برچسب: گردشگری

گردشگری و صنعت گردشگری در ایران و خارج از کشور

  • عجیب‌ ترین مومیایی‌ های جهان که همچنان قابل تشخیص هستند!

    عجیب‌ ترین مومیایی‌ های جهان که همچنان قابل تشخیص هستند!

    مومیایی‌ها در سراسر جهان یکی از قدرتمندترین تصاویر موجود از تاریخ باستانی ما هستند. عمل پیچیدن بدن با پارچه که امروزه نیز در برخی سنت‌ها به چشم می‌خورد، به لطف مصریان، حالا بسیار شناخته‌ شده است. اما سایر فرهنگ‌ها نیز در این زمینه آداب‌ و رسوم مخصوص به خود را دارند. در اینجا به برخی از عجیب‌ترین مومیایی‌های اقصی نقاط جهان اشاره می‌کنیم، پس در لست سکند با ما همراه باشید.

    بدن‌های باتلاقی

    در این روش خبری از تابوت و پارچه نیست. قرن‌ها پیش در ایرلند، اجساد مردگان را داخل باتلاق‌ها رها می‌کردند. شاید آن‌ها فکر می‌کردند که این قبرستان گل‌آلود بتواند اجساد مردگانشان را بپوشاند. اما در حقیقت این وضعیت باعث حفظ اجساد حداقل بر اساس استانداردهای باستان‌شناسی می‌شد.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    سر جسد یک مرد دانمارکی که در باتلاق رها شده است.

    زغال‌سنگ چگونه جادو می‌کند؟ نبود اکسیژن باعث از بین رفتن باکتری می‌شود. اما برخی از عوامل ژنتیکی نیز از بین می‌روند، بنابراین این اجساد ازنظر DNA کامل نیستند و محققان تنها می‌توانند بر اساس رژیم غذایی و سبک زندگی جسد یافت شده، حدس و گمان‌هایی درباره آن‌ها داشته باشند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مردی از اهالی گرابال که در باتلاق پیدا شده است.

    به نوشته نشنال جئوگرافیک: برخی از دانشمندان بر این باورند که اجساد ایرلندی‌های یافت شده در باتلاق متعلق به پادشاهانی باشد که به خاطر ناتوانی در حفاظت از مردمانشان در برابر بیماری یا قحطی در باتلاق رها شده‌اند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    چهره فردی که به‌عنوان یکی از اهالی گرابال شناخته می‌شود که در سال ۱۹۵۲ در دانمارک کشف شد.

    اجساد متعددی که در زغال‌سنگ دفن شده بودند در اسکاندیناوی کشف شدند و توانستند مانند مرد دانمارکی توجه بسیاری را به‌سوی خود جلب کنند.

    مومیایی‌های سیاه

    مصری‌ها امتیاز انحصاری مومیایی را در دست داشتند اما نمونه‌هایی که هم‌اکنون یافت شده از مومیایی‌های مصری نیز قدیمی‌تر هستند. صحرای آتاکاما در شمال شیلی دارای یک قبرستان قدیمی است که آرامگاه مردمان مرموز چینکورو می‌باشد.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی یک نوزاد چینکورو که در موزه باستان‌شناسی سن میگوئل د آزاپا در شیلی به نمایش گذاشته‌ شده است.

    این قوم که حدود ۹۰۰ سال پیش در حوالی شیلی و پرو زندگی می‌کردند، زندگی خود را از طریق شکار و ماهی گیری می‌گذراندند. آن‌ها مردگان خود را به شکل عجیبی مومیایی می‌کردند که به مومیایی‌های سیاه معروف‌اند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    سر یک مومیایی متعلق به قوم چینکورو که در شمال شیلی کشف‌ شده است.

    طبق گزارش نشنال جئوگرافیک: پوست جسد کنده‌ شده بود و مجدداً به بدن چسبانده شده بود، مانند درآوردن و پوشیدن جوراب. سپس قبل از چسباندن مجدد پوست، داخل بدن را با گیاهان مختلف، شن و ماسه و چوب‌ پر می‌کردند و صورتش را با یک ماسک می‌پوشاندند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی چینکورو

    قدیمی بودن این مومیایی‌ها (به باور عده‌ای قدیمی‌ترین مومیایی‌های جهان) به معنای عدم تأثیر دنیای امروزی بر روی آن‌ها نیست. تغییر الگوهای آب و هوایی بر روی این مومیایی‌ها تأثیر گذاشته است و رطوبت به نسبت زمان خشکی آن روزگار افزایش‌ یافته است. حالا در موزه شرایطی فراهم‌ شده تا از این مومیایی‌های سیاه حفاظت بهتری به عمل آورد.

    مومیایی‌های چین

    چین نیز روش خاصی برای حفظ اجساد در اختیار دارد که با باور عموم درباره مومیایی تفاوت دارد. کشف مومیایی‌های مو قرمز نشان می‌دهد که چگونه هزاران سال پیش جمعیت بروی زمین پراکنده شد.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    یافتن مومیایی‌های چینی در سلت در سال ۲۰۰۶ توسط ایندیپندنت انجام شد. به گفته این روزنامه: «موی مردان قهوه‌ای متمایل به قرمز با رگه‌هایی از خاکستری است و دارای گونه‌هایی برجسته، دماغی دراز، با لبانی برجسته و ریش هستند. سه هزار سال پیش این اجساد دارای ۶ فوت قد بودند و یک لباس دوتکه و پابندی از جنس پارچه پیچازی به پا داشتند.»

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    این مومیایی‌ها را بانام “چرچن” می‌شناسند و اولین بار در سال ۱۹۷۸ در حوزه رود تارم کشف شدند. این رودخانه هم‌اکنون در صحرای ترکمنستان در غرب چین قرار دارد. چرچن نام رودخانه یک شهر بیابانی است. در این مکان سه زن به همراه یک نوزاد کشف‌ شده‌اند. طبق گزارش نوزاد در داخل یک پارچه قهوه‌ای بسیار زیبا پیچیده شده بود که با یک نوار آبی و قرمز قنداق شده بود و یک سنگ آبی بروی هریک از چشمانش قرار داده بودند.

