شیراز که به گل و شکوفه و بهارش شهره است، هر سال در ایام نوروز، زیباییها و بهارانهاش را با دیگر هموطنان به اشتراک میگذاشت، هفته اول نوروز امسال را بدون میهمان طی کرد. هر سال با رسیدن بهار، شیرازیها فرشی از گل میگستردند و محبت و مهربانیشان را نثار قدوم میهمانانی میکردند که از اقصی نقاط کشور به این دیار قدم میگذاشتند. حافظیه، سعدیه، ارگ کریمخانی و نارنجستان و باغ ارم و … دیگر زیباییهای تاریخی، طبیعی شهر راز، امسال سکوت و سکون و روزهای دلگیری را تجربه میکنند؛ روزهایی که به جای هشتگ افزایش شمار گردشگران، کمپینهای درخانه بمانید و سفر نکنید، فعال و داغ شده است.
شیراز که به گل و شکوفه و بهارش شهره است، هر سال در ایام نوروز، زیباییها و بهارانهاش را با دیگر هموطنان به اشتراک میگذاشت، هفته اول نوروز امسال را بدون میهمان طی کرد. هر سال با رسیدن بهار، شیرازیها فرشی از گل میگستردند و محبت و مهربانیشان را نثار قدوم میهمانانی میکردند که از اقصی نقاط کشور به این دیار قدم میگذاشتند. حافظیه، سعدیه، ارگ کریمخانی و نارنجستان و باغ ارم و … دیگر زیباییهای تاریخی، طبیعی شهر راز، امسال سکوت و سکون و روزهای دلگیری را تجربه میکنند؛ روزهایی که به جای هشتگ افزایش شمار گردشگران، کمپینهای درخانه بمانید و سفر نکنید، فعال و داغ شده است.
شیراز که به گل و شکوفه و بهارش شهره است، هر سال در ایام نوروز، زیباییها و بهارانهاش را با دیگر هموطنان به اشتراک میگذاشت، هفته اول نوروز امسال را بدون میهمان طی کرد. هر سال با رسیدن بهار، شیرازیها فرشی از گل میگستردند و محبت و مهربانیشان را نثار قدوم میهمانانی میکردند که از اقصی نقاط کشور به این دیار قدم میگذاشتند. حافظیه، سعدیه، ارگ کریمخانی و نارنجستان و باغ ارم و … دیگر زیباییهای تاریخی، طبیعی شهر راز، امسال سکوت و سکون و روزهای دلگیری را تجربه میکنند؛ روزهایی که به جای هشتگ افزایش شمار گردشگران، کمپینهای درخانه بمانید و سفر نکنید، فعال و داغ شده است.
شیراز، نوروز ۹۹
شیراز که به گل و شکوفه و بهارش شهره است، هر سال در ایام نوروز، زیباییها و بهارانهاش را با دیگر هموطنان به اشتراک میگذاشت، هفته اول نوروز امسال را بدون میهمان طی کرد. هر سال با رسیدن بهار، شیرازیها فرشی از گل میگستردند و محبت و مهربانیشان را نثار قدوم میهمانانی میکردند که از اقصی نقاط کشور به این دیار قدم میگذاشتند. حافظیه، سعدیه، ارگ کریمخانی و نارنجستان و باغ ارم و … دیگر زیباییهای تاریخی، طبیعی شهر راز، امسال سکوت و سکون و روزهای دلگیری را تجربه میکنند؛ روزهایی که به جای هشتگ افزایش شمار گردشگران، کمپینهای درخانه بمانید و سفر نکنید، فعال و داغ شده است.
مهدی جمال با اعلام این خبر اظهار کرد: این آثار با اعتباری بالغ بر ۳۵ میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی و ملی تأمین و انجام شده اند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان سمنان گفت: مرمت آثار تاریخی در یک فاز به اتمام نمی رسند و در فازهای بعدی انجام میشوند.
جمال ادامه داد: بناهای مرمت شده شامل: مرمت خانه حشمت اللشکر سرخه، مرمت و ساماندهی مجموعه چشمه علی دامغان، مرمت بازار تاریخی شاهرود، مرمت امام زاده علویان سمنان، مرمت مسجد جامع فرومد، مرمت امام زاده علی اکبر آرادان و …. هستند.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری وصنایع دستی استان سمنان، مدیرکل میراث فرهنگی استان خاطرنشان کرد: بناهای تاریخی بهعنوان میراث ارزشمند گذشته میتوانند موجب جذب گردشگران و رونق اقتصادی شوند، حفاظت از بناهای تاریخی در اولویت برنامههای این اداره کل قرار دارد.
مرمت ۴۱ اثر تاریخی استان سمنان در یک سال اخیر
مهدی جمال با اعلام این خبر اظهار کرد: این آثار با اعتباری بالغ بر ۳۵ میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی و ملی تأمین و انجام شده اند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان سمنان گفت: مرمت آثار تاریخی در یک فاز به اتمام نمی رسند و در فازهای بعدی انجام میشوند.
جمال ادامه داد: بناهای مرمت شده شامل: مرمت خانه حشمت اللشکر سرخه، مرمت و ساماندهی مجموعه چشمه علی دامغان، مرمت بازار تاریخی شاهرود، مرمت امام زاده علویان سمنان، مرمت مسجد جامع فرومد، مرمت امام زاده علی اکبر آرادان و …. هستند.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری وصنایع دستی استان سمنان، مدیرکل میراث فرهنگی استان خاطرنشان کرد: بناهای تاریخی بهعنوان میراث ارزشمند گذشته میتوانند موجب جذب گردشگران و رونق اقتصادی شوند، حفاظت از بناهای تاریخی در اولویت برنامههای این اداره کل قرار دارد.
به گزارش ایسنا، جبرییل نوکنده – مدیر کل موزه ملی ایران – دربارهی این فراخوان توضیح داد: از یک سو گروه ویژهای از مخاطبان نوروزی موزه ملی ایران کودکان و نوجوانانی هستند که هر سال در روزها از سراسر ایران برای بازدید و مشاهده به موزه ملی ایران به عنوان مجموعهای غنی از فرهنگ و تمدن کشور میآیند و از سوی دیگر همزمان با شیوع بیماری کرونا در ایران و تعداد زیادی از کشورهای جهان، باید برای بازدید از موزهها محدودیتهایی اعمال میشد، بنابراین برای پایداری زنجیرهی ارتباطی در نوروز ۱۳۹۹ برنامهریزی برای برگزاری مسابقه نقاشی از بین آثار پیشنهادی موزه انجام شد.
به گفتهی وی، هدف از برگزاری این رویداد، آشنایی هرچه بیشتر کودکان و نوجونان با فرهنگ و هنر ایرانی و همچنین استفاده مفید از روزهای فراغت حضور در خانه بود.
