به گزارش خبرآنلاین، در این پست اینستاگرامی به نقل از رهبر انقلاب آمده است؛
امام جواد علیه السلام نمودار و نشانه مقاومت است.

۲۷۲۱۵
منبع : خبرآنلاین

انقلاب اسلامی ایران که پیروز شد تازه ابتدای راهی پر فراز و نشیب بود؛ دشمنانی که کمر بستند به از بین بردن این انقلاب و خائنینی از داخل همچون موریانه پایه های آن را می خوردند. انقلاب اسلامی ایران در این میان رشد کرد و همه دشمنان را یکی پس از دیگری نابود کرد، اما در این مسیر، سال ۶۰ یکی از سیاهترین سالهای مردم ما و انقلابشان بود؛ سالی که منافقین و گروهک فرقان دست به ترورهای کور زدند و بزرگانی مثل محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر، آیتالله محمدحسین بهشتی و محمد کچوئی را از انقلاب گرفتند. در سال های قبل و بعد هم ترورهای این منافقین ادامه داشت، مثل ترور آیتالله هاشمی رفسنجانی و ترور رهبر معظم انقلاب.
گروهک تروریستی فرقان در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ تأسیس شد و هدف اصلی از تشکیل آن انجام عملیاتهایی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران بود. سرکرده این گروه اکبر گودرزی بود که در روز ۱۸ دی ۱۳۵۸ شمسی دستگیر و در روز ۳ خرداد ۱۳۵۹ خورشیدی اعدام شد. این یکی از مصادیق بارز خوارج عصر انقلاب اسلامی میباشد.
این گروه از انجام نخستین عملیات مسلحانه خود در سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ تا زمان دستگیری اکبر گودرزی و نابودی تقریبی گروه، نزدیک به ۲۰ ترور سیاسی انجام داد. اکبر گودرزی سرکرده گروهک فرقان، فعالیت مذهبی خود در تهران را از مسجد الهادی واقع در جنوب تهران شروع کرد. سپس به مسجد شیخهادی، مسجد فاطمیه، مسجد خمسه و محافل خانگی کشیده شده است. جوهره اصلی تفکرات گودرزی و گروه فرقان را بنیانگذاران اولیه سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، حبیبالله آشوری و نوآوریهای روشنفکران دینی شکل میداد. اما در کل اکبر گودرزی یک طلبه کمسواد بود که مطالعات اسلامی او به مراتب کمتر از مطالعات جنبی بود.

فرقان در محورهای زیر فعالیت میکرد
۱. پخش اعلامیه
۲. چاپ کتاب و نشریه
۳. جذب نیرو
۴. تشکیل خانههای تیمی
۵. نفوذ در نهادهای انقلابی و تازهتأسیس
فرقانیها ترورهای خود را یکی پس از دیگری اجرایی می کردند؛ آیتالله هاشمی رفسنجانی، آیتالله مطهری، سپهبد قرنی، آیتالله مفتح و حاج مهدی عراقی. اما مورد بعدی ترور آنها در روز ششم سال شصت شخصیتی بسیار مهم و راهبردی برای انقلاب بود؛ آیتالله سید علی خامنهای.
قرار بود آیت آالله خامنهای روز ۳۱ خرداد سال ۶۰ در مسجد ابوذر واقع در محله فلاح تهران سخنرانی داشته باشند که به دلیل استیضاح ابوالحسن بنیصدر لغو شد. مراسم برای دومین بار در روز ششم تیر همان سال انجام می شد و اطلاعرسانیها هم صورت گرفت. در آن روزها جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود.

خودرو حامل آیتالله خامنهای که از جماران حرکت میکرد، آن روز مهمان ویژهای داشت؛ خلبان عباس بابایی که میخواست درد دلهایش را با نماینده امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آنها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفتوگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.
نماز ظهر تمام شد. رهبری معظم انقلاب رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همانطور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسشهای نوشته مردم را به سخنران میدادند، اگر چه بعضی از پرسشها تند و حتی گاهی بیربط بود. ایشان در سخنرانی مقدمهای چیدند تا به اینجا رسیدند که: امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من میخواهم به بخشی از آنها پاسخ بدهم.
بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فر و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با تهریش مختصر که آن روزها تیپ خیلی از جوانها همین شکلی بود. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، جوان رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. رهبری انقلاب همینطور که صحبت میکردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه جوامع بشری – نه فقط در میان عربها – مظلوم بود. نه میگذاشتند درس بخواند، نه میگذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدانهای… انفجار!!!
لحظاتی پس از فروکش کردن گرد و غبار و صدای ناله و شیون مردم بلند شد، خون روی فرش ریخته بود و آیت الله خامنهای نقش بر زمین شده بود. محافظها اسلحههای خود را مسلح کردند و به سمت رهبری دویدند. از آن جمعیت در مسجد فقط یک ضبط صوت که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود، ماند. روی جداره داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».
محافظها سریع دست به کار شدند، ابتدا بدن غرق به خون را سوار ماشین کرده و به درمانگاهی در دوراهی قپان بردند و چون از دست کادر درمانگاه کاری برنمیآمد، ایشان را به بیمارستان بهارلو منتقل کردند. با رسیدن خبر انفجار در مسجد ابوذر و جراحت شدید آیت الله خامنهای، دکتر ولایتی و دکتر منافی وزیر وقت بهداشت از راه رسیدند و فورا اتاق عمل را آماده کردند.