    چیزی که باعث شده این افراد به این مکان غیرمسکونی بیایند هنوز مشخص نیست اما نشانه‌هایی از سفرهای عجیب سلت ها را در اختیار کارشناسان قرار می‌دهد.

    مومیایی‌های مصریان

    مصریان باستان ایده مومیایی کردن را به جهان معرفی کردند. بر اساس نوشته نشنال جئوگرافیک: «مومیایی کردن مصریان از نظر محققان همچون گشوده شدن پنجره‌ای به سمت گذشته بود.»

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی مصری از دوره بطلیموس

    فراعنه‌ای مانند توتانخامون افسانه‌ای  و رامسس دوم برای سفر به زندگی و جهان دوم خود در داخل پارچه‌های رنگی پیچیده شده بودند. یکی از کارهای ترسناکی که برای مومیایی کردن انجام می‌دادند، خارج کردن مغز از داخل حفره‌های بینی بود که برای این کار باید مغز را به حالت مایع درمی‌آوردند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    اما مومیایی کردن تنها مخصوص پادشاهان و افراد بلندمرتبه اجتماع نبود. مثلاً مومیایی پرندگان در مصر برای خشنود کردن خدایان انجام می‌شد. گربه‌ها نیز به خاطر حرمتی که در جامعه داشتند مومیایی می‌شدند.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی مصریان در موزه بریتیش

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی‌های مصری باندپیچی‌شده

    طبق گزارش گاردین: «لک‌لک به‌عنوان خدای بصیرت، خدای جادو و قضاوت و با نام توت در نظر گرفته می‌شد. اگر شما رئیسی داشتید که شما را اذیت کرده بود، نزد توت می‌رفتید و از او عدالت و دادخواهی طلب می‌کردید، در عوض باید یک لک‌لک مومیایی‌شده را در جشن سالانه به او تقدیم می‌کردید.»

    بهترین مومیایی

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی یک زن ریش‌دار که در یک خیریه در غرب فرانسه به نمایش درآمد.

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    مومیایی یک فرد پرویی با موهای سالم

    مومیایی‌های جهان

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان 

    عجیب‌ترین مومیایی‌های جهان

    سر یک مومیایی فراعنه، ستی اول متعلق به سلسله نوزدهم پادشاهی مصر، پسر رامسس اول و سیتره و پدر رامسس دوم

    به نوشته نشنال جئوگرافیک: «راهبان وقتی که به پایان زندگی خود نزدیک می‌شدند درحالی‌که یک لوله هوا و یک زنگوله به دست داشتند وارد معبد می‌شدند. این راهبان هرروز زنگوله را به صدا درمی‌آورند تا به افراد بیرون از معبد، زنده‌ بودن خود را نشان دهند. وقتی زنگوله دیگر به صدا درنمی‌آمد، لوله هوا قطع می‌شد و معبد مهروموم می‌شد.

    آیا شما هم به مومیایی شدن علاقه دارید؟ به نظرتان اگر تمام انسان‌های کره زمین مومیایی می‌شدند، چه اتفاقی رخ می‌داد؟ حتی تصور این همه جسد سالم هم لرزه به اندام انسان می‌اندازد!

    منبع: thevintagenews.com

  • چگونه با یک کوله‌ پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    چگونه با یک کوله‌ پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    اگر تاکنون چمدان سنگینی را در سنگفرش خیابان‌های شهری خارجی با خود حمل کرده باشید و یا ناامیدانه به دنبال تخته‌سنگی برای قراردادن کوله‌پشتی خود گشته باشید، حتماً به‌خوبی می‌دانید جمع‌کردن وسایل برای تعطیلات، کاری است که بسیاری از ما در آن زیاده‌روی می‌کنیم. اگرچه هستند افرادی که ۳ کوله‌پشتی را برای دو شب محیا می‌کنند و یا افراد کهنه‌کاری که یک کوله‌پشتی عظیم برای پیاده‌روی را تنها در ۳۰ دقیقه جمع می‌کنند. ولی بسیاری از ما برخلاف این افراد مدت زیادی را صرف این کار می‌کنیم، حتی ممکن است نیمی از مدت تعطیلات را فقط در خانه و مشغول جمع‌آوری وسایل سفر باشیم. اما با کمی نظم و خلاقیت می‌توانید با یک کوله‌پشتی متوسط به هر جای دنیا سفر کنید. کوله‌پشتی‌هایی که دقیقا شبیه کیفی هستند که فقط کتاب‌هایتان را در آن‌ها می‌گذارید. در لست سکند ما روش کار را به شما نشان می‌دهیم، پس همراهمان بمانید.

    چگونه با یک کوله‌پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    عزیزانتان را بکُشید! (از اقلام موردعلاقه غیرضروری خود چشم‌پوشی کنید.)

    این توصیه‌ای است که اغلب به نویسندگان جهت خلاصه‌نویسی می‌شود که راهی کاربردی در بسته‌بندی کوله‌پشتی سفر نیز می‌باشد.”عزیزانتان را بکُشید!”اغلب ما تمایل داریم هر آنچه که در کمد لباسمان است با خود بیاوریم اما همه‌ی آن‌ها ضروری نیستند. اگر قرار است مسافرت ۳ شبه داشته‌ باشید قطعاً به ۵ دست پیراهن، ۴ شلوار و ۳ جفت کفش نیازی ندارید. اگر در مورد هرکدام از آن‌ها درست فکر کنید هنگام دیدن لباس‌ها متوجه خواهید شد به خیلی از آن‌ها نیازی نخواهید داشت. به‌ روزهای سفر خود فکر کنید و ببینید قصد انجام چه‌ کارهایی را دارید و چه لباس‌هایی واقعاً مورد نیازتان است. با این رویکرد وزن کوله‌پشتی‌تان نصف خواهد شد.

