کنند و هم از طرف دیگر چرخ تولید کشور کُند نشود اما متأسفانه آنچه شد تضییع حقوق کارگران بود و بس!». این نکته که حداقل افزایش میزان دستمزد بسیار پایینتر از نرخ تورم تعیین شده، بدیهی است. اما این ماجرا فقط امسال رخ نداده است. هیچ سالی درصد افزایش دستمزد پابهپای نرخ تورم رشد نداشته است. اما تشکلهای سیاسی در سالهای گذشته هیچ اعتراضی به ماجرا نداشتهاند. در حالی که در نامه اخیر تشکلهای بسیج دانشجویی آمده است: «حداقل حقوق اعلامشده برای کارگران کفاف حداقل نیازهای زندگی آنان را نیز نمیدهد. نرخ تورم ۴۱درصدی، معیشت آنان را به خطر انداخته و سبد خرید آنان را بسیار کوچکتر کرده است. در این شرایط و به جای حمایت از سرمایههای انسانی کشور، این تصمیمات قطعا خلاف مصالح ملی، امنیتی و انسانی است».
بسیج دانشگاه تهران هم در نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه خطابه سیاسی علیه دولت نوشته و در آن آورده است: «مشاهده میکنیم دولتی که تنها میبایست تسهیلگر شرایط کار و روابط کارگر و کارفرما باشد و همت خویش را در پیشبرد اهداف کلان اقتصادی، رونق تولید و فراهمکردن زمینه راحتی کارگران -این گردانندگان چرخ تولید و اقتصاد کشور- مصروف دارد به مثابه بنگاهداری بزرگ عمل کرده و صرفا در جهت منافع خویش وارد میدان شده است».
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد هم با اشاره به اینکه چرا دولت عزمی برای اصلاح این نهاد مهم و تأثیرگذار در اقتصاد ندارد، گفته است اگر دولت مالیات نهادهای حقوقی و بنگاهها را کاهش داده و همچنین بر نرخ مالیات نهادهای غیرمولد بیفزاید، میتواند از این طریق کسری بودجه خود را نیز جبران کند. این هم کمکی است به کارفرما و هم اینکه دولت میتواند کسری بودجه خود را جبران کند. در روزهای گذشته هم چهرهایی از راهیافتگان به مجلس آتی که همگی متعلق به جناح اصولگرا بودهاند یکباره به حمایت از قشر کارگر شروع به حمله به مصوبه شورای عالی کار درباره حداقل افزایش حقوق کردهاند. خضریان، لزوم نظارت قویتر بر سازمان تأمین اجتماعی را ضروری دانسته و گفته این موضوع در دستور کار مجلس آتی قرار خواهد گرفت. وعده خضریان درباره بهبود معیشت کارگران و تغییر قانون کار به سود آنها در شرایطی است که در همه این ۴۰ سال، سمتوسوی اکثریت در بیشتر مجالس با اصولگرایان بوده است یا اگر نبوده، در بیشتر مجالس نیمی از ترکیب را در اختیار داشتهاند. اما هیچ خروجی مثبتی به نفع قشر کارگر، حداقل در حوزه حقوق و کارگر نداشتهاند. روحالله نجابت، نماینده شیراز، احسان خاندوزی و سیدنظام موسوی، نمایندگان تهران در مجلس یازدهم هم توییتهای مشابهی در همین زمینه در روزهای اخیر داشتهاند