امام خمینی (ره) دائما پیگیر حال آیت الله خامنهای بودند. فردای روز انفجار پیام ایشان خطاب به آیت الله خامنهای از رادیو مخابره شد:
«جناب حجتالاسلام آقای حاج سید علی خامنهای (دامت افاضاته)
خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است و خداوند را شکر که از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانی که کردند، ملت فداکار را منسجمتر و پیوندها را مستحکمتر نمود…
اینان با سوءقصد به شما، عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحهدار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسی بینصیباند که بیدرنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند؛ و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنینانداز است…
من به شما خامنهای عزیز، تبریک میگویم که در جبهههای نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نمودهاید و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.»
آیتالله خامنهای نیز پس از چندین ساعت عمل سخت، پس از هوشیاری این پیام را از روی تخت بیمارستان شنیدند و چند روز بعد در مصاحبهای تلویزیونی در پاسخ به پیام امام خمینی (ره) خطاب به ایشان بیت شعری زیبا را قرائت کردند:
«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت / سَر خُمِّ مِی سلامت شکند اگر سبویی»
۲۷۲۱۵
منبع : خبرآنلاین

اولین عملیات تروریستی گروه فرقان در روز سوم اردیبهشت ماه سال ۵۸ و با ترور سرلشکر قرنی اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت.
چند روز بعد، آیتالله مطهری عضو برجسته شورای انقلاب اسلامی و از رهبران مذهبی انقلاب توسط این گروه ترور شد و به شهادت رسید.
آخرین اقدام تروریستی که با نام این گروهِ التقاطی صورت گرفت، سوءقصد به جان آیتالله سیدعلی خامنهای امام جمعه تهران در روز ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ بود. این حمله تروریستی یک روز پیش از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیتالله بهشتی رئیس دیوان عالی قضایی کشور انجام گرفت.
عامل و طراح سوءقصد به جان آیتالله خامنهای، جواد قدیری عضو سازمان مجاهدین خلق بود و این عملیات تروریستی در حالی انجام گرفت که اعضای گروه فرقان و رهبر آن یعنی اکبر گودرزی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی دستگیر شده بودند و علیرغم استفاده از روش تیراندازی در ترورهای گذشته این بار از بمبگذاری استفاده شده بود.
این اتفاق ذهنها را متوجه ارتباط گروه فرقان با سازمان مجاهدین خلق کرد. برخی ارتباط بین این دو گروه را رد میکنند. از جمله اینکه بازجویان اعضای گروه فرقان میگویند که در بازجویی از آنان به اسنادی مبنی بر ارتباط فرقان با سازمان مجاهدین خلق دست پیدا نکردند. برخی هم در مقابل معتقدند فرقان شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق پیش از ورود به فاز نظامی بود و در واقع اکبر گودرزی عامل اجرای دستورات نظامی سازمان مجاهدین خلق بود. اما دلایل و شواهد معتقدان به وجود ارتباط بین فرقان و سازمان مجاهدین خلق چیست؟
شباهتهای دو گروه تروریستی
شباهتهای فرقان و سازمان دلیلی است که این افراد به آن اشاره میکنند. این شباهتها دارای وجوه مختلف است که یکی از آنان شباهت ایدئولوژیک است. آیتالله موسوی اردبیلی گفته است: «همان برداشتهای مادی که از زبان اعضای سازمان شنیده بودیم را در فرقان میبینیم و استراتژی گروه فرقان همان مسیری را طی میکند که سازمان مجاهدین خلق ترسیم کرده بود.»
محمدمهدی جعفری نیز در خصوص شباهتهای ایدئولوژیک این دو گروه التقاطی گفته است: «ما تازه بعد از ترور مطهری فهمیدیم که منظور هشدارهای او گروه فرقان بوده و قبل از این فکر میکردیم جملات وی متوجه مجاهدین است.» همچنین مرحوم سیدهادی خسروشاهی در خاطراتی عنوان کرده است که در راهپیمایی عاشورای ۵۷ گودرزی رهبر فرقان را دیده است که پلاکارد مجاهدین خلق را حمل میکرده است. او همچنین گفته است که خانه گودرزی مملو از کتابها، نشریات و جزوات سازمان مجاهدین خلق بود. اسدالله بادامچیان نیز گفته است وقتی از زندان شاه آزاد شده دیده همان گفتهها و جزوههای مجاهدین زندانی را گودرزی و چند مجاهد دیگر به اسم فرقان توزیع میکنند.

اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان بود که به گفته سیدهادی خسروشاهی، او در راهپیمایی عاشورای ۵۷ پلاکارد سازمان مجاهدین خلق را حمل میکرد.
شباهت دیگر رفتارهای مشترک نظامی و تروریستی است. احمد قدیریان معاون وقت دادستان در این خصوص گفته است: «وقتی انبار اسلحه گروه فرقان در یکی از باغهای کرج کشف شد، ما دیدیم به همان شیوه منافقین، اسلحهها را انبار کردهاند. یعنی اسلحهها را گریس زده، داخل مشمع گذاشته و دفن کرده بودند، همان شیوهای که بعدها در خانههای تیمی منافقین یا باغهایی که به اینها تعلق داشت، مشاهده کردیم.»
شباهت اعلامیههای فرقان و مجاهدین خلق نیز مورد دیگری است که به آن اشاره شده است و آنان معتقدند که اگر تاریخ و کدهای کلیدی از اعلامیه دو گروه حذف شود، بعید است به خصوص پس از سال ۶۰ کسی بتواند، تشخیص بدهد که اعلامیه مربوط به کدام گروه است.
شباهت سوژههای ترور نیز دلیل دیگری بر اشتراکات دو گروه است. در لیست ترور گروه فرقان افرادی مانند آیتالله بهشتی، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد باهنر و حسن آیت بودند که این افراد بعدها توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور شدند و به شهادت رسیدند. آیتالله موسوی اردبیلی نیز در سخنانی به اشتراکات لیستهای ترور فرقان و سازمان مجاهدین خلق اشاره کرده است.
ضمن اینکه فرقان دلایل ترور سرلشکر قرنی و آیتالله مطهری مواردی را ذکر کرده است که اعضای سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیهها و مواضع خود به آن اشاره داشتهاند. فرقان یکی از دلایل ترور سرلشکر قرنی را بازسازی ارتش و جلوگیری از انحلال ارتش بیان کرده است. این در حالی است که سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق، مهمترین گروههایی بودند که تلاش داشتند ارتش منحل شود.
عزت مطهری از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی گفته است: «به اعتقاد من اینها (فرقان) شاخهای از مجاهدین خلق بودند و کارهایی که آنها میخواستند را انجام میدادند. فرقان در استراتژی چماق و هویج مجاهدین خلق، نقش چماق را بازی میکرد و سران مجاهدین در آنزمان وقتی که میخواستند با مسئولین مذاکره کنند میگفتند: اگر با ما کنار نیایید، اینها همه شما را از بین خواهند برد.»
احمد قدیریان هم با بیان اینکه “کسانی که پیگیر مسائل مبارزاتی در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب بودند، میدانند که سازمان مجاهدین خلق برای پوشش دادن به ترورهایش، ده الی پانزده گروه یا خرده گروه ایجاد کرده بود”، گروه فرقان را یکی از آن گروهها میداند.
۲۷۲۷
منبع : خبرآنلاین



به گزارش خبرآنلاین، در دوران مبارزات سیاسی پیش از انقلاب ، تلاشهای وکلای دادگستری بعنوان حقوقدانان موثر در میان سیاسیون و مردم برجسته می نمود تا آنجا که در این میان می توان از وکیل مبارز و حقوقدانان برجسته احمد صدرحاج سیدجوادی نام برد.
احمد صدر حاج سید جوادی، که در سن ۹۶ سالگی چشم از جهان فروبست، فارغالتحصیل رشتهٔ حقوق و دارای مدرک دکترای علوم سیاسی بود.
بنا به روایت سایت خانه وکلا، از مهمترین مناصب او دادستانی تهران در دورهٔ نخستوزیری دکتر علی امینی در حکومت پهلوی، وزیر کشور و وزیر دادگستری در دولت موقت مهدی بازرگان، و نمایندگی مردم قزوین در دوره اول مجلس شورای ملی در نظام جمهوری اسلامی بود.
او که یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران بود، پیش از انقلاب اسلامی، وکالت تعدادی از مخالفان حکومت پهلوی از جمله دکتر علی شریعتی، آیتالله خامنهای و آیتالله حسینعلی منتظری را بر عهده داشت. همچنین پس از انقلاب وکالت مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت و ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی را بر عهده گرفت. اما در هر دو دوره، چندین بار بازداشت شد و به زندان افتاد.
این حقوقدان برجسته در تهیه پیشنویس قانون اساسی مشارکت داشت و به عنوان وزیر کشور، رفراندم جمهوری اسلامی را برگزار کرد.
۲۷۲۱۵