    چگونه با یک کوله‌پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    کمی هوشمندی

    در مورد نبردن ضروریات و لباس‌ها نگران نباشید، زیرا همیشه برای آن‌ها جایی پیدا می شود. اما هوشمندانه عمل کنید، برای جوراب و یا لوازم‌ آرایشتان به کیف دیگری نیاز ندارید. جمع‌آوری لوازم سفر را با ملزومات بزرگ‌تر آغاز کنید و سپس اقلام کوچک‌تر را در هرجایی جا دهید. می‌توانید با قراردادن کفش‌ها بقیه لوازم را مانند قطعات پازل جا بدهید، یعنی بعد از کفش، شلوارها و تی‌شرت‌ها را قرار دهید. لباس‌ زیر و جوراب‌ها در جیب‌های کنار کوله‌پشتی جا می‌شود، اگر پیراهن زیبایی دارید که نمی‌خواهید چروک شود از محفظه لپ تاپ استفاده کنید. این محفظه فقط برای کامپیوتر شما نیست، لباس را به‌درستی تا کنید، از شکاف‌ها به‌خوبی استفاده کنید و مطمئن باشید هنوز جا برای لپ تاپتان هست.

    چگونه با یک کوله‌پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    به قسمت بیرونی کوله‌پشتی هم فکر کنید

    در جمع‌آوری وسایل، خلاقیت بسیار راه گشاست. کوله‌ی خود را خیلی سنگین نکنید، بطوری که به‌راحتی قادر به حرکت باشید، مخصوصاً برای مسافرت به مناطق سردسیر! زیرا در آنجا نیاز به ژاکت و لباس‌های سنگین‌تر نیز دارید و ممکن است لباس‌ها در کوله جا نشود. پوشیدن چند لایه لباس روی‌ هم زمانی که در هواپیما هستید وحشتناک است، اما می‌توانید یک شال پشمی به دور کمرتان ببنید و یک جفت چکمه به بند کوله‌پشتی‌تان اضافه کنید. اگر از بدن خود خلاقانه استفاده کنید خواهید دید که چقدر وسایل بیشتری را می‌توانید با خود بیاورید و درعین‌حال در هواپیما راحت باشید. پیراهن‌تان را مثل کمربند به دور کمرتان ببندید و زیر پیراهن و ژاکت خود یک عایق حرارتی به تن کنید. البته برای جلوگیری از احساس گرما در هواپیما می‌توانید لباس حرارتی را در هواپیما به تن نداشته باشید. شلوارهای چندلایه نیز گزینه خوبی هستند، آن‌ها را بپوشید چراکه جای زیادی در کوله‌تان می‌گیرند. البته درآوردن شلوار اضافه در هواپیما ممکن است کمی خجالت‌زده‌تان کند.

    چگونه با یک کوله‌پشتی کوچک به همه جای دنیا سفر کنیم؟

    منبع: matadornetwork.com

  • خانه‌ای با طراحی منحصر به‌ فرد در بیابان های تگزاس!

    خانه‌ای با طراحی منحصر به‌ فرد در بیابان های تگزاس!

    مارفا (Marfa) شهری در غرب تگزاس (Texas) است که به دلیل طراحی‌های خاصش معروف است اما با این‌ وجود طراحی مجموعه ویلووی هاوس در این میان چیز دیگری است. مجموعه ویلووی هاوس در ترلینگ (Terlingua) در چند کیلومتری پارک ملی بیگ ‌بِند (Big Bend) قرار گرفته است. این گوشه‌ی دنجِ کویر شامل ۱۲ خانه کوچک است که در زمینی به مساحت بیش از ۱۰۰ هکتار قرار گرفته‌اند. منظره آن‌ها‌ نیز چشم‌انداز کوه چیسوس و دره سانتا اِلنا است. همراه ما در لست سکند باشید تا بیشتر با این مجموعه آشنا شویم.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    مغز متفکر ساخت این خانه‌ها طراح یا معمار نیست، بلکه بنیان‌گذار آن کسی است که اولین هتلداری خود را تجربه می‌کند. لورن ورنر و تیمش سعی کرده‌اند با وجود اینکه طراحی مدرنی را ایجاد کرده‌اند ولی طرحی مطابق با زیبایی‌های بیگ بِند ایجاد کنند. هدف آن‌ها این بوده است که ماهیت محیطی را حفظ کنند.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    در جای‌جای این ساختمان‌ها عشقِ ورنر به بیابان احساس می‌شود. او علاوه بر اینکه سعی کرده است از نشانه‌های غرب تگزاس در طراحی الهام بگیرد عناصر مختلفی از‌جمله ماسه‌ها، مرجان‌ها و سنگ‌های کهربا را در کنار هم قرار داده است.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    او همچنین اهمیت بسزایی برای آثار هنری که ماهیت منطقه‌ی محل قرارگیری خانه‌ها را منعکس می‌کند قائل است. تقریباً همه‌چیز در آنجا توسط طراحانی صورت گرفته است که یا ساکن غرب تگزاس بوده‌اند و یا مدتی در محل ساخت ویلووی هاوس اقامت داشته‌اند.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    همچنین در فضای داخلی از گل رز لس‌آنجلسی و در مبلمان خارجی از سرسبزی به شیوه ویرجینیایی الهام گرفته‌ شده است. مهمانان می‌توانند یکی از شفاف‌ترین و زیباترین قسمت‌های آسمان تگزاس را برای داشتن خلوتی همراه با سکوت در اختیار داشته باشند.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    بااین‌حال قسمت اشتراکی و فضای باز این محل بخصوص قسمتی که گودال آتش در آن قرار گرفته است در کنار یک نوشیدنی گرم می‌تواند فرصت پیدا کردن دوستان جدیدی را برای مهمانان فراهم کند.