در فراخوان منتشر شده توسط موزهی ملی ایران امده است:
«موزه ملی ایران با مشارکت کمیته ملی موزه های ایران ( ایکوم) و ستاد گردشگری شهرداری تهران دعوت به همراهی در برگزاری مسابقه نقاشی ویژه کودکان و نوجوانان میکند. موضوع مسابقه «موزه را در خانه نقاشی کنیم» است که برداشتی خلاقانه از بین ۱۵ اثر تاریخی، فرهنگی است که به پیشنهاد موزه ملی ایران برگزیده شدهاند. تصاویر منتخب در تارنمای موزه ملی ایران با پیوند http://irannationalmuseum.ir/fa/ قابل رویت است.
کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۲ ساله از ۱۰ تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ میتوانند تصویر اسکن نقاشیهای خود را با تکنیک آزاد از طریق پست الکترونیک به نشانی irannationalmuseumkids@gmail.com با ذکر دقیق نام، مشخصات و شماره تماس ارسال کنند. از هر شرکتکننده در این فراخوان تنها یک اثر و در صورت تمایل کار گروهی کودکان و نوجوانان با مشارکت خانواده نیز پذیرفته میشود که اعلام این نکته به هنگام ارسال اثرضروری است.
زمان داوری آثار، ابتدای اردیبهشت امسال و اعلام نتایج اواخر همین ماه مشخص شده است. همچنین به برگزیدگانِ حداقل ۲۰ اثر، جوایزی از سوی کـمیته ملی مـوزههـای ایـران ( ایکوم) و ستاد گردشگری شهرداری تهران اهداء میشود و در آیندهی نزدیک نیز نمایشگاهی از بین آثار ارسالی نمایشگاهی در موزه ملی ایران برپا میشوند.»
به گزارش ایسنا، ششم اسفند ۹۸ بود که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همزمان با وزارت راه و شهرسازی، دستورالعملی را صادر کردند که در صورت کنسلی سفر به دنبال شیوع ویروس کرونا، وجوه دریافت شده بدون کسر جریمه، بازگردانده شود. آن موقع برخی شرکتهای هواپیمایی، آژانسهای مسافرتی و هتلها از اجرای این دستور به بهانه اینکه هنوز بخشنامهای به دستشان نرسیده، سرپیچی کردند.
شکایتهایی هم از ناحیه مردم مطرح شد که برخلاف آن دستورالعمل ها، بابت کنسلی سفر جریمه پرداختهاند و فقط بخشی از پولشان را پس گرفته اند. عده ای از مسافران انصرافی هم گفتند که هیچ پولی به آن ها برگردانده نشده است و آژانس های مسافرتی، ایرلاین ها و هتل مهلت گرفته اند که در وقت دیگری تسویه حساب کنند، حتی اخطارهای سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان و توصیه های وزارتخانه های راه و گردشگری هم در اجرای تعهدات تاسیسات گردشگری و ایرلاین ها کارساز نبود. حالا گزارش هایی آمده که فقط در شهر تهران حدود ۴۰۰ مورد شکایت ثبت شده است. برخی از این شرکت ها گفتهاند پول مردم را برمیگردانند اما به شرط آنکه هتل ها و ایرلاین ها این پول را پس بدهند.
پاسکاری مسافران زخمخورده از کرونا
به گزارش ایسنا، ششم اسفند ۹۸ بود که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همزمان با وزارت راه و شهرسازی، دستورالعملی را صادر کردند که در صورت کنسلی سفر به دنبال شیوع ویروس کرونا، وجوه دریافت شده بدون کسر جریمه، بازگردانده شود. آن موقع برخی شرکتهای هواپیمایی، آژانسهای مسافرتی و هتلها از اجرای این دستور به بهانه اینکه هنوز بخشنامهای به دستشان نرسیده، سرپیچی کردند.
شکایتهایی هم از ناحیه مردم مطرح شد که برخلاف آن دستورالعمل ها، بابت کنسلی سفر جریمه پرداختهاند و فقط بخشی از پولشان را پس گرفته اند. عده ای از مسافران انصرافی هم گفتند که هیچ پولی به آن ها برگردانده نشده است و آژانس های مسافرتی، ایرلاین ها و هتل مهلت گرفته اند که در وقت دیگری تسویه حساب کنند، حتی اخطارهای سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان و توصیه های وزارتخانه های راه و گردشگری هم در اجرای تعهدات تاسیسات گردشگری و ایرلاین ها کارساز نبود. حالا گزارش هایی آمده که فقط در شهر تهران حدود ۴۰۰ مورد شکایت ثبت شده است. برخی از این شرکت ها گفتهاند پول مردم را برمیگردانند اما به شرط آنکه هتل ها و ایرلاین ها این پول را پس بدهند.
آژانس های مسافرتی و هتل ها از همان ابتدا به محتوای بخشنامه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی معترض بودند، از این نظر که موضوع خسارتهای غیرقابل جبران مغفول مانده است. بعدتر وقتی اعتراض آژانس ها و هتل ها بالا گرفت، همین وزارتخانه در مصاحبه هایی به اصلاح محتوای بخشنامه ششم اسفندماه، پرداخت و اعلام کرد که تاسیسات گردشگری در صورت ارائه مستندات می توانند خسارات وارده را کسر و مبلغ را به مسافر عودت کنند اما نباید مبلغی را بابت جریمه کسر کنند. درحالی که برخی شکایت های مردمی خلافت این را نشان می دهد.
یکی از مسافران انصرافی که از طریق آژانس معتبری، تور سه شب و چهار روزه ای را به مقصد ایتالیا خریده بود، در تماس با ایسنا گفت که آژانس طرف قراردادش حدود ۳۰ درصد از کل مبلغ تور را با عنوان خسارت و جریمه کسر کرده است. توجیه هم این بوده که مبلغی در ازای ویزا به سفارتخانه پرداخت شده که غیرقابل بازگشت است، در حالیکه پول ویزا جدا از هزینههای تور، شخصا به دفتر خدمات ویزای سفارت ایتالیا پرداخت شده بود اما آژانس مبلغی را با این عنوان، کسر کرد.
طیبی که فارغ التحصیل رشته حقوق است، ادامه داد: در زمان انصراف از سفر، ایتالیا درگیر ویروس کرونا نشده بود و آژانس هم به این بهانه توجیه آورد که هتل، مبلغی را با عنوان «جریمه کنسلی» کسر کرده که آن هم غیرقابل بازگشت است، اما ایمیل هایی که با هتل مربوطه در ایتالیا رد و بدل شد، چیز دیگری را نشان میداد؛ هتل هیچ جریمه ای را کسر نکرده بود. بنابراین موضوع به دادگاه کشیده شد.
روایت یک مسافر دیگر هم قابل تأمل است. محمد جودت تبریزی، ۷۱ ساله و بازنشسته ارتش است که یک ماه میشود دنبال استرداد وجهی است که بابت رزرو هتل در کیش پرداخته بود. شکایت های او تا حالا به در بسته خورده است. تبریزی برای ایسنا تعریف کرد که در تاریخ ۲۲ بهمن ماه برای رزرو اتاق هتلی در کیش به مدت شش شب اقدام کرده بود. هتل را از اینترنت یافته بود. برای رزرو اتاق، طبق راهنمایی هتل، باید از یک آژانس مسافرتی اقدام می کرد. هزینه هر شب ۸۵۰ هزار تومان بود که سرجمع ۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان پرداخت کرد.