    خانه‌ای با طراحی منحصربه‌فرد در بیابان تگزاس!

    نظر شما درباره خانه‌هایی در دل طبیعت و سازگاری بصری آن‌ها با محیط اطراف چیست؟

    منبع: wallpaper.com

  • افزایش ۱۰ درصدی هزینه صدور روادید گردشگران در بودجه ۹۹ در کمیسیون فرهنگی مجلس

    افزایش ۱۰ درصدی هزینه صدور روادید گردشگران در بودجه ۹۹ در کمیسیون فرهنگی مجلس

    سید فاطمه ذوالقدر در گفت و گو با ایسنا در خصوص جلسه کمیسیون فرهنگی امروز مجلس گفت: در جلسه امروز پیشنهادات ارجاعی شده به کمیسیون فرهنگی در خصوص بودجه‌ی فرهنگی ۹۹ را مورد بررسی قرار داده و به برخی از آنها را به تصویب رساندیم. برای مثال جهت فراهم نمودن پوشش بیمه تامین اجتماعی به انتهای عبارت ردیف (۷) جدول شماره ۱۴ عبارت هنرمندان صنایع دستی و راهنمایان گردشگری  با تایید وزارت میراث فرهنگی و گردشگری اضافه شود.

    وی افزود:‌ در دیگر پیشنهاد مقرر شد که هزینه صدور و تمدید روادید اتباع خارجی و گردشگران ورودی به کشور به میزان ۱۰ درصد افزایش یافته و معادل آن تا سقف ۱۲۰۰ میلیارد ریال جهت توسعه زیرساخت های مرتبط با بخش گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی در اختیار وزارت میراث فرهنگی قرار گیرد.

    ذوالقدر اضافه کرد: همچنین به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اجازه داده می‌شود برای ساخت، بهسازی و بازسازی، حفاظت و مرمت، ایمن سازی تاسیسات و تجهیزات موضعی موزه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی – تاریخی و گردشگری نسبت به دریافت کمک بلاعوض تا مبلغ ۳۰ میلیون دلار از موسسات سازمان‌های خارجی بین‌المللی و اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی با تایید مراجع ذی ربط اقدام نماید.

    انتهای پیام

  • قبرستان تاریخی مشهد به مهدکودک تبدیل شد + تصویر

    قبرستان تاریخی مشهد به مهدکودک تبدیل شد + تصویر

    به گزارش ایسنا، شهرام شهریار – فعال میراث فرهنگی – در مطلبی با عنوان « قبرستان، مهد کودک شد! قبرستان جنگ ظفار» در سایتِ سفرنویس، از تغییر نام چند باره و تغییر کاربری و پوشاندن سنگ قبرهای این قبرستان تاریخی خبر داده است.

    در این گزارش آمده است: «باتوجه به اینکه اغلب نیروهای نظامی به ظفار از لشکر ۷۷ خراسان و تیپ ۲ قوچان بودند، اجساد کشته شدگان این جنگ به مشهد برگردانده و ۳۲ نفر از آنها در زیرزمین باغ دوم آرامگاه خواجه ربیع دفن شدند. سربازانی که غالبا اهل خراسان و مشهد هم نبودند.

    این تدفین به گفته افراد محلی، شبانه و مخفیانه توسط نیروهای ارتش وقت انجام شده بود و اجساد هیچگاه به خانواده کشته شدگان تحویل داده نشد.

    تدفین در مکانی که در آن زمان، زمین کشاورزی بود و در محدوده آرامگاه و قبرستان خواجه‌ربیع نبود، انجام شد. بعدها با گسترش آرامستان خواجه ربیع و قیمتِ گران قبرها، عمارت‌هایی پیرامون آرامستان ساخته و آرامگاه سربازان جنگ ظفار در زیرزمین باغ دوم قرار گرفت. این زیرزمین تا سال‌ها بسته بود و تابلو و نشانی در این آرامستان نصب نشده بود اما چندسال پیش تابلویی با عنوان؛ «آرامگاه شهدای جنگ ظفار» بر بالای در نصب شد. پس از مدتی تابلو تغییر کرد و شد؛ «کشته شدگان جنگ ظفار» و دوباره تغییر کرد و نامش شد؛ «آرامگاه شهدای عمان»! و دوباره و دوباره … تا در نهایت امر …

    تولیت آرامگاه خواجه ربیع که زیر نظر آستان قدس رضوی بود؛ تصمیم گرفت اینجا را پارکینگ مدیران کند، باز هم نظرشان تغییر کرد و قرار شد، واحد اداری و کارت‌زنی کارکنان آرامگاه خواجه ربیع شود اما در نهایت امر؛ تبدیل شد به مهد کودک! مهد کودکی در آرامستان با نام مهدالرضا! متولی کودکستان می‌گوید؛ “اینجا مهدالرضاست. کودکستانی که محوریت آموزش‌هایش مسائل دینی و تربیتی است.”

    روی قبرها را فرش کردند و عکس سربازان وطن را حذف فیزیکی، در اطراف هم چند بنر بزرگ با پیام‌هایی مذهبی جای عکس سربازان نصب‌شد که مخاطبانی بزرگ‌سال می‌طلبید و مناسب گروه سنی زیر ۷ سال نیست. اما حجت‌الاسلام نبئی، متولی آرامستان خواجه‌ربیع چه می‌گوید: “تا به‌ حال درباره سامان‌دهی این قبور (جنگ ظفار) اقدامی نداشته‌ایم. الان در حال تعویض تمثال شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی دفن شده در خواجه‌ربیع هستیم و درباره سربازان جنگ ظفار کاری نکرده‌ایم. فضای دفن کشته‌شدگان ظفار را به مهدالرضا (ع) که مهدکودکی قرآنی است تغییر داده‌ایم. به نظر می‌رسد این‌گونه استفاده بهتری شده باشد. مهدالرضا (ع) برای کودکان منطقه-اعم از پسر و دختر است. برای این عزیزان برنامه‌های آموزش قرآنی و تربیتی برگزار می‌کنیم و میزان استقبال هم عالی بوده است.”»

    اما آرامگاه خواجه ربیع در مشهد در چه موقعیتی است؟ «قدیمی‌ترین آرامگاه متعلق به اسلام در شهر مشهد، آرامگاهی متعلق به سده ۶۱ قمری، آرامگاه خواجه ربیع مدفن یکی از سرداران امام اول شیعیان، آرامگاه خواجه ربیع که در دوران صفوی و به دست شاه عباس بنا شد و قبرستان پیرامون آن مدفنی شد برای کشته شدگان جنگ ظفار و…

    این آرامگاه در استان خراسان، شهر مشهد، انتهای خیابان خواجه ربیع (روستای حسین آباد قدیم) قرار دارد که در ۱۵ دی ۱۳۱۰ به شماره ۱۴۲ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

    این آرامگاه را به نام‌های دیگر «آرامستان خواجه ربیع»، «قبرستان خواجه ربیع»، «گورستان خواجه ربیع»، «گورستان حسین آباد»، «بقعه خواجه ربیع»‌ یا «مقبره خواجه ربیع» نیز  می‌شناسند.»

    بریده‌ای از روزنامه آیندگان در سال  ۱۳۵۴ درباره جنگ ظفار

    انتهای پیام

  • کشف قدیمی‌ترین آثار دوران اسلامیِ مازندران در یک باغ

    کشف قدیمی‌ترین آثار دوران اسلامیِ مازندران در یک باغ

    به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، سراله قاسمی گرجی – سرپرست هیئت باستان شناسی در محوطه تاریخی معصومی – اعلام کرد: گمانه‌زنی‌ها در محوطه معصومی مازندران به کشف سه قطعه از گونه ظروف سفالی گلابه‌ای منقوش رنگارنگ متعلق به قرون اولیه اسلامی منجر شد که این یافته‌ها به عنوان قدیمی‌ترین آثار دوره اسلامی منطقه می‌تواند نقش ارزشمندی را در ترسیم توالی فرهنگی و خوانش وقایع ادوار مختلف اسلامی در پیوند با مرکز اولیه اسلام در مناطق همجوار نظیر جرجان، ساری و آمل ایفا کند.

    او با بیان این‌که بررسی محوطه معصومی در روستای آسیابسر از توابع شهرستان بهشهر در استان مازندران با ۱۶ گمانه در داخل و پیرامون محوطه آغاز شد، اظهار کرد: از این تعداد، ۷ گمانه بدون اثر بود که در ۹ گمانه آثار غیر منقول به صورت معماری و آثار منقول شامل قطعات سفال، ظروف سفالی کامل یا ناقص، تکه‌های شیشه، اشیای آهنی و مفرغی، تیغه سنگی و  دوک نخریسی به دست آمدند.

    وی با اشاره به گزارش‌های مردمی در زمستان ۹۷ و در زمان انجام تسطیح و خاکبرداری از این قطعه باغ مبنی بر تخریب آثار فرهنگی توسط مالکانِ باغ، از شناسایی باغ توسط میراث فرهنگی خبر داد و افزود: هر چند بلافاصله از ادامه این فعالیت جلوگیری شد، اما بخش زیادی از این محوطه تخریب شده بود و شواهدی از آثار پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی در این محوطه  مورد شناسایی قرار گرفتند.

    سرپرست هیئت باستان شناسی ، آثار و شواهد پیش از تاریخی بدست آمده از این محوطه را مربوط به  گمانه شماره ۱۰ دانست که شامل بقایای معماری سنگی، اجاق، قطعات سفال خاکستری تیره و روشن و همچنین یک نمونه تیغه سنگی بوده که با توجه به مجموعه یافته های سفالی در سطح محوطه به دوره آهن تعلق دارند و گفت: یافته‌های تاریخی نیز متعلق به بقایای تدفین بوده که آثار و شواهد آن در اثر خاکبرداری و همچنین حفاری‌های غیر مجاز در قسمت سطح و دامنه‌های شرقی و شمالی پراکنده شده است.

    قاسمی با بیان این‌که آثار و شواهد بدست آمده از دوران اسلامی نیز از بقایای خاکبرداری و همچنین تعدادی گمانه شناسایی شده شامل آثار معماری و مواد فرهنگی منقول است، افزود: از دوره اسلامی علاوه بر آثار دوران صفوی تا قاجار،  شواهد قابل توجهی نیز از قرون اولیه اسلامی (قرن ۴ تا ۵ قمری) و همچنین دوره ایلخانی بدست آمده است.

    این باستان‌شناس از بین یافته‌های قرون اولیه اسلامی به کشف سه قطعه از گونه ظروف سفالی گلابه‌ای منقوش رنگارنگ با نقش پرنده، گل و نقوش شبه کتیبه ای اشاره کرد و گفت: این یافته‌ها به همراه آثار شیشه‌ای و فلزی از این نظر حائز اهمیت هستند که تا کنون تمرکز مطالعات باستان‌شناسی حوزه اسلامی در بهشهر عمدتاً روی آثار معماری دوره صفوی بوده و از سطح تکنولوژیکی صنایع مختلف از جمله سفالگری، شیشه گری و فلزکاری به ویژه از قرون اولیه اسلامی اطلاع چندانی در دست نبوده است.

    سرپرست هیئت باستان شناسی با تاکید بر این‌که این یافته‌ها به عنوان قدیمی‌ترین آثار دوره اسلامی منطقه، علاوه بر شناخت ابعاد تکنولوژیکی، تجاری و اقتصادی، می‌تواند نقش ارزشمندی را در ترسیم توالی فرهنگی و خوانش وقایع ادوار مختلف اسلامی در پیوند با مرکز اولیه اسلام در مناطق همجوار نظیر جرجان، ساری و آمل ایفا کند، افزود: ماهیت برنامه کاوش با هدف پاسخگویی به استعلام درخواستی مالک و در حد گمانه زنی با بودجه محدود بوده و شناخت و نجات بخشی آثار باقیمانده نیازمند به انجام کاوش گسترده علمی است.