او اضافه کرد: وقتی ماجرای شیوع کرونا پیش آمد و دولت بخشنامه داد که سفرها کنسل شود، در تاریخ نهم اسفندماه در تماس با آژانس مربوطه درخواست انصراف از رزرو و استرداد وجه را دادم، آژانس چند روزی مهلت خواست، بعد هم گفت که هتل را از طریق یک آژانس دیگر رزرو کرده و هر وقت آن ها پول را دادند ما هم عودت می کنیم. حالا یک ماه گذشته و هنوز خبری نشده است. عجیب است که برای رزرو یک هتل، دو آژانس واسطه هستند.
این مسافر ادامه داد: به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نامه ای نوشتم و شرح ماجرا را دادم. بعد از ۲۰ روز مکالمه تلفنی با این وزارتخانه و پیگری، سرانجام گفتند شکایت را در سامانه تلفنی ۰۹۶۲۹ ثبت کنم، از آنجا یک کد رهگیری گرفتم، بعد از یک هفته، تماس گرفتند و گفتند موضوع این شکایت به کیش مربوط می شود و یک شماره تلفن دادند. درصورتیکه قبلا این شماره را پیدا کرده و با آن تماس گرفته بودم، هرچند مجدد تماس گرفتم اما به جوابی نرسیدم. به اپراتور سامانه ۰۹۶۲۹ معترض شدم که وقتی کد رهگیری می دهند باید تا حصول نتیجه پیگیر باشند، نه این که فقط شماره تلفن بدهند، آن ها هم جواب دادند تا همین جا مسؤولیت دارند. دست آخر هم یک شماره تلفن هفت رقمی دادند که از طریق ۱۱۸ آن را اصلاح کردم، اما آن شماره متعلق به منزل شخصی یک خانم مسن بود!
مستندات این مسافر نشان می دهد که برای پیگیری یک شکایت دست کم با ۱۰ شماره تلفن، تماس گرفته است. او گفت که از هیچ کدام به جواب نرسیده و حتی برای تنظیم شکایت به دادگاه هم مراجعه کرده که به خاطر ویروس کرونا تعطیل بوده است. تبریزی بیان کرد که برای اولین بار قصد داشته به همراه همسرش به جزیره کیش سفر کند و این پول پس اندازش بوده که حالا برای پس گرفتن آن، مثل توپ فوتبال، پاس کاری می شود.
از این دست شکایت ها فراوان است که حتی به فضای مجازی هم کشیده، یکی از مسافران انصراف داده از پرواز که از یک شرکت آنلاین خرید کرده بود، بابت کسر ۱۰ درصد جریمه، شاکی شده و نوشته که اپراتور این سایت فروش آنلاین از ناآگاهی مردم درباره بخشنامه کنسلی سفر سوءاستفاده می کند و عموما پاسخ می دهد که بخشنامه ای به دست آن ها نرسیده است و یا ایرلاین براساس ضوابط خود، این جریمه را کسر کرده است و موضوع به آن ها ارتباطی پیدا نمی کند. مشتریان بعضی دیگر از سایت های فروش آنلاین نیز با این پاسخ مواجه شده اند که «چون تعداد واریزی ها بالا است، پرداختی ها هم به نوبت انجام می شود. »
موضوع بسیاری از اعتراض های مردم درباره بی مسؤولیتی شرکت های مسافرتی، هوایی و هتل ها در عمل به تعهدات و نحوه پاسخگویی است.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی از مردم درخواست کرد برای جلوگیری ورشکستگی صنعت گردشگری، همراهی کنند و از سفر انصراف ندهند، بلکه تاریخ خود را به تعویق اندازند و در عوض، آژانس ها و هتل ها در زمان دیگری با همان پول بدون هیچ گونه افزایش قیمتی، خدمات سفر بدهند.
این اظهارات اگرچه بخشنامه و یا دستورالعمل نداشته، اما بهانهای شده برای برخی آژانسها و هتلها از این بابت که مشتریان خود را مجاب کنند پولشان را پس نگیرند. یکی دیگر از مسافران انصراف داده که چند هفتهای است منتظر استرداد وجهش مانده، حالا با یک برخورد دیگری از سوی آژانس مواجه شده است که درباره آن به ایسنا گفت: برای چندمین بار که با آژانس تماس گرفتم تا از تاریخ استرداد پول تور کنسلشده، اطلاع پیدا کنم، اپراتور با یک برخورد عجیبی گفت وزیر اعلام کردهاند پولها را پس ندهید و در ازای آن، خدمات دیگری در آینده به مشتری بدهیم.
به گزارش ایسنا، وَنسان وَنگوگ (Vincent van Gogh) فقط در دو ماه پایانی عمرش، ۹۰ نقاشی از خود باقی گذاشت که مهمترین آنها در سه سال آخر حیاتش خلق شدند. گرچه او در زمان حیاتش در گمنامی کامل به سر میبرد، اما سالهاست که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نقاشان پساامپرسیونیسم شناخته و امروز آثارش در معتبرترین موزههای جهان و با نهایت دقت نگهداری میشود.
او در دوران زندگی کوتاهمدت خود جزو طبقه کارگر به حساب میآمد و از آن دسته هنرمندانی بود که تا زمان حیاتش هنرش شناختهشده نبود و آثارش به قیمتهای بسیار پایینی به فروش میرسید. هرچند سالها بعد آثار او را با گرانترین رقمها در رویدادهای هنری خرید و فروش کردند، اما هنر ونگوگ برای خودش حاصلی نداشت.
ونگوگ که از بیماری روانی رنج میبرد در بخشی از یکی از نامههای خود به بردارش، خودش و بیتوجهی به آثارش را اینگونه توصیف کرده بود که «من در دید اغلب مردم چگونه به نظر میرسم؟ یک فرد متوهم، یک فرد عجیب و غریب یا یک انسان نامطبوع، یا کسی که هیچ جایگاهی در جامعه ندارد و نخواهد داشت و خلاصه اینکه بیارزشترین موجود ممکن. حتی اگر کاملا هم اینگونه باشد، یک روز کارهایم نشان میدهد که یک انسان عجیب و غریب و بیهویت چهها در قلب خود داشته است.»
خالق آثار معروف و ماندگار «شبهای پرستاره» و «گلهای آفتابگردان» که ۳۰ مارس ۱۸۵۳ (مصادف با ۱۰ فرودین ماه) در شهر کوچکی در کشور هلند به دنیا آمد، در تاریخ ۲۹ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی از در میان کشتزارها بر اثر شلیک گلولهای که عموما گفته میشود خودش آن را شلیک کرده، زخمی شد و روز بعد هم درگذشت.
از نبوغ تا جنون/برای سالروز تولد ونسان ونگوگ
به گزارش ایسنا، وَنسان وَنگوگ (Vincent van Gogh) فقط در دو ماه پایانی عمرش، ۹۰ نقاشی از خود باقی گذاشت که مهمترین آنها در سه سال آخر حیاتش خلق شدند. گرچه او در زمان حیاتش در گمنامی کامل به سر میبرد، اما سالهاست که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نقاشان پساامپرسیونیسم شناخته و امروز آثارش در معتبرترین موزههای جهان و با نهایت دقت نگهداری میشود.
او در دوران زندگی کوتاهمدت خود جزو طبقه کارگر به حساب میآمد و از آن دسته هنرمندانی بود که تا زمان حیاتش هنرش شناختهشده نبود و آثارش به قیمتهای بسیار پایینی به فروش میرسید. هرچند سالها بعد آثار او را با گرانترین رقمها در رویدادهای هنری خرید و فروش کردند، اما هنر ونگوگ برای خودش حاصلی نداشت.
ونگوگ که از بیماری روانی رنج میبرد در بخشی از یکی از نامههای خود به بردارش، خودش و بیتوجهی به آثارش را اینگونه توصیف کرده بود که «من در دید اغلب مردم چگونه به نظر میرسم؟ یک فرد متوهم، یک فرد عجیب و غریب یا یک انسان نامطبوع، یا کسی که هیچ جایگاهی در جامعه ندارد و نخواهد داشت و خلاصه اینکه بیارزشترین موجود ممکن. حتی اگر کاملا هم اینگونه باشد، یک روز کارهایم نشان میدهد که یک انسان عجیب و غریب و بیهویت چهها در قلب خود داشته است.»
خالق آثار معروف و ماندگار «شبهای پرستاره» و «گلهای آفتابگردان» که ۳۰ مارس ۱۸۵۳ (مصادف با ۱۰ فرودین ماه) در شهر کوچکی در کشور هلند به دنیا آمد، در تاریخ ۲۹ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی از در میان کشتزارها بر اثر شلیک گلولهای که عموما گفته میشود خودش آن را شلیک کرده، زخمی شد و روز بعد هم درگذشت.
اسلحهای که گمان میرود ونگوگ با آن خود را کشته در حراجی در پاریس ۱۶۲۵۰۰ یورو به فروش رفت
عمر حیات ونگوگ اگرچه کوتاه، اما پر از فراز و نشیب بود. پدرش پیشوای روحانی پروتستان بود و سه عمو داشت که کسب و کارشان فروش آثار هنری بود. سالهای نخست زندگی چندان باب میلش نبود. بعد از اینکه از کار کردن در فروشگاه عمویش و دلالی آثار هنری خسته شد، مسیر زندگی را به عنوان یک کشیش پروتستانی ادامه داد.
علاقه شدید او به مذهب باعث شد که در سالهای نخست جوانی به عنوان مبلغ دین مسیحیت به میان کشاورزان و کارگران کشور بلژیک برود. در همین دوره نیز شروع به کشیدن طرحهایی از مردم محلی کرد و به این ترتیب به دنیای بزرگ و بیمرز هنر پا گذاشت. در همان دوره و در سال ۱۸۸۵ اثر «سیبزمینیخورها» را که به عنوان اولین کار مهم او شناخته میشود کشید.
ونگوگ اثر «سیبزمینیخوران» را به جبران حمایتهای برادرش تئو برای او فرستاد و در بخشی از نامهای که به همراه اثر فرستاده بود، نوشت: «من تلاشم را کردهام که تأکید کنم این آدمهایی که در نور چراغ مشغول خوردن سیبزمینی هستند، با همان دستانی که در ظرفها گذاشتهاند، زمین را کندهاند و این تابلو از کار سخت آنها و اینکه چگونه غذایشان را بهدست میآورند سخن میگوید.»
اثر «سیبزمینیخواران»
در واقع میتوان گفت که او نقاشی را با حمایتهای مالی بردارش به صورت حرفهای در بروکسل و پاریس یاد گرفت. در مارس ۱۸۸۶ به پاریس رفت و بعدا به شهر آرل در جنوب فرانسه نقل مکان کرد.
زندگی در پاریس تأثیر بسزایی در زندگی هنری ونگوگ داشت. درست در زمانی که پاریس مهد هنر شده بود، او در این شهر زندگی و مهمتر از همه به صورت جدی و متعدد نقاشی میکرد. در این دوره آثار ونگوگ متأثر از محیطی که در آن قرار گرفته بود، روشنتر و خوشرنگتر میشد. او با استفاده از تکنیک بازی رنگها، رنگهای متضاد و جیغ را در کنار هم قرار میداد و همین موضوع هم بعدها منجر به منحصر به فرد شدن آثارش شد.
به طور کلی به تصویر کشیدن طبیعت و بهویژه مزرعههای گل آفتابگردان، زندگی مردم در شهر و کافهها و کشیدن پرتره بخش زیادی از آثار ونگوگ را به خود اختصاص داده بود.
اثر «مزرعه ذرت با سروها»
اثر «شکوفههای بادام»
«گلهای آفتابگردان»، از جمله آثاری است که در دوران مثبتاندیشی ونگوگ کشیده شده است نیز از معروفترین آثار او و مهمترین نقاشیهای تاریخ هنر جهان محسوب میشود.
این تابلو زمانی که ونگوگ منتظر «پل گوگن» بود تا با همراهی او به عنوان استاد، یک گروه هنری راه بیندازد، خلق شد. «گلهای آفتابگردان» قرار بود بهعنوان نماد دوستی، گوگن را تحت تأثیر قرار دهد، اما شرایط بهگونهای که ونگوگ هرگز تصور نمیکرد، پیش رفت.
«گلهای آفتابگردان» اهمیت ویژهای برای ونگوگ داشت. او هفت نسخه از این تابلو را کشید. برای او رنگ زرد به معنی شادی و خوشبختی بود. گل آفتابگردان در ادبیات هلند، نمادی از فداکاری و وفاداری است. این گل در مراحل مختلف پژمرده شدن، چرخه زندگی و مرگ را به مخاطب یادآوری میکند.
اثر «گلهای آفتابگردان»؛ محققان بلژیکی و هلندی در نتایج پژوهش دوساله خود به این نتیجه رسیدهاند که ونگوگ در این اثر از تکنیکی جالب استفاده کرده که در آن رنگ گلبرگها و ساقههای آفتابگردان به تدریج و در طول سالها از زرد به رنگ زیتونی قهوهای تغییر شکل داده و ظاهری پژمرده به نقاشی میدهد
«هواخوری زندانیان» از دیگر آثار مشهور ونگوگ است که به نوعی فکر ناآرام و مغشوش خودش را به تصویر کشیده است. این اثر در سال ۱۸۹۰ و در زمانی خلق شد که ونگوگ به شدت افسرده بود.