    انتهای پیام

  • آتش‌نشان‌ها دوباره به موزه ملی ایران رفتند

    آتش‌نشان‌ها دوباره به موزه ملی ایران رفتند

    به گزارش ایسنا، این بازدید دوم دی و به منظور واکنش اثر بخش در حوادث احتمالی و همچنین تعامل سازنده در شرایط بحرانی برنامه ریزی شده و جزئی از اهداف آمادگی های پیش بحران صورت گرفته است.

    به نظر می‌رسد این بازدید به دنبال برگزاری نشست هم اندیشی با مسئولان سازمان آتش نشانی تهران انجام شده که به منظور تهیه طرح جامع و مدون برای پیشگیری، پاسخگویی واجرای عملیات استاندارد در شرایط اضطرار از ۱۳ شهریور و ۱۴ آبان در چند بازدید مختلف انجام شد که بازدیدهای میدانی یکی از محورهای این تعاملات پیش بینی شده بود.

    بعد از بازدید میدانی ۱۳ شهریور که همراه با نشست مشترک در خصوص راه‌های پیشگیری از حوادث غیر مترقبه و رعایت اصول ایمنی در حفاظت از آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی در موزه ملی ایران برگزار شد، محمدحسن طالبیان – معاون میراث فرهنگی وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی – به ایسنا گفت که «قرار شد برای موزه‌ها بستری آماده شود تا آتش‌نشان‌های تهران، هر کدام برای آموزش و مهارت‌آموزی کارمندان موزه‌ای درباره موضوع آتش، تمرین‌هایی داشته باشند، تا کارگاه‌ها و کلاس‌ها تمرینی با موفقیت پشت سر بگذارند. می‌توانیم با امضای تفاهم‌نامه با سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران اقدامات مورد نیاز را در این زمینه انجام دهیم.

    همچنین جبرییل نوکنده – مدیر کل موزه ملی ایران – نیز در آن زمان به ایسنا خبر داد«اعلام کرده‌ایم که می‌توانیم با دادن یک نقشه به آن‌ها از منطقه‌ی ۱۲ که موقعیت مکانی موزه‌های موجود در منطقه را نشان دهد، بتوانند منطقه را به طور کامل پایش کنند و این که در صورت هر نوع بحران، چه طور باید آن را مدیریت کرد.»

    انتهای پیام

  • ابوالحسن خرقانی و تنبور کرمانشاهی به نام ترکیه جهانی می شود؟

    ابوالحسن خرقانی و تنبور کرمانشاهی به نام ترکیه جهانی می شود؟

    به گزارش خبرنگار مهر، تصاحب هنر و مشاهیر ایران توسط کشورهای همسایه اتفاق جدیدی نیست. وقتی کشورهای دیگر از جمله آذربایجان به عنوان مثال تار ایرانی را ثبت می‌کنند و یا در صدد ثبت چوگان بر می آیند برای آن برنامه ریزی هم می‌کنند. شغل‌های جدید ایجاد می‌شود و جشنواره‌های مختلفی که به معرفی آن بپردازند حتی برایش موزه ایجاد می‌کنند و بعد از مدت کمی هم از ان به عنوان جاذبه گردشگری یاد کرده و تلاش می‌کنند به واسطه آن گردشگر جذب کنند.

    حالا ما در ایران با داشته‌های گردشگری و جاذبه هایمان چه می‌کنیم؟ کدام یک از میراث ناملموسی که به نام ایران ثبت شد، توانست برای ایران گردشگر بیاورد و کدام یک حتی به مردم خودمان هم معرفی شد چه برسد به سطح جهانی؟

    در اقدامی تازه خبر رسیده که قرار است ترکیه تنبور کرمانشاهی را به نام خودش در یونسکو ثبت کند. تنبوری که خاستگاهش کرمانشاه است. این خبر را رئیس انجمن موسیقی کرمانشاه به خبرنگار مهر اعلام کرد. فرزاد شهسواری مطمئن نیست که این خبر به صورت رسمی در ترکیه اعلام شده باشد اما در ادامه افزود: سال گذشته در قونیه از یک جمع موزیسین شنیدم که می‌خواهند تنبور را ثبت کنند امسال هم چند نفر از نوازنده‌ها خبر آن را دادند. در واقع اگر از این کار ترکیه غافل شویم مانند دو تار که به اسم آذربایجان ثبت شد، این ساز هم به اسم ترکیه جهانی می‌شود.

    شهسواری افزود: شاید ترک‌ها بخواهند به نام تنبور خودشان این ساز را جهانی کنند ولی بالاخره تنبور برای اولین بار به اسم ترکیه ثبت خواهد شد. ترک‌ها از یک آرامگاه هم پول در می‌آورند حتی از اسم ملانصرالدین هم جاذبه ساخته اند غیر از تنبور از یک جمع فرهنگی که شاهرودی هم بودند شنیدم که ترکیه قصد داشته تا شیخ خرقانی را هم به نام خودش بزند. حتی به فکر تأسیس فرودگاهی به نام شیخ خرقانی هم افتاده بودند.

    خیز ترک‌ها برای تصاحب مشاهیر ایرانی دور از ذهن هم نمی‌تواند باشد آنچنان که ۵ ماه پیش هم خانه موزه‌ای به نام فارابی دانشمند ایرانی در استانبول افتتاح شد. ولی درباره تنبور در هیچ سایت رسمی و خبری ترکیه‌ای در این باره به صورت رسمی اعلامی صورت نگرفته است.

    با این وجود بحث تصاحب تنبور در بین موزیسین‌های ایرانی پیچیده است. به همین دلیل شهسواری گفت که گروهی متشکل از ۶۰۰ نفر را دور هم جمع کرده تا برنامه‌ای برای معرفی این ساز داشته باشند. او گفت که شاید اگر وقت می‌گذاشتند این آمار به هزار و ۲۰۰ نفر هم می‌رسید. این افراد در واقع نوازنده‌هایی هستند که در شهرهای استان کرمانشاه تنبور می‌نوازند.

    او معتقد است که تنبور ساز آئینی است که به جغرافیای کرمانشاه مربوط می‌شود. از پهنه شروع شده تا مرزهای غربی مانند دالاهو و گوران و گهواره می‌رسد. در این شهرها مردم همه بلدند تنبور بنوازند. شاید خیلی از افراد حرفه‌ای تنبور نزنند ولی همه آنها با این ساز آشنایی کامل دارند. حتی گستره آن به شهرهای دیگر هم رسیده و در کرمان و شیراز و الیگودرز هم این ساز رخنه کرده است.

    او درباره اینکه انجمن موسیقی کرمانشاه چه کاری برای معرفی تنبور در ایران انجام داده توضیح داد: جشنواره تنبور را در کرمانشاه برگزار کرده و آن را تقویت می‌کنیم. امیدوارم که سومین دوره آن را در سال ۹۹ برگزار کنیم. شهسواری قصد دارد تا دبیرخانه ملی تنبور نیز تأسیس شود و جشنواره تنبور را به سازهایی که مادرشان تنبور است گسترش دهد.

    انجمن موسیقی کرمانشاه به پیشنهاد شهرام ناظری و همکاری هنرمندان فعال تنبورنواز و سرپرستان گروه‌های تنبورنوازی استان، اقدام به تشکیل گروهی با حدود ۶۰۰ نوازنده تنبور کرده است. رئیس این انجمن گفت: قرار است با هدف ثبت و شناساندن تنبور که خاستگاه آن پهنۀ جغرافیای کرمانشاه است سه اثر فاخر مقامی را با صدای استاد شهرام ناظری در محوطه تاریخی و جهانی بیستون اجرا کرده و آن را در قالب ویدئو منتشر کنیم.

    خانه تنبور در گوران که زادگاه علی اکبر مرادی یکی از ۵۰ تکنواز برتر جهان است با هزینه شخصی بعد از ۸ سال به خانه تنبور تبدیل شد. این خانه که برای معرفی این ساز و تحقیقات مربوط به آن است در دوره رئیس جمهور قبلی ایران قرار بود تخریب شود. اما اکنون سندی بر وجود این ساز در میان کرمانشاهیان شده است. شهر دالاهو نیز به عنوان شهر تنبور قرار است به ثبت ملی برسد ولی شهسواری گفت که شنیده مطالعات آن انجام شده و باید موانع آن برطرف شود. موانعی که معلوم نیست چه کسی و چرا و چطور برای آن ایجاد کرده اند! اما درباره اینکه ساز تنبور چه زمانی جهانی شود فعلاً خبری نیست. با این وجود انجمن موسیقی کرمانشاه درخواستشان را به اداره کل فرهنگ و ارشاد استان داده اند. شاید اداره کل میراث فرهنگی استان که متولی آن است، از خواب هفت ساله بیدار شود!

    چون هفت سال پیش آتوسا مؤمنی، مدیر کل دفتر ثبت سازمان میراث فرهنگی از آماده کردن و ارسال پرونده تنبور کرمانشاه به سازمان یونسکو برای ثبت در فهرست میراث جهانی خبر داده و گفته بود: شیوه ساخت ساز تنبور در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده و سازمان میراث فرهنگی در حال تهیه پرونده ثبت این ساز برای ثبت جهانی است.

    پرونده جهانی تنبور هنوز هم تکمیل نشده است با این وجود تنها روش ساخت تنبور به ثبت ملی رسید نه شیوه اجرا و نوازندگی آن.

  • وقتی قبرستانی را از بین می‌بریم خودمان را نابود کرده‌ایم

    وقتی قبرستانی را از بین می‌بریم خودمان را نابود کرده‌ایم

    به گزارش خبرنگار مهر، دومین نشست عصرهای ماهنامه مهرپارسه، عصر روز دوشنبه دوم دی ماه در باغ موزه قصر برگزار شد. در این نشست سید احمد محیط طباطبایی، محمدرضا اصلانی و اردشیر صالح پور سخنرانی کردند و مرجان حاجی رحیمی، سردبیر ماهنامه مهرپارسه نیز درباره این مجله و موضوعات آن سخن گفت.

    در این برنامه سید احمد محیط طباطبایی، رئیس ایکوم ایران گفت: «وقتی به گذشته دور برمی گردیم افراد و انسان‌ها و جامعه آن موقع در همان مکان زیست، مرده را دفن می‌کردند و ترسی وجود نداشت چون مرگ و زندگی مکمل هم هستند. اگر ترسی وجود داشته باشد ترس از جهل و نادانی است و اگر درک و معنا وجود داشته باشد ترسی وجود ندارد. در فرهنگ ایران ۶۰۰۰ سال پیش خط مرز بین مرگ و زندگی نازک‌تر و نزدیک تر است نسبت به فرهنگ‌های مختلفی که در دنیا وجود دارد».

    به گفته او انسان اولیه که در اسطوره ایرانیان، کیومرث است در واقع تلفیق دو کلمه مرگ و زندگی است. انسان لغتی عربی است که معادل آن مردم است و از مرگ می‌آید و مردم جماعتی هستند که می‌میرند و از مرگشان تولدی صورت می‌گیرد.