حلقهای از زندانیان که در حیاط زندان آهسته قدم برمیدارند در حالی که چندین نفر بر اعمال آنها نظارت میکنند به بهترین نحو ممکن طرز فکر هنرمند را که درگیر روزمرگی شده القا میکند. تصویر به حدی گویاست که حتی میتوان صدای کشیده شدن پوتینهای روی زمین را شنید.
نکتهای که در این نقاشی بیش از هرچیزی جلب توجه میکند حضور یک فرد در میان حلقه زندانیان است که با صورت بیمارگونه خود به بینندگان نگاه میکند؛ این فرد در حقیقت خود «ونسان ونگوگ» است.
اثر «هواخوری زندانیان»
ونگوگ در فوریه ۱۸۸۸ درست زمانی که از تنهایی شدید رنج میبرد، به «آرل» سفر کرد. او قصد داشت یک گروه از هنرمندان را در خانه زردرنگی که اجاره کرده بود، گردهم آورد. او در بهار همان سال از «پل گوگن» نقاش پستامپرسیونیست فرانسوی، برای پیوستن به این طرح دعوت کرد.
ونسان تابستان را به کشیدن نقاشیهای متعدد سپری کرد تا به گوگن نشان دهد چه توانمندیهایی دارد. گوگن سرانجام در اکتبر به آرل رسید، اما اتفاقها آنطور که ونگوگ تصور میکرد، پیش نرفت؛ با اینکه گمان میرفت آنها زوج هنری مناسبی برای هم باشند، به این نتیجه رسیدند که خیلی کم با هم تفاهم دارند.
گوگن درباره رابطهاش با ونگوگ گفت، مسلماً در زمینه نقاشی با هم به تفاهم نمیرسیم. ونگوگ نیز انتقادهای گوگن را «عذابآور» دانست و همین باعث شد او ثبات روانی خود را تا حد زیادی از دست بدهد. اما بدتر از آن، این بود که گوگن او را در ماه دسامبر رها کرد و رفت.
ونگوگ در طول زندگی دورههای افسردگی و حملات عصبی بسیاری را پشت سر گذاشت. گفته میشود نشانههایی که در او مشاهده میشد، علائم اختلال دوقطبی بود.
او در ۲۳ دسامبر ۱۸۸۸ با تیغ به سمت گوگن حمله کرد، اما ناگهان ایستاد و راهش را عوض کرد. گفته میشود همان شب، گوش خود را برید و اگر مردم پلیس را خبر نکرده بودند، از خونریزی جان خود را از دست داده بود. برخی دیگر از تاریخپژوهان هنر بر این باورند که ونگوگ گوش خود را در دوئل با دوستش از دست داد.
فوریه سال ۱۸۸۹ مردم آرل از مقامات خواستند تا ونگوگ در یک آسایشگاه روانی بستری شود. به این ترتیب، ونگوگ بدون اینکه وسیلهای برای نقاشی یا کتاب در اختیارش باشد، در یک اتاق حبس شد. اما مدتی بعد ونگوگ را به آسایشگاه روانی دیگری منتقل کردند و او توانست تا اندازهای توهمات خود را کنترل کند.
برخی از معروفترین نقاشیهای ونگوگ در طول سه سالی که در این بیمارستان بستری بود خلق شدند که از جمله آنها میتوان به اثر «شب پرستاره» اشاره کرد.
ونگوگ «شب پرستاره» را که اکنون یکی از شاهکارهای پرطرفدارش است، با نگاه کردن به آسمان شب از پنجره آسایشگاه روانی کشید؛ اما همیشه از آن بهعنوان یک اثر ناموفق یاد میکرد. او در نامههایی که به برادرش نوشت، درباره این اثر گفت: «این اثر با من حرف نمیزند، حتی یک ذره هم خوب نیست.»
این در حالی است که اثر «شبهای پرستاره» این هنرمند هماکنون یکی از شاهکارهای هنری جهان محسوب و بهعنوان یکی از نمادهای هنر نوگرای اروپا نیز شناخته میشود.
اثر «شب پرستاره»؛ اثری که گفته میشود ونگوگ در سالهایی که به دلیل به بیماری روانی در بیمارستان بستری بوده آن را خلق کرده است
جدال میان ونگوگ و جنونی که گریبانگیرش شده بود در نهایت به نفع بیماریش تمام شد و به همین خاطر هم روز به روز فرورفتگی و افسردگی او عمیقتر میشد. سرانجام در ۲۹ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در میان کشتزارها، گلولهای به سینه او شلیک شد و روز بعد در مهمانسرای «روو» درگذشت. تصور عمومی بر این است که او خود گلوله را به سینهاش شلیک و خودکشی کرده است.
به گزارش ایسنا، شهر بندری هلسینکی که در آن بسیاری کشتی دریایی رفت و آمد می کنند، یک شهر عالی برای گشت و گذار با پای پیاده یا دوچرخه است.
هلسینکی نیز مانند دیگر پایتخت های کشورهای اسکاندیناوی، از مجموعه ای گسترده از جزیره های کوچک در ساختار شهر تشکیل می شود. قلعه سوابورگ (قلعه سوئد) که در اواسط قرن ۱۸ ساخته شد تا دسترسی روسیه را به بالتیک ممنوع کند و با فتح در سال ۱۹۱۸ میلادی، نام قلعه فنلاندی به خود گرفت و اکنون در فهرست آثار جهانی یونسکو قرار دارد.
میدان بازار در مرکز هلسینکی، یکی از معروف ترین بازارهای فضای باز در شمال اروپا است. این بازار در حاشیه دریای بالتیک، مملو از غرفه هایی است که غذاهای فنلاندی، گل و سوغاتی یادگاری به فروش می رسانند.
با این گزارش به هلسینکی سفر کنید
به گزارش ایسنا، شهر بندری هلسینکی که در آن بسیاری کشتی دریایی رفت و آمد می کنند، یک شهر عالی برای گشت و گذار با پای پیاده یا دوچرخه است.
هلسینکی نیز مانند دیگر پایتخت های کشورهای اسکاندیناوی، از مجموعه ای گسترده از جزیره های کوچک در ساختار شهر تشکیل می شود. قلعه سوابورگ (قلعه سوئد) که در اواسط قرن ۱۸ ساخته شد تا دسترسی روسیه را به بالتیک ممنوع کند و با فتح در سال ۱۹۱۸ میلادی، نام قلعه فنلاندی به خود گرفت و اکنون در فهرست آثار جهانی یونسکو قرار دارد.
میدان بازار در مرکز هلسینکی، یکی از معروف ترین بازارهای فضای باز در شمال اروپا است. این بازار در حاشیه دریای بالتیک، مملو از غرفه هایی است که غذاهای فنلاندی، گل و سوغاتی یادگاری به فروش می رسانند.
کلیسای سنگی یکی از جاذبه های منحصر به فرد هلسینکی است. کلیسایی طراحی شده در دل صخره ها در شهری که در امتداد ساحل و جزیره ها، شیبی دارد که امکان چنین حفاری و طراحی رادر دل آن ممکن کرده است. کلیسای راک در اواخر دهه ۱۹۶۰ توسط تیمو و توومو سوومالاینین طراحی شده است. این کلیسا طرحی دایره ای دارد و نور از گنبد آن می تابد. این کلیسا همچنین به دلیل آکوستیک بسیار عالی که توسط سطوح سنگی دارد، به عنوان یک سالن کنسرت نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
نمای بیرونی کلیسای سنگی
نمای داخلی کلیسای سنگی
کلیسای جامع هلسینکی یا همان کلیسای سنت نیکولاس، در نقطه ای بلنداز شهر قرار دارد و در روزهای آفتابی واقعا دیدنی می شود.
مراسم نظامی تشریفاتی در پای پله های آن روزانه خیلیاز تماشاگران را به سوی خود جلب می کند.
کلیسای جامع هلسینکی در یک روز آفتابی
کلیسای جامع اوسپنسکی نیز در نقطه ی بلند دیگری از شهر، دیگر جاذبه هلسینکی است؛ یک کلیسای ارتدوکس ساخته شده در دهه ۱۸۶۰ با آجرهای قرمز که بزرگ ترین کلیسای ارتدوکس در غرب اروپا محسوب می شود. این کلیسا چشم اندازی مشرف به کلیسای جامع هلسینکی هم دارد و کناره ساحلی پایتخت فنلاند قرار دارد.
کلیسای اوسپنسکی هلسینکی
مجسمه ای مدرن در یکی از پارک های شمال شهر که نمادی از هلسینکی شده است
کوچه های اطراف کلیسای جامع
موزه سینمای هلسینکی
چشم انداز کلیسای جامع سنت نیکولاس از مقابل کلیسای جامع اسپنسکی
مراسم نظامی تشریفاتی پای پله های کلیسای جامع هلسینکی
به گزارش ایسنا، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی حج، حجتالاسلام و المسلمین سید عبدالفتاح نواب، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت، در پیامی ارتحال عالم ربانی و فقیه ارزشمند مرحوم آیتالله سیدجعفر کریمی را تسلیت گفت.
متن پیام به این شرح است:
انا لله و انا الیه راجعون اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الإسلام ثلمه لایسدها شئ عروج روح عالم ربانی و فقیه عالیمقدار، شاگرد خاص امام راحل قدس سره و یاور رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دامت برکاته و رئیس شورای استفتای بعثه مقام معظم رهبری، مرحوم آیتالله سیدجعفر کریمی موجب تأثر گردید. ایشان که با پشتکار شایسته بیش از دو دهه در خدمت ضیوفالرحمان بود با تسلط کامل به مبانی فقهی حضرت امام و مقام معظم رهبری، از معضلات فقهی روحانیون کاروان گرهگشائی میکرد.
اینجانب با قدرشناسی از خدمات خالصانه این عالم ارزشمند در بعثه، حج و عمره، به روان پاک ایشان درود فرستاده و فقدان ایشان را به رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام تقلید دامت برکاتهم، حوزههای علمیه و بازماندگان و بیت معظمله تسلیت عرض میکنم و فسیح جنات الهی را برای ایشان در زادروز ولادت سالار شهیدان کربلا از خداوند خواهانم.
آیتالله سیدجعفر کریمی دیوکلایی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ظهر شنبه، نهم فروردین ۹۹ در قم درگذشت.
شهر ارواح معمولا در فیلمها و داستانها به چشم میخورد و الهام بخش داستانهای هیجان انگیز این گروه از سرگرمیهای روزانه است. از جمله میتوان به فیلم آسمان زرد (۱۹۴۸) با بازی گریگوری پک یا فیلم ۲۸ روز بعد به کارگردانی دنی بویل اشاره کرد. شهرهای ارواح در قاره آمریکا، به ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی بیشتر به چشم میخورند. مثلا نتایج یک تحقیق نشان میدهد فقط در کانزاس حدود ۶۰۰۰ محل مسکونی متروکه وجود دارد. اما چرا این مناطق خالی از سکنه میشوند؟ خب معمولا عواملی مثل از بین بردن محیط طبیعی، تغییر مسیر جاده و راهآهن و دور زدن برخی مناطق و همچنین بلایای طبیعی و انسانی باعث خالی شدن یک منطقه از سکنه میشوند. در این مطلب لست سکند قصد داریم به ۱۰ مورد از جالبترین مناطق متروکه سراسر کره زمین اشاره کنیم و با آنها آشنا شویم، پس ما را همراهی کنید.
۱۰٫ بودی، کالیفرنیا
این شهر به دلیل وجود یک معدن کوچک در سال ۱۸۷۶ تاسیس شده است و در سال ۱۸۸۰ به جمعیت ۱۰٫۰۰۰ نفری رسیده است. اما در نهایت این شهر در سال ۱۹۳۲ در اثر یک آتش سوزی صدماتی جدی میبیند و در سال ۱۹۶۱ به عنوان یک لند مارک ملی معرفی میشود. بازدیدکنندگان میتوانند هنگام پیاده روی در خیابانهای خلوت این شهر، از فضاهای داخلی همانطور که رها شدهاند بازدید کنند.
۹. سان ژی، تایوان
این شهر که به عنوان یک شهر متروکه در شمال تایوان قرار گرفته است، در ابتدا به عنوان یک مکان تفریحی لوکس برای افراد ثروتمند ساخته شده بود. اما به دلیل حوادث مرگباری که طی فرآیند ساخت و ساز بوجود آمده است، ادامه کار متوقف میشود و در نهایت کمبود پول نیز به مشکلات آن افزوده شده تا به تعطیلی دائمی آن بیانجامد. این مکان در حال حاضر به عنوان شهری جن زده شناخته میشود.
۸. ورشا، قبرس
ورشا قبلا یک منطقه توریستی مدرن و یکی از لوکسترین مقاصد تعطیلات بوده است. اما، در سال ۱۹۷۴، ترکها به قبرس حمله کردند و جزیره را تخریب کردند. شهروندان پس از فرار فکر میکردند به زودی به خانه خود بازمیگردند ولی شهر توسط سیمهای خاردار بطور کامل تحت کنترل درآمد و مردم برای همیشه خارج از شهرشان ماندند. البته به تازگی طرحی مبنی بر احیای کامل ورشا مطرح شده است که بار دیگر این شهر ارواح را به منطقهای گردشگری تبدیل کنند.
۷. گانکنجیما، ژاپن
جزیره هاشیما (به معنای جزیره مرزی) یکی از ۵۰۵ جزیره غیر مسکونی در ناگازاکی ژاپن است. این پروژه در سال ۱۸۹۰ آغاز شد و دلیل اصلی آن بازیابی زغال سنگ از کف دریا بوده است. در سال ۱۹۱۶ اولین ساختمان بتنی بزرگ ژاپن در این جزیره ساخته شد تا کارگران را در خود جای دهد، ولی در دهه ۱۹۶۰ با جایگزینی نفت به جای زغال سنگ در ژاپن، استخراج آن تعطیل شد و در سال ۱۹۷۴ تماما خالی از سکنه شد و به شهر ارواح تبدیل گشت.