    او افزود: «محلات در گذشته گورستان‌های مخصوص به خودشان را داشتند. از گورستانهای تهران می‌توان به امامزاده علی اکبر چیذر اشاره کرد که مردم شبهای جمعه به آنجا می‌روند و ملاقات صورت می‌گیرد اما بهشت زهرا که از دهه ۴۰ به بعد شکل گرفت، دیگر قبرستان تهران نیست و قبرستان هرجای دیگری هم هست و شهروندی مردم تهران را از بین برد. قبرستان آخرین نقطه‌ای است که مبدا و تولد مجدد را در زندگی ما رقم می‌زند.»

    او به نوروز اشاره کرد و گفت: «جشنهای ایرانیان به نوعی با سیکل زندگی قبل و بعد از مرگ پیوند می‌خورد. مهمترین جشنی که هنوز پابرجاست، نوروز است که از پیش از نوروز (جشن سور) تا ۱۹ فروردین ادامه دارد. جشن و سروری که زنده‌ها در کنار مرده‌ها برگزار می‌کنند. زرتشتیان بر این باور هستند؛ برای مردگان سفره‌ای می‌اندازند و چیزی که مردگان دوست داشتند می‌گذاشتند با این باور که روان او در کنار آنها قرار دارد. برای مثال اگر مرده‌ای سیگار می‌کشید سیگار روشن کرده و روی قبر می‌گذارند و غذا می‌خورند و آداب و رسوم خود را انجام می‌دهند.»

    او گفت: «مرگ پایان نیست و در واقع آغاز و تحول است. چه در باورهای ایرانی و زرتشتی چه در باورهای عرفان بعد از اسلام، جایگاه خود را نشان داده و زیست ایرانی و حیات جامعه ما با گورستان و مکانی که مردگان قرار می‌گیرند پیوند خورده است.»

    کیهان نشان از مرگ و هستی دارد

    محمدرضا اصلانی، پژوهشگر سینما با اشاره به اینکه انسان با مرگ زندگی می‌کند، گفت: «چرخش کیهانی به صورت تمثیلی و نمادین مرگ را یادآور می‌شود. شب مرگ روز است و روز مرگ شب. همینطور آئین شب یلدا در واقع پایان مرگ و آغاز هستی است و ما مرز مرگ و هستی را جشن می‌گیریم. جشن بیم و آینده در هم تنیده می‌شود، در حقیقت آینده است که گذشته را می‌سازد.»

    این شاعر معتقد است که آینده است که گذشته را می‌سازد، نه گذشته آینده را. آینده همواره مفهوم مرگ را در خود دارد چون زمان حال را می‌کشد و به گذشته تبدیل می‌کند.«آینده مرگ آفرین است نه زندگی آفرین. به همین دلیل در ناخودآگاه از آینده می‌ترسیم.»

    این مستندساز با اشاره به سنت مومیایی کردن اجساد توسط مصریان ادامه داد: «در مصر کهن، بدن نشانه زندگی بود و از روح خبری نبود. بنابراین بدن نباید از بین می‌رفت، حتی وسایل شخصی و مورد نیاز برای زندگی دیگر را نیز با او دفن می‌کردند. کتاب مردگان در مصر و تبت مهمترین نشان دهنده مسیر مرگ است اینکه چطور خدایان بدن یک مرده را حمل می‌کنند بدنی که در واقع نمرده بلکه هستی تغییر شکل داده است.»

    او به زندگی مارها اشاره کرد و گفت: «در اسطوره‌های کهن مار به دلیل پوست اندازی نشانه زندگی متوالی است به همین دلیل معمولاً در نقاشی‌ها دهان و دم مار را به هم وصل می‌کردند. مار ما را با مرگ آشنا می‌کند و نمی‌گذارد از مرگ بگریزیم و با زندگی جاودانه دچار غرور شویم. اگر هستی همواره در یک حالت بود خودمان را می‌باختیم.»

    او گفت: «مرگ با تاریخ پیوستگی تنگاتنگ دارد. همواره در کنار زندگان مردگان هستند. زندگان در کنار مردگان احساس هستی دارند. بنابراین اگر آثار مردگان را از بین ببریم آنها را حذف نکرده ایم بلکه خودمان را حذف کرده ایم. ناخودآگاه ما انباشت هستی گذشته است. وقتی قبرستانی را از بین می بریم خودمان را از بین برده ایم.»

    در خاتمه نیز اردشیر صالح پور به هفت بخش عزاداری ایل بختیاری اشاره کرد.

  • اثر هزارساله به موزه بریتانیا رسید

    اثر هزارساله به موزه بریتانیا رسید

    به گزارش ایسنا به نقل از آرت‌دیلی،  این مُهر باستانی که حدود هزار سال قدمت دارد، یکی از پنج اثر مشابه خود است که تاکنون سالم باقی مانده‌اند.

    این مُهر  همچنین آخرین اثر این مجموعه بود که در یک مجموعه خصوصی نگهداری می‌شد، اما حالا برای انجام مطالعات بیشتر به موزه بریتانیا تعلق پیدا کرده است.

    از این مُهر برای تایید هویت و اصالت نامه یا سند استفاده می‌شده و به نظر می‌رسد مالک این اثر آن را همچون گردنبند یا نشان از گردن خود می‌آویخته است.

    این مُهر نشاگر فرهنگ گسترده اسناد در زمان مربوطه است چرا که از مُهرهای مشابه برای ارسال نامه‌ها، دریافت مالیات املاک، ارسال پیشکش از سوی پادشاه و … استفاده می‌شده است.

    دو مُهر دیگر که از لحاظ ساختار و دوره ساخت با این مُهر تطابق دارند، سال‌ها است که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شوند و این سومین اثر از این مجموعه خواهد بود که به متعلقات این موزه اضافه می‌شود.

    مدیر بخش مجموعه آثار قرون وسطایی بریتانیا و اروپای این موزه می‌گوید: «مفتخریم که این اثر ارزشمند را به مجموعه آثار این موزه اضافه کرده‌ایم. چنین آثاری بسیاری نادر هستند و این مُهر اثری است که ما را به لحظه‌ای حیاتی در تاریخ نزدیک می‌کند.»

    انتهای پیام