۶. بالسترینو، ایتالیا
در این مورد خیلی مشکل است که بتوان اطلاعات درستی از تاریخ آن پیدا کرد. هیچکس در مورد زمان تاسیس شهر کاملا مطمئن نیست، البته تاریخ ثبت آن به قبل از قرن یازدهم بر میگردد. همانطور که در تصویر میبینید، قسمت بالایی شهر شامل یک قصر (مارکی) و بخش پایینی یک کلیسا است. در سال ۱۸۶۰ حدود ۸۰۰ نفر در این منطقه زندگی میکردهاند، ولی در سال ۱۹۵۳ به دلیل مسائل ناپایداری زمین شناسی باقی مانده ساکنان به مناطق امن تر در غرب منتقل شدند.
۵. کاتولی ورلد، تایوان
کاتولی ورلد در منطقه “داکنگ” واقع در خارج از “تایچانگ” قرار گرفته است. این پارک که در اواسط دهه هشتاد افتتاح شده است، به عنوان یکی از پارکهای موضوعی نسبتا موفق تایوان شناخته میشد. در نهایت این پارک پس از زلزله بزرگ در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۹ (۳۰ شهریور ۱۳۷۸) برای همیشه تعطیل شد و ویرانیهای آن هنوز هم باقی مانده است.
۴. سنترالیا، پنسیلوانیا
صنعت زغالسنگ تا دهه ۱۹۶۰ که بیشتر شرکتها از کار بیکار شدند، به عنوان یکی از صنایع اصلی شناخته میشده است. در سال ۱۹۶۲ به دلیل آتش سوزی بزرگ زیر زمینی که رخ داد، اکثر اهالی این شهر برای در امان ماندن از اثرات جانبی گاز مونوکسید کربن شهر را ترک کردند و در سال ۱۹۸۴ با هزینه ۴۲ میلیون دلاری شهر تغییر مکان پیدا کرد. سنترالیا، محل بزرگترین و مشهورترین آتشسوزی زغال سنگ است که از سال ۱۹۶۲ در حال سوختن است.
۳. یاشیما، ژاپن
یاشیما یک فلات بزرگ در شمال شرقی تاکاماتسو، دومین شهر بزرگ در شیکوکو است. این منطقه محل یک نبرد مشهور است که در ۲۲ مارس ۱۱۸۵ در طول جنگ گنپی رخ داده است. در زمان رشد اقتصادی ژاپن در اواسط دهه هشتاد، مردم تاکاماتسو تصمیم گرفتند که این فلات را به نقطهای گردشگری تبدیل کنند و شش هتل همراه با پارکها و مسیرهای بسیاری را در کنار یک آکواریوم ساختند، اما پروژه شکست خورد و گردشگران نسبت به آن علاقهای نشان ندادند. در نتیجه تمام هتلها و مغازهها تعطیل شدند و این منطقه به متروکهای برای ارواح تبدیل شد.
۲. پریپیات، اوکراین
پریپیات یک شهر متروکه در شمال اوکراین در استان کیف و در نزدیکی مرز بلاروس است. جمعیت این شهر حدود ۵۰ هزار نفر بوه است و اهالی آن را بیشتر کارکنان نیروگاه هستهای چرنوبیل تشکیل میدادهاند. پس از فاجعه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶، این شهر به دلیل تهدید تشعشعات هستهای رها شد و بطور کامل متروکه ماند. البته با توجه به محیط آلوده این شهر، کمتر کسی علاقهای به ماجراجویی در آن دارد.
۱٫کراکو، ایتالیا
شهر کراکو در استان ماترا منطقه باسیلیکاتا و در فاصله حدودا ۴۰ کیلومتری خلیج تارانتو قرار گرفته است. این شهر قرون وسطایی با تپههای بلند و مسیر پر پیچوخم ساخته شده است. تاریخ کراکو حدودا به ۱۰۶۰ میلادی میرسد. در سال ۱۸۹۱ جمعیت کراکو نزدیک به ۲۰۰۰ نفر بوده است و در سالهای ۱۸۹۲ تا ۱۹۲۲ بیش از ۱۳۰۰ نفر از اهالی این شهر به آمریکای شمالی نقل مکان کردهاند. دلیل اصلی این مهاجرت، ضعیف شدن کشاورزی، زمین لرزه، رانش زمین و جنگ بوده است.کراکو در حال حاضر منطقهای خالی از سکنه است.
نظر شما درباره شهرهای ارواح چیست؟ آیا در ایران شهری یا منطقهای را میشناسید که به شهر ارواح تبدیل شده باشد؟
هزاران سال است که انسانها در این سیاره در حال حرکت هستند و طبیعتا از مواد غذایی مشکوک بسیاری تغذیه کرده است. بسیاری از آنها پس از خوردن گیاهان و حیوانات سمی مردهاند. البته احتمالا امروزه و در قرن بیست و یکم دیگر کسی از طریق آزمون و خطا از غذایی استفاده نمیکند. همراه ما در لست سکند باشید تا بینم ۱۰ مورد از خطرناکترین مواد غذایی که مردم سراسر جهان استفاده میکردهاند و استفاده از آنها هنوز هم ادامه دارد، چیست و چطور خطر آن را کاهش میدهند.
صدف های خونی
شما وقتی صدف میخورید، در معرض خطر هستید، اما این خطرات برای گروه صدفهای خونی بالاترین حد ممکن است. این صدفهای کوچک، نامشان از مقدار زیاد هموگلوبین خون آمده است که رنگ آنها را قرمز تیره میکند. در سال ۱۹۸۸ بیش از ۳۰۰ هزار نفر در شانگهای از این صدف تغذیه کردند که افراد زیادی بیمار شدند و ۳۱ نفر نیز فوت کردند. حدود ۱۵% افرادی که صدف خونی میخورند، به یک بیماری عفونی مبتلا میشوند.
آقطی
همه مردم دنیا از آقطی (انگور کولی نیز میگویند) لذت میبرند، پس شاید کنجکاو باشید که چطور ممکن است خطرناک باشد. در بیشتر موارد، خود میوهها برای خوردن کاملا ایمن هستند و به همین دلیل از آنها در هر چیزی از محصولات دارویی گرفته تا داروهای گیاهی، استفاده میشود. هم چنین آنها برای تهیه چیزی مانند مربا نیز میتواند بسیار مطلوب باشند. ولی بعضی قبل از رسیدن کامل و یا پخته شدن، سمی و مضر هستند. آقطی خام میتواند منجر به اسهال و تشنج شدید شود.
ماهی بادکنکی
شما ماهیهای باکنکی دوستداشتنی رو میشناسید که بدنی پر از باد و بسیار زیبا دارند؟ این توپهای دوست داشتنی میتوانند یک انسان را به کام مرگ بکشانند. این ماهی حاوی تترودوتوکسین است که یک نوروتوکسین قوی است و ۲۰۰ برابر برای انسان مرگبارتر از سیانور است. آن در اندامهای تولید مثل ماهی، کبد و روده وجود دارند. معمولا آن قسمت از ماهیها را نمیخورند ولی در هر صورت خطر وجود دارد و سرآشپزی که بخواهد مجوز پخت این ماهی را بگیرد، باید سه سال آموزش ببیند.
قورباغههای آفریقایی
شاید افراد زیادی باشند که قورباغه بخورند ولی معمولا پاهای آن را استفاده میکنند. از فرانسه گرفته تا آمریکا افرادی که آن را غذایی لذت بخش میدانند وجود دارند. ولی در بعضی از جاهای آفریقا، قورباغه را درسته و تماما مصرف میکنند. پوست قورباغه آفریقایی و بعضی از اندامهای آن سمی است و میتواند منجر به نارسایی کلیه و حتی مرگ شود.
عروسهای دریایی نومورا
عروسدریایی نومورا که با نام چیزن کورج نیز شناخته میشود، گونه بزرگی از عروسدریایی است که قادر به رشد تا دو متر و وزن در حدود ۲۰۰ کیلوگرم است. البته در صنعت ماهیگیری ارزش چندانی ندارند و گونهای مهاجم و خطرناک محسوب میشوند ولی در جاهایی مثل ژاپن، آن را غذایی خوشمزه میدانند. البته این مورد نیز تا وقتی که بخشی اشتباهی و سمی را نخورید مشکلی برای شما پیش نمیآورد.
بادام هندی
تقریبا هر کسی که حساسیت به مغزها نداشته باشد، بارها و بارها بادام هندی را مصرف کرده است؛ اما این به آن معنی نیست که این ماده غذایی نمیتواند مضر باشد. وقتی بادامها را از سوپر مارکت میخرید، آجیل پختهشده را میخرید. دلیل آن این است که بادام هندی خام اصلا قابل استفاده نیست. این ماده حاوی یک ماده شیمیایی به نام اوروشیول است که به سم گیاهانی مانند پیچک شباهت دارد. البته شاید یک بادام خام انسان را نکشد ولی مقدار زیاد آن میتواند به مرگ بیانجامد.
کائستر هاکاری
برای اغلب مردم دنیا، ایده خوردن تکههای گوشت کوسه آن هم بصورت تخمیری چندان خوشایند نیست، اما در ایسلند اینگونه نیست. کائستر هاکاری یک غذای سنتی ایسلند است که از گوشت و پوست کوسه گرینلند درست شدهاست. مشکل این غذا به دلیل این است که این کوسه کلیه و دستگاه ادراری ندارد و ضایعات را از طریق پوست تصفیه و دفع میکند. پس خوردن پوست در واقع معادل خوردن مادهای حاوی اسید اوریک و تری متیل آمین اکسید است.
آکی
میوه ملی جامائیکا در هیچ سوپر مارکتی پیدا نمیشود زیرا شامل سمی به نام هیپوگلیسین است. سطوح خطرناک هیپوگلیسین در میوه میتواند باعث استفراغ شدید شود که به نام تهوع و استفراغ جامائیکا مشهور است. البته این میوه را میتوان خورد، فقط باید بدانید که این کار را چگونه انجام دهید. دانههای آن سمی هستند، اما گوشت میوه قابل خوردن است. این کار تنها زمانی توصیه میشود که میوه به طور طبیعی ترکیده باشد.
اختاپوس زنده
عموما بیشتر مردم هشتپا را زنده نمیخورند و از طریق پختن هشت پا، غذایی به نام سان جی تهیه میکنند. ولی خوردن هشت پای زنده، چالشی خطرناک است. برخی افراد هشت پا را زمانی که هنوز پاهای آن جان دارند، استفاده میکنند که این باعث میشود تقلا کردن آن عضو گلویشان را ببندد و خفه شوند. هر ساله حدودا ۶ نفر اینگونه جان میدهند.
مانیوک
شاید ندانید که مانیوک چیست، اما شاید یک بار شانسی آن را امتحان کرده باشید. این محصولِ ریشهای در مناطق گرمسیری رشد میکند. اگر شما پودینگ تایپوکا یا بابلتی (نوعی چای تایوانی) را استفاده کرده باشید، از مشتقات آن لذت بردهاید. خوشبختانه، خوردن گیاه کاملا ایمن است، اما به شرطی که آن را خام نخورید. اگر آن را خام بخورید درواقع لینامارین وارد بدن شما میشود و بعد به شکل سم کشنده سیانید درمیآید.
به گزارش ایسنا، بر اساس توضیحی که روی تصویر منتشر شده، وجود دارد؛ «این قالیچهی سجادهای، با طرح محرابی، زمینهی سبز سیر، در سه حاشیه و چهار کتیبه بافته شده است. حاشیههای این کتیبه را «حاشیه خارجی با زمینهی قرمز و با نقوش گل و شکوفه به رنگهای قرمز، آبی و سیاه»، «در داخلِ حاشیه میانی، دعای صلوات بر چهارده معصوم (ع)»، «حاشیهی داخلی در زمینه قرمز به خط ثلث به رنگ نخودی آیه ۲۵۵ سوره مبارکه البقره» و «بخش پایینی حاشیه داخلی با نقوش و برگ تزیین شده است.»
همچنین متن قالیچه دارای طرح محرابی دالبری است. داخل حاشیه دور این طرح به خط نستعلیق قهوهای رنگ، آیات ۴۰ و ۴۱ سوره مبارکه ابراهیم (ع)، با مضمون دعای حضرت ابراهیم خلیل (ع) بافته شده است. در قسمت داخلی طرحِ محراب در زمینه سبز سیر، داخل ترنج کوچک به خط ثلث و به رنگ نخودی در زمینه قرمز، ذکر سجدهی نماز بافته شده و بالا و پایین این ترنج، دو سر ترنج قرمز رنگ طراحی شده است. در قسمت پایین طرح محرابی در زمینه سبز تیره، نقوش گل و برگهای اسلیمی به رنگهای قرمز رنگ طراحی شده است.
در قسمت پایین طرح محرابی در زمینهی سبز تیره، نقوش گل و برگهای اسلیمی به رنگهای قرمز، زرد، صورتی، نخودی و آبی بافته شده و پایین حاشیه میانی نیز با نقوش گل و برگ و اسلیمی ماری تزیین شده است.
این قالیچهی سجادهای که طول آن ۱۴۵ سانتیمتر و عرض آن ۱۰۲ سانتی متر است، با شمارهی اثر ۳۴۰۵ در تالار دورهی صفوی، موزهی باستانشناسی و هنر دوران اسلامی نگهداری میشود.